جماعت دعوت و اصلاح
4.63K subscribers
13.2K photos
2.81K videos
351 files
17.1K links
✳️ کانال رسمی تشکل مدنی «جماعت دعوت و اصلاح»

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وب‌سایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb

https://ble.ir/islahweb1979/
Download Telegram
💠تلنگرهای مولانا


الحاق جوادی

اختلاف خلق از نام اوفتاد
چون به معنی رفت، آرام اوفتاد


▪️ دو نفر را تصور کن که سال‌ها بر سر یک موضوع با هم اختلاف دارند. یکی می‌گوید: «تو مرا درک نمی‌کنی.» دیگری هم می‌گوید: «مشکل از خود توست.» هرکدام از زاویه خودش حرف می‌زند و هرچه بیشتر توضیح می‌دهند، فاصله بیشتر می‌شود.

▪️ تا روزی یکی از آن‌ها به‌جای دفاع از موضع خودش می‌پرسد: «اصلاً تو چه می‌خواهی؟» دیگری کمی سکوت می‌کند و می‌گوید: «می‌خواهم زندگی‌مان آرام باشد و حق همدیگر را ضایع نکنیم.» اولی می‌گوید: «من هم همین را می‌خواهم.»

▪️ گاهی اختلاف از همین‌جا آغاز می‌شود: از نامی که روی خواسته‌ها، باورها و احساساتمان می‌گذاریم. هرکس نامِ خودش را درست می‌داند و نامِ دیگری را غلط. اما اگر از نام عبور کنیم و به معنا برسیم، ممکن است ببینیم چیزی که ما را روبه‌روی هم قرار داده، آن‌قدرها هم متفاوت نیست. مولانا می‌گوید:
در گذر از نام و بنگر در صفات
تا صفاتت ره نماید سوی ذات

▪️ البته هر اختلافی ظاهری نیست و هر تفاوتی هم با کنار گذاشتن نام‌ها از میان نمی‌رود. گاهی دو طرف آن‌قدر در موضع خود گرفتارند که به‌تنهایی نمی‌توانند ریشه اختلاف را ببینند. اینجاست که یک مصلحِ آگاه باید میانشان وارد شود، معنای خواسته‌های هر دو را بیابد، استدلال‌های نادرست را آشکار کند و راهِ آشتی را باز کند؛ چنان‌که قرآن می‌فرماید: ﴿فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ﴾.

▪️ قرآن هشدار می‌دهد:
﴿وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ﴾

«با یکدیگر نزاع نکنید که سست می‌شوید و شکوه و توانتان از میان می‌رود.»
📖 انفال، ۴۶

▪️ در خانواده، میان دوستان و حتی در گفت‌وگوهای اجتماعی، گاهی کافی است به‌جای پرسیدنِ «حق با کیست؟» یک‌بار بپرسیم: «تو در اصل چه می‌خواهی؟» همین پرسش ساده می‌تواند ما را از جنگِ بر سرِ کلمات، به گفت‌وگوی بر سرِ معنا ببرد.

✓ دفعه بعد که با کسی اختلاف پیدا کردی، پیش از آنکه به واژه‌هایش حمله کنی، یک لحظه مکث کن و بپرس: «پشت این حرف، چه خواسته یا معنایی پنهان است؟» شاید وقتی به معنا برسید، چیزی برای جنگیدن باقی نماند.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
7
💠وَتَحْسَبُهُمْ أَيْقَاظًا وَهُمْ رُقُودٌ ۚ وَنُقَلِّبُهُمْ ذَاتَ الْيَمِينِ وَذَاتَ الشِّمَالِ ۖ وَكَلْبُهُمْ بَاسِطٌ ذِرَاعَيْهِ بِالْوَصِيدِ ۚ لَوِ اطَّلَعْتَ عَلَيْهِمْ لَوَلَّيْتَ مِنْهُمْ فِرَارًا وَلَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُعْبًا
و آنان را گمان می کنی که بیدارند، در حالی که خوابند، و آنان را به جانب راست و جانب چپ می گردانیم، و سگشان دو دستش را در آستانه غار گسترانیده است. اگر بر آنان آگاه می شدی از آنان روی برتافته و می گریختی و همه وجودت از [دیدن] آنان پر از ترس می شد.

#تقویم

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
7
#پیام_روز

💠هنرِ تعامل؛ فراتر از نبرد


کسانی که زندگی زناشویی را میدانِ نبرد می‌پندارند و گمان می‌کنند مرد باید در تمامیِ این کارزارها پیروز باشد، سخت در اشتباهند؛ حقیقت اما خلافِ این است.
تداوم و استمرارِ زندگی زناشویی، در گروِ چشم‌پوشی و گذشتِ متقابل است. اگر بنا باشد بر سرِ هر رفتار و گفتاری مته به خشخاش بگذاریم و در پیِ جدل باشیم، زندگی به کامِ هر دو طرف تلخ و طاقت‌فرسا خواهد شد.
موفقیت در زندگی، مستلزمِ شناختِ تفاوت‌هایِ افراد است. هرگز نباید با همسر، همان‌گونه رفتار کرد که با یک دوست؛ یا با فرزند، همان‌گونه برخورد کرد که با یک همکار. گروه‌های سنی و اجتماعی، عواطف و ویژگی‌های منحصربه‌فردِ خود را دارند و کسی که با همه با یک نوع «عقلانیتِ واحد» برخورد می‌کند، همانند پزشکی است که می‌خواهد تمامِ بیماران را با یک نسخه‌ی یکسان درمان کند.
خشم، دیدگانِ عقل را کور می‌کند؛ پس در هنگامه خشم، از جدل بپرهیزید. گفتگو در زمانِ خشم، مانندِ آن است که انسان بخواهد چهره‌ی خویش را در آبِ در حالِ جوشیدن ببیند! اجازه دهید آب سرد و آرام شود، سپس در آن بنگرید؛ زندگی زناشویی نیز چنین است.»

برگرفته از کتاب «بر مسیر نبوت»


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4👏4
💠پیام جمعه


✍🏻محمد احمدیان

حدیث شماره(73) ریاض الصالحین
      [درهای ورد به بهشت]
سمعت أبا أمامة يقول: سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يخطب في حجة الوداع فقال:
[ اتقوا الله ربكم، وصلوا خمسكم، وصوموا شهركم، وأدوا زكاة أموالكم، وأطيعوا ذا أمركم، تدخلوا جنة ربكم]. ( ترمذی:616) .
ابو امامه روایت می کند: که پیامبر خدا
(ص)  در خطبه ی حجه الوداع فرمود:
از خدا بترسید:
1- نمازهای روزانه را بخوانید.
2- روزه ماه رمضان را بگیرید.
3- زکات مال های خود را بدهید.
4- از امیران خویش اطاعت کنید.
نتیجه: داخل بهشت خدا می شوید.).

پیام حدیث
مقدمه
حدیث و فرموده ی پیامبر(ص) در دو بخش قابل بحث است:
بخش اول: امور عبادی، و انجام عبادات؛
بخش دوم: امور اجتماعی- سیاسی و اطاعت از امراء.

  بخش اول حدیث:
ترس از خدا و انجام عبادت سه گانه را اسباب نجات بیان می کند:
1- نمازهای روزانه را بخوانید.
2- روزه ماه رمضان را بگیرید.
3- زکات مال های خود را بدهید.
نمازهای یومیه، ارتباط انسان با خداوند است، به صورت مستمر؛ یعنی بردوام، و به صورت منظم، یعنی سروقت، این عبادت منظم، مدرسه ای است تربیتی که یاد خداوند، و دوری از منکرات، دو دستاورد یقینی آن است:[ طه: 14- عنکبوت:45].

چند پیام
پیام اول:
نماز، رابطه ی معنوی با خداوند است.
پیام دوم:
زکات هم رابطه ی معنوی با خداوند است، چون مؤمن به خاطر رضای خدا مالش را می بخشد، و هم رابطه ی مادی - اقتصادی با جامعه، چون بخشی از ناتوازنی فقر را چاره جویی می کند.
پیام سوم:
روزه، هم رابطه ی معنوی با خداوند است؛ چون کسب تقوا می کند[بقره: 183]؛ و هم رابطه با اجتماع، که در محرومیت از خورن و نوشیدن، جامعه را همنوایی می کند؛ یعنی کسب تجربه ی فقر، که نتیحه ی آن تقویت بعد زکات و صدقات است.

بخش دوم حدیث
موضوع  اجتماعی- سیاسی است؛ پیامبر(ص) انسان مؤمن را به اطاعت از امیران ترغیب می کند، یعنی نظم سیاسی اجتماعی.
پرشس مطرح این است؛ آیا هر امیری شایسته ی اطاعت است؟
جواب کلی این پرسش را می توان سوره ی قریش جستجو نمود:
سْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
لِإِيلَافِ قُرَيْشٍ ﴿۱﴾
إِيلَافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتَاءِ وَالصَّيْفِ ﴿۲﴾
فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَيْتِ ﴿۳﴾
الَّذِي أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَآمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ﴿4)

خداوند در این سوره با فراهم نمودن دو جهت امنیتی، از قریشیان می خواهد عبودیت و فرمانبری که او را به جا آورند:
جهت اول: امنیت اقتصادی؛
جهت دوم: امنیت مدنی- اجتماعی.

امنیت اقتصادی و سیاسی- مدنی از مباحث مطرح دنیای امروز است، و تقدیم یکی بر دیگری، یعنی ابتدا امنیت سیاسی، سپس امنیت اقتصادی از مباحث اختلافی اندیشه ی سیاسی است، و جایش اینجا نیست.
نتیجه منظم این سلسله ی عبادی، اجتماع و سیاسی، شخص مؤمن را آماده برای بهشت می کند.

سقز: مرداد 1405

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4
💠سیرهٔ اخلاقی پیامبر ﷺ  ((هشتـــم ربیـع الأوّل))


✍🏻حمزه خان‌بیگی

تواضع و مهربانی


در آینهٔ سیرهٔ نبوی،نخستین نوری که برجانِ سالک می‌تابد،تواضع است؛تواضعی که نه از ضعف می‌جوشد ونه از تکلّف،بلکه ازمعرفتی ژرف نسبت به حقیقتِ ربوبی وجایگاهِ انسان دربرابر عظمتِ خداوند.
پیامبر اکرم ﷺ، در اوجِ قدرت، در اوجِ محبوبیت، و در اوجِ نفوذِ اجتماعی، چنان فروتن بود که گویی هیچ شأنی برای خود نمی‌دید جز بندگی. این تواضع، نه صرفاً یک خُلقِ فردی، بلکه یک «راه» بود؛ راهی که انسان را از غرور و خودبینی می‌رهاند و به ساحلِ آرامِ عبودیت می‌رساند.
تواضع پیامبر ﷺ در رفتارهای روزمره جلوه‌ای روشن داشت: بر زمین می‌نشست، با فقیران هم‌غذا می‌شد، کودکان را در آغوش می‌گرفت، دستِ نیازمند را پیش از آن‌که نیازمند سخن بگوید می‌فشرد، و هرگز اجازه نمی‌داد کسی در برابر او به پا خیزد یا برایش امتیازی ویژه قائل شود.
این تواضع، تنها یک رفتار اجتماعی نبود؛ بلکه تربیتی روحی بود که به امت می‌آموخت: عظمتِ حقیقی در فروتنی است و کرامتِ راستین در شکستنِ نفسِ متکبّر.
در کنار این تواضع، مهربانی پیامبر ﷺ همچون نسیمی روح‌بخش، جان‌ها را زنده می‌کرد. مهربانی او، مهربانیِ یک دلِ رقیقِ عاطفی به‌تنهایی نبود؛ مهربانیِ پیامبری بود که مأموریتش نجات انسان‌ها از تاریکی‌ها و هدایت آنان به سوی نور بود. مهربانی او، مهربانیِ یک مربّی بود که می‌دانست دلِ انسان با خشونت اصلاح نمی‌شود، بلکه با محبت شکوفا می‌گردد؛ مهربانیِ پدری بود که امت را فرزندان خود می‌دید؛ و مهربانیِ دوستی بود که در سخت‌ترین لحظات، دستِ انسان را رها نمی‌کرد.
این مهربانی، در برخورد با گناهکاران جلوه‌ای ویژه داشت: آنان را نمی‌راند، بلکه به سوی نور دعوت می‌کرد؛ لغزش‌ها را با نگاهِ امید می‌پوشاند؛ و دل‌های شکسته را با کلامی نرم و نگاهی گرم مرهم می‌نهاد. در برابر دشمنان نیز، مهربانی او شگفت‌انگیز بود؛ کسانی که خونِ یارانش را ریخته بودند، در سایهٔ رحمت او، امنیت و بخشش یافتند. این مهربانی، نه از ضعف، بلکه از قدرتی برمی‌خاست که ریشه در یقین داشت؛ یقینی که می‌دانست رحمت، برتر از قهر است و محبت، پیروزتر از شمشیر.
تواضع ومهربانی پیامبرﷺ،دو بالِ یک حقیقت‌اند:حقیقتِ«انسانِ کامل».تواضع،انسان را ازخود می‌رهاند؛ مهربانی، او را به دیگران پیوند می‌دهد؛ وهر دو، او را به خدا نزدیک می‌سازند.
سالکِ راهِ نبوی، اگر این دو خُلق را در جانِ خود زنده کند، در حقیقت، در مسیرِ همان سلوکی گام نهاده است که پیامبر ﷺ برای امت ترسیم کرده است؛ سلوکی که از خاکِ فروتنی آغاز می‌شود و به نورِ قرب الهی ختم می‌گردد.
در این نگاه، تواضع پیامبر ﷺ، درسِ بندگی است؛ و مهربانی او، درسِ محبت. بندگی، انسان را در برابر خداوند خاشع می‌سازد؛ محبت، او را در برابر خلقِ خداوند مهربان می‌کند؛ و این دو، در کنار یکدیگر، انسان را به مقامِ «خُلقِ عظیم» می‌رسانند؛همان مقامی که قرآن کریم دربارهٔ پیامبر ﷺ فرمود:
وَإِنَّكَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِيمٍ
(ای محمد) تو دارای اخلاق و رفتار بزرگی هستی
🔖سوره القلم آیه ۴

این حقیقت، معنای عمیقِ «سیره» را آشکار می‌سازد:
سیرهٔ نبوی، تاریخ نیست؛ تربیت است.
رفتار نیست؛ راه است.
خُلق نیست؛ سلوک است.
و این راه، تا قیامت، زنده و جاری است؛ هرکس در آن قدم بگذارد، از خود به خدا می‌رسد و از خدا به خلق بازمی‌گردد؛ همان‌گونه که پیامبرِ رحمت ﷺ، راه را پیمود و برای امت روشن ساخت.

در این راه، تواضع، پایهٔ بندگی است و مهربانی، روحِ دعوت. هرکس این دو را در جانِ خود زنده کند، در حقیقت، در مسیرِ پیامبرِ رحمت ﷺ گام نهاده است؛ مسیری که مقصدِ نهاییِ آن، لقاء الهی و دیدارِ پیامبر در کنارِ حوض است؛ همان دیداری که وعدهٔ آن، در آخرین سخنانِ نبوی، همچون نوری جاودانه بر جانِ امت تابیده و تا قیامت، راهِ سالکانِ محبت و بندگی را روشن می‌دارد.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
6
💠بر عهده تو رساندن پیام است و بر عهده ما حسابرسی.


احمد زید

در این آیه، دو تعبیر مهم وجود دارد: «بر عهده تو» و «بر عهده ما».

🔹 «بر عهده تو» یعنی ای بنده! وظایف، مسئولیت‌ها و تکالیفی داری که باید آن‌ها را انجام دهی. نباید از آن‌ها غافل شوی یا خود را درگیر اموری کنی که خدا از تو نخواسته است.

🔹 «بر عهده ما» درباره خداوند، به معنای وعده و تعهد الهی است؛ یعنی خداوند خود انجام برخی امور را تضمین کرده و تحقق آن‌ها را بر عهده گرفته است.

🔹 انسان زمانی دچار خستگی، نگرانی و سردرگمی می‌شود که این دو حوزه را با هم اشتباه بگیرد؛ یعنی به جای انجام وظیفه خود، مدام نگران وعده‌های الهی و زمان تحقق آن‌ها باشد و از مسئولیت خودش غافل شود.
با جست‌وجو در قرآن می‌بینیم که خداوند در مواردی با تعبیر «بر عهده ما» از تعهد خود سخن گفته است که مهم‌ترین آن‌ها سه مورد است:

1. یاری مؤمنان
«و یاری مؤمنان بر عهده ماست.» (سوره روم، آیه ۴۷)


2. حسابرسی و گردآوری مردم در قیامت

«سپس حساب آنان بر عهده ماست.» (سوره غاشیه، آیه ۲۶)


3. بیان قرآن و هدایت بندگان
«سپس بیان آن بر عهده ماست.» (سوره قیامت، آیه ۱۹)
«هدایت بر عهده ماست.» (سوره لیل، آیه ۱۲)



پس ای بنده! تو بنده‌ای و خدا، پروردگار است. به آنچه بر عهده تو گذاشته شده عمل کن، تلاش کن، وظیفه‌ات را انجام بده و حرکت کن؛ آنگاه وعده‌های الهی، مانند یاری و هدایت، در زمان و به شیوه‌ای که خدا صلاح بداند محقق خواهد شد.

🔹 حوزه «بر عهده تو»، میدان تلاش و مسئولیت توست؛ یعنی کوشش، استفاده از اسباب، پایداری در اطاعت و انجام وظیفه، بدون آنکه نتیجه را ملاک عمل قرار دهی.

🔹 حوزه «بر عهده ما»، قلمرو اعتماد و تسلیم در برابر خداست؛ یعنی باور داشته باش که تدبیر خدا حکیمانه است و وعده‌های او هرگز خلاف نخواهد شد.


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4
💠اگر تشویق، سوختِ حرکتِ مثبتِ نوجوان است، “توجهِ واقعی” ریشه‌ی پیوند عاطفی ما با اوست.

✍🏻جهاندار امینی

دیروز یاد گرفتیم چگونه رفتارهایش را تایید کنیم؛ امروز می‌خواهیم یاد بگیریم چگونه وجودش را ببینیم.

۲. توجه به نوجوان (بودنِ موثر)

توجه کردن، یعنی فراتر از دیدنِ کارهای او، «خودِ او» را دیدن. توجهِ ما به نوجوان، پیامِ «تو برای من مهم هستی» را به او مخابره می‌کند.

به عنوان مثال:

🔹 اگر فرزندتان در مسابقات ورزشی یا فعالیت‌های هنری شرکت دارد، حضورِ فیزیکیِ شما در آن‌جا، قدرتمندترین پیامِ حمایت است.
🔹 لزوماً لازم نیست همیشه کارهای بزرگ انجام دهید؛ گاهی ارسال یک پیامِ دوستانه، یک لبخندِ غیرمنتظره و یا نگاه‌های محبت‌آمیزِ شما در میانِ روزمرگی‌ها، پیوندِ عاطفی‌تان را مستحکم می‌کند.

ادامه دارد

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4
Audio
💠گناه عقب‌ماندگی علمی

✍️عبدالقادر عارفی

▷ ◉─────────۲۵:۳۵

این پادکست به بررسی این پرسش می‌پردازد که چه زمانی عقب‌ماندگی علمی از یک مسئله اقتصادی به مسئله‌ای شرعی تبدیل می‌شود. با استناد به آرای غزالی و قرطبی، کسب علوم و فنون ضروری برای جامعه را از فروض کفایی می‌داند. نویسنده بر لزوم تمایز میان مقاصد ثابت شرعی و وسایل متغیر تأکید کرده است.  وی بر گذار از مصرف‌کنندگی به تولید دانش، اهمیت نهادسازی، و اولویت‌دهی بر اساس نیاز واقعی جامعه تأکید دارد و نهفته‌ماندگی علمی را نه تنها عقب‌ماندگی، بلکه تهدیدی برای حفظ کرامت و استقلال امت می‌داند.

#پادکست_آوای_اصلاح۲۸

💢تهیه شده با هوش مصنوعی

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
👏3
💠وَالضُّحَىٰ

سوگند به ابتدای روز [وقتی که خورشید پرتو افشانی می کند]

#تقویم

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
3
#پیام_روز

💠سه حقیقتِ راستین و هنرِ «تغافل»


سه حقیقتِ راستین وجود دارد:
۱. هیچ بنده‌ای نیست که موردِ ستم قرار گیرد و برای رضای خداوند از آن چشم بپوشد یا خود را به نادانی بزند، مگر آنکه خداوند او را عزتی افزون بخشد.
۲. هیچ مردی درِ بخشش را برای صله‌رحم نمی‌گشاید، مگر آنکه خداوند بر دارایی‌اش می‌افزاید.
۳. هیچ بنده‌ای درِ گدایی و افزون‌طلبی را نمی‌گشاید، مگر آنکه خداوند از برکتِ مالش می‌کاهد.
مرزِ میانِ کرامت و فرومایگی:
اگر توانِ آن را نداری که کسی را به سطحِ خویِ خویش بالا ببری، اجازه مده او تو را به سطحِ اخلاقِ خودش پایین بکشد. پاسخ دادن به زشتی با زشتی، تنها برابری در پستی است.
اگر قرار باشد هر انسانِ صاحب‌فضلی به سطحِ انسان‌های بی‌خرد نزول کند، دیگر هیچ صاحب‌فضلی در جامعه باقی نخواهد ماند.
از مجادله با بی‌خردان بپرهیز؛ چرا که آنان تو را به هم‌سطحیِ خود فرا می‌خوانند و از آنجا که در «پستی»، تجربه‌ای طولانی‌تر دارند، تو را شکست خواهند داد. حکیمان گفته‌اند:
در گِل‌ولای با خوک کشتی نگیر؛ چرا که تو کثیف می‌شوی و او در محیطِ کثیف، همواره برنده است.
مبادا در هر نبردی وارد شوی و در هر جدالی سر برآوری؛ پیروزی در بسیاری از نبردها، درست در «عدمِ ورود» به آن‌ها نهفته است. تجاهل (خود را به نادانی زدن)، از اخلاقِ پیامبران است؛ چنان‌که خداوند درباره‌ی یوسف (ع) می‌فرماید: «فَأَسَرَّهَا يُوسُفُ فِي نَفْسِهِ وَلَمْ يُبْدِهَا لَهُمْ» (پس یوسف آن را در دلِ خود نهان داشت و برایشان آشکار نکرد).
امام احمد می‌گوید: «نُه-دهمِ سلامتی و عافیت، در تغافل است.»
و امام شافعی می‌افزاید: «زرنگ و عاقل، کسی است که باهوش باشد، اما خود را به غفلت بزند.»
ابوتمام در ستایشِ این خصلت سروده است:
«لَیسَ الغَبِیُّ بِسَیِّدٍ فی قَومِهِ / لکِنَّ سَیِّدَ قَومِهِ المُتَغابی»
(انسانِ کودن و غافل، سرورِ قومِ خویش نیست؛ بلکه آن‌کس که [با وجودِ دانایی] خود را به غفلت می‌زند، سرور و بزرگِ قومِ خویش است.)

برگرفته از کتاب «بر مسیر نبوت»


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
👍31
هویت انسان: مخلوق شگفت‌انگیز خداوند و بیان پشتوانه‌های لازم در مسیر عبودیت (قسمت پایانی)

✍️محمود کریمی

این مقاله با تبیین هویت انسان به عنوان مخلوق ویژه الهی و خلیفه زمین، وظیفه عبودیت و عمران جوامع را مسئولیت اصلی وی می‌داند. در این مسیر، «علما و نخبگان دینی» به عنوان کادرهای متخصص و آگاه، نقش کلیدی در حفظ ثبات، اجرای عدالت و هدایت جامعه ایفا می‌کنند. مقاله با استناد به مبانی قرآنی (آیات ۱۰۴ و ۱۰۵ آل‌عمران، ۱۰۸ یوسف، ۱۲۵ نحل و ۱۲۲ توبه) و نمونه‌های تاریخی مانند مواجهه امام محمد غزالی با سلطان سنجر، اثبات می‌کند که «امر به معروف و نهی از منکر» یک فریضه تخصصی، ساختارمند و مبتنی بر بصیرت و حکمت است.

🖇 ادامه‌ی مطلب

#هویت_انسان #نقش_علما #امر_به_معروف #امام_محمد_غزالی #عدالت_اجتماعی #اصلاحات_دینی #بصیرت_و_حکمت #امید_و_آبادانی

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
3💯1
💠گزارشی از خطبه جمعه چاه‌دسدان


🏷️ چگونه یک شخصیت قرآنی ساخته می‌شود؟
🎙️ الحاق جوادی

💠 این روزها که مکتب‌خانه‌ها و کلاس‌های آموزش قرآن، پس از یک دوره دوماهه به اتمام می‌رسند و روستاها جشن اختتامیه می‌گیرند، پدری راتصور کنید که کنار در مکتب ایستاده وبه پسرش نگاه می‌کندکه دارد آخرین روز مکتب‌خانه را پشت سر می‌گذارد و آخرین درس قرآنش را روان و با اشتیاق می‌خواند. دلش آرام می‌گیرد، اما یک فکر هم توی دلش می‌افتد:از فردا این بچه دیگر هر روز اینجا نیست؛ می‌رود مدرسه، می‌رود بین رفقا، می‌نشیند پای گوشی...

اگر هم‌دوره‌ای‌های همین مکتب‌خانه را در سال‌های گذشته به یاد بیاوریم،می‌بینیم یکی شده ستون محله و تکیه‌گاه خانواده‌اش، یکی دیگر هم با همان سال‌های مکتب، مسیر دیگری رفته است. مکتب‌خانه برای همه یکی بود؛ آنچه تفاوت را ساخت، کاری بود که ما بعد ازکلاس با بذر وجود او کردیم.

◻️ تربیت واقعی، آن آموزشی نیست که بچه در کلاس یاد می‌گیرد؛ آن چیزی است که بعد از تعطیلی کلاس باخودش به خانه می‌برد و بعد از آن، در خانه و جامعه پرورده می‌شود و رشد می‌کند.
قرآن درباره بعثت پیامبر ﷺ می‌فرماید:

﴿هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ﴾

«اوست که در میان درس‌ناخواندگان، پیامبری از خودشان برانگیخت تا آیاتش را بر آنان بخواند وپاکشان کند و کتاب و حکمت بیاموزد.»

قبل از هر چیز، مربی لازم است؛«رَسُولًا مِّنْهُمْ»، یعنی کسی که از جنس خود مردم باشد و از فرهیختگی و صلاح و تقوا برخوردار باشد. تلاوت، فقط پشت سر هم خواندن آیه‌ها نیست؛یعنی پیروی از کلام خدا در زندگی روزمره. کتاب یعنی یاد گرفتن رسم و قانون درست زیستن، و حکمت یعنی بلد بودن اینکه این دانسته‌ها را کی، کجا و چطور به کار ببندیم.

◻️ فرزند ما قبل از اینکه از زبان ما یاد بگیرد، با چشم‌هایش ما را می‌بیند و از زندگی ما الگو برمی‌دارد.

▪️ مکتب‌خانه مافقط جای روخوانی نبود؛ تجوید و زیباخوانی بود، نماز و دعا بود، سیرت رسول‌الله ﷺ بود، اخلاق و احکام بود. این‌ها تکه‌های یک پازل‌اند برای ساختن یک زندگی سالم. قرار نیست فقط بچه‌ای تربیت کنیم که قشنگ بخواند؛ هدف این است انسانی بار بیاید که خوب بفهمد و درست عمل کند.

قرآن می‌فرماید:
﴿كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِّيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ﴾

(ص: ۲۹)
«این کتابی مبارک است که آن را بر تو نازل کرده‌ایم تا در آیاتش بیندیشند و خردمندان پند گیرند.»
ولی این پازل را مکتب‌خانه به‌تنهایی کامل نمی‌کند؛ پدر و مادر، فضای خانه،مدرسه، جمع رفقا و کوچه و بازار هم باید در آن سهیم باشند.

◻️ حرف دین وقتی جان می‌گیرد که از چارچوب کلاس پا بیرون بگذارد و بیاید وسط زندگی، و راهنمای رفتارآدمی شود.
مکتب‌خانه‌های ما و دوره‌های آموزشی ما همواره باید معطوف به این باشد و تأمین‌کننده این مقصود باشد که انسانی بسازد که همه ابعاد زندگی‌اش دریک چرخه تعادل قرار داشته باشد؛ انسانی باشد که:
• خدا را دوست داشته باشد، او را ذکر و شکر و عبادت کند، بر او توکل کند و در زندگی‌اش در پی خشنودی او باشد.
• با پدر و مادر و برادر و خواهر و خویشان خود اهل وفا و خدمت و مهربانی باشد.
• وقتی همسر اختیار کرد، با او و فرزندانش مهربان باشد و در قبال‌شان مسئولیت‌پذیر باشد.

• همواره و بی‌وقفه در حال آموختن یا یاد گرفتن مهارتی باشد.
• کسب‌وکاری داشته باشد، با تجارت یا با ارائه خدمات، تا بتواند هزینه‌های زندگی‌اش را با کرامت تأمین کند و سربار جامعه و خویشان نشود.
• اهل ارتباط باشد و دوستانی نیک برگزیند، تا هم خود برای‌شان مفید باشد و هم از همراهی و حمایت ایشان در موقعیت‌های مختلف زندگی برخوردار گردد.
• تن و سلامتی‌اش را امانت خدا بداند و هر آنچه لازمه سلامتی تن اوست، به‌جد در برنامه خود قرار دهد.
• حواسش به آرامش دل و روان خودش باشد و برای سلامت اعصاب و روان خود اهمیت قائل شود.
• تفریح واستراحت را هم جزو برنامه‌های ثابت و فوت‌نشدنی روز، هفته، ماه و سال خود قرار دهد.
◻️ قرار نیست فقط درمسجد آدم خوبی باشیم؛ قرار است همه هفته و در همه عرصه‌های زندگی درست رفتار کنیم.

✓ دو ماه تابستان تمام شد، اما فراگیری دانش و تربیت تمام‌شدنی نیست. مکتب‌خانه یک نقطه‌ی شروع بود،نه یک کار تمام‌شده.
اگر دستمان در دست هم باشد، می‌توانیم نسلی بسازیم که قرآن بخواند، دینش را بفهمد و با اخلاق و با مسئولیت و با مرام باشد.

✓ از نیمه دوم مهرماه، دوره زمستانه مکتب‌خانه هم دوباره آغاز می‌شود (هفته‌ای دو روز، روزی دو ساعت). بکوشیم فرزندانمان از این فرصت خیر همواره بهره‌مند باشند. شخصیت در استمرار و گذر زمان شکل می‌گیرد،نه در دوره‌های متراکم و مقطعی.

◻️ کلاس‌ها تعطیل می‌شود، اماوظیفه‌ی ما تعطیل نمی‌شود.
4👍1
💠 آیا راهکارهایی برای پرورش نوجوان شاد وجود دارد؟


✍🏻 جهاندار امینی

در دو بخش گذشته، از اهمیتِ تشویق و توجهِ واقعی به نوجوان گفتیم. نوجوانی که احساس کند دیده می‌شود و تلاش‌هایش ارزشمند است، با انگیزه و آرامش بیشتری مسیر رشد خود را دنبال می‌کند.

اکنون به سومین راهکار می‌پردازیم:

۳. به نوجوان اجازه دهید چیزهای جدید را تجربه کند 🌱🎨


دوران نوجوانی، زمانِ کشف توانایی‌ها، علاقه‌ها و استعدادهای تازه است. ممکن است نوجوان شما به یک ورزش، هنر، مهارت فنی یا فعالیت علمی خاص علاقه نشان دهد. تا حد امکان، او را در این مسیر همراهی کنید؛ شرایط لازم را فراهم سازید و فرصت تجربه‌کردن را از او نگیرید.

اگر به رشته‌ای ورزشی یا هنری علاقه دارد، ثبت‌نام او در کلاس یا فراهم‌کردن امکانات اولیه، می‌تواند پیام مهمی به او منتقل کند:

«به علاقه‌ها و توانایی‌هایت باور دارم.»


البته حمایت فقط به فراهم‌کردن امکانات محدود نمی‌شود. وقتی در مسیر یادگیری یا انجام فعالیتش موفق می‌شود، به او نشان دهید که تلاش‌هایش را دیده‌اید. به جای تمرکز صرف بر نتیجه، از پشتکار، تمرین و جدیتی که برای رسیدن به موفقیت داشته است، قدردانی کنید.

مثلاً بگویید:
«می‌دانم برای رسیدن به این نتیجه خیلی تمرین کردی؛ تلاش و پشتکارت برای من ارزشمند است.»

این نوع نگاه، اعتمادبه‌نفس نوجوان را تقویت می‌کند و به او می‌آموزد که شکست‌ها و تجربه‌های تازه نیز بخشی طبیعی از مسیر رشد هستند.

ادامه دارد

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
5
💠قوی بودن؟


✍🏻صدیق قطبی

قوی بودن جرأتِ زیستن، گُل دادن، و دوست داشتن در دنیایی است که در معرض بادهای خانه‌کَن است.
قوی بودن، متعهد ماندن به لبخند است حتی در بستر احتضار. لبخندی که وامدار اشک‌ها است و پذیرای آنها.

قوی بودن آمادگی برای شنیدن «نه» است. دوستی ورزیدن و برای حفظ دوستی‌ها باج ندادن است. باج دادن؟ بله، وقتی که بیمناکِ از کف دادن دوستی‌ها، به خود اصیل‌ات پشت کنی.
قوی بودن توانایی تحمل ابهام و تردید هم هست. موکول نکردن تصمیم‌ها و اقدام‌ها به حصول قطعیت و یقین. چرا که آن‌وقت زندگی دچار رکود و رخوت می‌شود. گاهی شنیدن بویی و به تعبیر حافظ «بانگ جرسی» کافی است که قدم به راه بگذاری.
قوی بودن، پذیرفتن شکست و ضعف هم هست. آدمی در این جهان شکست می‌خورد. کم می‌آورد. به بن‌بست می‌رسد. و همهٔ اینها می‌توانند به کار آن فضیلت یگانه بیایند: فروتنی!
در این مواقع، قوی بودن سرسختی لجوجانه نیست، پذیرش است و جست‌وجوی امکان‌های دیگر. انعطاف است.
درخت قوی، درختی نیست که کژ و مژ نمی‌شود. درختی است که کَنده نمی‌شود. قوّت درخت به انعطافی است که در برابر باد و باران و بهار دارد.
قوی بودن در رهایی از اسارت عادت‌ها است.

مواجههٔ انتقادی با خویشتن، و باور به اینکه ایجاد رویه‌ها و روال‌های جدید از ما آدم دیگری می‌سازد. و بعد، مقاومت و استقامت. رهایی از اسارت عادت‌های خودساخته، شاید سخت‌ترین باشد. و باز حافظ می‌گفت که کامیابی در گرو «خلاف‌آمدِ عادت» است. عادت‌ها، آشنا‌اند و حسی از امنیت القا می‌کنند. اما ثروت درونی ما در گروِ خروج از دایره‌های امنِ عادت است. ویتگنشتاین می‌گفت:
«انقلابی کسی است که می‌تواند در خود انقلاب کند.»

قوی بودن، توانایی دست شستن و بخشیدن است. باختن و واگذاشتن و پیشکش کردن. پاک‌بازی کار پُردلان و نیرومندان است. ما به قدر ظرفیت و توان‌مان در بخشیدن است که توانا و نیرومندیم.
قوی بودن توان یاری‌گرفتن بدون شرم از دیگران هم هست. آدمی به آدمی نیازمند است. اذعان به واقعیت و پذیرش آن شجاعت می‌خواهد. من خودبسنده نیستم. به دوستی تو، حضور تو، همدلی و غم‌گساری تو محتاجم. من در تنهایی خود کافی نیستم. برای بازیافتن خویش، برای کمال بخشیدن به روح خویش به دیگرانی نیازمندم. و سربلند و آگاه، به پیشواز ارتباط‌های یاری‌گرانه می‌روم. این بینش و روش، تصدیق واقعیت است. و سرپوش نهادن بر آن و تظاهر به خلاف آن، نشانهٔ ناتوانی است.
قوی بودن در نفوذپذیر بودن هم هست. وقتی بگذاری زیبایی در تو رخنه کند. بویی و منظره‌ای دیوانه‌ات‌ کند. سخنی به وجدت آورد. بگذاری چون کودکان و دیوانگان از تشویش کم و بیش و سود و زیان فارغ باشی. مجذوب شدن توانایی کوچکی نیست. مجذوب شدن، تجربهٔ گم‌شدنِ خودخواسته است. و نیازمند آنکه از این میل سرکش که مهار هر چیز در دست تو باشد، فراتر بیایی.
قوی بودن در دوست داشتن، به رغم همهٔ ناکامی‌ها و بی‌یقینی‌ها است.
قوی بودن، توانایی دوست داشتن است. و همزمان رها بودن از ترس مرگ.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
6
💠الَّذِي أَنْقَضَ ظَهْرَكَ

همان بار گرانی که پشتت را شکست.

#تقویم

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2
#پیام_روز

💠اولویتِ «رحمت» بر «صراحت» در دعوتِ الهی


رسول خدا (ص) حاملِ اصیل‌ترین اندیشه‌ی تاریخ بشر، یعنی «توحید»، راست‌ترین و غنی‌ترین پیام، یعنی «اسلام»، و شریف‌ترین وظیفه، یعنی «هدایتِ خلق به سوی پروردگار» بود. با این‌همه، پروردگارِ متعال خطاب به ایشان می‌فرماید که اگر «نرمی، رحمت و رقتِ قلب» تو نبود، هیچ‌یک از این رسالت‌ها به سرانجام نمی‌رسید.
این درسِ بزرگی است برای ما:
هرچند اندیشه‌ات درست باشد، راست‌تر از اندیشه‌ی توحیدی نیست؛ و هرچند محتوای رفتارت شایسته باشد، برتر از رساندنِ خلق به پروردگارشان نیست!
این یعنی: «شیوه‌ی ابلاغ» همواره بر «محتوای پیام» مقدم است.
نصیحتِ خالی از «محبت»، نصیحت نیست؛ بلکه به هجو و بدگویی بدل می‌شود.
وظیفه‌ی ما، بازشناسیِ زشتی‌ها (منکر) و دعوتِ سرکشان به سوی حق است؛ اما باید به یاد داشته باشیم که تنها مجازیم بر اساسِ «آنچه موجبِ رضایتِ خداست»، دیگران را به سوی او بخوانیم. ابزارِ دعوتِ ما، همان اخلاقِ نبوی است.

برگرفته از کتاب «بر مسیر نبوت»



📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
1