Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آتش، دود، تیراندازی و صدای مهیب انفجار. اینها تصاویری بودند که شنبهشب، ۲۳ مهر ۱۴۰۱، در اوج اعتراضات سراسری بعد از کشته شدن مهسا امینی، از زندان اوین، در دامنه کوه البرز، بزرگترین و بدنامترین زندانی که مخالفان سیاسی ایران را در خود جا داده، منتشر شد.
اکنون دو سال از #آتشسوزی_زندان_اوین گذشته و تنها روایت مسئولان این زندان و قوه قضائیه، بر اقدام به «درگیری، شورش، تخریب و آتشسوزی» برخی از زندانیان قرنطینه بند ۷ و در نهایت سرکوب آنها تمرکز داشته است. این روایت نه تنها سوالات بسیاری را بیپاسخ گذاشته بلکه از آنچه آن شب در بندهای دیگر اوین گذشت، چیز زیادی به ما نمیگوید.
از سوی دیگر، زندانیان و شاهدانی وجود دارند که روایت آنها بر اساس اتفاقاتی که در روزهای پیش از آتشسوزی در بندهای مختلف رخ داده، نشان از این دارد که زندانبانها از احتمال وقوع یک «اتفاق، شورش یا آتشسوزی» در زندان اطلاع داشتند.
بر پایه این شواهد، سوالات زیادی درباره انگیزه و استراتژی مسئولان زندان در برخورد با شورش احتمالی ایجاد شده است. اگر آنها از پروژه به قول خودشان «یک شورش» در زندان آگاه بودند، چرا به جای «خنثی کردن» آن، خود را برای «عملی شدن»اش آماده میکردند؟ آیا تغییرات امنیتی اجرا شده، به «امنیت» زندان کمک کرده یا برعکس «امنیت زندانیان را در معرض خطر» قرار داده؟ آیا این اتفاق «صحنهسازی زندانبانها برای سرکوب در داخل و ارعاب در بیرون زندان» بوده است؟
زندانیانی که در بندهای مختلف اوین بودند از تغییراتی غیرمتعارف در روزهای قبل از وقوع آتشسوزی خبر میدهند که یکی از مهمترین آنها، جمع کردن «کپسولهای اطفای حریق» به بهانه تعمیر است.
مسعود مصاحب، زندانی دوتابعیتی ایرانی-اتریشی که در شب آتشسوزی زندان اوین در بند ۴ زندانی بود، میگوید نه تنها به برخی از مسئولان سابق دولتی، که به دلیل فساد مالی یا مسائل امنیتی زندانی بودند؛ چند روز قبل از آتشسوزی مرخصی داده بودند، بلکه دو روز قبل از آتشسوزی نیز چند سرباز کسپولهای ضد حریق را از بند آنها با خود بردند.
اتفاق مشابهی هم در بند زنان رخ داد. یک روز قبل از آتشسوزی، کپسولهای اطفاء حریق را از بند زنان خارج کردند: «گفته بودند که باید آنها را عوض کنیم»
ین زندانی سیاسی سابق بر اساس مشاهداتش تاکید میکند سازمان زندانها و زندانبانها از قبل در جریان آتشسوزی اوین بودند.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
اکنون دو سال از #آتشسوزی_زندان_اوین گذشته و تنها روایت مسئولان این زندان و قوه قضائیه، بر اقدام به «درگیری، شورش، تخریب و آتشسوزی» برخی از زندانیان قرنطینه بند ۷ و در نهایت سرکوب آنها تمرکز داشته است. این روایت نه تنها سوالات بسیاری را بیپاسخ گذاشته بلکه از آنچه آن شب در بندهای دیگر اوین گذشت، چیز زیادی به ما نمیگوید.
از سوی دیگر، زندانیان و شاهدانی وجود دارند که روایت آنها بر اساس اتفاقاتی که در روزهای پیش از آتشسوزی در بندهای مختلف رخ داده، نشان از این دارد که زندانبانها از احتمال وقوع یک «اتفاق، شورش یا آتشسوزی» در زندان اطلاع داشتند.
بر پایه این شواهد، سوالات زیادی درباره انگیزه و استراتژی مسئولان زندان در برخورد با شورش احتمالی ایجاد شده است. اگر آنها از پروژه به قول خودشان «یک شورش» در زندان آگاه بودند، چرا به جای «خنثی کردن» آن، خود را برای «عملی شدن»اش آماده میکردند؟ آیا تغییرات امنیتی اجرا شده، به «امنیت» زندان کمک کرده یا برعکس «امنیت زندانیان را در معرض خطر» قرار داده؟ آیا این اتفاق «صحنهسازی زندانبانها برای سرکوب در داخل و ارعاب در بیرون زندان» بوده است؟
زندانیانی که در بندهای مختلف اوین بودند از تغییراتی غیرمتعارف در روزهای قبل از وقوع آتشسوزی خبر میدهند که یکی از مهمترین آنها، جمع کردن «کپسولهای اطفای حریق» به بهانه تعمیر است.
مسعود مصاحب، زندانی دوتابعیتی ایرانی-اتریشی که در شب آتشسوزی زندان اوین در بند ۴ زندانی بود، میگوید نه تنها به برخی از مسئولان سابق دولتی، که به دلیل فساد مالی یا مسائل امنیتی زندانی بودند؛ چند روز قبل از آتشسوزی مرخصی داده بودند، بلکه دو روز قبل از آتشسوزی نیز چند سرباز کسپولهای ضد حریق را از بند آنها با خود بردند.
اتفاق مشابهی هم در بند زنان رخ داد. یک روز قبل از آتشسوزی، کپسولهای اطفاء حریق را از بند زنان خارج کردند: «گفته بودند که باید آنها را عوض کنیم»
ین زندانی سیاسی سابق بر اساس مشاهداتش تاکید میکند سازمان زندانها و زندانبانها از قبل در جریان آتشسوزی اوین بودند.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing