قیامت در قران ┈ ⑧ ┈
♨️تناقض: مجازات به مثل يا مضاعف❗️
چنانچه در آيات پست های قبل (غافر 40، شوري40 ،يونس27)مشاهده كرديد، گفته شده كه مجازات گناه، به مثل آنست نه بيشتر يعنی مجازات با گناه تناسب دارد. اما در تناقض با اين آيات، در آيات ديگری مجازات مضاعف (دو برابر) گنهكاران مطرح شده كه علاوه بر تناقض با آيات قبل، بی عدالتی نيز هست. از جمله:
➖وَالَّذِينَ لَا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ وَلَا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَلَا يَزْنُونَ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ يَلْقَ أَثَامًا ﴿۶۸﴾يُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَيَخْلُدْ فِيهِ مُهَانًا ﴿۶۹ فرقان﴾
ترجمه: و (مؤمنين) كسانی اند كه با خدا معبودى ديگر نمیخوانند و كسى را كه خدا حرام كرده است جز به حق نمى كشند و زنا نمی كنند و هر كس اينها را انجام دهد سزايش را دريافتخواهد كرد (68) براى او در روز قيامت عذاب دو چندان میشود و پيوسته در آن خوار میماند (69) يعنی كسيكه به خدا شرك بورزد و يا مرتكب قتل ناحق شود و يا زنا كند، دو برابر عذاب می شود و به مدت جاويدان در جهنم خواهد بود.
➖الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجًا وَهُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ ﴿۱۹﴾أُولَئِكَ لَمْ يَكُونُوا مُعْجِزِينَ فِي الْأَرْضِ وَمَا كَانَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِيَاءَ يُضَاعَفُ لَهُمُ الْعَذَابُ مَا كَانُوا يَسْتَطِيعُونَ السَّمْعَ وَمَا كَانُوا يُبْصِرُونَ ﴿۲۰ هود﴾
ترجمه: همانان كه [مردم را] از راه خدا باز میدارند و آن را كج میشمارند و خود آخرت را باور ندارند (19) آنان در زمين درمانده كنندگان [خدا] نيستند و جز خدا دوستانى براى آنان نيست عذاب براى آنان دو چندان میشود آنان توان شنيدن نداشتند و نمیديدند (20)
☠دو برابركردن عذاب، با مجازات به مثل در تناقض است و اين يك تناقض آشكار درونی ديگر در قرآن است. بعلاوه جاودانگی در جهنم در اين دو آيه برای گناهانب مثل شرك و قتل و زنا ذكر شده كه فوق العاده غير عادلانه است. چرا فردي بايد بخاطر يك زنا بطور جاودانه در جهنم بسوزد؟!
↬┆ @ISLIE ┆↫
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
♨️تناقض: مجازات به مثل يا مضاعف❗️
چنانچه در آيات پست های قبل (غافر 40، شوري40 ،يونس27)مشاهده كرديد، گفته شده كه مجازات گناه، به مثل آنست نه بيشتر يعنی مجازات با گناه تناسب دارد. اما در تناقض با اين آيات، در آيات ديگری مجازات مضاعف (دو برابر) گنهكاران مطرح شده كه علاوه بر تناقض با آيات قبل، بی عدالتی نيز هست. از جمله:
➖وَالَّذِينَ لَا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ وَلَا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَلَا يَزْنُونَ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ يَلْقَ أَثَامًا ﴿۶۸﴾يُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَيَخْلُدْ فِيهِ مُهَانًا ﴿۶۹ فرقان﴾
ترجمه: و (مؤمنين) كسانی اند كه با خدا معبودى ديگر نمیخوانند و كسى را كه خدا حرام كرده است جز به حق نمى كشند و زنا نمی كنند و هر كس اينها را انجام دهد سزايش را دريافتخواهد كرد (68) براى او در روز قيامت عذاب دو چندان میشود و پيوسته در آن خوار میماند (69) يعنی كسيكه به خدا شرك بورزد و يا مرتكب قتل ناحق شود و يا زنا كند، دو برابر عذاب می شود و به مدت جاويدان در جهنم خواهد بود.
➖الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجًا وَهُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ ﴿۱۹﴾أُولَئِكَ لَمْ يَكُونُوا مُعْجِزِينَ فِي الْأَرْضِ وَمَا كَانَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِيَاءَ يُضَاعَفُ لَهُمُ الْعَذَابُ مَا كَانُوا يَسْتَطِيعُونَ السَّمْعَ وَمَا كَانُوا يُبْصِرُونَ ﴿۲۰ هود﴾
ترجمه: همانان كه [مردم را] از راه خدا باز میدارند و آن را كج میشمارند و خود آخرت را باور ندارند (19) آنان در زمين درمانده كنندگان [خدا] نيستند و جز خدا دوستانى براى آنان نيست عذاب براى آنان دو چندان میشود آنان توان شنيدن نداشتند و نمیديدند (20)
☠دو برابركردن عذاب، با مجازات به مثل در تناقض است و اين يك تناقض آشكار درونی ديگر در قرآن است. بعلاوه جاودانگی در جهنم در اين دو آيه برای گناهانب مثل شرك و قتل و زنا ذكر شده كه فوق العاده غير عادلانه است. چرا فردي بايد بخاطر يك زنا بطور جاودانه در جهنم بسوزد؟!
↬┆ @ISLIE ┆↫
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
👍16👎2❤1👌1
خانم زینب موسوی در مصاحبه اخیرش گفته بابت شوخیهایش (توهینهایش) با شاهنامه و فردوسی عذرخواهی نمیکند چون جامعه باید به تمدن برسد و تحمل شنیدن شوخیهای رکیک و تند با آثار تاریخی مهمش - از جمله شاهنامه و فردوسی - را داشته باشد. حکومت و بعضی مسلمانان هم از او دفاع، و در مقالاتشان تقدسگرایی را نفی کرده و برای نمونه نوشتهاند: «در مقایسه جوامع، جامعهای برتر است که دایره کمی و کیفی مقدساتش، کوچکتر باشد. افزایش مقدسات، نوعی خودزنی است»... و از این قسم حرفها که با یک سرچ همه را پیدا خواهید کرد
فقط به این دقت کنید که این حرفها را چه زمانی میزنند؟ زمانی که سلیمانی اردستانی توهین هم نه، شوخی هم نه، بلکه یک بحث کاملاً علمی و جدی و مستند و آرام در مورد تاریخ اسلام داشته و چنین آماج حملات مختلف و شدید قرار گرفته است
خود آزادی بیان نشانه تمدن نیست، آزادی بیان از آن رو که مظهری از برابری و عدالت است نشانه تمدن است، چون عدالت شرط لازم یک تمدن است. خانم موسوی اگر واقعاً دغدغه تمدن و برابری دارد، حال که میبیند در این کشور کسی حق ندارد بگوید بالای چشم اسلام و پیشوایانش ابرو است، باید با یک حساب ۲×۲=۴ متوجه بشود که حمله به ارزشهای غیراسلامی جامعه، عین تبعیض است، عین توحش است. کدام آزادی بیان و کدام برابری؟ کدام تمدن؟ اگر متمدن بود در اوضاعی که خاک خانه سلیمانیها را بابت یک نقد علمی به توبره میکشند، به ارزشهای مردم به بهانه آزادی بیان توهین نمیکرد. آزادی بیانشان هم مانند سیمکارتهایشان سفید و اختصاصی است. آزادی بیان وقتی نشان از تمدن دارد که بیان همه آزاد باشد، اینکه او آزاد باشد و دیگران نه، روشنترین دلیل بر توحشش است
@islie
فقط به این دقت کنید که این حرفها را چه زمانی میزنند؟ زمانی که سلیمانی اردستانی توهین هم نه، شوخی هم نه، بلکه یک بحث کاملاً علمی و جدی و مستند و آرام در مورد تاریخ اسلام داشته و چنین آماج حملات مختلف و شدید قرار گرفته است
خود آزادی بیان نشانه تمدن نیست، آزادی بیان از آن رو که مظهری از برابری و عدالت است نشانه تمدن است، چون عدالت شرط لازم یک تمدن است. خانم موسوی اگر واقعاً دغدغه تمدن و برابری دارد، حال که میبیند در این کشور کسی حق ندارد بگوید بالای چشم اسلام و پیشوایانش ابرو است، باید با یک حساب ۲×۲=۴ متوجه بشود که حمله به ارزشهای غیراسلامی جامعه، عین تبعیض است، عین توحش است. کدام آزادی بیان و کدام برابری؟ کدام تمدن؟ اگر متمدن بود در اوضاعی که خاک خانه سلیمانیها را بابت یک نقد علمی به توبره میکشند، به ارزشهای مردم به بهانه آزادی بیان توهین نمیکرد. آزادی بیانشان هم مانند سیمکارتهایشان سفید و اختصاصی است. آزادی بیان وقتی نشان از تمدن دارد که بیان همه آزاد باشد، اینکه او آزاد باشد و دیگران نه، روشنترین دلیل بر توحشش است
@islie
👍44😡6❤3😁2
خانم موسوی درباره شاهنامه چه گفته بود؟
«واقعاً حالم به هم میخوره از این دهنلقیهای فردوسی
بیناموس دلقک
سی سال نشستی شعر گفتی نخود تو دهنت خیس نمیخوره
کاپ عن تقدیم شما
مجبورم به شاهنامه وفادار باشم و عین متن رو براتون بیارم چون اگر خودم همینطوری بگم باور نمیکنید از خودم درنیاوردم... تو شاهنامه ست واقعاً!»
حال بگذار آزادی بیان را برای تو و مسلمانانی که از تو حمایت میکنند، تعریف کنم:
واقعاً حالم به هم میخوره از این دهنلقیهای محمد رسول الله
بیناموس دلقک
بیست و سه سال نشستی قرآن گفتی نخود تو دهنت خیس نمیخوره
کاپ عن تقدیم شما
مجبورم به قرآن وفادار باشم و عین متن رو براتون بیارم چون اگر خودم همینطوری بگم باور نمیکنید از خودم درنیاوردم... تو قرآنه واقعاً!
محمد دهنلقی زنانش رو به خدا میکنه (یا خدا به محمد) بعد آیه نازل میشه (۴ تحریم) در تهدید آن دو زن، که اگر شما دو نفر متحد بشید علیه پیامبر خدا، خود خدا و جبرئیل و بقیه فرشتگان و مؤمنان پشت او خواهند بود، پس بترسید و توبه کنید
بیناموس دلقک، تو مثلاً خدایی، چرا اینقدر دهنلقی، کاپ عن تقدیم به تو...
آن آزادی رادیکال بیان که خیلی میپسندید و آن را نماد تمدن میدانید، چنین چیزی است. شما خودتان دارید از آزادی رادیکال بیان دفاع میکنید، ما هم همراهی کردیم
@islie
«واقعاً حالم به هم میخوره از این دهنلقیهای فردوسی
بیناموس دلقک
سی سال نشستی شعر گفتی نخود تو دهنت خیس نمیخوره
کاپ عن تقدیم شما
مجبورم به شاهنامه وفادار باشم و عین متن رو براتون بیارم چون اگر خودم همینطوری بگم باور نمیکنید از خودم درنیاوردم... تو شاهنامه ست واقعاً!»
حال بگذار آزادی بیان را برای تو و مسلمانانی که از تو حمایت میکنند، تعریف کنم:
واقعاً حالم به هم میخوره از این دهنلقیهای محمد رسول الله
بیناموس دلقک
بیست و سه سال نشستی قرآن گفتی نخود تو دهنت خیس نمیخوره
کاپ عن تقدیم شما
مجبورم به قرآن وفادار باشم و عین متن رو براتون بیارم چون اگر خودم همینطوری بگم باور نمیکنید از خودم درنیاوردم... تو قرآنه واقعاً!
محمد دهنلقی زنانش رو به خدا میکنه (یا خدا به محمد) بعد آیه نازل میشه (۴ تحریم) در تهدید آن دو زن، که اگر شما دو نفر متحد بشید علیه پیامبر خدا، خود خدا و جبرئیل و بقیه فرشتگان و مؤمنان پشت او خواهند بود، پس بترسید و توبه کنید
بیناموس دلقک، تو مثلاً خدایی، چرا اینقدر دهنلقی، کاپ عن تقدیم به تو...
آن آزادی رادیکال بیان که خیلی میپسندید و آن را نماد تمدن میدانید، چنین چیزی است. شما خودتان دارید از آزادی رادیکال بیان دفاع میکنید، ما هم همراهی کردیم
@islie
👍101❤16👏7😁6
فرگشت چگونه میل جنسی مردان و زنان را متفاوت شکل داد؟
یکی از رایجترین سوءتفاهمها بهویژه در فرهنگهای دینیاین است که تفاوت میل جنسی زن و مرد را به تقوا ، حیا ، غریزه شیطانی ، ذات و گناهآلود نسبت میدهند. اما علم زیستشناسی و روانشناسی تکاملی توضیحی دقیقتر، انسانیتر و واقعیتر ارائه میدهد.
🔬 سرمایهگذاری والدینی (Parental Investment Theory)
رابرت تریورز نشان داد؛ هر جنسی که هزینه زیستی بیشتری برای تولیدمثل میپردازد، انتخابگرتر میشود.
در انسان:
• زن: بارداری ۹ ماهه + زایمان + شیردهی
• مرد: تولید اسپرم با هزینه ناچیز
این عدم تقارن، پایه تمام تفاوتهاست.
👁 چرا میل مردان بصریتر است؟
در طول تاریخ تکاملی مردی که بتواند سریع تشخیص دهد کدام زن احتمال باروری بالاتری دارد، شانس انتقال ژن بیشتری داشت.
نشانههای بصری باروری:
• جوانی
• پوست سالم
• تقارن صورت
• نسبت کمر به باسن
بنابراین در مردان؛ انتخاب جنسی، در خدمت بقای ژنهاست، نه اخلاق یا فرهنگ.
🧠 چرا میل زنان زمینهمحور است؟
در گذشته های بسیار دور برای زنان :
انتخاب اشتباه = خطر مرگ، گرسنگی، طرد اجتماعی
پس میل جنسی زنان؛ به رفتار، احساس امنیت، منابع، جایگاه اجتماعی و ثبات روانی وابسته شد.
دیوید باس در The Evolution of Desire نشان میدهد؛ این الگو در تمام فرهنگها تکرار میشود، حتی در جوامع کاملاً متفاوت.
ادعاها و باورهای فرهنگهای سنتی و دینی بدین صورت هستند؛ زن ذاتاً میل کمتری دارد، زن باید پوشیده باشد چون مرد تحریک میشود و میل جنسی زن خطرناک است
اما پاسخ علمی این است که میل زنان کمتر نیست؛ شرطمندتر است. تحریکپذیری مردان بصری است، نه بیتقوایی. سرکوب میل، آن را از بین نمیبرد؛ بلکه بیمار میکند.
بنابراین اگرمردی از دیدن تصویری و اگر زنی از لحن صدا، امنیت، توجه و فضا تحریک شود؛ این فساد نیست، گناه نیست، انحراف نیست بلکه نتیجه فرگشت است
منابع:
1. Richard Dawkins – The Selfish Gene
2. Yuval Noah Harari – Sapiens
3. David Buss – The Evolution of Desire
4. Cindy Meston & David Buss – Why Women Have Sex
5. Robert Trivers – Parental Investment Theory
6. مقالات APA در حوزه
Evolutionary Psychology
@ISLIE
یکی از رایجترین سوءتفاهمها بهویژه در فرهنگهای دینیاین است که تفاوت میل جنسی زن و مرد را به تقوا ، حیا ، غریزه شیطانی ، ذات و گناهآلود نسبت میدهند. اما علم زیستشناسی و روانشناسی تکاملی توضیحی دقیقتر، انسانیتر و واقعیتر ارائه میدهد.
🔬 سرمایهگذاری والدینی (Parental Investment Theory)
رابرت تریورز نشان داد؛ هر جنسی که هزینه زیستی بیشتری برای تولیدمثل میپردازد، انتخابگرتر میشود.
در انسان:
• زن: بارداری ۹ ماهه + زایمان + شیردهی
• مرد: تولید اسپرم با هزینه ناچیز
این عدم تقارن، پایه تمام تفاوتهاست.
👁 چرا میل مردان بصریتر است؟
در طول تاریخ تکاملی مردی که بتواند سریع تشخیص دهد کدام زن احتمال باروری بالاتری دارد، شانس انتقال ژن بیشتری داشت.
نشانههای بصری باروری:
• جوانی
• پوست سالم
• تقارن صورت
• نسبت کمر به باسن
بنابراین در مردان؛ انتخاب جنسی، در خدمت بقای ژنهاست، نه اخلاق یا فرهنگ.
🧠 چرا میل زنان زمینهمحور است؟
در گذشته های بسیار دور برای زنان :
انتخاب اشتباه = خطر مرگ، گرسنگی، طرد اجتماعی
پس میل جنسی زنان؛ به رفتار، احساس امنیت، منابع، جایگاه اجتماعی و ثبات روانی وابسته شد.
دیوید باس در The Evolution of Desire نشان میدهد؛ این الگو در تمام فرهنگها تکرار میشود، حتی در جوامع کاملاً متفاوت.
ادعاها و باورهای فرهنگهای سنتی و دینی بدین صورت هستند؛ زن ذاتاً میل کمتری دارد، زن باید پوشیده باشد چون مرد تحریک میشود و میل جنسی زن خطرناک است
اما پاسخ علمی این است که میل زنان کمتر نیست؛ شرطمندتر است. تحریکپذیری مردان بصری است، نه بیتقوایی. سرکوب میل، آن را از بین نمیبرد؛ بلکه بیمار میکند.
بنابراین اگرمردی از دیدن تصویری و اگر زنی از لحن صدا، امنیت، توجه و فضا تحریک شود؛ این فساد نیست، گناه نیست، انحراف نیست بلکه نتیجه فرگشت است
منابع:
1. Richard Dawkins – The Selfish Gene
2. Yuval Noah Harari – Sapiens
3. David Buss – The Evolution of Desire
4. Cindy Meston & David Buss – Why Women Have Sex
5. Robert Trivers – Parental Investment Theory
6. مقالات APA در حوزه
Evolutionary Psychology
@ISLIE
👍47❤15👏5👎4
کودک از مادرش نفرت داشت چون هر شب او را مجبور میکرد که مسواک بزند یا زمانی را به یادگیری علم اختصاص دهد. اما وقتی بالغ شد و دید بین همکلاسهایش، فقط دندانهای او به طور طبیعی سالم و زیباست، و در مبانی رشتهاش تسلط کافی دارد، احساس نفرتش به مادرش، مبدل به عشقی عمیق شد. قضیه از این هم فراتر میرود، حتی اگر روش مادرش نادرست و ناموفق بوده و همه دندانهای او هم پوسیده باشند، باز هم عاشق مادرش میشود چون حالا میداند نیت و هدف مادرش مراقبت مادرانه از او بوده نه دشمنی کور. این آگاهی آن احساس نفرت را کنترل یا سرکوب نکرد، بلکه نابود کرد. یکی از آموزههای مهم #اسپینوزا همین است، که با «آگاهی» میتوان احساسات و عواطف و هیجانات منفی و مضر را، «نابود» یا بسیار تضعیف کرد. ما معمولاً عادت داریم آنها را با زحمت بسیار، سرکوب کنیم، غافل از اینکه باید آنها را با کسب آگاهی، از میان برداشت یا دست کم بسیار تضعیف کرد. اگر کسی مال شما را بدزدد، حتماً از او متنفر خواهید شد، اما اسپینوزا با جبرگرایی خودش نشان میدهد آن دزد چارهای نداشت جز اینکه از شما دزدی کند، جبری مطلق بر او حاکم بود و تمام عوامل بیرون از خودش موجب شدند که او اقدام به دزدی کند، شما هنوز هم میتوانید برای دفاع از خودتان و جامعه، از آن دزد شکایت کنید، حتی او را زندانی کنید. اما با این تفاوت که این مجازات را نه از روی خشم و نفرت و انتقام، بلکه به منظور حفظ امنیت جامعه انجام میدهید. شما میتوانید این احساسات را داشته باشید و هر لحظه با وجود خودتان بجنگید و با زحمت فراوان، آنها را سرکوب کنید، اما اسپینوزا ترجیح میداد با کسب آگاهی، آنها را نابود کند، تا دیگر چیزی باقی نماند که نیاز به سرکوب داشته باشد. این آگاهی را میتوان از علوم مختلف کسب کرد، یکی از آن علوم و شاید مهمترین آنها، «فلسفه» است و این خود یکی از ضرورتها و فواید مهم فلسفه است. ترس، اضطراب، حسرت، حسد، کینه، خشم، شرم، پریشانی، آشفتگی، سوگ، اندوه، سرخوردگی، ملال و بسیاری از احساسات و عواطف منفی و مضر را میتوان با کسب آگاهی، در وجود خود نابود کرد. این احساسات علت و منشأ و موتور محرکه بسیاری از درگیریها و جدلها و دعواها و زحمتها و تلاشهای بیهوده روزمره ما هستند، و طبق اصل علیت، اگر علت نابود شود، معلولش هم از بین میرود. بدین نحو میتوان از بسیاری بدبختیها و عذابهایی که علتش احساسات کنترلنشده ماست، رهایی یافت.
@islie
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤32👏12👍3🔥1
عشق؛ طراحیِ بقا، نه قراردادِ خوشبختی
یکی از سوءتفاهمهای رایج این است که «اگر عشق واقعی باشد باید همیشه آرامش و خوشبختی بیاورد». این انتظار بیشتر محصول روایتهای رمانتیک/ایدئولوژیک است تا واقعیت زیستی و روانشناختی.
از دید فرگشتی، طبیعت یک هدف ساده دارد: انتقال موفق ژنها به نسل بعد. انتخاب طبیعی نمیپرسد آیا تو خوشحالی؟ میپرسد آیا زنده ماندی و نسل ادامه پیدا کرد؟ همین جملهی مشهور که در ادبیات تکاملی با رویکرد ژنمحور توضیح داده میشود، چارچوبی میدهد برای فهم اینکه چرا بسیاری از تجربههای عاشقانه، با وجود زیباییشان، میتوانند دردناک، وسواسی یا ناپایدار باشند.
عشق در علم یعنی چه؟
در روانشناسی/زیستشناسی، عشق یک بستهی واحد نیست. بهتر است آن را به چند سیستم تفکیک کنیم:
1. دلبستگی (Attachment)
سیستمی که کودک را به مراقب (معمولاً مادر/پدر) وصل میکند تا کودک از خطر دور بماند. جان بالبی این را بهعنوان یک سیستم رفتاریِ زیستی-تکاملی توضیح میدهد: نزدیکماندن به مراقب = احتمال بقا بیشتر.
2. کشش/عشق رمانتیک (Romantic Love)
پژوهشهای تصویربرداری مغزی نشان میدهند وقتی فرد به معشوق نگاه میکند، بخشهایی از مغز مرتبط با پاداش و انگیزش (دوپامین) فعال میشوند. نتیجه مهم است: عشق رمانتیک بیشتر شبیه یک نیروی رانشی است (مثل گرسنگی)، نه صرفاً یک حس شاعرانه.
3. پیوند زوجی و ماندگاری (Pair Bonding)
در کنار دوپامین، مولکولهایی مثل اکسیتوسین و وازوپرسین و شبکههای یادگیری/پاداش به شکلگیری و تداوم پیوند کمک میکنند. این موضوع در مرورهای علمی و مدلهای جانوری (مثل prairie vole) بهخوبی بررسی شده است.
4. تعهد، اخلاق، مهارتهای رابطه
این بخش بیشتر «یادگرفتنی» است. ارتباط سالم، مرزبندی، حل تعارض، همدلی عملی… اینها را فرگشت بهصورت مستقیم نصب نکرده؛ ما در فرهنگ و آموزش رشدشان میدهیم.
چرا عشق میتواند دردناک باشد؟
چون سیستمهای زیستی برای بهینهکردن شادی ساخته نشدهاند؛ برای بهینهکردن بقا ساخته شدهاند.
مثال: اضطراب جدایی
اگر نوزاد از مراقب جدا شود، خطر بالا میرود. پس مغز با گریه و چسبندگی و اضطراب جدایی، قطع ارتباط را پرهزینه میکند. این همان چیزی است که در نظریه دلبستگی به عنوان کارکرد بقا توضیح داده میشود.
عشق یکطرفه و وسواس فکری
وقتی سیستم پاداش/انگیزش درگیر شود، مغز میتواند روی یک نفر قفل کند؛ حتی اگر رابطه سالم یا دوطرفه نباشد. از بیرون عجیب است، اما از دید مدارهای انگیزشی قابل فهم است. سیستم طوری عمل میکند که رها کردن سخت باشد.
حسادت
حسادت میتواند جنبههای مخرب داشته باشد، اما از نگاه تکاملی میشود فهمید چرا در بسیاری از انسانها رخ میدهد. برای برخی افراد، کارکردش حفاظت از رابطه/سرمایهگذاری بوده است.
اگر عشق حقیقی باشد، شک و رنج و تعارض ندارد
این ادعا مردود است زیرا روانشناسی رابطه میگوید تعارض طبیعی است؛ مسئله کیفیت حل تعارض و سبک دلبستگی و مهارت ارتباطی است. «رنج» الزاماً نشانهی غیرواقعی بودن عشق نیست؛ میتواند خروجی سیستم دلبستگی/پاداش باشد.
عشق ریشه زیستی دارد، یعنی میشود آن را فهمید و با ابزارهای روانشناسی مدیریت کرد.
اما اینکه چه باید کرد (وفاداری، تعهد، مرزها، مسئولیت) حوزهی اخلاق، حقوق و انتخاب فردی است. علم ابزار میدهد، حکم ارزشی صادر نمیکند.
منابع:
• ریچارد داوکینز، ژن خودخواه – رویکرد ژنمحور به انتخاب طبیعی و رفتارهای پیوندی/خویشاوندی.
• یووال نوح هراری، انسان خردمند.
• Aron et al. (2005) Reward, motivation… in early-stage romantic love.
• Insel (2010) مرور درباره اکسیتوسین/وازوپرسین و رفتارهای پیوندی.
• Lieberwirth & Wang (2016) مرور نوروبیولوژی پیوند زوجی.
• Oxford Research Encyclopedia (2021) دربارهی Attachment Theory و ریشههای تکاملیاش.
• Bosmans (2020) مرور مدرن دربارهی دلبستگی بهعنوان سیستم زیستی/تکاملی.
• Trivers (1972) Parental Investment Theory (سرمایهگذاری والدینی و پیامدهای انتخاب جنسی).
@ISLIE
یکی از سوءتفاهمهای رایج این است که «اگر عشق واقعی باشد باید همیشه آرامش و خوشبختی بیاورد». این انتظار بیشتر محصول روایتهای رمانتیک/ایدئولوژیک است تا واقعیت زیستی و روانشناختی.
از دید فرگشتی، طبیعت یک هدف ساده دارد: انتقال موفق ژنها به نسل بعد. انتخاب طبیعی نمیپرسد آیا تو خوشحالی؟ میپرسد آیا زنده ماندی و نسل ادامه پیدا کرد؟ همین جملهی مشهور که در ادبیات تکاملی با رویکرد ژنمحور توضیح داده میشود، چارچوبی میدهد برای فهم اینکه چرا بسیاری از تجربههای عاشقانه، با وجود زیباییشان، میتوانند دردناک، وسواسی یا ناپایدار باشند.
عشق در علم یعنی چه؟
در روانشناسی/زیستشناسی، عشق یک بستهی واحد نیست. بهتر است آن را به چند سیستم تفکیک کنیم:
1. دلبستگی (Attachment)
سیستمی که کودک را به مراقب (معمولاً مادر/پدر) وصل میکند تا کودک از خطر دور بماند. جان بالبی این را بهعنوان یک سیستم رفتاریِ زیستی-تکاملی توضیح میدهد: نزدیکماندن به مراقب = احتمال بقا بیشتر.
2. کشش/عشق رمانتیک (Romantic Love)
پژوهشهای تصویربرداری مغزی نشان میدهند وقتی فرد به معشوق نگاه میکند، بخشهایی از مغز مرتبط با پاداش و انگیزش (دوپامین) فعال میشوند. نتیجه مهم است: عشق رمانتیک بیشتر شبیه یک نیروی رانشی است (مثل گرسنگی)، نه صرفاً یک حس شاعرانه.
3. پیوند زوجی و ماندگاری (Pair Bonding)
در کنار دوپامین، مولکولهایی مثل اکسیتوسین و وازوپرسین و شبکههای یادگیری/پاداش به شکلگیری و تداوم پیوند کمک میکنند. این موضوع در مرورهای علمی و مدلهای جانوری (مثل prairie vole) بهخوبی بررسی شده است.
4. تعهد، اخلاق، مهارتهای رابطه
این بخش بیشتر «یادگرفتنی» است. ارتباط سالم، مرزبندی، حل تعارض، همدلی عملی… اینها را فرگشت بهصورت مستقیم نصب نکرده؛ ما در فرهنگ و آموزش رشدشان میدهیم.
چرا عشق میتواند دردناک باشد؟
چون سیستمهای زیستی برای بهینهکردن شادی ساخته نشدهاند؛ برای بهینهکردن بقا ساخته شدهاند.
مثال: اضطراب جدایی
اگر نوزاد از مراقب جدا شود، خطر بالا میرود. پس مغز با گریه و چسبندگی و اضطراب جدایی، قطع ارتباط را پرهزینه میکند. این همان چیزی است که در نظریه دلبستگی به عنوان کارکرد بقا توضیح داده میشود.
عشق یکطرفه و وسواس فکری
وقتی سیستم پاداش/انگیزش درگیر شود، مغز میتواند روی یک نفر قفل کند؛ حتی اگر رابطه سالم یا دوطرفه نباشد. از بیرون عجیب است، اما از دید مدارهای انگیزشی قابل فهم است. سیستم طوری عمل میکند که رها کردن سخت باشد.
حسادت
حسادت میتواند جنبههای مخرب داشته باشد، اما از نگاه تکاملی میشود فهمید چرا در بسیاری از انسانها رخ میدهد. برای برخی افراد، کارکردش حفاظت از رابطه/سرمایهگذاری بوده است.
اگر عشق حقیقی باشد، شک و رنج و تعارض ندارد
این ادعا مردود است زیرا روانشناسی رابطه میگوید تعارض طبیعی است؛ مسئله کیفیت حل تعارض و سبک دلبستگی و مهارت ارتباطی است. «رنج» الزاماً نشانهی غیرواقعی بودن عشق نیست؛ میتواند خروجی سیستم دلبستگی/پاداش باشد.
عشق ریشه زیستی دارد، یعنی میشود آن را فهمید و با ابزارهای روانشناسی مدیریت کرد.
اما اینکه چه باید کرد (وفاداری، تعهد، مرزها، مسئولیت) حوزهی اخلاق، حقوق و انتخاب فردی است. علم ابزار میدهد، حکم ارزشی صادر نمیکند.
منابع:
• ریچارد داوکینز، ژن خودخواه – رویکرد ژنمحور به انتخاب طبیعی و رفتارهای پیوندی/خویشاوندی.
• یووال نوح هراری، انسان خردمند.
• Aron et al. (2005) Reward, motivation… in early-stage romantic love.
• Insel (2010) مرور درباره اکسیتوسین/وازوپرسین و رفتارهای پیوندی.
• Lieberwirth & Wang (2016) مرور نوروبیولوژی پیوند زوجی.
• Oxford Research Encyclopedia (2021) دربارهی Attachment Theory و ریشههای تکاملیاش.
• Bosmans (2020) مرور مدرن دربارهی دلبستگی بهعنوان سیستم زیستی/تکاملی.
• Trivers (1972) Parental Investment Theory (سرمایهگذاری والدینی و پیامدهای انتخاب جنسی).
@ISLIE
❤33👍8👌4😁1
◾️ اعتیاد به اطلاعات و اخبار
◾️غزل
◾️ پنجشنبه ۱۱ دی، ساعت ۲۲
◾️در گروه «دروغها و خرافات اسلام»
@ISLIE_Group
@ISLIE
◾️غزل
◾️ پنجشنبه ۱۱ دی، ساعت ۲۲
◾️در گروه «دروغها و خرافات اسلام»
@ISLIE_Group
@ISLIE
👍16❤5😁1😡1
مسیری که باید انتخاب کنیم...
هرگز انکارپذیر نیست که در خط مقدم، همیشه مبارزان شجاعی هستند که چه برای شروع و چه برای پایان، منتظر اجازه و اعلام کسی ننشستهاند
آنها همیشه کار خودشان را کرده و میکنند
این پیام هم، خطاب ما به آنها نیست
در اینجا مورد خطاب کسانیاند، خواهانِ انقلاب و رژیمچنج، که البته به هر دلیل موجه یا ناموجه قصد ندارند به خطوط مقدم بپیوندند
ما از شما خواهشی داریم، مردم ایران! آنهایی که دغدغه دارید
نمیگوییم اکتهای خطرناک و پرهزینه داشته باشید، نمیخواهیم برای خودتان دردسری تولید کنید
ما خواهش میکنیم که «فقط باشید»
فقط جمع شوید
فقط فضاء را شلوغ و سنگین کنید
همین حضور، همین شلوغی آگاهانه و هدفمند، قدرت اعضای خط مقدم را تقویت و چندین برابر میکند
و نیروی وحشی سرکوب را فرسوده و متزلزل
ما ۹۶ را تجربه کردیم، و نیز ۹۸ و ۴۰۰ و ۴۰۲ را، امروز در ۴۰۴ هستیم
حداقل هر دو سال، زندگی یک کشور تعطیل میشود، شهروندان برای مطالبه حقوق ابتدایی خود، کشته میشوند یا آسیبهای جدی میبینند
اگر در ۹۸ یا ۴۰۰ کار تمام شده بود
امروز به جای تکرار این حرفها،
در حال ساختن آینده ایران بودیم
و اگر این بار هم کار نیمهکاره رها شود
دو سال دیگر، باز همین حرفها را خواهیم گفت و شنید
اینکه میگویند «مردم قدرت ندارند و هرگز نمیتوانند انقلاب کنند»
دروغ است
مردم قدرت دارند
اما وقتی جمع و متمرکز و متکثر میشوند
وقتی فضاء را از حضور خود پر میکنند
از آب لطیفتر و از فولاد محکمتر نداریم
اما همین قطرات آب وقتی در یک نقطه متمرکز شوند، فولاد را هم برش میدهند
قدرت، در تعداد و تکثر است
در تداوم
در شلوغی هدفمند
تنها کاری که امروز میتوانیم و باید انجام دهیم، همین است که خط پشتِ خط ترسیم کنیم پشتِ خطِ مقدم
مسیری که باید انتخاب کنیم، پیچیده و آکادمیک نیست، خیلی ساده است
کافی است پشت خطوط مقدم و مبارزان جدی و حرفهای را، شلوغ و پر کنیم
مجموعه «دروغها و خرافات اسلام»
@islie
هرگز انکارپذیر نیست که در خط مقدم، همیشه مبارزان شجاعی هستند که چه برای شروع و چه برای پایان، منتظر اجازه و اعلام کسی ننشستهاند
آنها همیشه کار خودشان را کرده و میکنند
این پیام هم، خطاب ما به آنها نیست
در اینجا مورد خطاب کسانیاند، خواهانِ انقلاب و رژیمچنج، که البته به هر دلیل موجه یا ناموجه قصد ندارند به خطوط مقدم بپیوندند
ما از شما خواهشی داریم، مردم ایران! آنهایی که دغدغه دارید
نمیگوییم اکتهای خطرناک و پرهزینه داشته باشید، نمیخواهیم برای خودتان دردسری تولید کنید
ما خواهش میکنیم که «فقط باشید»
فقط جمع شوید
فقط فضاء را شلوغ و سنگین کنید
همین حضور، همین شلوغی آگاهانه و هدفمند، قدرت اعضای خط مقدم را تقویت و چندین برابر میکند
و نیروی وحشی سرکوب را فرسوده و متزلزل
ما ۹۶ را تجربه کردیم، و نیز ۹۸ و ۴۰۰ و ۴۰۲ را، امروز در ۴۰۴ هستیم
حداقل هر دو سال، زندگی یک کشور تعطیل میشود، شهروندان برای مطالبه حقوق ابتدایی خود، کشته میشوند یا آسیبهای جدی میبینند
اگر در ۹۸ یا ۴۰۰ کار تمام شده بود
امروز به جای تکرار این حرفها،
در حال ساختن آینده ایران بودیم
و اگر این بار هم کار نیمهکاره رها شود
دو سال دیگر، باز همین حرفها را خواهیم گفت و شنید
اینکه میگویند «مردم قدرت ندارند و هرگز نمیتوانند انقلاب کنند»
دروغ است
مردم قدرت دارند
اما وقتی جمع و متمرکز و متکثر میشوند
وقتی فضاء را از حضور خود پر میکنند
از آب لطیفتر و از فولاد محکمتر نداریم
اما همین قطرات آب وقتی در یک نقطه متمرکز شوند، فولاد را هم برش میدهند
قدرت، در تعداد و تکثر است
در تداوم
در شلوغی هدفمند
تنها کاری که امروز میتوانیم و باید انجام دهیم، همین است که خط پشتِ خط ترسیم کنیم پشتِ خطِ مقدم
مسیری که باید انتخاب کنیم، پیچیده و آکادمیک نیست، خیلی ساده است
کافی است پشت خطوط مقدم و مبارزان جدی و حرفهای را، شلوغ و پر کنیم
مجموعه «دروغها و خرافات اسلام»
@islie
👍52❤12👌3🕊1
ما قربانیان یک مسیر توفانی بودیم که ایران باید طی میکرد
اجتنابناپذیر بود
اگر ایران از این مسیر زنده بیرون بیاید - که من امیدوارم چنین خواهد شد - دیگر همان ایرانی نیست که وارد این مسیر شد
عاشق این قول موراکامیام:
وقتی توفان تمام شد، یادت نمیاید چگونه از آن گذشتی، چطور جان به در بردی. حتی در حقیقت مطمئن نیستی توفان واقعاً تمام شده باشد. اما یک چیز مسلم است: وقتی از توفان بیرون آمدی دیگر هرگز همان آدمی نیستی که قدم به درون توفان گذاشت»
ایران بعد از خروج از این توفان
هرگز و هرگز ایران سابق نخواهد شد
ایران امروز به سطح لازمی از بلوغ رسیده (لازم، اما هنوز نه کافی)
ولی زندگی ما و عزیزانمان قربانی این مسیر بود
اینکه در نهایت میصرفید یا نه؟
محاسبهای است که هر کس خودش میتواند و باید انجام بدهد
اما در یک واقعیت شکی نیست:
ایرانی که از توفان جمهوری اسلامی خارج میشود، زمین تا کهشکان با ایران ۵۷ فاصله دارد
جمهوری اسلامی ایران را تربیت کرد اما مانند یک توفان وحشی، نه مانند یک پدر دلسوز و عاقل
@islie
اجتنابناپذیر بود
اگر ایران از این مسیر زنده بیرون بیاید - که من امیدوارم چنین خواهد شد - دیگر همان ایرانی نیست که وارد این مسیر شد
عاشق این قول موراکامیام:
وقتی توفان تمام شد، یادت نمیاید چگونه از آن گذشتی، چطور جان به در بردی. حتی در حقیقت مطمئن نیستی توفان واقعاً تمام شده باشد. اما یک چیز مسلم است: وقتی از توفان بیرون آمدی دیگر هرگز همان آدمی نیستی که قدم به درون توفان گذاشت»
ایران بعد از خروج از این توفان
هرگز و هرگز ایران سابق نخواهد شد
ایران امروز به سطح لازمی از بلوغ رسیده (لازم، اما هنوز نه کافی)
ولی زندگی ما و عزیزانمان قربانی این مسیر بود
اینکه در نهایت میصرفید یا نه؟
محاسبهای است که هر کس خودش میتواند و باید انجام بدهد
اما در یک واقعیت شکی نیست:
ایرانی که از توفان جمهوری اسلامی خارج میشود، زمین تا کهشکان با ایران ۵۷ فاصله دارد
جمهوری اسلامی ایران را تربیت کرد اما مانند یک توفان وحشی، نه مانند یک پدر دلسوز و عاقل
@islie
❤49👍39👎4🕊3
Forwarded from من خدا هستم
🔘 پردهبرداری از «تاریکخانه جنایت»: وقتی اینترنت وصل میشود و خون تازه میچکد
(تحلیل جامع وضعیت ایران در ۲ بهمن ۱۴۰۴)
▪️ پس از دو هفته حبس در تاریکی مطلق دیجیتال، ایران کمکم آنلاین میشود؛ اما آنچه از دل این تاریکی بیرون میزند، نه اخبار یک «اعتراض»، بلکه اسناد یک «جنایت جنگی تمامعیار» است. گزارشهای تکاندهنده بیبیسی جهانی از سردخانههای جنوب تهران، روایت فاکسنیوز از تجاوز به نوجوانان و آمار یورونیوز که از ۳۰۰۰ (آمار خود حکومت) تا ۲۰,۰۰۰ کشته سخن میگویند، نشان میدهد که جمهوری اسلامی در روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه، خیابانهای ایران را به میدان تیرباران تبدیل کرده است.
▪️ همزمان، مسعود پزشکیان در اظهاراتی که مرزهای وقاحت را جابجا کرد، جانباختگان را دارای «اختلالات روانی» نامید تا پازل انکار تکمیل شود. اما در بیرون از مرزها، جهان تصویر دیگری را میبیند: ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» به خلیج فارس رسیده و دونالد ترامپ از مشاورانش «گزینههای قاطع» (Decisive Options) خواسته است.
▫️ تحلیل عمیق: ما در کجای تاریخ ایستادهایم؟
۱. بازگشت به «لحظه ساسانی»: فروپاشی قرارداد اجتماعی
تاریخ ایران در حال تکرار یک الگوی باستانی است. در اواخر دوره ساسانی، ظلم و مالیاتهای سنگین حکومت چنان مردم را به ستوه آورده بود که برخی آمدن یک نیروی خارجی را نه به چشم «تهاجم»، بلکه به عنوان راهی برای «تنفس» میدیدند. امروز، جمهوری اسلامی با کشتار وسیع و غارت اقتصادی (دلار ۱۵۰ هزار تومانی)، دقیقاً در همان نقطه ایستاده است. وقتی حکومتی با شهروندانش مانند «دشمن حربی» رفتار میکند، مردم نیز به طور طبیعی منتظر هر نیرویی هستند که این «اشغالگر داخلی» را دفع کند.
۲. پایان توهم «عمق استراتژیک»: سقوط دژ سوریه
در حالی که رژیم در تهران مشغول کشتار بود، در سوریه (طبق گزارش ISW) آخرین سنگرها را از دست داد. نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) فروپاشیدند و دولت جدید سوریه (احمد الشرع) بر شمال شرق مسلط شد. ایران که روزی دم از حکومت بر دمشق میزد، اکنون حتی توان حفظ امنیت پایگاههای خود را ندارد. این یعنی بازوهای اختاپوس قطع شده و سرِ اختاپوس در تهران، بیپناهتر از همیشه است.
۳. معمای سکوت ترامپ: «ضربه نهایی» یا «خیانت»؟
بسیاری از معترضان که با وعده «کمک در راه است» به خیابان آمدند، اکنون احساس خیانت میکنند (گزارش گاردین). اما تحلیلهای نظامی (WSJ) نشان میدهد تاخیر آمریکا ناشی از بیتفاوتی نیست، بلکه ناشی از تغییر استراتژی است. ترامپ و پنتاگون به دنبال بمباران کور نیستند؛ آنها به دنبال «گزینه قاطع» هستند. این گزینه میتواند شامل حملات سایبری فلجکننده، قطع کامل شریانهای مالی و یا حملات دقیق به مراکز فرماندهی سپاه (Decapitation Strike) باشد. ترس کشورهای عربی خلیج فارس از انتقامگیری کور ایران، تنها عامل کُندکننده این ماشین جنگی است.
۴. اقتصاد سیاسی خون: هزینه ۳۷ میلیون دلاری سکوت
قطع اینترنت تنها یک ابزار سانسور نبود؛ یک خودزنی اقتصادی بود. هر روز قطعی ۳۷ میلیون دلار به اقتصاد ورشکسته ایران ضربه زد. رژیم برای پنهان کردن جنایتش، تتمه اقتصاد کشور را هم قربانی کرد. اعترافات ضمنی مقامات به ناتوانی در پرداخت حقوقها نشان میدهد که این «پیروزی امنیتی» (سرکوب)، در واقع یک «شکست استراتژیک» بوده است.
@khod2
(تحلیل جامع وضعیت ایران در ۲ بهمن ۱۴۰۴)
▪️ پس از دو هفته حبس در تاریکی مطلق دیجیتال، ایران کمکم آنلاین میشود؛ اما آنچه از دل این تاریکی بیرون میزند، نه اخبار یک «اعتراض»، بلکه اسناد یک «جنایت جنگی تمامعیار» است. گزارشهای تکاندهنده بیبیسی جهانی از سردخانههای جنوب تهران، روایت فاکسنیوز از تجاوز به نوجوانان و آمار یورونیوز که از ۳۰۰۰ (آمار خود حکومت) تا ۲۰,۰۰۰ کشته سخن میگویند، نشان میدهد که جمهوری اسلامی در روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه، خیابانهای ایران را به میدان تیرباران تبدیل کرده است.
▪️ همزمان، مسعود پزشکیان در اظهاراتی که مرزهای وقاحت را جابجا کرد، جانباختگان را دارای «اختلالات روانی» نامید تا پازل انکار تکمیل شود. اما در بیرون از مرزها، جهان تصویر دیگری را میبیند: ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» به خلیج فارس رسیده و دونالد ترامپ از مشاورانش «گزینههای قاطع» (Decisive Options) خواسته است.
▫️ تحلیل عمیق: ما در کجای تاریخ ایستادهایم؟
۱. بازگشت به «لحظه ساسانی»: فروپاشی قرارداد اجتماعی
تاریخ ایران در حال تکرار یک الگوی باستانی است. در اواخر دوره ساسانی، ظلم و مالیاتهای سنگین حکومت چنان مردم را به ستوه آورده بود که برخی آمدن یک نیروی خارجی را نه به چشم «تهاجم»، بلکه به عنوان راهی برای «تنفس» میدیدند. امروز، جمهوری اسلامی با کشتار وسیع و غارت اقتصادی (دلار ۱۵۰ هزار تومانی)، دقیقاً در همان نقطه ایستاده است. وقتی حکومتی با شهروندانش مانند «دشمن حربی» رفتار میکند، مردم نیز به طور طبیعی منتظر هر نیرویی هستند که این «اشغالگر داخلی» را دفع کند.
۲. پایان توهم «عمق استراتژیک»: سقوط دژ سوریه
در حالی که رژیم در تهران مشغول کشتار بود، در سوریه (طبق گزارش ISW) آخرین سنگرها را از دست داد. نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) فروپاشیدند و دولت جدید سوریه (احمد الشرع) بر شمال شرق مسلط شد. ایران که روزی دم از حکومت بر دمشق میزد، اکنون حتی توان حفظ امنیت پایگاههای خود را ندارد. این یعنی بازوهای اختاپوس قطع شده و سرِ اختاپوس در تهران، بیپناهتر از همیشه است.
۳. معمای سکوت ترامپ: «ضربه نهایی» یا «خیانت»؟
بسیاری از معترضان که با وعده «کمک در راه است» به خیابان آمدند، اکنون احساس خیانت میکنند (گزارش گاردین). اما تحلیلهای نظامی (WSJ) نشان میدهد تاخیر آمریکا ناشی از بیتفاوتی نیست، بلکه ناشی از تغییر استراتژی است. ترامپ و پنتاگون به دنبال بمباران کور نیستند؛ آنها به دنبال «گزینه قاطع» هستند. این گزینه میتواند شامل حملات سایبری فلجکننده، قطع کامل شریانهای مالی و یا حملات دقیق به مراکز فرماندهی سپاه (Decapitation Strike) باشد. ترس کشورهای عربی خلیج فارس از انتقامگیری کور ایران، تنها عامل کُندکننده این ماشین جنگی است.
۴. اقتصاد سیاسی خون: هزینه ۳۷ میلیون دلاری سکوت
قطع اینترنت تنها یک ابزار سانسور نبود؛ یک خودزنی اقتصادی بود. هر روز قطعی ۳۷ میلیون دلار به اقتصاد ورشکسته ایران ضربه زد. رژیم برای پنهان کردن جنایتش، تتمه اقتصاد کشور را هم قربانی کرد. اعترافات ضمنی مقامات به ناتوانی در پرداخت حقوقها نشان میدهد که این «پیروزی امنیتی» (سرکوب)، در واقع یک «شکست استراتژیک» بوده است.
🔸 نتیجهگیری راهبردی: آرامش گورستانی
وضعیت فعلی ایران «آرامش» نیست؛ «سکوت گورستانی» یک صحنه جرم است. خامنهای با کشتار دیماه ۱۴۰۴، شاید چند ماه برای خود زمان خریده باشد، اما او اکنون بر روی انبار باروتی نشسته که فیوز آن در دست واشنگتن و تلآویو است. رژیم دیگر هیچ «سوپاپ اطمینانی» ندارد؛ نه اصلاحات (اصلاحات لاریجانی دروغی بیش نیست)، نه پول نفت، و نه حمایت مردم. گام بعدی، نه اعتراض خیابانی، بلکه «تعیین تکلیف نهایی» خواهد بود.
@khod2
👌8❤3👍1👎1
🔘خونین ترین سرکوب تاریخ ایران.
💢در تاریخ ایران و جهان، سرکوبهای خونین کم نبودهاند، اما اغلب یا در بازههای زمانی طولانیتر رخ دادهاند یا از نظر کمّی به چنین سطحی نرسیدهاند؛ در ایرانِ معاصر،
حتی بنا بر آمار رسمی جمهوری اسلامی، از سال ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۷ مجموع کشتهشدگان سرکوبهای سیاسی دستکم ۳۰۰۰ نفر اعلام شده است، آماری که خود بهدلیل ماهیت نظام آماری این رژیم محل تردید جدی است، اما حتی اگر همان عدد حداقلی را مبنا بگیریم، باز هم با آماری مواجهایم که طی پانزده سال رخ داده، نه در دو روز.
تا کشتار زندانیان سیاسی ۱۳۶۷ با چند هزار قربانی در طی ماهها، و سرکوب آبان ۱۳۹۸ نهایتاً چند هزار کشته در سه روز ، هیچکدام از نظر تمرکز زمانی و حجم تلفات قابل قیاس با کشتاری که ادعا میشود عمدتاً در ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴ رخ داده نیست.
اگر به عقبتر برویم، در تاریخ ایران تنها نمونههایی مثل کشتارهای منسوب به تیمور لنگ دیده میشود که گزارشها از چند هزار تا دهها هزار کشته در سقوط شهرها سخن میگویند، آن هم در بستر جنگهای طولانی، نه سرکوب شهری دو روزه. در مقیاس جهانی نیز وضعیت مشابه است: کشتار کمون پاریس در ۱۸۷۱ با حدود ۱۰ تا ۲۰ هزار کشته در یک هفته، سرکوب حما در سوریه ۱۹۸۲ با برآورد ۱۰ تا ۴۰ هزار قربانی طی چند هفته، یا میدان تیانآنمن ۱۹۸۹ با صدها تا چند هزار کشته، همگی یا از نظر زمان کشدارترند یا از نظر عددی پایینتر.
حتی بسیاری از کشتارهای مشهور جهان باستان و قرون وسطی، مانند قتلعامهای مذهبی اروپا، در بازههای طولانیتر اتفاق افتادهاند.
به همین دلیل، اگر حتی حداقل آمار مطرحشده برای دی ۱۴۰۴ را مبنا بگیریم یعنی ۲۰ هزار جان باخته که اعداد واقعی بسیار بیشتر از این آمار است ، با پدیدهای مواجهایم که از حیث تراکم مرگ در زمان، نه فقط در تاریخ معاصر ایران بلکه در تاریخ شناختهشده سرکوبهای سیاسی، استثنایی و بهسختی قابل مقایسه است؛ چیزی شبیه منطق جنگهای فتح و نابودی، اما اعمالشده علیه جامعه خودی. این همان نقطهای است که تاریخ معمولاً مکث میکند و مینویسد بیسابقه، نه از سر اغراق، بلکه از سر ناتوانی در یافتن نمونهای هموزن.
@islie
💢در تاریخ ایران و جهان، سرکوبهای خونین کم نبودهاند، اما اغلب یا در بازههای زمانی طولانیتر رخ دادهاند یا از نظر کمّی به چنین سطحی نرسیدهاند؛ در ایرانِ معاصر،
حتی بنا بر آمار رسمی جمهوری اسلامی، از سال ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۷ مجموع کشتهشدگان سرکوبهای سیاسی دستکم ۳۰۰۰ نفر اعلام شده است، آماری که خود بهدلیل ماهیت نظام آماری این رژیم محل تردید جدی است، اما حتی اگر همان عدد حداقلی را مبنا بگیریم، باز هم با آماری مواجهایم که طی پانزده سال رخ داده، نه در دو روز.
تا کشتار زندانیان سیاسی ۱۳۶۷ با چند هزار قربانی در طی ماهها، و سرکوب آبان ۱۳۹۸ نهایتاً چند هزار کشته در سه روز ، هیچکدام از نظر تمرکز زمانی و حجم تلفات قابل قیاس با کشتاری که ادعا میشود عمدتاً در ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴ رخ داده نیست.
اگر به عقبتر برویم، در تاریخ ایران تنها نمونههایی مثل کشتارهای منسوب به تیمور لنگ دیده میشود که گزارشها از چند هزار تا دهها هزار کشته در سقوط شهرها سخن میگویند، آن هم در بستر جنگهای طولانی، نه سرکوب شهری دو روزه. در مقیاس جهانی نیز وضعیت مشابه است: کشتار کمون پاریس در ۱۸۷۱ با حدود ۱۰ تا ۲۰ هزار کشته در یک هفته، سرکوب حما در سوریه ۱۹۸۲ با برآورد ۱۰ تا ۴۰ هزار قربانی طی چند هفته، یا میدان تیانآنمن ۱۹۸۹ با صدها تا چند هزار کشته، همگی یا از نظر زمان کشدارترند یا از نظر عددی پایینتر.
حتی بسیاری از کشتارهای مشهور جهان باستان و قرون وسطی، مانند قتلعامهای مذهبی اروپا، در بازههای طولانیتر اتفاق افتادهاند.
به همین دلیل، اگر حتی حداقل آمار مطرحشده برای دی ۱۴۰۴ را مبنا بگیریم یعنی ۲۰ هزار جان باخته که اعداد واقعی بسیار بیشتر از این آمار است ، با پدیدهای مواجهایم که از حیث تراکم مرگ در زمان، نه فقط در تاریخ معاصر ایران بلکه در تاریخ شناختهشده سرکوبهای سیاسی، استثنایی و بهسختی قابل مقایسه است؛ چیزی شبیه منطق جنگهای فتح و نابودی، اما اعمالشده علیه جامعه خودی. این همان نقطهای است که تاریخ معمولاً مکث میکند و مینویسد بیسابقه، نه از سر اغراق، بلکه از سر ناتوانی در یافتن نمونهای هموزن.
@islie
💔18❤7👎2👍1