جماعت دعوت و اصلاح
4.63K subscribers
13.2K photos
2.81K videos
351 files
17.1K links
✳️ کانال رسمی تشکل مدنی «جماعت دعوت و اصلاح»

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وب‌سایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb

https://ble.ir/islahweb1979/
Download Telegram
💠 سیرهٔ علمی و آموزشی پیامبر اکرم ﷺ((بیست و ششــــم ربیـع الأوّل))


✍🏻حمزه خان‌بیگی

«آموزش قرآن و حکمت؛ هندسهٔ نبویِ پرورش عقل، جان و امت»

فهمِ سیرهٔ علمی پیامبر اکرم ﷺ از همان‌جا آغاز می‌شود که قرآن، رسالت را تعریف می‌کند. آیهٔ جامعِ رسالت، چهار رکن بنیادینِ مدرسهٔ نبوت را روشن می‌سازد:
﴿يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ﴾
«آیات خدا را بر آنان می‌خواند، آنان را پاک می‌گرداند، و کتاب و حکمت را به آنان می‌آموزد.»
این چهار رکن—تلاوت، تزکیه، تعلیمِ کتاب و تعلیمِ حکمت—هندسهٔ کاملِ تربیتِ نبوی را می‌سازند؛ هندسه‌ای که علم را با تزکیه، عقل را با دل، و معرفت را با حضور پیوند می‌دهد. در این مدرسه، آموزشِ قرآن و حکمت، صرفِ انتقالِ اطلاعات نیست؛ بلکه ساختنِ انسانِ موحّد است؛ انسانی که علمش عبادت را ژرف‌تر می‌کند، عبادتش اخلاق را زیباتر می‌سازد و اخلاقش جامعه را نورانی‌تر می‌گرداند.

قرآن؛ از تلاوت تا تکوین
    تلاوتِ پیامبر ﷺ، آغازِ تربیت بود؛ تلاوتی آمیخته با وقار، مکث و تدبر. قرآن در نگاه او، متنِ سرد نبود؛ نوری بود که دل را نرم می‌کرد و جان را در محضرِ خدا می‌نشاند. در مدرسهٔ نبوت، تلاوت، یک «عملِ سلوکی» است؛ دریچه‌ای به سوی حضور، نه صرفاً خواندنِ الفاظ.
تعلیمِ تدریجی؛ تبدیلِ علم به معرفت
نزولِ تدریجیِ قرآن، اصلِ تربیتیِ مهمی را آشکار می‌کند:فهمِ حقیقی، در زمان می‌روید.پیامبر، آیات را آرام و پیوسته تعلیم می‌داد؛ صحابه،هر آیه رامی‌آموختند،می‌فهمیدند و به آن عمل می‌کردند،سپس به آیهٔ بعد می‌رفتند.بدین‌سان، قرآن در جانشان ریشه می‌دواند،نه فقط بر زبانشان جاری می‌شد.
🔶قرآن در رفتار؛ پیامبر به‌مثابهٔ تفسیرِ زندهٔ وحی
عایشه فرمود: «کان خُلُقُهُ القرآن»؛ یعنی قرآن، در رفتارِ پیامبر مجسّم بود. نمازِ او، خشوعِ قرآن؛ صدقهٔ او، نورِ قرآن؛ و اخلاقِ او، زیباییِ قرآن بود.
در مدرسهٔ نبوت، قرآن از متن به زندگی می‌آید؛ از تلاوت به تکوینِ جان.
حکمت؛ از دانستن تا زیستن
حکمت، علمِ صرف نیست؛ «معرفتِ زیسته» است. پیامبر، حکمت را چنان تعلیم می‌داد که عقل روشن شود، دل نرم گردد و رفتار سامان یابد. حکمت، پلی است میانِ دانستن و بودن؛ میانِ متن و زندگی؛ میانِ علم و سلوک.
گفتار پیامبر ﷺ کوتاه بود، اما ژرف؛ روشن بود، اما نافذ. یک جملهٔ نبوی، افقی از بصیرت می‌گشود و دل را در مسیرِ سلوک قرار می‌داد. این ایجازِ عمیق، خود، شیوه‌ای تربیتی است: کلامِ کوتاه، اگر از حضور برخیزد، در جان می‌ماند و در رفتار جاری می‌شود.
تناسبِ خطاب؛ تربیت بر اساسِ ظرفیتِ دل‌ها
پیامبر، برای هر فرد، سخنی متناسب با روحیه و ظرفیتش می‌گفت؛ و برای جامعه، راهبردهایی برای وحدت، عدالت و مسئولیت ارائه می‌کرد. حکمت، نسخه‌ای یکسان نیست؛ نوری است که بر دل‌ها، به اندازهٔ ظرفیتشان می‌تابد.
پیوندِ قرآن و حکمت؛ ساختنِ انسانِ جامع
در سیرهٔ نبوی، قرآن و حکمت، دو چهرهٔ یک نورند:
قرآن، متنِ هدایت؛ حکمت، فهمِ هدایت.
قرآن، راه را نشان می‌دهد؛ حکمت، راه رفتن را می‌آموزد.
قرآن، حقیقت را بیان می‌کند؛ حکمت، حقیقت را در زندگی جاری می‌سازد.
انسانِ ساخته‌شده در مدرسهٔ نبوت، انسانی است که:
قرآن را با تدبر می‌خواند،
حکمت را با حضور می‌فهمد،
اخلاق را با محبت می‌زیَد،
و مسئولیت را با بصیرت بر دوش می‌گیرد.
چنین انسانی، ستونِ امت است؛ و امت، با چنین انسان‌هایی بنا می‌شود.
تعلیمِ نبوی،ساختنِ دلِ موحّد است؛ دلی که درنورِ قرآن می‌زید ودرحضورِ حکمت می‌بالد؛دلی که درتلاوت،بیدارمی‌شود؛درتدبر،ژرف می‌گردد؛درعمل،شکوفا می‌شود؛ ودرمحبت،آرام می‌گیرد.
آموزش قرآن و حکمت در سیرهٔ پیامبر اکرم ﷺ، حقیقتی ژرف و نورانی است؛ حقیقتی که انسان را:
ازسطحِ دانش،به عمقِ حضور،ازسطحِ محفوظات،به عمقِ اخلاق،و ازسطحِ رفتار،به عمقِ دل می‌برد.
این سیرهٔ روشن، ما را فرا می‌خواند که:
قرآن را با تدبر بخوانیم،
حکمت را با حضور بفهمیم،
اخلاق را با محبت بپروریم،
و تربیت را در مدارِ توحید سامان دهیم.
در این افق، تعلیمِ نبوی، نه صرفاً الگویی آموزشی، بلکه راهی برای ساختنِ انسان است؛ انسانی که در نورِ خدا می‌زید، در اخلاقِ پیامبر می‌بالد و در مسیرِ حق، امت را می‌سازد.


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4👍1
Audio
💠تجربه زیسته مهندس محمد المقرمی در تعامل با قرآن

✍️محمد المقرمی

▷ ◉───────── ۱۳:۴۰

این پادکست به بررسی زندگی و اندیشه‌های محمد عبدالله المقرمی، مهندس یمنی می‌پردازد که با رویکردی تحلیلی و صادقانه به تفسیر قرآن و ترویج آموزه‌های دینی همت گماشت. او که در رشته هندسه هوانوردی تحصیل کرده بود، نظم و دقت مهندسی را با روحیه‌ای معنوی درآمیخت تا مفاهیم قرآنی را فراتر از قالب‌های سنتی برای زندگی امروز تبیین کند. المقرمی معتقد بود بزرگترین مانع درک حقیقت، فقدان صداقت است و قرآن را باید نه فقط به عنوان متن، بلکه به مثابه تجربه‌ای زیسته برای تحول درونی نگریست. وی بدون جستجوی شهرت، از طریق فضای مجازی بر جان‌های تشنه بسیاری اثر گذاشت و سرانجام در سال ۲۰۲۵ در مکه درگذشت. میراث او بر محوریت تدبر آگاهانه و پیوند میان عقل سلیم و ایمان خالص استوار است که حتی پس از مرگش نیز مخاطبان بسیاری را به خود جذب می‌کند.

#پادکست_آوای_اصلاح۴۵

💢تهیه شده با هوش مصنوعی

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4👏1
#حدیث

💠امام ابن قیم رحمه‌الله می‌گوید:


«بنده در برابر الله دو بار خواهد ایستاد:
یک‌بار در نماز در برابر او، و بار دیگر در روزی که او را ملاقات می‌کند.

پس هرکس حقِ ایستادن نخست را به‌جا آورد، ایستادن دوم بر او آسان خواهد شد؛ و هرکس ایستادن نخست را سبک بشمارد و حق آن را ادا نکند، ایستادن دوم بر او سخت خواهد شد.»

📚 کتاب الفوائد، ص (273)


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
6👍2
#پیام_قرآنی

💠 قرآن؛ رفیق امنِ سفر زندگی


قرآن فقط برای تلاوت نیست؛
رفیقی است که در پیچ‌وخم زندگی، ما را به راه درست باز می‌گرداند.
إِنَّ هَٰذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ
«این قرآن به استوارترین راه هدایت می‌کند.»
سوره اسراء آیه ۹

🔅 خوشا به حال آن‌که قرآن، رفیق و قطب‌نمای زندگی‌اش باشد.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
11👍1
💠﴿لَهُۥ مَقَالِيدُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ يَبۡسُطُ ٱلرِّزۡقَ لِمَن يَشَآءُ وَيَقۡدِرُۚ إِنَّهُۥ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٞ ١٢﴾
کلیدهای آسمان‌ها و زمین در دست او است. برای هر کس که بخواهد روزی را فراوان و یا کم می‌گرداند. او از همه چیز کاملاً آگاه است.‏

#تقویم

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
7
#پیام_روز

💠گفتگویِ مؤدبانه؛ کلیدِ ارتباطِ شایسته



ارتباط، بخشِ اصلیِ مؤدب بودن با دیگران است؛ حال چه در حالِ گفتگو باشید، چه نگارشِ نامه، صحبت با تلفن یا گفتگو در اینترنت. کلامِ شما نشان می‌دهد چه کسی هستید. پس مسلماً ترجیح می‌دهید کلمات‌تان باعثِ ایجادِ حسِ خوب و مثبت در دیگران شود، تا اینکه باعثِ خُرد شدن‌شان شود.
از آنجا که همه به طورِ ذاتی دارایِ قابلیت‌هایِ برقراریِ ارتباط نیستند، می‌توانید چند شیوه‌یِ ساده‌یِ ارتباط را بیاموزید تا بی‌ادبانه یا با کمبودِ اعتماد به نفس رفتار نکنید.
«گفتگویِ مؤدبانه»
یک گفتگو هنگامی صورت می‌گیرد که دو یا چند نفر رویِ موضوع‌هایِ مختلف بحث می‌کنند، ایده‌ها را اصلاح می‌کنند، اطلاعات را در میان می‌گذارند و به یکدیگر فرصتی برایِ مشارکت می‌دهند. گفتگو بهترین روش برای فهمیدنِ این نکته است که اشخاصِ دیگر به چه چیزی علاقه دارند، فکر می‌کنند یا نیاز دارند. این آن کاری است که انسان‌ها برایِ شناختِ یکدیگر انجام می‌دهند.
در طولِ گفتگو، همیشه به طرفِ مقابل‌تان فکر کنید. علاقه خود را با سؤال پرسیدن درباره‌ی او نشان دهید. سؤال‌هایی بپرسید که بیش از «بله» و «خیر» گفتن به جواب احتیاج داشته باشند و به این طریق، طرفِ مقابل را واردِ گفتگو کنید. به طور مثال، به جای پرسیدنِ «لباست جدیده؟» می‌توانید بگویید: «واقعاً لباست رو دوست دارم، بهت خیلی میاد. از کجا خریدی‌ش؟»

- برگرفته شده از «آدابِ معاشرت به زبان آدمیزاد»
5
💠 کوچک‌های بزرگ!


✍🏻الحاق جوادی

◻️ آدمی گاهی در شتاب روزمرگی، از کنار چیزهایی می‌گذرد که کوچک به نظر می‌رسند. یک سلام صمیمی، لبخندی بی‌ریا، چند دقیقه گفت‌وگو با عزیزی، چای کنار خانواده یا نسیمی که از پنجره می‌وزد. آن لحظه شاید ساده باشد، اما سال‌ها بعد ممکن است یکی از عزیزترین خاطرات زندگی‌مان شود.

◻️ زندگی بیشتر از آنکه با اتفاق‌های بزرگ ساخته شود، از همین لحظه‌های کوچک و تکرارشونده شکل می‌گیرد. چیزهایی که امروز عادی‌اند، شاید فردا دیگر در دسترس ما نباشند.

◻️ مشکل، کوچک بودن این لحظه‌ها نیست؛ ندیدن آنهاست. بسیاری از حسرت‌های ما برای چیزهایی نیست که نداشتیم؛ برای چیزهایی است که داشتیم و قدرشان را ندانستیم.

◻️ راهبردها:
✓ هر روز چند نعمت ساده را آگاهانه ببین و برایشان شکر کن.

✓ وقتی کنار عزیزانت هستی، فقط جسمت آنجا نباشد؛ دل و حواست را هم با خودت ببر.

✓ محبت را به بعد موکول نکن؛ بعضی فرصت‌ها دوباره برنمی‌گردند.

✓ لحظه‌های ساده را جدی بگیر؛ بسیاری از خاطرات بزرگ، از همین لحظه‌های کوچک ساخته می‌شوند.

◻️ شاید بعضی از بزرگ‌ترین داشته‌های زندگی، همان چیزهایی باشند که امروز آن‌قدر عادی‌اند که حتی متوجه ارزششان نمی‌شویم.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4
💠 سیرهٔ معنوی  پیامبر اکرم ﷺ((بیست و هفتــــم ربیـع الأوّل))


✍🏻حمزه خان‌‌بیگی

«خلوت‌های شبانه و تهجّد؛ جلوه‌گاه عشق، عبودیت و معرفت»

بـخــش اوّل

در میان همهٔ ابعاد نورانی سیرهٔ رسول اکرم ﷺ، خلوت‌های شبانه و مناجات‌های سحرگاهی جایگاهی ممتاز و بی‌بدیل دارد؛ زیرا در این عرصه است که ژرف‌ترین لایه‌های شخصیت معنوی آن حضرت آشکار می‌شود وحقیقت عبودیت، محبت، معرفت و قرب الهی در کامل‌ترین صورت خود تجلی می‌یابد. اگر رسالتِ روزانهٔ پیامبر ﷺ هدایت انسان‌ها،تربیت جامعه و گسترش رحمت الهی در میان بندگان بود، شب‌های او عرصهٔ حضور عاشقانه در محضر پروردگار و زمانِ تجدید عهد با سرچشمهٔ هستی به شمار می‌آمد. روز، میدان خدمت به خلق بود و شب، خلوتگاه انس با حق؛ روز، جلوهٔ رسالت بود و شب، مظهر بندگی.
از همین رو، شناخت سیرهٔ معنوی پیامبر ﷺ بدون تأمل در عبادت‌های شبانهٔ ایشان ممکن نیست؛ زیرا بسیاری از فضایل اخلاقی، توان روحی، استقامت بی‌نظیر، رحمت فراگیر و حکمت عمیق آن حضرت، ریشه در همان شب‌هایی داشت که در سکوت آسمان و آرامش سحر، دل خویش را به نور حضور الهی می‌آراست.
قرآن کریم از همان آغاز دعوت اسلامی، پیامبر اکرم ﷺ را به قیام شب فراخواند و اهمیت این عبادت را در ساختن شخصیت معنوی و آماده‌سازی روح برای مأموریت بزرگ رسالت آشکار ساخت:
«يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ * قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا» (مزمل: ۱-۲)
«ای جامه به خود پیچیده، شب را جز اندکی به پا خیز.»
این فرمان،صرفاً توصیه‌ای عبادی نبود،بلکه برنامه‌ای جامع برای تربیت روح و آماده‌سازی قلب جهت پذیرش مسئولیت عظیم هدایت بشر محسوب می‌شد. شب، زمانی است که غوغای زندگی فرو می‌نشیند، تعلقات روزمره رنگ می‌بازد و دل فرصت می‌یابد تا بی‌واسطه با حقیقت مطلق سخن بگوید. در چنین فضایی، انسان بهتر از هر زمان دیگر می‌تواند خود را بشناسد، ضعف‌های خویش را دریابد و نیاز مطلق خود را به پروردگار احساس کند.
📖خداوند در ادامه می‌فرماید:
«إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْئًا وَأَقْوَمُ قِيلًا»(مزمل: ۶)
«بی‌گمان برخاستن در شب، استوارتر و برای دریافت و بیان حقیقت مناسب‌تر است.»
این آیه پرده از رازی بزرگ برمی‌دارد؛ رازی که عارفان، مصلحان و سالکان راه خدا در طول تاریخ آن را تجربه کرده‌اند: حقیقتِ معرفت در دلِ سکوت و حضور زاده می‌شود. شب، ظرف نزول آرامش، تمرکز قلب و گشودگی جان است و به همین دلیل، بسیاری از درهای حکمت و بصیرت در آن گشوده می‌شود.

پیش از آغاز بعثت نیز رسول خدا ﷺ به خلوت، تفکر و تأمل گرایش داشت.
غار حرا، نخستین مدرسهٔ سکوت و معنویت او بود؛ مکانی که روح بزرگ آن حضرت در آن برای دریافت نور وحی آماده می‌شد. خلوت‌های حرا مقدمه‌ای بر خلوت‌های سحرگاهی پس از بعثت بود؛ با این تفاوت که پس از نزول وحی، این خلوت‌ها رنگی ژرف‌تر و رسالتی گسترده‌تر یافت.
📖 قرآن کریم در توصیف این حقیقت می‌فرماید:
«وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّكَ عَسَى أَن يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَّحْمُودًا»(اسراء: ۷۹)
«و بخشی از شب را به تهجّد بپرداز؛ باشد که پروردگارت تو را به مقام محمود برساند.»
رابطهٔ میان تهجّد و«مقام محمود»از عمیق‌ترین پیوندهای تربیتی قرآن است.این آیه نشان می‌دهد که مراتب والای کمال، رهبری الهی و تأثیرگذاری حقیقی بر دل‌ها، پیش از آنکه محصول تلاش‌های بیرونی باشد، ثمرهٔ ارتباط درونی و پیوند مداوم با خداوند است. آنکه می‌خواهد در روز چراغ هدایت دیگران باشد، باید نخست شب‌ها چراغ دل خویش را با نور الهی روشن نگاه دارد.

☆ ادامه دارد ☆

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
3
💠سیرهٔ معنوی  پیامبر اکرم ﷺ((بیست و هفتــــم ربیـع الأوّل))


✍🏻حمزه خان‌بیگی

«خلوت‌های شبانه و تهجّد؛ جلوه‌گاه عشق، عبودیت و معرفت»

🔺ادامه بخش اوّل

از مشهورترین جلوه‌های سیرهٔ عبادی پیامبر ﷺ، طولانی بودن نمازهای شبانهٔ ایشان است. در روایات آمده است که آن حضرت چنان در نماز می‌ایستاد که پاهای مبارکش ورم می‌کرد. هنگامی که دربارهٔ این همه عبادت از ایشان پرسیده شد، فرمود:
«أَفَلَا أَكُونُ عَبْدًا شَكُورًا»
«آیا بنده‌ای سپاسگزار نباشم؟»
این سخن کوتاه،افقی بلند ازمعنویت اسلامی را آشکارمی‌سازد.درنگاه نبوی،عبادت تنها انجام تکلیف نیست،بلکه پاسخ عاشقانهٔ بنده به نعمت‌های بی‌پایان پروردگار است.
هرچه معرفت انسان به خدا بیشتر شود، شکر او نیز عمیق‌تر می‌گردد؛ و هرچه محبت او افزون‌تر شود، عبادت برایش شیرین‌تر خواهد شد.
از منظر عرفانی، این حدیث نشانهٔ آن است که کامل‌ترین مرتبهٔ بندگی، عبادتِ برخاسته از عشق و سپاس است؛ عبادتی که نه از ترس محرومیت، بلکه از شوق قرب و مهر الهی سرچشمه می‌گیرد.
اشک‌های شبانه؛ زبان دل در برابر عظمت الهی
یکی از زیباترین جلوه‌های شب‌زنده‌داری پیامبر ﷺ، گریه‌ها و تضرع‌های سحرگاهی ایشان بود. این اشک‌ها نه از سر ضعف، بلکه حاصل شهود عظمت الهی، عمق محبت به خداوند و دلسوزی بی‌پایان نسبت به سرنوشت انسان‌ها بود.
📖 روایت شده است که آن حضرت شبی این آیه را بارها تکرار می‌کرد:
«إِن تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبَادُكَ وَإِن تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ»(مائده: ۱۱۸)

و آن‌قدر در معنای آن تأمل کرد که سپیده سر زد.
این تکرار،تکرار الفاظ نبود؛بلکه غرق شدن دردریای بی‌کران معانی بود.قلب رسول خدا ﷺ در برابر راز عدالت و رحمت الهی به تأمل می‌ایستاد وازهمین رهگذر،حقیقت توحید را در ژرف‌ترین مرتبهٔ آن شهود می‌کرد.
اخلاق عظیم پیامبر ﷺ را نمی‌توان جدا از حیات معنوی او تفسیر کرد. رحمت، حلم، گذشت، مهربانی، فروتنی و بردباری شگفت‌انگیز آن حضرت، تنها ویژگی‌های شخصیتی نبودند؛ بلکه ثمرهٔ مستقیم پیوند دائمی او با خداوند به شمار می‌رفتند.
انسانی که شب‌ها در برابر پروردگار به خاک می‌افتد، در روز کمتر گرفتار غرور، خشم و خودبینی می‌شود. کسی که در خلوت شب عظمت خدا را می‌بیند، در برابر مردم متواضع‌تر و مهربان‌تر خواهد بود.

از این رو، تهجّد در سیرهٔ نبوی صرفاً عبادتی فردی نیست، بلکه زمینه‌ساز شکوفایی عالی‌ترین ارزش‌های اخلاقی است.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2
💠مفهومِ آیه: «فمن یعمل مثقال ذرة خیراً یره و من یعمل مثقال ذرة شراً یره»


✍🏻ناصر سبحانی

(هرکس به اندازه‌ی ذرّه‌ای کارِ خوب انجام دهد، آن را خواهد دید؛ و هرکس به اندازه‌ی ذرّه‌ای کارِ بد انجام دهد، آن را خواهد دید.)
خداوند می‌فرماید: «هرکس در دنیا آن کارها را انجام دهد»، نه اینکه «انجام داده باشد». چرا که اگر فردی در زمانِ جاهلیت و در حالتِ نادانی و ناآگاهی گناهی را انجام داده باشد، و بعداً از آن توبه کرده و به سوی خدا بازگشته باشد، بر آن خطِ بطلان کشیده شده و به او نشان داده نمی‌شود و به خاطرِ آن مواخذه نمی‌گردد، چون از آن توبه کرده و توبه‌اش موردِ پذیرش قرار گرفته است.
این آیه به این معنی نیست که هرکس هر کاری در دنیا انجام داده باشد، به او نشان داده می‌شود؛ هرگز چنین نیست. زیرا گاهی اتفاق می‌افتد که یک کافر یا غیرمسلمان، تصادفاً کارِ نیکی انجام دهد و این کارش اتفاقی است و برنامه‌ی او چنین نیست. کارِ او هم‌چون خواندنِ نوشته‌ای برایِ فردی بی‌سواد است که با دیدنِ کلمات، آن‌ها را تکرار می‌کند. برنامه‌ و منهجِ انسانِ کافر یا غیرمسلمان در زندگی، انجامِ کارهایِ ناشایست است. پس در قیامت نیز این نوع کارها را خواهد دید (و بر اساسِ آن‌ها محاکمه می‌شود).
انسانِ مؤمن نیز این‌گونه است. اگر روزی مرتکبِ کارِ بدی شده است، این عملِ او اتفاقی و تصادفی بوده است؛ زیرا دلش مؤمن است و مصمّم است که در مسیرِ بندگیِ خدا گام بردارد. و اگر کارِ بدی هم انجام دهد، اتفاقی است؛ پس فوراً توبه می‌کند و بازمی‌گردد. کارِ بدی که مرتکب شده، بر اساسِ برنامه‌یِ زندگیِ او نیست؛ چون کار و برنامه‌یِ او انجامِ اعمالِ بد و ناشایست نیست، پس بر خطا و گناهش خطِ بطلان کشیده شده و هرگز به او نشان داده نمی‌شود.
بنابراین، انسان در روزِ قیامت اعمالی را خواهد دید که بر اساسِ برنامه و منهجی که داشته، انجام داده باشد و هرگز کارهایی را نمی‌بیند که به صورتِ اتفاقی و تصادفی انجام داده است. از طرفِ دیگر، بدیهی است که هرکس هر کاری را که در برنامه‌یِ اعمالش می‌بیند، بر اساسِ آن جزا و پاداش یا سزا و عقاب داده می‌شود و آن را به صورتِ کامل دریافت می‌کند.
یک موضوعِ بسیار ضروری به نظر می‌رسد و باید موردِ توجه و دقتِ زیادی قرار گیرد و آن این است که: ایمان، وقتی ایمانِ واقعی محسوب می‌شود و نزدِ خداوندِ متعال دارایِ ارزش و اعتبار است که در دل جای گرفته باشد.


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2
#پیام_قرآنی

💠نماز صبح ...

‏نقطه فاصله‌ی میان هیاهوی دنیای مادی و آرامش روح است؛
‏در حالی که جهان از خواب برمی‌خیزد تا در پی روزی خویش بدود
‏اما انسان ایماندار پیش از هر چیز ایستادن در پیشگاه روزی دهنده را انتخاب می‌کند.این همان رستگاری است که به روح آرامش و اطمینان می‌بخشد پیش از آن که هیاهوی روز آن را فراگیرد.
إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُودًا
‏بی‌گمان نماز صبح (توسّط فرشتگان) بازدید می‌گردد.

🔖‏سوره إسراء آیه ۷۸


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
5
💠آسیب شناسی کار جمعی

 
✍🏻فرزان خاموشی

بخش دوم


درهم‌آمیختگی وفاداری به رسالت با وفاداری به اشخاص
دومین آسیب مهم در کار جمعی، خلط میان وفاداری به فکر، رسالت و منهج با وفاداری به اشخاص است. این آفت، از خطرناک‌ترین آسیب‌هایی است که می‌تواند یک حرکت اصلاحی را از مسیر اصلی خود منحرف سازد.
یکی از مهم‌ترین اصولی که اعضای هر مجموعه باید همواره به آن پایبند باشند، تبعیت از حق است، نه وابستگی و دلبستگی به اشخاص. انسان، به حکم بشریت، از خطا و اشتباه مصون نیست؛ ازاین‌رو، هیچ فردی ــ هر اندازه عالم، صالح یا تأثیرگذار باشد ــ معیار مطلق حق به شمار نمی‌آید.
بر این اساس، تا زمانی که رهبران و مسئولان یک حرکت اسلامی بر مدار حق گام برمی‌دارند، پیروی از آنان لازم و پسندیده است؛ اما هرگاه از مسیر حق فاصله بگیرند، پیروی از آنان جایز نخواهد بود. بنابراین، اعضای هر تشکیلات باید دو اصل اساسی را همواره پیش چشم داشته باشند:
نخست: هیچ رهبر، مدیر یا شخصیت تأثیرگذاری معصوم نیست و از خطا و لغزش در امان نمی‌باشد.
دوم: وفاداری حقیقی باید نسبت به حق، رسالت و منهج باشد، نه نسبت به اشخاص.
وابستگی افراطی به شخصیت‌ها، به‌ویژه رهبران، پیامدهای زیان‌باری به دنبال دارد. یکی از مهم‌ترین پیامدهای آن، ایجاد یأس و سرخوردگی در پیروان است؛ به‌ویژه هنگامی که شخصیتی که روزگاری الگوی آنان بوده، در ادامه راه دچار لغزش، انحراف یا تغییر مسیر شود. در چنین شرایطی، کسانی که ایمان و باور خود را بر شخصیت‌ها بنا کرده‌اند، گاه اصل راه را نیز رها می‌کنند؛ در حالی که اگر پیوند آنان با حقیقت بود، لغزش اشخاص هرگز آنان را از مسیر حق خارج نمی‌ساخت.
قرآن کریم پس از بیان سرگذشت گروهی از پیامبران در سوره انعام، خطاب به پیامبر اکرم ﷺ می‌فرماید:
«﴿أُولَٰئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ﴾
(سوره انعام، آیه ۹۰)»
نکته لطیف این آیه آن است که خداوند نفرمود: «به آنان اقتدا کن»، بلکه فرمود: «به هدایت آنان اقتدا کن.»
تفاوت این دو تعبیر، بسیار ژرف است؛ زیرا محور اقتدا، «هدایت» است، نه «شخصیت». انسان‌ها ارزشمندند، اما ارزش آنان به اندازه پایبندی‌شان به هدایت الهی است.
همین معنا در آیه‌ای دیگر با صراحت بیشتری بیان شده است:
«﴿وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ ۚ أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَىٰ أَعْقَابِكُمْ...﴾
(سوره آل‌عمران، آیه ۱۴۴)»
خداوند با این آیه، مسلمانان را از وابستگی عاطفی و فکری به شخص پیامبر ﷺ، به گونه‌ای که اصل رسالت را تحت‌الشعاع قرار دهد، برحذر می‌دارد. محبت پیامبر ﷺ، رکن ایمان است؛ اما این محبت نباید جایگزین پیوند مستقیم با دین و وحی شود.
سید قطب در تفسیر این آیه می‌نویسد:
«برنامه‌ای که پیامبران برای هدایت بشر آورده‌اند، حقیقتی مستقل از اشخاص آنان است. پیامبران می‌آیند و می‌روند، اما دعوت الهی باقی می‌ماند. مسلمان، هر اندازه رسول خدا ﷺ را دوست داشته باشد، باید میان شخصیت آن حضرت و رسالتی که برای همیشه به یادگار گذاشته است، تفاوت قائل شود.
دعوت، پیش از دعوتگر و فراتر از اوست؛ زیرا دعوتگران از دنیا می‌روند، اما دعوت الهی نسل‌های پیاپی را به سوی خدا فرا می‌خواند. خداوند می‌خواهد پیوند مسلمانان، پیوندی مستقیم با اسلام و با خداوند باشد، نه پیوندی وابسته به وجود اشخاص؛ هرچند آن شخص، رسول خدا ﷺ باشد.»
(فی ظلال القرآن، ترجمه خرم‌دل، ج ۱، ص ۷۲۴ـ۷۲۶)
قرآن کریم، در ضمن بیان یکی از نقشه‌های اهل کتاب برای ایجاد تزلزل در صف مسلمانان، به نکته‌ای ظریف اشاره می‌کند:
«﴿وَقَالَتْ طَائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ آمِنُوا بِالَّذِي أُنْزِلَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَجْهَ النَّهَارِ وَاكْفُرُوا آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ﴾
(سوره آل‌عمران، آیه ۷۲)»
هدف آنان این بود که با اظهار ایمان در آغاز روز و اظهار کفر در پایان آن، مسلمانان را نسبت به حقانیت دین خود دچار تردید کنند. این شیوه، زمانی اثرگذار است که ایمان افراد بر شخصیت‌ها استوار باشد، نه بر حقیقت. اما کسی که به حق و منهج الهی ایمان آورده است، با تغییر موضع اشخاص، دچار تزلزل نمی‌شود.
از همین رو، قرآن کریم بارها انسان‌ها را از شخصیت‌پرستی برحذر داشته است:
«﴿قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَىٰ كَلِمَةٍ سَوَاءٍ... وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ﴾
(سوره آل‌عمران، آیه ۶۴)»
و نیز می‌فرماید:
«﴿اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ...﴾
(سوره توبه، آیه ۳۱)»

این آیات، تنها درباره امت‌های گذشته نیست؛ بلکه هشداری همیشگی برای همه پیروان ادیان است تا هیچ شخصیت، عالم، رهبر یا پیشوایی را فراتر از جایگاه واقعی او قرار ندهند.

☆ ادامه دارد ☆


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2
💠آسیب شناسی کار جمعی


✍🏻فرزان خاموشی

ادامه بخش دوم


پیامبر اکرم ﷺ نیز در وصیت معروف خود که عرباض بن ساریه آن را روایت کرده است، پس از سفارش به تقوای الهی و اطاعت از زمامداران مشروع، راه برون‌رفت از اختلاف‌های آینده را چنین بیان می‌فرماید:
««فعليكم بسنتي وسنة الخلفاء الراشدين المهديين، عضوا عليها بالنواجذ...»
(رواه أبو داود والترمذي وقال: حديث حسن صحيح)»

نکته قابل تأمل در این حدیث آن است که پیامبر ﷺ نفرمود: «به من تمسک کنید»، بلکه فرمود: «به سنت من و سنت خلفای راشدین تمسک کنید.»
محور وفاداری، «سنت» و «منهج» است، نه اشخاص. شخصیت‌ها، هر اندازه بزرگ باشند، ارزش خود را از پایبندی به این منهج می‌گیرند.
همین حقیقت، در سخن ماندگار ابوبکر صدیق رضی‌الله‌عنه، پس از رحلت پیامبر اکرم ﷺ، جلوه‌ای روشن یافته است. آن حضرت فرمود:
««فمن كان يعبد محمدًا فإن محمدًا قد مات، ومن كان يعبد الله فإن الله حي لا يموت.»»
«هر کس محمد را می‌پرستیده است، بداند که محمد از دنیا رفته است؛ و هر کس خدا را می‌پرستد، بداند که خداوند زنده است و هرگز نمی‌میرد.»
این سخن، یکی از عمیق‌ترین درس‌های تربیتی در باب تقدم رسالت بر شخصیت است؛ درسی که امت اسلامی را از گرفتار شدن در دام شخصیت‌پرستی حفظ کرد.
امام احمد بن حنبل نیز با عبارتی کوتاه، همین معنا را چنین بیان می‌کند:
««الثقة بالأشخاص ضلال، والركون إلى الآراء ابتداع.»»
«تکیه بر اشخاص، گمراهی است و جمود بر آرا، بدعت.»
(نقله عنه شيخ الإسلام ابن تيمية في درء التعارض، ۴/۱۳۳)
وابستگی به اشخاص، تنها در زمان حضور آنان شکل نمی‌گیرد؛ گاه پس از رحلت یا کناره‌گیری یک شخصیت نیز ادامه می‌یابد. چه‌بسا بنیان‌گذار یک حرکت، در مقطعی از تاریخ، با توجه به اقتضائات زمان خود، اندیشه‌ها، شیوه‌ها و راهکارهایی را ارائه کرده باشد؛ اما نسل‌های بعد، همان شیوه‌ها را ــ بدون توجه به تغییر شرایط زمان و مکان ــ تغییرناپذیر و مقدس تلقی کنند.
چنین نگرشی، حرکت را از پویایی و قدرت انطباق با نیازهای روز محروم می‌سازد.
ازاین‌رو، یکی از مهم‌ترین وظایف رهبران الهی و مصلحان راستین، مبارزه با شخصیت‌پرستی و سوق دادن پیروان به سوی وفاداری به رسالت و منهج بوده است.
امام حسن‌البنا، بنیان‌گذار حرکت اخوان‌المسلمین، از جمله کسانی است که در مناسبت‌های مختلف، پیروان خود را از گرفتار شدن در دام شخصیت‌محوری برحذر داشته است. عباس سِیسی دو نمونه از این موضع‌گیری‌ها را نقل می‌کند.
موضع نخست
در یکی از کنگره‌های دانشجویان اخوان که در مرکز «جمعیت جوانان مسلمان» قاهره برگزار شده بود، امام حسن‌البنا در حال سخنرانی بود. در میان شور و هیجان جلسه، یکی از حاضران با صدای بلند شعار داد:
«زنده باد حسن‌البنا!»
هرچند هیچ‌یک از حاضران شعار او را تکرار نکردند، اما امام حسن‌البنا لحظه‌ای سکوت کرد و سپس با لحنی جدی و آمیخته به ناراحتی فرمود:
«برادران! تا زمانی که برای اشخاص شعار بدهیم، دعوت و رسالت ما هرگز به پیروزی نخواهد رسید. دعوت ما بر پایه توحید بنا شده است؛ پس مبادا از این اصل فاصله بگیرید. حتی در اوج شور و احساس، اصول و ارزش‌هایی را که پیامبر خدا ﷺ ما را به سوی آن فراخوانده است، فراموش نکنید.»
این موضع‌گیری نشان می‌دهد که رهبران الهی، بیش از آنکه نگران جایگاه خود باشند، نگران سلامت اندیشه و جهت‌گیری پیروان خویش‌اند.
موضع دوم
نمونه دیگری از این رویکرد، در شهر «رشید» رخ داد. در یکی از مراسم اسلامی، یکی از برادران فعال اخوان، هنگام سخنرانی و در حالی که به امام حسن‌البنا اشاره می‌کرد، گفت:
«امروز امام حسن‌البنا در میان ما، همان جایگاهی را دارد که رسول خدا ﷺ در میان اصحاب خود داشت.»
هنوز سخن او پایان نیافته بود که امام حسن‌البنا با شتاب از جای برخاست، خود را به تریبون رساند و خطاب به حاضران فرمود:
«برادران! از شما پوزش می‌خواهم که این برادر از تعبیر نادرستی استفاده کرد. ما حتی به گرد پای کوچک‌ترین شاگردان رسول خدا ﷺ نیز نمی‌رسیم.»
سپس به جای خود بازگشت و اجازه نداد آن سخن ادامه پیدا کند.
امام حسن‌البنا همواره بر این اصل تأکید می‌کرد:
«از رسالت و دعوت سخن بگویید؛ زیرا دعوت ماندگار است، اما اشخاص رفتنی و ناپایدارند.»
(کتاب اوصاف مصلحان، عبدالحمید بلالی، ترجمه قادر قادری، ص ۱۸۲ـ۱۸۳)
این دو رخداد، نمونه‌ای عملی از تربیت توحیدی است؛ تربیتی که در آن، رهبر پیش از آنکه دیگران را از شخصیت‌پرستی نهی کند، خود نخستین کسی است که با هرگونه بزرگ‌نمایی شخصیت خویش مقابله می‌کند.

☆ ادامه دارد ☆

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2
💠آسیب شناسی کار جمعی


✍🏻فرزان خاموشی

ادامه بخش دوم



بر این اساس، پیوستن به هر جماعت، تشکیلات یا حرکت اسلامی باید بر مبنای اقناع نسبت به منهج، اهداف و برنامه‌های آن باشد، نه به دلیل حضور یک شخصیت محبوب یا کاریزماتیک.
اگر عضویت فرد بر پایه شناخت و پذیرش منهج شکل بگیرد، لغزش یا حتی جدایی برخی از اعضا و رهبران، هرگز او را از مسیر حق بازنخواهد گرداند؛ زیرا معیار او، اشخاص نیستند، بلکه حق و منهج است.
ازاین‌رو، شخصیت‌ها هرگز معیار شناخت حقیقت نیستند؛ بلکه این حقیقت است که معیار ارزیابی شخصیت‌هاست.
چه زیبا امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب رضی‌الله‌عنه فرموده است:
«الحقُّ لا يُعرَفُ بالرِّجال، وإنَّما يُعرَفُ الرجالُ بالحقِّ.»
«حق با اشخاص شناخته نمی‌شود؛ بلکه اشخاص با حق شناخته می‌شوند.»
این سخن، یکی از ماندگارترین قواعد معرفتی در اندیشه اسلامی است.

هرگاه این اصل فراموش شود، حقیقت در سایه شخصیت‌ها پنهان می‌شود؛ اما هرگاه معیار، حق باشد، انسان می‌تواند هم از بزرگان بهره ببرد و هم در صورت لغزش آنان، حق را فدای شخصیت‌ها نکند.

منتظر بخش های بعدی باشید.



📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2👏1
💠﴿ٱللَّهُ لَطِيفُۢ بِعِبَادِهِۦ يَرۡزُقُ مَن يَشَآءُۖ وَهُوَ ٱلۡقَوِيُّ ٱلۡعَزِيزُ ١٩﴾
خداوند نسبت به بندگانش بسیار لطف و مرحمت دارد، و به هر کس که خود بخواهد روزی می‌رساند (و بدو نعمت فراوان می‌دهد و خوبی می‌کند)، و او نیرومند و چیره است (و قادر بر انجام هر کاری، و وفای به عهدها و وعده‌های خویش است).‏

#تقویم

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
3
#پیام_روز

💠چگونه با احترام به تفاوت‌ها، به رشد فکری و اجتماعی دست یابیم؟

همه ما گاهی در دامِ تاییدِ خودمان می‌افتیم. ناخودآگاه اطلاعاتی را که با باورهایمان جور در می‌آید، باور می‌کنیم و از اطلاعاتِ متناقض چشم می‌پوشیم.
این عادتِ ذهنی نه تنها در روابطمان، بلکه در همه‌ی جنبه‌هایِ زندگی‌مان تاثیر می‌گذارد. وقتی دیگران را سیاه یا سفید می‌بینیم، از درکِ پیچیدگیِ شخصیتِ آن‌ها باز می‌مانیم و روابطمان آسیب می‌بیند.
خوشبختانه، می‌توانیم این الگویِ فکری را تغییر دهیم. تواناییِ گوش دادنِ فعال، همدلی با دیگران و بیانِ صریحِ احساسات‌مان، کلیدِ ایجادِ روابطِ سالم و قوی است. وقتی یاد می‌گیریم که با دیدگاه‌هایِ متفاوت روبرو شویم و به آن‌ها احترام بگذاریم، به رشدِ شخصیِ خود کمک می‌کنیم و به جامعه‌ای سالم‌تر دست می‌یابیم.
در محیطِ کار و زندگیِ شخصی، این مهارت اهمیتِ دوچندان پیدا می‌کند. در محیطِ کار، با پذیرشِ تفاوت‌هایِ همکاران و استفاده از روش‌هایِ ارتباطِ مؤثر، می‌توانیم محیطی پویا و خلاق را ایجاد کنیم.
در روابطِ شخصی نیز، احترام به تفاوت‌ها و تلاش برایِ درکِ دیدگاه‌هایِ دیگران، به ما کمک می‌کند تا پیوندهایِ عمیق‌تری را برقرار کنیم.
تاریخ نشان داده است که حتی در سخت‌ترین شرایط، می‌توان به تفاهم رسید. رهبرانِ بزرگی که توانسته‌اند اختلافات را کنار بگذارند و به توافق برسند، الگوهایِ ارزشمندی برایِ ما هستند. آن‌ها به ما یاد می‌دهند که با وجودِ تفاوت‌هایِ فرهنگی و اجتماعی، می‌توانیم به هم نزدیک شویم و دنیایِ بهتری را بسازیم.
در نهایت، تواناییِ احترام به دیدگاه‌هایِ مخالف، یک مهارتِ زندگیِ ضروری است. با تمرینِ این مهارت، می‌توانیم روابطمان را بهبود ببخشیم،جامعه‌ای سالم‌تر بسازیم و به رشدِ فردیِ خود کمک کنیم. پس بیایید سعی کنیم از قضاوت‌هایِ سریع و کلیشه‌ای دوری کنیم و با ذهنِ باز به دنیایِ اطراف‌مان نگاه کنیم.
- برگرفته از کتاب «۱۰۰ چیزی که باید قبل از اینکه خیلی دیر شود» درک کنید



📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2👍2
💠از کجایی ای غریب؟


✍🏻صدیق قطبی

ذوالنون سیاح بوده، می‌گوید: وقتی می‌رفتم جوانی دیدم، شوری بود در وی. گفتم: «از کجایی ای‌ غریب؟»
گفت: «غریب بُوَد کسی که با او مُؤانِسَت[=انس و آشنایی] دارد؟» بانگ از من برآمد، و بیفتادم بی‌هوش. چون به هوش آمدم، گفت: «چه شد؟» گفتم: «دارو با درد موافق افتاد.»
(نفحات الانس، عبدالرحمن جامی، تصحیح محمود عابدی، نشر سخن، ص۳۱)

و گفت:
«با خداوند خویش آشنا گرد که غریبی که به شهری فرا رسد که آشنایی دارد یا کسی آنجا، قوی‌دل‌تر بوَد.»
(تذکرةالاولیاء، تصحیح‌شفیعی کدکنی، ص۷۵۹)

و گفت: «با خدای تعالی آشنایی همان گیری که اگر غریبی به شهری فا رسد[=وارسد، برسد] که در آنجا آشنایی دارد، زیاده اندوهش نبود.»
(نوشته بر دریا، از میراث عرفانی ابوالحسن خرقانی، تصحیح شفیعی کدکنی، ص۳۱۳)

«ای موسی، کسی که وطن او من باشم غریب چون بُوَد؟»
(کشف‌الاسرار و عدة‌الابرار، جلد ۹، ص۱۷۰)

آنکه باشد با چُنان شاهی حبیب
هرکجا افتد چرا باشد غریب؟
(مثنوی، د ۲: ۱۱۷۹)


رابطهٔ مؤمنانه با خدا چنین ثمری باید داشته باشد. چنان به یاد او و حضور او، آغشته بودن که هر کجا احساس کنی در وطن خود هستی. در این نگاه، ایمان، انس گرفتن است. و خدای زنده، خدایی است که انیس و مونس دل است. میان باور داشتن و انس گرفتن،‌ فرق بسیار است. ما به بسیاری چیزها باور داریم، بی آنکه به آنها انس گرفته باشیم.

عبدالله خُبَیق می‌گوید: «و اگر ایشان را انس بودی به خدای، همه چیزی را با ایشان انس بودی.»(تذکرةالاولیاء، تصحیح شفیعی کدکنی، ص۴۳۰)

نشانهٔ دلی که با خدا انس می‌گیرد، انس‌بخشی به دیگران است.

دل، چگونه با خدایی که از دیده‌ها پنهان است، انس می‌گیرد؟ چگونه می‌شود با خدا انس گرفت؟ یاد.

چندان همی‌کن یادِ حق کز خود فراموشت شود
تا محو در مَدعُو شوی بی رَیبِ داعی و دعا


شهریور ۱۴۰۵

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2
💠 ترازویِ توجه


✍🏻الحاق جوادی

◻️ دو نفر می‌توانند یک روز سخت را پشت سر بگذارند، اما حالِ یکسانی نداشته باشند؛ یکی زیر بار غصه‌ها فرسوده شود و دیگری با همان مشکلات، سبک‌تر ادامه دهد. تفاوت همیشه در اتفاق‌ها نیست؛ گاهی در جایی است که نگاه خود را به آن دوخته‌ایم. دل و ذهن ما هر روز توان محدودی دارد؛ اگر همهٔ آن را صرف حسرتِ نداشته‌ها کنیم، تلخی‌ها بزرگ‌تر می‌شوند و فرصت‌های پیشِ رو را کمتر می‌بینیم.

◻️ راهبردها:
✓ روزت را مرور کن؛ بیشتر به چیزهایی فکر کردی که از دست رفته‌اند یا کارهایی که هنوز می‌توانی انجام دهی؟
✓ کنار هر مشکل، دست‌کم یکی از داشته‌ها و دل‌خوشی‌هایت را هم به یاد بیاور.
✓ به‌جای ماندن در افکار منفی، با یک قدم کوچک و عملی حرکت را آغاز کن.
✓ حواست به توجهت باشد؛ هر چیزی که مدام به آن فکر کنی، در زندگی‌ات بزرگ‌تر می‌شود.

◻️ زندگی فقط مجموعهٔ اتفاق‌هایی نیست که برای ما رخ می‌دهد؛ بخشی از آن، چیزی است که انتخاب می‌کنیم ببینیم. نگاهت را جایی قرار بده که راهی برای امید و حرکت باقی بماند.


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
👍1
📌فقه ابتلاء در زمان سختی‌ها

نویسنده: وصفی عاشور ابوزید
مترجم: جمال سبحانی

این مقاله با عنوان «فقه ابتلا در زمان سختی‌ها» بر این تأکید دارد که ابتلا و رنج، تنها آزمونی برای فرد گرفتار نیست، بلکه مسئولیتی برای خانواده، جامعه و امت نیز ایجاد می‌کند. صبر در نگاه قرآن به معنای سکوت، انفعال یا تسلیم در برابر ظلم نیست، بلکه نیرویی برای حفظ ایمان، اراده، اخلاق و توان اقدام در دل دشواری‌هاست. انسان مؤمن می‌تواند اندوهگین شود، بگرید و درد خود را احساس کند، بی‌آنکه صبر و ایمانش را از دست بدهد. ازاین‌رو، در برابر جنگ، آوارگی، فقدان، فقر و آسیب‌های روانی، صرفِ دعوت به صبر و توکل کافی نیست؛ بلکه باید با تأمین امنیت، حمایت اجتماعی، درمان جسمی و روانی، آموزش، کار و ایجاد امید، زمینه‌ی ترمیم و بازسازی انسان فراهم شود.

🖇 ادامه‌ی مطلب

#فقه_ابتلا #صبر #ترمیم_انسان #مسئولیت_امت #مقاومت #همبستگی_اجتماعی #یاری_مظلوم #ایمان #امید #تاب‌آوری #عدالت #آسیب_های_روانی

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2