دروغ‌ها و خرافات اسلام
21.2K subscribers
3.8K photos
1.09K videos
74 files
1.74K links
افشای دروغ‌ها و احصای خرافات اسلام

گروه دینی:
@Islie_Group

گروه سیاسی:
t.me/joinchat/GKIeuzu7ZRbM56GRGidicg

Channels:
@KHOD2 | @KTYAB | @ARKIV
Download Telegram
💢 بـــرای اولیــن بـــار 💢

ترجمه کتابِ جنجالی و مهم "پایان ایمان"
🖊 اثر #دکتر_سم_هریس (عصب شناس و فیلسوف شگ گرا)

🔅 #پیشنهـــاد_ویــژه 👌🏿

🔱 @ISLIE
"ایمان و جنون"

باورهای ما جفتِ قرص و محکمی برای ساختار ظاهری جهان است. «آزادی از ایمان» در ما اگر در اصل وجود داشته باشد در حداقل و کوچک‌ترین اندازه است. آیا یک شخص به راستی آزاد است تا استدلالی را باور کند که هیچ مدرک و شاهدی برای آن ندارد؟ خیر .
مدرک (خواه حسی و خواه منطقی) تنها چیزی‌ست که در گامِ نخست روشن می‌سازد فلان باور یا عقیده به راستی درباره جهان است. ما نام‌های متفاوتی برای انسان‌هایی داریم که دارای باورهای فراوانی بدون هیچ توجیه منطقی هستند. زمانی که باورهای این افراد بسیار رایج است ما آن را «دین» می‌نامیم؛ در غیر این‌صورت بیشتر «دیوانه»، «روان‌پریش» یا «متوهم» خوانده می‌شوند. البته بیشتر افراد با ایمان به‌طور بی نقصی عاقل و خردمند هستند حتا اگر زیر تاثیر باورهای خویش دچار انجام کردارهای ناخوشایند و قساوت بشوند، ولی میان فردی که باور دارد اگر چند جوان بچه‌سالِ یهودی را بکشد خدا به او ۷۲ دختر باکره پاداش می‌دهد با کسی که باور دارد موجوداتی از آلفاسنتوری (نزدیک‌ترین سیستم ستاره‌ای به زمین با فاصله ۴/۳ سال نوری) با استفاده از مو خشک‌کنِ خود پیامی درباره صلح جهانی گسیل داشته‌اند، چه تفاوتی هست؟ بدون شک تفاوتی وجود دارد ولی ایمانِ مذهبی را با نورپردازی و روتوش زیبا نمی‌سازد.
انسان بخصوص می‌خواهد که به چیزی باور داشته باشد که هیچ‌کس دیگری باور نداشته باشد. برای اینکه سکان را به دست اندیشه‌هایی سپرد که هیچ مدرکی برای آن‌ها وجود ندارد (و بنابراین در گفتگو با انسان‌های دیگر نمی‌تواند قابل توجیه باشد) به طور کلی نشانه‌ای از خرابی جدی و اساسی ذهن است. آشکار است که هر چه تعداد بیشتر باشد امنیت هم بیشتر است. از اینها گذشته تنها تصادفی از دل تاریخ است که باور به توانایی خواندن اندیشه‌های افراد توسط آفریدگار گیتی نرمال و بهنجار درنظر گرفته می‌شود [از نظر خداباوران]، در حالی که باور به اینکه خدا با صدای برخورد باران بر شیشه‌ی اتاق خوابِ شخص، با کدهای مورس در حال سخن گفتن است بعنوان بیماری روانی در نظر گرفته می‌شود. بنابراین در حالی که انسان‌های مذهبی به طور کلی دیوانه نیستند ولی هسته‌ی اصلی باورهای آنان به طور کامل دیوانه‌وار است. این موضوع نباید مایه شگفتی شود، چون در بیشتر دین‌ها تنها شمار اندکی از فرآورده‌های دیوانه‌وار و جاهلانه‌ی عهد باستان را مقدس دانسته و آن‌ها را به عنوان حقیقت ازلی برای نسل بعدی به میراث گذاشته‌اند. این موضوع باعث شده که میلیاردها تن از ما انسان‌ها به چیزهایی باور داشته باشیم که هیچ شخص خردمند و عاقلی نمی‌تواند به خودی خود به آن‌ها باور داشته باشد.
در واقع دشوار است که مجموعه‌ی دیگری از باورها را یافت که بیش از اصول سنتی بسیاری از مذاهبِ ما، نشانگر و حکایتگر بیماری روانی باشد. نگاهی به یکی از شالوده‌های مذهب کاتولیک بیاندازید:

“ بدین‌سان من در میان انبوه توده مردم اعتراف می‌کنم که این قربانیِ آرامش‌بخش، شایسته و حقیقی به وکالت از مردگان و زندگان برای خدا نذر شده و جسم و خون به همراه روح و ربوبیت خداوندگار ما عیسا مسیح به راستی، درستی و حقیقت در مقدس‌ترین نانِ عشای ربانی حضور دارد و این احتمال وجود دارد که تغییر کامل ماده از نان به بدن و تغییر کاملی از شراب به خون رخ دهد؛ و امت کاتولیک این تغییر را استحاله می‌نامد. همچنین اعتراف می‌کنم که کل و تمام مسیح و آیین‌های حقیقی مذهبی هر یک با ظاهری مجزا دریافت شده است.”

نقل قول برگرفته از:
The Profession of Faith of The Roman Catholic Church

در این هنگام دیگر عیسا مسیح - که به نوبه خود روشن شده که از مادری باکره زاده شده، با مرگی تقلبی و با رستاخیزی جسمی به عرش رفته - می‌تواند خورده شود، آن هم در شکل یک تکه نان خشک. یک بورگاندی دلخواه خود را برداشته و با خواندن چند کلمه به زبان لاتین و دمیدن به آن و حالا دیگر می‌توان خون وی را نیز نوشید. آیا هیچ شکی وجود دارد که اگر چنین اندیشه‌ای تنها یک تاییدکننده داشته باشد، دیوانه درنظر گرفته خواهد شد؟ یا حتا بالاتر از این، آیا هیچ شکی وجود دارد که در اصل این فرد دیوانه است؟ خطر دین‌ها در این است که اجازه می‌دهد انسان‌هایی که در غیر اینصورت بهنجار و نرمال هستند، میوه‌ی دیوانگی برداشت کرده و آن را ملکوتی بدانند. چون به هر نسل تازه‌ای از بچه‌ها آموخته‌ می‌شود که این اندیشه‌های دینی به صورتی که اندیشه‌های غیر دینی باید اثبات شوند نیازی به اثبات ندارند. تمدن هنوز هم نتوانسته از یورش لشگر حماقت کمر راست کند. ما حتا این روزها نیز بر سر ادبیات عهد عتیق همدیگر را می‌کشیم. چه کسی می‌تواند به چیزی احمقانه‌تر از این بیاندیشد؟

پایان ایمان نوشته #دکتر_سم_هریس



@islie