⚜ نجوای عبدالمطلب با خدای کعبه اش
🔹 ساختن فضایل و کرامات در میان معتقدین به اُمورات ماورایی و مذهبی، ریشه ای دیرینه دارد. این قبیل سجایا، نه تنها شامل حال اَبنایِ برکشیدهٔ بزرگانِ مذهبیون مےشود ؛ بلکه به اماکن و ابزارِ این انسانها نیز خصایص ویژه مےبخشد.
🔸 در میان دین باوران ، با هر گرایش اعتقادی و طیف فکری ، کم نیستند مکانها ، زمانها ، ابزار ، آلات و ادواتی که مقدس پنداشته مےشوند و برای تبرّک و تیمّن مےتوان بدانان تمسک جُست.
🔹 چه کسی است که نداند میان مذهبیون شیعه ، «تربت حسین بن علی» چه وجاهتی دارد ، یا کدام بزرگوار است که غافل از حرمت «ماههای حرام» و نقش آن در تغلیظ دیه ، آنهم در قوانین جزایی و کیفری ما شود. چگونه مےتوان با روایات متعددی کنار آمد که «زیارت قبورِ امامانِ شیعه» را معادل چند بار حجِّ پیاده مےدانند ؛ و یا کَفَنی که نام ائمهٔ دارد و آیات قرآن ، تا چه میزان در کاهشِ فشارِ شبِ اولِ قبر موثر است. به این سیاهه مےتوان هفتاد که سهل است، هفتصد مَن کاغذِ سیاههٔ دیگر افزود.
🔸 این کرامات سازی ها و شعبده ها یک شبه برنخاسته و بوجود نیامده ؛ وقتی پدری صاحب فضیلت دروغین شناخته شود ، فرزندش نیز بدنبالِ حاصلی از میراثِ فضیلتِ ساخته شدهٔ پدر خواهد بود. عرضم را کوتاه کرده و نگاهی به یکی از این مکانهای مقدس خواهم داشت ، هر چند شرح مبسوط و مشروحی در اصالت این مکان ، در آینده ای نزدیک ، تقدیم علاقمندان خواهم نمود.
🔹 نام «کعبه» برای بسیاری از مردم نامی آشناست؛ عده ای به سویش خم و راست مےشوند و عمومی دیگر ، با صرف میلیاردها دلار، که صرف بیت آل سعود و مردم عربستان مےشود ، به دورش هفت بار مےگردند. چنین نبود اگر برای این خانهٔ چهار گوش فضیلتی ساخته نمےشد. در این متنِ کوتاه، نگاهی به یک داستانِ ساخته شدهٔ تاریخی خواهم داشت، و مابقی داستانها را به وقت دیگر و متنی پُر مایه تر واخواهم گذاشت.
🔸 ابن هشام در « سیره نبوی » ، شرح حال تصمیمِ حملهٔ ابرهه( که مسیحی بوده است) را جهت تخریب کعبه مےآورد. در این گزارشِ ابن هشام به نیکی مشخص است که ابتدا بزرگی و شیخوخیت عبدالمطلب به تصویر کشیده مےشود ، بنحوی که أبرهه تصمیم مےگیرد بخاطرش از تخت فرود آید و بر روی زمین بنشیند؛ سپس شترانش را بدو بازگرداند. در این میانه گفتگویی میان عبدالمطلب و خدایش صورت مےپذیرد که شایان توجه و دقت است.
🔹 ابن هشام مےآورد که ، " آنگاه عبدالمطلّب برخاست و حلقهٔ درِ کعبه را در دست گرفت و همراه با چند نفر از قریشیان ( که البته نامی از آنها نمےبرد ، ولی احتمالا مےبایست از همان بزرگانِ تیره و طایفه هایِ قریش باشند که همگی بت پرست بوده اند) که با او به آنجا آمده بودند به درگاهِ الهی دعا مےکردند و از خداوند مےخواستند که علیه أبرهه و لشکریانش آنان را یاری دهد. عبدالمطلّب در حالی که حلقهٔ در کعبه را در دست داشت ، گفت:
لاهُمّ إنّ العبد یمنع
رحله فامنع حِلالک
لا یغلبنّ صلیبهم
و مِحالُهُم غدواً محالک
ترجمه/
خداوندا ، بنده از داراییِ خانهٔ خویش حمایت مےکند ، و اینک تو نیز از خانهٔ خویش حمایت کن. تا صبح فردا «صلیب» آنان چیره نگردد ، که فردا مصافِ قدرتِ تو و آنان است."( سیره ابن هشام ، جلد اول ، ص۷۶)
🔸بدین گونه است که مےبینیم داستان عبدالمطلّب ، ابرهه و أبابیل ساخته مےشود تا نشان دهد ، الله ، نگه دار خانه اش هست ؛ حرمت و احترام بالایی دارد و مورد تایید الله است.این داستان غیر مستند و غیر عقلایی ساخته مےشود، بعنوان سوره و آیهٔ مقدس قرآنی در مےآید و با آب و تاب گزارش شده و تعریف مےگردد. اما هیچگاه به سوالاتی پاسخ روشن داده نمےشود
🔺چرا الله که تا اینهمه به خانه اش توجه و عنایت دارد ، خانه اش را از لوث وجود بُت های متعدد زمان پیش، هنگام و پس از عبدالمطلب پاک نکرده است تا مکانش تبدیل به بتکده نشود؟
🔺 چرا الله سبب مقاومت و نگهداری خانه اش در برابر سیلهای مخرّب مکه نگردید که ابوالولید ازرقی چندین نمونهٔ آنرا در کتاب اخبار مکه گزارش نموده ، و آورده است که این سیلها خانهٔ کعبه را خراب نموده و خسارات متعدد و فراوانی وارد کرده است.
🔺 چرا الله مانع شبه أبرهه هایی (که بر خلاف داستان خیالی ابرهه، کاملا تاریخی هستند) همچون « حصین بن نمیر سکونی» ، «حجاج بن یوسف ثقفی» و «قرامطه» نشد که کعبه را آتش زدند ، حجر الاسود را کندند و با خود بردند و جنازهٔ متعفن حُجّاج را در چاه زمزم ریختند؟
♦تاسف آور است که مکانی بی مایه و بی محتوا ، محل کسب درآمد میلیارد دلاری برای متولیان دین اسلام گردیده است. چنین داستانهایی با زیرکی ساخته مےشوند تا برای یک بتکده ، در برابر یک مسیحی برتری بتراشند. کسی هم نپرسیده است که چرا کعبه ، همان که بنابر ادعا ،توسط ابراهیم ساخته شده، برای أبرههٔ مسیحی هیچ احترامی نداشته است.
🖊 ایمان سلیمانی امیری
@islie
🔹 ساختن فضایل و کرامات در میان معتقدین به اُمورات ماورایی و مذهبی، ریشه ای دیرینه دارد. این قبیل سجایا، نه تنها شامل حال اَبنایِ برکشیدهٔ بزرگانِ مذهبیون مےشود ؛ بلکه به اماکن و ابزارِ این انسانها نیز خصایص ویژه مےبخشد.
🔸 در میان دین باوران ، با هر گرایش اعتقادی و طیف فکری ، کم نیستند مکانها ، زمانها ، ابزار ، آلات و ادواتی که مقدس پنداشته مےشوند و برای تبرّک و تیمّن مےتوان بدانان تمسک جُست.
🔹 چه کسی است که نداند میان مذهبیون شیعه ، «تربت حسین بن علی» چه وجاهتی دارد ، یا کدام بزرگوار است که غافل از حرمت «ماههای حرام» و نقش آن در تغلیظ دیه ، آنهم در قوانین جزایی و کیفری ما شود. چگونه مےتوان با روایات متعددی کنار آمد که «زیارت قبورِ امامانِ شیعه» را معادل چند بار حجِّ پیاده مےدانند ؛ و یا کَفَنی که نام ائمهٔ دارد و آیات قرآن ، تا چه میزان در کاهشِ فشارِ شبِ اولِ قبر موثر است. به این سیاهه مےتوان هفتاد که سهل است، هفتصد مَن کاغذِ سیاههٔ دیگر افزود.
🔸 این کرامات سازی ها و شعبده ها یک شبه برنخاسته و بوجود نیامده ؛ وقتی پدری صاحب فضیلت دروغین شناخته شود ، فرزندش نیز بدنبالِ حاصلی از میراثِ فضیلتِ ساخته شدهٔ پدر خواهد بود. عرضم را کوتاه کرده و نگاهی به یکی از این مکانهای مقدس خواهم داشت ، هر چند شرح مبسوط و مشروحی در اصالت این مکان ، در آینده ای نزدیک ، تقدیم علاقمندان خواهم نمود.
🔹 نام «کعبه» برای بسیاری از مردم نامی آشناست؛ عده ای به سویش خم و راست مےشوند و عمومی دیگر ، با صرف میلیاردها دلار، که صرف بیت آل سعود و مردم عربستان مےشود ، به دورش هفت بار مےگردند. چنین نبود اگر برای این خانهٔ چهار گوش فضیلتی ساخته نمےشد. در این متنِ کوتاه، نگاهی به یک داستانِ ساخته شدهٔ تاریخی خواهم داشت، و مابقی داستانها را به وقت دیگر و متنی پُر مایه تر واخواهم گذاشت.
🔸 ابن هشام در « سیره نبوی » ، شرح حال تصمیمِ حملهٔ ابرهه( که مسیحی بوده است) را جهت تخریب کعبه مےآورد. در این گزارشِ ابن هشام به نیکی مشخص است که ابتدا بزرگی و شیخوخیت عبدالمطلب به تصویر کشیده مےشود ، بنحوی که أبرهه تصمیم مےگیرد بخاطرش از تخت فرود آید و بر روی زمین بنشیند؛ سپس شترانش را بدو بازگرداند. در این میانه گفتگویی میان عبدالمطلب و خدایش صورت مےپذیرد که شایان توجه و دقت است.
🔹 ابن هشام مےآورد که ، " آنگاه عبدالمطلّب برخاست و حلقهٔ درِ کعبه را در دست گرفت و همراه با چند نفر از قریشیان ( که البته نامی از آنها نمےبرد ، ولی احتمالا مےبایست از همان بزرگانِ تیره و طایفه هایِ قریش باشند که همگی بت پرست بوده اند) که با او به آنجا آمده بودند به درگاهِ الهی دعا مےکردند و از خداوند مےخواستند که علیه أبرهه و لشکریانش آنان را یاری دهد. عبدالمطلّب در حالی که حلقهٔ در کعبه را در دست داشت ، گفت:
لاهُمّ إنّ العبد یمنع
رحله فامنع حِلالک
لا یغلبنّ صلیبهم
و مِحالُهُم غدواً محالک
ترجمه/
خداوندا ، بنده از داراییِ خانهٔ خویش حمایت مےکند ، و اینک تو نیز از خانهٔ خویش حمایت کن. تا صبح فردا «صلیب» آنان چیره نگردد ، که فردا مصافِ قدرتِ تو و آنان است."( سیره ابن هشام ، جلد اول ، ص۷۶)
🔸بدین گونه است که مےبینیم داستان عبدالمطلّب ، ابرهه و أبابیل ساخته مےشود تا نشان دهد ، الله ، نگه دار خانه اش هست ؛ حرمت و احترام بالایی دارد و مورد تایید الله است.این داستان غیر مستند و غیر عقلایی ساخته مےشود، بعنوان سوره و آیهٔ مقدس قرآنی در مےآید و با آب و تاب گزارش شده و تعریف مےگردد. اما هیچگاه به سوالاتی پاسخ روشن داده نمےشود
🔺چرا الله که تا اینهمه به خانه اش توجه و عنایت دارد ، خانه اش را از لوث وجود بُت های متعدد زمان پیش، هنگام و پس از عبدالمطلب پاک نکرده است تا مکانش تبدیل به بتکده نشود؟
🔺 چرا الله سبب مقاومت و نگهداری خانه اش در برابر سیلهای مخرّب مکه نگردید که ابوالولید ازرقی چندین نمونهٔ آنرا در کتاب اخبار مکه گزارش نموده ، و آورده است که این سیلها خانهٔ کعبه را خراب نموده و خسارات متعدد و فراوانی وارد کرده است.
🔺 چرا الله مانع شبه أبرهه هایی (که بر خلاف داستان خیالی ابرهه، کاملا تاریخی هستند) همچون « حصین بن نمیر سکونی» ، «حجاج بن یوسف ثقفی» و «قرامطه» نشد که کعبه را آتش زدند ، حجر الاسود را کندند و با خود بردند و جنازهٔ متعفن حُجّاج را در چاه زمزم ریختند؟
♦تاسف آور است که مکانی بی مایه و بی محتوا ، محل کسب درآمد میلیارد دلاری برای متولیان دین اسلام گردیده است. چنین داستانهایی با زیرکی ساخته مےشوند تا برای یک بتکده ، در برابر یک مسیحی برتری بتراشند. کسی هم نپرسیده است که چرا کعبه ، همان که بنابر ادعا ،توسط ابراهیم ساخته شده، برای أبرههٔ مسیحی هیچ احترامی نداشته است.
🖊 ایمان سلیمانی امیری
@islie
🔸چگونه فردی به روحانی شدن گرایش می یابد؟
به عقیده بسیاری از دین شناسان ، انسانها در طول تاریخ به نیروی های ماورایی ویا خدایانی که در امور طبیعیت و زندگی انسانی دخالت دارند معتقد شده اند و سپس برای جلب نظر آن نیروها به نفع خود،به اعمالی مانند خواندن بعضی اوراد ونیایشها و انجام قربانیهاو بعضی احکام روی آورده اند.
سپس این سوال که آیا این اعمال و نیایشها را به درستی و طبق فرمول صحیح انجام می دهند یا نه ، آنها را به سمت کسانی که ادعا می کردند که روش صحیح را می دانند سوق می داده.
آگاهی نداشتن مردم مردم از جزئیات دینشان و ادعای آگاهی این افراد خاص ، طبقه ای در هر دینی ایجاد می کرده که کمترین ادعای افرادش ، آگاهی از روشهای و احکام دینی و خصوصیات دینی و خصو صیات نیروهای فوق بشری و خدایان بوده . گاه ادعای بالاتری چون رابطه با آن خدایان را هم داشته اند .
حداقل ، بخشی از قربانی ها نذورات و وجوهات دینی هم به این افراد سپرده میشده تا طبق صلاحدیدشان مصرف شود .
📘قسمت دوازدهم
#مغلطههای_روحانیون
@islie
به عقیده بسیاری از دین شناسان ، انسانها در طول تاریخ به نیروی های ماورایی ویا خدایانی که در امور طبیعیت و زندگی انسانی دخالت دارند معتقد شده اند و سپس برای جلب نظر آن نیروها به نفع خود،به اعمالی مانند خواندن بعضی اوراد ونیایشها و انجام قربانیهاو بعضی احکام روی آورده اند.
سپس این سوال که آیا این اعمال و نیایشها را به درستی و طبق فرمول صحیح انجام می دهند یا نه ، آنها را به سمت کسانی که ادعا می کردند که روش صحیح را می دانند سوق می داده.
آگاهی نداشتن مردم مردم از جزئیات دینشان و ادعای آگاهی این افراد خاص ، طبقه ای در هر دینی ایجاد می کرده که کمترین ادعای افرادش ، آگاهی از روشهای و احکام دینی و خصوصیات دینی و خصو صیات نیروهای فوق بشری و خدایان بوده . گاه ادعای بالاتری چون رابطه با آن خدایان را هم داشته اند .
حداقل ، بخشی از قربانی ها نذورات و وجوهات دینی هم به این افراد سپرده میشده تا طبق صلاحدیدشان مصرف شود .
📘قسمت دوازدهم
#مغلطههای_روحانیون
@islie
Forwarded from من خدا هستم
"اولــین دروغ یــک مـسلـمان"
أشهـد أن لا إله الا الله ..
اشهـد ان محمد رسـول الله...
شهادت میدهم که هیچ خدایی بجز الله نیست
شهادت میدهم که محمّد فرستاده الله است
یکی از دروغ ها و مغلطه گفتاری آشکار در دین اسلام همین عبارت معروف و آشنای بالاست.
عمل شهادت دادن در اسلام , خود دارای شرایط خاصی است که وجود چند شخص را طلب میکند،
گاهأ خود فرد رأسأ مجاز است بجای چند تن سوگند یاد کند...
شهادت دادن زن ها که خود دارای حکایت دیگری است که غالبأ فاقد صفات اعتبار است.
پرسش اینجا است مگر نه این است که شخص باید وقوع أمر یا چیزی که بر آن شاهد گشته است را به چشم دیده باشد ؟
آیا شهادت بر أمری که اطمینان بر آن حاصل نگشته است شهادتی کذب و ناراست نیست ؟
یک نو مسلمان از کجا به این حد از اطمینان دست یافته است که خدایی بجز از الله دارای وجود و اعتبار نیست ؟
آیا برای رسیدن به نقطهء اطمینان نباید از شاهراه شک گذشت ؟
تصور کنید بر روی نیمکتی نوشته شده است رنگی نشوید و این نوشتهء مزبور متعلق به چندین روز پیشتر باشد،
آیا باز هم برای اطمینان خاطر انگشت اشارتی نباید بر آن کشیدو بعد روی آن نشست ؟
راه ورود در دین اسلام برای افراد بالغ در ابتدای کار , ادای شهادت است و شخص نو مسلمان با اختیار و یا با اجبار اولین دروغ خود را با ادای این امر مرتکب خواهد گشت.
جالب اینجاست که پس از انجام این عمل، راه خروجی دیگر برای برگشت بدونه خطرکشته شدن جهت برون رفت از این دروغ بزرگ بر زبان رانده شده وجود ندارد.
ناگفته نماند که موارد مطرح شده در بالا شامل حال کودکان و خردسالان متولد از یک پدر و مادر مسلمان نمی شود و آنها بدونه اینکه حتی آگاه باشند و بدانند و یا حقی برای انتخاب و تحقیق بعدی داشته باشند شهادتین در گوششان خوانده میشود و مهر مسلمان بودن بر پیشانی شان از بدو تولد تا لحظه مرگ زده شده است.
اسلام ناب محمّدی به مانند یک ساختمان و بنائیست که برای آن فقط یک در ورودی پیش بینی شده و دارای هیچ پنجره و درخروجی برای نفس کشیدن و یا خارج شدن از آن نیست...
🆔 @khod2
أشهـد أن لا إله الا الله ..
اشهـد ان محمد رسـول الله...
شهادت میدهم که هیچ خدایی بجز الله نیست
شهادت میدهم که محمّد فرستاده الله است
یکی از دروغ ها و مغلطه گفتاری آشکار در دین اسلام همین عبارت معروف و آشنای بالاست.
عمل شهادت دادن در اسلام , خود دارای شرایط خاصی است که وجود چند شخص را طلب میکند،
گاهأ خود فرد رأسأ مجاز است بجای چند تن سوگند یاد کند...
شهادت دادن زن ها که خود دارای حکایت دیگری است که غالبأ فاقد صفات اعتبار است.
پرسش اینجا است مگر نه این است که شخص باید وقوع أمر یا چیزی که بر آن شاهد گشته است را به چشم دیده باشد ؟
آیا شهادت بر أمری که اطمینان بر آن حاصل نگشته است شهادتی کذب و ناراست نیست ؟
یک نو مسلمان از کجا به این حد از اطمینان دست یافته است که خدایی بجز از الله دارای وجود و اعتبار نیست ؟
آیا برای رسیدن به نقطهء اطمینان نباید از شاهراه شک گذشت ؟
تصور کنید بر روی نیمکتی نوشته شده است رنگی نشوید و این نوشتهء مزبور متعلق به چندین روز پیشتر باشد،
آیا باز هم برای اطمینان خاطر انگشت اشارتی نباید بر آن کشیدو بعد روی آن نشست ؟
راه ورود در دین اسلام برای افراد بالغ در ابتدای کار , ادای شهادت است و شخص نو مسلمان با اختیار و یا با اجبار اولین دروغ خود را با ادای این امر مرتکب خواهد گشت.
جالب اینجاست که پس از انجام این عمل، راه خروجی دیگر برای برگشت بدونه خطرکشته شدن جهت برون رفت از این دروغ بزرگ بر زبان رانده شده وجود ندارد.
ناگفته نماند که موارد مطرح شده در بالا شامل حال کودکان و خردسالان متولد از یک پدر و مادر مسلمان نمی شود و آنها بدونه اینکه حتی آگاه باشند و بدانند و یا حقی برای انتخاب و تحقیق بعدی داشته باشند شهادتین در گوششان خوانده میشود و مهر مسلمان بودن بر پیشانی شان از بدو تولد تا لحظه مرگ زده شده است.
اسلام ناب محمّدی به مانند یک ساختمان و بنائیست که برای آن فقط یک در ورودی پیش بینی شده و دارای هیچ پنجره و درخروجی برای نفس کشیدن و یا خارج شدن از آن نیست...
🆔 @khod2
"زمان باردارى زنان در ايات قرآن "
قرآن كلام خداست براى هدايت بشر
اين ادعاى مسلمانان و محمد است . حالا ميخواهيم ببينيم علم و دانش اين الله مسلمانان چقدر بوده .
ايا واقعا خدا ايات را فرستاده يا ذهن يك عرب بيابانى و عقب افتاده.
در آيه ي زير مجموع دوره بارداري و شيردهي 30 ماه ذكر شده است:
وصينَا الْإِنسانَ بِوالِديهِ إِحسانًا حملَتْه أُمه كُرْها ووضَعتْه كُرْها وحملُه
وفِصالُه ثَلَاثُونَ شَهرًا (احقاف 15 )
ترجمه:
و انسان را [نسبت] به پدر و مادرش به احسان سفارش كرديم
مادرش با تحمل رنج به او باردار شد و با تحمل رنج او را به دنيا آورد و
باربرداشتن و از شيرگرفتن او سى ماه است.
در آيه ي زير دوره ي شيردهي را دوسال (24 ماه) در نظر گرفته
است.
➖ ووصينَا الْإِنسانَ بِوالِديهِ حملَتْه أُمه وهنًا علَى وهنٍ وفِصالُه فِي عامينِ أَنِ
اشْكُرْ لِي ولِوالِديك إِلَي الْمصِيرُ (لقمان 14)
ترجمه:
و انسان را در باره پدر و مادرش سفارش كرديم مادرش به او باردار شد سستى بر روی سستى و از شير باز گرفتنش در دو سال است كه
شكرگزار من و پدر و مادرت باش كه بازگشت [همه] به سوى من است .
حالا با كم كردن دوره ي شيردهي از كل دوره سى ماهه بالا دورهٌ
بارداري 6 ماه مي شود كه هم غلط است و هم غير واقعى ( ماه 6= 30 - 24)
جالب اينكه عده اي از مفسرين شياد نيز متوجه اين
غلط شده اند و با سخنان غير معقولي در پي دفاع از آن برآمده اند و هر كدام به نحوى در توجيه اين ايه بر امده اند.
به نظر شما اگر خدا فرستنده ايات بود همچين غلط هاى فاحشي ميكرد؟
@islie
قرآن كلام خداست براى هدايت بشر
اين ادعاى مسلمانان و محمد است . حالا ميخواهيم ببينيم علم و دانش اين الله مسلمانان چقدر بوده .
ايا واقعا خدا ايات را فرستاده يا ذهن يك عرب بيابانى و عقب افتاده.
در آيه ي زير مجموع دوره بارداري و شيردهي 30 ماه ذكر شده است:
وصينَا الْإِنسانَ بِوالِديهِ إِحسانًا حملَتْه أُمه كُرْها ووضَعتْه كُرْها وحملُه
وفِصالُه ثَلَاثُونَ شَهرًا (احقاف 15 )
ترجمه:
و انسان را [نسبت] به پدر و مادرش به احسان سفارش كرديم
مادرش با تحمل رنج به او باردار شد و با تحمل رنج او را به دنيا آورد و
باربرداشتن و از شيرگرفتن او سى ماه است.
در آيه ي زير دوره ي شيردهي را دوسال (24 ماه) در نظر گرفته
است.
➖ ووصينَا الْإِنسانَ بِوالِديهِ حملَتْه أُمه وهنًا علَى وهنٍ وفِصالُه فِي عامينِ أَنِ
اشْكُرْ لِي ولِوالِديك إِلَي الْمصِيرُ (لقمان 14)
ترجمه:
و انسان را در باره پدر و مادرش سفارش كرديم مادرش به او باردار شد سستى بر روی سستى و از شير باز گرفتنش در دو سال است كه
شكرگزار من و پدر و مادرت باش كه بازگشت [همه] به سوى من است .
حالا با كم كردن دوره ي شيردهي از كل دوره سى ماهه بالا دورهٌ
بارداري 6 ماه مي شود كه هم غلط است و هم غير واقعى ( ماه 6= 30 - 24)
جالب اينكه عده اي از مفسرين شياد نيز متوجه اين
غلط شده اند و با سخنان غير معقولي در پي دفاع از آن برآمده اند و هر كدام به نحوى در توجيه اين ايه بر امده اند.
به نظر شما اگر خدا فرستنده ايات بود همچين غلط هاى فاحشي ميكرد؟
@islie
🔸خرافات چیست؟
واژهی خرافه عربی است و جمع آن در زبان تازی خرافات است و معنای واژهی خرافه سخن لغو و بیهوده و یاوه است. بنابراین هر سخن یاوه و جفنگی خرافه است. خرافات به آن بخش از رسوم و شیوههای رایج دینها گفته میشود که چندان و چنان از اندیشه و خرد دور است که جز یاوه و جفنگ نامی دیگر بر آنها نمیتوان نهاد، یعنی مجموعهی از دروغها و اباطیلی است که هیچ گونه منشاء علمی و تجربی و منطقی نداشته ولی عقل عوام را به کل دزدیده است.
پیروان دانش آموخته در دینهای یهودی و مسیحی و اسلام (دکتر، مهندسهای مذهبی) هنگامی که با انگشت گذاشتن خردمندان بر نکات مسخره و خرافی این آیینها روبرو میشوند و کمیت استدلالشان در برابر ایرادها میلنگد، پاسخشان این است که «اینگونه مسائل و موضوعها زوائدی هستند که در درازای زمان توسط آخوندهای هر دین به آنها افزوده شده و بنیاد دین از اینگونه مقولات بری است» این طرز استدلال نوعی چنگ اندازی غیر خردمندانه به نادرست گویی برای کتمان درستی و پوشاندن واقعیت است. این سفسطهها، دفاع دینداران دانش آموخته از باوری است که به صورت انتقالی به آنان رسیده و متأسفانه به انگیزه ترسی که همان باور در ذهن آنان به جای نهاده است، جرئت کندوکاو و پژوهش در ماهیت باورهای تلقینی را ندارند مبادا دچار تردید شوند و در ایمان وراثتی شان خللی بروز کند. در صورتی که نخستین راه رسیدن به حقیقت شک است و تا آدمی در گفتهای شک نکند، هیچ واقعیتی بر او روشن نمیشود.
ادامه مطلب 🔻
https://telegra.ph/خرافات-چیست-12-10
@islie
واژهی خرافه عربی است و جمع آن در زبان تازی خرافات است و معنای واژهی خرافه سخن لغو و بیهوده و یاوه است. بنابراین هر سخن یاوه و جفنگی خرافه است. خرافات به آن بخش از رسوم و شیوههای رایج دینها گفته میشود که چندان و چنان از اندیشه و خرد دور است که جز یاوه و جفنگ نامی دیگر بر آنها نمیتوان نهاد، یعنی مجموعهی از دروغها و اباطیلی است که هیچ گونه منشاء علمی و تجربی و منطقی نداشته ولی عقل عوام را به کل دزدیده است.
پیروان دانش آموخته در دینهای یهودی و مسیحی و اسلام (دکتر، مهندسهای مذهبی) هنگامی که با انگشت گذاشتن خردمندان بر نکات مسخره و خرافی این آیینها روبرو میشوند و کمیت استدلالشان در برابر ایرادها میلنگد، پاسخشان این است که «اینگونه مسائل و موضوعها زوائدی هستند که در درازای زمان توسط آخوندهای هر دین به آنها افزوده شده و بنیاد دین از اینگونه مقولات بری است» این طرز استدلال نوعی چنگ اندازی غیر خردمندانه به نادرست گویی برای کتمان درستی و پوشاندن واقعیت است. این سفسطهها، دفاع دینداران دانش آموخته از باوری است که به صورت انتقالی به آنان رسیده و متأسفانه به انگیزه ترسی که همان باور در ذهن آنان به جای نهاده است، جرئت کندوکاو و پژوهش در ماهیت باورهای تلقینی را ندارند مبادا دچار تردید شوند و در ایمان وراثتی شان خللی بروز کند. در صورتی که نخستین راه رسیدن به حقیقت شک است و تا آدمی در گفتهای شک نکند، هیچ واقعیتی بر او روشن نمیشود.
ادامه مطلب 🔻
https://telegra.ph/خرافات-چیست-12-10
@islie
Telegraph
خرافات چیست؟
واژهی خرافه عربی است و جمع آن در زبان تازی خرافات است و معنای واژهی خرافه سخن لغو و بیهوده و یاوه است. بنابراین هر سخن یاوه و جفنگی خرافه است. خرافات به آن بخش از رسوم و شیوههای رایج دینها گفته میشود که چندان و چنان از اندیشه و خرد دور است که جز یاوه…
🔸چگونه فردی به روحانی شدن گرایش می یابد؟
این طبقه که ازاین پس روحانی می خوانیمش به واسطه ادعاهای شناخت دین و گاهی ادعاهای ارتباط با نیروهای ماورایی از احترام ویژه ای نزد مردم برخوردار بودند و هستند. باور مردم به صداقت و صحت گفته های روحانیون ، ایشان را در مقابل طبقه روحانی مطیع و حرف شنوا می کند و منابع مالی که در اختیار روحانیون گذاشته می شود به توانایی آنها در این مطیع سازی مردم می افزاید. چرا کخ همیشه مشاغلی در رابطه بت کارهای دینی مثلا ساخت و اداره اماکن مذهبی و اداره مدارس دینی و موقوفات توسط متولیان دین ایجاد میشود.
واضح ایت که کار فرمای این مشاغل ، روحانیون والا مقام هستند و افراد شاغل ، علاوه بر دلایل اعتقادی ، مدافع شغلیشان هم ایجاب میکند که مطیع باشند.
پس روحانیون میتوانند دارای ثروت، قدرت ، آبرو باشند. البته جذب ک جوان به شغل روحانیت لزوما به دلیل سه عامل فوق مخصوصا دو عامل ثروت و قدرت نیست بلکه ما در جوانی شیفته مسائل گفته در دین می شویم
📘قسمت سیزدهم
#مغلطههای_روحانیون
@islie
این طبقه که ازاین پس روحانی می خوانیمش به واسطه ادعاهای شناخت دین و گاهی ادعاهای ارتباط با نیروهای ماورایی از احترام ویژه ای نزد مردم برخوردار بودند و هستند. باور مردم به صداقت و صحت گفته های روحانیون ، ایشان را در مقابل طبقه روحانی مطیع و حرف شنوا می کند و منابع مالی که در اختیار روحانیون گذاشته می شود به توانایی آنها در این مطیع سازی مردم می افزاید. چرا کخ همیشه مشاغلی در رابطه بت کارهای دینی مثلا ساخت و اداره اماکن مذهبی و اداره مدارس دینی و موقوفات توسط متولیان دین ایجاد میشود.
واضح ایت که کار فرمای این مشاغل ، روحانیون والا مقام هستند و افراد شاغل ، علاوه بر دلایل اعتقادی ، مدافع شغلیشان هم ایجاب میکند که مطیع باشند.
پس روحانیون میتوانند دارای ثروت، قدرت ، آبرو باشند. البته جذب ک جوان به شغل روحانیت لزوما به دلیل سه عامل فوق مخصوصا دو عامل ثروت و قدرت نیست بلکه ما در جوانی شیفته مسائل گفته در دین می شویم
📘قسمت سیزدهم
#مغلطههای_روحانیون
@islie
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آیا انرژیدرمانی، طبسوزنی و علفدرمانی موثر هستند؟
نواحی گولزنندهای از مغز که بهطور موقتی فعال شده و ادراک کاذبِ موثربودن درمانهایی از قبیل انرژی درمانی، طب سوزنی، و یا علفهای بیحاصل بهعنوان دارو مخصوصن برای تسکین درد، ایجاد میکنند، بدون اینکه این روشها هیچ اثری بر خود بیماری داشته باشند. این اثرات بهشدت موقت بوده و در واقع همان اثر پلاسبو یا دارونماها(شبهداروها) هستند. هر دایرهای در تصویر زیر نتیجهی یک پژوهش با افاِمآرآی مغز است.
تا نیمه ی قرن ۱۹ که طب علفی شایع بود عمر متوسط انسانها ۳۵ سال بود و با پیشرفت علمِ طب و داروسازی میان عمر به بیش از ۸۰ سال رسیده است. ضمنن علت مرگ خود پورسینا پنجبار تنقیهی یکی از همین علفها در یک شب بخاطر درد شکم بود که باعث شد چند روز بعدش فوت کند. شاید اگر کاری نمیکرد بیش تر از ۵۷ سال زندگی میکرد! دوا علفیها هم مثل همهی سنتها کاربردی ندارند، و باید وارد دنیای علم شوید.
- دکتر تقی کیمیاییاسدی(متخصص مغز و اعصاب)
⚛ @dr_nayeri ✍
bit.ly/2SG9NuV
@islie
نواحی گولزنندهای از مغز که بهطور موقتی فعال شده و ادراک کاذبِ موثربودن درمانهایی از قبیل انرژی درمانی، طب سوزنی، و یا علفهای بیحاصل بهعنوان دارو مخصوصن برای تسکین درد، ایجاد میکنند، بدون اینکه این روشها هیچ اثری بر خود بیماری داشته باشند. این اثرات بهشدت موقت بوده و در واقع همان اثر پلاسبو یا دارونماها(شبهداروها) هستند. هر دایرهای در تصویر زیر نتیجهی یک پژوهش با افاِمآرآی مغز است.
تا نیمه ی قرن ۱۹ که طب علفی شایع بود عمر متوسط انسانها ۳۵ سال بود و با پیشرفت علمِ طب و داروسازی میان عمر به بیش از ۸۰ سال رسیده است. ضمنن علت مرگ خود پورسینا پنجبار تنقیهی یکی از همین علفها در یک شب بخاطر درد شکم بود که باعث شد چند روز بعدش فوت کند. شاید اگر کاری نمیکرد بیش تر از ۵۷ سال زندگی میکرد! دوا علفیها هم مثل همهی سنتها کاربردی ندارند، و باید وارد دنیای علم شوید.
- دکتر تقی کیمیاییاسدی(متخصص مغز و اعصاب)
⚛ @dr_nayeri ✍
bit.ly/2SG9NuV
@islie
⭕️حکم جالبي در قران وجود دارد به نام حکم تکفير⭕️
کافر از نظر اسلام بر اساس سوره توبه آيه 29 به کساني گفته مي شود که معتقد به الله نباشند و حتی بر طبق همین ایه سایر اهالی کتاب از جمله یهودی و مسیحی تا وقتی که مسلمان نشوند کافر محسوب میشوند
خوب تا اينجا مشکلي نيست ولي نحوه برخورد اسلام با اين افراد جالب است:
1 – بايد کشته شوند (ايه 123 سوره توبه)
2 – با حقارت و ذلت جزيه بپردازند (سوره توبه آيه 29)
3 – گردنشان بريده شود يا اسير شوند (سوره محمد آيه 4)
4 – با آنها نبرد کنيد تا ديگر فتنه اي نباشد و همه به دين خدا درآيند(سوره انفال آيه 39) 5 – دستگير شوند و به سختي کشته شوند (سوره احزاب آيه 61)
6 – دست و پايشان برخلاف يکديگر بريده شود (سوره مائده آيه 33)
7 – نجس هستند (يعني با شاش و گوه برابر هستند) (سوره توبه آيه 28)
8 – انگشتانشان را قطع کنيد و گردنهايشان را بزنيد (سوره انفال آيه 12)
9 - ماه هاي حرام که به سر آمد مشرکان را هرجا که يافتيد به قتل برسانيد از هر سو در کمين آنها باشيد اگر توبه کردند و نماز بپا داشتند و زکات دادند از آنها دست بداريد(توبه آيه 5)
بله گروهک هایی چون داعش و اخوندهای جمهوری اسلامی به پشتوانه همین ایات و ده ها نمونه دیگر میکشند و دار میزنند و گردن میزنند و مرتد و کافر مینامند
@islie
کافر از نظر اسلام بر اساس سوره توبه آيه 29 به کساني گفته مي شود که معتقد به الله نباشند و حتی بر طبق همین ایه سایر اهالی کتاب از جمله یهودی و مسیحی تا وقتی که مسلمان نشوند کافر محسوب میشوند
خوب تا اينجا مشکلي نيست ولي نحوه برخورد اسلام با اين افراد جالب است:
1 – بايد کشته شوند (ايه 123 سوره توبه)
2 – با حقارت و ذلت جزيه بپردازند (سوره توبه آيه 29)
3 – گردنشان بريده شود يا اسير شوند (سوره محمد آيه 4)
4 – با آنها نبرد کنيد تا ديگر فتنه اي نباشد و همه به دين خدا درآيند(سوره انفال آيه 39) 5 – دستگير شوند و به سختي کشته شوند (سوره احزاب آيه 61)
6 – دست و پايشان برخلاف يکديگر بريده شود (سوره مائده آيه 33)
7 – نجس هستند (يعني با شاش و گوه برابر هستند) (سوره توبه آيه 28)
8 – انگشتانشان را قطع کنيد و گردنهايشان را بزنيد (سوره انفال آيه 12)
9 - ماه هاي حرام که به سر آمد مشرکان را هرجا که يافتيد به قتل برسانيد از هر سو در کمين آنها باشيد اگر توبه کردند و نماز بپا داشتند و زکات دادند از آنها دست بداريد(توبه آيه 5)
بله گروهک هایی چون داعش و اخوندهای جمهوری اسلامی به پشتوانه همین ایات و ده ها نمونه دیگر میکشند و دار میزنند و گردن میزنند و مرتد و کافر مینامند
@islie
🔸چگونه فردی به روحانی شدن گرایش می یابد؟
روحانیون و والدین به مااز این می گویند که کسب علوم دینی چه فضائلی داردویا اینکه چه رازهایی دراین علوم هست که با داستان آن ، فرد ، مغرب درگاه خدا یا خدایانش می شودو بهتر می تواند
راه صحیح زندگی را بشناسد و پیمایدو حداقل اگر نه در این دنیا، در زندگی بعدی رستگار شود.
این رستگاری در بعضی ادیان در حلول به بدن افراد با طبقه اجتماعی بالاتر و نهایتا یکی شدن با مبدا هستی است ودربعضی بصورت تبدیل شدن به یک خدا ودر بعضی بصورت زندگی در نازو نعمت جاودانه است.واضح است
که ادیان ، عکس مسیر بالارا هم برای کسانی که آن را راست را که منظور دین است، نپیماید شرح می دهد .مثل تناسخ بصورت موجودات نامطلوب چون جانوران و حشرات و انسانهای دون پایه ویا روانه دوزخ شدن .
انچه گفته شد معنوی ترین مسیر برای یک جوان در جهت روحانی شدن است .
📘قسمت چهاردهم
#مغلطههای_روحانیون
@islie
روحانیون و والدین به مااز این می گویند که کسب علوم دینی چه فضائلی داردویا اینکه چه رازهایی دراین علوم هست که با داستان آن ، فرد ، مغرب درگاه خدا یا خدایانش می شودو بهتر می تواند
راه صحیح زندگی را بشناسد و پیمایدو حداقل اگر نه در این دنیا، در زندگی بعدی رستگار شود.
این رستگاری در بعضی ادیان در حلول به بدن افراد با طبقه اجتماعی بالاتر و نهایتا یکی شدن با مبدا هستی است ودربعضی بصورت تبدیل شدن به یک خدا ودر بعضی بصورت زندگی در نازو نعمت جاودانه است.واضح است
که ادیان ، عکس مسیر بالارا هم برای کسانی که آن را راست را که منظور دین است، نپیماید شرح می دهد .مثل تناسخ بصورت موجودات نامطلوب چون جانوران و حشرات و انسانهای دون پایه ویا روانه دوزخ شدن .
انچه گفته شد معنوی ترین مسیر برای یک جوان در جهت روحانی شدن است .
📘قسمت چهاردهم
#مغلطههای_روحانیون
@islie
❅ «روند پذیرش [یک ایده و اندیشه نو] بطور معمول دارای چهار گام است:
١. این چرندیات بیارزش است
٢. سخن جالبی است ولی گمراه کننده است، یکجور دیدگاه است
٣. درست است ولی اهمیتی ندارد
۴. من همیشه همین سخن را گفتهام
~ جان برتون ساندرسون هالدین
مجله ژنتیک
@islie
١. این چرندیات بیارزش است
٢. سخن جالبی است ولی گمراه کننده است، یکجور دیدگاه است
٣. درست است ولی اهمیتی ندارد
۴. من همیشه همین سخن را گفتهام
~ جان برتون ساندرسون هالدین
مجله ژنتیک
@islie
پرسش: میخواهم فرزندانم را تشویق به داشتن اندیشه نقادانه کنم نه اینکه بدبین باشند. مرز میان شک گرایی و بدبینی کجاست؟
پاسخ:
✵ بیشتر وقتها ما میشنویم که شکگرایی سالم نیز متهم میشود که چیزی بیش از «چرندیات تازه به دوران رسیدگان منفی باف» نیست همانگونه که اسپیرو اگنو آن را بیان کرده، کودکان باید یاد بگیرند که بیشتر مواقع به این مورد متهم خواهند شد به ویژه از سوی کسانی که آموزههای مورد علاقهی آنان زیر ذرهبین و تیزبینی دست و پا میزند.
✫ شکگرایی درخواست ساده برای منطق یا مدرک پیش از پذیرش یک مطلب - خوبی و فضیلتی، برای ارزشمند و گرامی شمردن به وسیلهی کودکان ما میباشد. ولی بدبینی و بدگمانی چیزی بطور کامل متفاوت است. دیدگاه بدگمان فرضهای منفی را درست و عادی میبیند نه همچون نتیجه بدست آمده از شواهد، بنابراین بدگمانی مانند باورمند خوشبین غیر نقادانه عمل میکند. یکی بدون اندیشیدن میپذیرد؛ دیگری بدون اندیشیدن رد میکند. هر دو این حالتها سدی بر سر راه اندیشه نقادانه است و باید از هر دو حالت بطور جدی پرهیز کرد.
✯ کلید پرهیز از بدگمانی آموختن ارزش اندیشیدن و سنجشگرانه اندیشی از سنین بسیار پایین است. اگر شما بتوانید یک الگو بدگمانی ناعاقلانه را ببینید این ارزش میتواند به کار گرفته شده تا توسعه کندوکاو در کودکان را در مسیر درست به جریان اندازد.
✬ هرگاه شنیدید که ایده و اندیشهای با اطمینان بسیار و لحن پر سوءظنی رد میشود، سرسختانه از آن دفاع کرده، بهترین استدلال طرف مقابل را پیکربندی کنید یا از کودکانتان بخواهید چنین کاری را انجام دهند. اگر کسی خویش را برای شنیدن بهترین استدلال طرف مقابل به رنج و زحمت نیندازد به آسانی میتواند با اطمینان خانهای پوشالی یا بسیار سست بسازد.(ما همگی زمانی در یکی از این دو طرف بودهایم، مگر اینطور نیست؟) جستجو و کنکاش پیرامون خردمندانهترین نظرگاه و دیدگاه طرف مقابل یکی از «بهترین تمرینها» برای بدست آوردن اندیشه و تفکر نقادانه است.
~ دیل مک گاون
@islie
پاسخ:
✵ بیشتر وقتها ما میشنویم که شکگرایی سالم نیز متهم میشود که چیزی بیش از «چرندیات تازه به دوران رسیدگان منفی باف» نیست همانگونه که اسپیرو اگنو آن را بیان کرده، کودکان باید یاد بگیرند که بیشتر مواقع به این مورد متهم خواهند شد به ویژه از سوی کسانی که آموزههای مورد علاقهی آنان زیر ذرهبین و تیزبینی دست و پا میزند.
✫ شکگرایی درخواست ساده برای منطق یا مدرک پیش از پذیرش یک مطلب - خوبی و فضیلتی، برای ارزشمند و گرامی شمردن به وسیلهی کودکان ما میباشد. ولی بدبینی و بدگمانی چیزی بطور کامل متفاوت است. دیدگاه بدگمان فرضهای منفی را درست و عادی میبیند نه همچون نتیجه بدست آمده از شواهد، بنابراین بدگمانی مانند باورمند خوشبین غیر نقادانه عمل میکند. یکی بدون اندیشیدن میپذیرد؛ دیگری بدون اندیشیدن رد میکند. هر دو این حالتها سدی بر سر راه اندیشه نقادانه است و باید از هر دو حالت بطور جدی پرهیز کرد.
✯ کلید پرهیز از بدگمانی آموختن ارزش اندیشیدن و سنجشگرانه اندیشی از سنین بسیار پایین است. اگر شما بتوانید یک الگو بدگمانی ناعاقلانه را ببینید این ارزش میتواند به کار گرفته شده تا توسعه کندوکاو در کودکان را در مسیر درست به جریان اندازد.
✬ هرگاه شنیدید که ایده و اندیشهای با اطمینان بسیار و لحن پر سوءظنی رد میشود، سرسختانه از آن دفاع کرده، بهترین استدلال طرف مقابل را پیکربندی کنید یا از کودکانتان بخواهید چنین کاری را انجام دهند. اگر کسی خویش را برای شنیدن بهترین استدلال طرف مقابل به رنج و زحمت نیندازد به آسانی میتواند با اطمینان خانهای پوشالی یا بسیار سست بسازد.(ما همگی زمانی در یکی از این دو طرف بودهایم، مگر اینطور نیست؟) جستجو و کنکاش پیرامون خردمندانهترین نظرگاه و دیدگاه طرف مقابل یکی از «بهترین تمرینها» برای بدست آوردن اندیشه و تفکر نقادانه است.
~ دیل مک گاون
@islie
📌 خرافات در میان ما (قسمت نخست)
زمان: امشب ساعت 22:00 به وقت ایران
ارائه: Student
#متحد_شوید
⚜دروغها و خرافات اسلام ⚜
🆔 telegram.me/joinchat/BVWmm0BBN6miZ7LBg_qtNw
زمان: امشب ساعت 22:00 به وقت ایران
ارائه: Student
#متحد_شوید
⚜دروغها و خرافات اسلام ⚜
🆔 telegram.me/joinchat/BVWmm0BBN6miZ7LBg_qtNw
🔸نامه ریچارد داوکینز به دخترش
ژولیت جان
هم اکنون که ده ساله شدهای میخواهم دربارهی مسائلی برایت بنویسم که به نظرم مهم هستند. آیا هیچ وقت دقت کردهای که ما چگونه به چیزهایی که میدانیم پی بردهایم؟ برای نمونه از کجا دانستهایم که ستارگان چشمکزن که مانند نقاط ریز ریزی در آسمان به نظر میآیند در واقع توپهای آتشگون بزرگی هستند همانند خورشید که بسیار از ما دورند؟ و چگونه میدانیم سیاره زمین که توپ کوچکتری است، دور یکی از این ستارگان به نام خورشید میگردد؟ پاسخ این است: با مدرک! گاهی مدرک به معنی دیدن (یا شنیدن، لمس کردن، بوییدن...) چیزی است تا بدانیم که آن چیز وجود دارد. کیهان نوردان به اندازه کافی از زمین دور شدهاند تا خودشان با چشم خود به طور مستقیم، گردی زمین را ببینند. البته گاهی هم چشمان ما به کمک نیاز دارند. ستاره شامگاهی چشمکزنان در آسمان خودنمایی میکند؛ ولی اگر با یک تلسکوپ به آن نگاه کنی متوجه خواهی شد که این گوی زیبا در واقع سیاره ناهید است. چیزی که با دیدن مستقیم (یا شنیدن، لمس کردن...) به دست میآید مشاهده نام دارد.
ادامه مطلب 🔻
https://telegra.ph/نامه-ریچارد-داوکینز-به-دخترش-12-11
@islie
ژولیت جان
هم اکنون که ده ساله شدهای میخواهم دربارهی مسائلی برایت بنویسم که به نظرم مهم هستند. آیا هیچ وقت دقت کردهای که ما چگونه به چیزهایی که میدانیم پی بردهایم؟ برای نمونه از کجا دانستهایم که ستارگان چشمکزن که مانند نقاط ریز ریزی در آسمان به نظر میآیند در واقع توپهای آتشگون بزرگی هستند همانند خورشید که بسیار از ما دورند؟ و چگونه میدانیم سیاره زمین که توپ کوچکتری است، دور یکی از این ستارگان به نام خورشید میگردد؟ پاسخ این است: با مدرک! گاهی مدرک به معنی دیدن (یا شنیدن، لمس کردن، بوییدن...) چیزی است تا بدانیم که آن چیز وجود دارد. کیهان نوردان به اندازه کافی از زمین دور شدهاند تا خودشان با چشم خود به طور مستقیم، گردی زمین را ببینند. البته گاهی هم چشمان ما به کمک نیاز دارند. ستاره شامگاهی چشمکزنان در آسمان خودنمایی میکند؛ ولی اگر با یک تلسکوپ به آن نگاه کنی متوجه خواهی شد که این گوی زیبا در واقع سیاره ناهید است. چیزی که با دیدن مستقیم (یا شنیدن، لمس کردن...) به دست میآید مشاهده نام دارد.
ادامه مطلب 🔻
https://telegra.ph/نامه-ریچارد-داوکینز-به-دخترش-12-11
@islie
Telegraph
نامه ریچارد داوکینز به دخترش
ژولیت جان هم اکنون که ده ساله شدهای میخواهم دربارهی مسائلی برایت بنویسم که به نظرم مهم هستند. آیا هیچ وقت دقت کردهای که ما چگونه به چیزهایی که میدانیم پی بردهایم؟ برای نمونه از کجا دانستهایم که ستارگان چشمکزن که مانند نقاط ریز ریزی در آسمان به نظر…
🔸چرا روحانیون ، روحانی می مانند؟
درتعلیم بسیاری از ادیان از افراد خواسته می شود، که مراقب اعمالشان باشندچراکه نظری که همان خدای آن دین است شاهد اعمال آنهاست و حتی در اکثر ادیان ، آن خدا، ناظر آن چیزی است که درذهنشان می گذرد.
خدایی که به هر ذکر ایشان آگاه است و ازآنها می خواهد همان فکری را بکنند که او می خواهد و همان عملی را انجام دهند که او می خواهد که البته خیر هم در همان است .
حاصل این آموزش که در کودکی و نوجوانی بر روی ما انجام می شوداینست که می ترسیم افکاری را که به شدت از اندیشیدن به آنها تهی شده ایم درسر بپرورانیم وآن افکار همانا "کفر و تردید " درباره خدایمان است.
به ما گفته میشود اگر ر حال گناه از دنیا برویم در جهان دیگر به حساب آن گناه رسیدگی میشودو ما آن گناه رادر برابر ثوابهایمان که هر کدام وزنی دارند سنجیده خواهم یافت .اما اگر در حال تردید یا کفر نسبت به خدایمان بمیریم ، " با عنوان کافر تا ابد در دوزخ خواهیم بود" هرچند ثواب زیادی هم در طول زندگی کرده باشیم .
📘قسمت چهاردهم
#مغلطههای_روحانیون
@islie
درتعلیم بسیاری از ادیان از افراد خواسته می شود، که مراقب اعمالشان باشندچراکه نظری که همان خدای آن دین است شاهد اعمال آنهاست و حتی در اکثر ادیان ، آن خدا، ناظر آن چیزی است که درذهنشان می گذرد.
خدایی که به هر ذکر ایشان آگاه است و ازآنها می خواهد همان فکری را بکنند که او می خواهد و همان عملی را انجام دهند که او می خواهد که البته خیر هم در همان است .
حاصل این آموزش که در کودکی و نوجوانی بر روی ما انجام می شوداینست که می ترسیم افکاری را که به شدت از اندیشیدن به آنها تهی شده ایم درسر بپرورانیم وآن افکار همانا "کفر و تردید " درباره خدایمان است.
به ما گفته میشود اگر ر حال گناه از دنیا برویم در جهان دیگر به حساب آن گناه رسیدگی میشودو ما آن گناه رادر برابر ثوابهایمان که هر کدام وزنی دارند سنجیده خواهم یافت .اما اگر در حال تردید یا کفر نسبت به خدایمان بمیریم ، " با عنوان کافر تا ابد در دوزخ خواهیم بود" هرچند ثواب زیادی هم در طول زندگی کرده باشیم .
📘قسمت چهاردهم
#مغلطههای_روحانیون
@islie
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💎حرفهایی جالب و عجیب از زبان یک آخوند در مورد جوانها..
اونها بیدین نشدهاند، بلکه عاقل شدهاند...
@islie
اونها بیدین نشدهاند، بلکه عاقل شدهاند...
@islie