جماعت دعوت و اصلاح
4.52K subscribers
13K photos
2.81K videos
343 files
16.5K links
✳️ کانال رسمی تشکل مدنی «جماعت دعوت و اصلاح»

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وب‌سایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb

https://ble.ir/islahweb1979/
Download Telegram
💠صدیق قطبی


مولانا و کشاکش‌ها

مولانا درون آدمی را عرصهٔ کشاکش‌ها می‌دید. یک‌سو کشش‌های خداست. جان را به سمت عشق، خودسپاری و بی‌خویشتنی می‌کشاند. به سوی لطف‌های بی‌کران و عرصه‌های پاک و بلند. و یک‌سو کشش نفْس است که به حسد، بخل، ظنّ بد و ستیزه‌جویی می‌کشاند. کشتی وجود ما در میانهٔ دو کشش پیوسته، در تلاطم است:

زین سوی تو چندین حسد، چندین خیال و ظنّ بد
زان سوی او چندان کشش چندان چشش چندان عطا
چندین چشش از بهر چه؟ تا جان تلخت خوش شود
چندین کشش از بهر چه؟ تا در رَسی در اولیا
این‌سو کشان سوی خوشان، وان‌‌سو کشان با ناخوشان
یا بگذرد یا بشکند کشتی درین گرداب‌ها
(غزل ۱۴)

کشاکش‌هاست در جانم، کشنده کیست، می‌دانم
دمی خواهم بیاسایم، ولیکن نیستم امکان
(غزل ۱۶۴۲)

می‌کشدم مِی به چپ، می‌کشدم دل به راست
رو که کشاکش خوش است، تو چه کشیدی؟ بگو
(غزل ۱۹۵۴)

بی‌قراری و ناله‌های آدمی نیز به سبب این کشاکش‌ها است. جان، آوردگاه کشش‌هاست:

من گوش‌کشان گشتم از لیلی و از مجنون
آن می‌کَشدم زان سو وین می‌کَشدم زین سون
یک گوش به دست این، یک گوش به دست آن
این می‌کَشدم بالا، وان می‌کَشدم هامون
از دست کشاکشْ من وز چرخ پرآتشْ من
می‌گردم و می‌نالم چون چنبرهٔ گردون
آن لحظه که بی‌هوشم، ز ایشان برهد گوشم
می‌غلْطم چون شاهان، در اطلس و در اَکسون
(غزل ۱۸۷۸)[اَکسون: دیبای سیاه گران‌بها]

آنچه در تلقی مولانا از خداوند چشمگیر و درخشان است دست برنداشتن او از کشش است. او پیوسته و به شیوه‌های گوناگون در کار کشش است. کشش مدام او ناشی از کَرَم است و به قصد دل ربودن. و سرانجام، پیروزی با کشش‌های اوست:

ای کشش عشق خدا، می‌ننشیند کَرَمت
دست نداری ز کِهان، تا دل ازیشان نَبَری
هین بکشان، هین بکشان، دامن ما را به خوشان
زانک دلی که تو بَری، راه پریشان نَبَری
راست کنی وعدهٔ خود، دست نداری ز کشش
تا همه را رقص‌کنان جانب میدان نَبَری
(غزل ۲۴۵۵)

در قرآن کریم هم از کشش‌ها، از کشاکش‌ها، یاد شده است. در زبان قرآن خداوند در کار «فراخواندن»، «بشارت دادن»، و «رحمت و درود فرستادن» است. به هنگام بذل و بخشش، فراخوان و وعده‌ای است از سوی شیطان که مده، تنگ‌دست می‌شوی؛ و فراخوان و نویدی است از سوی خدا که ببخش، آمرزیده می‌شوی و فزونی می‌گیری:
.
الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشَاءِ وَاللَّهُ يَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَفَضْلًا وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ(بقره، ۲۶۸)
شیطان [به هنگام انفاق] شما را از تهیدستی بیم می‌دهد و به زشتکاری(حرص و بخل) وا می‌دارد، ولی خدا شما را به آمرزشی از جانب خود و فزونی‌ای [در مال] نوید می‌دهد؛
و خدا گشایشگر داناست.

أُولَئِكَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَاللَّهُ يَدْعُو إِلَى الْجَنَّةِ وَالْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ (بقره: ۲۲۱)
آنان به آتش فرامی‌خوانند، در حالی که خدا به خواستِ خود به بهشت و آمرزش فرامی‌خواند.

هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ (احزاب، ۴۳)
اوست که خود و فرشتگانش بر شما درود می‌فرستند، تا شما را از تاریکی‌ها به سوی نور بیرون آورد.

.

این کشاکش نزد مولانا گاه به کشاکش میان «تن» و «جان» تعبیر می‌شود. پرنده‌ای که چنگال را در زمین فروبُرده، اما بال‌هایش هوای آسمان دارند:

جان زِ هِجرِ عرش اندر فاقه‌ای
تن زِ عشقِ خاربُن چون ناقه‌ای
جان گشاید سویِ بالا بال‌ها
در زده تن در زمین چنگال‌ها

(مثنوی، ۴: ۱۵۴۶-۱۵۴۷)

و این ابیات ضمن داستان مجنون و ناقه[=شتر ماده] آمده است. عشق به لیلی، مجنون را به پیش می‌کشد و میل ناقه به فرزند، مجنون را واپس می‌بَرد و بازمی‌گرداند. دل، آهنگِ دوست دارد، و ناقه [=نفْس/تن] عزم و آهنگی دیگر. و مجنون در میانهٔ کشش است.

مولانا می‌گوید همگان، فارغ از جایگاه اجتماعی‌شان، گرفتار کشش‌‌های ‌‌طمع‌ورزانه‌ٔ دنیوی‌اند. راهی رهایی از کشش‌‌های بی‌انتها و جان‌فرسا، دل دادن به کشش عشق‌ خدا است:

ز شاه تا به گدا در کشاکش طمع‌اند
به عشق باز رهد جان ز طمْع و مطلب‌ها
(غزل ۲۳۲)

علاوه بر اینها، کشاکش‌های دیگری نیز هست. اوضاع پُرافت و خیز بیرون، و جهانی که ثبات و قرار ندارد. آنچه بر ما می‌رود و ما را از وضعیتی به وضعیتی دیگر می‌کشاند. تعلیم مولانا این است که کشاکش‌های او را پذیرا باش و به ناخوشیِ آن، رضایت بده. در کشاکش، بر خداوند رو گران مکن. چهره در هم مکش:

چو در کشاکشِ احکامْ راضی‌ات یابند
ز رنج‌ها برهانند و مُرتضات کنند
(غزل ۷۳۱)

اندر کشاکش‌های او نوش است ناخوش‌های او
آب است آتش‌های او، بر وی مکن رو را گران
(غزل ۱۶۱۶)

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
💠راهکارهای عملی برای والدین در مقابل خشم کودکان

1. گوش دادن فعال: بدون قضاوت به کودک گوش دهید.


2. آرام ماندن والد: آرامش شما به کودک امنیت می‌دهد.


3. نام‌گذاری احساسات: به کودک کمک کنید احساسش را بشناسد (مثلاً «می‌بینم عصبانی شدی»).


4. ایجاد فضای امن: اجازه دهید کودک احساسش را بدون آسیب بیان کند.


5. الگوسازی: خودتان مدیریت خشم را نشان دهید

#روانشناسی

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
👍1
💠أُولَٰئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ ۖ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ
آنانند که درودها و رحمتی از سوی پروردگارشان بر آنان است و آنانند که هدایت یافته اند.


#تقویم

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
5
📌حضور قلب، ثمره معرفت

در طول دوران، توصیه‌های متعددی برای دستیابی به حضور قلب در نماز ارائه شده است؛ اما در حقیقت، تحقق این مقام، بیش از هر چیز به میزان معرفت و آگاهی بنده نسبت به معبود بازمی‌گردد. هر چه این آگاهی عمیق‌تر شود، حضور قلب استوارتر خواهد بود؛ بسان عاشقی که چنان در جذب معشوق غرق شده است که از پیرامون خویش غافل گشته و گویی از زمان و مکان فارغ شده است.

✍️فرزاد وليدى

#حضور_قلب #نماز #معرفت_الهی #عشق_الهی #معنویت #خداشناسی #عبادت #خودسازى

🆔@islahweb
4
💠الحاق جوادی


🔖 تلنگرهای مولانا

📍 تلنگر (۴۰)

گرچه رخنه نیست در عالم پدید
خیره یوسف‌وار می‌باید دوید

📚 مثنوی | دفتر پنجم

▪️ گاهی انسان در موقعیتی قرار می‌گیرد که هیچ راه روشنی پیش روی خود نمی‌بیند؛ نه راه‌حلی پیدا می‌شود، نه گشایشی، و نه حتی روزنه‌ای از امید.

▪️ در چنین لحظاتی، بسیاری از ما دست از تلاش می‌کشیم؛ چون می‌خواهیم اول راه را ببینیم و بعد حرکت کنیم.

▪️ اما مولانا از ماجرای یوسف درس دیگری می‌آموزد. او نمی‌گوید تا گشایش را دیدی حرکت کن؛ می‌گوید حتی وقتی رخنه‌ای دیده نمی‌شود، باز هم باید در مسیر درست ماند، کوشید و امید را از دست نداد.

▪️ یوسف وقتی زلیخا درها را بست و او را به گناه فراخواند، به سمت همان درهای بسته گریخت. می‌دانست بسته‌اند، اما فرار از گناه مهم‌تر بود از اینکه راه باز باشد. این است معنای یوسف‌وار دویدن: حرکت به سمت درستی، حتی وقتی هنوز گشوده نشده.

▪️ بسیاری از قفل‌های زندگی زمانی گشوده می‌شوند که هنوز هیچ نشانه‌ای از گشایش دیده نمی‌شود. راه، گاه پس از حرکت پدیدار می‌شود، نه پیش از آن.

▪️ ناامیدی معمولاً از اینجا آغاز می‌شود که انسان، نادیده‌ها را ناممکن می‌پندارد؛ حال آنکه بسیاری از مهم‌ترین اتفاقات زندگی، روزی ناممکن به نظر می‌رسیدند.

✓ اگر امروز راهی نمی‌بینی، لزوماً به این معنا نیست که راهی وجود ندارد. گاهی باید یوسف‌وار حرکتی کرد تا دری گشوده شود که از آغاز در نگاه ما گشوده نبود.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
💯3
💠چگونه فکر کردن را به فرزندان یا دانش آموزانمون یاد بدیم؟


چند راهکار عملی:

سؤال بپرسید، جواب ندهید
«فکر می‌کنی چرا این اتفاق افتاده؟»
«چه راه‌حل‌های دیگری وجود دارد؟»
«از کجا می‌فهمی این پاسخ درست است؟»
تفکر خود را بلند بیان کنید
هنگام حل یک مسئله، مراحل ذهنی خود را توضیح دهید:
«اول مسئله را می‌خوانم، بعد اطلاعات مهم را جدا می‌کنم، سپس راه‌حل‌ها را بررسی می‌کنم.»
از دانش‌آموز بخواهید دلیل بیاورد
فقط پاسخ را نپذیرید.
بپرسید: «چرا این جواب را انتخاب کردی؟»
اشتباه را بخشی از یادگیری بدانید
به‌جای تمرکز بر درست یا غلط بودن، روی فرایند فکر کردن تمرکز کنید.
بگویید: «جالب است، ببینیم این ایده به کجا می‌رسد.»
مسائل باز مطرح کنید
سؤال‌هایی که چند پاسخ ممکن دارند:
«اگر شهردار شهر بودی، برای کاهش ترافیک چه می‌کردی؟»
مهارت‌های تفکر انتقادی را تمرین دهید
منبع اطلاعات چیست؟
چه شواهدی وجود دارد؟
آیا دیدگاه دیگری هم هست؟
پس از هر فعالیت، بازتاب انجام دهید
«چه چیزی یاد گرفتی؟»
«دفعه بعد چه کاری را متفاوت انجام می‌دهی؟

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4
💠محمد احمدیان


🌹[والدین و 100 نکته ی تربیتی]


برای افزایش تجربه‌های موفق؛ والدین نباید در مقابل تجربه‌های ناموفق، کودکان را سرزنش نکنند.

توصیه:
1- زندگی مسیری است که با تجربه ها ی موفق و ناموفق به پیش می رود، این روند در کودکان چشم گیر تر است.
2-  هر تجربه ی موفقی، در پشت آن راهنمای موفق نقش آفرینی می کند؛ لذا والدین بهترین راهنما برای فرزندان هستند.
3- گاهی تجربه ی موفق، پشتوانه برای توفیقات آینده می گردد؛ چه نیکو گفته اند اهل حکمت:
هر شکستی پلی برای پیروزی است.
4- سرزنش زیاد، انسان را کودن، و پرورش را نارس می کند، و از طرفی جسارت را از انسان سلب می نماید؛ بنابراین لازم است از سرزنش کودکان پرهیز نمود.

    خرداد 1405

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4
💠تفاوت درماندگی و احساس بد نسبت به خود:


درماندگی یعنی کودک حس کند «هیچ کاری از دستم برنمی‌آید».
اما احساس بد نسبت به خود داشتن یعنی کودک به جای اینکه فقط رفتار اشتباه را ببیند، کم‌کم به این نتیجه برسد که «خودِ من مشکل دارد» یا «من کافی نیستم».

چرا این موضوع مهم است؟
وقتی کودک زیاد دچار احساس بد نسبت به خود داشتن شود:
به جای اصلاح رفتار، از خودش بدش می‌آید
از ترس قضاوت، کمتر یاد می‌گیرد
ممکن است پنهان‌کاری یا دروغ‌گویی را انتخاب کند
اعتمادبه‌نفسش پایین می‌آید
در این حالت کودک به جای اینکه بگوید «این کارم اشتباه بود»، به این فکر می‌رسد که «من اشتباه هستم».

یک تفاوت ساده اما مهم:
✔️ اصلاح درست: «این کارت اشتباه بود»
آسیب‌زا: «تو بچه بدی هستی»

چند راهکار ساده برای والدین

1. جدا کردن رفتار از شخصیت
به جای برچسب زدن، فقط درباره رفتار صحبت کنید:
«این رفتارت درست نبود» نه «تو بدی»

2. اول آرامش، بعد آموزش
وقتی کودک ناراحت یا مضطرب است، اول باید آرام شود، بعد آموزش ببیند.

3. سوال به جای سرزنش
به جای «چرا این کارو کردی؟!»
بگویید: «چی شد این اتفاق افتاد؟»

4. جمع‌بندی بعد از تنش
بعد از دعوا یا ناراحتی بگویید:
«من دوستت دارم، ولی این رفتارت درست نبود

جمع‌بندی
هدف تربیت این نیست که کودک هیچ‌وقت اشتباه نکند؛هدف این است که یاد بگیرد:
✅️اشتباه می‌کنم، اما هنوز ارزشمندم
✅️ می‌توانم رفتارم را اصلاح کنم، بدون اینکه خودم را بد ببینم


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
💠يَوْمَ يَجْمَعُ اللَّهُ الرُّسُلَ فَيَقُولُ مَاذَا أُجِبْتُمْ ۖ قَالُوا لَا عِلْمَ لَنَا ۖ إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ

[از] روزی [پروا کنید] که خدا پیامبران را جمع می کند، و [به آنان] می فرماید: [در برابر دعوتتان به اجرای دستورهای خدا] چه پاسخی به شما داده شد؟ گویند: ما را [در برابرِ دانشِ تو] هیچ دانشی نیست؛ یقیناً تویی که به نهان ها بسیار دانایی.


#تقویم

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2
دلجویی از انسان ها

💠وصفی عاشور ابو زید


از نشانه‌های مردانگی، کمال دینداری و برادری ایمانی این است که احوال دوستان را جویا شوی و از حالشان باخبر باشی.
بسیارند کسانی که در تنگناها و سختی‌ها گرفتارند و نیاز دارند کسی دلداری‌شان بدهد و به صبر واداردشان.
بسیارند مشکلاتی که از توان انسان بزرگ‌ترند.
هر که با مردم درآمیزد و به دردشان گوش دهد، از انبوه مصیبت‌ها و پشت‌هم‌آمدن مشکل‌ها بر سر جوانانی در اوج شکوفایی، موهایش سپید می‌شود.
از نمونه‌های توجه نبوی به یاران:
«ای جابر، چه شده که می‌بینم شکسته‌حالی؟»
آخرین بار کِی این را به کسی گفتی؟
دست نگه‌دار تا او خودش شکایت کند؛ نه همه می‌توانند دردشان را به زبان بیاورند.
جبر خاطر — دلجویی از دیگران — از اعمال فراموش‌شده است، در حالی که پاداشی بزرگ دارد:
«محبوب‌ترین اعمال نزد خدا، شادی‌ای است که به دل مسلمانی وارد کنی، یا غمی که از او بزدایی.»
بسیارند که به بیماری دچارند و هیچ‌کس خبر ندارد.
بسیارند که زیر بار مشکلات پی‌در‌پی کمر خم کرده‌اند و همین آن‌ها را به گوشه‌نشینی و دوری از مردم کشانده.
بسیارند که برادرانشان فراموش‌شان کرده و رهایشان نموده‌اند.
خدا رحمت کند کسی را که با آن‌ها در ارتباط ماند و سبب پایداری‌شان شد.
کنار کسی ایستادن در لحظه‌ی غم و نیاز، نام آن همراه را برای همیشه در دل حک می‌کند.
کعب بن مالک پس از نزول آیه توبه‌اش گفت:
«طلحة بن عبیدالله به سمتم دوید، دستم را فشرد و تبریک گفت. به خدا قسم، از مهاجران هیچ‌کس جز او پیش من نیامد — و این را هرگز از یاد نخواهم برد.»

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4🙏1
🔰سیرِ درونیِ لغزش؛ از خاطره تا عادت

🌟 ابن‌القیم رحمه‌الله، با دقتی روان‌شناختی و روحی، مسیرِ لغزشِ نفس را ترسیم می‌کند و به ما می‌آموزد که چگونه باید در هر مرحله، مراقب بود و از سقوطِ تدریجی جلوگیری کرد. او می‌گوید:
«دافع الخطرة، فإن لم تفعل صارت فكرة، فدافع الفكرة فإن لم تفعل صارت شهوة، فحاربها فإن لم تفعل صارت عزيمة وهمة، فإن لم تدافعها صارت فعلاً، فإن لم تتداركه صار عادة فيصعب عليك الانتقال عنها»
«خاطره را دفع کن؛ اگر وانَهی، به فکر بدل می‌شود. فکر را دفع کن؛ اگر وانَهی، به شهوت می‌انجامد. با شهوت بجنگ؛ اگر وانَهی، به عزم و اراده تبدیل می‌شود. اگر با آن درنیفتی، به عمل می‌انجامد؛ و اگر عمل را مهار نکنی، به عادت بدل می‌شود و رهایی از آن دشوار می‌گردد.»
🔶 در این کلام، سلسله‌ای دقیق از تحولاتِ درونی نفس ترسیم شده است:
🔸 خاطره: نخستین جرقه، یک «خاطره» است؛ تصویری گذرا، اندیشه‌ای لحظه‌ای، وسوسه‌ای کوتاه که از بیرون یا درون بر ذهن می‌گذرد. در این مرحله، نفس هنوز درگیر نشده؛ اما اگر انسان، این خاطره را جدی نگیرد و آن را به‌موقع دفع نکند، به مرحلهٔ بعد می‌رسد.
🔸 فکر: خاطرهٔ رهاشده، به «فکر» بدل می‌شود؛ یعنی ذهن، به آن می‌پردازد، آن را می‌پرورَد، در آن تأمل می‌کند و به آن مجالِ ماندن می‌دهد. فکر، نسبت به خاطره، ریشه‌دارتر و ماندگارتر است؛ و اگر در این مرحله، انسان با مراقبه و ذکر و توجه، آن را مهار نکند، به مرحلهٔ سوم می‌رسد.
🔸 شهوت: فکرِ تکرارشده، به «شهوت» تبدیل می‌شود؛ یعنی میلِ درونی، گرایشِ قلبی و کششِ نفس به سوی آن امر. در اینجا، نفس دیگر تنها ناظر نیست؛ بلکه مشتاق است. اگر در این مرحله، مجاهده و مقاومت صورت نگیرد، شهوت به «عزم» بدل می‌شود.
🔸 عزم و اراده: شهوتِ رهاشده، به «ارادهٔ جدی» تبدیل می‌شود؛ انسان تصمیم می‌گیرد، برنامه می‌ریزد و خود را برای انجامِ آن آماده می‌کند. اینجا، خطر بسیار نزدیک است؛ زیرا فاصلهٔ میان اراده و عمل، کوتاه است.
🔸 عمل: ارادهٔ بی‌مهار، به «عمل» می‌انجامد؛ گناه، لغزش، رفتارِ نادرست یا ترکِ واجب، در این مرحله رخ می‌دهد. اگر انسان، پس از عمل، به توبه و بازگشت نپردازد، این عمل تکرار می‌شود و به مرحلهٔ آخر می‌رسد.
🔸 عادت: عملِ تکرارشده، به «عادت» بدل می‌گردد؛ یعنی نفس، به آن خو می‌گیرد، آن را طبیعی می‌پندارد و ترکِ آن برایش دشوار می‌شود. در اینجا، خطرِ بزرگ آن است که انسان، زشتیِ گناه را از دست می‌دهد و قلبش نسبت به آن بی‌حس می‌شود.
☀️ ابن‌القیم، با این تحلیل، ما را به «مراقبهٔ لحظهٔ نخست» فرا می‌خواند؛ یعنی باید در همان مرحلهٔ خاطره، هوشیار بود و آن را با ذکر، توجه، استغفار و تغییرِ جهتِ ذهنی دفع کرد. هرچه تأخیر در این مراقبه بیشتر شود، ریشهٔ گناه در نفس عمیق‌تر می‌گردد و درمان دشوارتر می‌شود.

👌این، در حقیقت، نوعی «فقه النفس» و شناختِ سازوکارِ درونیِ روح است که برای هر مربی، معلم، والد و سالکِ راهِ خدا ضروری است.🌼

✍️ حمـزه خـان بیگـی
┈••✾•🍃⚜️🍃•✾•
2
💠کودک مقتدر‌


⭐️بگذارید کودک مشکل خود را حل کند

برخی از والدین عادت دارند که مشکلات کودکشان را خود حل کنند. این والدین شاید برای راحتی و رفاه بیشتر کودک این کار را انجام می دهند اما در واقع این کار باعث می شود تا کودک نتواند روی توانایی های خود تکیه کند و در آینده هم ممکن است نتواند مشکلات خود را حل کند زیرا مطمئن است کسی هست که او را از این وضعیت نجات دهد. این عادت تا ابد با او همراه خواهد بود و او فردی می شود که در مقابل مشکلات تلاشی نمی کند و منتظر یک ناجی است تا او را نجات دهد.

⭐️از تحسین و تمجید زیاد خودداری کنید

درست است که کودکان نیاز دارند تا از آنجا تحسین و تمجید شود اما این تحسین و تمجید همیشه به صورت مثبت جواب نمی دهد.
کودک شما باید خودش به توانایی های خود ایمان داشته باشد تا بتواند عزت نفسش را تقویت کند و بتواند مدیر و مدبر باشد.
کودکان را باید به خاطر تلاش ها و توانایی هایشان تشویق کنید نه اینکه بیهوده آنها را یک فرد موفق تلقی کنی در صورتی که در حقیقت این گونه نیست.‌


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2
💠صدیق قطبی


آدمی، جانِ در پرده

در نگاه مولانا، انسان، حقیقتی در پرده است: گاه گوهری در گِل، گاه دریایی زیر کاه، گاه ماهِ پنهان در ابر، گاه خُمِ شرابی با دهانه‌ای گِل‌گرفته، و گاه مرغی در بیضه. پس کار آدمی شاید نه افزودن چیزی بر خویش، که کاستن است: زدودنِ گِل، کنار زدنِ کاه، شکافتنِ پوسته؛ تا آنچه از آغاز در او بوده، مجال ظهور پیدا کند. آن‌گاه از آدمی بویی و اثری برمی‌خیزد که پیش‌تر نیز در او بود، اما در زیرِ گل و کاه و پوسته پنهان مانده بود.


جانْ خُمِ شراب است، اما سرِ خُم را گِل گرفته است. آزاد شدنِ آن بو و پیداییِ آن اثرِ مستی‌بخش، نیازمند زدودنِ گِل است:

دل است خُنبِ شرابِ خدا، سَرَش بگشا
سرش به گِل بگرفته‌ است طبعِ بدکردار
چو اندکی سَرِ خُم را ز گِل کنی خالی
برآید از سر خُم بو و صد هزار آثار

(دیوان شمس، غزل ۱۱۳۵)

من و ما است کَهگل، سَرِ خُم گرفته
تو بردار کهگل، که خمّ شرابی
(غزل ۳۱۱۷)

تو گوهری نهُفته، در کاهگِل گرفته
گر رخ ز گِل بشویی، ای خوش‌لقا، چه باشد؟
(غزل ۸۴۴)

تا چند کاسه‌لیسی؟ این کوزه بر زمین زن
برگیر کاهگل را از روی خُنبِ باده

(غزل ۲۳۹۰)

جان ما، ماه است؛ اما ناپدید و پوشیده در ابرها. مولانا تن را به «میغ» ــ یعنی ابر ــ تشبیه می‌کند که ماهِ جان را پوشانده است:

تو هنوز ناپدیدی، ز جمال خود چه دیدی؟
سَحَری چو آفتابی ز درونِ خود برآیی
تو چنین نهان دریغی، که مَهی به زیرِ میغی
بِدَران تو میغِ تن را، که مَهیّ و خوش‌لِقایی

(غزلِ ۲۷۸۰)

گاه این حقیقتِ پنهان، در تصویر مرغی در بیضه ظاهر می‌شود. پوسته‌ای باید شکافته شود تا جانْ راه رهایی پیدا کند:

در بیضهٔ تن مرغ عَجَبی
در بیضه دری، ز آن می‌نپری
گر بیضهٔ تن سوراخ شود
هم پر بزنی هم جان ببَری

(غزل ۳۱۳۶)

و گاه در هیئت دریایی که زیر مشتی کاه پنهان مانده است:

تن را تو مشتی کاه دان، در زیر او دریای جان
گرچه ز بیرون ذره‌ای، صد آفتابی از درون

(غزل ۱۷۸۷)

در این تصویرها، آدمی محتاج افزودنِ جوهری تازه به خویش نیست؛ مسئله، برداشتنِ حجاب‌هایی است که میان او و حقیقتِ نهفته‌اش فاصله انداخته‌اند. زدودنِ گل، کنار زدنِ کاه، و شکستنِ پوسته، در این چشم‌انداز، تمثیلی است از کاری که آدمی باید با خویشتن بکند.


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2
💠أُولَٰئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ ۖ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ
آنانند که درودها و رحمتی از سوی پروردگارشان بر آنان است و آنانند که هدایت یافته اند.


#تقویم

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
3
💠عبدالظاهر سلطانی


قواعد قرآنی (35)

وَأْتُوا البُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها بقره/189

از درهای خانه‌ها به آن‌ها وارد شوید.

برای ورود به هر منزل، دل، جمع، جماعت، قشر و ارکانی باید در آغاز راه ورودش را یافت، زیرا هر دری و هر دلی راه ورود مخصوصی دارد.

در یابی و در شناسی به مهارت و دانش خاصی نیاز دارد.


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
5
📎پیام‌های مشاوره‌ای(۹)
📌 مدیتیشن(Meditation):

کمال آذری

مدیتیشن، خویشتن‌کاوی، مُراقبه، ژرف‌پویی، خودپویی یا درون‌پویی (به انگلیسی Meditation) عملی است که در آن فرد از یک تکنیک - مانند ذهن‌آگاهی، یا تمرکز ذهن بر روی یک موضوع، فکر یا فعالیت خاص - برای آموزش توجه و آگاهی و دستیابی به یک حالت روان و آرام و پایدار ذهنی استفاده می‌کند.

اما بهترین آپدیت نسخه‌ی مدیتیشن، آخرین نسخه‌ی به‌روز رسانی آن است. که از طرف خالق، مالک، مدیر و مدبر، رحمان و رحیم به وسیله جبرئیل امین بر قلب پاک محمدامین رحمة للعالمین، آن الگوی حسنه، آخرین پیامبر  برای هدایت بشر و آدمی نازل شده است.

تا این بشر خاکی را از مکر و حیلەهای ابلیس و شیاطین جن و انس برهاند و به اوج قله‌ی انسان و انسانیت برساند به طوری که جبرئیل امین هم نتواند و اجازه نداشته باشد پای در جای پای او بگذارد.
رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند
بنگر که تا چه حد است مقام آدمیت

أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ (الرعد /۲۸)  هان! دلها با یاد خدا آرام می‌گیرند

وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ ۚ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِينَ (البقرة/۴۵)
و از شکیبائی (و واداشتن نفس بر آنچه دوست ندارد، از جمله روزه) و نماز (که دل را پاکیزه و انسان را از گناهان و پلیدیها به دور می‌دارد) یاری جوئید، و نماز سخت دشوار و گران است مگر برای فروتنان (دوستدار طاعت و عبادت). (البقرة/۴۵)


https://t.me/islahweb
💠صدیق قطبی


شبیهِ سفرهای درخت...

سفر در چشم مولانا خوب است، اگر به سفری درونی منتهی شود. چرا که اصل، سفرِ دل است. سفر از خویشتن است:

نظر در روی شه باید، چو آن نبوَد چه را شاید؟
سفر از خویشتن باید، چو با خویشی سفر چه‌بْوَد؟
(دیوان شمس، غزلِ ۵۹۰)

چو مست چشم تو نبوَد، شراب را چه طرب؟
چو همرهم تو نباشی، سفر چه سود کند؟
(غزل ۹۳۶)

سفر راهِ نهان کن، سفر از جسم به جان کن
ز فراتْ آب روان کن، بزن آن آبْ خضر‌ بَر
(غزل ۱۰۸۳)

سفری فتاد دل را به ولایت معانی
که سپهر و ماه گوید که چنین سفر ندارم
(غزل ۱۶۲۰)

از این ساحل و آب و گِل درگذر
به گوهرْ سفر کن، که دریا تویی
(غزل ۳۱۳۰)

قمری، جان‌صفتی، در رهِ دلْ پیدا شد
در ره دل، چه لطیف‌ست سفر! هیچ مگو
(غزل ۲۲۱۹)

شبیه درخت سبز که میوه‌های نو می‌دهد و سفر در اندرون می‌کند:

چو آبت بر جگر باشد درختِ سبز را مانی
که میوه‌یْ نو دهد دایم، درونِ دلْ سفر دارد
(غزل ۵۶۳)

از بیرون که بنگری، درخت سبز پرثمر، جایی نرفته، اما از چشم جان که بنگری، بسیار سفر کرده:

ای جای نجنبیده، لیک از دل و از دیده
بسیار بگردیده، احوال سفر برگو
(غزل ۲۱۷۵)

سفری که مطلوب مولانا است، سفر از خود به خدا، یا از خودِ بسته و محدود به خودِ گشوده و گسترده است:

چو اندکی بنمودم بدان تو باقی را
ز خوی خویش سفر کن به خوی و خُلق خدا
(غزل ۲۱۴)

ز خویشتن سفری کن به خویش، ای خواجه
که از چنین سفری گشت خاکْ معدنِ زر
(غزل ۱۱۴۲)

چون‌که ز خود سفر کنی،‌ وز دو جهان گذر کنی
کیست کز او حذر کنی؟ هیچ سخن مخا، بگو
(غزل ۲۱۴۹)

از خود به خود سفر کن، در راه عاشقی
وین قصه مختصر کن ای دوست یک سَری
(غزل ۳۰۰۶)

سفری از دانستن به دیدن است:

به پیش زخمِ تیرِ من، ملرزان دل، بِنه گردن
اگر خواهی سفر کردن ز دانایی به بینایی
(غزل ۲۴۹۸)

سفر مطلوب، سفر به قرارگاه جان است:

از حد چو بشد دردم، در عشقْ سفر کردم
یارب چه سعادت‌ها که زین سفرم آمد
(غزل ۶۳۳)

دل بی‌قرار را گو که چو مستقر نداری
سوی مستقرِّ اصلی ز چه رو سفر نداری؟
(غزل ۲۸۴۷)

جانْ عزمِ سفر دارد تا معدن و اصل خود
زان سو که نظر بخشد آن سویْ نظر دارم
(غزل ۱۴۵۵)

تو مسافری، روان کن، سفری بر آسمان کن
تو بجنب پاره‌پاره که خدا دهد رهایی
(غزل ۲۸۳۷)

حضور او که دست دهد، سفر، عینِ در خانه بودن است:

چو ماهْ همره من شد سفر مرا حَضَر است
به زیر سایهٔ او می‌روم نشیب و فراز
(غزل ۱۲۰۲)

و حضور او که دست دهد، دیگر به سفر نیازی نیست:

من ترکِ سفر کردم، با یار شدم ساکن
وز مرگ شدم ایمن، کآن عمرِ دراز آمد
(غزل ۶۱۴)

دور مرو، سفر مجو، پیش تو است ماهِ تو
نعره مزن که زیر لب، می‌شنود ز تو دعا
(غزل ۴۴)

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
💠نمره، هدف نیست؛ مسیر یادگیری مهم است


جهاندار امینی؛ عضو هیأت علمی دانشگاه بین‌المللی مذاهب اسلامی

یکی از دغدغه‌های بسیار وحشتناک والدین که روزگار فرزندانشان را سیاه و نابود می‌کند، نمره امتحانی است. با وجود تجربه خود والدین در دوران تحصیل و هشدارهای مکرر متخصصان علوم تربیتی و آموزشی مبنی بر تشویق فرزندان به آموختن و نه صرفاً نمره گرفتن، متأسفانه هنوز والدین زیادی هستند که به خاطر یک یا دو نمره بیشتر، روان فرزندانشان را مضطرب و نگران می‌کنند. بسیاری از والدین هنوز متوجه این حقیقت نیستند که آموختن باید همراه با علاقه و لذت بردن باشد و اگر نمره گرفتن هدف شود، نه تنها یادگیریِ عمیق و پایدار تحقق نمی‌یابد، بلکه فرآیند آموختن با شکنجه روحی و استرس مداوم همراه خواهد شد.
پژوهش‌ها نشان داده‌اند که انگیزه درونی — یعنی یادگیری به خاطر خودِ یادگیری و لذتی که در آن نهفته است — تأثیر مثبت و مستقیمی بر کیفیت یادگیری، سرعت مطالعه و پردازش اطلاعات دارد. در مقابل، انگیزه بیرونی، مانند فشار برای کسب نمره، اثرات کوتاه‌مدتی دارد و ممکن است کیفیت یادگیری را در بلندمدت کاهش دهد. به عبارت دیگر، دانش‌آموزانی که با انگیزه درونی به سراغ درس می‌روند، از یادگیری لذت می‌برند، مطالب را عمیق‌تر و ماندگارتر فرا می‌گیرند و در بلندمدت موفق‌تر هستند. اما وقتی فشار بیرونی جای این انگیزه درونی را می‌گیرد، یادگیری به یک وظیفهٔ طاقت‌فرسا و تنفرآمیز تبدیل می‌شود.
در گفت‌وگو با بسیاری از نوجوانانی که از درس و مدرسه گریزان و متنفر بوده‌اند، متوجه شده‌ام که بخش عمدهٔ این بی‌علاقگی و تنفر، به دلیل اصرار و تکرار بیش از حد والدین و معلمان و نیز سخت‌گیری‌های بی‌جا برای نمره بوده است. این امر یا بچه‌ها را از درس و مدرسه زده می‌کند، یا فرآیند آموزش برایشان چنان زجرآور می‌شود که لذت و شیرینیِ فضای مدرسه، بودن با دوستان و بازی در حیاط را از آنها می‌گیرد.
نکتهٔ مهم این است که کودکان با انگیزهٔ طبیعی برای یادگیری متولد می‌شوند. آن‌ها ذاتاً کنجکاو هستند و از کشف دنیای اطراف خود لذت می‌برند. اما والدین و نظام آموزشی با تأکید افراطی بر نمره، این انگیزهٔ درونی را تضعیف می‌کنند و به مرور میل به یادگیری را در وجود کودکان می‌کشند.
والدین به جای آنکه بر نمرهٔ نهایی تمرکز کنند و با تهدید، اصرار و مقایسهٔ فرزندشان با دیگران، او را به درس خواندن وادارند، باید سعی کنند فرآیند یادگیری را برای او لذت‌بخش و شیرین کنند.

راه‌های عملی برای لذت‌بخش کردن یادگیری

· دادن حق انتخاب به کودک: چه در خانه و چه در مدرسه، به کودکان اجازه دهیم در موضوع، روش یا زمان یادگیری تا حدی حق انتخاب داشته باشند.
· تشویق به جای اجبار: والدین باید به جای اجبار و تهدید، کودک را تشویق کنند و نشان دهند که زحمات او را می‌بینند، نه فقط نتیجهٔ نهایی را.
· پرهیز از مقایسه: مقایسهٔ فرزند با دیگران، یکی از عوامل اصلی تضعیف انگیزه است.
· ایجاد فضای شاد و صمیمی: یادگیری را با بازی، پروژه‌های گروهی و فعالیت‌های عملی همراه کنیم تا برای کودک جذاب و مفرح باشد.

والدین باید به خاطر داشته باشند که موفقیت واقعی فرزندشان، نه در نمرهٔ ۲۰، بلکه در عشق و علاقه‌ای است که به یادگیری پیدا می‌کند.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2
💠شیخ سعدالدین صدیقی


📌 پیام مهم کربلا

واقعه کربلا یکی از تلخ‌ترین حوادث تاریخ اسلام است که تنها چند دهه پس از رحلت پیامبر اکرم ﷺ رخ داد.

🌏 جامعه اسلامی که بر پایه هدایت پیامبر ﷺ و خلفای راشدین رضی‌الله‌عنهم شکل گرفته بود، به دلیل اختلافات سیاسی و  ضعف‌های داخلی از یک سو و برنامه‌ريزى دشمنان از سويى ديگر، به تدریج با بحران‌هایی مواجه شد که زمینه‌ساز این حادثه گردید.

✔️ از نگاه اهل سنت، دو ویژگی‌ مهم خلافت راشده يكى مشروعيت بخشى به خلفا از طريق انتخاب بر اساس شورا، و ديگرى پاسخگویی حاکمان بود.

🖇 ابوبکر صدیق و عمر فاروق رضی‌الله‌عنهما در آغاز خلافت خود از مردم خواستند که در صورت مشاهده خطا، آنان را اصلاح و راهنمایی کنند. این شیوه تا پایان دوران خلافت راشده ادامه داشت.

❤️‍🩹 پس از صلح امام حسن رضی‌الله‌عنه با معاویه رضی‌الله‌عنه، قرار بود جانشین بعدی از طریق شورا تعیین شود؛ اما با تعیین یزید به عنوان جانشین، این روند دچار تغییر شد. امام حسین رضی‌الله‌عنه این وضعیت را با مصلحت امت و شیوه شناخته‌شده خلافت راشده سازگار نمی‌دید و با انگیزه اصلاح امور امت، احیای امر به معروف و نهی از منکر و حفظ ارزش‌های اسلامی، با یزید بیعت نکرد.

👈 بر اساس آنچه مشهور است دعوت گسترده مردم کوفه باعث شد امام حسین رضی‌الله‌عنه به سوی عراق حرکت کند، اما پس از ورود ایشان، بسیاری از کوفیان از حمایت خود عقب‌نشینی کردند. در نتیجه، ایشان و یاران وفادارش در سرزمین کربلا محاصره و در روز عاشورا به شهادت رسیدند؛ حادثه‌ای که همه مسلمانان آن را فاجعه‌ای بزرگ و دردناک در تاریخ اسلام می‌دانند.

🔻 مهم‌ترین درس کربلا این است که مسلمانان در برابر انحرافات حاكمان بی‌تفاوت نباشند و در چارچوب آموزه‌های اسلامی، امر به معروف و نهی از منکر را انجام دهند. همچنین حاکمان باید اهل مشورت، عدالت و پاسخگویی باشند و زمینه نقد و نصیحت خیرخواهانه را برای امت فراهم کنند.

از این رو، قیام امام حسین رضی‌الله‌عنه را می‌توان نمادی از قيام در مقابل انحراف سياسى، دفاع از حق، عدالت، اصلاح امت و پایبندی به ارزش‌های اسلامی دانست؛ درسی ماندگار که مسلمانان را به مسئولیت‌پذیری، خیرخواهی و ایستادگی در برابر انحرافات فرا می‌خواند.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
1
💠اللَّهِ الَّذِي لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ ۗ وَوَيْلٌ لِلْكَافِرِينَ مِنْ عَذَابٍ شَدِيدٍ

خدایی که آنچه در آسمان ها و زمین است، در سیطره مالکیّت و فرمانروایی اوست؛ و وای بر کافران از عذابی سخت.


#تقویم

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2