جماعت دعوت و اصلاح
4.61K subscribers
13.1K photos
2.81K videos
347 files
16.9K links
✳️ کانال رسمی تشکل مدنی «جماعت دعوت و اصلاح»

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وب‌سایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb

https://ble.ir/islahweb1979/
Download Telegram
#پیام_روز

💠نماز، مکتبِ عروجِ عرفانی است؛ و گویی همین پیوندِ آسمانی است که مؤمنان را به کانونِ خیر و نیکی در جامعه تبدیل می‌کند.»

✍🏻محمد احمدیان


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4
💠در قلمرو اختیار


بخش نخست: استبداد و اختیار
آیا رفتار استبداد، اعترافی ناخواسته به اختیار انسان‌ است؟


✍🏻محمدکریم امینی

اختیار، از کهن‌ترین و بنیادی‌ترین پرسش‌های اندیشهٔ بشری است.

آیا انسان در انتخاب‌های خود آزاد است، یا آنچه آزادی می‌نامیم، تنها احساسی است که از ناآگاهی ما نسبت به علت‌های رفتارمان پدید می‌آید؟
این پرسش، هزاران سال است که ذهن فیلسوفان، متکلمان و اندیشمندان را به چالش کشیده است و هنوز نیز پاسخی که همگان بر آن توافق داشته باشند، وجود ندارد. ازاین‌رو، هدف این نوشتار نیز داوری نهایی میان جبر و اختیار نیست؛ بلکه می‌خواهد از زاویه‌ای کمتر مورد توجه، این مسئله را بررسی کند.
این زاویه، رفتار استبداد است.
حکومت‌های استبدادی، فارغ از تفاوت‌های زمانی، فرهنگی و ایدئولوژیک، همگی در یک ویژگی مشترک‌اند: آن‌ها از اندیشهٔ مستقل هراس دارند. سانسور می‌کنند، کتاب‌ها را ممنوع می‌کنند، رسانه‌ها را به کنترل درمی‌آورند، آموزش را جهت می‌دهند و می‌کوشند روایت مطلوب خود را جایگزین روایت‌های دیگر کنند.
در نگاه نخست، ممکن است گفته شود که هیچ‌یک از این رفتارها دلیلی بر اختیار انسان نیست. جبرگرا می‌تواند استدلال کند که حکومت تنها در حال تغییر علت‌های مؤثر بر رفتار انسان است. اگر اندیشه و رفتار انسان محصول ورودی‌هایی مانند آموزش، تبلیغات و اطلاعات باشد، طبیعی است که حکومت نیز همین ورودی‌ها را کنترل کند. از این منظر، سانسور نه اعتراف به اختیار، بلکه بهره‌گیری از قانون علت و معلول برای مهندسی رفتار انسان است.
این اعتراض، اعتراضی جدی است و نباید آن را نادیده گرفت.
اما پرسش اصلی در جای دیگری نهفته است.
اگر انسان صرفاً موجودی بود که مانند سنگ یا رودخانه تنها مطابق قوانین طبیعی عمل می‌کرد، چرا استبداد این اندازه برای تغییر باورها، تفسیر تاریخ، کنترل آموزش و هدایت افکار عمومی هزینه می‌کند؟
هیچ‌کس نمی‌کوشد سنگ را متقاعد کند. اگر سنگی راه را ببندد، آن را برمی‌دارد یا از کنارش عبور می‌کند. اما انسان، حتی از نگاه مستبد، موجودی است که باید قانع شود، بترسد، امیدوار شود، حقیقتی را بپذیرد یا انکار کند. تمام سازوکار تبلیغات و سانسور، نه متوجه جسم انسان، بلکه متوجه اندیشه و داوری اوست.
در اینجا، جبرگرا می‌تواند بار دیگر اعتراض کند که «داوری» نیز چیزی جز محصول فعالیت مغز و نتیجهٔ زنجیرهٔ علت‌ها نیست. شاید چنین باشد. اما این پاسخ نیز یک واقعیت را تغییر نمی‌دهد: استبداد، انسان را موضوعِ داوری می‌داند، نه صرفاً موضوعِ واکنش. اگر باور انسان هیچ اهمیتی نداشت، این همه تلاش برای شکل دادن به آن نیز بی‌معنا بود.
البته این مشاهده، به‌تنهایی اختیار را اثبات نمی‌کند و چنین ادعایی نیز از توان یک مقاله بیرون است. اما دست‌کم می‌تواند پرسشی جدی پیش روی جبرگرایی بگذارد؛ پرسشی که پاسخ به آن آسان نیست:
اگر انسان صرفاً محصول علت‌هاست، چرا بزرگ‌ترین دغدغهٔ استبداد، تسلط بر اندیشهٔ اوست؟
شاید هنوز برای داوری نهایی دربارهٔ اختیار زود باشد. اما رفتار استبداد، ما را بار دیگر به پرسشی بنیادین بازمی‌گرداند: آیا انسان تنها گذرگاه علت‌هاست، یا در نسبت با آن‌ها، نقشی فراتر از یک حلقهٔ منفعل دارد؟
پاسخ این پرسش، موضوع این مقاله نبود؛ بلکه نقطهٔ آغاز مجموعهٔ «در قلمرو اختیار» است؛ مجموعه‌ای که در مقالات بعدی، این مسیر را از زاویه‌های دیگر دنبال خواهد کرد.
گاه، حقیقت را نه در گفتهٔ انسان‌ها، بلکه در رفتارشان باید جست.

☆ ادامه دارد ☆

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2
@sokhanranihaa
@sokhanranihaa
💠مزیت‌های کسب‌وکارهای خانوادگی برای جامعه ایرانی در شرایط بحرانی


دکتر مقصود فراستخواه

▷◉─────────22:20

🗓‌ شنبه، ۱۰ آبان ۱۴۰۴

#پادکست_آوای_اصلاح11

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2👏1
:
💠تدبر در قرآن


✍🏻محمد احمدیان

سابقون اوّلین
           الگویی برای تاریخ دین ورزی


‏« وَالسَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالأَنصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ رَّضِيَ اللّهُ عَنْهُمْ وَرَضُواْ عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَداً ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ‏»
(توبه: 100)
(پيشگامان نخستين مهاجران و انصار، و كساني كه به نيكي روش آنان را در پيش گرفتند و راه ايشان را به خوبي پيمودند، خداوند از آنان خوشنود است و ايشان هم از خدا خوشنودند، و خداوند براي آنان بهشت را آماده ساخته است كه در زير (درختان و كاخهاي) آن رودخانه‌ها جاري است و جاودانه در آنجا مي‌مانند. اين است پيروزي بزرگ و رستگاري سترگ.‏)

مقدمه
هر چند سوره ی توبه در سال نهم هجری نازل شده است، و سوره ی «حشر» در سال چهارم هجری، امّا  آیه ی فوق ارتباط نزدیک تفسیری و مفهومی با آیات (8-9-10 ) سوره ی حشر دارد. سبک و سیاق آیات گویای این است که قرآن وصف و منزلت سه گروه نامبرده را در سوره ی حشر بیان نموده است؛ و خداوند رضایت خود از آنان را در این آیه بیان می کند.

سابقون اوّلین از مهاجران چه کسانی هستند؟
میان مفسران نظرات متفاوتی نقل شده است:
 1- سابقون کسانی هستند که پیش از بدر مهاجرت کرده اند.
 2- کسانی هستند که رو به دو قبله( بیت المقدس و کعبه) نماز خوانده اند.
 3-کسانی هستند که در جنگ بدر شرکت کرده اند.
 4- کسانی هستند که مهاجرت کرده اند.
( سید قطب،1387، ص،607)- المیزان، 1366، ص587- المنیر،1395،ص،18).

تفسیر المنیر، از امام فخررازی روایت می کند، که‏« وَالسَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ» کسانی هستند که در هجرت و نصرت از دیگران پیشی جستند.( همان، ص، 19).

تابعین «وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ» چه کسانی هستند؟
در این مورد دو نظریه ی تفسیری وجود دارد:
1-تابعین کسانی هستند که به هر دو گروه مهاجر و انصار ملحق شدند، و به نیکویی پیروی کردند.
2- تابعین کسانی هستند که با ایمان و انجام اعمال نیکو؛ تا روز قیامت پیروی می کنند.( المیزان، 1366، ص587- المنیر،1395،ص،18).

دروس قابل تدّبر در آیه

درس اوّل: سبقت در دین و امور خیر

درس آغازینی که این آیه مؤمنان را متوجّه آن می کند؛ سبقت و پیشگامی در امر خیر است. آیین اسلام و برنامه ی دین؛ عالی ترین سطح و مقام خیر است؛ چون تمام خیر جامعه در پرتو نور هدایت و برنامه ی دین محقق می گردد؛ به همین جهت خداوند پیشقدمی و پیشگامی مهاجرین و انصار و تابعین را در این آیه همانند منشوری جهانی، ماندگار می کند.
 از پیام آیه چنین برداشت می شود که آنان سهم بسزایی در دفاع و تثبیت آیین اسلام دارند، و حفظ مقام و منزلت آنان، رسالت هر مؤمن متعهد و قدر شناس می باشد.

درس دوم: همبستگی همه جانبه ی مهاجرین و انصار

همبستگی و همیاری دو گروه مهاجرین و انصار، در دفاع از پیامبراسلام(ص) و از دین و نشر عقیده ی توحیدی، نیازمند به هجرت و بذل « جان و مال» یعنی جهاد با مال و جان است، لذا سابقون  در این راستا هیچ دریغ نکردند و تکرار پیوسته ی واژه ی« جاهدوا» در قرآن؛ دلالت بر این واقعیت دارد.
 سرآغاز این همبستگی مبارک قاعده ی « اُخوّت» و برادری است که پیامبر(ص) بین مهاجرین و انصار ایجاد نمود؛ و مبنای آن ایمان و باور توحیدی بود: 
‏ ‌‏« إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالَّذِينَ آوَواْ وَّنَصَرُواْ أُوْلَئِكَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ»
انفال:72) ‏
‏( بيگمان كساني كه ايمان آورده‌اند و (از خانه و كاشانه خويش) مهاجرت كرده‌اند و با جان و مال خود در راه خدا (به تلاش ايستاده‌اند و) جهاد نموده‌اند (و لقب مهاجرين را برازنده خود گردانده‌اند)، و كساني كه (مهاجرين را در منزل و مأواي خود) پناه داده‌اند و (ايشان را با جان و مال) ياري نموده‌اند (و از سوي خدا و پيغمبر لقب انصار دريافت داشته‌اند،) برخي از آنان ياران برخي ديگرند.
ادامه دارد..

سقز: تیر 1405


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4
💠با *هشت گام* رفتار مناسب والدین با نوجوان در خدمت شماییم...


✍🏻جهاندار امینی

این روزها دیگر روش‌هایی مانند غُر زدن، تنبیه کردن، موعظه کردن و حق‌السکوت دادن برای تعامل والدین با نوجوانان مؤثر نیست.
نوجوانی دوره‌‌‌ی تعیین‌کننده‌ای است که هوشیاری والدین را می‌طلبد.


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
💠چگونه با فرزندمان در سن  نوجوانی رفتار کنیم؟


✍🏻جهاندار امینی

گام اول


اگر می‌خواهید حرف‌تان را بفهمند، باید درک‌شان کنید

یکی از مشکلات نوجوانان ذهنیت منفی‌‌ آنها در ارتباط با بزرگ‌سالان است. آنها تصور می‌کنند که همیشه با آنها سر جنگ دارید؛ بنابراین در برخورد با بزرگ‌سالان اغلب در حالت تدافعی هستند و در ذهن‌شان پیش‌داوری منفی‌ای وجود دارد که می‌گوید: «بی‌فایده است، آنها تو را درک نمی‌کنند، آنها حرفت را نمی‌پذیرند و در آخر هم از دستت ناراحت می‌شوند.» این پیش‌داوری منفی باعث می‌شود در ارتباط با بزرگ‌سالان احساس حقارت کنند که این نیز به‌نوبه‌ی خود دردسر‌های بیشتری درست می‌کند.
اگر می‌خواهید به فرزندتان کمک کنید که از این پیش‌داوری منفی دست بردارد هنگام صحبت با او از جملاتی مثل «درکت می‌کنم» بیشتر استفاده کنید. مجبور نیستید که درباره‌ی هرچیزی با آنها موافق باشید اما می‌توانید درک‌شان کنید. استفاده از این عبارت به نوجوان‌تان کمک می‌کند تا بین «درک کردن» و «موافق بودن» فرق بگذارد و به شما نیز کمک‌ می‌کند تا به ایده‌ها، افکار و احساسات فرزندتان احترام بگذارید. این عبارت‌ها مثل بوم‌رنگ عمل می‌کند، مطمئن باشید که بازخورد مثبتش به خودتان برمی‌گردد.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2
💠ما نیز روزی، ما نیز روزگاری...


✍🏻صدیق قطبی

«غریب را آزار مرسان و بر او ستم روا مدار، چه شما خود نیز در سرزمین مصر غریب بودید.»

(عهد عتیق، خروج: ۲۲: ۲۰، ترجمهٔ پیروز سیّار)

«اگر غریبی با شما در سرزمین‌تان اقامت گزیده، او را میازارید. غریبی که با شما اقامت گزیده، از برای شما چون هموطن باشد و او را چون خویشتن دوست بدار، چرا که در سرزمین مصر غریب بودید.»(عهد عتیق، لاویان، ۱۹: ۳۳_۳۴، ترجمهٔ پیروز سیّار)

این سخنان از کتاب مقدس، چقدر دل‌نوازند. برای اینکه همدلی مخاطب را برانگیزد گذشته را به یادش می‌آورد. از یاد برده‌ای که تو خود نیز غریب‌ بودی؟
پس غریبان را بنواز و چون خویشتن دوستش بدار.

مشابه همین رویّه را در قرآن کریم سوره ضحیٰ می‌بینیم. آنجا نیز از رهگذر یادآوری گذشته است که همدلی مخاطب را برمی‌انگیزد. از یاد برده‌ای که بی‌کس و کار بودی روزگاری؟ تنگدست و بی‌نوا بودی روزگاری؟ سرگشته و راه‌گم‌کرده بودی روزگاری؟
حال، بی‌کس‌وکاران و بی‌نوایان و راه‌گم‌کردگان را دوست بدار و بنواز. دشواری‌هایی که از سر گذرانده‌ای می‌تواند سرمایهٔ محبت باشد و همدلی‌ات را برانگیزد:

«آیا تو را یتیم نیافت و پناه داد؟
و تو را راه نایافته و سرگشته نیافت و راه نمود؟
و نیازمندت نیافت و بی‌نیاز کرد.
پس یتیم را تندی مکن،
و درخواست کننده را با تندی مران.
و از نعمت پروردگارت سخن بگوی.»
(قرآن کریم، سوره ضحیٰ، آیات ۶ تا ۱۱، ترجمه محمدعلی کوشا)

یادآوری نامرادی‌ها و ناتوانی‌های گذشته، می‌تواند ما را آگاه و فروتن نگاه دارد. حکایت زیر که بر زبان ابوسعید ابوالخیر رفته، در همین زمینه است. وزیری که «ابتدای زندگی خویش فراموش نکرده‌ بود.»:

«وقتی جولاهه‌ای[=بافنده‌ای] به وزیری رسیده بود. هر روز بامداد برخاستی و کلید برداشتی و دَرِ خانه باز کردی و تنها در آنجا شدی و ساعتی در آنجا بودی، پس بیرون آمدی و پیش امیر شدی. امیر را خبر دادند که او چه می‌کند. امیر را هوس آن بگرفت که آیا در آن خانه چیست؟ روزی، ناگاه، از پس وزیر بدان خانه در شد. گوی [=گودال] دید که در آن خانه چنانک جولاهگان[=بافندگان] را باشد. وزیر را دید پای بدان گو‌[=گودال] فرو کرده. امیر او را گفت: «این چیست؟» وزیر گفت: «یا امیر! این همه دولت که هست از آنِ امیر است ما ابتدای زندگی خویش فراموش نکرده‌ایم. ما این بوده‌ایم. هر روز خود را از خود یاد دهیم. تا در خود به غلط نیوفتیم.»
(اسرار التوحید، تصحیح شفیعی کدکنی، جلد اول، ص۲۵۳)

و نیز آنچه سعدی از سرگذشت خود آورده است:

وقتی به جهل جوانی بانگ بر مادر زدم. دل‌آزرده به کنجی نشست و گریان همی‌گفت: مگر خُردی فراموش کردی که درشتی می‌کنی؟
...
گر از عهد خُردیت یاد آمدی
که بیچاره بودی در آغوش من
نکردی در این روز بر من جفا
که تو شیرمردی و من پیرزن
(گلستان، باب ششم)

اینجا نیز سخن از به‌یاد‌آوردن است. به یاد آوردن روزگار عجز و بی‌چارگی.

قرآن پیش‌تر می‌رود و سوره‌ای را چنین می‌آغازد:

«مگر نه این است که بر آدمی‌ روزگاری گذشت که هنوز چیز‌ قابل ذکری نبود؟»(سورهٔ انسان، آیه ۱، ترجمه کریم زمانی)


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
3
💠الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا ۚ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ
آنکه مرگ و زندگی را آفرید تا شما را بیازماید که کدامتان نیکوکارترید، و او توانای شکست ناپذیر و بسیار آمرزنده است.

#تقویم

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
5
💠حقیقت ممنوع؛ دروغ برای بقا، راست‌گویی به‌مثابه جرم


✍🏻محمدکریم امینی

در جوامع استبدادی، دروغ را نمی‌توان فقط به‌مثابه یک لغزش اخلاقی یا ضعفی فردی فهمید؛ دروغ، در چنین فضاهایی، اغلب به ضرورتی اجتماعی بدل می‌شود.
انسان در وضعیت استبداد، همیشه میان دو خطر قرار دارد: خطر گفتن حقیقت و خطر پنهان‌کردن آن. اما از آن‌جا که حقیقت می‌تواند چهره‌ی واقعی مناسبات قدرت را آشکار سازد، نظام استبدادی معمولاً کاری می‌کند که هزینه‌ی راست‌گویی از هزینه‌ی دروغ بیشتر شود.
در نتیجه، فرد نه از سر میل، بلکه از سر احتیاط، ترس، و گاه برای حفظ جان، آبرو، شغل یا خانواده، به سکوت، تظاهر یا دروغ پناه می‌برد. از همین‌جاست که دروغ از یک انتخاب شخصی فراتر می‌رود و به یکی از عوارض ساختاری سلطه تبدیل می‌شود.

هانا آرنت، در تحلیل ماهیت نظام‌های تمامیت‌خواه، نشان می‌دهد که قدرت استبدادی تنها به اطاعت بیرونی مردم قانع نیست، بلکه می‌کوشد خود واقعیت را نیز در انحصار خویش بگیرد. به تعبیر او، خطر بزرگ سیاست دروغ آن‌جاست که حکومت فقط واقعیت را پنهان نمی‌کند، بلکه روایت بدیل خود را به‌جای واقعیت می‌نشاند.
در این وضعیت، مسئله صرفاً سانسور حقیقت نیست، بلکه بازسازی جهان ادراکی انسان‌هاست؛ به‌گونه‌ای که فرد به‌تدریج میان آنچه می‌بیند، آنچه می‌فهمد و آنچه باید بگوید، شکافی دردناک احساس می‌کند. استبداد، از این راه، نه‌فقط زبان، بلکه نسبت انسان با حقیقت را نیز تخریب می‌کند.
در چنین نظمی، راست‌گویی دیگر صرفاً یک فضیلت اخلاقی نیست؛ بلکه نوعی افشاگری سیاسی و اجتماعی است، زیرا گفتن حقیقت، حجاب روایت رسمی را کنار می‌زند و تناقض میان ادعا و واقعیت را برملا می‌سازد. و دقیقاً از همین‌روست که حقیقت، در چشم نظام استبدادی، می‌تواند صورت جرم به خود بگیرد.

در چنین فضاهای مسمومی جرم‌انگاری حقیقت فقط از مسیر قانون روی نمی‌دهد؛ گاه پیش از آن‌که دادگاهی تشکیل شود، جامعه به‌واسطه‌ی ترس، نظارت و تبلیغات، خود به زندانی نامرئی بدل می‌شود؛ فرد می‌آموزد که چه نگوید، چگونه نگوید، و حتی در دل خود تا کجا حقیقت را باور کند. این‌جاست که استبداد به عمیق‌ترین لایه‌ی سلطه دست می‌یابد: جایی که انسان، پیش از آن‌که توسط حاکمیت سانسور شود، دست به خودسانسوری می زند. در این مرحله، دروغ تنها کلامی خلاف واقع نیست؛ بلکه نوعی سازگاری اجباری با نظمی است که صداقت را پرهزینه و خطرناک ساخته است.

  ادوارد سعید،  در کتاب "شرق‌شناسی" نشان می‌دهد که قدرت فقط با ابزار نظامی یا سیاسی عمل نمی‌کند، بلکه از راه تولید دانش، ساختن تصویر، و سامان‌دادن به زبان و بازنمایی، جهانی را می‌سازد که در آن دیگری آنگونه دیده می‌شود که قدرت می‌خواهد.
مسئله‌ی اصلی در شرق‌شناسی، صرفاً توصیف شرق نیست، بلکه تولید گفتمانی است که شرق را به ابژه‌ای خاموش، تعریف‌پذیر و تابع نگاه مسلط تبدیل می‌کند.
در این چارچوب، آنچه اهمیت دارد نه خود واقعیت، بلکه چگونگی سازمان‌دهی روایت درباره‌ی واقعیت است. قدرت، پیش از آن‌که بر بدن‌ها مسلط شود، بر معناها مسلط می‌شود.


در این نظام ها مردم باید در روایت رسمی، وفادار، راضی، هم‌صدا و مطیع به‌نظر برسند؛ و هر صدایی که این تصویر را ترک بردارد، نه‌فقط مخالف، بلکه اغتشاش‌گرِ معنایی تلقی می‌شود. درست همان‌گونه که در شرق‌شناسی، شرق واقعی پشت لایه‌ای از تصویرسازی‌های قدرت پنهان می‌شود، در جامعه‌ی استبدادی نیز جامعه‌ی واقعی پشتِ نمایشی از رضایت، وحدت و مشروعیت محو می‌گردد.
در این‌جا، حقیقت زیسته‌ی مردم ــ رنج، ترس، خشم، سکوت، محرومیت ــ باید از صحنه حذف شود تا نمایشِ رسمی پابرجا بماند.
از همین‌رو، در جوامع استبدادی، مردم غالباً به زبانی دوگانه دچار می‌شوند: یک زبان برای خلوت، و زبانی دیگر برای عرصه‌ی عمومی.
آنچه در دل می‌گذرد، با آنچه بر زبان جاری می‌شود، یکی نیست. این دوپارگی،نشانه‌ی گسیختگی اخلاقی جامعه است. جامعه‌ای که در آن انسان‌ها نتوانند بی‌هراس حقیقت را بگویند، به‌تدریج اعتماد را از دست می‌دهد؛ زیرا اعتماد، تنها در جایی ممکن است که کلمه هنوز بتواند حامل واقعیت باشد.

به همین دلیل، بزرگ‌ترین آسیب استبداد شاید فقط زندان، سانسور یا حذف فیزیکی نباشد، بلکه فاسدکردن نسبت انسان با حقیقت است.


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
3👍1
💠قواعد قرآنی(41)


✍🏻عبدالظاهر سلطانی

عَسَى أنْ تُحِبُّوا شيئاً و هًوَ شَرٌّ لَكُم

بقره/216
بسا چیزی را دوست دارید، اما برای‌تان بد باشد.

بارها آرزوی رسیدن به چیز خوبی را داریم یا در حسرت نداشتن یک نعمت به‌سر می‌بریم یا دوست داریم به کسی یا چیزی یا موقعیت و جایگاهی برسیم، ولی شاید برای‌مان مایه شر و بدبختی و گرفتاری شود!!

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
3
💠«إحْتَرَمَ، يَحْتَرِمُ، إحْتِرَامْ!»


کمال آذری

احترام از ريشه حرم گرفته شده كه به معناي حرمت نگه داشتن است. (لغت نامه دهخدا)


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
5
💠پیام‌های مشاوره‌ای(۱۳)


«إحْتَرَمَ، يَحْتَرِمُ، إحْتِرَامْ!»

کمال آذری

احترام از ريشه حرم گرفته شده كه به معناي حرمت نگه داشتن است. (لغت نامه دهخدا)

اگر خانواده را به ساختمانی تشبیه کنیم «احترام» مانند «سقف خانه!» است.
نقش‌هایی که سقف خانه برای ساختمان و اعضای داخل آن دارد احترام نیز این نقش‌ها را در زندگی زوجین بازی می‌کند. مانندِ: استحکام ، زیبایی، جلوگیری از سرما، گرما، طوفان، باران و... پوشش و حریمی خصوصی برای زندگی بهتر و راحت‌تر، آسایش، امنیت و آرامش بیشتر و... .

احترام از عشق هم مهم‌تر است؛ ممکن است یک روزی مثل روزهای اول عاشق هم نباشید، ولی اگر احترام در جایگاه خود بماند رابطه دوام پیدا می‌کند و عشق زنده می‌شود؛ اگر زنده هم نشود و سرانجام زندگی به طلاق کشیده شود؛ احترام می‌تواند جلو بسیاری از آسیب‌های دیگر را بگیرد. خانواده‌های طرفین باز هم مثل قبل احترام همدیگر را نگهدارند. زوجین درست است که دیگر همسر و شریک زندگی یکدیگر نیستند ولی دشمن همدیگر هم نیستند. در صورتی که از همدیگر فرزند دارند، احترام می‌تواند بسیاری از آسیب‌های طلاق را برای فرزندان کاهش دهد و در سایه‌ی احترام والدین با وجود طلاق، بیشتر رشد کنند و احترام را در زندگی خود نهادینه کنند.
اما با کاهش عشق، اگر احترام نباشد یکی یا هر دو تحقیر کنند، توهین کنند، کنترل گر باشند، شخصیت طرف مقابل یا خانواده‌اش را خُردِ خُردْ کنند و... عشق هر روز رو به کاهش و افول می‌گذارد و این رابطه دیر یا زود از هم می‌پاشد. علاوه بر زوجین، خانواده‌های طرفین هم به یکدیگر بی احترامی می‌کنند. چه بسی گاهی موجب قتل و خونریزی، خودکشی، دیگرکشی و... گردد.
عشقِ بدونِ احترام بی‌اثر است. احترام است که به عشق هم معنا و مفهوم می‌بخشد.

آلن دوباتن: «هیچ کسِ کاملاً بالغ، وارد رابطه نمی‌شود؛ رابطه، جایی است که اگر درست پیش برود، به ما بلوغ را یاد می‌دهد. اما این رشد فقط زمانی اتفاق می‌افتد که احترام، گفتگو و مسؤلیت پذیری در رابطه وجود داشته باشد.»

بیشتر مشکلات، گرفتاری‌ها، نابسامانی‌ها، بحران‌های جامعه و جهان نیز ناشی از شروع بی احترامی‌ها در خانه و خانواده‌ها و به تَبَعِ آن در جامعه است.

معروف است که چنگیز خان مغول پس از فجایع در نیشابور به همدان رفت و به مردم آنجا گفت: یک سوال از شما می پرسم اگر جواب درست و خوبی بدهید، در امان هستید.
او پرسید: من از جانب خدا آمده ام یا خودم؟
در میان جمع چوپانی دلیر و نترس رو به چنگیز کرد و گفت: تو نه از جانب خدا آمده ای و نه از جانب خود. بلکه اعمال ما است که تو را به اینجا آورده است.
وقتی ما برای اندیشمندان و عاقلان خود «احترام» قائل نشدیم و به عده ای فرومایه و نادان مقام و منزلت دادیم و احترامش نمودیم، نتیجه اش لشکرکشی تو به اینجاست!



📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
3
📌امام جمعه اهل سنت میرجاوه ترور شد

محمد انور ریگی توسط افراد ناشناس مورد سوء قصد قرار گرفت و جان باخت.

سحرگاه امروز امام جمعه مسجد علی بن ابی طالب (ع) شهر میرجاوه در استان سیستان و بلوچستان ، توسط افراد ناشناس مورد سوء قصد قرار گرفت.

به گزارش فارس، سحرگاه امروز محمد انور ریگی امام جمعه مسجد علی بن ابی طالب (ع) شهر میرجاوه توسط افراد ناشناس مورد سوء قصد قرار گرفت و جان باخت.
جزییات این حادثه و اخبار تکمیلی متعاقبا اعلام می‌شود.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
😢7💔4
💠نوجوانان


وقار و عظمت خدا

الحاق جوادی

✓ حتماً برایت پیش آمده که جلوی کسی، بی‌آنکه بخواهی، رفتارت عوض می‌شود.
جلوی معلمی که دوستش داری، درس‌خوان‌تر می‌شوی.
جلوی کسی که زحمت زیادی برایت کشیده، حتی وقتی عصبانی هستی، آرام‌تر حرف می‌زنی.
این «حساب بردن» از جنس ترس نیست، از جنس شناخت است. هر چه کسی را بیشتر و بهتر بشناسی، جایگاهش در دلت بزرگ‌تر می‌شود و رفتار تو هم، بی‌آنکه خودت متوجه باشی، رنگ همان شناخت را می‌گیرد.
✓ حالا این سؤال را با خودت ببر جلوتر. نسبت به خدا، این «بزرگی» در دل تو چقدر جا دارد؟
نوح علیه‌السلام سال‌ها قومش را به عبادت خدا، تقوا و اطاعت دعوت کرد. اما وقتی دید رویگردانی آنان عمیق‌تر از یک نافرمانی ساده است، این سؤال ریشه‌ای را پیش کشید:
﴿مَا لَكُمْ لَا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقَارًا﴾ (نوح/۱۳)

«شما را چه شده که برای خدا، هیچ عظمتی در دل قائل نیستید؟»
برای اصلاح رفتارشان، سراغ نگاهشان رفت، زیرا رفتار انسان، اغلب از تصویری که از خدا در دل دارد، شکل می‌گیرد.
✓ یک لحظه به فهرست نامرئی موهبت‌هایت نگاه کن. نفسی که همین حالا، بی‌اجازه از تو، وارد ریه‌هایت می‌شود. قلبی که بی‌وقفه در سینه‌ات می‌تپد. عزیزانی که خدا در کنارت قرار داده است. عقلی که با آن همین متن را می‌فهمی. و فرصتی به نام «امروز» که هنوز در اختیارت است.
هیچ‌کدام از این‌ها را نخریده‌ای.
اما همان کسی که این همه موهبت به تو بخشیده، همان کسی است که آسمان را برپا داشته، جان می‌دهد و جان می‌گیرد و روزی باید در برابرش بایستی و پاسخ بدهی.
خدا را نمی‌شود ناتمام شناخت.
اگر فقط مهربانی‌اش را ببینی، ممکن است گناه را کوچک بشماری.
و اگر فقط عظمتش را ببینی، ممکن است از او فاصله بگیری.
قرآن، هر دو را کنار هم نشان می‌دهد. خدایی که هم مهربان‌ترین است و هم شایسته‌ترین برای احترام.
✓ اما این سؤال هنوز باقی است. این «وقار»، این بزرگ دیدن خدا، از کجا در دل می‌نشیند؟
نمی‌شود به کسی دستور داد خدا را بزرگ ببیند، همان‌طور که نمی‌شود به کسی دستور داد کسی را دوست داشته باشد.
عظمت خدا با دستور در دل انسان نمی‌نشیند. باید دیده شود.
نوح، درست بعد از همین سؤال، مردمش را به تماشا دعوت می‌کند. به آفرینش خودشان نگاه کنند، به آسمان‌ها و به نظمی که در جهان جاری است. انگار می‌گوید:
پیش از آنکه بخواهید برای خدا وقار قائل باشید، تماشا را جدی بگیرید. وقار خدا خودش در دلتان می‌نشیند.
وقتی به آفرینش خودت نگاه می‌کنی، به آسمانی که هیچ ستونی آن را نگه نداشته، به نظمی که هر روز در آن زندگی می‌کنی، بی‌آنکه بتوانی اوج دقتش را درک کنی، کم‌کم دلت باور می‌کند با چه پروردگار بزرگی روبه‌روست. آن وقت احترام به خدا دیگر یک اجبار نیست، بلکه نتیجه طبیعی یک شناخت است.
✓ حالا فکر کن اگر این تماشا اتفاق نیفتد و خدا در گوشه‌ای از ذهن، کوچک بماند، چه می‌شود.
نماز عقب می‌افتد. دروغ عادی می‌شود. حق دیگران زیر پا می‌رود. همه چیز از همان‌جا شروع می‌شود. از خدایی که دیگر دیده نمی‌شود، پس بزرگ هم نمی‌ماند.
اما وقتی جلال و جمال خدا با هم در دل زنده باشند، آدم دیگر فقط جلوی دیگران مراقب رفتارش نیست. حتی در خلوت، حتی جایی که هیچ چشمی او را نمی‌بیند، همان آدم است. نه از ترس تنبیه، بلکه از شرم روبه‌رو شدن با کسی که این همه به او خوبی کرده و این همه بزرگ است.

◻️ یک چالش:

امروز، در ذهنت دو فهرست بساز.
اول: موهبت‌هایی که خدا تا امروز به تو داده، حتی چیزهایی که هیچ‌وقت به حساب نیاورده بودی.
دوم: نشانه‌هایی از قدرتش که هر روز از کنارشان بی‌تفاوت رد می‌شوی. آسمان، خورشید، بدن خودت و نظم شگفت‌انگیزی که همه چیز را سر جای خودش نگه داشته است.
بعد از خودت بپرس:
اگر خدا این همه به من خوبی کرده و این همه بزرگ و تواناست، آیا سزاوار نیست که حرفش را از هر کس دیگری جدی‌تر بگیرم؟
✓ کسی که جلال و جمال خدا را با هم بشناسد، نه از او می‌گریزد و نه فرمانش را سبک می‌شمارد، بلکه با عشق، احترام و مسئولیت زندگی می‌کند.


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2👏2
💠درخواست‌ از نوجوان‌تان را در قالب سؤال مطرح کنید


✍🏻جهاندار امینی

گام دوم


وقتی به فرزندتان دستور می‌دهید کاری را انجام بدهد، در واقع به فکر و احساسش در رابطه با کاری که فکر می‌کند درست است احترام نمی‌گذارید. اگه می‌خواهید فرزندتان را نسبت به انجام کاری متقاعد کنید به‌جای دستور دادن، خواسته‌تان را به‌صورت سؤالی مطرح کنید. مثلا: «نسبت به انجام این کار چه حسی داری؟» خیلی بهتر از این است که بگویید «باید این کار را انجام بدی.» «درباره‌ی کلاس‌های فوق‌برنامه‌ی بعد از مدرسه نظرت چیه؟» خیلی بهتر از گفتن این است که «باید کلاس‌های فوق‌برنامه رو بگذرونی.» «چه احساسی داری از اینکه نمره‌ی کمی توی ریاضی گرفتی؟» خیلی بهتر از این است به او یادآوری کنید که هزینه‌های تحصیلش را به‌سختی می‌پردازید. سؤالات گزینه‌های بهتری را در اختیار نوجوان قرار می‌دهد.
سؤال‌ پرسیدن یکی از بهترین راه‌هایی است که مسئولیت‌ پذیری را به فرزندتان یاد می‌دهد.

اگر سؤال‌ پرسیدن برای‌تان سخت است، آنچه را می‌خواهید بگویید بنویسید و سپس آنها را به شکل سؤالی ویرایش کنید. حواس‌تان به لحن سؤال پرسیدن هم باشد چون خیلی روی جوابی که قرار است بگیرید تأثیر می‌گذارد.


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
👏4
Audio
💠چرا اندیشە افراطی به خشونت ختم می شود؟

✍️ احسان الفقیه
▷ ◉─────────13:48

#پادکست_آوای_اصلاح11

💢تهیه شده با هوش مصنوعی


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
1💯1
💠روش های جذب الهی در قرآن

✍️ فرزان خاموشی

خداوند انسان را با «تار لطف»، «تور فرصت» و «تیر ابتلاء» به سوی خویش می‌کشد.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
5😍1
💠الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ سِرًّا وَعَلَانِيَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ
کسانی که اموالشان را در شب و روز و پنهان و آشکار انفاق می کنند، برای آنان نزد پروردگارشان پاداشی شایسته و مناسب است؛ و نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین می شوند.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
8
#پیام_روز

💠روح، آن حقیقتی است که مایه‌ی حیات و زندگی است. خداوند این روح را هرگاه بخواهد و بر هر کس که اراده کند، نازل می‌فرماید تا دریافت‌کننده‌ی پیام، مردم را از روزِ رویارویی، یعنی یومِ تلاق، بیم دهد.


✍🏻دبیر کل جماعت دعوت و اصلاح


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
10
📌نبرد با مفسدان نه پیروان ادیان: خوانشی تدبری در آیه ۲۹ سوره توبه

نویسنده: وائل کریم
مترجم: اصلاح‌ وب

این متن با رویکردی انتقادی و تدبری به آیه ۲۹ سوره توبه، برداشت‌های سنتی و سیاسی گذشته را که مبتنی بر نبرد با ادیان دیگر بوده است، به چالش می‌کشد. نویسنده استدلال می‌کند که فرمان نبرد در این آیه، نه بر اساس هویت یا تنوع دینی، بلکه پاسخی به فساد، تجاوز سازمان‌یافته و قانون‌شکنی است. بر این اساس، «اهل کتاب» به هر گروهی اطلاق می‌شود که مرجعیتِ حق و قانون را در اختیار دارد اما به آن خیانت می‌کند و عدالت را زیر پا می‌گذارد. در این خوانش، «جزیه» نه یک مجازات عقیدتی و تحقیرآمیز، بلکه غرامتی قانونی برای جبران خسارتِ وارده به نظم عمومی است و گردن نهادن به آن (وهم صاغرون) نیز به معنای تمکین در برابر قانون و عدالت تفسیر می‌شود. در نهایت، متن نتیجه می‌گیرد که نبرد در منطق قرآن تنها ابزاری برای دفاع از جامعه در برابر مفسدان است، نه وسیله‌ای برای تحمیل عقیده.

🖇 ادامه‌ی مطلب

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2👍1😱1