ایران بریفینگ
7.43K subscribers
21.5K photos
28.5K videos
38K links
هدف ما؛اطلاع رسانی نقض حقوق بشر توسط نهادهای امنیتی و نظامی درایران است.
سایت:
www.irbr.news


توییتر:
twitter.com/irbriefing

ارتباط با مخاطبین در تلگرام :

@iranbriefing
Download Telegram
قسمت اول / عزت‌الله شاهی از جمله زندانیان سیاسی پیش از انقلاب اسلامی است که از اوائل دهه پنجاه نزدیکی فکری با #هیات_موتلفه داشته اما هرگز عضو #حزب_موتلفه_اسلامی نمی‌شود.
وی از اولین روزهای انقلاب در تاسیس «کمیته های انقلاب اسلامی» نقش داشته و خود نیز اولین فرمانده اطلاعات کمیته انقلاب اسلامی،می‌شود، که علیرغم چند تغییر در فرماندهی #کمیته_انقلاب_اسلامی به احاظ حساسیت و‌ اهمیت جایگاهش در این سمت باقی می‌ماند.
عزت شاهی را باید «مبدع زندانهای خودسرانه» در جمهوری اسلامی دانست، چرا که خودش با شرح دقیق و آدرس توضیح می دهد که چگونه از خانه های مصادره‌ای زندان و بازداشتگاه ساخته،زندانهایی که حتی«شورای انقلاب» هم از آنها مطلع نبودند و به آنها پاسخگو هم نبوده‌.
او خودش معترف است که شكنجه گر بوده.
كتاب خاطرات وی در زمانی منتشر شد که «گروه‌های فشار و آتش به اختیارهای خودسر» جان دوباره یافته بودند از همین رو شايد با انگيزه تائيد و تشويق آنان که همان كارهای عزت شاهی هستند و يا به راه و روش او می‌روند و يا بايد بروند انتشار يافته باشد.
در خاطرات وی نكات و ناگفته های بسياری از دوران انقلاب وجود دارد كه عجیب و حتی باورنکردنی‌است.
شرحی در باره تشكيل كميته‌های انقلاب، حمله به پادگان‌ها و كلانتری‌ها، پخش سلاح در ميان مردم، آنچه در مدرسه علوی و رفاه (محل استقرار خمينی) می‌گذشت، شب اعدام نصيری، رحيمی، ناجی و ديگر ژنرال های شاه روی بام مدرسه رفاه، نخست وزير شدن #مهدی_بازرگان در مدرسه رفاه و رفت آمد رجوی و مسعود خيابانی رهبران مجاهدين خلق به همين مدرسه و محل اقامت خمينی، اعدام های سليقه‌ای دستگير شدگان، اختلافات درونی به قدرت دست يافتگان و خاطراتی از چهره هائی مانند مهدوی كنی، علی فلاحيان، ناطق نوری، موسوی تبریزی دادستان كل انقلاب و اختلافاتش با #اسدالله_لاجوردی داستان مخوف اوين و…
وی موسسین کمیته ها را اینگونه معرفی می‌کند: «صادق اسلامی، مهدوی كنی، باقری كنی، مطهری، ناطق نوری، بهزاد نبوی، محمد موسوی، الويری‌، خسرو تهرانی، قنادها (مصطفی و علی) و من از اولين نفرات شكل‌دهنده كميته انقلاب اسلامی بوديم،مهدوی كنی مسئول كميته و #بهزاد_نبوی مسئول روابط عمومی بودند و بعد از مهدوی كنی، مسئوليت به ناطق نوری و بعد به آقای باقری كنی واگذار شد.»

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍4
ایران بریفینگ
قسمت نهم / اگرچه در طول جنگ #اکبر_هاشمی_رفسنجانی فرمانده جنگ بود اما محسن رضایی خود را فصل الخطاب جنگ می‌دانست، خودسری‌ در انجام #عملیات_کربلای_۴ و یا #عملیات_والفجر_هشت یکی از ده‌ها لجاجت و ندانم‌کاری‌های اوست. همین توهم فصل الخطاب بودن باعث می‌شود که او…
قسمت یازدهم / محسن مسگرانی رفیقدوست زادهٔ ۱۳۱۹ در میدان خراسان تهران است.
پدرش استاد یعقوب آبکار و سماور ساز بود، قدیمی‌های تهران از پدرش بر خلاف او به نیکی یاد می‌کنند، کاسبی بی آزار بود، برخی روایت‌ها هم وجود دارد که خانواده رفیقدوست از یهودیان سمنانی بودند که به علت اذیت و آزار مسلمانان مهاجرت می‌کنند و به جنوب تهران می‌آیند و این بار تصمیم می‌گیرند بر یهودی بودنشان اصرار نورزند و بیانش نکنند.
#محسن_رفیق_دوست ابتدایی را در دبستان رازی در میدان خراسان، خیابان لرزاده گذراند و در دوره راهنمایی در مدرسه بهبهانی در محلهٔ سرچشمه بود که به علت بی انضباطی و شرارت‌های پی در پی از مدرسه اخراج شد و درس را رها کرد، او بعدها مدعی شد به علت فعالیتهای سیاسی از مدرسه اخراج شده فعالیتی که به آتش زدن مغازه ها و شکستن شیشه های بانک و… ختم می‌شد.
#محسن_رفیقدوست در کتاب خاطرات و زندگینامه‌اش ورای اغراق‌ها و دروغگویی‌های بسیار گفته است:«در جریان ملی شدن صنعت نفت از محمد مصدق حمایت کرده‌ ولی وقتی میان مصدق و کاشانی اختلاف می‌افتد به ابوالقاسم کاشانی گرایش پیدا می‌کند.»
این در حالی است که رفیقدوست در زمان ملی شدن صنعت نفت نه یا ده ساله بوده‌.
محسن رفیق‌دوست نیز همچون بسیار دیگر از انقلابیون حاکم در سال ۱۳۴۸ با سعید محسن و محمد حنیف‌نژاد از سران مجاهدین خلق ارتباط یافت و به همراه #سید_علی_اندرزگو به همکاری با آن‌ها پرداخت.
این همکاری در زمینهٔ تأمین اسلحه و مهمات #سازمان_مجاهدین_خلق_ایران از لبنان به ایران بود.
رفیقدوست در مرداد ۵۴ دستگیر شد و به اتهام آتش زدن بانک صادرات شعبه عباس آباد و سوختن و مرگ یک کارمند بانک به ۱۵ سال زندان محکوم می‌شود، اما در کمتر از ۶ ماه با عفو آریامهری آزاد می‌شود، در همین دوران زندان است که به #حزب_موتلفه_اسلامی می‌پیوندد.
در کارنامه رفیق دوست پیش از انقلاب قتل‌های بی‌شماری وجود دارد:«او سال ۱۳۵۳ یک زن به نام شهلا فدایی را به اتهام اینکه کارگر جنسی است می‌کشد اما بعدها مشخص می‌شود خدمتکار رخت شور بوده و در خانه دیگران خدمت می‌کرده.
سال ۱۳۵۵ نیز یک عکاس را به نام حیدر ضرابی در خیابان ژاله با ضربات چاقو میکشد که مدعی بوده ساواکی بوده اما بعدها مشخص می‌شود نه تنها ساواکی نبوده بلکه جاسوس یک گروه چریکی بوده.
#سرداران_دیروز_سرباران_امروز
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍5🤯1