📌محاکمهی انقلاب و دموکراسی تونس در پرتو حکم صادره علیه غنوشی
درسها و عبرتها
✍️ابوبکر کاروانی
سوم ماه ژوئن جاری، دادگاهی در تونس، حکم حبس ابد را برای «راشد غنوشی» اندیشمند، سیاستمدار دارای پیشینهی اسلامی و رهبر جنبش النهضه صادر کرد! حکمی که در جوهر خود، محاکمهی انقلاب، آزادی، استقلال قوه قضاییه و عدالت بود؛ چرا که این رخداد، برآمده از کودتا، پشتکردن به ارزشهای انقلاب، بازگشت شکل جدیدی از سرکوب و انزوای سیاسی، و تراشیدن بهانه برای گشودن درهای زندان به روی تمامی نیروها و کسانی است که دستکم واقعیت کودتا را رد میکنند و خواهان بازگشت تونس به مسیر دموکراتیک خود هستند. همزمان و در همین چارچوب، رئیس اتحادیهی قدرتمند و نامدار کارگران تونس اعلام کرد که حکومت هیچ فرصتی برای اصلاحات، تغییر و گفتگوهای جدی باقی نگذاشته است. تجربهی تونس به عنوان شعلهی آغازین خیزشهای بهار عربی، و سرنوشت انقلاب و غنوشی در زندان، سخنان بسیاری برای ما دارد، از جمله:
۱- خطر نیمهانقلاب: (که انقلابهای تونس و مصر از این دست بودند)؛ امتزاج و درآمیختگی دیدگاه اصلاحطلبانه و انقلابی در چرخهی تغییرات عمیق تاریخی و دستنزدن به زیرساختهای استبداد و نهادهای وابسته به آن، بعدها به مادهی اولیهی کودتا و هیزم آتش مداخلات خارجی و پدیده «ضدانقلاب» تبدیل میشود.
۲- لزوم توافق در دورهی گذار: تأکید بر این واقعیت که دوران گذارِ پس از تغییرات بزرگ و آنچه انقلاب نامیده میشود، با رقابتهای معمول و شرایط عادی میان احزاب، جریانها و قواعد اکثریت و اقلیت در لوای دموکراسی همخوانی ندارد. انقلابیون باید با همگرایی، سازش و گردآمدن حول یک برنامهی مشترک، وظایف این مرحله را پیش ببرند؛ در غیر این صورت، این وضعیت منجر به سقط جنین انقلاب، سلب اعتبار انقلابیون و بازگشت سرکوبگری خواهد شد.
۳- نقص ساختار فکری اخوانی: در شرایط انقلابی، همانقدر که گشایش سیاسی و باور به تکثرگرایی لازم است، به همان اندازه نیز روحیهی انقلابی، به سرانجام رساندن وظایف انقلاب و برکندن پایههای استبداد و سرکوب ضرورت دارد. یکی از چالشهای عقلانیت اخوانی در مصر و تونس در همین نکته نهفته بود؛ عقلانیتی که از نظر فکری به اندازهی کافی انقلابیخواه نبود و از نظر سیاسی کمتجربه، به طوری که توطئهها به آسانی بر آن تحمیل میشد. این جریان نتوانست (و البته بخشی از آن را هم نگذاشتند که این خود روی دیگرِ نتوانستن است) اجماع ملی ایجاد کند و در بزنگاههای لازم، تصمیمات انقلابی بگیرد.
۴- بدفرجام بودن ستیزهجویی ایدئولوژیک: مخالفت و ستیزهجویی برخی سکولارهای تندرو با غنوشی و کل جریان اسلامی، فاجعهی دوران گذار در تونس بود که در خدمت زمینهسازی برای کودتا و دفن انقلاب قرار گرفت. آن سکولارهای افراطی فراموش کرده بودند کما اینکه آزادی برای اسلامگرایان سلب شود، برای آنها و هیچکس دیگری نیز باقی نخواهد ماند. از این رو، نباید کینهی ایدئولوژیکِ ذاتگرایانه آنان را کور میکرد تا جایی که دولت، انقلاب و آزادی را فدای شکستدادن یک نیروی رقیب ایدئولوژیک و سیاسی خود کنند؛ اتفاقی که متأسفانه دقیقاً رقم زدند و در مصر نیز داستان به همین شکل تکرار شد؛ به طوری که امروز برخی از همان سکولارهای تندرو در زندانهای تونس به سر میبرند.
۵- پیامدهای پراگماتیسم افراطی و سازشکاری: تجربهی تونس به ما میگوید اگر در همان ابتدا جلو کودتا گرفته نشود، ابطال و خنثیکردن آن در آینده آسان نخواهد بود. ترکیهایها بارها به غنوشی گفتند که باید از همان آغاز با کودتا مقابله کنید، وگرنه کار شما را یکسره خواهد کرد (پرواضح است که تروریست نامیدن النهضه یا کوچکسازی و انزوای کامل آن، بخشی از این برنامه و متممِ رفتاری است که با غنوشی صورت میگیرد). اما متأسفانه عقلانیتِ پسزمینهی اخوانی در برخی زمانها، مکانها و ابعاد، در پراگماتیست بودن و انطباق با شرایط مختلف زیادهروی میکند که این رویکرد همیشه درست نیست؛ چرا که نباید اجازه داد برخی شرایطِ تحمیلی عادیسازی شوند؛ همگام شدن با چنین وضعیتی به اعتبار جریان آسیب میزند و هزینههای سنگینی به همراه خواهد داشت، که از جملهی آنها، تندادن به حاشیهای محدود برای مشروعیتبخشی به بقای خود در سایهی دیکتاتوری و کودتا علیه دموکراسی است.
درسها و عبرتها
✍️ابوبکر کاروانی
سوم ماه ژوئن جاری، دادگاهی در تونس، حکم حبس ابد را برای «راشد غنوشی» اندیشمند، سیاستمدار دارای پیشینهی اسلامی و رهبر جنبش النهضه صادر کرد! حکمی که در جوهر خود، محاکمهی انقلاب، آزادی، استقلال قوه قضاییه و عدالت بود؛ چرا که این رخداد، برآمده از کودتا، پشتکردن به ارزشهای انقلاب، بازگشت شکل جدیدی از سرکوب و انزوای سیاسی، و تراشیدن بهانه برای گشودن درهای زندان به روی تمامی نیروها و کسانی است که دستکم واقعیت کودتا را رد میکنند و خواهان بازگشت تونس به مسیر دموکراتیک خود هستند. همزمان و در همین چارچوب، رئیس اتحادیهی قدرتمند و نامدار کارگران تونس اعلام کرد که حکومت هیچ فرصتی برای اصلاحات، تغییر و گفتگوهای جدی باقی نگذاشته است. تجربهی تونس به عنوان شعلهی آغازین خیزشهای بهار عربی، و سرنوشت انقلاب و غنوشی در زندان، سخنان بسیاری برای ما دارد، از جمله:
۱- خطر نیمهانقلاب: (که انقلابهای تونس و مصر از این دست بودند)؛ امتزاج و درآمیختگی دیدگاه اصلاحطلبانه و انقلابی در چرخهی تغییرات عمیق تاریخی و دستنزدن به زیرساختهای استبداد و نهادهای وابسته به آن، بعدها به مادهی اولیهی کودتا و هیزم آتش مداخلات خارجی و پدیده «ضدانقلاب» تبدیل میشود.
۲- لزوم توافق در دورهی گذار: تأکید بر این واقعیت که دوران گذارِ پس از تغییرات بزرگ و آنچه انقلاب نامیده میشود، با رقابتهای معمول و شرایط عادی میان احزاب، جریانها و قواعد اکثریت و اقلیت در لوای دموکراسی همخوانی ندارد. انقلابیون باید با همگرایی، سازش و گردآمدن حول یک برنامهی مشترک، وظایف این مرحله را پیش ببرند؛ در غیر این صورت، این وضعیت منجر به سقط جنین انقلاب، سلب اعتبار انقلابیون و بازگشت سرکوبگری خواهد شد.
۳- نقص ساختار فکری اخوانی: در شرایط انقلابی، همانقدر که گشایش سیاسی و باور به تکثرگرایی لازم است، به همان اندازه نیز روحیهی انقلابی، به سرانجام رساندن وظایف انقلاب و برکندن پایههای استبداد و سرکوب ضرورت دارد. یکی از چالشهای عقلانیت اخوانی در مصر و تونس در همین نکته نهفته بود؛ عقلانیتی که از نظر فکری به اندازهی کافی انقلابیخواه نبود و از نظر سیاسی کمتجربه، به طوری که توطئهها به آسانی بر آن تحمیل میشد. این جریان نتوانست (و البته بخشی از آن را هم نگذاشتند که این خود روی دیگرِ نتوانستن است) اجماع ملی ایجاد کند و در بزنگاههای لازم، تصمیمات انقلابی بگیرد.
۴- بدفرجام بودن ستیزهجویی ایدئولوژیک: مخالفت و ستیزهجویی برخی سکولارهای تندرو با غنوشی و کل جریان اسلامی، فاجعهی دوران گذار در تونس بود که در خدمت زمینهسازی برای کودتا و دفن انقلاب قرار گرفت. آن سکولارهای افراطی فراموش کرده بودند کما اینکه آزادی برای اسلامگرایان سلب شود، برای آنها و هیچکس دیگری نیز باقی نخواهد ماند. از این رو، نباید کینهی ایدئولوژیکِ ذاتگرایانه آنان را کور میکرد تا جایی که دولت، انقلاب و آزادی را فدای شکستدادن یک نیروی رقیب ایدئولوژیک و سیاسی خود کنند؛ اتفاقی که متأسفانه دقیقاً رقم زدند و در مصر نیز داستان به همین شکل تکرار شد؛ به طوری که امروز برخی از همان سکولارهای تندرو در زندانهای تونس به سر میبرند.
۵- پیامدهای پراگماتیسم افراطی و سازشکاری: تجربهی تونس به ما میگوید اگر در همان ابتدا جلو کودتا گرفته نشود، ابطال و خنثیکردن آن در آینده آسان نخواهد بود. ترکیهایها بارها به غنوشی گفتند که باید از همان آغاز با کودتا مقابله کنید، وگرنه کار شما را یکسره خواهد کرد (پرواضح است که تروریست نامیدن النهضه یا کوچکسازی و انزوای کامل آن، بخشی از این برنامه و متممِ رفتاری است که با غنوشی صورت میگیرد). اما متأسفانه عقلانیتِ پسزمینهی اخوانی در برخی زمانها، مکانها و ابعاد، در پراگماتیست بودن و انطباق با شرایط مختلف زیادهروی میکند که این رویکرد همیشه درست نیست؛ چرا که نباید اجازه داد برخی شرایطِ تحمیلی عادیسازی شوند؛ همگام شدن با چنین وضعیتی به اعتبار جریان آسیب میزند و هزینههای سنگینی به همراه خواهد داشت، که از جملهی آنها، تندادن به حاشیهای محدود برای مشروعیتبخشی به بقای خود در سایهی دیکتاتوری و کودتا علیه دموکراسی است.
👍1😭1
۶- عوامفریبی: گاهی تصمیمگیری بر اساس برخی معیارهای ظاهری و پوپولیستی ــ از جمله تدین فردی، نداشتن ثروت و دارایی، و زندگی ساده و خاکیِ افرادی مانند رئیسجمهور کنونی تونس (که پیش از ریاستجمهوری اینگونه جلوه میکرد) ــ فریبخوردگی و آسیبهای بسیاری به بار میآورد؛ زیرا این موارد بازتابدهندهی سطح پایبندی اخلاقی و دستوری در جایگاه قدرت نیست. متأسفانه تظاهر به دینداری در رفتار رؤسای جمهور کنونی مصر و تونس نقش داشت تا بر شانههای اخوان مصر و النهضه تونس به قلهی قدرت برسند و سپس برای آنها فاجعه بیافرینند! این امر نیز از کمتجربگی سیاسی و نوع نظام تربیتی نشئت میگیرد.
در هر حال، آنچه در حق غنوشی روا داشته شد، ستمی بزرگ است. غنوشی و انقلاب تونس قربانیِ سوءمدیریت در دوران گذار، افراطگرایی ایدئولوژیکِ چپگرایانه، کمتجربگی سیاسی، خوشخیالی، نیمهکاره رها کردن وظایف انقلاب، عملکردهای اصلاحطلبانه در زمانی که نیاز به تصمیمات قاطع انقلابی بود، و البته کابوس مداخلات خارجی شدند. همهی اینها برای ما و دیگر ملتها تجربهای است که باید از آن پند و عبرت گرفت.
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
در هر حال، آنچه در حق غنوشی روا داشته شد، ستمی بزرگ است. غنوشی و انقلاب تونس قربانیِ سوءمدیریت در دوران گذار، افراطگرایی ایدئولوژیکِ چپگرایانه، کمتجربگی سیاسی، خوشخیالی، نیمهکاره رها کردن وظایف انقلاب، عملکردهای اصلاحطلبانه در زمانی که نیاز به تصمیمات قاطع انقلابی بود، و البته کابوس مداخلات خارجی شدند. همهی اینها برای ما و دیگر ملتها تجربهای است که باید از آن پند و عبرت گرفت.
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
👍5😭1
📌 شادکامی؛ راهی به سوی آبادانی روح
✍ نویسنده: #فرزان_خاموشی
✅ یکی از سنتهای تغییرناپذیر الهی در نظام آفرینش، اصل تنوع و دگرگونی است. خداوند متعال جهان را بر پایه یکنواختی نیافریده است. گردش شب و روز، آمدوشد فصلها و تحولات پیوسته طبیعت، همگی نشانههایی از این حقیقتاند که تغییر، جزئی جداییناپذیر از نظام هستی است.
👈 زندگی انسان نیز از همین قاعده پیروی میکند. آدمی روزگاری را در شادی سپری میکند و زمانی را در اندوه؛ گاه در آسایش و رفاه به سر میبرد و گاه با دشواریها و مشکلات روبهرو میشود.
زمانی از نعمت سلامت برخوردار است و زمانی دیگر بیماری را تجربه میکند. روزی سرشار از امید است و روزی دیگر در معرض ناامیدی قرار میگیرد. ثروت و فقر، موفقیت و شکست، همه از فراز و نشیبهایی هستند که در مسیر زندگی انسان رخ میدهند.
➖ قرآن کریم نیز به این حقیقت اشاره کرده و انسان را موجودی معرفی میکند که پیوسته از حالی به حالی دیگر منتقل میشود. از همین رو گفتهاند: دوام یک حالت، از محالات است.
🔹 هیچ وضعیتی در زندگی بشر پایدار و همیشگی نیست و انتظار ثبات مطلق با سنت الهی سازگار نیست.
✔️ در میان همه حالات و وضعیتهایی که انسان در طول زندگی تجربه میکند، شادکامی از محبوبترین و مطلوبترین آنهاست. انسانها به طور طبیعی خواهان آرامش، نشاط و رضایتاند و از غم و اندوه گریزان هستند.
👈 به همین دلیل، شادکامی همواره یکی از مهمترین دغدغههای بشر بوده است.
👥 صاحبنظران علوم انسانی نیز بر این باورند که یکی از نشانههای سلامت و آبادانی روح، برخورداری از احساس شادکامی است. روح آباد، روحی است که از امید، نشاط و رضایت بهرهمند باشد و بتواند در برابر دشواریهای زندگی استوار بماند.
❓اما پرسش اساسی این است که چگونه میتوان به چنین حالتی دست یافت؟
👈 پیش از پاسخ به این پرسش باید توجه داشت که شادکامی به معنای نبودن غم و اندوه نیست. هیچ انسانی در این جهان از تجربه رنج و سختی مصون نیست. آنچه اهمیت دارد این است که فضای کلی زندگی انسان بر پایه امید و نشاط بنا شود و مشکلات و اندوهها نتوانند بنیان روحی او را متزلزل سازند.
👤 در این زمینه، مارتین سلیگمن، روانشناس برجسته معاصر، مطالعات گستردهای انجام داده است:
او سالها با افرادی مواجه بود که از افسردگی و نارضایتی رنج میبردند. سلیگمن پس از بررسیهای فراوان به این نتیجه رسید که برای شناخت عوامل شادکامی، بهتر است به جای تمرکز بر افراد افسرده، زندگی انسانهای شاد و موفق را مطالعه کند.
💯 نتیجه این پژوهشها شناسایی مجموعهای از عوامل مؤثر در شادکامی بود که پنج مورد از مهمترین آنها عبارتاند از:
• نگرش مثبت
• روابط اجتماعی سالم
• دستیابی به نتایج ارزشمند
• رضایت شغلی
• هدفمندی در زندگی.
🔗 ادامه دارد...
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
✍ نویسنده: #فرزان_خاموشی
✅ یکی از سنتهای تغییرناپذیر الهی در نظام آفرینش، اصل تنوع و دگرگونی است. خداوند متعال جهان را بر پایه یکنواختی نیافریده است. گردش شب و روز، آمدوشد فصلها و تحولات پیوسته طبیعت، همگی نشانههایی از این حقیقتاند که تغییر، جزئی جداییناپذیر از نظام هستی است.
👈 زندگی انسان نیز از همین قاعده پیروی میکند. آدمی روزگاری را در شادی سپری میکند و زمانی را در اندوه؛ گاه در آسایش و رفاه به سر میبرد و گاه با دشواریها و مشکلات روبهرو میشود.
زمانی از نعمت سلامت برخوردار است و زمانی دیگر بیماری را تجربه میکند. روزی سرشار از امید است و روزی دیگر در معرض ناامیدی قرار میگیرد. ثروت و فقر، موفقیت و شکست، همه از فراز و نشیبهایی هستند که در مسیر زندگی انسان رخ میدهند.
➖ قرآن کریم نیز به این حقیقت اشاره کرده و انسان را موجودی معرفی میکند که پیوسته از حالی به حالی دیگر منتقل میشود. از همین رو گفتهاند: دوام یک حالت، از محالات است.
🔹 هیچ وضعیتی در زندگی بشر پایدار و همیشگی نیست و انتظار ثبات مطلق با سنت الهی سازگار نیست.
✔️ در میان همه حالات و وضعیتهایی که انسان در طول زندگی تجربه میکند، شادکامی از محبوبترین و مطلوبترین آنهاست. انسانها به طور طبیعی خواهان آرامش، نشاط و رضایتاند و از غم و اندوه گریزان هستند.
👈 به همین دلیل، شادکامی همواره یکی از مهمترین دغدغههای بشر بوده است.
👥 صاحبنظران علوم انسانی نیز بر این باورند که یکی از نشانههای سلامت و آبادانی روح، برخورداری از احساس شادکامی است. روح آباد، روحی است که از امید، نشاط و رضایت بهرهمند باشد و بتواند در برابر دشواریهای زندگی استوار بماند.
❓اما پرسش اساسی این است که چگونه میتوان به چنین حالتی دست یافت؟
👈 پیش از پاسخ به این پرسش باید توجه داشت که شادکامی به معنای نبودن غم و اندوه نیست. هیچ انسانی در این جهان از تجربه رنج و سختی مصون نیست. آنچه اهمیت دارد این است که فضای کلی زندگی انسان بر پایه امید و نشاط بنا شود و مشکلات و اندوهها نتوانند بنیان روحی او را متزلزل سازند.
👤 در این زمینه، مارتین سلیگمن، روانشناس برجسته معاصر، مطالعات گستردهای انجام داده است:
او سالها با افرادی مواجه بود که از افسردگی و نارضایتی رنج میبردند. سلیگمن پس از بررسیهای فراوان به این نتیجه رسید که برای شناخت عوامل شادکامی، بهتر است به جای تمرکز بر افراد افسرده، زندگی انسانهای شاد و موفق را مطالعه کند.
💯 نتیجه این پژوهشها شناسایی مجموعهای از عوامل مؤثر در شادکامی بود که پنج مورد از مهمترین آنها عبارتاند از:
• نگرش مثبت
• روابط اجتماعی سالم
• دستیابی به نتایج ارزشمند
• رضایت شغلی
• هدفمندی در زندگی.
🔗 ادامه دارد...
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
Telegram
جماعت دعوت و اصلاح
✳️ کانال رسمی تشکل مدنی «جماعت دعوت و اصلاح»
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وبسایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb
https://ble.ir/islahweb1979/
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وبسایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb
https://ble.ir/islahweb1979/