🌱وقتی ابوبکر داعشی می شود و مخالفینش را زنده زنده می سوزاند و به آتش می کشد.
✔️زنده سوزاندن إِيَاسُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ يَالِيلَ مشهور به فجائه :
قال السري قال شعيب عن سيف عن سهل وأبي يعقوب قالا كان من حديث الجواء وناعر أن الفجاءة إياس بن عبد ياليل قدم على أبي بكر فقال أعني بسلاح ومرني بمن شئت من أهل الردة فأعطاه سلاحا وأمره أمره فخالف أمره إلى المسلمين فخرج حتى ينزل بالجواء وبعث نجبة بن أبي الميثاء من بني الشريد وأمره بالمسلمين فشنها غارة على كل مسلم في سليم وعامر وهوازن وبلغ ذلك ابا بكر فأرسل إلى طريفة بن حاجز يأمره أن يجمع له وأن يسير إليه وبعث إليه عبدالله بن قيس الجاسي عونا ففعل ثم نهضا إليه وطلباه فجعل يلوذ منهما حتى لقياه على الجواء فاقتتلوا فقتل نجبة وهرب الفجاءة فلحقه طريفة فأسره ثم بعث به إلى أبي بكر فقدم به على أبي بكر فأمر فأوقد له نارا في مصلى المدينة على حطب كثير ثم رمي به فيها مقموطا قال أبو جعفر وأما ابن حميد فإنه حدثنا في شأن الفجاءة عن سلمة عن محمد بن إسحاق عن عبدالله بن أبي بكر قال قدم على أبي بكر رجل من بني سليم يقال له الفجاءة وهو إياس بن عبدالله بن عبد ياليل بن عميرة بن خفاف فقال لأبي بكر إني مسلم وقد أردت جهاد من ارتد من الكفار فاحملني وأعني فحمله أبو بكر على ظهر وأعطاه سلاحا فخرج يستعرض الناس المسلم والمرتد يأخذ أموالهم ويصيب من امتنع منهم ومعه رجل من بني الشريد يقال له نجبة بن أبي الميثاء فلما بلغ أبا بكر خبره كتب إلى طريفة بن حاجز إن عدو الله الفجاءة أتاني يزعم أنه مسلم ويسألني أن أقويه على من ارتد عن الإسلام فحملته وسلحته ثم انتهى إلي من يقين الخبر أن عدو الله قد استعرض الناس المسلم والمرتد يأخذ أموالهم ويقتل من خالفه منهم فسر إليه بمن معك من المسلمين حتى تقتله أو تأخذه فتأتيني به فسار طريفة بن حاجز فلما التقى الناس كانت بينهم الرميا بالنبل فقتل نجبة بن أبي الميثاء بسهم رمي به فلما رأى الفجاءة من المسلمين الجد قال لطريفة والله ما أنت بأولى بالأمر مني أنت أمير لأبي بكر وأنا أميره فقال له طريفة إن كنت صادقا فضع السلاح وانطلق معي إلى أبي بكر فخرج معه فلما قدما عليه أمر أبو بكر طريفة بن حاجز فقال اخرج به إلى هذا البقيع فحرقه فيه بالنار فخرج به طريفة إلى المصلى فأوقد له نارا فقذفه فيها فقال خفاف بن ندبة وهو خفاف بن عمير يذكر الفجاءة فيما صنع ... لم يأخذون سلاحه لقتاله ... ولذاكم عند الإله أثام ... لا دينهم ديني ولا أنا منهم ... حتى يسير إلى الصراة شمام ...
📗تاريخ الطبري ج3 ص264 و 265
المؤلف: محمد بن جرير بن يزيد بن كثير بن غالب الآملي، أبو جعفر الطبري (المتوفى: 310هـ)، الناشر: دار التراث - بيروت، الطبعة: الثانية - 1387 هـ، عدد الأجزاء: 11.
📝 ترجمه : مردی از بنی سلیم که به او فجاءة گفته می شد نزد ابو بکر آمد. او أیاس بن عبد الله بن عبد یالیل ابن عمیرة بن خفاف نام داشت. به ابو بکر گفت : من مسلمانم و می خواهم با مرتدین جهاد کنم ، من را کمک کن. ابو بکر نیز به او مرکب و سلاح داد.فجاءة نیز به همراه مردی از بنی لاشرید به نام نجبة بن أبي المیثاء اموال مسلمانان و مرتدین را گرفتند و آنان که مخالفت کردند کشتند.
زمانی که خبر به ابو بکر رسد، به طریفة بن حاجز نوشت: همانا دشمن خدا فجاءة نزد من آمد گمان می کرد مسلمان است و از من خواست تا او را در مقابل مرتدّين تقویت کنم ، من نیز به او مرکب و سلاح دادم اما خبر قطعی به من رسیده که او به مسلم و مرتد متعرّض شده اموال آنان را می گیرد و آن کس که مخالفت کند می کشد. با مسلمانانی که نزد تو هستند به سوی او برو ، او را بکش یا نزد من بیاور.
طریفة بن حاجز به سوی او رفت و زمانی که به او رسید ، بین دو طرف تیر اندازی شد که در نتیجه نجبة بن أبي المیثاء به تیری کشته شد. فجاءة نیز با دیدن تلاش مسلمانان به طریفه گفت: به خدا قسم تو اولی از من نیستی تو امیر ابو بکری و من نیز امیر او هستم. طریفة جواب داد: اگر راست می گویی سلاحت را زمین بگذار و با من نزد ابو بکر بیا.
فجاءة نیز با طريفة نزد ابو بکر آمد. زمانی که به ابو بکر رسیدند،👈👈 ابو بکر به طریفة بن حاجز دستور داد و گفت: فجاءة را به بقیع ببر و با آتش بسوزان👉👉.
📙 منبع دیگر : الإصابة في تمييز الصحابة ج3 ص420 المؤلف: أبو الفضل أحمد بن علي بن محمد بن أحمد بن حجر العسقلاني (المتوفى: 852هـ)، تحقيق: عادل أحمد عبد الموجود وعلى محمد معوض، الناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى - 1415 هـ، عدد الأجزاء: 8.
👈داعش نیز به پیروی از ابوبکر، خلبان اردنی را در قفس زنده زنده به آتش می کشد.
@islie
✔️زنده سوزاندن إِيَاسُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ يَالِيلَ مشهور به فجائه :
قال السري قال شعيب عن سيف عن سهل وأبي يعقوب قالا كان من حديث الجواء وناعر أن الفجاءة إياس بن عبد ياليل قدم على أبي بكر فقال أعني بسلاح ومرني بمن شئت من أهل الردة فأعطاه سلاحا وأمره أمره فخالف أمره إلى المسلمين فخرج حتى ينزل بالجواء وبعث نجبة بن أبي الميثاء من بني الشريد وأمره بالمسلمين فشنها غارة على كل مسلم في سليم وعامر وهوازن وبلغ ذلك ابا بكر فأرسل إلى طريفة بن حاجز يأمره أن يجمع له وأن يسير إليه وبعث إليه عبدالله بن قيس الجاسي عونا ففعل ثم نهضا إليه وطلباه فجعل يلوذ منهما حتى لقياه على الجواء فاقتتلوا فقتل نجبة وهرب الفجاءة فلحقه طريفة فأسره ثم بعث به إلى أبي بكر فقدم به على أبي بكر فأمر فأوقد له نارا في مصلى المدينة على حطب كثير ثم رمي به فيها مقموطا قال أبو جعفر وأما ابن حميد فإنه حدثنا في شأن الفجاءة عن سلمة عن محمد بن إسحاق عن عبدالله بن أبي بكر قال قدم على أبي بكر رجل من بني سليم يقال له الفجاءة وهو إياس بن عبدالله بن عبد ياليل بن عميرة بن خفاف فقال لأبي بكر إني مسلم وقد أردت جهاد من ارتد من الكفار فاحملني وأعني فحمله أبو بكر على ظهر وأعطاه سلاحا فخرج يستعرض الناس المسلم والمرتد يأخذ أموالهم ويصيب من امتنع منهم ومعه رجل من بني الشريد يقال له نجبة بن أبي الميثاء فلما بلغ أبا بكر خبره كتب إلى طريفة بن حاجز إن عدو الله الفجاءة أتاني يزعم أنه مسلم ويسألني أن أقويه على من ارتد عن الإسلام فحملته وسلحته ثم انتهى إلي من يقين الخبر أن عدو الله قد استعرض الناس المسلم والمرتد يأخذ أموالهم ويقتل من خالفه منهم فسر إليه بمن معك من المسلمين حتى تقتله أو تأخذه فتأتيني به فسار طريفة بن حاجز فلما التقى الناس كانت بينهم الرميا بالنبل فقتل نجبة بن أبي الميثاء بسهم رمي به فلما رأى الفجاءة من المسلمين الجد قال لطريفة والله ما أنت بأولى بالأمر مني أنت أمير لأبي بكر وأنا أميره فقال له طريفة إن كنت صادقا فضع السلاح وانطلق معي إلى أبي بكر فخرج معه فلما قدما عليه أمر أبو بكر طريفة بن حاجز فقال اخرج به إلى هذا البقيع فحرقه فيه بالنار فخرج به طريفة إلى المصلى فأوقد له نارا فقذفه فيها فقال خفاف بن ندبة وهو خفاف بن عمير يذكر الفجاءة فيما صنع ... لم يأخذون سلاحه لقتاله ... ولذاكم عند الإله أثام ... لا دينهم ديني ولا أنا منهم ... حتى يسير إلى الصراة شمام ...
📗تاريخ الطبري ج3 ص264 و 265
المؤلف: محمد بن جرير بن يزيد بن كثير بن غالب الآملي، أبو جعفر الطبري (المتوفى: 310هـ)، الناشر: دار التراث - بيروت، الطبعة: الثانية - 1387 هـ، عدد الأجزاء: 11.
📝 ترجمه : مردی از بنی سلیم که به او فجاءة گفته می شد نزد ابو بکر آمد. او أیاس بن عبد الله بن عبد یالیل ابن عمیرة بن خفاف نام داشت. به ابو بکر گفت : من مسلمانم و می خواهم با مرتدین جهاد کنم ، من را کمک کن. ابو بکر نیز به او مرکب و سلاح داد.فجاءة نیز به همراه مردی از بنی لاشرید به نام نجبة بن أبي المیثاء اموال مسلمانان و مرتدین را گرفتند و آنان که مخالفت کردند کشتند.
زمانی که خبر به ابو بکر رسد، به طریفة بن حاجز نوشت: همانا دشمن خدا فجاءة نزد من آمد گمان می کرد مسلمان است و از من خواست تا او را در مقابل مرتدّين تقویت کنم ، من نیز به او مرکب و سلاح دادم اما خبر قطعی به من رسیده که او به مسلم و مرتد متعرّض شده اموال آنان را می گیرد و آن کس که مخالفت کند می کشد. با مسلمانانی که نزد تو هستند به سوی او برو ، او را بکش یا نزد من بیاور.
طریفة بن حاجز به سوی او رفت و زمانی که به او رسید ، بین دو طرف تیر اندازی شد که در نتیجه نجبة بن أبي المیثاء به تیری کشته شد. فجاءة نیز با دیدن تلاش مسلمانان به طریفه گفت: به خدا قسم تو اولی از من نیستی تو امیر ابو بکری و من نیز امیر او هستم. طریفة جواب داد: اگر راست می گویی سلاحت را زمین بگذار و با من نزد ابو بکر بیا.
فجاءة نیز با طريفة نزد ابو بکر آمد. زمانی که به ابو بکر رسیدند،👈👈 ابو بکر به طریفة بن حاجز دستور داد و گفت: فجاءة را به بقیع ببر و با آتش بسوزان👉👉.
📙 منبع دیگر : الإصابة في تمييز الصحابة ج3 ص420 المؤلف: أبو الفضل أحمد بن علي بن محمد بن أحمد بن حجر العسقلاني (المتوفى: 852هـ)، تحقيق: عادل أحمد عبد الموجود وعلى محمد معوض، الناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى - 1415 هـ، عدد الأجزاء: 8.
👈داعش نیز به پیروی از ابوبکر، خلبان اردنی را در قفس زنده زنده به آتش می کشد.
@islie
🌱وقتی ابوبکر داعشی می شود و دستور به سوزاندن و آتش زدن دیگران می دهد.
✍ابوبکر به طریفه دستور می دهد شخصی به نام فجائه را زنده زنده بسوزاند
📗تاریخ طبری ج ۳ ص ۲۶۵
@islie
✍ابوبکر به طریفه دستور می دهد شخصی به نام فجائه را زنده زنده بسوزاند
📗تاریخ طبری ج ۳ ص ۲۶۵
@islie
🌱وقتی ابوبکر داعشی می شود و دستور به سوزاندن و آتش زدن دیگران می دهد.
✍ابوبکر به طریفه دستور می دهد شخصی به نام فجائه را زنده زنده بسوزاند
📗کتاب الاصابه ج۳ ص ۴۲۰
@islie
✍ابوبکر به طریفه دستور می دهد شخصی به نام فجائه را زنده زنده بسوزاند
📗کتاب الاصابه ج۳ ص ۴۲۰
@islie
🌱 #رسوایی_مصطفی_طباطبایی
او وقتی به خرافات در کتاب کافی پی میبرد میگوید:بسیاری از روایات آنرامجلسی تضعیف کرده
⚡️این سخن باطله، مجلسی تمام کافی را معتبر میداند و تصحیح وتضعیفات او از باب ترجیح است👇
او وقتی به خرافات در کتاب کافی پی میبرد میگوید:بسیاری از روایات آنرامجلسی تضعیف کرده
⚡️این سخن باطله، مجلسی تمام کافی را معتبر میداند و تصحیح وتضعیفات او از باب ترجیح است👇
#رسوایی_مصطفی_طباطبایی
درتاریخ اسلام آمده وقتی محمدمتولدشد ایوان کسری شکست وآتشکده پارس خاموش شدو سپس دشتی به انتقادش پرداخت و آنرا به چالش کشید و سپس طباطبایی گفت در تواریخ معتبر مثل طبری نیامده😳
درتاریخ اسلام آمده وقتی محمدمتولدشد ایوان کسری شکست وآتشکده پارس خاموش شدو سپس دشتی به انتقادش پرداخت و آنرا به چالش کشید و سپس طباطبایی گفت در تواریخ معتبر مثل طبری نیامده😳
دروغها و خرافات اسلام
#رسوایی_مصطفی_طباطبایی درتاریخ اسلام آمده وقتی محمدمتولدشد ایوان کسری شکست وآتشکده پارس خاموش شدو سپس دشتی به انتقادش پرداخت و آنرا به چالش کشید و سپس طباطبایی گفت در تواریخ معتبر مثل طبری نیامده😳
شرح جامع تر 👇👇👇
🌱 #رسوایی_مصطفی_طباطبایی
✍یکی از اسلامگرایان به نام جناب آقای مصطفی طباطبایی در نقد کتاب ارزنده ۲۳ سال نوشته زنده یاد علی دشتی کتابی به نام خیانت در گزارش تاریخ نوشته است!!
👈اقای علی دشتی به موضوع تولد پیامبر اسلام و خرافات وارده، پرداخته که در کتب تاریخی اسلام آمده است که با تولد پیامبر اسلام ایوان کسری شکسته و آتشکده پارس خاموش شده است سپس اقای دشتی به نقد این خرافه پرداخته است.
👈جناب اسلامگرا یعنی آقای طباطبایی که شاهد به چالش کشیده شدن اسلام و خرافات اسلامی و تاریخ اسلام بوده بزعم خودش خواسته پاسخی بده، لذا چنین نوشته :
《آنچه نویسنده درباره شکستن ایوان کسری و خاموش شدن آتشکده پارس آورده اساسا پیوندی با مورخان بزرگ اسلامی ندارد زیرا ذکری از این رویدادها در کتب مهم سیره و تاریخ چون سیره ابن هشام و طبقات سعد و تاریخ طبری و امثال اینها نیامده است》.
📗کتاب خیانت در گزارش تاریخ جلد اول صفحه ۷۶ و ۷۷
⚡️پاسخ دندان شکن ما 👇👇
این سخن جناب طباطبایی که می گوید پیوندی در تاریخ اسلام و مورخین بزرگی همچون طبری ندارد دروغی بیش نیست و از دو حالت خارج نیست : شاید ایشان می داند که در تاریخ طبری آمده است ولی دروغ می گوید و شاید ایشان جاهل است و نمی داند که آمده و یا نیامده لذا فرض را بر این گرفته است که در کتاب تاریخ طبری نیامده است.
👈جناب آقای مصطفی حسینی بی سواد شما که هنوز نمی دانید که طبری موضوع مورد نظر را در کتابش نقل کرده است چرا به دروغ و یا از روی جهل می گویید نقل نکرده است؟
🍃در کتاب تاریخ طبری چنین آمده است :
حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ حَرْبٍ الْمَوْصِلِيُّ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو أَيُّوبَ يَعْلَى بْنُ عِمْرَانَ الْبَجَلِيُّ، قَالَ: حَدَّثَنِي مَخْزُومُ بْنُ هَانِئٍ الْمَخْزُومِيُّ عَنْ أَبِيهِ- وَأَتَتْ لَهُ خَمْسُونَ وَمِائَةُ سَنَةٍ- قَالَ: لَمَّا كانت ليله ولد فيها رسول الله ص، ارْتَجَسَ إِيَوانُ كِسْرَى وَسَقَطَتْ مِنْهُ أَرْبَعَ عَشْرَةَ شُرْفَةً، وَخَمِدَتْ نَارُ فَارِسَ، وَلَمْ تَخْمَدْ قَبْلَ ذَلِكَ بِأَلْفِ عَامٍ، وَغَاضَتْ بُحَيْرَةُ سَاوَةَ، وَرَأَى الْمُوبَذَانُ إِبِلًا صِعَابًا.
📗تاريخ الطبري = تاريخ الرسل والملوك، وصلة تاريخ الطبري نویسنده : الطبري، أبو جعفر جلد : 2 صفحه : 166
✍ترجمه : ... به شب تولد پیامبر خدا ایوان کسری بلرزید و چهارده کنگره آن بیفتاد و آتش پارسیان خاموشی گرفت..
📕ترجمه تاریخ طبری جلد ۲ صفحه ۷۱۷ ترجمه از ابوالقاسم پاینده، انتشارات اساطیر
🔺آقای طباطبایی مدعی شده خرافه و کذب گویی مذکور در تاریخ طبری نیامده در حالی که ایشان دروغ می گوید.
💢امیدواریم جناب طباطبایی شهامت عذر خواهی را داشته باشد.
@islie
🌱 #رسوایی_مصطفی_طباطبایی
✍یکی از اسلامگرایان به نام جناب آقای مصطفی طباطبایی در نقد کتاب ارزنده ۲۳ سال نوشته زنده یاد علی دشتی کتابی به نام خیانت در گزارش تاریخ نوشته است!!
👈اقای علی دشتی به موضوع تولد پیامبر اسلام و خرافات وارده، پرداخته که در کتب تاریخی اسلام آمده است که با تولد پیامبر اسلام ایوان کسری شکسته و آتشکده پارس خاموش شده است سپس اقای دشتی به نقد این خرافه پرداخته است.
👈جناب اسلامگرا یعنی آقای طباطبایی که شاهد به چالش کشیده شدن اسلام و خرافات اسلامی و تاریخ اسلام بوده بزعم خودش خواسته پاسخی بده، لذا چنین نوشته :
《آنچه نویسنده درباره شکستن ایوان کسری و خاموش شدن آتشکده پارس آورده اساسا پیوندی با مورخان بزرگ اسلامی ندارد زیرا ذکری از این رویدادها در کتب مهم سیره و تاریخ چون سیره ابن هشام و طبقات سعد و تاریخ طبری و امثال اینها نیامده است》.
📗کتاب خیانت در گزارش تاریخ جلد اول صفحه ۷۶ و ۷۷
⚡️پاسخ دندان شکن ما 👇👇
این سخن جناب طباطبایی که می گوید پیوندی در تاریخ اسلام و مورخین بزرگی همچون طبری ندارد دروغی بیش نیست و از دو حالت خارج نیست : شاید ایشان می داند که در تاریخ طبری آمده است ولی دروغ می گوید و شاید ایشان جاهل است و نمی داند که آمده و یا نیامده لذا فرض را بر این گرفته است که در کتاب تاریخ طبری نیامده است.
👈جناب آقای مصطفی حسینی بی سواد شما که هنوز نمی دانید که طبری موضوع مورد نظر را در کتابش نقل کرده است چرا به دروغ و یا از روی جهل می گویید نقل نکرده است؟
🍃در کتاب تاریخ طبری چنین آمده است :
حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ حَرْبٍ الْمَوْصِلِيُّ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو أَيُّوبَ يَعْلَى بْنُ عِمْرَانَ الْبَجَلِيُّ، قَالَ: حَدَّثَنِي مَخْزُومُ بْنُ هَانِئٍ الْمَخْزُومِيُّ عَنْ أَبِيهِ- وَأَتَتْ لَهُ خَمْسُونَ وَمِائَةُ سَنَةٍ- قَالَ: لَمَّا كانت ليله ولد فيها رسول الله ص، ارْتَجَسَ إِيَوانُ كِسْرَى وَسَقَطَتْ مِنْهُ أَرْبَعَ عَشْرَةَ شُرْفَةً، وَخَمِدَتْ نَارُ فَارِسَ، وَلَمْ تَخْمَدْ قَبْلَ ذَلِكَ بِأَلْفِ عَامٍ، وَغَاضَتْ بُحَيْرَةُ سَاوَةَ، وَرَأَى الْمُوبَذَانُ إِبِلًا صِعَابًا.
📗تاريخ الطبري = تاريخ الرسل والملوك، وصلة تاريخ الطبري نویسنده : الطبري، أبو جعفر جلد : 2 صفحه : 166
✍ترجمه : ... به شب تولد پیامبر خدا ایوان کسری بلرزید و چهارده کنگره آن بیفتاد و آتش پارسیان خاموشی گرفت..
📕ترجمه تاریخ طبری جلد ۲ صفحه ۷۱۷ ترجمه از ابوالقاسم پاینده، انتشارات اساطیر
🔺آقای طباطبایی مدعی شده خرافه و کذب گویی مذکور در تاریخ طبری نیامده در حالی که ایشان دروغ می گوید.
💢امیدواریم جناب طباطبایی شهامت عذر خواهی را داشته باشد.
@islie
Forwarded from من خدا هستم
دروغها و خرافات اسلام pinned «شرح جامع تر 👇👇👇 🌱 #رسوایی_مصطفی_طباطبایی ✍یکی از اسلامگرایان به نام جناب آقای مصطفی طباطبایی در نقد کتاب ارزنده ۲۳ سال نوشته زنده یاد علی دشتی کتابی به نام خیانت در گزارش تاریخ نوشته است!! 👈اقای علی دشتی به موضوع تولد پیامبر اسلام و خرافات وارده، پرداخته…»
🌱 #رسوایی_مصطفی_طباطبایی
خیانت آشکار مصطفی حسینی طباطبایی با تحریف معانی قرآن و برداشت غلط از آیات قرآن با تحریف آن
👇👇
خیانت آشکار مصطفی حسینی طباطبایی با تحریف معانی قرآن و برداشت غلط از آیات قرآن با تحریف آن
👇👇
دروغها و خرافات اسلام
🌱 #رسوایی_مصطفی_طباطبایی خیانت آشکار مصطفی حسینی طباطبایی با تحریف معانی قرآن و برداشت غلط از آیات قرآن با تحریف آن 👇👇
🌱 #رسوایی_مصطفی_طباطبایی
✍یکی از اسلامگرایان به نام جناب آقای مصطفی حسینی طباطبایی در نقد کتاب ۲۳ سال علی دشتی کتابی را در ۳ جلد نوشته است که حاوی استدلالاتی بسیار ضعیف و یا بعضا کذب است که در قسمت های قبل مواردی را نشان دادیم.
👈در این قسمت هم موردی دیگر از کذب گویی و تحریفات جناب طباطبایی را نشان می دهیم؛ ایشان در مقدمه کتاب خیانت در گزارش تاریخ مدعی می شود که اسلام از آغاز از منطق مخالفینش باک نداشته است! سپس استناد می کند به آیه ۱۸ سوره زمر و می گوید این منطق قرآن در برخورد با طرز فکر مخالفینش بود و سپس آیه را چنین نقل می کند : فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ(۱۸زمر)
ترجمه آقای مصطفی طباطبایی : پس آن بندگانم را نوید ده که به هر سخن گوش فرا می دهند سپس بهترین سخن را پیروی می کنند.
📗مقدمه خیانت در گزارش تاریخ جلد اول صفحه ۱۴ نوشته مصطفی حسینی طباطبایی
💥پاسخ ما به جناب مصطفی حسینی طباطبایی :
⚡️استدلالی که جناب آقای طباطبایی از قرآن در آیه ۱۸ سوره زمر می کند بسیار ضعیف و نادرست است بالخصوص که ایشان آیه را نصفه نقل کرده است و به دروغ ترجمه کرده است.
🔺ابتدا آیه را به صورت کامل نقل می کنیم :
وَالَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرَى فَبَشِّرْ عِبَادِ ﴿۱۷﴾ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ﴿۱۸﴾
✍ترجمه : و کسانی که از پرستیدن طاغوت دوری کردند و به سوی خدا بازگشتند، بر آنان مژده باد؛ پس به آن بندگانم مژده ده آنان که سخن را می شنوند و از نیکوترینش پیروی می کنند، اینانند کسانی که خدا هدایتشان کرده، و اینان همان خردمندانند
👈دوستان گرامی خوب توجه کنید تا تحریف جناب حسینی طباطبایی را متوجه شوید :
ایشان آیه را نصف نقل کرده و به دروغ ترجمه کرده تا با نظر خود مطابقت دهد؛ قرآن در ابتدا گفته کسانی از پرستش طاغوت جلوگیری می کنند فقط به آنان مژده باد نه همه مردم و سپس می گوید القول یعنی سخنی مشخص را می شوند و نیکوترینش پیروی می کنند ولی اقای طباطبایی به دروغ ترجمه کرده : هر سخن، در حالی که چنین ترجمه ای صحیح نیست زیرا قران نگفته هر سخنی را بلکه گفته سخنی مشخص زیرا القول که در اینجا آمده با "ال" آمده و معرفه است واشاره به سخنی خاص دارد و نه هر سخنی.
⁉️چرا جناب طباطبایی با تحریف اصرار به عام بودن این جمله دارد؟
✅همانطور که مشاهده کردید جناب آقای طباطبایی برای اثبات کلام خود آیه را نصف نقل کرد و سپس به دروغ ترجمه کرد و سپس برداشت اشتباه کرد زیرا در ادامه کلام خود می نویسد : ما نیز پروا نداریم که امثال کتاب ۲۳ سال از سوی مخالفان انتشار یابد.
👈ادامه دارد...
@islie
✍یکی از اسلامگرایان به نام جناب آقای مصطفی حسینی طباطبایی در نقد کتاب ۲۳ سال علی دشتی کتابی را در ۳ جلد نوشته است که حاوی استدلالاتی بسیار ضعیف و یا بعضا کذب است که در قسمت های قبل مواردی را نشان دادیم.
👈در این قسمت هم موردی دیگر از کذب گویی و تحریفات جناب طباطبایی را نشان می دهیم؛ ایشان در مقدمه کتاب خیانت در گزارش تاریخ مدعی می شود که اسلام از آغاز از منطق مخالفینش باک نداشته است! سپس استناد می کند به آیه ۱۸ سوره زمر و می گوید این منطق قرآن در برخورد با طرز فکر مخالفینش بود و سپس آیه را چنین نقل می کند : فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ(۱۸زمر)
ترجمه آقای مصطفی طباطبایی : پس آن بندگانم را نوید ده که به هر سخن گوش فرا می دهند سپس بهترین سخن را پیروی می کنند.
📗مقدمه خیانت در گزارش تاریخ جلد اول صفحه ۱۴ نوشته مصطفی حسینی طباطبایی
💥پاسخ ما به جناب مصطفی حسینی طباطبایی :
⚡️استدلالی که جناب آقای طباطبایی از قرآن در آیه ۱۸ سوره زمر می کند بسیار ضعیف و نادرست است بالخصوص که ایشان آیه را نصفه نقل کرده است و به دروغ ترجمه کرده است.
🔺ابتدا آیه را به صورت کامل نقل می کنیم :
وَالَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرَى فَبَشِّرْ عِبَادِ ﴿۱۷﴾ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ﴿۱۸﴾
✍ترجمه : و کسانی که از پرستیدن طاغوت دوری کردند و به سوی خدا بازگشتند، بر آنان مژده باد؛ پس به آن بندگانم مژده ده آنان که سخن را می شنوند و از نیکوترینش پیروی می کنند، اینانند کسانی که خدا هدایتشان کرده، و اینان همان خردمندانند
👈دوستان گرامی خوب توجه کنید تا تحریف جناب حسینی طباطبایی را متوجه شوید :
ایشان آیه را نصف نقل کرده و به دروغ ترجمه کرده تا با نظر خود مطابقت دهد؛ قرآن در ابتدا گفته کسانی از پرستش طاغوت جلوگیری می کنند فقط به آنان مژده باد نه همه مردم و سپس می گوید القول یعنی سخنی مشخص را می شوند و نیکوترینش پیروی می کنند ولی اقای طباطبایی به دروغ ترجمه کرده : هر سخن، در حالی که چنین ترجمه ای صحیح نیست زیرا قران نگفته هر سخنی را بلکه گفته سخنی مشخص زیرا القول که در اینجا آمده با "ال" آمده و معرفه است واشاره به سخنی خاص دارد و نه هر سخنی.
⁉️چرا جناب طباطبایی با تحریف اصرار به عام بودن این جمله دارد؟
✅همانطور که مشاهده کردید جناب آقای طباطبایی برای اثبات کلام خود آیه را نصف نقل کرد و سپس به دروغ ترجمه کرد و سپس برداشت اشتباه کرد زیرا در ادامه کلام خود می نویسد : ما نیز پروا نداریم که امثال کتاب ۲۳ سال از سوی مخالفان انتشار یابد.
👈ادامه دارد...
@islie
دروغها و خرافات اسلام pinned « 🌱 وقتی فاطمه آخوند می شود و در خانه اش حوزه علمیه مختلط تاسیس می کند😂 👌سلمان فارسی به مدرسه حوزوی جمعی از زنان در خانه فاطمه زهرا می رود و در این جمع زنانه، فاطمه به او شخصا آموزش دینی می دهد!😜. 📗📘📙کتاب فاطمه الزهرا افضل اسوه للنسا نوشته آیت الله العظمی…»
🆔 @islie
⭕️حسین بن علی و غارت کاروان معاویه بن ابی سفیان.
🔶حسین بن علی امام سوم شیعیان، در زمان حرکت از مکه به سمت کوفه که منجر به کشته شدنش شد، در منطقه (تنعیم) کاروانی از یمن را که برای یزید بن معاویه ، از جانب بحیر بن ریان روناس و حُلّه حمل میکرد را گرفت و مورد غارت قرار داد. در حالیکه این کاروان اموال بیت المال حکومت بوده است.
🔶این مطلب در مصادر تاریخی همچون تاریخ طبری ، اخبار الطوال و ارشاد شیخ مفید بوضوح آمده است و بارها از سوی شیعیان با توجیهات گوناگونی روبرو شده ، مبنی بر عدم مشروعیت یزید نزد حسین بن علی و مجاز بودن او در تصرف کاروان بیت المال خلیفه غاصب.
فی الحال بدنبال اثبات این امر نیستیم که آیا یزید خلیفه مشروع بوده است یا خیر. یا اینکه آیا اصولا حسین بن علی در مقام تصرف کاروان خلیفه دارای حق بوده است یا خیر؟
در این نوشته بدنبال این مطلب هستیم تا با آوردن گزارش تاریخی دیگر ، نشان دهیم مسئله مشروعیت یا عدم مشروعیت خلیفه نبوده ، بلکه اصولا تصرف کاروان خلیفه و امیرالمومنین معاویه بن ابی سفیان نیز در کارنامه سوابق حسین بن علی مشاهده میشود.
🔶 نامبرده ( حسین بن علی) در تصرف کاروان خلیفه ای که برادرش حسن با او از در صلح درآمده و خلیفه و امیرالمومنین بودنش را مورد تایید قرارداده و آل علی نیز ملزم به رعایت آن بوده اند و گزارشات تاریخی نیز موید این مطلب است را نیز در کارنامه زندگی خود دارد.
🔶این مطلب و گزارش در جلد هجدهم شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید در باب سعه صدر ذکر شده. اما نخست برای پرهیز از هر نوع جبهه گیری اولیه که معمولا در ارائه چنین گزارشاتی وجود دارد ، به معرفی مختصر ابن ابی الحدید میپردازیم.
🔶عزالدین ابوحامد عبدالحمید بن هبه الله معروف به ابن ابی الحدید در سال ۵۸۶ هجری بدنیا آمده و در سال ۶۵۰ هجری فوت نموده است. او اندیشه معتزلی در کلام داشت و علی بن ابیطالب را افضل و برتر از ابوبکر ، عمر و عثمان میدانست. اما خلافت خلفای قبلی را نیز تایید میکرد و آنها را غاصب نمیدانست. دقیقا مثل شیعیان زیدیه. هر چند او را تابع فقه شافعی دانسته اند. او حتی در مدح علی بن ابیطالب شعر و قصیده نیز سروده و قصیده ( عینیه) او در مدح علی ، حتی در اطراف ضریح علی نیز وجود دارد.
او در دعوای خلافت بین علی و معاویه و جنگ صفین، طرفدار علی است و معاویه و شامیان را باغی میداند که بر علیه خلیفه مشروع شوریده اند و آنها نابودشدگان هستند. او خوارج را نیز اهل دوزخ میداند .
گرایش ابن ابی الحدید به شیعه بسیار بیشتر از برخی از فرق اهل سنت است و نکته جالب اینکه اصلا روی خوش به امویان ندارد. او از محبان علی و فرزندان اوست و هیچ اعتباری برای معاویه قائل نیست، و او را در برابر علی همانطور که ذکر شد فاقد مشروعیت و اهل بغی میداند.( مقدمه شرح نهج البلاغه)
🔶با اینحال باید پذیرفت بعد از اینکه حسن بن علی در سال چهل و یک هجری معاویه را در مقام خلافت و امیرالمومنینی ابقاء و تایید کرد ، آل علی نیز با او از در صلح و بیعت درآمدند و تا پایان مدت زندگانی معاویه بر این روش زیستند.
حسین بن علی نیز با دوری از مجادلات سیاسی ، با توجه به صلح حسن ، ملتزم به اجرای صلح و بیعت بود. حسین حتی در پاسخ حجر بن عدی میگوید ( ما با آنها صلح کرده ایم و هم اکنون در دوران صلح به سر میبریم. به آنچه شما میخواهید راهی وجود ندارد. انساب الاشراف. بلاذری. ج۳. ص۱۵۱).
ابن قتیبه دینوری نیز در پاسخ حسین بر بعضی از کوفیان که بدنبال قیام حسین بر علیه معاویه بوده اند آورده ( ما بیعت کرده و پیمان بسته ایم ، و راهی برای شکستن بیعت ما نیست. دینوری، ص ۲۶۷ و ۲۶۸).
بنابراین حسین بمدت بیست سال در بیعت و صلح با معاویه بود. اما نکته جالب توجه که با مقام امامت و اسوه و الگو بودن یک مسلمان که در بیعت و صلح با خلیفه است ، که خودشان با صلح او را بر گرده امت سوار کرده اند همخوانی ندارد، غارت کاروان خلیفه است که بدست او مورد غارت قرار میگیرد. و این مطلب در برخی مصادر تاریخی از جمله حیات الامام حسین، جلد ۳، ص۵۹. البدایه و النهایه، ج ۸، ص ۱۶۶ ناسخ التواریخ ج ۱،ص ۱۹۵و همین کتاب شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ، جلد ۱۸، ص ۴۲۶ و ۴۲۷ ترجمه لایقی) آورده شده.
🔶حال ببینیم این امام شیعیان چگونه بنابر گزارش تاریخی وارد عمل میشود و نامه نگاری این دو ( حسین و معاویه) در این جریان چگونه است. ابن ابی الحدید در باب سعه صدر اشاره میکند که
( مالی از یمن ، سوی معاویه آورده شده بود. پس چون آن کاروان مال از مدینه گذشت ، حسین بن علی علیه السلام بر آن حمله آورد و آن را گرفت. و میان خانواده و موالی خویش تقسیمش کرد.
در ادامه.....👇
🆔 @islie
⭕️حسین بن علی و غارت کاروان معاویه بن ابی سفیان.
🔶حسین بن علی امام سوم شیعیان، در زمان حرکت از مکه به سمت کوفه که منجر به کشته شدنش شد، در منطقه (تنعیم) کاروانی از یمن را که برای یزید بن معاویه ، از جانب بحیر بن ریان روناس و حُلّه حمل میکرد را گرفت و مورد غارت قرار داد. در حالیکه این کاروان اموال بیت المال حکومت بوده است.
🔶این مطلب در مصادر تاریخی همچون تاریخ طبری ، اخبار الطوال و ارشاد شیخ مفید بوضوح آمده است و بارها از سوی شیعیان با توجیهات گوناگونی روبرو شده ، مبنی بر عدم مشروعیت یزید نزد حسین بن علی و مجاز بودن او در تصرف کاروان بیت المال خلیفه غاصب.
فی الحال بدنبال اثبات این امر نیستیم که آیا یزید خلیفه مشروع بوده است یا خیر. یا اینکه آیا اصولا حسین بن علی در مقام تصرف کاروان خلیفه دارای حق بوده است یا خیر؟
در این نوشته بدنبال این مطلب هستیم تا با آوردن گزارش تاریخی دیگر ، نشان دهیم مسئله مشروعیت یا عدم مشروعیت خلیفه نبوده ، بلکه اصولا تصرف کاروان خلیفه و امیرالمومنین معاویه بن ابی سفیان نیز در کارنامه سوابق حسین بن علی مشاهده میشود.
🔶 نامبرده ( حسین بن علی) در تصرف کاروان خلیفه ای که برادرش حسن با او از در صلح درآمده و خلیفه و امیرالمومنین بودنش را مورد تایید قرارداده و آل علی نیز ملزم به رعایت آن بوده اند و گزارشات تاریخی نیز موید این مطلب است را نیز در کارنامه زندگی خود دارد.
🔶این مطلب و گزارش در جلد هجدهم شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید در باب سعه صدر ذکر شده. اما نخست برای پرهیز از هر نوع جبهه گیری اولیه که معمولا در ارائه چنین گزارشاتی وجود دارد ، به معرفی مختصر ابن ابی الحدید میپردازیم.
🔶عزالدین ابوحامد عبدالحمید بن هبه الله معروف به ابن ابی الحدید در سال ۵۸۶ هجری بدنیا آمده و در سال ۶۵۰ هجری فوت نموده است. او اندیشه معتزلی در کلام داشت و علی بن ابیطالب را افضل و برتر از ابوبکر ، عمر و عثمان میدانست. اما خلافت خلفای قبلی را نیز تایید میکرد و آنها را غاصب نمیدانست. دقیقا مثل شیعیان زیدیه. هر چند او را تابع فقه شافعی دانسته اند. او حتی در مدح علی بن ابیطالب شعر و قصیده نیز سروده و قصیده ( عینیه) او در مدح علی ، حتی در اطراف ضریح علی نیز وجود دارد.
او در دعوای خلافت بین علی و معاویه و جنگ صفین، طرفدار علی است و معاویه و شامیان را باغی میداند که بر علیه خلیفه مشروع شوریده اند و آنها نابودشدگان هستند. او خوارج را نیز اهل دوزخ میداند .
گرایش ابن ابی الحدید به شیعه بسیار بیشتر از برخی از فرق اهل سنت است و نکته جالب اینکه اصلا روی خوش به امویان ندارد. او از محبان علی و فرزندان اوست و هیچ اعتباری برای معاویه قائل نیست، و او را در برابر علی همانطور که ذکر شد فاقد مشروعیت و اهل بغی میداند.( مقدمه شرح نهج البلاغه)
🔶با اینحال باید پذیرفت بعد از اینکه حسن بن علی در سال چهل و یک هجری معاویه را در مقام خلافت و امیرالمومنینی ابقاء و تایید کرد ، آل علی نیز با او از در صلح و بیعت درآمدند و تا پایان مدت زندگانی معاویه بر این روش زیستند.
حسین بن علی نیز با دوری از مجادلات سیاسی ، با توجه به صلح حسن ، ملتزم به اجرای صلح و بیعت بود. حسین حتی در پاسخ حجر بن عدی میگوید ( ما با آنها صلح کرده ایم و هم اکنون در دوران صلح به سر میبریم. به آنچه شما میخواهید راهی وجود ندارد. انساب الاشراف. بلاذری. ج۳. ص۱۵۱).
ابن قتیبه دینوری نیز در پاسخ حسین بر بعضی از کوفیان که بدنبال قیام حسین بر علیه معاویه بوده اند آورده ( ما بیعت کرده و پیمان بسته ایم ، و راهی برای شکستن بیعت ما نیست. دینوری، ص ۲۶۷ و ۲۶۸).
بنابراین حسین بمدت بیست سال در بیعت و صلح با معاویه بود. اما نکته جالب توجه که با مقام امامت و اسوه و الگو بودن یک مسلمان که در بیعت و صلح با خلیفه است ، که خودشان با صلح او را بر گرده امت سوار کرده اند همخوانی ندارد، غارت کاروان خلیفه است که بدست او مورد غارت قرار میگیرد. و این مطلب در برخی مصادر تاریخی از جمله حیات الامام حسین، جلد ۳، ص۵۹. البدایه و النهایه، ج ۸، ص ۱۶۶ ناسخ التواریخ ج ۱،ص ۱۹۵و همین کتاب شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ، جلد ۱۸، ص ۴۲۶ و ۴۲۷ ترجمه لایقی) آورده شده.
🔶حال ببینیم این امام شیعیان چگونه بنابر گزارش تاریخی وارد عمل میشود و نامه نگاری این دو ( حسین و معاویه) در این جریان چگونه است. ابن ابی الحدید در باب سعه صدر اشاره میکند که
( مالی از یمن ، سوی معاویه آورده شده بود. پس چون آن کاروان مال از مدینه گذشت ، حسین بن علی علیه السلام بر آن حمله آورد و آن را گرفت. و میان خانواده و موالی خویش تقسیمش کرد.
در ادامه.....👇
🆔 @islie
↩️و برای معاویه نوشت- از حسین بن علی به معاویه بن ابی سفیان. اما بعد، همانا کاروانی از یمن بر ما گذشت ، که مال و زیور آلات و عنبر و عطر سوی تو میآورد، تا در خزینه های دمشق ودیعت نهی، و بدان زادگان پدرت را از پس سیرابی نخست پی در پی سیراب سازی. و من بدانها نیاز داشتم ، پس آنها را گرفتم. والسلام.
🔶پس معاویه سوی او نوشت: از نزد بنده خدا معاویه امیر مومنان به حسین بن علی . سلام بر تو باد. اما بعد، همانا نوشته ات رسید که در آن یادآور میشوی که کاروانی از یمن مال و زیورآلات و عنبر و عطر سوی من میآورد تا در خزینه های دمشق ودیعت نهم و بدان زادگان پدرم را از پس سیرابی نخست پی در پی سیراب سازم. و اینکه تو بدان محتاج بودی، پس آنرا گرفتی. در حالیکه تو شایسته گرفتن آن نیستی، چون آنرا به من نسبت دادی. زیرا والی بدان مال سزاوارتر است. پس بر اوست خارج کردن از آن. به خدا سوگند اگر آن واگذاشته شود ، تا سوی من شود، در بهره ات از آن کمنگذارم. ولیک گمان کرده ام ای پسر برادرم، که در سر تو خشمی است. دوست دارم که در زمان من باشد تا منزلتت را دانم و از آن درگذرم. ولیک به خدا بیم آن دارم، که به کسی گرفتار شوی که قدر دوشیدن ناقه ای تو را مهلت ندهد.
🔶و در پای نوشته اش این شعر را نگاشت که- ای حسین بن علی آنچه بعنوان علت آوردی روزی روا و جایز نباشد. گرفتنت آن مال را در حالی که بدان مامور نبودی. همانا این از سوی حسین شتاب است. همانا آنرا اجازت دادیم، و برای آن به خشم نیامدیم. از حسین آنچه انجام داد را تحمل کردیم. ای حسین بن علی، دارای آرزو. برای تو پس از من جهشی است که تحمل نشود. دوست دارم که من خود شاهد آن باشم. پس آنرا با اخلاقی که مهلت میدهد از تو عهده دار گردم. همانا من میترسم که بسوزی بدان که نزدش تیغ بران پیشی گرفته است)
🔶در این نامه نگاری بوضوح مشخص است که حسین بن علی میگوید چون بدان مال نیاز داشته آن را گرفته و نکته جالب اینکه این مال خلیفه و بیت المال مسلمین را بین خانواده و موالی و بردگان خویش تقسیم کرده است و معاویه به او میگوید این کار روزی روا و جایز نیست.
دیگر نکته اینکه حسین اقرار میکند که این مال متعلق خلیفه است و به حق ولایت معاویه و حکومتش بر این مال صحه میگذارد اما آن مال را متصرف میشود.
🔶دیگر نکته مهم اینکه این عمل حسین بر خلاف عهد و پیمانی است که با معاویه بعنوان خلیفه دارد که شایسته هیچ مسلمانی نیست بخصوص اگر در مقام امام و اسوه باشد.
🔶نکته مهم دیگر این است که حسین با انجام این عمل بر خلاف آیه اول سوره مائده رفتار کرده که میگوید ( یااَیُّهَاالَّذِینَ آمنُوااوفُوابِالعُقُود-ای کسانیکه ایمان آورده اید، بر قراردادهای خود وفا کنید)
در پایان با توجه به اینکه چنین اعمالی از حسین در دوران معاویه در مصادر مختلفی نیز آمده و حتی این عمل در زمان یزید نیز ارتکاب یافته ، میتوان به صحت این گزارش یقین کرده و مهر تایید زد. نکته مهم این است که ابن ابی الحدید که گرایش علوی قوی ای نیز دارد و معاویه را در برابر علی ناحق و اهل بغی میداند نمیتواند مورد این شبهه قرار گیرد که خبری بر ضد حسین و به نفع معاویه جعل نموده باشد. ضمن اینکه مصادر دیگر تاریخی را نیز در تایید این مطلب آورده ایم.
🔶با توجه به جمیع جهات و جوانب باید پرسید ، شیعیان چگونه میتوانند در مواجهه با این رفتار غیر قرآنی، غیر پیمانی و غیر مسئولانه حسین در برابر ادعای عصمت و پاکی و اسوه بودنش نسبتی برقرار کنند؟
_ایمان سلیمانی امیری
🆔 @islie
🔶پس معاویه سوی او نوشت: از نزد بنده خدا معاویه امیر مومنان به حسین بن علی . سلام بر تو باد. اما بعد، همانا نوشته ات رسید که در آن یادآور میشوی که کاروانی از یمن مال و زیورآلات و عنبر و عطر سوی من میآورد تا در خزینه های دمشق ودیعت نهم و بدان زادگان پدرم را از پس سیرابی نخست پی در پی سیراب سازم. و اینکه تو بدان محتاج بودی، پس آنرا گرفتی. در حالیکه تو شایسته گرفتن آن نیستی، چون آنرا به من نسبت دادی. زیرا والی بدان مال سزاوارتر است. پس بر اوست خارج کردن از آن. به خدا سوگند اگر آن واگذاشته شود ، تا سوی من شود، در بهره ات از آن کمنگذارم. ولیک گمان کرده ام ای پسر برادرم، که در سر تو خشمی است. دوست دارم که در زمان من باشد تا منزلتت را دانم و از آن درگذرم. ولیک به خدا بیم آن دارم، که به کسی گرفتار شوی که قدر دوشیدن ناقه ای تو را مهلت ندهد.
🔶و در پای نوشته اش این شعر را نگاشت که- ای حسین بن علی آنچه بعنوان علت آوردی روزی روا و جایز نباشد. گرفتنت آن مال را در حالی که بدان مامور نبودی. همانا این از سوی حسین شتاب است. همانا آنرا اجازت دادیم، و برای آن به خشم نیامدیم. از حسین آنچه انجام داد را تحمل کردیم. ای حسین بن علی، دارای آرزو. برای تو پس از من جهشی است که تحمل نشود. دوست دارم که من خود شاهد آن باشم. پس آنرا با اخلاقی که مهلت میدهد از تو عهده دار گردم. همانا من میترسم که بسوزی بدان که نزدش تیغ بران پیشی گرفته است)
🔶در این نامه نگاری بوضوح مشخص است که حسین بن علی میگوید چون بدان مال نیاز داشته آن را گرفته و نکته جالب اینکه این مال خلیفه و بیت المال مسلمین را بین خانواده و موالی و بردگان خویش تقسیم کرده است و معاویه به او میگوید این کار روزی روا و جایز نیست.
دیگر نکته اینکه حسین اقرار میکند که این مال متعلق خلیفه است و به حق ولایت معاویه و حکومتش بر این مال صحه میگذارد اما آن مال را متصرف میشود.
🔶دیگر نکته مهم اینکه این عمل حسین بر خلاف عهد و پیمانی است که با معاویه بعنوان خلیفه دارد که شایسته هیچ مسلمانی نیست بخصوص اگر در مقام امام و اسوه باشد.
🔶نکته مهم دیگر این است که حسین با انجام این عمل بر خلاف آیه اول سوره مائده رفتار کرده که میگوید ( یااَیُّهَاالَّذِینَ آمنُوااوفُوابِالعُقُود-ای کسانیکه ایمان آورده اید، بر قراردادهای خود وفا کنید)
در پایان با توجه به اینکه چنین اعمالی از حسین در دوران معاویه در مصادر مختلفی نیز آمده و حتی این عمل در زمان یزید نیز ارتکاب یافته ، میتوان به صحت این گزارش یقین کرده و مهر تایید زد. نکته مهم این است که ابن ابی الحدید که گرایش علوی قوی ای نیز دارد و معاویه را در برابر علی ناحق و اهل بغی میداند نمیتواند مورد این شبهه قرار گیرد که خبری بر ضد حسین و به نفع معاویه جعل نموده باشد. ضمن اینکه مصادر دیگر تاریخی را نیز در تایید این مطلب آورده ایم.
🔶با توجه به جمیع جهات و جوانب باید پرسید ، شیعیان چگونه میتوانند در مواجهه با این رفتار غیر قرآنی، غیر پیمانی و غیر مسئولانه حسین در برابر ادعای عصمت و پاکی و اسوه بودنش نسبتی برقرار کنند؟
_ایمان سلیمانی امیری
🆔 @islie
Forwarded from دروغها و خرافات اسلام
🌱زنان مسلمانی که عطر می زنند زناکار هستند😳
✍پیامبر اسلام می گوید:اگر زنی به خود عطر بزند و بر مردمی بگذرد(مثلا درخیابان رفته و رهگذری بوی عطرحس کرده)که بوی او را دریابند زناکار است
📕نهج الفصاحه
✍پیامبر اسلام می گوید:اگر زنی به خود عطر بزند و بر مردمی بگذرد(مثلا درخیابان رفته و رهگذری بوی عطرحس کرده)که بوی او را دریابند زناکار است
📕نهج الفصاحه
🌱پس از نقد های ما به جناب آقای مصطفی طباطبایی ایشان یک کلیپی را در کانال خویش در پاسخ به یک مورد از انتقادات ما قرار داده اند که عینا آن را فوروارد می کنیم و سپس پاسخ می دهیم.
👇👇👇
👇👇👇
Forwarded from استاد مصطفی حسینی طباطبایی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پاسخ به کانال "دروغها و خرافات اسلام" -جلسه اول
موضوع: پیروی از قول احسن، پاسخ به انتقاد کانال "دروغها و خرافات اسلام" از ترجمه و معنای پیروی از قول احسن...
📡 @MTabatabaie
موضوع: پیروی از قول احسن، پاسخ به انتقاد کانال "دروغها و خرافات اسلام" از ترجمه و معنای پیروی از قول احسن...
📡 @MTabatabaie