اصلاح‌وب | islahweb.org
4.38K subscribers
11.3K photos
2.49K videos
309 files
13.5K links
✳️ اصلاح‌وب؛ کانال رسمی جماعت دعوت و اصلاح

Web: www.islahweb.org
Insta: www.instagram.com/islahweb
Aparat: aparat.com/islahweb
Kurdi: t.me/islahweb_k
Feqhi: t.me/soal_feqhi
Contact: @Islahweb79
Download Telegram
چرا آهستگی خصلتی مؤمنانه است؟(۱)

صدیق قطبی

مولانا در شرح حال مرغابی_که یکی از چهار پرنده‌ای است که ابراهیم خلیل به امر خدا سربُرید_ می‌گوید مرغابی(بَط) نماد حرص و شتاب است و ابراهیم مأمور است تا صفتِ حرص و شتابناکی را در خود و دیگران بمیراند. مرغابی نگران است. نگران است که اگر نشتابد از کف بدهد. لحظه‌ای معطّل نمی‌مانَد و از تنگیِ وقت و ناچیزی فرصت، بیمناک است:

یک زمان نبوَد معطّل آن گلو
نشنود از حُکم جز امرِ کُلُوا
همچو یغماجی‌ست، خانه می‌کَنَد
زود زود انبان خود پُر می‌کند
اندر انبان می‌فشارد نیک و بد
دانه های دُرّ و حبّاتِ نُخَود
تا مبادا یاغیی آید دگر
می فشارد در جوال او خشک و تر
وقتْ تنگ و فرصت اندک، او مخوف
در بغل زد هر چه زوتر، بی‌وقوف
(مثنوی، ۵: ۴۷_۵۱)

حرص، مواجههٔ یغماگرانه با جهان است. حریص می‌شتابد تا پیش از فوتِ زمان و آمدن یغماگرِ دیگر، چیزها را برچیند و تملک کند. مولانا این خوی ناپسند را ناشی از بی‌اعتمادی به خدا می‌داند:

اعتمادش نیست بر سلطانِ خویش
که نیارد یاغیی آید به پیش
(مثنوی، ۵: ۵۲)

اما در نظر او، انسانِ مؤمن به یُمنِ اعتمادی که به خداوند دارد با آهستگی و تأنی به سوی چیزها می‌رود و دلواپسِ از دست دادن نیست:

لیک مؤمن زاعتمادِ آن حیات
می‌کند غارت به مَهل و با أنات
آمن است از فوت و از یاغی، که او
می‌شناسد قهرِ شه را بر عدو
آمن است از خواجه‌تاشانِ دگر
که بیابندش مزاحم، صرفه‌بر
عدلِ شه را دید در ضبطِ حَشَم
که نیارد کرد کس بر کس ستم
(مثنوی، ۵: ۵۳_۵۶)

کسی که از اعتمادی چنین به خداوند برخوردار است به گفته مولانا دیگر شتاب‌زده نیست. بیمناکِ از دست دادنِ سهم خود نیست. تأنی دارد و چشم‌سیر است و بر ایثار و بخشش تواناست:

لاجرم نشتابد و ساکن بُوَد
از فواتِ حظِّ خود آمن بوَد
بس تأنّی دارد و صبر و شکیب
چشم‌سیر و مؤثِر است و پاک‌جَیب
(مثنوی، ۵: ۵۷_۵۸)

بعد از بیان اینکه حرص و شتاب‌زدگی ناشی از بی‌اعتمادی به خداست، مولانا به شرح این سخنِ منسوب به پیامبر می‌پردازد: «التَّأَنِّي من اللهِ والعجلَةُ من الشيطانِ»؛ یعنی تأنی و آهستگی از جانب خداست و شتاب و عجله از سوی شیطان:

کاین تأنّی پرتوِ رحمان بوَد
وآن شتاب از هَزّهٔ شیطان بوَد
زآن‌که شیطانش بترسانَد ز فقر
بارگیرِ صبر را بِکْشد به عَقر
(مثنوب، ۵: ۵۹_۶۰)

و با اشاره به آیه «الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ_ بقره: ۲۶۸»(شیطان شما را از تهیدستی بیم می‌دهد)، اساسِ حرص و شتابِ ناشی از آن را ترس و بی‌اعتمادی می‌داند:

از نُبی بشنو که شیطان در وعید
می‌کند تهدیدت از فقرِ شدید
تا خوری زشت و بَری زشت و شتاب
نی مروّت، نی تأنّی، نی ثواب
(مثنوی، ۵: ۶۱_۶۲)

که تأنّی هست از رحمان یقین
هست تعجیلت ز شیطانِ لعین
(مثنوی، ۳: ۳۴۹۹)

🌐 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید:‌

🔸
Instagram🔸Telegram 🌐Web 🔸Aparat
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ابیاتی از مولانا در توصیف روزه و قیام شب‌ها

دکلمه: الحاق جوادی

🌐 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید:‌

🔸
Instagram🔸Telegram 🌐Web 🔸Aparat
پیام تسلیت دبیرکل جماعت به‌مناسبت رحلت مفتی دیار خراسان

تهران- پایگاه اطلاع‌رسانی اصلاح

استاد عبدالرحمن پیرانی دبیرکل جماعت دعوت و اصلاح رحلت عالم ربّانى مفتی دیار خراسان جناب مولانا حاج غلام محمد تیموری را تسلیت گفت.

🔗ادامه‌ی خبر

#اخبار_جماعت  #تهران
#استاد_عبدالرحمن_پیرانی #دبیرکل #دکتر_عبدالرحمن_پیرانی #جماعت_دعوت_و_اصلاح #استادپیرانی

🌐 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید:‌

🔸
Instagram🔸Telegram 🌐Web 🔸Aparat
شگفتا ایمان

از ژرف‌ترین سخنان پیامبر اسلام است:

«عَجَبًا لأَمْرِ المُؤْمِنِ، إنَّ أمْرَهُ كُلَّهُ خَيْرٌ، وليسَ ذاكَ لأَحَدٍ إلَّا لِلْمُؤْمِنِ، إنْ أصابَتْهُ سَرَّاءُ شَكَرَ، فَكانَ خَيْرًا له، وإنْ أصابَتْهُ ضَرَّاءُ، صَبَرَ فَكانَ خَيْرًا له.»(مسلم، ۲۹۹۹)

«شگفتا وضع‌وحال اهل ایمان. همهٔ کاروبارش خیر است. و چنین وضعیتی تنها برای فرد باایمان است. اگر خوشی‌ و فراخی به او برسد شاکر و قدردان است، و شکر و قدردانی برای او خیر است. اگر سختی و بدحالی به او برسد صبر و شکیبایی کند و صبر برای او خیر است.»

در نگاه پیامبر «خیر» و «شرّ» دو رخداد بیرونی نیستند. خیر و شر چیزی نیستند که خارج از اراده و اختیار ما بر ما عارض می‌شوند. فراخی و تنگنا البته هست. شادی و بدحالی البته هست. اما آنچه خوشی یا ناخوشی را تبدیل به خیر یا شرّ می‌کند نوع واکنش و شیوهٔ مواجهه ماست. ماییم که با شیوه و طرز زیستن خود همه چیز را به خیر یا به شرّ تبدیل می‌کنیم. در نگاه پیامبر اسلام قدردانی و شکیبایی از حقیقت ایمان است. و قدردانی و شکیبایی همه چیز را، همهٔ رخدادها را به خیر منتهی می‌کند. به خیر تبدیل می‌کند. شرّ، حال ناصبور و ناسپاس ماست. خیر، شیوهٔ شکیبایی و قدردانی ماست.

و ایمان، اگر ایمان باشد، از چنین قدرت کیمیاکارانه‌ای برخوردار است. آن‌که ایمان می‌ورزد خود را مقهور خیر و شرّ نمی‌بیند. قربانی حادثه نمی‌بیند. فاعلیتِ مؤمنانهٔ او همه‌چیز را بَدَل به خیر و نیکویی می‌کند. هر حادثهٔ ناگواری، هر گشایش مسرت‌آمیزی، به خودیِ خود، نه خیر‌ند و نه شرّ. من و توییم که خیر و شرّ حیات خود را رقم می‌زنیم.

چنین فاعلیت تبدّل‌بخشی حقیقتاً جای شگفتی دارد. و پیامبر از درک این معنا شگفت‌زده است.

مولانا با نظر به این معنا است که می‌گوید اهل ایمان در نشیب‌وفراز و افت‌وخیز زندگی وضعیتی غبطه‌انگیز دارند:

مؤمن آن باشد که اندر جزر و مَد
کافر از ایمانِ او حسرت خورَد
(مثنوی، ۱: ۳۳۵۶)

در تلقی او فرد باایمان واجد چنین روحیه و کیفیتی است. کسی است که می‌تواند حادثه را به خیر تبدیل کند.

ایمان، حادثه را به خیر تبدیل می‌کند.

صدیق قطبی

🌐 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید:‌

🔸
Instagram🔸Telegram 🌐Web 🔸Aparat
غزلی از مولانا رومی در مورد مرگ و هشدار به نفس خود
<unknown>
🔖غزلی از مولانا رومی در مورد هشدار به نفس خود و زدودن غرور از آن

🎙️خوانش و توضیح: الحاق جوادی

⏱️زمان: یک دقیقه و نیم


🌐 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید:‌


🔸
Instagram🔸Telegram 🌐Web 🔸Aparat
اصلاح‌وب | islahweb.org
Photo
💠زندگى صحنه ى يكتاى هنرمندى ماست ٢

در ادامه مبحث «زندگى صحنه ى يكتاى هنرمندى ماست » به بیان آياتى خواهیم پرداخت كه ابعاد اين موضوع را به خوبى نمايان مى سازند.

واژگان «أحسنُ عملاً » با هم و در كنار يكديگر ٣ بار، و يكبار «أحسنَ عملاً » در قرآن كريم استعمال شده است.
آيه ٧ سوره هود
آيه ٧ سوره كهف
آيه ٣٠ سوره كهف
آيه ٢ سوره ملك

جالب است كه بدانيد واژه «أحسن » در آيات ٧ سوره هود و ٧ كهف و آيه ٢ سوره ملك اسم تفضيل بوده، و در نقش «خبر » و واژه عملاً «تمييز » به كار برده شده است، اما در آيه ٣٠ سوره كهف «أحسنَ » به صورت «فعل »، و «عملاً » «مفعول به » استعمال شده است؛ و اين موضوع بيانگر اين مهم است كه در واقع پاداش از جنس عمل است.

🔺إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ إِنَّا لَا نُضِيعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا

کسانی که ایمان آورده‌اند (به خدا و دین حقی که به تو وحی شده است) و کارهای شایسته کرده‌اند (پاداششان در پیشگاه آفریدگارشان محفوظ است). ما پاداش کسی را هدر نمی‌دهیم که کار نیکو کرده باشد.
كهف ٣٠

🔺أُولَئِكَ لَهُمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍ وَيَلْبَسُونَ ثِيَابًا خُضْرًا مِّن سُندُسٍ وَإِسْتَبْرَقٍ مُّتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ نِعْمَ الثَّوَابُ وَحَسُنَتْ مُرْتَفَقًا

“آنان کسانیند که بهشت جاویدان از آن ایشان است؛ بهشتی که در زیر (کاخها و درختان) آن جویبارها روان است. آنان در آنجا با دستبندهای طلا آراسته می‌شوند، و جامه‌های سبز (فاخری از انواع مختلف) حریر نازک و ضخیم می‌پوشند، در حالی که بر تختها و مبلمانها تکیه زده‌اند. (وه که این چیز موعود) چه پاداش خوبی است! و (به‌به این باغها و تختها) چه منزل و مَقَرّ زیبایی است!
كهف ٣١

🔺و اين همان راز نهفته در اشعار مولانا است، آنجا كه سروده است:

این جهان کوهست و فعل ما ندا        
سوی ما آید نداها را صدا

فعل تو کان زاید از جان و تنت
همچو فرزندی بگیرد دامنت

💢با اين توصيفات سؤال اينجاست كه چگونه مى توان زندگى را به صحنه ى نمايش تبديل، و تمامى استعدادها و ظرفيت هاى وجودى خويش را به كار گرفته، و به هنرنمايى پرداخت؟

مخاطبان گرامى، بحث بسيار جذاب و كاربردى بوده، و فهم و درك آن نتايج درخشانى را در زندگى انسان به دنبال خواهد داشت، حوصله به خرج داده و مطالب را پيگيرى كنيد.

ادامه دارد…

✍️فرزاد وليدى

🌐 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید:‌

🔸
Instagram🔸Telegram 🌐Web 🔸Aparat
#بارقه‌های_وحی

قطع پیوند ازدواج

گزینش و نگارش:
#فرزان_خاموشی

{ یَـٰۤأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ لَا یَحِلُّ لَكُمۡ أَن تَرِثُوا۟ ٱلنِّسَاۤءَ كَرۡهࣰاۖ وَلَا تَعۡضُلُوهُنَّ لِتَذۡهَبُوا۟ بِبَعۡضِ مَاۤ ءَاتَیۡتُمُوهُنَّ إِلَّاۤ أَن یَأۡتِینَ بِفَـٰحِشَةࣲ مُّبَیِّنَةࣲۚ وَعَاشِرُوهُنَّ بِٱلۡمَعۡرُوفِۚ فَإِن كَرِهۡتُمُوهُنَّ فَعَسَىٰۤ أَن تَكۡرَهُوا۟ شَیۡـࣰٔا وَیَجۡعَلَ ٱللَّهُ فِیهِ خَیۡرࣰا كَثِیرࣰا}
[سوره النساء ۱۹]

🌸 ترجمه:
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! برای شما حلال نیست که زنان را (همچون کالایی) به ارث برید (و ایشان را بدون مهریه و رضایت، به ازدواج خود در آورید) و حال آن که آنان چنین کاری را نمی‌پسندند و وادار بدان می‌گردند. و آنان را تحت فشار قرار ندهید تا بدین وسیله (ایشان را وادار به چشم پوشی از قسمتی از مهریه کنید و) برخی از آنچه را که بدیشان داده‌اید فراچنگ آرید. مگر این که آنان (با نشوز و سوء خلق و فسق و فجور) دچار گناه آشکاری شوند (که در این صورت می‌توانید بر آنان سختگیری کنید، یا به هنگام طلاق قسمتی از مهریه را بازپس گیرید) و با زنان خود به طور شایسته (در گفتار و در کردار) معاشرت کنید، و اگر هم از آنان (به جهاتی) کراهت داشتید (شتاب نکنید و زود تصمیم به جدایی نگیرید) زیرا که چه بسا از چیزی بدتان بیاید و خداوند در آن خیر و خوبی فراوانی قرار بدهد.

🪷 برداشت آیه:

✔️ اسلام بنیان خانواده را بسیار ارج نهاده، و آن را  محل آرامش و آسایش و امن و امان، و سلامت و رحمت می‌نگرد.
👈  و کانون خانواده را پیمانی محکم می‌داند، و از زن و شوهر می‌خواهد جدی بودن این بنیاد بزرگ انسانی را محفوظ دارند. و آن را دستخوش دلخوری عاطفی گذرا و ناپایدار نسازند. و با کوچکترین مشکل این پیمان را شتابان بهم نزنند. و به دنبال خواسته‌های دل که همچون پرنده‌ای، دمی اینجا و زمانی جایی دیگر سیر می‌کند نروند.

👤مولانا جلال‌الدین (علیه‌ الرحمة) در این باب می‌گوید:

🌱عشقی که از پی‌رنگی بود
عشق نبود عاقبت ننگ بود

آیه اشاره‌ای زیبایی دارد که هیچ انسانی خالی از عیب و نقص نیست و نگاه بی‌نقص گرایی در زندگی زناشویی عامل از هم پاشیدن این کانون خواهد شد.

و می‌گوید: چه بسا از بعضی رفتار و عملکرد زن خوشتان نیاید اما در آن خیر فراوان باشد.

👈اهل ایمان این پیمان را ارج می‌نهند و حرمت و قداست آن را سبک نمی‌دانند.

👈لذا با کوچکترین مشکل، این پیمان را بر هم نمی‌زنند.

اساس خانواده موفق بر سه اصل استوار است:

♡۱• اولین گام شناخت صحیح و دقیق متقابل زن و شوهر از همدیگر است. شناخت ویژگی‌های فردی و روحی و خانوادگی، و اجتماعی تاثیر بسزایی در ایجاد رابطه مستحکم و بادوام دارد.

♡۲• دومین اصل تفاهم است. به دنبال شناخت، تفاهم صورت می‌گیرد.
وقتی زوجین همدیگر را خوب شناختند همدیگر را خوب می‌فهمند.
در حقیقت تفاهم زوجین، ثمره درخت معرفت و شناخت است.

♡۳• نتیجه‌ی تعارف و تفاهم، تعاون است. همکاری و در خدمت هم‌بودن، و یار و همکار و پشتیبان هم‌بودن در مسیر زندگی.

🌐 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید:‌

🔸
Instagram🔸Telegram 🌐Web 🔸Aparat
" امتحان خود چو کردی ای فلان
  فارغ آیی ز امتحان دیگران "

مثنوی-مولانا-دفترچهارم

📘اگر به مراقبت و آزمودن خود بپردازی،از جستجو در رفتار دیگران دوری می کنی...

🌐 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید:‌

🔸
Instagram🔸Telegram 🌐Web 🔸Aparat
چرا مسلمان‌ام؟

✍️یاسر میردامادی

من، تا حدودی، از صدقه‌سرِ موسیقی مسلمان‌ام؛ به ویژه موسیقیِ صوفیانهٔ سنتی ایرانی با سرپنجهٔ زنده‌یاد محمدرضا لطفی (۱۳۲۵-۱۳۹۳ خورشیدی). نوازندگیِ استثنایی، استادانه و روح‌افزای لطفی (تار، سه‌تار، کمانچه و دَف) و نیز صدای گرم و نافذش به هنگام خواندن اشعار عرفانی فارسی، به ویژه اشعار مولانا و حافظ، همیشه مرا طمأنینهٔ وجودی و الهام‌آور عطا کرده و قوت قلب‌ام بخشیده که هستی الهی است و فرهنگ‌های مسلمان ریشهٔ الهی دارند.

🔗ادامه‌ی متن

#گزیده #مسلمانی #معقولیت_اعتقادات_دینی #اسلام

🌐 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید:‌

🔸
Instagram🔸Telegram 🌐Web 🔸Aparat
عاشق، آزادی نمی‌خواهد...

صدیق قطبی


بنده، آزادی طمع دارد ز جَد
عاشق، آزادی نخواهد تا ابد
(مثنوی، ۵: ۲۷۳۰)
[جَدّ = نصیب و بهره، بخت و اقبال]

آزادی و عشق‌ چون همی نامد راست
بنده شدم و نهادم از یکسو خواست
زین پس چونان که داردم دوست رواست
گفتار و خصومت از میانه برخاست

(اسرار التوحید، جلد اول، تصحیح شفیعی کدکنی، ص۳۱۴)

به نظر می‌رسد از همه‌چیز دل‌کَنده و رها بودن، کمال آدمی نیست. به خطا گمان می‌کنیم که می‌توانیم از همه‌چیز رها و برکنار باشیم. آنچه مطلوب روان ماست آزادی از آن چیزهاست که ما را فرومی‌برند، پایین می‌کشند، سنگین می‌کنند، تیره می‌سازند، و تلخ می‌کنند.

عارفان طالب آزادی بودند(«بند بُگسَل، باش آزاد ای پسر»؛ یا: «چون به آزادی نبوّتْ هادی است»)، اما نه برای آنکه آزادی به خودیِ خود کمال مطلوب‌شان باشد، بلکه تا آزادی‌شان را یکجا به خداوند پیشکش کنند. چرا که در نگاه آنان سربلندی و دل‌افرازی در گروِ بندگی عشق است. مولانا می‌گفت: «سلطنت‌ها مردهٔ این بندگی»، «سلطنت بینی نهان در بندگی»، «بندگیّ او به از سلطانی است»، «ای بنده‌ات را بندگی بهتر ز مُلک انجمن» و:

بندگیِّ او بهْ از سلطانی است
که اَنا خَیرٌ دمِ شیطانی است
(مثنوی، ۴: ۳۳۴۳)

پادشاهانِ جهان از بد رگی
بو نبردند از شرابِ بندگی
(مثنوی،۴: ۶۶۸)

روح سجود می‌کند، شُکرِ وجود می‌کند
یافت ز بندگیِّ تو سروری و سیادنی
(کلیات شمس، قصیده ۳۵)

عارفان می‌گفتند مزه و حلاوت زندگی در بندگی اوست:

«هر که طعم بندگی کردن نچشید او را هرگز ذوق نبود.»(ذکر عبدالله مبارک، تذکرة‌الاولیا، تصحیح شفیعی کدکنی، ص۲۱۴)

و رهایی از آنچه درخور ما نیست مرهون بندگی اوست:

«هر که بندگی کند آزادی یابد و هر که در آزادی بندگی کند پادشاهی یابد.»(در هرگز و همیشه انسان، از میراث عرفانی خواجه عبدالله انصاری، ص۳۱۳)

«هر که خلعتِ آزادی طلب کند، او را به‌درگاهِ بندگی حواله کنند، که آزادی از بندگی برآید. آزادی در بندگی تعبیه است، و بندگی در آزادی.»(روضة الفریقین،‌ ابوالرّجاء العمرکی، تصحیح عبدالحی حبیبی، ص۷۶)

برای پیشکش کردن آزادی خود به عشق، به خدا، نخست باید آن را از هر چیز دیگر بازپس‌گرفت.
چه فایده از آزادی، اگر ما را به آستان عشق و خدا نرساند.
با این حال، تا نخست به آزادی نرسیم، چگونه می‌توانیم سزاوار ایمان باشیم؟ عشق و ایمان، صَرف نظر کردن از آزادی و اختیار خویش است در برابر یار:

گویند: «عشق چیست؟» بگو: «ترک اختیار»
هر کو ز اختیار نَرَست، اختیار نیست
(کلیات شمس، غزل ۴۰۵)

یعنی هر کسی اختیار خود را ترک نگفت، برگزیده نشد. عشق، ترکِ اختیار است.

عشق در نگاه مولانا دست شستن از اختیار و آزادی است. عاشقان در کمال اختیار و آزادی، از آزادی خود چشم می‌پوشند. اما چشم پوشیدن وقتی ممکن است که نخست واجد چیزی باشیم. وقتی در بندها و دام‌های بسیاری گرفتاریم، چگونه به دام عشق و خدا درخواهیم آمد؟

برای آنکه در بند او، و بندهٔ او باشیم، آزادی مقدمهٔ واجب است. نردبانی که از آن بالا باید رفت و سپس رهایش کرد.

مولانا در داستانکی می‌گوید بایزید در راه از کسی پرسید: چه کاره‌ای؟ پاسخ داد: خَربنده[=خرکچی، کسی که خر را کرایه می‌دهد]. بایزید گفت خدایا او را از خرش برهان تا در بند تو باشد:

روزی یکی همراه شد با بایزید اندر رهی
پس بایزیدش گفت: «چه پیشه گُزیدی ای دغا؟»

گفتا که: «من خَربنده‌ام» پس بایزیدش گفت: «رو
یا رب خرش را مرگ ده تا او شود بنده‌ٔ خدا»
(کلیات شمس، غزل ۱۴)

آزادی در چشم بایزید ارزشمند بود، چرا که به او امکان عشق و ایمان می‌بخشید. رهایی نه برای رهایی، رهایی برای زیستن در کنار خداوند.

🌐 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید:‌

🔸
Instagram🔸Telegram 🌐Web 🔸Aparat
از کوهپایه‌های جهانگیریه تا سواحل دبی

شرح کوتاه بر زندگی شیخ محمد علی خالدی رحمة الله عليه

دکتر محمود خردو

"داستان ۲قرن مجاهدت نوادگان خالد بن الولید"
محمد علی بن عبدالرحمن بن یوسف الخالدی از نوادگان صحابی جلیل خالد بن الولید رضی الله عنه بود.
پدرش عبدالرحمن بن یوسف در سن نوجوانی عازم بلاد حرمین شد و در مکه مکرمه به تحصیل علم شرعی پرداخت. سپس موفق شد به مصر برود و در آنجا درجات علمی را طی کرد و گواهی عالِمیت را از جامع الازهر مصر دریافت کرد.
پس از سفرهای علمی بسیار به جنوب فارس بازگشت و در نهایت در شهر بندر لنگه استقرار یافت و با کمک تجار لنگه و کنگ و دیگر خیرخواهان مدرسه علوم دینی تاسیس کرد. این مدرسه به نام مدرسه رحمانیه مشهور شد.
شیخ عبدالرحمن خالدی هم‌درس شیخ المراغی و هم‌رتبه او بود. شیخ المراغی بعدا شیخ الازهر شد.
عبدالرحمن خالدی اما زعیم بلامنازع شرعی و علمی جنوب فارس شد. تا آنجا که نام و نشانش از ولایات ساحلی و جنوبی فارس فراتر رفت و تا دربار قاجار رسید. از خوانین جنوب تا شاه قاجار و نیز شیخ نشین‌های سواحل جنوبی خلیج، همگی به زعامت او اذعان کردند و بدین‌گونه شیخ عبدالرحمن خالدی *سلطان العلماء* لقب گرفت.
در دهه‌های پایانی قرن۱۹ و اوایل قرن ۲۰ میلادی رهبری دینی-اجتماعی مردم از سواحل عراق تا منطقه عمان در دست شیخ عبدالرحمن سلطان العلماء بود و معظم مشایخ و ائمه و خطبای این مناطق شاگردان او بودند.
*محمد علی* پسر شیخ عبدالرحمن سلطان العلماء در بین سال‌های ۱۹۲۰تا ۱۹۲۳ میلادی در چنین جوی دیده به جهان گشود. مقدمات علوم شرعی را نزد پدر فراگرفت. و چنان که رسم طلاب علم در آن دوران بود به بلاد مختلف سفر کرد. او نیز مانند پدر در جامع الازهر گمشده خود را یافت و در آنجا به درجه عالِمیت نائل آمد.
آنگاه که در سال ۱۹۴۱ شیخ عبدالرحمن سلطان العلماء پس از عمری مجاهدت و زعامت شرعی دیده از جهان فروبست، شیخ محمد علی جانشین پدر در مدرسه رحمانیه بندر لنگه گشت. شیخ محمد علی مدرسه پدر را به فراخور نیاز جدید توسعه داد و تعداد حجره‌های طلاب و دیگر امکانات مدرسه را افزایش داد. او همچنین برنامه درسی و نظام آموزشی و نظم و نسق مدرسه پدر را بازبینی و به روز کرد. و خلفی درخور مسئولیت برای سلف خود گشت.
مدرسه رحمانیه آرام آرام مدرسه سلطان العلماء لقب گرفت و شیخ محمد علی سلطان العلماء هم رهبر علمی و فرهنگی و اجتماعی مردم جنوب فارس و پناهگاه بینوایان و دردمندان و گرفتاران آن روزگار بود.
خانه و مدرسه او تا ۱۹۸۰ میلادی ملجا و ماوای نه فقط طلاب علم شرعی بلکه همه مردم بود. او نیز مانند پدر عالم طراز اول بلاد فارس و شیخ نشین‌های جنوب خلیج شد.
بعدها که قضای روزگار هجرت را پیش پایش گذاشت و بندر لنگه را به مقصد امارت دبی در جنوب خلیج ترک کرد هم جایگاه و منزلت‌اش حفظ شد و تلاش‌ها و برنامه‌های توسعه علمی و فرهنگی جنوب فارس را با همت مضاعف ادامه داد.
به جرات می‌توان گفت که همه طلاب علم شرعی جنوب فارس در ۱۰۰ سال اخیر، با واسطه یا بدون واسطه شاگرد سلطان العلماء بوده‌اند.
چه بسیار مساجد، مدارس، معاهد، مکتبخانه‌ها و دیگر مراکز فرهنگی، بهداشتی و اجتماعی که با سعی شیخ محمد علی ساخته‌شده‌اند و نام سلطان العلماء بر پیشانی دارند.
شیخ محمد علی سلطان العلماء که شاگردانش را "مولانا" صدا می‌زد و آنها نیز ایشان را مولای علمی خود می‌دانند امروز ۲۰۲۴/۷/۱۵ پس از ۱۰۰سال عمر با برکت در امارت دبی دیده از جهان فانی فروبست.
با وفات شیخ محمد علی سلطان العلماء آخرین صفحه کتاب علمای ازهری جنوب فارس ورق خورد. چرا که از انقلاب ارتش مصر در ۱۹۵۲ به بعد و تیرگی روابط با مصر دیگر تقریبا هیچ کس از جنوب فارس موفق به تحصیل در جامع الازهر نشده و از ۱۹۸۰میلادی به دین سو نیز حتی امکان سفر و دیدار و تبادل علمی با الازهر که اصیل‌ترین و ناب‌ترین مرکز علم شرعی در جهان است برای ابناء فارس میسر نیست.
امید که راه شیخ محمد علی سلطان العلماء و راه شیخ محمد ضیائی و دیگر پرچمداران حرکت نوین علمی در جنوب فارس همیشه پر رهرو باشد و مشعل هدایت و آگاهی بخشی و خدمت خالصانه و صادقانه به خطه جنوب فارس همچنان در دستان پرتوان شاگردانشان برافروخته بماند.

🌐 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید:‌

🔸
Instagram🔸Telegram 🌐Web 🔸Aparat
شهادت اسماعیل هنیه

امروز با شنیدن خبر شهادت اسماعیل هنیه رهبر حماس قلب‌هایمان درد گرفت.
حقیقتاً واژه‌ای که بتواند قدرت و شهامت این بزرگمرد را بیان کند نمی‌یابم.
ایشان تا لحظه‌ی آخر از دین، وطن و هموطنان خود دفاع کرد و اکنون با پرواز کردن به سمت حق ما را داغدار کرد.
«..وَٱلّذین قُتِلُوا فِی سبیلِ الله فَلَن یُضِلَّ ٲَعْمَالَهم»
كسانی كه در راه خدا كشته می‌شوند[شهید می‌شوند]خداوند هرگز کارهایشان را نادیده نمی‌گیرد و بی‌مزد نمی‌گذارد. به زودی خداوند آنان را به‌سوی مقامات عالی بهشت، گفتار نیک و کردار نیک رهنمود می‌کند.
شکی نیست نصرت خدا درخواهد رسید و کودکی متولد خواهد شد که سلطنت فرعون‌های زمان را نابود می‌کند.
دوباره موسای عمران متولد خواهد شد؛ سلطان صلاح‌الدین ایوبی زمان ما متولد می‌شود و کاری که خداوند اراده‌ی انجامش را داشته باشد بر خلاف میل تمام عالمیان انجام می‌دهد.
ما منتظر آن روز که خورشیدی متولد شود و به این نسل‌کشی خاتمه دهد، می‌مانیم.
این حقیقت را باور داریم کسی که جان به جانان سپرده، زنده است.
حضرت مولانا می‌فرماید:
زیرِ شمشیرِ غمش رقص‌کُنان باید رفت
کان که شد کشتهٔ او نیک سرانجام افتاد

هنیه‌ی قهرمان به نمایندگی از امّت، به پیشگاه رب‌ّالعزّه بازگشت.
وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ ﻭ ﻫﺮﮔﺰ ﮔﻤﺎﻥ ﻣﺒﺮ ﺁﻧﺎﻥ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺧﺪﺍ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ ﻣﺮﺩﻩﺍﻧﺪ، ﺑﻠﻜﻪ ﺯﻧﺪﻩﺍﻧﺪ ﻭ ﻧﺰﺩ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺷﺎﻥ ﺭﻭﺯی ﺩﺍﺩﻩ ﻣﻰﺷﻮﻧﺪ.
اسماعیل هنیه می‌گفت:
ارواح‌ ما، خون‌‌های ما، خانواده‌های ما، فرزندان ما و خانه‌های ما، فدای قدس و اقصی!
یقیناً مجاهدات و فداکاریهایش جاودانه خواهند ماند و در کارنامه‌ی اعمالش ثبت و ضبط می‌شوند.
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریده‌ی عالم دوام ما

سلام بر تو آن‌روز که از مادر زاده شدی و آن‌روز که به‌سوی خدا بازگشتی و آن‌روز که زنده مبعوث می‌شوی!

✍️آیسو عزیزی ـ افغانستان

🌐 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید:‌

🔸
Instagram🔸Telegram 🌐Web 🔸Aparat
رَوادارِ راهیاب
به مناسبت هشتم مهرماه روز بزرگداشت مولانا

✍️حبیب الله مستوفی

برون شو ای غم از سینه، که لطف یار می‌آید
تو هم ای دل ز من گم شو، که آن دلدار می‌آید
رَوید ای جمله صورت‌ها، که صورت‌های نو آمد
عَلَم‌هاتان نگون گردد، که آن بسیار می‌آید
امروز هشتصد و هفده سال از تولد شخصی می‌گذرد که در فرصتی نه چندان زیاد(عمر ۶۶ ساله) در شرایط ناخوشِ روز( بقایای جنگ‌های صلیبی و هجوم مغول) هم به غم حمله کرد و چراغ امید و شادی را بر افروخت و هم مبتکر صورت‌های نو و نگاه‌های جامع و واقع‌بینانه به جهان و انسان شد، تا راه یاب شده و نام و نوای خود را در زمان و زبان جاری کند؛
اگر عالَم بقا یابد هزاران قرن و من رفته
میان عاشقان هر شب سَمَر باشم سَمَر باشم
هر کس تنها اندکی و به قَدر توان در کنار این دریای پر جوش و جنبش به تماشا ایستاده باشد، نیک می‌داند که انتخاب موضوعی برای نوشتن در یادبودش بسیار دشوار است. متشرعِ معلم، متکلم سنجیده‌گو، عارف عاشق، صوفی در سماع، جامعه‌شناس ریزبین یا روانکاو روشنگر؟ در سال‌های اخیر جمعی هگلِ شرقش خواندند و در همان حال گروهی آثارش را گمراه کننده می‌دانند؛
هدف این کوتاه نوشت نوشتن دربارهٔ این تفاوت برداشت‌ها نیست بلکه اشاره به پذیرش نگاه‌های مختلف و متفاوت از سوی خود او(مولانا) است که بر هر کس و هر گروهی(با توجه به پیشینهٔ فکری فراهم‌آمده‌اش) به‌گونه‌ای جلوه می‌کند.
هر کسی از ظن خود شد یار من
از درون من نجست اسرار من
مولانا در میانهٔ کشمکش‌های شیعه و سنی (معتزلی- اشعری)، حنفی- شافعی(ظاهری- باطنی) و ...می زیست که برداشت‌های قطبی و سیاه و سفید دیدن امور هم ملموس بود تا جمعی خود را مالک کل حق و حقیقت بدانند و دیگران را باطل و بی‌بهره از کمترین بویی از حقیقت فرض کنند، در این فضای مشوَّش و پر تردید است که مولانا چشم واقع‌بین خود را می‌گشاید و حق را نه متمرکز در یک کانون بلکه منبسط از کران تا کران برای امتحان می‌داند، که پاره‌ای از ابیات دفتر دوم مثنوی را در این باره بدون هیچ شرحی ‌پایانبخش سخن می‌کنم؛
همچنانکه هر کسی در معرفت
می‌کند موصوفِ غیبی را صفت
فلسفی از نوعِ دیگر کرده شرح
باحثی مر گفتِ او را کرده جَرح
و آن دگر در هر دو طعنه می‌زند
و آن دگر از زرق جانی می‌کنَد
هر یک از ره این نشان‌ها ز آن دهند 
تا گمان آید که ایشان زان دِه اند
این حقیقت دان، نَه حق‌اند این‌همه
نَی به کلّی گمرهانند این رمه
پس مگو کین جمله دَم‌ها باطلند
باطلان بر بویِ حق دامِ دلند
پس مگو جمله خیال است و ضلال
بی حقیقت نیست در عالَم خیال
حق، شبِ قَدر است در شب‌ها نهان
تا کُند جان هر شبی را امتحان
نه همه شب‌ها بُوَد قدر ای جوان
نه همه شب‌ها بُوَد خالی از آن
آنکه گوید: جمله حقند، احمقی است
و آنکه گوید: جمله باطل، او شقی است

🌐 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید:‌

🔸
Instagram🔸Telegram 🌐Web 🔸Aparat
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مولانا عبدالرحمن چابهاری حفظه‌الله:
وظیفه‌ی دینی و اسلامی هر مسلمانی است که به مجاهدان و مظلومان غزه و لبنان کمک نماید

🌐 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید:‌

🔸
Instagram🔸Telegram 🌐Web 🔸Aparat
امام سید ابوالحسن علی ندوی رحمه‌الله: «به هر حال، نظر دیگران هرچه باشد من معتقدم که اصلاح فردی در اولویت قرار دارد؛ نخست باید به‌طور انفرادی به اصلاح نفس خویش پرداخت. خداوند خودش متکفل و آسان‌کننده امور خواهد بود. غرض از تبلیغ نیز در مرحله نخست، اصلاح و تزکیه نفس خویش است نه چیز دیگر.»

📚تزکیه و اصلاح، ص: ۱۰۶، ترجمه: مولانا عبدالقادر دهقان

🌐 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید:‌

🔸
Instagram🔸Telegram 🌐Web 🔸Aparat
اکثریت جامعه در هر عصر و زمانی پیرو هوی‌ و‌ هوس، گرفتار تقلید، دنبال ظن و گمان و تخمین هستند..

بنا به صراحت آیات شریف، قوم‌های گذشته تابع محض تفکّرات آباء و نیاكان خود بودند [استقلال فکری نداشتند و با دلیل و منطق بیگانه بودند] اما حداقل شهامت این را داشتند كه به تقلید كوركورانه‌ی خود اعتراف کنند و با این اقرار و اعتراف نشان می‌دادند كه طالب تغییر در بینش و منش خود، نیستند و آمادگی تجدیدنظر در افکار و باورهای خود را ندارند.
عصر کنونی ما که بدتر از قوم‌های گذشته به انواع تقلید در زمینه‌های گوناگون گرفتار شده و حتی شهامت اعتراف به تقلید هم نیست!
متاسفانه مشکل اساسی که وجود دارد اینست که؛
جامعه‌ی که اکثریت آن مصداق عینی از شعر مولانا باشد؛ "خواهی که نشوی رسوا همرنگ جماعت‌ شو "
جامعه‌ی که در آن تقلید کورکورانه حاکم باشد، تبعیت از هر چیز و هر کس عادی شود، چگونه می‌توان از افراد چنین جامعه تغییر در افکار و بینش و تجدیدنظر و بازنگری در منش و رفتار را انتطار داشت!
تجدید‌نظر و بازنگری در افکار و باورها، رفتار و منش‌ها که نیاز مبرم انسانِ امروزی در عصر حاضر است نیازمند آمادگی ذهنی است.
آمادگی ذهنی و فکری برای انسان زمانی اتفاق می‌افتد والبته ممکن و مشخص می‌شود که بتواند به‌موقع تشخیص دهد از افکار منفی و سمّی از تقلیدهای بیهوده و بی‌هدف رایجِ جامعه فاصله بگیرد.
بی‌شک " تقلید" در هر عصر و زمانی به اشكال مختلف در هر زمینه‌ای كه باشد بزرگترین مانع تجدیدنظر و بازنگری افراد است.

الهه رهنما ـ هشجین


🌐 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید:‌

🔸
Instagram🔸Telegram 🌐Web 🔸Aparat
🖼 آیینه، چون نقش تو بنمود راست/ خود شکن، آیینه شکستن خطاست

به همان اندازه‌ای که جلو «آیینه» می ایستیم و ظاهر و برون خود را ورانداز می کنیم؛
اگر به همان اندازه یا نصف آن نیز اخلاق، رفتار، شخصیت، درون و باطن خود را نیز با ترازو و معیارهای قرآنی و آزمون های سلامت روانی بسنجیم و ورانداز کنیم؛ علاوه بر باطن و درون، ظاهر و برون مان نیز، زیبا و نورانی خواهندشد و همچون خورشید و ماه کامل به جهان نیز، نور و روشنایی و زیبایی خواهند بخشید و با پیروی از اسوه حسنه و رحمة للعالمین، رحمت برای خود، خانواده و جهان و عالم خواهندشد.
صلح و آشتی، برادری و عدالت؛ جای کینه و دشمنی، قتل و غارت و ژنوساید را خواهد گرفت.
به جهان خرم از آنم که که جهان خرم از اوست / عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
اگر نور در قلب تو باشد راه خانه را خواهی یافت(
مولانا)

❤️لَّقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا (الأحزاب/٢١)
💚وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ (الأنبياء/١٠٧)

🛑 مِنْ أَجْلِ ذَٰلِكَ كَتَبْنَا عَلَىٰ بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنَّهُ مَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا ۚ وَلَقَدْ جَاءَتْهُمْ رُسُلُنَا بِالْبَيِّنَاتِ ثُمَّ إِنَّ كَثِيرًا مِّنْهُم بَعْدَ ذَٰلِكَ فِي الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ (المائدة/٣٢)

من آینه دل را ز تو این جا صقالی می دهم /من گوش خود را دفتر لطف کلامت می کنم
(مولانا)

کمال آذری

🌐 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید:‌

🔸
Instagram🔸Telegram 🌐Web 🔸Aparat
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
[ رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا  ]

: خداوندا بعد از آن‌که هدایتمان بخشیدی دل‌های ما را منحرف مگردان. [#آل‌عمران ٨]

— لذّت دیدار و حضور را چشیدیم ... حال بیمِ جدایی داریم .

صنما ، تو همچو  شیری

من اسیر تو ، همچو آهو

به جهان که دید صیدی

که بترسد از رهایی

مولانا

🌐 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید:‌

🔸
Instagram🔸Telegram 🌐Web 🔸Aparat
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📖 نکته‌های قرآنی با مثنوی معنوی

🌿 نگاه مولانا به اسما و صفات خدا در قرآن- قسمت اول

🕌 شیخ الحاق جوادی مسئول مرکز دینی گوده


🌐 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید:‌

🔸
Instagram🔸Telegram 🌐Web 🔸Aparat