جماعت دعوت و اصلاح
4.51K subscribers
12.9K photos
2.81K videos
343 files
16.4K links
✳️ کانال رسمی تشکل مدنی «جماعت دعوت و اصلاح»

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وب‌سایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb

https://ble.ir/islahweb1979/
Download Telegram
🔰 «سجده‌ی شبانه؛ سپیده‌دم بی‌نیازی»


🌟 دنیا، این صحنه‌ی گذرا و پرهیاهو، چنان حقیر است که اندوه بر از دست‌رفته‌هایش جز هدر دادن دل وجان نیست؛ و چنان پست است که شادی بر آمدنی‌هایش جز غفلتی تازه نمی‌آورد.
﴿لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَىٰ مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ  وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ﴾ (حدید/۲۳)
«برای آن است که بر آنچه از دستتان رفت اندوهگین نشوید، و بر آنچه به شما رسیده، شادیِ خودپسندانه نکنید؛ و خداوند هیچ خودنما و فخرفروشی را دوست نمی‌دارد.»

📖 ابن‌کثیر در تفسیر خود می‌نویسد:
• «این آیه به «زهدِ هوشمندانه» می‌خواند؛ دل‌بستگی به دنیا سرچشمه‌ی اندوه و غرور است، و دل‌بستگی به خدا سرچشمه‌ی آرامش و سکینه.»
🌟 این آیه نقشه‌ی راه قلب مؤمن است: شناخت تقدیر برای آرامش، صبر در فقدان، شکر در عطا، و تواضع در همه حال. محبوب خدا شدن، با «بی‌نیازیِ متواضعانه» است، نه با «شادیِ متکبّرانه». هرچه از دنیا می‌آید و می‌رود، آینه‌ای است برای دیدن خدا؛ و هرچه در دل می‌گذرد، باید به ذکر و سجده بازگردد.
این آیه پس از یادکرد تقدیر الهی و ثبت هر پیشامد در «کتاب» الهی، انسان را به تعادل روحی فرا می‌خواند: نه حسرتِ فلج‌کننده بر گذشته، و نه سرمستیِ مغرورانه در نعمت امروز. معیار ایمان، «سر به تقدیر نهادن با صبر وشکر» و «پرهیز از تکبّر وجلوه‌فروشی»است؛زیرا دل مؤمن با یادخدا آرام می‌گیرد، نه با آمدوشد دنیا.
در حقیقت، هرچه دل به دنیا سپاری، جز سراب نمی‌یابی؛ و هرچه دل به خدا سپاری، جز حقیقت نمی‌چشی.
📖 قرآن کریم یادآور می‌شود:
«أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» (رعد/۲۸)
آری، تنها با یاد خداست که دل‌ها آرام می‌گیرند.

🌟 آن‌کس که چشم دلش به نور الهی گشوده شود درمی‌یابد که یک سجده‌ی عاشقانه در خلوت نیمه‌شب، از همه خزانه‌های زمین و آسمان گران‌بهاتر است؛ زیرا آن سجده، پیوندی است میان خاک و افلاک، میان بنده‌ی نیازمند و خدای بی‌نیاز.
پس در این گذرگاه فانی متوقف مشو؛ نه دنیا از آنِ توست، و نه تو از آنِ دنیا. تو تنها از آنِ خدایی، و بازگشتت بی‌گمان به سوی اوست. دل خویش را به رضای او بیارای، که در قرب او بی‌نیازی است، و در خشنودی او نهایت آرزوها.
آیا خداوند برای بنده‌اش کافی نیست؟ او که کفایتش بی‌پایان است و رحمتش بی‌کران؛ او که اگر همه‌ی دنیا را از تو بگیرد، در عوض خود را به تو می‌بخشد، و این بزرگ‌ترین عطا و والاترین بی‌نیازی است.

👌 سپیده‌دم بی‌نیازی، همان لحظه‌ای است که بنده در سجده‌ی شبانه، همه‌ی بارهای دنیا را بر زمین می‌گذارد و تنها با خدای خویش می‌ماند؛ لحظه‌ای که اشک، زبان دل می‌شود و سکوت، ترجمان عشق. در آن دم، انسان درمی‌یابد که بی‌نیازی حقیقی نه در داشتن، بلکه در بودن با خداست؛ و غنای راستین نه در گنجینه‌های خاکی، بلکه در رضای الهی است.

✍️ #حمـزه خـانبیگـی
┈••✾•🍃⚜️🍃•✾


https://t.me/islahweb
9😍1
🔰 صفای سینه‌ها؛ آیینه‌ی اخلاص

🌟 از نشانه‌های درخشان اخلاص، صفای دل و پاکی سینه‌هاست؛ آن‌گاه که دل‌های اهل ایمان، آیینه‌هایی بی‌غبار از مهر، صداقت و بی‌کینه‌زیستن می‌شوند، و در فضای یک جماعت الهی، نسیم رحمت، برادری و همدلی می‌وزد.
جماعتی که اعضایش با نیتی صادق در مسیر دعوت الهی گام می‌نهند، باید دل‌هایی گشاده، سینه‌هایی بی‌کینه و پیوندهایی استوار داشته باشند.
📖 چنان‌که پیامبر رحمت،ﷺ فرمود:
«إِنَّ بُدَلاءَ أُمَّتي لَم يَدخُلوا الجَنَّةَ بِكَثرةِ صَلاتِهِم ولا صِيامِهِم، وَإِنَّما دَخَلوها بِسَخاوَةِ الأَنفُسِ وَسَلامَةِ الصُّدورِ.»
📚 البيهقي،شعب الإيمان،ج۷،ص۳۴۹۳؛ابن أبي الدنيا،الأولياء،ص۲۸.؛الحكيم الترمذي،نوادر الأصول، ص۳۰۲.
«برگزیدگان امت من، نه به‌سبب فراوانی نماز و روزه، بلکه به‌سبب سخاوت و بخشندگی جان و پاکی دل‌ها به بهشت راه یافتند.»

💎 شرح دقیق و روحی لغوی و مفاهیم
•بدلاء: در اصطلاح عرفانی و حدیثی، گروهی از اولیای خدا هستند که جایگزین دیگران می‌شوند و زمین به برکت آنان محفوظ می‌ماند. آنان نماد استمرار رحمت الهی در میان مردم‌اند.
• کثرت نماز و روزه: اشاره به عبادات ظاهری است؛ ارزشمند اما کافی نیست، زیرا ممکن است بدون صفای باطن و نیت خالص، به کمال نرسد.
• سخاوة الأنفس: یعنی گشاده‌دلی، ایثار، و بی‌نیازی از دنیا. این سخاوت نه فقط در مال، بلکه در روح و نگاه به دیگران جلوه می‌کند.
• سلامة الصدور: پاکی دل از کینه، حسد، و دشمنی. قلبی که جز محبت و خیر برای دیگران ندارد، بهشت را نزدیک می‌سازد.
📖 و به انس، رضی‌الله‌عنه، چنین سفارش فرمود:
إن رسول اللهﷺ يوصي أنسًا رضي الله عنه فيقول:«يا بني إذا أصبحت وأمسيت وليس في قلبك غشّ لأحد فافعل؛فإن ذلك من سنتي،ومن أحب سنتي فقد أحبَّني ومن أحبَّني كان معي في الجنة»
«ای فرزندم، اگر بامدادان و شامگاهان را در حالی سپری کردی که در دلت نسبت به هیچ‌کس کینه‌ای نیست، چنین کن؛ که این از سنت من است. و هر که سنت مرا دوست بدارد، مرا دوست داشته، و هر که مرا دوست بدارد، با من در بهشت خواهد بود.»

📖 و نیز فرمود:
"ما فضلكم أبو بكر بكثرة صلاة ولا صيام ولكن بشيء وقر في الصدر".
«برتری ابوبکربرشما نه به‌خاطر زیادی نمازو روزه‌اش بود،بلکه به‌سبب حقیقتی بودکه دردلش جای داشت.»

🌟 آری، صفای دل، نخستین پله‌ی نردبان محبت است؛ و بلندترین پله‌اش، ایثار. ایثاری که در سیمای یاران رسول خدا تجلی یافت؛ همانان که در میدان یرموک، در اوج تشنگی و جراحت، آب را به یکدیگر تعارف کردند و هر یک دیگری را بر خود مقدم داشت، تا آن‌جا که همگی جان باختند و هیچ‌یک از آن ننوشید.
این است امت ایثار؛ و این، پرچم مؤمنان مخلص و یاران راستین، تا در هر عصر و دیاری، مشعل‌دار کاروان ایمان باشند.
دل‌هایی چنین پاک، چون دژهایی نفوذناپذیر،در برابر تیرهای تفرقه و وسوسه‌های باطل ایستاده‌اند. اماهرگاه این صفا دردل‌ها کمرنگ شود، همانند کلنگی دردست دشمن،پایه‌های وحدت رامی‌فرساید.گاه برادری در دلش نسبت به برادرانش چیزی می‌یابد؛ و گاه دل‌هایی بیمار، بذر فتنه می‌کارند، از شادی دیگران دل‌تنگ می‌شوند،یا آرزوی زوال نعمتی را دارند که خداوند به دیگران ارزانی داشته است.
بر اینان است که ایمان خویش را تازه کنند، به آستان رحمت الهی بازگردند،و به نسل نورانی صحابه بنگرند؛ 📖 همانان که خداوند درباره‌شان فرمود:
﴿وَلايَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ﴾(حشر،آیه ۹)
یعنی: در دل‌هایشان حسادتی نسبت به آن‌چه به دیگران داده شده نمی‌یابند.
📖 قتاده گفت: یعنی در برابر آن‌چه به برادرانشان عطا شده، دلی تنگ نمی‌کنند.
برای پاسداری از این گوهر گران‌سنگ، باید براصول مشترک گرد آییم،برای یکدیگر عذر بتراشیم،چنان‌که امام حسن البنا فرمود:
«نتعاون فيما اتفقنا عليه ويعذر بعضنا بعضًا فيما اختلفنا فيه»
«در آن‌چه اتفاق داریم، همکاری کنیم؛ و در آن‌چه اختلاف داریم، یکدیگر را معذور بداریم.»

و نیز، نصیحتی مشفقانه،پرهیز از تعصب در رأی، و ترک جدل و لجاجت،همه از نشانه‌های اخلاص‌اند.

👌بیاییم دل‌ها راخانه‌ی نورکنیم،تاصفوف‌مان قلعه‌ی ایمان گردد،واخلاص‌مان،پرچم‌دارهدایت درمسیر حق باشد؛که درخت ایمان،جز درخاک دل‌های پاک نمی‌روید،وکاروان حقیقت،جزبافانوس اخلاص،راه نمی‌یابد.

✍️ #حمـزه  خـان بیگـی
┈••✾•🍃⚜️🍃•✾••┈

https://t.me/islahweb
11👏1
🟢 «اخلاص و محبت الهی؛ راز پیوند دل‌ها و بنیاد انسجام ایمانی»

🌟 اخلاص،حقیقتی عمیق و نیرویی معنوی و روحانی است که دل‌های مؤمنان رادر رشته‌ی نورانی محبت الهی به هم می‌پیوندد وجماعت را به وحدت و انسجام می‌رساند.این گوهر درونی،هنگامی رخ می‌نماید که صفاتی چون ایثار،همکاری، همدلی، فداکاری و دیگر فضایل اخلاقی در رفتار و کردار مؤمنان تجلّی یابد؛صفاتی که همچون گل‌های بهاری،تنها درخاک حاصل‌خیز ایمان می‌رویند ومی‌شکوفند.
«عقد ایمان» همان پیمانی است که هرمؤمن با پروردگار خویش می‌بندد؛عهدی مقدّس که حق خداوند بر بندگان را آشکار می‌سازد وسرچشمه‌ی همه‌ی پیوندهای اجتماعی می‌گردد. هنگامی که این عهد در دل‌ها استوار شود،محبت و اعتماد میان اعضای جماعت شکوفا می‌گردد؛و از دل این محبت،انسجامی پایدار و انضباطی آگاهانه زاده می‌شود؛انسجامی که برپایه‌ی اعتماد، برادری و اطاعت از حق بنا شده وجماعت ایمانی را به قلّه‌ی استواری و شکوه می‌رساند
🌟 اگر روزی درجماعت اسلامی خللی درنظم وساختار پدید آید،نخست باید در آینه‌ی دل‌ها نگریست؛زیرا ریشه‌ی بسیاری از نابسامانی‌ها،ضعف ایمان،بیماری دل،یا غفلت از اسباب و بی‌توجهی به سنت‌های الهی است. با این همه،چه بسیار شکاف‌هایی که با اخلاص ترمیم شد،وچه بسیار ضعف‌هایی که با محبت قوت گرفت! اخلاص همچون مرهمی است که زخم‌های جماعت را التیام می‌بخشد،ومحبت همچون روحی است که کالبد بی‌جان را زنده می‌سازد.
این هرگز به معنای ترک اسباب نیست؛چرا که بندگی جز ازمسیر اسباب و تلاش در راه‌های مشروع تحقق نمی‌یابد. پس پیوند برادری،چه میان افراد وچه میان آنان با رهبرانشان،شرطی ضروری برای اجرای برنامه‌ی جماعت و تحقق رسالت ایمانی است.

🍃 نخستین گام در پیوند اخلاص؛محبت به خداوند
الف. محبت مؤمن به پروردگارش
محبت به خداوند،سرچشمه‌ی همه‌ی محبت‌هاست وباید برتر از هر عاطفه‌ای در دل مؤمن جای گیرد.خداوند در قرآن کریم فرمود:
﴿وَمِنَ النَّاسِ مَن يَتَّخِذُ مِن دُونِ اللَّهِ أَندَادًا يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّهِ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ﴾ (بقره: ۱۶۵)
«برخی از مردم هستند که غیر از خدا ، خدا گونه هائی برمیگزینند و آنان را همچون خدا دوست میدارند ، و کسانی که ایمان آوردهاند خدا را سخت دوست میدارند (و بالاتر از هر چیز بدو عشق میورزند)
🌟 این محبت،در لحظه‌های سرنوشت‌ساز آشکار می‌شود؛ آن‌گاه که دو احساس متضاد در دل انسان به رویارویی برمی‌خیزند: ازیک سو میل به ماندن در کنار خانواده و آسایش خانه،و از سوی دیگر ندای وظیفه که او را به ترک همه‌ی این‌ها و حرکت به سوی میدان جهاد فرا می‌خواند. درچنین لحظه‌ای، آن‌که محبت خدا در دلش ریشه دارد،فرمان او را اطاعت می‌کند، از آنچه نهی شده دوری می‌جوید، وتنها در پی رضای اوست.
هرچه این محبت در دل افزون‌تر شود،انسان کارهای بزرگ‌تری را برای خدا انجام می‌دهد،بی‌آنکه آن را سنگین بشمارد؛زیرا گرمای محبت الهی، سختی‌ها را بر او آسان می‌سازد و تلخی‌ها را به شیرینی بدل می‌کند.
و چون پروردگار سبحان محِبّ دوست‌داران خویش است، بر مؤمن مخلص فرض است که هر آن‌کس را که خدا دوست دارد،دوست بدارد.
پیامبر اکرم ﷺ فرمود:
«مَنْ أَعْطَى لِلَّهِ، وَمَنَعَ لِلَّهِ، وَأَحَبَّ لِلَّهِ، وَأَبْغَضَ لِلَّهِ، فَقَدِ اسْتَكْمَلَ الْإِيمَانَ.»
📚 [رواه أبو داود في سننه،كتاب السنة،باب الدليل على زيادة الإيمان ونقصانه،حديث رقم 4681]
«هرکه برای خداعطا کند،برای خدا بازدارد، برای خدا دوست بدارد و برای خدا دشمن بدارد،ایمانش کامل است.»
🌟 ایمان کامل،همچون درختی است که ریشه‌هایش در محبت الهی فرو رفته وشاخه‌هایش در آسمان عدالت و حقیقت گسترده است. عطا و منع، حب و بغض،اگر همه برای خدا باشد،انسان را از بند اسارت نفس رها می‌سازد و او را به مقام «عبودیت خالص» می‌رساند؛ مقامی که در آن، دل به آرامش مطلق دست می‌یابد و نور یقین سراسر وجود را روشن می‌کند.
محبت خدا،نشانه‌ی اخلاص در دین اوست؛ و اخلاص در دین، به‌راستی اخلاص نسبت به اهل ایمان نیز هست. این محبت،خورشیدی است که بر همه‌ی روابط انسانی نور می‌افشاند؛جماعت را از پراکندگی به وحدت می‌رساند،و از ضعف به قدرت ارتقا می‌دهد. چنین عشقی، پیوندی آسمانی میان دل‌ها برقرار می‌کند و جامعه را در سایه‌ی ایمان و حقیقت، به سوی شکوفایی و استواری هدایت می‌نماید.

👌 تأمل دعوی و روحی
• محبت الهی،نسیم جان‌بخشی است که دل را از غبار دنیا می‌زداید و آن را به آسمان می‌برد.
• اخلاص،پلی است میان فرد و جماعت؛ از دل‌های پاک آغاز می‌شود و به انسجام اجتماعی می‌انجامد.
• هرگاه محبت خدا در دل‌ها شعله‌ور شود،جماعت ایمانی به باغی بدل می‌گردد که در آن،هر شاخه‌ای به دیگری تکیه دارد وهمه در سایه‌ی نور الهی شکوفا می‌شوند.

📚 با الهام از باب اخلاص؛برگرفته از رساله‌ی «التعالیم»
✍️ #حمـزه خـانبیگـی
┈••✾•🍃⚜️🍃•✾••┈
4👏1
📌رستگاری در سه گام؛ ایمان، کفاف و قناعت

قالَ الصّادِقُ المصدوقُ ﷺ:
«قَدْ أَفْلَحَ مَنْ أَسْلَمَ، وَرُزِقَ كَفَافًا، وَقَنَّعَهُ اللهُ بِمَا آتَاهُ.»

در کلام صادقِ مصدوق ﷺ آمده است:
«رستگارشد آن‌که اسلام آورد،روزیِ به اندازه یافت،وخدا او رابه آنچه بخشید،قانع ساخت.»
📒 صحیح مسلم؛کتاب الزهد،باب القناعة والرضابماقسم الله؛؛مسنداحمدبن حنبل

این حدیث شریف، سه گام روشن و بنیادین برای رسیدن به سعادت حقیقی را ترسیم می‌کند؛ سه رکن که همچون ریشه، تنه و برگ، شجره‌ی زندگی انسان را سامان می‌بخشند و او را به سوی آرامش و رستگاری می‌برند:
ایمان و تسلیم: ریشه‌ای استوار که جان را در خاک یقین می‌نشاند و انسان را به سرچشمه‌ی حقیقت پیوند می‌دهد. تسلیم در برابر حق و پذیرش دین الهی، نخستین گام در مسیر رستگاری است؛ گامی که بنیاد همه‌ی فضیلت‌ها و سرچشمه‌ی نورانیت درونی است.
کفاف: تنه‌ای معتدل که قامت زندگی را برپا می‌دارد و انسان را در مسیر اعتدال نگاه می‌دارد. روزی به اندازه‌ی نیاز، نه فقر مفرط و نه ثروت افراطی، مایه‌ی استواری و آرامش است؛ چرا که افراط و تفریط، هر دو انسان را از مسیر تعادل و طمأنینه دور می‌سازند.
قناعت: برگ وبار آرامش که سایه‌ی رضایت برجان می‌افکند ودل را از اضطراب وحرص آزاد می‌سازد.رضایت قلبی به آنچه خداوندعطا کرده، سرچشمه‌ی آزادی درونی وآرامش روح است؛نعمتی که انسان را ازبندحرص وآز رها کرده و او را به ساحل رضایت وسکینه می‌رساند.

♦️ شرح گسترده باپیوندبه قرآن وحکمت‌های عرفانی
♦️ ایمان و تسلیم؛ ریشه‌ی رستگاری
واژه‌ی «قد أفلح» نویدِ کامیابی و شکوفایی است؛ همانند کشاورزی که زمین را می‌شکافد و بذر امید را در دل خاک می‌نشاند. ایمان،بذر سعادت است که در جان انسان کاشته می‌شود و با آب عمل صالح و نور یقین،به ثمر می‌رسد.
قرآن کریم بارها رستگاری را در گرو ایمان و عمل صالح دانسته است:
«قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ، الَّذینَ هُمْ فی صَلاتِهِمْ خاشِعونَ» (مؤمنون/۱-۲).
ایمان، نه صرفاً اعتقاد ذهنی،بلکه تسلیم قلبی و عملی است؛همان‌گونه که آیه‌ی:«بَلی مَن أسلَمَ وجهَهُ لله وهو محسن فله أجره عند ربّه»(بقره/۱۱۲)بیان می‌کند.
در نگرش عرفانی،ایمان همچون ریشه‌ای استوار است که جان را درخاک یقین می‌نشاند وسالک را به سرچشمه‌ی حقیقت پیوند می‌دهد.تسلیم، آرامشی است که دل را از طوفان شک واضطراب می‌رهاند وانسان را درحصن امن الهی جای می‌دهد.ایمان، آغاز راهی است که به آرامش درونی و رستگاری بیرونی ختم می‌شود.

♦️ کفاف؛ اعتدال درمعاش وسلامت زندگی
«ورُزق كفافًا» یعنی روزی به اندازه‌ی نیاز یافت؛ رزقی که نه کمبود دارد و نه زیاده‌روی.
قرآن کریم اصل اعتدال را چنین یادآور می‌شود:
«وَالَّذینَ إذا أنفَقوا لم یُسرِفوا ولم یَقتُروا وکان بینَ ذلک قَوامًا» (فرقان/۶۷).
کفاف،همان چراغی است که به قدر روشنایی خانه می‌سوزد؛نه آن‌قدر اندک که تاریکی برخانه سایه افکند،و نه آن‌قدر فراوان که شعله‌اش خانه را بسوزاند.
درحکمت عرفانی،کفاف نعمتی بزرگ است؛زیرا انسان را از ذلت فقر وغرور ثروت می‌رهاند و او را درمسیر میانه واعتدال نگاه می‌دارد.

امام علی (ع)فرمود:«القَناعةُ مالٌ لا یَنفَد» قناعت ثروتی است که پایان نمی‌پذیرد.
کفاف،همان اعتدال در معاش است که انسان را به سلامت زندگی و آرامش اجتماعی می‌رساند. جامعه‌ای که برپایه‌ی کفاف بناشود،از افراط وتفریط اقتصادی دور می‌ماند وبه عدالت و آرامش نزدیک می‌شود.

♦️قناعت؛ مقام رضا و آرامش قلبی
«وقنّعه الله بما آتاه»
«خداوند دل او را به آنچه بخشیده،آرام و راضی ساخت.»
قناعت، رضایت قلبی و آرامش درونی است؛نعمتی که دل را از اضطراب و حرص آزاد می‌سازد.

قرآن کریم می‌فرماید:
«لِکیلا تأسَوا علی ما فاتَکم ولا تَفرَحوا بما آتاکم» (حدید/۲۳).
در بینش اهل عرفان، قناعت همان مقام رضاست؛ رضایت به تقدیر الهی که سالک را به قرب الهی نزدیک می‌کند.
رضا دریای آرامی است که موج‌های اضطراب در آن فرو می‌نشینند.قناعت،نه تنها پذیرش تقدیر، بلکه عشق به آن است؛عشقی که دل را به نور یقین روشن می‌سازد.

مولوی در مثنوی می‌گوید:
«قانع آن باشد که او را هر چه هست
دیده‌ی او بر عطای حق نشست.»

قناعت،برگ و بار آرامش است که سایه‌ی رضایت بر جان می‌افکند و انسان را ازدویدن بی‌پایان در بیابان حرص می‌رهاند.
درحکمت عرفانی،قناعت همانند باغی است که در آن شکوفه‌های رضا و آرامش می‌رویند وسالک را به سرمنزل قرب الهی می‌رسانند.

♦️ بدین‌سان، انسان با این سه گوهر،به حقیقتی دست می‌یابد که او را از بند اضطراب وبی‌قراری آزاد ساخته و به افق‌های روشن سعادت و آرامش جاودان رهنمون می‌گرداند.

✍️ #حمـزه  خـان بیگـی

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
10
📌چرا اسلام؟!

♦️در روزگار نخستینِ امت، پرسش از چرایی اسلام، بی‌وجه و بی‌معنا می‌نمود؛ زیرا وجدان جمعی مسلمانان،حقیقت را چون خورشید آشکار می‌دید:هیچ راهی برای رهایی واصلاح،جز ازدرون این دین الهی، قابل تصورنبود.اسلام،نه صرفاً مجموعه‌ای از احکام، بلکه سرچشمه‌ای زنده و جاری بود که حیات فرد و جامعه را سامان می‌بخشید؛همان‌گونه که قرآن کریم فرمود:
«إِنَّ الدِّینَ عِندَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ» (آل عمران: ۱۹)
دینِ راستین نزد خدا، همان اسلام است.

اسلام دراینجا تنها نام یک شریعت خاص نیست، بلکه معنای گسترده‌تری دارد؛یعنی تسلیم شدن در برابرحقیقت،پذیرش فرمان الهی، وهماهنگی با جریان حق.همه پیامبران،از نوح تاخاتم،مردم رابه همین تسلیم فراخوانده‌اند؛به راهی که درآن انسان ازخودخواهی وتعصب رهامی‌شود ودل را در برابر خداوند آرام می‌سازد.
اما امروز، در هنگامه‌ای که غبار غربت بر چهرهٔ دین نشسته و جریان‌های سکولار—وارثان طبیعی استعمار—کوشیده‌اند ایمان را بلرزانند و اعتماد مسلمانان را به صلاحیت دینشان سست سازند، ناگزیر شده‌ایم اسلام را بار دیگر عرضه کنیم؛ نه از سر تکرار، بلکه به‌مثابه ضرورتی حیاتی برای بازیابی یقین وبازگرداندن امت به راهی که خداوند برای رشد ورهایی‌اش نهاده است.
🔸اسلام؛ آغازگاه هر اصلاح
اسلام، نقطهٔ آغاز هر اصلاحی در دین و دنیا است. پیامبر اکرم ﷺ فرمود:
«تَرَكْتُ فِيكُمْ أَمْرَيْنِ لَنْ تَضِلُّوا مَا تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا: كِتَابَ اللَّهِ وَسُنَّتِي» (موطأ مالک؛(2/899) بلاغاً)
«من در میان شما دو چیز نهاده‌ام؛ اگر به آن‌ها چنگ زنید هرگز گمراه نخواهید شد: کتاب خدا و سنت من.»
این فرموده ی نبوی،نقشه‌ای الهی است که امت را از لغزش وانحراف حفظ می‌کند.قرآن وسنت،دو امانت بزرگ‌اند؛میراثی جاودانه که پیامبراکرمﷺ درمیان امت نهاد تاچراغ راه آنان باشد.هرکس این دو گوهر را درجان وعمل خویش زنده کند،راهی جز هدایت نخواهد پیمود ودرتاریکی‌های شک و تفرقه،هرگزبی‌پناه نخواهد ماند.
این حدیث،وصیت جاودانه‌ی رسول خداست؛ وصیتی که راه روشن هدایت رابرای امت ترسیم می‌کند.دو گوهر گران‌بها،دو ستون استوار،دو بال پرواز به سوی حقیقت: کتاب خدا وسنت پیامبر. تمسک به این دو،نه تنها ضامن نجات فردی،بلکه اساس وحدت وعزت امت اسلامی است.
🔸سکولاریسم؛ وارث استعمار
جریان سکولار،با پراکندن شبهه‌ها ولرزاندن ایمان، کوشیده است مسلمانان را نسبت به صلاحیت دینشان درسامان دادن به زندگی، درهرلحظه‌ای از تاریخ،دچارتردید سازد.این همان وسوسه‌ای است که قرآن آن راچنین وصف کرده:
«یُرِیدُونَ لِیُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَیَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ یُتِمَّ نُورَهُ» (توبه: ۳۲).
این آیه،قصه‌ی جاودانه‌ی نور وظلمت است.آنان که درتاریکی‌اند،می‌خواهندبانفس‌های خودچراغ حقیقت راخاموش کنند؛اماچگونه می‌توان خورشید را با دمی خاموش ساخت؟خداوند،نور خویش را به کمال می‌رساند،حتی اگر کافران ناخشنود باشند.این وعده،آرامش دل مؤمنان است:هیچ توطئه‌ای،هیچ سخن باطلی، توان خاموش کردن نور هدایت را ندارد.
🔸بازگویی اسلام؛ ضرورتی حیاتی
بازگویی اسلام، نه بازگشت به گذشته، بلکه احیای حقیقتی است که همواره زنده و جاری است. همان‌گونه که امام غزالی در احیاء علوم الدین یادآور شد:
«دین، حیات قلب است؛ و هرگاه قلب بمیرد، حیات انسان به خاموشی می‌گراید.»
امروز، بازگویی اسلام یعنی دمیدن روح تازه در جان‌های خسته، و یادآوری اینکه این دین، نه تنها راه عبادت، بلکه راه عدالت، اخلاق، و سامان زندگی است.
🔸پیوند با حکمت عرفانی و اخلاقی
عارفان، اسلام را نه صرفاً مجموعه‌ای از احکام، بلکه راهی برای سلوک و رسیدن به حقیقت دانسته‌اند. مولانا می‌گوید:
این دین ز جان برآید، نه ز زبان 
چون جان شود، بماند جاودان 

اسلام، حقیقتی است که جان را به نور یقین روشن می‌سازد و انسان را از اسارت نفس و دنیا آزاد می‌کند. بازگویی اسلام، یعنی بازگرداندن امت به سرچشمهٔ زلالی که هم عقل را سیراب می‌کند و هم دل را آرام.

👌امروز، پرسش «چرا اسلام؟» پاسخی روشن دارد: زیرا اسلام، دین خداست؛ راهی است که پیامبران پیموده‌اند؛ چراغی است که دل‌ها را از تاریکی شک و تردید به نور یقین می‌برد؛ و تنها آغازگاه هر اصلاحی در دین و دنیا است. بازگویی اسلام، بازگشت به حقیقتی است که امت را از پراکندگی به وحدت، از ضعف به قدرت، و از غفلت به بیداری می‌رساند.

✍️ #حمـزه  خـان بیگـی

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
👍51