جماعت دعوت و اصلاح
4.63K subscribers
13.2K photos
2.81K videos
351 files
17.1K links
✳️ کانال رسمی تشکل مدنی «جماعت دعوت و اصلاح»

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وب‌سایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb

https://ble.ir/islahweb1979/
Download Telegram
#پیام_روز


💠بندگیِ خدا و نعمت‌هایِ دنیا


ناصر سبحانی


بندگیِ خدا به معنایِ عدمِ استفاده از نعمت‌هایِ دنیایی، ترکِ دنیا، دوری‌گرفتن از مردم و یا تنها مشغول‌بودن به عباداتی چون نماز و روزه نیست.

بندگیِ خدا این است که انسان از امکانات و نعمت‌هایی که خداوند در اختیارش قرار داده و به او بخشیده است، طبقِ دستور و فرمانِ او استفاده کند.

هر فردی با هر شغلی که دارد، اگر در آن به یادِ خدا باشد و فکرش را متمرکزِ این مهم کند که انجامِ چه کاری درست و چه کاری نادرست است، چه چیزی خیر و چه چیزی شر است تا آن‌چه را که خدا دوست دارد انجام دهد و از آن‌چه او بیزار است دوری کند، مشغولِ بندگیِ خداست. در غیرِ این صورت، راهی غیر از بندگیِ خدا را در پیش گرفته است.

بندگیِ خدا محدود به کارهایِ خاصی نمی‌شود و تنها به جنبه یا جوانبی از حیاتِ انسان اختصاص ندارد؛ بلکه بندگیِ خدا آن است که انسان در تمامِ جوانب و مراحلِ زندگی‌اش و در هر کاری که انجام می‌دهد، فرمانبردار و مطیعِ خداوند باشد.

اگر تاجری هنگامِ تجارت در فکرِ رضایتِ خدا، اوامر و نواهیِ او باشد، در عینِ حال که مشغولِ کسب‌وکارِ دنیایی است، مشغولِ عبادت و بندگیِ خداست. چنین فردی کار را وظیفه‌یِ خود می‌داند و چون استعدادِ خود را در امرِ تجارت می‌بیند، مشغولِ آن است تا از این طریق، رزق و روزیِ خود و خانواده‌اش را به دست آورد. چنین فردی با هدفِ انجامِ مسئولیت مشغولِ تجارت است و هدفش تنها افزایشِ ثروت و مال‌اندوزی نیست؛ پس همواره در این فکر است که خدا چه فرمانی داده و او را از چه چیزی نهی کرده است تا مطابقِ آن عمل کند و با چنین دیدی، مشغولِ بندگیِ خداست.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
3👍1
💠شارژر را که از گوشی جدا می‌کنیم، اما از برق نه!


آیا می‌دانستید شارژری که در پریز برق باقی مانده، حتی بدون اتصال به تلفن همراه، می‌تواند مقدار کمی برق مصرف کند؟
این مصرف در شارژرهای استاندارد و جدید معمولاً بسیار ناچیز است؛ اما وقتی همین اتفاق برای میلیون‌ها شارژر و وسیله برقی و در طول ماه‌ها و سال‌ها تکرار شود، به مصرفی تبدیل می‌شود که کاملاً قابل پیشگیری است.
اما موضوع فقط قبض برق نیست!
هر وسیله‌ای که بدون نیاز، برای مدت طولانی به برق متصل می‌ماند، علاوه بر مصرف انرژی، در معرض گرم‌شدن، فرسودگی و آسیب‌های احتمالی قرار دارد. شارژرهای بی‌کیفیت، تقلبی، آسیب‌دیده یا دارای سیم و دوشاخه معیوب می‌توانند خطر بیشتری ایجاد کنند.
🚨 به‌ویژه:
شارژرهای آسیب‌دیده یا ترک‌خورده را استفاده نکنید.
شارژر را زیر بالش، پتو یا در فضای بدون تهویه رها نکنید.
از شارژرهای غیراستاندارد و بی‌نام‌ونشان پرهیز کنید.
در صورت امکان، پس از پایان شارژ، شارژر را از پریز جدا کنید.
برای چند وسیله، به‌جای رها کردن دائمی چند آداپتور در پریز، می‌توانید از محافظ یا چندراهی استاندارد دارای کلید استفاده کنید.
🌱 یک شارژر شاید مصرف بسیار کمی داشته باشد؛ اما مسئولیت ما فقط درباره مقدار مصرف یک وسیله نیست.
فرهنگ درست مصرف کردن یعنی هرجا می‌توانیم، مصرف غیرضروری را حذف کنیم.
از امروز یک عادت کوچک بسازیم:
🔌 گوشی را جدا کردی؟ شارژر را هم از برق بکش!
چون حفاظت از انرژی، از همین کارهای کوچک و روزمره شروع می‌شود.
شبکه حامی | برای آب، انرژی و محیط‌زیست

#شبکه_حامی


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
1👍1
💠﴿ ٱعۡدِلُواْ هُوَ أَقۡرَبُ لِلتَّقۡوَىٰۖ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَۚ ﴾

سوره مائده آیه ۸

عدالت زیرمجموعۀ تقواست. هر که او باتقواتر، عادل‌تر هست...

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2👍1
💠سیرهٔ جهادی و مدیریتی پیامبر اکرم ﷺ(( بیست و سوّم ربیـع الأوّل ))


✍🏻حمزه خان‌بیگی


«مدیریت بحران‌ها؛هندسهٔ قرآنیِ تدبیر،بصیرت وسلوک درلحظات سرنوشت»

بـخــش اوّل

درافق نبوی،«بحران»صرفاًرخدادی بیرونی،سیاسی یانظامی نیست؛بلکه«میدانِ امتحان»است؛صحنه‌ای که در آن، حقیقتِ ایمان، عمقِ توحید، استواریِ شخصیت، وصدقِ دعویِ عبودیت، در معرض ظهور قرار می‌گیرد. اگر تاریخ را تنها به‌مثابهٔ سلسله‌ای از وقایع بنگریم،بحران‌ها، لحظه‌های اضطراب و آشوب‌اند؛ اما اگر تاریخِ نبوی را بانگاه تدبری،قرآنی و معرفتی خوانیم، بحران‌ها، «منازل سلوک» می‌شوند؛ منازلی که در آن، پیامبر ﷺ،هم جامعه را مدیریت می‌کند،هم دل‌ها را تربیت، وهم راهی برای سالکانِ آینده می‌گشاید.
🔶در مدرسهٔ نبوت، بحران، سه لایهٔ درهم‌تنیده دارد:
🔸لایهٔ بیرونی: تهدید، محاصره، جنگ، شکست، اعتراض، گسست اجتماعی؛
🔸لایهٔ میانی: اضطراب جمعی، ترس، تردید، خشم، سوء‌برداشت، هیجان؛
🔸لایهٔ درونی: نسبت دل با خدا، نسبت عقل با حقیقت، نسبت نفس با توحید و عبودیت.
مدیریت بحران، دراین مدرسه،تنها سامان‌دهیِ لایهٔ بیرونی نیست؛بلکه معماریِ لایهٔ درونی است؛ معماریِ دل‌ها، آرام‌سازیِ جان‌ها، و استوارسازیِ روح جمعی در مدار توحید.از این‌رو، هر بحران، درسیرهٔ نبوی، هم «رخداد» است، هم «درس»، هم «آینه»، و هم «منزلِ سلوک».
قرآن کریم، مدیریت بحران را در مدار چهار حقیقت بنیادین می‌نشاند:سکینه، توکل، مشورت و تدبیر؛
و این چهار،ستون‌های هندسهٔ نبویِ مدیریت‌اند؛ستون‌هایی که اگر درهرجامعه‌ای برپا شوند،بحران،ازتهدید به فرصت، و ازآشوب به مدرسهٔ تربیت تبدیل می‌شود.
🔶 سکینه؛ آرامش توحیدی در قلب آشوب
در لحظه‌های سخت، نخستین خطابِ قرآن، خطاب به دل است، نه به دست:
«لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا»
اندوه مدار، خدا با ماست.

این آیه، در متنِ بحرانِ هجرت،هنگامی که خطر در اوج است، به ما می‌آموزد که مدیریت بحران، از «آرامشِ توحیدی» آغاز می‌شود؛ از این‌که دل، پیش از هرتدبیر،به حضور الهی تکیه کند.
🔶توکل؛ سپردن دل به خدا، نه رها کردن عقل
   توکل، درهندسهٔ قرآنی، هرگز به معنای ترک تدبیر نیست؛بلکه به معنای«سپردن دل» است، نه «رها کردن عقل». قرآن، در کنار سکینه، بر تدبیر و مشورت تأکید می‌کند:
«وَشَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ» در کارها با آنان مشورت کن.

این فرمان،مدیریت بحران را ازفردمحوری و استبداد رأی، به«بصیرت جمعی» ارتقا می‌دهد؛بصیرتی که در آن،عقل‌ها به هم می‌پیوندند و دل‌ها در یک مدار واحد قرار می‌گیرند.
توکل، دراین افق، یعنی: دل،به خدا؛ عقل، به مشورت؛ عمل،به تدبیر. سالکِ راهِ نبوت، دربحران، نه به اسباب، بلکه به «مسبب» تکیه می‌کند؛ اما اسباب را نیز در مدار حکمت به‌کار می‌گیرد.
🔶 تدبیر؛دیدن میدان، سنجیدن آینده، شناخت دل‌ها
   قرآن،پیامبر رابه تدبیر دعوت می‌کند؛تدبیری که درآن،میدان دیده می‌شود،آینده سنجیده می‌شود،ودل‌ها شناخته می‌شوند.مدیریت بحران،بدون شناختِ انسان‌ها،بدون فهمِ روان جمعی، وبدون دیدنِ افق‌های دور،به واکنش‌های مقطعی فرومی‌غلتد؛ اما درمدرسهٔ نبوت،تدبیر، «معماریِ آینده» است؛نه صرفاً«حلِ امروز».تدبیر، دراین افق،پیوندی است میان عقل،ایمان، تجربه وشهود؛وهمین پیوند است که مدیریت نبوی را ازمدیریت‌های صرفاً تکنیکی متمایز می‌سازد.
🔶 مشورت؛ بصیرت جمعی، نه استبداد رأی
«وَشَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ»در متنِ بحران نازل شد؛ تا نشان دهد که مدیریت بحران، بدون مشارکت، ناقص است. پیامبر، با یاران مشورت می‌کرد؛ در بدر، در خندق، در حدیبیه. این مشورت، نه نشانهٔ ضعف، بلکه نشانهٔ تواضعِ مدیریتی و ایمان به «جمعِ مؤمنان» است.
در افق تربیتی، مشورت،مدرسهٔ رشدِ عقل‌هاست؛ و درافق عرفانی،نشانهٔ خروج ازخودمحوری و پذیرشِ حقیقت در آینهٔ دیگران.
👌برای فهم مدیریت بحران درسیرهٔ نبوی، باید میدان‌ها را نه‌تنها به‌عنوان رخداد،بلکه به‌مثابهٔ «متن» بخوانیم؛ متنی که هر سطر آن، حاملِ درس تربیتی، سلوکی و مدیریتی است.
🔶در بدر، بحران از هر سو پیامبر را احاطه کرده بود: سپاه اندک، تجهیزات ناچیز، دشمنی قدرتمند، و اضطرابِ طبیعیِ دل‌ها. در این میدان، پیامبر ﷺ، سه سطح مدیریت را هم‌زمان به‌کار گرفت:
🔸مدیریتِ دل‌ها: با یاد خدا، تلاوت آیات، وعدهٔ نصرت، و حضور در صف نخست، دل‌ها را از ترس به امید برد؛ خوف را به سکینه بدل کرد؛ و ایمان را از سطحِ ادعا، به سطحِ حضور در میدان کشاند.
🔸مدیریتِ عقل‌ها: با مشورت، انتخاب موقعیت مناسب، سامان‌دهی صف‌ها، و استفادهٔ درست از امکانات، میدان را عقلانی کرد؛ تا احساس، بر عقل غلبه نکند.
🔸مدیریتِ روح جمعی: با تبدیلِ این نبرد به «امتحانِ ایمان»، بحران را به فرصتِ تربیتی بدل ساخت؛ تا هر دل، خود را در آینهٔ میدان ببیند.


☆ ادامه دارد ☆

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
1👍1
💠سیرهٔ جهادی ومدیریتی پیامبر اکرم ﷺ(( بیست و سوّم ربیـع الأوّل ))


✍🏻حمزه خان‌بیگی

«مدیریت بحران‌ها؛هندسهٔ قرآنیِ تدبیر،بصیرت وسلوک درلحظات سرنوشت»

ادامه بخش اوّل

در افق سلوکی،بدر، نمادِ لحظه‌ای است که سالک،با ضعفِ خویش روبه‌رو می‌شود؛ واگر به توحید تکیه کند، ضعف، به قدرتِ معنوی بدل می‌گردد. بدر، درسِ تبدیلِ «ترس» به «حضور» است؛حضوری که در آن، دل، در محضر خدا، از هیبتِ دشمن می‌گذرد.احد، در افق تربیتی، نمونهٔ مدیریت«پس از بحران» است؛ مدیریتی که شکست را به سرمایهٔ تربیتی تبدیل می‌کند و جامعه را از فروپاشی نجات می‌دهد.
احد، منزلِ «توبهٔ جمعی» است؛ جایی که سالک، ازخطای خویش آگاه می‌شود و راهِ بازگشت را می‌یابد؛ و می‌آموزد که سقوط، اگر با توبه همراه شود، به صعود بدل می‌گردد.
🔶در خندق، بحران، چندلایه بود: محاصرهٔ مدینه، اتحاد دشمنان، خیانتِ برخی از اهلِ کتاب، سرمای شدید، گرسنگی، و ترسِ فراگیر.
🔶 در این میدان، پیامبر ﷺ:
🔸با مشورت سلمان، راهبردی نوین برگزید؛ حفر خندق، به‌مثابهٔ تدبیرِ دفاعی؛ این تدبیر، نشان داد که مدیریت بحران، نیازمند نوآوری و خروج از عادت است؛
🔸خود در کنار یاران بیل زد و سنگ شکافت؛ تا روح جمعی را تقویت کند و نشان دهد که مدیریت، از مرکز میدان آغاز می‌شود؛ نه از حاشیهٔ امن؛
🔸با پیش‌بینی آینده، خبر فتحِ فارس و روم را در دل‌های خسته دمید؛ تا بحران، به افقِ امید گره بخورد؛ و دل‌ها، در میانِ سختی، به نورِ آینده متصل شوند؛
🔸با مدیریت روانی، ترس را به سکینه، و ناامیدی را به انتظارِ فتح تبدیل کرد؛ تا بحران، به مدرسهٔ صبر و ثبات بدل شود.
خندق، در افق پژوهشی،نمونهٔ مدیریتِ بحرانِ مرکب است؛ بحرانی که هم نظامی است، هم روانی، هم اجتماعی، و هم اعتقادی. در افق سلوکی، خندق، منزلِ «ثبات» است؛ جایی که سالک، در محاصرهٔ خوف و فقر، به توحید تکیه می‌کند و راه را ادامه می‌دهد؛ ومی‌آموزد که محاصرهٔ بیرونی، اگر باحضورِ درونی همراه شود، به فتحِ معنوی بدل می‌گردد.
🔶در حدیبیه، بحران، نه ازدشمن،بلکه ازدرون جامعهٔ مؤمنان برخاست؛اعتراض‌ها،نارضایتی‌ها، سوء‌برداشت‌ها،واحساسِ شکست.ظاهرِ صلح،برای بسیاری، تلخ و سنگین بود؛اما پیامبرﷺ، دراین میدان:
آرام ماند؛ در برابر هیجانِ جمعی؛ سکینهٔ او، محورِ آرامشِ جامعه شد؛
تصمیمِ سخت را حفظ کرد؛ با وجود فشارها؛ زیرا حقیقت، گاه در لباسِ تلخی ظاهر می‌شود؛
آینده را دید؛ در حالی که دیگران، تنها ظاهرِ امروز را می‌دیدند؛ حدیبیه را «فتح مبین» خواند؛
با حلم و اخلاق، دل‌های معترض را آرام کرد؛ و با تبیینِ حکمت، بحرانِ روانی را فرو نشاند.
حدیبیه،درافق تحلیلی،نمونهٔ مدیریتِ بحرانِ ادراکی است؛بحرانی که از«فهمِ ناقصِ واقعیت»برمی‌خیزد. در افق عرفانی، حدیبیه، منزلِ «تسلیم» است؛ جایی که سالک، می‌آموزد که گاه، فتحِ حقیقی، در لباسِ صلحِ صبورانه پنهان است؛ و باید به حکمتِ الهی، فراتر از ظاهرِ حوادث، اعتماد کرد.
درس‌های امروزین؛ مدیریت بحران در عصر آشوب‌ها و گسست‌ها
در جهان امروز، که بحران‌ها پی‌درپی، پیچیده، و چندلایه‌اند؛ بحران‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، اخلاقی، روانی و معنوی؛ بازخوانی سیرهٔ نبوی در باب مدیریت بحران، ضرورتی تربیتی، اخلاقی و تمدنی است.
🔷این سیره، برای انسانِ معاصر، پیام‌های روشنی دارد:
🔹آرامش را اصل قرار دهیم، نه هیجان را؛ دل را پیش از دست، به خدا بسپاریم؛ تا تصمیم‌ها، از اضطراب پاک شوند؛
🔹مشورت را به‌کار گیریم، نه تصمیم‌های فردی و شتاب‌زده را؛ عقل‌ها را به هم پیوند دهیم؛ تا بحران، به مدرسهٔ خرد جمعی بدل شود؛
🔹آینده را ببینیم، نه فقط ظاهرِ امروز را؛ بحران را در افقِ راه بخوانیم، نه در افقِ لحظه؛ تا یأس، جای خود را به امید دهد؛
🔹اخلاق را در اوج بحران حفظ کنیم؛ کرامت انسان را پاس بداریم، حتی در سخت‌ترین تصمیم‌ها؛ تا قدرت، به ظلم بدل نشود؛
🔹دل‌ها را بسازیم، نه فقط ساختارها را؛ زیرا هر ساختارِ بی‌دل، در نخستین بحران، فرو می‌ریزد؛
🔹بحران را به مدرسهٔ تربیت تبدیل کنیم؛ نه به میدانِ انتقام و تخریب؛ تا هر بحران، به فرصتی برای رشدِ فردی و جمعی بدل گردد.
در این افق،مدیریت بحران، هنرِ تبدیل آشوب به آرامش، ضعف به قدرت،و ترس به امید است؛ هنری که در مدرسهٔ نبوت، بر مدار توحید، اخلاق و حضور سامان یافته است.

مدیریت بحران، در سیرهٔ جهادی و مدیریتی پیامبر اکرم ﷺ، حقیقتی ژرف، نورانی، تربیتی و عرفانی است؛ حقیقتی که انسان را از اضطراب، بی‌تدبیری، ترس و آشوب می‌رهاند و او را به سوی نور، کرامت، آرامش و حضور الهی سوق می‌دهد.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4👏1
#پیام_قرآنی

💠خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ


ما انسان را (از نظر جسم و روح) در بهترین شکل و زیباترین سیما آفریده‌ایم.

🌷سوره تین آیه ۴

تو یک اتفاق ساده در این جهان نیستی؛
تو معجزه‌ای از جانب خداوندی ...
از میان میلیون‌ها امکان، تو به این جهان آمدی؛ با قلبی که می‌تپد،
چشمانی که می‌بینند،
روحی که عشق می‌ورزد
و دلی که می‌تواند رنج بکشد، ببخشد و دوباره برخیزد ...
💎 پس قدر خودت را بدان ...


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4
💠جلال معروفیان


با کلامی مهرآگین و رفتاری محترمانه، چراغ شادی و امید را در خانواده،گرم و فروزان نگه‌دارید تا از زندگی لذت ببرید و انرژی لازم برای رشد و خدمت را در جامعه داشته‌باشید و در هر دو جهان مفید، مؤثر و ماندگار بمانید.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
8👏3
💠﴿وَإِذۡ قَالَ لُقۡمَٰنُ لِٱبۡنِهِۦ وَهُوَ يَعِظُهُۥ يَٰبُنَيَّ لَا تُشۡرِكۡ بِٱللَّهِۖ إِنَّ ٱلشِّرۡكَ لَظُلۡمٌ عَظِيمٞ ١٣﴾

(یادآور شو) زمانی را که لقمان به پسرش گفت - در حالی که او را پند می‌داد - پسر عزیزم! (چیزی و کسی را) انباز خدا مکن، واقعاً شرک ستم بزرگی است.‏

#تقویم

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
8
#پیام_روز

💠آغازی برای آداب معاشرت بهتر


رفتارهای خوب و شایسته، رعایت همان اصولی است که در همه‌ی زمان‌ها برای ایجاد احساس راحتی و آرامش در انسان‌ها به کار می‌رفته است.
مؤدب بودن تنها برای جوامع پیشرفته، رویدادهای رسمی یا اتاق هیئت‌رئیسه نیست. رفتارهای شایسته اجتناب‌پذیرند و هر روز، در هر جا، لازم‌اند!
بی‌ادبی و نامهربانی هیچ‌وقت متداول نمی‌شود. همیشه به یاد داشته باشید: وقتی شک دارید که چگونه رفتار کنید، با مردم به همان شکلی رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار شود.
آدم‌ها ممکن است سعی کنند از قضاوت‌های سریع پرهیز کنند، اما در اولین برخوردها، به‌طور ناخودآگاه دیگران را از روی ظاهرشان برانداز می‌کنند.
قانون تأثیر در نگاه اول: تنها یک بار فرصت دارید!

روان‌شناسان می‌گویند اغلب مردم در چهار دقیقه‌ی نخستِ بعد از اولین برخورد، از دیگران تأثیر می‌گیرند و هشتاد درصدِ این تأثیر بر حرکات غیرکلامی استوار است. به عبارت دیگر، آنچه از دهانِ شما خارج می‌شود، بر چگونگی قضاوت مردم درباره‌ی شما نقش بسیار کمی دارد؛ برعکس، حالت چهره و بیانِ شما نقش بسیار زیادی دارد. و بعد از ایجاد اولین تأثیر، دگرگون کردن نظر دیگران بسیار دشوار است.
طرز لباس‌پوشیدن و آرایش و رفتار در مجامع عمومی،
کلیت یا «بسته‌بندیِ» شماست. همان‌طور که محصولات را بسته‌بندی می‌کنند، شما هم می‌توانید خودتان را چنان نشان دهید که بیشترین جذابیت را داشته باشید؛ و همین‌طور می‌توانید خودتان را به گونه‌ای متفاوت و متناسب با زمان و مکان نشان دهید. برای مثال، ظاهر شما باید متناسب با مکان جغرافیایی‌تان تغییر کند — طرز لباس‌پوشیدن و رفتارتان هنگام گردش در پارک‌های ملی و طبیعی، با رفتارتان در مرکز شهرهای بزرگ تفاوت دارد.
«تعدادی راهبرد مهم برای ظاهری مناسب»
پوشیدن لباس‌های غیررسمی دلیلی برای نامرتب بودن نیست؛ همیشه تمیز و مرتب باشید.
از پوشیدن لباس‌های نامتعارف، باز، و لباس‌های مهمانی و شب در محل کار خودداری کنید.
راحتی خود را فدای سبک یا مد جدید نکنید.
سلیقه‌ی خوب به کار ببرید، یا برای فهمیدن اینکه چه چیزی زیبا و مقبول است، از کسی کمک بگیرید.
برای اینکه با اعتمادبه‌نفس و مطمئن به نظر برسید، نیاز به درآمد آدم‌های میلیونر ندارید. ظاهرتان، شخصیت و احساسات و افکار درونی‌تان را به دیگران منتقل می‌کند. در کنار این‌ها، اهمیتِ لباس‌ها و آرایشِ شما، از بخش‌های ضروری بسته‌بندی شخصیت شماست.


برگرفته از کتاب «آداب معاشرت به زبان آدمیزاد»



📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4
💠 سیرهٔ جهادی و مدیریتی پیامبر اکرم ﷺ  ((بیست و چهــارم ربیـع الأوّل))


✍🏻حمزه خان‌بیگی

«صلح‌جویی ودعوت به آرامش؛هندسهٔ نبویِ رحمت،حکمت وتدبیر درمدیریت قدرت»

بـخــش اوّل

صلح‌جویی درسیرهٔ پیامبراکرمﷺ،نه تاکتیکی گذرا درعرصهٔ سیاست،بلکه«مقامی» توحیدی، تربیتی ومدیریتی است؛ مقامی که در آن، قدرت درخدمتِ آرامش واصلاح قرار می‌گیرد، نه در خدمتِ هیجان و خشونت، و جهاد درمدارِ رحمت وعدالت معنا می‌شود،نه در مدارِ انتقام.
دراین افق،پیامبر ﷺ آرامش را تنها درمیدان‌های سیاسی واجتماعی نمی‌آفرید، بلکه درساحتِ روانی، اخلاقی و تربیتی نیز؛آرامشی که دل‌ها را نرم می‌کرد،جامعه را منسجم می‌ساخت وراه دعوت را می‌گشود. آنچه قابل تأمل است،بازنماییِ همین حقیقتِ ژرف است؛حقیقتی که در آن، صلح‌جویی به‌مثابهٔ«سلوکِ مدیریتی» و«تربیتِ اجتماعی» جلوه می‌کند ومدیریت بحران، درمدارِ رحمت وسکینه سامان می‌یابد.
قرآن کریم، صلح را در مدارِ توحید و حکمت می‌نشاند؛ صلحی که از ترس وضعف برنمی‌خیزد، بلکه از بصیرت و قدرتِ مهار‌شده؛ صلحی که نه نفیِ حق،بلکه تثبیتِ حق در قالبِ آرامش و اصلاح است.
📖خداوند می‌فرماید:
﴿وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا﴾
«و اگر به صلح گرایش یافتند، تو نیز به صلح گرایش یاب.»
این آیه،هندسهٔ اخلاقیِ صلح‌جویی را ترسیم می‌کند:صلح، هنگامی که درمدارِحق وکرامت باشد،برجنگ مقدم است؛ و آرامش، هنگامی که در مدارِ حکمت و عدالت باشد، برهیجان وخشونت پیشی می‌گیرد.
🔶در افقِ تفسیری،این آیه سه پیام بنیادین دارد:
🔸نخست آن‌که صلح، در نگاه نبوی، انتخابی الهی است، نه صرفاً انسانی؛
🔸دوم آن‌که صلح،تنها زمانی ارزشمند است که درمدارِحق، کرامت وحفظ حدود الهی سامان یابد؛
🔸سوم آن‌که صلح، راهی برای گشودن دل‌ها و نرم‌کردن فضاهای اجتماعی است، نه صرفاً توقفِ موقتِ درگیری‌ها.
در افقِ سلوکی، این آیه دعوتی است به آرام‌سازیِ دل؛ زیرا دلِ آرام،جامعهٔ آرام می‌سازد،ودلِ مضطرب، جامعهٔ مضطرب.صلح‌جویی بیرونی،بی‌صلحِ درونی، پایدار نمی‌ماند؛ وآرامشِ اجتماعی،بی‌سکینهٔ قلبی، به‌سرعت فرومی‌پاشد.

صلح‌جویی در سیرهٔ پیامبر ﷺ، در متنِ بحران‌ها معنا می‌یابد؛ نه درحاشیهٔ آرامش‌های ظاهری. او در سخت‌ترین لحظات،راهِ آرامش را می‌گشود ودر اوجِ تنش‌ها،راهِ گفت‌وگو و رحمت را هموار می‌کرد.
۲.۱. صلح حدیبیه؛ فتحی در لباسِ آرامش
صلح حدیبیه، اوجِ تدبیر نبوی در مدیریت بحران و دعوت به آرامش است. ظاهرِ این صلح، برای بسیاری از یاران، سنگین و دشوار بود؛ برخی آن را عقب‌نشینی می‌پنداشتند؛ اما پیامبر ﷺ، در پسِ این ظاهر، افقی دیگر می‌دید: افقِ گشایشِ راه دعوت، نرم‌شدن دل‌ها، و فراهم‌شدنِ زمینهٔ فتحِ بزرگ‌تر.
حدیبیه، در افقِ پژوهشی، نمونهٔ مدیریتِ «بحرانِ ادراکی» است؛ بحرانی که از سوء‌برداشت‌ها، هیجان‌ها و انتظارهای ناپخته برمی‌خیزد.

در افقِ عرفانی،حدیبیه منزلِ«تسلیم»است؛جایی که سالک می‌آموزد گاه فتحِ حقیقی،در لباسِ صلحِ صبورانه پنهان است؛ وگاه،عقب‌نشینیِ ظاهری، مقدمهٔ پیشرویِ باطنی است.

پیامبر ﷺ در لحظه‌های سخت،نخست دل‌ها را آرام می‌کرد؛زیرا آرامشِ دل،مقدمهٔ آرامشِ جامعه است.در بدر، احد،خندق،حنین وحدیبیه،سکینهٔ نبوی،محورِ ثباتِ جمعی بود. این آرامش، احساسِ سطحی نبود،بلکه «سکینهٔ توحیدی»بود؛ همان سکینه‌ای که قرآن بارها ازآن یاد می‌کند:
﴿فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ﴾
«پس خداوند، سکینهٔ خویش را بر او نازل کرد.»
در افقِ تربیتی، این سکینه به ما می‌آموزد که صلح‌جویی، پیش از آن‌که تصمیمی سیاسی باشد، حالتی قلبی است؛ حالتی که از حضورِ الهی و اعتماد به وعدهٔ خدا برمی‌خیزد. دلِ آشنا با سکینه، در بحران، به هیجانِ کور نمی‌غلتد؛ بلکه در مدارِ توحید، راهِ آرامش و تدبیر را می‌جوید.
در مدینه، پیامبر ﷺ جامعه‌ای نوپا، متکثر و در معرضِ تهدیدهای بیرونی و درونی را مدیریت می‌کرد. در چنین فضایی، او آرامش را اصل قرار داد؛ اختلاف‌ها را با گفت‌وگو و حکمت فرو می‌نشاند؛ نزاع‌ها را با عدالت و رحمت مهار می‌کرد؛ و دل‌ها را با کرامت و احترام نرم می‌ساخت.
او می‌دانست که جامعهٔ نوپا، بیش از هر چیز،به«آرامشِ اخلاقی»نیازدارد؛ آرامشی که ازعدالت،رحمت، صدق و حضورِ الهی برمی‌خیزد. صلح‌جوییِ نبوی، دراین سطح،نه فقط مدیریتِ بحران،بلکه تربیتِ روحِ جمعی است؛ تربیتِ روحی که درآن،خشونت جای خود را به حلم، وکینه جای خود را به الفت می‌دهد.

☆ ادامه دارد ☆

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
👍1
💠سیرهٔ جهادی و مدیریتی پیامبر اکرم ﷺ ((بیست و چهــارم ربیـع الأوّل ))


✍🏻حمزه خان‌بیگی

«صلح‌جویی ودعوت به آرامش؛هندسهٔ نبویِ رحمت،حکمت وتدبیر درمدیریت قدرت»

🔺ادامه بخش اوّل

🔶از مجموعِ سیرهٔ نبوی،می‌توان اصولی استخراج کرد که صلح‌جویی را ازسطحِ رفتارهای پراکنده، به سطحِ «هندسهٔ مدیریتی» و«نظامِ تربیتی» ارتقا می‌دهد.
🔸 سکینهٔ توحیدی؛ آرامش پیش از تصمیم
پیامبر ﷺپیش ازهرتصمیمِ بزرگ،دل‌ها رابه یادخدا متوجه می‌کرد؛زیرادلِ آرام،تصمیمِ درست می‌گیرد،ودلِ مضطرب،تصمیمِ شتاب‌زده وهیجانی.سکینه،زمینهٔ حکمت است؛ویادخدا،زمینهٔ سکینه. صلح‌جوییِ نبوی،براین سکینه استوار است؛نه برترس،نه برمصلحت‌جوییِ بی‌ریشه،بلکه برحضورِ الهی.
🔸گفت‌وگو؛ راهبردِ اصلاح، نه نشانهٔ ضعف
گفت‌وگو، در مدرسهٔ نبوت، نشانهٔ ضعف نیست، بلکه نشانهٔ بلوغ و اعتماد به حق است. پیامبر ﷺ با دشمنان، معترضان، مخالفان، تازه‌مسلمانان، اهل کتاب و قبایل مختلف گفت‌وگو می‌کرد؛ زیرا گفت‌وگو، راهی برای نرم‌کردن دل‌ها و گشودن افق‌هاست. صلح‌جویی، بدون گفت‌وگو، به سکوتِ منفعل بدل می‌شود؛ اما با گفت‌وگو، به اصلاحِ فعال و آگاهانه تبدیل می‌گردد.
🔸آینده‌نگری؛ دیدنِ فردا در دلِ امروز
صلح حدیبیه، نمونهٔ روشنِ آینده‌نگریِ نبوی است؛ پیامبر ﷺ دردلِ صلحِ سخت وظاهراً نابرابر،فتحِ مکه وگسترشِ دعوت رامی‌دید.این دیدن،صلح را از«توقف»به «آغاز»تبدیل کرد؛از«تعلیقِ حرکت» به«تغییرِ مسیر».صلح‌جوییِ نبوی، همواره بانگاهِ بلند همراه است؛نگاهی که فراتر از هیجانِ لحظه، افقِ تاریخ را می‌بیند.
🔸اخلاق؛ حفظ کرامت حتی در اوجِ اختلاف
پیامبر ﷺ حتی در صلح، کرامتِ دشمن را حفظ می‌کرد؛ زیرا صلح،در نگاه او، نه تحقیر،بلکه اصلاح بود؛ نه شکستن،بلکه ساختن.حفظِ حرمتِ انسان،حتی دراختلاف، یکی ازستون‌های صلح‌جوییِ نبوی است. صلحی که برتحقیر بنا شود، دیریا زود به خشونت بازمی‌گردد؛اما صلحی که برکرامت بنا شود، زمینهٔ الفت وتحولِ درونی را فراهم می‌کند.
🔸 آرام‌سازیِ روانی؛ ساختن دل‌ها پیش از ساختن ساختارها
صلح‌جویی،بدون آرام‌سازیِ دل‌ها، به ظاهری شکننده بدل می‌شود.پیامبر ﷺ پیش از آن‌که ساختارها را سامان دهد،دل‌ها رامی‌ساخت؛پیش ازآن‌که پیمان‌ها را بنویسد،اعتماد را درجان‌ها می‌نشاند. آرامشِ پایدار،ازدلِ آرام برمی‌خیزد؛ ومدیریتِ نبوی،این حقیقت را درعمل نشان داده است.
در جهان امروز، که بحران‌ها پی‌درپی و پیچیده‌اند، صلح‌جوییِ نبوی، راهی روشن پیشِ روی ما می‌نهد. از این سیره، می‌توان چند درسِ بنیادین استخراج کرد:
آرامش را اصل قرار دهیم، نه هیجان را؛
گفت‌وگو را راهبرد بدانیم، نه نشانهٔ ضعف؛
آینده را ببینیم، نه فقط ظاهرِ امروز را؛
کرامتِ انسان را پاس بداریم، حتی در اوجِ اختلاف؛
دل‌ها را بسازیم، نه فقط ساختارها را؛
صلح را در مدارِ حق، عدالت و حکمت سامان دهیم، نه در مدارِ سازشِ بی‌اصول.

صلح‌جویی، در نگاه نبوی، هنرِ تبدیلِ آشوب به آرامش، اختلاف به الفت،وبحران به فرصت است؛هنری که بر توحید،رحمت وتدبیر استوار است.
صلح‌جویی، درسیرهٔ جهادی و مدیریتی پیامبر اکرم ﷺ، حقیقتی ژرف،نورانی وتربیتی است؛ حقیقتی که انسان را از خشونت، هیجان، کینه و آشوب می‌رهاند و او را به سوی نور، کرامت، آرامش و حضور الهی سوق می‌دهد.این سیرهٔ روشن، ما را فرامی‌خواند که میدان‌های زندگی را در مدارِ توحید سامان دهیم؛قدرت را با اخلاق بیامیزیم؛ تدبیر را با بصیرت همراه سازیم؛ و در همهٔ تصمیم‌ها، حضورِ الهی را محور قرار دهیم.
در این مسیر، انسان درمی‌یابد که صلح، نشانهٔ ضعف نیست، بلکه نشانهٔ بلوغ؛ و آرامش، سکون نیست، بلکه حکمت؛ و این همان نوری است که پیامبر اکرم ﷺ، با سیرهٔ مدیریتی و جهادیِ خویش، پیشِ روی تاریخ نهاده است؛ نوری که هر دلِ جویای حق، اگر به آن نزدیک شود، راهِ خویش را در میانِ تاریکی‌های قدرت و بحران خواهد یافت.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
👍1
💠روح نماز


✍🏻ناصر سبحانی

فجر طلوع کرده است؛ زمان زمان ادای یکی از نماز های واجب است؛ وقت نماز صبح است.
انسان از خواب بیدار می شود؛ وقتی از خواب بیدار شد، باید به این مهم توجه کند که بخش جدیدی از روز های زندگی اش شروع شده است و او که بنده خداست باید امروز را نیز همانند روز های دیگر، مشغول بندگی خدا باشد. شاید هم این نخستین روز بندگی او باشد؛ پس بر اوست که بندگی و اطاعت از خدا را آغاز کند.
اولین چیزی که هنگام بیدار شدن باید به ذهن انسان خطور کند همین است. واضح و روشن است که بندگی، اطاعت و فرمانبرداری، بدون دعا و درخواست کمک امکان پذیر نیست؛
پس بنده خدا باید به این فکر باشد که از خدا طلب کمک و یاری نماید. او بلند می شود و به سوی ادای نماز و انجام دعا و درخواست کمک می رود؛ اما… اما با این وضعیت و حال نامرتب و نامنظم، نمی شود در برابر خداوند ایستاد و او را به کمک طلبید. او باید از هر لحاظ پاک و مرتب باشد؛ هم خود و هم جایی که قرار است در آن، این راز و نیاز به انجام برسد.
انسان وقتی می خواهد به مجلس و به میان جمعی برود، چگونه به وضعیت ظاهر خود رسیدگی می کند و خود را منظم و مرتب می سازد تا دیگران به گونه ای دیگر و با دیده حقارت به او ننگرند؟
در این حال و وضعیت که بالاترین و مبارک ترین حالات است، صورت و دست هایش را تا آرنج می شوید و دستی بر سرش می کشد تا اگر چیزی روی آن قرار داشته، برداشته و پاک گردد. سپس پاهایش را تا قوزک می شوید و پس از آن، رو به محلی می ایستد که خداوند متعال خود مقرر کرده است.
او به سمت کعبه می ایستد. اگر انسان نمی تواند با خدای خود چهره به چهره روبرو شود و او را با چشم سر ببیند -زیرا او هم چون حاکمان بشری نیست و از سوی دیگر چون انسان تحت تأثیر محسوسات قرار دارد- برای رفع چنین مشکلی، به سوی آن خانه می ایستد که به منزله پایتخت خداوند در روی زمین است. همان طور که بندگان حاکمان زمینی همیشه متوجه پایتخت حاکمان خود هستند و آنجا را قبله دل خود قرار داده اند، بنده خدا نیز به سوی پایتخت خدا، که همان کعبه است و در مکه قرار دارد، می ایستد.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
3👍1
#حدیث
💠از امیرالمؤمنین ابى حفص عمر بن خطابس روایت است که گفت: شنیدم که پیامبر خدا ص مى فرمود:

«إنَّمَا الأَعْمَالُ بِالنِّياَّتِ وَإنمَّاَ لِكُلِّ امْرِئٍ مَا نَوَى، فَمَنْ كَانَتْ هِجْرَتُهُ إِلَى اللهِ وَرَسُولِهِ فَهِجْرَتُهُ إِلَى اللهِ وَرَسُولِهِ، وَمَنْ كَانَتْ هِجْرَتُهُ لِدُنْياَ يُصِيْبُهَا أَوِ امْرَأَةٍ يَنْكِحُهَا فَهِجْرَتُهُ إِلَى مَا هَاجَرَ إِلَيْه»(١).
«همانا اعمال و کردار به نیت بستگى دارد، و هرکسی به اندازه نیتش از کردارش اجر و ثواب مى برد. پس کسى که هجرت و انتقال او به مدینه به سوى خدا و پیامبر بوده باشد، این هجرت به سوى خدا و پیامبر اوست، و هرکس هجرتش به خاطر مال دنیا و یا به خاطر زنی باشد که بخواهد با او ازدواج کند، اهمیت هجرت او برابر با همین قصد و همت اوست».


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
👍1
Audio
💠چرا منطق بدترین واکنش به حسادت است؟


✍️احسان الفقیه
▷ ◉───────── ۲۲:۴۱

این پادکست به بررسی ریشه و مدیریت غیرت زنانه در چارچوب روابط زناشویی می‌پردازد و آن را واکنشی برخاسته از عاطفه و عشق توصیف می‌کند. نویسنده تاکید دارد که مردان باید با سعه صدر و درک متقابل از تمسخر این حس پرهیز کنند تا امنیت روانی همسرشان تامین شود. با بازخوانی رفتارهای پیامبر اسلام، بر لزوم شفافیت و تکریم زن برای کاهش نگرانی‌های او تاکید شده است. در نهایت، متن از زنان می‌خواهد با حفظ تعادل و اعتماد، اجازه ندهند غیرت طبیعی به شک مخرب تبدیل شود. این منبع در پی آموزش مهارت‌های عاطفی برای حفظ صمیمیت و پایداری کانون خانواده است.

#پادکست_آوای_اصلاح۴۴

💢تهیه شده با هوش مصنوعی

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
👍1
#پیام_قرآنی

💠لكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَاءَ أَتَنكُمْ
تا بر آنچه از دست داده اید اندوهگین نشوید و به آنچه به شما داده شده شادمان نگردید.
🌷سوره حدید آیه ۲۳

هر روزت فرصتی دوباره برای اعتماد به خداست. آنچه از دست رفت سهم تو نبود و آنچه خداوند برایت مقدر کرده در بهترین زمان به تو خواهد رسید.

روزت را با آرامش امید و عزت نفس آغاز کن گذشته را رها کن و با قلبی مطمئن قدم بردار؛ زیرا تدبیر خداوند همیشه از هر تدبیری مهربانتر و حکیمانه تر است.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2👍1
💠آسیب‌شناسی کار جمعی


✍️ فرزان خاموشی

بخش اول


به همان اندازه که سخن گفتن از فواید و ثمرات کار جمعی برای ایجاد انگیزه، تشویق و نهادینه‌سازی این فرهنگ ضروری است، آسیب‌شناسی کار گروهی نیز از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. آسیب‌شناسی، نگاهی به جنبه‌های منفی فعالیت جمعی و شناسایی آفت‌هایی است که می‌توانند مسیر حرکت یک مجموعه را با چالش روبه‌رو سازند.

همان‌گونه که باغبانی اگر در انتخاب بذر مرغوب، آماده‌سازی زمین و تهیه کود اهتمام ورزد، اما از آفات غفلت کند، سرانجام محصول خود را از دست خواهد داد، هر گروه و تشکیلاتی نیز اگر تنها به تقویت نقاط قوت بیندیشد و از آسیب‌ها غافل بماند، ممکن است تلاش‌هایش بی‌ثمر یا کم‌اثر شود. ازاین‌رو، شناخت و بررسی آفت‌های کار جمعی، به همان اندازه که شناخت فرصت‌ها و ظرفیت‌های آن اهمیت دارد، ضروری و اجتناب‌ناپذیر است.

برخی از آسیب‌هایی که در این نوشتار به آن‌ها پرداخته می‌شود، ریشه در ویژگی‌های فردی اعضا دارد و برخی دیگر به ساختار، فرهنگ و عملکرد جمع بازمی‌گردد. بی‌توجهی به این آسیب‌ها، گاه فرد را از برکات حضور در جمع محروم می‌کند و گاه مجموعه را با بحران‌ها و چالش‌های جدی مواجه می‌سازد.
بحث درباره آسیب‌های کار جمعی را با سخنی از صحابی بزرگ رسول خدا ﷺ، حذیفة بن یمان، آغاز می‌کنیم؛ همان کسی که به «صاحب سرّ پیامبر ﷺ» شهرت یافته است.

«عن أبي إدريس الخولاني أنه سمع حذيفة بن اليمان يقول:
كان الناس يسألون رسول الله صلى الله عليه وسلم عن الخير، وكنت أسأله عن الشر مخافة أن يدركني.
(البخاري، أبو داود، ابن ماجه، أحمد)»

ترجمه: مردم از رسول خدا ﷺ درباره خیر و نیکی می‌پرسیدند، اما من از شر و بدی سؤال می‌کردم؛ زیرا بیم آن داشتم که گرفتار آن شوم.

این نگرش، نشان می‌دهد که شناخت آسیب‌ها، مقدمه‌ای برای مصون ماندن از آن‌هاست.

در همین راستا، ابوفراس حمدانی نیز می‌گوید:

«عرفتُ الشرَّ لا للشرِّ لكنْ لتوقِّيهِ
ومن لا يعرفِ الشرَّ من الخيرِ يقعْ فيهِ»

ترجمه:

شر را شناختم، نه برای آنکه بدان گرایش پیدا کنم، بلکه برای آنکه از آن بپرهیزم؛ زیرا کسی که شر را از خیر بازنشناسد، سرانجام در دام آن گرفتار خواهد شد.

جانِ سخن آن است که هر کس آفات راه را بشناسد، بهتر از دیگران مسیر درست را از بیراهه تشخیص می‌دهد و می‌تواند هم خود را از لغزش حفظ کند و هم دیگران را از افتادن در دام آسیب‌ها برحذر دارد.

از مهم‌ترین آسیب‌های کار جمعی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد.

۱. درهم‌آمیختگی هدف و وسیله


یکی از مهم‌ترین آفت‌های کار جمعی، خلط میان «هدف» و «وسیله» است؛ آسیبی که در قالب‌های گوناگون خود را نشان می‌دهد.

حالت نخست: تبدیل وسیله به هدف

گاه افرادی که با انگیزه خدمت به جامعه، همکاری، هم‌افزایی و بهره‌گیری از توان فکری دیگران به یک مجموعه یا جماعت می‌پیوندند، به‌تدریج دچار این تصور می‌شوند که عضویت در همان جماعت، خودِ هدف است؛ در حالی که آن جماعت تنها وسیله‌ای برای تحقق هدفی بزرگ‌تر است.

هدف اصلی، تحقق کار جمعی، تعاون بر نیکی و تقوا و انجام رسالت الهی است؛ نه وابستگی به یک تشکیلات یا جماعت خاص. آنچه در قرآن کریم و سنت نبوی بر آن تأکید شده، اصلِ همکاری و فعالیت جمعی است، نه لزوماً عضویت در گروهی مشخص. بنابراین، باید میان وجوب کار جمعی و همراهی با یک جماعت خاص تفاوت قائل شد.

در چنین شرایطی، گاه انسان گرفتار آفت «آرزواندیشی» می‌شود؛ یعنی می‌پندارد صرفِ انتساب به یک دین، مذهب یا جماعت، ضامن نجات اوست. در این تلقی، فرد خود را مالک حقیقت می‌پندارد، نه جوینده حقیقت؛ و دین یا جماعت را همچون کشتی نجاتی می‌بیند که تنها با سوار شدن بر آن، بی‌نیاز از هرگونه تلاش و مجاهدت، به ساحل رستگاری خواهد رسید.

در حالی که نگاه صحیح آن است که دینداری را به شناگری تشبیه کنیم، نه کشتی‌سواری. نجات انسان، در گرو تلاش مستمر، مجاهدت پیگیر و حرکت دائمی او در مسیر ایمان است، نه صرفِ انتساب به عنوانی دینی یا تشکیلاتی.
قرآن کریم نیز آرزواندیشی امت‌های پیشین را نکوهش کرده و ملاک رستگاری را نه ادعا و انتساب، بلکه عمل صالح دانسته است:

«﴿لَيْسَ بِأَمَانِيِّكُمْ وَلَا أَمَانِيِّ أَهْلِ الْكِتَابِ ۗ مَنْ يَعْمَلْ سُوءًا يُجْزَ بِهِ وَلَا يَجِدْ لَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا﴾
(سوره نساء، آیه ۱۲۳)»

(نشان اهل خدا، صدیق قطبی، ص ۱۰۵)

حالت دوم: تقدس یافتن وسیله
یکی دیگر از جلوه‌های درهم‌آمیختگی هدف و وسیله، آن است که ابزارها و روش‌هایی که در آغاز صرفاً برای تحقق اهداف انتخاب شده‌اند، به‌تدریج جایگاه خودِ هدف را پیدا می‌کنند.

☆ ادامه دارد ☆

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2👍1
💠آسیب‌شناسی کار جمعی


✍️ فرزان خاموشی

ادامه بخش اول


معمولاً هر گروه یا تشکیلاتی در آغاز شکل‌گیری، اهداف روشنی را دنبال می‌کند و برای دستیابی به آن اهداف، ابزارها، شیوه‌ها و سازوکارهایی را برمی‌گزیند. اما گاه با گذشت زمان، همان ابزارها چنان تقدس می‌یابند که تغییر یا اصلاح آن‌ها، حتی در صورت تغییر شرایط، با مقاومت شدید اعضا روبه‌رو می‌شود. در چنین فضایی، هرگونه نوآوری،خلاقیت یا پیشنهاد اصلاح، به جای آنکه فرصتی برای رشد تلقی شود، تهدیدی برای هویت مجموعه به شمار می‌آید.
(زندگی این‌گونه به من آموخت،طارق سویدان، ترجمه فاطمه شمسی، ص ۵۷)

اگر مجموعه‌ای پس از مدتی، وسایل و روش‌های اجرایی خود را عین هدف بداند و از بازنگری و اصلاح آن‌ها خودداری کند، گرفتار یکی از جدی‌ترین آسیب‌های کار جمعی شده است.زیرا زندگی انسان همواره در حال تحول است؛ امکانات، نیازها، شیوه‌های ارتباط،ابزارهای آموزشی و روش‌های تربیتی پیوسته دگرگون می‌شوند و همین امر اقتضا می‌کند که ابزارها نیز متناسب با شرایط زمان، بازنگری و به‌روز شوند؛در حالی که اصول و اهداف،ثابت و پایدار باقی می‌مانند.
از همین رو، درسخنی حکیمانه آمده است:
الْعَالِمُ بِزَمَانِهِ لَا تَهْجُمُ عَلَيْهِ اللَّوَابِسُ ..

ترجمه: کسی که زمانه خویش را بشناسد، گرفتار شبهات و اشتباهات نخواهد شد.

شناخت زمان،تنها آگاهی از رخدادهای روز نیست؛بلکه توانایی تشخیص ابزار مناسب برای تحقق اهداف ثابت در شرایط متغیر نیز هست. مجموعه‌ای که این حقیقت را درک نکند،به‌تدریج از جامعه فاصله می‌گیرد و کارآمدی خود را از دست می‌دهد.

حالت سوم:پاکی هدف،مجوز ناپاکی وسیله نیست
از دیگر جلوه‌های خلط میان هدف و وسیله، این تصور نادرست است که اگرهدف مقدس باشد،می‌توان برای رسیدن به آن از هر وسیله‌ای استفاده کرد.

بی‌تردید، دستیابی به نتیجه مطلوب اهمیت دارد؛ اما در منطق اسلام،تنها نتیجه اهمیت ندارد،بلکه مسیر رسیدن به آن نیز باید پاک، مشروع و اخلاقی باشد.هیچ هدف ارزشمندی،مجوز استفاده از ابزارهای نامشروع وغیراخلاقی نیست.

هر عملی زمانی نزد خداوند پذیرفته می‌شود که دو رکن اساسی را درخود جمع کرده باشد:
۱. رعایت اسباب،شرایط وضوابط صحیح در انجام عمل وبهره‌گیری درست از امکانات مشروع.
۲. اخلاص نیت وپاکی انگیزه انجام‌دهنده عمل.
اگریکی از این دو رکن از میان برود، ارزش معنوی عمل نیز آسیب خواهد دید.

سید قطب درنامه‌ای به خواهرش،آمنه، درباره نسبت میان هدف و وسیله، سخنی عمیق و تأمل‌برانگیز دارد.او می‌نویسد:

برایم بسیار دشوار است که حتی این اندیشه به ذهنم خطور کند که آیا می‌توان با وسیله‌ای نامشروع به هدفی پاک و مقدس دست یافت؟اهداف پاک، از قلبی پاک و روحی نورانی سرچشمه می‌گیرند؛ پس چگونه ممکن است صاحب چنین قلبی، برای رسیدن به آن هدف،به وسیله‌ای آلوده متوسل شود؟
آیا می‌توان برای رسیدن به رودخانه‌ای زلال، از میان باتلاقی آلوده عبور کرد، بی‌آنکه گل و لای آن بر لباس وبدن انسان بنشیند؟
اگر انسان از ابزارهای نامشروع بهره گیرد، پیش از آنکه مقصد را آلوده کند، روح و جان خویش را آلوده ساخته است. در جهان معنا، وسیله بخشی از هدف است و این دو از یکدیگر جدایی‌پذیر نیستند. فطرت سالم، هرگز نمی‌پذیرد که هدف، وسیله را توجیه کند.
(نامه سید قطب به خواهرش آمنه، ترجمه جلال معروفیان،ص۳۹ـ۴۰)

دکتریوسف قرضاوی نیزهمین اصل را با عبارتی کوتاه و روشن بیان می‌کند:
حرام،با حسن نیت،حلال نمی‌شود.

حسن نیت،هرگز نمی‌تواند ماهیت حرام را تغییر دهد یا صفت ناپاک آن را از میان ببرد. ازاین‌رو،کسی که برای ساخت مسجد، تأسیس مدرسه قرآن،کمک به یتیمان یا هر کار خیر دیگری،به ربا،غصب اموال مردم یا سایر راه‌های نامشروع روی آورد، مرتکب حرام شده است و نیت خیر او،نه حرام را حلال می‌کند ونه ازمسئولیت شرعی او می‌کاهد.
اسلام، اندیشه مشهور«هدف، وسیله را توجیه می‌کند»را نمی‌پذیرد؛بلکه هم هدف باید شریف باشد وهم وسیله پاک.هیچ هدف مقدسی،مشروعیت‌بخش وسیله‌ای نامقدس نیست.
(کتاب نیت واخلاص، ترجمه عمر قادری، ص ۴۱ـ۴۲؛کتاب حلال و حرام،ترجمه ابوبکر حسن‌زاده،ص ۴۸)
این حقیقت، تنها آموزه‌ای اسلامی نیست؛ بلکه اندیشمندان بزرگ جهان نیز به خطر این نگرش اشاره کرده‌اند.
داستایوفسکی،باظرافتی کم‌نظیر،این اندیشه خطرناک را از زبان شخصیت‌های داستان‌های خود به تصویر می‌کشد.در رمان جنایت و مکافات،«راسکولنیکف»می‌گوید:
اگر هدفم خوب باشد، یک جنایت هم اشکالی ندارد؛یک کار نادرست انجام می‌دهم تا راه انجام صد کار درست برایم باز شود.
همچنین «آرکادی»در رمان جوان خام می‌گوید:
چه اشکالی داردکه انسان برای رسیدن به هدفی والا،از میان آلودگی‌ها و کثافات عبور کند؛ به شرط آنکه هدف،ارزشمند باشد.
(به نقل ازکتاب نشان اهل خدا،صدیق قطبی،ص ۹۶)

منتظر بخش های بعدی باشید.


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2👍1
📌تحقق رسالت پیامبر(ص) در عصر حاضر

✍️ الهه رهنما

🔹 پیامبر اکرم(ص) و رسالت عظیم اخلاقی

پیامبر اکرم(ص) در فرمایشی مشهور فرمودند: «إنّما بُعثْتُ لِأُتَممَّ مَکارم الأخلاق». این جمله نه تنها بیانگر هدف والای رسالت ایشان است، بلکه فراخوانی است برای همه ما تا به فضایل اخلاقی و انسانی توجه کنیم.

🔹 نیاز جامعه به اخلاق

در دنیای امروز، با وجود پیشرفت‌های علمی و تکنولوژیکی، متأسفانه ارزش‌ها و اخلاق در بسیاری از جنبه‌های زندگی کمرنگ شده‌اند. این نیاز به بازگشت به اصول اخلاقی و انسانی بیشتر از هر زمان دیگری احساس می‌شود.

🔹 فضایل انسانی در عمل

پیامبر اکرم(ص) خود نمونه بارز فضایل انسانی بودند، چنان‌که در قرآن کریم آمده: «و إنّک لعلی خُلق عظیم». بر ماست که با پیروی از ایشان، فضایل اخلاقی را در خود تقویت کنیم و به دیگران منتقل نماییم.

🔹 تأثیر مثبت بر جامعه

برای ایجاد تغییرات مثبت در جامعه، ابتدا باید خود را آراسته به اخلاق و ارزش‌های انسانی کنیم. همچنان که گفته‌اند: «ذات نایافته از هستی‌بخش، چون تواند که بود هستی‌بخش».

🔹 هدیه‌ای به پیامبر(ص)

تلاش برای تحقق پیام رسالت پیامبر(ص) و آراسته شدن به فضایل اخلاقی، بهترین هدیه‌ای است که می‌توانیم به ایشان تقدیم کنیم. بیایید با هم برای ساختن جامعه‌ای بهتر و انسانی‌تر تلاش کنیم.

با ما همراه باشید تا در این مسیر گام برداریم و دنیایی سرشار از محبت و احترام بسازیم.

🕊 #اخلاق #پیامبر_اکرم #فضایل_انسانی #جامعه_بهتر

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
5👍1
💠﴿ذَٰلِكَ عَٰلِمُ ٱلۡغَيۡبِ وَٱلشَّهَٰدَةِ ٱلۡعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ ٦﴾

او خداوندی است که از پنهان و آشکار باخبر است، و چیره و مهربان است.‏

#تقویم

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2👍1
#پیام_روز

💠هنرِ ادب در خانه


ممکن است احساس کنید برای این که در همه‌ی موقعیت‌ها شایسته رفتار کنید، باید از قوانینِ زیادی پیروی کنید. مسلماً یکی از مهم‌ترین جنبه‌هایِ آدابِ معاشرت، سازگاری با کسانی است که به شما نزدیک هستند و نیز با آن‌هایی که در طیِ روز با آن‌ها سروکار دارید.
همیشه مانندِ شخصی بالغ و مؤدب رفتار کردن، کار آسانی نیست و متأسفانه در زمانه‌ی ما، روابطِ خودمانی به کاهشِ ارتباطاتِ محترمانه منجر شده است. به هر حال، برای تمرینِ رفتارهایِ شایسته نمی‌توانید جایی بهتر از خانه‌ی خودتان پیدا کنید!
محترمانه رفتار کردن با افرادِ خانواده و ترویجِ ادب و احترام در خانه، باعثِ ایجادِ محیطی آرام و به‌دور از مشاجراتِ روزمره می‌شود.
چند نکته‌ی زیر را به خاطر بسپارید:
پیش‌دستی کنید و آن حرف‌هایِ زیبا را بیان کنید. فقط وقتی از یک غذا لذت می‌برید، نگویید که از غذا لذت بردید.

با ملاحظه باشید و به زندگیِ خصوصیِ همسر و فرزندانتان احترام بگذارید. فضولی نکنید. قبل از وارد شدن به اتاق، در بزنید و تمرین کنید تا شنونده‌ی خوبی باشید.


با افرادِ خانواده‌تان طوری رفتار کنید که گویی آن‌ها مهمان‌هایِ محترمی هستند. ممکن است واکنشِ دور از انتظارِ آن‌ها، شما را غافلگیر کند.

برگرفته از کتاب «آدابِ معاشرت به زبان آدمیزاد»



📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
1👍1