جماعت دعوت و اصلاح
4.52K subscribers
12.9K photos
2.79K videos
337 files
16.2K links
✳️ کانال رسمی تشکل مدنی «جماعت دعوت و اصلاح»

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وب‌سایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb

https://ble.ir/islahweb1979/
Download Telegram
🟧 زن مؤمن؛ نگهبان مرزهای نور و گوهر حیا

🌟در جهان پرآشوب امروز، که مرزهای اخلاقی در معرض تزلزل‌اند و ارزش‌های انسانی گاه در هیاهوی روزمرگی رنگ می‌بازند، زن مسلمان همچون فانوسی در شب تار، رسالتی سترگ بر دوش دارد: حفظ کرامت خویش، صیانت از گوهر حیا، و پاسداری از مرزهای ایمان.
هدف، تحلیلی‌ست بر مجموعه‌ای از وصایا که با نگاهی علمی، ومستند قرآنی و اقوال بزرگان دین، بانوان مسلمان را در مسیر رشد معنوی، سلامت روانی و تعالی اجتماعی یاری می‌دهد.
این وصایا، محدودیت نیستند، بلکه چراغ‌هایی برای عبور از تاریکی‌های فتنه و رسیدن به ساحل آرامش و رضایت الهی هستند.

🔸مرزهای ارتباط با مردان؛ حریم دل را پاس دار
اسلام، به‌عنوان دین فطرت، برای روابط انسانی چارچوب‌هایی روشن و حکیمانه ترسیم کرده است. ارتباط زن با مردان غیرمحرم نباید «عادی» تلقی شود، زیرا عادی‌سازی این روابط، به‌تدریج حریم‌ها را می‌زداید و زمینه‌ساز لغزش‌های اخلاقی می‌شود.
📖 خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:
﴿فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ﴾ (احزاب: ۳۲)
یعنی: در سخن گفتن نرمی نکنید تا آن‌که در دلش بیماری است، طمع نورزد.

زن مؤمن، با حفظ وقار و تعیین مرزهای روشن، می‌تواند در محیط‌های کاری و تحصیلی حضور فعال داشته باشد، بی‌آن‌که کرامتش آسیب ببیند.
📖 امام ابن قیم الجوزیه، از بزرگان اهل سنت، در کتاب «مدارج السالکین» می‌نویسد:
«القلوب إذا لم تُحْصَن بالخشية، تَسْهُلُ عليها الزلات.»
دل‌ها اگر با خشیت الهی محافظت نشوند، به آسانی دچار لغزش می‌گردند.


🔸شوخی با نامحرمان؛ لغزش در لباس خنده
شوخی، اگرچه در ظاهر بی‌ضرر می‌نماید، اما در روابط زن و مرد نامحرم، می‌تواند زمینه‌ساز سوءتفاهم، وابستگی عاطفی، و حتی فتنه‌های پنهان باشد.
📖 پیامبر اکرم ﷺ فرمودند:
«إياكم والدخول على النساء»  (صحیح بخاری)
یعنی: از ورود بر زنان (بی‌محرم) بپرهیزید.

📖 مولانا جلال‌الدین بلخی در مثنوی می‌سراید:
«دل ز نامحرم نگه دار ای عزیز
کز شرر گردد دل پاکت غریز
»
شوخی با مردان بی‌ارتباط خویشاوندی—خواه استاد، همکار، همسایه یا فروشنده—در شأن زن مؤمن نیست. لطافت زنانه، گوهری‌ست که باید در حصار احترام و حیا نگه داشته شود. هر کلامی، هر لبخندی، می‌تواند حامل پیامی باشد؛ پس مراقب باش که پیام تو، پیام کرامت باشد.

🔸 مهر و محبت؛ هدیه‌ای خاص برای همسر
عشق، واژه‌ای مقدس است که در فرهنگ اسلامی، جایگاهی والا دارد. اما این عشق، باید در چارچوب خانواده و در سایه‌ی عقد شرعی شکوفا شود.
📖 خداوند فرمود:
﴿وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً﴾ (روم: ۲۱)
« میان شما مودت و رحمت قرار داد.  »
📖 امام شافعی رحمه‌الله می‌فرماید:
«العفاف زينة المرأة، والحياء تاجها، والمودة لزوجها جنتها.»
عفاف، زینت زن است؛ حیا، تاج او؛ و محبت به همسر، بهشت او.

قلب‌های سرخ، گل‌های زیبا، و واژه‌های عاشقانه را برای همسر خویش نگاه دار. اوست که سزاوار مهر و ناز توست، نه دیگران. این اختصاص، نه محدودیت، بلکه تجلی عشق پاک و پایدار است.

📝 حمـزه  خان بیـگی
┈••✾•🍃⚜️🍃•✾••┈

https://t.me/islahweb
6💯5
🟢 در آستانه‌ی سجده؛
🍃تأملی عرفانی و دینی بر سرنوشت ابلیس و بی‌نماز


🍀در گستره‌ی ادب عرفانی، گاه یک بیت، چون آینه‌ای تمام‌نما، حقیقتی عمیق را بازتاب می‌دهد؛ حقیقتی که نه‌تنها عقل را به تأمل، بلکه دل را به تپش و جان را به توبه می‌کشاند. دو بیت زیر، با بیانی موجز اما تکان‌دهنده، انسان را در برابر پرسشی بنیادین قرار می‌دهند:
🍃 شیطان که رانده شد بجز یک خطا نکرد
خود را برای سجده‌ی آدم رضا نکرد
شیطان دویست مرتبه بهتر ز بی‌نماز
او سجده بر آدم، این بر خدا نکرد!🍃

در این ابیات، شاعر با جسارتی عرفانی، ابلیس را در مقام مقایسه با انسان بی‌نماز قرار می‌دهد؛ مقایسه‌ای که در ظاهر، شگفت‌آور و در باطن، عبرت‌آموز است.این مقایسه نه برای تطهیر شیطان، بلکه برای تلنگری است به غفلت انسان از حقیقت بندگی.

🍀 خطای ابلیس، نافرمانی یا غرور؟
در قرآن کریم، ماجرای سجده نکردن ابلیس در برابر آدم، بارها تکرار شده است.
📖 در سوره ص، آیه ۷۴ آمده است:
﴿إِلَّا إِبْلِيسَ اسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ﴾
جز ابلیس که تکبر ورزید و از کافران شد.


ابلیس، نه از سر جهل، بلکه از سر غرور و تکبُّر وقیاس ناروا، از فرمان الهی سرپیچی کرد. او گفت:
﴿أَنَا خَيْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِي مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ﴾ (اعراف: ۱۲)
«من از او بهترم؛ مرا از آتش آفریدی و او را از خاک.»

در این قیاس، آتش را بر خاک ترجیح داد و خود را برتر دید. ابلیس، در آتش غرور سوخت. آتشی که گرچه مبدأ خلقت او بود، اما در نهایت، مایه سقوطش شد. او به ظاهر آتش نگریست، نه به نور معرفت. خاک آدم، گرچه فروتن و بی‌ادعاست، اما ظرفیت دریافت روح الهی را دارد.
🍃«خاک، گرچه پست است، اما بستر رویش گل است؛ و آتش، گرچه بلند است، اما سوزنده و بی‌ثمر.»🍃
اما در عرفان، بندگی یعنی تسلیم بی‌چون و چرا؛ و قیاس، آفت عقل جزوی است.
📖 چنان‌که مولانا می‌گوید:
عقل جزوی عقل را بدنام کرد
چون به امر حق سجود آدم نکرد

ابلیس، با همه‌ی عبادت‌های پیشین، با یک «نه» از درگاه الهی رانده شد.
📖 امام احمد بن حنبل رحمه‌الله می‌فرماید:
«من قال لا لامر الله، فقد خرج من طاعته و لو کان عابداً دهراً»
هر کس به فرمان خدا «نه» بگوید، از طاعت بیرون رفته است، هرچند عمرش را در عبادت گذرانده باشد.


🍀بی‌نمازی، سقوطی بی‌عبادت
در بیت دوم، شاعر انسان بی‌نماز را در مقام مقایسه با ابلیس قرار می‌دهد. ابلیس، با همه‌ی گمراهی‌اش، هزاران سال عبادت کرده بود؛ اما انسان بی‌نماز، حتی سجده‌ای برای خدا نکرده است. این مقایسه، نه برای تطهیر ابلیس، بلکه برای هشدار به انسان است.
📖 در حدیثی صحیح از رسول اکرم ﷺ آمده است:
«العهد الذي بيننا وبينهم الصلاة، فمن تركها فقد كفر»
پیمانی که میان ما و آنان است، نماز است؛ پس هر که آن را ترک کند، کافر شده است. (روایت از ترمذی)

و در قرآن کریم:
﴿فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ * الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ﴾ (ماعون: ۴–۵)
وای بر نمازگزارانی که از نماز خود غافل‌اند.

📖 ابن قیم الجوزیه رحمه‌الله در کتاب «الصلاة» می‌نویسد:
«الصلاة هي عمود الدين، و من تركها فقد هدم الدين في قلبه»
نماز ستون دین است، و ترک آن، ویرانی دین در دل انسان است.


🍀 عرفان سجده، حقیقت بندگی
در سلوک عرفانی، نماز نه فقط یک فریضه، بلکه لحظه‌ی وصال است؛ سجده، نه فقط خم شدن، بلکه فرو ریختنِ «من» است.
📖 حافظ می‌گوید:
«سجاده‌ی زهد با شراب آلودم
یعنی که به‌جز خدا نباید سجودم
»
🍀در این نگاه، بی‌نمازی، نه فقط ترک یک عمل، بلکه انکار حضور معشوق است. و این انکار، انسان را از مقام بندگی ساقط می‌کند؛ حتی اگر ظاهرش آراسته باشد.🍃

🍀حُسنِ خِتام، این ابیات را نه باید ستایش ابلیس دانست، بلکه باید آن را آینه‌ای دانست برای بیداری انسان؛ که مبادا در غفلت از نماز، از مقام بندگی ساقط شود و در صف رانده‌شدگان قرار گیرد.🍃


📝  حمزه خان‌بیگی
┈••✾•🍃⚜️🍃•✾••

https://t.me/islahweb
10🙏1
🟢 جلیس صالح و سلوک آگاهانه در کلام امام سُفیان ثوری رحمه‌الله

🍃 در گستره‌ی تربیت اسلامی، سخنان بزرگان اهل دل، همچون چراغ هایی درشبستان دنیا می‌درخشند وراه را بر ره‌پویان حقیقت روشن می‌سازند.یکی ازاین گوهرهای تابناک، وصیت‌نامه‌ی کوتاه اما عمیق، امام سُفیان ثوری رحمه‌الله است؛عالمی زاهد،فقیه و محدث برجسته اهل سنت،که کلامش نه‌تنها راه‌گشای دل‌هاست، بلکه نقشه‌ای برای سلوک درمسیر بندگی و بیداری است.
«وَلْيَكُنْ جَلِيسَكَ مَنْ يُزَهِّدُكَ فِي الدُّنْيَا , وَيُرَغِّبُكَ فِي الْآخِرَةِ , وَإِيَّاكَ وَمُجَالَسَةَ أَهْلِ الدُّنْيَا الَّذِينَ يَخُوضُونَ فِي حَدِيثِ الدُّنْيَا , فَإِنَّهُمْ يُفْسِدُونَ عَلَيْكَ دِينَكَ وَقَلْبَكَ.»
📗(حلیة الأولیاء، ابونُعَیم اصفهانی، ج۶، ص۳۹۰📗

🍀 جلیس صالح؛ آینه‌ی دل وجان و زنگارزدای دل
📖 امام ثوری می‌فرماید:
«وَلْيَكُنْ جَلِيسَكَ مَنْ يُزَهِّدُكَ فِي الدُّنْيَا وَيُرَغِّبُكَ فِي الْآخِرَةِ»
«همنشینت کسی باشد که محبت دنیا را از دلت بزداید و تو را مشتاق آخرت سازد.»

در فرهنگ عرفان اسلامی، جلیس صالح تنها هم‌صحبتی در گفت‌وگو نیست؛ بلکه شریک روح و آینه‌ی جان است. حضور او دل را به یاد خدا می‌اندازد و جان را از غبار دنیا می‌پالاید.
📖 قرآن کریم هشدار می‌دهد:
﴿وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ﴾   ( کهف، آیه ۲۸)
«با آنان بنشین که پروردگارشان را صبح و شام می‌خوانند، و دلشان جز برای او نمی‌تپد.»
هم‌نشینی با اهل آخرت، دل را به نور هدایت می‌آراید؛ وهم‌نشینی با اهل دنیا،دل را به تاریکی غفلت می‌کشاند.
پس هم‌نشینت را از آنان برگزین که دل از دنیا بریده‌اند و جانشان به شوق آخرت آراسته است
با اهل دل هم‌نشین شو، که کلامشان بوی بهشت دارد و نگاهشان تورابه یادخدا وآخرت می اندازد.🍃

🍀 پرهیز از اهل دنیا؛ نجات از غفلت
📖 امام ثوری هشدار می‌دهد:
«وَإِيَّاكَ وَمُجَالَسَةَ أَهْلِ الدُّنْيَا الَّذِينَ يَخُوضُونَ فِي حَدِيثِ الدُّنْيَا، فَإِنَّهُمْ يُفْسِدُونَ عَلَيْكَ دِينَكَ وَقَلْبَكَ»
«برحذر باش از دنیاپرستانی که پیوسته در گفت‌وگوی دنیوی غوطه‌ورند؛ چرا که آنان دین و قلبت را تباه می‌سازند.»
در نگاه تربیتی، گفت‌وگوی مداوم درباره دنیا، انسان را از یاد مرگ، آخرت و مسئولیت الهی دور می‌سازد.
📖 پیامبر اکرم ﷺ فرمود:
«المرءُ على دينِ خليلِه، فلينظرْ أحدُكم من يُخالِل»   (سنن ابوداود، حدیث ۴۸۳۳)
« انسان بر آیین و روش دوست صمیمی‌اش است، پس هر یک از شما بنگرد با چه کسی دوستی می‌کند.»
📖 مولانا جلال‌الدین بلخی در این‌باره می‌فرماید:
«صحبت اهل دل، جان را صفا دهد
صحبت اهل دنیا، دل را فنا دهد

هم‌نشینی با دنیاپرستان، دل را به زنگار غفلت می‌آلاید و دین را از درون تهی می‌سازد.
👌در مسیر سلوک، انتخاب همنشین، انتخاب راه است؛ و هر راه، مقصدی دارد. پس با اهل دل بنشین تا دل نیز اهل شود.
🍀«دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد
به زیر آن درختی رو که او گل‌های تر دارد.»
در دنیای پرهیاهوی امروز، نباید با هر کسی نشست و برخاست کرد؛ بلکه باید با کسانی همراه شد که درونشان شیرینی حقیقت و صفای دل وجود دارد.
«در این بازار عطاران مرو هر سو چو بی‌کاران
به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد.»🍃


📝  حمزه خان‌بیگی
┈••✾•🍃⚜️🍃•✾••


https://t.me/islahweb
10
🟢 هدایت الهی؛ نوری بی مرز در گستره‌ی قلبها 

🍀در روزگاری که حقیقت در حصار نام‌ها و جناح‌ها گرفتار آمده، هدایت الهی همچون نوری است بی‌انحصار، جاری در دل‌هایی که پذیرای آن‌ هستند.
این نور، نه در قبضه‌ی گروهی خاص، نه در اختیار حزبی معین، بلکه تنها در ید قدرت خداوند متعال است.🍃
📖چنان‌که قرآن کریم با بیانی قاطع می‌فرماید:
﴿إِنَّكَ لَا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَن يَشَاءُ﴾
«تو نمی‌توانی کسی را که دوست داری هدایت کنی، بلکه خداوند هر که را بخواهد هدایت می‌کند.» ( قصص، آیه ۵۶)

این آیه،مرزمیان اراده‌ی بشری ومشیت الهی راروشن می‌سازد؛هدایت،نه ابزارقدرت است ونه نشان برتری، بلکه عطیه‌ای الهی‌ست که دل‌های مستعدرامی‌نوازد.🍃
🟩 حقیقت، نه در نام؛ بلکه در بندگی راستین
در مسیر بندگی، نام و نشان، نه معیار حقیقت‌اند و نه ضامن نجات. بزرگان اهل سنت، از جمله امام ابوحامد غزالی، امام عبدالرحمن سلمی، و شیخ عبدالقادر گیلانی، همواره بر این اصل پای فشرده‌اند که دین، نه در ظاهر، بلکه در «صدق نیت و اخلاص عمل» معنا می‌یابد.
📖شیخ عبدالقادر گیلانی در مجالس خود می‌فرمود:
«اگر نور یقین در دل تو طلوع کند، دیگر به تاریکی نام‌ها دل نمی‌بندی. بندگی، نه در جامه، بلکه در قلب است.»
از این‌رو، وفاداری به حقیقت باید فراتر از تعلقات حزبی و شعارهای سطحی باشد. دین، هویت نیست؛ حقیقتی است که در دل و جان ریشه می‌دواند. آن‌گاه که دل به نور معرفت روشن شود، انسان نه به نام خود می‌نازد و نه به گروهی که به آن وابسته است؛ بلکه به میزان بندگی و صداقت در راه حق، ارزش می‌یابد. 🍃

🟩 حسادت دینی؛ آفتی پنهان در لباس دیانت

حسادت در دین، از خطرناک‌ترین آفات روح است.
امام ابن‌قیم جوزیه در «مدارج السالكين» می‌نویسد:
«الحسد في الدين أشد من الحسد في الدنيا، لأنه يطعن في فضل الله واختياره.»
«حسادت در دین از حسادت دنیوی شدیدتر است، چرا که در فضل و انتخاب خداوند خدشه وارد می‌کند.»

آنجا که دل از هدایت دیگری ناخشنود می‌شود، در حقیقت از مشیت الهی ناخشنود گشته است. حال آن‌که اهل دل، از هدایت دیگران شادمان می‌شوند،
📖 چنان‌که مولانا می‌سراید:
دل خوش از آنیم که جانانِ ما خوش است
از جان چه خیزد ار جانان ما خوش است

این بیت، دعوتی است به رهایی از خودمحوری و رسیدن به مقام رضا؛ جایی که انسان، جان خود را در راه رضایت جانان نثار می‌کند و از آن، آرامشی عمیق می‌یابد.
🟩 علم؛ جرعه‌ای برای دل‌های تشنه
کتمان علم، خیانت به نور ایمان و هدایت است.
📖 پیامبر اکرم ﷺ فرمودند:
«من كتم علماً ألجمه الله بلجام من نار يوم القيامة.»
«هر کس دانشی را پنهان کند، خداوند در روز قیامت او را با لگامی از آتش مهار خواهد کرد.» (رواه أبو داود)

علم، نه برای انباشت، بلکه برای افشاندن است. دل‌های تشنه، در انتظار جرعه‌ای از حقیقت‌ هستند، و اهل علم، ساقیان این جام نورند.🍃
🟩 تعصب؛ آغاز انحراف از مسیر حقیقت
تعصب، دین را از مسیر نورانی‌اش به ورطه‌ی فساد می‌کشاند.
📖 امام شافعی رحمه‌الله فرمود:
«ما ناظرت أحدًا إلا أحببت أن يُظهر الله الحق على لسانه.»
«با هیچ‌کس مناظره نکردم مگر آن‌که دوست داشتم خداوند حق را بر زبان او جاری سازد.»

این سخن،اوج آزادگی و اخلاص درطلب حقیقت را نشان می‌دهد.تعصب،پرده‌ای‌ست برچشم دل؛و هدایت،نوری‌ست که تنهادردل‌های گشوده می‌تابد.🍃
🟩 یقین به فضل خدا؛ آرامش در طوفان محرومیت
آن‌که به فضل خداوند یقین دارد، از محرومیت‌های ظاهری نمی‌هراسد.
📖 قرآن کریم می‌فرماید:
﴿وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا * وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ﴾   ( طلاق، آیات ۲–۳)
«و هر کس تقوای الهی پیشه کند، خداوند برای او راهی برای خروج قرار می‌دهد و از جایی که گمان نمی‌برد، روزی‌اش می‌دهد.»

👌این وعده، آرامشی است برای دل‌هایی که در مسیر هدایت، از طعن و تحقیر دیگران نمی‌هراسند. زیرا فضل خداوند، بی‌کران است و اگر همه‌ی خلق بر محروم ساختن بنده‌ای هم‌داستان شوند، باز هم مشیت الهی برتر خواهد بود.🍃

📝 حمـزه  خان بیـگی
┈••✾•🍃⚜️🍃•✾••┈

https://t.me/islahweb
9👍1
آنان که چشم دل دارند، آفتاب را در تاریکی می‌بییند...

خدایی که در دل شب ستاره می‌آفریند، در دل انسان هم چراغی به نام امید نهاده است. و چه زیبا، غزل، این دختر بینا دل دیارمان، با نگاهی که نه به چشم، که به نور ایمان دوخته بود، راهی به سوی قله‌های علم گشود.

آری غزل بهرامی نابینا بود اما بیناتر از بسیاری، با تلاش و ایمان، رتبه‌ی دو رقمی (۱۲ منطقه سه و ٨٦ کشوری) کنکور انسانی را به دست آورد.

مولانا چه زیبا می‌فرماید:
بس تن اسیر خاک و دلش بر فلک امیر
بس دانه زیر خاک درختش منعش است

در مدرسه‌ای که طلوع نام داشت، بالهای پروازش شکل گرفت، و پدر و مادری که با صبر و ایمان راسخ، ستون این افتخار شدند، امروز شریک شادی او هستند.

دختری از جنس امید، حافظ پانزده جزء قرآن، با صدایی که آیات الهی را زیباتر از همیشه به گوش جان می‌رساند؛
مهارت دکلمه‌اش، دل‌ها را به پرواز می‌برد و با آوای دف نوازیش، نغمه زندگی را در دل‌ها زنده می‌کند.

ای دختر قرآن! تو با خاموشی چشم، غوغایی‌ در جان‌ها آفریدی. قصه‌ی تو چراغی شد برای همه آنان که در تاریکی گمان به پایان دارند. در حالیکه تاریکی تنها مقدمه طلوع است.
باشد که راه تو، مرهمی برای دلهای خسته و درهای امیدی برای دختران و پسرانی باشد که در جستجوی موفقیت‌اند.

جماعت دعوت و اصلاح پاوه این موفقیت بزرگ و مثال‌زدنی را به این دانش‌آموز توانمند، خانواده بزرگوارش، جامعه توانخواهان و تمامی مردم فرهیخته و دانشمند‌پرور پاوه و اورامانات تبریک و شاد باش عرض می‌نماید.

جماعت دعوت و اصلاح پاوه
١٤٠٤/٠٦/٠٩


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
10👏4😍2
🍏 دانه‌های معنا در مثنوی مولانا (۳۳)

الحاق جوادی

🔖 رسالت احمدی

چند بت بشکست احمد در جهان
تا که یارب گوی گشتند امتان


گر نبودی کوشش احمد، تو هم
می‌پرستیدی چو اجدادت صَنم


این سَرت وارست از سجده‌ی صنم
تا بدانی حق او را بر امم

(مثنوی معنوی، دفتر سوم)

📍 معنای روان:
پیامبر اکرم ﷺ با مجاهدت و ایستادگی، بت‌ها را درهم شکست تا امت او به جای پرستش سنگ و چوب و آتش، زبان و دلشان به «یارب» روشن گردد. اگر تلاش و جهاد او نبود، تو هم مانند نیاکانت در برابر بت‌ها خم می‌شدی. پس رهایی امروزت از شرک و خرافه، نشانی است از حق بزرگ او بر امت.

📍 مفهوم و درس زندگی:
✓ رسالت پیامبر ﷺ در حقیقت رسالتی برای آزادی انسان است؛ آزادی از بتِ سنگی و چوبی، و رهایی از آتش پرستی و آزادی از بت‌های درونی چون حرص، شهوت، تعصب و تکبر.
✓ قرآن یادآوری می‌کند: «وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلالَ الَّتي كانَتْ عَلَيْهِمْ» (اعراف/۱۵۷)؛ او پیامبری است که بارها و زنجیرهای اسارت را از دوش انسان‌ها برمی‌دارد.
✓ اگر امروز انسان، عقل و وجدان آزاد دارد، مدیون جهاد پیامبرﷺ است؛ چه در میدان بدر و احد، و چه در میدان کلمه و دعوت.
مولانا ما را به شکرگزاری می‌خواند: هر بار که «لا اله الا الله» بر زبان جاری می‌کنیم، باید به یاد آوریم که این موهبت آسان به دست نیامده، بلکه ثمره‌ی تلاش‌ها و استقامت رسول خدا ﷺ و یاران و پیروان راستین او است.
✓ در زندگی امروز نیز «بت‌شکنی» همچنان رسالت ماست؛ باید بت‌های مدرن را بشناسیم: شهرت‌پرستی، پول‌پرستی، نفس‌پرستی، ایدئولوژی‌های کور. شکر نعمت پیامبرﷺ، تنها در نام بردن نیست، در ادامه دادن مسیر اوست؛ در ساختن جامعه‌ای موحد، عادل و آزاد.

#مثنوی
#مولانا
#رسالت
#بت_شکنی
#پیامبر
#آزادی

https://t.me/islahweb
6
🍏 دانه‌های معنا در مثنوی مولانا (۳۷)

🔖 تعصب، نشان ناپختگی

این جهان همچون درخت است ای کرام
ما بر او چون میوه‎های نیم خام


سخت گیرد خام‌ها مر شاخ را
زانکه در خامی نشاید کاخ را


چون بپخت و گشت شیرین لب‌گزان
سهل گیرد شاخه‎ها را بعد از آن


سخت‌گیری و تعصب خامی است
تا جنینی کار خون‌آشامی است

(مثنوی معنوی، دفتر اوّل)

📍 معنای روان
مولانا جهان را به درختی بزرگ تشبیه می‌کند و ما را میوه‌های خام و ناپخته‌ای که بر شاخه‌های آن آویخته‌ایم. میوه‌ی خام چون هنوز شایسته‌ی کاخ شاهانه نیست، شاخه را محکم می‌گیرد و رها نمی‌کند. اما وقتی رسید و شیرین شد، شاخه را سست می‌گیرد و آماده‌ی جدا شدن می‌شود. انسان نیز وقتی از سعادت معنوی کامِ جانش شیرین شود، دلبستگی به مُلک و لذت‌های این دنیا در نظرش سرد و بی‌جاذبه می‌شود. تعصب و سخت‌گیری همان خامی است، و تا وقتی در مرحله‌ی جنینی هستیم، کارمان خون‌آشامی است؛ یعنی وابسته و نیازمندیم. تنها با پختگی و بلوغ است که می‌توانیم از شاخه‌های وابستگی رها شویم و طعم آزادی و آرامش را بچشیم.

📍 مفهوم و درس زندگی:
خام بودن یعنی هویت خود را در بیرون جستن: در دارایی‌ها، در نقاب‌های اجتماعی، در باورهای به ارث‌رسیده، یا در سلطه بر دیگران. چنین انسانی همچون جنینی است که خون مادر می‌مکد، بی‌آنکه خود حیاتی مستقل یافته باشد.
پختگی یعنی رسیدن به استقلال درونی، بی‌نیازی از مصرف کردن دیگران برای تعریف خویش، و اتصال به سرچشمهٔ جان.
✓ بسیاری از رنج‌های ما از «شاخه‌چسبی» است: تعصبی که نمی‌گذارد باورهای کهنه را رها کنیم؛ لجاجتی که مانع دیدن حقیقت می‌شود؛ خودشیفتگی‌ای که پذیرش خطا را دشوار می‌سازد؛ و دلبستگی‌هایی که ما را به بند می‌کشند.
مولانا هشدار می‌دهد: سخت‌گیری و تعصب نشانهٔ ناپختگی است. همان‌گونه که جنین هنوز خون‌آشام است و از مادر مستقل نشده، انسان خام نیز خون زندگی دیگران را می‌مکد و آزادی خویش را بر باد می‌دهد.
✓ در ساحت اجتماعی، این خامی گاه به استبداد می‌انجامد: پدری که فرزندش را شیء می‌پندارد و او را به رؤیاهای ناکام خویش مجبور می‌کند؛ یا دینداری که در تعصبات کور گرفتار می‌شود و به جای جان‌بخشی، جان‌ستانی می‌کند.
✓ اما انسانِ پخته، چون میوهٔ رسیده، سبک‌بار است؛ از شاخه‌های بیرون رها می‌شود و از عشق و جانِ جهان تغذیه می‌کند. چنین انسانی نه از تنهایی هراس دارد، نه از طرد شدن؛ زیرا ریشه در اصل خود دوانده است.

✍️ الحاق جوادی

https://t.me/islahweb
10
🍏 دانه‌های معنا در مثنوی مولانا (۳۸)

🔖 خشیتِ الهی، بهره‌ی دانایان است

گفت شیر ار روشنی افزون شدی
زهره‌اش بدریدی و دل خون شدی‌

این چنین گستاخ ز آن می‌خاردم
کاو درین شب گاو می‌پنداردم‌

حق همی‌گوید که ای مغرور کور
نه ز نامم پاره پاره گشت طور

که لو أنزلنا کتابًا للجبل
لانصدع ثم انقطع ثم ارتحل‌

از من ار کوه احد واقف بدی
پاره گشتی و دلش پر خون شدی‌

(مثنوی معنوی، دفتر سوم)

📍 معنای روان:
در این داستان، مولانا از فردی روستایی سخن به میان می‌اورد که در شب تاریک گاوش را می‌جوید و بی‌خبر از آن‌که شیر بر جای گاو خوابیده، بدنش را لمس می‌کند. شیر با خود می‌گوید: اگر اندکی روشنایی بود، از هیبت من دلش می‌ترکید، اما اکنون چون نمی‌بیند، جسور است. در تاریکی جهل، انسان بی‌پروا و گستاخ می‌شود؛ چون حقیقت را نمی‌بیند، حرمت آن را نیز درنمی‌یابد. همان‌گونه که کوه از تجلی الهی می‌شکافد، دل دانا نیز از هیبت خدا می‌لرزد.

📍 مفهوم و درس زندگی:
مولانا از این صحنه، تمثیلی ژرف می‌سازد از نادانی انسان در برابر خدا.
نادانی، انسان را جسور می‌کند؛ دانایی، او را خاشع.
قرآن نیز می‌فرماید:
«إِنَّمَا یَخْشَى اللّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ» (فاطر/۲۸)
تنها دانایان از خدا می‌ترسند.
و در جای دیگر می‌پرسد:
«ما لَکُمْ لا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقَارًا؟» (نوح/۱۳)
چرا برای خداوند، وقار و عظمت قائل نیستید؟
مولانا می‌گوید: آن‌که نمی‌بیند، بی‌پرواست؛ اما اگر پرده اندکی کنار رود، دلش از شکوه حضور خداوند می‌لرزد.
✓ دانایی در این معنا، نه دانش لفظی که نور ادراک حقیقت است؛ نوری که چون در جان بتابد، انسان را از غرور و غفلت می‌رهاند و خشوع و وقار را در وجود او می‌نشاند.
✓ نادان، خدا را دور و کوچک می‌پندارد، و از همین پندار است که زبان به جدال و گستاخی می‌گشاید و از انجام معصیت‌ها و پرده دری‌ها باکی ندارد؛
✓ اما دانا، در برابر عظمت بی‌پایان او، سر به زیر افکنده و جز سجده گاه را نمی‌نگرد.
▫️خَشیت، ثمره‌ی دانایی است؛
و وقار، نشانه‌ی بینایی.
هرکه حقیقت را دید، آرام شد و سر به خاک نهاد.
هرکه ندید، گستاخ شد و بی‌باک و تجاوزکار.

✍️ الحاق جوادی

🖇 کانال اصلاحوب
3👏2
تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را
تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را

ز تو هر ذره جهانی ز تو هر قطره چو جانی
چو ز تو یافت نشانی چه کند نام و نشان را

مولانا

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
9
Audio
🔖 شمع و شاهد عارفان

📚غزلیات شمس

▫️برشی از سیمنار دانه‌های معنا در اشعار مولانا، اجرا شده توسط الحاق جوادی در سالن اجتماعات موسسه ابن جزری شهر شیراز

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
👍21
🔖 قدرِ فرصت

✍️ الحاق جوادی

◻️ نگوییم وقت ندارم؛ همهٔ ما در هر شبانه‌روز همان بیست‌وچهار ساعت را داریم که پیامبر ﷺ و اصحاب و شاگردان راستین او ــ آنان که به تاج رضایت الهی سرافراز شدند ــ و نیز پیشوایان اثرگذار تاریخ چون امام محمد بن اسماعیل بخاری، امام ابوحامد غزالی، مولانا جلال‌الدین محمّد، ابن هیثم، ابن جوزی, شمس‌الدین ذهبی, ابن عاشور, شیخ محمد ضیایی, شیخ عبدالکریم محمدی, استاد ناصر سبحانی و دیگر بزرگان در اختیار داشتند؛ مردانی که با همین فرصت مشترک، میراث‌هایی آفریدند که قرن‌ها چراغ دانش و هدایت بوده و خواهد بود.

◻️ و همان ساعاتِ یکسان، در آن سوی جهان نیز به هلن کلر, لویی پاستور, میکل‌آنژ, مادر ترزا, لئوناردو داوینچی, توماس جفرسون و آلبرت اینشتین داده شده بود؛ انسان‌هایی که نشان دادند راز پیشرفت در «فراوانی زمان» نیست، در حکمت مصرف زمان است.

📍 راهبردهای روشن برای بهتر زیستن با همین زمان محدود:
۱) انتخاب‌های کوچک اما مستمر؛
یک گام کوچکِ روزانه، اگر پایدار بماند، از بزرگ‌ترین جهش‌های مقطعی پربارتر است. استمرار، زمان را تکثیر می‌کند.
۲) حذفِ کارهای کم‌ارزش؛
کیفیت، بیشتر از کاستن می‌آید تا افزودن. با کنار گذاشتن کارهای بیهوده، فرصتِ رشد سر برمی‌آورد.
۳) شناخت زمان‌های طلایی؛
ساعات اوج تمرکز خود را بیابید و مهم‌ترین کارها را در همان زمان‌ها سامان دهید، نه در لحظات خستگی و فرسودگی.
۴) پرهیز از هدررفت‌های خاموش؛
توقف‌های بی‌هدف در شبکه‌های اجتماعی، واکنش‌های عجولانه و اضطراب‌های بی‌ثمر، بزرگ‌ترین دزدهای زمان‌اند.
۵) گره زدن زمان به معنا؛
با اخلاص در پیشگاه پروردگار و جست‌وجوی رضای او، و نیز با تلاش و صبوری، هر لحظه‌ای که صرفِ رشد، عبادت، یادگیری یا ساختن شود، برکت می‌یابد؛ و هر لحظه‌ای که در غفلت بگذرد، خاموش و بی‌صدا از میان می‌رود.
◻️ جهان به هیچ‌کس «زمان بیشتری» نمی‌بخشد؛
اما به آنان که بهتر مصرف می‌کنند، دستاوردهای بزرگ‌تر عطا می‌کند.
6👏3👍2
🍏 دانه‌های معنا در مثنوی مولانا (۴۳)

🔖 قند در برابر سرکه!

چون که سرکه سرکگی افزون کند
پس شِکَر را واجب افزونی بود
قوم بر وی سرکه‌ها می‌ریختند
نوح را دریا فزون می‌ریخت قند

(مثنوی معنوی، دفتر ششم)
📍 معنای روان
مولانا می‌گوید: سرکه ذاتش این است که هرچه بماند، ترشی‌اش افزون می‌شود؛ پس اگر ترشی فزونی گرفت، لازم است شیرینی نیز بیشتر، تا تعادل حفظ شود.
✓ در جهان، همیشه کسانی هستند که سرکه می‌ریزند؛ طعنه می‌زنند، تمسخر می‌کنند، ایمان، معنا، اخلاق و نیکی را کوچک می‌شمارند.
✓ اما در برابر این تلخی‌ها، خداوند جریان دیگری را هم فعال می‌کند: در برابر سرکه‌ها، قند می‌ریزد؛ شیرینیِ تأیید، امید و ستایش نیکی و نیکان.
✓ همان‌گونه که قوم نوح طعنه می‌زدند و سرکه پاشی می کردند، نوح علیه السلام با امید و فرجام نگری پیامبرانه‌اش با کمیتی افزون قند و شکر را به فضای مومنان می‌پاشید تا تاثیر سرکه ها را خنثی کند.

📍 مفهوم و درس زندگی
✓ فضای جامعه و حتی ذهن ما، پر از صداهای منفی، قضاوت‌ها، برچسب‌ها و تمسخرهاست؛ این صداها چون بلندتر و تکرارشونده‌اند، گاه صداهای الهام‌بخش را خفه می‌کنند.
مولانا هشدار می‌دهد: اگر سرکه‌ها زیاد شوند و شکر افزوده نشود، تلخی غالب می‌شود؛ نه چون حق با سرکه است، بلکه چون شکر فروشان خاموش مانده اند.
✓ اگر کسانی به مؤمنان، نیکوکاران و جویندگان معنا طعنه می‌زنند، وظیفهٔ اهل آگاهی این است که نیکی، ایمان، اخلاق و عمل صالح را با صدای بلند بستایند.
✓ ستایشِ خیر، اگر تکرار نشود، اثرش کم می‌شود؛ همان‌گونه که تهمت و القای منفی، به‌سبب تکرار، اثرگذار می‌شود.
✓ قرآن نیز همین منطق را تثبیت می‌کند:
«أُوْلَٰٓئِكَ عَلَىٰ هُدٗى مِّن رَّبِّهِمْ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»
یعنی وقتی صدای انکار بلند است، خدا با تأکید و تکرار، صدای تأیید را بلندتر می‌کند.
✓ جامعه سالم، فقط با نقد بدی‌ها ساخته نمی‌شود؛ با تکثیر و تکرار خوبی‌ها جان می‌گیرد.
✓ اگر سرکه‌فروشان فراوان‌اند، شکر‌فروشان هم باید بسیار باشند؛ وگرنه تلخی ها و ترشی‌ها، ذائقهٔ جان را از کار می‌اندازد.

الحاق جوادی


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
👏92
🍏 دانه‌های معنا در مثنوی مولانا(۴۵)

🔖 چون طفلی به پیش والده

گفت موسی را به وحی دل خدا:
کای گزیده، دوست می‌دارم تو را.

گفت: چه خصلت بود، ای ذو‌الکرم،
موجب آن تا من آن افزون کنم؟
گفت: چون طفلی به پیش والده،
وقت قهرش، دست هم در وی زده
.
خود نداند که جز او دیار هست،
هم از او مخمور، هم از اوست مست.
مادرش گر سیلیی بر وی زند،
هم به مادر آید و بر وی تند.
از کسی یاری نخواهد غیر او،
اوست جمله‌ی شر او و خیر او.
خاطر تو هم ز ما در خیر و شر،
التفاتش نیست جاهای دگر
.
غیر من پیشت چو سنگ است و کلوخ،
گر صبی و گر جوان و گر شیوخ.

همچنانک إِیّاکَ نَعْبُد در حَنین،
در بلا از غیر تو لا نَستَعین.
هست این إِیّاکَ نَعْبُد حصر را،
در لغت و آن از پی نفی ریا.
هست إِیّاکَ نَستَعینُ هم بهر حصر،
حصر کرده استعانت را و قصر.
که عبادت مر ترا آریم و بس،
طمع یاری هم ز تو داریم و بس
.
📙 مثنوی معنوی، دفتر چهارم

📍 معنای روان:
مولانا در این حکایت، وحی قلبی میان خداوند و موسی را روایت می‌کند. خدا به موسی می‌گوید که او را دوست دارد. موسی سبب این محبت را می‌پرسد و پاسخ می‌شنود: محبت تو به من، همچون دلبستگی کودک به مادر است؛ کودکی که حتی در هنگام خشم مادر، باز به سوی او بازمی‌گردد، زیرا جز او را نمی‌شناسد و تمام خیر و شرّش را از او می‌داند. چنین دلبستگی مطلق، همان معنای حقیقی «إِیّاکَ نَعْبُدُ و إِیّاکَ نَستَعین» است: تنها تو را می‌پرستیم و تنها از تو یاری می‌خواهیم.

📍مفهوم و درس زندگی:
✓ محبت حقیقی به خدا، نه از روی عادت یا ترس، بلکه از روی دلبستگی کامل و بی‌بدیل است.
✓ توکل راستین یعنی در همه حال ـ چه در خیر و چه در شر ـ چشم دل جز به خدا ندوختن.
مولانا با تصویر کودک و مادر، این اخلاص را نشان می‌دهد: کودک حتی اگر از مادر سیلی بخورد، باز به سوی او بازمی‌گردد، زیرا مادر برای او همه‌چیز است.
✓ این همان اخلاص در عبادت و استعانت است که در سوره حمد آمده؛ عبادت و طلب یاری، فقط برای خدا و از خدا.
✓ دل بستن به غیر خدا، حتی به اسباب و کثرت ظاهری، سرانجام جز حسرت ندارد؛ همان‌گونه که در ماجرای غزوه‌ی حُنین، مسلمانان به زیادی نفرات دل خوش کردند، اما این دلخوشی به جایی نرسید و تنها هنگامی که نصرت الهی فرود آمد، پیروزی حاصل شد.«...وَيَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئًا...» توبه: ۲۵
✓ محبت و توکل حقیقی یعنی این‌که دل در همه حال ـ حتی در بلا ـ به سوی همان دستی باشد که بلا را فرستاده است، زیرا یقین دارد که همان دست، رحمت را نیز خواهد رساند.

الحاق جوادی

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
5
📌پیام تسلیت روابط عمومی جماعت دعوت و اصلاح استان سیستان و بلوچستان بە مناسبت رحلت مولانا دین محمد دُرّکانی

زاهدان ـ پایگاه اطلاع‌رسانی اصلاح

روابط عمومی جماعت دعوت و اصلاح استان سیستان و بلوچستان، درگذشت مولانا دین‌محمد درّکانی ـ رحمه الله ـ را تسلیت گفت.

🔗متن این پیام را در اصلاح‌وب بخوانید:

#اصلاحوب #پیام_تسلیت #مولانامحمد_درکانی #محقق_اهل_سنت #تواضح #اخلاق_والا #التلقیح #فتح_القریب #سیرة_الأئمة_الأربعة #مختصر_الحصون #القول_الأظهر

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
8😨2
🍏 دانه‌های معنا در مثنوی مولانا (۴۶)

🔖 گره گشایی از کیسهٔ تهی

در گشادِ عُقده‌ها گشتی تو پیر
عقدهٔ چندی دگر بگشاده گیر


عقده را بگشاده گیر ای مُنتهی
عقده‌ای سخت است بر کیسهٔ تهی


عقده‌ای کآن بر گلوی ماست سخت
که بدانی که خَسی یا نیک‌بخت


حلِ این اشکال کن گر آدمی
خرجِ این کن دم، اگر آدم‌دمی


📙 مثنوی معنوی، دفتر پنجم

📍 معنای روان:
مولانا انسانی را خطاب می‌کند که عمرش را در گشودن گره‌های فکری، زبانی و ذهنی سپری کرده و در این راه فرسوده و پیر شده است؛ اما هنوز دعوت می‌شود که «باز هم» عقده بگشاید. سپس هشدار می‌دهد که بسیاری از این عقده‌ها بر «کیسه‌ای تهی» بسته شده‌اند؛ یعنی مسائلی که نه جان را سیر می‌کنند و نه تحولی در احوال پدید می‌آورند.
مولانا جهت سخن را عوض می‌کند و می‌گوید: سخت‌ترین و ضروری‌ترین گره، آن گره‌ای است که بر گلوی خودِ انسان افتاده است؛ این‌که هنوز نمی‌دانی حقیقتاً که هستی: خس و بی‌مایه‌ای یا نیک‌بخت و زنده؟ اگر آدمی، همین یک مسئله را حل کند و همت و انرژی خود را خرج این شناخت کند، آن‌گاه واقعاً «آدم‌دم» است.

📍 مفهوم و درس زندگی:
مولانا نقدی بنیادین به دانشی وارد می‌کند که تمام همّتش صرف «حل مسئله» است، بی‌آنکه به «حل انسان» بینجامد؛ دانشی که اصطلاح می‌افزاید اما آگاهی نمی‌آورد.
✓ بسیاری از اندیشه‌ها، پرسش‌ها و مجادلات ما بر «کیسهٔ تهی» بسته شده‌اند؛ یعنی ذهنی که از معنا، صدق و تجربهٔ زیسته خالی است، اما پر از بحث و تحلیل.
مولانا می‌گوید پیش از آن‌که عمرت را صرف دانستن حدّ اشیا کنی، حدّ خودت را بدان؛ زیرا ندانستنِ خویش، گرهی است که راه نفس را می‌بندد.
✓ فلسفه‌ای که جان را دگرگون نکند، تنها انسان را پیر می‌کند، نه بینا؛ عمر می‌برد، بی‌آنکه ذوق، حضور و رهایی بیاورد.
✓ مسئلهٔ اصلی زندگی این نیست که جهان چگونه است، بلکه این است که «من کیستم» و در چه حال و مقامی ایستاده‌ام.
✓ در زیست امروز نیز، ما اغلب انرژی خود را صرف پرسش‌ها، قضاوت‌ها و دانسته‌هایی می‌کنیم که هیچ نسبتی با خدا، اخلاق، معنا، غایت و جهت زندگی‌مان ندارند.
مولانا یادآور می‌شود: اگر قرار است دمی خرج شود، بگذار خرج گشودن همان عقده‌ای شود که راه جان را بسته است؛ وگرنه همهٔ گشودن‌ها، سراب است.
الحاق جوادی

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4
💠 پای درس حافظ (۳)

🔖 رفیق روشن رای

دل که آیینهٔ شاهی است غباری دارد
از خدا می‌طلبم صحبتِ روشن‌رایی

دیوان حافظ – غزل ۴۹۰

دلِ انسان آیینه‌ای است سزاوارِ تجلی نور الهی و شایستهٔ جلوهٔ شاهیِ حقیقت؛ اما این آیینه، خواه‌ناخواه، به غبار غفلت و تیرگی‌های نفس آلوده می‌شود و از صفای نخستین بازمی‌ماند. حافظ راهِ زدودن این غبار را نه در گوشه‌نشینیِ خشک و ریاضت‌های بی‌روح، بلکه در «صحبت روشن‌رایی» می‌جوید؛ هم‌نشینی با انسان‌هایی که دلشان به نور خرد و معنا جلا یافته است. از همین رو، از خداوند توفیق چنین معاشرتی را طلب می‌کند، چراکه این نعمت را موهبتی الهی می‌داند، نه صرفاً انتخابی انسانی.

▫️نکات درس‌آموز
✓ دل، بیش از آن‌که محتاج انباشتن دانسته‌ها باشد، نیازمند پاکیزگی میدان ادراک است؛ غبارآلودگی دل، حتی حقیقتِ روشن را تیره می‌نماید.
✓ روشن‌رایان دل را صرفا با سخن نمی‌سازند، بلکه با حضور خویش تربیت می‌کنند؛ اثرِ مجالست گاه ژرف‌تر از سال‌ها مطالعه است.
✓ انسان در معاشرت، ناخودآگاه رنگ می‌گیرد؛ هم‌نشینی با اهل صفا، بی‌آنکه آدمی بداند، جان را به سمت روشنی سوق می‌دهد.
✓ طلبِ صحبتِ روشن‌رایی از خدا، نشانهٔ بلوغ معنوی است؛ سالک می‌فهمد که راهِ تزکیه، بی‌همراهانِ بیدار، ناتمام می‌ماند.
✓ در زمانه‌ای که جان‌ها افسرده و افق‌ها تیره می‌شوند، حضور انسان‌های روشن‌دل امکانِ گشوده‌شدن جهان‌های تازه را فراهم می‌کند؛ همان‌گونه که مولانا می‌گوید:
چو جهان فسرده باشد، چو نشاط مرده باشد
چه جهان‌های دیگر که ز غیب برگشایی.

✓ پس اگر آیینهٔ دل کدر شد، به جست‌وجوی محفل اهل معنا برخیز؛ که نورِ دلِ آنان، و صفای وجود و محفل‌شان بی‌هیاهو و بی‌اجبار، صفای نخستین را به جان بازمی‌گرداند.

الحاق جوادی


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
7
در جوار خود رهم دِه. نامی فتویی
<unknown>
همراهان جمعه‌تون مبارک باشه 💐


🔖در جوار خود رهم ده

📔 غزلی از مولانا نامی فتویی در ابراز ارادت به پیامبر ﷺ

🎙️ الحاق جوادی


👌🏻 ببخشا یا الهی جرم نامی فتویی را .....

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
8👏1
📌 فایده و کارکرد دین

#فرزان_خاموشی

ما انسان‌ها به طور عمومی در زندگی اجتماعی و تعاملات خود، همواره به دنبال آن چیزی هستیم که به ما سود و نفع برساند.
👈 این اصل در تعاملات مالی و تجارت به کار می‌رود؛ جایی که داد و ستد با هدف کسب سود انجام می‌شود.
👈 این منطق سودجویی در امور معنوی نیز صادق است؛ انسان زمانی به سمت دین، دینداری و معنویت حرکت می‌کند که فایده و سود و نفع دین را درک کند و بفهمد.
✔️ اگر فرد مؤمن کارکرد و فایده دین را دریابد، تعلق و پایبندی او به باورهای دینی افزایش خواهد یافت.

در عصر کنونی، که انواع چالش‌های متعدد برای دین و دینداران ایجاد شده، فهم فایده و کارکرد دین بسیار کمک‌کننده است.
👈 زمانی که شبهات گوناگون حول مسائل اعتقادی و دینی مطرح می‌شود، اگر فرد به سلاح یقین، علم و دانش مجهز نباشد، این شبهات ممکن است بر او تأثیر بگذارد.

🌾 بر مبنای آیه ای از قرآن به دو فایده اساسی پیروی از هدایت و برنامه ربانی اشاره رفته است:
{فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَایَ فَلَا یَضِلُّ وَ لَا یَشْقَىٰ} [سوره طه: ۱۲۳]
🌸 ترجمه:
«پس هر کس از هدایت من پیروی کند، نه گمراه می‌شود و نه دچار بدبختی و شقاوت خواهد شد.»

♧۱• فایده اول:
عدم انحراف فکری و گمراهی (فلا یَضِلّ)

فایده اول این است که انسان مؤمن و دیندار از لحاظ اندیشه و فکر به انحراف نمی‌رود. در قرآن، نقطه مقابل گمراهی (ضلالت) هدایت است. انسانی که در مسیر دینداری گام برمی‌دارد، برای سؤالات فکری و اندیشه‌ای که در ذهنش ایجاد می‌شود، جوابی در دین پیدا می‌کند. دین به چرایی‌های زندگی پاسخ می‌دهد و یک روایت منسجم از زندگی ارائه می‌کند.

این چرایی‌ها شامل اساسی‌ترین سؤالاتی است که در ذهن هر انسانی وجود دارد، که مولانا نیز به آن‌ها اشاره کرده است:
۱. از کجا آمده‌ام؟ (منشأ)
۲. آمدنم به چه بود؟ (هدف)
۳. به کجا می‌روم آخر ننمایی وطنم؟ (سرنوشت)

✔️ دین به این سؤالات اساسی، پاسخی قانع‌کننده می‌دهد که هم عقل و هم قلب انسان را قانع می‌کند.

علاوه بر سؤالات وجودی، دین به رنج‌هایی که انسان در زندگی متحمل می‌شود و ناعدالتی‌هایی که در زندگی اجتماعی بشر اتفاق می‌افتد نیز پاسخ می‌دهد.
✔️ مسئله رنج و شر و بدی یکی از سؤالات اساسی انسان‌ها در دنیا است. تا حدی که برخی متفکران گفته‌اند: مسئله شر، پناهگاه الحاد است اگر به آن پاسخ قانع‌کننده‌ای داده نشود.

دین پاسخ‌هایی را ارائه می‌دهد که دل انسان مؤمن را در برابر رنج‌ها و ناعدالتی‌ها قانع و تسکین می‌بخشد.
خداوند به انسان مؤمن تسلی می‌دهد که اگر در زندگی با رنج، سختی، مصیبت یا ناعدالتی روبرو شد، ناراحت نباشد، زیرا خداوند برای او جبران خواهد کرد.

خداوند در مورد مبارزه و کشمکش بین اهل ایمان و غیرمؤمنین و رنجی که مؤمنان متحمل می‌شوند، می‌فرماید که اگرچه مؤمنان درد می‌کشند، طرف مقابل (غیرمؤمنین) نیز ضربه می‌بیند؛ اما اهل ایمان از خدا امیدی دارند (ترجون من الله ما لا یرجون). این امید، امید به پاداش ربانی خدا است که رنج‌های مؤمنان را جبران خواهد کرد.

🔻 نکته مهم اینجاست که این جبران و پاسخ، لزوماً در این دنیا اتفاق نمی‌افتد. زندگی انسان دارای دو فصل است:
• فصل اول در همین دنیا
• و فصل دوم روز قیامت.

✔️ بعضی از پاسخ‌ها به رنج‌ها و دردها بدون در نظر گرفتن فصل دوم زندگی، جوابی قانع‌کننده نخواهند داشت. برای انسان مؤمن، زندگی با مرگ تمام نمی‌شود، بلکه به حیات دیگر و روز قیامت ادامه پیدا می‌کند. این پاسخ به چرایی‌ها و سؤالات ذهنی، کارکرد اول دین (فلا یضل) است.

🖇 ادامه دارد...

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
👏41
«مَن یَعمَل سوءاً یُجزَ به...» (هر کس بدی کند، به همان نسبت مجازات خواهد شد — سوره نساء، ۱۲۳)

نظام هستی بر پایه «علیت» بنا شده است؛ هیچ کنشی بدون واکنش و هیچ عملی بدون بازخورد نمی‌ماند. چنان‌که مولانا به‌زیبایی تبیین می‌کند، سنخیت بین «فعل» و «نتیجه»، گزیری‌ناپذیر است:

از مکافات عمل غافل مشو گندم از گندم بروید، جو ز جو


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
5👏1
🍏دانه‌های معنا در مثنوی مولانا(۴۷)

🔖 چه آوردی مرا؟

حق همی‌گوید: چه آوردی مرا
اندر این مهلت که دادم من ترا
عمر خود را در چه پایان برده‌ای
قوت و قوت در چه فانی کرده‌ای
گوهر دیده کجا فرسوده‌ای
پنج حس را در کجا پالوده‌ای
چشم و گوش و هوش و گوهرهای عرش
خرج کردی چه خریدی تو ز فرش
دست و پا دادمت چون بیل و کلند
من ببخشیدم ز خود آن کی شدند
نعمتت دادم، بگو شکرت چه بود
دادمت سرمایه، هین بنمای سود

📙 مثنوی، دفتر سوم

📍 معنای روان:
مولانا در این ابیات، آدمی را به بازنگری ژرف در زندگی فرا می‌خواند و یادآوری می‌کند که همه‌ی عمر، قوت، سرمایه‌ها و ابزارهای درونی انسان، امانتی الهی هستند. او نشان می‌دهد که چشم و گوش و هوش و دیگر گوهرهای وجود، یا در مسیر خیر و رشد مصرف شده‌اند یا تلف شده‌اند.
این ابیات انسان را به خودآگاهی و مراقبت از سرمایه‌های درونی دعوت می‌کند؛ به این معنا که پیش از هر عمل یا تصمیم، باید پرسید: آیا می‌خواهم این با خود به آن سوی هستی ببرم؟ این نگاه، تفکر عمیق در اخلاق، رفتار و اعمال را در انسان زنده می‌کند و مانع پراکندگی انرژی و توهّم بهره‌وری می‌شود.

📍 مفهوم و درس زندگی:
✓ آنچه با خود می‌بریم، در واقع توشه‌ای است که در محضر خداوند باقی می‌ماند.

✓ قرآن کریم در این زمینه هشدار می‌دهد: ﴿عَلِمَتْ نَفْسٌ مَّا أَحْضَرَتْ﴾ (سوره تکویر، آیه ۱۴). هر شخص دقیقاً می‌داند چه چیزی را احضار کرده است.

✓ تصویر سوره تکویر در ذهن انسان، رخدادی عظیم و مدهوش‌کننده را ترسیم می‌کند: خورشید در هم پیچیده می‌شود، ستاره‌ها فرو می‌ریزند، کوه‌ها به حرکت درمی‌آیند، دریاها به جوش و خروش می‌آیند، همه‌ی ظواهر جهان دگرگون می‌شوند، اما اعمال و دلبستگی‌های انسان، آنچه با خود احضار کرده، باقی و جاوید هستند.

✓ این نکته، اهمیت تمرکز انسان بر آنچه واقعاً ماندگار است را یادآور می‌شود؛ تمرکز بر توجه به ایمان، درستی، خوبی و زیبایی، زیرا این‌ها هستند که «با ما می‌مانند» و در محضر الهی حاضر خواهند بود.

✓ به این ترتیب، مولانا با زبان شعر و قرآن با تصویر کیهانی، انسان را به مسئولیت‌پذیری عمیق و مراقبت از لحظه‌های زندگی و انتخاب‌هایش فرا می‌خواند؛ چرا که در پایان، جز آنچه با دلی پاک و نیتی درست «احضار کرده‌ایم»، چیزی باقی نخواهد ماند.

الحاق جوادی


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
5