پیامِ برف!
هنگامیکه زمستان فرا میرسد و با کفنِ سفیدِ برفی خود رخسار بهارانهی زمین را میپوشاند، آن موجوداتی که بر روی آن زندگی میکردند در افقِ مرگ اینگونه خواهند بود. در آن هنگام، منظرهی این مرگ توجهی انسان را از این لحظهی کنونی تا دوردستها میبرد و او را سوار بر کشتی اندیشه میکند، تا به سوی آن گذشتههایی برود که جسدِ همهی بهارهای مردهی قبلی در آنجا دفن شده است!
آنگاه چندین منظرهی زندگی و مرگ که به نسبت این منظرهی کنونی، بسیار بیشتر و گستردهتر هستند در برابر نگاهِ دیدن انسان ظاهر میشوند، چون که هر یک از آن بهارهای مردهی از شمارش گذشتهی پیشین، درست به اندازهی زمین، از معجزات قدرت خداوند لبریز شده بودند. این منظره جای این را در احساس انسان باز میکند که در بهار آینده نیز؛ چندین موجود زندهی دیگر خواهند آمد و دوباره سطح روی زمین را پُر و آباد خواهند کرد.
- استاد سعید نورسی
مکتوبات - صفحهٔ: ۸۳۵
#آستانە_Astana
🌐 www.islahweb.org
🆔 @Islahweb
هنگامیکه زمستان فرا میرسد و با کفنِ سفیدِ برفی خود رخسار بهارانهی زمین را میپوشاند، آن موجوداتی که بر روی آن زندگی میکردند در افقِ مرگ اینگونه خواهند بود. در آن هنگام، منظرهی این مرگ توجهی انسان را از این لحظهی کنونی تا دوردستها میبرد و او را سوار بر کشتی اندیشه میکند، تا به سوی آن گذشتههایی برود که جسدِ همهی بهارهای مردهی قبلی در آنجا دفن شده است!
آنگاه چندین منظرهی زندگی و مرگ که به نسبت این منظرهی کنونی، بسیار بیشتر و گستردهتر هستند در برابر نگاهِ دیدن انسان ظاهر میشوند، چون که هر یک از آن بهارهای مردهی از شمارش گذشتهی پیشین، درست به اندازهی زمین، از معجزات قدرت خداوند لبریز شده بودند. این منظره جای این را در احساس انسان باز میکند که در بهار آینده نیز؛ چندین موجود زندهی دیگر خواهند آمد و دوباره سطح روی زمین را پُر و آباد خواهند کرد.
- استاد سعید نورسی
مکتوبات - صفحهٔ: ۸۳۵
#آستانە_Astana
🌐 www.islahweb.org
🆔 @Islahweb
👍4
یکی از آفتهای سکولاریسم، از دست دادن و یا نابودیِ قطبنما است!
بسیاری از زنان و حتی مردان نیز با چارچوب فکری «فداکار» با همدیگر تعامل میکنند.
نکتهی عجیب در این است که بیشتر اوقات بر مبنای خواب و خیال پایهریزی نشده است: با منطقِ «اگر اینگونه بودم... اینگونه میشد... اما همهی اینها را بخاطر ازدواج رها کردم»، گویی که خانواده "قبرستانی" است که امید و آرزوهایمان را در آن دفن کرده باشیم!
این چارچوب فکری، و این منطق ناشی از متمرکز شدن انسان بر روی پیرامونِ خود و امیدها و رؤیاهایش و نبودِ اندیشهی «جانشینی» و حقیقتِ وجودِ انسان بر روی زمین است. همچنین از بینرفتن هدف از وجودِ انسان، که آن نیز یکتاپرستی و عبودیت برای پروردگار جهانیان میباشد و بهطور خلاصه؛ از دست دادنِ قطبنما میباشد.
بدینخاطر خیالبافانه مینگرد؛ خانواده، زادِ ولد، فرزندان و تربیت با وجود اهمیتی که دارند همه اینها موضوع هستند؛ اما در نزد او قدر و ارزش آنها به اندازهی مدرکی بالا، شغلِ عالی یا شهرت، یا مسافرت و گشتوگذار نیست!
معتقد است که بخاطر خانواده همهی اینها را رها کرده است؛ «فداکاری»ای که شایستهی قدردانی و تجلیل است و انتظار میرود برایاش ارزش قائل شد!
اگرچه واقعیت، عکس آن چیزی است که تصور میکند اما بزرگترین نعمتی که خداوند به وسیلهی آن بر انسان منت نهاد و پس از اسلام نیاز به سپاسگزاری از خداوند متعال را میطلبد، ازدواج است!
در این بیندیش آنجا که خداوند متعال میفرمود: {ومن آياته أن خلقَ لكم من أنفسكُم أزواجًا لتسكنوا إليها وجعل بينكم مودةً ورحمة} «و از نشانههای او این است که برای شما همسرانی از جنس خودتان آفرید تا در کنارشان آرامش یابید، و میان شما محبت و رحمت قرار داد» و اینکه چگونه به آن پایان میدهد و میفرماید: {إن في ذلك لآياتٍ لقوم يتفكرون} «همانا نشانههایی است در آن برای مردمی که میاندیشند». مفسران میگویند نعمتها و دلایلی که در نظام ازدواج وجود دارد، منادی توحید و یکتاپرستی است اما فقط اهل تفکر و تدبر میتوانند آن را درک کنند.
همچنین از آن درمییابی که چرا صحابه رضی الله عنهم همسر و فرزندآوری زیادی داشتهاند، تا آنجا که صحابی همانند أنس بن مالک رضیاللهعنه بیش از صد فرزند داشته است. نیز صحابی بزرگوار، عاتکه بنت زید رضیاللهعنها که با چهار تن از بزرگانِ صحابه ازدواج کرده است، هرگاه یکی از آنها فوت میکرد، دیگری با او ازدواج میکرد، و بهطور کلی به سختی میتوان یک صحابی را پیدا کرد که بیش از یک زن و یا دو زن نداشته باشد.
یکی از بزرگترین معانی شریعت و انعکاس دین در درونِ بشریت: «جانشینی» است.
بدینجهت اگر در سکولاریسم «خودِ انسان» مسئلهی اصلی باشد، و تنها هدف نیز «ارضای لذت و شهوت» باشد؛ اما در شریعت اسلام «اطاعت» مسئلهی اصلی میباشد و هدف آن دستیابی به «جانشینی، بندگی و توحید» است.
- محمد وفیق
#آستانە_Astana
www.islahweb.org
T.me/Islahweb
بسیاری از زنان و حتی مردان نیز با چارچوب فکری «فداکار» با همدیگر تعامل میکنند.
نکتهی عجیب در این است که بیشتر اوقات بر مبنای خواب و خیال پایهریزی نشده است: با منطقِ «اگر اینگونه بودم... اینگونه میشد... اما همهی اینها را بخاطر ازدواج رها کردم»، گویی که خانواده "قبرستانی" است که امید و آرزوهایمان را در آن دفن کرده باشیم!
این چارچوب فکری، و این منطق ناشی از متمرکز شدن انسان بر روی پیرامونِ خود و امیدها و رؤیاهایش و نبودِ اندیشهی «جانشینی» و حقیقتِ وجودِ انسان بر روی زمین است. همچنین از بینرفتن هدف از وجودِ انسان، که آن نیز یکتاپرستی و عبودیت برای پروردگار جهانیان میباشد و بهطور خلاصه؛ از دست دادنِ قطبنما میباشد.
بدینخاطر خیالبافانه مینگرد؛ خانواده، زادِ ولد، فرزندان و تربیت با وجود اهمیتی که دارند همه اینها موضوع هستند؛ اما در نزد او قدر و ارزش آنها به اندازهی مدرکی بالا، شغلِ عالی یا شهرت، یا مسافرت و گشتوگذار نیست!
معتقد است که بخاطر خانواده همهی اینها را رها کرده است؛ «فداکاری»ای که شایستهی قدردانی و تجلیل است و انتظار میرود برایاش ارزش قائل شد!
اگرچه واقعیت، عکس آن چیزی است که تصور میکند اما بزرگترین نعمتی که خداوند به وسیلهی آن بر انسان منت نهاد و پس از اسلام نیاز به سپاسگزاری از خداوند متعال را میطلبد، ازدواج است!
در این بیندیش آنجا که خداوند متعال میفرمود: {ومن آياته أن خلقَ لكم من أنفسكُم أزواجًا لتسكنوا إليها وجعل بينكم مودةً ورحمة} «و از نشانههای او این است که برای شما همسرانی از جنس خودتان آفرید تا در کنارشان آرامش یابید، و میان شما محبت و رحمت قرار داد» و اینکه چگونه به آن پایان میدهد و میفرماید: {إن في ذلك لآياتٍ لقوم يتفكرون} «همانا نشانههایی است در آن برای مردمی که میاندیشند». مفسران میگویند نعمتها و دلایلی که در نظام ازدواج وجود دارد، منادی توحید و یکتاپرستی است اما فقط اهل تفکر و تدبر میتوانند آن را درک کنند.
همچنین از آن درمییابی که چرا صحابه رضی الله عنهم همسر و فرزندآوری زیادی داشتهاند، تا آنجا که صحابی همانند أنس بن مالک رضیاللهعنه بیش از صد فرزند داشته است. نیز صحابی بزرگوار، عاتکه بنت زید رضیاللهعنها که با چهار تن از بزرگانِ صحابه ازدواج کرده است، هرگاه یکی از آنها فوت میکرد، دیگری با او ازدواج میکرد، و بهطور کلی به سختی میتوان یک صحابی را پیدا کرد که بیش از یک زن و یا دو زن نداشته باشد.
یکی از بزرگترین معانی شریعت و انعکاس دین در درونِ بشریت: «جانشینی» است.
بدینجهت اگر در سکولاریسم «خودِ انسان» مسئلهی اصلی باشد، و تنها هدف نیز «ارضای لذت و شهوت» باشد؛ اما در شریعت اسلام «اطاعت» مسئلهی اصلی میباشد و هدف آن دستیابی به «جانشینی، بندگی و توحید» است.
- محمد وفیق
#آستانە_Astana
www.islahweb.org
T.me/Islahweb
Telegram
جماعت دعوت و اصلاح
✳️ کانال رسمی تشکل مدنی «جماعت دعوت و اصلاح»
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وبسایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb
https://ble.ir/islahweb1979/
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وبسایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb
https://ble.ir/islahweb1979/
👍3🤔1😭1
توحید، باطلکنندهٔ همهٔ دیدگاهها و تفکرات زمینی است!
زمانیکه قرآن نازل شد؛ (۳۶۰) اسم در چهار طرفِ کعبه وجود داشت، قرآنکریم بدین شیوه از آن سخن میگوید: {إِنْ هِيَ إِلَّا أَسْمَاءٌ سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَاؤُكُم} «اینها چیزی جز نامهایی نیستند که شما و پدرانتان نامگذاری کردهاید».
آنها صرفا گروهی از بتها نبودند که برایشان قربانی تقدیم میشد، بلکه هر اسم از این اسامی بخشی از وجود را تفسیر میکرد. هر یک از آنها شیوهای از شرح و تفسیر برای وجود و زندگی بودند، قرآن نازل شد تا این نامها را نسخ کند و هر یک از بخشهای وجود را از این اسامی آزاد سازد، یکبار دیگر وجود را به آغوش حقیقت در زیرِ نام الله متعال برگرداند، برای اینکه وجود در دایرهٔ یکتاپرستی به کمال برسد.
بدینترتیب یکتاپرستی یک دیدگاه کامل و فراگیر شود که منبعِ تلفیق و شکلدهی دیدگاەهایمان دربارهٔ وجود و زندگی باشد، چنانکه «دکتر نظیر» بیان کردهاند آن اسمی که قرآن برای اشاره به بت بە کار برده است شیوهای از تفسیر میباشد و در نزد «کلود لوی استروس» به عنوان افسانه از آن صحبت شده است. «رولان بارتیش» نیز بر این تاکید دارد که افسانهها هنوز به پایان نرسیدهاند و مجموعهای از افسانهها نیز زندگی معاصرِ ما را مدیریت میکند که جای افسانههای گذشته را گرفته است، مجموعهای از اسامی دیگر نیز برای تفسیر و بسط دادنِ وجود بیان شدهاند.
همانطور که «عبدالوهاب المسیری» به «شیوهٔ تفسیر آمیخته» از آن نام میبرد که این شیوهها عقلِ انسانِ معاصر را آشفته نموده و او را سرگردان کرده است، و باعث شده که از هدف و دیدگاهِ فراگیر برای وجود جدا شود. هر یک از این شیوهها و الگوهای تفسیر، نمونهای از رقیب و مخالف هم هستند و انسان را سوق میدهند تا در کورهٔ سرمایهداری از بین برود.
نویسنده: عبدالله عثمان
#آستانە_Astana
www.islahweb.org
🆔 @Islahweb
زمانیکه قرآن نازل شد؛ (۳۶۰) اسم در چهار طرفِ کعبه وجود داشت، قرآنکریم بدین شیوه از آن سخن میگوید: {إِنْ هِيَ إِلَّا أَسْمَاءٌ سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَاؤُكُم} «اینها چیزی جز نامهایی نیستند که شما و پدرانتان نامگذاری کردهاید».
آنها صرفا گروهی از بتها نبودند که برایشان قربانی تقدیم میشد، بلکه هر اسم از این اسامی بخشی از وجود را تفسیر میکرد. هر یک از آنها شیوهای از شرح و تفسیر برای وجود و زندگی بودند، قرآن نازل شد تا این نامها را نسخ کند و هر یک از بخشهای وجود را از این اسامی آزاد سازد، یکبار دیگر وجود را به آغوش حقیقت در زیرِ نام الله متعال برگرداند، برای اینکه وجود در دایرهٔ یکتاپرستی به کمال برسد.
بدینترتیب یکتاپرستی یک دیدگاه کامل و فراگیر شود که منبعِ تلفیق و شکلدهی دیدگاەهایمان دربارهٔ وجود و زندگی باشد، چنانکه «دکتر نظیر» بیان کردهاند آن اسمی که قرآن برای اشاره به بت بە کار برده است شیوهای از تفسیر میباشد و در نزد «کلود لوی استروس» به عنوان افسانه از آن صحبت شده است. «رولان بارتیش» نیز بر این تاکید دارد که افسانهها هنوز به پایان نرسیدهاند و مجموعهای از افسانهها نیز زندگی معاصرِ ما را مدیریت میکند که جای افسانههای گذشته را گرفته است، مجموعهای از اسامی دیگر نیز برای تفسیر و بسط دادنِ وجود بیان شدهاند.
همانطور که «عبدالوهاب المسیری» به «شیوهٔ تفسیر آمیخته» از آن نام میبرد که این شیوهها عقلِ انسانِ معاصر را آشفته نموده و او را سرگردان کرده است، و باعث شده که از هدف و دیدگاهِ فراگیر برای وجود جدا شود. هر یک از این شیوهها و الگوهای تفسیر، نمونهای از رقیب و مخالف هم هستند و انسان را سوق میدهند تا در کورهٔ سرمایهداری از بین برود.
نویسنده: عبدالله عثمان
#آستانە_Astana
www.islahweb.org
🆔 @Islahweb
👍5
«زندهشدن، پس از مرگ»
آن پدیدهی طبیعی که الحاد را به زانو در میآورد!
نشانههای خداوند در داخل جهانِ ممکن آنقدر زیاد هستند که غیر قابل شمارشاند و همهی آنها به این گواهی میدهند که الحاد «عبارت است از آن فکرِ غریب و برآمدهای که با طبیعت آشنایی ندارد». یکی از آن پدیدههایی که بسیار قدرتمندانه با ایمان انسانها هماهنگ و جای توجه میباشد عبارت است از «چگونگی به وجود آمدن پروانه»، پیش از اینکه از پروانه سخن بگوییم از کِرم سخن به میان میآید، شاید صحبت از کِرم در این لحظه عجیب باشد که ارتباطی به این نوع موجودِ زنده ندارد.
اما نوعی از کِرم به نام کرم (caterpillar) وجود دارد که این کرمها در زمان به دنیا آمدنشان شروع به خوردن برگها میکنند، مانند هر کرمِ معمولی زندگی به سر میبرند، همه چیز تا این لحظه عادی است، اما آنچه که جای دقت میباشد این است که این کرمها ناگهان تصمیم میگیرند پیلهای بسازند و به آن وارد شوند و خود را بُكُشند! این پدیده سوال ایجاد میکند، چرا یک کرمِ بدونِ درک و فهم ناگهان باید خود را بُکُشد؟ در اینجا سخن از پروانه به میان آورده میشود، این نوع کرم هنگامیکه وارد این پیله میشود به تدریج بیشترِ ساختار و سلولهای بدنش به وسیلهی واکنشی شیمیایی تجزیه میشوند و به مایعی متشکل از سلول تبدیل میشوند، یعنی در اینجا کِرم میمیرد و از بین میرود و باقی نمیماند.
پس از مدتی از این مایع، موجود زندهی دیگری شروع به رشد و نمو میکند و به وجود میآید و از پیله به شکل پروانهای با بالهای رنگارنگ و زیبا پرواز میکند و بیرون میآید.
اما مهمترین مرحله از مراحل به وجود آمدن این پروانه این است که چرا باید یک کِرم خود را بُکُشد؟ این پدیده اگر از دیدگاه مادیگرایانه به آن بنگریم هیچ منطق و استدلالی را نمیپذیرد، چون که این پدیده مخالف نظریهی انتخاب طبیعی داروین است که موجودات برای بقایشان تمامِ تلاش خود را میکنند... در اینجا این کِرم همراه با آن پروانه از همهی جهات دو موجود زندهی مختلف هستند و هنگامیکه آن کِرم وارد پیله میشود، میمیرد و تجزیه میشود، موجود زندهی دیگری شروع به تشکیل میکند.
اگر به شیوهی مجازی در اینباره صحبت کنیم؛ اگر موجود زندهای وجود داشته باشد و هیچ برنامهی قبلی از طرف خداوند در آن نهادینه نشده باشد بدونِ شک نمیتواند خود را به سوی مرگ و نابودی ببرد. ناباوران و بهویژه سکولاریسمها این پدیده را میبینند و در میانِ موجودات دیگر نیز به آن توجه میکنند که امکان دارد چیزی بمیرد و تجزیه شود و باز هم در فُرم دیگری زنده شود اما معتقد نیستند که میتواند این قانون طبیعت انسانها را نیز شامل شود.
از اینجا حماقت مادیگرایان آشکار میشود که به هیچ چیزی ایمان نمیآورند اگر آن را نبینند و درک نکنند، چون که این پدیده در مقابل همهی قوانین طبیعی مادیگرایان میایستد بلکه این تجلی زیبای زندهشدن پس از مرگ است، آن باورِ یقینی که مسلمانان در طول هزاران سال داشتهاند و از جانب خداوند متعال اطمینان پیدا کردهاند، در زیر سایهی این باور و اعتقاد صدها نسل بە کمال رسیدند و تمدنها بنیاد نهاده شدند و مرزهای آن با خونِ مجاهدان محافظت شده و خود را به کاروان شهیدان رساندهاند، چون که فطرتِ پاک و درستی در آنها نهادینه شده که بله؛ زندهشدنِ پس از مرگ وجود دارد.
چنانکه خداوند متعال میفرماید:
{كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَكُنتُمْ أَمْوَاتًا فَأَحْيَاكُمْ ۖ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ} [البقرة: ٢٨]، یعنی: «چگونه به خداوند کفر میورزید در حالی که شما مرده بودید و شما را زنده گرداند، سپس شما را میمیراند و باز شما را زنده میکند و سپس بهسوی او برگردانده میشوید»؟!
برخلافِ ناباوران به این معتقد نیستند که نفرین پوچگرایی دامنشان را گرفته باشد و به طور تصادفی آنها را به زمین پرت کرده باشد.
#آستانە_Astana
www.islahweb.org
t.me/Islahweb
آن پدیدهی طبیعی که الحاد را به زانو در میآورد!
نشانههای خداوند در داخل جهانِ ممکن آنقدر زیاد هستند که غیر قابل شمارشاند و همهی آنها به این گواهی میدهند که الحاد «عبارت است از آن فکرِ غریب و برآمدهای که با طبیعت آشنایی ندارد». یکی از آن پدیدههایی که بسیار قدرتمندانه با ایمان انسانها هماهنگ و جای توجه میباشد عبارت است از «چگونگی به وجود آمدن پروانه»، پیش از اینکه از پروانه سخن بگوییم از کِرم سخن به میان میآید، شاید صحبت از کِرم در این لحظه عجیب باشد که ارتباطی به این نوع موجودِ زنده ندارد.
اما نوعی از کِرم به نام کرم (caterpillar) وجود دارد که این کرمها در زمان به دنیا آمدنشان شروع به خوردن برگها میکنند، مانند هر کرمِ معمولی زندگی به سر میبرند، همه چیز تا این لحظه عادی است، اما آنچه که جای دقت میباشد این است که این کرمها ناگهان تصمیم میگیرند پیلهای بسازند و به آن وارد شوند و خود را بُكُشند! این پدیده سوال ایجاد میکند، چرا یک کرمِ بدونِ درک و فهم ناگهان باید خود را بُکُشد؟ در اینجا سخن از پروانه به میان آورده میشود، این نوع کرم هنگامیکه وارد این پیله میشود به تدریج بیشترِ ساختار و سلولهای بدنش به وسیلهی واکنشی شیمیایی تجزیه میشوند و به مایعی متشکل از سلول تبدیل میشوند، یعنی در اینجا کِرم میمیرد و از بین میرود و باقی نمیماند.
پس از مدتی از این مایع، موجود زندهی دیگری شروع به رشد و نمو میکند و به وجود میآید و از پیله به شکل پروانهای با بالهای رنگارنگ و زیبا پرواز میکند و بیرون میآید.
اما مهمترین مرحله از مراحل به وجود آمدن این پروانه این است که چرا باید یک کِرم خود را بُکُشد؟ این پدیده اگر از دیدگاه مادیگرایانه به آن بنگریم هیچ منطق و استدلالی را نمیپذیرد، چون که این پدیده مخالف نظریهی انتخاب طبیعی داروین است که موجودات برای بقایشان تمامِ تلاش خود را میکنند... در اینجا این کِرم همراه با آن پروانه از همهی جهات دو موجود زندهی مختلف هستند و هنگامیکه آن کِرم وارد پیله میشود، میمیرد و تجزیه میشود، موجود زندهی دیگری شروع به تشکیل میکند.
اگر به شیوهی مجازی در اینباره صحبت کنیم؛ اگر موجود زندهای وجود داشته باشد و هیچ برنامهی قبلی از طرف خداوند در آن نهادینه نشده باشد بدونِ شک نمیتواند خود را به سوی مرگ و نابودی ببرد. ناباوران و بهویژه سکولاریسمها این پدیده را میبینند و در میانِ موجودات دیگر نیز به آن توجه میکنند که امکان دارد چیزی بمیرد و تجزیه شود و باز هم در فُرم دیگری زنده شود اما معتقد نیستند که میتواند این قانون طبیعت انسانها را نیز شامل شود.
از اینجا حماقت مادیگرایان آشکار میشود که به هیچ چیزی ایمان نمیآورند اگر آن را نبینند و درک نکنند، چون که این پدیده در مقابل همهی قوانین طبیعی مادیگرایان میایستد بلکه این تجلی زیبای زندهشدن پس از مرگ است، آن باورِ یقینی که مسلمانان در طول هزاران سال داشتهاند و از جانب خداوند متعال اطمینان پیدا کردهاند، در زیر سایهی این باور و اعتقاد صدها نسل بە کمال رسیدند و تمدنها بنیاد نهاده شدند و مرزهای آن با خونِ مجاهدان محافظت شده و خود را به کاروان شهیدان رساندهاند، چون که فطرتِ پاک و درستی در آنها نهادینه شده که بله؛ زندهشدنِ پس از مرگ وجود دارد.
چنانکه خداوند متعال میفرماید:
{كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَكُنتُمْ أَمْوَاتًا فَأَحْيَاكُمْ ۖ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ} [البقرة: ٢٨]، یعنی: «چگونه به خداوند کفر میورزید در حالی که شما مرده بودید و شما را زنده گرداند، سپس شما را میمیراند و باز شما را زنده میکند و سپس بهسوی او برگردانده میشوید»؟!
برخلافِ ناباوران به این معتقد نیستند که نفرین پوچگرایی دامنشان را گرفته باشد و به طور تصادفی آنها را به زمین پرت کرده باشد.
#آستانە_Astana
www.islahweb.org
t.me/Islahweb
Telegram
جماعت دعوت و اصلاح
✳️ کانال رسمی تشکل مدنی «جماعت دعوت و اصلاح»
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وبسایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb
https://ble.ir/islahweb1979/
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وبسایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb
https://ble.ir/islahweb1979/
👍10
پیامبر (ﷺ) میفرماید:
«التُّؤَدَةُ في كُلِّ شَيءٍ خَيرٌ إلاّ في عَمَلِ الآخِرَةِ»
یعنی: «آرامش در هر چیزی نیک و پسندیده است، جز در تلاش برای آخرت».
هنگامیکه دچار دو دلی و شک برای تلاش جهت آخرت خودت میشوی، در این حالت، بهتنهایی نمیاندیشی بلکه همراه با شیطان میاندیشی که در هر کمینگاهی به انتظارت نشسته است و آنچنان مسیر را برای تو پرفراز و نشیب میسازد که فکر میکنی توانایی عبور از آن را نداری.
- دكتر أحمد عبدالمنعم
#آستانە_Astana
#سفر_تغییر
🌐 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸Instagram🔸Telegram 🌐Web 🔸Aparat
«التُّؤَدَةُ في كُلِّ شَيءٍ خَيرٌ إلاّ في عَمَلِ الآخِرَةِ»
یعنی: «آرامش در هر چیزی نیک و پسندیده است، جز در تلاش برای آخرت».
هنگامیکه دچار دو دلی و شک برای تلاش جهت آخرت خودت میشوی، در این حالت، بهتنهایی نمیاندیشی بلکه همراه با شیطان میاندیشی که در هر کمینگاهی به انتظارت نشسته است و آنچنان مسیر را برای تو پرفراز و نشیب میسازد که فکر میکنی توانایی عبور از آن را نداری.
- دكتر أحمد عبدالمنعم
#آستانە_Astana
#سفر_تغییر
🌐 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸Instagram🔸Telegram 🌐Web 🔸Aparat