🔰 موقف غار و سایههای معیت الهی
🌟 خوانشی عرفانی–تدبّری در آیات سورهٔ توبه
🌻هرگاه تندبادِ بحران بر جامعهٔ مؤمنان میوزد و افقهای ظاهر تیره میگردد، دلِ مسلمانِ آگاه راهی جز پناه بردن به وحی نمیشناسد. آیات الهی در چنین لحظههایی، چون چشمههایی زلال در کویرِ خوف و حیرت میجوشند؛ انسان به آنها روی میآورد، از آنها میپرسد و از مواقف نورانیشان الهام میگیرد تا بر جانِ خستهاش نسیمِ بَرد و سلام و طمأنینه فرود آید. هرگاه زمین بر اهل ایمان تنگ شود، آسمانِ وحی گشوده میشود و هرگاه راههای ظاهر بسته گردد، راههای باطن آغاز میشود.
☘️ قرآن کریم این لحظهٔ قدسی را در سورهٔ توبه، در سیاقی پرمعنا ثبت میکند؛ سیاقی که در آن، خداوند سستیورزانِ جهاد را مورد عتاب قرار میدهد و یادآور میشود که نصرت، نه از کثرتِ عدد و ظواهر قدرت، بلکه از اتصالِ دلها به آسمان و عمارتِ باطن به ایمان برمیخیزد:
📖 این آیهٔ شریفه، تنها گزارشِ لحظهای از گذشته نیست؛ مدرسهای است برای امروز و فردا. مدرسهای که در آن، حقیقتِ معیت الهی بهگونهای زنده و ملموس تعلیم داده میشود. در این موقف، پیامبر خدا ﷺ در تاریکترین لحظهٔ هجرت، با کلامی برخاسته از چشمهٔ یقین، به یار خویش میگوید:
🍀 مرزی است میان خوف و امن، میان اضطراب و سکینه، میان تنهایی و همراهی. این کلام، دریچهای است که از دلِ غارِ تنگ، افقِ بیکرانِ معیت الهی را میگشاید و به انسان میآموزد که امنیت حقیقی، نه در پنهان شدن، بلکه در با خدا بودن است.🍃
🔶 غار؛ تنگنای زمین، وسعتِ آسمان
غار، در ظاهر مکانی تنگ و تاریک است؛ اما در باطن، نمادِ لحظههایی است که انسان از همهٔ اسباب بریده و تنها به خدا پیوسته است. در این تنگنای ظاهری، وسعتی باطنی نهفته است که جز دلهای اهل یقین آن را درنمییابند. در چنین موقفی، عالمِ ظاهر خاموش میشود و عالمِ باطن سخن میگوید؛ انسان درمییابد که:
🌻 در این صحنه، خداوند سکینهٔ خویش را فرو میفرستد؛ سکینهای که نه صدایی دارد و نه رنگی، اما دل را چنان آرام میکند که گویی در میان طوفان، نسیمی لطیف بر جان میوزد. این سکینه، عطیهای است الهی که دل را از اضطراب میرهاند و آن را به ساحلِ اطمینان میرساند.
📒 #وصفي_أبوزيد
✍️ حمـزه خـان بیگـی
┈••✾•🍃⚜️🍃•✾•
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
🌟 خوانشی عرفانی–تدبّری در آیات سورهٔ توبه
🌻هرگاه تندبادِ بحران بر جامعهٔ مؤمنان میوزد و افقهای ظاهر تیره میگردد، دلِ مسلمانِ آگاه راهی جز پناه بردن به وحی نمیشناسد. آیات الهی در چنین لحظههایی، چون چشمههایی زلال در کویرِ خوف و حیرت میجوشند؛ انسان به آنها روی میآورد، از آنها میپرسد و از مواقف نورانیشان الهام میگیرد تا بر جانِ خستهاش نسیمِ بَرد و سلام و طمأنینه فرود آید. هرگاه زمین بر اهل ایمان تنگ شود، آسمانِ وحی گشوده میشود و هرگاه راههای ظاهر بسته گردد، راههای باطن آغاز میشود.
در تاریخ تابناک سیرهٔ نبوی، حادثهٔ هجرت پیامبر اکرم ﷺ ــ و بهویژه «موقف غار» ــ تنها یک رویداد تاریخی نیست، بلکه مقامی روحانی و تربیتی است؛ مقامی که در آن، حقیقتِ توکل، معیت و سکینه در هیئتی عینی و زنده جلوهگر میشود. این موقف، آینهای است که مؤمن میتواند خود را در آن ببیند و بیاموزد چگونه دل را از تکیه بر اسباب تهی کند و به صاحبِ اسباب بسپارد؛ چگونه در تنگنای زمین، به وسعتِ آسمان راه یابد.
☘️ قرآن کریم این لحظهٔ قدسی را در سورهٔ توبه، در سیاقی پرمعنا ثبت میکند؛ سیاقی که در آن، خداوند سستیورزانِ جهاد را مورد عتاب قرار میدهد و یادآور میشود که نصرت، نه از کثرتِ عدد و ظواهر قدرت، بلکه از اتصالِ دلها به آسمان و عمارتِ باطن به ایمان برمیخیزد:
﴿ إِلَّا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْهَا ... ﴾
📖 این آیهٔ شریفه، تنها گزارشِ لحظهای از گذشته نیست؛ مدرسهای است برای امروز و فردا. مدرسهای که در آن، حقیقتِ معیت الهی بهگونهای زنده و ملموس تعلیم داده میشود. در این موقف، پیامبر خدا ﷺ در تاریکترین لحظهٔ هجرت، با کلامی برخاسته از چشمهٔ یقین، به یار خویش میگوید:
«لا تَحْزَنْ، إِنَّ اللّهَ مَعَنَا»
این جمله، تسلّیِ یک همراه در یک شبِ پرخوف نیست؛ میراثی است برای همهٔ مؤمنان در همهٔ زمانها.
🍀 مرزی است میان خوف و امن، میان اضطراب و سکینه، میان تنهایی و همراهی. این کلام، دریچهای است که از دلِ غارِ تنگ، افقِ بیکرانِ معیت الهی را میگشاید و به انسان میآموزد که امنیت حقیقی، نه در پنهان شدن، بلکه در با خدا بودن است.🍃
🔶 غار؛ تنگنای زمین، وسعتِ آسمان
غار، در ظاهر مکانی تنگ و تاریک است؛ اما در باطن، نمادِ لحظههایی است که انسان از همهٔ اسباب بریده و تنها به خدا پیوسته است. در این تنگنای ظاهری، وسعتی باطنی نهفته است که جز دلهای اهل یقین آن را درنمییابند. در چنین موقفی، عالمِ ظاهر خاموش میشود و عالمِ باطن سخن میگوید؛ انسان درمییابد که:
تکیهگاه حقیقی، دیوارهای غار نیست، دستِ خداست؛
امنیت حقیقی، از پنهان شدن در شکافِ کوه برنمیخیزد، از معیت الهی برمیخیزد؛
نصرت حقیقی، نه از سپاهیانِ دیده، بلکه از سپاهیانِ نادیدهٔ خداوند میرسد.
🌻 در این صحنه، خداوند سکینهٔ خویش را فرو میفرستد؛ سکینهای که نه صدایی دارد و نه رنگی، اما دل را چنان آرام میکند که گویی در میان طوفان، نسیمی لطیف بر جان میوزد. این سکینه، عطیهای است الهی که دل را از اضطراب میرهاند و آن را به ساحلِ اطمینان میرساند.
📒 #وصفي_أبوزيد
✍️ حمـزه خـان بیگـی
┈••✾•🍃⚜️🍃•✾•
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
❤1
🔰 «هجرت؛ مدرسهٔ عبرتها و کارگاهِ ساختن امید»
🌟روایتی ازلحظهای که تاریخ،ازدل تاریکی،به سوی افق تمدن برخاست
درآستانهٔ سال هجری نو،هنگامی که زمان،ورق تازهای ازدفترهستی میگشایدوجانها به یادنخستین گامهای هجرت روشن میشود،حقیقتی ژرف رخ مینماید:
هجرت، جابهجایی از مکه به مدینه نبود؛عبور از عصر قبیله به عصر امت بود؛ گذر از پراکندگی به وحدت، از ضعف به عزّت، و از خاموشی به شکوفایی.در آن لحظهٔ سرنوشتساز،ارادهٔ الهی،تاریخ را ازمدار تکرار بیرون کشید و در مسیر تمدنسازی قرار داد؛ مسیری که تا امروز ادامه دارد وفردای جهان را نیز رقم خواهد زد.
🌻هجرت؛ آغازِ ساختن امتی که هنوز ادامه دارد
هجرت پیامبر اکرمﷺ ازمکه به مدینه، نقطهٔ عطفی درتاریخ اسلام است؛ نقطهای که در آن،دعوت ازمرحلهٔ استقامت خاموش به مرحلهٔ حرکت سازمانیافته وتمدنساز وارد شد.مهاجران، خانه وخاطره و دارایی را پشت سرگذاشتند و تنها باتوشهٔ ایمان راهی شدند؛ و انصار،با گشادهدلی واخلاص،آغوش شهر و دلهای خود را برای آنان گشودند.
در این پیوند نورانی،نخستین هستهٔ جامعهٔ ایمانی شکل گرفت؛جامعهای که برپایهٔ ایمان،برادری، عدالت، مسئولیت مشترک ومشارکت اجتماعی بنا شد وبهتدریج به صورت نخستین دولت اسلامی تبلور یافت.
هجرت، رهایی از آزار قریش نبود؛ آغاز گسترش سازمانیافتهٔ اسلام بود؛ نقطهٔ شروع تمدنی که میوهاش «تُؤتِی أُکُلَهَا کُلَّ حِینٍ»شد وسایهاش تا امروز گسترده است.
🌻درسهای هجرت؛مدرسهای برای ساختن انسان وجامعه
هجرت،مدرسهای است که در آن،انسان میآموزد چگونه ازدرونِ خود آغاز کند وجهان بیرون رادگرگون سازد. این مقاله نشان میدهد که هجرت،حامل چهار درس بنیادین است:
🔸صبر؛ نیرویی سازنده، نه حالتی منفعل
صبر در هجرت، صبرِ نشستن و تحمل نبود؛ صبرِ حرکت، صبرِ ساختن، صبرِ امید داشتن بود. صبر، در این مدرسه، به معنای ایستادگی فعال در برابر سختیهاست؛ نیرویی که انسان را از شکستهای ظاهری به پیروزیهای باطنی میرساند.
🔸ایثار؛ کرامت روح، نه فقر دست
ایثار انصار، ازسر نیاز نبود؛از سرفراوانی روح بود.هجرت نشان داد که جامعهٔ ایمانی،با بخشش وگشودگی دل ساخته میشود، نه با انباشت قدرت و ثروت.
🔸 امید؛ راهبردی الهی برای عبور از تنگناها
امید درهجرت، یک احساس نبود؛ یک راهبرد بود.امید،چراغی بود که مهاجران را درتاریکی شبهای بیپناهی هدایت کرد وآنان را به فردایی رساندکه هنوز ادامه دارد.
🔸توکل؛ دیدن دست خدا در پسِ اسباب
توکل،رها کردن اسباب نبود؛ بهکار گرفتن اسباب و سپردن نتیجه به خدا بود. هجرت، نمونهٔ کامل جمع میان تدبیر وتوکل است؛از انتخاب مسیرتا پنهان شدن در غار،ازهمراهی ابوبکر تا برنامهریزی دقیق برای خروج.
آیهٔ «وَعَسَى أَن تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ»روح هجرت را بازمیتاباند:در ظاهر،هجرت رنج بود؛درباطن، گشایش،عزت وآغاز تمدنی نوین.
کیفیت ایمان، برکمیت عددمیچربد؛
دلِ بینا،سرچشمهٔ هدایت است؛وکوریِ دل،خطرناکتر ازنابینایی چشم.
از آن شش جوان،امتی برخاست که نورش قرنها بر جهان تابید.
🌻هجرت؛سفر پا یا سفر دل؟ (بخش عرفانی)
در بخش عرفانی مقاله،هجرت بهعنوان سفر ازخلق به حق تفسیر میشود؛سفری که در آن،انسان ازترس به توکل، از اضطراب به آرامش، و ازخودمحوری به خدا محوری میرسد.
هجرت،پیش از آنکه حرکت پا باشد،هجرت دل است؛هجرت ازغفلت به بیداری،ازپراکندگی به حضور،ازخود به خدا.
دراین نگاه،هر انسان،درهرزمان،درآستانهٔ هجرتی تازه ایستاده است؛هجرتی که مقصدش،آرامش درسایهٔ یقین است.
✍️ حمـزه خـان بیگـی
┈••✾•🍃⚜️🍃•✾•
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
🌟روایتی ازلحظهای که تاریخ،ازدل تاریکی،به سوی افق تمدن برخاست
درآستانهٔ سال هجری نو،هنگامی که زمان،ورق تازهای ازدفترهستی میگشایدوجانها به یادنخستین گامهای هجرت روشن میشود،حقیقتی ژرف رخ مینماید:
هجرت،تنها یک حادثهٔ تاریخی نیست؛مدرسهای است که در آن، انسان میآموزد چگونه ازخاکستر شکست،افق امیدبسازد واز دل تنگنا،راهی به سوی گشایش بگشاید.
هجرت، جابهجایی از مکه به مدینه نبود؛عبور از عصر قبیله به عصر امت بود؛ گذر از پراکندگی به وحدت، از ضعف به عزّت، و از خاموشی به شکوفایی.در آن لحظهٔ سرنوشتساز،ارادهٔ الهی،تاریخ را ازمدار تکرار بیرون کشید و در مسیر تمدنسازی قرار داد؛ مسیری که تا امروز ادامه دارد وفردای جهان را نیز رقم خواهد زد.
مقالهٔ«هجرت؛ مدرسهٔ عبرتها ....»تلاشی است برای بازخوانی این لحظهٔ عظیم؛لحظهای که در آن،ایمان اندکِ مردمانی گمنام،به نیرویی تبدیل شد که توانست جهان رادگرگون کند.
🌻هجرت؛ آغازِ ساختن امتی که هنوز ادامه دارد
هجرت پیامبر اکرمﷺ ازمکه به مدینه، نقطهٔ عطفی درتاریخ اسلام است؛ نقطهای که در آن،دعوت ازمرحلهٔ استقامت خاموش به مرحلهٔ حرکت سازمانیافته وتمدنساز وارد شد.مهاجران، خانه وخاطره و دارایی را پشت سرگذاشتند و تنها باتوشهٔ ایمان راهی شدند؛ و انصار،با گشادهدلی واخلاص،آغوش شهر و دلهای خود را برای آنان گشودند.
در این پیوند نورانی،نخستین هستهٔ جامعهٔ ایمانی شکل گرفت؛جامعهای که برپایهٔ ایمان،برادری، عدالت، مسئولیت مشترک ومشارکت اجتماعی بنا شد وبهتدریج به صورت نخستین دولت اسلامی تبلور یافت.
هجرت، رهایی از آزار قریش نبود؛ آغاز گسترش سازمانیافتهٔ اسلام بود؛ نقطهٔ شروع تمدنی که میوهاش «تُؤتِی أُکُلَهَا کُلَّ حِینٍ»شد وسایهاش تا امروز گسترده است.
🌻درسهای هجرت؛مدرسهای برای ساختن انسان وجامعه
هجرت،مدرسهای است که در آن،انسان میآموزد چگونه ازدرونِ خود آغاز کند وجهان بیرون رادگرگون سازد. این مقاله نشان میدهد که هجرت،حامل چهار درس بنیادین است:
🔸صبر؛ نیرویی سازنده، نه حالتی منفعل
صبر در هجرت، صبرِ نشستن و تحمل نبود؛ صبرِ حرکت، صبرِ ساختن، صبرِ امید داشتن بود. صبر، در این مدرسه، به معنای ایستادگی فعال در برابر سختیهاست؛ نیرویی که انسان را از شکستهای ظاهری به پیروزیهای باطنی میرساند.
🔸ایثار؛ کرامت روح، نه فقر دست
ایثار انصار، ازسر نیاز نبود؛از سرفراوانی روح بود.هجرت نشان داد که جامعهٔ ایمانی،با بخشش وگشودگی دل ساخته میشود، نه با انباشت قدرت و ثروت.
🔸 امید؛ راهبردی الهی برای عبور از تنگناها
امید درهجرت، یک احساس نبود؛ یک راهبرد بود.امید،چراغی بود که مهاجران را درتاریکی شبهای بیپناهی هدایت کرد وآنان را به فردایی رساندکه هنوز ادامه دارد.
🔸توکل؛ دیدن دست خدا در پسِ اسباب
توکل،رها کردن اسباب نبود؛ بهکار گرفتن اسباب و سپردن نتیجه به خدا بود. هجرت، نمونهٔ کامل جمع میان تدبیر وتوکل است؛از انتخاب مسیرتا پنهان شدن در غار،ازهمراهی ابوبکر تا برنامهریزی دقیق برای خروج.
آیهٔ «وَعَسَى أَن تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ»روح هجرت را بازمیتاباند:در ظاهر،هجرت رنج بود؛درباطن، گشایش،عزت وآغاز تمدنی نوین.
کیفیت ایمان، برکمیت عددمیچربد؛
دلِ بینا،سرچشمهٔ هدایت است؛وکوریِ دل،خطرناکتر ازنابینایی چشم.
از آن شش جوان،امتی برخاست که نورش قرنها بر جهان تابید.
🌻هجرت؛سفر پا یا سفر دل؟ (بخش عرفانی)
در بخش عرفانی مقاله،هجرت بهعنوان سفر ازخلق به حق تفسیر میشود؛سفری که در آن،انسان ازترس به توکل، از اضطراب به آرامش، و ازخودمحوری به خدا محوری میرسد.
هجرت،پیش از آنکه حرکت پا باشد،هجرت دل است؛هجرت ازغفلت به بیداری،ازپراکندگی به حضور،ازخود به خدا.
دراین نگاه،هر انسان،درهرزمان،درآستانهٔ هجرتی تازه ایستاده است؛هجرتی که مقصدش،آرامش درسایهٔ یقین است.
✍️ حمـزه خـان بیگـی
┈••✾•🍃⚜️🍃•✾•
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
Telegram
attach 📎
👏3
سَوَاءٌ مِنْكُمْ مَنْ أَسَرَّ الْقَوْلَ وَمَنْ جَهَرَ بِهِ وَمَنْ هُوَ مُسْتَخْفٍ بِاللَّيْلِ وَسَارِبٌ بِالنَّهَارِ
[برای او] یکسان است که کسی از شما گفتارش را پنهان کند یا آشکار سازد، و کسی مخفیانه در دل شب حرکت نماید یا در روز راه بپیماید.
#تقویم
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
[برای او] یکسان است که کسی از شما گفتارش را پنهان کند یا آشکار سازد، و کسی مخفیانه در دل شب حرکت نماید یا در روز راه بپیماید.
#تقویم
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
❤5
📌یَسومونَكُم سوءَ ٱلعذاب یُذَبِّحون ٱَبناءَكُم ( بقره/٤٩- ابراهیم/٦)
✍️ الهه رهنما
آنان[ فرعونیان] همواره شما را به سختترین صورت شكنجه میكردند و پسرانتان را سر میبریدند..
ظاهراً دو آیهی مذکور یکسان و پیام مشترکی دارند؛ حکایت از رفتار بیرحمانهای که در هر دو آیه ذکر شده!
اما با وجود یکسانبودن آیات، طبق اصول و سبک نحوی، نکتههای ظریف و ریزی بهکار رفته!
آیهی ٤٩ بقره اشاره به سختترین شکنجهها دارد و در ادامه یُذَبحون، تفسیر همان سوء ٱلعذاب است.
اما در آیهی ٦ سورهی ابراهیم (واو) ذكر شده چنین بیان میکند آنان با انواع بدترین عذابها، عذاب میدادند و همینطور تذبیح فرزندان!
انگار چنین است: یسومونکم سوء ٱلعذاب سورهی ابراهیم شدیدتر و قویتر و نوعی دیگر و غیر از عذاب یُذبِّحُون است!
میتوان بر همین نکته؛
به آیهی ٱلفتنه ٲشَدُّ مِنَ القتل هم استدال و اشاره کرد..[ رنج و محنت و آزار و شکنجهی که غیر قابل تحمل غیر قابل توصیف، به انسان میرسد] بدتر از قتل باشد!
نکته و پیام آیهی مذکور؛
هرچند این آیات برای زمان موسی علیهالسلام و بیرحمی و قساوت فرعون و فرعونیان را نشان میدهد!
اما هر عصر و زمانی، مصداقهای خاصِ خود، از یسومونکم سَوءَ ٱلعذاب .. را دارد که بدتر و شدیدتر از تذبیح فرزندان است!
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
✍️ الهه رهنما
آنان[ فرعونیان] همواره شما را به سختترین صورت شكنجه میكردند و پسرانتان را سر میبریدند..
ظاهراً دو آیهی مذکور یکسان و پیام مشترکی دارند؛ حکایت از رفتار بیرحمانهای که در هر دو آیه ذکر شده!
اما با وجود یکسانبودن آیات، طبق اصول و سبک نحوی، نکتههای ظریف و ریزی بهکار رفته!
آیهی ٤٩ بقره اشاره به سختترین شکنجهها دارد و در ادامه یُذَبحون، تفسیر همان سوء ٱلعذاب است.
اما در آیهی ٦ سورهی ابراهیم (واو) ذكر شده چنین بیان میکند آنان با انواع بدترین عذابها، عذاب میدادند و همینطور تذبیح فرزندان!
انگار چنین است: یسومونکم سوء ٱلعذاب سورهی ابراهیم شدیدتر و قویتر و نوعی دیگر و غیر از عذاب یُذبِّحُون است!
میتوان بر همین نکته؛
به آیهی ٱلفتنه ٲشَدُّ مِنَ القتل هم استدال و اشاره کرد..[ رنج و محنت و آزار و شکنجهی که غیر قابل تحمل غیر قابل توصیف، به انسان میرسد] بدتر از قتل باشد!
نکته و پیام آیهی مذکور؛
هرچند این آیات برای زمان موسی علیهالسلام و بیرحمی و قساوت فرعون و فرعونیان را نشان میدهد!
اما هر عصر و زمانی، مصداقهای خاصِ خود، از یسومونکم سَوءَ ٱلعذاب .. را دارد که بدتر و شدیدتر از تذبیح فرزندان است!
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
❤2
محمد احمدیان
فلسفه ی نظری تاریخ
فلسفه ی نظری تاریخ، معرفتی است که در آن از حرکت؛ محرک، مسیر و هدف موجودی به نام تاریخ، بحث می شود:
1- تاریج به کجا می رود؟( هدف).
2- چگونه می رود؟( محرک؛ مکانیسم حرکت).
3- از چه راهی می رود؟( مسیر و منازل حرکت).
هگل: تاریخ، کشتارگاه اراده های فردی انسان هاست.( ص:8).
تاریخ از نظر قرآن، به سوی خلافت صالحان به پیش می تازد.
( فلسفه ی تاریخ، ص47).
انسان، در مسیر حرکت تاریخ قرار گرفته است، و سکان دار این کشتی پر فراز و نشیب است، اما طبق نظریه ی [هگل] هر چند اقلیتی کشتی تاریخ را حرکت می بخشند، اما اکثریتی در جهات مختلف حقوقشان در تهدید و خطر بوده، و خواهد بود.
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
Telegram
جماعت دعوت و اصلاح
✳️ کانال رسمی تشکل مدنی «جماعت دعوت و اصلاح»
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وبسایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb
https://ble.ir/islahweb1979/
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وبسایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb
https://ble.ir/islahweb1979/
❤2
🔰ثلاثیةُ النَّجاة عند سهلِ بنِ عبداللهِ التستری
🌟در میان سخنان اهل معرفت، گاه جملهای کوتاه، دریچهای به عالمی گسترده از حکمت و تربیت میگشاید. از این دست، کلامِ ژرف و موجزِ سهل بن عبدالله التستری رحمهالله است که میفرماید:
🔶این سهگانه، نقشهٔ راه نجات است؛ نه نجاتی انتزاعی و دور از زندگی، بلکه نجاتی که در متنِ زیست روزمره، در اخلاق، عبادت و سلوک قلبی تجلّی مییابد. هر یک از این سه اصل، رکنِ استوار تربیت اسلامی است و در کنار یکدیگر، ساختارِ کاملِ «سیر الی الله» را شکل میدهند.
🔸أكل الحلال؛ پاکیِ ریشهٔ عمل
سهل بن عبدالله راه نجات را از «لقمه» آغاز میکند؛ زیرا لقمه، ریشهٔ اخلاق و عبادت است. حلالخوری تنها یک حکم فقهی نیست، بلکه تربیتِ باطنیِ انسان است. لقمهٔ پاک دل را نرم میکند، نور فهم را میافزاید و انسان را از آلودگیهای حرص، طمع و ظلم میرهاند.
👌 از اینرو، نخستین گامِ نجات، پاک کردن سرچشمهٔ جان است؛ تا آنچه بر این سرچشمه بنا میشود، استوار و پذیرفته باشد.
🔸 أداء الفرائض؛ ستونهای بندگی
پس از پاکیِ لقمه، سهل بن عبدالله به «ادای فرائض» اشاره میکند؛ زیرا فرائض ستونهای دیناند و هیچ سلوکی بدون آنها استوار نمیماند. فرائض، تنها مجموعهای از اعمال واجب نیستند، بلکه نظمدهندهٔ زندگی معنوی، محورِ ارتباط بنده با پروردگار و معیارِ صدقِ بندگیاند. ادای فرائض، انسان را از پراکندگی و سرگردانی میرهاند و او را در مسیر مستقیم نگاه میدارد. هرکه فرائض را سبک بشمارد، راه سلوک را از ریشه تباه کرده است؛ زیرا سلوکِ بیفرائض، پوستهای بیهسته و صورتی بیحقیقت است.
🔸 الاقتداء بالنبي ﷺ؛ روحِ نجات
سومین رکن، «اقتدا به پیامبر صلیاللهعلیهوسلم» است؛ و این، روحِ نجات است. اقتدا، تنها پیروی ظاهری در شکل و عادت نیست، بلکه همسویی با رسول خدا در رأفت و اخلاق، در انصاف و عدالت، در عبادت و خشیت، و در شیوهٔ گفتوگو و اقناع است. اقتدا یعنی اینکه انسان در هر موقعیت، در نهانِ دل بپرسد: «لو كان رسولُ الله ﷺ مكاني، ماذا يفعل؟» و سپس، تا آنجا که میتواند، همان را برگزیند. این همان حقیقتی است که در صحنهٔ حنین جلوهگر شد؛ آنگاه که پیامبر، با رأفت و انصاف، با یادآوری نعمت و محبت، دلها را نرم کرد و اختلاف را به الفت بدل ساخت. اقتدا به او، یعنی پیروی از همین روش در تربیت، در دعوت، در مدیریت اختلاف و در تمام عرصههای زندگی.
☀️جایگاه این سهگانه در ساختار تربیت اسلامی
سهل بن عبدالله این سه اصل را نه بهعنوان احکامی پراکنده، بلکه بهصورت ساختاری منسجم عرضه میکند: حلالخوری، پاکیِ درون را میسازد؛ ادای فرائض، استواریِ ظاهر و باطن را تضمین میکند؛ و اقتدا به پیامبر، روح و جهتِ حرکت را تعیین مینماید.
👌این سه، همچون سه حلقهٔ یک زنجیرند؛ اگر یکی گسسته شود، سلوک ناقص میماند و نجات، به معنای حقیقیِ خود تحقق نمییابد. در پرتو این ثلاثیه، تربیت اسلامی چهرهٔ کامل خود را مییابد: پاکیِ لقمه، استواریِ عبادت و پیرویِ عاشقانه از رسولِ رحمت.🌼
✍️ حمـزه خـان بیگـی
┈••✾•🍃⚜️🍃•✾•
🌟در میان سخنان اهل معرفت، گاه جملهای کوتاه، دریچهای به عالمی گسترده از حکمت و تربیت میگشاید. از این دست، کلامِ ژرف و موجزِ سهل بن عبدالله التستری رحمهالله است که میفرماید:
«النَّجاةُ في ثلاثة: أكلُ الحلال، وأداءُ الفرائض، والاقتداءُ بالنبي صلى الله عليه وسلم.»
📙 تفسير القرطبي (٢/٢٠٨)
🔶این سهگانه، نقشهٔ راه نجات است؛ نه نجاتی انتزاعی و دور از زندگی، بلکه نجاتی که در متنِ زیست روزمره، در اخلاق، عبادت و سلوک قلبی تجلّی مییابد. هر یک از این سه اصل، رکنِ استوار تربیت اسلامی است و در کنار یکدیگر، ساختارِ کاملِ «سیر الی الله» را شکل میدهند.
🔸أكل الحلال؛ پاکیِ ریشهٔ عمل
سهل بن عبدالله راه نجات را از «لقمه» آغاز میکند؛ زیرا لقمه، ریشهٔ اخلاق و عبادت است. حلالخوری تنها یک حکم فقهی نیست، بلکه تربیتِ باطنیِ انسان است. لقمهٔ پاک دل را نرم میکند، نور فهم را میافزاید و انسان را از آلودگیهای حرص، طمع و ظلم میرهاند.
📖 عارفان گفتهاند: «العبادةُ مع الحرام كالبناء على الرمل»؛
عبادت با لقمهٔ ناپاک، همچون بنایی است که بر شنِ سست نهاده شود.
👌 از اینرو، نخستین گامِ نجات، پاک کردن سرچشمهٔ جان است؛ تا آنچه بر این سرچشمه بنا میشود، استوار و پذیرفته باشد.
🔸 أداء الفرائض؛ ستونهای بندگی
پس از پاکیِ لقمه، سهل بن عبدالله به «ادای فرائض» اشاره میکند؛ زیرا فرائض ستونهای دیناند و هیچ سلوکی بدون آنها استوار نمیماند. فرائض، تنها مجموعهای از اعمال واجب نیستند، بلکه نظمدهندهٔ زندگی معنوی، محورِ ارتباط بنده با پروردگار و معیارِ صدقِ بندگیاند. ادای فرائض، انسان را از پراکندگی و سرگردانی میرهاند و او را در مسیر مستقیم نگاه میدارد. هرکه فرائض را سبک بشمارد، راه سلوک را از ریشه تباه کرده است؛ زیرا سلوکِ بیفرائض، پوستهای بیهسته و صورتی بیحقیقت است.
🔸 الاقتداء بالنبي ﷺ؛ روحِ نجات
سومین رکن، «اقتدا به پیامبر صلیاللهعلیهوسلم» است؛ و این، روحِ نجات است. اقتدا، تنها پیروی ظاهری در شکل و عادت نیست، بلکه همسویی با رسول خدا در رأفت و اخلاق، در انصاف و عدالت، در عبادت و خشیت، و در شیوهٔ گفتوگو و اقناع است. اقتدا یعنی اینکه انسان در هر موقعیت، در نهانِ دل بپرسد: «لو كان رسولُ الله ﷺ مكاني، ماذا يفعل؟» و سپس، تا آنجا که میتواند، همان را برگزیند. این همان حقیقتی است که در صحنهٔ حنین جلوهگر شد؛ آنگاه که پیامبر، با رأفت و انصاف، با یادآوری نعمت و محبت، دلها را نرم کرد و اختلاف را به الفت بدل ساخت. اقتدا به او، یعنی پیروی از همین روش در تربیت، در دعوت، در مدیریت اختلاف و در تمام عرصههای زندگی.
☀️جایگاه این سهگانه در ساختار تربیت اسلامی
سهل بن عبدالله این سه اصل را نه بهعنوان احکامی پراکنده، بلکه بهصورت ساختاری منسجم عرضه میکند: حلالخوری، پاکیِ درون را میسازد؛ ادای فرائض، استواریِ ظاهر و باطن را تضمین میکند؛ و اقتدا به پیامبر، روح و جهتِ حرکت را تعیین مینماید.
👌این سه، همچون سه حلقهٔ یک زنجیرند؛ اگر یکی گسسته شود، سلوک ناقص میماند و نجات، به معنای حقیقیِ خود تحقق نمییابد. در پرتو این ثلاثیه، تربیت اسلامی چهرهٔ کامل خود را مییابد: پاکیِ لقمه، استواریِ عبادت و پیرویِ عاشقانه از رسولِ رحمت.🌼
✍️ حمـزه خـان بیگـی
┈••✾•🍃⚜️🍃•✾•
Telegram
جماعت دعوت و اصلاح
✳️ کانال رسمی تشکل مدنی «جماعت دعوت و اصلاح»
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وبسایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb
https://ble.ir/islahweb1979/
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وبسایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb
https://ble.ir/islahweb1979/
❤5👏1
سمیه امینی
خیلی از رابطهها به خاطر دعوا خراب نمیشن
به خاطر این خراب میشن که بلد نیستیم درست دعوا کنیم!
اختلاف داشتن طبیعیه
اما مشکل «مدیریت اختلاف» بین ماست و بعضی رفتارها به مرور اعتماد و صمیمیت رو فرسوده میکنن
اشتباه اول:
اینکه ناراحتی رو مستقیم بیان نکنیم
اخم،
سردی،
کنایه،
یا سکوت طولانی
اینها گفتوگو نیستن،
فقط فشار روانی انباشتهشده هستن
آدم بالغ، ناراحتیش رو شفاف میگه
اشتباه دوم:
تهدید کردن رابطه در لحظه عصبانیت
«پس جدا میشیم»
«دیگه تمومه»
این جملهها شاید تخلیه هیجان باشن،
اما امنیت رابطه رو تَرَک میدن
و رابطه بدون امنیت، دوام نداره
اشتباه سوم:
دعوا برای بردن نیست!
اگه یکی برنده بشه،
رابطه بازنده میشه
هدف باید فهمیدن همدیگه باشه،
نه شکست دادن طرف مقابل
اشتباه چهارم:
بیشتر آدمها در دعوا گوش نمیدن
فقط منتظر نوبت خودشون برای جواب دادنن
اما رابطه سالم جاییه که هر دو نفر حس کنن:
«فهمیده شدم»
اشتباه پنجم:
قهر کردن و تحقیر کردن
فاصله گرفتن برای آروم شدن اوکیه،
اما قهر طولانی نه!
و بدتر از اون اینهاست:
توهین، تمسخر، مقایسه، سرزنش…
اینها اختلاف رو حل نمیکنن،
فقط فاصله عاطفی میسازن
اشتباه ششم:
بعد از دعوا، بازسازی مهمتر از خود اختلافه
خیلیها دعوا رو تموم میکنن،
اما رابطه رو ترمیم نمیکنن
یک جمله ساده،
یک عذرخواهی واقعی،
یا یک تماس عاطفی دوباره
میتونه امنیت رابطه رو برگردونه
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
Telegram
جماعت دعوت و اصلاح
✳️ کانال رسمی تشکل مدنی «جماعت دعوت و اصلاح»
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وبسایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb
https://ble.ir/islahweb1979/
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وبسایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb
https://ble.ir/islahweb1979/
❤7👏5
صدیق قطبی
مگر زمین خدا پهناورنبود؟
در قرآن کریم از وسعتِ جهان و وسعتِ رحمت خداوند سخن رفته است.در قلمروِ ایمان، هم جهانْ واسع، فراخ وپهناور است و هم رحمت و لطفهای جانِ جهان، واسع وهمهگستر وفراگیر. و ایندو یعنی همیشه امکانِ رستگاری فراهم است:
رَبُّكُمْ ذُو رَحْمَةٍ وَاسِعَةٍ (أنعام، ۱۴۷)
پروردگارتان داراى رحمتى گسترده است.
إِنَّ أَرْضِي وَاسِعَةٌ (عنکبوت، ۵۶)
زمینِ من گسترده است.
درباره گستردگی وفراگیری رحمت،دو اشارهٔ دیگر نیز هست:
رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَحْمَةً وَعِلْمًا (غافر، ۷)
پروردگارا، رحمت و دانش تو همه چیز را فراگرفته.
وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ (اعراف، ۱۵۶)
و رحمتم همه چیز را فراگرفته است.
اما فراخی وپهناوری زمین، چه معنایی دارد و چرامحل توجه و تأکید قرآن است؟
از این آیه آغاز کنیم:
يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ أَرْضِي وَاسِعَةٌ فَإِيَّايَ فَاعْبُدُونِ (عنکبوت، ۵۶)
اى بندگان من كه ايمان آوردهايد، همانا زمين من گسترده است، تنها مرا بپرستيد.
میگوید محیط نامناسب، شمارا از ادای بندگی من بازندارد.اگر دل درگروِ ایمان داشته باشید، میتوانید فضا ومحیط دیگری که مساعد ایمانتان باشد، بجویید و بیابید. اگرفضای فعلی، برای رُستن وبالیدن ایمانتان مناسب نیست،جهان خدا که تنگ نیست. گسترده است،اگر مؤمنانید:
وَمَنْ يُهَاجِرْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يَجِدْ فِي الْأَرْضِ مُرَاغَمًا كَثِيرًا وَسَعَةً (نساء، ۱۰۰)
و هر كه در راه خدا هجرت كند، در زمين جایگاههای بسیار و گشايشی [شایسته] خواهد يافت.
چنانکه یاران غار(اصحاب کهف)با ایمان به رحمت واسع وجهان واسع خداوند، محیط خود راتغییر دادند:
وَإِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ فَأْوُوا إِلَى الْكَهْفِ يَنشُرْ لَكُمْ رَبُّكُم مِّن رَّحْمَتِهِ وَيُهَيِّئْ لَكُم مِّنْ أَمْرِكُم مِّرْفَقًا (کهف، ۱۶)
و [به یکدیگر] گفتند: زمانی که ازآنان و آنچه جز خدامیپرستند کناره گرفتید، پس به سوی غار[روید و در آن]جای گیرید تا پروردگارتان ازرحمت خویش برشما بگستراند و برای شما در کارتان آسانی و آسایشی فراهم سازد.
یاران غار،وقتی به جستوجوی فضایی مناسب ایمانشان گام برداشتند دلگرم بودند به گسترهٔ رحمت.باور داشتند که رحمتِ او زیرآسمانهای دیگر نیزبرآنان خواهد بارید.
تعبیر «أرض واسعة» در ضمن گفتوگوی فرشتگان با برخودستمکاران نیزآمده است:
إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ قَالُوا فِيمَ كُنْتُمْ قَالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ قَالُوا أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِيهَا (نساء، ۹۷)
همانا فرشتگان درحال ستاندن جان کسانی که بر خود ستم کردهاند [به آنان] گویند: در چه حالی بودید؟گویند ما درزمین مستضعف بودیم. [فرشتگان] گویند:مگر زمین خدا پهناور نبود که در آن هجرت کنید؟...
دلالت «أرض واسعة» در اینجا وضوح بیشتر مییابد. آنکه در محیط، موقعیت،و مناسباتی است که در آن به ضعف و زبونی کشیده شده(استضعاف)،باید در جستوجوی محیط وموقعیت و مناسباتی دیگر برآید. چرا که«زمین خدا فراخ است» و امکانهای زیستن، بسیار. آنکه به رغم توانایی، موقعیت استضعاف را ترک نمیکند، بر خود ستم میکند. برخودستمگری، ماندن در محیط و فضای استضعاف است.
با این حال، واقعیت این است که برخی توانایی و استطاعت ترک محیط و فضایی را که در آن به ضعف کشیده شدهاند ندارند. قرآن این واقعیت را میپذیرد و آنان را معذور میداند. آیا آنان که امکان ترک محیط خود را ندارند، از رحمت فراگیر خداوند، محروم میمانند؟
إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ لَا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَلَا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا. فَأُولَئِكَ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَعْفُوَ عَنْهُمْ وَكَانَ اللَّهُ عَفُوًّا غَفُورًا (نساء، ۹۸-۹۹)
مگر آن مردان و زنان و کودکان مستضعفی که هیچ چارهای نداشته باشند و راهی [برای رهایی] نیابند؛ که امید است خداوند از آنان درگذرد و خدا بسیار باگذشتِ مهربان است.
آنچه حیاتی است یافتن فضا و شرایطی است که در آن بتوان «محسنانه» زیست. و در بشارت قرآن، زمین خدا برای جویندگان احسان، فراخ است:
قُلْ يَا عِبَادِ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّكُمْ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ وَأَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةٌ إِنَّمَا يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسَابٍ (زمر، ۱۰)
بگو اى بندگانِ من كه ايمان آوردهايد، از پروردگارتان پروا کنید؛ براى آنان كه در اين دنيا نیکی كردهاند [پاداش] نيكى خواهد بود، و زمين خدا گسترده است [هر جا زمینهٔ نیکی مییابید همانجا بروید]، جز این نیست که شکیبایان، پاداششان کامل و بیحساب داده میشود.
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
Telegram
جماعت دعوت و اصلاح
✳️ کانال رسمی تشکل مدنی «جماعت دعوت و اصلاح»
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وبسایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb
https://ble.ir/islahweb1979/
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وبسایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb
https://ble.ir/islahweb1979/
❤6
🔖 بازگشتِ مداوم به سوی خداوند
◻️ بسیاری از انسانها استغفار را فقط برای پس از گناه میشناسند؛ درحالیکه استغفار، بیش از آنکه واکنش به خطا باشد، راهِ بازگشتِ دائمِ دل به سوی خداست. اینکه پیامبر ﷺ در یک مجلس بارها استغفار میکرد، نشان میدهد انسان هرقدر هم رشد کند، باز به پاککردنِ غبارِ دل و تجدیدِ پیوند با خدا نیاز دارد.
◻️ استغفار فقط طلبِ بخشش نیست؛ بیرون آمدن از غفلت است. دلِ انسان در شلوغیِ زندگی، آرامآرام سخت و پراکنده میشود. استغفار، توقفی کوتاه برای بازگشت به خویشتن و یادآوریِ فقرِ انسان در برابرِ رحمتِ الهی است.
◻️ راهبردها:
✓ طلب بخشش از الله را به لحظههای ثابتِ روزانه پیوند بزن.
✓ فقط از گناهها نگو؛ از غفلتها هم استغفار کن.
✓ استغفار را با تصمیمی کوچک برای اصلاح همراه ساز.
✓ در حالِ آرامش هم استغفار کن، نه فقط هنگامِ بحران.
◻️ دل، بیش از آنکه به توضیح و توجیه نیاز داشته باشد، به بازگشت نیاز دارد؛ و استغفار، یکی از نزدیکترین راههای این بازگشت است.
📖 از سلسله یادداشتهای «هر ورقش دفتریست؛ درنگهایی برای فهمِ زندگی»
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
الحاق جوادی
◻️ بسیاری از انسانها استغفار را فقط برای پس از گناه میشناسند؛ درحالیکه استغفار، بیش از آنکه واکنش به خطا باشد، راهِ بازگشتِ دائمِ دل به سوی خداست. اینکه پیامبر ﷺ در یک مجلس بارها استغفار میکرد، نشان میدهد انسان هرقدر هم رشد کند، باز به پاککردنِ غبارِ دل و تجدیدِ پیوند با خدا نیاز دارد.
◻️ استغفار فقط طلبِ بخشش نیست؛ بیرون آمدن از غفلت است. دلِ انسان در شلوغیِ زندگی، آرامآرام سخت و پراکنده میشود. استغفار، توقفی کوتاه برای بازگشت به خویشتن و یادآوریِ فقرِ انسان در برابرِ رحمتِ الهی است.
◻️ راهبردها:
✓ طلب بخشش از الله را به لحظههای ثابتِ روزانه پیوند بزن.
✓ فقط از گناهها نگو؛ از غفلتها هم استغفار کن.
✓ استغفار را با تصمیمی کوچک برای اصلاح همراه ساز.
✓ در حالِ آرامش هم استغفار کن، نه فقط هنگامِ بحران.
◻️ دل، بیش از آنکه به توضیح و توجیه نیاز داشته باشد، به بازگشت نیاز دارد؛ و استغفار، یکی از نزدیکترین راههای این بازگشت است.
📖 از سلسله یادداشتهای «هر ورقش دفتریست؛ درنگهایی برای فهمِ زندگی»
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
Telegram
جماعت دعوت و اصلاح
✳️ کانال رسمی تشکل مدنی «جماعت دعوت و اصلاح»
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وبسایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb
https://ble.ir/islahweb1979/
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وبسایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb
https://ble.ir/islahweb1979/
❤2
أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَالرَّقِيمِ كَانُوا مِنْ آيَاتِنَا عَجَبًا
آیا گمان کردی که اصحاب کهف و رقیم از نشانه های شگفت انگیز ما بودند؟ [چنین نیست؛ زیرا ما را در پهن دشت هستی نشانه هایی شگفت انگیزتر از اصحاب کهف است.]
#تقویم
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
آیا گمان کردی که اصحاب کهف و رقیم از نشانه های شگفت انگیز ما بودند؟ [چنین نیست؛ زیرا ما را در پهن دشت هستی نشانه هایی شگفت انگیزتر از اصحاب کهف است.]
#تقویم
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
👏4
🔰 مقاصد صلوات بر پیامبر اکرم ﷺ
🔶 صلوات؛ گشودن درهای رحمت الهی بر بنده
از برجستهترین حکمتهای صلوات بر پیامبر اکرم ﷺ آن است که بنده را در معرض عنایت و صلوات الهی قرار میدهد؛ صلواتی که حقیقت آن، رحمت، ستایش و مغفرت است. در سنت نبوی آمده است که انسان تنها یکبار بر پیامبر ﷺ درود میفرستد، و خداوند در برابر، دهبار بر او صلوات میفرستد؛ و چه کرامتی والاتر از آنکه نام بندهای خاکی در محضر فرشتگان مقرب با رحمت و ثنا یاد شود.
📖 خداوند متعال میفرماید:
در پرتو این معنا، صلوات تنها ذکر زبانی نیست؛ حرکتی است که بنده را از تنگنای خاک به افقهای بلند آسمان میبرد. هرگاه نام پیامبر رحمت ﷺ با محبت بر زبان جاری میشود، در همان لحظه، نام بنده در ملکوت به نیکی برده میشود؛ گویی خطاب الهی در میان فرشتگان طنین میافکند: «این بندهام مرا یاد کرد، پس من نیز او را با رحمت و ثنا یاد میکنم.»
صلوات، پلی است میان ضعف انسان و لطف خدا؛ میان زمینِ گرفتار و آسمانِ گشوده. هر صلوات، روزنهای است که پردههای غفلت را میشکافد و بنده را به یاد میآورد که یاد او در پیشگاه الهی بیپاسخ نمیماند، بلکه با چندین برابر رحمت و مغفرت پاسخ داده میشود.
🔶 صلوات؛ زنده نگهداشتن نعمت عظیم بعثت
از دیگر مقاصد بلند صلوات، بیدار نگاهداشتن احساس نعمت بعثت پیامبر اکرم ﷺ در جان مؤمن است. بعثت رسول خدا، رویدادی تاریخی صرف نیست؛ بلکه بزرگترین موهبت الهی بر بشریت و آغاز دوباره نور هدایت در جهان است.
📖 خداوند میفرماید:
بر اساس این آیه، هر صلوات، تجدید شکر نعمتی است که با آن، راه از بیراهه جدا شد و انسان از تاریکی جهل و ظلم به روشنایی وحی فراخوانده شد. صلوات، زمزمهای است که در ژرفای آن این اعتراف نهفته است: «خدایا، تو بر ما منت نهادی که رسولی از میان خودمان برانگیختی؛ ما این نعمت را فراموش نمیکنیم و شکر آن را با زبان و دل و عمل به جا میآوریم.»
صلوات، تنها ذکر ثوابآور نیست؛ تجدید عهدی است با پیامبر ﷺ: عهدی بر پیروی، محبت، تعظیم و اقتدا. بعثت، آغاز یک تاریخ نیست؛ آغاز یک مسئولیت است.
🌻 بدینسان، کثرت صلوات، افزونی عددی یک ذکر نیست؛ نشانهای است از عمق پیوند قلبی با رسول خدا ﷺ. هرچه دل بیشتر به یاد او بتپد، زبان بیشتر به صلوات میگشاید؛ و هرچه صلوات افزونتر شود، محبت ریشهدارتر و ایمان استوارتر میگردد.
🔶 صلوات؛ پیوند میان عبودیت اختیاری و هدایت نبوی
📖 امام شاطبی رحمهالله حقیقتی بنیادین را یادآور میشود:
🌻 در نگاه او، شریعت آمده است تا انسان را از اسارت هوا رهایی بخشد و بندگی اضطراری را به بندگی آگاهانه و آزادانه بدل کند؛ و این دگرگونی عظیم، تنها در پرتو هدایت پیامبر ﷺ ممکن است. صلوات، یادآور همین حقیقت است: پیوند با پیامبری که راه را مینمایاند و انسان را از تاریکی نفس به روشنایی عبودیت میکشاند.
🔶 فرجام سخن
🌻 صلوات بر پیامبر اکرم ﷺ دو افق بزرگ را در جان مؤمن میگشاید:
👌 افق رحمت الهی: بنده با یک صلوات، خود را در معرض ده صلوات الهی قرار میدهد؛ صلواتی که حقیقت آن رحمت، ثنا و مغفرت است. این کرامتی است که بنده را از گمنامی زمینی به یادشدگی آسمانی میرساند.
👌 افق شکر نعمت بعثت: هر صلوات، شکر دوباره نعمت بعثت است؛ اعترافی است که اگر او نبود، راه شناخته نمیشد و هدایت کامل نمیگشت. صلوات، شعله محبت پیامبر ﷺ را در دل زنده نگه میدارد و پیمان پیروی از او را استوار میسازد.
👌 بدینگونه، صلوات ذکری است که از زمین آغاز میشود و در آسمان پایان مییابد؛ ذکری که در آن، شکر و محبت، معرفت و ادب، همگی در یک جمله کوتاه جمع شده است:
🌼«اللهم صلِّ على محمدٍ وعلى آل محمد.»🌼
📙 #وصفي_أبوزيد
✍️ #حمـزه خـان بیگـی
┈••✾•🍃⚜️🍃•✾•
🔶 صلوات؛ گشودن درهای رحمت الهی بر بنده
از برجستهترین حکمتهای صلوات بر پیامبر اکرم ﷺ آن است که بنده را در معرض عنایت و صلوات الهی قرار میدهد؛ صلواتی که حقیقت آن، رحمت، ستایش و مغفرت است. در سنت نبوی آمده است که انسان تنها یکبار بر پیامبر ﷺ درود میفرستد، و خداوند در برابر، دهبار بر او صلوات میفرستد؛ و چه کرامتی والاتر از آنکه نام بندهای خاکی در محضر فرشتگان مقرب با رحمت و ثنا یاد شود.
📖 خداوند متعال میفرماید:
﴿هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ﴾ [الأحزاب: ۴۳]
«اوست که بر شما صلوات میفرستد.»
و ابوالعالیه در تفسیر این آیه میگوید:
«صلاة اللّهِ عَلَی عَبدِهِ ثَنَاؤُهُ عَلَیـهِ عِندَ المَلائِکَةِ»
«صلوات خدا بر بندهاش، ستایش او در میان فرشتگان است.»
در پرتو این معنا، صلوات تنها ذکر زبانی نیست؛ حرکتی است که بنده را از تنگنای خاک به افقهای بلند آسمان میبرد. هرگاه نام پیامبر رحمت ﷺ با محبت بر زبان جاری میشود، در همان لحظه، نام بنده در ملکوت به نیکی برده میشود؛ گویی خطاب الهی در میان فرشتگان طنین میافکند: «این بندهام مرا یاد کرد، پس من نیز او را با رحمت و ثنا یاد میکنم.»
صلوات، پلی است میان ضعف انسان و لطف خدا؛ میان زمینِ گرفتار و آسمانِ گشوده. هر صلوات، روزنهای است که پردههای غفلت را میشکافد و بنده را به یاد میآورد که یاد او در پیشگاه الهی بیپاسخ نمیماند، بلکه با چندین برابر رحمت و مغفرت پاسخ داده میشود.
🔶 صلوات؛ زنده نگهداشتن نعمت عظیم بعثت
از دیگر مقاصد بلند صلوات، بیدار نگاهداشتن احساس نعمت بعثت پیامبر اکرم ﷺ در جان مؤمن است. بعثت رسول خدا، رویدادی تاریخی صرف نیست؛ بلکه بزرگترین موهبت الهی بر بشریت و آغاز دوباره نور هدایت در جهان است.
📖 خداوند میفرماید:
﴿لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ﴾ [آل عمران: ۱۶۴]
بر اساس این آیه، هر صلوات، تجدید شکر نعمتی است که با آن، راه از بیراهه جدا شد و انسان از تاریکی جهل و ظلم به روشنایی وحی فراخوانده شد. صلوات، زمزمهای است که در ژرفای آن این اعتراف نهفته است: «خدایا، تو بر ما منت نهادی که رسولی از میان خودمان برانگیختی؛ ما این نعمت را فراموش نمیکنیم و شکر آن را با زبان و دل و عمل به جا میآوریم.»
صلوات، تنها ذکر ثوابآور نیست؛ تجدید عهدی است با پیامبر ﷺ: عهدی بر پیروی، محبت، تعظیم و اقتدا. بعثت، آغاز یک تاریخ نیست؛ آغاز یک مسئولیت است.
ابنالقیم رحمهالله میگوید: «هرچه بنده صلوات بیشتری بر پیامبر ﷺ بفرستد، محبت او به آن حضرت افزونتر، قرب او بیشتر و ایمانش کاملتر میگردد.»
🌻 بدینسان، کثرت صلوات، افزونی عددی یک ذکر نیست؛ نشانهای است از عمق پیوند قلبی با رسول خدا ﷺ. هرچه دل بیشتر به یاد او بتپد، زبان بیشتر به صلوات میگشاید؛ و هرچه صلوات افزونتر شود، محبت ریشهدارتر و ایمان استوارتر میگردد.
🔶 صلوات؛ پیوند میان عبودیت اختیاری و هدایت نبوی
📖 امام شاطبی رحمهالله حقیقتی بنیادین را یادآور میشود:
« المقصد الشرعی من وضع الشریعة إخراج المکلّف عن داعیة هواه، حتی یکونَ عبداً لله إختیاراً،کما هُوَ عبداً لِلهِ إضطراراً، و لا سبیل ذلک إلّا یهدی النَّبِی صلّی الله علیه وسلّم»
«مقصودِ شرعی از وضع شریعت آن است که مکلف را از پیرویِ خواهشهای نفسانیاش بیرون آورد، تا او بندۀ خدا گردد از روی اختیار، همانگونه که از روی اضطرار بندۀ اوست؛ و این مقصد جز به هدایت پیامبر اکرم ﷺ تحقق نمییابد.»
🌻 در نگاه او، شریعت آمده است تا انسان را از اسارت هوا رهایی بخشد و بندگی اضطراری را به بندگی آگاهانه و آزادانه بدل کند؛ و این دگرگونی عظیم، تنها در پرتو هدایت پیامبر ﷺ ممکن است. صلوات، یادآور همین حقیقت است: پیوند با پیامبری که راه را مینمایاند و انسان را از تاریکی نفس به روشنایی عبودیت میکشاند.
🔶 فرجام سخن
🌻 صلوات بر پیامبر اکرم ﷺ دو افق بزرگ را در جان مؤمن میگشاید:
👌 افق رحمت الهی: بنده با یک صلوات، خود را در معرض ده صلوات الهی قرار میدهد؛ صلواتی که حقیقت آن رحمت، ثنا و مغفرت است. این کرامتی است که بنده را از گمنامی زمینی به یادشدگی آسمانی میرساند.
👌 افق شکر نعمت بعثت: هر صلوات، شکر دوباره نعمت بعثت است؛ اعترافی است که اگر او نبود، راه شناخته نمیشد و هدایت کامل نمیگشت. صلوات، شعله محبت پیامبر ﷺ را در دل زنده نگه میدارد و پیمان پیروی از او را استوار میسازد.
👌 بدینگونه، صلوات ذکری است که از زمین آغاز میشود و در آسمان پایان مییابد؛ ذکری که در آن، شکر و محبت، معرفت و ادب، همگی در یک جمله کوتاه جمع شده است:
🌼«اللهم صلِّ على محمدٍ وعلى آل محمد.»🌼
📙 #وصفي_أبوزيد
✍️ #حمـزه خـان بیگـی
┈••✾•🍃⚜️🍃•✾•
👏3❤2
چگونه می توان محیط خانه را به گونه ای برنامه ریزی کرد که کودک به محیط زیست و حفاظت از آن علاقه مند شود؟
مؤثرترین راه علاقهمند کردن او به محیط زیست، آموزش مستقیم نیست؛ بلکه ایجاد تجربههای جذاب و روزمره است. کودکان در این سن بیشتر از طریق بازی، مشاهده و تقلید یاد میگیرند.
چند ایده عملی برای خانه:
۱. یک گوشه طبیعت در خانه بسازید
یک گلدان یا چند گیاه کوچک را به او بسپارید و بگویید «اینها مسئولیت تو هستند». برایشان اسم بگذارید و هر روز با هم رشدشان را بررسی کنید.
۲. کاوشگر طبیعت شود
یک ذرهبین اسباببازی، دفترچه نقاشی و جعبه جمعآوری برگ و سنگ به او بدهید. هر بار که بیرون میروید، از او بخواهید چیزهای جالب طبیعی پیدا کند.
۳. تفکیک زباله را به بازی تبدیل کنید
سه سطل با رنگهای مختلف درست کنید و از او بخواهید زبالهها را در خانه دستهبندی کند. برای هر بار موفقیت امتیاز یا برچسب تشویقی بدهید.
۴. صرفهجویی در آب را به مأموریت تبدیل کنید
برای مثال میتوانید او را «نگهبان آب خانه» معرفی کنید. هر بار که شیر آبی بیهوده باز مانده را پیدا کند، یک امتیاز بگیرد.
۵. داستانگویی
برایش داستانهایی بسازید که قهرمان آنها یک قطره آب، یک درخت یا یک پرنده باشد که به کمک کودکان نیاز دارد. کودکان با شخصیتها ارتباط عاطفی برقرار میکنند.
۶. باغچه کوچک خوراکی
اگر حیاط یا حتی یک بالکن دارید، کاشت نعناع، ریحان یا گوجهفرنگی بسیار مؤثر است. وقتی کودک محصولی را که خودش کاشته بخورد، ارتباط عمیقی با طبیعت پیدا میکند.
۷. استفاده از وسایل دورریختنی در کاردستی
کارتنها، بطریهای پلاستیکی و جعبهها را دور نریزید. با هم از آنها ماشین، خانه یا موشک بسازید. این کار مفهوم استفاده مجدد را به شکل طبیعی منتقل میکند.
۸. الگوی عملی باشید
اگر شما هنگام خروج چراغ اضافی را خاموش کنید، آب را هدر ندهید و درباره زیبایی طبیعت صحبت کنید، اثرش بسیار بیشتر از هر آموزشی خواهد بود.
یک بازی طولانیمدت
یک «دفتر قهرمان زمین» برای فرزندتان درست کنید. هر بار که:
در مصرف آب صرفهجویی کرد،
به گیاهان آب داد،
زبالهای را از زمین برداشت،
یا از حیوانات و گیاهان مراقبت کرد،
یک ستاره در دفترش بچسبانید. وقتی به تعداد مشخصی ستاره رسید، جایزهای غیرمادی مثل یک گردش خانوادگی در طبیعت دریافت کند.
فعالیتهای عملی و ماجراجویانه مانند (کاشتن بذر، آب دادن، جستوجوی حشرات، جمعآوری برگها) می تواند جذاب باشد.
#شبکه_حامی
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
❤4
حنیفه محمودنژاد
ستارهای در غبارِ زمان
در رثای بانوی مجاهد، خواهر زینب رهنمون
در میان هیاهوی پرشتاب دنیای امروز، گاهی روحهایی طلوع میکنند که نه با فریاد، بلکه خاموش و با «حضور» و «عمل» خود، مسیر حقیقت را روشن نگاه میدارند. بانوی بزرگوار و خستگیناپذیر، خواهر «زینب رهنمون»، یکی از همین ستارههای فروزان بود؛ آن بانوی گرانقدر که الگویی از زنان مجاهد در صدر اسلام و از نوادگانِ فاتح قدس شریف، سلطان صلاحالدین ایوبی بود. او خواهری تلاشگر و مجاهد بود که تمامی عمر خود را در مسیر «دعوت اسلامی» با سلاح «محبت، مهربانی و میزبانی» پیمود.
در خانه او، معنای میزبانی تنها پذیرایی از جسم نبود؛ او با گشادهرویی و سخاوتِ بیدریغ، قلبها را میزبانی میکرد. خانهاش، همچون «خانه ارقم بن ابیارقم»، محل دعوت، تعلیم علوم دینی و مأمنی برای دردمندان و جویندگان حقیقت بود و این مکان، پناهگاهی برای گرمابخشی به اهل ایمان محسوب میشد. او در مسیر خدمت به دین، روحیهای مثالزدنی داشت؛ چنانکه انصارگونه، پذیرای مهاجران و خستگانِ راهِ حق بود.
فصلِ آخرِ زندگی او، آینهی تمامنمایِ صبر و تسلیم بود. او هشت سالِ پرمشقت را در بستر بیماری گذراند، اما در تمام این مدت، ذرهای غبارِ ناسپاسی بر چهرهی آرامش ننشست و زبانش همواره به حمد و شکرِ پروردگار گویا بود.
در این دورانِ سخت، همسرِ بزرگوارش *کاک علی رحمانی*(مجاهدی نستوه از پیشکسوتان جماعت و از یاران صدیق شهید ماموستا ناصرسبحانی) همچون یاری دلسوز و پرستاری فداکار، در کنار او ایستاد؛ او با عشقی خالصانه، لحظهلحظهی بیماریِ همسفرِ خود را با مراقبت و تیمارِ عاشقانه همراهی کرد تا این پیوندِ آسمانی، معنایِ والایِ «وفاداری در سلامت و بیماری» را به زیباترین شکل تفسیر کند.
زیباترین بخش حیات او، همین اتحادِ قلبی بود. آنها نه فقط دو شریک در زندگی، که دو همسنگر در مسیرِ پرفراز و نشیبِ دعوت بودند.
او تکیهگاهی استوار بود؛ در طوفانها آرامشبخش و در تصمیمهای دشوار، مشاوری دلسوز. این اتحاد، گواهی بود بر اینکه یک زن میتواند با درایت و ایمان، کانون گرم خانواده را به پایگاهی برای خدمت به دین خدا تبدیل کند.
مرگ، پایانِ کالبد بود، اما پایانِ میراثِ او نیست. سرانجام، این بانوی نیکسیرت دارِ فانی را وداع گفت و رفت تا در جوارِ رحمتِ حق آرام گیرد، بیتردید، یاد و نام نیک او در دلهای کسانی که مهر و بزرگواریاش را دیدهاند، جاودانه خواهد ماند مهربانیهایش در خاطرهها، و تلاشهایش در مسیر دعوت، همچون نهالی که آبیاری کرده است، باقی خواهد ماند. خداوند او را در جوارِ رحمت خویش جای دهد و پاداشِ آن همه کَرم، میزبانیِ بیادعا، شکرگزاری در رنج و صبرِ ایشان را با عالیترین درجاتِ بهشتی عطا فرماید.
روحش شاد و یادش گرامی
خداوند او را شامل رحمت واسعۀ خویش گرداند و به بازماندگانش صبر و اجر عنایت فرماید.
اللهم آمین.
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
Telegram
جماعت دعوت و اصلاح
✳️ کانال رسمی تشکل مدنی «جماعت دعوت و اصلاح»
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وبسایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb
https://ble.ir/islahweb1979/
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وبسایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb
https://ble.ir/islahweb1979/
❤18👍4😭1
💠لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّىٰ تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ ۚ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ
هرگز به [حقیقتِ] نیکی [به طور کامل] نمی رسید تا از آنچه دوست دارید انفاق کنید؛ و آنچه از هر چیزی انفاق می کنید [خوب یا بد، کم یا زیاد، به اخلاص یا ریا] یقیناً خدا به آن داناست.
#تقویم
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
هرگز به [حقیقتِ] نیکی [به طور کامل] نمی رسید تا از آنچه دوست دارید انفاق کنید؛ و آنچه از هر چیزی انفاق می کنید [خوب یا بد، کم یا زیاد، به اخلاص یا ریا] یقیناً خدا به آن داناست.
#تقویم
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
❤4
💠جهاندار امینی
🔹کودکان اغلب مرتکب رفتارهایی میشوند که توجهات زیادی را جلب میکند.
اگر شما به کلمات بدی که بهکار میبرد، بخندید یا واکنش افراطی نشان بدهید، تقریبا تضمین کردهاید که باز هم آن کلمه را تکرار کند.
بیتوجهی میتواند بهعنوان اولین قدم برخورد مقابلهای خوبی باشد؛ بهخصوص برای بچههای کمسالتر.
اگر فحش تکرار شد، در عین اینکه توجه خاصی نشان نمیدهید، برایش توضیح دهید که این کلمهی خوبی نیست و دیگر نباید آن را تکرار کند.
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
Telegram
جماعت دعوت و اصلاح
✳️ کانال رسمی تشکل مدنی «جماعت دعوت و اصلاح»
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وبسایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb
https://ble.ir/islahweb1979/
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وبسایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb
https://ble.ir/islahweb1979/
👍1
💠عبدالظاهر سلطانی
قواعد قرآنى(34)
لَو يُؤَاخِذُ اللهُ الناسَ بِما كَسَبُوا ما تَرَكَ عَلَى ظَهْرِها مِنْ دابَّةٍ فاطر/45
اگر خدا مردم را به خاطر آنچه کردهاند،مؤاخذه کند، روی زمین هیچ جنبدهای را وانمیگذارد!
یکی از تهدیدات سنگین قرآن همین آیه است؛ هیچ کس و هیچ چیز را استثنا نکرده، حتی انسانهای خوب و شایسته و حتی حیوانات و همه جنبندگان را!
چه سخت است که به سبب اشتباه ما، دیگران و حتی حیوانات و گیاهان گرفتار شوند و آسیب ببینند!
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
Telegram
جماعت دعوت و اصلاح
✳️ کانال رسمی تشکل مدنی «جماعت دعوت و اصلاح»
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وبسایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb
https://ble.ir/islahweb1979/
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وبسایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb
https://ble.ir/islahweb1979/
📌وقتی فرشته مرگ درِ خانهام را میزند
گاهی از کنار دیوار مسجدی میگذرم و نگاهم به اعلامیهای میافتد که با جملهی آشنای «إنا لله وإنا إلیه راجعون» آغاز شده است. نامی را میبینم که شاید تا دیروز در میان خانواده و دوستانش میخندید، آرزو میکرد و برای فردایش برنامه داشت؛ اما امروز تنها چند سطر بر کاغذی سیاه از او به یادگار مانده است. لحظهای درنگ میکنم و با خود میگویم: دیروز نوبت او بود؛ روزی نیز نوبت من خواهد رسید.
در تشییع جنازهها، هنگامی که تابوتی بر دوش مردمان آرام آرام به سوی منزلگاه ابدی حرکت میکند، حقیقتی بزرگ در دل زنده میشود: روزی فرشتهی مرگ راه خانهی مرا نیز خواهد یافت و اجلی که خداوند برایم مقدر کرده است، فرا خواهد رسید؛ همان اجلی که قرآن دربارهاش میفرماید: ﴿فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ لَا يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلَا يَسْتَقْدِمُونَ﴾؛ «چون اجلشان فرا رسد، نه ساعتی پس میافتد و نه پیش میافتد.»
در آن لحظه، دل بیاختیار به دعا روی میآورد:
خدایا! آن ساعت که همهی دستها از من کوتاه میشود، مرا به حال خود وا مگذار. دلم را به یاد خود آرام گردان و زبانم را به کلمهی توحید گویا ساز. چنان زندگیام را سامان ده که پایان آن، شهادت به یگانگی تو و امید به رحمت بیکران تو باشد.
اما هر بار که این دعا را بر زبان میآورم، با خود میاندیشم که حسن خاتمه تنها آرزویی برای واپسین لحظههای عمر نیست؛ بلکه ثمرهی یک عمر زندگی با ایمان است. کسی که دوست دارد آخرین سخنش «لا إله إلا الله» باشد، باید همهی زندگیاش رنگ «لا إله إلا الله» بگیرد؛ در عبادتش، در امانتداریاش، در انصافش، در مهربانیاش، در حقالناس و در مسئولیتی که در برابر خدا و بندگان او بر عهده دارد.
شاید راز سفارش فراوان به یاد مرگ نیز همین باشد. یاد مرگ برای آن نیست که انسان را از زندگی دلزده کند، بلکه برای آن است که او را به زندگی راستین بازگرداند. کسی که مرگ را فراموش نمیکند، کمتر گرفتار غرور میشود، کینهها را آسانتر کنار میگذارد، دلها را کمتر میشکند و فرصتهای نیکی را غنیمت میشمارد؛ زیرا میداند که هر روز، گامی به سوی دیداری بزرگ نزدیکتر میشود.
گاه با خود میاندیشم: شاید روزی همین مردمی که امروز در تشییع دیگران گام برمیدارند، بر پیکر من نماز بخوانند و نام من نیز بر اعلامیهای نقش ببندد. آن روز، نه ثروتی با من خواهد آمد، نه مقام و نه ستایش مردم. آنچه باقی میماند، ایمانی است که در دل پروردهام، نیکیهایی است که در حق بندگان خدا انجام دادهام و دعایی است که از دل کسانی برمیخیزد که از من خیری دیدهاند.
چه نیکوست که هر اعلامیهی وفات و هر تشییع جنازه را پیامی از سوی پروردگار بدانیم؛ پیامی که آرام در گوش جانمان میگوید: «تو نیز مسافری، پس برای سفرت آماده شو.»
و چه زیباست که از امروز چنان زندگی کنیم که اگر اجل، امشب یا فردا فرا رسید، حسرتِ حقی که ضایع کردهایم، دلی که شکستهایم یا خیری که به تأخیر انداختهایم، بر دل نماند؛ بلکه با قلبی امیدوار و زبانی آشنا با ذکر خدا، آمادهی آن دیدار باشیم.
پروردگارا! چنان زندگیای به ما عطا کن که مرگ برای ما پایان راه نباشد، بلکه آغاز لقای رحمت تو باشد؛ و چنان سرانجامی نصیبمان فرما که آخرین سخنمان توحید، آخرین اندیشهمان امید به بخشش تو و آخرین گاممان، گامی به سوی رضوان و قرب تو باشد.
✍️ رئوف اصلاحجو
https://t.me/islahweb
گاهی از کنار دیوار مسجدی میگذرم و نگاهم به اعلامیهای میافتد که با جملهی آشنای «إنا لله وإنا إلیه راجعون» آغاز شده است. نامی را میبینم که شاید تا دیروز در میان خانواده و دوستانش میخندید، آرزو میکرد و برای فردایش برنامه داشت؛ اما امروز تنها چند سطر بر کاغذی سیاه از او به یادگار مانده است. لحظهای درنگ میکنم و با خود میگویم: دیروز نوبت او بود؛ روزی نیز نوبت من خواهد رسید.
در تشییع جنازهها، هنگامی که تابوتی بر دوش مردمان آرام آرام به سوی منزلگاه ابدی حرکت میکند، حقیقتی بزرگ در دل زنده میشود: روزی فرشتهی مرگ راه خانهی مرا نیز خواهد یافت و اجلی که خداوند برایم مقدر کرده است، فرا خواهد رسید؛ همان اجلی که قرآن دربارهاش میفرماید: ﴿فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ لَا يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلَا يَسْتَقْدِمُونَ﴾؛ «چون اجلشان فرا رسد، نه ساعتی پس میافتد و نه پیش میافتد.»
در آن لحظه، دل بیاختیار به دعا روی میآورد:
خدایا! آن ساعت که همهی دستها از من کوتاه میشود، مرا به حال خود وا مگذار. دلم را به یاد خود آرام گردان و زبانم را به کلمهی توحید گویا ساز. چنان زندگیام را سامان ده که پایان آن، شهادت به یگانگی تو و امید به رحمت بیکران تو باشد.
اما هر بار که این دعا را بر زبان میآورم، با خود میاندیشم که حسن خاتمه تنها آرزویی برای واپسین لحظههای عمر نیست؛ بلکه ثمرهی یک عمر زندگی با ایمان است. کسی که دوست دارد آخرین سخنش «لا إله إلا الله» باشد، باید همهی زندگیاش رنگ «لا إله إلا الله» بگیرد؛ در عبادتش، در امانتداریاش، در انصافش، در مهربانیاش، در حقالناس و در مسئولیتی که در برابر خدا و بندگان او بر عهده دارد.
شاید راز سفارش فراوان به یاد مرگ نیز همین باشد. یاد مرگ برای آن نیست که انسان را از زندگی دلزده کند، بلکه برای آن است که او را به زندگی راستین بازگرداند. کسی که مرگ را فراموش نمیکند، کمتر گرفتار غرور میشود، کینهها را آسانتر کنار میگذارد، دلها را کمتر میشکند و فرصتهای نیکی را غنیمت میشمارد؛ زیرا میداند که هر روز، گامی به سوی دیداری بزرگ نزدیکتر میشود.
گاه با خود میاندیشم: شاید روزی همین مردمی که امروز در تشییع دیگران گام برمیدارند، بر پیکر من نماز بخوانند و نام من نیز بر اعلامیهای نقش ببندد. آن روز، نه ثروتی با من خواهد آمد، نه مقام و نه ستایش مردم. آنچه باقی میماند، ایمانی است که در دل پروردهام، نیکیهایی است که در حق بندگان خدا انجام دادهام و دعایی است که از دل کسانی برمیخیزد که از من خیری دیدهاند.
چه نیکوست که هر اعلامیهی وفات و هر تشییع جنازه را پیامی از سوی پروردگار بدانیم؛ پیامی که آرام در گوش جانمان میگوید: «تو نیز مسافری، پس برای سفرت آماده شو.»
و چه زیباست که از امروز چنان زندگی کنیم که اگر اجل، امشب یا فردا فرا رسید، حسرتِ حقی که ضایع کردهایم، دلی که شکستهایم یا خیری که به تأخیر انداختهایم، بر دل نماند؛ بلکه با قلبی امیدوار و زبانی آشنا با ذکر خدا، آمادهی آن دیدار باشیم.
پروردگارا! چنان زندگیای به ما عطا کن که مرگ برای ما پایان راه نباشد، بلکه آغاز لقای رحمت تو باشد؛ و چنان سرانجامی نصیبمان فرما که آخرین سخنمان توحید، آخرین اندیشهمان امید به بخشش تو و آخرین گاممان، گامی به سوی رضوان و قرب تو باشد.
✍️ رئوف اصلاحجو
https://t.me/islahweb
Telegram
جماعت دعوت و اصلاح
✳️ کانال رسمی تشکل مدنی «جماعت دعوت و اصلاح»
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وبسایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb
https://ble.ir/islahweb1979/
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وبسایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb
https://ble.ir/islahweb1979/
❤11
💠صدیق قطبی
مولانا و کشاکشها
مولانا درون آدمی را عرصهٔ کشاکشها میدید. یکسو کششهای خداست. جان را به سمت عشق، خودسپاری و بیخویشتنی میکشاند. به سوی لطفهای بیکران و عرصههای پاک و بلند. و یکسو کشش نفْس است که به حسد، بخل، ظنّ بد و ستیزهجویی میکشاند. کشتی وجود ما در میانهٔ دو کشش پیوسته، در تلاطم است:
زین سوی تو چندین حسد، چندین خیال و ظنّ بد
زان سوی او چندان کشش چندان چشش چندان عطا
چندین چشش از بهر چه؟ تا جان تلخت خوش شود
چندین کشش از بهر چه؟ تا در رَسی در اولیا
اینسو کشان سوی خوشان، وانسو کشان با ناخوشان
یا بگذرد یا بشکند کشتی درین گردابها
(غزل ۱۴)
کشاکشهاست در جانم، کشنده کیست، میدانم
دمی خواهم بیاسایم، ولیکن نیستم امکان
(غزل ۱۶۴۲)
میکشدم مِی به چپ، میکشدم دل به راست
رو که کشاکش خوش است، تو چه کشیدی؟ بگو
(غزل ۱۹۵۴)
بیقراری و نالههای آدمی نیز به سبب این کشاکشها است. جان، آوردگاه کششهاست:
من گوشکشان گشتم از لیلی و از مجنون
آن میکَشدم زان سو وین میکَشدم زین سون
یک گوش به دست این، یک گوش به دست آن
این میکَشدم بالا، وان میکَشدم هامون
از دست کشاکشْ من وز چرخ پرآتشْ من
میگردم و مینالم چون چنبرهٔ گردون
آن لحظه که بیهوشم، ز ایشان برهد گوشم
میغلْطم چون شاهان، در اطلس و در اَکسون
(غزل ۱۸۷۸)[اَکسون: دیبای سیاه گرانبها]
آنچه در تلقی مولانا از خداوند چشمگیر و درخشان است دست برنداشتن او از کشش است. او پیوسته و به شیوههای گوناگون در کار کشش است. کشش مدام او ناشی از کَرَم است و به قصد دل ربودن. و سرانجام، پیروزی با کششهای اوست:
ای کشش عشق خدا، میننشیند کَرَمت
دست نداری ز کِهان، تا دل ازیشان نَبَری
هین بکشان، هین بکشان، دامن ما را به خوشان
زانک دلی که تو بَری، راه پریشان نَبَری
راست کنی وعدهٔ خود، دست نداری ز کشش
تا همه را رقصکنان جانب میدان نَبَری
(غزل ۲۴۵۵)
در قرآن کریم هم از کششها، از کشاکشها، یاد شده است. در زبان قرآن خداوند در کار «فراخواندن»، «بشارت دادن»، و «رحمت و درود فرستادن» است. به هنگام بذل و بخشش، فراخوان و وعدهای است از سوی شیطان که مده، تنگدست میشوی؛ و فراخوان و نویدی است از سوی خدا که ببخش، آمرزیده میشوی و فزونی میگیری:
.
الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشَاءِ وَاللَّهُ يَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَفَضْلًا وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ(بقره، ۲۶۸).
شیطان [به هنگام انفاق] شما را از تهیدستی بیم میدهد و به زشتکاری(حرص و بخل) وا میدارد، ولی خدا شما را به آمرزشی از جانب خود و فزونیای [در مال] نوید میدهد؛
و خدا گشایشگر داناست.
أُولَئِكَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَاللَّهُ يَدْعُو إِلَى الْجَنَّةِ وَالْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ (بقره: ۲۲۱)
آنان به آتش فرامیخوانند، در حالی که خدا به خواستِ خود به بهشت و آمرزش فرامیخواند.
هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ (احزاب، ۴۳)
اوست که خود و فرشتگانش بر شما درود میفرستند، تا شما را از تاریکیها به سوی نور بیرون آورد.
این کشاکش نزد مولانا گاه به کشاکش میان «تن» و «جان» تعبیر میشود. پرندهای که چنگال را در زمین فروبُرده، اما بالهایش هوای آسمان دارند:
جان زِ هِجرِ عرش اندر فاقهای
تن زِ عشقِ خاربُن چون ناقهای
جان گشاید سویِ بالا بالها
در زده تن در زمین چنگالها
(مثنوی، ۴: ۱۵۴۶-۱۵۴۷)
و این ابیات ضمن داستان مجنون و ناقه[=شتر ماده] آمده است. عشق به لیلی، مجنون را به پیش میکشد و میل ناقه به فرزند، مجنون را واپس میبَرد و بازمیگرداند. دل، آهنگِ دوست دارد، و ناقه [=نفْس/تن] عزم و آهنگی دیگر. و مجنون در میانهٔ کشش است.
مولانا میگوید همگان، فارغ از جایگاه اجتماعیشان، گرفتار کششهای طمعورزانهٔ دنیویاند. راهی رهایی از کششهای بیانتها و جانفرسا، دل دادن به کشش عشق خدا است:
ز شاه تا به گدا در کشاکش طمعاند
به عشق باز رهد جان ز طمْع و مطلبها
(غزل ۲۳۲)
علاوه بر اینها، کشاکشهای دیگری نیز هست. اوضاع پُرافت و خیز بیرون، و جهانی که ثبات و قرار ندارد. آنچه بر ما میرود و ما را از وضعیتی به وضعیتی دیگر میکشاند. تعلیم مولانا این است که کشاکشهای او را پذیرا باش و به ناخوشیِ آن، رضایت بده. در کشاکش، بر خداوند رو گران مکن. چهره در هم مکش:
چو در کشاکشِ احکامْ راضیات یابند
ز رنجها برهانند و مُرتضات کنند
(غزل ۷۳۱)
اندر کشاکشهای او نوش است ناخوشهای او
آب است آتشهای او، بر وی مکن رو را گران
(غزل ۱۶۱۶)
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
Telegram
جماعت دعوت و اصلاح
✳️ کانال رسمی تشکل مدنی «جماعت دعوت و اصلاح»
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وبسایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb
https://ble.ir/islahweb1979/
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وبسایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb
https://ble.ir/islahweb1979/
💠راهکارهای عملی برای والدین در مقابل خشم کودکان
1. گوش دادن فعال: بدون قضاوت به کودک گوش دهید.
2. آرام ماندن والد: آرامش شما به کودک امنیت میدهد.
3. نامگذاری احساسات: به کودک کمک کنید احساسش را بشناسد (مثلاً «میبینم عصبانی شدی»).
4. ایجاد فضای امن: اجازه دهید کودک احساسش را بدون آسیب بیان کند.
5. الگوسازی: خودتان مدیریت خشم را نشان دهید
#روانشناسی
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
Telegram
جماعت دعوت و اصلاح
✳️ کانال رسمی تشکل مدنی «جماعت دعوت و اصلاح»
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وبسایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb
https://ble.ir/islahweb1979/
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وبسایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb
https://ble.ir/islahweb1979/
👍1
💠أُولَٰئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ ۖ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ
آنانند که درودها و رحمتی از سوی پروردگارشان بر آنان است و آنانند که هدایت یافته اند.
#تقویم
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
آنانند که درودها و رحمتی از سوی پروردگارشان بر آنان است و آنانند که هدایت یافته اند.
#تقویم
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
❤5