جماعت دعوت و اصلاح
4.59K subscribers
13.1K photos
2.81K videos
347 files
16.9K links
✳️ کانال رسمی تشکل مدنی «جماعت دعوت و اصلاح»

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وب‌سایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb

https://ble.ir/islahweb1979/
Download Telegram
وَلَقَدْ آتَيْنَا لُقْمَانَ الْحِكْمَةَ.... (لقمان/١٢)

در تبیین واژه‌ی حکمت مفسران ادبی قرآن معتقدند که: حکمت به معنای قرار دادن هر چیزی در جای خودش با زبان و عمل است‌؛ به عبارت دیگر حکمت توفیق علم با عمل است؛ هرکس علم داشته باشد و عمل نکند و یا اینکه عامل بی علم باشد حکیم نیست.
در حکمت خیر فراوان نهفته است همانگونه که خداوند متعال در آیه‌ی ٢٦٩ سوره‌ی بقره می‌فرماید: وَ مَنْ یُؤْتَ الْحِکْمَةَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْراً کَثیراً.

محمد جهانگیری اصل

#نکات_قرآنی
@islahweb
وَاصْطَبِرْ لِعبادتِه(مریم: ۶۵)
در این آیه از مصدر (صبر) به (اصطبار) باب افتعال عدول کرده تا بر نهایت و اوج صبر دلالت کند در نتیجه باید چنین معنی شود: در پرستش او با تمام توان و وجودت صبر پیشه کن.

✍️محمد جهانگیری‌اصل

#نکات_قرآنی
@islahweb
وَ هُمْ يَصْطَرِخُونَ فيها رَبَّنا أَخْرِجْنا نَعْمَلْ صالِحاً غَيْرَ الَّذي كُنَّا نَعْمَلُ... (فاطر/37).
فعل (یصطرِخون) دارای ترکیب معنایی(صدای بلند و شدید+همراه با کمک خواهی+ ناله و زاری) است.
که بیانگر حالت اسفناک اهل جهنم در این آیه هست.

✍️محمد جهانگیری

#نکات_قرآنی
@islahweb
قَالَ رَبِّ إِنِّى وَهَنَ ٱلْعَظْمُ مِنِّى وَٱشْتَعَلَ ٱلرَّأْسُ شَيْبًا(مریم: ٤)

با توجه به این‌که وجه غالب زبانی و بیانی در این آیه عاطفی و بیانی است؛ لذا ترجمه‌ای بیانی و عاطفی می‌طلبد نه عادی.

ترجمه‌ی پیشنهادی: پروردگارا استخوانم سست بنیان گشته و برف پیری بر سرم نشستن گرفته است.

✍️محمد جهانگیری اصل

#نکات_قرآنی
@islahweb
در رابطه با نیکی کردن به مادر و پدر خداوند متعال می‌فرماید: «بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً» نه اینکه (بالابوین احسانا)؛ چرا که می‌خواهد نقش مادر را که ادمی از وی متولد (ولادت) می‌شود به احترام مادر برجسته نماید.

درود بر همه‌ی مادران
✍️محمد جهانگیری اصل

#نکات_قرآنی
@islahweb
✍️دکتر محمّد جهانگیری‌اصل

قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ ﴿١﴾
الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ ﴿٢﴾
وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ ﴿٣﴾
وَالَّذِينَ هُمْ لِلزَّكَاةِ فَاعِلُونَ ﴿٤﴾
وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ ﴿٥﴾
إِلَّا عَلَىٰ أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ ﴿٦﴾
فَمَنِ ابْتَغَىٰ وَرَاءَ ذَٰلِكَ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْعَادُونَ ﴿٧﴾
وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ ﴿٨﴾
وَالَّذِينَ هُمْ عَلَىٰ صَلَوَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ ﴿٩}.

آیات ٢-٩ سوره‌ی مومنون که خصلت‌های مؤمنان را برمی‌شمارد؛ برای همه‌ی ویژگیها، اسم فاعل به‌کار برده (خاشعون؛ معرضون؛ فاعلون؛ حافظون؛ غیرملومین؛ العادون؛ راعون)؛ که ببانگر نهادینه شدن این صفات حسنه در فرد مؤمن است؛ چرا که به‌کاربردن اسم در مقابل فعل، نشان از ثبوت امر است؛ اما با توجه به این‌که در فعل، تجدید و استمرار وجود دارد برای نماز خواندنشان از اسم فاعل به فعل مضارع عدول نموده (یحافظون) تا بیانگر تجدیدپذیری و استمرار بر نمازهای پنجگانه باشد که همواره تکرار می‌شوند.
#نکات_قرآنی

@islahweb
در قرآن کریم برای شهر محلّ خانه‌ی خدا دو واژه‌ی «مکّة» و «بکّة» بکار رفته‌اند که لغت‌شناسان در حدّ توان به دلالتها و تفاوت‌های معنایی هر دو واژه پرداخته و بطور کلی «بکّة» را که در سیاق ایّام حجّ به‌کار رفته نشانی بر گریه و زاری حجّاج تلقی نموده‌اند؛ امّا با رجوع به ریشه‌ی تاریخی این دو واژه به این نتیجه می‌رسیم که «بکّة» صورت کهنتر «مکّة» است که ریشه‌ی اصلی آن «بگّ و بغ» در معنی بت یا خدا در فارسی باستان بوده که ایرانیان ساکن حیره و یمن و یا کارگزاران دستگاه حکومت ساسانی شهر مذهبی اعراب را «بگّ» خوانده‌اند و در اثر تحوّلات زبانی به «بکّة» و سپس «مکّة» بدل شده باشد.
والله اعلم بالصواب

✍️دکتر محمّد جهانگیری‌اصل

#نکات_قرآنی
@islahweb
📖 #نکات_قرآنی تدبر در قرآن

📌 نکته اول: اسلام، دینِ سندیت

«ذَٰلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ» (بقره: ۲)

آخرین پیام الهی که بر محمد مصطفی صلی‌الله‌علیه‌وسلم نازل شده است، نام‌های متعددی دارد؛ از جمله «کتاب» که در آیهٔ دوم سورهٔ بقره آمده است. هر یک از این نام‌ها دارای معنا و فلسفه‌ای خاص است و «کتاب» نیز از این قاعده مستثنا نیست.

کتاب به معنای «نوشته» أمده است؛ به نویسنده «کاتب» و به نوشته‌شده «مکتوب» گفته می‌شود. اکنون این پرسش مطرح می‌شود که فلسفهٔ نوشتن چیست؟ چرا اندیشه‌ها و آنچه در درون انسان است، در زمان نیاز نوشته می‌شود و به رشتهٔ تحریر درمی‌آید؟

حقیقت آن است که «نوشته»، به‌ویژه هنگامی که جنبهٔ سندیت پیدا می‌کند، فواید فراوانی دارد؛ از جمله:

الف) رفع شک و شبهه: برای مثال، اگر کسی مبلغی را به دیگری قرض دهد و هنگام بازپرداخت، یکی یا هر دو طرف دقیقاً مبلغ را به خاطر نداشته باشند، در این حالت تنها نوشته یا سند است که می‌تواند آنان را از نگرانی و دغدغه نجات دهد، موجب آرامش خاطر شود و از تضییع حقوق جلوگیری کند.

ب) رفع اتهام و دفاع از مظلوم: برای نمونه، نویسنده‌ای ، کتاب یا مقاله‌ای می‌نویسد و در آن دیدگاه‌ها و مواضع خود را دربارهٔ یک موضوع یا برنامه بیان می‌کند، اما دیگران برخلاف نوشته‌های او، نظراتی نادرست به وی نسبت می‌دهند. در چنین شرایطی، تنها نوشته‌های مستند اوست که می‌تواند از وی رفع اتهام کند.

ج) آگاهی‌بخشی به جامعه: در موضوعاتی که برای عموم جامعه حیاتی و بااهمیت است و لازم است مردم از آن آگاه شوند، ابزارهایی چون نامه‌نگاری، پیام‌های مکتوب، بروشور و مانند آن، نقش اساسی ایفا می‌کنند.

البته نوشته و سند در طول تاریخ کاربردهای متنوعی داشته و دارد؛ در اینجا تنها به نمونه‌هایی برجسته اشاره شد تا خوانندهٔ گرامی از این رهگذر، به ارزش کلام خداوند که در قالب «کتاب» نازل شده است، پی ببرد.

اگرچه هدف از این عنوان برای خوانندگان فهیم و نکته‌سنج روشن است، اما برای تکمیل این نکتهٔ قرآنی باید افزود که متأسفانه امروزه دین اسلام آماج اتهامات و شبهه‌افکنی‌های فراوان قرار گرفته و مسائلی به آن نسبت داده می‌شود که فرسنگ‌ها از حقیقت اسلام به دور است. اگر لطف الهی نبود و این کتاب آسمانی به‌عنوان سندی محکم وجود نداشت تا از حقیقت خود دفاع کند و این همه اتهام، دروغ و خرافه را از ساحت خویش بزداید و پیام‌های ارزشمندش را به جامعه برساند، بی‌تردید کار اسلام و مسلمانان ـ به‌ویژه مدافعان دین ـ بسیار دشوار می‌شد و چه‌بسا به مسیر افول و تضعیف می‌انجامید.

ازاین‌رو، حکمت الهی بر این قرار گرفته است که اسلام در قالب «کتاب» نازل شود؛ کتابی که جنبهٔ سندیت دارد و مصون از تحریف و اتهام است. در همین راستا، دیگران نیز می‌توانند از این حقیقت الگو بگیرند و دریابند که اسلام، دین حق و دین سند است؛ چراکه اگر بر حق نبود، هرگز حاضر به ثبت و ارائهٔ سند نمی‌شد.

✍️ مسلم خدری

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
7👍1
📖 نکات قرآنی، تدبر در قرآن
📌 نکته سوم: قرآن، کتاب هدایت است

﴿ذَٰلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ﴾
[بقره: ۲]

▪️ در این آیه، خداوند متعال به معرفی کتاب خویش می‌پردازد و دو نکته‌ی بسیار مهم و تأمل‌برانگیز را برجسته می‌سازد:
نخست آن‌که قرآن، کتاب هدایت است؛ بدین معنا که نقش و کارکرد اصلی آن، هدایت انسان می‌باشد.
دوم آن‌که این هدایت‌گری به‌طور خاص به متقیان اختصاص دارد.

▪️ در حقیقت، قرآن با این معرفی روشن، محدوده‌ی انتظار ما از خود را به‌دقت مشخص می‌کند؛ به این معنا که انتظار از قرآن نباید چیزی جز هدایت باشد. از این‌رو، قرآن همانند کتاب‌های علوم بشری که در حوزه‌هایی چون تاریخ، ریاضیات، جغرافیا، شیمی یا فیزیک نگاشته می‌شوند، عمل نمی‌کند؛ هرچند در مسیر هدایت‌گری خویش، گاه به برخی مسائل علمی یا تاریخی نیز اشاراتی داشته باشد.

▪️ به بیان دیگر، قرآن کتاب تاریخ، فلسفه، رمان یا علوم تجربی نیست تا خواننده با انتظارات متنوع و نادرست به سراغ آن رود؛ بلکه با صراحت کامل و بدون هیچ ابهامی، خود را به‌عنوان کتاب هدایت معرفی می‌کند. بر همین اساس، مبلغان و مفسران قرآن وظیفه دارند این حقیقت بنیادین را به‌درستی بشناسند و به مردم نیز بشناسانند و محدوده‌ی صحیح انتظار از قرآن را برای مخاطبان تبیین کنند؛ چراکه برداشت‌ها و انتظارات نادرست می‌تواند پیامدهایی خطرناک، مخرب و ناامیدکننده به دنبال داشته باشد. متهم کردن قرآن به «اساطیر الاولین» نمونه‌ای روشن از چنین پیامدهایی است.

▪️ نکته‌ی قابل توجه آن است که در طول تاریخ، از صدر اسلام تاکنون، کسانی که با آگاهی، انصاف و صدق نیت به سراغ قرآن رفته‌اند، به‌خوبی دریافته‌اند که قرآن این ادعای هدایت‌گری را در عرصه‌ی عمل نیز به اثبات رسانده و میلیون‌ها انسان هدایت‌یافته را برای خدمت به بشریت تربیت کرده و به جامعه‌ی انسانی عرضه نموده است.

▪️ نکته‌ی مهمی که نباید از آن غفلت ورزید آن است که خداوند در این آیه، «هدایت» را به‌صورت مطلق بیان کرده و نوع یا میدان آن را مشخص نفرموده است؛ و این امر نه از روی غفلت یا نسیان، بلکه از سر حکمت الهی است؛ چراکه قرآن در آیات دیگر، به‌روشنی به نوع هدایت‌گری خود اشاره کرده است؛ از جمله:
﴿إِنَّ هَٰذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ﴾

✔️ بنابراین، در این آیه تنها بر دو اصل بنیادین تأکید شده است:
نخست: هدایت‌گری قرآن
دوم: شرط بهره‌مندی از این هدایت، یعنی تقوا

✍️ نویسنده: مسلم خدری
📚 برای خواندن سایر نکات قرآنی به این صفحه مراجعه کنید:

نکات قرآنی
#نکات_قرآنی

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
7👍1
📖 نکات قرآنی، تدبر در قرآن

📌 نکته چهارم: هدایت متقین توسط قرآن، تحصیلِ حاصل نیست!

﴿ذَٰلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ﴾
[بقره: ۲]

▪️ قرآن کریم کتابی است که به‌عنوان هدایتگرِ متقین معرفی شده است. در اینجا ممکن است این پرسش مطرح شود که: اگر انسانی متقی است و در شمار پرهیزگاران قرار گرفته، دیگر نقش هدایت‌گری قرآن برای او چیست؟ آیا این هدایت، تحصیلِ حاصل نخواهد بود؟
به بیان دیگر، وقتی شخصی «متقی» شده است، چه نیازی به هدایت قرآن دارد؟

▪️ پاسخ آن است که هدایت متقین توسط قرآن هرگز تحصیل حاصل نیست؛ زیرا عنوان «متقی» به معنای کمال‌یافته و پایان‌یافته در تقوا نیست، بلکه بیانگر کسی است که آگاهانه در مسیر تقوا گام نهاده است.

▪️ واژه «متقی» اسم فاعل از باب افتعال است و یکی از معانی مهم این باب، دلالت بر قصد و طلب آگاهانه دارد؛ یعنی فرد چیزی را با اراده و اختیار بخواهد و در پی آن برآید. این معنا زمانی تحقق می‌یابد که انسان نه از روی جهل، نه به‌صورت تصادفی، و نه از سر اجبار، بلکه با بصیرت و اراده‌ی آزاد، به این نتیجه برسد که پیمودن راه تقوا و حرکت در مسیر کمال انسانی، ضرورتی برای زندگی اوست.

▪️ چنین فردی ـ خواه این تصمیم را در اثر تأمل و بیداری درونی گرفته باشد یا بر اثر دعوت و تذکر دعوتگران ـ هنگامی که آگاهانه وارد مسیر تقوا می‌شود، «متقی» نامیده می‌شود؛ هرچند در آغاز راه و در نخستین مراتب تقوا قرار داشته باشد.

در همین نقطه است که نقش اساسی قرآن آشکار می‌شود؛ زیرا انسانِ طالبِ تقوا برای رسیدن به مراتب بالاتر، ناگزیر است از مسیرهایی عبور کند که قرآن آن‌ها را ترسیم کرده و حدود و ضوابطشان را مشخص ساخته است.

▪️استمرار در این راه نیز جز با التزام به هدایت‌های قرآنی ممکن نیست. در غیر این صورت، از منظر استعمال قرآنی و دلالت لغوی، عنوان «متقی» بر او صادق نخواهد بود.

▪️ بنابراین، هر کس که با اراده و آگاهی در مسیر تقوا گام می‌نهد و خواهان پیمودن درجات آن است ـ هرچند در ابتدای راه باشد ـ مشمول هدایت قرآن است؛ زیرا قرآن راهنمای حرکت او در این مسیر است، نه تأییدکننده‌ی وضعیتی ثابت و پایان‌یافته.

▪️ اما اگر کسی به‌صورت تحمیلی، ناآگاهانه یا بدون اراده و تصمیم جدی، در ظاهری از تقوا قرار گیرد، چنین شخصی در حقیقت «متقی» محسوب نمی‌شود؛ زیرا نه حقیقت تقوا را آگاهانه پذیرفته و نه التزامی به نشانه‌ها و راهنمایی‌هایی دارد که قرآن برای اهل تقوا بیان کرده است. در نتیجه، قرآن نیز برای او نقش هدایتگر نخواهد داشت.

✍️ نویسنده: مسلم خدری

#نکات_قرآنی


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
12👍1
📖 نکات قرآنی، تدبر در قرآن

📌 نکته پنجم: توجه قرآن معطوف به شخصیت است، نه به شخص

▪️ ماندگاری نام نیک یا بد انسان‌ها نه به خاطر جسم و ظاهر آنان، بلکه به سبب صفات و ویژگی‌هایی است که در وجودشان شکل می‌گیرد و نهادینه می‌شود.

✔️ برای نمونه، خداوند متعال درباره زکریا، یحیی، عیسی و الیاس می‌فرماید:
﴿وَزَكَرِيَّا وَيَحْيَىٰ وَعِيسَىٰ وَإِلْيَاسَ ۖ كُلٌّ مِّنَ الصَّالِحِينَ﴾
[انعام: ۸۵]

✔️ و درباره اسماعیل، ادریس و ذوالکفل می‌فرماید:
﴿وَإِسْمَاعِيلَ وَإِدْرِيسَ وَذَا الْكِفْلِ ۖ كُلٌّ مِّنَ الصَّابِرِينَ﴾
[انبیاء: ۸۵]
ماندگاری نام این پیامبران بزرگ، به سبب صفات والایی همچون «صلاح» و «صبر» است، نه صرفِ نام و نسب آنان.


▪️ در مقابل، قرآن کریم درباره نام‌های بد و منفور می‌فرماید:
✔️ ﴿إِنَّ فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا كَانُوا خَاطِئِينَ﴾
[قصص: ۸]
✔️ ﴿وَقَارُونَ وَفِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَلَقَدْ جَاءَهُم مُّوسَىٰ بِالْبَيِّنَاتِ فَاسْتَكْبَرُوا فِي الْأَرْضِ﴾
[عنکبوت: ۳۹]

در این آیات، نام فرعون، هامان و قارون همواره در کنار صفات زشتی چون خطاکاری و تکبر آمده است؛ صفاتی که در وجود آنان نهادینه شد و سرانجام به بدنامی تاریخی‌شان انجامید.

▪️ در قرآن به‌ندرت می‌توان نام کسی را یافت که به نیکی یا بدی یاد شده باشد، اما در کنار آن به صفات و ویژگی‌های اخلاقی او اشاره نشده باشد. این امر به‌روشنی نشان می‌دهد که تمرکز قرآن بر «شخصیت» انسان است، نه بر «شخص» او.

شخص، ترکیبی از جسم و صورت است که مخلوق خداوند بوده و انسان در آفرینش آن نقشی نداشته است؛ از این‌رو، جنبه‌ای غیرارادی دارد. به همین دلیل، در حدیث آمده است:

✔️ «إِنَّ اللَّهَ لَا يَنْظُرُ إِلَى صُوَرِكُمْ وَلَا إِلَى أَجْسَادِكُمْ، وَلَكِنْ يَنْظُرُ إِلَى قُلُوبِكُمْ وَأَعْمَالِكُمْ»
یعنی: خداوند به صورت و جسم شما نمی‌نگرد، بلکه به دل‌ها و اعمالتان نظر دارد؛ زیرا باور و رفتار انسان است که شخصیت او را می‌سازد و در نهایت موجب نیک‌نامی یا بدنامی‌اش می‌شود.

▪️ آیه دوم سوره بقره نیز در همین راستاست:
﴿ذَٰلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ﴾
[بقره: ۲]
قرآن، کتاب هدایت برای متقین است؛ یعنی کسانی که به صفت «تقوا» آراسته‌اند. تقوا به‌عنوان یکی از مهم‌ترین صفات شخصیتی، جایگاه ویژه‌ای نزد خداوند دارد و تمام تلاش قرآن بر آن است که این صفت و دیگر فضایل اخلاقی را در درون انسان و جامعه نهادینه کند.
یکی از فلسفه‌های نزول قرآن نیز در همین معنا نهفته است.


▪️ در حقیقت، قرآن به دنبال «شخص‌سازی» به معنای جسمی آن نیست؛ زیرا شخص‌سازی، جز در حدّ تربیت جسم و آراستگی ظاهری، در اختیار انسان قرار ندارد؛ بلکه هدف قرآن «شخصیت‌سازی» است. اگر قرآن بنا داشت به شخص‌سازی بپردازد، می‌بایست نام هزاران نفر در آن ذکر می‌شد؛ حال آنکه جسم انسان فناپذیر است و انسان در طول حیات خود می‌تواند چهره‌ای نیک یا بد به خود بگیرد. از این‌رو، خداوند به صفات و شخصیت انسان توجه دارد، نه به قالب جسمانی او.

▪️ و چون صفت «تقوا» از مهم‌ترین صفات شخصیتی انسان است، خداوند برای جلوگیری از تحریف معنا و سوءاستفاده از عنوان «متقین»، نشانه‌ها و معیارهای روشنی برای آن بیان کرده است؛ از جمله:
✔️ ایمان به غیب
✔️ اقامه نماز
✔️ انفاق و بخشش
✔️ ایمان به کتاب‌های آسمانی
✔️ یقین به آخرت


البته ذکر این صفات، بخشی از صفات اساسی متقین است که در پرتو سیاق آیات اولیه سوره بقره بیان شده، نه تمام صفات متقین.

▪️ کسی که بخواهد متقی باشد، متقی بماند و با صفت تقوا از دنیا برود—خواه در گذشته‌های دور زیسته باشد، خواه امروز—باید از رهگذر همین نشانه‌ها و دیگر صفات متقین به منزلت تقوا برسد و مسیر متقین را بپیماید؛
زیرا:

✔️ ایمان به غیب زیربنای آرامش فکری و درونی است؛
✔️ اقامه نماز با عناصر خشوع، دوام، محافظت و جماعت، وسیله استحکام رابطه انسان با خداست؛
✔️ انفاق و بخشش ثمره تلاش پاک و به‌دور از ظلم، برای تحکیم روابط انسانی است؛
✔️ ایمان به کتاب‌های آسمانی راهنمای حرکت در مسیر صحیح زندگی است؛
✔️ یقین به آخرت ضمانت اخلاق، روابط و دستاوردهای انسانی به‌شمار می‌آید.

✍️ نویسنده: مسلم خدری

#نکات_قرآنی


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
9
مسلم خدری


📖 نکات قرآنی، تدبّر در قرآن
📌 نکته هفتم: اقامه نماز و عناصر تشکیل‌دهنده آن

▪️ یکی از ویژگی‌های برجسته متقین، اقامه نماز است. خداوند متعال در آیه سوم سوره بقره می‌فرماید:
﴿الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ﴾
[بقره: ۳]

▪️ در بیشتر آیاتی که سخن از نماز به میان آمده ـ به‌ویژه آنجا که بیانگر دستور الهی یا ویژگی‌های اهل ایمان است ـ تعبیر «اقامه» به کار رفته است، نه صرفِ «خواندن» یا «انجام دادن» نماز.

▪️ با تأمل در آیات قرآن درمی‌یابیم که درباره اهل ایمان، تعبیرهایی مانند «یقرؤون الصلاة» (نماز می‌خوانند)، «یفعلون الصلاة» (نماز انجام می‌دهند) یا «افعل الصلاة» (نماز را انجام بده) به کار نرفته است؛ بلکه همواره سخن از «اقامه نماز» است. این تفاوت تعبیر، حاکی از تفاوت معنا و حقیقتی عمیق‌تر است.

▪️ «اقامه» به معنای برپا داشتن، استوار کردن و به پا نگه داشتن است.
برای تقریب به ذهن، اگر تیر برقی در مسیری نصب شود، زمانی کارکرد واقعی خود را خواهد داشت که به‌درستی برپا و استوار گردد؛ در غیر این صورت، نه‌تنها روشنایی نمی‌بخشد، بلکه ممکن است خطرآفرین نیز باشد.

یا هنگامی که انسان برای محافظت از خود سنگری بنا می‌کند، آن را به‌گونه‌ای برپا می‌سازد که بتواند نقش حفاظتی خود را به‌درستی ایفا کند.

▪️ نماز نیز چنین است. صرف خواندن الفاظ و انجام حرکات ظاهری، با برپا داشتن آن تفاوت دارد. اقامه نماز یعنی آن را چنان به‌جا آوردن که آثار و اهداف آن در زندگی انسان آشکار شود؛ همان‌گونه که خداوند فرموده است:
﴿إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَىٰ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنكَرِ﴾
[عنکبوت: ۴۵]

▪️ کسی که نماز را اقامه می‌کند، به فلسفه و کارکرد حقیقی آن ـ یعنی بازدارندگی از فحشا و منکر و حرکت در مسیر پاکی و تقوا ـ نزدیک‌تر است.

▪️ برای تحقق «اقامه نماز»، رعایت عناصر اساسی آن ضروری است. به‌طور اجمال می‌توان چهار عنصر مهم را چنین برشمرد:

الف) خشوع در نماز؛ حضور قلب و فروتنی در برابر خداوند.
ب) مداومت بر نماز؛ استمرار و پایبندی همیشگی به آن.
ج) محافظت بر نماز؛ اهتمام به وقت، شرایط و ارکان آن.
د) اقامه جمعی نماز؛ برپا داشتن آن به صورت جماعت.

▪️ هر یک از این عناصر جایگاه و اهمیت ویژه‌ای دارد که پرداختن تفصیلی به آن‌ها مجال گسترده‌تری می‌طلبد و از ظرفیت این نکته خارج است.


#نکات_قرآنی


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
11👏7
📖 نکات قرآنی، تدبّر در قرآن

📌 نکته هشتم: متقیان، مسئولیت‌پذیرند نه سربار جامعه

▪️ خداوند متعال در معرفی متقیان می‌فرماید:
﴿الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ﴾
(قرآن کریم، سوره بقره: ۳)

▪️ یکی از نشانه‌های روشن تقوا، انفاق است؛ آن هم نه انفاقی مقطعی و نمایشی، بلکه مستمر و برخاسته از ایمان. فعل «یُنفِقون» دلالت بر استمرار دارد؛ یعنی متقی هر جا نیازی ببیند و توانی داشته باشد، بی‌درنگ اقدام می‌کند.

▪️ انفاق زمانی معنا پیدا می‌کند که انسان «دارا» باشد؛ و داشتن، بدون جهد و تلاش حاصل نمی‌شود. پس متقی، اهل کار و کوشش است؛ از تنبلی و سربار بودن بیزار است؛ برای به‌دست آوردن روزی حلال تلاش می‌کند تا بتواند از همان روزی ببخشد.

▪️ اما رزق تنها پول و مال نیست. رزق می‌تواند:
✔️ دانش باشد،
✔️ نفوذ اجتماعی باشد،
✔️ قدرت بدنی باشد،
✔️ یا حتی دلی مهربان و زبانی دلجو.

▪️ متقی از هر آنچه خدا به او داده است، در راه رفع نیاز دیگران بهره می‌گیرد.

▪️ نیازمندان نیز یک گروه خاص نیستند. برخی محتاج نان‌اند، برخی محتاج علم، برخی محتاج حمایت، و برخی محتاج محبت. هنر متقی آن است که نیاز را بشناسد و به اندازه توان، مسئولانه پاسخ دهد.

▪️ البته قرآن یادآور می‌شود که همه نیازمندان دست نیاز دراز نمی‌کنند. چه بسیار کسانی که از شدت عزت نفس، نیاز خود را پنهان می‌کنند:
﴿يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ﴾
(سوره بقره: ۲۷۳)

▪️ پس متقی تنها بخشنده نیست؛ هوشیار نیز هست. او با حکمت می‌بخشد، نه از سر احساسات زودگذر.

▪️ انگیزه او چیست؟
ایمان به غیب.
او می‌داند خدایی می‌بیند و قیامتی در پیش است. اگر بتواند گرهی باز کند و نکند، خود را مسئول می‌داند. آرامش دلش در یاری رساندن است.

▪️ و فلسفه این بخشش چیست؟
✔️ پیوند دل‌ها،
✔️ کاهش فاصله‌ها،
✔️ زنده ماندن اخوت،
✔️ و بازگشت امنیت به جامعه.

▪️ جامعه‌ای که در آن توانمندان بی‌تفاوت باشند، بذر کینه و ناامیدی در آن کاشته می‌شود؛ اما جامعه‌ای که در آن متقیان مسئولیت‌پذیر حضور دارند، بذر امید و تعاون در آن می‌روید.

▪️ پس تقوا تنها عبادت فردی نیست؛
تقوا یعنی احساس مسئولیت در برابر دیگران.

▪️ متقی کسی است که بار از دوش جامعه برمی‌دارد، نه آنکه باری بر دوش آن باشد.

✍️ نویسنده: مسلم خدری

#نکات_قرآنی

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
5