جماعت دعوت و اصلاح
4.51K subscribers
13K photos
2.81K videos
343 files
16.5K links
✳️ کانال رسمی تشکل مدنی «جماعت دعوت و اصلاح»

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وب‌سایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb

https://ble.ir/islahweb1979/
Download Telegram
صدیق قطبی

مگر زمین خدا پهناورنبود؟
در قرآن کریم از وسعتِ جهان و وسعتِ رحمت خداوند سخن رفته است.در قلمروِ ایمان، هم جهانْ واسع، فراخ وپهناور است و هم رحمت و لطف‌های جانِ جهان، واسع وهمه‌گستر وفراگیر. و این‌دو یعنی همیشه امکانِ رستگاری فراهم است:
رَبُّكُمْ ذُو رَحْمَةٍ وَاسِعَةٍ (أنعام، ۱۴۷)
پروردگارتان داراى رحمتى گسترده است.

إِنَّ أَرْضِي وَاسِعَةٌ (عنکبوت، ۵۶)
زمینِ من گسترده است.

درباره گستردگی وفراگیری رحمت،دو اشارهٔ دیگر نیز هست:
رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَحْمَةً وَعِلْمًا (غافر، ۷)
پروردگارا، رحمت و دانش تو همه چیز را فراگرفته.
وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ (اعراف، ۱۵۶)
و رحمتم همه چیز را فراگرفته است.

اما فراخی وپهناوری زمین، چه معنایی دارد و چرامحل توجه و تأکید قرآن است؟

از این آیه آغاز کنیم:
يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ أَرْضِي وَاسِعَةٌ فَإِيَّايَ فَاعْبُدُونِ (عنکبوت، ۵۶)
اى بندگان من كه ايمان آورده‏‌ايد، همانا زمين من گسترده است، تنها مرا بپرستيد.

می‌گوید محیط نامناسب، شمارا از ادای بندگی من بازندارد.اگر دل درگروِ ایمان داشته باشید، می‌توانید فضا ومحیط دیگری که مساعد ایمان‌تان باشد، بجویید و بیابید. اگرفضای فعلی، برای رُستن وبالیدن ایمان‌تان مناسب نیست،جهان خدا که تنگ نیست. گسترده است،اگر مؤمنانید:
وَمَنْ يُهَاجِرْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يَجِدْ فِي الْأَرْضِ مُرَاغَمًا كَثِيرًا وَسَعَةً (نساء، ۱۰۰)
و هر كه در راه خدا هجرت كند، در زمين جایگاه‌های بسیار و گشايشی [شایسته] خواهد يافت.

چنان‌که یاران غار(اصحاب کهف)با ایمان به رحمت واسع وجهان واسع خداوند، محیط خود راتغییر دادند:

وَإِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ فَأْوُوا إِلَى الْكَهْفِ يَنشُرْ لَكُمْ رَبُّكُم مِّن رَّحْمَتِهِ وَيُهَيِّئْ لَكُم مِّنْ أَمْرِكُم مِّرْفَقًا (کهف، ۱۶)
و [به یکدیگر] گفتند: زمانی که ازآنان و  آنچه جز خدامی‌پرستند کناره گرفتید، پس به سوی غار[روید و در آن]جای گیرید تا پروردگارتان ازرحمت خویش برشما بگستراند و برای شما در کارتان آسانی و آسایشی فراهم سازد.

یاران غار،وقتی به جست‌وجوی فضایی مناسب ایمان‌شان گام برداشتند دلگرم بودند به گستره‌ٔ رحمت.باور داشتند که رحمتِ او زیرآسمان‌های دیگر نیزبرآنان خواهد بارید.

تعبیر «أرض‌ واسعة» در ضمن گفت‌وگوی فرشتگان با برخودستمکاران نیزآمده است:

إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ قَالُوا فِيمَ كُنْتُمْ قَالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ قَالُوا أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِيهَا (نساء، ۹۷)
همانا فرشتگان درحال ستاندن جان کسانی که بر خود ستم کرده‌اند [به آنان] گویند: در چه حالی بودید؟گویند ما درزمین مستضعف بودیم. [فرشتگان] گویند:مگر زمین خدا پهناور نبود که در آن هجرت کنید؟...

دلالت «أرض‌ واسعة» در این‌جا وضوح بیشتر می‌یابد. آنکه در محیط، موقعیت،و مناسباتی است که در آن به ضعف و زبونی کشیده شده(استضعاف)،باید در جست‌وجوی محیط وموقعیت و مناسباتی دیگر برآید. چرا که«زمین خدا فراخ است» و امکان‌های زیستن، بسیار. آنکه به رغم توانایی، موقعیت استضعاف را ترک نمی‌کند، بر خود ستم می‌کند. برخودستمگری، ماندن در محیط و فضای استضعاف است.

با این حال، واقعیت این است که برخی توانایی و استطاعت ترک محیط و فضایی را که در آن به ضعف کشیده شده‌اند ندارند. قرآن این واقعیت را می‌پذیرد و آنان را معذور می‌داند. آیا آنان که امکان ترک محیط خود را ندارند، از رحمت فراگیر خداوند، محروم می‌مانند؟

إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ لَا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَلَا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا. فَأُولَئِكَ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَعْفُوَ عَنْهُمْ وَكَانَ اللَّهُ عَفُوًّا غَفُورًا (نساء، ۹۸-۹۹)
مگر آن مردان و زنان و کودکان مستضعفی که هیچ چاره‌ای نداشته باشند و راهی [برای رهایی] نیابند؛ که امید است خداوند از آنان درگذرد و خدا بسیار باگذشتِ مهربان است.

آنچه حیاتی است یافتن فضا و شرایطی است که در آن بتوان «محسنانه» زیست. و در بشارت قرآن، زمین خدا برای جویندگان احسان، فراخ است:
قُلْ يَا عِبَادِ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّكُمْ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ وَأَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةٌ إِنَّمَا يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسَابٍ (زمر، ۱۰)
بگو اى بندگانِ من كه ايمان آورده‏‌ايد، از پروردگارتان پروا کنید؛ براى آنان كه در اين دنيا نیکی كرده‏‌اند [پاداش] نيكى خواهد بود، و زمين خدا گسترده است [هر جا زمینهٔ نیکی می‌یابید همان‌جا بروید]، جز این نیست که شکیبایان، پاداششان کامل و بی‌حساب داده می‌شود.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
6
🔖 بازگشتِ مداوم به سوی خداوند

الحاق جوادی


◻️ بسیاری از انسان‌ها استغفار را فقط برای پس از گناه می‌شناسند؛ درحالی‌که استغفار، بیش از آنکه واکنش به خطا باشد، راهِ بازگشتِ دائمِ دل به سوی خداست. اینکه پیامبر ﷺ در یک مجلس بارها استغفار می‌کرد، نشان می‌دهد انسان هرقدر هم رشد کند، باز به پاک‌کردنِ غبارِ دل و تجدیدِ پیوند با خدا نیاز دارد.

◻️ استغفار فقط طلبِ بخشش نیست؛ بیرون آمدن از غفلت است. دلِ انسان در شلوغیِ زندگی، آرام‌آرام سخت و پراکنده می‌شود. استغفار، توقفی کوتاه برای بازگشت به خویشتن و یادآوریِ فقرِ انسان در برابرِ رحمتِ الهی است.

◻️ راهبردها:
✓ طلب بخشش از الله را به لحظه‌های ثابتِ روزانه پیوند بزن.

✓ فقط از گناه‌ها نگو؛ از غفلت‌ها هم استغفار کن.

✓ استغفار را با تصمیمی کوچک برای اصلاح همراه ساز.

✓ در حالِ آرامش هم استغفار کن، نه فقط هنگامِ بحران.

◻️ دل، بیش از آنکه به توضیح و توجیه نیاز داشته باشد، به بازگشت نیاز دارد؛ و استغفار، یکی از نزدیک‌ترین راه‌های این بازگشت است.

📖 از سلسله یادداشت‌های «هر ورقش دفتری‌ست؛ درنگ‌هایی برای فهمِ زندگی»

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2
أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَالرَّقِيمِ كَانُوا مِنْ آيَاتِنَا عَجَبًا
آیا گمان کردی که اصحاب کهف و رقیم از نشانه های شگفت انگیز ما بودند؟ [چنین نیست؛ زیرا ما را در پهن دشت هستی نشانه هایی شگفت انگیزتر از اصحاب کهف است.]


#تقویم


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
👏4
🔰 مقاصد صلوات بر پیامبر اکرم ﷺ

🔶 صلوات؛ گشودن درهای رحمت الهی بر بنده
از برجسته‌ترین حکمت‌های صلوات بر پیامبر اکرم ﷺ آن است که بنده را در معرض عنایت و صلوات الهی قرار می‌دهد؛ صلواتی که حقیقت آن، رحمت، ستایش و مغفرت است. در سنت نبوی آمده است که انسان تنها یک‌بار بر پیامبر ﷺ درود می‌فرستد، و خداوند در برابر، ده‌بار بر او صلوات می‌فرستد؛ و چه کرامتی والاتر از آن‌که نام بنده‌ای خاکی در محضر فرشتگان مقرب با رحمت و ثنا یاد شود.
📖 خداوند متعال می‌فرماید:
﴿هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ﴾ [الأحزاب: ۴۳]
«اوست که بر شما صلوات می‌فرستد.»
و ابوالعالیه در تفسیر این آیه می‌گوید:
«صلاة اللّهِ عَلَی عَبدِهِ ثَنَاؤُهُ عَلَیـهِ عِندَ المَلائِکَةِ»
«صلوات خدا بر بنده‌اش، ستایش او در میان فرشتگان است.»

در پرتو این معنا، صلوات تنها ذکر زبانی نیست؛ حرکتی است که بنده را از تنگنای خاک به افق‌های بلند آسمان می‌برد. هرگاه نام پیامبر رحمت ﷺ با محبت بر زبان جاری می‌شود، در همان لحظه، نام بنده در ملکوت به نیکی برده می‌شود؛ گویی خطاب الهی در میان فرشتگان طنین می‌افکند: «این بنده‌ام مرا یاد کرد، پس من نیز او را با رحمت و ثنا یاد می‌کنم.»
صلوات، پلی است میان ضعف انسان و لطف خدا؛ میان زمینِ گرفتار و آسمانِ گشوده. هر صلوات، روزنه‌ای است که پرده‌های غفلت را می‌شکافد و بنده را به یاد می‌آورد که یاد او در پیشگاه الهی بی‌پاسخ نمی‌ماند، بلکه با چندین برابر رحمت و مغفرت پاسخ داده می‌شود.

🔶 صلوات؛ زنده نگه‌داشتن نعمت عظیم بعثت
از دیگر مقاصد بلند صلوات، بیدار نگاه‌داشتن احساس نعمت بعثت پیامبر اکرم ﷺ در جان مؤمن است. بعثت رسول خدا، رویدادی تاریخی صرف نیست؛ بلکه بزرگ‌ترین موهبت الهی بر بشریت و آغاز دوباره نور هدایت در جهان است.
📖 خداوند می‌فرماید:
﴿لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ﴾ [آل عمران: ۱۶۴]

بر اساس این آیه، هر صلوات، تجدید شکر نعمتی است که با آن، راه از بی‌راهه جدا شد و انسان از تاریکی جهل و ظلم به روشنایی وحی فراخوانده شد. صلوات، زمزمه‌ای است که در ژرفای آن این اعتراف نهفته است: «خدایا، تو بر ما منت نهادی که رسولی از میان خودمان برانگیختی؛ ما این نعمت را فراموش نمی‌کنیم و شکر آن را با زبان و دل و عمل به جا می‌آوریم.»
صلوات، تنها ذکر ثواب‌آور نیست؛ تجدید عهدی است با پیامبر ﷺ: عهدی بر پیروی، محبت، تعظیم و اقتدا. بعثت، آغاز یک تاریخ نیست؛ آغاز یک مسئولیت است.
ابن‌القیم رحمه‌الله می‌گوید: «هرچه بنده صلوات بیشتری بر پیامبر ﷺ بفرستد، محبت او به آن حضرت افزون‌تر، قرب او بیشتر و ایمانش کامل‌تر می‌گردد.»

🌻 بدین‌سان، کثرت صلوات، افزونی عددی یک ذکر نیست؛ نشانه‌ای است از عمق پیوند قلبی با رسول خدا ﷺ. هرچه دل بیشتر به یاد او بتپد، زبان بیشتر به صلوات می‌گشاید؛ و هرچه صلوات افزون‌تر شود، محبت ریشه‌دارتر و ایمان استوارتر می‌گردد.

🔶 صلوات؛ پیوند میان عبودیت اختیاری و هدایت نبوی
📖 امام شاطبی رحمه‌الله حقیقتی بنیادین را یادآور می‌شود:
« المقصد الشرعی من وضع الشریعة إخراج المکلّف عن داعیة هواه، حتی یکونَ عبداً لله إختیاراً،کما هُوَ عبداً لِلهِ إضطراراً، و لا سبیل ذلک إلّا یهدی النَّبِی صلّی الله علیه وسلّم»
«مقصودِ شرعی از وضع شریعت آن است که مکلف را از پیرویِ خواهش‌های نفسانی‌اش بیرون آورد، تا او بندۀ خدا گردد از روی اختیار، همان‌گونه که از روی اضطرار بندۀ اوست؛ و این مقصد جز به هدایت پیامبر اکرم ﷺ تحقق نمی‌یابد.»

🌻 در نگاه او، شریعت آمده است تا انسان را از اسارت هوا رهایی بخشد و بندگی اضطراری را به بندگی آگاهانه و آزادانه بدل کند؛ و این دگرگونی عظیم، تنها در پرتو هدایت پیامبر ﷺ ممکن است. صلوات، یادآور همین حقیقت است: پیوند با پیامبری که راه را می‌نمایاند و انسان را از تاریکی نفس به روشنایی عبودیت می‌کشاند.

🔶 فرجام سخن
🌻 صلوات بر پیامبر اکرم ﷺ دو افق بزرگ را در جان مؤمن می‌گشاید:
👌 افق رحمت الهی: بنده با یک صلوات، خود را در معرض ده صلوات الهی قرار می‌دهد؛ صلواتی که حقیقت آن رحمت، ثنا و مغفرت است. این کرامتی است که بنده را از گمنامی زمینی به یادشدگی آسمانی می‌رساند.
👌 افق شکر نعمت بعثت: هر صلوات، شکر دوباره نعمت بعثت است؛ اعترافی است که اگر او نبود، راه شناخته نمی‌شد و هدایت کامل نمی‌گشت. صلوات، شعله محبت پیامبر ﷺ را در دل زنده نگه می‌دارد و پیمان پیروی از او را استوار می‌سازد.

👌 بدین‌گونه، صلوات ذکری است که از زمین آغاز می‌شود و در آسمان پایان می‌یابد؛ ذکری که در آن، شکر و محبت، معرفت و ادب، همگی در یک جمله کوتاه جمع شده است:
🌼«اللهم صلِّ على محمدٍ وعلى آل محمد.»🌼

📙 #وصفي_أبوزيد
✍️ #حمـزه خـان بیگـی
┈••✾•🍃⚜️🍃•✾•
👏32
چگونه می توان محیط خانه را به گونه ای برنامه ریزی کرد که کودک به محیط زیست و حفاظت از آن علاقه مند شود؟



مؤثرترین راه علاقه‌مند کردن او به محیط زیست، آموزش مستقیم نیست؛ بلکه ایجاد تجربه‌های جذاب و روزمره است. کودکان در این سن بیشتر از طریق بازی، مشاهده و تقلید یاد می‌گیرند.
چند ایده عملی برای خانه:

۱. یک گوشه طبیعت در خانه بسازید
یک گلدان یا چند گیاه کوچک را به او بسپارید و بگویید «این‌ها مسئولیت تو هستند». برایشان اسم بگذارید و هر روز با هم رشدشان را بررسی کنید.
۲. کاوشگر طبیعت شود
یک ذره‌بین اسباب‌بازی، دفترچه نقاشی و جعبه جمع‌آوری برگ و سنگ به او بدهید. هر بار که بیرون می‌روید، از او بخواهید چیزهای جالب طبیعی پیدا کند.
۳. تفکیک زباله را به بازی تبدیل کنید
سه سطل با رنگ‌های مختلف درست کنید و از او بخواهید زباله‌ها را در خانه دسته‌بندی کند. برای هر بار موفقیت امتیاز یا برچسب تشویقی بدهید.
۴. صرفه‌جویی در آب را به مأموریت تبدیل کنید
برای مثال می‌توانید او را «نگهبان آب خانه» معرفی کنید. هر بار که شیر آبی بیهوده باز مانده را پیدا کند، یک امتیاز بگیرد.
۵. داستان‌گویی
برایش داستان‌هایی بسازید که قهرمان آن‌ها یک قطره آب، یک درخت یا یک پرنده باشد که به کمک کودکان نیاز دارد. کودکان با شخصیت‌ها ارتباط عاطفی برقرار می‌کنند.
۶. باغچه کوچک خوراکی
اگر حیاط یا حتی یک بالکن دارید، کاشت نعناع، ریحان یا گوجه‌فرنگی بسیار مؤثر است. وقتی کودک محصولی را که خودش کاشته بخورد، ارتباط عمیقی با طبیعت پیدا می‌کند.
۷. استفاده از وسایل دورریختنی در کاردستی
کارتن‌ها، بطری‌های پلاستیکی و جعبه‌ها را دور نریزید. با هم از آن‌ها ماشین، خانه یا موشک بسازید. این کار مفهوم استفاده مجدد را به شکل طبیعی منتقل می‌کند.
۸. الگوی عملی باشید
اگر شما هنگام خروج چراغ اضافی را خاموش کنید، آب را هدر ندهید و درباره زیبایی طبیعت صحبت کنید، اثرش بسیار بیشتر از هر آموزشی خواهد بود.
یک بازی طولانی‌مدت
یک «دفتر قهرمان زمین» برای فرزندتان درست کنید. هر بار که:
در مصرف آب صرفه‌جویی کرد،
به گیاهان آب داد،
زباله‌ای را از زمین برداشت،
یا از حیوانات و گیاهان مراقبت کرد،
یک ستاره در دفترش بچسبانید. وقتی به تعداد مشخصی ستاره رسید، جایزه‌ای غیرمادی مثل یک گردش خانوادگی در طبیعت دریافت کند.
فعالیت‌های عملی و ماجراجویانه مانند (کاشتن بذر، آب دادن، جست‌وجوی حشرات، جمع‌آوری برگ‌ها) می تواند جذاب باشد.

#شبکه_حامی

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
3
حنیفه محمودنژاد


ستاره‌ای در غبارِ زمان
در رثای بانوی مجاهد، خواهر زینب رهنمون

در میان هیاهوی پرشتاب دنیای امروز، گاهی روح‌هایی طلوع می‌کنند که نه با فریاد، بلکه خاموش و با «حضور» و «عمل» خود، مسیر حقیقت را روشن نگاه می‌دارند. بانوی بزرگوار و خستگی‌ناپذیر، خواهر «زینب رهنمون»، یکی از همین ستاره‌های فروزان بود؛ آن بانوی گران‌قدر که الگویی از زنان مجاهد در صدر اسلام و از نوادگانِ فاتح قدس شریف، سلطان صلاح‌الدین ایوبی بود. او خواهری تلاشگر و مجاهد بود که تمامی عمر خود را در مسیر «دعوت اسلامی» با سلاح «محبت، مهربانی و میزبانی» پیمود.

در خانه او، معنای میزبانی تنها پذیرایی از جسم نبود؛ او با گشاده‌رویی و سخاوتِ بی‌دریغ، قلب‌ها را میزبانی می‌کرد. خانه‌اش، همچون «خانه ارقم بن ابی‌ارقم»، محل دعوت، تعلیم علوم دینی و مأمنی برای دردمندان و جویندگان حقیقت بود و این مکان، پناهگاهی برای گرمابخشی به اهل ایمان محسوب می‌شد. او در مسیر خدمت به دین، روحیه‌ای مثال‌زدنی داشت؛ چنان‌که انصارگونه، پذیرای مهاجران و خستگانِ راهِ حق بود.

فصلِ آخرِ زندگی او، آینه‌ی تمام‌نمایِ صبر و تسلیم بود. او هشت سالِ پرمشقت را در بستر بیماری گذراند، اما در تمام این مدت، ذره‌ای غبارِ ناسپاسی بر چهره‌ی آرامش ننشست و زبانش همواره به حمد و شکرِ پروردگار گویا بود.
در این دورانِ سخت، همسرِ بزرگوارش *کاک علی رحمانی*(مجاهدی نستوه از پیشکسوتان جماعت و از یاران صدیق شهید ماموستا ناصرسبحانی) همچون یاری دلسوز و پرستاری فداکار، در کنار او ایستاد؛ او با عشقی خالصانه، لحظه‌لحظه‌ی بیماریِ همسفرِ خود را با مراقبت و تیمارِ عاشقانه همراهی کرد تا این پیوندِ آسمانی، معنایِ والایِ «وفاداری در سلامت و بیماری» را به زیباترین شکل تفسیر کند.
زیباترین بخش حیات او، همین اتحادِ قلبی بود. آن‌ها نه فقط دو شریک در زندگی، که دو هم‌سنگر در مسیرِ پرفراز و نشیبِ دعوت بودند.

او تکیه‌گاهی استوار بود؛ در طوفان‌ها آرامش‌بخش و در تصمیم‌های دشوار، مشاوری دلسوز. این اتحاد، گواهی بود بر اینکه یک زن می‌تواند با درایت و ایمان، کانون گرم خانواده را به پایگاهی برای خدمت به دین خدا تبدیل کند.

مرگ، پایانِ کالبد بود، اما پایانِ میراثِ او نیست. سرانجام، این بانوی نیک‌سیرت دارِ فانی را وداع گفت و رفت تا در جوارِ رحمتِ حق آرام گیرد، بی‌تردید، یاد و نام نیک او در دل‌های کسانی که مهر و بزرگواری‌اش را دیده‌اند، جاودانه خواهد ماند مهربانی‌هایش در خاطره‌ها، و تلاش‌هایش در مسیر دعوت، همچون نهالی که آبیاری کرده است، باقی خواهد ماند. خداوند او را در جوارِ رحمت خویش جای دهد و پاداشِ آن همه کَرم، میزبانیِ بی‌ادعا، شکرگزاری در رنج و صبرِ ایشان را با عالی‌ترین درجاتِ بهشتی عطا فرماید.

روحش شاد و یادش گرامی
خداوند او را شامل رحمت واسعۀ خویش گرداند و به بازماندگانش صبر و اجر عنایت فرماید.
اللهم آمین.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
18👍4😭1
💠لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّىٰ تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ ۚ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ
هرگز به [حقیقتِ] نیکی [به طور کامل] نمی رسید تا از آنچه دوست دارید انفاق کنید؛ و آنچه از هر چیزی انفاق می کنید [خوب یا بد، کم یا زیاد، به اخلاص یا ریا] یقیناً خدا به آن داناست.


#تقویم


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
3
💠جهاندار امینی


🔹کودکان اغلب مرتکب رفتارهایی می‌شوند که توجهات زیادی را جلب می‌کند.

اگر شما به کلمات بدی که به‌کار می‌برد، بخندید یا واکنش افراطی نشان بدهید، تقریبا تضمین کرده‌اید که باز هم آن کلمه را تکرار کند.

بی‌توجهی می‌تواند به‌عنوان اولین قدم برخورد مقابله‌ای خوبی باشد؛ به‌خصوص برای بچه‌های کم‌سال‌تر.

اگر فحش تکرار شد، در عین اینکه توجه خاصی نشان نمی‌دهید، برایش توضیح دهید که این کلمه‌ی خوبی نیست و دیگر نباید آن را تکرار کند.


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
💠عبدالظاهر سلطانی


قواعد قرآنى(34)

لَو يُؤَاخِذُ اللهُ الناسَ بِما كَسَبُوا ما تَرَكَ عَلَى ظَهْرِها مِنْ دابَّةٍ  فاطر/45

اگر خدا مردم را به خاطر آنچه کرده‌اند،مؤاخذه کند، روی زمین هیچ جنبده‌ای را وانمی‌گذارد!

یکی از تهدیدات سنگین قرآن همین آیه است؛ هیچ کس و هیچ چیز را استثنا نکرده، حتی انسان‌های خوب و شایسته و حتی حیوانات و همه جنبندگان را!

چه سخت است که به سبب اشتباه ما، دیگران و حتی حیوانات و گیاهان گرفتار شوند و آسیب ببینند!


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
📌وقتی فرشته مرگ درِ خانه‌ام را می‌زند

گاهی از کنار دیوار مسجدی می‌گذرم و نگاهم به اعلامیه‌ای می‌افتد که با جمله‌ی آشنای «إنا لله وإنا إلیه راجعون» آغاز شده است. نامی را می‌بینم که شاید تا دیروز در میان خانواده و دوستانش می‌خندید، آرزو می‌کرد و برای فردایش برنامه داشت؛ اما امروز تنها چند سطر بر کاغذی سیاه از او به یادگار مانده است. لحظه‌ای درنگ می‌کنم و با خود می‌گویم: دیروز نوبت او بود؛ روزی نیز نوبت من خواهد رسید.

در تشییع جنازه‌ها، هنگامی که تابوتی بر دوش مردمان آرام آرام به سوی منزلگاه ابدی حرکت می‌کند، حقیقتی بزرگ در دل زنده می‌شود: روزی فرشته‌ی مرگ راه خانه‌ی مرا نیز خواهد یافت و اجلی که خداوند برایم مقدر کرده است، فرا خواهد رسید؛ همان اجلی که قرآن درباره‌اش می‌فرماید: ﴿فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ لَا يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلَا يَسْتَقْدِمُونَ﴾؛ «چون اجلشان فرا رسد، نه ساعتی پس می‌افتد و نه پیش می‌افتد.»

در آن لحظه، دل بی‌اختیار به دعا روی می‌آورد:
خدایا! آن ساعت که همه‌ی دست‌ها از من کوتاه می‌شود، مرا به حال خود وا مگذار. دلم را به یاد خود آرام گردان و زبانم را به کلمه‌ی توحید گویا ساز. چنان زندگی‌ام را سامان ده که پایان آن، شهادت به یگانگی تو و امید به رحمت بی‌کران تو باشد.

اما هر بار که این دعا را بر زبان می‌آورم، با خود می‌اندیشم که حسن خاتمه تنها آرزویی برای واپسین لحظه‌های عمر نیست؛ بلکه ثمره‌ی یک عمر زندگی با ایمان است. کسی که دوست دارد آخرین سخنش «لا إله إلا الله» باشد، باید همه‌ی زندگی‌اش رنگ «لا إله إلا الله» بگیرد؛ در عبادتش، در امانتداری‌اش، در انصافش، در مهربانی‌اش، در حق‌الناس و در مسئولیتی که در برابر خدا و بندگان او بر عهده دارد.

شاید راز سفارش فراوان به یاد مرگ نیز همین باشد. یاد مرگ برای آن نیست که انسان را از زندگی دل‌زده کند، بلکه برای آن است که او را به زندگی راستین بازگرداند. کسی که مرگ را فراموش نمی‌کند، کمتر گرفتار غرور می‌شود، کینه‌ها را آسان‌تر کنار می‌گذارد، دل‌ها را کمتر می‌شکند و فرصت‌های نیکی را غنیمت می‌شمارد؛ زیرا می‌داند که هر روز، گامی به سوی دیداری بزرگ نزدیک‌تر می‌شود.

گاه با خود می‌اندیشم: شاید روزی همین مردمی که امروز در تشییع دیگران گام برمی‌دارند، بر پیکر من نماز بخوانند و نام من نیز بر اعلامیه‌ای نقش ببندد. آن روز، نه ثروتی با من خواهد آمد، نه مقام و نه ستایش مردم. آنچه باقی می‌ماند، ایمانی است که در دل پرورده‌ام، نیکی‌هایی است که در حق بندگان خدا انجام داده‌ام و دعایی است که از دل کسانی برمی‌خیزد که از من خیری دیده‌اند.

چه نیکوست که هر اعلامیه‌ی وفات و هر تشییع جنازه را پیامی از سوی پروردگار بدانیم؛ پیامی که آرام در گوش جانمان می‌گوید: «تو نیز مسافری، پس برای سفرت آماده شو.»

و چه زیباست که از امروز چنان زندگی کنیم که اگر اجل، امشب یا فردا فرا رسید، حسرتِ حقی که ضایع کرده‌ایم، دلی که شکسته‌ایم یا خیری که به تأخیر انداخته‌ایم، بر دل نماند؛ بلکه با قلبی امیدوار و زبانی آشنا با ذکر خدا، آماده‌ی آن دیدار باشیم.

پروردگارا! چنان زندگی‌ای به ما عطا کن که مرگ برای ما پایان راه نباشد، بلکه آغاز لقای رحمت تو باشد؛ و چنان سرانجامی نصیبمان فرما که آخرین سخنمان توحید، آخرین اندیشه‌مان امید به بخشش تو و آخرین گاممان، گامی به سوی رضوان و قرب تو باشد.

✍️ رئوف اصلاح‌جو

https://t.me/islahweb
11
💠صدیق قطبی


مولانا و کشاکش‌ها

مولانا درون آدمی را عرصهٔ کشاکش‌ها می‌دید. یک‌سو کشش‌های خداست. جان را به سمت عشق، خودسپاری و بی‌خویشتنی می‌کشاند. به سوی لطف‌های بی‌کران و عرصه‌های پاک و بلند. و یک‌سو کشش نفْس است که به حسد، بخل، ظنّ بد و ستیزه‌جویی می‌کشاند. کشتی وجود ما در میانهٔ دو کشش پیوسته، در تلاطم است:

زین سوی تو چندین حسد، چندین خیال و ظنّ بد
زان سوی او چندان کشش چندان چشش چندان عطا
چندین چشش از بهر چه؟ تا جان تلخت خوش شود
چندین کشش از بهر چه؟ تا در رَسی در اولیا
این‌سو کشان سوی خوشان، وان‌‌سو کشان با ناخوشان
یا بگذرد یا بشکند کشتی درین گرداب‌ها
(غزل ۱۴)

کشاکش‌هاست در جانم، کشنده کیست، می‌دانم
دمی خواهم بیاسایم، ولیکن نیستم امکان
(غزل ۱۶۴۲)

می‌کشدم مِی به چپ، می‌کشدم دل به راست
رو که کشاکش خوش است، تو چه کشیدی؟ بگو
(غزل ۱۹۵۴)

بی‌قراری و ناله‌های آدمی نیز به سبب این کشاکش‌ها است. جان، آوردگاه کشش‌هاست:

من گوش‌کشان گشتم از لیلی و از مجنون
آن می‌کَشدم زان سو وین می‌کَشدم زین سون
یک گوش به دست این، یک گوش به دست آن
این می‌کَشدم بالا، وان می‌کَشدم هامون
از دست کشاکشْ من وز چرخ پرآتشْ من
می‌گردم و می‌نالم چون چنبرهٔ گردون
آن لحظه که بی‌هوشم، ز ایشان برهد گوشم
می‌غلْطم چون شاهان، در اطلس و در اَکسون
(غزل ۱۸۷۸)[اَکسون: دیبای سیاه گران‌بها]

آنچه در تلقی مولانا از خداوند چشمگیر و درخشان است دست برنداشتن او از کشش است. او پیوسته و به شیوه‌های گوناگون در کار کشش است. کشش مدام او ناشی از کَرَم است و به قصد دل ربودن. و سرانجام، پیروزی با کشش‌های اوست:

ای کشش عشق خدا، می‌ننشیند کَرَمت
دست نداری ز کِهان، تا دل ازیشان نَبَری
هین بکشان، هین بکشان، دامن ما را به خوشان
زانک دلی که تو بَری، راه پریشان نَبَری
راست کنی وعدهٔ خود، دست نداری ز کشش
تا همه را رقص‌کنان جانب میدان نَبَری
(غزل ۲۴۵۵)

در قرآن کریم هم از کشش‌ها، از کشاکش‌ها، یاد شده است. در زبان قرآن خداوند در کار «فراخواندن»، «بشارت دادن»، و «رحمت و درود فرستادن» است. به هنگام بذل و بخشش، فراخوان و وعده‌ای است از سوی شیطان که مده، تنگ‌دست می‌شوی؛ و فراخوان و نویدی است از سوی خدا که ببخش، آمرزیده می‌شوی و فزونی می‌گیری:
.
الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشَاءِ وَاللَّهُ يَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَفَضْلًا وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ(بقره، ۲۶۸)
شیطان [به هنگام انفاق] شما را از تهیدستی بیم می‌دهد و به زشتکاری(حرص و بخل) وا می‌دارد، ولی خدا شما را به آمرزشی از جانب خود و فزونی‌ای [در مال] نوید می‌دهد؛
و خدا گشایشگر داناست.

أُولَئِكَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَاللَّهُ يَدْعُو إِلَى الْجَنَّةِ وَالْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ (بقره: ۲۲۱)
آنان به آتش فرامی‌خوانند، در حالی که خدا به خواستِ خود به بهشت و آمرزش فرامی‌خواند.

هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ (احزاب، ۴۳)
اوست که خود و فرشتگانش بر شما درود می‌فرستند، تا شما را از تاریکی‌ها به سوی نور بیرون آورد.

.

این کشاکش نزد مولانا گاه به کشاکش میان «تن» و «جان» تعبیر می‌شود. پرنده‌ای که چنگال را در زمین فروبُرده، اما بال‌هایش هوای آسمان دارند:

جان زِ هِجرِ عرش اندر فاقه‌ای
تن زِ عشقِ خاربُن چون ناقه‌ای
جان گشاید سویِ بالا بال‌ها
در زده تن در زمین چنگال‌ها

(مثنوی، ۴: ۱۵۴۶-۱۵۴۷)

و این ابیات ضمن داستان مجنون و ناقه[=شتر ماده] آمده است. عشق به لیلی، مجنون را به پیش می‌کشد و میل ناقه به فرزند، مجنون را واپس می‌بَرد و بازمی‌گرداند. دل، آهنگِ دوست دارد، و ناقه [=نفْس/تن] عزم و آهنگی دیگر. و مجنون در میانهٔ کشش است.

مولانا می‌گوید همگان، فارغ از جایگاه اجتماعی‌شان، گرفتار کشش‌‌های ‌‌طمع‌ورزانه‌ٔ دنیوی‌اند. راهی رهایی از کشش‌‌های بی‌انتها و جان‌فرسا، دل دادن به کشش عشق‌ خدا است:

ز شاه تا به گدا در کشاکش طمع‌اند
به عشق باز رهد جان ز طمْع و مطلب‌ها
(غزل ۲۳۲)

علاوه بر اینها، کشاکش‌های دیگری نیز هست. اوضاع پُرافت و خیز بیرون، و جهانی که ثبات و قرار ندارد. آنچه بر ما می‌رود و ما را از وضعیتی به وضعیتی دیگر می‌کشاند. تعلیم مولانا این است که کشاکش‌های او را پذیرا باش و به ناخوشیِ آن، رضایت بده. در کشاکش، بر خداوند رو گران مکن. چهره در هم مکش:

چو در کشاکشِ احکامْ راضی‌ات یابند
ز رنج‌ها برهانند و مُرتضات کنند
(غزل ۷۳۱)

اندر کشاکش‌های او نوش است ناخوش‌های او
آب است آتش‌های او، بر وی مکن رو را گران
(غزل ۱۶۱۶)

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
💠راهکارهای عملی برای والدین در مقابل خشم کودکان

1. گوش دادن فعال: بدون قضاوت به کودک گوش دهید.


2. آرام ماندن والد: آرامش شما به کودک امنیت می‌دهد.


3. نام‌گذاری احساسات: به کودک کمک کنید احساسش را بشناسد (مثلاً «می‌بینم عصبانی شدی»).


4. ایجاد فضای امن: اجازه دهید کودک احساسش را بدون آسیب بیان کند.


5. الگوسازی: خودتان مدیریت خشم را نشان دهید

#روانشناسی

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
💠أُولَٰئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ ۖ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ
آنانند که درودها و رحمتی از سوی پروردگارشان بر آنان است و آنانند که هدایت یافته اند.


#تقویم

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
5
📌حضور قلب، ثمره معرفت

در طول دوران، توصیه‌های متعددی برای دستیابی به حضور قلب در نماز ارائه شده است؛ اما در حقیقت، تحقق این مقام، بیش از هر چیز به میزان معرفت و آگاهی بنده نسبت به معبود بازمی‌گردد. هر چه این آگاهی عمیق‌تر شود، حضور قلب استوارتر خواهد بود؛ بسان عاشقی که چنان در جذب معشوق غرق شده است که از پیرامون خویش غافل گشته و گویی از زمان و مکان فارغ شده است.

✍️فرزاد وليدى

#حضور_قلب #نماز #معرفت_الهی #عشق_الهی #معنویت #خداشناسی #عبادت #خودسازى

🆔@islahweb
4
💠الحاق جوادی


🔖 تلنگرهای مولانا

📍 تلنگر (۴۰)

گرچه رخنه نیست در عالم پدید
خیره یوسف‌وار می‌باید دوید

📚 مثنوی | دفتر پنجم

▪️ گاهی انسان در موقعیتی قرار می‌گیرد که هیچ راه روشنی پیش روی خود نمی‌بیند؛ نه راه‌حلی پیدا می‌شود، نه گشایشی، و نه حتی روزنه‌ای از امید.

▪️ در چنین لحظاتی، بسیاری از ما دست از تلاش می‌کشیم؛ چون می‌خواهیم اول راه را ببینیم و بعد حرکت کنیم.

▪️ اما مولانا از ماجرای یوسف درس دیگری می‌آموزد. او نمی‌گوید تا گشایش را دیدی حرکت کن؛ می‌گوید حتی وقتی رخنه‌ای دیده نمی‌شود، باز هم باید در مسیر درست ماند، کوشید و امید را از دست نداد.

▪️ یوسف وقتی زلیخا درها را بست و او را به گناه فراخواند، به سمت همان درهای بسته گریخت. می‌دانست بسته‌اند، اما فرار از گناه مهم‌تر بود از اینکه راه باز باشد. این است معنای یوسف‌وار دویدن: حرکت به سمت درستی، حتی وقتی هنوز گشوده نشده.

▪️ بسیاری از قفل‌های زندگی زمانی گشوده می‌شوند که هنوز هیچ نشانه‌ای از گشایش دیده نمی‌شود. راه، گاه پس از حرکت پدیدار می‌شود، نه پیش از آن.

▪️ ناامیدی معمولاً از اینجا آغاز می‌شود که انسان، نادیده‌ها را ناممکن می‌پندارد؛ حال آنکه بسیاری از مهم‌ترین اتفاقات زندگی، روزی ناممکن به نظر می‌رسیدند.

✓ اگر امروز راهی نمی‌بینی، لزوماً به این معنا نیست که راهی وجود ندارد. گاهی باید یوسف‌وار حرکتی کرد تا دری گشوده شود که از آغاز در نگاه ما گشوده نبود.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
💯3
💠چگونه فکر کردن را به فرزندان یا دانش آموزانمون یاد بدیم؟


چند راهکار عملی:

سؤال بپرسید، جواب ندهید
«فکر می‌کنی چرا این اتفاق افتاده؟»
«چه راه‌حل‌های دیگری وجود دارد؟»
«از کجا می‌فهمی این پاسخ درست است؟»
تفکر خود را بلند بیان کنید
هنگام حل یک مسئله، مراحل ذهنی خود را توضیح دهید:
«اول مسئله را می‌خوانم، بعد اطلاعات مهم را جدا می‌کنم، سپس راه‌حل‌ها را بررسی می‌کنم.»
از دانش‌آموز بخواهید دلیل بیاورد
فقط پاسخ را نپذیرید.
بپرسید: «چرا این جواب را انتخاب کردی؟»
اشتباه را بخشی از یادگیری بدانید
به‌جای تمرکز بر درست یا غلط بودن، روی فرایند فکر کردن تمرکز کنید.
بگویید: «جالب است، ببینیم این ایده به کجا می‌رسد.»
مسائل باز مطرح کنید
سؤال‌هایی که چند پاسخ ممکن دارند:
«اگر شهردار شهر بودی، برای کاهش ترافیک چه می‌کردی؟»
مهارت‌های تفکر انتقادی را تمرین دهید
منبع اطلاعات چیست؟
چه شواهدی وجود دارد؟
آیا دیدگاه دیگری هم هست؟
پس از هر فعالیت، بازتاب انجام دهید
«چه چیزی یاد گرفتی؟»
«دفعه بعد چه کاری را متفاوت انجام می‌دهی؟

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4
💠محمد احمدیان


🌹[والدین و 100 نکته ی تربیتی]


برای افزایش تجربه‌های موفق؛ والدین نباید در مقابل تجربه‌های ناموفق، کودکان را سرزنش نکنند.

توصیه:
1- زندگی مسیری است که با تجربه ها ی موفق و ناموفق به پیش می رود، این روند در کودکان چشم گیر تر است.
2-  هر تجربه ی موفقی، در پشت آن راهنمای موفق نقش آفرینی می کند؛ لذا والدین بهترین راهنما برای فرزندان هستند.
3- گاهی تجربه ی موفق، پشتوانه برای توفیقات آینده می گردد؛ چه نیکو گفته اند اهل حکمت:
هر شکستی پلی برای پیروزی است.
4- سرزنش زیاد، انسان را کودن، و پرورش را نارس می کند، و از طرفی جسارت را از انسان سلب می نماید؛ بنابراین لازم است از سرزنش کودکان پرهیز نمود.

    خرداد 1405

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4
💠تفاوت درماندگی و احساس بد نسبت به خود:


درماندگی یعنی کودک حس کند «هیچ کاری از دستم برنمی‌آید».
اما احساس بد نسبت به خود داشتن یعنی کودک به جای اینکه فقط رفتار اشتباه را ببیند، کم‌کم به این نتیجه برسد که «خودِ من مشکل دارد» یا «من کافی نیستم».

چرا این موضوع مهم است؟
وقتی کودک زیاد دچار احساس بد نسبت به خود داشتن شود:
به جای اصلاح رفتار، از خودش بدش می‌آید
از ترس قضاوت، کمتر یاد می‌گیرد
ممکن است پنهان‌کاری یا دروغ‌گویی را انتخاب کند
اعتمادبه‌نفسش پایین می‌آید
در این حالت کودک به جای اینکه بگوید «این کارم اشتباه بود»، به این فکر می‌رسد که «من اشتباه هستم».

یک تفاوت ساده اما مهم:
✔️ اصلاح درست: «این کارت اشتباه بود»
آسیب‌زا: «تو بچه بدی هستی»

چند راهکار ساده برای والدین

1. جدا کردن رفتار از شخصیت
به جای برچسب زدن، فقط درباره رفتار صحبت کنید:
«این رفتارت درست نبود» نه «تو بدی»

2. اول آرامش، بعد آموزش
وقتی کودک ناراحت یا مضطرب است، اول باید آرام شود، بعد آموزش ببیند.

3. سوال به جای سرزنش
به جای «چرا این کارو کردی؟!»
بگویید: «چی شد این اتفاق افتاد؟»

4. جمع‌بندی بعد از تنش
بعد از دعوا یا ناراحتی بگویید:
«من دوستت دارم، ولی این رفتارت درست نبود

جمع‌بندی
هدف تربیت این نیست که کودک هیچ‌وقت اشتباه نکند؛هدف این است که یاد بگیرد:
✅️اشتباه می‌کنم، اما هنوز ارزشمندم
✅️ می‌توانم رفتارم را اصلاح کنم، بدون اینکه خودم را بد ببینم


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
💠يَوْمَ يَجْمَعُ اللَّهُ الرُّسُلَ فَيَقُولُ مَاذَا أُجِبْتُمْ ۖ قَالُوا لَا عِلْمَ لَنَا ۖ إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ

[از] روزی [پروا کنید] که خدا پیامبران را جمع می کند، و [به آنان] می فرماید: [در برابر دعوتتان به اجرای دستورهای خدا] چه پاسخی به شما داده شد؟ گویند: ما را [در برابرِ دانشِ تو] هیچ دانشی نیست؛ یقیناً تویی که به نهان ها بسیار دانایی.


#تقویم

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2
دلجویی از انسان ها

💠وصفی عاشور ابو زید


از نشانه‌های مردانگی، کمال دینداری و برادری ایمانی این است که احوال دوستان را جویا شوی و از حالشان باخبر باشی.
بسیارند کسانی که در تنگناها و سختی‌ها گرفتارند و نیاز دارند کسی دلداری‌شان بدهد و به صبر واداردشان.
بسیارند مشکلاتی که از توان انسان بزرگ‌ترند.
هر که با مردم درآمیزد و به دردشان گوش دهد، از انبوه مصیبت‌ها و پشت‌هم‌آمدن مشکل‌ها بر سر جوانانی در اوج شکوفایی، موهایش سپید می‌شود.
از نمونه‌های توجه نبوی به یاران:
«ای جابر، چه شده که می‌بینم شکسته‌حالی؟»
آخرین بار کِی این را به کسی گفتی؟
دست نگه‌دار تا او خودش شکایت کند؛ نه همه می‌توانند دردشان را به زبان بیاورند.
جبر خاطر — دلجویی از دیگران — از اعمال فراموش‌شده است، در حالی که پاداشی بزرگ دارد:
«محبوب‌ترین اعمال نزد خدا، شادی‌ای است که به دل مسلمانی وارد کنی، یا غمی که از او بزدایی.»
بسیارند که به بیماری دچارند و هیچ‌کس خبر ندارد.
بسیارند که زیر بار مشکلات پی‌در‌پی کمر خم کرده‌اند و همین آن‌ها را به گوشه‌نشینی و دوری از مردم کشانده.
بسیارند که برادرانشان فراموش‌شان کرده و رهایشان نموده‌اند.
خدا رحمت کند کسی را که با آن‌ها در ارتباط ماند و سبب پایداری‌شان شد.
کنار کسی ایستادن در لحظه‌ی غم و نیاز، نام آن همراه را برای همیشه در دل حک می‌کند.
کعب بن مالک پس از نزول آیه توبه‌اش گفت:
«طلحة بن عبیدالله به سمتم دوید، دستم را فشرد و تبریک گفت. به خدا قسم، از مهاجران هیچ‌کس جز او پیش من نیامد — و این را هرگز از یاد نخواهم برد.»

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4🙏1