جماعت دعوت و اصلاح
4.5K subscribers
12.9K photos
2.81K videos
343 files
16.4K links
✳️ کانال رسمی تشکل مدنی «جماعت دعوت و اصلاح»

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وب‌سایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb

https://ble.ir/islahweb1979/
Download Telegram
📌چگونه خود را از اسارت تنگنا و دل‌تنگی برهانیم تا در فضای خشنودی و گشایش درون پرواز کنیم؟

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ ﴿فَمَن يُرِدِ اللَّهُ أَن يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ ۖ وَمَن يُرِدْ أَن يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقًا حَرَجًا كَأَنَّمَا يَصَّعَّدُ فِي السَّمَاءِ﴾ [الأنعام: ۱۲۵]؛ (پس كسى را كه خدا بخواهد هدايت كند، سينه‌اش را براى [پذيرش] اسلام مى‌گشايد و هر كه را بخواهد گمراه كند، سينه‌اش را سخت تنگ مى‌گرداند، چنان‌كه گويى به آسمان بالا مى‌رود).

🔘 «دلتنگی؛ خفگیِ ساختار و تاریکیِ حجاب‌ها»
تنگنا و دل‌تنگی در دیدگاه قرآنی، تنها یک اندوه گذرا به خاطر رویدادهای دنیا نیست، بلکه نوعی «خفگی و بستگی» در سینه است که آن را از پذیرش نور هدایت بازمی‌دارد. این تنگنای شدید زمانی پدید می‌آید که جان از منشأ و برنامه آفریدگارش دور شود؛ در نتیجه حجاب‌های غفلت و وابستگی به مادیات بر روی هم انباشته می‌شوند تا سینه چنان تنگ و سخت گردد که توان درک حقایق ایمان یا تسلیم در برابر حکمت پیشین الهی را نداشته باشد؛ ﴿وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا﴾ [طه: ۱۲۴]؛ (و هر كس از ياد من دل بگرداند، در حقيقت، زندگىِ تنگ [و سختى] خواهد داشت).

«تسبیح و سجود؛ بازیابی و بازتنظیم»
هنگامی که سینه تنگ می‌شود و دلمشغولی‌ها بر آن هجوم می‌آورند، قرآن «رمز بهبود» را در قالب تسبیح و سجود ارایه می‌دهد. تسبیح، یک حرکت آگاهانه عمیق برای منزه دانستن خدا و پاک شمردن او از هرگونه نقص است که بارهای منفیِ شک و اعتراض‌های پنهان درون جان را تخلیه می‌کند. اما سجود، مسیر «فروتنیِ کامل» است که جان در آن، کبر مادی خود را فرو می‌ریزد تا پیوند مستقیم خود را با سرچشمه آرامش مطلق دوباره برقرار سازد؛ ﴿وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِمَا يَقُولُونَ * فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ﴾ [الحجر: ۹۷-۹۸]؛ (و قطعاً مى‌دانيم كه تو از آنچه مى‌گویند، سينه‌ات تنگ مى‌شود. پس به ستايش پروردگارت تسبیح گوی و از سجده‌کنندگان باش).

🔘 «گشایش سینه؛ تجلی نور در گستره‌های آگاهی»
انشراح و گشایش سینه، صرفاً یک انعطاف‌پذیری روانی برای رویارویی با مشکلات نیست، بلکه «لبریز شدن سینه از نور ایمان و هدایت» است. هنگامی که سینه گشاده می‌گردد، تاریکی‌های نادانی و دودلی از آن رخت برمی‌بندد و برای پذیرش شریعت خدا و تسلیم در برابر مقدرات او با آرامش و یقین کامل فراخ می‌شود. کسی که خدا سینه‌اش را گشاده سازد، ناگواری‌ها او را در هم نمی‌شکنند و راه‌ها بر او بسته نمی‌شوند، چرا که به نور خاموش‌نشدنی پروردگارش متصل است؛ ﴿أَفَمَن شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ فَفهُوَ عَلَىٰ نُورٍ مِّن رَّبِّهِ ۚ فَوَيْلٌ لِّلْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُم مِّن ذِكْرِ اللَّهِ ۚ أُولَٰئِكَ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ﴾ [الزمر: ۲۲]؛ (پس آيا كسى كه خدا سينه‌اش را براى اسلام گشاده و انداخته، و [در نتيجه] برخوردار از نورى از جانب پروردگارش است [همانند تاریک‌دلان است]؟ پس واى بر آنان که از ذكر خدا دل‌هايشان سخت گرديده؛ آنانند كه در گمراهى آشكارند).

🔘 «فرو نهادن بارها؛ افکندن سنگینی‌های بازدارنده از حرکت»
«وِزْر» در معنای جامع قرآنی‌اش همان «بار سنگین» است از هر نوعی که باشد. در مهندسی روان، این واژه شامل هر چیزی می‌شود که ساختار قلب را مختل می‌سازد و پشت را می‌شکند؛ خواه سنگینی روانی و معرفتی مانند «توهم تدبیر در برابر خدا»، توهم کنترلگری و به دوش کشیدن غم آینده باشد، و خواه سنگینی روحی مانند «گناهان و غفلت‌ها» که حرکت را کند می‌سازند. برای سینه‌ای که بار این پرونده‌های سنگین را بر دوش می‌کشد، گشایشی ممکن نیست. «وضع اوزار» در اینجا یک فرآیند «تخلیه کامل» (Offloading) است؛ به این صورت که بارهای سنگین نگرانی را با واگذاری کار خود به خدای آگاه، و سنگینی گناهان را با توبه، از پشت خود فرو افکنی تا جان از جاذبه زمینیِ اسباب آزاد شود و سبکی خود را برای دریافت نور بازيابد؛ ﴿أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ * وَوَضَعْنَا عَنكَ وِزْرَكَ * الَّذِي أَنقَضَ ظَهْرَكَ﴾ [الشرح: ۱-۳]؛ (آيا براى تو سينه‌ات را نگشاديم؟ و بار گرانت را از [دوش] تو برنداشتيم؟ [بارى] كه پشت تو را سنگين كرده بود).

🔘 «رضایت؛ آرامشِ مقاومت و دیدنِ بخشش»
پس از گشایش سینه به نور هدایت و فرو افکندن بارها، جان به مرتبه «رضا» پر می‌کشد. رضایت، همان سازگاری کامل درونی با خواست آفریدگار است؛ آنجا که مؤمن می‌بیند بازداشتن و محرومیت در حقیقت خودِ بخشش است و بلا و گرفتاری چیزی جز ابزار پاکسازی نیست.
@islahweb
4
📌دعایی از عرفات؛ رزقی فراتر از همه دارایی‌ها

یکی از تفاوت‌های مهم میان برداشت رایج ما از «رزق» و آنچه قرآن کریم از این مفهوم ارائه می‌دهد، در گستره معنایی آن است. غالباً هنگامی که سخن از رزق و روزی به میان می‌آید، ذهن‌ها متوجه مال، درآمد و امکانات مادی می‌شود؛ حال آنکه در منطق قرآن، رزق حقیقتی بسیار وسیع‌تر از این برداشت محدود است.

خداوند متعال می‌فرماید:

🔺«اللَّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشَاءُ وَيَقْدِرُ»
«خداوند روزی را برای هر کس بخواهد گسترش می‌دهد و برای هر کس بخواهد تنگ می‌گرداند.»
(رعد، ۲۶)

و نیز می‌فرماید:

🔺«اللَّهُ لَطِيفٌ بِعِبَادِهِ يَرْزُقُ مَنْ يَشَاءُ وَهُوَ الْقَوِيُّ الْعَزِيزُ»
«خداوند نسبت به بندگانش مهربان است، هر که را بخواهد روزی می‌دهد.»
(شوری، ۱۹)

در این نگاه، رزق تنها آن چیزی نیست که زندگی مادی انسان را سامان می‌دهد؛ بلکه هر نعمتی که موجب رشد، هدایت و غنای روح انسان شود نیز رزق الهی است.

حضرت شعیب علیه‌السلام می‌فرماید:

🔺«وَرَزَقَنِي مِنْهُ رِزْقًا حَسَنًا»
«و از جانب خویش روزی نیکویی به من عطا کرده است.»
(هود، ۸۸)

مفسران، «رزق حسن» را تنها به مال و ثروت تفسیر نکرده‌اند، بلکه آن را شامل علم، حکمت، معرفت و نبوت نیز دانسته‌اند.

بر همین اساس، ایمان، فهم قرآن، توفیق عبادت، استاد شایسته، دوست صالح، دعای خیر مؤمنان و هر آنچه انسان را به خدا نزدیک‌تر کند، در شمار رزق‌های الهی قرار می‌گیرد.

سعدی چه زیبا گفته است:

همنشین تو از تو به باید
تا تو را عقل و دین بیفزاید

✔️هرچه بیشتر در زندگی تأمل می‌کنم، بیشتر به این نتیجه می‌رسم که برخی از بزرگ‌ترین رزق‌های الهی نه دیده می‌شوند، نه قیمت‌گذاری می‌شوند و نه در محاسبات مادی می‌گنجند.

🔹برای نگارنده این سطور، یکی از زیباترین مصادیق این حقیقت در غروب عرفه امسال رخ داد.

در حالی که برادر عزیزم، کاک ایوب زارعی، در صحرای عرفات حضور داشت و از برکات حج تمتع بهره‌مند بود، پیام صوتی کوتاهی برایم ارسال کرد.

پیامی کوتاه، اما سرشار از ایمان، اخلاص و محبت.

در آن ساعات نورانی که دل‌ها بیش از همیشه متوجه خداوندند و اهل معرفت، عرفه را از شریف‌ترین لحظات عمر می‌دانند، او دوستان و همراهان خود را از دعای خیر فراموش نکرده بود.

هنگام شنیدن آن پیام، بی‌اختیار اشک از چشمانم جاری شد.

نه صرفاً به خاطر واژه‌هایی که بر زبان آمده بود، بلکه به خاطر حقیقتی که در پس آن نهفته بود.

در آن لحظه با خود اندیشیدم: خداوند چه رزق عظیمی به انسان عطا می‌کند وقتی در زندگی‌اش کسانی حضور دارند که در بهترین زمان‌ها و مقدس‌ترین مکان‌ها، او را از دعای خیر فراموش نمی‌کنند.

مولانا می‌گوید:

روزیِ جان از جهان جان رسد
روزیِ تن از عالم نان رسد

آن شب معنای این بیت را بیش از هر زمان دیگری فهمیدم.

شاید بتوان بسیاری از نعمت‌های دنیا را با معیارهای مادی سنجید، اما آیا می‌توان برای دعایی خالصانه که در صحرای عرفات برای انسان خوانده می‌شود، قیمتی تعیین کرد؟

✔️آیا می‌توان ارزش رفاقت‌های ایمانی، وفاداری، اخلاص و محبت را با ترازوهای این جهان اندازه گرفت؟

بی‌تردید نه.

آن شب بیش از هر زمان دیگری فهمیدم که فقر و غنا را نباید تنها در دارایی‌های مادی جست‌وجو کرد. چه بسیار کسانی که امکانات فراوان دارند، اما از نعمت دوستانی که در خلوت دعا یادشان کنند محروم‌اند؛ و چه بسیار کسانی که سرمایه‌ای جز همین محبت‌ها و پیوندهای ایمانی ندارند، اما نزد خداوند از غنی‌ترین بندگان‌اند.

اگر بخواهم یکی از ارزشمندترین رزق‌های معنوی که خداوند در سال جاری نصیبم کرده است نام ببرم، بی‌تردید همان پیام کوتاه و دعای خیر برادر عزیزم کاک ایوب زارعی از صحرای عرفات خواهد بود.

شاید یکی از نشانه‌های لطف خداوند به انسان آن باشد که در میان هیاهوی این جهان، کسانی را در مسیر زندگی‌اش قرار دهد که در خلوت دعا، نام او را به یاد آورند. این نعمت را نه می‌توان خرید، نه به ارث برد و نه با معیارهای مادی سنجید؛ این همان رزقی است که تنها خداوند به بندگان خویش عطا می‌کند.

✍️فرزاد وليدى

#رزق
#رزق_الهی
#عرفه
#حج_تمتع
#دعای_خیر
#دوستی_ایمانی
#معرفت
#سبک_زندگی_قرآن

📎فايل صوتى كاك ايوب زارعى 👇

🆔@islahweb
8🥰1
توصیه ای برای نا امیدی و یأس دعوتگران


وظیفهٔ یک دعوتگر این است که فرمان خدا را انجام دهد؛ آنچه پس از آن رخ می‌دهد، نباید او را نگران کند.

دربارهٔ «شکست» باید تفاوت میان معیارهای دنیا و معیارهای آخرت را در نظر داشت.

پیامبری می‌آید و هیچ‌کس به او ایمان نمی‌آورد؛ آیا او شکست خورده است؟

یاران گودال‌های آتش (اصحاب اخدود) همگی کشته می‌شوند؛ آیا آنان شکست خوردند؟

نکتهٔ دیگری که بسیاری از مردم از آن غافل‌اند این است که انسان هرگز نمی‌تواند بداند اثر کارهایش تا کجا می‌رسد.

گاهی کاری در یک سرزمین آغاز می‌شود و در همان‌جا از بین می‌رود، اما آثار و برکاتش به سرزمین دیگری منتقل می‌شود و مردم آنجا از آن بهره می‌برند.

در چنین حالتی، ممکن است مردم کار اول را شکست‌خورده و کار دوم را موفق بدانند، در حالی که موفقیت دومی نتیجهٔ تلاش اولی بوده است.

اگر دعوتگران این معانی را درک کنند، نه دست از تلاش برمی‌دارند، نه درهم می‌شکنند و نه مسیر خود را تغییر می‌دهند.

تغییر و تحول، چیزی نیست که انسان بتواند زمان آن را تعیین کند یا از موعد آن آگاه باشد.

به صلح حدیبیه نگاه کنید؛ خداوند آن را «پیروزی آشکار» نامید، در حالی که حکمت و نتیجهٔ آن حتی بر بسیاری از صحابه پوشیده مانده بود.

اما همان صلح، زمینه‌ساز فتح مکه شد و باعث گردید مردم گروه‌گروه به اسلام بپیوندند.

همچنین به سخن حضرت موسی(ع) خطاب به ساحران فرعون توجه کنید:

«بر خدا دروغ نبندید که شما را به عذابی سخت گرفتار خواهد کرد، و هر که بر خدا دروغ ببندد، زیانکار خواهد شد.»

اگر قرآن حقیقت را برای ما بیان نمی‌کرد، شاید گمان می‌کردیم این سخن هیچ اثری بر آنان نگذاشته است؛ اما در واقع آنان را سخت تکان داد.

خداوند دربارهٔ حال آنان پس از شنیدن این سخن می‌فرماید:

«پس دربارهٔ کار خود به نزاع و گفتگو پرداختند...»

سپس با دیدن حقیقت ایمان آوردند و همین، آغاز نابودی فرعون شد.

نتیجه:

وظیفهٔ انسان این است که از حق، با روش حق، دفاع کند.

نباید خود را در جایگاه خدا قرار دهد و تصور کند که باید زمان و چگونگی پیروزی را تعیین کند.

پیروزی تنها از سوی خداوند می‌آید، و از ویژگی‌های آن این است که گاهی ناگهانی و غیرمنتظره فرا می‌رسد تا قدرت و فرمانروایی مطلق خداوند آشکار شود.

چنان‌که خداوند می‌فرماید:

«تا آن‌گاه که پیامبران ناامید شدند و گمان کردند که وعدهٔ یاری به تأخیر افتاده است، یاری ما به آنان رسید.»

و نیز:

«تا جایی که پیامبر و مؤمنان همراه او می‌گفتند: یاری خدا چه زمانی خواهد رسید؟ آگاه باشید که یاری خدا نزدیک است.»

پیام اصلی متن:انسان مسئول تلاش صادقانه و درست است، نه مسئول نتیجه. نتیجه و زمان پیروزی در دست خداوند است و چه‌بسا اثری که امروز دیده نمی‌شود، فردا منشأ تحولی بزرگ شود.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
3
قواعد قرآنی (30)

و ما الحياةُ الدنيا إلا مَتاعُ الغُرور
آل‌عمران/185
زندگی دنیا تنها کالای فریب است.

فریبندگی کالاهای دنیوی آن اندازه فراوان است که قرآن بارها و با تعابیر گوناگون آن را یادآوری کرده است.
فلا تَغُرَّنَّکُمُ الحیاةُ الدنيا
پس، باید هوشیار بود و فریب نخورد!

عبدالظاهر سلطانی

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2
«یا دانشی که مردم از آن بهره ببرند

✍️ احمد ابوحوسه

یکی از مصادیق نشر علم، آموزش روش به‌دست آوردن علم است.

استادمان خالد فهمی برایم از روش خود در درس خواندن و تألیف کتاب گفت. او می‌گفت: یک ساعت قبل از اذان صبح بیدار می‌شوم، وضو می‌گیرم و دو رکعت نماز می‌خوانم، سپس ذکر و عبادت روزانه‌ام را انجام می‌دهم. بعد از نماز صبح، لباس می‌پوشم؛ درست مثل وقتی که می‌خواهم سرِ کار بروم؛ کت‌وشلوار، پیراهن یا هر لباسی که برای محل کار می‌پوشم. سپس پشت میز کارم می‌نشینم و تا اذان ظهر از جایم بلند نمی‌شوم؛ دقیقاً انگار که در محل کار هستم.

او به من گفت: «در این زمان، تو خودت را وقف کار کرده‌ای و باید پایبند آن باشی.»

وقتی از او پرسیدم: «چرا باید مثل رفتن به محل کار لباس بپوشم؟ مگر نمی‌شود راحت در خانه بنشینم؟»

گفت: «چون این کار باعث می‌شود جسم و ذهنت ارزش زمان و کار را احساس کنند و دچار سستی نشوی. وقتی در خانه باشی، ممکن است با خودت بگویی: کمی استراحت کنم، خسته‌ام و... . اما وقتی لباس کار پوشیده‌ای، به مغزت پیام می‌دهی که در حال کار هستی. مگر می‌توانی در محل کارت بخوابی؟ به این شکل بدنت به نظم و انضباط عادت می‌کند، کارهایت را انجام می‌دهی و بعد بقیهٔ روز را برای هر کاری که دوست داری در اختیار داری.»

نویسنده می‌گوید: «به خدا سوگند، من این روش را در سال ۲۰۱۷ به مدت یک ماه امتحان کردم و در آن مدت، به اندازهٔ چندین سال کار و مطالعه نتیجه گرفتم.»

وقتی به او گفتم که چای دوست دارم، گفت: «یک کتری، یک میز کوچک و وسایل چای را در اتاق کارت بگذار. چای را همان‌جا برای خودت آماده کن و جز برای نماز یا نیاز ضروری از اتاق بیرون نیا. همچنین تلفنت را خاموش کن.»

گفتم: «اگر اتفاق مهمی بیفتد و من دیر خبردار شوم چه؟»

گفت: «بگذار اتفاق بیفتد! مگر تو می‌توانی جلویش را بگیری؟ وقتی رخ داده، دیگر رخ داده است. دنیا به خاطر اینکه احمد از آن خبر ندارد متوقف نمی‌شود، و وقتی هم بفهمد دنیا زیر و رو نمی‌شود. وقت تو ارزشمند است؛ تو در یکی از سنگرهای خدمت به اسلام ایستاده‌ای.»

از جمله‌های زیبای او این بود:

«جایگاه تو همان جایی است که خدا تو را در آن قرار داده است.»

خداوند استادمان خالد فهمی را رحمت کند و به ما صبر نیکو عطا فرماید.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2
فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُنْ مِنَ السَّاجِدِينَ

پس [برای دفع دلتنگی] پروردگارت را همراه با سپاس و ستایش تسبیح گوی و از سجده کنان باش.
#تقویم

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
9
📌درختی که آدم از آن نهی شد: خوانشی آسیب‌شناختی در ریشه‌های ظلم انسانی

نویسنده: وائل کریم
مترجم: اصلاح وب

این مقاله با رویکردی تدبری و انتقادی، مفهوم «درخت نهی‌شده» در داستان آدم (ع) را از تفسیر سطحی و گیاهی فراتر برده و آن را نمادی قرآنی از یک «نظام فکری و رفتاری انحرافی» معرفی می‌کند. نویسنده با استناد به آیاتی چون ﴿وَلَا تَقْرَبَا هَٰذِهِ الشَّجَرَةَ﴾ (بقره: ۳۵) و پیوند آن با شجره خبیثه و زقوم، استدلال می‌کند که نهی از نزدیک شدن به درخت، هشداری است برای پرهیز از ورود به حوزه‌ی افکار نادرستی (مانند تکبر، کینه و استثمار) که با گامی کوچک آغاز شده، ریشه در دوزخ درون دارند و در نهایت به ظلم، نزاع و هبوط انسان می‌انجامند؛ تحلیلی اجتهادی که داستان آدم را نه یک واقعه‌ی تاریخیِ پایان‌یافته، بلکه آزمونی روزمره و زنده برای آگاهی آحاد بشر قلمداد می‌کند.

🖇 ادامه‌ی مطلب

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
3
چهار انتخابی که سرنوشت ما را می‌سازند

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
1👍1💯1
آمِنی وز تو جهانی در امان...


ز بیم دشمنی‌ام ای‌رقیب، ایمن باش!
که مِهر او به دلم، جای کینِ کَس، نگذاشت
(فضولی بغدادی)

گفتند: «حضرتِ عزّت را دوست می‌داری؟» گفت: «دارم.» گفتند: «شیطان را دشمن داری؟» گفت: «نه». گفتند: «چرا؟» گفت: «از محبت رحمان پروایِ عداوتِ شیطان ندارم...»
(رابعه عدویه: تذکرةالاولیاء، تصحیح شفیعی کدکنی، ص۸۴)

گویند که یک روز در حوالیِ خانقاه مشغله می‌کردند. خمر می‌خوردند و بانگ [می] زدند و سرود به اصحاب می‌رسید. همه بشولیدند. و شیخ[ابوسعید ابوالخیر] سخن نمی‌گفت. عاقبت اصحاب را طاقت برسید. شیخ را گفتند: «چنین می‌باید؟» گفت: «ای سبحان الله! ایشان در باطل خویش چنان مستغرق‌اند که پروای حقّ شما ندارند. شما در حقّ خویش چنان مستغرق نمی‌توانید بود که پروای آن باطلِ ایشان نباشدتان!»(چشیدن طعم وقت: مقامات کهن و نویافته‌ ابوسعید، تصحیح شفیعی کدکنی، ص۱۸۷)


مهری که چنان پُر کند که جایی برای کین باقی نگذارد. چنان که دوست داشتن یکی دریچه‌ای کند به دوست داشتن همگان. و چنان‌که حافظ می‌گفت پرشدگی، بی‌نیازی و استغنایی ببخشد که مایهٔ فراغت و دل‌آسودگی است:

خوشا آن دم کز استغنای مستی
فراغت باشد از شاه و وزیرم

مهری که هم جان آدمی را آمِن و ایمن می‌کند و هم جهانی را از گزند او مصون می‌دارد:

کفر تو دین است و دینت نورِ جان
آمِنی وز تو جهانی در امان
(مثنوی، د ۲: ۱۷۸۸)


✍🏻صدیق قطبی

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
1
کتاب «جان من، جهان من»
دیالکتیک تمنّا و تقدیر
بازخوانی یک پیوند در سایه‌ی رسالت
نوشته‌ی دکتر علی عزیزی چاپ و منتشر شد


برای معرفی یک کتاب، گاهی باید فقط اطلاعات داد؛ اما بعضی کتاب‌ها از همان عنوانشان بوی یک مناقشه عمیق فکری به مشام می‌رسد. این هم از همان دست کتاب‌هاست؛ جایی که تاریخ، الهیات، اخلاق و نقد خشونت در یک نقطه به هم می‌رسند. بشر هم البته استعداد عجیبی دارد که حتی پیام رحمت را گاهی به ابزار تعصب تبدیل کند؛ و این کتاب دقیقاً روی همین زخم انگشت می‌گذارد.

آیا خشونت را می‌توان با تکیه بر ظاهر واژه‌ها توجیه کرد؟ مرز میان اطاعت و مسئولیت اخلاقی کجاست؟ وقتی روح پیام فراموش شود، از دین چه باقی می‌ماند؟

این کتاب با بازخوانی انتقادی واقعه بنی‌جذیمه، خواننده را به یکی از حساس‌ترین و کمتر کاویده‌شده‌ترین گره‌های تاریخ اسلام می‌برد؛ جایی که «رحمت نبوی» با «جزمیت قبیله‌ای» رویارو می‌شود و شکاف میان حقیقت و روایت آشکار می‌گردد.

نویسنده با عبور از گزارش‌های صرف تاریخی، به لایه‌های عمیق‌تر معرفتی و اخلاقی ماجرا نفوذ می‌کند و نشان می‌دهد چگونه قشری‌نگری و فروکاستن دین به ظواهر، می‌تواند زمینه بازتولید همان خشونتی را فراهم سازد که پیامبر اسلام برای پایان دادن به آن مبعوث شد.

«جان من، جهان من» تنها بازخوانی یک حادثه تاریخی نیست؛ تأملی است درباره نسبت دین و اخلاق، ظاهر و معنا، قدرت و حقیقت. کتابی برای آنان که می‌خواهند تاریخ را نه به‌عنوان مجموعه‌ای از روایت‌های مقدس، بلکه به‌مثابه عرصه‌ای برای اندیشیدن، پرسشگری و کشف حقیقت بخوانند.

این اثر به ویراستاری «مولود بهرامیان»، به‌تازگی توسط نشر «افق علم» منتشر شده است.

@islahweb
4
وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِمَا يَقُولُونَ

ما می دانیم که تو از آنچه [مشرکان] می گویند، دلتنگ می شوی.

#تقویم

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
1💯1
📝در آفاقِ اخوتِ فکری و تربیتِ دل‌ها
بازخوانی تربیتی–عرفانیِ سخنِ طارق البشری دربارهٔ دکتر محمد عماره


این مقاله، سفری است به ژرفای رابطه‌ای که از سطح دوستی‌های معمول فراتر می‌رود و به مرتبهٔ «اخوتِ فکری» و «تربیتِ دل» می‌رسد؛ سفری که در پرتو سخنِ طارق البشری دربارهٔ دکتر محمد عماره، پرده از حقیقتی لطیف برمی‌دارد: این‌که دوستی، اگر بر ایمان، صدق و رسالت بنا شود، می‌تواند به مدرسه‌ای برای ساختن انسان و جامعه بدل گردد.

🌻در جهانی که انسانِ امروز در میان هیاهو، شتاب و گسست‌های روحی، آرام‌آرام از خویشتن و از دیگری دور می‌شود، این مقاله یادآور می‌شود که هنوز می‌توان به رابطه‌هایی اندیشید که جان را می‌سازند، فکر را می‌بالند و انسان را به حقیقت نزدیک می‌کنند.
در این بازخوانی تربیتی–عرفانی، اخوتِ نیم‌قرنی میان دو اندیشمند بزرگ، نه یک خاطرهٔ تاریخی، بلکه الگویی برای تربیت نسل‌ها جلوه می‌کند؛ الگویی که در آن:
دوستی، سلوکی اخلاقی است
نقد، مراقبت بر سلامت فکرِ برادر است
محبت، پرتوی از محبت الهی است و رسالت، پیونددهندهٔ دل‌ها و اندیشه‌هاست
این مقاله، مخاطب را به تأملی تازه فرامی‌خواند:
چگونه می‌توان در روزگار پراکندگی، رابطه‌هایی بنا کرد که ماندگار، سازنده و الهام‌بخش باشند؟
چگونه می‌توان از تجربهٔ اخوتِ فکریِ بزرگان، چراغی برای تربیت دل‌ها و اندیشه‌های امروز ساخت؟

«در آفاقِ اخوتِ فکری و تربیتِ دل‌ها» تلاشی است برای پاسخ به این پرسش‌ها؛ تلاشی که با نثری موزون، ژرف و تربیتی، خواننده را به ساحتی می‌برد که در آن، دوستی، رسالت، هویت و تربیت، در هم می‌آمیزند و تصویری از انسانِ رسالتمند و جامعهٔ اخلاقی ترسیم می‌کنند.


👌این نوشته، دعوتی است به بازگشت به سرچشمه‌های پاکِ رابطهٔ انسانی؛ سرچشمه‌ای که اگر دوباره کشف شود، می‌تواند دل‌ها را نرم‌تر، اندیشه‌ها را روشن‌تر و جامعه را به حقیقت نزدیک‌تر سازد.🌼

✍️ حمـزه خـان بیگـی
┈••✾•🍃⚜️🍃•✾•



📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2👏2👍1
فَضَرَبْنَا عَلَىٰ آذَانِهِمْ فِي الْكَهْفِ سِنِينَ عَدَدًا

پس سالیانی چند در آن غار، خواب را بر گوش هایشان چیره ساختیم.

#تقویم

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴  سنت‌های روز جمعه

➊ غسل

➋ استعمال بوی خوش

➌ زدن مسواك

➍ پوشیدن لباس زیبا

➎ قرائت سورە‌ی كهف

➏ زودتر بە نماز جمعە رفتن

➐ بسیار دعا کردن و فرستادن صلوات بر پیامبر ﷺ

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَعَلَى آلِ مُحَمَّدٍ

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
3
جهان را از ریشه‌های فکری آن بشناسیم

الهام‌گرفته از اندیشه‌های علی عزت بیگوویچ

سخن کلیدی

«برای فهم درست جهان، باید سرچشمه واقعی اندیشه‌هایی را که بر آن حکومت می‌کنند بشناسیم و معنای آن‌ها را درک کنیم.»

رویدادها، ثمره‌اند؛ اندیشه‌ها، ریشه

بسیاری از مردم تنها حوادث را می‌بینند:

* جنگ‌ها
* نظام‌های سیاسی
* قوانین
* تحولات اجتماعی

اما این‌ها تنها میوه‌های درختی عمیق‌ترند؛ درخت اندیشه‌ها.

🔹 انسان نخست با اندیشه حرکت می‌کند، سپس با گام‌هایش.

🔹 جامعه نخست در باورهایش تغییر می‌کند، سپس در خیابان‌هایش.

🔹 تمدن‌ها زمانی فرو می‌ریزند که اندیشه بنیادین آن‌ها دچار بحران شود.

پشت هر پدیده چه نهفته است؟

پشت هر نظام سیاسی:
➡️ تصوری از انسان

پشت هر قانون:
➡️ برداشتی از خیر و شر

پشت هر پروژه تمدنی:
➡️ پاسخی به سه پرسش بنیادین:

* ما که هستیم؟
* چرا اینجاییم؟
* به کجا می‌رویم؟

نگاه قرآن به ریشه‌های فکری

﴿إِنَّهُمْ أَلْفَوْا آبَاءَهُمْ ضَالِّينَ ۝ فَهُمْ عَلَىٰ آثَارِهِمْ يُهْرَعُونَ﴾

«آنان پدران خود را گمراه یافتند و شتابان در پی آنان روان شدند.»

پیام آیه:
رفتارها از اندیشه‌ها سرچشمه می‌گیرند و حرکت‌ها از باورها زاده می‌شوند.

آگاهی حقیقی چیست؟

آگاهی فقط دانستن رویدادها نیست.

بلکه پرسیدن این پرسش‌هاست:

✓ چه اندیشه‌ای این رویداد را پدید آورده است؟

✓ چه تصویری از انسان پشت آن قرار دارد؟

✓ چه فلسفه یا عقیده‌ای به آن نیرو می‌بخشد؟

اندیشه‌ها؛ بادهای پنهان تاریخ

رویدادها = امواج

اندیشه‌ها = بادهایی که امواج را می‌آفرینند

کسی که باد را بشناسد، اسیر موج نخواهد شد.

پرسش‌های بنیادین همه پیامبران

🔹 خدا کیست؟

🔹 حقیقت انسان چیست؟

🔹 هدف زندگی چیست؟

🔹 سرانجام مرگ کدام است؟

پاسخ به این پرسش‌ها، پاسخ بسیاری از پرسش‌های دیگر را در خود دارد.

نبرد اصلی تاریخ

بسیاری از کشمکش‌های سیاسی و اقتصادی در حقیقت، نزاع میان دو نوع نگاه به انسان و جهان‌اند:

انسان فقط ماده است؟
یا روح و جسم؟

زندگی فقط دنیا است؟
یا مقدمه‌ای برای جهانی دیگر؟

درس پایانی

همه مردم میوه را می‌بینند؛
اما اندکی به ریشه می‌اندیشند.

همه صداها را می‌شنوند؛
اما اندکی سرچشمه صدا را جست‌وجو می‌کنند.

جهان را نمی‌توان تنها با مشاهده رویدادها فهمید؛
باید اندیشه‌هایی را شناخت که آن رویدادها را می‌آفرینند.

«امواج هرچقدر هم بلند باشند، نیروی اصلی نیستند؛ نیروی اصلی در بادِ ناپیدایی است که آن‌ها را به حرکت درمی‌آورد.»


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2
مظاهرسوراخ شدن کشتی

✍️ استاد جمعة أمين رحمه الله

خطاب به دعوتگران در تشکیلات اسلامی

[[ مَثلُ القائمِ علَى حدودِ اللَّهِ ، والمُدَّهِنِ فيها ، كمَثلِ قَومٍ استَهَموا علَى سفينةٍ في البحرِ فأصابَ بعضُهُم أعلاها ، وأصابَ بعضُهُم أسفلَها ، فَكانَ الَّذينَ في أسفلِها يصعدونَ فَيستَقونَ الماءَ فَيصبُّونَ علَى الَّذينَ في أعلاها فقالَ الَّذينَ في أعلاها : لا ندعُكُم تصعَدونَ فتؤذونَنا ، فقالَ الَّذينَ في أسفلِها : فإنَّا نثقُبُها في أسفلِها فنَستَقي ، فإن أخذوا علَى أيديهِم فمنَعوهُمْ نجَوا جميعًا وإن ترَكوهُم غرِقوا جميعًا ]]
أخرجه البخاري (2493)، والترمذي (2173) واللفظ له، وأحمد (18361)

مثل کسی که بر حدود خدا پایبند است و کسی که آن را دور می‌زند، مانند گروهی است که روی یک کشتی در دریا شرط‌بندی کردند. بعضی در بالای کشتی بودند و بعضی در پایین آن. کسانی که در پایین بودند برای نوشیدن آب از دریا بالا می‌آمدند و روی کسانی که در بالا بودند آب می‌ریختند. کسانی که در بالا بودند گفتند: «اجازه نمی‌دهیم بالا بیایید و به ما آسیب برسانید.» اما کسانی که در پایین بودند گفتند: «اگر جلوی ما را بگیرید، همه غرق می‌شویم؛ اگر دست از ما بردارید، همه نجات پیدا می‌کنیم.»

پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم برای کسانی که بر حدود خدا قیام می‌کنند، درستکارند، امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند، و نیز برای کسانی که از حدود خدا تجاوز می‌کنند و معروف را ترک می‌کنند و منکر انجام می‌دهند، مثالی زدند و اثر آن را در نجات جامعه نشان دادند:
«مثل این افراد مانند گروهی است که سوار کشتی شده‌اند و قرعه کشیده‌اند که چه کسی در بالای کشتی بنشیند و چه کسی در پایین آن. بعضی در بالای کشتی و بعضی در پایین بودند. کسانی که در پایین بودند وقتی می‌خواستند آب بیاورند، از روی کسانی که در بالا بودند رد می‌شدند. گفتند: «اگر در پایین کشتی یک سوراخ درست کنیم و آب را از همانجا بگیریم تا به بالایی‌ها آسیبی نرسد، همه نجات پیدا می‌کنیم.»
اگر کسانی که در بالا بودند، اجازه می‌دادند پایین‌نشینان هر کاری می‌خواهند بکنند، همه کشتی غرق می‌شدند، ولی اگر جلوی آنها را می‌گرفتند و از فساد و خطا جلوگیری می‌کردند، هم بالایی‌ها و هم پایینی‌ها نجات پیدا می‌کردند.»
روش‌ها و رفتارهایی که می‌توانند «کشتی دعوت» را سوراخ کنند، زیادند؛ چه این کار عمدی باشد، چه ناخواسته. برخی از این رفتارها عبارت‌اند از:

◀️ کسی که برخلاف تصمیمی که پس از مشورت سازمانی گرفته شده، عمل کند و آشکارا در رسانه‌ها مخالفت کند، کشتی دعوت را سوراخ کرده است.

◀️ کسی که اجازه دهد نفسش بر او غلبه کند و به استادان یا رهبران خود توهین کند، بدون رعایت ادب قبلی، کشتی دعوت را سوراخ کرده است.

◀️کسی که از مسیرهای رسمی و قانونی سازمان برای نقد و بیان نظر خود عبور نکند و آن را به عموم مردم ارائه دهد، کشتی را سوراخ کرده است.

◀️کسی که بجای استفاده از کانال‌های رسمی، تنها به اینترنت و فضای مجازی برای نوشتن نامه به رهبر خود متوسل شود، کشتی را سوراخ کرده است.

◀️کسی که نظرات منفی درباره جمعیت خود را در وبلاگ‌ها منتشر کند و آن‌ها را به مطبوعات منتقل کند، بدون آگاهی کافی، کشتی را سوراخ کرده است.

◀️کسی که تنها در دنیای وبلاگ‌نویسی به بیان احساسات و مشکلات خود با دعوت بپردازد، کشتی را سوراخ کرده است.

◀️کسی که بدون تحقیق و بررسی، به شبهات دیگران درباره رهبران خود پاسخ دهد و آن‌ها را همراهی کند، کشتی را سوراخ کرده است.

◀️کسی که انگیزه شخصی را بر دغدغه‌های دعوی ترجیح دهد و به دعوت و رهبرانش آسیب برساند، کشتی را سوراخ کرده است.

◀️کسی که نظر خود را به شکل توهین‌آمیز و بدون رعایت ادب نقد بیان کند، در هر فضایی که می‌خواهد، کشتی را سوراخ کرده است.

◀️کسی که در مورد تصمیم‌گیری‌های سازمان خود تردید ایجاد کند، رهبرانش را متهم سازد یا در سیاست‌ها و عملکردها نقد منفی غیر منصفانه داشته باشد، کشتی را سوراخ کرده است.

پیام کلی:
افرادی که چنین رفتارهایی دارند، چه عمدی و چه ناخواسته، تقوای خداوند را در رعایت احترام به برادران، رهبران و دعوت خود رعایت نکرده‌اند. آن‌ها بدون دقت، ادب در مخالفت و استفاده از چارچوب‌های مناسب سازمانی، نظر خود را بیان کرده‌اند و آیات و احادیث زیر را فراموش کرده‌اند:

«و به مردم نیکو سخن بگویید» (بقره: 83)
«تقوا پیشه کنید و سخنی درست بگویید» (احزاب: 70)

پیامبر صلی الله علیه وسلم: «انسان سخنی می‌گوید که خشم خدا در آن هست، و نمی‌داند اثرش تا روز قیامت چگونه باقی می‌ماند»

همچنین اصل مهمی را فراموش کرده‌اند: «همه چیز نباید گفته شود، هر چیزی زمان خاص خود را دارد و هر چیزی زمانش برسد، افرادمناسبش حاضر خواهند بود».

خداوند دعوت ما و امت ما را از هر بدی و آسیبی حفظ کند.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2
🔰«ستونِ عفاف؛ پاسداری از کرامت زن مسلمان در پرتو قرآن و سنت»

🌟 زن مسلمان، کرامت و شأن خویش را فراتر از آن می‌داند که دیده‌های نیکوکار و بدکار، هر دو، بر سیمای او خیره شوند و در جزئیات چهره و اندامش تأمل کنند؛ کسانی که در دلشان پروا و تقوایی نیست. او نمی‌پسندد که خنده‌ها و شوخی‌هایش در میان جمع آشکار گردد یا رازهای درون و حالات نفسش بر کسانی گشوده شود که حقی بر آن ندارند.
♦️نهادن تصویر خویش در معرض دید، ظهوری بی‌نیاز و جلب توجهی بی‌سبب است؛ و این با سرشت زنِ باحیا ناسازگار می‌نماید. این حقیقت، نه از سر تحمیل، بلکه از فطرتی برمی‌خیزد که خداوند در وجود زن نهاده است.
🌻 آنچه در دین تشریع شده، برای پاسداری از زن است، نه برای قید و بند. اگر زن مسلمان به اسلام خویش افتخار می‌کند، باید این افتخار در کردار او جلوه‌گر شود. مسأله تنها در نهادن تصویر نیست؛ بلکه ریشه در بنیان اخلاق اسلامی دارد. اخلاق، بر ستون‌هایی استوار است؛ و اگر ستونی فرو ریزد، بنای همه فرو خواهد افتاد. زن، خود ستونی مهم در امت اسلامی است؛ و دشمن می‌خواهد او را به برهنگی و آزادی بی‌مهار بکشاند، تا همچون زنانِ بی‌پروا تباه شود و سقوط کند؛ و با سقوط او، بنای امت نیز فرو ریزد.
این اندیشه‌های آزادی‌خواهانه‌ی افراطی و شعارهای مساواتِ بی‌حد، در ظاهر شیرین‌اند، اما در باطن تلخ. 📖 قرآن هشدار می‌دهد:
«وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَى فَيُضِلَّكَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ» (ص: ۲۶)
پیروی از هوای نفس، انسان را از راه خدا دور می‌سازد.
☀️جایگاه عفاف در قرآن
قرآن کریم، عفاف و پوشیدگی را نه به عنوان قید و بند، بلکه به مثابه‌ی حصن و حصاری برای کرامت انسان معرفی می‌کند:
«وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا…» (النور: ۳۱)
این آیه، نگاه زن مسلمان را به خود و جامعه سامان می‌دهد: حفظ نگاه، پاسداری از پاکدامنی، و پرهیز از آشکارسازی زینت‌ها. این‌ها ستون‌هایی‌اند که اگر یکی فرو ریزد، بنای اخلاق اسلامی متزلزل می‌شود.
☀️ سنت نبوی و احادیث اهل‌سنّت
پیامبر اکرم ﷺ فرمودند:
«الحياءُ شُعبةٌ من الإيمان» (صحیح بخاری، صحیح مسلم)
حیا، شاخه‌ای از ایمان است؛ و زن مسلمان، به‌ویژه، مظهر این حیا در جامعه است.
📖 در حدیثی دیگر آمده است:
«إنَّ اللهَ إذا أرادَ أن يُهلِكَ عبدًا نزعَ منه الحياءَ» (مسند احمد)
بی‌حیایی، مقدمه‌ی سقوط اخلاقی و اجتماعی است.
بنابراین، حفظ حیا و عفاف، نه تنها فردی بلکه اجتماعی است؛ زیرا زن ستون مهمی در ساختار امت اسلامی است.
☀️ بُعد تربیتی و عرفانی
از منظر تربیتی، آشکارسازی بی‌نیازانه‌ی تصویر و جزئیات زندگی، نوعی جلب توجه بی‌سبب است که با فطرت زنِ باحیا ناسازگار است. عرفان اسلامی، کرامت انسان را در ستر و پوشیدگی می‌بیند؛ زیرا حقیقت انسان، گوهر درونی اوست، نه ظاهر آشکارش.
بزرگی از اهل ادب، چه زیبا می‌گوید: «آنچه شیرینی‌ست، در نهان باشد؛ ظاهرش تلخ است، اگر عیان باشد.»
این نگاه عرفانی، با آموزه‌های قرآن و حدیث هم‌سوست: ظاهر فریبنده، باطنی تلخ دارد؛ و زن مسلمان باید از این فریب برکنار بماند.
☀️ خطر اندیشه‌های مدرنِ بی‌مهار
اندیشه‌های آزادی‌خواهانه‌ی افراطی و شعارهای مساواتِ بی‌حد، در ظاهر شیرین‌اند، اما در باطن تلخ. زن مسلمان، اگر فریفته‌ی ظاهر این اندیشه‌ها شود، در حقیقت ستون امت را فرو می‌ریزد؛ زیرا سقوط او، سقوط خانواده و جامعه را در پی دارد.
☀️ نتیجه و دعوت
آنچه در دین تشریع شده، برای پاسداری از زن است، نه برای قید و بند. زن مسلمان، اگر به اسلام خویش افتخار می‌کند، باید این افتخار در کردار او جلوه‌گر شود. مسأله‌ی تصویر و ظاهر، تنها یک نمونه است؛ اصل، حفظ بنیان اخلاق اسلامی است.
زن مسلمان، گوهر کرامت و ستون امت است. دشمن می‌خواهد این ستون فرو ریزد؛ اما اگر زن بر حیا و عفاف پایدار بماند، بنای امت استوار خواهد ماند.

👌این نوشتار نشان داد که مسأله‌ی ظاهر و تصویر، فراتر از یک رفتار فردی است؛ بلکه به بنیان اخلاق اسلامی و ساختار امت مربوط می‌شود. قرآن و سنت، زن را به حیا و عفاف دعوت کرده‌اند؛ و عرفان اسلامی، این دعوت را به زبان دل و روح تفسیر کرده است.
🌼

✍️ حمـزه خـان بیگـی
┈••✾•🍃⚜️🍃•✾•


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
قواعد قرآنى (31)

الفِتنةُ أشَدُّ من القتل بقره/191
فتنه از کشتن دشوارتر است.

ریشه ف.ت.ن در منابع اصیل عربی به معنای حرارت دادن و سوزاندن فلزات در آتش است.یا آهنگری و ضربه زدن به فلز با چکش، پتک و سندان.

در حالت فتنه فرد قدرت تصمیم‌گیری، اندیشیدن و برنامه‌ریزی را از دست می‌دهد و زیر فشارهای شدید روانی و فکری قرار می‌گیرد که بارها آرزوی مرگ می‌کند.

قرآن کریم در جای دیگری فرموده:الفتنة أكبر من القتل بقره/217

عبدالظاهرسلطانى

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4
وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ ۖ فَمَنْ آمَنَ وَأَصْلَحَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ

و پیامبران را جز مژده دهنده و بیم رسان نمی فرستیم؛ پس کسانی که ایمان بیاورند و [مفاسد خود را] اصلاح کنند نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین می شوند.

#تقویم

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
6
🔰 «امنیتِ الهی؛ هم‌افزایی ایمان و عدالت در طرح تمدنی اسلام»

🌟 در اندیشهٔ اسلامی، امنیت نه با اتکای صرف بر قدرت سخت و ابزارهای قهری پدید می‌آید، و نه با تکیه بر موعظه‌های بی‌پشتوانه و احساسات زودگذر.
امنیت، ثمرهٔ هم‌افزایی دو نیروی بنیادین است:
نیرویی که از ایمان می‌جوشد و جان انسان را تربیت می‌کند،
و نیرویی که از حاکمیت عادلانه برمی‌خیزد و نظم اجتماعی را پاسداری می‌نماید.

🌻 ایمان، وجدان را زنده و بیدار نگاه می‌دارد؛ حاکمیت، ساختار جامعه را استوار می‌سازد؛ تربیت، انسان را می‌پرورد؛ قضاوت عادلانه، حق را در جای خویش می‌نشاند؛ سیاست شرعی، مصالح عمومی را سامان می‌دهد؛ و کیفرها، تنها در هنگام ضرورت، جامعه را از فروپاشی و فساد محافظت می‌کنند.
این هماهنگی دقیق میان ایمان، قانون، تربیت و عدالت، راز توانمندی شریعت اسلامی در ایجاد امنیتی است که نه یک سازوکار انتظامی محدود، بلکه طرحی تمدنی و انسان‌ساز به شمار می‌آید.

👌امنیت؛ میوهٔ درختی که ریشه در دل دارد
🔸اسلام، امنیت را از بیرون آغاز نمی‌کند؛ از درون انسان آغاز می‌کند. دلِ تربیت‌شده، نخستین نگهبان امنیت است. وقتی ایمان در ژرفای جان رسوخ می‌کند، انسان پیش از آنکه از ترس قانون بازایستد، از حیای قلبی و خشیت الهی بازمی‌گردد. این همان «وازع ایمانی» است که حکیمان اخلاق آن را پلیس درونی نامیده‌اند؛ نیرویی که بدون حضور مأمور و مجازات، انسان را به سوی خیر می‌کشاند.
👌ایمانِ بی‌پشتوانهٔ اجتماعی کافی نیست
🔸 موعظهٔ صرف، جامعه نمی‌سازد. انسان موجودی اجتماعی است و جامعه برای بقا نیازمند ساختار، قانون و قدرتِ عادلانه است. از این‌رو «وازع سلطانی» یعنی حاکمیتِ منضبط، قانونِ روشن و قدرتِ مسئولانه، مکمل ایمان است و آن را از حالت فردی به سطح اجتماعی ارتقا می‌دهد.
این همان توازن زرّینی است که قرآن در دو محور بیان می‌کند:
در آیهٔ ﴿وَأَعِدّوا لَهُم مَا اسْتَطَعْتُم مِن قُوَّةٍ﴾
بر قدرت تأکید می‌کند،
و در آیهٔ ﴿إِنَّ اللّهَ یَأمُرُ بِالعَدلِ وَالإِحسانِ﴾
بر عدالت و احسان. قدرت بدون عدالت، ظلم می‌آفریند؛ عدالت بدون قدرت، بی‌اثر می‌ماند.

👌 نقش تربیت، قضاوت و سیاست شرعی
🔸دکتر وصفی عاشور أبوزید، با نگاهی جامع، ارکان امنیت را چنین ترسیم می‌کند:
تربیت: ساختن انسانِ سالم، پیش‌نیاز ساختن جامعهٔ سالم است.
👈قضاوت عادلانه: سدّ راه ظلم و تبعیض، که بزرگ‌ترین عامل ناامنی است.
👈سیاست شرعی: تنظیم مصالح عمومی بر پایهٔ حکمت، مصلحت و عدالت.
👈عقوبات: آخرین ابزار، نه نخستین واکنش؛ برای حفظ جامعه در برابر فساد و تجاوز.
در این نگاه، امنیت نه واکنشی به بحران، بلکه فرایند پیوستهٔ ساختن انسان و جامعه است.

👌 امنیت در اسلام؛ طرحی تمدنی
🔸امنیت در اسلام، نه یک نظام پلیسی محدود، و نه مجموعه‌ای از قوانین خشک است؛ بلکه پروژه‌ای تمدنی است که:
انسان را می‌سازد، جامعه را سامان می‌دهد، عدالت را برقرار می‌کند، و روابط اجتماعی را در مسیر خیر، صلاح و رشد هدایت می‌نماید.
همین نگاه جامع بود که تمدن اسلامی را در طول تاریخ، به یکی از امن‌ترین و پایدارترین تمدن‌های بشری بدل ساخت.

👌این رهنمود استاد،ما را به حقیقتی ژرف رهنمون می‌شود: امنیت، هنگامی پایدار است که دل‌ها آباد باشد و ساختارها استوار. نه ایمانِ بی‌قانون کفایت می‌کند، و نه قانونِ بی‌ایمان. اسلام، این دو را در هم می‌تند و از آن، جامعه‌ای امن، انسانی و الهی پدید می‌آورد؛ جامعه‌ای که امنیت در آن نه ترس‌آفرین، بلکه آرامش‌بخش و رشددهنده است.🌼

✍️ حمـزه خـان بیگـی
┈••✾•🍃⚜️🍃•✾•