جماعت دعوت و اصلاح
4.51K subscribers
13K photos
2.81K videos
343 files
16.5K links
✳️ کانال رسمی تشکل مدنی «جماعت دعوت و اصلاح»

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وب‌سایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb

https://ble.ir/islahweb1979/
Download Telegram
هنر پیر شدن

پیری برای بسیاری از افراد، آخرین مرحلۀ زندگی است و پس از آن، چیزی جز مرگ در انتظار شخص نیست. پیری همراه است با ضعف و ناتوانی و بیماری و به تدریج قوای جسمی و ذهنی انسان را تحلیل می‌برد.

بسیاری بر این باورند که جوانی دورۀ شادی و لذت است و پیران باید برای همیشه با خوشی و لذت خداحافظی کنند و برای حفظ وقار و متانتِ خود، پیرامون هیجانات و شادی‌ها نگردند و به تدریج خود را برای مرگ آماده کنند. به همین دلیل در بسیاری از جاها، پیران به سفر و تفریح و گشت‌وگذار و ورزش و مهمانی نمی‌روند و ترجیح می‌دهند وقت خود را در تنهایی بگذرانند، یا با هم‌سن‌های خود در پارک‌ها، یا پای دیوارها، به مرور خاطرات گذشته بپردازند و بر گذشتۀ از دست رفته حسرت بخورند. پیرزنان هم غالباً از آراستگی و خوش‌پوشی و ورزش و تفریح طفره می‌روند.

این باور کاملاً نادرست است و باید با آموزش‌های درست و دقیق، آن را اصلاح کرد، به گونه‌ای که افراد به تدریج که پیر می‌شوند، متناسب با سن خود، از زندگی لذت ببرند و نپندارند که پیری به معنی خداحافظی با شادی‌ها و لذت‌هاست.

تصویری که عموم افراد از یک جوان در نظر دارند، تصویر شخصی شاد و سرزنده و بانشاط و دارای هیجاناتِ عالی است و پیران معمولاً به صورت افرادی اخمو و غمگین و بی‌حوصله و ملول تصور می‌شوند. تحقیقات روان‌شناسان نشان داده است که این سخن چندان درست نیست:

«یک مطالعۀ معتبر بر روی شصت هزار نفر بزرگ­‌سال، از چهل کشور مختلف، به تقسیم شادی به سه مؤلفۀ جداگانه منجر شد: رضایت از زندگی، هیجان مثبت و هیجان منفی. رضایت از زندگی با افزایش سن اندکی افزایش پیدا می‌کند، هیجان مثبت با کاهشی مختصر همراه است و هیجان منفی هم تغییر نمی‌کند. آن.چه که با افزایش سن ما تغییر می‌کند، شدّت هیجانات ماست؛ هم «احساس پرواز بر روی ابرها» و هم «احساس گرفتاری در قعر ناامیدی» هر دو با افزایش سن کم­‌رنگ‌تر می‌شوند» (شادمانی درونی، سلیگمن، ص ۸۱).

اگر کسی درست زندگی کند و از عمر خود به خوبی بهره بگیرد، به گونه‌ای که حسرت چندانی برای گذشته نداشته باشد، با ورزش و تغذیه و بهداشت بدن خود را تندرست و نیرومند نگه دارد، با کار و تلاش مقداری پول برای آینده پس‌انداز کند و هنر یا مهارتی جذاب و سرگرم‌کننده یاد بگیرد، با افزایش سن بر میزان شادی او افزوده می‌شود و می‌تواند دوران پیری را به زیباترین شکل ممکن، به سر ببرد.

«آماده شدن برای پیری» یکی از مهم‌ترین هنرهایی است که هرکسی باید به آن توجه داشته باشد. دوران پیری که با تنهاییِ ناشی از کار نکردن، جدا شدن از فرزندان، مرگ همسر و دوستان و آشنایان همراه است، در کمین بیشتر ماست. اگر بتوانیم با ورزش و تغذیه و سفر و مطالعه و هنر و معنویت خود را برای آن دوره آماده کنیم، می‌توانیم پایانی بسیار دل‌انگیز برای زندگیِ این‌جهانیِ خود رقم بزنیم.

درست است که پیری تن را زار و نزار می‌کند و بسیاری از نقاط مثبت زندگی انسان را از بین می‌برد، اما شخص می‌تواند با یک برنامه‌ریزی کاملاً حساب‌شده و دقیق، خود را برای پیری آماده کند. دانش نیکو، اخلاقِ نیکو و خیرخواهی و فضیلت‌هایی از این دست می‌توانند پیری بسیار زیبایی را برای انسان به ارمغان بیاورند.

مولانا نمونه‌ای از افرادی است که پیری خود را از کودکی‌اش بهتر می‌داند:

پیریِ من گشته بِهْ از کودکی
تازه شده روی پُر آژنگِ من
(کلیات شمس، چاپ استاد فروزانفر، غزل ۲۱۱۷)

اگر انسان از عمر خود به خوبی بهره ببرد، در پیری حسرت و اندوه و پشیمانی نخواهد داشت. نارضایتی از گذران عمر می‌تواند پیری را به عذابی الیم تبدیل کند؛ بنابراین می‌توانیم در جوانی و میان‌سالی، خود را برای سپری کردنِ یک پیری خوب آماده کنیم.

مولوی در ابیات درخشان زیر، به این نکته اشاره می‌کند که شخص می‌تواند چنان زندگی کند که از سیری و پیری و ملال خاطر  رهایی یابد و همواره احساس طراوت و تازگی و شادابی داشته باشد:

ما بر اين درگه ملولان نيستيم
تا ز بُعدِ راه هرجا بيستيم
دل فرو بسته و ملول آن كس بُوَد
كز فراقِ يار در مَحْبَس بُوَد
دلبر و مطلوب با ما حاضر است
در نثارِ رحمتش جان شاكر است
در دلِ ما لاله‏زار و گلشنى است
پيرى و پژمردگى را راه نيست
دايما تَرّ و جوانيم و لطيف
تازه و شيرين و خندان و ظريف
پيشِ ما صد سال و يك ساعت يكى است
كه دراز و كوته از ما مُنْفَكى است
آن دراز و كوتهى در جسم هاست
آن دراز و كوته اندر جان كجاست‏؟ ...
چون نباشد روز و شب با ماه و سال
کى بود سيرىّ و پيرىّ و مَلال؟‏
(مثنوی، د ۳/ ۲۹۴۱ – ۲۹۳۲)

ایرج شهبازی
بیست و دوم خردادماه ۱۴۰۵

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
👍1
📩 إياك نعبد ریا را دفع می‌کند 
وإياك نستعين کبریا را…
امام ابن قیم الجوزيه رحمه الله می‌گوید:
قلب در معرض دو بیماری بزرگ است که اگر شخص برای مداوایشان اقدام نکند، به ناچار هلاک خواهد شد و آن دو «ریا» و «کبر» هستند، پس دوای ریا با {إِيَّاكَ نَعْبُدُ} است و دوای کبر با {إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ}.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
5
جلیل بهرامی‌نیا

درباره سالگرد هجرت فرخنده پیامبر ﷺ و آغاز سال نو هجری

هجرت نبوی نه صرفاً رخدادی تاریخی و کوچ از شهری به شهری دیگر، بلکه اقدامی سنجیده و راهبردی برای پیشبرد دعوت اسلامی و ترجیح مأموریت الهی بر آسایش در آغوش میهن و معاشرت با خویشان و دوستان بود. راست که هجرت، نه انتخابی تفریحی و گردشگرانه، بلکه برآمده از جبر شرایط و فشار اجتماعی-سیاسی و برآورنده آه حسرت وداع با زادگاه از نهاد پیامبری وفادار و میهن‌دوست بود؛ با این همه، نمی‌توان آن را جا زدن و گریز نامید؛ زیرا مراحل بعدی نشان داد که گام‌های پیامبر ﷺ و ابوبکر (رض) بر روی ریگ‌ها و ماسه‌ها، بسترسازی برای پیدایش تمدنی نو و گردش تاریخ به سوی فرهنگی آراسته به توحید، اخلاق، عمران و عدالت بود! لذا هجرت، نه فرار و ترک مسئولیت، بلکه عین خیز برداشتن برای آینده‌سازی است؛ ساختنی مبتنی بر سنجش و برنامه‌ریزی، مشارکت و توکل که مورد سفارش و تأکید اسلام است؛ پیامبر ﷺ نیز همه اسباب و مقدمات لازم از جمله برآورد، برنامه‌ریزی، همراه، راهنمای منطقه، توشه، تعیین زمان مناسب، ترفندهای انحرافی مانند شروع از جهت مخالف مقصد و استفاده از ادبیات ایهام‌آمیز را به کار گرفت تا به پیروانش بیاموزد که رمز موفقیت نه در تقدیرگرایی، بلکه در سنجش، کوشش، مشارکت و سپس توکل است.
دلیری و جان‌بازی ابوبکر نیز از نکات درس‌آموز رخداد هجرت است؛ همراهی با فردی تحت تعقیب و حرکت به سمت سرنوشتی حداقل مجهول و قبول ریسک سر نهادن به کوه و صحرای پرخطر، جز از رفیقی شفیق و یاری صدیق بر نمی‌آید؛ زیرا صدیقیت، نه در موقعیت رفاه و آسودگی، بلکه در شرایطی نمود می‌یابد که حمایت از حقیقت و عدالت، هزینه‌بر و زمینه‌ساز محرومیت و باختن است!
هجرت به ما می‌آموزد که وقتی جغرافیا و جامعه مانع شکوفایی و کامیابی و گستردگی نگرش و منش، از چارچوب‌های تحمیلی فراتر است، چنان جوجه‌ای که به دیواره تخم‌مرغ نوک می‌زند، باید از پذیرش گندیدگی و فرومردگی خودداری کرد و در جستجوی فضایی مناسب برای شکوفایی و بالندگی برآمد!
هجرت، یک حادثه تاریخی برای گزارش و بازگویی نیست؛ بلکه رمز راهبردی سرافرازی و رسش است و هر کدام از ما لارم است مدلی نو از این آیین شکوفایی را پیش بگیریم و به فراخور شرایط، از سستی به سوی پویایی، از خامی به سوی پختگی، از نومیدی به سوی امیدواری، از گناه به سوی طاعت، از تباهی به سوی شکوفایی و از آزار خلایق به سوی خدمت و شفقت هجرت کنیم!
درود خدا بر پیامبر مهاجر و همه کسانی که با پیروی از ایشان، همواره در حال هجرت از بدی‌ها به سوی نیکی‌ها هستند!

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
👍43👏3
زندگی متوازن؛ برداشتی از هجرت نبوی

فرزان خاموشی


تاریخ، همچون پدری خردمند، تجربه‌های گران‌بهای خود را در اختیار نسل‌های آینده قرار می‌دهد. اگر این تجربه‌ها از دل زندگی شخصیت‌هایی برخاسته باشد که بنیان‌گذار تحولات عمیق در حیات بشری بوده‌اند، بهره‌برداری از آن‌ها بی‌تردید ارزش و فایده‌ای دوچندان خواهد داشت.

در این میان، بررسی سیره پیامبر اسلام صلی‌الله علیه و آله و سلم، برای پیروان آن حضرت در راستای بهره‌گیری از آموزه‌های دینی در زندگی فردی و اجتماعی، اهمیتی ویژه دارد. یکی از رویدادهای اثرگذار و نقطه عطفی در تاریخ اسلام، واقعه هجرت پیامبر از مکه به مدینه است؛ هجرتی که نه‌تنها آغازگر دورانی نو در تاریخ اسلام بود، بلکه پایه‌گذار نظام دینی و اجتماعی مسلمانان شد.

از آموزه‌های بنیادینی که می‌توان از این واقعه بزرگ آموخت، مسئله توازن در زندگی مؤمنانه است؛ توازنی میان ربّانیت و توکل بر خداوند از یک‌سو، و بهره‌گیری از اسباب و امکانات دنیوی از سوی دیگر.

پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله و سلم، هنگام هجرت، نه همچون کسانی عمل کردند که تمامی امور را به خدا واگذار می‌کنند و خود را از تلاش و تدبیر بی‌نیاز می‌بینند، و نه همچون کسانی بودند که تمام اعتماد خود را صرفاً بر ابزار و اسباب مادی استوار می‌کنند.

ایشان، در عین توکل به خدای متعال و یقین به یاری و حفاظت او، نهایت بهره را از اسباب موجود بردند و با برنامه‌ریزی دقیق، نقشه‌ریزی هوشمندانه، انتخاب همراه مناسب، مخفی‌کاری لازم، و حتی بهره‌گیری از راه‌های فرعی و اشخاص مورد اعتماد، هجرت خود را سامان دادند.

شرح مفصل این تدابیر در منابع سیره نبوی آمده است و به‌روشنی نشان می‌دهد که ایمان راستین، هرگز به معنای چشم‌پوشی از اسباب و امکانات نیست، بلکه دربردارنده توازنی ظریف میان توکل قلبی و تلاش عملی است.
سید قطب در مقدمه تفسیر فی ظلال باب اتکا به اسباب بدون توکل بر خدا می گوید:
عللی که توده مردم بدان ها خو گرفته اند و آشنا هستند، گاهی نتیجه بخش خواهند بود و گاهی نتیجه نمی دهند، این بدان خاطر است که علل و مقدمات آن چیزی نیستند که آثار و نتایج را پدید آورند، بلکه ایجاد کننده ی اصلی همان اراده ی مطلقی است که آثار و نتایج را می آفریند.

صاحب کتاب برای هر مشکلی راه حلی معنوی وجود دارد در اتکای قلبی به خدا می گوید:
من با تمام وجود احساس می کنم برای هر یک از ما فقط یک مشکل وجود دارد. و این مشکل زمانی آشکار می شود که به خویشتن اجازه می دهیم تا از خدا جدا باشیم. اما حقیقت این است که ما هرگز نمی توانیم از خدا جدا باشیم، زیرا جایی نیست که خدا در آن حضور نداشته باشد.

و در فرازی دیگر در کتاب می گوید:
ارتباط با خدا به ما این اجازه را می دهد که مستقیما تجربه کنیم برای هر مشکلی راه حلی معنوی وجود دارد، و به دلیل ارتباط با الوهیت درون خود، همیشه راه حل ها را پیش رو داریم، مشکلات زمانی نمایان می شوند که ما قادر به شناخت، ادراک و پیوستن به سرچشمه خود یعنی آن نیروی والا، معنویت و پروردگارمان نباشیم‌.

زندگی مومنانه متوازن اسباب و توکل را با هم دارد.

این جمله در این باب دقیق و عمیق است گفته شده
به کار نگرفتن اسباب گناه و نافرمانی است.
و اما توکل بر اسباب و ترک اراده خدا هم شرک محسوب می شود.
جان کلام مردم را در این موضوع سه گروه می توان دید.

۱- گروهی که با به کارگیری علل و اسباب و ذاتی دانستن تاثیر آن قائل هستند.
۲- گروهی با به کار نگرفتن اسباب و اساس این نگاه که خدا فاعل و انجام دهنده ی همه کارهاست.
۳- گروهی با به کارگیری علل و اسباب و درخواست تاثیر گذاشتن در آن از جانب خداوند هستند.
منابع
1- في ظلال القرآن،  سید قطب ، ترجمه مصطفی خرم‌دل
2- برای هر مشکلی راه حل معنوی وجود دارد، وین دایر، مترجم سیما فرجی

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2
سَلَامٌ عَلَيْكُمْ بِمَا صَبَرْتُمْ ۚ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ
[و به آنان گویند:] سلام بر شما به پاس استقامت و صبرتان [در برابر عبادت، معصیت و مصیبت] پس نیکوست فرجام این سرای.


#تقویم

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
6
فرزند پروری

📌والدین، وظیفه دارند «انتخاب کردن» را به فرزندانشان بیاموزند...

شما دائم برای فرزندتان تصمیم گیری نکنید، یا نظرتان را به او تحمیل نکنید. زیرا او باید در سالهای آینده، تصمیم ها و انتخاب های مهمی داشته باشد، مثل: انتخاب دوست، انتخاب رشته تحصیلی، انتخاب شغل، انتخاب همسر و...
البته کودک در سن زیر پنج سال، قدرت تصمیم گیری و انتخاب محدودی دارد... و اگر تعداد گزینه ها زیاد شود، او قدرت انتخاب کردن ندارد.
تعداد انتخاب‌های کودک را محدود کنید تا قدرت تصمیم گیری پیدا کند و انتخاب کردن را یاد بگیرد. مثلا باید در سن زیر پنج سال، دو گزینه به او پیشنهاد دهید تا بتواند یکی از آنها را انتخاب کند. به عنوان مثال، موقع رفتن به مهمانی، دو لباس مناسب مهمانی از کمد خارج کنید، تا او یکی را بتواند انتخاب کند.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
🔰 موقف غار و سایه‌های معیت الهی
🌟 خوانشی عرفانی–تدبّری در آیات سورهٔ توبه


🌻هرگاه تندبادِ بحران بر جامعهٔ مؤمنان می‌وزد و افق‌های ظاهر تیره می‌گردد، دلِ مسلمانِ آگاه راهی جز پناه بردن به وحی نمی‌شناسد. آیات الهی در چنین لحظه‌هایی، چون چشمه‌هایی زلال در کویرِ خوف و حیرت می‌جوشند؛ انسان به آن‌ها روی می‌آورد، از آن‌ها می‌پرسد و از مواقف نورانی‌شان الهام می‌گیرد تا بر جانِ خسته‌اش نسیمِ بَرد و سلام و طمأنینه فرود آید. هرگاه زمین بر اهل ایمان تنگ شود، آسمانِ وحی گشوده می‌شود و هرگاه راه‌های ظاهر بسته گردد، راه‌های باطن آغاز می‌شود.
در تاریخ تابناک سیرهٔ نبوی، حادثهٔ هجرت پیامبر اکرم ﷺ ــ و به‌ویژه «موقف غار» ــ تنها یک رویداد تاریخی نیست، بلکه مقامی روحانی و تربیتی است؛ مقامی که در آن، حقیقتِ توکل، معیت و سکینه در هیئتی عینی و زنده جلوه‌گر می‌شود. این موقف، آینه‌ای است که مؤمن می‌تواند خود را در آن ببیند و بیاموزد چگونه دل را از تکیه بر اسباب تهی کند و به صاحبِ اسباب بسپارد؛ چگونه در تنگنای زمین، به وسعتِ آسمان راه یابد.

☘️ قرآن کریم این لحظهٔ قدسی را در سورهٔ توبه، در سیاقی پرمعنا ثبت می‌کند؛ سیاقی که در آن، خداوند سستی‌ورزانِ جهاد را مورد عتاب قرار می‌دهد و یادآور می‌شود که نصرت، نه از کثرتِ عدد و ظواهر قدرت، بلکه از اتصالِ دل‌ها به آسمان و عمارتِ باطن به ایمان برمی‌خیزد:
﴿ إِلَّا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْهَا ... ﴾

📖 این آیهٔ شریفه، تنها گزارشِ لحظه‌ای از گذشته نیست؛ مدرسه‌ای است برای امروز و فردا. مدرسه‌ای که در آن، حقیقتِ معیت الهی به‌گونه‌ای زنده و ملموس تعلیم داده می‌شود. در این موقف، پیامبر خدا ﷺ در تاریک‌ترین لحظهٔ هجرت، با کلامی برخاسته از چشمهٔ یقین، به یار خویش می‌گوید:
«لا تَحْزَنْ، إِنَّ اللّهَ مَعَنَا»
این جمله، تسلّیِ یک همراه در یک شبِ پرخوف نیست؛ میراثی است برای همهٔ مؤمنان در همهٔ زمان‌ها.

🍀 مرزی است میان خوف و امن، میان اضطراب و سکینه، میان تنهایی و همراهی. این کلام، دریچه‌ای است که از دلِ غارِ تنگ، افقِ بی‌کرانِ معیت الهی را می‌گشاید و به انسان می‌آموزد که امنیت حقیقی، نه در پنهان شدن، بلکه در با خدا بودن است.🍃

🔶 غار؛ تنگنای زمین، وسعتِ آسمان
غار، در ظاهر مکانی تنگ و تاریک است؛ اما در باطن، نمادِ لحظه‌هایی است که انسان از همهٔ اسباب بریده و تنها به خدا پیوسته است. در این تنگنای ظاهری، وسعتی باطنی نهفته است که جز دل‌های اهل یقین آن را درنمی‌یابند. در چنین موقفی، عالمِ ظاهر خاموش می‌شود و عالمِ باطن سخن می‌گوید؛ انسان درمی‌یابد که:
تکیه‌گاه حقیقی، دیوارهای غار نیست، دستِ خداست؛
امنیت حقیقی، از پنهان شدن در شکافِ کوه برنمی‌خیزد، از معیت الهی برمی‌خیزد؛
نصرت حقیقی، نه از سپاهیانِ دیده، بلکه از سپاهیانِ نادیدهٔ خداوند می‌رسد.

🌻 در این صحنه، خداوند سکینهٔ خویش را فرو می‌فرستد؛ سکینه‌ای که نه صدایی دارد و نه رنگی، اما دل را چنان آرام می‌کند که گویی در میان طوفان، نسیمی لطیف بر جان می‌وزد. این سکینه، عطیه‌ای است الهی که دل را از اضطراب می‌رهاند و آن را به ساحلِ اطمینان می‌رساند.

📒 #وصفي_أبوزيد
✍️ حمـزه خـان بیگـی
┈••✾•🍃⚜️🍃•✾•


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
🔰 «هجرت؛ مدرسهٔ عبرت‌ها و کارگاهِ ساختن امید»

🌟روایتی ازلحظه‌ای که تاریخ،ازدل تاریکی،به سوی افق تمدن برخاست
درآستانهٔ سال هجری نو،هنگامی که زمان،ورق تازه‌ای ازدفترهستی می‌گشایدوجان‌ها به یادنخستین گام‌های هجرت روشن می‌شود،حقیقتی ژرف رخ می‌نماید:
هجرت،تنها یک حادثهٔ تاریخی نیست؛مدرسه‌ای است که در آن، انسان می‌آموزد چگونه ازخاکستر شکست،افق امیدبسازد واز دل تنگنا،راهی به سوی گشایش بگشاید.

هجرت، جابه‌جایی از مکه به مدینه نبود؛عبور از عصر قبیله به عصر امت بود؛ گذر از پراکندگی به وحدت، از ضعف به عزّت، و از خاموشی به شکوفایی.در آن لحظهٔ سرنوشت‌ساز،ارادهٔ الهی،تاریخ را ازمدار تکرار بیرون کشید و در مسیر تمدن‌سازی قرار داد؛ مسیری که تا امروز ادامه دارد وفردای جهان را نیز رقم خواهد زد.
مقالهٔ«هجرت؛ مدرسهٔ عبرت‌ها ....»تلاشی است برای بازخوانی این لحظهٔ عظیم؛لحظه‌ای که در آن،ایمان اندکِ مردمانی گمنام،به نیرویی تبدیل شد که توانست جهان رادگرگون کند.

🌻هجرت؛ آغازِ ساختن امتی که هنوز ادامه دارد
هجرت پیامبر اکرمﷺ ازمکه به مدینه، نقطهٔ عطفی درتاریخ اسلام است؛ نقطه‌ای که در آن،دعوت ازمرحلهٔ استقامت خاموش به مرحلهٔ حرکت سازمان‌یافته وتمدن‌ساز وارد شد.مهاجران، خانه وخاطره و دارایی را پشت سرگذاشتند و تنها باتوشهٔ ایمان راهی شدند؛ و انصار،با گشاده‌دلی واخلاص،آغوش شهر و دل‌های خود را برای آنان گشودند.
در این پیوند نورانی،نخستین هستهٔ جامعهٔ ایمانی شکل گرفت؛جامعه‌ای که برپایهٔ ایمان،برادری، عدالت، مسئولیت مشترک ومشارکت اجتماعی بنا شد وبه‌تدریج به صورت نخستین دولت اسلامی تبلور یافت.
هجرت، رهایی از آزار قریش نبود؛ آغاز گسترش سازمان‌یافتهٔ اسلام بود؛ نقطهٔ شروع تمدنی که میوه‌اش «تُؤتِی أُکُلَهَا کُلَّ حِینٍ»شد وسایه‌اش تا امروز گسترده است.
🌻درس‌های هجرت؛مدرسه‌ای برای ساختن انسان وجامعه
هجرت،مدرسه‌ای است که در آن،انسان می‌آموزد چگونه ازدرونِ خود آغاز کند وجهان بیرون رادگرگون سازد. این مقاله نشان می‌دهد که هجرت،حامل چهار درس بنیادین است:
🔸صبر؛ نیرویی سازنده، نه حالتی منفعل
صبر در هجرت، صبرِ نشستن و تحمل نبود؛ صبرِ حرکت، صبرِ ساختن، صبرِ امید داشتن بود. صبر، در این مدرسه، به معنای ایستادگی فعال در برابر سختی‌هاست؛ نیرویی که انسان را از شکست‌های ظاهری به پیروزی‌های باطنی می‌رساند.
🔸ایثار؛ کرامت روح، نه فقر دست
ایثار انصار، ازسر نیاز نبود؛از سرفراوانی روح بود.هجرت نشان داد که جامعهٔ ایمانی،با بخشش وگشودگی دل ساخته می‌شود، نه با انباشت قدرت و ثروت.
🔸 امید؛ راهبردی الهی برای عبور از تنگناها
امید درهجرت، یک احساس نبود؛ یک راهبرد بود.امید،چراغی بود که مهاجران را درتاریکی شب‌های بی‌پناهی هدایت کرد وآنان را به فردایی رساندکه هنوز ادامه دارد.
🔸توکل؛ دیدن دست خدا در پسِ اسباب
توکل،رها کردن اسباب نبود؛ به‌کار گرفتن اسباب و سپردن نتیجه به خدا بود. هجرت، نمونهٔ کامل جمع میان تدبیر وتوکل است؛از انتخاب مسیرتا پنهان شدن در غار،ازهمراهی ابوبکر تا برنامه‌ریزی دقیق برای خروج.
آیهٔ «وَعَسَى أَن تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ»روح هجرت را بازمی‌تاباند:در ظاهر،هجرت رنج بود؛درباطن، گشایش،عزت وآغاز تمدنی نوین.

کیفیت ایمان، برکمیت عددمی‌چربد؛
دلِ بینا،سرچشمهٔ هدایت است؛وکوریِ دل،خطرناک‌تر ازنابینایی چشم.
از آن شش جوان،امتی برخاست که نورش قرن‌ها بر جهان تابید.
🌻هجرت؛سفر پا یا سفر دل؟ (بخش عرفانی)
در بخش عرفانی مقاله،هجرت به‌عنوان سفر ازخلق به حق تفسیر می‌شود؛سفری که در آن،انسان ازترس به توکل، از اضطراب به آرامش، و ازخودمحوری به خدا محوری می‌رسد.
هجرت،پیش از آن‌که حرکت پا باشد،هجرت دل است؛هجرت ازغفلت به بیداری،ازپراکندگی به حضور،ازخود به خدا.
دراین نگاه،هر انسان،درهرزمان،درآستانهٔ هجرتی تازه ایستاده است؛هجرتی که مقصدش،آرامش درسایهٔ یقین است.


✍️ حمـزه خـان بیگـی
┈••✾•🍃⚜️🍃•✾•


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
👏3
سَوَاءٌ مِنْكُمْ مَنْ أَسَرَّ الْقَوْلَ وَمَنْ جَهَرَ بِهِ وَمَنْ هُوَ مُسْتَخْفٍ بِاللَّيْلِ وَسَارِبٌ بِالنَّهَارِ
[برای او] یکسان است که کسی از شما گفتارش را پنهان کند یا آشکار سازد، و کسی مخفیانه در دل شب حرکت نماید یا در روز راه بپیماید.

#تقویم

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
5
📌یَسومونَكُم سوءَ ٱلعذاب یُذَبِّحون ٱَبناءَكُم ( بقره/٤٩- ابراهیم/٦)

✍️ الهه رهنما

آنان[ فرعونیان] همواره شما را به سخت‌ترین صورت شكنجه می‌كردند و پسرانتان را سر می‌بریدند..

ظاهراً دو آیه‌ی مذکور یکسان و پیام مشترکی دارند؛ حکایت از رفتار بی‌رحمانه‌ای که در هر دو آیه ذکر شده!
اما با وجود یکسان‌بودن‌ آیات، طبق اصول و سبک نحوی، نکته‌های ظریف و ریزی به‌کار رفته!

آیه‌ی ٤٩ بقره اشاره به سخت‌ترین شکنجه‌ها دارد و در ادامه یُذَبحون، تفسیر همان سوء ٱلعذاب است.
اما در آیه‌ی ٦ سوره‌ی ابراهیم (واو) ذكر شده چنین بیان می‌کند آنان با انواع بدترین عذاب‌ها، عذاب می‌دادند و همینطور تذبیح فرزندان!

انگار چنین است: یسومونکم سوء ٱلعذاب سوره‌ی ابراهیم شدیدتر و قوی‌تر و نوعی دیگر و غیر از عذاب یُذبِّحُون است!
می‌توان بر همین نکته؛
به آیه‌ی ٱلفتنه ٲشَدُّ مِنَ القتل هم استدال و اشاره کرد..[ رنج و محنت و آزار و شکنجه‌ی که غیر قابل تحمل غیر قابل توصیف، به انسان می‌رسد] بدتر از قتل باشد!

نکته و پیام آیه‌ی مذکور؛
هرچند این آیات برای زمان موسی علیه‌السلام و بی‌‌رحمی و قساوت فرعون و فرعونیان را نشان می‌دهد!
اما هر عصر و زمانی، مصداق‌های خاصِ خود، از یسومونکم سَوءَ ٱلعذاب .. را دارد که بدتر و شدیدتر از تذبیح فرزندان است!

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
1
محمد احمدیان


فلسفه ی نظری تاریخ
 فلسفه ی نظری تاریخ، معرفتی است که در آن از حرکت؛ محرک، مسیر و هدف موجودی به نام تاریخ، بحث می شود:
1- تاریج به کجا می رود؟( هدف).
2- چگونه می رود؟( محرک؛ مکانیسم حرکت).
3- از چه راهی می رود؟( مسیر و منازل حرکت).
 هگل: تاریخ، کشتارگاه اراده های فردی انسان هاست.( ص:8).
تاریخ از نظر قرآن، به سوی خلافت صالحان به پیش می تازد.
( فلسفه ی تاریخ، ص47).
انسان، در مسیر حرکت تاریخ قرار گرفته است، و سکان دار این کشتی پر فراز و نشیب است، اما طبق نظریه ی [هگل] هر چند اقلیتی کشتی تاریخ را حرکت می بخشند، اما اکثریتی در جهات مختلف حقوقشان در تهدید و خطر بوده، و خواهد بود.


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
1
🔰ثلاثیةُ النَّجاة عند سهلِ بنِ عبداللهِ التستری

🌟در میان سخنان اهل معرفت، گاه جمله‌ای کوتاه، دریچه‌ای به عالمی گسترده از حکمت و تربیت می‌گشاید. از این دست، کلامِ ژرف و موجزِ سهل بن عبدالله التستری رحمه‌الله است که می‌فرماید:
«النَّجاةُ في ثلاثة: أكلُ الحلال، وأداءُ الفرائض، والاقتداءُ بالنبي صلى الله عليه وسلم.»
📙 تفسير القرطبي (٢/٢٠٨)

🔶این سه‌گانه، نقشهٔ راه نجات است؛ نه نجاتی انتزاعی و دور از زندگی، بلکه نجاتی که در متنِ زیست روزمره، در اخلاق، عبادت و سلوک قلبی تجلّی می‌یابد. هر یک از این سه اصل، رکنِ استوار تربیت اسلامی است و در کنار یکدیگر، ساختارِ کاملِ «سیر الی الله» را شکل می‌دهند.

🔸أكل الحلال؛ پاکیِ ریشهٔ عمل
سهل بن عبدالله راه نجات را از «لقمه» آغاز می‌کند؛ زیرا لقمه، ریشهٔ اخلاق و عبادت است. حلال‌خوری تنها یک حکم فقهی نیست، بلکه تربیتِ باطنیِ انسان است. لقمهٔ پاک دل را نرم می‌کند، نور فهم را می‌افزاید و انسان را از آلودگی‌های حرص، طمع و ظلم می‌رهاند.
📖 عارفان گفته‌اند: «العبادةُ مع الحرام كالبناء على الرمل»؛
عبادت با لقمهٔ ناپاک، همچون بنایی است که بر شنِ سست نهاده شود.

👌 از این‌رو، نخستین گامِ نجات، پاک کردن سرچشمهٔ جان است؛ تا آنچه بر این سرچشمه بنا می‌شود، استوار و پذیرفته باشد.

🔸 أداء الفرائض؛ ستون‌های بندگی
پس از پاکیِ لقمه، سهل بن عبدالله به «ادای فرائض» اشاره می‌کند؛ زیرا فرائض ستون‌های دین‌اند و هیچ سلوکی بدون آن‌ها استوار نمی‌ماند. فرائض، تنها مجموعه‌ای از اعمال واجب نیستند، بلکه نظم‌دهندهٔ زندگی معنوی، محورِ ارتباط بنده با پروردگار و معیارِ صدقِ بندگی‌اند. ادای فرائض، انسان را از پراکندگی و سرگردانی می‌رهاند و او را در مسیر مستقیم نگاه می‌دارد. هرکه فرائض را سبک بشمارد، راه سلوک را از ریشه تباه کرده است؛ زیرا سلوکِ بی‌فرائض، پوسته‌ای بی‌هسته و صورتی بی‌حقیقت است.

🔸 الاقتداء بالنبي ﷺ؛ روحِ نجات
سومین رکن، «اقتدا به پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم» است؛ و این، روحِ نجات است. اقتدا، تنها پیروی ظاهری در شکل و عادت نیست، بلکه هم‌سویی با رسول خدا در رأفت و اخلاق، در انصاف و عدالت، در عبادت و خشیت، و در شیوهٔ گفت‌وگو و اقناع است. اقتدا یعنی اینکه انسان در هر موقعیت، در نهانِ دل بپرسد: «لو كان رسولُ الله ﷺ مكاني، ماذا يفعل؟» و سپس، تا آنجا که می‌تواند، همان را برگزیند. این همان حقیقتی است که در صحنهٔ حنین جلوه‌گر شد؛ آن‌گاه که پیامبر، با رأفت و انصاف، با یادآوری نعمت و محبت، دل‌ها را نرم کرد و اختلاف را به الفت بدل ساخت. اقتدا به او، یعنی پیروی از همین روش در تربیت، در دعوت، در مدیریت اختلاف و در تمام عرصه‌های زندگی.

☀️جایگاه این سه‌گانه در ساختار تربیت اسلامی
سهل بن عبدالله این سه اصل را نه به‌عنوان احکامی پراکنده، بلکه به‌صورت ساختاری منسجم عرضه می‌کند: حلال‌خوری، پاکیِ درون را می‌سازد؛ ادای فرائض، استواریِ ظاهر و باطن را تضمین می‌کند؛ و اقتدا به پیامبر، روح و جهتِ حرکت را تعیین می‌نماید.

👌این سه، همچون سه حلقهٔ یک زنجیرند؛ اگر یکی گسسته شود، سلوک ناقص می‌ماند و نجات، به معنای حقیقیِ خود تحقق نمی‌یابد. در پرتو این ثلاثیه، تربیت اسلامی چهرهٔ کامل خود را می‌یابد: پاکیِ لقمه، استواریِ عبادت و پیرویِ عاشقانه از رسولِ رحمت.🌼

✍️ حمـزه خـان بیگـی
┈••✾•🍃⚜️🍃•✾•
4👏1
سمیه امینی


خیلی از رابطه‌ها به خاطر دعوا خراب نمیشن
به خاطر این خراب میشن که بلد نیستیم درست دعوا کنیم!
اختلاف داشتن طبیعیه
اما مشکل «مدیریت اختلاف» بین ماست و بعضی رفتارها به مرور اعتماد و صمیمیت رو فرسوده میکنن
اشتباه اول:
اینکه ناراحتی رو مستقیم بیان نکنیم
اخم،
سردی،
کنایه،
یا سکوت طولانی
این‌ها گفت‌وگو نیستن،
فقط فشار روانی انباشته‌شده‌ هستن
آدم بالغ، ناراحتیش رو شفاف میگه
اشتباه دوم:
تهدید کردن رابطه در لحظه عصبانیت
«پس جدا میشیم»
«دیگه تمومه»
این جمله‌ها شاید تخلیه هیجان باشن،
اما امنیت رابطه رو تَرَک میدن
و رابطه بدون امنیت، دوام نداره
اشتباه سوم:
دعوا برای بردن نیست!
اگه یکی برنده بشه،
رابطه بازنده میشه
هدف باید فهمیدن همدیگه باشه،
نه شکست دادن طرف مقابل
اشتباه چهارم:
بیشتر آدم‌ها در دعوا گوش نمیدن
فقط منتظر نوبت خودشون برای جواب دادنن
اما رابطه سالم جاییه که هر دو نفر حس کنن:
«فهمیده شدم»
اشتباه پنجم:
قهر کردن و تحقیر کردن
فاصله گرفتن برای آروم شدن اوکیه،
اما قهر طولانی نه!
و بدتر از اون اینهاست:
توهین، تمسخر، مقایسه، سرزنش…
این‌ها اختلاف رو حل نمیکنن،
فقط فاصله عاطفی میسازن
اشتباه ششم:
بعد از دعوا، بازسازی مهم‌تر از خود اختلافه
خیلی‌ها دعوا رو تموم میکنن،
اما رابطه رو ترمیم نمیکنن
یک جمله ساده،
یک عذرخواهی واقعی،
یا یک تماس عاطفی دوباره
میتونه امنیت رابطه رو برگردونه

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
5👏5
صدیق قطبی

مگر زمین خدا پهناورنبود؟
در قرآن کریم از وسعتِ جهان و وسعتِ رحمت خداوند سخن رفته است.در قلمروِ ایمان، هم جهانْ واسع، فراخ وپهناور است و هم رحمت و لطف‌های جانِ جهان، واسع وهمه‌گستر وفراگیر. و این‌دو یعنی همیشه امکانِ رستگاری فراهم است:
رَبُّكُمْ ذُو رَحْمَةٍ وَاسِعَةٍ (أنعام، ۱۴۷)
پروردگارتان داراى رحمتى گسترده است.

إِنَّ أَرْضِي وَاسِعَةٌ (عنکبوت، ۵۶)
زمینِ من گسترده است.

درباره گستردگی وفراگیری رحمت،دو اشارهٔ دیگر نیز هست:
رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَحْمَةً وَعِلْمًا (غافر، ۷)
پروردگارا، رحمت و دانش تو همه چیز را فراگرفته.
وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ (اعراف، ۱۵۶)
و رحمتم همه چیز را فراگرفته است.

اما فراخی وپهناوری زمین، چه معنایی دارد و چرامحل توجه و تأکید قرآن است؟

از این آیه آغاز کنیم:
يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ أَرْضِي وَاسِعَةٌ فَإِيَّايَ فَاعْبُدُونِ (عنکبوت، ۵۶)
اى بندگان من كه ايمان آورده‏‌ايد، همانا زمين من گسترده است، تنها مرا بپرستيد.

می‌گوید محیط نامناسب، شمارا از ادای بندگی من بازندارد.اگر دل درگروِ ایمان داشته باشید، می‌توانید فضا ومحیط دیگری که مساعد ایمان‌تان باشد، بجویید و بیابید. اگرفضای فعلی، برای رُستن وبالیدن ایمان‌تان مناسب نیست،جهان خدا که تنگ نیست. گسترده است،اگر مؤمنانید:
وَمَنْ يُهَاجِرْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يَجِدْ فِي الْأَرْضِ مُرَاغَمًا كَثِيرًا وَسَعَةً (نساء، ۱۰۰)
و هر كه در راه خدا هجرت كند، در زمين جایگاه‌های بسیار و گشايشی [شایسته] خواهد يافت.

چنان‌که یاران غار(اصحاب کهف)با ایمان به رحمت واسع وجهان واسع خداوند، محیط خود راتغییر دادند:

وَإِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ فَأْوُوا إِلَى الْكَهْفِ يَنشُرْ لَكُمْ رَبُّكُم مِّن رَّحْمَتِهِ وَيُهَيِّئْ لَكُم مِّنْ أَمْرِكُم مِّرْفَقًا (کهف، ۱۶)
و [به یکدیگر] گفتند: زمانی که ازآنان و  آنچه جز خدامی‌پرستند کناره گرفتید، پس به سوی غار[روید و در آن]جای گیرید تا پروردگارتان ازرحمت خویش برشما بگستراند و برای شما در کارتان آسانی و آسایشی فراهم سازد.

یاران غار،وقتی به جست‌وجوی فضایی مناسب ایمان‌شان گام برداشتند دلگرم بودند به گستره‌ٔ رحمت.باور داشتند که رحمتِ او زیرآسمان‌های دیگر نیزبرآنان خواهد بارید.

تعبیر «أرض‌ واسعة» در ضمن گفت‌وگوی فرشتگان با برخودستمکاران نیزآمده است:

إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ قَالُوا فِيمَ كُنْتُمْ قَالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ قَالُوا أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِيهَا (نساء، ۹۷)
همانا فرشتگان درحال ستاندن جان کسانی که بر خود ستم کرده‌اند [به آنان] گویند: در چه حالی بودید؟گویند ما درزمین مستضعف بودیم. [فرشتگان] گویند:مگر زمین خدا پهناور نبود که در آن هجرت کنید؟...

دلالت «أرض‌ واسعة» در این‌جا وضوح بیشتر می‌یابد. آنکه در محیط، موقعیت،و مناسباتی است که در آن به ضعف و زبونی کشیده شده(استضعاف)،باید در جست‌وجوی محیط وموقعیت و مناسباتی دیگر برآید. چرا که«زمین خدا فراخ است» و امکان‌های زیستن، بسیار. آنکه به رغم توانایی، موقعیت استضعاف را ترک نمی‌کند، بر خود ستم می‌کند. برخودستمگری، ماندن در محیط و فضای استضعاف است.

با این حال، واقعیت این است که برخی توانایی و استطاعت ترک محیط و فضایی را که در آن به ضعف کشیده شده‌اند ندارند. قرآن این واقعیت را می‌پذیرد و آنان را معذور می‌داند. آیا آنان که امکان ترک محیط خود را ندارند، از رحمت فراگیر خداوند، محروم می‌مانند؟

إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ لَا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَلَا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا. فَأُولَئِكَ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَعْفُوَ عَنْهُمْ وَكَانَ اللَّهُ عَفُوًّا غَفُورًا (نساء، ۹۸-۹۹)
مگر آن مردان و زنان و کودکان مستضعفی که هیچ چاره‌ای نداشته باشند و راهی [برای رهایی] نیابند؛ که امید است خداوند از آنان درگذرد و خدا بسیار باگذشتِ مهربان است.

آنچه حیاتی است یافتن فضا و شرایطی است که در آن بتوان «محسنانه» زیست. و در بشارت قرآن، زمین خدا برای جویندگان احسان، فراخ است:
قُلْ يَا عِبَادِ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّكُمْ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ وَأَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةٌ إِنَّمَا يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسَابٍ (زمر، ۱۰)
بگو اى بندگانِ من كه ايمان آورده‏‌ايد، از پروردگارتان پروا کنید؛ براى آنان كه در اين دنيا نیکی كرده‏‌اند [پاداش] نيكى خواهد بود، و زمين خدا گسترده است [هر جا زمینهٔ نیکی می‌یابید همان‌جا بروید]، جز این نیست که شکیبایان، پاداششان کامل و بی‌حساب داده می‌شود.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
5
🔖 بازگشتِ مداوم به سوی خداوند

الحاق جوادی


◻️ بسیاری از انسان‌ها استغفار را فقط برای پس از گناه می‌شناسند؛ درحالی‌که استغفار، بیش از آنکه واکنش به خطا باشد، راهِ بازگشتِ دائمِ دل به سوی خداست. اینکه پیامبر ﷺ در یک مجلس بارها استغفار می‌کرد، نشان می‌دهد انسان هرقدر هم رشد کند، باز به پاک‌کردنِ غبارِ دل و تجدیدِ پیوند با خدا نیاز دارد.

◻️ استغفار فقط طلبِ بخشش نیست؛ بیرون آمدن از غفلت است. دلِ انسان در شلوغیِ زندگی، آرام‌آرام سخت و پراکنده می‌شود. استغفار، توقفی کوتاه برای بازگشت به خویشتن و یادآوریِ فقرِ انسان در برابرِ رحمتِ الهی است.

◻️ راهبردها:
✓ طلب بخشش از الله را به لحظه‌های ثابتِ روزانه پیوند بزن.

✓ فقط از گناه‌ها نگو؛ از غفلت‌ها هم استغفار کن.

✓ استغفار را با تصمیمی کوچک برای اصلاح همراه ساز.

✓ در حالِ آرامش هم استغفار کن، نه فقط هنگامِ بحران.

◻️ دل، بیش از آنکه به توضیح و توجیه نیاز داشته باشد، به بازگشت نیاز دارد؛ و استغفار، یکی از نزدیک‌ترین راه‌های این بازگشت است.

📖 از سلسله یادداشت‌های «هر ورقش دفتری‌ست؛ درنگ‌هایی برای فهمِ زندگی»

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
1
أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَالرَّقِيمِ كَانُوا مِنْ آيَاتِنَا عَجَبًا
آیا گمان کردی که اصحاب کهف و رقیم از نشانه های شگفت انگیز ما بودند؟ [چنین نیست؛ زیرا ما را در پهن دشت هستی نشانه هایی شگفت انگیزتر از اصحاب کهف است.]


#تقویم


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
👏3
🔰 مقاصد صلوات بر پیامبر اکرم ﷺ

🔶 صلوات؛ گشودن درهای رحمت الهی بر بنده
از برجسته‌ترین حکمت‌های صلوات بر پیامبر اکرم ﷺ آن است که بنده را در معرض عنایت و صلوات الهی قرار می‌دهد؛ صلواتی که حقیقت آن، رحمت، ستایش و مغفرت است. در سنت نبوی آمده است که انسان تنها یک‌بار بر پیامبر ﷺ درود می‌فرستد، و خداوند در برابر، ده‌بار بر او صلوات می‌فرستد؛ و چه کرامتی والاتر از آن‌که نام بنده‌ای خاکی در محضر فرشتگان مقرب با رحمت و ثنا یاد شود.
📖 خداوند متعال می‌فرماید:
﴿هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ﴾ [الأحزاب: ۴۳]
«اوست که بر شما صلوات می‌فرستد.»
و ابوالعالیه در تفسیر این آیه می‌گوید:
«صلاة اللّهِ عَلَی عَبدِهِ ثَنَاؤُهُ عَلَیـهِ عِندَ المَلائِکَةِ»
«صلوات خدا بر بنده‌اش، ستایش او در میان فرشتگان است.»

در پرتو این معنا، صلوات تنها ذکر زبانی نیست؛ حرکتی است که بنده را از تنگنای خاک به افق‌های بلند آسمان می‌برد. هرگاه نام پیامبر رحمت ﷺ با محبت بر زبان جاری می‌شود، در همان لحظه، نام بنده در ملکوت به نیکی برده می‌شود؛ گویی خطاب الهی در میان فرشتگان طنین می‌افکند: «این بنده‌ام مرا یاد کرد، پس من نیز او را با رحمت و ثنا یاد می‌کنم.»
صلوات، پلی است میان ضعف انسان و لطف خدا؛ میان زمینِ گرفتار و آسمانِ گشوده. هر صلوات، روزنه‌ای است که پرده‌های غفلت را می‌شکافد و بنده را به یاد می‌آورد که یاد او در پیشگاه الهی بی‌پاسخ نمی‌ماند، بلکه با چندین برابر رحمت و مغفرت پاسخ داده می‌شود.

🔶 صلوات؛ زنده نگه‌داشتن نعمت عظیم بعثت
از دیگر مقاصد بلند صلوات، بیدار نگاه‌داشتن احساس نعمت بعثت پیامبر اکرم ﷺ در جان مؤمن است. بعثت رسول خدا، رویدادی تاریخی صرف نیست؛ بلکه بزرگ‌ترین موهبت الهی بر بشریت و آغاز دوباره نور هدایت در جهان است.
📖 خداوند می‌فرماید:
﴿لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ﴾ [آل عمران: ۱۶۴]

بر اساس این آیه، هر صلوات، تجدید شکر نعمتی است که با آن، راه از بی‌راهه جدا شد و انسان از تاریکی جهل و ظلم به روشنایی وحی فراخوانده شد. صلوات، زمزمه‌ای است که در ژرفای آن این اعتراف نهفته است: «خدایا، تو بر ما منت نهادی که رسولی از میان خودمان برانگیختی؛ ما این نعمت را فراموش نمی‌کنیم و شکر آن را با زبان و دل و عمل به جا می‌آوریم.»
صلوات، تنها ذکر ثواب‌آور نیست؛ تجدید عهدی است با پیامبر ﷺ: عهدی بر پیروی، محبت، تعظیم و اقتدا. بعثت، آغاز یک تاریخ نیست؛ آغاز یک مسئولیت است.
ابن‌القیم رحمه‌الله می‌گوید: «هرچه بنده صلوات بیشتری بر پیامبر ﷺ بفرستد، محبت او به آن حضرت افزون‌تر، قرب او بیشتر و ایمانش کامل‌تر می‌گردد.»

🌻 بدین‌سان، کثرت صلوات، افزونی عددی یک ذکر نیست؛ نشانه‌ای است از عمق پیوند قلبی با رسول خدا ﷺ. هرچه دل بیشتر به یاد او بتپد، زبان بیشتر به صلوات می‌گشاید؛ و هرچه صلوات افزون‌تر شود، محبت ریشه‌دارتر و ایمان استوارتر می‌گردد.

🔶 صلوات؛ پیوند میان عبودیت اختیاری و هدایت نبوی
📖 امام شاطبی رحمه‌الله حقیقتی بنیادین را یادآور می‌شود:
« المقصد الشرعی من وضع الشریعة إخراج المکلّف عن داعیة هواه، حتی یکونَ عبداً لله إختیاراً،کما هُوَ عبداً لِلهِ إضطراراً، و لا سبیل ذلک إلّا یهدی النَّبِی صلّی الله علیه وسلّم»
«مقصودِ شرعی از وضع شریعت آن است که مکلف را از پیرویِ خواهش‌های نفسانی‌اش بیرون آورد، تا او بندۀ خدا گردد از روی اختیار، همان‌گونه که از روی اضطرار بندۀ اوست؛ و این مقصد جز به هدایت پیامبر اکرم ﷺ تحقق نمی‌یابد.»

🌻 در نگاه او، شریعت آمده است تا انسان را از اسارت هوا رهایی بخشد و بندگی اضطراری را به بندگی آگاهانه و آزادانه بدل کند؛ و این دگرگونی عظیم، تنها در پرتو هدایت پیامبر ﷺ ممکن است. صلوات، یادآور همین حقیقت است: پیوند با پیامبری که راه را می‌نمایاند و انسان را از تاریکی نفس به روشنایی عبودیت می‌کشاند.

🔶 فرجام سخن
🌻 صلوات بر پیامبر اکرم ﷺ دو افق بزرگ را در جان مؤمن می‌گشاید:
👌 افق رحمت الهی: بنده با یک صلوات، خود را در معرض ده صلوات الهی قرار می‌دهد؛ صلواتی که حقیقت آن رحمت، ثنا و مغفرت است. این کرامتی است که بنده را از گمنامی زمینی به یادشدگی آسمانی می‌رساند.
👌 افق شکر نعمت بعثت: هر صلوات، شکر دوباره نعمت بعثت است؛ اعترافی است که اگر او نبود، راه شناخته نمی‌شد و هدایت کامل نمی‌گشت. صلوات، شعله محبت پیامبر ﷺ را در دل زنده نگه می‌دارد و پیمان پیروی از او را استوار می‌سازد.

👌 بدین‌گونه، صلوات ذکری است که از زمین آغاز می‌شود و در آسمان پایان می‌یابد؛ ذکری که در آن، شکر و محبت، معرفت و ادب، همگی در یک جمله کوتاه جمع شده است:
🌼«اللهم صلِّ على محمدٍ وعلى آل محمد.»🌼

📙 #وصفي_أبوزيد
✍️ #حمـزه خـان بیگـی
┈••✾•🍃⚜️🍃•✾•
👏31
چگونه می توان محیط خانه را به گونه ای برنامه ریزی کرد که کودک به محیط زیست و حفاظت از آن علاقه مند شود؟



مؤثرترین راه علاقه‌مند کردن او به محیط زیست، آموزش مستقیم نیست؛ بلکه ایجاد تجربه‌های جذاب و روزمره است. کودکان در این سن بیشتر از طریق بازی، مشاهده و تقلید یاد می‌گیرند.
چند ایده عملی برای خانه:

۱. یک گوشه طبیعت در خانه بسازید
یک گلدان یا چند گیاه کوچک را به او بسپارید و بگویید «این‌ها مسئولیت تو هستند». برایشان اسم بگذارید و هر روز با هم رشدشان را بررسی کنید.
۲. کاوشگر طبیعت شود
یک ذره‌بین اسباب‌بازی، دفترچه نقاشی و جعبه جمع‌آوری برگ و سنگ به او بدهید. هر بار که بیرون می‌روید، از او بخواهید چیزهای جالب طبیعی پیدا کند.
۳. تفکیک زباله را به بازی تبدیل کنید
سه سطل با رنگ‌های مختلف درست کنید و از او بخواهید زباله‌ها را در خانه دسته‌بندی کند. برای هر بار موفقیت امتیاز یا برچسب تشویقی بدهید.
۴. صرفه‌جویی در آب را به مأموریت تبدیل کنید
برای مثال می‌توانید او را «نگهبان آب خانه» معرفی کنید. هر بار که شیر آبی بیهوده باز مانده را پیدا کند، یک امتیاز بگیرد.
۵. داستان‌گویی
برایش داستان‌هایی بسازید که قهرمان آن‌ها یک قطره آب، یک درخت یا یک پرنده باشد که به کمک کودکان نیاز دارد. کودکان با شخصیت‌ها ارتباط عاطفی برقرار می‌کنند.
۶. باغچه کوچک خوراکی
اگر حیاط یا حتی یک بالکن دارید، کاشت نعناع، ریحان یا گوجه‌فرنگی بسیار مؤثر است. وقتی کودک محصولی را که خودش کاشته بخورد، ارتباط عمیقی با طبیعت پیدا می‌کند.
۷. استفاده از وسایل دورریختنی در کاردستی
کارتن‌ها، بطری‌های پلاستیکی و جعبه‌ها را دور نریزید. با هم از آن‌ها ماشین، خانه یا موشک بسازید. این کار مفهوم استفاده مجدد را به شکل طبیعی منتقل می‌کند.
۸. الگوی عملی باشید
اگر شما هنگام خروج چراغ اضافی را خاموش کنید، آب را هدر ندهید و درباره زیبایی طبیعت صحبت کنید، اثرش بسیار بیشتر از هر آموزشی خواهد بود.
یک بازی طولانی‌مدت
یک «دفتر قهرمان زمین» برای فرزندتان درست کنید. هر بار که:
در مصرف آب صرفه‌جویی کرد،
به گیاهان آب داد،
زباله‌ای را از زمین برداشت،
یا از حیوانات و گیاهان مراقبت کرد،
یک ستاره در دفترش بچسبانید. وقتی به تعداد مشخصی ستاره رسید، جایزه‌ای غیرمادی مثل یک گردش خانوادگی در طبیعت دریافت کند.
فعالیت‌های عملی و ماجراجویانه مانند (کاشتن بذر، آب دادن، جست‌وجوی حشرات، جمع‌آوری برگ‌ها) می تواند جذاب باشد.

#شبکه_حامی

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
1
حنیفه محمودنژاد


ستاره‌ای در غبارِ زمان
در رثای بانوی مجاهد، خواهر زینب رهنمون

در میان هیاهوی پرشتاب دنیای امروز، گاهی روح‌هایی طلوع می‌کنند که نه با فریاد، بلکه خاموش و با «حضور» و «عمل» خود، مسیر حقیقت را روشن نگاه می‌دارند. بانوی بزرگوار و خستگی‌ناپذیر، خواهر «زینب رهنمون»، یکی از همین ستاره‌های فروزان بود؛ آن بانوی گران‌قدر که الگویی از زنان مجاهد در صدر اسلام و از نوادگانِ فاتح قدس شریف، سلطان صلاح‌الدین ایوبی بود. او خواهری تلاشگر و مجاهد بود که تمامی عمر خود را در مسیر «دعوت اسلامی» با سلاح «محبت، مهربانی و میزبانی» پیمود.

در خانه او، معنای میزبانی تنها پذیرایی از جسم نبود؛ او با گشاده‌رویی و سخاوتِ بی‌دریغ، قلب‌ها را میزبانی می‌کرد. خانه‌اش، همچون «خانه ارقم بن ابی‌ارقم»، محل دعوت، تعلیم علوم دینی و مأمنی برای دردمندان و جویندگان حقیقت بود و این مکان، پناهگاهی برای گرمابخشی به اهل ایمان محسوب می‌شد. او در مسیر خدمت به دین، روحیه‌ای مثال‌زدنی داشت؛ چنان‌که انصارگونه، پذیرای مهاجران و خستگانِ راهِ حق بود.

فصلِ آخرِ زندگی او، آینه‌ی تمام‌نمایِ صبر و تسلیم بود. او هشت سالِ پرمشقت را در بستر بیماری گذراند، اما در تمام این مدت، ذره‌ای غبارِ ناسپاسی بر چهره‌ی آرامش ننشست و زبانش همواره به حمد و شکرِ پروردگار گویا بود.
در این دورانِ سخت، همسرِ بزرگوارش *کاک علی رحمانی*(مجاهدی نستوه از پیشکسوتان جماعت و از یاران صدیق شهید ماموستا ناصرسبحانی) همچون یاری دلسوز و پرستاری فداکار، در کنار او ایستاد؛ او با عشقی خالصانه، لحظه‌لحظه‌ی بیماریِ همسفرِ خود را با مراقبت و تیمارِ عاشقانه همراهی کرد تا این پیوندِ آسمانی، معنایِ والایِ «وفاداری در سلامت و بیماری» را به زیباترین شکل تفسیر کند.
زیباترین بخش حیات او، همین اتحادِ قلبی بود. آن‌ها نه فقط دو شریک در زندگی، که دو هم‌سنگر در مسیرِ پرفراز و نشیبِ دعوت بودند.

او تکیه‌گاهی استوار بود؛ در طوفان‌ها آرامش‌بخش و در تصمیم‌های دشوار، مشاوری دلسوز. این اتحاد، گواهی بود بر اینکه یک زن می‌تواند با درایت و ایمان، کانون گرم خانواده را به پایگاهی برای خدمت به دین خدا تبدیل کند.

مرگ، پایانِ کالبد بود، اما پایانِ میراثِ او نیست. سرانجام، این بانوی نیک‌سیرت دارِ فانی را وداع گفت و رفت تا در جوارِ رحمتِ حق آرام گیرد، بی‌تردید، یاد و نام نیک او در دل‌های کسانی که مهر و بزرگواری‌اش را دیده‌اند، جاودانه خواهد ماند مهربانی‌هایش در خاطره‌ها، و تلاش‌هایش در مسیر دعوت، همچون نهالی که آبیاری کرده است، باقی خواهد ماند. خداوند او را در جوارِ رحمت خویش جای دهد و پاداشِ آن همه کَرم، میزبانیِ بی‌ادعا، شکرگزاری در رنج و صبرِ ایشان را با عالی‌ترین درجاتِ بهشتی عطا فرماید.

روحش شاد و یادش گرامی
خداوند او را شامل رحمت واسعۀ خویش گرداند و به بازماندگانش صبر و اجر عنایت فرماید.
اللهم آمین.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
13👍4😭1
لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّىٰ تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ ۚ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ
هرگز به [حقیقتِ] نیکی [به طور کامل] نمی رسید تا از آنچه دوست دارید انفاق کنید؛ و آنچه از هر چیزی انفاق می کنید [خوب یا بد، کم یا زیاد، به اخلاص یا ریا] یقیناً خدا به آن داناست.


#تقویم


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات