💢 کودکآزاری در فقه شیعه:
اگر دختر بچه توان روزه نداشته باشد، روزه بر او واجب نیست؛ اما در کمال ناباوری، رابطهٔ جنسی غیر دخولی با همان دختر بچه امکانپذیر است! ↓↓↓
قدرتالله انصاری، در کتاب احکام و حقوق کودکان که تحت اشراف آیتالله فاضل لنکرانی منتشر شده است، در اینباره مینویسد:
💥 این نشان میدهد که فقها در تعیین احکام مربوط به کودکان، توان و آمادگی ذهنی و روانی کودکان را مورد توجه قرار نمیدهند و صرفا بر توان جسمی کودک تکیه میکنند؛ گویی همین که کودک از نظر جسمی توان انجام کاری را داشته باشد، برای آن کافی است.
💥 همچنین لازم به گفتن نیست که چنین عملی از نظر هر انسان سالم و برخوردار از حداقل موازین اخلاقی در قرن بیست و یکم، رفتاری آشکارا قبیح، بیشرمانه و تکاندهنده است.
📎مطالب مرتبط:
- حمایت همه جانبه و ترویح سکس با کودکان توسط روحانیت شیعه
- فتوای روح الله خمینی حرام زاده به عملی بی شرمانه با کودکان شیر خواره
- کودک آزاری در اسلام
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
اگر دختر بچه توان روزه نداشته باشد، روزه بر او واجب نیست؛ اما در کمال ناباوری، رابطهٔ جنسی غیر دخولی با همان دختر بچه امکانپذیر است! ↓↓↓
قدرتالله انصاری، در کتاب احکام و حقوق کودکان که تحت اشراف آیتالله فاضل لنکرانی منتشر شده است، در اینباره مینویسد:
در بعضی روایات هم تصریح شده اگر کودک توان و قدرت روزه گرفتن داشته باشد، واجب است روزه بگیرد. که از آن استفاده میشود اگر توان روزه گرفتن ندارد بر او واجب نیست. بهعلاوه مقصود از نکاح، فقط آمیزش جنسی [دخولی] نیست. استمتاعات دیگر [غیر دخولی] نیز میتواند بعضی از اهداف باشد که از دختر نُه سال امکانپذیر است.📚منبع: احکام و حقوق کودکان در اسلام ٫ تألیف قدرت الله انصاری ٫ تحت اشراف آیت الله فاضل لنکرانی ٫ جلد ۱ ٫ صفحات ۹۵-۹۶
💥 این نشان میدهد که فقها در تعیین احکام مربوط به کودکان، توان و آمادگی ذهنی و روانی کودکان را مورد توجه قرار نمیدهند و صرفا بر توان جسمی کودک تکیه میکنند؛ گویی همین که کودک از نظر جسمی توان انجام کاری را داشته باشد، برای آن کافی است.
💥 همچنین لازم به گفتن نیست که چنین عملی از نظر هر انسان سالم و برخوردار از حداقل موازین اخلاقی در قرن بیست و یکم، رفتاری آشکارا قبیح، بیشرمانه و تکاندهنده است.
📎مطالب مرتبط:
- حمایت همه جانبه و ترویح سکس با کودکان توسط روحانیت شیعه
- فتوای روح الله خمینی حرام زاده به عملی بی شرمانه با کودکان شیر خواره
- کودک آزاری در اسلام
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
😡29👍8❤7
پاسخ به احمد فعال بخش سوم
جناب فعال عزیزپاسخ شما طولانی بود و طبیعتاً پاسخ به تمام جزئیات آن هم متن را بسیار طولانی میکند. بنابراین سعی میکنم به ترتیب به محورهای اصلی متن شما پاسخ بدهم.
در مورد بحث کارکردگرایی و تشبیه جامعه به بدن، به نظرم اینجا کمی موضوع را از آنچه هست پیچیدهتر کردهاید. من این تشبیه را بهعنوان یک مدل فلسفی یا جامعهشناختی برای توضیح تمام سازوکارهای جامعه مطرح نکردم که حالا با رد کارکردگرایی، کل استدلال من فرو بریزد. تشبیه من ناظر به یک نکته مشخص بود: وقتی یک جامعه در وضعیت بحرانی قرار دارد و سازوکارهای درونی اصلاح و تغییر آن بارها امتحان شده و به نتیجه مطلوب نرسیده، این احتمال که راهحل از بیرون آن سیستم بیاید را نمیتوان صرفاً به دلیل «بیرونی بودن» رد کرد.
اما در خصوص مشروعیت رهبری رضا پهلوی، خب، این محصول یک فرایند تاریخی انباشتی است، نه اینکه از خلأ و یکشبه ظاهر شده باشد. خود شما هم در پشتوانه اجتماعی ایشان تردید ندارید.
اما این پشتوانه از کجا آمده و آیا میشود فراخوان دیماه و استقبال میلیونی از آن را بهعنوان مشروعیت رهبری ایشان برای دوران گذار برداشت کرد؟
به زعم من، اگر این فرایند انباشت تاریخی را بررسی کنیم، پاسخ مثبت است.
گفتمان جامعه مدنی سیال است و رهبری این گفتمانها نیز با تغییر گفتمان تغییر میکند.
در دوم خرداد ۷۶، گفتمان غالب، اصلاحات بود و مشخصاً رهبری این گفتمان با محمد خاتمی بود. در آن کانتکست، گفتمان براندازی در حاشیهایترین حالت ممکن قرار داشت و در کلیت جامعه مدنی، بهجز معدود افرادی، کسی در پی براندازی نبود.
بله، در آن کانتکست، آقای پهلوی جایگاه خاصی در گفتمانهای جامعه نداشتند و صرفاً بهعنوان ولیعهد نظام سابق شناخته میشدند.
در جنبش عظیم ۸۸ هم گفتمان غالب، اصلاحات بود؛ ولی این گفتمان بسیار رادیکالتر از گفتمان دوم خرداد بود و مشخصاً رهبری این گفتمان با میرحسین موسوی بود؛ کسی که توانست آن جمعیت عظیم را نزدیک به چند ماه در صحنه حاضر نگه دارد.
در آن سال هم گفتمان براندازی محلی از اعراب نداشت و جالب اینجاست که خود رضا پهلوی هم مچبند سبز بست و با گفتمان غالب همراهی کرد.
تا سال ۹۶ کماکان گفتمان غالب، اصلاحات بود؛ تا دیماه ۹۶ که میشود آن را آغاز نقشآفرینی گفتمان براندازی و خروج آن از حاشیه دانست؛ با شعارهایی مثل «اصلاحطلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» یا «رضاشاه، روحت شاد».
این گفتمان ابراز وجود کرد و ستیز و تخریب پهلوی که بیش از ۴۰ سال ذیل پروپاگاندای نظام بود، ناگهان نتیجه عکس داد. شعار «رضاشاه، روحت شاد» به طغیان علیه وضع موجود تبدیل شد و نماد گفتمان براندازی شد؛ اما کماکان گفتمان براندازی یک گفتمان رقیب بود، نه گفتمان غالب.
با اینکه شعار «رضاشاه، روحت شاد» نماد گفتمان براندازی بود، درون خود این گفتمان هنوز وفاق و وحدت رویه شکل نگرفته بود که البته نقش جمهوری اسلامی در اپوزیسیونسازی و تفرقهاندازی در این عدم وفاق آشکار بود.
۱۴۰۱ نقطه عطفی در گفتمان براندازی بود. بعد از آن، راه چپها، مجاهدین و صادراتیهای رژیم از آن جمعیت برانداز ملیگرا جدا شد و در یک فرایند تاریخی، این تسویه صورت گرفت. در طی این فرایند تاریخی، سرمایه اجتماعی برای شخص رضا پهلوی بهعنوان نماد جریان برانداز ملیگرا انباشته شد.
و بله، تا قبل از این تغییر گفتمان، شاید آقای پهلوی توان بسیج مردمی را نداشت و این موضوع به کنایه چپها و صادراتیهایی مثل حسین رزاق تبدیل شده بود که میگفتند اگر پهلوی بتواند ۱۰۰۰ نفر را به خیابان بیاورد، رهبری او را تأیید میکنند.
پس اگر پیشنهاد یا کنش پیشینی جناب پهلوی پاسخ مناسبی از جامعه دریافت نکرده بود، به خاطر گفتمانهای حاکم بر جامعه مدنی بوده است.
وقتی در دیماه ۴۰۴ گفتمان براندازی با اکثریت ملیگرا به گفتمان غالب تبدیل شد، شخص رضا پهلوی بهعنوان نماد این گفتمان، تنها رهبر مشروع این جریان است.
البته این بههیچعنوان به معنی غالب بودن سلطنتطلبی نیست. بسیاری از این اکثریت ملیگرا جمهوریخواه هستند، بسیاری مشروطهخواه و برخی هم مثل من مینارشیست هستند که برایشان جمهوری و پادشاهی علیالسویه است.
ولی همه این جریانات در دو نقطه اتفاقنظر دارند: اول، ملیگرایی و دوم، گذار از جمهوری اسلامی.
شخص رضا پهلوی نماد و رهبر مشروع این گفتمان است و وزن و سرمایه اجتماعی ایشان ناشی از همین گفتمان است که امروز به گفتمان غالب تبدیل شده است.
حتی پیمایش گمان (با توجه به اینکه عمار ملکی خودش چپگراست و با پهلوی ضدیت دارد) در سال ۲۰۲۴، با وجود تمام محدودیتهایی که هر پیمایش اینترنتی دارد، نشان میداد رضا پهلوی در میان چهرههای مخالف جمهوری اسلامی ۳۱ درصد حمایت اظهارشده داشته است؛ در همان پیمایش، حدود ۷۰ درصد با ادامه جمهوری اسلامی مخالفت کرده بودند.
جناب فعال عزیزپاسخ شما طولانی بود و طبیعتاً پاسخ به تمام جزئیات آن هم متن را بسیار طولانی میکند. بنابراین سعی میکنم به ترتیب به محورهای اصلی متن شما پاسخ بدهم.
در مورد بحث کارکردگرایی و تشبیه جامعه به بدن، به نظرم اینجا کمی موضوع را از آنچه هست پیچیدهتر کردهاید. من این تشبیه را بهعنوان یک مدل فلسفی یا جامعهشناختی برای توضیح تمام سازوکارهای جامعه مطرح نکردم که حالا با رد کارکردگرایی، کل استدلال من فرو بریزد. تشبیه من ناظر به یک نکته مشخص بود: وقتی یک جامعه در وضعیت بحرانی قرار دارد و سازوکارهای درونی اصلاح و تغییر آن بارها امتحان شده و به نتیجه مطلوب نرسیده، این احتمال که راهحل از بیرون آن سیستم بیاید را نمیتوان صرفاً به دلیل «بیرونی بودن» رد کرد.
اما در خصوص مشروعیت رهبری رضا پهلوی، خب، این محصول یک فرایند تاریخی انباشتی است، نه اینکه از خلأ و یکشبه ظاهر شده باشد. خود شما هم در پشتوانه اجتماعی ایشان تردید ندارید.
اما این پشتوانه از کجا آمده و آیا میشود فراخوان دیماه و استقبال میلیونی از آن را بهعنوان مشروعیت رهبری ایشان برای دوران گذار برداشت کرد؟
به زعم من، اگر این فرایند انباشت تاریخی را بررسی کنیم، پاسخ مثبت است.
گفتمان جامعه مدنی سیال است و رهبری این گفتمانها نیز با تغییر گفتمان تغییر میکند.
در دوم خرداد ۷۶، گفتمان غالب، اصلاحات بود و مشخصاً رهبری این گفتمان با محمد خاتمی بود. در آن کانتکست، گفتمان براندازی در حاشیهایترین حالت ممکن قرار داشت و در کلیت جامعه مدنی، بهجز معدود افرادی، کسی در پی براندازی نبود.
بله، در آن کانتکست، آقای پهلوی جایگاه خاصی در گفتمانهای جامعه نداشتند و صرفاً بهعنوان ولیعهد نظام سابق شناخته میشدند.
در جنبش عظیم ۸۸ هم گفتمان غالب، اصلاحات بود؛ ولی این گفتمان بسیار رادیکالتر از گفتمان دوم خرداد بود و مشخصاً رهبری این گفتمان با میرحسین موسوی بود؛ کسی که توانست آن جمعیت عظیم را نزدیک به چند ماه در صحنه حاضر نگه دارد.
در آن سال هم گفتمان براندازی محلی از اعراب نداشت و جالب اینجاست که خود رضا پهلوی هم مچبند سبز بست و با گفتمان غالب همراهی کرد.
تا سال ۹۶ کماکان گفتمان غالب، اصلاحات بود؛ تا دیماه ۹۶ که میشود آن را آغاز نقشآفرینی گفتمان براندازی و خروج آن از حاشیه دانست؛ با شعارهایی مثل «اصلاحطلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» یا «رضاشاه، روحت شاد».
این گفتمان ابراز وجود کرد و ستیز و تخریب پهلوی که بیش از ۴۰ سال ذیل پروپاگاندای نظام بود، ناگهان نتیجه عکس داد. شعار «رضاشاه، روحت شاد» به طغیان علیه وضع موجود تبدیل شد و نماد گفتمان براندازی شد؛ اما کماکان گفتمان براندازی یک گفتمان رقیب بود، نه گفتمان غالب.
با اینکه شعار «رضاشاه، روحت شاد» نماد گفتمان براندازی بود، درون خود این گفتمان هنوز وفاق و وحدت رویه شکل نگرفته بود که البته نقش جمهوری اسلامی در اپوزیسیونسازی و تفرقهاندازی در این عدم وفاق آشکار بود.
۱۴۰۱ نقطه عطفی در گفتمان براندازی بود. بعد از آن، راه چپها، مجاهدین و صادراتیهای رژیم از آن جمعیت برانداز ملیگرا جدا شد و در یک فرایند تاریخی، این تسویه صورت گرفت. در طی این فرایند تاریخی، سرمایه اجتماعی برای شخص رضا پهلوی بهعنوان نماد جریان برانداز ملیگرا انباشته شد.
و بله، تا قبل از این تغییر گفتمان، شاید آقای پهلوی توان بسیج مردمی را نداشت و این موضوع به کنایه چپها و صادراتیهایی مثل حسین رزاق تبدیل شده بود که میگفتند اگر پهلوی بتواند ۱۰۰۰ نفر را به خیابان بیاورد، رهبری او را تأیید میکنند.
پس اگر پیشنهاد یا کنش پیشینی جناب پهلوی پاسخ مناسبی از جامعه دریافت نکرده بود، به خاطر گفتمانهای حاکم بر جامعه مدنی بوده است.
وقتی در دیماه ۴۰۴ گفتمان براندازی با اکثریت ملیگرا به گفتمان غالب تبدیل شد، شخص رضا پهلوی بهعنوان نماد این گفتمان، تنها رهبر مشروع این جریان است.
البته این بههیچعنوان به معنی غالب بودن سلطنتطلبی نیست. بسیاری از این اکثریت ملیگرا جمهوریخواه هستند، بسیاری مشروطهخواه و برخی هم مثل من مینارشیست هستند که برایشان جمهوری و پادشاهی علیالسویه است.
ولی همه این جریانات در دو نقطه اتفاقنظر دارند: اول، ملیگرایی و دوم، گذار از جمهوری اسلامی.
شخص رضا پهلوی نماد و رهبر مشروع این گفتمان است و وزن و سرمایه اجتماعی ایشان ناشی از همین گفتمان است که امروز به گفتمان غالب تبدیل شده است.
حتی پیمایش گمان (با توجه به اینکه عمار ملکی خودش چپگراست و با پهلوی ضدیت دارد) در سال ۲۰۲۴، با وجود تمام محدودیتهایی که هر پیمایش اینترنتی دارد، نشان میداد رضا پهلوی در میان چهرههای مخالف جمهوری اسلامی ۳۱ درصد حمایت اظهارشده داشته است؛ در همان پیمایش، حدود ۷۰ درصد با ادامه جمهوری اسلامی مخالفت کرده بودند.
Telegram
بیان آزادی
پاسخ به یادداشت انتقادی هادس درباره
پیامدهای جنگ، صلاحیتهای رهبری رضا پهلوی
و نقد نگاههای قیممابانه (1)
احمد فعال
رویه کانال بیان آزادی این است که اگر انتقادی و نقدی به یک یادداشت و یا یک مقاله و یا یک اظهارنظر دارد، ابتدا قبل از آن، متن آن یادداشت…
پیامدهای جنگ، صلاحیتهای رهبری رضا پهلوی
و نقد نگاههای قیممابانه (1)
احمد فعال
رویه کانال بیان آزادی این است که اگر انتقادی و نقدی به یک یادداشت و یا یک مقاله و یا یک اظهارنظر دارد، ابتدا قبل از آن، متن آن یادداشت…
❤15👍8👎1
نکته جالبتر اینکه حمایت از پهلوی فقط محدود به کسانی نبود که خود را سلطنتطلب میدانند؛ در میان جمهوریخواهان و کسانی که شکل نظام مشخصی را ترجیح نمیدادند نیز بخشی از پاسخدهندگان از او حمایت کرده بودند.
در جای دیگری فرمودید بخشی از این استقبال از فراخوان واکنشی بوده و برخی به فلان علت و برخی به فلان علت در آن شرکت کردهاند.
خب، مگر در سایر موارد چنین نبوده است؟ مگر انتخاب یک گزینه همیشه تکعاملی بوده است؟
مگر ۲۰ میلیون رأی سال ۷۶ خاتمی، همگی اصلاحطلب بودند؟ بخش عمدهای از این آرا از بغض ناطق نوری بود، نه حب خاتمی؛ این دیگر تجربه زیسته ماست.
یا در انتخابات ۹۶، آن بیستوچند میلیونی که به روحانی رأی دادند، عاشق سینهچاک روباه بنفش بودند؟ یا از بغض رئیسی به روحانی رأی دادند؟ یا در دوگانه پزشکیان و جلیلی؟
انتخاب، چه آگاهانه باشد، چه از روی ایدئولوژی و چه واکنشی، در نهایت انتخاب است.
و یک جمعیت اکثریتی از جامعه، در دوگانه پهلوی و جمهوری اسلامی، پهلوی را انتخاب کردند.
این انتخاب، هر عاملی داشته باشد، در نهایت انتخاب است.
آیا همه مردم ایران ایشان را انتخاب کردند؟ مسلماً خیر؛ همانطور که در دوگانه رئیسی و روحانی، ۱۰ میلیون نفر رئیسی را انتخاب کردند.
ولی چیزی که انکارناپذیر است، این نکته است که یک اکثریت از جامعه مدنی، پهلوی را بهعنوان رهبر دوران گذار پذیرفتند.
اما اصل بحث ما چیز دیگری است.
رضا پهلوی موضوع اصلی بحث نیست. ایشان یک چهره سیاسی است که سرمایه اجتماعی و وزن سیاسی بالایی دارد و میتواند از یک راهحل مشخص دفاع کند. بحث اصلی من «مشروعیت و عقلانیت مداخله خارجی» است، نه اینکه چون جناب پهلوی این پیشنهاد را مطرح کرده، پس مشروع است یا غیرمشروع.
رضا پهلوی رئیسجمهور آمریکا نیست. نخستوزیر اسرائیل هم نیست. نه میتواند به ترامپ دستور بدهد و نه به دولت اسرائیل. او میتواند از یک سیاست حمایت کند یا برای آن لابی کند؛ اما تصمیم نهایی را دولتهای مستقل، بر اساس منافع و محاسبات خودشان، میگیرند.
پس سؤال واقعی این نیست که «آیا رضا پهلوی حق دارد برای مردم ایران تصمیم بگیرد؟» چون پیشنهاد دادن با تصمیم گرفتن یکی نیست.
پیشنهاد سیاسی برابر با تصمیم سیاسی نیست.
من میتونم بگم مداخله خارجی را راهحل میدانم؛ این به این معنا نیست که اختیار اجرای آن را دارم.
همانطور که شما میفرمایید مقاومت مدنی را راهحل میدانید، بدون اینکه به این معنا باشد که تمام جامعه ایران موظف است از آن پیروی کند.
در نهایت، شکل نظام آینده، قانون اساسی آینده و سازوکار حکومت آینده باید از طریق سازوکاری که مردم در آن امکان انتخاب داشته باشند، تعیین شود؛ انتخابات، همهپرسی، مجلس مؤسسان یا هر سازوکار معتبر دیگری که در فرایند گذار شکل بگیرد.
اما این موضوع با بحث مرحله گذار یکی نیست.
نقش در گذار برابر با نمایندگی کل ملت یا تعیین شکل نظام آینده نیست.
در مورد تشبیه پزشک هم ظاهراً منظور من را بهگونه دیگری برداشت کردهاید. وقتی گفتم پزشک، منظورم «پزشک خیرخواهی که آمده جامعه را نجات بدهد» نبود. پزشک در این تشبیه صرفاً نماد یک عامل بیرونی برای مداخله در یک وضعیت بحرانی بود. همانطور که پزشک ممکن است درمان را با وجود ریسک انتخاب کند، در سیاست هم ممکن است یک جامعه یا نیروهای سیاسی به این نتیجه برسند که یک گزینه پرریسک، در مقایسه با ادامه وضعیت موجود، قابل بررسی است.
اینکه مداخله خارجی میتواند پیامدهای بسیار سنگینی داشته باشد را من اصلاً انکار نمیکنم. اتفاقاً بحث من دقیقاً همین است: باید هزینه و ریسک مداخله را با هزینه و ریسک عدم مداخله مقایسه کرد.
چون «عدم مداخله» هم خودش یک انتخاب است؛ انتخاب ادامه وضع موجود.
اگر شما میفرمایید مداخله خارجی ناموجه است، سؤال من این است: دقیقاً به چه دلیل؟
اگر استدلال شما بر اساس پیامدهاست، آیا پیامدهای عدم مداخله و ادامه جمهوری اسلامی را هم باید در محاسبه وارد کرد یا نه؟
فساد ساختاری و عدم پاسخگویی، فرسایش اقتصادی، بحران آب و انرژی، ماجراجوییهای منطقهای، ایدئولوژی اسلامگرایی، هلال شیعی، محور مقاومت، آرمان کذایی فلسطین، امتگرایی، قربانی کردن منافع ملی برای سیاستهای ایدئولوژیک، غربستیزی، آمریکاستیزی و اسرائیلستیزی احمقانه، سیاست خارجی پرهزینه و وابستگی فزاینده به روسیه و چین، همگی بخشی از هزینه ادامه وضع موجود هستند.
وقتی وزیر خارجه وقت جمهوری اسلامی در یک تریبون رسمی میگوید در توافق ایران با غرب باید منافع روسیه نیز لحاظ شود، خب، شما خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.
اگر بحث انتخاب میان جنگ و صلح بود، میشد مواضع شما را درک کرد؛ ولی در خصوص شرایط فعلی جمهوری اسلامی، جنگ آمریکا با نظام یک وضعیت است، اما عدم وقوع این جنگ مساوی با صلح نیست؛ بلکه وضعیت دیگر، جنگ نظام جمهوری اسلامی با مردم ایران است.
در جای دیگری فرمودید بخشی از این استقبال از فراخوان واکنشی بوده و برخی به فلان علت و برخی به فلان علت در آن شرکت کردهاند.
خب، مگر در سایر موارد چنین نبوده است؟ مگر انتخاب یک گزینه همیشه تکعاملی بوده است؟
مگر ۲۰ میلیون رأی سال ۷۶ خاتمی، همگی اصلاحطلب بودند؟ بخش عمدهای از این آرا از بغض ناطق نوری بود، نه حب خاتمی؛ این دیگر تجربه زیسته ماست.
یا در انتخابات ۹۶، آن بیستوچند میلیونی که به روحانی رأی دادند، عاشق سینهچاک روباه بنفش بودند؟ یا از بغض رئیسی به روحانی رأی دادند؟ یا در دوگانه پزشکیان و جلیلی؟
انتخاب، چه آگاهانه باشد، چه از روی ایدئولوژی و چه واکنشی، در نهایت انتخاب است.
و یک جمعیت اکثریتی از جامعه، در دوگانه پهلوی و جمهوری اسلامی، پهلوی را انتخاب کردند.
این انتخاب، هر عاملی داشته باشد، در نهایت انتخاب است.
آیا همه مردم ایران ایشان را انتخاب کردند؟ مسلماً خیر؛ همانطور که در دوگانه رئیسی و روحانی، ۱۰ میلیون نفر رئیسی را انتخاب کردند.
ولی چیزی که انکارناپذیر است، این نکته است که یک اکثریت از جامعه مدنی، پهلوی را بهعنوان رهبر دوران گذار پذیرفتند.
اما اصل بحث ما چیز دیگری است.
رضا پهلوی موضوع اصلی بحث نیست. ایشان یک چهره سیاسی است که سرمایه اجتماعی و وزن سیاسی بالایی دارد و میتواند از یک راهحل مشخص دفاع کند. بحث اصلی من «مشروعیت و عقلانیت مداخله خارجی» است، نه اینکه چون جناب پهلوی این پیشنهاد را مطرح کرده، پس مشروع است یا غیرمشروع.
رضا پهلوی رئیسجمهور آمریکا نیست. نخستوزیر اسرائیل هم نیست. نه میتواند به ترامپ دستور بدهد و نه به دولت اسرائیل. او میتواند از یک سیاست حمایت کند یا برای آن لابی کند؛ اما تصمیم نهایی را دولتهای مستقل، بر اساس منافع و محاسبات خودشان، میگیرند.
پس سؤال واقعی این نیست که «آیا رضا پهلوی حق دارد برای مردم ایران تصمیم بگیرد؟» چون پیشنهاد دادن با تصمیم گرفتن یکی نیست.
پیشنهاد سیاسی برابر با تصمیم سیاسی نیست.
من میتونم بگم مداخله خارجی را راهحل میدانم؛ این به این معنا نیست که اختیار اجرای آن را دارم.
همانطور که شما میفرمایید مقاومت مدنی را راهحل میدانید، بدون اینکه به این معنا باشد که تمام جامعه ایران موظف است از آن پیروی کند.
در نهایت، شکل نظام آینده، قانون اساسی آینده و سازوکار حکومت آینده باید از طریق سازوکاری که مردم در آن امکان انتخاب داشته باشند، تعیین شود؛ انتخابات، همهپرسی، مجلس مؤسسان یا هر سازوکار معتبر دیگری که در فرایند گذار شکل بگیرد.
اما این موضوع با بحث مرحله گذار یکی نیست.
نقش در گذار برابر با نمایندگی کل ملت یا تعیین شکل نظام آینده نیست.
در مورد تشبیه پزشک هم ظاهراً منظور من را بهگونه دیگری برداشت کردهاید. وقتی گفتم پزشک، منظورم «پزشک خیرخواهی که آمده جامعه را نجات بدهد» نبود. پزشک در این تشبیه صرفاً نماد یک عامل بیرونی برای مداخله در یک وضعیت بحرانی بود. همانطور که پزشک ممکن است درمان را با وجود ریسک انتخاب کند، در سیاست هم ممکن است یک جامعه یا نیروهای سیاسی به این نتیجه برسند که یک گزینه پرریسک، در مقایسه با ادامه وضعیت موجود، قابل بررسی است.
اینکه مداخله خارجی میتواند پیامدهای بسیار سنگینی داشته باشد را من اصلاً انکار نمیکنم. اتفاقاً بحث من دقیقاً همین است: باید هزینه و ریسک مداخله را با هزینه و ریسک عدم مداخله مقایسه کرد.
چون «عدم مداخله» هم خودش یک انتخاب است؛ انتخاب ادامه وضع موجود.
اگر شما میفرمایید مداخله خارجی ناموجه است، سؤال من این است: دقیقاً به چه دلیل؟
اگر استدلال شما بر اساس پیامدهاست، آیا پیامدهای عدم مداخله و ادامه جمهوری اسلامی را هم باید در محاسبه وارد کرد یا نه؟
فساد ساختاری و عدم پاسخگویی، فرسایش اقتصادی، بحران آب و انرژی، ماجراجوییهای منطقهای، ایدئولوژی اسلامگرایی، هلال شیعی، محور مقاومت، آرمان کذایی فلسطین، امتگرایی، قربانی کردن منافع ملی برای سیاستهای ایدئولوژیک، غربستیزی، آمریکاستیزی و اسرائیلستیزی احمقانه، سیاست خارجی پرهزینه و وابستگی فزاینده به روسیه و چین، همگی بخشی از هزینه ادامه وضع موجود هستند.
وقتی وزیر خارجه وقت جمهوری اسلامی در یک تریبون رسمی میگوید در توافق ایران با غرب باید منافع روسیه نیز لحاظ شود، خب، شما خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.
اگر بحث انتخاب میان جنگ و صلح بود، میشد مواضع شما را درک کرد؛ ولی در خصوص شرایط فعلی جمهوری اسلامی، جنگ آمریکا با نظام یک وضعیت است، اما عدم وقوع این جنگ مساوی با صلح نیست؛ بلکه وضعیت دیگر، جنگ نظام جمهوری اسلامی با مردم ایران است.
❤17👍6👎1
پس در مقایسه مداخله نظامی یا عدم مداخله، دو طرف ترازو جنگ است: یک طرف جنگ آمریکا با نظام و طرف دیگر، جنگ نظام با ملت ایران.
اصل صحبت ما این است که وقتی مردم ایران توان جنگ با نظام را ندارند، جنگ خارجی با نظام، هرچند هزینه سنگینی داشته باشد و هرچند ریسک شکست داشته باشد، باز در ترازوی سود و زیان، سودش بیش از زیانش است.
کمترین سود این مداخله تا امروز، مجازات دیکتاتور تهران و سران و آمران و قاتلان ملت ایران است.
همانطور که وقتی قاتلی مجازات میشود، مقتول به حیات برنمیگردد، نابودی خامنهای هم جانهای عزیز ازدسترفته را برنمیگرداند؛ ولی شیخ اجل میفرماید:
«دمی آب خوردن پس از بدسگال
به از عمر و هفتاد و هشتاد سال»
نکته جالب بعدی، احتجاج شما به قرآن بود. همانطور که از نام کانال من مشخص است، من منتقد اسلام هستم و اسلام و قرآن برای من حجیت ندارند.
ولی اگر برای شما احتجاج به قرآن حجیت دارد، از امام اول شیعیان نقل است:
«انظر الی ما قال و لا تنظر الی من قال»
شما به اسم مستعار من کنایه میزنید؛ درحالیکه در نظامی زندگی میکنیم که با کوچکترین اتهامی، احکام سنگین و اعدام صادر میشود. پس استفاده از اسم مستعار برای حفظ امنیت و حکم عقل است.
شما هم طبق حدیث، از منهج خودتان به موضوع نگاه نکنید که چه کسی میگوید؛ ببینید چه میگوید.
اما در مورد مقاومت مدنی:
ما طی چند دهه انواع اعتراض، اعتصاب، جنبش اجتماعی و مقاومت مدنی را تجربه کردهایم. نتیجه چه بوده است؟
اعتراض شکل گرفته، سرکوب شده، عدهای کشته و زندانی شدهاند، مدتی جامعه به سکوت رفته و چند سال بعد دوباره همان چرخه تکرار شده است.
اگر ابزاری در یک شرایط مشخص بارها استفاده شده و نتوانسته هدف اصلی، یعنی تغییر ساختار قدرت، را محقق کند، حق داریم بپرسیم آیا باید همچنان همان ابزار را بدون تغییر اساسی تکرار کنیم یا نه؟
به نظر من، دیماه ۱۴۰۴ دقیقاً از این جهت نقطه مهمی بود. نمیشه هر بار مردم را به خیابان فرستاد، سرکوب و کشته و زندانی شدنشان را دید، چند سال بعد دوباره همان مسیر را از نقطه صفر شروع کرد و اسم این چرخه را همچنان «راهحل» گذاشت.
سؤال من از شما این است:
اگر مداخله خارجی را رد میکنید و مقاومت مدنی را راهحل میدانید، دقیقاً چه چیزی قرار است این بار متفاوت باشد؟
چه مکانیزمی قرار است مقاومت مدنی را از اعتراض به انتقال قدرت برساند؟
صرفاً گفتن اینکه «مقاومت مدنی مؤثرتر است» پاسخ این سؤال نیست. باید توضیح داد چگونه.
چون اگر گزینه مداخله خارجی هزینه دارد، گزینه عدم مداخله هم هزینه بیشتری دارد.
اگر یک طرف ترازو هزینه و ریسک جنگ است، طرف دیگر ترازو جنگ جمهوری اسلامی با ملت ایران و ادامه همین ساختار سیاسی با تمام هزینههایی است که طی این سالها بر جامعه تحمیل شده است.
بنابراین اختلاف اصلی من با شما این نیست که من مداخله خارجی را بدون هزینه یا بدون خطر میدانم و شما خطر آن را میبینید. اختلاف اصلی این است که من معتقدم هزینه عدم مداخله هم باید روی همان ترازو قرار بگیرد.
در نهایت، درباره جمله شما که فرمودید اگر هدفمان این نباشد که خودمان را خالی کنیم، یک نکته را باید روشن کنم.
من این جمله را تلویحاً اینطور فهمیدم که تمام استدلالهای من را ذیل عنوان عقدهگشایی قرار میدهید و این نهایت بیانصافی است.
اما بعد از کشتار دیماه، سؤال من همچنان پابرجاست:
شما و همفکرانتان که مخالف مداخله خارجی و حالا مخالف رهبری یا نقشآفرینی آقای پهلوی در فرایند گذار هستید، برای گذار از جمهوری اسلامی و نجات جامعه از این وضعیت چه راهحل عملی و مشخصی پیشنهاد میکنید؟
آیا اساساً به گذار از جمهوری اسلامی باور دارید؟
اگر بله، سازوکار این گذار چیست؟
و اگر نه، آیا بخشی از طیف استمرارطلب هستید که ابقا و استمرار جمهوری اسلامی را به گذار از آن، با نقشآفرینی پهلوی، ترجیح میدهد و کماکان درگیر همان آرمان پهلویستیزی ۵۷ی است؟
اینها به نظرم پرسشهای اصلی است و بهتر است بهجای فرعی کردن بحث با موضوعاتی مثل اینکه چه کسی خودش را رهبر معرفی کرده یا چه کسی پزشک را انتخاب میکند، دقیقاً درباره همین پرسشها صحبت کنیم.
لینک پست سوم جناب فعال
https://t.me/bayane_azadi/5146
لینک پست دوم جناب فعال
https://t.me/bayane_azadi/5134
لینک پست اول جناب فعال
https://t.me/bayane_azadi/5123
🖋هادس
@Islie_Group
https://t.me/khod2
اصل صحبت ما این است که وقتی مردم ایران توان جنگ با نظام را ندارند، جنگ خارجی با نظام، هرچند هزینه سنگینی داشته باشد و هرچند ریسک شکست داشته باشد، باز در ترازوی سود و زیان، سودش بیش از زیانش است.
کمترین سود این مداخله تا امروز، مجازات دیکتاتور تهران و سران و آمران و قاتلان ملت ایران است.
همانطور که وقتی قاتلی مجازات میشود، مقتول به حیات برنمیگردد، نابودی خامنهای هم جانهای عزیز ازدسترفته را برنمیگرداند؛ ولی شیخ اجل میفرماید:
«دمی آب خوردن پس از بدسگال
به از عمر و هفتاد و هشتاد سال»
نکته جالب بعدی، احتجاج شما به قرآن بود. همانطور که از نام کانال من مشخص است، من منتقد اسلام هستم و اسلام و قرآن برای من حجیت ندارند.
ولی اگر برای شما احتجاج به قرآن حجیت دارد، از امام اول شیعیان نقل است:
«انظر الی ما قال و لا تنظر الی من قال»
شما به اسم مستعار من کنایه میزنید؛ درحالیکه در نظامی زندگی میکنیم که با کوچکترین اتهامی، احکام سنگین و اعدام صادر میشود. پس استفاده از اسم مستعار برای حفظ امنیت و حکم عقل است.
شما هم طبق حدیث، از منهج خودتان به موضوع نگاه نکنید که چه کسی میگوید؛ ببینید چه میگوید.
اما در مورد مقاومت مدنی:
ما طی چند دهه انواع اعتراض، اعتصاب، جنبش اجتماعی و مقاومت مدنی را تجربه کردهایم. نتیجه چه بوده است؟
اعتراض شکل گرفته، سرکوب شده، عدهای کشته و زندانی شدهاند، مدتی جامعه به سکوت رفته و چند سال بعد دوباره همان چرخه تکرار شده است.
اگر ابزاری در یک شرایط مشخص بارها استفاده شده و نتوانسته هدف اصلی، یعنی تغییر ساختار قدرت، را محقق کند، حق داریم بپرسیم آیا باید همچنان همان ابزار را بدون تغییر اساسی تکرار کنیم یا نه؟
به نظر من، دیماه ۱۴۰۴ دقیقاً از این جهت نقطه مهمی بود. نمیشه هر بار مردم را به خیابان فرستاد، سرکوب و کشته و زندانی شدنشان را دید، چند سال بعد دوباره همان مسیر را از نقطه صفر شروع کرد و اسم این چرخه را همچنان «راهحل» گذاشت.
سؤال من از شما این است:
اگر مداخله خارجی را رد میکنید و مقاومت مدنی را راهحل میدانید، دقیقاً چه چیزی قرار است این بار متفاوت باشد؟
چه مکانیزمی قرار است مقاومت مدنی را از اعتراض به انتقال قدرت برساند؟
صرفاً گفتن اینکه «مقاومت مدنی مؤثرتر است» پاسخ این سؤال نیست. باید توضیح داد چگونه.
چون اگر گزینه مداخله خارجی هزینه دارد، گزینه عدم مداخله هم هزینه بیشتری دارد.
اگر یک طرف ترازو هزینه و ریسک جنگ است، طرف دیگر ترازو جنگ جمهوری اسلامی با ملت ایران و ادامه همین ساختار سیاسی با تمام هزینههایی است که طی این سالها بر جامعه تحمیل شده است.
بنابراین اختلاف اصلی من با شما این نیست که من مداخله خارجی را بدون هزینه یا بدون خطر میدانم و شما خطر آن را میبینید. اختلاف اصلی این است که من معتقدم هزینه عدم مداخله هم باید روی همان ترازو قرار بگیرد.
در نهایت، درباره جمله شما که فرمودید اگر هدفمان این نباشد که خودمان را خالی کنیم، یک نکته را باید روشن کنم.
من این جمله را تلویحاً اینطور فهمیدم که تمام استدلالهای من را ذیل عنوان عقدهگشایی قرار میدهید و این نهایت بیانصافی است.
اما بعد از کشتار دیماه، سؤال من همچنان پابرجاست:
شما و همفکرانتان که مخالف مداخله خارجی و حالا مخالف رهبری یا نقشآفرینی آقای پهلوی در فرایند گذار هستید، برای گذار از جمهوری اسلامی و نجات جامعه از این وضعیت چه راهحل عملی و مشخصی پیشنهاد میکنید؟
آیا اساساً به گذار از جمهوری اسلامی باور دارید؟
اگر بله، سازوکار این گذار چیست؟
و اگر نه، آیا بخشی از طیف استمرارطلب هستید که ابقا و استمرار جمهوری اسلامی را به گذار از آن، با نقشآفرینی پهلوی، ترجیح میدهد و کماکان درگیر همان آرمان پهلویستیزی ۵۷ی است؟
اینها به نظرم پرسشهای اصلی است و بهتر است بهجای فرعی کردن بحث با موضوعاتی مثل اینکه چه کسی خودش را رهبر معرفی کرده یا چه کسی پزشک را انتخاب میکند، دقیقاً درباره همین پرسشها صحبت کنیم.
لینک پست سوم جناب فعال
https://t.me/bayane_azadi/5146
لینک پست دوم جناب فعال
https://t.me/bayane_azadi/5134
لینک پست اول جناب فعال
https://t.me/bayane_azadi/5123
🖋هادس
@Islie_Group
https://t.me/khod2
Telegram
بیان آزادی
پاسخ به یادداشت انتقادی هادس درباره
پیامدهای جنگ، صلاحیتهای رهبری رضا پهلوی
و نقد نگاههای قیممابانه (1)
احمد فعال
رویه کانال بیان آزادی این است که اگر انتقادی و نقدی به یک یادداشت و یا یک مقاله و یا یک اظهارنظر دارد، ابتدا قبل از آن، متن آن یادداشت…
پیامدهای جنگ، صلاحیتهای رهبری رضا پهلوی
و نقد نگاههای قیممابانه (1)
احمد فعال
رویه کانال بیان آزادی این است که اگر انتقادی و نقدی به یک یادداشت و یا یک مقاله و یا یک اظهارنظر دارد، ابتدا قبل از آن، متن آن یادداشت…
❤22👍8👎1
💢 پسرفت اخلاقی علمای شیعه
در حالی که نواندیشان دینی (مالهکشان دینی) در ایران با انواع توجیه و ماستمالی تلاش میکنند اسلام را با ارزشهای دنیای مدرن سازگار نشان دهند، علمای سنتگرای شیعه در جهت عکس حرکت میکنند؛ تا جایی که حتی فتاوی (فتواها) قرونوسطایی و داعشیتری از فقیهان قرنهای گذشته صادر میکنند.
💥 آیتالله سید صادق روحانی، از مراجع تقلید معاصر شیعه رابطهٔ جنسی غیر دخولی با کودک را جایز میداند؛ حتی اگر کودک شیرخوار باشد. این در حالی است که شهید ثانی، فقیه شیعهٔ قرن دهم هجری، همین نوع رابطه با دختر خردسال را حرام میدانست. ↓↓↓
#متن_عربی: وهل يجوز الاستمتاع بما عدا الوطء، من النظر واللمس بشهوة، والضم والتفخيذ؟ الظاهر ذلك ولو في الرضيعة، للأصل السالم عن المعارض. وعليه، فما عن «الروضة» من استجواد تحريم الاستمتاع بغير الوطء أيضاً، في غير محله.
#ترجمه: آیا رابطهٔ جنسی غیر دخولی، مانند نگاه کردن، لمس کردن با شهوت، در آغوش گرفتن و تفخیذ (لاپایی)، جایز است؟ ظاهر حکم، جواز چنین رابطهای حتی با کودک شیرخوار است؛ به دلیل اصل برائتی که سالم از معارض است. بنابراین، دیدگاه مطرحشده در «الروضة» (شرح لمعه شهید ثانی) مبنی بر اینکه رابطهٔ جنسی غیر دخولی نیز حرام است، صحيح نیست.
📚 منبع: فقه الصادق ٫ تألیف آیتالله سید صادق روحانی ٫ جلد ۳۱ ٫ صفحه ۱۲۰
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
در حالی که نواندیشان دینی (مالهکشان دینی) در ایران با انواع توجیه و ماستمالی تلاش میکنند اسلام را با ارزشهای دنیای مدرن سازگار نشان دهند، علمای سنتگرای شیعه در جهت عکس حرکت میکنند؛ تا جایی که حتی فتاوی (فتواها) قرونوسطایی و داعشیتری از فقیهان قرنهای گذشته صادر میکنند.
💥 آیتالله سید صادق روحانی، از مراجع تقلید معاصر شیعه رابطهٔ جنسی غیر دخولی با کودک را جایز میداند؛ حتی اگر کودک شیرخوار باشد. این در حالی است که شهید ثانی، فقیه شیعهٔ قرن دهم هجری، همین نوع رابطه با دختر خردسال را حرام میدانست. ↓↓↓
#متن_عربی: وهل يجوز الاستمتاع بما عدا الوطء، من النظر واللمس بشهوة، والضم والتفخيذ؟ الظاهر ذلك ولو في الرضيعة، للأصل السالم عن المعارض. وعليه، فما عن «الروضة» من استجواد تحريم الاستمتاع بغير الوطء أيضاً، في غير محله.
#ترجمه: آیا رابطهٔ جنسی غیر دخولی، مانند نگاه کردن، لمس کردن با شهوت، در آغوش گرفتن و تفخیذ (لاپایی)، جایز است؟ ظاهر حکم، جواز چنین رابطهای حتی با کودک شیرخوار است؛ به دلیل اصل برائتی که سالم از معارض است. بنابراین، دیدگاه مطرحشده در «الروضة» (شرح لمعه شهید ثانی) مبنی بر اینکه رابطهٔ جنسی غیر دخولی نیز حرام است، صحيح نیست.
📚 منبع: فقه الصادق ٫ تألیف آیتالله سید صادق روحانی ٫ جلد ۳۱ ٫ صفحه ۱۲۰
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
😡40👎6❤2👍2
💢 ماکیاولیسم اسلامی: هر روش و ابزار جنگی برای پیروزی بر کفار مجاز است!
💥 اسلام دین شمشیر است، اما صرفاً دین شمشیر نیست. اسلام دین تمام سلاحهای جنگی، حتی سلاحهای کشتار جمعی است. در جهاد فیسبیلالله، هر روش یا ابزار جنگی، حتی اگر جنایت جنگی محسوب شود، چنانچه به پیروزی مسلمانان بر کفار منجر شود، مجاز است. در نتیجه، در اسلام، مقدس بودن هدف میتواند به توجیه غیراخلاقیترین روشها و ابزارها منجر شود؛ آن هم برای رسیدن به هدفی که خود غیراخلاقی و برای بشریت شری بزرگ است. ↓↓↓
⚔️ سپاه اسلام در جهاد فیسبیلالله به دستور امام میتواند شهرهای کفار را محاصره کند؛ سپس با منجنیق و عراده و حتی سلاحهای کشتار جمعی مدرنتر، شهر را درهم بکوبد. همچنین میتواند به آنان در حالی که غافلاند شبیخون بزند، خانهها را بر سر ساکنانشان ویران کند و آنان را، با زنان و فرزندانشان، قتلعام کند؛ باغها و درختانشان را قطع کند و بسوزاند، خانهها و محل سکونتشان را به آتش بکشد، با روانهکردن سیلاب به داخل شهر، ساکنان آن را غرق کند یا آب آشامیدنی را بر آنان ببندد تا از تشنگی بمیرند؛ حتی مارهای کشنده، عقربها و دیگر حیوانات زیانبار را بهسویشان پرتاب کند؛ و خلاصه، هر وسیلهای را که بتواند به شکست دشمن و پیروزی سپاه اسلام بینجامد، به کار گیرد. لازم به تأکید است که وجود غیرنظامیان در میان آنان مانع انجام این اقدامات نیست، حتی اگر به هلاکت زنان و کودکان منجر شود.
#منبع: جواهرالکلام ج۲۱ ص۶۵ / المبسوط ج۲ ص۱۱ / الحاوي الكبير ج۱۴ ص۱۸۳ / الأم شافعی ج۴ ص۲۵۷
💥 اینها صرفاً احکام فقهی روی کاغذ نیستند؛ ردپای این روشها در گزارشهای جنگهای صدر اسلام هم دیده میشود. ↓↓↓
⚔️ سپاه اسلام در محاصرهٔ طائف، به دستور پیامبر اسلام، منجنیق نصب کرد و مردم طائف را هدف حملات خود قرار داد. در جنگ خیبر نیز منجنیق برای حمله به دژهای یهودیان نصب شد، اما پیش از آنکه به کار گرفته شود، دژ موردنظر به تصرف سپاه اسلام درآمد.
#منبع: السيرة النبوية ج۲ ص۴۸۳ / المغازي ج۲ ص۶۴۸
⚔️ در جریان جنگ با بنینضیر، پیامبر اسلام برای به تسلیم دراوردن یهودیان، دستور داد نخلهای آنان را قطع و به آتش بکشند؛ در خیبر نیز نخلهای یهودیان قطع شد و در محاصرهٔ طائف، نخلها و تاکستانهای انگور ثقیف را از بین بردند. همچنین، پیامبر اسلام دستور داد باغ مردی از ثقیف را که از تسلیمشدن خودداری کرده بود، به آتش بکشند.
#منبع: السيرة النبوية ج۲ ص۱۹۱ / الأم شافعی ج۴ ص۲۷۳ / المغازي ج۳ ص۹۲۸ / المغازي ج۳ ص۹۲۵
⚔️ در محاصرهٔ طائف، پیامبر اسلام دستور داد قصر مالک بن عوف را به آتش بکشند. افزون بر این، در لشکرکشی به تبوک، خانهٔ سویلم یهودی را که منافقان در آن گرد آمده بودند، به دستور او آتش زدند. همچنین، پیامبر اسلام اسامه بن زید را مأمور کرد به آبادی أُبنى در فلسطین یورش ببرد و آن را به آتش بکشد.
#منبع: المغازي ج۳ ص۹۲۵ / السيرة النبوية ج۲ ص۵۱۷ / المغازي ج۳ ص۱۱۱۷ / الأم شافعی ج۴ ص۲۷۳
⚔️ در محاصرهٔ خیبر، پیامبر اسلام دستور داد مجاری آب زیرزمینی قلعهٔ زبیر را قطع کنند تا یهودیان ناچار به خروج از دژ شوند. همچنین، در جنگ بدر، به دستور او، چاههای دیگر را کور کردند تا سپاه قریش از آب محروم بماند.
#منبع: المغازي ج۲ ص۶۶۷ / السيرة النبوية ج۱ ص۶۲۰
📎مطالب مرتبط:
- ردی بر مظلومنمایی مسلمین در مورد قطع آب و برق و محاصره کامل غزه
- اسلام و جواز کشتار زنان و کودکان بیگناه در جهاد
- جواز کودک کشی در اسلام،آموزه ای بر گرفته از قرآن و مکتب اهل بیت معصوم و مظلوم!
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
💥 اسلام دین شمشیر است، اما صرفاً دین شمشیر نیست. اسلام دین تمام سلاحهای جنگی، حتی سلاحهای کشتار جمعی است. در جهاد فیسبیلالله، هر روش یا ابزار جنگی، حتی اگر جنایت جنگی محسوب شود، چنانچه به پیروزی مسلمانان بر کفار منجر شود، مجاز است. در نتیجه، در اسلام، مقدس بودن هدف میتواند به توجیه غیراخلاقیترین روشها و ابزارها منجر شود؛ آن هم برای رسیدن به هدفی که خود غیراخلاقی و برای بشریت شری بزرگ است. ↓↓↓
⚔️ سپاه اسلام در جهاد فیسبیلالله به دستور امام میتواند شهرهای کفار را محاصره کند؛ سپس با منجنیق و عراده و حتی سلاحهای کشتار جمعی مدرنتر، شهر را درهم بکوبد. همچنین میتواند به آنان در حالی که غافلاند شبیخون بزند، خانهها را بر سر ساکنانشان ویران کند و آنان را، با زنان و فرزندانشان، قتلعام کند؛ باغها و درختانشان را قطع کند و بسوزاند، خانهها و محل سکونتشان را به آتش بکشد، با روانهکردن سیلاب به داخل شهر، ساکنان آن را غرق کند یا آب آشامیدنی را بر آنان ببندد تا از تشنگی بمیرند؛ حتی مارهای کشنده، عقربها و دیگر حیوانات زیانبار را بهسویشان پرتاب کند؛ و خلاصه، هر وسیلهای را که بتواند به شکست دشمن و پیروزی سپاه اسلام بینجامد، به کار گیرد. لازم به تأکید است که وجود غیرنظامیان در میان آنان مانع انجام این اقدامات نیست، حتی اگر به هلاکت زنان و کودکان منجر شود.
#منبع: جواهرالکلام ج۲۱ ص۶۵ / المبسوط ج۲ ص۱۱ / الحاوي الكبير ج۱۴ ص۱۸۳ / الأم شافعی ج۴ ص۲۵۷
💥 اینها صرفاً احکام فقهی روی کاغذ نیستند؛ ردپای این روشها در گزارشهای جنگهای صدر اسلام هم دیده میشود. ↓↓↓
⚔️ سپاه اسلام در محاصرهٔ طائف، به دستور پیامبر اسلام، منجنیق نصب کرد و مردم طائف را هدف حملات خود قرار داد. در جنگ خیبر نیز منجنیق برای حمله به دژهای یهودیان نصب شد، اما پیش از آنکه به کار گرفته شود، دژ موردنظر به تصرف سپاه اسلام درآمد.
#منبع: السيرة النبوية ج۲ ص۴۸۳ / المغازي ج۲ ص۶۴۸
⚔️ در جریان جنگ با بنینضیر، پیامبر اسلام برای به تسلیم دراوردن یهودیان، دستور داد نخلهای آنان را قطع و به آتش بکشند؛ در خیبر نیز نخلهای یهودیان قطع شد و در محاصرهٔ طائف، نخلها و تاکستانهای انگور ثقیف را از بین بردند. همچنین، پیامبر اسلام دستور داد باغ مردی از ثقیف را که از تسلیمشدن خودداری کرده بود، به آتش بکشند.
#منبع: السيرة النبوية ج۲ ص۱۹۱ / الأم شافعی ج۴ ص۲۷۳ / المغازي ج۳ ص۹۲۸ / المغازي ج۳ ص۹۲۵
⚔️ در محاصرهٔ طائف، پیامبر اسلام دستور داد قصر مالک بن عوف را به آتش بکشند. افزون بر این، در لشکرکشی به تبوک، خانهٔ سویلم یهودی را که منافقان در آن گرد آمده بودند، به دستور او آتش زدند. همچنین، پیامبر اسلام اسامه بن زید را مأمور کرد به آبادی أُبنى در فلسطین یورش ببرد و آن را به آتش بکشد.
#منبع: المغازي ج۳ ص۹۲۵ / السيرة النبوية ج۲ ص۵۱۷ / المغازي ج۳ ص۱۱۱۷ / الأم شافعی ج۴ ص۲۷۳
⚔️ در محاصرهٔ خیبر، پیامبر اسلام دستور داد مجاری آب زیرزمینی قلعهٔ زبیر را قطع کنند تا یهودیان ناچار به خروج از دژ شوند. همچنین، در جنگ بدر، به دستور او، چاههای دیگر را کور کردند تا سپاه قریش از آب محروم بماند.
#منبع: المغازي ج۲ ص۶۶۷ / السيرة النبوية ج۱ ص۶۲۰
📎مطالب مرتبط:
- ردی بر مظلومنمایی مسلمین در مورد قطع آب و برق و محاصره کامل غزه
- اسلام و جواز کشتار زنان و کودکان بیگناه در جهاد
- جواز کودک کشی در اسلام،آموزه ای بر گرفته از قرآن و مکتب اهل بیت معصوم و مظلوم!
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
👍30❤9👌6👎2