#تجربه_نگاری
سخنی با اصحاب رسانه و شهروندخبرنگاران مناطق سیل زده
دوستان عزیزم
اصحاب رسانه، خبرنگاران، عکاسان،فیلم برداران، وب نگاران، ادمین گروه ها و کانال های شبکه های اجتماعی، شهروندخبرنگاران و فعالان فضای مجازی:
سلام و درود و خداقوت
به عنوان فعال اجتماعی و کنشگر سوادرسانه ای، با الهام از تجارب امدادگری و رسانه ای در بحران های گذشته از جمله زلزله کرمانشاه، نکاتی کلیدی در راستای کمک به مدیریت بحران را محضرتان عارض شوم:
1⃣ درست است که رسالت رسانه، راست نمایی و واقعیت نمایی است اما در شرایط بحرانی، نشاید و نباید که هر واقعیتی را عمومی کرد، چه اینکه ذکر پاره ای واقعیت ها، امید و تکاپوی کنشگران و آسیب دیدگان را زائل خواهد کرد!
بر بخشی تمرکز کنید که در شرایط فعلی، منتج به خدمتی به آسیب دیدگان و کاهش آلام ناشی از بحران می شود و نه اینکه رسانه را به بخشی از بحران، تبدیل کرده و بر آسیب ها بیفزاییم!
2⃣ آن چه آسیب زلزله زدگان کرمانشاه را سه و چندبرابر کرد، نبود اعتماد فی مابین مردم و دولت، دولت با دولت(بین دستگاهی) و مردم با مردم(بین کنشگران مدنی،امداگران و مردم و زلزله زدگان باهم) بود که متأسفانه عواقب آن هنوز هم پایدار است که بخش اعظم آن را رسانه و اصحاب رسانه خارجی و داخلی، عمدی یا سهوی موجب گردیدند!
انتظار می رود شما از آن تجربه درس گیرید و بیش از متهم کردن یا سوهان بر روان مدیران و کنشگران کشیدن، موجد امیدزایی و هم افزایی به ویژه دولت و ملت و امدادگران دولتی و مدنی شوید.
3⃣ در بحران ها، "تمرکز مدیریتی" یک اصل مهم است که اگر این اصل اساسی را به فضای رسانه ای نیز اطلاق نماییم انتظار می رود که بستری برای هم افزایی رسانه ای شکل گیرد تا مدیریت اطلاع رسانی، انسجام بیشتری داشته باشد!
بسیاری از هدر رفت منابع در جریان امداد زلزله کرمانشاه را شهروندخبرنگاران و گروه ها و کانال های تلگرامی با بزرگ نمایی و گاه نادیده انگاری بحران دامنگیر مناطق و روستاها موجد شدند که صدالبته در پاره ای از موارد هم نقش بی بدیلی ایفا کردند اما اگر انسجام و سواد جمعی بر رسانه ها و اطلاع رسانی ها، حکمفرما شود، "هدررفت منابع" کم تر و "امداد" بیشتر می شود!
4⃣تراکم،تجمع مردمی و ترافیک وسایط نقلیه و موتوری در معابر و جاده ها در بسیاری موارد سبب ساز تأخیر در ارایه خدمات فوری امدادی و حیاتی و نیز افزایش آسیب های متعاقب حوادث پسابحران می گردد!
انتظار می رود با استفاده از تریبون رسانه ای خود، همواره مردم آسیب دیده را به طمأنینه، آرامش، اعتماد به امدادگران و پرهیز از تراکم در مناطق بحرانی و رعایت قوانین دعوت کرده و جمع امدادگران را با اطلاع رسانی های کم حجم، دقیق و کاربردی به خدمات در لحظه و به اندازه و مؤثر در محل موردنیاز رهنمود گردید و از آن سوی، فضایی آرام اما همراه با نظارت و کنترل برای ادای مسئولیت مسئولان، خلق نمایید.
5⃣ فرهنگ ملی و غرور جغرافیایی و سیاسی کشور در طول سال های گذشته با انحصار رسانه ای و در سال های اخیر با شکست انحصار رسانه و ظهور شبکه های اجتماعی و شهروندخبرنگاران ، به اندازه کافی ضربه خورده و شکسته شده است، خواهشمندم به جای کندوکاو ارزش های خبری "برخورد" و "تضاد"، بیشتر بر ارزش های "دربرگیری"، "استثناها و شگفتی ها"ی کار امدادگران و مردم و مسئولان در مهرورزی و انسانیت(البته به زعم اینجانب این موارد جزو بدیهیات است اما آنچنان رسانه ها، کم توجهی می کنند که به ناچار تمرکز برآن ها توصیه می شود) و نیز "مجاورت معنوی" پروژه امداد، پرداخته شود که نیاز امروز کشور و نیز اسباب امید دوران پسابحران و نیز ضرورت مستندسازی خدمات امدادی است...
در این یادداشت به این ۵ نکته بسنده می کنم و امیدوارم که سینرژی جمعی آگاهانه، هوشیارانه و مبتنی بر حداقل های "سواد رسانه ای" اصحاب رسانه، از حجم و فراوانی آسیب های ناشی از سیل و بحران آن منطقه بکاهد و بر امید، مهر و خدمت خالصانه بیفزاید و "تجربه ای تاریخی" از کنشگری اصحاب رسانه و مدیریت بحران خلق نماید...
رئوف آذری_کنشگر سواد رسانه ای
@islahweb
سخنی با اصحاب رسانه و شهروندخبرنگاران مناطق سیل زده
دوستان عزیزم
اصحاب رسانه، خبرنگاران، عکاسان،فیلم برداران، وب نگاران، ادمین گروه ها و کانال های شبکه های اجتماعی، شهروندخبرنگاران و فعالان فضای مجازی:
سلام و درود و خداقوت
به عنوان فعال اجتماعی و کنشگر سوادرسانه ای، با الهام از تجارب امدادگری و رسانه ای در بحران های گذشته از جمله زلزله کرمانشاه، نکاتی کلیدی در راستای کمک به مدیریت بحران را محضرتان عارض شوم:
1⃣ درست است که رسالت رسانه، راست نمایی و واقعیت نمایی است اما در شرایط بحرانی، نشاید و نباید که هر واقعیتی را عمومی کرد، چه اینکه ذکر پاره ای واقعیت ها، امید و تکاپوی کنشگران و آسیب دیدگان را زائل خواهد کرد!
بر بخشی تمرکز کنید که در شرایط فعلی، منتج به خدمتی به آسیب دیدگان و کاهش آلام ناشی از بحران می شود و نه اینکه رسانه را به بخشی از بحران، تبدیل کرده و بر آسیب ها بیفزاییم!
2⃣ آن چه آسیب زلزله زدگان کرمانشاه را سه و چندبرابر کرد، نبود اعتماد فی مابین مردم و دولت، دولت با دولت(بین دستگاهی) و مردم با مردم(بین کنشگران مدنی،امداگران و مردم و زلزله زدگان باهم) بود که متأسفانه عواقب آن هنوز هم پایدار است که بخش اعظم آن را رسانه و اصحاب رسانه خارجی و داخلی، عمدی یا سهوی موجب گردیدند!
انتظار می رود شما از آن تجربه درس گیرید و بیش از متهم کردن یا سوهان بر روان مدیران و کنشگران کشیدن، موجد امیدزایی و هم افزایی به ویژه دولت و ملت و امدادگران دولتی و مدنی شوید.
3⃣ در بحران ها، "تمرکز مدیریتی" یک اصل مهم است که اگر این اصل اساسی را به فضای رسانه ای نیز اطلاق نماییم انتظار می رود که بستری برای هم افزایی رسانه ای شکل گیرد تا مدیریت اطلاع رسانی، انسجام بیشتری داشته باشد!
بسیاری از هدر رفت منابع در جریان امداد زلزله کرمانشاه را شهروندخبرنگاران و گروه ها و کانال های تلگرامی با بزرگ نمایی و گاه نادیده انگاری بحران دامنگیر مناطق و روستاها موجد شدند که صدالبته در پاره ای از موارد هم نقش بی بدیلی ایفا کردند اما اگر انسجام و سواد جمعی بر رسانه ها و اطلاع رسانی ها، حکمفرما شود، "هدررفت منابع" کم تر و "امداد" بیشتر می شود!
4⃣تراکم،تجمع مردمی و ترافیک وسایط نقلیه و موتوری در معابر و جاده ها در بسیاری موارد سبب ساز تأخیر در ارایه خدمات فوری امدادی و حیاتی و نیز افزایش آسیب های متعاقب حوادث پسابحران می گردد!
انتظار می رود با استفاده از تریبون رسانه ای خود، همواره مردم آسیب دیده را به طمأنینه، آرامش، اعتماد به امدادگران و پرهیز از تراکم در مناطق بحرانی و رعایت قوانین دعوت کرده و جمع امدادگران را با اطلاع رسانی های کم حجم، دقیق و کاربردی به خدمات در لحظه و به اندازه و مؤثر در محل موردنیاز رهنمود گردید و از آن سوی، فضایی آرام اما همراه با نظارت و کنترل برای ادای مسئولیت مسئولان، خلق نمایید.
5⃣ فرهنگ ملی و غرور جغرافیایی و سیاسی کشور در طول سال های گذشته با انحصار رسانه ای و در سال های اخیر با شکست انحصار رسانه و ظهور شبکه های اجتماعی و شهروندخبرنگاران ، به اندازه کافی ضربه خورده و شکسته شده است، خواهشمندم به جای کندوکاو ارزش های خبری "برخورد" و "تضاد"، بیشتر بر ارزش های "دربرگیری"، "استثناها و شگفتی ها"ی کار امدادگران و مردم و مسئولان در مهرورزی و انسانیت(البته به زعم اینجانب این موارد جزو بدیهیات است اما آنچنان رسانه ها، کم توجهی می کنند که به ناچار تمرکز برآن ها توصیه می شود) و نیز "مجاورت معنوی" پروژه امداد، پرداخته شود که نیاز امروز کشور و نیز اسباب امید دوران پسابحران و نیز ضرورت مستندسازی خدمات امدادی است...
در این یادداشت به این ۵ نکته بسنده می کنم و امیدوارم که سینرژی جمعی آگاهانه، هوشیارانه و مبتنی بر حداقل های "سواد رسانه ای" اصحاب رسانه، از حجم و فراوانی آسیب های ناشی از سیل و بحران آن منطقه بکاهد و بر امید، مهر و خدمت خالصانه بیفزاید و "تجربه ای تاریخی" از کنشگری اصحاب رسانه و مدیریت بحران خلق نماید...
رئوف آذری_کنشگر سواد رسانه ای
@islahweb