شبکه ایرانیاران (مؤسس ویکتوریا آزاد)
4.32K subscribers
11.5K photos
17.4K videos
48 files
4.97K links
کانال رسمی تلگرامی شبکه ایرانیاران
https://t.me/iranyarannetwork1398

توییتر؛ victoriaazad24@

📲فیلم، صدا، عکس، خبر و پیام‌ خود را بفرستید: 📩 T.me/vicazad98

تفاهم‌نامه: fa.petitions.net/iranyarannetwork
وبسایت ویکتوریا آزاد
https://victoriaazad.com/
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💠 پرزیدنت ترامپ: فشار بر اسرائیل یعنی پاداش دادن به حماس — من در آن اردوگاه نیستم

در ادامه مواضع صریح و قاطع دولت ایالات متحده علیه گروه‌های تروریستی، پرزیدنت ترامپ بار دیگر هرگونه فشار برای راه‌حل بلندمدت به زیان اسرائیل را رد کرد. او ضمن اشاره به پیامدهای چنین اقداماتی، هشدار داد که این رویکرد در واقع پاداشی به حماس تلقی می‌شود — موضوعی که به گفته او «کاملاً مردود» است.

🔴ترجمه ویدیو:

خبرنگار:
«آیا در حال حاضر هیچ فایده‌ای در فشار بر اسرائیل برای دستیابی به نوعی راه‌حل بلندمدت وجود دارد؟»

☀️پرزیدنت ترامپ:
«خب، شما می‌تونید این استدلال رو مطرح کنید که در واقع دارید به افراد پاداش می‌دید — یعنی دارید به حماس پاداش می‌دید، اگر این کار رو انجام بدید.
و من فکر نمی‌کنم اونا باید پاداش بگیرن، بنابراین صادقانه بگم من در اون اردوگاه نیستم.
بهتون اطلاع می‌دیم که کجا هستیم، ولی من در اون اردوگاه نیستم.
چون اگه این کار رو بکنید، واقعاً دارید به حماس پاداش می‌دید — و من قصد ندارم چنین کاری انجام بدم.»

President Trump: Pressure on #Israel means rewarding #Hamas — I'm not in that camp

Continuing the clear and firm stance of the United States government against terrorist groups, President Trump once again rejected any pressure for a long-term solution that harms Israel. He pointed to the consequences of such actions and warned that this approach is actually a reward to Hamas — something he called "completely unacceptable."

Video translation:

Reporter:
"Is there currently any benefit in pressuring Israel to achieve some kind of long-term solution?"

☀️President Trump:
"Well, you can argue that you are actually rewarding people — that is, rewarding Hamas if you do that.
And I don't think they should be rewarded, so frankly, I'm not in that camp.
We'll let you know where we stand, but I'm not in that camp.
Because if you do that, you are really rewarding Hamas — and I don't intend to do that."

💎 @iranyarannetwork1398
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔹🔹صلح در غزه و تسلیم کردن حماس، محصول جنگ و دیپلماسی اسرائیل و آمریکاست!

✍️ ویکتوریا آزاد
جمعه - 18 مهر 1404

توافق صلح میان اسرائیل و حماس نه نتیجه فشارهای بین‌المللی یا ابتکارات نمادین عربی، بلکه حاصل دو روند مکمل است:

از یک سو حملات نظامی مؤثر ارتش اسرائیل (IDF) به رهبری بنیامین نتانیاهو که ساختار فرماندهی و لجستیک حماس را در غزه از هم پاشید و از سوی دیگر دیپلماسی قاطع و هوشمندانه آمریکا (بخوان ترامپ) که قطر را وادار به عقب‌نشینی و همراهی با طرح صلح کرد.

🔴 پس از حمله اسرائیل به رهبران حماس در خاک قطر، دوحه که خود را در معرض خطر مستقیم می‌دید، از آمریکا تضمین امنیتی خواست.
ترامپ پاسخ داد: «امنیت در گرو صلح است.»
به‌این‌ترتیب قطر، میزبان و تأمین‌کننده مالی حماس، خود به عامل فشار بر حماس تبدیل شد تا گروگان‌ها را آزاد کند و با آتش‌بس موافقت نماید.

🔴 در همین حال، پیشروی‌های ارتش اسرائیل در غزه چنان گسترده و دقیق بود که دوحه دریافت ادامه جنگ می‌تواند به حذف کامل حماس از صحنه سیاسی و نظامی بینجامد.
از این رو، قطر تصمیم گرفت با پذیرش توافق، حداقل بخشی از نفوذ خود را حفظ کند و از درگیری مستقیم با آمریکا و اسرائیل بگریزد.

🔴 خدمتی که اسرائیل در این روند به مردم فلسطین و جهان کرد، غیرقابل انکار است.
به‌قول دونالد ترامپ، «کار کثیف را اسرائیل برای ما انجام داد» — زیرا بدون حضور و دلاوری ارتش اسرائیل، فلسطین همچنان در باتلاق یک جنگ فرسایشی می‌ماند و به‌عنوان بازوی نیابتی جمهوری اسلامی، تروریسم جهانی را فربه‌تر می‌کرد.

🔹 نتیجه روشن است:
اسرائیل در میدان نبرد پیروز شد،
آمریکا در دیپلماسی پیروز شد،
و جمهوری اسلامی ایران، که سال‌ها سرمایه سیاسی و مالی خود را در حمایت از حماس و قطر خرج کرده بود بازنده مطلق این معادله است.

Peace in Gaza and the Surrender of Hamas — the Product of Israeli and American War and Diplomacy!

✍️ Victoria Azad
Friday – October 10, 2025


The peace agreement between Israel and Hamas is not the result of international pressure or symbolic Arab initiatives, but rather the outcome of two complementary processes:

On one hand, the effective military operations of the Israeli Defense Forces (IDF) under the leadership of Benjamin Netanyahu, which dismantled Hamas’s command and logistics structure in Gaza; and on the other, the firm and strategic diplomacy of the United States (read: Trump), which forced Qatar to retreat and align itself with the peace plan.

🔴 After Israel’s strike on Hamas leaders on Qatari soil, Doha—facing direct threat—requested security guarantees from the United States.
Trump’s response was clear: “Security comes through peace.”
Thus, Qatar, once the host and financier of Hamas, became a source of pressure on Hamas to release hostages and agree to a ceasefire.

🔴 Meanwhile, the IDF’s advances in Gaza were so precise and extensive that Doha realized continuing the war could lead to Hamas’s complete eradication from the political and military scene.
Therefore, Qatar chose to accept the agreement to preserve at least a fraction of its influence and to avoid direct confrontation with the U.S. and Israel.

🔴 The service Israel rendered to the Palestinian people and to the world through this process is undeniable.
As Donald Trump put it, “Israel did the dirty work for us.”
Without the courage and presence of the Israeli army, Palestine would have remained trapped in a war of attrition—continuing to serve as the proxy arm of the Islamic Republic and fueling global terrorism.

🔹 The outcome is clear:
Israel won on the battlefield,
the United States won through diplomacy,
and the Islamic Republic of Iran—after years of investing its political and financial capital in Hamas and Qatar—stands as the absolute loser in this equation.

لینک توییت
https://x.com/victoriaazad24/status/1976707664462872703?s=46&t=auKQyaXoKCMkBcgLlMbZ4Q

💎 @iranyarannetwork1398
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✍️ شکاف درونی در حماس؛ نشانهٔ فروپاشی ایدئولوژیک و سیاسی

ویکتوریا آزاد
دوشنبه ۲۲ مهر ۲۵۸۴

به ‌نظر می‌رسد حماس پس از پذیرش طرح‌های جامعه جهانی برای آزادی گروگان‌ها و پایان جنگ، وارد مرحله‌ای از بحران درونی و تصفیه‌های داخلی شده است.
گزارش‌های میدانی حاکی از آن است که تاکنون دست‌کم ۳۲ فلسطینی به‌دست خود حماس در غزه اعدام شده‌اند؛ افرادی که به مخالفت با تصمیمات رهبری متهم شده‌اند. ( ویدئو ضمیمه)

این رخداد نه غیرمنتظره، بلکه کاملاً قابل پیش‌بینی بود.
در گروه‌هایی با ساختار بسته و ایدئولوژی نظامی ـ مذهبی مانند حماس، هرگونه عقب‌نشینی سیاسی یا تمایل به مذاکره، از سوی جناح‌های تندرو به‌مثابه خیانت تعبیر می‌شود. هنگامی که رهبران سیاسی در برابر فشارهای بین‌المللی ناچار به نرمش می‌شوند، شاخه‌های نظامی برای حفظ «مشروعیت مقاومت» به خشونت درونی متوسل می‌گردند.

ماهیت این‌گونه سازمان‌ها ترکیبی از ایدئولوژی مذهبی، ساختار مافیایی و وفاداری قبیله‌ای است. اختلافات در آن نه با گفت‌وگو یا سازوکار قانونی، بلکه با حذف فیزیکی، ترور و ارعاب حل‌وفصل می‌شود؛ الگویی که در حزب‌الله لبنان، سپاه قدس ایران و حتی در داعش نیز مشاهده شده است.

بنابراین، اعدام مخالفان داخلی در حماس را باید نه صرفاً یک جنایت، بلکه نشانهٔ آغاز فروپاشی ساختاری و روانی این گروه دانست.
سازمانی که به‌جای مقابله با دشمن خارجی، سلاح خود را به‌سوی درون گرفته، در مسیر زوال قرار دارد.

با این تحولات، حماس از یک نیروی «مقاومت» به یک نیروی بحران‌زده، متهم به خیانت و گرفتار جنگ داخلی پنهان تبدیل شده است. شکاف میان شاخهٔ سیاسی (وابسته به قطر و قاهره) و شاخهٔ نظامی (یگان‌های عزالدین قسام) دیگر قابل ترمیم نیست.

در نهایت، فروپاشی درونی حماس نه‌تنها نتیجهٔ جنگ و فشار خارجی، بلکه محصول تناقض ذاتی میان شعار ایدئولوژیک و واقعیت سیاسی است؛ تناقضی که دیر یا زود هر نظام توتالیتر را از درون می‌بلعد.

#تحلیل_سیاسی
#حماس
#اسراییل
#ترامپ

Internal Rift in Hamas: A Sign of Ideological and Political Collapse

By Victoria Azad
Monday, October 14, 2025

It appears that Hamas, after accepting international proposals for the release of hostages and the end of the war, has entered a phase of internal crisis and purges.
Field reports indicate that at least 32 Palestinians have been executed by Hamas in Gaza — individuals accused of opposing the leadership’s recent decisions. (Video attached)

This development is not unexpected but entirely predictable.
In organizations with closed, militant-religious structures like Hamas, any form of political retreat or willingness to negotiate is viewed by hardliners as an act of betrayal.
When political leaders are forced to show flexibility under international pressure, the military wings often resort to internal violence to preserve the “legitimacy of resistance.”

The nature of such organizations is a mixture of religious ideology, mafia-like hierarchy, and tribal loyalty.
Conflicts are not resolved through dialogue or institutional mechanisms, but rather through physical elimination, intimidation, and terror — a pattern also seen in Hezbollah in Lebanon, Iran’s Quds Force, and even ISIS.

Therefore, the execution of internal opponents by Hamas should be seen not merely as a crime but as a sign of structural and psychological disintegration.
An organization that turns its weapons inward instead of facing the external enemy is already on the path to self-destruction.

With these developments, Hamas has transformed from a so-called “resistance movement” into a crisis-ridden entity, accused of betrayal and trapped in a covert internal war.
The divide between its political wing (backed by Qatar and Cairo) and its military wing (the al-Qassam Brigades) has become irreparable.

Ultimately, Hamas’s internal collapse is not just the result of war and external pressure but the inevitable outcome of its own contradictions — between ideological slogans and political reality — a contradiction that, sooner or later, consumes every totalitarian system from within.

#PoliticalAnalysis
#Hamas
#Israel
#Trump

💎 @iranyarannetwork1398
⭕️ توافق و صلح بین اسرائیل و حماس، آغاز پایان عصر اسلام بنیادگرا و یهودی ستیزی در خاورمیانه

✍️ ویکتوریا آزاد
جمعه - 25 مهر 1404

۱. از شریعتی تا امروز؛ فلسفه‌ای که با واقعیت سازگار نشد

دکتر علی شریعتی یکی از نخستین متفکران در ایران بود که در قرن بیستم کوشید میان «اسلام انقلابی» و «عدالت اجتماعی» پلی بزند. در نگاه او، مسئلهٔ فلسطین فقط یک نزاع سیاسی نبود، بلکه نماد تقابل میان مستضعف و مستکبر، حق و باطل، و شرق و غرب بود.

اسرائیل در اندیشهٔ شریعتی، «پروژهٔ استعمار غرب» و فلسطین «وجدان بیدار امت اسلامی» بود؛ یهودی ستیزی بخش بزرگی از اندیشه اسلام گرایان و چپ هاست همان نقطه‌ای که در آن، اسلام‌گرایی و چپ‌گرایی با هم همصدا میشوند.

در دهه‌های ۵۰ و ۶۰ میلادی، این دو جریان — مارکسیسم ضدامپریالیستی و اسلام انقلابی و‌یهودی ستیز — در نگاه به اسرائیل و فلسطین به وحدت نظری رسیدند: هر دو معتقد بودند که ریشهٔ بحران در «نظام سرمایه‌داری جهانی» و «سلطهٔ غرب» است، و آزادی فلسطین باید از مسیر مبارزهٔ مسلحانه، انقلاب و نفی سازش با یهودیان و امپریالیسم به دست آید.

اما آنچه در تئوری، یک آرمان مقدس بود، در عمل به بن‌بست رسید. پس از واقعه ضدبشری ۷ اکتبر در مرز غزه و تلفات سنگین جوانان اسراییلی ، دیگر اسراییل مثل هفتاد سال گذشته برخورد نکرد اینبار اسراییل، غزه را به عنوان پایگاه تروریستهای فلسطینی و نیابتی های جمهوری اسلامی جارو کرد و نشان داد که دیگر هیچ مدارایی در کار نیست. نتیجه برخورد قاطع اسراییل با مهاجمان نظامی و تروریست های فلسطینی، شکست کامل حماس و جمهوری اسلامی را در میدان موجب شد.

فلسطینِ امروز نه جبهه‌ای انقلابی بلکه ملتی تشنه صلح و آبادی است و اسرائیل نه پایگاه موقت امپریالیسم، بلکه واقعیتی ژئوپولیتیک با ساختار پایدار اقتصادی و نظامی است.

۲. وقتی واقعیتها بر بنیادگرایی مذهبی و یهودی ستیزی غلبه می‌کند


تلاشهای مشترک امریکا به رهبری پرزیدنت ترامپ و اسراییل به رهبری نتانیاهو موجب توافق اخیر اسرائیل و حماس شد و این معنایی فراتر از یک آتش‌بس دارد. این توافق، در واقع پایان یک قرن تحمیل یک جریان تروریستی با یک ایدئولوژی افراطی به مردم خاورمیانه است. این توافق بشارت صلح پایدار در خاورمیانه پس از ۷۰ سال جنگ‌ بین فلسطین و اسراییل است!

حماس همچون جهاد اسلامی، حشد الشعبی و حزب الله لبنان به عنوان بازوهای رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی در منطقه همگی براساس انکار موجودیت اسرائیل بنا شدند، اما امروز دیدیدم که چگونه حماس ناچار به گفت‌وگو با همان دشمن تاریخی خود شد و این نه از سر سازش، بلکه از سر تحمیل واقعیتها ست:

به همین ترتیب، آرمان‌های چپ‌گرایان عرب، از ناصر تا قذافی، از عرفات تا بعث، یکی پس از دیگری فروپاشیدند.
شعارهای ضد‌امپریالیستی و ضد‌صهیونیستی جای خود را به سیاست بقا، خواست رشد اقتصادی و عمل‌گرایی داده‌اند.
از قطر تا امارات، از عربستان تا مصر، همه دریافتند که
واقعیت منطقه نه با شعار بلکه با توازن منافع اداره می‌شود.

۳. آغاز پایان عصر بنیادگرایی مذهبی

اگر روزی دکتر شریعتی از «اسلام علیه استعمار» سخن می‌گفت، امروز نسل جدید خاورمیانه از «انسان علیه فقر، خشونت و تباهی» سخن می‌گوید. آرمان، جای خود را به معیشت، شوق زندگی، خواست آزادی، دکوکراسی، سکولاریسم و عقلانیت سیاسی داده است.

صلح میان اسرائیل و حماس را می‌توان نقطهٔ عطفی تاریخی دانست، جایی که شعارهای چپها و اسلام‌گرایان هم‌زمان شکست می‌خورند و واقعیت خود را بر ذهنیت قرن بیستم تحمیل می‌کند.

این نه پایان فلسطین است، نه پیروزی اسرائیل، بلکه آغاز دوره‌ای است که در آن خاورمیانه ناگزیر می‌شود از زیر سایهٔ ایدئولوژی ها و یهودی ستیزی بیرون بیاید و با زبان منافع، توسعه و بقا سخن بگوید.آنها که به این دگردیسی باور ندارند طبعا از دور خارج میشوند یا داوطلبانه یا به زور.

در پایان سخنم را با آنچه پرزیدنت بنیامین نتانیاهو دنبال میکند تمام میکنم؛

بنیامین نتانیاهو:
‏«اسرائیل امروز سدی در مقابل اسلام افراطی است.»

#ویکتوریا_آزاد

لینک توییت به انگلیسی👇
https://x.com/victoriaazad24/status/1979141044387152376?s=46&t=auKQyaXoKCMkBcgLlMbZ4Q


💎 @iranyarannetwork1398
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM