جماعت دعوت و اصلاح
4.63K subscribers
13.2K photos
2.81K videos
351 files
17.1K links
✳️ کانال رسمی تشکل مدنی «جماعت دعوت و اصلاح»

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وب‌سایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb

https://ble.ir/islahweb1979/
Download Telegram
💠جانِ ماهی آب باشد...


✍🏻صدیق قطبی

«آیا دوست‌ات را هوایِ پاک و خلوت و نان و دارو هستی؟»
(چنین گفت زرتشت، نیچه، ترجمه داریوش‌ آشوری، ص۷۰)

ماهیان را نقد شد از عین آب
نان و آب و جامه و دارو و خواب 
(مثنوی، ۶: ۴۰۸۳)

مانند ماهی که آب،‌ نان و آب اوست. مانند ماهی که آب، پیراهن اوست. مانند ماهی که آب، دارو ‌و شفای اوست. و مانند ماهی که آب، مأمن و خوابگاه اوست. آب، خوراک اوست و نوشاک او، جامه‌ای است که او را می‌پوشاند و دارویی‌ است که شفا می‌بخشد. در آب می‌آرامد و به خواب می‌رود. آب، مادر و دایهٔ اوست. خانه و لباس اوست. همهٔ اسباب عیش و خرّمی‌ اوست. مولانا می‌گفت خدا یا عشق، برای عارف سالک، چنین است. غذا است، دارو است، پوشش است، مایهٔ آرمیدن و سُکنی است.
و دوستی راستین نیز، چنانکه نیچه می‌گفت هوای پاک است. بازیافتن خلوت است. خلوتی برای دیدار با خویشتن. نان و دارو است. غذای روح و مرهم جراحت‌ است.
هوای پاک؟ وقتی نفس‌تنگی می‌گیریم. خلوت؟ وقتی در ازدحام جهان، خود را گم می‌کنیم. و نان و دارو، وقتی جان، نحیف و بیمار می‌شود.

ماهی چه نسبتی با آب دارد؟ آب، همهٔ مایحتاج او نیست؟ آب، خانه و لباس و غذا و داروی او نیست؟
اهل خدا و اهل دوستی، چنین‌اند. هوای پاک به یکدیگر می‌بخشند. خلوتی روشن و دلخواه می‌بخشند. برای عریانیِ بی‌حفاظ و آسیب‌پذیر هم، روپوش و جامه‌اند. و فضایی امن برای آرمیدن و به خواب رفتن.
نان و آب و جامه و دارو و خواب.  هوای پاک و خلوت.
آب، خلوت ماهی را برهم نمی‌زند. دوست، فضایی می‌سازد تا ما با خویشتن‌مان خلوت کنیم. تا در پرتو دیدار او،‌ به دیدار خویش برویم. تا در او، خود را بازیابیم. و مولانا از زبان خدا می‌گفت:

تو را هر کس به سوی خویش خوانَد
تو را من جز به سوی تو نخوانم

پنجره باش. هوای تازه و پاکیزه باش. آب و نان و دارو باش. جامه و خانه باش. برای ماهیِ تنها، دریا باش. همه‌چیزِ من باش. در من نفس بکش. مثل صبح، که یکپارچه تنفّس‌ است. صبحِ دل باش. دل را از صبح، از نفس‌های تازهٔ صبح، بارور کن.
نیایش دلسوختگان چنین است.

ای آفتابِ روشن و ای سایهٔ همای
ما را نگاهی از تو تمام است اگر کنی
(سعدی)

ای دل من در هوایت همچو آب و ماهیان
ماهی جانم بمیرد گر بگردی یک زمان
ماهیان را صبر نبوَد یک زمان بیرونِ آب
عاشقان را صبر نبوَد در فراق دلستان
جانِ ماهی آب باشد، صبر بی‌جان چون بوَد؟
چونک بی‌جان صبر نبوَد چون بوَد بی‌جانِ جان؟
(مولانا)

ماهی در آب،‌ سیراب از سکوت است. مستغنی از کلمات است. آب، همهٔ پاسخ‌هاست. سعدی که می‌گفت: «دیدار تو حلّ مشکلات است»، تکه‌ای از مکالمهٔ ماهی و دریا را روایت می‌کرد. خود را به من نشان بده؟ نه. کی بوده‌ای نهفته که پیدا کنم تو را؟ غبار از نگاهم برگیر. پنجره‌ام را بگشا. تا تو را در یک لحظهٔ فروتنِ کوچک، به نظاره بنشینم. سرگشتگی آدمی را نه ازدحام دانش‌ها، که خلوت ملاقات، چاره است. نیکبخت آن‌که عمر و جهان را مجال و عرصه‌ای برای ملاقات می‌بیند.

شهریور ۱۴۰۵

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
3👍1
💠تنگنای دل و عظمت قرآن


✍🏻صدیق ابراهیمی

عین القضات همدانی چه زلال و بی‌پیرایه گفته است: «قرآن عظیم است، و عظیم را جای عظیم باید تا فرود آید؛ و تو بس تنگ‌دلی.»

این سخن، بیش از آنکه درباره‌ی قرآن باشد، درباره‌ی ظرف وجود ماست. قرآن کوچک نیست که در تنگنای عادت‌ها، ترس‌ها و پیش‌داوری‌های ما جای گیرد؛ این ماییم که باید وسعت یابیم تا کلام خدا در جانمان فرود آید.

گاهی مشکل از روشنایی نیست؛ از پنجره‌ای است که تنگ ساخته‌ایم. دریا را نمی‌توان در پیاله سنجید و آسمان را در مشت گرفت.
کتاب عظیم، دل عظیم می‌خواهد؛ دلی گشوده، آزاد و بی‌غرض؛ دلی که پیش از آنکه قرآن را در اندازه‌ی خویش محدود کند، افق خویش را برای فهم و پذیرش آن گسترده سازد.

قرآن، اگر درست به جان بنشیند، تنها محفوظات ذهن را نمی‌افزاید؛ افق انسان را وسیع می‌کند. دل را از تنگنای «من» بیرون می‌برد و به وسعت «او» می‌رساند؛ از عادت به آگاهی، از ترس به اعتماد، و از صورت به معنا.

شاید راز بسیاری از دوری‌های ما از قرآن همین باشد: قرآن را می‌خوانیم، اما هنوز جای فرود آمدنش را در خویش نساخته‌ایم.

پس پیش از آنکه بپرسیم «قرآن با من چه می‌گوید؟»، باید از خود بپرسیم: آیا در من آن‌قدر وسعت هست که قرآن در آن فرود آید؟ زیرا کلام عظیم، بر دل کوچک فرود نمی‌آید؛ و هرگاه دل وسعت یافت، آیه دیگر فقط خوانده نمی‌شود؛ در جان اتفاق می‌افتد.


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
5
💠سیرهٔ اجتماعی پیامبر اکرم ﷺ (( چهـــاردهـــم ربیـع الأوّل ))


✍🏻حمزه خان‌بیگی

«احترام به انسان‌ها؛ کرامت‌محوری در هندسهٔ نبوت»

درافق سیرهٔ اجتماعی پیامبر اکرمﷺ،«احترام به انسان‌ها»صرفاً یک خُلق فردی یا آداب معاشرت ساده نیست؛بلکه حقیقتی بنیادین،قرآنی،تربیتی وسلوکی است که در ژرفای رسالت نبوی ریشه دارد.
این اصل،ستونِ کرامت انسانی ومحورِ شکل‌گیری جامعهٔ مدینه بود؛جامعه‌ای که درآن،انسان پیش ازهرعنوان،جایگاه ونسب،با کرامت الهی شناخته می‌شد. احترام،درنگاه پیامبر،نه ادبِ ظاهری،بلکه تجلی توحید درعرصهٔ اجتماع بود؛زیرا کسی که خدا را یگانه می‌بیند،نمی‌تواند انسانِ آفریدهٔ او را خوار،تحقیر یا بی‌ارزش بشمارد.
🔶احترام به انسان‌ها در افق توحید و کرامت قرآنی
📖 قرآن کریم، کرامت انسان را اصل خلقت می‌داند:
«وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ»؛
ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم.

این کرامت،وابسته به نژاد، قبیله، طبقه،ثروت یاقدرت نیست؛بلکه حقیقتی الهی است که در ذات انسان نهاده شده است.پیامبر اکرمﷺ،حامل این حقیقت،احترام به انسان‌ها را برپایهٔ همین کرامت الهی بنا نهاد.درنگاه او،هر انسان، آینه‌ای ازآفرینش خداوند است؛وبی‌احترامی به انسان،بی‌احترامی به خالق اوست.

🔶 احترام در رفتار پیامبر؛ تجلی رحمت و اخلاق نبوی
رفتار پیامبر با انسان‌ها، چه مسلمان و چه غیرمسلمان، چه دوست و چه دشمن، چه بزرگ و چه کوچک، سراسر آمیخته با احترام، ادب، مهربانی و کرامت بود. در روایت‌ها آمده است که:
هرگز سخن کسی را قطع نمی‌کرد؛
با کودکان سلام می‌کرد و آنان را بر دامن می‌نشاند؛
با فقیران می‌نشست و سفرهٔ آنان را گرامی می‌داشت؛
با دشمنان نیز با ادب سخن می‌گفت و حرمت انسان را پاس می‌داشت؛
در جمع، جایگاه افراد را رعایت می‌کرد و هیچ‌کس را خوار نمی‌ساخت.

احترام پیامبر، احترامی برخاسته از محبت بود، نه از تکلف؛ احترامی برآمده از نورِ قلب،نه از ظاهر. همین احترام، دل‌ها را به او جذب می‌کرد، قساوت‌ها را نرم می‌ساخت وجامعه را از خشونت،تحقیر و بی‌عدالتی می‌رهاند.
🔶 احترام به انسان‌ها؛ مدرسهٔ تربیت اجتماعی
احترام در سیرهٔ پیامبر، تنها یک رفتار فردی نبود؛ بلکه مدرسه‌ای تربیتی برای ساختن جامعه‌ای اخلاقی و کرامت‌محور بود. پیامبر به امت خویش می‌آموخت که:
احترام، مقدمهٔ محبت است؛
محبت، مقدمهٔ همبستگی است؛
و همبستگی، مقدمهٔ سلامت جامعه است.

در جامعهٔ نبوی، احترام، پایهٔ روابط اجتماعی بود. پیامبر، با رفتار خود، به مردم آموخت که هیچ‌کس حق ندارد دیگری را تحقیر کند؛ هیچ‌کس حق ندارد به دیگری بی‌احترامی روا دارد؛ و هیچ‌کس حق ندارد کرامت انسانی را زیر پا بگذارد. این تربیت، جامعهٔ مدینه را به الگویی از اخلاق، ادب و کرامت تبدیل کرد و نشان داد که ایمانِ زنده، در رفتار اجتماعی به صورتِ احترام و پاسداشتِ حرمت انسان تجلی می‌یابد.
🔶 احترام در عرصهٔ اجتماعی؛ شکستن ساختارهای جاهلی
در جامعهٔ جاهلی، تحقیر، تبعیض، تفاخر و بی‌احترامی، ساختار روابط انسانی را شکل می‌داد. پیامبر، با سیرهٔ خود، این ساختار را درهم شکست و هندسه‌ای تازه بر محور کرامت بنا نهاد. او:
بلال حبشی را مؤذن مسجد قرار داد؛
سلمان فارسی را «سلمان منا اهل البیت» خواند؛
صهیب رومی را گرامی داشت؛
و بزرگان قریش را در کنار آنان نشاند.

در این جامعه، احترام، نه بر پایهٔ نسب، نژاد یا طبقه، بلکه بر پایهٔ تقوا و انسانیت بود. این احترام اجتماعی، روح جامعه را از درون دگرگون ساخت؛ زیرا انسان، وقتی خود را در میزانِ حق برابر با دیگران می‌بیند، از استکبار و تحقیر فاصله می‌گیرد و به تواضع و احترام نزدیک می‌شود. بدین‌سان، سیرهٔ نبوی، ساختارهای جاهلی را نه تنها در سطح قانون، بلکه در سطح فرهنگ و اخلاق اصلاح کرد.
🔶 درس‌های امروزین؛ احترام به‌مثابهٔ راهی برای اصلاح جامعه
سیرهٔ نبوی در احترام به انسان‌ها، دعوتی زنده برای انسان امروز است. در جهانی آکنده از خشونت، تحقیر، بی‌احترامی، تبعیض و بحران‌های اخلاقی، بیش از هر زمان دیگر نیازمندِ بازگشت به اصلِ احترام هستیم؛ احترامی که بر پایهٔ کرامت انسانی، محبت، تواضع و حقیقت بنا شده باشد.
این سیره به ما می‌آموزد که:
در خانواده، احترام را اصل قرار دهیم؛
در جامعه، کرامت انسان را پاس بداریم؛
در روابط، از تحقیر، تمسخر و بی‌ادبی بپرهیزیم؛
در سیاست و فرهنگ، حرمت انسان را مقدم بر هر چیز بدانیم؛
و در سلوک فردی، احترام را راهی برای تهذیب نفس و قرب الهی بشماریم.

👌این سیرهٔ نورانی،ما را فرامی‌خواند که احترام را در زندگی خویش جاری سازیم؛درخانه،درجامعه، در روابط، در تصمیم‌ها و در نگاه به انسان‌ها. احترام، راهِ رسیدن به نور است؛راهِ رسیدن به آرامش، به کرامت، و به جامعه‌ای که در آن، انسان، در سایهٔ حق و رحمت، به زندگیِ شایستهٔ خویش نزدیک می‌شود.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4
Audio
💠تفسیر سوره ناس

✍️سید قطب

▷ ◉───────── ۲۱:۵۵

سوره ناس، انسان را به پناه بردن به پروردگار، پادشاه و معبود مردم از شر وسوسه‌گر نهانی که در سینه‌ها وسوسه می‌کند، فرامی‌خواند. این وسوسه‌گر از جن و انس است. پناه‌جویی با این صفات الهی، یادآور ربوبیت، مالکیت و الوهیت خداوند است که انسان را از شرّ پنهان مصون می‌دارد. قرآن با توصیف وسواس خناس، هوشیاری ایجاد کرده و نشان می‌دهد که این شر، نهان و از درون سینه‌ها نفوذ می‌کند و تنها با استعاذه به خدا می‌توان در برابر آن ایستاد.

#پادکست_آوای_اصلاح۳۷

💢تهیه شده با هوش مصنوعی

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4
💠مَاكِثِينَ فِيهِ أَبَدًا

که در آن پاداش نیکو، جاودانه ماندگارند.

#تقویم

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
3👏1🙏1
#پیام_روز

💠ایمان؛ تکیه‌گاهِ امنیت و عدالت؛ ضامنِ اجتماع


✍🏻دبیر کل جماعت دعوت و اصلاح

دین‌دارانِ راستین، کسانی هستند که اعلام کردند خدایِ ما «الله» است و سپس بر این عهدِ خویش پایدار ماندند؛ در نتیجه، نه دلهره‌ای دارند و نه اندوهگین می‌شوند.
رابطه‌یِ فردِ اصلاح‌یافته و آسوده با دیگران، بر مدارِ «عدل» و «احسان» استوار است. دادگری، ابتدا از درونِ خودِ فرد آغاز می‌شود؛ چنان‌که خداوند می‌فرماید:
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَیٰ أَنْفُسِکُمْ»

(ای کسانی که ایمان آورده‌اید، قیام‌کننده به عدالت و گواهی‌دهنده برای خدا باشید، هرچند به زیانِ خودتان باشد.)

عدالت‌ورزی با دیگران، بر شخصِ مؤمن واجب است، حتی اگر به ضررِ خویش باشد. فرد باید عادل باشد و از عواطف و موقعیت‌هایی که او را از عدالت بازمی‌دارد، بپرهیزد. عدالت، در عینِ آنکه خود یک هدف و واجبِ ذاتی است، همچون ایمان، «شرطِ امنیت» نیز هست.

ایمان، شرطِ درونیِ امنیت است و عدالت، شرطِ اجتماعیِ آن.
ساده‌ترین معنایِ امنیت این است که نگرانِ آینده نباشیم. ایمان، پایه‌یِ نجاتِ اخروی و اصلی‌ترین و سازنده‌ترین نوعِ امید به آینده است.


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
5👏3
💠پیام جمعه


✍🏻محمد احمدیان

حدیث شماره(74) ریاض الصالحین

        ( بدون شرح)

ابن عباس ، عن النبي صلى الله عليه وسلم قال : " عرضت علي الأمم، فرأيت النبي ومعه الرهيط، والنبي ومعه الرجل والرجلان، والنبي ليس معه أحد، إذ رفع لي سواد عظيم، فظننت أنهم أمتي، فقيل لي : هذا موسى صلى الله عليه وسلم وقومه، ولكن انظر إلى الأفق، فنظرت، فإذا سواد عظيم. فقيل لي : انظر إلى الأفق الآخر، فإذا سواد عظيم. فقيل لي : هذه أمتك ومعهم سبعون ألفا يدخلون الجنة بغير حساب ولا عذاب ". ثم نهض، فدخل منزله، فخاض الناس في أولئك الذين يدخلون الجنة بغير حساب ولا عذاب، فقال بعضهم : فلعلهم الذين صحبوا رسول الله صلى الله عليه وسلم، وقال بعضهم : فلعلهم الذين ولدوا في الإسلام ولم يشركوا بالله، وذكروا أشياء، فخرج عليهم رسول الله صلى الله عليه وسلم، فقال : " ما الذي تخوضون فيه ؟ " فأخبروه. فقال : " هم الذين لا يرقون، ولا يسترقون ، ولا يتطيرون، وعلى ربهم يتوكلون ". فقام عكاشة بن محصن، فقال : ادع الله أن يجعلني منهم. فقال : " أنت منهم ". ثم قام رجل آخر. فقال : ادع الله أن يجعلني منهم. فقال : " سبقك بها عكاشة ".( مسلم: 220)
( ابن عباس(رض) روایت می کند: که پیامبر(ص) فرمود:
امت های سابق بر من عرضه شدند، و پیامبری را دیدم با گروه بسیار کوچک، کمتر از 10 نفر؛
- پیامبری را دیدم بایک  یا دو نفر؛
- پیامبری را دیدم یک نفر همراه او نبود!
- ناگاه گروه بسیاری را دیدم و گمان کردم که آنها امت من هستند؛ به من گفتند: که این موسی و قوم او هستند.
- اما در جانب دیگری سیاهی بزرگی را مشاهده کردم؛ باز به من گفته شد آن سوی دیگر را ببین، گروه زیادی را دیدم به من گفته شده این امت تو است.؛ که در میان آنها (70) هزار نفر وجود دارد که بدون حساب وارد بهشت می شوند.
بعدا برخواست و داخل خانه شد؛ مردم در مورد این اشخاص که بدون حساب وارد بهشت می شوند، بحث می کردند؛ و می گفتند:
1- شاید آنها اصحاب پیامبر( ص) باشند.
2- شاید کسانی باشند که در اسلام متولد شده باشند.
3- شاید کسانی باشند که برای خداوند شریک قائل نبوده باشند.
پیامبر( ص) فرمود: در باره ی چه چیز صحبت می کنید؟
آنان پیامبر( ص) را از گفت و گوی خویش با خبر کردند.
پیامبر فرمود:
آنان کسانی هستند:
1- که تعویذ و افسون (رقیه) نمی کنند.
2- و بدفالی نمی کنند؛ بلکه بر خدای خویش توکل می کنند.
عکاشه بن محصن بر خاست و گفت:
یا رسول خدا! برایم دعا کن که خداوند از جمله آنها قرارم دهد!
پیامبر فرمود: تو از جمله آنها هستی.
بعدا کس دیگری بر خاست گفت:
دعا کن که خداوند مرا از زمره آنان حساب کند.
پیامبر فرمود: عکاشه بر تو سبقت گرفت.

سقز: شهریور 1405

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
3👏3
💠شیخ محمد غزالی رحمه‌الله


از زیباترین سخنانی که دربارهٔ درود و سلام بر پیامبر اکرم ﷺ گفته شده است:

هرگاه بر محمد ﷺ درود و سلام می‌فرستم، در حقیقت خود را به شریف‌ترین حقیقتِ هستی پیوند می‌زنم، گام‌هایم را بر صراط مستقیم استوار می‌سازم، رهبری‌ای را می‌پذیرم که حق را در آغوش می‌گیرد و راه رشد و هدایت را برمی‌گزیند، و آشکارا اعلام می‌کنم که دل و خواسته‌ام با آن چیزی است که او آورده است.

درود و سلام بر پیامبر، تنها ذکری بر زبان نیست؛ بلکه تأکیدی دوباره بر یک راه و روش، پذیرفتن مسئولیتی بزرگ، و همدلیِ قلبی و فکری با انسانی است که ایمان را از خرافه رهایی بخشید، حقیقت را از آلودگی‌ها پاک ساخت، فطرت سالم انسان را با وحی پیوند داد، میان عقل و دین آشتی برقرار کرد، و دنیا را بستری شایسته برای رسیدن به آخرت قرار داد.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
9👏2
💠انسان‌ها، وسیله امتحان یکدیگر


✍🏻جلیل بهرامی‌نیا

ما انسان‌ها علاقه همزیستی و زندگی اجتماعی داریم و تنهایی برایمان دل‌آزار و مایه رنج است و ما را دچار دلتنگی، اضطراب و ترس می‌سازد؛ در کنار هم بودن، زمینه‌ساز خلاقیت علمی و هنری و شرط دست‌یابی به بسیاری فضایل متعالی نیز هست؛ این‌ها البته فقط یک روی واقعیت است؛ زیرا زندگی اجتماعی،ظرفیت لغزانندگی و سوق دادن انسان‌ها به پرتگاه ظلم و فساد و جنایت را نیز دارد و اگر هوشیار، جدی و خویشتن‌دار نباشیم سرازیری خطرناکی به سوی باتلاق تباهی است!
از نگاه قرآن، جامعه و زندگی اجتماعی،یک سازمان هدفمند و پیش‌ساخته برای آزمودن شخصیت ما انسان‌هاست؛
چنانکه خداوند فرموده است:
﴿ وَجَعَلۡنَا بَعۡضَكُمۡ لِبَعۡضࣲ فِتۡنَةً أَتَصۡبِرُونَۗ وَكَانَ رَبُّكَ بَصِیرࣰا ﴾

 [الفرقان ٢٠] یعنی شما را وسیله آزمایش یکدیگر ساختیم [تا معلوم شود که]
خویشتن‌داری و بردباری می‌کنید و خدای تو [ در ترسیم این بستر امتحانی] بینا و آگاه بوده است!
   تجربه همه ما نشان می‌دهد که زندگی در کنار یکدیگر، خویشاوندی، رفاقت، همکاری، هم‌سفری، همسایگی، همسری و هر نوع ارتباط، بر منش و رفتار ما اثر می‌گذارد و هر یک به نوعی در فعال کردن انگیزه‌ها و غرایز و شکل‌دهی به کنش و واکنش ما مؤثرند؛ ما غالباً در رفتار با یکدیگر بر اساس سلایق و منافع خویش عمل می‌کنیم و توجه نداریم که این ارتباط، نقشه‌ای الهی برای آزمودن ایمان و میزان اعتمادپذیری و سلامت وجدان ماست! فقر یا ثروتمندی، فرادستی یا فرودستی، سلامت یا بیماری، دانایی یا نادانی، جنسیت، تفاوت فرهنگی، معلولیت یا عافیت، مهاجر یا مقیم بودن و خلاصه، هویت و موقعیت دیگران، نوعی ترازو و به تعبیری دیگر دامی بر سر راه ایمان و اخلاق ما هستند؛ما نوعی آفریده شده‌ایم که علاقه‌ای طبیعی و شوقی درونی، ما را به فروتنی و چاپلوسی و چاکری در برابر اشخاص فراتر وا می‌دارد و حتی دریافت الفاظ سبک و دشنام از سوی آنان را علامت صمیمیت و نوعی افتخار می‌شماریم؛ اما تمایلی برای خوش‌رفتاری، اعتنا و احترام به افراد فروتر نداریم؛ دارندگی و برندگی نزدیکان، آتش حسادت را در درونمان شعله‌ور می‌سازد؛ غربت و بی‌کسی و پناهی افراد و اقلیت‌ها، طمع و تکبر ما را فعال می‌سازد و...!
بهوش باشیم که خدا با تعبیه این تفاوت‌ها و این کشاکش‌ها، بردباری و خویشتن‌داری و ایمان ما را به آزمون‌گاه می‌برد و وجدان ما را به بوته امتحان می‌سپارد؛ مراقب باشیم که «هویت» و «موقعیت» دیگران، ما را از مسیر ادب و تعادل و شفقت خارج نسازد و به مرداب تعصب، بی‌اعتنایی، حق‌خوری، لجاجت و سوءاستفاده نکشاند!
خدا بر جای حق نشسته است و بازتاب رفتارهای ما با دیگران را دیر یا زود به ما باز خواهد گرداند!


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
👏3👍1
💠 سیرهٔ تربیتی پیامبر اکرم ﷺ (( پــانــزدهـــم ربیـع الأوّل ))

✍🏻حمزه خان‌بیگی

«تربیت با محبت و مدارا؛مدرسهٔ کرامت وسلوک نبوی»


سیرهٔ تربیتی پیامبر اکرم ﷺ،برحقیقتی ژرف وبنیادین استوار می‌گردد:
«تربیت انسان با محبت و مدارا.»
این اصل، نه یک شیوهٔ عاطفی گذرا، بلکه روشی الهی و قرآنی برای ساختن انسان و جامعه است؛ روشی که در ژرفای رسالت نبوی ریشه دارد و در آیات قرآن کریم بارها مورد تأکید قرار گرفته است.
📖 خداوند در وصف پیامبر می‌فرماید:
«فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُمْ ۖ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ»؛
به سبب رحمت الهی، با آنان نرم شدی؛ و اگر سخت‌دل و تندخو بودی، از گردت پراکنده می‌شدند.
این آیه،نشان می‌دهد که محبت ومدارا،نه تنها روش پیامبر درتربیت،بلکه راز نفوذ او دردل‌ها وعامل انسجام امت بود.تربیت نبوی، برپایهٔ محبت،کرامت‌بخشی ومدارا با ضعف‌ها وخطاها بنا شده است؛تربیتی که انسان را ازخشونت و تحقیر می‌رهاند و به سوی رشد،ایمان و اخلاق سوق می‌دهد.
🔶محبت در افق توحید و تربیت قرآنی
محبت در نگاه پیامبر، ریشه در توحید دارد. کسی که خدا را رحمان و رحیم می‌بیند، نمی‌تواند در تربیت، جز با محبت و رحمت رفتار کند. پیامبر، با قلبی سرشار از محبت، انسان‌ها را به سوی خدا دعوت می‌کرد؛ و این محبت، ترجمان رحمت الهی در عرصهٔ تربیت بود.
محبت،دراین افق،نه تنها احساس،بلکه روشی تربیتی است؛روشی که دل‌ها را نرم می‌کند،جان‌ها را آمادهٔ پذیرش حق می‌سازد وانسان را ازدرون دگرگون می‌نماید.پیامبر،با محبت،به انسان‌هامی‌آموخت که ایمان،تنها باعقل واستدلال به دست نمی‌آید؛بلکه بامحبت وکرامت،درجان ریشه می‌دواند وبه حقیقتی زنده تبدیل می‌شود.
🔶 مدارا در رفتار پیامبر؛ تربیت با صبر و کرامت
   مدارا، در سیرهٔ پیامبر، همزاد محبت است. پیامبر، در برخورد با خطاکاران، جاهلان و حتی دشمنان، با مدارا رفتار می‌کرد؛ تا آنان فرصت بازگشت و اصلاح بیابند.
👌وقتی جوانی نزد پیامبر آمد و اجازهٔ ارتکاب گناه خواست، پیامبر با آرامش و مدارا با او سخن گفت، دلش را نرم کرد و او را از گناه بازداشت.
👌در فتح مکه،با آن‌که دشمنان سال‌ها او را آزار داده بودند،فرمود:«اذهبوا فأنتم الطلقاء»؛بروید که آزادید. این مدارا، دل‌های سخت را نرم کرد و دشمنان دیروز را به یاران امروز تبدیل نمود.
👌در تربیت یاران، خطاهای آنان را با صبر و مدارا اصلاح می‌کرد؛ نه با خشونت و تحقیر.
مدارا، در این نگاه،نه ضعف،بلکه قدرتی تربیتی است؛قدرتی که انسان را به حقیقت نزدیک می‌کند و جامعه را ازخشونت وتفرقه می‌رهاند.
🔶محبت و مدارا؛ مدرسهٔ تربیت اجتماعی و اخلاقی
   محبت و مدارا، در سیرهٔ پیامبر، تنها رفتار فردی نبود؛ بلکه مدرسه‌ای تربیتی برای ساختن جامعه‌ای اخلاقی و کرامت‌محور بود. پیامبر، با محبت و مدارا، به امت خویش می‌آموخت که:
تربیت، باخشونت وتحقیرحاصل نمی‌شود؛بلکه بامحبت وکرامت به ثمر می‌رسد؛
مدارا،راهی برای اصلاح خطاهاست؛نه چشم‌پوشی ازحق، بلکه فرصتی برای بازگشت به حق؛
محبت، دل‌ها رابه هم نزدیک می‌کند؛ ومدارا،جامعه را ازتفرقه وخشونت می‌رهاند.
در جامعهٔ نبوی،محبت ومدارا،پایهٔ روابط اجتماعی بود.پیامبر،با رفتارخود،به مردم آموخت که هیچ‌کس حق ندارد دیگری را با خشونت تربیت کند؛بلکه تربیت، تنها با محبت و مدارا ممکن است.
دعوتگر و مربِّی،اگر درتربیت، تنها به خشونت وسخت‌گیری تکیه کند،گرفتار نفس است؛اما اگر بامحبت ومدارا رفتار کند،درحقیقت،رحمت الهی را درجان خود زنده کرده است.
پیامبر،با محبت و مدارا، این سلوک را در جان یاران خویش زنده کرد؛ تا امت بیاموزد که راهِ رسیدن به نور، از محبت و مدارا می‌گذرد.محبت،دل را نرم می‌کند؛ ومدارا، نفس رافروتن می‌سازد.
سیرهٔ نبوی در محبت و مدارا، تنها روایت گذشته نیست؛ دعوتی زنده برای امروز ماست.درجهانی آکنده از خشونت،تحقیر،بی‌احترامی وبحران‌های اخلاقی،بیش ازهر زمان دیگر نیازمند بازگشت به اصل محبت و مدارا هستیم
این سیره به ما می‌آموزد که:
در خانواده،تربیت فرزندان بامحبت و مدارا باشد؛ نه با خشونت و تحقیر؛
در جامعه،روابط برپایهٔ کرامت واحترام بنا شود؛نه برپایهٔ خشونت وتحقیر؛
در سیاست وفرهنگ،مدارا اصل باشد؛تاجامعه ازتفرقه وخشونت رها شود؛
و در سلوک فردی،محبت و مدارا راهی برای تهذیب نفس و قرب الهی باشد.
این سیرهٔ نورانی،ما را فرا می‌خواند که محبت ومدارا را در زندگی خویش جاری سازیم؛ در خانه، در جامعه، در روابط و در سلوک فردی. محبت، راهِ رسیدن به دل‌هاست؛ ومدارا، راهِ اصلاح نفس‌ها. هر کس در این راه قدم بگذارد، دیر یا زود،خواهد چشید که تربیت با محبت و مدارا، نه تنها جامعه را، بلکه دل را نیز روشن می‌کند؛ واین همان راهی است که پیامبراکرم ﷺ، باسیرهٔ تربیتی خویش، پیشِ روی تاریخ گشوده است.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2👏2
💠أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ ۚ دَمَّرَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ ۖ وَلِلْكَافِرِينَ أَمْثَالُهَا
آیا در زمین گردش نکردند تا با تأمل بنگرند که سرانجام کسانی که پیش از آنان بودند، چگونه بود؟ خدا آنان را درهم کوبید و نابود کرد و نیز برای این کافران همانند آنان [عذابی قطعی و ثابت] است.

#تقویم

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4👏1
💠جامعه مدنی؛ هنرِ زیستن در میانِ تفاوت‌ها


✍🏻دبیر کل جماعت دعوت و اصلاح

زمانی که از تحققِ یک جامعه مدنی سخن می‌گوییم، منظورمان این است که نه در میانه ناامیدی و یأس هستیم و نه به سوی خشونت و تندی گرایش پیدا کرده‌ایم.
بنیانِ یک جامعه مدنی، از نگاهِ دین و دموکراسی، بر سه ستونِ «عدالت»، «دگرپذیری» و «تنوع» استوار است. در این میان، «تنوع» نباید یک چالش باشد، بلکه باید به عنوان یک «ارزش» شناخته شود؛ چرا که تنوع، بخشی از تدبیر و خواسته‌ی خداوند است:
«وَلَا يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ * إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ وَلِذَلِكَ خَلَقَهُمْ»
(و همواره در تفاوت و گونه‌گونی هستند؛ مگر کسانی که پروردگارت به آنان رحم آورده است، و برای همین [تنوع] آنان را آفریده است.)
تا زمانی که تنوعِ قومی، مذهبی، زبانی و فرهنگی به عنوان یک ارزش، یک فرصت و ابزاری برای پیشرفت شناخته نشود، جامعه به آرامش نخواهد رسید. احترام به این تنوع، نیازمند فرهنگ‌سازی است و فرهنگ‌سازی نیز مستلزم کوششی مستمر و پایداری است.
لازمه‌ی یک ارتباط سالم و مؤثر میان انسان‌ها، شناختِ تفاوت‌ها و به‌رسمیت شناختن و احترام به آن‌هاست.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
5👏3😍2
📌انور عبدالملک؛ جست‌وجوی «نسیم شرق» برای «تغییر جهان»

✍️عمار علی حسن نویسنده و پژوهشگر جامعه‌شناسی سیاسی
🖌مترجم: اصلاح‌وب

این مقاله اندیشه‌های انور عبدالملک را درباره‌ی سلطه‌ی غرب، مرکزیت اروپا و نقش جهان سوم بررسی می‌کند. او ریشه‌ی این سلطه را در انباشت اقتصادی، علمی و فکری غرب می‌داند و برای تغییر جهان، بر توسعه‌ی مستقل، توجه به ویژگی‌های تاریخی و تمدنی جوامع و شکل‌گیری نظامی چندقطبی و مبتنی بر تکثر تأکید دارد. مقاله همچنین دیدگاه او را با اندیشه‌های سمیر امین و حسن حنفی در نقد سلطه‌ی غرب و دفاع از جایگاه جهان سوم مقایسه می‌کند.

🖇 ادامه‌ی مطلب

#انور_عبدالملک #نسیم_شرق #تغییر_جهان #جهان_سوم #مرکزیت_اروپا #سلطه_غرب #تکثرگرایی #نظام_چندقطبی #سمیر_امین #حسن_حنفی #اندیشه_سیاسی #تمدن_اسلامی

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2👍1
💠قواعد قرآنی (51)


✍🏻عبدالظاهر سلطانی

و مَنْ يَبْخَلْ فَإنّما يَبْخَلُ عَنْ نَفْسِهِ

محمد/38
هر که بخل بورزد، قطعا در حق خودش بخیلی می ‌کند.

اگر از بخشش مال و از خودگذشتگی جانی و مالی خودداری کنیم و به جای انفاق و جانفشانی، خسیسی و بخیلی کنیم، زیان و پیامد منفی آن در دنیا و آخرت به خودمان برمی‌گردد.
چون خداوند بی‌نیاز است و ما نیازمند و مستمند!
هرچه بیشتر ببخشیم، او بیشتر می‌دهد. این را خداوند بارها در قرآن تضمین داده است؛ از یک برابر تا هفتصد برابر و حتی بیشتر!

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
👍2
💠 سیرهٔ تربیتی پیامبر اکرم ﷺ (( شــانــزدهـــم ربیـع الأوّل ))

✍🏻حمزه خان‌بیگی

«روش‌های آموزش تدریجی وحکیمانه؛هندسهٔ پرورش انسان درمدرسهٔ نبوت»

  ادامه بخش اوّل

🔶تدریج در احکام؛ رعایت ظرفیت‌های انسانی و اجتماعی
یکی از روشن‌ترین جلوه‌های تدریج در سیرهٔ نبوی، در تشریع و اجرای احکام شرعی است.
تحریم شراب، در چند مرحله انجام شد؛ نخست، توجه دادن به زیان‌ها و مفاسد آن؛ سپس محدودیت در هنگام نماز؛ و در نهایت، تحریم کامل. این روند، جامعه را از وابستگی و عادتِ ریشه‌دار به شراب، به‌تدریج جدا کرد و راه اصلاح را هموار ساخت.
تحریم ربا، پس از آماده‌سازی اخلاقی و اقتصادی جامعه نازل شد؛ تا مردم، هم از نظر روحی و هم از نظر ساختار اقتصادی، توان ترک این عادتِ ظالمانه را بیابند.
🌷احکام جهاد، پس از تثبیت ایمان، استقرار امنیت و شکل‌گیری هویت جمعیِ امت تشریع گردید؛ تا جهاد، نه از سر خشونت، بلکه از سر دفاع از حق، کرامت و عدالت معنا یابد.
این تدریج،نشان می‌دهد که شریعت، بر اساس«حکمت»بناشده است،نه براساس شتاب وتحمیل. پیامبر،با این روش،جامعه را ازشوک‌های فرهنگی واخلاقی حفظ کردومسیر اصلاح را به‌گونه‌ای سامان دادکه دل‌ها بتوانند همراه شوند واحکام،به‌جای آن‌که باری سنگین وتحمیلی باشند،به ثمرهٔ طبیعیِ ایمان و اخلاق تبدیل شوند.

🔶 تدریج در دعوت؛ حکمت در گفتار، رحمت در رفتار
دعوت پیامبر، دعوتی تحمیلی و شتاب‌زده نبود؛ بلکه دعوتی تدریجی، حکیمانه و رحمت‌محور بود.
🔸با جاهلان، با صبر و حلم سخن می‌گفت؛ تا جهل آنان به معرفت تبدیل شود، نه به لجاجت.
🔸با دشمنان، با اخلاق و کرامت رفتار می‌کرد؛ تا دشمنی آنان به انصاف و گاه به ایمان بدل گردد.
🔸با تازه‌مسلمانان، تکالیف را آرام‌آرام بیان می‌کرد؛ تا ایمان در جانشان استوار شود و سپس بارِ عمل بر دوششان نهاده شود.
🔸با اهل معرفت و اهل سلوک، دریچه‌های عمیق‌تر ایمان و توحید را می‌گشود؛ تا آنان در مراتب بالاترِ قرب الهی سیر کنند.

این روش نشان می‌دهد که دعوت، اگر بدون تدریج باشد، به تحمیل تبدیل می‌شود؛ و دعوتِ تحمیلی، دل‌ها را می‌بندد. پیامبر، با تدریج، دل‌ها را می‌گشود، راهِ فهم را هموار می‌کرد و حقیقت را در جان‌ها می‌نشاند؛ به‌گونه‌ای که ایمان، نه یک شعار، بلکه یک تجربهٔ زیسته و یک حقیقتِ درونی می‌شد.

🔶 درس‌های امروزین؛ تدریج به‌مثابهٔ راهی برای تربیت انسان معاصر
   انسان معاصر، در میان شتاب، اضطراب، بحران‌های اخلاقی، پیچیدگی‌های اجتماعی و فشارهای روانی، بیش از هر زمان دیگر نیازمند تربیت تدریجی و حکیمانه است.
سیرهٔ نبوی، در این زمینه، راهی روشن پیشِ روی ما می‌نهد:
🔸در خانواده، تربیت فرزندان باید تدریجی، محبت‌محور و کرامت‌بخش باشد؛ نه مبتنی بر خشونت، تحقیر و توقعات ناگهانی و سنگین.
🔸در مدرسه و نظام آموزشی، انتقال مفاهیم ایمانی، اخلاقی و علمی باید بر اساس مراحل رشد ذهنی و روحی دانش‌آموزان صورت گیرد؛ نه با انباشتِ بی‌حکمتِ اطلاعات.
🔸در اصلاح جامعه، تغییرات فرهنگی و اخلاقی باید مرحله‌به‌مرحله، با گفت‌وگو، آگاهی‌بخشی، الگوپردازی و صبر انجام شود؛ نه با فشار، تحمیل و طرد.
🔸در سلوک فردی، انسان باید خود را به‌تدریج از عادات ناپسند، غفلت‌ها و ضعف‌ها برهاند و به‌تدریج به ذکر، حضور، خشوع، محبت و خدمت روی آورد؛ تا این مسیر، پایدار و ریشه‌دار شود.
تدریج، در این افق، نه به معنای سستی و تعلل، بلکه به معنای حکمت، رعایت مراتب و احترام به قانون رشد انسان است. انسان، تنها با تدریج، به حقیقت می‌رسد؛ و هر تلاشِ شتاب‌زده برای جهش‌های ناگهانی، دیر یا زود، به فرسودگی، دل‌زدگی و گسست می‌انجامد.

در جمع‌بندی، می‌توان گفت «روش‌های آموزش تدریجی و حکیمانه» در سیرهٔ تربیتی پیامبر اکرم ﷺ، حقیقتی زنده، ژرف و نورانی است؛ حقیقتی که انسان را از شتاب‌زدگی، خشونت تربیتی و تحمیل‌های بی‌حکمت می‌رهاند و او را به سوی رشد، کرامت، ایمان و اخلاق سوق می‌دهد. این روش، هم در نزول قرآن، هم در تشریع احکام، هم در تربیت فردی و اجتماعی، و هم در سلوک عرفانی و دعوت الهی، به‌صورت یک خطّ روشن و پیوسته دیده می‌شود.
این سیرهٔ نورانی، ما را فرا می‌خواند که تربیت را با تدریج و حکمت آغاز کنیم؛ در خانه، در مدرسه، در جامعه، در روابط، در دعوت و در سلوک فردی. تدریج، راهِ رسیدن به نور است؛ راهِ رسیدن به آرامش، به کرامت، و به جامعه‌ای که در آن، انسان، در سایهٔ حق و رحمت، به زندگیِ شایستهٔ خویش نزدیک می‌شود.
👌هر کس در این راه قدم بگذارد، دیر یا زود، خواهد چشید که تربیت تدریجی و حکیمانه، نه تنها جامعه را، بلکه دل را نیز روشن می‌کند؛ و این همان راهی است که پیامبر اکرم ﷺ، با سیرهٔ تربیتی خویش، پیشِ روی تاریخ گشوده است؛ راهی که هنوز زنده است و می‌تواند چراغی برای تربیت انسانِ امروز باشد.

☆ ادامه دارد ☆

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
1👍1🙏1
💠 سیرهٔ تربیتی پیامبر اکرم ﷺ (( شــانــزدهـــم ربیـع الأوّل ))

✍🏻حمزه خان‌بیگی

«روش‌های آموزش تدریجی وحکیمانه؛هندسهٔ پرورش انسان درمدرسهٔ نبوت»

  🌱بخش اوّل🍃

در افق سیرهٔ تربیتی پیامبر اکرم ﷺ،«آموزش تدریجی وحکیمانه»تنها یک فنّ آموزشی یاشیوهٔ اجرایی نیست؛بلکه حقیقتی بنیادین،قرآنی، تربیتی وسلوکی است که در ژرفای رسالت نبوی ریشه دارد وهندسهٔ پرورش انسان را درمدرسهٔ نبوت ترسیم می‌کند.تربیت دراین افق، نه دفعی،شتاب‌زده وسخت‌گیرانه،بلکه مبتنی بر تدریج، تأنّی،شناخت ظرفیت‌ها،رعایت مراتب وهدایت گام‌به‌گام انسان ازظلمات جهل وغفلت به نور معرفت، ایمان و کرامت است.
این روش، ترجمان عملیِ حکمت و رحمت الهی است؛
👌حکمتِ «یُرِیدُ اللَّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ»
👌و رحمتِ «وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِینَ».

🔶 بنیاد قرآنی تدریج؛ تربیت بر مدار حکمت و رحمت
  قرآن کریم،خود بزرگ‌ترین شاهد براصل تدریج درتربیت است. نزول این کتابِ هدایت،طی بیست‌وسه سال،نه از سر تأخیر،بلکه ازسر تربیت بود؛تربیتی که می‌خواست دل‌ها را آماده کند،جان‌ها را بپروراند و جامعه‌ای نو را گام‌به‌گام از جاهلیت به ایمان منتقل سازد.
📖 خداوند می‌فرماید:
«وَقُرْآنًا فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَىٰ مُکْثٍ»؛
قرآنی را بخش‌بخش فرو فرستادیم تا آن را با درنگ بر مردم بخوانی.
این «مُکْث» ـدرنگ و تأنّی ـخود بیانگر آن است که تربیت قرآنی، برمدار تدریج استوار است.پیامبر، حامل همین روش بود؛روشی که درآن،هرحکم،هر آموزه و هر تغییر،در زمان مناسب،با زمینه‌سازی،با آماده‌سازی دل‌ها وبا رعایت ظرفیت‌های فردی واجتماعی نازل می‌شد؛تا نه دل‌ها دچار گسست شوند و نه جامعه گرفتار شوک و گسیختگی.
🔶تدریج درتربیت فردی؛شناخت ظرفیت‌ها وپرورش گام‌به‌گام
در سیرهٔ فردی پیامبر اکرم ﷺ،اصل تدریج به‌روشنی دیده می‌شود. آن حضرت،پیش از هر چیز،ظرفیت‌ها، روحیات،توان‌ها وزمینه‌های هر انسان را می‌سنجید،سپس بر اساس آن،مسیر تربیت را ترسیم می‌کرد. هیچ‌کس را به کاری فراتر از توانش نمی‌گماشت وهیچ‌کس را ناگهان با تکلیفی سنگین روبه‌رو نمی‌ساخت.
نمونه‌های این روش در روایات فراوان است:
جوانی که نزدپیامبر آمد واجازهٔ ارتکاب گناهی را طلب کرد،با تندی وتحقیر روبه‌رو نشد؛پیامبر با آرامش، پرسش‌های حکیمانه و گفت‌وگویی محبت‌آمیز،دل او را نرم کرد، وجدانش را بیدار ساخت و او را از گناه بازداشت.این تربیت،تربیتی تدریجی ودرونی بود؛نه صرفاً نهیِ ظاهری.
درتربیت معاذبن جبل،پیامبر او را گام‌به‌گام از شاگردی به مقام قضاوت ودعوت رساند؛ابتدا ایمان و معرفت را درجان او استوار کرد،سپس او رابا احکام ومسئولیت‌ها آشنا ساخت،و آنگاه او را به‌عنوان نمایندهٔ خویش به میان مردم فرستاد.
دربارهٔ ابوذر غفاری،باآن‌که مردی صادق،پاک‌دل وحق‌طلب بود،پیامبر اورا ازپذیرش مسئولیت‌های سنگین اجتماعی بازداشت؛زیرا ظرفیت روحی واجتماعی او رامی‌شناخت ونمی‌خواست بار فراتر ازتوان بر دوش او نهاده شود.
این نمونه‌ها نشان می‌دهد که تربیت نبوی،تربیتی «شخصیت‌محور» است،نه«نسخه‌محور».هر انسان، نسخهٔ خاص خود را دارد؛وپیامبر،این تفاوت‌ها رامی‌دید،می‌فهمید وبراساس آن،تربیت راسامان می‌داد.
🔶 تدریج در تربیت اجتماعی؛ ساختن جامعه‌ای نو با گام‌های حکیمانه
    جامعهٔ مدینه، یک‌شبه از دلِ جاهلیت برنخاست؛ بلکه با تدریج، با حکمت و با مراحل دقیق تربیتی شکل گرفت. پیامبر، نخست ایمان را در دل‌ها کاشت، سپس اخلاق را استوار کرد، آنگاه روابط اجتماعی را سامان داد، پس از آن احکام را نازل کرد و در نهایت، ساختار سیاسی و اجتماعی را بنا نهاد.
این ترتیب، تصادفی نبود؛ بلکه تربیتی بود.پیامبر می‌دانست که:
دلِ بی‌اخلاق، حاملِ احکام نمی‌شود؛
جامعهٔ بی‌محبت، پذیرای عدالت نیست؛
و انسانِ بی‌معرفت، توان اجرای تکالیف را ندارد.

از این‌رو، تربیت را از درون آغاز کرد؛ از قلب به رفتار، از رفتار به اجتماع، و از اجتماع به تمدن.

👌این هندسهٔ تربیتی، نشان می‌دهد که هر اصلاح بیرونی، اگر بر اصلاح درونی استوار نباشد، دیر یا زود فرو می‌ریزد؛ اما اصلاحی که از دل آغاز شود، در رفتار و ساختار نیز پایدار خواهد شد.

☆ ادامه دارد ☆

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
3👍1
💠پیام‌های مشاوره‌ای(۱۷)


📌 محمدﷺدر نگاه من!

کمال آذری

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2👍1