«ما با اسلام مشکل داریم نه با مسلمانان»
با کمی دقت معلوم میشود که این جمله بیمعنی است. چون اسلام دست و پا ندارد و جز چند هزار کاغذ بیجان و بیتحرک، چیزی نیست. مگر با کاغذهای بیجان هم میشود مشکل پیدا کرد؟ این کاغذها هر چقدر هم که خشن و تروریستی باشند، مشکل آنجاست که انسانهایی به نام مسلمان به این کاغذها جان میدهند، آنها را میخوانند و اجراء میکنند. اگر بگذارند این کاغذها به تاریخ بپیوندند، دیگر چه کسی میتواند با چیزی به نام اسلام مشکل پیدا کند؟
پس «با اسلام مشکل داریم نه با مسلمانان» با یک تفسیر خاص، فقط یک معنی دارد: «ما با مسلمانان مشکل داریم، اما فقط از آن حیث که مسلماناند، نه از حیثیات دیگری» و نزاع و مشکل چیست؟ زنده نگه داشتن این کاغذها. مشکل این است که وجود مسلمان - از هر نوعش - مانع از آن است که این متون به تاریخ بپیوندند و از زندگی جاری بشریت حذف شوند
میتوانیم با مسلمان از آن حیث که لیبرال است دوستی کنیم، یا از آن حیث که سکولار یا پلورال است، یا حتی از آن حیث که هموطن و انسان است، اما با هیچ مسلمانی - فرقی ندارد چه کسی - از آن حیث که مسلمان است، هرگز آشتی و دوستی نمیکنیم، و این چیزی جز حکم عقل و اخلاق نیست
@islie
با کمی دقت معلوم میشود که این جمله بیمعنی است. چون اسلام دست و پا ندارد و جز چند هزار کاغذ بیجان و بیتحرک، چیزی نیست. مگر با کاغذهای بیجان هم میشود مشکل پیدا کرد؟ این کاغذها هر چقدر هم که خشن و تروریستی باشند، مشکل آنجاست که انسانهایی به نام مسلمان به این کاغذها جان میدهند، آنها را میخوانند و اجراء میکنند. اگر بگذارند این کاغذها به تاریخ بپیوندند، دیگر چه کسی میتواند با چیزی به نام اسلام مشکل پیدا کند؟
پس «با اسلام مشکل داریم نه با مسلمانان» با یک تفسیر خاص، فقط یک معنی دارد: «ما با مسلمانان مشکل داریم، اما فقط از آن حیث که مسلماناند، نه از حیثیات دیگری» و نزاع و مشکل چیست؟ زنده نگه داشتن این کاغذها. مشکل این است که وجود مسلمان - از هر نوعش - مانع از آن است که این متون به تاریخ بپیوندند و از زندگی جاری بشریت حذف شوند
میتوانیم با مسلمان از آن حیث که لیبرال است دوستی کنیم، یا از آن حیث که سکولار یا پلورال است، یا حتی از آن حیث که هموطن و انسان است، اما با هیچ مسلمانی - فرقی ندارد چه کسی - از آن حیث که مسلمان است، هرگز آشتی و دوستی نمیکنیم، و این چیزی جز حکم عقل و اخلاق نیست
@islie
👍61❤8👎5😡1
کتابخوانی
آشنایی با ویتگنشتاین متقدم و متأخر و گذری بر کتابهای «رساله منطقی-فلسفی» و «پژوهشهای فلسفی»
بررسی زندگی ویتگنشتاین ـ منطق در نظر او - مشکل او با فلاسفه و نقد آنها به عدم فهم درست از زبان - اهمیت زبان در زندگی روزمره و بازیهای زبانی
چهارشنبه و پنجشنبه ۲۱ و ۲۲ آبان، ساعت ۲۱:۴۵
اجراء: سورن
در گروه «دروغها و خرافات اسلام»
@ISLIE_Group
@ISLIE
آشنایی با ویتگنشتاین متقدم و متأخر و گذری بر کتابهای «رساله منطقی-فلسفی» و «پژوهشهای فلسفی»
بررسی زندگی ویتگنشتاین ـ منطق در نظر او - مشکل او با فلاسفه و نقد آنها به عدم فهم درست از زبان - اهمیت زبان در زندگی روزمره و بازیهای زبانی
چهارشنبه و پنجشنبه ۲۱ و ۲۲ آبان، ساعت ۲۱:۴۵
اجراء: سورن
در گروه «دروغها و خرافات اسلام»
@ISLIE_Group
@ISLIE
❤18😍5👍3
هگل در تحلیل خاصی که از تاریخ فلسفه و اندیشه و روند آن دارد، میگوید در نزاع بین عصر روشنگری و دین، هیچیک از استدلالات روشنگری علیه دین، واقعاً به دین وارد نبود، و سعی میکند آن استدلالات را رد کند. در نهایت میگوید روشنگری بر دین غلبه یافت و آن را به عقب راند اما نه با استدلال و منطق، بلکه با هیاهو و سروصدا و تحقیر و تبلیغ و خطابه و در یک کلام با «زبان قدرت»!
این یعنی یک نظام یا دین یا مکتب حاکم را، با استدلال و منطق نمیتوان شکست داد، فقط باید از «قدرت و زور» کمک گرفت (البته در هگل، قدرت از جنس عقل است ولی عقل در معنای خاصی که نیازی به تفصیل آن نیست)
اگر این نگاه را به عنوان واقعیت تاریخ و طبیعت انسانها و جوامع بپذیریم و از این زاویه بخواهیم ایران و اسلام را تحلیل و تبیین کنیم، ظاهراً باید نتایج عجیبی بگیریم
@islie
این یعنی یک نظام یا دین یا مکتب حاکم را، با استدلال و منطق نمیتوان شکست داد، فقط باید از «قدرت و زور» کمک گرفت (البته در هگل، قدرت از جنس عقل است ولی عقل در معنای خاصی که نیازی به تفصیل آن نیست)
اگر این نگاه را به عنوان واقعیت تاریخ و طبیعت انسانها و جوامع بپذیریم و از این زاویه بخواهیم ایران و اسلام را تحلیل و تبیین کنیم، ظاهراً باید نتایج عجیبی بگیریم
@islie
👍28👎5❤1
•کنفرانس با موضوع:
- تحمیل عقاید در اسلام
•ارائهدهنده: جناب آرتور
- جمعه، ۲۳ آبان، ساعت ۲۱:۴۵ به وقت ایران
- در گروه «دروغها و خرافات اسلام»
@ISLIE_Group | @ISLIE
- تحمیل عقاید در اسلام
•ارائهدهنده: جناب آرتور
- جمعه، ۲۳ آبان، ساعت ۲۱:۴۵ به وقت ایران
- در گروه «دروغها و خرافات اسلام»
@ISLIE_Group | @ISLIE
❤19👍4👎1😁1
•کنفرانس صوتی:
- فلسفه برای همگان
فلسفه برخلاف علوم تجربی مربوط به همگان میشود؛ زیرا پرسشهای بنیادین زندگی را بدون نیاز به ابزار آزمایشگاهی کاوش میکند. در کنفرانس صوتی «فلسفه برای همگان»، آرش با زبانی ساده، دریچهای به سوی اندیشیدن آزاد میگشاید.
- یکشنبه و دوشنبه، ۲۵ و ۲۶ آبان، ساعت ۲۰:۴۵ به وقت ایران
- در گروههای «دروغها و خرافات اسلام» و «اتوپیا»
- همراه ما باشید تا فلسفه را نه در کتابخانهها، بلکه در دل گفتوگو زنده تجربه کنیم!
@ISLIE_Group | @ISLIE
- فلسفه برای همگان
فلسفه برخلاف علوم تجربی مربوط به همگان میشود؛ زیرا پرسشهای بنیادین زندگی را بدون نیاز به ابزار آزمایشگاهی کاوش میکند. در کنفرانس صوتی «فلسفه برای همگان»، آرش با زبانی ساده، دریچهای به سوی اندیشیدن آزاد میگشاید.
- یکشنبه و دوشنبه، ۲۵ و ۲۶ آبان، ساعت ۲۰:۴۵ به وقت ایران
- در گروههای «دروغها و خرافات اسلام» و «اتوپیا»
- همراه ما باشید تا فلسفه را نه در کتابخانهها، بلکه در دل گفتوگو زنده تجربه کنیم!
@ISLIE_Group | @ISLIE
😍13❤8👍3👎1
مناظرهی صوتی:
- قدم هستی
- هادس
- شرودینگر
- دوشنبه ۲۶ آبان، ساعت ۲۲:۱۵
- در گروه دروغها و خرافات اسلام
@ISLIE_Group | @ISLIE
- قدم هستی
- هادس
- شرودینگر
- دوشنبه ۲۶ آبان، ساعت ۲۲:۱۵
- در گروه دروغها و خرافات اسلام
@ISLIE_Group | @ISLIE
❤8👍4👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نوروپلاستیسیته و دام دوپامین: چرا پورنوگرافی یک چالش «تکاملی» و «روانشناختی» است؟
تماشای افراطی پورنوگرافی بر اساس شواهد معتبر علوم اعصاب، یک اعتیاد رفتاری است که مغز را از طریق مکانیسمهای کاملاً زیستی-عصبی تغییر میدهد.
۱. 🧠 نوروپلاستیسیته: مغز، سیمکشی با قابلیت ارتقاء!
مغز ما یک سختافزار ثابت نیست. نوروپلاستیسیته به ما اجازه میدهد در طول عمر، ساختار و عملکرد اتصالات عصبی خود را تغییر دهیم. این عالی است؛ زیرا باعث میشود بتوانیم زبان جدید یاد بگیریم یا مهارتهای جدید کسب کنیم.
اما در مورد پورن؛ تکرار تماشای پورنوگرافی، مسیر عصبی مرتبط با این عمل را تقویت میکند. مانند یک جوی آب که با تکرار جریان، به یک رودخانه تبدیل میشود. هرچه تکرار بیشتر، مسیر عصبی عمیقتر. مطالعات نوروایمجینگ (مانند MRI) نشان دادهاند که در افراد با مصرف بالا، حجم ماده خاکستری (مربوط به سلولهای عصبی) در مناطقی از مغز مانند هسته دمدار (Caudate Nucleus) که درگیر شکلگیری عادت و پاداش است، کاهش یافته است.
۲. 💥 دوپامین و "محرک فوق طبیعی": فریب بزرگ سیستم پاداش
دوپامین، انتقالدهنده عصبی اصلی در سیستم پاداش مزولیمبیک مغز است. این سیستم نه برای "لذت" بلکه برای "انگیزه" و "بقا" تکامل یافته است. هر کاری که به بقاء ژنهای ما کمک کند (خوردن غذای پرکالری، پیدا کردن سرپناه، و البته رابطه جنسی) با ترشح دوپامین تقویت میشود تا ما را به تکرار آن رفتار ترغیب کند.
اما اینجاست که پای "محرک فوق طبیعی" (Supernormal Stimulus) به میان میآید. این مفهوم تکاملی که توسط نیکولاس تینبرگن (زیستشناس و برنده جایزه نوبل) مطرح شد، بیان میکند که یک محرک مصنوعی که نسخهای اغراقآمیز از محرک طبیعی است، میتواند پاسخ تکاملی را با شدت بسیار بیشتری تحریک کند.
• مثال تینبرگن: یک پرنده صدفخوار، به جای تخم طبیعی خود، تخمهای بزرگتر یا پررنگتر مصنوعی را به اشتباه برای مراقبت انتخاب میکند.
• انسان و پورن: پورنوگرافی نیز برای انسان یک محرک فوق طبیعی است. در طول تکامل، مواجهه جنسی یک رویداد کمیاب، پرزحمت و نیازمند تعامل اجتماعی بوده است. اما پورنوگرافی مدرن:
• در دسترس است (آسان و بدون هزینه تلاش).
• تنوع بیپایان دارد (همیشه جدید و جذاب).
• شدت بالایی از تحریک (بصری، شنیداری) را ارائه میدهد.
این ویژگیها، سیستم پاداش ما را با دوزهای دوپامین بسیار فراتر از آنچه برای آن تکامل یافته است، بمباران میکند. مغز پاسخ میدهد: "وای! این خیلی بهتر از واقعیت است!"
۳. 🧬 دیدگاه تکاملی (با الهام از «ژن خودخواه» داوکینز)
ریچارد داوکینز در کتاب «ژن خودخواه» (The Selfish Gene) توضیح میدهد که ارگانیسمها صرفاً ماشینهایی هستند که ژنها برای بقاء و تکثیر خود از آنها استفاده میکنند. هدف نهایی ژنها، تکثیر است. رابطه جنسی واقعی مکانیزمی است که ژنها برای رسیدن به این هدف در ما تعبیه کردهاند.
اما پورنوگرافی، یک باگ (Bug) یا خطای سیستمی در این مکانیسم است:
1. پاداش بدون تکثیر: پورن تمام پاداش (لذت دوپامینی) را بدون تحمل ریسک، تلاش و نتایج نهایی (بارداری و مسئولیتهای اجتماعی) فراهم میکند.
2. اشغالکننده منابع: از منظر تکاملی، فردی که منابع انرژی و زمان خود را صرف یک عمل غیرتکثیری با پاداش شدید میکند، از هدف اصلی (تکثیر ژنها) دور میماند.
به عبارت ساده، پورن با فعال کردن سیستم پاداش که قرار بوده ما را به سمت تعامل جنسی مولد سوق دهد، به صورت مصنوعی و با دوز بالا، این نیاز را ارضا میکند و انگیزه برای تلاش در دنیای واقعی را تضعیف میسازد.
۴. ⛔ نتیجهگیری علمی و رد خرافات
• کاهش حساسیت (Down-regulation): مصرف مکرر و شدید پورن باعث میشود مغز برای حفظ تعادل، تعداد گیرندههای دوپامین را کم کند. این یعنی برای لذت بردن از چیزهای معمولی زندگی، به سختی تحریک میشوید. این تغییرات نه فقط منجر به اختلالات جنسی (مانند اختلال نعوظ ناشی از پورن) میشوند، بلکه بر قشر جلوی پیشانی که مسئول تصمیمگیری، کنترل تکانه و تنظیم هیجانی است نیز اثر منفی میگذارند. این پدیده، یک مشکل «گناه» یا «ضعف ایمان» نیست؛ بلکه یک چالش نوروشیمیایی و رفتاری است که ریشه در نحوه تکامل سیستم پاداش و توانایی مغز برای تغییر دارد. راهکار، نه در محکوم کردن اخلاقی، بلکه در رواندرمانیهای شناختی-رفتاری (CBT) و استفاده از دانش علوم اعصاب برای بازسازی (Re-wire) مجدد مغز به سمت لذتهای سالم و طبیعی است.
منابع:
• Berridge & Robinson (2003): Incentive Sensitization Theory
• Volkow et al. (2011): Dopamine & Addiction
• Lieberman & Long, The Molecule of More
• Maltz & Maltz, The Porn Trap
• Hilton (2013), Kühn & Gallinat (2014): Structural brain changes in heavy porn users
• Anna Lembke, Dopamine Nation
@ISLIE
تماشای افراطی پورنوگرافی بر اساس شواهد معتبر علوم اعصاب، یک اعتیاد رفتاری است که مغز را از طریق مکانیسمهای کاملاً زیستی-عصبی تغییر میدهد.
۱. 🧠 نوروپلاستیسیته: مغز، سیمکشی با قابلیت ارتقاء!
مغز ما یک سختافزار ثابت نیست. نوروپلاستیسیته به ما اجازه میدهد در طول عمر، ساختار و عملکرد اتصالات عصبی خود را تغییر دهیم. این عالی است؛ زیرا باعث میشود بتوانیم زبان جدید یاد بگیریم یا مهارتهای جدید کسب کنیم.
اما در مورد پورن؛ تکرار تماشای پورنوگرافی، مسیر عصبی مرتبط با این عمل را تقویت میکند. مانند یک جوی آب که با تکرار جریان، به یک رودخانه تبدیل میشود. هرچه تکرار بیشتر، مسیر عصبی عمیقتر. مطالعات نوروایمجینگ (مانند MRI) نشان دادهاند که در افراد با مصرف بالا، حجم ماده خاکستری (مربوط به سلولهای عصبی) در مناطقی از مغز مانند هسته دمدار (Caudate Nucleus) که درگیر شکلگیری عادت و پاداش است، کاهش یافته است.
۲. 💥 دوپامین و "محرک فوق طبیعی": فریب بزرگ سیستم پاداش
دوپامین، انتقالدهنده عصبی اصلی در سیستم پاداش مزولیمبیک مغز است. این سیستم نه برای "لذت" بلکه برای "انگیزه" و "بقا" تکامل یافته است. هر کاری که به بقاء ژنهای ما کمک کند (خوردن غذای پرکالری، پیدا کردن سرپناه، و البته رابطه جنسی) با ترشح دوپامین تقویت میشود تا ما را به تکرار آن رفتار ترغیب کند.
اما اینجاست که پای "محرک فوق طبیعی" (Supernormal Stimulus) به میان میآید. این مفهوم تکاملی که توسط نیکولاس تینبرگن (زیستشناس و برنده جایزه نوبل) مطرح شد، بیان میکند که یک محرک مصنوعی که نسخهای اغراقآمیز از محرک طبیعی است، میتواند پاسخ تکاملی را با شدت بسیار بیشتری تحریک کند.
• مثال تینبرگن: یک پرنده صدفخوار، به جای تخم طبیعی خود، تخمهای بزرگتر یا پررنگتر مصنوعی را به اشتباه برای مراقبت انتخاب میکند.
• انسان و پورن: پورنوگرافی نیز برای انسان یک محرک فوق طبیعی است. در طول تکامل، مواجهه جنسی یک رویداد کمیاب، پرزحمت و نیازمند تعامل اجتماعی بوده است. اما پورنوگرافی مدرن:
• در دسترس است (آسان و بدون هزینه تلاش).
• تنوع بیپایان دارد (همیشه جدید و جذاب).
• شدت بالایی از تحریک (بصری، شنیداری) را ارائه میدهد.
این ویژگیها، سیستم پاداش ما را با دوزهای دوپامین بسیار فراتر از آنچه برای آن تکامل یافته است، بمباران میکند. مغز پاسخ میدهد: "وای! این خیلی بهتر از واقعیت است!"
۳. 🧬 دیدگاه تکاملی (با الهام از «ژن خودخواه» داوکینز)
ریچارد داوکینز در کتاب «ژن خودخواه» (The Selfish Gene) توضیح میدهد که ارگانیسمها صرفاً ماشینهایی هستند که ژنها برای بقاء و تکثیر خود از آنها استفاده میکنند. هدف نهایی ژنها، تکثیر است. رابطه جنسی واقعی مکانیزمی است که ژنها برای رسیدن به این هدف در ما تعبیه کردهاند.
اما پورنوگرافی، یک باگ (Bug) یا خطای سیستمی در این مکانیسم است:
1. پاداش بدون تکثیر: پورن تمام پاداش (لذت دوپامینی) را بدون تحمل ریسک، تلاش و نتایج نهایی (بارداری و مسئولیتهای اجتماعی) فراهم میکند.
2. اشغالکننده منابع: از منظر تکاملی، فردی که منابع انرژی و زمان خود را صرف یک عمل غیرتکثیری با پاداش شدید میکند، از هدف اصلی (تکثیر ژنها) دور میماند.
به عبارت ساده، پورن با فعال کردن سیستم پاداش که قرار بوده ما را به سمت تعامل جنسی مولد سوق دهد، به صورت مصنوعی و با دوز بالا، این نیاز را ارضا میکند و انگیزه برای تلاش در دنیای واقعی را تضعیف میسازد.
۴. ⛔ نتیجهگیری علمی و رد خرافات
• کاهش حساسیت (Down-regulation): مصرف مکرر و شدید پورن باعث میشود مغز برای حفظ تعادل، تعداد گیرندههای دوپامین را کم کند. این یعنی برای لذت بردن از چیزهای معمولی زندگی، به سختی تحریک میشوید. این تغییرات نه فقط منجر به اختلالات جنسی (مانند اختلال نعوظ ناشی از پورن) میشوند، بلکه بر قشر جلوی پیشانی که مسئول تصمیمگیری، کنترل تکانه و تنظیم هیجانی است نیز اثر منفی میگذارند. این پدیده، یک مشکل «گناه» یا «ضعف ایمان» نیست؛ بلکه یک چالش نوروشیمیایی و رفتاری است که ریشه در نحوه تکامل سیستم پاداش و توانایی مغز برای تغییر دارد. راهکار، نه در محکوم کردن اخلاقی، بلکه در رواندرمانیهای شناختی-رفتاری (CBT) و استفاده از دانش علوم اعصاب برای بازسازی (Re-wire) مجدد مغز به سمت لذتهای سالم و طبیعی است.
منابع:
• Berridge & Robinson (2003): Incentive Sensitization Theory
• Volkow et al. (2011): Dopamine & Addiction
• Lieberman & Long, The Molecule of More
• Maltz & Maltz, The Porn Trap
• Hilton (2013), Kühn & Gallinat (2014): Structural brain changes in heavy porn users
• Anna Lembke, Dopamine Nation
@ISLIE
❤23👍11🤔2
Audio
•کنفرانس صوتی:
- فلسفه برای همگان
فلسفه برخلاف علوم تجربی مربوط به همگان میشود؛ زیرا پرسشهای بنیادین زندگی را بدون نیاز به ابزار آزمایشگاهی کاوش میکند. در کنفرانس صوتی «فلسفه برای همگان»، آرش با زبانی ساده، دریچهای به سوی اندیشیدن آزاد میگشاید.
- یکشنبه و دوشنبه، ۲۵ و ۲۶ آبان، ساعت ۲۰:۴۵ به وقت ایران
_ارائه دهنده: جناب آرش
- برگزار شده در گروههای «دروغها و خرافات اسلام» و «اتوپیا»
- همراه ما باشید تا فلسفه را نه در کتابخانهها، بلکه در دل گفتوگو زنده تجربه کنیم!
@ARKIV
@KHOD2
@ISLIE
@KTYAB
- فلسفه برای همگان
فلسفه برخلاف علوم تجربی مربوط به همگان میشود؛ زیرا پرسشهای بنیادین زندگی را بدون نیاز به ابزار آزمایشگاهی کاوش میکند. در کنفرانس صوتی «فلسفه برای همگان»، آرش با زبانی ساده، دریچهای به سوی اندیشیدن آزاد میگشاید.
- یکشنبه و دوشنبه، ۲۵ و ۲۶ آبان، ساعت ۲۰:۴۵ به وقت ایران
_ارائه دهنده: جناب آرش
- برگزار شده در گروههای «دروغها و خرافات اسلام» و «اتوپیا»
- همراه ما باشید تا فلسفه را نه در کتابخانهها، بلکه در دل گفتوگو زنده تجربه کنیم!
@ARKIV
@KHOD2
@ISLIE
@KTYAB
❤15👍5
روش های هدایت در قران
🖊بخش 【➊】
🔰اگر يك فرد عالم عاقل عادل بخواهد مردم را به دينی دعوت کند:
🔹- براي اثبات پيامبری معجزه می آورد.
🔸- دلایل علمی و عقلی آن اعتقاد را ذكر مي كند.
🔹- مردم را با زور و ترس مجبور به ايمان نمی كند.
🔸- مجازاتی برای كسانيكه بدون غرض ايمان نمی آورند قرار نمی دهد.
حال روش های دعوت قران را برسی میکنیم
⛔️عدم ارائهی معجزه
🔰تنها راه شناخت پيامبر، معجزه است وگرنه چگونه مي توان پيامبر را از يك فرد شياد جدا كرد، چنانچه در قرآن ادعا شده كه عيسی و موسی هم معجزه داشتند. در قرآن به اثر معجزه در شناخت و قبول پيامبر اذعان شده است:
➖إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّمَاءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِينَ﴿۴ شعرا﴾
اگر بخواهيم معجزه اى از آسمان بر آنان فرود مى آوريم تا در برابر آن گردنهايشان خاضع گردد (۴)
🔹👆🏼پس اگر خدا معجزه اي از آسمان بياورد كفار در مقابل آن خضوع مي كنند و مسلمان میشوند.
در مورد ساحرانی كه فرعون آورده بود كه با موسي مقابله كنند، در قرآن چنين آمده است:
🔹اعراف➖وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنْ أَلْقِ عَصَاكَ فَإِذَا هِيَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُونَ﴿۱۱۷﴾فَوَقَعَ الْحَقُّ وَبَطَلَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿۱۱۸﴾فَغُلِبُوا هُنَالِكَ وَانْقَلَبُوا صَاغِرِينَ﴿۱۱۹﴾وَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سَاجِدِينَ ﴿۱۲۰﴾قَالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۱۲۱﴾
ترجمه: و به موسى وحى كرديم كه عصايت را بينداز پس و ناگهان آنچه را به دروغ ساخته بودند فرو بلعيد (117) پس حقيقت آشكار گرديد و كارهايى كه میكردند باطل شد (118) و در آنجا مغلوب و خوار گرديدند(119) و ساحران به سجده درافتادند(120) گفتند به پروردگار جهانيان ايمان آورديم(121)
🔹👆🏼بنابر اين در آيات فوق تاثير معجزه در ايمان آوردن برسميت شناخته شده است. پس طلب آيه (معجزه) يك نياز عقلی و ضروری برای شناخت نبی از كذاب است. اما در قرآن در موارد متعدی از محمد معجزه خواسته شده است و در تمامی موارد، محمد به بهانه های مختلف طفره رفته است.
ادامه در پست بعد ....
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
🖊بخش 【➊】
🔰اگر يك فرد عالم عاقل عادل بخواهد مردم را به دينی دعوت کند:
🔹- براي اثبات پيامبری معجزه می آورد.
🔸- دلایل علمی و عقلی آن اعتقاد را ذكر مي كند.
🔹- مردم را با زور و ترس مجبور به ايمان نمی كند.
🔸- مجازاتی برای كسانيكه بدون غرض ايمان نمی آورند قرار نمی دهد.
حال روش های دعوت قران را برسی میکنیم
⛔️عدم ارائهی معجزه
🔰تنها راه شناخت پيامبر، معجزه است وگرنه چگونه مي توان پيامبر را از يك فرد شياد جدا كرد، چنانچه در قرآن ادعا شده كه عيسی و موسی هم معجزه داشتند. در قرآن به اثر معجزه در شناخت و قبول پيامبر اذعان شده است:
➖إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّمَاءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِينَ﴿۴ شعرا﴾
اگر بخواهيم معجزه اى از آسمان بر آنان فرود مى آوريم تا در برابر آن گردنهايشان خاضع گردد (۴)
🔹👆🏼پس اگر خدا معجزه اي از آسمان بياورد كفار در مقابل آن خضوع مي كنند و مسلمان میشوند.
در مورد ساحرانی كه فرعون آورده بود كه با موسي مقابله كنند، در قرآن چنين آمده است:
🔹اعراف➖وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنْ أَلْقِ عَصَاكَ فَإِذَا هِيَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُونَ﴿۱۱۷﴾فَوَقَعَ الْحَقُّ وَبَطَلَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿۱۱۸﴾فَغُلِبُوا هُنَالِكَ وَانْقَلَبُوا صَاغِرِينَ﴿۱۱۹﴾وَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سَاجِدِينَ ﴿۱۲۰﴾قَالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۱۲۱﴾
ترجمه: و به موسى وحى كرديم كه عصايت را بينداز پس و ناگهان آنچه را به دروغ ساخته بودند فرو بلعيد (117) پس حقيقت آشكار گرديد و كارهايى كه میكردند باطل شد (118) و در آنجا مغلوب و خوار گرديدند(119) و ساحران به سجده درافتادند(120) گفتند به پروردگار جهانيان ايمان آورديم(121)
🔹👆🏼بنابر اين در آيات فوق تاثير معجزه در ايمان آوردن برسميت شناخته شده است. پس طلب آيه (معجزه) يك نياز عقلی و ضروری برای شناخت نبی از كذاب است. اما در قرآن در موارد متعدی از محمد معجزه خواسته شده است و در تمامی موارد، محمد به بهانه های مختلف طفره رفته است.
ادامه در پست بعد ....
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
👍19❤3👎2😁2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔬 راز تکاملی بوسه: بیش از ۲۱ میلیون سال عشق و پیوند!
اگرچه برخی جوامع بوسیدن را فرهنگی میدانند، اما تحقیقات علمی نشان میدهد که بوسه ریشهای عمیقتر و تکاملی دارد که قدمت آن به نیاکان مشترک ما و میمونها بازمیگردد. این عمل، یک رفتار پیچیده بیولوژیکی و اجتماعی است که کارکردهای حیاتی خود را در طول میلیونها سال حفظ کرده است.
۱. بوسه: یادگار رفتارهای نخستیها
پژوهشهای نخستیشناسان (مانند دکتر آدریانو لامیرا) نشان میدهد که بوسیدن احتمالاً شکل تکامل یافتهای از رفتارهای نظافتی و تیمارگری (Grooming) در نخستیسانان اولیه بوده است.
• فرضیه تیمارگر نهایی: در میان میمونهای بزرگ، مشاهده شده که در انتهای جلسات نظافت، حرکتی شبیه به جلو آوردن لبها و مکش خفیف انجام میشود. فرضیه این است که با کاهش موهای بدن در طول تکامل انسان، این رفتار نظافتی کاهش یافت، اما جزء نهایی آن یعنی مکیدن با لبها، به عنوان نمادی برای تقویت پیوندهای اجتماعی و آرامشبخش باقی ماند.
• تغذیه از پیش جویده شده (Pre-mastication): نظریه دیگر این است که بوسه از عادت والدین به دادن غذای جویدهشده (دهان به دهان) به نوزادان منشأ گرفته است؛ رفتاری که همچنان در برخی پرندگان و جوامع انسانی اولیه دیده میشود و نوعی دلبستگی اولیه را ایجاد میکند.
۲. کارکرد بیولوژیکی و روانی: شیمی عشق در بزاق
برخلاف نگاه خرافی که بوسه را صرفا عملی اخلاقی یا غیراخلاقی میداند، علم روانشناسی و زیستشناسی تکاملی کارکردهای مهمی برای آن یافته است:
• ارزیابی ژنتیکی (MHC): یکی از مهمترین کارکردها در انتخاب جفت، ارزیابی ناخودآگاه شریک زندگی است. بزاق و بوی فرد حاوی اطلاعاتی درباره پیچیده سازگاری بافتی اصلی (MHC) است. بوسه میتواند به صورت ناخودآگاه به فرد کمک کند تا جفتی با ژنهای MHC متفاوت انتخاب کند که حاصل آن فرزندی با سیستم ایمنی قویتر خواهد بود. این مکانیسم بقای گونه را تقویت میکند، همانطور که ریچارد داوکینز در کتاب ژن خودخواه بر اهمیت مکانیزمهای بقای ژن تأکید میکند.
• تسهیل پیوند و کاهش استرس: بوسه باعث ترشح هورمونهایی میشود که مستقیماً بر روان و رفتار ما تأثیر میگذارند:
• اکسیتوسین (Oxytocin): معروف به "هورمون عشق و دلبستگی" که پیوند عاطفی را تقویت کرده و حس رضایت از رابطه را بهبود میبخشد.
• دوپامین (Dopamine) و سروتونین (Serotonin): هورمونهای شادی که مراکز لذت مغز را تحریک کرده و باعث ایجاد سرخوشی و خوشحالی میشوند.
• کاهش کورتیزول (Cortisol): بوسیدن سطح این "هورمون استرس" را کاهش داده و آرامش را به ارمغان میآورد.
۳. رد خرافات: بوسه یک پدیده جهانی و غیرمذهبی است
اگرچه برخی ادیان و فرقهها به دلیل تفسیرهای نادرست یا فرهنگی، بوسیدن را محدود یا ممنوع میکنند، اما شواهد علمی و تاریخی این نگرش را به چالش میکشند:
• قدمت تاریخی و جهانی: لوحهای گِلی کشفشده از تمدنهای بینالنهرین (عراق و سوریه امروزی) نشان میدهد که بوسه عاشقانه حداقل ۴۵۰۰ سال پیش بخشی از صمیمیت عاشقانه بوده است. این پیشینه بسیار قدیمیتر از پیدایش ادیان ابراهیمی است.
• رفتار مشترک در طبیعت: مشاهده بوسیدن (یا رفتارهای مشابه دهان به دهان) در حیواناتی مانند شامپانزهها، بابونها، سگها و حتی خرسهای قطبی، نشاندهنده ریشههای بیولوژیکی و تکاملی این عمل است.
بوسه نه یک عمل صرفاً «غریزی» است و نه یک «تابوی مذهبی»؛ بلکه نتیجهای از میلیونها سال فرگشت است که به دلیل مزایای بیولوژیکی (انتخاب جفت و ارزیابی ژنتیکی) و روانی (تقویت پیوند اجتماعی و کاهش استرس) در گونههای مختلف، از جمله انسان خردمند، حفظ شده است. درک علمی این پدیده، هر گونه تلاش برای تقلیل آن به یک حکم اخلاقی صرف یا خرافات دینی را رد میکند.
@ISLIE
اگرچه برخی جوامع بوسیدن را فرهنگی میدانند، اما تحقیقات علمی نشان میدهد که بوسه ریشهای عمیقتر و تکاملی دارد که قدمت آن به نیاکان مشترک ما و میمونها بازمیگردد. این عمل، یک رفتار پیچیده بیولوژیکی و اجتماعی است که کارکردهای حیاتی خود را در طول میلیونها سال حفظ کرده است.
۱. بوسه: یادگار رفتارهای نخستیها
پژوهشهای نخستیشناسان (مانند دکتر آدریانو لامیرا) نشان میدهد که بوسیدن احتمالاً شکل تکامل یافتهای از رفتارهای نظافتی و تیمارگری (Grooming) در نخستیسانان اولیه بوده است.
• فرضیه تیمارگر نهایی: در میان میمونهای بزرگ، مشاهده شده که در انتهای جلسات نظافت، حرکتی شبیه به جلو آوردن لبها و مکش خفیف انجام میشود. فرضیه این است که با کاهش موهای بدن در طول تکامل انسان، این رفتار نظافتی کاهش یافت، اما جزء نهایی آن یعنی مکیدن با لبها، به عنوان نمادی برای تقویت پیوندهای اجتماعی و آرامشبخش باقی ماند.
• تغذیه از پیش جویده شده (Pre-mastication): نظریه دیگر این است که بوسه از عادت والدین به دادن غذای جویدهشده (دهان به دهان) به نوزادان منشأ گرفته است؛ رفتاری که همچنان در برخی پرندگان و جوامع انسانی اولیه دیده میشود و نوعی دلبستگی اولیه را ایجاد میکند.
۲. کارکرد بیولوژیکی و روانی: شیمی عشق در بزاق
برخلاف نگاه خرافی که بوسه را صرفا عملی اخلاقی یا غیراخلاقی میداند، علم روانشناسی و زیستشناسی تکاملی کارکردهای مهمی برای آن یافته است:
• ارزیابی ژنتیکی (MHC): یکی از مهمترین کارکردها در انتخاب جفت، ارزیابی ناخودآگاه شریک زندگی است. بزاق و بوی فرد حاوی اطلاعاتی درباره پیچیده سازگاری بافتی اصلی (MHC) است. بوسه میتواند به صورت ناخودآگاه به فرد کمک کند تا جفتی با ژنهای MHC متفاوت انتخاب کند که حاصل آن فرزندی با سیستم ایمنی قویتر خواهد بود. این مکانیسم بقای گونه را تقویت میکند، همانطور که ریچارد داوکینز در کتاب ژن خودخواه بر اهمیت مکانیزمهای بقای ژن تأکید میکند.
• تسهیل پیوند و کاهش استرس: بوسه باعث ترشح هورمونهایی میشود که مستقیماً بر روان و رفتار ما تأثیر میگذارند:
• اکسیتوسین (Oxytocin): معروف به "هورمون عشق و دلبستگی" که پیوند عاطفی را تقویت کرده و حس رضایت از رابطه را بهبود میبخشد.
• دوپامین (Dopamine) و سروتونین (Serotonin): هورمونهای شادی که مراکز لذت مغز را تحریک کرده و باعث ایجاد سرخوشی و خوشحالی میشوند.
• کاهش کورتیزول (Cortisol): بوسیدن سطح این "هورمون استرس" را کاهش داده و آرامش را به ارمغان میآورد.
۳. رد خرافات: بوسه یک پدیده جهانی و غیرمذهبی است
اگرچه برخی ادیان و فرقهها به دلیل تفسیرهای نادرست یا فرهنگی، بوسیدن را محدود یا ممنوع میکنند، اما شواهد علمی و تاریخی این نگرش را به چالش میکشند:
• قدمت تاریخی و جهانی: لوحهای گِلی کشفشده از تمدنهای بینالنهرین (عراق و سوریه امروزی) نشان میدهد که بوسه عاشقانه حداقل ۴۵۰۰ سال پیش بخشی از صمیمیت عاشقانه بوده است. این پیشینه بسیار قدیمیتر از پیدایش ادیان ابراهیمی است.
• رفتار مشترک در طبیعت: مشاهده بوسیدن (یا رفتارهای مشابه دهان به دهان) در حیواناتی مانند شامپانزهها، بابونها، سگها و حتی خرسهای قطبی، نشاندهنده ریشههای بیولوژیکی و تکاملی این عمل است.
بوسه نه یک عمل صرفاً «غریزی» است و نه یک «تابوی مذهبی»؛ بلکه نتیجهای از میلیونها سال فرگشت است که به دلیل مزایای بیولوژیکی (انتخاب جفت و ارزیابی ژنتیکی) و روانی (تقویت پیوند اجتماعی و کاهش استرس) در گونههای مختلف، از جمله انسان خردمند، حفظ شده است. درک علمی این پدیده، هر گونه تلاش برای تقلیل آن به یک حکم اخلاقی صرف یا خرافات دینی را رد میکند.
@ISLIE
❤26👌7👍5👎1
روش های هدایت در قران
🖊بخش 【➋】
⛔️عدم ارائه معجزه
🔰در پست قبل گفتیم که هر پیامبری برای اثبات خود میبایست معجزه ارائه دهد در غیر ان صورت شیاد است نه پیامبر؛ این گفته مورد تایید قران نیز بود اما در قرآن در موارد متعدی از محمد معجزه خواسته شده است و در تمامی موارد، محمد به بهانه های مختلف طفره رفته است. برای مثال:
➖اسرا🔹وَقَالُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الْأَرْضِ يَنْبُوعًا ﴿۹۰﴾أَوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ مِنْ نَخِيلٍ وَعِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الْأَنْهَارَ خِلَالَهَا تَفْجِيرًا ﴿۹۱﴾أَوْ تُسْقِطَ السَّمَاءَ كَمَا زَعَمْتَ عَلَيْنَا كِسَفًا أَوْ تَأْتِيَ بِاللَّهِ وَالْمَلَائِكَةِ قَبِيلًا﴿۹۲﴾أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِنْ زُخْرُفٍ أَوْ تَرْقَى فِي السَّمَاءِ وَلَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنَا كِتَابًا نَقْرَؤُهُ قُلْ سُبْحَانَ رَبِّي هَلْ كُنْتُ إِلَّا بَشَرًا رَسُولًا ﴿۹۳﴾
ترجمه: و گفتند تا از زمين چشمه اى براى ما نجوشانى هرگز به تو ايمان نخواهيم آورد(90) يا براى تو باغى از درختان خرما و انگور باشد و آشكارا از ميان آنها جويبارها روان سازى (91) يا چنانكه ادعا میكنى آسمان را پاره پاره بر [سر] ما فرو اندازى يا خدا و فرشتگان را در برابر آورى (92) يا براى تو خانه اى از طلا باشد يا به آسمان بالا روى و به بالا رفتن تو اطمينان نخواهيم داشت تا بر ما كتابى نازل كنى كه آن را بخوانيم بگو پاك است پروردگار من آيا [من] جز بشرى رسول هستم (93)
🔹👆🏼محمد در جواب در خواست منطقی مردم، می گويد كه من بشری بيش نيستم. پس مردم از كجا بفهمند كه تو پيغمبری؟ در اين آيه دو مغالطه برای اقناع ظاهری مردم آورده شده، اول اينكه گفته چون من بشر هستم پس شما نبايد از من انتظار معجزه داشته باشيد. اين استدلال در تناقض با دهها آيهی ديگر قرآن است كه به پيامبران پيشين (كه انسان بودند) معجزه نسبت داده است. پس انسان بودن مانع معجزه آوردن نيست و انسان رسول می تواند و بايد معجزه داشته باشد. ثانيا در جواب، گفته كه من بشری رسول هستم، در حقيقت استفاده از لغت رسول در پاسخ، استدلال بر ضد خود محمد و به نفع درخواست كنندگان معجزه است. چون درست بهمين دليل كه فردی رسول است بايد معجزه داشته باشد
🌀همچنين در آيه ی زير در مقابل در خواست معجزه توسط مردم، جواب نامعقولي داده است:
➖وَقَالُوا لَوْلَا يَأْتِينَا بِآيَةٍ مِنْ رَبِّهِ أَوَلَمْ تَأْتِهِمْ بَيِّنَةُ مَا فِي الصُّحُفِ الْأُولَى﴿۱۳۳ طه﴾
ترجمه: و گفتند چرا از جانب پروردگارش معجزهاى براى ما نمیآورد آيا دليل روشن آنچه در صحيفه هاى پيشين است براى آنان نيامده است (133)
🔹👆🏼در مقابل در خواست معجزه توسط مردم جواب ميدهد كه براي پيامبران گذشته آورديم كه در كتبشان نوشته شده است! در اين جواب حداقل دو نكتهی غير معقول وجود دارد: اول بديهی است كه معجزه، برای شناخت يك پيامبر خاص است. چگونه مي توانيم مثل از معجزات موسي بدانيم كه عيسی يا محمد پيامبرند؟! اين چه انتظار نابجائی است كه قرآن از مردم دارد؟! ثانيا: در قرآن ادعا شده كه كتب پيامبران پيشين تحريف شده و در اينجا از مردم می خواهد كه به آن كتب تحريف شده رجوع كنند!! آيا اين تناقضی آشكار در قرآن نيست؟!! يعنی كتب گذشتگان هم معتبرند و هم نيستند. ممكن است جواب داده شود كه قسمتهائی از كتب گذشتگان درست است. در جواب بايد گفت كه مردم از كجا بدانند كه چه قسمتهائی از تورات يا انجيل دست نخورده است؟!! مثل ما از كجا بدانيم كه معجزاتی كه به موسی در تورات و به عيسی در انجيل نسبت داده شده صحيح اند؟!
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
🖊بخش 【➋】
⛔️عدم ارائه معجزه
🔰در پست قبل گفتیم که هر پیامبری برای اثبات خود میبایست معجزه ارائه دهد در غیر ان صورت شیاد است نه پیامبر؛ این گفته مورد تایید قران نیز بود اما در قرآن در موارد متعدی از محمد معجزه خواسته شده است و در تمامی موارد، محمد به بهانه های مختلف طفره رفته است. برای مثال:
➖اسرا🔹وَقَالُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الْأَرْضِ يَنْبُوعًا ﴿۹۰﴾أَوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ مِنْ نَخِيلٍ وَعِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الْأَنْهَارَ خِلَالَهَا تَفْجِيرًا ﴿۹۱﴾أَوْ تُسْقِطَ السَّمَاءَ كَمَا زَعَمْتَ عَلَيْنَا كِسَفًا أَوْ تَأْتِيَ بِاللَّهِ وَالْمَلَائِكَةِ قَبِيلًا﴿۹۲﴾أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِنْ زُخْرُفٍ أَوْ تَرْقَى فِي السَّمَاءِ وَلَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنَا كِتَابًا نَقْرَؤُهُ قُلْ سُبْحَانَ رَبِّي هَلْ كُنْتُ إِلَّا بَشَرًا رَسُولًا ﴿۹۳﴾
ترجمه: و گفتند تا از زمين چشمه اى براى ما نجوشانى هرگز به تو ايمان نخواهيم آورد(90) يا براى تو باغى از درختان خرما و انگور باشد و آشكارا از ميان آنها جويبارها روان سازى (91) يا چنانكه ادعا میكنى آسمان را پاره پاره بر [سر] ما فرو اندازى يا خدا و فرشتگان را در برابر آورى (92) يا براى تو خانه اى از طلا باشد يا به آسمان بالا روى و به بالا رفتن تو اطمينان نخواهيم داشت تا بر ما كتابى نازل كنى كه آن را بخوانيم بگو پاك است پروردگار من آيا [من] جز بشرى رسول هستم (93)
🔹👆🏼محمد در جواب در خواست منطقی مردم، می گويد كه من بشری بيش نيستم. پس مردم از كجا بفهمند كه تو پيغمبری؟ در اين آيه دو مغالطه برای اقناع ظاهری مردم آورده شده، اول اينكه گفته چون من بشر هستم پس شما نبايد از من انتظار معجزه داشته باشيد. اين استدلال در تناقض با دهها آيهی ديگر قرآن است كه به پيامبران پيشين (كه انسان بودند) معجزه نسبت داده است. پس انسان بودن مانع معجزه آوردن نيست و انسان رسول می تواند و بايد معجزه داشته باشد. ثانيا در جواب، گفته كه من بشری رسول هستم، در حقيقت استفاده از لغت رسول در پاسخ، استدلال بر ضد خود محمد و به نفع درخواست كنندگان معجزه است. چون درست بهمين دليل كه فردی رسول است بايد معجزه داشته باشد
🌀همچنين در آيه ی زير در مقابل در خواست معجزه توسط مردم، جواب نامعقولي داده است:
➖وَقَالُوا لَوْلَا يَأْتِينَا بِآيَةٍ مِنْ رَبِّهِ أَوَلَمْ تَأْتِهِمْ بَيِّنَةُ مَا فِي الصُّحُفِ الْأُولَى﴿۱۳۳ طه﴾
ترجمه: و گفتند چرا از جانب پروردگارش معجزهاى براى ما نمیآورد آيا دليل روشن آنچه در صحيفه هاى پيشين است براى آنان نيامده است (133)
🔹👆🏼در مقابل در خواست معجزه توسط مردم جواب ميدهد كه براي پيامبران گذشته آورديم كه در كتبشان نوشته شده است! در اين جواب حداقل دو نكتهی غير معقول وجود دارد: اول بديهی است كه معجزه، برای شناخت يك پيامبر خاص است. چگونه مي توانيم مثل از معجزات موسي بدانيم كه عيسی يا محمد پيامبرند؟! اين چه انتظار نابجائی است كه قرآن از مردم دارد؟! ثانيا: در قرآن ادعا شده كه كتب پيامبران پيشين تحريف شده و در اينجا از مردم می خواهد كه به آن كتب تحريف شده رجوع كنند!! آيا اين تناقضی آشكار در قرآن نيست؟!! يعنی كتب گذشتگان هم معتبرند و هم نيستند. ممكن است جواب داده شود كه قسمتهائی از كتب گذشتگان درست است. در جواب بايد گفت كه مردم از كجا بدانند كه چه قسمتهائی از تورات يا انجيل دست نخورده است؟!! مثل ما از كجا بدانيم كه معجزاتی كه به موسی در تورات و به عيسی در انجيل نسبت داده شده صحيح اند؟!
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
👍15❤7
دروغها و خرافات اسلام
🔴 نگاهی بر جنایات و پلشتیهای اولین حکومت «شیعه دوازده امامی» در ایران (۵) « شاه اسماعیل صفوی (بنیانگذار حکومت شیعه در ایران) با غلو مذهبی که داشته و خود را نور خدا میدانسته که تعبیر دیگریست از «فرِ ایزدی» و «ظل الهی» ، به قزلباشان و سرخ سران و صوفیان و…
🔴 نگاهی بر جنایات و پلشتیهای اولین حکومت «شیعه دوازده امامی» در ایران (۶)
در دوره شاه عباس دوم (هفتمین پادشاه صفوی):
«
»
📚منبع: تاریخ اجتماعی کاشان - تالیف حسن نراقی - نشر موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی - ص۱۴۰
مقایسه کنید با اعمال پیامبر اسلام در جریان تجاوز به یهودیان بنی نضیر؛ در جریان این تجاوز، پیامبر دین صلح و دوستی علاوه بر خانه خراب کردن یهودیان، حتی به درختان خرمای یهودیان نیز رحم نمیکند و آنها را به آتش میکشد! (از اینجا بخوانید)
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
در دوره شاه عباس دوم (هفتمین پادشاه صفوی):
«
در طول هفت سال سه بار یهودیان را با زور و جبر مسلمان کردند و به هر نفری هم چهار تومن پول دادند و چون معلوم میگردد که اقرار و ایمان آنها دروغ و ظاهری بوده، کار به تعقیب و مزاحمت گاهی نیز به کشت و کشتار میکشد.چنانکه در یکی از کشمکشها ۱۵۰ تن یهودی در کاشان کشته شدند و کنیسههای آنان نیز خراب و ویران گردید
»
📚منبع: تاریخ اجتماعی کاشان - تالیف حسن نراقی - نشر موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی - ص۱۴۰
مقایسه کنید با اعمال پیامبر اسلام در جریان تجاوز به یهودیان بنی نضیر؛ در جریان این تجاوز، پیامبر دین صلح و دوستی علاوه بر خانه خراب کردن یهودیان، حتی به درختان خرمای یهودیان نیز رحم نمیکند و آنها را به آتش میکشد! (از اینجا بخوانید)
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
👍19👌9👎2
روش های هدایت در قران
🖊بخش 【➌】
⛔️عدم ارائه معجزه
🔹در پست قبل چند ایه ذکر کردیم که محمد از اوردن معجزه طفره رفته است در ایات دیگری نیز این طفره رفتن ادامه داشته است
➖فَلَمَّا جَاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِنَا قَالُوا لَوْلَا أُوتِيَ مِثْلَ مَا أُوتِيَ مُوسَى أَوَلَمْ يَكْفُرُوا بِمَا أُوتِيَ مُوسَى مِنْ قَبْلُ قَالُوا سِحْرَانِ تَظَاهَرَا وَقَالُوا إِنَّا بِكُلٍّ كَافِرُونَ ﴿۴۸ قصص﴾
ترجمه: پس چون حق (قرآن) از جانب ما برايشان آمد گفتند چرا نظير آنچه به موسى داده شد به او داده نشده است آيا به آنچه قبلا به موسى داده شد كفر نورزيدند گفتند دو ساحرند (موسي و هارون) كه با هم ساختهاند و گفتند ما همه را منكريم (48)
🚫تناقضی اشکار در این ایه هست🚫
💠👆🏼مفهوم آيه اين است كه چون ما برای موسی معجزه فرستاديم و مردم آنزمان ايمان نياوردند برای شما هم نمی فرستيم.
اول:🔹 اين آيه با چندين آيه ی ديگر قرآن در تضاد است. چون در آيهی 4شعراء (كه در پست های قبل آمد) تاثير معجزه پذيرفته شده است و در خود قرآن هم در آيات 120اعراف، 46 شعراء و 70طه آمده است كه ساحران در مقابل معجزه ی موسی (اژدها) ايمان آوردند و در آيهی 28 غافر آمده كه مردی از آل فرعون ايمان آورده و در آيه ی 11تحريم آمده است كه همسر فرعون نيز ايمان آورده و همچنين بنی اسرائيل نيز به موسی ايمان آوردند. بنابر اين معجزه در قبول پيامبران اثر داشته است و با اين بهانه نمی توان از مردم انتظار داشت كه بدون معجزه، محمد را بعنوان پيامبر قبول كنند.
دوما:🔹 چگونه مي توان مردم 1600 سال بعد از موسی (مردم زمان پيامبر) را به گناه مردم زمان موسی ازمعجزه محروم كرد. ❓آيا اين مردم نمی توانند در مقابل خدا حجت بياورند كه اگر برای ما معجزه آورده بودی ايمان می آورديم؟ و اصلا راهی به غير از معجزه برای قبول پيامبر وجود ندارد
🌀همچنين در آيه 109انعام در مقابل در خواست معجزه توسط مردم، جواب نامعقولی داده است:
➖وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِنْ جَاءَتْهُمْ آيَةٌ لَيُؤْمِنُنَّ بِهَا قُلْ إِنَّمَا الْآيَاتُ عِنْدَ اللَّهِ وَمَا يُشْعِرُكُمْ أَنَّهَا إِذَا جَاءَتْ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿۱۰۹ انعام﴾
ترجمه: و با سختترين سوگندهايشان به خدا سوگند خوردند كه اگر معجزهاى براى آنان بيايد حتما بدان ايمان می آورند بگو معجزات تنها در نزد خداست و شما چه میدانيد كه اگر [معجزه هم] بيايد باز ايمان نمیآورند (109)
❌👆🏼اين آيه دو اشكال اساسی دارد.
اول 🔹با خود قرآن در تضاد است چون همانطور كه در ذير آيهی قبل اشاره كرديم؛ قرآن تاثير معجزه در ايمان آوردن را قبول دارد.ولی در اين آيه ی گويد تاثير ندارد.
دوم🔹: وقتب برای مردم معجزه آورده نشود مجازات آنان در قيامت ظالمانه است. مردم قسم می خورند كه اگر معجزه بياوری ما ايمان می آوريم. پاسخ منطقی در مقابل اين درخواست، ارائه ی معجزه است. حال اگر ايمان نياورند دليلی برای مجازات آنان بدست می آيد. بعلاوه چنانچه قبل اشاره كرديم معجزه تنها راه اثبات نبوت است. و اگر فردی ادعای پيامبری كند و معجزه نداشته باشد انسان عاقل نبايد پيامبری او را بپذيرد. اگر قرآن از خدا بود خدا اين موضوع منطقی ساده را می فهميد و اينقدر از آوردن معجزه طفره نمی رفت. بنابراين قرآن ساختهی محمد است و هيچ انسانی از جمله محمد قادر به ايجاد معجزه نيست. بنابراين طبيعی است كه در مقابل درخواست معجزهی مردم مرتبا طفره برود.
🚫فاجعه بارتر از آيه ی فوق، آيه ی بعد از آنست. دقت كنيد:
➖وَنُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَأَبْصَارَهُمْ كَمَا لَمْ يُؤْمِنُوا بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَنَذَرُهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ ﴿۱۱۰ انعام﴾
ترجمه: و دلها و ديدگانشان را وارونه مي كنيم [در نتيجه به آيات ما ايمان نمیآورند] چنانكه نخستين بار به آن ايمان نياوردند و آنان را رها مىكنيم تا در طغيانشان سرگردان بمانند (110)
💠👆🏼مفهوم اين آيه اينست كه اگر هم معجزه بياوريم ما قدرت فهم و فكر را از آنان می گيريم تا نتوانند ايمان بياورند همانطور كه در اولين بار (قبل از معجزه) ايمان نياوردند
🎯 در چندین ایه دیگر نیز محمد به همین روش ها از معجزه اوردن طفره رفته است و همین طفره رفتن محمد از آوردن معجزه دليل واضحی بر پيامبر نبودن اوست
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
🖊بخش 【➌】
⛔️عدم ارائه معجزه
🔹در پست قبل چند ایه ذکر کردیم که محمد از اوردن معجزه طفره رفته است در ایات دیگری نیز این طفره رفتن ادامه داشته است
➖فَلَمَّا جَاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِنَا قَالُوا لَوْلَا أُوتِيَ مِثْلَ مَا أُوتِيَ مُوسَى أَوَلَمْ يَكْفُرُوا بِمَا أُوتِيَ مُوسَى مِنْ قَبْلُ قَالُوا سِحْرَانِ تَظَاهَرَا وَقَالُوا إِنَّا بِكُلٍّ كَافِرُونَ ﴿۴۸ قصص﴾
ترجمه: پس چون حق (قرآن) از جانب ما برايشان آمد گفتند چرا نظير آنچه به موسى داده شد به او داده نشده است آيا به آنچه قبلا به موسى داده شد كفر نورزيدند گفتند دو ساحرند (موسي و هارون) كه با هم ساختهاند و گفتند ما همه را منكريم (48)
🚫تناقضی اشکار در این ایه هست🚫
💠👆🏼مفهوم آيه اين است كه چون ما برای موسی معجزه فرستاديم و مردم آنزمان ايمان نياوردند برای شما هم نمی فرستيم.
اول:🔹 اين آيه با چندين آيه ی ديگر قرآن در تضاد است. چون در آيهی 4شعراء (كه در پست های قبل آمد) تاثير معجزه پذيرفته شده است و در خود قرآن هم در آيات 120اعراف، 46 شعراء و 70طه آمده است كه ساحران در مقابل معجزه ی موسی (اژدها) ايمان آوردند و در آيهی 28 غافر آمده كه مردی از آل فرعون ايمان آورده و در آيه ی 11تحريم آمده است كه همسر فرعون نيز ايمان آورده و همچنين بنی اسرائيل نيز به موسی ايمان آوردند. بنابر اين معجزه در قبول پيامبران اثر داشته است و با اين بهانه نمی توان از مردم انتظار داشت كه بدون معجزه، محمد را بعنوان پيامبر قبول كنند.
دوما:🔹 چگونه مي توان مردم 1600 سال بعد از موسی (مردم زمان پيامبر) را به گناه مردم زمان موسی ازمعجزه محروم كرد. ❓آيا اين مردم نمی توانند در مقابل خدا حجت بياورند كه اگر برای ما معجزه آورده بودی ايمان می آورديم؟ و اصلا راهی به غير از معجزه برای قبول پيامبر وجود ندارد
🌀همچنين در آيه 109انعام در مقابل در خواست معجزه توسط مردم، جواب نامعقولی داده است:
➖وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِنْ جَاءَتْهُمْ آيَةٌ لَيُؤْمِنُنَّ بِهَا قُلْ إِنَّمَا الْآيَاتُ عِنْدَ اللَّهِ وَمَا يُشْعِرُكُمْ أَنَّهَا إِذَا جَاءَتْ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿۱۰۹ انعام﴾
ترجمه: و با سختترين سوگندهايشان به خدا سوگند خوردند كه اگر معجزهاى براى آنان بيايد حتما بدان ايمان می آورند بگو معجزات تنها در نزد خداست و شما چه میدانيد كه اگر [معجزه هم] بيايد باز ايمان نمیآورند (109)
❌👆🏼اين آيه دو اشكال اساسی دارد.
اول 🔹با خود قرآن در تضاد است چون همانطور كه در ذير آيهی قبل اشاره كرديم؛ قرآن تاثير معجزه در ايمان آوردن را قبول دارد.ولی در اين آيه ی گويد تاثير ندارد.
دوم🔹: وقتب برای مردم معجزه آورده نشود مجازات آنان در قيامت ظالمانه است. مردم قسم می خورند كه اگر معجزه بياوری ما ايمان می آوريم. پاسخ منطقی در مقابل اين درخواست، ارائه ی معجزه است. حال اگر ايمان نياورند دليلی برای مجازات آنان بدست می آيد. بعلاوه چنانچه قبل اشاره كرديم معجزه تنها راه اثبات نبوت است. و اگر فردی ادعای پيامبری كند و معجزه نداشته باشد انسان عاقل نبايد پيامبری او را بپذيرد. اگر قرآن از خدا بود خدا اين موضوع منطقی ساده را می فهميد و اينقدر از آوردن معجزه طفره نمی رفت. بنابراين قرآن ساختهی محمد است و هيچ انسانی از جمله محمد قادر به ايجاد معجزه نيست. بنابراين طبيعی است كه در مقابل درخواست معجزهی مردم مرتبا طفره برود.
🚫فاجعه بارتر از آيه ی فوق، آيه ی بعد از آنست. دقت كنيد:
➖وَنُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَأَبْصَارَهُمْ كَمَا لَمْ يُؤْمِنُوا بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَنَذَرُهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ ﴿۱۱۰ انعام﴾
ترجمه: و دلها و ديدگانشان را وارونه مي كنيم [در نتيجه به آيات ما ايمان نمیآورند] چنانكه نخستين بار به آن ايمان نياوردند و آنان را رها مىكنيم تا در طغيانشان سرگردان بمانند (110)
💠👆🏼مفهوم اين آيه اينست كه اگر هم معجزه بياوريم ما قدرت فهم و فكر را از آنان می گيريم تا نتوانند ايمان بياورند همانطور كه در اولين بار (قبل از معجزه) ايمان نياوردند
🎯 در چندین ایه دیگر نیز محمد به همین روش ها از معجزه اوردن طفره رفته است و همین طفره رفتن محمد از آوردن معجزه دليل واضحی بر پيامبر نبودن اوست
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
👍22❤8😁2👎1
کانال «دروغها و خرافات اسلام» دوم آذر ۹۴ تأسیس، و امروز0️⃣ 1️⃣ ساله شد! یک دهه فعالیت شبانهروزی و بیوقفه با مساعدت و همکاری صدها ادمین و عضو ویژه، با مسئولیتی سنگین و خطرناک اما بیمزد و چشمداشت، حاصلش شد هزاران ذهنی که امروز روشناند به نور عقلانیت و وجدان و آرامش و شادی در عالمی سکولار و مستقل از دین
شکی نیست ما با یک کسر بسیار بسیار ناچیز از هزینههایی که از جیب شما فقط صرف اسلامیکردن علوم انسانی و تجربی شد، و در نهایت چنانکه معلوم بود، شکستی مفتضحانه خورد، میتوانستیم تأثیراتی بسی وسیعتر و عمیقتر در این یک دهه داشته باشیم، و آنچه تاکنون دیدید فقط نتیجه تلاش کسانی بود که با دست خالی، بدون کوچکترین دستمزد و با وجود ترسها و تهدیدها و محدودیتهای فراوان، با حسن نیت به شما تقدیم کردند
این مجموعه در این یک دهه برای موافق تا مخالف نقش دانشگاهی را ایفاء کرده که فارغالتحصیلان فراوانی تحویل داده و هنوز هم دانشجویان بسیاری دارد. خیلیها که در مسیر این مجموعه کوشیدند، امروز نیستند اما حاصل تلاشهای آنها هنوز اینجاست. در این ۱۰ سال بسیاری از کانالها و گروههایی که ظهور کردند و خیلی از آنها منشعب از همینجا بودند، تعطیل شدند اما ISLIE مانده و این نوید را میدهد که خواهم ماند✌️
شکی نیست ما با یک کسر بسیار بسیار ناچیز از هزینههایی که از جیب شما فقط صرف اسلامیکردن علوم انسانی و تجربی شد، و در نهایت چنانکه معلوم بود، شکستی مفتضحانه خورد، میتوانستیم تأثیراتی بسی وسیعتر و عمیقتر در این یک دهه داشته باشیم، و آنچه تاکنون دیدید فقط نتیجه تلاش کسانی بود که با دست خالی، بدون کوچکترین دستمزد و با وجود ترسها و تهدیدها و محدودیتهای فراوان، با حسن نیت به شما تقدیم کردند
این مجموعه در این یک دهه برای موافق تا مخالف نقش دانشگاهی را ایفاء کرده که فارغالتحصیلان فراوانی تحویل داده و هنوز هم دانشجویان بسیاری دارد. خیلیها که در مسیر این مجموعه کوشیدند، امروز نیستند اما حاصل تلاشهای آنها هنوز اینجاست. در این ۱۰ سال بسیاری از کانالها و گروههایی که ظهور کردند و خیلی از آنها منشعب از همینجا بودند، تعطیل شدند اما ISLIE مانده و این نوید را میدهد که خواهم ماند✌️
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤45👍16👏4😍4
🔴 تزویر و دریوزگی اسلامی در یک قاب!
کانال اسلامگرای شیعی برای تبلیغ اسلام دست به دامن پسر زیدان شده و با افتخار از حج عمره گذاشتن وی میگوید!
حال آنکه در زندگی شخصی پسر زیدان، اسلام اندازه پوست خیار هم ارزش ندارد (تصویر سمت راست) و حج رفتن او نشانگر تزویر او در مسائل اعتقادیست.
بگذریم از اینکه پدرش هم اصرار داشت او را یزید صدا بزنند! به عبارتی این پدر و پسر سنی مذهب بوده و طبق اعتقاد اصیل شیعی، به علت انکار امامت منصوص، کافر محسوب میشوند!
مقاله تکفیر سنیمذهبان در اعتقاد شیعه را از اینجا بخوانید
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
کانال اسلامگرای شیعی برای تبلیغ اسلام دست به دامن پسر زیدان شده و با افتخار از حج عمره گذاشتن وی میگوید!
حال آنکه در زندگی شخصی پسر زیدان، اسلام اندازه پوست خیار هم ارزش ندارد (تصویر سمت راست) و حج رفتن او نشانگر تزویر او در مسائل اعتقادیست.
بگذریم از اینکه پدرش هم اصرار داشت او را یزید صدا بزنند! به عبارتی این پدر و پسر سنی مذهب بوده و طبق اعتقاد اصیل شیعی، به علت انکار امامت منصوص، کافر محسوب میشوند!
مقاله تکفیر سنیمذهبان در اعتقاد شیعه را از اینجا بخوانید
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
👍28❤4
🔴 امام حسن عسکری: هرکس مرا به امامت قبول ندارد بر او رحم نکنید و حتی به عیادتشان هم نروید!
متن کامل حدیث:
مقایسه کنید با دروغهای شاخدار مبلغان اسلام در باب مظلومیت و معصومیت امامانشان!
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
متن کامل حدیث:
و ديگر روايت كرده شده از احمد بن محمد بن مطهر گفت نوشتند بعضى از اصحاب ما از اهل جبل بهآن حضرت (حسن عسکری) و سؤال كردند از آن كسان كه توقف دارند بر امامت ابى الحسن موسى (امام هادی) كه تولا كنيم با ايشان يا تبرا كنيم از ايشان نوشت بوى كه ترحم مكن بر عمت كه حق تعالى ترحم نخواهد فرمود بر عم تو، و تبرا كن از او كه خداى تعالى ازو بريست، پس تولا مكن ايشان را و بعيادت بيماران ايشان مرو، و بر جنازۀ ايشان حاضر مشو، و نماز بر مردهاى ايشان مگذار هرگز. كسى كه انكار كند امامى را از قبل خداى تعالى باشد يا خواهد امامى را كه نباشد از قبل خداى تعالى، هست مثل آن جماعتى كه خداى تعالى را سه ميدانند، بدرستى كه منكر امر آخر ما همان منكر امر اول ماست و زايد در باب ما همچو ناقص منكر امر ماست، وسايل نميدانست كه عم او از ايشانست پس اعلام فرمود او را📚منبع: کشف الغمة - ترجمه زواره ای - جلد ۳ - صفحه ۳۱۲
مقایسه کنید با دروغهای شاخدار مبلغان اسلام در باب مظلومیت و معصومیت امامانشان!
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
😡19👍6❤1🤔1
روش های هدایت در قران
🖊بخش 【➍】
⛔️عدم ارائه معجزه
💠شق القمر
🔰ادعا شده است كه شق القمر يک معجزهی محمد در مكه است كه در قرآن آمده است:
➖اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانْشَقَّ الْقَمَرُ ﴿۱﴾وَإِنْ يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَيَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ ﴿۲ قمر﴾
ترجمه: نزديك شد قيامت و ماه شكافت(1) و هر گاه نشانهاى ببينند روى بگردانند و گويند سحرى دايم است (2)
📜رواياتی هم در تأييد آن وارد شده است از جمله:
- عن عبد الله بن مسعود قال انشق القمر على عهد رسول الله فلقتين فستر الجبل فلقه وكانت فلقة فوق الجبل فقال رسول الله اللهم أشهد (صحيح مسلم ج4)
ترجمه: از عبد الله بن مسعود نقل شده كه ماه در زمان رسول الله به دو نيمه شكافته شد پس نيمی از آن را كوه پوشاندو رسول الله گفت خدايا شاهد باش.
❌اما بدلایل متعددی اين ادعا درست نيست:❌
اول1⃣: اقتربت الساعه در مورد قيامت (الساعه) است و مفهوم آيه اينست كه در هنگام نزديك شدن قيامت ماه شكافته مي شود. بسيار غيرمعقول است كه دو كلمه ی اين آيه در مورد قيامت و دو كلمه ي بعدی در مورد چيز ديگری باشد.
دوم2⃣: انشق القمر بطور واضح بر معجزه دلالت ندارد برعكس معجزه هایی كه در قرآن به موسی و عيسی نسبتداده شده است كامل صريحند ولی اگر حديث مذكور نبود اولين معنی كه از اين آيه به ذهن می آيد قيامت است.
سوم3⃣: اگر انشق القمر معجزه باشد در تناقض صريح با بقيهی آيات زيادی است كه بعضی را مطرح كرديم و همگی نافی معجزه براي محمد بودند، مخصوصا ایه زیر👇🏽
➖وَمَا مَنَعَنَا أَنْ نُرْسِلَ بِالْآيَاتِ إِلَّا أَنْ كَذَّبَ بِهَا الْأَوَّلُونَ ﴿۵۹ اسرا﴾
ترجمه: و [چيزى] ما را از فرستادن معجزات باز نداشت جز اينكه پيشينيان آنها را به دروغ گرفتند (59)
🔹👆🏼اين آيه تصريح دارد كه خدا قصد دادن معجزه به محمد را نداشته است بنابراين با قبول شق القمر بعنوان معجزه در حقيقت مجبور به قبول تناقض در قرآن مي شويم.
چهارم4⃣: اگر محمد شق القمر كرده بود در زمانهای بعدی مجبور نبود در جواب معجزه خواستن مردم طفره برود بلكه با صراحت و افتخار می گفت كه من شق القمر كردم و اين تعداد افراد هم به آن شهادتت می دهند. اما محمد در هيچ جای قرآن و در هيچ حديثی (از خودش) به ان اشاره نكرده است.
پنجم5⃣: منشأ روايات شق القمر عبد الله بن مسعود است و راويان ديگر يعنی ابن عباس و انس بن مالك در آن زمان يا متولد نشده بودند يا كودك بوده اند. به تعبير ديگر اگر چنين معجزه ای به اين بزرگی اتفاق افتاده بود بايد حداقل اهالی مكه آنرا ببينند و همه بر آن شهادت دهند نه اينكه منشأ آن يك نفر باشد.
ششم6⃣: اگر چنين معجزه ای رخ داده بود بايد مردم شهرهای ديگر عربستان و كشورهای مجاور مثل ايران و روم هم ديده باشند ولب هيچ گزارش تاريخی در هيچ كجای ديگر جهان و حتی از شهرهای مجاور مثل مدينه هم در تاييد شق القمر وجود ندارد.
هفتم7⃣: بفرض كه چنين چيزی اتفاق افتاده باشد؛ در روايت فوق مطرح شده است كه نيمی از ماه در پشت كوه پنهان شده بود. كه نشان می دهد كه افرادی كه شاهد صحنه بوده اند در موقعيتی قرار گرفته بودند كه نيمی از ماه پيدا و نيمی از ماه در پشت كوه پنهان شده بوده است و گمان كرده بودند كه ماه دو نيمه شده است. هم صحابه اشتياق قبول داشته اند و هم محمد انگيزهی قبولاندن داشته است، در نتيجه پنهان شدن بخشی از ماه را بعنوان شق القمر قلمداد كرده اند
❇️جالب است بدانيد كه آيهی شق القمر در شعر عاشقانه ی امرؤالقيس از شعرای قبل از محمد آمده است و به احتمال قوي محمد آنرا از وی قرض گرفته است:
📜اقتربت الساعة وانشق القمر (زمان نزديك شد و ماه شكافته شد)
عن غزال صاد قلبي ونفر (از غزالي كه قلبم را شكار كرد و روي بگردانيد)
و در انتهای آن می گويد:
قلت اذ شق العذار خده (وقتی موی او رخسار او را شكافت، گفتم)
دنت الساعه و انشق القمر (زمان نزديك شد و ماه شكافت)
📚فيض الغدير 2/187
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
🖊بخش 【➍】
⛔️عدم ارائه معجزه
💠شق القمر
🔰ادعا شده است كه شق القمر يک معجزهی محمد در مكه است كه در قرآن آمده است:
➖اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانْشَقَّ الْقَمَرُ ﴿۱﴾وَإِنْ يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَيَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ ﴿۲ قمر﴾
ترجمه: نزديك شد قيامت و ماه شكافت(1) و هر گاه نشانهاى ببينند روى بگردانند و گويند سحرى دايم است (2)
📜رواياتی هم در تأييد آن وارد شده است از جمله:
- عن عبد الله بن مسعود قال انشق القمر على عهد رسول الله فلقتين فستر الجبل فلقه وكانت فلقة فوق الجبل فقال رسول الله اللهم أشهد (صحيح مسلم ج4)
ترجمه: از عبد الله بن مسعود نقل شده كه ماه در زمان رسول الله به دو نيمه شكافته شد پس نيمی از آن را كوه پوشاندو رسول الله گفت خدايا شاهد باش.
❌اما بدلایل متعددی اين ادعا درست نيست:❌
اول1⃣: اقتربت الساعه در مورد قيامت (الساعه) است و مفهوم آيه اينست كه در هنگام نزديك شدن قيامت ماه شكافته مي شود. بسيار غيرمعقول است كه دو كلمه ی اين آيه در مورد قيامت و دو كلمه ي بعدی در مورد چيز ديگری باشد.
دوم2⃣: انشق القمر بطور واضح بر معجزه دلالت ندارد برعكس معجزه هایی كه در قرآن به موسی و عيسی نسبتداده شده است كامل صريحند ولی اگر حديث مذكور نبود اولين معنی كه از اين آيه به ذهن می آيد قيامت است.
سوم3⃣: اگر انشق القمر معجزه باشد در تناقض صريح با بقيهی آيات زيادی است كه بعضی را مطرح كرديم و همگی نافی معجزه براي محمد بودند، مخصوصا ایه زیر👇🏽
➖وَمَا مَنَعَنَا أَنْ نُرْسِلَ بِالْآيَاتِ إِلَّا أَنْ كَذَّبَ بِهَا الْأَوَّلُونَ ﴿۵۹ اسرا﴾
ترجمه: و [چيزى] ما را از فرستادن معجزات باز نداشت جز اينكه پيشينيان آنها را به دروغ گرفتند (59)
🔹👆🏼اين آيه تصريح دارد كه خدا قصد دادن معجزه به محمد را نداشته است بنابراين با قبول شق القمر بعنوان معجزه در حقيقت مجبور به قبول تناقض در قرآن مي شويم.
چهارم4⃣: اگر محمد شق القمر كرده بود در زمانهای بعدی مجبور نبود در جواب معجزه خواستن مردم طفره برود بلكه با صراحت و افتخار می گفت كه من شق القمر كردم و اين تعداد افراد هم به آن شهادتت می دهند. اما محمد در هيچ جای قرآن و در هيچ حديثی (از خودش) به ان اشاره نكرده است.
پنجم5⃣: منشأ روايات شق القمر عبد الله بن مسعود است و راويان ديگر يعنی ابن عباس و انس بن مالك در آن زمان يا متولد نشده بودند يا كودك بوده اند. به تعبير ديگر اگر چنين معجزه ای به اين بزرگی اتفاق افتاده بود بايد حداقل اهالی مكه آنرا ببينند و همه بر آن شهادت دهند نه اينكه منشأ آن يك نفر باشد.
ششم6⃣: اگر چنين معجزه ای رخ داده بود بايد مردم شهرهای ديگر عربستان و كشورهای مجاور مثل ايران و روم هم ديده باشند ولب هيچ گزارش تاريخی در هيچ كجای ديگر جهان و حتی از شهرهای مجاور مثل مدينه هم در تاييد شق القمر وجود ندارد.
هفتم7⃣: بفرض كه چنين چيزی اتفاق افتاده باشد؛ در روايت فوق مطرح شده است كه نيمی از ماه در پشت كوه پنهان شده بود. كه نشان می دهد كه افرادی كه شاهد صحنه بوده اند در موقعيتی قرار گرفته بودند كه نيمی از ماه پيدا و نيمی از ماه در پشت كوه پنهان شده بوده است و گمان كرده بودند كه ماه دو نيمه شده است. هم صحابه اشتياق قبول داشته اند و هم محمد انگيزهی قبولاندن داشته است، در نتيجه پنهان شدن بخشی از ماه را بعنوان شق القمر قلمداد كرده اند
❇️جالب است بدانيد كه آيهی شق القمر در شعر عاشقانه ی امرؤالقيس از شعرای قبل از محمد آمده است و به احتمال قوي محمد آنرا از وی قرض گرفته است:
📜اقتربت الساعة وانشق القمر (زمان نزديك شد و ماه شكافته شد)
عن غزال صاد قلبي ونفر (از غزالي كه قلبم را شكار كرد و روي بگردانيد)
و در انتهای آن می گويد:
قلت اذ شق العذار خده (وقتی موی او رخسار او را شكافت، گفتم)
دنت الساعه و انشق القمر (زمان نزديك شد و ماه شكافت)
📚فيض الغدير 2/187
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
👏19❤12👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تیغِ جراحی بر روی سنت؛ کالبدشکافی علمی و تکاملی ختنه
شاید هیچ عمل جراحی در تاریخ بشر به اندازه "ختنه" با مذهب، هویت و جنجال گره نخورده باشد. در سنتهای سامی (یهودیت و اسلام)، این عمل نشانهای از "عهد با خدا" یا "سنت پیامبر" است. اما در قرن ۲۱، ما باید از دریچه ساینس و روانشناسی تکاملی به این موضوع نگاه کنیم، نه از دریچه ترس و خرافات.
۱. علم پزشکی چه میگوید؟ (واقعیت در برابر افسانه)
بسیاری از مخالفان ختنه آن را "نقص عضو" مینامند و بسیاری از متعصبین آن را "تطهیر". علم اما بیطرف است.
طبق گزارشهای آکادمی اطفال آمریکا (AAP) و سازمان بهداشت جهانی (WHO):
• سپر دفاعی: ختنه به طور اثبات شدهای خطر انتقال HIV (ایدز) از زن به مرد را تا ۶۰٪ کاهش میدهد. دلیل آن حذف سلولهای دندریتیک در پوست ختنهگاه است که دروازه ورود ویروس هستند.
• عفونتها: نوزادان پسر ختنه نشده بیشتر در معرض عفونتهای ادراری (UTI) و مشکلات کلیوی ناشی از آن هستند.
• افسانه لذت: بر اساس سیستماتیک ریویوها (Systematic Reviews)، ختنه تاثیر منفی معناداری بر اختلال نعوظ یا رسیدن به ارگاسم ندارد. اگرچه حساسیت سطحی تغییر میکند، اما "لذت جنسی" فرآیندی مغزی-روانی است که آسیب نمیبیند.
۲. روانشناسی و تروما: آیا کودک ضربه میخورد؟
روانشناسی مدرن تاکید دارد که "درد" برای نوزاد واقعی است. دورانی که فکر میکردند "نوزاد چیزی نمیفهمد" تمام شده است.
• اگر ختنه بدون بیحسی موثر انجام شود، میتواند سیستم عصبی نوزاد را نسبت به درد حساس کند.
• اما اگر (طبق استاندارد پزشکی امروز) با بیحسی موضعی و در نوزادی انجام شود، هیچ "خاطره خودآگاه" یا "ترومای روانی" (PTSD) در آینده ایجاد نخواهد کرد. خطر روانی زمانی است که این عمل در سنین ۳ تا ۶ سالگی (سنین حساس شناخت جنسیتی) و با زور انجام شود.
اما انجمن پزشکی سلطنتی هلند (KNMG) صریحاً میگوید که ختنهٔ غیر درمانیِ پسران زیر سن رضایت، یک مداخلهٔ بدنی غیرضروری است و تا حد ممکن باید به تعویق بیفتد.
۳. ریشههای تکاملی: چرا ختنه میکنیم؟ (هراری و داوکینز)
چرا باید بخشی از بدن سالم بریده شود؟ پاسخ را باید در کتابهایی مثل "انسان خردمند" (Sapiens) و "ژن خودخواه" (The Selfish Gene) جستجو کرد:
• نشانگذاری قبیله (Tribal Marker): یووال نوح هراری توضیح میدهد که انسانها در گروههای بزرگ نیاز به "اسطورههای مشترک" دارند. ختنه یک Costly Signaling (سیگنال پرهزینه) است. والدین با اهدای تکهای از بدن فرزندشان، به قبیله ثابت میکنند که "ما یکی از شماییم". این کار خروج فرد از دین را در بزرگسالی سخت میکند؛ چون مهر مذهب روی بدن او حک شده است.
• میمهای فرهنگی (Memes): ریچارد داوکینز معتقد است که این رسم یک "واحد فرهنگی تکثیر شونده" است. در دوران باستان و در مناطق گرم و خشک خاورمیانه که آب کم بود، شاید ختنه راهکاری برای جلوگیری از عفونت (Phimosis) بود. اما دین این "راهکار بهداشتی" را به یک "فرمان مقدس" تبدیل کرد تا بقای آن را تضمین کند.
ما دیگر نیازی نداریم برای راضی کردن خدایان یا ترس از نفرین، بدنمان را تغییر دهیم. اما دادههای علمی نشان میدهد که این عمل (اگر درست انجام شود) منافع پزشکی (Prophylactic benefits) دارد.
اگر ختنه را انتخاب میکنید، این کار را به عنوان یک "اقدام پیشگیرانه پزشکی" انجام دهید، نه یک "فریضه دینی".
اجازه ندهید خرافات بر سلامت روان کودک سایه بیندازد.
منابع:
American Academy of Pediatrics. Circumcision Policy Statement. Pediatrics 2012.
• Moses S. et al. Male circumcision: assessment of health benefits and risks. Int J STD AIDS 1998.
• WHO & UNAIDS. Voluntary medical male circumcision for HIV prevention.
• Friedman B. Pros and cons of circumcision: an evidence-based overview. 2016.
• Iacob S. et al. Systematic review of complications arising from male circumcision. 2022.
• Morris B.J. et al. Critical evaluation of contrasting evidence on whether male circumcision has adverse psychological effects: A systematic review. J Evid Based Med 2022.
• Bañuelos Marco B. Circumcision in childhood and male sexual function. Int J Impotence Res 2021.
• KNMG (Royal Dutch Medical Association). Non-therapeutic circumcision of male minors – viewpoint. 2010.
@ISLIE
شاید هیچ عمل جراحی در تاریخ بشر به اندازه "ختنه" با مذهب، هویت و جنجال گره نخورده باشد. در سنتهای سامی (یهودیت و اسلام)، این عمل نشانهای از "عهد با خدا" یا "سنت پیامبر" است. اما در قرن ۲۱، ما باید از دریچه ساینس و روانشناسی تکاملی به این موضوع نگاه کنیم، نه از دریچه ترس و خرافات.
۱. علم پزشکی چه میگوید؟ (واقعیت در برابر افسانه)
بسیاری از مخالفان ختنه آن را "نقص عضو" مینامند و بسیاری از متعصبین آن را "تطهیر". علم اما بیطرف است.
طبق گزارشهای آکادمی اطفال آمریکا (AAP) و سازمان بهداشت جهانی (WHO):
• سپر دفاعی: ختنه به طور اثبات شدهای خطر انتقال HIV (ایدز) از زن به مرد را تا ۶۰٪ کاهش میدهد. دلیل آن حذف سلولهای دندریتیک در پوست ختنهگاه است که دروازه ورود ویروس هستند.
• عفونتها: نوزادان پسر ختنه نشده بیشتر در معرض عفونتهای ادراری (UTI) و مشکلات کلیوی ناشی از آن هستند.
• افسانه لذت: بر اساس سیستماتیک ریویوها (Systematic Reviews)، ختنه تاثیر منفی معناداری بر اختلال نعوظ یا رسیدن به ارگاسم ندارد. اگرچه حساسیت سطحی تغییر میکند، اما "لذت جنسی" فرآیندی مغزی-روانی است که آسیب نمیبیند.
۲. روانشناسی و تروما: آیا کودک ضربه میخورد؟
روانشناسی مدرن تاکید دارد که "درد" برای نوزاد واقعی است. دورانی که فکر میکردند "نوزاد چیزی نمیفهمد" تمام شده است.
• اگر ختنه بدون بیحسی موثر انجام شود، میتواند سیستم عصبی نوزاد را نسبت به درد حساس کند.
• اما اگر (طبق استاندارد پزشکی امروز) با بیحسی موضعی و در نوزادی انجام شود، هیچ "خاطره خودآگاه" یا "ترومای روانی" (PTSD) در آینده ایجاد نخواهد کرد. خطر روانی زمانی است که این عمل در سنین ۳ تا ۶ سالگی (سنین حساس شناخت جنسیتی) و با زور انجام شود.
اما انجمن پزشکی سلطنتی هلند (KNMG) صریحاً میگوید که ختنهٔ غیر درمانیِ پسران زیر سن رضایت، یک مداخلهٔ بدنی غیرضروری است و تا حد ممکن باید به تعویق بیفتد.
۳. ریشههای تکاملی: چرا ختنه میکنیم؟ (هراری و داوکینز)
چرا باید بخشی از بدن سالم بریده شود؟ پاسخ را باید در کتابهایی مثل "انسان خردمند" (Sapiens) و "ژن خودخواه" (The Selfish Gene) جستجو کرد:
• نشانگذاری قبیله (Tribal Marker): یووال نوح هراری توضیح میدهد که انسانها در گروههای بزرگ نیاز به "اسطورههای مشترک" دارند. ختنه یک Costly Signaling (سیگنال پرهزینه) است. والدین با اهدای تکهای از بدن فرزندشان، به قبیله ثابت میکنند که "ما یکی از شماییم". این کار خروج فرد از دین را در بزرگسالی سخت میکند؛ چون مهر مذهب روی بدن او حک شده است.
• میمهای فرهنگی (Memes): ریچارد داوکینز معتقد است که این رسم یک "واحد فرهنگی تکثیر شونده" است. در دوران باستان و در مناطق گرم و خشک خاورمیانه که آب کم بود، شاید ختنه راهکاری برای جلوگیری از عفونت (Phimosis) بود. اما دین این "راهکار بهداشتی" را به یک "فرمان مقدس" تبدیل کرد تا بقای آن را تضمین کند.
ما دیگر نیازی نداریم برای راضی کردن خدایان یا ترس از نفرین، بدنمان را تغییر دهیم. اما دادههای علمی نشان میدهد که این عمل (اگر درست انجام شود) منافع پزشکی (Prophylactic benefits) دارد.
اگر ختنه را انتخاب میکنید، این کار را به عنوان یک "اقدام پیشگیرانه پزشکی" انجام دهید، نه یک "فریضه دینی".
اجازه ندهید خرافات بر سلامت روان کودک سایه بیندازد.
منابع:
American Academy of Pediatrics. Circumcision Policy Statement. Pediatrics 2012.
• Moses S. et al. Male circumcision: assessment of health benefits and risks. Int J STD AIDS 1998.
• WHO & UNAIDS. Voluntary medical male circumcision for HIV prevention.
• Friedman B. Pros and cons of circumcision: an evidence-based overview. 2016.
• Iacob S. et al. Systematic review of complications arising from male circumcision. 2022.
• Morris B.J. et al. Critical evaluation of contrasting evidence on whether male circumcision has adverse psychological effects: A systematic review. J Evid Based Med 2022.
• Bañuelos Marco B. Circumcision in childhood and male sexual function. Int J Impotence Res 2021.
• KNMG (Royal Dutch Medical Association). Non-therapeutic circumcision of male minors – viewpoint. 2010.
@ISLIE
👌17❤7👍2🕊2
🔘اسلام و شعر
تحلیل رابطه عشق-نفرت محمد با شاعران
نویسنده:آرش
#بخش_اول
💢قرآن به پیروان شاعران از باب تحقیر مینگرد:
آیا به تو بگویم، ای مردم، شیاطین بر چه کسانی نازل میشوند؟ آنها بر هر گناهکار دروغگو و تهمتزن نازل میشوند. کسانی که به شایعات گوش میدهند - و بیشتر آنها دروغگو هستند - و آن شاعرانی که پیروان گمراهان هستند. سوره الشعراء، آیات ۲۲۱-۲۲۴ (ترجمه فتحالله ملک)
اینجا، قرآن به شیاطین نازلشده در ارتباط با شعر اشاره میکند، با این تلویح که این موجودات شیطانی شعر را الهام میدهند. آیات فوق همچنین بیان میکنند که کسانی که نادرست هستند، گمراه شدهاند، آنهایی هستند که از اشخاصی که اشعار میسرایند پیروی میکنند. با توجه به این، آیا تعجبآور است که قرآن چنین دیدگاه منفی نسبت به شعر داشته باشد؟
در واقع، گزارش شده است که محمد اظهارات بسیار تندی درباره شعر کرده است:
از ابن عمر نقل شده:
پیامبر گفت: «بهتر است برای مردی که داخل بدنش را با چرک پر کند تا اینکه با شعر پر کند.» (صحیح بخاری، جلد ۸، کتاب ۷۳، شماره ۱۷۵ از ابی هریره نقل شده:
رسول خدا گفت: «بهتر است برای هر یک از شما که داخل بدنش را با چرکی پر کند که ممکن است بدنش را بخورد، تا اینکه با شعر پر شود.» (صحیح بخاری، جلد ۸، کتاب ۷۳، شماره ۱۷۶
او حتی برخی شاعران را که او را به وسیله شعر هجو کرده بودند، به قتل رساند.
مأموریت سلیم بن عمیری برای کشتن ابو عفک
ابو عفک از بنی (قبیله) عمرو بن عوف از قبیله عبیده بود.
هنگامی که رسول حارث بن سمیت را کشت، او نارضایتی خود را نشان داد و گفت:
مدتها زندگی کردم اما هرگز ندیدهام
مجمع یا جمعی از مردم
که به پیمان خود وفادارتر باشند
و به متحدان خود هنگامی که فراخوانده میشوند
از پسران قیله هنگامی که گرد هم آمدند،
مردانی که کوهها را سرنگون کردند و تسلیم نشدند.
سواری که به آنها رسید آنها را به دو نیم تقسیم کرد (با گفتن)
«حلال»، «حرام» انواع و اقسام چیزها.
اگر تو به جلال یا پادشاهی اعتقاد داشتی
از تبّع پیروی میکردی.
رسول گفت: «چه کسی این اوباش را برای من سر و سامان خواهد داد؟» که سلیم بن عمیری، برادر بنی عمرو بن عوف از «گریهکنندگان» جلو آمد و او را کشت. امامه بن مزینیه درباره آن گفت:
تو دین خدا و مرد احمد را تکذیب کردی!
به او که پدر تو بود، بد است پسری که تولید کرد!
یک حنیف به تو در شب ضربهای زد و گفت
«این را بگیر ابو عفک علیرغم سن و سالت!»
هرچند میدانستم که آیا انسان یا جن بود
که تو را در نیمه شب کشت (من چیزی نمیگویم)
(زندگی محمد، ترجمه سیره رسولالله ابن اسحاق، با مقدمه و یادداشتهای آلفرد گیوم [انتشارات آکسفورد دانشگاه، کراچی، چاپ دهم ۱۹۹۵]، صفحه ۶۷۵)
و:
مسلمانان ابو عفک و اسماء را میکشند
قبل از پیروزی بدر، مسلمانان از غیرمسلمانان مدینه میترسیدند، زیرا آنها هنوز خیلی ضعیف بودند تا بتوانند به هرگونه تجاوزی پاسخ دهند. اما وقتی از بدر پیروز بازگشتند، سلیم بن عمیری خود را موظف دانست که از شر ابو عفک، یکی از قبیله بنی عمرو بن عوف، خلاص شود. این شخص یک شاعر بود که اشعاری تمسخرآمیز درباره محمد و مسلمانان سروده بود و قبیله خود را بر ضد آنها تحریک میکرد. حتی پس از بدر، ابو عفک هنوز اشعار توهینآمیز میسرود و پخش میکرد. سلیم ابو عفک را در حالی که در خواب بود در حیاط خانه خود به کمین نشست و او را کشت. به همین ترتیب، اسماء، دختر مروان، از قبیله بنی امیه بن زید، اسلام و پیامبر را با تشویق احساسات بد علیه مسلمانان توهین میکرد. نبرد بدر باعث نشد که او تجدیدنظر کند. یک روز، عمیر بن عوف در حالی که او را در شب، در میان فرزندانش که یکی از آنها را شیر میداد، محاصره کرده بود به او حمله کرد. عمیر ضعیفالنظر بود و مجبور شد برای یافتن او دست بگرداند. پس از برداشتن بچه از قربانی، او را کشت. سپس به نزد پیامبر رفت و او را از کاری که کرده بود مطلع ساخت. وقتی بستگان او از تشییع جنازه بازگشتند، از او پرسیدند که آیا او را کشته است یا نه. «چرا که نه،» عمیر گفت، «اگر بخواهید میتوانید با من بجنگید. به کسی که بر جان من مسلط است، اگر شما انکار کنید که او اشعار توهینآمیز خود را سروده، من با شما خواهم جنگید تا اینکه یا شما یا من ساقط شویم.» شجاعت عمیر بود که باعث شد بنی ختمه، قبیله شوهر اسماء، به اسلام روی بیاورند. پس از مسلمان شدن اما از آزار دستپرستان خود میترسیدند، برخی از آنها مسلمانی خود را مخفی کرده بودند. از این پس، دیگر این کار را نکردند.
@islie
تحلیل رابطه عشق-نفرت محمد با شاعران
نویسنده:آرش
#بخش_اول
💢قرآن به پیروان شاعران از باب تحقیر مینگرد:
آیا به تو بگویم، ای مردم، شیاطین بر چه کسانی نازل میشوند؟ آنها بر هر گناهکار دروغگو و تهمتزن نازل میشوند. کسانی که به شایعات گوش میدهند - و بیشتر آنها دروغگو هستند - و آن شاعرانی که پیروان گمراهان هستند. سوره الشعراء، آیات ۲۲۱-۲۲۴ (ترجمه فتحالله ملک)
اینجا، قرآن به شیاطین نازلشده در ارتباط با شعر اشاره میکند، با این تلویح که این موجودات شیطانی شعر را الهام میدهند. آیات فوق همچنین بیان میکنند که کسانی که نادرست هستند، گمراه شدهاند، آنهایی هستند که از اشخاصی که اشعار میسرایند پیروی میکنند. با توجه به این، آیا تعجبآور است که قرآن چنین دیدگاه منفی نسبت به شعر داشته باشد؟
در واقع، گزارش شده است که محمد اظهارات بسیار تندی درباره شعر کرده است:
از ابن عمر نقل شده:
پیامبر گفت: «بهتر است برای مردی که داخل بدنش را با چرک پر کند تا اینکه با شعر پر کند.» (صحیح بخاری، جلد ۸، کتاب ۷۳، شماره ۱۷۵ از ابی هریره نقل شده:
رسول خدا گفت: «بهتر است برای هر یک از شما که داخل بدنش را با چرکی پر کند که ممکن است بدنش را بخورد، تا اینکه با شعر پر شود.» (صحیح بخاری، جلد ۸، کتاب ۷۳، شماره ۱۷۶
او حتی برخی شاعران را که او را به وسیله شعر هجو کرده بودند، به قتل رساند.
مأموریت سلیم بن عمیری برای کشتن ابو عفک
ابو عفک از بنی (قبیله) عمرو بن عوف از قبیله عبیده بود.
هنگامی که رسول حارث بن سمیت را کشت، او نارضایتی خود را نشان داد و گفت:
مدتها زندگی کردم اما هرگز ندیدهام
مجمع یا جمعی از مردم
که به پیمان خود وفادارتر باشند
و به متحدان خود هنگامی که فراخوانده میشوند
از پسران قیله هنگامی که گرد هم آمدند،
مردانی که کوهها را سرنگون کردند و تسلیم نشدند.
سواری که به آنها رسید آنها را به دو نیم تقسیم کرد (با گفتن)
«حلال»، «حرام» انواع و اقسام چیزها.
اگر تو به جلال یا پادشاهی اعتقاد داشتی
از تبّع پیروی میکردی.
رسول گفت: «چه کسی این اوباش را برای من سر و سامان خواهد داد؟» که سلیم بن عمیری، برادر بنی عمرو بن عوف از «گریهکنندگان» جلو آمد و او را کشت. امامه بن مزینیه درباره آن گفت:
تو دین خدا و مرد احمد را تکذیب کردی!
به او که پدر تو بود، بد است پسری که تولید کرد!
یک حنیف به تو در شب ضربهای زد و گفت
«این را بگیر ابو عفک علیرغم سن و سالت!»
هرچند میدانستم که آیا انسان یا جن بود
که تو را در نیمه شب کشت (من چیزی نمیگویم)
(زندگی محمد، ترجمه سیره رسولالله ابن اسحاق، با مقدمه و یادداشتهای آلفرد گیوم [انتشارات آکسفورد دانشگاه، کراچی، چاپ دهم ۱۹۹۵]، صفحه ۶۷۵)
و:
مسلمانان ابو عفک و اسماء را میکشند
قبل از پیروزی بدر، مسلمانان از غیرمسلمانان مدینه میترسیدند، زیرا آنها هنوز خیلی ضعیف بودند تا بتوانند به هرگونه تجاوزی پاسخ دهند. اما وقتی از بدر پیروز بازگشتند، سلیم بن عمیری خود را موظف دانست که از شر ابو عفک، یکی از قبیله بنی عمرو بن عوف، خلاص شود. این شخص یک شاعر بود که اشعاری تمسخرآمیز درباره محمد و مسلمانان سروده بود و قبیله خود را بر ضد آنها تحریک میکرد. حتی پس از بدر، ابو عفک هنوز اشعار توهینآمیز میسرود و پخش میکرد. سلیم ابو عفک را در حالی که در خواب بود در حیاط خانه خود به کمین نشست و او را کشت. به همین ترتیب، اسماء، دختر مروان، از قبیله بنی امیه بن زید، اسلام و پیامبر را با تشویق احساسات بد علیه مسلمانان توهین میکرد. نبرد بدر باعث نشد که او تجدیدنظر کند. یک روز، عمیر بن عوف در حالی که او را در شب، در میان فرزندانش که یکی از آنها را شیر میداد، محاصره کرده بود به او حمله کرد. عمیر ضعیفالنظر بود و مجبور شد برای یافتن او دست بگرداند. پس از برداشتن بچه از قربانی، او را کشت. سپس به نزد پیامبر رفت و او را از کاری که کرده بود مطلع ساخت. وقتی بستگان او از تشییع جنازه بازگشتند، از او پرسیدند که آیا او را کشته است یا نه. «چرا که نه،» عمیر گفت، «اگر بخواهید میتوانید با من بجنگید. به کسی که بر جان من مسلط است، اگر شما انکار کنید که او اشعار توهینآمیز خود را سروده، من با شما خواهم جنگید تا اینکه یا شما یا من ساقط شویم.» شجاعت عمیر بود که باعث شد بنی ختمه، قبیله شوهر اسماء، به اسلام روی بیاورند. پس از مسلمان شدن اما از آزار دستپرستان خود میترسیدند، برخی از آنها مسلمانی خود را مخفی کرده بودند. از این پس، دیگر این کار را نکردند.
@islie
❤14👏4