جماعت دعوت و اصلاح
4.51K subscribers
13K photos
2.81K videos
343 files
16.5K links
✳️ کانال رسمی تشکل مدنی «جماعت دعوت و اصلاح»

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وب‌سایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb

https://ble.ir/islahweb1979/
Download Telegram
🔰سیرِ درونیِ لغزش؛ از خاطره تا عادت

🌟 ابن‌القیم رحمه‌الله، با دقتی روان‌شناختی و روحی، مسیرِ لغزشِ نفس را ترسیم می‌کند و به ما می‌آموزد که چگونه باید در هر مرحله، مراقب بود و از سقوطِ تدریجی جلوگیری کرد. او می‌گوید:
«دافع الخطرة، فإن لم تفعل صارت فكرة، فدافع الفكرة فإن لم تفعل صارت شهوة، فحاربها فإن لم تفعل صارت عزيمة وهمة، فإن لم تدافعها صارت فعلاً، فإن لم تتداركه صار عادة فيصعب عليك الانتقال عنها»
«خاطره را دفع کن؛ اگر وانَهی، به فکر بدل می‌شود. فکر را دفع کن؛ اگر وانَهی، به شهوت می‌انجامد. با شهوت بجنگ؛ اگر وانَهی، به عزم و اراده تبدیل می‌شود. اگر با آن درنیفتی، به عمل می‌انجامد؛ و اگر عمل را مهار نکنی، به عادت بدل می‌شود و رهایی از آن دشوار می‌گردد.»
🔶 در این کلام، سلسله‌ای دقیق از تحولاتِ درونی نفس ترسیم شده است:
🔸 خاطره: نخستین جرقه، یک «خاطره» است؛ تصویری گذرا، اندیشه‌ای لحظه‌ای، وسوسه‌ای کوتاه که از بیرون یا درون بر ذهن می‌گذرد. در این مرحله، نفس هنوز درگیر نشده؛ اما اگر انسان، این خاطره را جدی نگیرد و آن را به‌موقع دفع نکند، به مرحلهٔ بعد می‌رسد.
🔸 فکر: خاطرهٔ رهاشده، به «فکر» بدل می‌شود؛ یعنی ذهن، به آن می‌پردازد، آن را می‌پرورَد، در آن تأمل می‌کند و به آن مجالِ ماندن می‌دهد. فکر، نسبت به خاطره، ریشه‌دارتر و ماندگارتر است؛ و اگر در این مرحله، انسان با مراقبه و ذکر و توجه، آن را مهار نکند، به مرحلهٔ سوم می‌رسد.
🔸 شهوت: فکرِ تکرارشده، به «شهوت» تبدیل می‌شود؛ یعنی میلِ درونی، گرایشِ قلبی و کششِ نفس به سوی آن امر. در اینجا، نفس دیگر تنها ناظر نیست؛ بلکه مشتاق است. اگر در این مرحله، مجاهده و مقاومت صورت نگیرد، شهوت به «عزم» بدل می‌شود.
🔸 عزم و اراده: شهوتِ رهاشده، به «ارادهٔ جدی» تبدیل می‌شود؛ انسان تصمیم می‌گیرد، برنامه می‌ریزد و خود را برای انجامِ آن آماده می‌کند. اینجا، خطر بسیار نزدیک است؛ زیرا فاصلهٔ میان اراده و عمل، کوتاه است.
🔸 عمل: ارادهٔ بی‌مهار، به «عمل» می‌انجامد؛ گناه، لغزش، رفتارِ نادرست یا ترکِ واجب، در این مرحله رخ می‌دهد. اگر انسان، پس از عمل، به توبه و بازگشت نپردازد، این عمل تکرار می‌شود و به مرحلهٔ آخر می‌رسد.
🔸 عادت: عملِ تکرارشده، به «عادت» بدل می‌گردد؛ یعنی نفس، به آن خو می‌گیرد، آن را طبیعی می‌پندارد و ترکِ آن برایش دشوار می‌شود. در اینجا، خطرِ بزرگ آن است که انسان، زشتیِ گناه را از دست می‌دهد و قلبش نسبت به آن بی‌حس می‌شود.
☀️ ابن‌القیم، با این تحلیل، ما را به «مراقبهٔ لحظهٔ نخست» فرا می‌خواند؛ یعنی باید در همان مرحلهٔ خاطره، هوشیار بود و آن را با ذکر، توجه، استغفار و تغییرِ جهتِ ذهنی دفع کرد. هرچه تأخیر در این مراقبه بیشتر شود، ریشهٔ گناه در نفس عمیق‌تر می‌گردد و درمان دشوارتر می‌شود.

👌این، در حقیقت، نوعی «فقه النفس» و شناختِ سازوکارِ درونیِ روح است که برای هر مربی، معلم، والد و سالکِ راهِ خدا ضروری است.🌼

✍️ حمـزه خـان بیگـی
┈••✾•🍃⚜️🍃•✾•
1
💠کودک مقتدر‌


⭐️بگذارید کودک مشکل خود را حل کند

برخی از والدین عادت دارند که مشکلات کودکشان را خود حل کنند. این والدین شاید برای راحتی و رفاه بیشتر کودک این کار را انجام می دهند اما در واقع این کار باعث می شود تا کودک نتواند روی توانایی های خود تکیه کند و در آینده هم ممکن است نتواند مشکلات خود را حل کند زیرا مطمئن است کسی هست که او را از این وضعیت نجات دهد. این عادت تا ابد با او همراه خواهد بود و او فردی می شود که در مقابل مشکلات تلاشی نمی کند و منتظر یک ناجی است تا او را نجات دهد.

⭐️از تحسین و تمجید زیاد خودداری کنید

درست است که کودکان نیاز دارند تا از آنجا تحسین و تمجید شود اما این تحسین و تمجید همیشه به صورت مثبت جواب نمی دهد.
کودک شما باید خودش به توانایی های خود ایمان داشته باشد تا بتواند عزت نفسش را تقویت کند و بتواند مدیر و مدبر باشد.
کودکان را باید به خاطر تلاش ها و توانایی هایشان تشویق کنید نه اینکه بیهوده آنها را یک فرد موفق تلقی کنی در صورتی که در حقیقت این گونه نیست.‌


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
1
💠صدیق قطبی


آدمی، جانِ در پرده

در نگاه مولانا، انسان، حقیقتی در پرده است: گاه گوهری در گِل، گاه دریایی زیر کاه، گاه ماهِ پنهان در ابر، گاه خُمِ شرابی با دهانه‌ای گِل‌گرفته، و گاه مرغی در بیضه. پس کار آدمی شاید نه افزودن چیزی بر خویش، که کاستن است: زدودنِ گِل، کنار زدنِ کاه، شکافتنِ پوسته؛ تا آنچه از آغاز در او بوده، مجال ظهور پیدا کند. آن‌گاه از آدمی بویی و اثری برمی‌خیزد که پیش‌تر نیز در او بود، اما در زیرِ گل و کاه و پوسته پنهان مانده بود.


جانْ خُمِ شراب است، اما سرِ خُم را گِل گرفته است. آزاد شدنِ آن بو و پیداییِ آن اثرِ مستی‌بخش، نیازمند زدودنِ گِل است:

دل است خُنبِ شرابِ خدا، سَرَش بگشا
سرش به گِل بگرفته‌ است طبعِ بدکردار
چو اندکی سَرِ خُم را ز گِل کنی خالی
برآید از سر خُم بو و صد هزار آثار

(دیوان شمس، غزل ۱۱۳۵)

من و ما است کَهگل، سَرِ خُم گرفته
تو بردار کهگل، که خمّ شرابی
(غزل ۳۱۱۷)

تو گوهری نهُفته، در کاهگِل گرفته
گر رخ ز گِل بشویی، ای خوش‌لقا، چه باشد؟
(غزل ۸۴۴)

تا چند کاسه‌لیسی؟ این کوزه بر زمین زن
برگیر کاهگل را از روی خُنبِ باده

(غزل ۲۳۹۰)

جان ما، ماه است؛ اما ناپدید و پوشیده در ابرها. مولانا تن را به «میغ» ــ یعنی ابر ــ تشبیه می‌کند که ماهِ جان را پوشانده است:

تو هنوز ناپدیدی، ز جمال خود چه دیدی؟
سَحَری چو آفتابی ز درونِ خود برآیی
تو چنین نهان دریغی، که مَهی به زیرِ میغی
بِدَران تو میغِ تن را، که مَهیّ و خوش‌لِقایی

(غزلِ ۲۷۸۰)

گاه این حقیقتِ پنهان، در تصویر مرغی در بیضه ظاهر می‌شود. پوسته‌ای باید شکافته شود تا جانْ راه رهایی پیدا کند:

در بیضهٔ تن مرغ عَجَبی
در بیضه دری، ز آن می‌نپری
گر بیضهٔ تن سوراخ شود
هم پر بزنی هم جان ببَری

(غزل ۳۱۳۶)

و گاه در هیئت دریایی که زیر مشتی کاه پنهان مانده است:

تن را تو مشتی کاه دان، در زیر او دریای جان
گرچه ز بیرون ذره‌ای، صد آفتابی از درون

(غزل ۱۷۸۷)

در این تصویرها، آدمی محتاج افزودنِ جوهری تازه به خویش نیست؛ مسئله، برداشتنِ حجاب‌هایی است که میان او و حقیقتِ نهفته‌اش فاصله انداخته‌اند. زدودنِ گل، کنار زدنِ کاه، و شکستنِ پوسته، در این چشم‌انداز، تمثیلی است از کاری که آدمی باید با خویشتن بکند.


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
1
💠أُولَٰئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ ۖ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ
آنانند که درودها و رحمتی از سوی پروردگارشان بر آنان است و آنانند که هدایت یافته اند.


#تقویم

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
1
💠عبدالظاهر سلطانی


قواعد قرآنی (35)

وَأْتُوا البُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها بقره/189

از درهای خانه‌ها به آن‌ها وارد شوید.

برای ورود به هر منزل، دل، جمع، جماعت، قشر و ارکانی باید در آغاز راه ورودش را یافت، زیرا هر دری و هر دلی راه ورود مخصوصی دارد.

در یابی و در شناسی به مهارت و دانش خاصی نیاز دارد.


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
3