جماعت دعوت و اصلاح
4.56K subscribers
12.9K photos
2.8K videos
343 files
16.3K links
✳️ کانال رسمی تشکل مدنی «جماعت دعوت و اصلاح»

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وب‌سایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb

https://ble.ir/islahweb1979/
Download Telegram
📷 حقوق کارمندان چقدر اضافه می‌شود؟

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
👍3
📌«ایمان حتی در دلِ گناهکار»

انسان گناه می‌کند، اما همیشه در دلش ذرّه‌ای از ایمان باقی است که اصلاح‌گران به آن دل بسته‌اند
شیخ ابو الحسن الندوی در کتابش «راه به سوی مدینه» داستانی از مردی فاسق به نام اختر شیرانی نقل می‌کند. اختر مردی مغرور و سرمست از خود بود و هیچ شاعری را نمی‌پذیرفت.
روزی او در هتلی در هند با گروهی از جوانانِ شاعر عرب دیدار کرد. پس از نوشیدن دو جام شراب، سخنانش پراکنده و نامتعادل شد. درباره شاعران و بزرگان اندیشه و سیاست سخنان تحقیرآمیزی گفت و فلاسفه‌ای مثل ارسطو و سقراط را کوچک شمرد.
یک جوان زیرک پرسید:
«نظر شما درباره پیامبر محمد بن عبدالله چیست؟»
در همان لحظه، اختر ناگهان غرق خشم و گریه شد، جام شراب را برداشت و به سمت جوان شکست و با صدای بلند گفت:
«ای بی‌ادب! ای جسور! تو این سؤال را از مردی گناهکار می‌پرسی؟ چه انتظاری داری؟!»
او سپس ادامه داد:
«چگونه جرأت کردی نام مقدس پیامبرﷺ را بر زبانِ آلوده‌ات بیاوری؟ این حریم مقدس است، تو وارد آن شدی! توبه کن و به خدا بازگرد!»
جوان را از هتل بیرون کردند، اما اختر تمام شب را در گریه و ندامت گذراند:
«این جوانان کافر تا این حد گستاخ شده‌اند. آن‌ها می‌خواهند آخرین چیزی را که به آن افتخار می‌کنیم یعنی محبت و وفاداری به دین و پیامبرﷺ را از ما بگیرند. من گناهکارم، اما هرگز اجازه نمی‌دهم کسی به مقدسات دین ما توهین کند.»
و خداوند فرموده است:

﴿إِنَّا كَفَيْنَاكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ﴾

«ما تو را از دست مسخره‌کنندگان کافی ساختیم.»



📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
6😢4👏1
📌 بازخوانی یک قاعده طلایی: ایثار یا بلوغ شخصیت؟

«لا يُؤْمِنُ أَحَدُكُمْ حَتَّى يُحِبَّ لِأَخِيهِ مَا يُحِبُّ لِنَفْسِهِ» (هیچ‌یک از شما مؤمن [واقعی] نیست، مگر آنکه برای برادرش همان را بخواهد که برای خود می‌خواهد)

این حدیث مشهور نبوی که در معتبرترین منابع فریقین (از جمله صحیح بخاری و مسلم) نقل شده، صرفاً یک توصیه اخلاقی ساده نیست؛ بلکه تبیین‌کننده یک «استاندارد وجودی» برای سنجش ایمان است. در تحلیل تخصصی این گزاره، چند نکته کلیدی قابل تامل است:

۱. نفی خودمرکزی ایمان در این تعریف، فراتر از مناسک فردی، در «نسبت با دیگری» معنا می‌یابد. کمال ایمان زمانی رخ می‌دهد که مرزهای صلب «من» فرو بریزد و خیرخواهی برای «دیگری» به اندازه «خود» دغدغه‌مند شود.

۲. قاعده طلایی اخلاق
در این حدیث دقیقاً بر «قاعده طلایی اخلاق» تطبیق دارد که در تمامی مکاتب بزرگ فلسفی و ادیان جهان مرجعیت دارد. پیام روشن است: معکوس کردن زاویه دید.

اگر رفاه، احترام و امنیت را برای خود می‌پسندی، فقدان آن برای دیگری باید برایت گزنده باشد.


۳. پیوند روان‌شناسی و معنویت: پیامبر (ص) شرط ایمان را «حبّ» (دوست داشتن) قرار داده است. حب یک امر قلبی است که منشا حرکت می‌شود. تا زمانی که انسان دچار «حسادت» یا «تنگ‌نظری» باشد، ورود به ساحت ایمان حقیقی ناممکن است؛ چرا که حسد، ریشه در فقر درونی دارد و ایمان، برخاسته از غنای روح است.

نتیجه راهبردی: ایمان در این تراز، یک قرارداد اجتماعی یا فرمالیسم مذهبی نیست؛ بلکه نوعی «همدستی برای خیر عمومی» است

. جامعه‌ای که اعضای آن خیر را مشروط به خود نخواهند، از فرسودگی ناشی از رقابت‌های مخرب مصون می‌ماند.


اصلاحوب

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
14👏1
[وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ۚ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ]


حقیقت آن است ما به آسانی نمی‌توانیم با دشمنان و بدخواهان خویش کنار آییم، به همین‌خاطر نابودکردن و ضربه‌زدن اولین گزینه احتمالی برای برخورد با آنان است؛ گزینه‌ای اما ناپخته، که معلوم نیست چه چرخه‌ای از خشونت را تولید خواهد کرد!

اگر اندیشه ما نابود‌کردن دشمنی و بدخواهی باشد نه دشمن، و تبدیل دشمنی به دوستی باشد، آیا دشمنان را نابود نکرده‌ایم؟!

[ نیکی و بدی یکسان نیست، بنابراین به بهترین وجه پاسخ بده. نتیجه‌ی این کار، آن خواهد شد که کسی که میان تو و میان او دشمنانگی بوده است، بلافاصله همچون دوست بسیار صمیمی گردد.] (
#فصلت ٣٤)

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
9
جلال معروفیان

▪️من نمی‌توانم از جنگ و درگیری پیشگیری کنم؛
▫️اما می‌توانم با دیگران محترمانه و محبت‌آمیز رفتار کنم و با خودم و آنان در صلح باشم.

▪️من نمی‌توانم از گرانی و تورم پیشگیری کنم؛
▫️اما می‌توانم با رعایت صرفه‌جویی و پرهیز از ریخت و پاش و زیاده‌روی، آبرومندانه زندگی کنم و شاید بتوانم به فک و فامیل و همسایگان و نیازمندان دور و نزدیک نیز کمکی بکنم.

▪️من نمی‌توانم جاده‌ها و راه‌ها را مناسب‌سازی کنم و خودروها را بر اساس استانداردهای جهانی بسازم؛
▫️اما می‌توانم در رانندگی ضمن رعایت قوانین موجود، کاملا احتیاط کنم و از سرعت و سبقت غیر مجاز، خودداری کنم.

▪️من نمی‌توانم دست دزدها را از غارت و چپاول سرمایه‌های ملی و خصوصی کوتاه کنم؛
▫️اما می‌توانم، خودم دزدی نکنم و با توجیهات عامیانه و سخیف، اموال و سرمایه‌های دیگران را نخورم.
▪️من نمی‌توانم به یاری کودکان و زنان نیازمند، بدسرپرست و بی‌سرپرست بشتابم و برایشان کاری بکنم؛
▫️اما می‌توانم از نیازمندی و بی‌کسی آنان بهره‌برداری‌های غیر انسانی و غیراخلاقی نکنم.

▪️من نمی‌توانم مانع آلودگی هوا و کثیف کردن محیط زیست توسط دیگران شوم،
▫️اما می‌توانم تا حد امکان از پلاستیک استفاده نکنم، آشغال‌های کمتری تولید و از ریختن آن‌ها در معابر عمومی خودداری کنم و به درختان و فضای سبز آسیب نزنم.

▪️من نمی‌توانم کتاب بخوانم و مطالعه کنم؛
▫️اما می‌توانم سالانه حداقل ۳ جلد کتاب ناب را به کسانی‌که اهل مطالعه و عاشق کتاب هستند، و یا کتابخانه‌ی عمومی شهر، هدیه کنم!

▪️من نمی‌توانم وارد دانشگاه شوم و علاقه‌ای به ادامه تحصیل ندارم؛
▫️اما می‌توانم به چند نفر از جوانان مشتاق تحصیل و دریافت مدارک بالاتر در دانشگاه انگیزه و پول ببخشم.

▪️من نمی‌توانم فرزند داشته باشم؛
▫️اما می‌توانم یک یا دو نفر از بچه‌های بی‌سرپرست یا بدسرپرست را تحت کفالت و سرپرستی بگیرم.

▪️من نمی‌توانم، به نیازمندان کمک کنم و پولی به آنان بدهم؛
▫️اما می‌توانم آنان را به آینده امیدوار کنم و با احترام و لبخند توضیح دهم که چرا نمی‌توانم کمک‌شان کنم.



📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
22👏10
وقتی پرده‌ها می‌افتد؛ از جزیرۀ اپستین تا آزمون انسانیت

محمد محمودی(سردشت)

آنچه امروز با عنوان «پرونده‌ی جفری اپستین» شناخته می‌شود، صرفاً افشای یک جرم فردی یا شبکه‌ای محدود از فساد نیست؛ این پرونده آینه‌ای است که چهره‌ی واقعی تمدنی را نشان می‌دهد که سال‌ها خود را معیار اخلاق، آزادی و حقوق بشر معرفی کرده است. جزیرۀ اپستین، با تمام آنچه در پسِ دیوارهایش رخ داد، نه استثنا بود و نه لغزش؛ نمادی بود از ساختاری که در آن انسان، به‌ویژه کودک، به ابزار قدرت، لذت و کنترل بدل می‌شود. مرگ مشکوک اپستین در زندان، به‌جای بستن پرونده، پرده از پرسشی بزرگ‌تر برداشت: اگر مدعیان اخلاق جهانی خود در قلب قدرت به چنین ابتذالی رسیده‌اند، پس «انسانیت» در این تمدن چه جایگاهی دارد؟

در میان این تاریکیِ سازمان‌یافته، روایتی کوچک اما تعیین‌کننده وجود دارد که معیار قضاوت را عوض می‌کند. محمد بَزیک، مردی مسلمان در کالیفرنیا، به‌همراه همسرش سال‌هاست کودکانی را به خانه می‌آورد که در بیمارستان‌ها رها شده‌اند؛ کودکانی که پزشکان برایشان تنها روزها یا هفته‌هایی از زندگی باقی دانسته‌اند. آن‌ها این کودکان را نه برای درمان، نه برای سود، و نه برای نجات ظاهری، بلکه فقط برای انسان‌ماندن به آغوش می‌گیرند؛ تا کودک، پیش از مرگ، معنای محبت، امنیت و کرامت را تجربه کند. کاری که در نگاه نخست برای همسایگان و حتی پلیس مشکوک به نظر آمد، پس از روشن‌شدن حقیقت، به نمادی از مسئولیت انسانی و ایمانی بدل شد و به قدردانی رسمی نیز انجامید. این روایت، بی‌هیاهو اما عمیق، درست در نقطه‌ی مقابل جزیرۀ اپستین می‌ایستد: آنجا کودک کالا می‌شود و اینجا امانت.
اگر جفری اپستین مسلمان بود، بسیاری از رسانه‌ها فریاد می‌زدند: «این است اسلام واقعی!» و صدها نفر اعلام می‌کردند: «ما پیش از این مسلمان بودیم، اما حالا از اسلام دست می‌کشیم.» برخی می‌گفتند: «تا زمانی که مسلمانان در دنیا باشند، باید انتظار تجاوز، قتل و سوءاستفاده از کودکان را داشته باشیم.» اما چون این اعمال از سوی صلیبیان و غربیان انجام شده و بسیاری از مدعیان آزادی خودباخته‌اند، هیچ صدایی بلند نمی‌شود؛ یا اگر هم واکنشی باشد، تنها فرد یا عمل او را محکوم می‌کنند و نه عقاید و سیستم فکری‌ای که این رفتار را ممکن کرده است. همان کسانی که پیش‌تر می‌گفتند: «به خاطر فلانی از اسلام خارج شدیم»، امروز نمی‌گویند: «به خاطر اپستین از سکولاریسم، دموکراسی و بت‌های مدرن غرب، همچون آزادی و حقوق بشر، متنفر شدیم و از این عقاید خارج می‌شویم.» این مقایسه، هم اخلاق اسلام را نشان می‌دهد و هم عمق فروپاشی اخلاقی تمدن غرب را روشن می‌سازد.
غرب، سال‌ها اسلام را به خشونت، زن‌ستیزی و نقض حقوق بشر متهم کرد، اما امروز اسناد نشان می‌دهند که تجارت انسان، تجاوز سیستماتیک، بهره‌کشی از کودکان و فروپاشی کامل اخلاق، نه در حاشیه، بلکه در متن ساختار قدرت غربی جریان داشته است. کسانی که خود را مدافع حقوق کودک، زن و اقلیت‌ها می‌نامیدند، در عمل معماران شبکه‌هایی شدند که کودک را می‌دزدند، می‌شکنند و قربانی می‌کنند؛ سپس با زبانی آراسته، دیگران را به «تمدن» دعوت می‌کنند.
برخی تحلیل‌ها، از جمله دیدگاه الکساندر دوگین، این واقعیت را از زاویه‌ای دیگر نشان می‌دهد: اپستین یک استثنا نبود، بلکه مهره‌ای در شبکه‌ای بزرگ‌تر بود؛ شبکه‌ای از نخبگان که جهان را ملک خصوصی خود می‌دانند. در چنین ساختاری، اخلاق تنها یک نقاب است و وقتی این نقاب در خطر بیفتد، صاحبان قدرت آماده‌اند بحران بسازند، جنگ بیافرینند و حتی بشریت را گروگان بقای خود کنند. تمدنی که در اوج قدرتش نتواند جلوی چنین سقوط اخلاقی‌ای را بگیرد، در حقیقت پیشاپیش حکم مرگ خود را امضا کرده است.
اسلام، در این میان، نه یک ادعای نظری، بلکه معیاری عینی برای سنجش است. اسلامی که کرامت انسان را پیش از سود، لذت و سلطه می‌نشاند؛ اسلامی که حتی در واپسین لحظات زندگی یک کودک رهاشده، مسئولیت را ساقط نمی‌داند. تفاوت دقیقاً همین‌جاست: یک‌سو تمدنی که کودک را ابزار می‌کند و نامش را «آزادی» می‌گذارد، و سوی دیگر دینی که کودک را امانت خدا می‌داند، حتی اگر فردا در این دنیا نباشد.

پرونده‌ی اپستین تنها رسوایی غرب نیست؛ حجت تاریخ است. حجتی علیه دروغ بزرگ انسان‌دوستیِ بی‌ریشه. امروز پرسش اصلی دیگر این نیست که «اسلام با حقوق بشر چه نسبتی دارد؟»؛ پرسش این است که این تمدن مدعی، خود با انسان چه کرده است. پاسخ را نه شعارها، بلکه واقعیت‌ها می‌دهند؛ و واقعیت، بی‌پرده، سخن می‌گوید:
«إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِندَ اللَّهِ الَّذِينَ كَفَرُوا فَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ».انفال۵۵

https://t.me/islahweb
15👏5
📌 خطرناک‌ترین مرگ آن است که مردم با «خنده!» خداحافظی کنند و خطرناک‌تر از آن هم «سکوت معنادار!» است.

هر چند که در این بحران سخت جهانی؛ مردم را از سکوت خارج کردن و به خنده واداشتن کاری بس عیب و خطرناک است! اما تو عاشقانه و دیوانه‌وار بخند تا دنیا به تو بخندد.

زیرا که با «سلاح ایمان» می‌شود تاریک ترین شب‌های سال و سخت‌ترین زمستان‌ها را به بهار گره زد.

مگر نه اینکه خداوند می‌فرمایند: «... وَعَسَىٰ أَن تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ ۖ وَعَسَىٰ أَن تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ ۗ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ (البقرة/٢١٦)»
«... وَلَا تَيْأَسُوا مِن رَّوْحِ اللَّهِ ۖ إِنَّهُ لَا يَيْأَسُ مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ (يوسف/٨٧)»
«...لیکن چه بسا چیزی را دوست نمی‌دارید و آن چیز برای شما نیک باشد، و چه بسا چیزی را دوست داشته باشید و آن چیز برای شما بد باشد، و خدا (به رموز کارها آشنا است و از جمله مصلحت شما را) می‌داند و شما (از اسرار امور بی‌خبرید و مصلحت خود را چنان که شاید و باید) نمی‌دانید.(بقره/۲۱۶) »
«...و از رحمت خدا ناامید مشوید، چرا که از رحمت خدا جز کافران ناامید نمی‌گردند. (من احساس می‌کنم روزگار دیدار نزدیک است).(یوسف/۸۷) »

کمال آذری

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
9
چیستی مفهوم و سبک زندگی توحیدی (1).pdf
635 KB
این رساله صورت نوشتاری و البته غنی‌گشتهٔ درس‌گفتاری است که بارها در مساجد و دوره‌های مختلف و اخیراً در یک جمع دانشجویی ارائه شده است و اکنون برای استفاده عموم در قالب پی دی اف منتشر می‌شود.

جلیل بهرامی‌نیا

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
9👏1
📌رستگاری در سه گام؛ ایمان، کفاف و قناعت

قالَ الصّادِقُ المصدوقُ ﷺ:
«قَدْ أَفْلَحَ مَنْ أَسْلَمَ، وَرُزِقَ كَفَافًا، وَقَنَّعَهُ اللهُ بِمَا آتَاهُ.»

در کلام صادقِ مصدوق ﷺ آمده است:
«رستگارشد آن‌که اسلام آورد،روزیِ به اندازه یافت،وخدا او رابه آنچه بخشید،قانع ساخت.»
📒 صحیح مسلم؛کتاب الزهد،باب القناعة والرضابماقسم الله؛؛مسنداحمدبن حنبل

این حدیث شریف، سه گام روشن و بنیادین برای رسیدن به سعادت حقیقی را ترسیم می‌کند؛ سه رکن که همچون ریشه، تنه و برگ، شجره‌ی زندگی انسان را سامان می‌بخشند و او را به سوی آرامش و رستگاری می‌برند:
ایمان و تسلیم: ریشه‌ای استوار که جان را در خاک یقین می‌نشاند و انسان را به سرچشمه‌ی حقیقت پیوند می‌دهد. تسلیم در برابر حق و پذیرش دین الهی، نخستین گام در مسیر رستگاری است؛ گامی که بنیاد همه‌ی فضیلت‌ها و سرچشمه‌ی نورانیت درونی است.
کفاف: تنه‌ای معتدل که قامت زندگی را برپا می‌دارد و انسان را در مسیر اعتدال نگاه می‌دارد. روزی به اندازه‌ی نیاز، نه فقر مفرط و نه ثروت افراطی، مایه‌ی استواری و آرامش است؛ چرا که افراط و تفریط، هر دو انسان را از مسیر تعادل و طمأنینه دور می‌سازند.
قناعت: برگ وبار آرامش که سایه‌ی رضایت برجان می‌افکند ودل را از اضطراب وحرص آزاد می‌سازد.رضایت قلبی به آنچه خداوندعطا کرده، سرچشمه‌ی آزادی درونی وآرامش روح است؛نعمتی که انسان را ازبندحرص وآز رها کرده و او را به ساحل رضایت وسکینه می‌رساند.

♦️ شرح گسترده باپیوندبه قرآن وحکمت‌های عرفانی
♦️ ایمان و تسلیم؛ ریشه‌ی رستگاری
واژه‌ی «قد أفلح» نویدِ کامیابی و شکوفایی است؛ همانند کشاورزی که زمین را می‌شکافد و بذر امید را در دل خاک می‌نشاند. ایمان،بذر سعادت است که در جان انسان کاشته می‌شود و با آب عمل صالح و نور یقین،به ثمر می‌رسد.
قرآن کریم بارها رستگاری را در گرو ایمان و عمل صالح دانسته است:
«قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ، الَّذینَ هُمْ فی صَلاتِهِمْ خاشِعونَ» (مؤمنون/۱-۲).
ایمان، نه صرفاً اعتقاد ذهنی،بلکه تسلیم قلبی و عملی است؛همان‌گونه که آیه‌ی:«بَلی مَن أسلَمَ وجهَهُ لله وهو محسن فله أجره عند ربّه»(بقره/۱۱۲)بیان می‌کند.
در نگرش عرفانی،ایمان همچون ریشه‌ای استوار است که جان را درخاک یقین می‌نشاند وسالک را به سرچشمه‌ی حقیقت پیوند می‌دهد.تسلیم، آرامشی است که دل را از طوفان شک واضطراب می‌رهاند وانسان را درحصن امن الهی جای می‌دهد.ایمان، آغاز راهی است که به آرامش درونی و رستگاری بیرونی ختم می‌شود.

♦️ کفاف؛ اعتدال درمعاش وسلامت زندگی
«ورُزق كفافًا» یعنی روزی به اندازه‌ی نیاز یافت؛ رزقی که نه کمبود دارد و نه زیاده‌روی.
قرآن کریم اصل اعتدال را چنین یادآور می‌شود:
«وَالَّذینَ إذا أنفَقوا لم یُسرِفوا ولم یَقتُروا وکان بینَ ذلک قَوامًا» (فرقان/۶۷).
کفاف،همان چراغی است که به قدر روشنایی خانه می‌سوزد؛نه آن‌قدر اندک که تاریکی برخانه سایه افکند،و نه آن‌قدر فراوان که شعله‌اش خانه را بسوزاند.
درحکمت عرفانی،کفاف نعمتی بزرگ است؛زیرا انسان را از ذلت فقر وغرور ثروت می‌رهاند و او را درمسیر میانه واعتدال نگاه می‌دارد.

امام علی (ع)فرمود:«القَناعةُ مالٌ لا یَنفَد» قناعت ثروتی است که پایان نمی‌پذیرد.
کفاف،همان اعتدال در معاش است که انسان را به سلامت زندگی و آرامش اجتماعی می‌رساند. جامعه‌ای که برپایه‌ی کفاف بناشود،از افراط وتفریط اقتصادی دور می‌ماند وبه عدالت و آرامش نزدیک می‌شود.

♦️قناعت؛ مقام رضا و آرامش قلبی
«وقنّعه الله بما آتاه»
«خداوند دل او را به آنچه بخشیده،آرام و راضی ساخت.»
قناعت، رضایت قلبی و آرامش درونی است؛نعمتی که دل را از اضطراب و حرص آزاد می‌سازد.

قرآن کریم می‌فرماید:
«لِکیلا تأسَوا علی ما فاتَکم ولا تَفرَحوا بما آتاکم» (حدید/۲۳).
در بینش اهل عرفان، قناعت همان مقام رضاست؛ رضایت به تقدیر الهی که سالک را به قرب الهی نزدیک می‌کند.
رضا دریای آرامی است که موج‌های اضطراب در آن فرو می‌نشینند.قناعت،نه تنها پذیرش تقدیر، بلکه عشق به آن است؛عشقی که دل را به نور یقین روشن می‌سازد.

مولوی در مثنوی می‌گوید:
«قانع آن باشد که او را هر چه هست
دیده‌ی او بر عطای حق نشست.»

قناعت،برگ و بار آرامش است که سایه‌ی رضایت بر جان می‌افکند و انسان را ازدویدن بی‌پایان در بیابان حرص می‌رهاند.
درحکمت عرفانی،قناعت همانند باغی است که در آن شکوفه‌های رضا و آرامش می‌رویند وسالک را به سرمنزل قرب الهی می‌رسانند.

♦️ بدین‌سان، انسان با این سه گوهر،به حقیقتی دست می‌یابد که او را از بند اضطراب وبی‌قراری آزاد ساخته و به افق‌های روشن سعادت و آرامش جاودان رهنمون می‌گرداند.

✍️ #حمـزه  خـان بیگـی

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
10
📌بشارتی از پیامبر ﷺ

زن است که درهای بهشت به روی او گشوده می‌شود؟
کدام
خوشبختیِ زندگی مشترک در «پیروز شدنِ منِ فردی» نیست، بلکه در ساختنِ محبت و آرامش است.
در روزگاری که لجاجت و اصرار بر حق‌به‌جانب بودن پررنگ شده، سخنان پیامبر اسلام ﷺ راه و رسم زنانی را نشان می‌دهد که پیش از آخرت، در همین دنیا آرامش می‌آفرینند.

پیامبر اکرم ﷺ فرمودند:
«آیا شما را از زنان بهشتی آگاه نکنم؟
زنی که مهربان است، فرزندآور است، و پس از دلخوری به سوی شوهرش بازمی‌گردد؛
زنی که اگر آزار ببیند یا خودش سبب آزار شود، نزد همسرش می‌آید، دست او را می‌گیرد و می‌گوید:
به خدا سوگند خواب به چشمم نمی‌آید تا تو از من راضی شوی.»


---

چرا چنین زنی به این جایگاه رسیده است؟

بلندیِ روح:
وقتی آسیب می‌بیند یا حتی خودش خطا می‌کند، درگیر این نمی‌شود که «مقصر کیست؟»؛
بلکه با بزرگواری، برای ترمیم رابطه پیش‌قدم می‌شود.

فرهنگِ آغاز کردن:
او نمی‌گذارد سردی و فاصله باقی بماند و با هوش عاطفی، قبل از عمیق شدن شکاف، رابطه را بازسازی می‌کند.

درک ارزش آرامش:
اینکه می‌گوید «تا راضی نشوی آرام نمی‌گیرم» نشانه ضعف نیست؛
بلکه نشانه توجه او به برکت خانه و آرامش دل‌هاست.


---

سخن پایانی

خانه‌ها با زور و رقابت سرپا نمی‌مانند،
بلکه با دل‌های نرم و فهمیده‌ای آباد می‌شوند که می‌دانند
گذشت، نشانه بزرگی است
و محبت، محکم‌ترین ستون خانواده.

عبدالكريم بكار

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
10❤‍🔥7😢2
♦️یکی از آسان ترین و بی مخارج ترین وظایف شرعی نماز است، تا آن بنده ای که یک درصد همت داشته باشد بتواند مسلمان شود.

شیخ محمد ضیایی

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
13
می رود قافله ی عمر
چه ها می ماند.....؟؟
هر که "غفلت" کند از
قافله جا می ماند...
باید از شیشه ی خود
لکه زدایی بکنی....
"خوب" و "بد" در پس ِاین
شیشه بجا می ماند....
هر که "نیکی" کند و
دست کسی را گیرد...
دست ِاو یکسره در
دست ِ♡خدا♡ می ماند...
هر که یک ذره در این
حادثه ظالم باشد...
آخر ِقصــــه
"گرفتـــــــار" ِبلا می مانـــد.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
12👏1
📌موفقيت يك شبه به دست نمى‌آيد،
بلکه از قدم‌هاى كوچك هر روز ساخته مى‌شود.


♦️از زود بيدار شدن....

♦️از يك صفحه كتاب خواندن...

♦️ از يادگيرى يك مهارت تازه...

♦️از نااميد نشدن بعد از هر شكست.

انتخاب‌هاى كوچك امروز،
فرداى بزرگ تو را مى‌سازند.


شايد كسى تلاش‌هاى آرامت را نبيند،
اما همين كارهاى ساده و تكرارى،
يك روز تو را به جايى مى‌رساند كه همه بگويند:
«چقدر خوش‌شانس بود!»

در حالى كه تو مى‌دانى
اين موفقيت نتيجه صدها انتخاب درستِ روزانه بوده است.

پس امروز را جدى بگير…
چون آينده‌ات از همين امروز شروع میشود ...


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
18👏4
📌پیش از آن که خاک شوی...

«و بندگان [خدای] مهرگستر، کسانی هستند که فروتنانه بر زمین گام نهند.»(قرآن کریم، فرقان: ۶۳)

«و در زمین با سرمستی و غرور راه مرو؛ چرا که تو هرگز زمین را نخواهی شکافت، و هرگز در بلندی به کوه‌ها نخواهی رسید.»(اسراء: ۳۷)

«و از مردم [به نَخوَت] روی برمتاب، و در زمین سرمستانه راه مرو که خدا هیچ به خودبالنده‌ٔ فخرفروشی را دوست نمی‌دارد.»(لقمان: ۱۸)

و گفت: «اگر میزان کنید کِبرِ زاهدانِ روزگارِ ما را و علما و قُرّای ایشان را نیز بسی افزون‌تر آید از کبرِ اُمرا و ملوک.»
(حاتم اصم: تذکرة‌الاولیاء، تصحیح شفیعی کدکنی، ص۳۰۴)

گفت: «هرگز بر دل من نگذشت که مرا بر هیچ آفریده فضل است در کلّ عالَم.»(سری سقطی: همان، ص۳۳۹)

و گفت: «هر که پندارد که نَفْسِ وی بهتر است از نَفْسِ فرعون، کِبری آشکارا کرده است.»(حمدون قصّار: همان، ص۴۱۵)

و گفت: «هر که خویش را بر غیر فضلی نهد او متکبّر است.»(سفیان ثوری: همان، ص۲۲۴)

و گفت: «شریف‌ترین تواضع آن است که خویش را بر هیچ کس فضل نبینی.»(محمد بن سمّاک: همان، ص۲۸۵)

پرسیدند که «غایتِ تواضع چیست؟» گفت: «آن که از خانه بیرون آیی هر که را بینی چنان دانی که از تو بهتر است.»(یوسف اسباط: همان، ص۵۳۲)

و گفت: «هرگز متکبّر بویِ معرفت نشنود.» گفتند: «نشانِ متکبّر چیست؟» گفت: «آن که در هژده هزار عالَم نفْسی بیند خبیث‌تر و پلیدتر از نفْسِ خویش.»(بایزید بسطامی: همان، ص۱۹۵ـ۱۹۶)

و گفت: «تا اینجا نشسته‌ام هیچکس را ندیده‌ام که از درِ این مسجد درآمده است از خویشتن کمتر الّا بیشتر دیده‌ام.»(ابوالحسن خرقانی: نوشته بر دریا، ص۲۶۱)

ای برادر، چو خاک خواهی شد
خاک شو، پیش از آن که خاک شوی
(گلستان سعدی، باب دوم)


صدیق قطبی

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
10👍1
📌 رمضان نزدیک است...

♦️ از اینکه الله متعال باری دیگر برای رمضانی دیگر به ما عمر داد تا گامی جدید در مسیر اصلاح روح و روان برداریم باید شاکر و سپاسگزار او باشیم.

♦️ امام نووی رحمه الله در “کتاب الاذکار” می‎فرماید: بدان، برای کسی که نعمتی جدید شامل حالش شده، و یا اینکه مصیبتی از وی دفع شده، مستحب است که سجده شکر در مقابل الله تعالی بجا آورده و آن‎گونه که شایسته بارگاه رب العالمین است حمد و ثنای او را بگوید. "توفیق عبادت و بندگی از بزرگترین نعمت‎های خداوند بر بنده است."

✔️ لذا اگر یک مسلمان در حالی ماه رمضان را دریابد که در سلامتی کامل به سر می‎برد، این خود نعمت بسیار بزرگی است که استحقاق شکر و سپاس پروردگار را دارد...


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
👏108👍1
📌عیارِ انسانیت: نفع‌رسانی به مثابه کمال ایمان

«أحَبُّ النّاسِ إلَى اللّهِ أنفَعُهُم لِلنّاسِ» (محبوب‌ترین مردم نزد خدا، سودمندترین آن‌ها برای مردم است)، یکی از بنیادین‌ترین گزاره‌های دین در تعریف «ارزش انسانی» است.

اگر با نگاهی تحلیلی و منتقدانه به این حدیث بنگریم، چند لایه تخصصی قابل استخراج است که آن را از یک توصیه اخلاقیِ ساده به یک دکترین اجتماعی تبدیل می‌کند:

1️⃣ تغییر شاخص «برتری» (از پارسایی فردی به کارآمدی اجتماعی)
این حدیث، پارادایم «خیر» و «فضیلت» را جابه‌جا می‌کند. در بسیاری از مکاتب، زهد و گوشه‌نشینی ملاک برتری بود، اما در منطق نبوی، نفع‌رسانی (Utility) شاخص اصلی است. ایمان در اینجا نه یک امر انتزاعی، بلکه یک «خروجی ملموس» در زندگی دیگران است.

2️⃣ شمولیت واژه «الناس» (فراتر از مرزهای عقیدتی)
نکته بسیار دقیق در این حدیث، به‌کارگیری واژه «الناس» (مردم) به جای «المؤمنین» یا «المسلمین» است. از منظر فلسفه اخلاق، این نشان‌دهنده یک «انسان‌گرایی توحیدی» است؛ یعنی نفع‌رسانی به انسان بما هو انسان (صرف‌نظر از نژاد، عقیده یا طبقه) محبوب‌ترین عمل نزد خالق است.

3️⃣ مفهوم تخصصی «نفع» در منظومه دینی
در نگاه جامع، «نفع» تنها به معنای صدقه یا کمک مالی نیست. براساس منابع روایی، نفع شامل موارد زیر است:

نفع معرفتی: آموزش و آگاهی‌بخشی.

نفع مشورتی: گره‌گشایی فکری و راهنمایی.

نفع ساختاری: ایجاد سیستمی که زندگی مردم را تسهیل کند.

تحلیل تطبیقی: نفع‌گرایی اسلامی در برابر سودگرایی (Utilitarianism)
شاید در نگاه اول، این حدیث با مکتب یوتیلیتاریانیسم (جرمی بنتام و جان استوارت میل) مشابه به نظر برسد، اما یک تفاوت بنیادین وجود دارد:

در سودگرایی مدرن، هدف «بیشترین سود برای بیشترین تعداد» با نگاهی مادی است.

در منطق حدیث، نفع‌رسانی به خلق، مسیری است برای تقرب به مبدأ هستی. در واقع، «دیگری» دریچه‌ای است برای رسیدن به «خدا».

4️⃣ رابطه تلازم بین «ایمان» و «مسئولیت اجتماعی»
این حدیث به
همراه حدیثی که قبلاً بررسی کردیم (لا یؤمن احدکم...)، یک منظومه کامل را می‌سازند: ۱. حدیث اول (حبّ): زیربنای عاطفی و گرایشی را می‌سازد (دوست داشتن خیر برای دیگری). ۲. حدیث دوم (نفع): مرحله عملیاتی و خروجی رفتاری را مشخص می‌کند (سودمند بودن برای مردم).
نتیجه‌گیری: از منظر تفکر انتقادی، می‌توان گفت که در اسلام، «رشد معنوی» بدون «توسعه اجتماعی» ممکن نیست. کسی که در جامعه خود عنصر بی‌اثری است، بر اساس این منطق، در مقیاس انسانیت و ایمان نیز در رتبه پایینی قرار می‌گیرد.


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
12👏2
📌زیباییِ دعوت: سلوکِ حکمت، لطافتِ موعظه و نجابتِ گفت‌وگو»

✍️حمزه خان بیگی

این مقاله به تبیینِ استراتژی جامعِ دعوت در آیه ۱۲۵ سوره نحل می‌پردازد و آن را فراتر از یک دستور مذهبی، به مثابه یک نظام تربیتی و ارتباطی تحلیل می‌کند. نویسنده با تمرکز بر سه‌گانه‌ی «حکمت» (اقناع عقلی)، «موعظه حسنه» (لطافت قلبی) و «جدال احسن» (نجابت در گفتگو)، استدلال می‌کند که دعوتِ اصیل پیش از آنکه متوجه «دیگری» باشد، با خودسازی و نفیِ منیت در دعوت‌گر آغاز می‌شود. در این نگاه، موفقیت در ابلاغ پیام نه در گروِ غلبه بر رقیب یا کنترل نتیجه، بلکه در گروِ پایبندی به زیبایی‌شناسیِ اخلاقی و تسلیم در برابر اراده‌ی الهی است که مالک نهاییِ هدایت است.

🖇 ادامه‌ی مطلب

#قرآن #سوره_نحل #تفسیر_تدبری #دعوت_حکیمانه #حکمت #موعظه_حسنه #جدال_احسن #اخلاق_گفتگو #سلوک_تربیتی #تواضع_علمی #فن_خطابه #اصول_دعوت #هدایت #تحول_درونی #تفکر_انتقادی #حمزه_خان_بیگی #اشنویه #اندیشه_اسلامی #حقیقت_طلبی #ادب_مناظره

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
👏61
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📌رمضان ایستگاه پاکسازی
🎙محمد ابراهیم ساعدی رودی

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
14