₍ #روش_های_هدایت_در_قران ₎
🖊بخش 【➊】
🔜 @ISLIE
🔰اگر يك فرد عالم عاقل عادل بخواهد مردم را به دينی دعوت کند:
🔹- براي اثبات پيامبری معجزه می آورد.
🔸- دلایل علمی و عقلی آن اعتقاد را ذكر مي كند.
🔹- مردم را با زور و ترس مجبور به ايمان نمی كند.
🔸- مجازاتی برای كسانيكه بدون غرض ايمان نمی آورند قرار نمی دهد.
حال روش های دعوت قران را برسی میکنیم
⛔️عدم ارائهی معجزه
🔰تنها راه شناخت پيامبر، معجزه است وگرنه چگونه مي توان پيامبر را از يك فرد شياد جدا كرد، چنانچه در قرآن ادعا شده كه عيسی و موسی هم معجزه داشتند. در قرآن به اثر معجزه در شناخت و قبول پيامبر اذعان شده است:
➖إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّمَاءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِينَ﴿۴ شعرا﴾
اگر بخواهيم معجزه اى از آسمان بر آنان فرود مى آوريم تا در برابر آن گردنهايشان خاضع گردد (۴)
🔹👆🏼پس اگر خدا معجزه اي از آسمان بياورد كفار در مقابل آن خضوع مي كنند و مسلمان میشوند.
در مورد ساحرانی كه فرعون آورده بود كه با موسي مقابله كنند، در قرآن چنين آمده است:
🔹اعراف➖وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنْ أَلْقِ عَصَاكَ فَإِذَا هِيَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُونَ﴿۱۱۷﴾فَوَقَعَ الْحَقُّ وَبَطَلَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿۱۱۸﴾فَغُلِبُوا هُنَالِكَ وَانْقَلَبُوا صَاغِرِينَ﴿۱۱۹﴾وَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سَاجِدِينَ ﴿۱۲۰﴾قَالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۱۲۱﴾
ترجمه: و به موسى وحى كرديم كه عصايت را بينداز پس و ناگهان آنچه را به دروغ ساخته بودند فرو بلعيد (117) پس حقيقت آشكار گرديد و كارهايى كه میكردند باطل شد (118) و در آنجا مغلوب و خوار گرديدند(119) و ساحران به سجده درافتادند(120) گفتند به پروردگار جهانيان ايمان آورديم(121)
🔹👆🏼بنابر اين در آيات فوق تاثير معجزه در ايمان آوردن برسميت شناخته شده است. پس طلب آيه (معجزه) يك نياز عقلی و ضروری برای شناخت نبی از كذاب است. اما در قرآن در موارد متعدی از محمد معجزه خواسته شده است و در تمامی موارد، محمد به بهانه های مختلف طفره رفته است.
ادامه در پست بعد ....
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
🖊بخش 【➊】
🔜 @ISLIE
🔰اگر يك فرد عالم عاقل عادل بخواهد مردم را به دينی دعوت کند:
🔹- براي اثبات پيامبری معجزه می آورد.
🔸- دلایل علمی و عقلی آن اعتقاد را ذكر مي كند.
🔹- مردم را با زور و ترس مجبور به ايمان نمی كند.
🔸- مجازاتی برای كسانيكه بدون غرض ايمان نمی آورند قرار نمی دهد.
حال روش های دعوت قران را برسی میکنیم
⛔️عدم ارائهی معجزه
🔰تنها راه شناخت پيامبر، معجزه است وگرنه چگونه مي توان پيامبر را از يك فرد شياد جدا كرد، چنانچه در قرآن ادعا شده كه عيسی و موسی هم معجزه داشتند. در قرآن به اثر معجزه در شناخت و قبول پيامبر اذعان شده است:
➖إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّمَاءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِينَ﴿۴ شعرا﴾
اگر بخواهيم معجزه اى از آسمان بر آنان فرود مى آوريم تا در برابر آن گردنهايشان خاضع گردد (۴)
🔹👆🏼پس اگر خدا معجزه اي از آسمان بياورد كفار در مقابل آن خضوع مي كنند و مسلمان میشوند.
در مورد ساحرانی كه فرعون آورده بود كه با موسي مقابله كنند، در قرآن چنين آمده است:
🔹اعراف➖وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنْ أَلْقِ عَصَاكَ فَإِذَا هِيَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُونَ﴿۱۱۷﴾فَوَقَعَ الْحَقُّ وَبَطَلَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿۱۱۸﴾فَغُلِبُوا هُنَالِكَ وَانْقَلَبُوا صَاغِرِينَ﴿۱۱۹﴾وَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سَاجِدِينَ ﴿۱۲۰﴾قَالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۱۲۱﴾
ترجمه: و به موسى وحى كرديم كه عصايت را بينداز پس و ناگهان آنچه را به دروغ ساخته بودند فرو بلعيد (117) پس حقيقت آشكار گرديد و كارهايى كه میكردند باطل شد (118) و در آنجا مغلوب و خوار گرديدند(119) و ساحران به سجده درافتادند(120) گفتند به پروردگار جهانيان ايمان آورديم(121)
🔹👆🏼بنابر اين در آيات فوق تاثير معجزه در ايمان آوردن برسميت شناخته شده است. پس طلب آيه (معجزه) يك نياز عقلی و ضروری برای شناخت نبی از كذاب است. اما در قرآن در موارد متعدی از محمد معجزه خواسته شده است و در تمامی موارد، محمد به بهانه های مختلف طفره رفته است.
ادامه در پست بعد ....
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
₍ #روش_های_هدایت_در_قران ₎
🖊بخش 【➋】
🔜 @ISLIE
⛔️عدم ارائه معجزه
🔰در پست قبل گفتیم که هر پیامبری برای اثبات خود میبایست معجزه ارائه دهد در غیر ان صورت شیاد است نه پیامبر؛ این گفته مورد تایید قران نیز بود اما در قرآن در موارد متعدی از محمد معجزه خواسته شده است و در تمامی موارد، محمد به بهانه های مختلف طفره رفته است. برای مثال:
➖اسرا🔹وَقَالُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الْأَرْضِ يَنْبُوعًا ﴿۹۰﴾أَوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ مِنْ نَخِيلٍ وَعِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الْأَنْهَارَ خِلَالَهَا تَفْجِيرًا ﴿۹۱﴾أَوْ تُسْقِطَ السَّمَاءَ كَمَا زَعَمْتَ عَلَيْنَا كِسَفًا أَوْ تَأْتِيَ بِاللَّهِ وَالْمَلَائِكَةِ قَبِيلًا﴿۹۲﴾أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِنْ زُخْرُفٍ أَوْ تَرْقَى فِي السَّمَاءِ وَلَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنَا كِتَابًا نَقْرَؤُهُ قُلْ سُبْحَانَ رَبِّي هَلْ كُنْتُ إِلَّا بَشَرًا رَسُولًا ﴿۹۳﴾
ترجمه: و گفتند تا از زمين چشمه اى براى ما نجوشانى هرگز به تو ايمان نخواهيم آورد(90) يا براى تو باغى از درختان خرما و انگور باشد و آشكارا از ميان آنها جويبارها روان سازى (91) يا چنانكه ادعا میكنى آسمان را پاره پاره بر [سر] ما فرو اندازى يا خدا و فرشتگان را در برابر آورى (92) يا براى تو خانه اى از طلا باشد يا به آسمان بالا روى و به بالا رفتن تو اطمينان نخواهيم داشت تا بر ما كتابى نازل كنى كه آن را بخوانيم بگو پاك است پروردگار من آيا [من] جز بشرى رسول هستم (93)
🔹👆🏼محمد در جواب در خواست منطقی مردم، می گويد كه من بشری بيش نيستم. پس مردم از كجا بفهمند كه تو پيغمبری؟ در اين آيه دو مغالطه برای اقناع ظاهری مردم آورده شده، اول اينكه گفته چون من بشر هستم پس شما نبايد از من انتظار معجزه داشته باشيد. اين استدلال در تناقض با دهها آيهی ديگر قرآن است كه به پيامبران پيشين (كه انسان بودند) معجزه نسبت داده است. پس انسان بودن مانع معجزه آوردن نيست و انسان رسول می تواند و بايد معجزه داشته باشد. ثانيا در جواب، گفته كه من بشری رسول هستم، در حقيقت استفاده از لغت رسول در پاسخ، استدلال بر ضد خود محمد و به نفع درخواست كنندگان معجزه است. چون درست بهمين دليل كه فردی رسول است بايد معجزه داشته باشد
🌀همچنين در آيه ی زير در مقابل در خواست معجزه توسط مردم، جواب نامعقولي داده است:
➖وَقَالُوا لَوْلَا يَأْتِينَا بِآيَةٍ مِنْ رَبِّهِ أَوَلَمْ تَأْتِهِمْ بَيِّنَةُ مَا فِي الصُّحُفِ الْأُولَى﴿۱۳۳ طه﴾
ترجمه: و گفتند چرا از جانب پروردگارش معجزهاى براى ما نمیآورد آيا دليل روشن آنچه در صحيفه هاى پيشين است براى آنان نيامده است (133)
🔹👆🏼در مقابل در خواست معجزه توسط مردم جواب ميدهد كه براي پيامبران گذشته آورديم كه در كتبشان نوشته شده است! در اين جواب حداقل دو نكتهی غير معقول وجود دارد: اول بديهی است كه معجزه، برای شناخت يك پيامبر خاص است. چگونه مي توانيم مثل از معجزات موسي بدانيم كه عيسی يا محمد پيامبرند؟! اين چه انتظار نابجائی است كه قرآن از مردم دارد؟! ثانيا: در قرآن ادعا شده كه كتب پيامبران پيشين تحريف شده و در اينجا از مردم می خواهد كه به آن كتب تحريف شده رجوع كنند!! آيا اين تناقضی آشكار در قرآن نيست؟!! يعنی كتب گذشتگان هم معتبرند و هم نيستند. ممكن است جواب داده شود كه قسمتهائی از كتب گذشتگان درست است. در جواب بايد گفت كه مردم از كجا بدانند كه چه قسمتهائی از تورات يا انجيل دست نخورده است؟!! مثل ما از كجا بدانيم كه معجزاتی كه به موسی در تورات و به عيسی در انجيل نسبت داده شده صحيح اند؟!
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
🖊بخش 【➋】
🔜 @ISLIE
⛔️عدم ارائه معجزه
🔰در پست قبل گفتیم که هر پیامبری برای اثبات خود میبایست معجزه ارائه دهد در غیر ان صورت شیاد است نه پیامبر؛ این گفته مورد تایید قران نیز بود اما در قرآن در موارد متعدی از محمد معجزه خواسته شده است و در تمامی موارد، محمد به بهانه های مختلف طفره رفته است. برای مثال:
➖اسرا🔹وَقَالُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الْأَرْضِ يَنْبُوعًا ﴿۹۰﴾أَوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ مِنْ نَخِيلٍ وَعِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الْأَنْهَارَ خِلَالَهَا تَفْجِيرًا ﴿۹۱﴾أَوْ تُسْقِطَ السَّمَاءَ كَمَا زَعَمْتَ عَلَيْنَا كِسَفًا أَوْ تَأْتِيَ بِاللَّهِ وَالْمَلَائِكَةِ قَبِيلًا﴿۹۲﴾أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِنْ زُخْرُفٍ أَوْ تَرْقَى فِي السَّمَاءِ وَلَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنَا كِتَابًا نَقْرَؤُهُ قُلْ سُبْحَانَ رَبِّي هَلْ كُنْتُ إِلَّا بَشَرًا رَسُولًا ﴿۹۳﴾
ترجمه: و گفتند تا از زمين چشمه اى براى ما نجوشانى هرگز به تو ايمان نخواهيم آورد(90) يا براى تو باغى از درختان خرما و انگور باشد و آشكارا از ميان آنها جويبارها روان سازى (91) يا چنانكه ادعا میكنى آسمان را پاره پاره بر [سر] ما فرو اندازى يا خدا و فرشتگان را در برابر آورى (92) يا براى تو خانه اى از طلا باشد يا به آسمان بالا روى و به بالا رفتن تو اطمينان نخواهيم داشت تا بر ما كتابى نازل كنى كه آن را بخوانيم بگو پاك است پروردگار من آيا [من] جز بشرى رسول هستم (93)
🔹👆🏼محمد در جواب در خواست منطقی مردم، می گويد كه من بشری بيش نيستم. پس مردم از كجا بفهمند كه تو پيغمبری؟ در اين آيه دو مغالطه برای اقناع ظاهری مردم آورده شده، اول اينكه گفته چون من بشر هستم پس شما نبايد از من انتظار معجزه داشته باشيد. اين استدلال در تناقض با دهها آيهی ديگر قرآن است كه به پيامبران پيشين (كه انسان بودند) معجزه نسبت داده است. پس انسان بودن مانع معجزه آوردن نيست و انسان رسول می تواند و بايد معجزه داشته باشد. ثانيا در جواب، گفته كه من بشری رسول هستم، در حقيقت استفاده از لغت رسول در پاسخ، استدلال بر ضد خود محمد و به نفع درخواست كنندگان معجزه است. چون درست بهمين دليل كه فردی رسول است بايد معجزه داشته باشد
🌀همچنين در آيه ی زير در مقابل در خواست معجزه توسط مردم، جواب نامعقولي داده است:
➖وَقَالُوا لَوْلَا يَأْتِينَا بِآيَةٍ مِنْ رَبِّهِ أَوَلَمْ تَأْتِهِمْ بَيِّنَةُ مَا فِي الصُّحُفِ الْأُولَى﴿۱۳۳ طه﴾
ترجمه: و گفتند چرا از جانب پروردگارش معجزهاى براى ما نمیآورد آيا دليل روشن آنچه در صحيفه هاى پيشين است براى آنان نيامده است (133)
🔹👆🏼در مقابل در خواست معجزه توسط مردم جواب ميدهد كه براي پيامبران گذشته آورديم كه در كتبشان نوشته شده است! در اين جواب حداقل دو نكتهی غير معقول وجود دارد: اول بديهی است كه معجزه، برای شناخت يك پيامبر خاص است. چگونه مي توانيم مثل از معجزات موسي بدانيم كه عيسی يا محمد پيامبرند؟! اين چه انتظار نابجائی است كه قرآن از مردم دارد؟! ثانيا: در قرآن ادعا شده كه كتب پيامبران پيشين تحريف شده و در اينجا از مردم می خواهد كه به آن كتب تحريف شده رجوع كنند!! آيا اين تناقضی آشكار در قرآن نيست؟!! يعنی كتب گذشتگان هم معتبرند و هم نيستند. ممكن است جواب داده شود كه قسمتهائی از كتب گذشتگان درست است. در جواب بايد گفت كه مردم از كجا بدانند كه چه قسمتهائی از تورات يا انجيل دست نخورده است؟!! مثل ما از كجا بدانيم كه معجزاتی كه به موسی در تورات و به عيسی در انجيل نسبت داده شده صحيح اند؟!
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
₍ #روش_های_هدایت_در_قران ₎
🖊بخش 【➌】
🔜 @ISLIE
⛔️عدم ارائه معجزه
🔹در پست قبل چند ایه ذکر کردیم که محمد از اوردن معجزه طفره رفته است در ایات دیگری نیز این طفره رفتن ادامه داشته است
➖فَلَمَّا جَاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِنَا قَالُوا لَوْلَا أُوتِيَ مِثْلَ مَا أُوتِيَ مُوسَى أَوَلَمْ يَكْفُرُوا بِمَا أُوتِيَ مُوسَى مِنْ قَبْلُ قَالُوا سِحْرَانِ تَظَاهَرَا وَقَالُوا إِنَّا بِكُلٍّ كَافِرُونَ ﴿۴۸ قصص﴾
ترجمه: پس چون حق (قرآن) از جانب ما برايشان آمد گفتند چرا نظير آنچه به موسى داده شد به او داده نشده است آيا به آنچه قبلا به موسى داده شد كفر نورزيدند گفتند دو ساحرند (موسي و هارون) كه با هم ساختهاند و گفتند ما همه را منكريم (48)
🚫تناقضی اشکار در این ایه هست🚫
💠👆🏼مفهوم آيه اين است كه چون ما برای موسی معجزه فرستاديم و مردم آنزمان ايمان نياوردند برای شما هم نمی فرستيم.
اول:🔹 اين آيه با چندين آيه ی ديگر قرآن در تضاد است. چون در آيهی 4شعراء (كه در پست های قبل آمد) تاثير معجزه پذيرفته شده است و در خود قرآن هم در آيات 120اعراف، 46 شعراء و 70طه آمده است كه ساحران در مقابل معجزه ی موسی (اژدها) ايمان آوردند و در آيهی 28 غافر آمده كه مردی از آل فرعون ايمان آورده و در آيه ی 11تحريم آمده است كه همسر فرعون نيز ايمان آورده و همچنين بنی اسرائيل نيز به موسی ايمان آوردند. بنابر اين معجزه در قبول پيامبران اثر داشته است و با اين بهانه نمی توان از مردم انتظار داشت كه بدون معجزه، محمد را بعنوان پيامبر قبول كنند.
دوما:🔹 چگونه مي توان مردم 1600 سال بعد از موسی (مردم زمان پيامبر) را به گناه مردم زمان موسی ازمعجزه محروم كرد. ❓آيا اين مردم نمی توانند در مقابل خدا حجت بياورند كه اگر برای ما معجزه آورده بودی ايمان می آورديم؟ و اصلا راهی به غير از معجزه برای قبول پيامبر وجود ندارد
🌀همچنين در آيه 109انعام در مقابل در خواست معجزه توسط مردم، جواب نامعقولی داده است:
➖وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِنْ جَاءَتْهُمْ آيَةٌ لَيُؤْمِنُنَّ بِهَا قُلْ إِنَّمَا الْآيَاتُ عِنْدَ اللَّهِ وَمَا يُشْعِرُكُمْ أَنَّهَا إِذَا جَاءَتْ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿۱۰۹ انعام﴾
ترجمه: و با سختترين سوگندهايشان به خدا سوگند خوردند كه اگر معجزهاى براى آنان بيايد حتما بدان ايمان می آورند بگو معجزات تنها در نزد خداست و شما چه میدانيد كه اگر [معجزه هم] بيايد باز ايمان نمیآورند (109)
❌👆🏼اين آيه دو اشكال اساسی دارد.
اول 🔹با خود قرآن در تضاد است چون همانطور كه در ذير آيهی قبل اشاره كرديم؛ قرآن تاثير معجزه در ايمان آوردن را قبول دارد.ولی در اين آيه ی گويد تاثير ندارد.
دوم🔹: وقتب برای مردم معجزه آورده نشود مجازات آنان در قيامت ظالمانه است. مردم قسم می خورند كه اگر معجزه بياوری ما ايمان می آوريم. پاسخ منطقی در مقابل اين درخواست، ارائه ی معجزه است. حال اگر ايمان نياورند دليلی برای مجازات آنان بدست می آيد. بعلاوه چنانچه قبل اشاره كرديم معجزه تنها راه اثبات نبوت است. و اگر فردی ادعای پيامبری كند و معجزه نداشته باشد انسان عاقل نبايد پيامبری او را بپذيرد. اگر قرآن از خدا بود خدا اين موضوع منطقی ساده را می فهميد و اينقدر از آوردن معجزه طفره نمی رفت. بنابراين قرآن ساختهی محمد است و هيچ انسانی از جمله محمد قادر به ايجاد معجزه نيست. بنابراين طبيعی است كه در مقابل درخواست معجزهی مردم مرتبا طفره برود.
🚫فاجعه بارتر از آيه ي فوق، آيه ي بعد از آنست. دقت كنيد:
➖وَنُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَأَبْصَارَهُمْ كَمَا لَمْ يُؤْمِنُوا بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَنَذَرُهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ ﴿۱۱۰ انعام﴾
ترجمه: و دلها و ديدگانشان را وارونه مي كنيم [در نتيجه به آيات ما ايمان نمیآورند] چنانكه نخستين بار به آن ايمان نياوردند و آنان را رها مىكنيم تا در طغيانشان سرگردان بمانند (110)
💠👆🏼مفهوم اين آيه اينست كه اگر هم معجزه بياوريم ما قدرت فهم و فكر را از آنان می گيريم تا نتوانند ايمان بياورند همانطور كه در اولين بار (قبل از معجزه) ايمان نياوردند
🎯 در چندین ایه دیگر نیز محمد به همین روش ها از معجزه اوردن طفره رفته است و همین طفره رفتن محمد از آوردن معجزه دليل واضحی بر پيامبر نبودن اوست
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
🖊بخش 【➌】
🔜 @ISLIE
⛔️عدم ارائه معجزه
🔹در پست قبل چند ایه ذکر کردیم که محمد از اوردن معجزه طفره رفته است در ایات دیگری نیز این طفره رفتن ادامه داشته است
➖فَلَمَّا جَاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِنَا قَالُوا لَوْلَا أُوتِيَ مِثْلَ مَا أُوتِيَ مُوسَى أَوَلَمْ يَكْفُرُوا بِمَا أُوتِيَ مُوسَى مِنْ قَبْلُ قَالُوا سِحْرَانِ تَظَاهَرَا وَقَالُوا إِنَّا بِكُلٍّ كَافِرُونَ ﴿۴۸ قصص﴾
ترجمه: پس چون حق (قرآن) از جانب ما برايشان آمد گفتند چرا نظير آنچه به موسى داده شد به او داده نشده است آيا به آنچه قبلا به موسى داده شد كفر نورزيدند گفتند دو ساحرند (موسي و هارون) كه با هم ساختهاند و گفتند ما همه را منكريم (48)
🚫تناقضی اشکار در این ایه هست🚫
💠👆🏼مفهوم آيه اين است كه چون ما برای موسی معجزه فرستاديم و مردم آنزمان ايمان نياوردند برای شما هم نمی فرستيم.
اول:🔹 اين آيه با چندين آيه ی ديگر قرآن در تضاد است. چون در آيهی 4شعراء (كه در پست های قبل آمد) تاثير معجزه پذيرفته شده است و در خود قرآن هم در آيات 120اعراف، 46 شعراء و 70طه آمده است كه ساحران در مقابل معجزه ی موسی (اژدها) ايمان آوردند و در آيهی 28 غافر آمده كه مردی از آل فرعون ايمان آورده و در آيه ی 11تحريم آمده است كه همسر فرعون نيز ايمان آورده و همچنين بنی اسرائيل نيز به موسی ايمان آوردند. بنابر اين معجزه در قبول پيامبران اثر داشته است و با اين بهانه نمی توان از مردم انتظار داشت كه بدون معجزه، محمد را بعنوان پيامبر قبول كنند.
دوما:🔹 چگونه مي توان مردم 1600 سال بعد از موسی (مردم زمان پيامبر) را به گناه مردم زمان موسی ازمعجزه محروم كرد. ❓آيا اين مردم نمی توانند در مقابل خدا حجت بياورند كه اگر برای ما معجزه آورده بودی ايمان می آورديم؟ و اصلا راهی به غير از معجزه برای قبول پيامبر وجود ندارد
🌀همچنين در آيه 109انعام در مقابل در خواست معجزه توسط مردم، جواب نامعقولی داده است:
➖وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِنْ جَاءَتْهُمْ آيَةٌ لَيُؤْمِنُنَّ بِهَا قُلْ إِنَّمَا الْآيَاتُ عِنْدَ اللَّهِ وَمَا يُشْعِرُكُمْ أَنَّهَا إِذَا جَاءَتْ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿۱۰۹ انعام﴾
ترجمه: و با سختترين سوگندهايشان به خدا سوگند خوردند كه اگر معجزهاى براى آنان بيايد حتما بدان ايمان می آورند بگو معجزات تنها در نزد خداست و شما چه میدانيد كه اگر [معجزه هم] بيايد باز ايمان نمیآورند (109)
❌👆🏼اين آيه دو اشكال اساسی دارد.
اول 🔹با خود قرآن در تضاد است چون همانطور كه در ذير آيهی قبل اشاره كرديم؛ قرآن تاثير معجزه در ايمان آوردن را قبول دارد.ولی در اين آيه ی گويد تاثير ندارد.
دوم🔹: وقتب برای مردم معجزه آورده نشود مجازات آنان در قيامت ظالمانه است. مردم قسم می خورند كه اگر معجزه بياوری ما ايمان می آوريم. پاسخ منطقی در مقابل اين درخواست، ارائه ی معجزه است. حال اگر ايمان نياورند دليلی برای مجازات آنان بدست می آيد. بعلاوه چنانچه قبل اشاره كرديم معجزه تنها راه اثبات نبوت است. و اگر فردی ادعای پيامبری كند و معجزه نداشته باشد انسان عاقل نبايد پيامبری او را بپذيرد. اگر قرآن از خدا بود خدا اين موضوع منطقی ساده را می فهميد و اينقدر از آوردن معجزه طفره نمی رفت. بنابراين قرآن ساختهی محمد است و هيچ انسانی از جمله محمد قادر به ايجاد معجزه نيست. بنابراين طبيعی است كه در مقابل درخواست معجزهی مردم مرتبا طفره برود.
🚫فاجعه بارتر از آيه ي فوق، آيه ي بعد از آنست. دقت كنيد:
➖وَنُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَأَبْصَارَهُمْ كَمَا لَمْ يُؤْمِنُوا بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَنَذَرُهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ ﴿۱۱۰ انعام﴾
ترجمه: و دلها و ديدگانشان را وارونه مي كنيم [در نتيجه به آيات ما ايمان نمیآورند] چنانكه نخستين بار به آن ايمان نياوردند و آنان را رها مىكنيم تا در طغيانشان سرگردان بمانند (110)
💠👆🏼مفهوم اين آيه اينست كه اگر هم معجزه بياوريم ما قدرت فهم و فكر را از آنان می گيريم تا نتوانند ايمان بياورند همانطور كه در اولين بار (قبل از معجزه) ايمان نياوردند
🎯 در چندین ایه دیگر نیز محمد به همین روش ها از معجزه اوردن طفره رفته است و همین طفره رفتن محمد از آوردن معجزه دليل واضحی بر پيامبر نبودن اوست
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
₍ #روش_های_هدایت_در_قران ₎
🖊بخش 【➍】
🔜 @ISLIE
⛔️عدم ارائه معجزه
💠شق القمر
🔰ادعا شده است كه شق القمر يک معجزهی محمد در مكه است كه در قرآن آمده است:
➖اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانْشَقَّ الْقَمَرُ ﴿۱﴾وَإِنْ يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَيَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ ﴿۲ قمر﴾
ترجمه: نزديك شد قيامت و ماه شكافت(1) و هر گاه نشانهاى ببينند روى بگردانند و گويند سحرى دايم است (2)
📜رواياتی هم در تأييد آن وارد شده است از جمله:
- عن عبد الله بن مسعود قال انشق القمر على عهد رسول الله فلقتين فستر الجبل فلقه وكانت فلقة فوق الجبل فقال رسول الله اللهم أشهد (صحيح مسلم ج4)
ترجمه: از عبد الله بن مسعود نقل شده كه ماه در زمان رسول الله به دو نيمه شكافته شد پس نيمی از آن را كوه پوشاندو رسول الله گفت خدايا شاهد باش.
❌اما بدلایل متعددی اين ادعا درست نيست:❌
اول1⃣: اقتربت الساعه در مورد قيامت (الساعه) است و مفهوم آيه اينست كه در هنگام نزديك شدن قيامت ماه شكافته مي شود. بسيار غيرمعقول است كه دو كلمه ی اين آيه در مورد قيامت و دو كلمه ي بعدی در مورد چيز ديگری باشد.
دوم2⃣: انشق القمر بطور واضح بر معجزه دلالت ندارد برعكس معجزه هایی كه در قرآن به موسی و عيسی نسبتداده شده است كامل صريحند ولی اگر حديث مذكور نبود اولين معنی كه از اين آيه به ذهن می آيد قيامت است.
سوم3⃣: اگر انشق القمر معجزه باشد در تناقض صريح با بقيهی آيات زيادی است كه بعضی را مطرح كرديم و همگی نافی معجزه براي محمد بودند، مخصوصا ایه زیر👇🏽
➖وَمَا مَنَعَنَا أَنْ نُرْسِلَ بِالْآيَاتِ إِلَّا أَنْ كَذَّبَ بِهَا الْأَوَّلُونَ ﴿۵۹ اسرا﴾
ترجمه: و [چيزى] ما را از فرستادن معجزات باز نداشت جز اينكه پيشينيان آنها را به دروغ گرفتند (59)
🔹👆🏼اين آيه تصريح دارد كه خدا قصد دادن معجزه به محمد را نداشته است بنابراين با قبول شق القمر بعنوان معجزه در حقيقت مجبور به قبول تناقض در قرآن مي شويم.
چهارم4⃣: اگر محمد شق القمر كرده بود در زمانهای بعدی مجبور نبود در جواب معجزه خواستن مردم طفره برود بلكه با صراحت و افتخار می گفت كه من شق القمر كردم و اين تعداد افراد هم به آن شهادتت می دهند. اما محمد در هيچ جای قرآن و در هيچ حديثی (از خودش) به ان اشاره نكرده است.
پنجم5⃣: منشأ روايات شق القمر عبد الله بن مسعود است و راويان ديگر يعنی ابن عباس و انس بن مالك در آن زمان يا متولد نشده بودند يا كودك بوده اند. به تعبير ديگر اگر چنين معجزه ای به اين بزرگی اتفاق افتاده بود بايد حداقل اهالی مكه آنرا ببينند و همه بر آن شهادت دهند نه اينكه منشأ آن يك نفر باشد.
ششم6⃣: اگر چنين معجزه ای رخ داده بود بايد مردم شهرهای ديگر عربستان و كشورهای مجاور مثل ايران و روم هم ديده باشند ولب هيچ گزارش تاريخی در هيچ كجای ديگر جهان و حتی از شهرهای مجاور مثل مدينه هم در تاييد شق القمر وجود ندارد.
هفتم7⃣: بفرض كه چنين چيزی اتفاق افتاده باشد؛ در روايت فوق مطرح شده است كه نيمی از ماه در پشت كوه پنهان شده بود. كه نشان می دهد كه افرادی كه شاهد صحنه بوده اند در موقعيتی قرار گرفته بودند كه نيمی از ماه پيدا و نيمی از ماه در پشت كوه پنهان شده بوده است و گمان كرده بودند كه ماه دو نيمه شده است. هم صحابه اشتياق قبول داشته اند و هم محمد انگيزهی قبولاندن داشته است، در نتيجه پنهان شدن بخشی از ماه را بعنوان شق القمر قلمداد كرده اند
❇️جالب است بدانيد كه آيهی شق القمر در شعر عاشقانه ی امرؤالقيس از شعرای قبل از محمد آمده است و به احتمال قوي محمد آنرا از وی قرض گرفته است:
📜اقتربت الساعة وانشق القمر (زمان نزديك شد و ماه شكافته شد)
عن غزال صاد قلبي ونفر (از غزالي كه قلبم را شكار كرد و روي بگردانيد)
و در انتهای آن می گويد:
قلت اذ شق العذار خده (وقتی موی او رخسار او را شكافت، گفتم)
دنت الساعه و انشق القمر (زمان نزديك شد و ماه شكافت)
📚فيض الغدير 2/187
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
🖊بخش 【➍】
🔜 @ISLIE
⛔️عدم ارائه معجزه
💠شق القمر
🔰ادعا شده است كه شق القمر يک معجزهی محمد در مكه است كه در قرآن آمده است:
➖اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانْشَقَّ الْقَمَرُ ﴿۱﴾وَإِنْ يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَيَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ ﴿۲ قمر﴾
ترجمه: نزديك شد قيامت و ماه شكافت(1) و هر گاه نشانهاى ببينند روى بگردانند و گويند سحرى دايم است (2)
📜رواياتی هم در تأييد آن وارد شده است از جمله:
- عن عبد الله بن مسعود قال انشق القمر على عهد رسول الله فلقتين فستر الجبل فلقه وكانت فلقة فوق الجبل فقال رسول الله اللهم أشهد (صحيح مسلم ج4)
ترجمه: از عبد الله بن مسعود نقل شده كه ماه در زمان رسول الله به دو نيمه شكافته شد پس نيمی از آن را كوه پوشاندو رسول الله گفت خدايا شاهد باش.
❌اما بدلایل متعددی اين ادعا درست نيست:❌
اول1⃣: اقتربت الساعه در مورد قيامت (الساعه) است و مفهوم آيه اينست كه در هنگام نزديك شدن قيامت ماه شكافته مي شود. بسيار غيرمعقول است كه دو كلمه ی اين آيه در مورد قيامت و دو كلمه ي بعدی در مورد چيز ديگری باشد.
دوم2⃣: انشق القمر بطور واضح بر معجزه دلالت ندارد برعكس معجزه هایی كه در قرآن به موسی و عيسی نسبتداده شده است كامل صريحند ولی اگر حديث مذكور نبود اولين معنی كه از اين آيه به ذهن می آيد قيامت است.
سوم3⃣: اگر انشق القمر معجزه باشد در تناقض صريح با بقيهی آيات زيادی است كه بعضی را مطرح كرديم و همگی نافی معجزه براي محمد بودند، مخصوصا ایه زیر👇🏽
➖وَمَا مَنَعَنَا أَنْ نُرْسِلَ بِالْآيَاتِ إِلَّا أَنْ كَذَّبَ بِهَا الْأَوَّلُونَ ﴿۵۹ اسرا﴾
ترجمه: و [چيزى] ما را از فرستادن معجزات باز نداشت جز اينكه پيشينيان آنها را به دروغ گرفتند (59)
🔹👆🏼اين آيه تصريح دارد كه خدا قصد دادن معجزه به محمد را نداشته است بنابراين با قبول شق القمر بعنوان معجزه در حقيقت مجبور به قبول تناقض در قرآن مي شويم.
چهارم4⃣: اگر محمد شق القمر كرده بود در زمانهای بعدی مجبور نبود در جواب معجزه خواستن مردم طفره برود بلكه با صراحت و افتخار می گفت كه من شق القمر كردم و اين تعداد افراد هم به آن شهادتت می دهند. اما محمد در هيچ جای قرآن و در هيچ حديثی (از خودش) به ان اشاره نكرده است.
پنجم5⃣: منشأ روايات شق القمر عبد الله بن مسعود است و راويان ديگر يعنی ابن عباس و انس بن مالك در آن زمان يا متولد نشده بودند يا كودك بوده اند. به تعبير ديگر اگر چنين معجزه ای به اين بزرگی اتفاق افتاده بود بايد حداقل اهالی مكه آنرا ببينند و همه بر آن شهادت دهند نه اينكه منشأ آن يك نفر باشد.
ششم6⃣: اگر چنين معجزه ای رخ داده بود بايد مردم شهرهای ديگر عربستان و كشورهای مجاور مثل ايران و روم هم ديده باشند ولب هيچ گزارش تاريخی در هيچ كجای ديگر جهان و حتی از شهرهای مجاور مثل مدينه هم در تاييد شق القمر وجود ندارد.
هفتم7⃣: بفرض كه چنين چيزی اتفاق افتاده باشد؛ در روايت فوق مطرح شده است كه نيمی از ماه در پشت كوه پنهان شده بود. كه نشان می دهد كه افرادی كه شاهد صحنه بوده اند در موقعيتی قرار گرفته بودند كه نيمی از ماه پيدا و نيمی از ماه در پشت كوه پنهان شده بوده است و گمان كرده بودند كه ماه دو نيمه شده است. هم صحابه اشتياق قبول داشته اند و هم محمد انگيزهی قبولاندن داشته است، در نتيجه پنهان شدن بخشی از ماه را بعنوان شق القمر قلمداد كرده اند
❇️جالب است بدانيد كه آيهی شق القمر در شعر عاشقانه ی امرؤالقيس از شعرای قبل از محمد آمده است و به احتمال قوي محمد آنرا از وی قرض گرفته است:
📜اقتربت الساعة وانشق القمر (زمان نزديك شد و ماه شكافته شد)
عن غزال صاد قلبي ونفر (از غزالي كه قلبم را شكار كرد و روي بگردانيد)
و در انتهای آن می گويد:
قلت اذ شق العذار خده (وقتی موی او رخسار او را شكافت، گفتم)
دنت الساعه و انشق القمر (زمان نزديك شد و ماه شكافت)
📚فيض الغدير 2/187
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
₍ #روش_های_هدایت_در_قران ₎
🖊بخش 【➎】
🔜 @ISLIE
⛔️عدم ارائه معجزه
💠پيش بيني هایی كه تحقق نيافت
❌پيش بينی اينكه اكثر اعراب ايمان نمی آورند در سوره ی يس كه مكی است آمده است؛
➖لِتُنْذِرَ قَوْمًا مَا أُنْذِرَ آبَاؤُهُمْ فَهُمْ غَافِلُونَ ﴿۶﴾لَقَدْ حَقَّ الْقَوْلُ عَلَى أَكْثَرِهِمْ فَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿۷ یس﴾
ترجمه: (قرآن نازل شده)تا قومى(اعراب) را كه پدرانشان بيم داده نشدند و در غفلت ماندند بيم دهى (6) آرى گفته [خدا] در باره بيشترشان محقق گرديده است در نتيجه آنها ايمان نخواهند آورد (7)
🔰اين آيات در مكه نازل شده و محمد می ديد كه اكثر اعراب مكه و اطراف مكه ايمان نياوردند و بهمين دليل از ايمان آوردن آنان نا اميد شده اين آيه را نازل كرد. در حاليكه در آخر عمر محمد اكثر اعراب شبه جزيره عربستان از جمله مكه ايمان آورده بودند و هنوز هم مسلمانند پس پيش بينی محمد در اين مورد غلط از آب در آمد و اين نيست مگر اينكه اين پيش بينی يك انسان (محمد) است نه خدا. محمد به تناسب آگاهی زمان حضورش در مكه اين پيش بينی را كرد اگر خدا بود كه وضعيت آينده را می دانست.
❎اشكال مهم ديگر اين آيه اينست كه گفته " تا قومى را كه پدرانشان بيم داده نشدند و در غفلت ماندند بيم دهى" يعنی قبل از محمد برای اعراب پيامبری نيامده است. در صورتيكه اين جمله با خود قرآن در تناقض است چون در قرآن آمده است كه هود و صالح و شعيب و اسماعيل پيامبرانی بوده اند كه برای اعراب آمده اند (📚الميزان ج 12)و در قرآن آمده است كه اسماعيل همراه پدرش ابراهيم خانهی كعبه را ساخت. براي گريز از اين اشكال، بعضی مفسرين گفته اند كه منظور از قوم در آيهی 6همه جهانيان است اما اين هم غلط است و هم اشكال را برطرف نمي كند. غلط است چون آيه گفته قومی (مفرد) نه اقوامی (جمع) قطعا اگر منظور همه ی اقوام زمين بود بايد بصورت جمع آورده می شد يعنی اقوام.
🔹❎ بعلاوه اشكال را برطرف نمی كند چون براي ديگر اقوام كرهی زمين نيز پيامبرانی قبل آمده بوده است مثل موسی و عيسی و زرتشت و پيامبران هندو و غيره. اين اشكال دوم هم مؤيد اينست كه اين آيات از محمد است نه از خدا. محمد در زمان گفتن اين آيات به پيامبران قبلی اعراب، كه خودش بعدا در قرآن آورده است، توجه نداشته است و اگر خدا بود توجه داشت.
🔺اشكال مذكور در آيهی زير نيز وجود دارد:👇🏽
➖هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ لِتُنْذِرَ قَوْمًا مَا أَتَاهُمْ مِنْ نَذِيرٍ مِنْ قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ ﴿۳ سجده﴾
ترجمه: اين قرآن حق است از جانب خدايت تا قومی را كه نذيری (بيم دهنده: پيامبر) قبل از تو برای آنان نيامده است انذار كنی
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
🖊بخش 【➎】
🔜 @ISLIE
⛔️عدم ارائه معجزه
💠پيش بيني هایی كه تحقق نيافت
❌پيش بينی اينكه اكثر اعراب ايمان نمی آورند در سوره ی يس كه مكی است آمده است؛
➖لِتُنْذِرَ قَوْمًا مَا أُنْذِرَ آبَاؤُهُمْ فَهُمْ غَافِلُونَ ﴿۶﴾لَقَدْ حَقَّ الْقَوْلُ عَلَى أَكْثَرِهِمْ فَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿۷ یس﴾
ترجمه: (قرآن نازل شده)تا قومى(اعراب) را كه پدرانشان بيم داده نشدند و در غفلت ماندند بيم دهى (6) آرى گفته [خدا] در باره بيشترشان محقق گرديده است در نتيجه آنها ايمان نخواهند آورد (7)
🔰اين آيات در مكه نازل شده و محمد می ديد كه اكثر اعراب مكه و اطراف مكه ايمان نياوردند و بهمين دليل از ايمان آوردن آنان نا اميد شده اين آيه را نازل كرد. در حاليكه در آخر عمر محمد اكثر اعراب شبه جزيره عربستان از جمله مكه ايمان آورده بودند و هنوز هم مسلمانند پس پيش بينی محمد در اين مورد غلط از آب در آمد و اين نيست مگر اينكه اين پيش بينی يك انسان (محمد) است نه خدا. محمد به تناسب آگاهی زمان حضورش در مكه اين پيش بينی را كرد اگر خدا بود كه وضعيت آينده را می دانست.
❎اشكال مهم ديگر اين آيه اينست كه گفته " تا قومى را كه پدرانشان بيم داده نشدند و در غفلت ماندند بيم دهى" يعنی قبل از محمد برای اعراب پيامبری نيامده است. در صورتيكه اين جمله با خود قرآن در تناقض است چون در قرآن آمده است كه هود و صالح و شعيب و اسماعيل پيامبرانی بوده اند كه برای اعراب آمده اند (📚الميزان ج 12)و در قرآن آمده است كه اسماعيل همراه پدرش ابراهيم خانهی كعبه را ساخت. براي گريز از اين اشكال، بعضی مفسرين گفته اند كه منظور از قوم در آيهی 6همه جهانيان است اما اين هم غلط است و هم اشكال را برطرف نمي كند. غلط است چون آيه گفته قومی (مفرد) نه اقوامی (جمع) قطعا اگر منظور همه ی اقوام زمين بود بايد بصورت جمع آورده می شد يعنی اقوام.
🔹❎ بعلاوه اشكال را برطرف نمی كند چون براي ديگر اقوام كرهی زمين نيز پيامبرانی قبل آمده بوده است مثل موسی و عيسی و زرتشت و پيامبران هندو و غيره. اين اشكال دوم هم مؤيد اينست كه اين آيات از محمد است نه از خدا. محمد در زمان گفتن اين آيات به پيامبران قبلی اعراب، كه خودش بعدا در قرآن آورده است، توجه نداشته است و اگر خدا بود توجه داشت.
🔺اشكال مذكور در آيهی زير نيز وجود دارد:👇🏽
➖هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ لِتُنْذِرَ قَوْمًا مَا أَتَاهُمْ مِنْ نَذِيرٍ مِنْ قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ ﴿۳ سجده﴾
ترجمه: اين قرآن حق است از جانب خدايت تا قومی را كه نذيری (بيم دهنده: پيامبر) قبل از تو برای آنان نيامده است انذار كنی
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
₍ #روش_های_هدایت_در_قران ₎
🖊بخش 【➏】
🔜 @ISLIE
🌀پيش بينی ايمان آوردن اهل كتاب، كه تحقق نيافت❌
➖الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِهِ هُمْ بِهِ يُؤْمِنُونَ ﴿۵۲﴾وَإِذَا يُتْلَى عَلَيْهِمْ قَالُوا آمَنَّا بِهِ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّنَا إِنَّا كُنَّا مِنْ قَبْلِهِ مُسْلِمِينَ﴿۵۳ قصص﴾
ترجمه: كسانى كه قبل از آن كتاب [آسمانى] به ايشان دادهايم آنان به [قرآن] میگروند(52) و چون (قرآن) بر ايشان خوانده میشود میگويند بدان ايمان آورديم كه آن درست است [و] از طرف پروردگار ماست ما پيش از آن [هم] از تسليم شوندگان بوديم (53)
➖وَكَذَلِكَ أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ فَالَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَمِنْ هَؤُلَاءِ مَنْ يُؤْمِنُ بِهِ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلَّا الْكَافِرُونَ ﴿۴۷ عنکبوت﴾
ترجمه: و همچنين ما قرآن را بر تو نازل كرديم پس آنان كه بديشان كتاب دادهايم بدان ايمان میآورند و از ميان اينان (مشركان) كسانی اند كه به آن میگروند و جز كافران [كسى] آيات ما را انكار نمیكند (47)
🔰اين سوره ها مكی اند و محمد در مكه اميدوار بود كه با توجه به تشابهات فراوان بين تورات و قرآن، اهل كتاب به قرآن ايمان بياورند. اما اين پيش بينی وی تحقق نيافت و تنها افراد انگشت شماری از اهل كتاب مسلمان شدند و اين امر خشم محمد را بر عليه آنان برانگيخت تا در مدينه كمر به نابودی يهود بست.
✅ايمان نياوردن اهل كتاب به محمد، كاری معقول بود چون تشابه بين قرآن و تورات بسيار زياد است و قرآن برتری خاصی به تورات ندارد و تورات از نظم بهتری هم برخوردار است و طبيعی بود كه يهوديان گمان كنند كه محمد مطالب قرآن را از تورات گرفته باشد كه در آيات متعدد قرآن به اين نظر آنان اشاره شده است.
❎👈🏾اشكال ديگری كه در آيه (47عنكبوت) فوق وجود دارد اين است كه می گويد بعضی از مشركان مكه (هولء) ايمان می آورند كه اين پيشگوئی هم خلاف از آب در آمد و در زمان خود محمد همهی مشركان ايمان آوردند چه رسد در زمان عمر.
نتیجه🎯اين پيش بينی های خلاف واقع نشان می دهد كه آيات مزبور سخن خدا نيست بلكه سخن محمد است كه از آينده اطلاع نداشته و بر اساس اطلعات موجود در مكه پيش بينی كرده است. در مكه مشركان بشدت با محمد مخالفت می كردند، طبعا محمد پيش بينی می كرد كه بعضی از مشركان ايمان می آورند و از طرف ديگر بسياری عقائد اهل كتاب شبيه قرآن بود و محمد پيش بينی می كرد كه اهل كتاب ايمان می آورند. اينها اطلاعاتی بود كه محمد در مكه داشت و بر اساس آنها پيش بيني كرده ولی چون محمد از آينده اطلاع نداشت پيش بينی هايش غلط از آب در آمد.
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
🖊بخش 【➏】
🔜 @ISLIE
🌀پيش بينی ايمان آوردن اهل كتاب، كه تحقق نيافت❌
➖الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِهِ هُمْ بِهِ يُؤْمِنُونَ ﴿۵۲﴾وَإِذَا يُتْلَى عَلَيْهِمْ قَالُوا آمَنَّا بِهِ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّنَا إِنَّا كُنَّا مِنْ قَبْلِهِ مُسْلِمِينَ﴿۵۳ قصص﴾
ترجمه: كسانى كه قبل از آن كتاب [آسمانى] به ايشان دادهايم آنان به [قرآن] میگروند(52) و چون (قرآن) بر ايشان خوانده میشود میگويند بدان ايمان آورديم كه آن درست است [و] از طرف پروردگار ماست ما پيش از آن [هم] از تسليم شوندگان بوديم (53)
➖وَكَذَلِكَ أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ فَالَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَمِنْ هَؤُلَاءِ مَنْ يُؤْمِنُ بِهِ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلَّا الْكَافِرُونَ ﴿۴۷ عنکبوت﴾
ترجمه: و همچنين ما قرآن را بر تو نازل كرديم پس آنان كه بديشان كتاب دادهايم بدان ايمان میآورند و از ميان اينان (مشركان) كسانی اند كه به آن میگروند و جز كافران [كسى] آيات ما را انكار نمیكند (47)
🔰اين سوره ها مكی اند و محمد در مكه اميدوار بود كه با توجه به تشابهات فراوان بين تورات و قرآن، اهل كتاب به قرآن ايمان بياورند. اما اين پيش بينی وی تحقق نيافت و تنها افراد انگشت شماری از اهل كتاب مسلمان شدند و اين امر خشم محمد را بر عليه آنان برانگيخت تا در مدينه كمر به نابودی يهود بست.
✅ايمان نياوردن اهل كتاب به محمد، كاری معقول بود چون تشابه بين قرآن و تورات بسيار زياد است و قرآن برتری خاصی به تورات ندارد و تورات از نظم بهتری هم برخوردار است و طبيعی بود كه يهوديان گمان كنند كه محمد مطالب قرآن را از تورات گرفته باشد كه در آيات متعدد قرآن به اين نظر آنان اشاره شده است.
❎👈🏾اشكال ديگری كه در آيه (47عنكبوت) فوق وجود دارد اين است كه می گويد بعضی از مشركان مكه (هولء) ايمان می آورند كه اين پيشگوئی هم خلاف از آب در آمد و در زمان خود محمد همهی مشركان ايمان آوردند چه رسد در زمان عمر.
نتیجه🎯اين پيش بينی های خلاف واقع نشان می دهد كه آيات مزبور سخن خدا نيست بلكه سخن محمد است كه از آينده اطلاع نداشته و بر اساس اطلعات موجود در مكه پيش بينی كرده است. در مكه مشركان بشدت با محمد مخالفت می كردند، طبعا محمد پيش بينی می كرد كه بعضی از مشركان ايمان می آورند و از طرف ديگر بسياری عقائد اهل كتاب شبيه قرآن بود و محمد پيش بينی می كرد كه اهل كتاب ايمان می آورند. اينها اطلاعاتی بود كه محمد در مكه داشت و بر اساس آنها پيش بيني كرده ولی چون محمد از آينده اطلاع نداشت پيش بينی هايش غلط از آب در آمد.
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
₍ #روش_های_هدایت_در_قران ₎
🖊بخش 【➐】
🔜 @ISLIE
⛔️عدم ارائهی دلایل معتبر
🔰اگر قرآن كتاب خدا باشد انتظار می رود كه مطالبش را با دلایل معتبر ارائه كند، و حداقل مبانی اسلام مثل توحيد و نبوت و معاد را با دلایل متقن اثبات كند. اما حيرت انگيز است كه قرآن حتی يك دليل معتبر نيز برای اثبات مبانی اسلام نياورده است و دلایلی كه مطرح كرده است همه سطحی و غلطند. در چند پست اين دلایل را مورد ارزيابی قرار می دهيم.🔰
❎در مورد خدا شكی نيست؟
➖قَالَتْ رُسُلُهُمْ أَفِي اللَّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ وَيُؤَخِّرَكُمْ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى﴿۱۰ ابراهیم﴾
ترجمه: پيامبرانشان گفتند مگر در باره خدا پديد آورنده آسمانها و زمين ترديدى هست او شما را دعوت میكند تا پارهاى از گناهانتان را بر شما ببخشايد و تا زمان معينى شما را مهلت دهد (10)
☑️در اين آيه ادعا شده كه اثبات خدا نيازی به دليل ندارد و در وجود خدا نيست شکی . اين ادعا غلط است وجود خدا هم مشكوك است و هم دليل می خواهد. ميلياردها انسانی كه در طول تاريخ يا كافر بوده اند و يا بت پرست بوده اند و يا به خدايان متعدد معتقد بودند نشان روشنی است بر اينكه اعتقاد به خدای واحد بديهی نيست. بعلاوه، بفرض اگر وجود خدا بديهی هم بود بازهم نياز به استدلال متقن داشت چون امروزه اثبات شده كه بسياری چيزهائی را كه ذهن انسان در مورد آنان شك ندارد، غلطند. مثل شما در رنگ اشياء ترديدی نداريد اما علم ثابت كرده كه رنگ ساختهی ذهن است و رنگی در خارج وجود ندارد. بنابراين هم وجود خدا و هم يكی بودن خدا نياز به استدلال دارد
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
🖊بخش 【➐】
🔜 @ISLIE
⛔️عدم ارائهی دلایل معتبر
🔰اگر قرآن كتاب خدا باشد انتظار می رود كه مطالبش را با دلایل معتبر ارائه كند، و حداقل مبانی اسلام مثل توحيد و نبوت و معاد را با دلایل متقن اثبات كند. اما حيرت انگيز است كه قرآن حتی يك دليل معتبر نيز برای اثبات مبانی اسلام نياورده است و دلایلی كه مطرح كرده است همه سطحی و غلطند. در چند پست اين دلایل را مورد ارزيابی قرار می دهيم.🔰
❎در مورد خدا شكی نيست؟
➖قَالَتْ رُسُلُهُمْ أَفِي اللَّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ وَيُؤَخِّرَكُمْ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى﴿۱۰ ابراهیم﴾
ترجمه: پيامبرانشان گفتند مگر در باره خدا پديد آورنده آسمانها و زمين ترديدى هست او شما را دعوت میكند تا پارهاى از گناهانتان را بر شما ببخشايد و تا زمان معينى شما را مهلت دهد (10)
☑️در اين آيه ادعا شده كه اثبات خدا نيازی به دليل ندارد و در وجود خدا نيست شکی . اين ادعا غلط است وجود خدا هم مشكوك است و هم دليل می خواهد. ميلياردها انسانی كه در طول تاريخ يا كافر بوده اند و يا بت پرست بوده اند و يا به خدايان متعدد معتقد بودند نشان روشنی است بر اينكه اعتقاد به خدای واحد بديهی نيست. بعلاوه، بفرض اگر وجود خدا بديهی هم بود بازهم نياز به استدلال متقن داشت چون امروزه اثبات شده كه بسياری چيزهائی را كه ذهن انسان در مورد آنان شك ندارد، غلطند. مثل شما در رنگ اشياء ترديدی نداريد اما علم ثابت كرده كه رنگ ساختهی ذهن است و رنگی در خارج وجود ندارد. بنابراين هم وجود خدا و هم يكی بودن خدا نياز به استدلال دارد
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
₍ #روش_های_هدایت_در_قران ₎
🖊بخش 【➑】
🔜 @ISLIE
⛔️عدم ارائه ی دلایل معتبر
❌پديده های طبيعی بعنوان اثبات كنندهی وجود خدا🔻
🔰در قرآن به پديده هاي طبيعی بعنوان آيات الهی اشاره كرده و انتظاردارد كه مردم از اين پديده ها به خداي واحد پی ببرند. مثل: در سورهی يس آمده است:
➖يس: و زمين مرده آيه ای است براى ايشان كه آن را زنده گردانيديم و دانه از آن برآورديم كه از آن میخورند (33) و در آن [زمين] باغهايى از درختان خرما و انگور قرار داديم و چشمهها در آن روان كرديم(34) تا از ميوه آن و [از] كاركرد دستهاى خودشان بخورند آيا باز [هم] سپاس نمیگزارند (35) پاك [خدايى] كه از آنچه زمين میروياند و [نيز] از خودشان و از آنچه نمیدانند همه را نر و ماده گردانيده است (36) و نشانهاى [ديگر] براى آنها شب است كه روز را از آن برمیكنيم و بناگاه آنان در تاريكى فرو میروند (37) و خورشيد به قرارگاه ويژه خود روان است تقدير آن عزيز دانا اين است(38) و براى ماه منزلهايى معين كردهايم تا چون شاخك خشك خوشه خرما برگردد (39) نه خورشيد را سزد كه به ماه رسد و نه شب بر روز پيشى جويد و هر كدام در فلكی حركت می كنند(40)
💠👆از اينگونه آيات در قرآن بسيار زياد است مخصوصا در سوره های مكی مثل جزو سی ام. به اين استدلال در فرم فلسفی اش، برهان نظم می گويند و در ظاهر قانع كننده ترين دليل برای اثيات خدا برای افراد ساده لوح است.
❌در قرآن هيچ استدلالی مبنی بر اينكه چگونه اين پديده های طبيعی نشانگر وجود خدا هستند وجود ندارد. در حاليكه طبيعت می تواند مخلوق خدا نباشد، مي تواند مخلوق يك خدا يا چند خدا باشد. قرآن چگونه انتظار دارد كه مردم از پديده های طبيعی به خدای واحد پی ببرند؟
❇️پديده های طبيعی آيه نيستند چون آيه چيزی است كه انتساب آن به طبيعت بتنهائی امكان پذير نباشد مثل معجزات كه از فرد مدعب پيامبري انتظار می رود. در پاسخ به اين ايراد خواهند گفت كه خدا علت اولی است و در طول علل است بنابراين همه چيز را به خدا می توان منتسب كرد. اما اين سخن پس از اعتقاد به خدا درست است نه قبل از آن. دقت كنيد! براي اينكه بتوان از يك پديده به خدا رهنمون شد بايد انتساب آن پديده به عوامل طبيعی بتنهائی، غير ممكن باشد مثل معجزه (اگر بوده باشد.) ولی اگر وجود يك پديده را با علل مادی بتوان توجيه كرد هيچ سودی در اثبات خدا ندارد.
🔹براي مثال در گذشته گمان می كردند که نتساب نظم موجودات زنده به طبيعت به تنهایی امكانپذير نيست و از حيات به خدا استدلال مي كردند. اين استدلال تا قبل از پيدايش تئوری فرگشت معقول بنظر می رسيد ولی تئوری فرگشت نشان داد كه نظم حيرت انگيز در حيات نيز، قابل انتساب به طبيعت است. بنابراين استدلال نظم نيز ديگر نمی تواند برای اثبات خدا بكار آيد. حتی اگر قبول كنيم كه استدلال از پديده هاي طبيعی درست باشد، نميتواند وجود يك خدا را اثبات كند چه عيبی دارد كه چند خدا با كمك هم چيزی را بسازند؟!
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
🖊بخش 【➑】
🔜 @ISLIE
⛔️عدم ارائه ی دلایل معتبر
❌پديده های طبيعی بعنوان اثبات كنندهی وجود خدا🔻
🔰در قرآن به پديده هاي طبيعی بعنوان آيات الهی اشاره كرده و انتظاردارد كه مردم از اين پديده ها به خداي واحد پی ببرند. مثل: در سورهی يس آمده است:
➖يس: و زمين مرده آيه ای است براى ايشان كه آن را زنده گردانيديم و دانه از آن برآورديم كه از آن میخورند (33) و در آن [زمين] باغهايى از درختان خرما و انگور قرار داديم و چشمهها در آن روان كرديم(34) تا از ميوه آن و [از] كاركرد دستهاى خودشان بخورند آيا باز [هم] سپاس نمیگزارند (35) پاك [خدايى] كه از آنچه زمين میروياند و [نيز] از خودشان و از آنچه نمیدانند همه را نر و ماده گردانيده است (36) و نشانهاى [ديگر] براى آنها شب است كه روز را از آن برمیكنيم و بناگاه آنان در تاريكى فرو میروند (37) و خورشيد به قرارگاه ويژه خود روان است تقدير آن عزيز دانا اين است(38) و براى ماه منزلهايى معين كردهايم تا چون شاخك خشك خوشه خرما برگردد (39) نه خورشيد را سزد كه به ماه رسد و نه شب بر روز پيشى جويد و هر كدام در فلكی حركت می كنند(40)
💠👆از اينگونه آيات در قرآن بسيار زياد است مخصوصا در سوره های مكی مثل جزو سی ام. به اين استدلال در فرم فلسفی اش، برهان نظم می گويند و در ظاهر قانع كننده ترين دليل برای اثيات خدا برای افراد ساده لوح است.
❌در قرآن هيچ استدلالی مبنی بر اينكه چگونه اين پديده های طبيعی نشانگر وجود خدا هستند وجود ندارد. در حاليكه طبيعت می تواند مخلوق خدا نباشد، مي تواند مخلوق يك خدا يا چند خدا باشد. قرآن چگونه انتظار دارد كه مردم از پديده های طبيعی به خدای واحد پی ببرند؟
❇️پديده های طبيعی آيه نيستند چون آيه چيزی است كه انتساب آن به طبيعت بتنهائی امكان پذير نباشد مثل معجزات كه از فرد مدعب پيامبري انتظار می رود. در پاسخ به اين ايراد خواهند گفت كه خدا علت اولی است و در طول علل است بنابراين همه چيز را به خدا می توان منتسب كرد. اما اين سخن پس از اعتقاد به خدا درست است نه قبل از آن. دقت كنيد! براي اينكه بتوان از يك پديده به خدا رهنمون شد بايد انتساب آن پديده به عوامل طبيعی بتنهائی، غير ممكن باشد مثل معجزه (اگر بوده باشد.) ولی اگر وجود يك پديده را با علل مادی بتوان توجيه كرد هيچ سودی در اثبات خدا ندارد.
🔹براي مثال در گذشته گمان می كردند که نتساب نظم موجودات زنده به طبيعت به تنهایی امكانپذير نيست و از حيات به خدا استدلال مي كردند. اين استدلال تا قبل از پيدايش تئوری فرگشت معقول بنظر می رسيد ولی تئوری فرگشت نشان داد كه نظم حيرت انگيز در حيات نيز، قابل انتساب به طبيعت است. بنابراين استدلال نظم نيز ديگر نمی تواند برای اثبات خدا بكار آيد. حتی اگر قبول كنيم كه استدلال از پديده هاي طبيعی درست باشد، نميتواند وجود يك خدا را اثبات كند چه عيبی دارد كه چند خدا با كمك هم چيزی را بسازند؟!
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
₍ #روش_های_هدایت_در_قران ₎
🖊بخش 【➒】
🔜 @ISLIE
⛔️بی سوادی محمد دليل بر پيغمبر بودن او
➖وَمَا كُنْتَ تَتْلُو مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتَابٍ وَلَا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذًا لَارْتَابَ الْمُبْطِلُونَ ﴿۴۸ عنکبوت﴾
ترجمه: و تو هيچ كتابى را پيش از اين نمیخواندى و با دست خود نیمنوشتى و گر نه باطل كنندگان قطعا به شك میافتادند(48)
🔰در قرآن از جمله در آيهی فوق، بر بی سواد بودن محمد تاكيد شده و از آن بر پيامبری وی استدلال شده. بدين بيان كه فرد بيسواد نمی تواند اين كتاب بزرگ را از پيش خود ايجاد كند در حاليكه سواد نداشته تا كتب گذشتگان از جمله تورات و انجيل را بخواند و مطالب آنانرا به عنوان قرآن ارائه كند.
🎯اما اين استدلال بی ارزش است زيرا👇🏽
1⃣ قرآن حاوی مطالب ساده ای در مورد خدا و قرآن و معاد و داستانهای متعددی مشابه تورات است كه تقريبا همهی مطالب آن در فرهنگ موجود آنزمان اعم از عرب و يهود و مسيحيت وجود داشته است. و بر فرض صحت آنان (كه چنين نيست، چنانچه در اين كتاب متوجه می شويد) يادگيری اين مطالب توسط يك فرد بی سواد از زبان ديگران، كامل طبيعی و آسان است و نيازی به سواد ندارد، مخصوصا اگر فردی به با هوشی محمد باشد.
2⃣ محمد 15سال رئيس كاروان و دستگاه تجاری خديجه بوده و در سفرهای متعدد بين المللی به نقاط مختلف، از جمله نقاط مسيحی و يهودی نشين شركت داشته و مدتهای زيادی در سفرهای طولانی هم صحبت اقوام ديگر بوده است. و شنيدن اين داستانها و مطالب از اقوام ديگر كامل عادی و طبيعی است.
3⃣ در زمان محمد، اقوام يهودی (از جمله در مدينه) و مسيحی (مثل نصارای نجران) در جزيره العرب و در نزديكی محمد زندگی می كرده اند و سخنان و داستانها و عقائد آنان در بين مردم مشهور بوده است و شنيدن آنان نيازی به سفر هم نداشته است.
4⃣مكه هم مسير تجاری بوده و كار اصلی بزرگان مكه تجارت بوده و همچنين مكه مركز حج بوده كه اقوام مختلف را در موسم حج به خود جلب می كرده است و طبعا موجب آشنایی مردم با عقائد همديگر می شده است. بنابر اين محمد كاری جز شنيدن آن داستانها و عقائد و بازسازی آنها در قالب جديدی بنام قرآن نكرده است و نيازی به خواندن نداشته است.
❇️نكتهی ديگر اينكه بسيار بعيد است كه محمد بيسواد بوده باشد. زيرا سرپرستی كاروان تجاری و خريد و فروشهای فراوان در مدت 15 سال، بعيد است كه توسط فرد بيسواد انجام گرفته باشد. تهيه ی ليست كالاها و قيمتهای آنان و خريد يا فروش آنان و حسابرسی آنان همگی دلالت بر با سوادی محمد دارند.
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
🖊بخش 【➒】
🔜 @ISLIE
⛔️بی سوادی محمد دليل بر پيغمبر بودن او
➖وَمَا كُنْتَ تَتْلُو مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتَابٍ وَلَا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذًا لَارْتَابَ الْمُبْطِلُونَ ﴿۴۸ عنکبوت﴾
ترجمه: و تو هيچ كتابى را پيش از اين نمیخواندى و با دست خود نیمنوشتى و گر نه باطل كنندگان قطعا به شك میافتادند(48)
🔰در قرآن از جمله در آيهی فوق، بر بی سواد بودن محمد تاكيد شده و از آن بر پيامبری وی استدلال شده. بدين بيان كه فرد بيسواد نمی تواند اين كتاب بزرگ را از پيش خود ايجاد كند در حاليكه سواد نداشته تا كتب گذشتگان از جمله تورات و انجيل را بخواند و مطالب آنانرا به عنوان قرآن ارائه كند.
🎯اما اين استدلال بی ارزش است زيرا👇🏽
1⃣ قرآن حاوی مطالب ساده ای در مورد خدا و قرآن و معاد و داستانهای متعددی مشابه تورات است كه تقريبا همهی مطالب آن در فرهنگ موجود آنزمان اعم از عرب و يهود و مسيحيت وجود داشته است. و بر فرض صحت آنان (كه چنين نيست، چنانچه در اين كتاب متوجه می شويد) يادگيری اين مطالب توسط يك فرد بی سواد از زبان ديگران، كامل طبيعی و آسان است و نيازی به سواد ندارد، مخصوصا اگر فردی به با هوشی محمد باشد.
2⃣ محمد 15سال رئيس كاروان و دستگاه تجاری خديجه بوده و در سفرهای متعدد بين المللی به نقاط مختلف، از جمله نقاط مسيحی و يهودی نشين شركت داشته و مدتهای زيادی در سفرهای طولانی هم صحبت اقوام ديگر بوده است. و شنيدن اين داستانها و مطالب از اقوام ديگر كامل عادی و طبيعی است.
3⃣ در زمان محمد، اقوام يهودی (از جمله در مدينه) و مسيحی (مثل نصارای نجران) در جزيره العرب و در نزديكی محمد زندگی می كرده اند و سخنان و داستانها و عقائد آنان در بين مردم مشهور بوده است و شنيدن آنان نيازی به سفر هم نداشته است.
4⃣مكه هم مسير تجاری بوده و كار اصلی بزرگان مكه تجارت بوده و همچنين مكه مركز حج بوده كه اقوام مختلف را در موسم حج به خود جلب می كرده است و طبعا موجب آشنایی مردم با عقائد همديگر می شده است. بنابر اين محمد كاری جز شنيدن آن داستانها و عقائد و بازسازی آنها در قالب جديدی بنام قرآن نكرده است و نيازی به خواندن نداشته است.
❇️نكتهی ديگر اينكه بسيار بعيد است كه محمد بيسواد بوده باشد. زيرا سرپرستی كاروان تجاری و خريد و فروشهای فراوان در مدت 15 سال، بعيد است كه توسط فرد بيسواد انجام گرفته باشد. تهيه ی ليست كالاها و قيمتهای آنان و خريد يا فروش آنان و حسابرسی آنان همگی دلالت بر با سوادی محمد دارند.
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
₍ #روش_های_هدایت_در_قران ₎
🖊بخش 【➓】
🔜 @ISLIE
استدلال های غلط
❎استدلال بر وجود خدا از طلوع خورشيد از مشرق
🔰در آيه زير بحث ابراهيم با پادشاه زمانش (محتمل نمرود) كه ادعای خدایی می كرد، آورده شده است:
➖أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَاجَّ إِبْرَاهِيمَ فِي رَبِّهِ أَنْ آتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ قَالَ أَنَا أُحْيِي وَأُمِيتُ قَالَ إِبْرَاهِيمُ فَإِنَّ اللَّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿۲۵۸ بقره﴾
ترجمه:آيا از آن كس كه چون خدا به او پادشاهى داده بود در باره پروردگار خود با ابراهيم محاجه كرد، خبر نيافتى ؟ آن گاه كه ابراهيم گفت: پروردگار من همان كسى است كه زنده میكند و میميراند. گفت: من (هم) زنده میكنم و میميرانم. ابراهيم گفت: خدا خورشيد را از شرق برمیآورد، تو آن را از غرب برآور. پس آن كس كه كفر ورزيده بود مبهوت ماند. و خداوند قوم ستمكار را هدايت نمىیكند (258)
❌بحث ابراهيم از سه جهت ضعيف است.
1⃣اينكه می گويد خدای من كسی است كه زنده می كند و می ميراند. پيدايش حيات و مرگ و ديگر حوادث طبيعی دليلی بر اثبات خدا نيستند. ما اين حوادث را مشاهده می كنيم و علل مادي آنانرا نيز (امروزه) متوجه شده ايم منتهی هيچ ارتباطی بين اين علل مادی و علتی غير مادی نه می بينيم و نه يافته ايم.
2⃣ توقف ابراهيم در برابر نمرود كه گفت منهم زنده می كنم و می ميرانم اشتباه بوده است. زيرا منظور نمرود آزادكردن زندانی وكشتن زندانی بود در حاليكه منظور ابراهيم تولد و مرگ طبيعی بوده است. بنابراين ابراهيم بايد می گفت كه زندگی دادن و حيات بخشيدن آن نيست كه تو می گوئی.
3⃣استدلال بعدی ابراهيم (كه خدا خورشيد را از مشرق در می آورد و تو از مغرب در آور) هم غير معتبر است، منتهی نمرود اين ضعف را متوجه نشد و فروماند. چون طلوع مكرر خورشيد از مشرق دليلی بر وجود خدا نيست. نمرود بايد به ابراهيم می گفت كه اگر راست مي گویی كه خدایتوست كه خورشيد را از مشرق خارج می كند از خدايت بخواه كه خورشيد را از مغرب برآورد و اگر ابراهيم اينكار را می كرد آنوقت معجزه ای درست و دليلی قاطع بر وجود خدا بود كه اتفاق نيفتاد.
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
🖊بخش 【➓】
🔜 @ISLIE
استدلال های غلط
❎استدلال بر وجود خدا از طلوع خورشيد از مشرق
🔰در آيه زير بحث ابراهيم با پادشاه زمانش (محتمل نمرود) كه ادعای خدایی می كرد، آورده شده است:
➖أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَاجَّ إِبْرَاهِيمَ فِي رَبِّهِ أَنْ آتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ قَالَ أَنَا أُحْيِي وَأُمِيتُ قَالَ إِبْرَاهِيمُ فَإِنَّ اللَّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿۲۵۸ بقره﴾
ترجمه:آيا از آن كس كه چون خدا به او پادشاهى داده بود در باره پروردگار خود با ابراهيم محاجه كرد، خبر نيافتى ؟ آن گاه كه ابراهيم گفت: پروردگار من همان كسى است كه زنده میكند و میميراند. گفت: من (هم) زنده میكنم و میميرانم. ابراهيم گفت: خدا خورشيد را از شرق برمیآورد، تو آن را از غرب برآور. پس آن كس كه كفر ورزيده بود مبهوت ماند. و خداوند قوم ستمكار را هدايت نمىیكند (258)
❌بحث ابراهيم از سه جهت ضعيف است.
1⃣اينكه می گويد خدای من كسی است كه زنده می كند و می ميراند. پيدايش حيات و مرگ و ديگر حوادث طبيعی دليلی بر اثبات خدا نيستند. ما اين حوادث را مشاهده می كنيم و علل مادي آنانرا نيز (امروزه) متوجه شده ايم منتهی هيچ ارتباطی بين اين علل مادی و علتی غير مادی نه می بينيم و نه يافته ايم.
2⃣ توقف ابراهيم در برابر نمرود كه گفت منهم زنده می كنم و می ميرانم اشتباه بوده است. زيرا منظور نمرود آزادكردن زندانی وكشتن زندانی بود در حاليكه منظور ابراهيم تولد و مرگ طبيعی بوده است. بنابراين ابراهيم بايد می گفت كه زندگی دادن و حيات بخشيدن آن نيست كه تو می گوئی.
3⃣استدلال بعدی ابراهيم (كه خدا خورشيد را از مشرق در می آورد و تو از مغرب در آور) هم غير معتبر است، منتهی نمرود اين ضعف را متوجه نشد و فروماند. چون طلوع مكرر خورشيد از مشرق دليلی بر وجود خدا نيست. نمرود بايد به ابراهيم می گفت كه اگر راست مي گویی كه خدایتوست كه خورشيد را از مشرق خارج می كند از خدايت بخواه كه خورشيد را از مغرب برآورد و اگر ابراهيم اينكار را می كرد آنوقت معجزه ای درست و دليلی قاطع بر وجود خدا بود كه اتفاق نيفتاد.
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
₍ #روش_های_هدایت_در_قران ₎
🖊بخش 【➊➊】
🔜 @ISLIE
⛔️ترس از جهنم مهمترين و شايعترين روش قرآن برای دعوت به ايمان☠
🔰روش غالب و اصلی قرآن برا فراخواندن مردم به ايمان، ترس است ، ترس از جهنم و ترس از كشتار دنيوی. در اينجا ترس از جهنم را بررسی می كنيم. قرآن مخصوصا سوره های مكی، مثل جزء سی ام، مملو از ترس و تهديد از جهنم برای وادار كردن مردم به ايمان است. حدود %25از آيات قرآن در مورد قيامت است. در مورد هيچ موضوعی به اندازه ی قيامت آيه وجود ندارد. بندرت می توان صفحه ای از قرآن را مشاهده كرد كه در آن تهديدی به عذاب اخروی وجود نداشته باشد. قرآن بصراحت ترس را پيش نياز ايمان مي داند. مثل:
➖لَهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ ظُلَلٌ مِنَ النَّارِ وَمِنْ تَحْتِهِمْ ظُلَلٌ ذَلِكَ يُخَوِّفُ اللَّهُ بِهِ عِبَادَهُ يَا عِبَادِ فَاتَّقُونِ﴿۱۶ زمر﴾
ترجمه: براي آنها از بالاى سرشان چترهايى از آتش است و از زير پايشان
[نيز]طبقهايى [آتشين است] اين كيفرى است كه خدا بندگانش را به آن میترساند اى بندگان من از من بترسيد (16)
🔹👆🏼در اين آيه بصراحت ذكر شده كه خدا با ذكر عذابهای اخروی مردم را می ترساند, تا مردم از او بترسند يا بعبارت ديگر گفته های محمد را از روی ترس بپذيرند. همچنين در آيه ي زير:
➖فَذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ مَنْ يَخَافُ وَعِيدِ ﴿۴۵ ق﴾
ترجمه: پس به قرآن هر كه را از تهديد میترسد پند ده (45)
🔹👆🏼اين آيه نيز بصراحت, زمينه ی پذيرش قرآن را تهديد به عذاب می داند نه استدلال و تعقل.
💠از طرف ديگر عذابهای اخروی آنچنان بزرگ و وحشتناك و جاودانه توصيف شده اند كه ترس را بر جان و عقل آدمی مستولی می كند و راه فكر و استدلل و نقد را مي بندد. ترساندن و شكنجه و تنبيه همان روش بدوی عقب افتادهی بشر است كه مهمترين راه تربيت كودكان و يا ادارهی جامعه را تهديد می دانست و اين تهديدكردن حيرت انگيز، خصلت بدوی محمد است كه به خدا نسبت داده شده است.
🎯👈🏾برای اينكه كسی به دينی معتقد شود ابتدا بايد مطالب آن دين را فارغ از هرگونه حالت عاطفی، اعم از محبت و نفرت و ترس و طمع، مورد بررسی علمی و عقلي قرار دهد و اگر آنها را كامل درست و همراه با معجزه يافت آن دين را قبول كند. اما دخالت هر يك از عواطف و مخصوصا ترس، امكان بررسی بيطرفانه را ازبين مي برد. چون با وجود ترس فرد به صحت مطلب نمي انديشد بلكه به زجر و شكنجه هایی می انديشد كه در صورت قبول نكردن شامل حالش می شود. بنابراين از روی ناچاری آنرا قبول می كند تا مبادا مورد آزار و شكنجه واقع شود.👈🏾 برعكس روش قرآن، در روانشناسی مطرح شده است كه در هنگام آموزش، تربيت و تفكر، عامل ترس را بايد حذف كرد و گرنه ذهن به انحراف می رود.
✅اگر مطلبی يا دينی درست است و سخنان معقول و ارزشمند دارد نيازی به ترس و تهديد ندارد. معمولا ترس توسط قدرتهایی استفاده می شود كه حرف حساب و منطقی ندارند و می خواهند كه مردم را در اختيار خويش بگيرند.
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
🖊بخش 【➊➊】
🔜 @ISLIE
⛔️ترس از جهنم مهمترين و شايعترين روش قرآن برای دعوت به ايمان☠
🔰روش غالب و اصلی قرآن برا فراخواندن مردم به ايمان، ترس است ، ترس از جهنم و ترس از كشتار دنيوی. در اينجا ترس از جهنم را بررسی می كنيم. قرآن مخصوصا سوره های مكی، مثل جزء سی ام، مملو از ترس و تهديد از جهنم برای وادار كردن مردم به ايمان است. حدود %25از آيات قرآن در مورد قيامت است. در مورد هيچ موضوعی به اندازه ی قيامت آيه وجود ندارد. بندرت می توان صفحه ای از قرآن را مشاهده كرد كه در آن تهديدی به عذاب اخروی وجود نداشته باشد. قرآن بصراحت ترس را پيش نياز ايمان مي داند. مثل:
➖لَهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ ظُلَلٌ مِنَ النَّارِ وَمِنْ تَحْتِهِمْ ظُلَلٌ ذَلِكَ يُخَوِّفُ اللَّهُ بِهِ عِبَادَهُ يَا عِبَادِ فَاتَّقُونِ﴿۱۶ زمر﴾
ترجمه: براي آنها از بالاى سرشان چترهايى از آتش است و از زير پايشان
[نيز]طبقهايى [آتشين است] اين كيفرى است كه خدا بندگانش را به آن میترساند اى بندگان من از من بترسيد (16)
🔹👆🏼در اين آيه بصراحت ذكر شده كه خدا با ذكر عذابهای اخروی مردم را می ترساند, تا مردم از او بترسند يا بعبارت ديگر گفته های محمد را از روی ترس بپذيرند. همچنين در آيه ي زير:
➖فَذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ مَنْ يَخَافُ وَعِيدِ ﴿۴۵ ق﴾
ترجمه: پس به قرآن هر كه را از تهديد میترسد پند ده (45)
🔹👆🏼اين آيه نيز بصراحت, زمينه ی پذيرش قرآن را تهديد به عذاب می داند نه استدلال و تعقل.
💠از طرف ديگر عذابهای اخروی آنچنان بزرگ و وحشتناك و جاودانه توصيف شده اند كه ترس را بر جان و عقل آدمی مستولی می كند و راه فكر و استدلل و نقد را مي بندد. ترساندن و شكنجه و تنبيه همان روش بدوی عقب افتادهی بشر است كه مهمترين راه تربيت كودكان و يا ادارهی جامعه را تهديد می دانست و اين تهديدكردن حيرت انگيز، خصلت بدوی محمد است كه به خدا نسبت داده شده است.
🎯👈🏾برای اينكه كسی به دينی معتقد شود ابتدا بايد مطالب آن دين را فارغ از هرگونه حالت عاطفی، اعم از محبت و نفرت و ترس و طمع، مورد بررسی علمی و عقلي قرار دهد و اگر آنها را كامل درست و همراه با معجزه يافت آن دين را قبول كند. اما دخالت هر يك از عواطف و مخصوصا ترس، امكان بررسی بيطرفانه را ازبين مي برد. چون با وجود ترس فرد به صحت مطلب نمي انديشد بلكه به زجر و شكنجه هایی می انديشد كه در صورت قبول نكردن شامل حالش می شود. بنابراين از روی ناچاری آنرا قبول می كند تا مبادا مورد آزار و شكنجه واقع شود.👈🏾 برعكس روش قرآن، در روانشناسی مطرح شده است كه در هنگام آموزش، تربيت و تفكر، عامل ترس را بايد حذف كرد و گرنه ذهن به انحراف می رود.
✅اگر مطلبی يا دينی درست است و سخنان معقول و ارزشمند دارد نيازی به ترس و تهديد ندارد. معمولا ترس توسط قدرتهایی استفاده می شود كه حرف حساب و منطقی ندارند و می خواهند كه مردم را در اختيار خويش بگيرند.
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
₍ #روش_های_هدایت_در_قران ₎
🖊بخش 【➋➊】
🔜 @ISLIE
⛔️تهديد به عذاب اهل شک☠
➖وَلَا يَزَالُ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي مِرْيَةٍ مِنْهُ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً أَوْ يَأْتِيَهُمْ عَذَابُ يَوْمٍ عَقِيمٍ ﴿۵۵ حج﴾
ترجمه: وكسانى كه كفر ورزيدهاند همواره از آن (قرآن) در ترديدند تا بناگاه قيامت براى آنان فرا رسد يا عذاب روزى بدفرجام به سراغشان بيايد (55)
➖أَأُنْزِلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ مِنْ بَيْنِنَا بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِنْ ذِكْرِي بَلْ لَمَّا يَذُوقُوا عَذَابِ ﴿۸﴾
ترجمه: (آنان مي گويند) آيا از ميان ما قرآن بر او نازل شده است بلكه آنان در باره قرآن من در شكند بلكه هنوز عذاب را نچشيدهاند (8)
🔰يقين و شك از اختيار انسان بيرون است و امر به اينها و يا مجازات يا پاداش بخاطر يقين يا شك نابخردانه و ظالمانه است. چرا شك كه از اختيار انسان بيرون است و ناشی از عدم قوت دلایل است بايد با عذاب پاسخ داده شود بجای پاسخ با دلیل . عذاب اهل شك ظلم مسلم است.
فرد مردد چه جرمی مرتكب شده است كه بايد در آتش بسوزد. هنگاميكه دلایل كافی يا درست بر امری وجود نداشته باشد طبيعی و معقول است كه انسان در ترديد بماند و اصل قبول امری بدون مشاهده و يا دليل صحيح، كاری احمقانه است و هيچ تهديد و پاداشی هم نمی تواند شك را برطرف كند و نبايد هم برطرف كند. چطور ممكن است خدایی كه عقل مارا خلق كرده و اين ويژگی درست مهم عقل را می داند بندگان مرددش را معذب كند؟ آيا خدا خود اين ويژگی عقلانی را داده است و خودش با آن مبارزه مي كند؟ در مقابلِ فردی كه مردد است چه بايد كرد؟ بايد شواهد و دلایل صحيح و قوی ارائه كرد. حال ببينيد در آيات بعیي سورهی ص، قرآن
چگونه پاسخ داده است:
➖أَأُنْزِلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ مِنْ بَيْنِنَا بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِنْ ذِكْرِي بَلْ لَمَّا يَذُوقُوا عَذَابِ ﴿۸﴾أَمْ عِنْدَهُمْ خَزَائِنُ رَحْمَةِ رَبِّكَ الْعَزِيزِ الْوَهَّابِ ﴿۹﴾أَمْ لَهُمْ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا فَلْيَرْتَقُوا فِي الْأَسْبَابِ﴿۱۰ ص﴾
ترجمه: (انان می گويند) آيا از ميان ما قرآن بر او نازل شده است بلكه آنان در باره قرآن من در شكند بلكه هنوز عذاب مرا نچشيدهاند (8)آيا گنجينههاى رحمت پروردگار ارجمند بسيار بخشنده تو نزد ايشان است (9)آيا فرمانروايى آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دو است از آن ايشان است [اگر چنين است] پس [با چنگ زدن] در آن اسباب به بالا روند (10)
1⃣اول: چه ربطی دارد.! آنان در مورد قرآن در شكند و قرآن می گويد مگر چه و چه دارند!
2⃣دوم: افراد مخالف محمد هيچگاه ادعا نكرده اند كه مالک آسمان و زمين و غيره ايم، بنابراين بازهم اين جوابی بی ربط است.
3⃣سوم و مهمتر از همه اينكه اين نوع پاسخ يك مغالطه ي واضح و معمول در بين افراد ناتوان است. وقتی فردی در پاسخ و استدلل كم مي آورد به تحقير طرف مقابل مي پردازد مثل مي گويد “تو فكر مي كني كی هستی؟ گمان مي كني علامه ای؟، تو همانی كه مثلا بينی ات را هم نمی توانی پاک كنی يا تو كسی هستی كه براي يك لقمه نان كارگري ميكردي. . ” وقتي نمي تواني طرف مقابل را با دليل قانع كني بر سر او مي كوبي يا با چماق و تهديد و يا با تحقير. و جالب است كه در اين آيات هم چماق عذاب و هم تحقير بكار رفته است. اين روشها از احمقانه ترين مغالطات است.
❓آيا خدا ممكن است مغالطه كند آنهم اينقدر حقيرانه؟ خير! اين محمد است كه اين حقارتها را به خدا نسبت مي دهد.
❎بعلاوه به آيهی (8سوره ص فوق) توجه كنيد می گويد “بلكه آنان در باره قرآن من در شكند بلكه هنوز عذاب را نچشيدهاند”. اين دقيقا شبيه تهديد پدر يا معلم يا رئيس احمقی است كه در مقابل ترديد در گفته های پدر يا معلم، به كودك مي گويد “ هنوز كتك نخورده ای، كتک كه خوردی می فهمی!” آيا واقعا خدا ممكن است اينقدر احمق باشد! نه! اين محمد است كه خلق و خوی محيط عقب افتادهی زمان خويش را به خدا نسبت می دهد.
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
🖊بخش 【➋➊】
🔜 @ISLIE
⛔️تهديد به عذاب اهل شک☠
➖وَلَا يَزَالُ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي مِرْيَةٍ مِنْهُ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً أَوْ يَأْتِيَهُمْ عَذَابُ يَوْمٍ عَقِيمٍ ﴿۵۵ حج﴾
ترجمه: وكسانى كه كفر ورزيدهاند همواره از آن (قرآن) در ترديدند تا بناگاه قيامت براى آنان فرا رسد يا عذاب روزى بدفرجام به سراغشان بيايد (55)
➖أَأُنْزِلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ مِنْ بَيْنِنَا بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِنْ ذِكْرِي بَلْ لَمَّا يَذُوقُوا عَذَابِ ﴿۸﴾
ترجمه: (آنان مي گويند) آيا از ميان ما قرآن بر او نازل شده است بلكه آنان در باره قرآن من در شكند بلكه هنوز عذاب را نچشيدهاند (8)
🔰يقين و شك از اختيار انسان بيرون است و امر به اينها و يا مجازات يا پاداش بخاطر يقين يا شك نابخردانه و ظالمانه است. چرا شك كه از اختيار انسان بيرون است و ناشی از عدم قوت دلایل است بايد با عذاب پاسخ داده شود بجای پاسخ با دلیل . عذاب اهل شك ظلم مسلم است.
فرد مردد چه جرمی مرتكب شده است كه بايد در آتش بسوزد. هنگاميكه دلایل كافی يا درست بر امری وجود نداشته باشد طبيعی و معقول است كه انسان در ترديد بماند و اصل قبول امری بدون مشاهده و يا دليل صحيح، كاری احمقانه است و هيچ تهديد و پاداشی هم نمی تواند شك را برطرف كند و نبايد هم برطرف كند. چطور ممكن است خدایی كه عقل مارا خلق كرده و اين ويژگی درست مهم عقل را می داند بندگان مرددش را معذب كند؟ آيا خدا خود اين ويژگی عقلانی را داده است و خودش با آن مبارزه مي كند؟ در مقابلِ فردی كه مردد است چه بايد كرد؟ بايد شواهد و دلایل صحيح و قوی ارائه كرد. حال ببينيد در آيات بعیي سورهی ص، قرآن
چگونه پاسخ داده است:
➖أَأُنْزِلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ مِنْ بَيْنِنَا بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِنْ ذِكْرِي بَلْ لَمَّا يَذُوقُوا عَذَابِ ﴿۸﴾أَمْ عِنْدَهُمْ خَزَائِنُ رَحْمَةِ رَبِّكَ الْعَزِيزِ الْوَهَّابِ ﴿۹﴾أَمْ لَهُمْ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا فَلْيَرْتَقُوا فِي الْأَسْبَابِ﴿۱۰ ص﴾
ترجمه: (انان می گويند) آيا از ميان ما قرآن بر او نازل شده است بلكه آنان در باره قرآن من در شكند بلكه هنوز عذاب مرا نچشيدهاند (8)آيا گنجينههاى رحمت پروردگار ارجمند بسيار بخشنده تو نزد ايشان است (9)آيا فرمانروايى آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دو است از آن ايشان است [اگر چنين است] پس [با چنگ زدن] در آن اسباب به بالا روند (10)
1⃣اول: چه ربطی دارد.! آنان در مورد قرآن در شكند و قرآن می گويد مگر چه و چه دارند!
2⃣دوم: افراد مخالف محمد هيچگاه ادعا نكرده اند كه مالک آسمان و زمين و غيره ايم، بنابراين بازهم اين جوابی بی ربط است.
3⃣سوم و مهمتر از همه اينكه اين نوع پاسخ يك مغالطه ي واضح و معمول در بين افراد ناتوان است. وقتی فردی در پاسخ و استدلل كم مي آورد به تحقير طرف مقابل مي پردازد مثل مي گويد “تو فكر مي كني كی هستی؟ گمان مي كني علامه ای؟، تو همانی كه مثلا بينی ات را هم نمی توانی پاک كنی يا تو كسی هستی كه براي يك لقمه نان كارگري ميكردي. . ” وقتي نمي تواني طرف مقابل را با دليل قانع كني بر سر او مي كوبي يا با چماق و تهديد و يا با تحقير. و جالب است كه در اين آيات هم چماق عذاب و هم تحقير بكار رفته است. اين روشها از احمقانه ترين مغالطات است.
❓آيا خدا ممكن است مغالطه كند آنهم اينقدر حقيرانه؟ خير! اين محمد است كه اين حقارتها را به خدا نسبت مي دهد.
❎بعلاوه به آيهی (8سوره ص فوق) توجه كنيد می گويد “بلكه آنان در باره قرآن من در شكند بلكه هنوز عذاب را نچشيدهاند”. اين دقيقا شبيه تهديد پدر يا معلم يا رئيس احمقی است كه در مقابل ترديد در گفته های پدر يا معلم، به كودك مي گويد “ هنوز كتك نخورده ای، كتک كه خوردی می فهمی!” آيا واقعا خدا ممكن است اينقدر احمق باشد! نه! اين محمد است كه خلق و خوی محيط عقب افتادهی زمان خويش را به خدا نسبت می دهد.
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
₍ #روش_های_هدایت_در_قران ₎
🖊بخش 【➌➊】
🔜 @ISLIE
⛔️نفی آزادی عقيده در قران با وجود ترس☠
➖وَقُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْيَكْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا وَإِنْ يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءَتْ مُرْتَفَقًا ﴿۲۹ کهف﴾
ترجمه: و بگو حق از پروردگارتان است پس هر كه بخواهد ايمان بياورد و هر كه بخواهد كافر شود. ما براى ستمگران آتشى آماده كردهايم كه سراپردههايش آنان را در بر میگيرد و اگر فريادرسى جويند به آبى چون مس گداخته كه چهره ها را بريان میكند يارى میشوند و چه بد شرابى و چه بد جايگاهى است (29)
💠👆🏼👇🏿قرآن در ظاهر در مواردی، مثل آيهی فوق، مي گويد كه هر كس می خواهد دين را بپذيرد و هر كس نمی خواهد نپذيرد اما اگر نپذيرفت او را وارد آتشی مي كنيم با اين خصوصيات وحشتناك. دقيقتر اينكه مردم آزادند كه اسلام را بپذيرند يا نپذيرند اما اگر نپذيرفتند در دنيا حكمشان مرگ است (چون يا كافرند يا مرتد) و در آخرت هم عذابی هولناك و جاودانه خواهند داشت. اين آزادی، ديگر يك شوخی بيش نيست و تحقيق و تدبر در قرآن هم بی معني است. چون آنچه در قرآنست را بايد بدون چون و چرا بپذيری تا از عذاب دنيوی و اخروی نجات يابی. اين همان روش تمام مستبدان و قلدران تاريخ است كه محمد بكار گرفته و به خدا نسبت داده است. مستبدان نيز می گويند شما آزاديد كه حكومت مرا بپذيريد يا نپذيريد اما اگر نپذيرفتيد با مرگ يا زندان و شكنجه روبرو مي شويد. محمد هم همين روش را با عواقب بسيار وحشتناكتر بكار گرفته است. مفهوم صريحتر اين رفتار اينست كه شما آزاديد كه قرآن را بپذيريد يا نپذيريد اما بايد بپذيريد.
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
🖊بخش 【➌➊】
🔜 @ISLIE
⛔️نفی آزادی عقيده در قران با وجود ترس☠
➖وَقُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْيَكْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا وَإِنْ يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءَتْ مُرْتَفَقًا ﴿۲۹ کهف﴾
ترجمه: و بگو حق از پروردگارتان است پس هر كه بخواهد ايمان بياورد و هر كه بخواهد كافر شود. ما براى ستمگران آتشى آماده كردهايم كه سراپردههايش آنان را در بر میگيرد و اگر فريادرسى جويند به آبى چون مس گداخته كه چهره ها را بريان میكند يارى میشوند و چه بد شرابى و چه بد جايگاهى است (29)
💠👆🏼👇🏿قرآن در ظاهر در مواردی، مثل آيهی فوق، مي گويد كه هر كس می خواهد دين را بپذيرد و هر كس نمی خواهد نپذيرد اما اگر نپذيرفت او را وارد آتشی مي كنيم با اين خصوصيات وحشتناك. دقيقتر اينكه مردم آزادند كه اسلام را بپذيرند يا نپذيرند اما اگر نپذيرفتند در دنيا حكمشان مرگ است (چون يا كافرند يا مرتد) و در آخرت هم عذابی هولناك و جاودانه خواهند داشت. اين آزادی، ديگر يك شوخی بيش نيست و تحقيق و تدبر در قرآن هم بی معني است. چون آنچه در قرآنست را بايد بدون چون و چرا بپذيری تا از عذاب دنيوی و اخروی نجات يابی. اين همان روش تمام مستبدان و قلدران تاريخ است كه محمد بكار گرفته و به خدا نسبت داده است. مستبدان نيز می گويند شما آزاديد كه حكومت مرا بپذيريد يا نپذيريد اما اگر نپذيرفتيد با مرگ يا زندان و شكنجه روبرو مي شويد. محمد هم همين روش را با عواقب بسيار وحشتناكتر بكار گرفته است. مفهوم صريحتر اين رفتار اينست كه شما آزاديد كه قرآن را بپذيريد يا نپذيريد اما بايد بپذيريد.
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
₍ #روش_های_هدایت_در_قران ₎
🖊بخش 【➍➊】
🔜 @ISLIE
⛔️تهديد كسانی كه قرآن را نقد می كنند☠
🔰در قرآن آيات زيادی وجود دارد كه كسانی را كه در مورد قرآن بحث و نقد می كنند را تهديد به عذاب دنيوی و اخروی میكند. از جمله:
➖وَالَّذِينَ سَعَوْا فِي آيَاتِنَا مُعَاجِزِينَ أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ ﴿۵۱ حج﴾
ترجمه: و كسانى كه در آيات ما میكوشند بقصد عاجزكردن (ايراد گرفتن) آنان اهل دوزخند (51)
🔹👆🏼مفهوم صريح اين آيه اينست كه شما می توانيد در قرآن فكر كنيد ولی نتيجه گيری شما هميشه بايد در تأييد قرآن باشد. اينكه ديگر فكر نيست!
⭕️اين روش قرآن همانی است كه ولايت فقيه در ايران و ملا محمدعمر در افغانستان دارند. ولايت فقيه ايران بارها و بارها گفته است كه شما بايد اهل تفكر و انديشهی سياسی و تدبر و نقد باشيد. اما بشرطی (شرط عملی) كه فقط و فقط به قبول و تأييد و تمجيد نظر ولی فقيه منجر شود. چون اگر نشود زندان و شكنجه و مرگ در انتظار شماست. می بينيد كه اين خفقان هول انگيز ريشه در قرآن دارد.
✅اين ترس از بحث و نقد، دليل واضحی بر غير الهی بودن قرآن است. چون كسيكه سخن درست و حقی دارد ديگران را دعوت به نقد و ارز يابی می كند و بدينوسيله حقانيت سخنش آشكارتر می شود. اين روش همان روشی است كه دنيای علم و تمدن را به اوج امروزين رسانده است. امروزه كليهی مقالات تحقيقاتی قبل از چاپ در مجلات معتبر علمی، برای نقد نزد حداقل سه نفر از محققان همان رشته فرستاده می شود تا آنرا نقد كنند و اين روش بسيار مفيدی است كه بطور پيوسته به رشد مستمر علم كمک می كند. طبيعی است كسيكه در كار تحقيقاتی اش تقلب كرده باشد يا به خطا رفته باشد از اين نقادی هراسان می شود و نهايتا زيان می بيند ولی حقيقت و دانش از اين نقادی سود مستمر می برد.
📜ترس شديد محمد از بحث در قرآن و تهديد وحشتناك نقادان قرآن نشان می دهد كه محمد به صحت دعاوی خود در قرآن مشكوك بوده و می خواسته راه هر گونه بحث را در قرآن ببندد. محمد پس از قدرت يافتن در مدينه اين تهديد را عملي كرد بدين نحو كه هر كس قرآن را نقد كند حكمش مرگ است و اين حكم مورد اتفاق فرق مختلف اسلامی است. از نظر فقه اسلامی كسی كه به قرآن ايراد بگيرد اگر مسلمان بوده، مرتد می شود و حكمش مرگ است و اگر نامسلمان باشد نيز حكمش مرگ است.
💢ممكن است مطرح شود كه در قرآن بطور مكرر به تفكر در قرآن توصيه شده است. آيا اين نشانهی قبول نقد نيست؟ خير! چون تفكر مورد نظر محمد، تفكر واقعي نيست. در يك تفكر واقعی فرد بطور بی طرفانه سعي در يافتن نقاط ضعف و قوت و دلایل يك موضوع می كند. ولی محمد انتظار دارد كه تفكر در قرآن، فقط موجب تأييد بي چون و چراي آن شود و هرگونه تلاش برای عيب يابی را حواله به شمشير و جهنم مي كند. اينكه تفكر نيست اين دعوت به بردگی فكری و تسليم محض و مسدود كردن راه انديشه است. ❌
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
🖊بخش 【➍➊】
🔜 @ISLIE
⛔️تهديد كسانی كه قرآن را نقد می كنند☠
🔰در قرآن آيات زيادی وجود دارد كه كسانی را كه در مورد قرآن بحث و نقد می كنند را تهديد به عذاب دنيوی و اخروی میكند. از جمله:
➖وَالَّذِينَ سَعَوْا فِي آيَاتِنَا مُعَاجِزِينَ أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ ﴿۵۱ حج﴾
ترجمه: و كسانى كه در آيات ما میكوشند بقصد عاجزكردن (ايراد گرفتن) آنان اهل دوزخند (51)
🔹👆🏼مفهوم صريح اين آيه اينست كه شما می توانيد در قرآن فكر كنيد ولی نتيجه گيری شما هميشه بايد در تأييد قرآن باشد. اينكه ديگر فكر نيست!
⭕️اين روش قرآن همانی است كه ولايت فقيه در ايران و ملا محمدعمر در افغانستان دارند. ولايت فقيه ايران بارها و بارها گفته است كه شما بايد اهل تفكر و انديشهی سياسی و تدبر و نقد باشيد. اما بشرطی (شرط عملی) كه فقط و فقط به قبول و تأييد و تمجيد نظر ولی فقيه منجر شود. چون اگر نشود زندان و شكنجه و مرگ در انتظار شماست. می بينيد كه اين خفقان هول انگيز ريشه در قرآن دارد.
✅اين ترس از بحث و نقد، دليل واضحی بر غير الهی بودن قرآن است. چون كسيكه سخن درست و حقی دارد ديگران را دعوت به نقد و ارز يابی می كند و بدينوسيله حقانيت سخنش آشكارتر می شود. اين روش همان روشی است كه دنيای علم و تمدن را به اوج امروزين رسانده است. امروزه كليهی مقالات تحقيقاتی قبل از چاپ در مجلات معتبر علمی، برای نقد نزد حداقل سه نفر از محققان همان رشته فرستاده می شود تا آنرا نقد كنند و اين روش بسيار مفيدی است كه بطور پيوسته به رشد مستمر علم كمک می كند. طبيعی است كسيكه در كار تحقيقاتی اش تقلب كرده باشد يا به خطا رفته باشد از اين نقادی هراسان می شود و نهايتا زيان می بيند ولی حقيقت و دانش از اين نقادی سود مستمر می برد.
📜ترس شديد محمد از بحث در قرآن و تهديد وحشتناك نقادان قرآن نشان می دهد كه محمد به صحت دعاوی خود در قرآن مشكوك بوده و می خواسته راه هر گونه بحث را در قرآن ببندد. محمد پس از قدرت يافتن در مدينه اين تهديد را عملي كرد بدين نحو كه هر كس قرآن را نقد كند حكمش مرگ است و اين حكم مورد اتفاق فرق مختلف اسلامی است. از نظر فقه اسلامی كسی كه به قرآن ايراد بگيرد اگر مسلمان بوده، مرتد می شود و حكمش مرگ است و اگر نامسلمان باشد نيز حكمش مرگ است.
💢ممكن است مطرح شود كه در قرآن بطور مكرر به تفكر در قرآن توصيه شده است. آيا اين نشانهی قبول نقد نيست؟ خير! چون تفكر مورد نظر محمد، تفكر واقعي نيست. در يك تفكر واقعی فرد بطور بی طرفانه سعي در يافتن نقاط ضعف و قوت و دلایل يك موضوع می كند. ولی محمد انتظار دارد كه تفكر در قرآن، فقط موجب تأييد بي چون و چراي آن شود و هرگونه تلاش برای عيب يابی را حواله به شمشير و جهنم مي كند. اينكه تفكر نيست اين دعوت به بردگی فكری و تسليم محض و مسدود كردن راه انديشه است. ❌
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
₍ #روش_های_هدایت_در_قران ₎
🖊بخش 【➎➊】
🔜 @ISLIE
⚔شمشير روش عملی قرآن برای دعوت به ايمان☠
🔰روش دعوت محمد در مكه و مدينه كامل متفاوت بود و روش اصلی گسترش اسلام در زمان محمد در مدينه و پس از آن، استفاده از زور و تهديد و شمشير بود. اين روش مورد تأييد قطعی قرآن است.
🔶روش محمد در مكه در دورهی مكه، محمد فاقد قدرت نظامی بود و طبعا چاره ای نداشت جز اينكه با صلح و مدارا به تبليغ دين خود بپردازد. هيچكدام از آيات مكی استفاده از زور را مجاز نكرده اند. در اين دوره به بحث نيكو و اعراض از كفار و مشركين دستور داده شده است.
🔸حتی در تعدادی از آياتی كه قبل از سورهی توبه نازل شده اند، پذيرفته شده است كه استفاده از اجبار و زور برای وادار كردن مردم به قبول اسلام كاری نابخردانه و نادرست است. مثل:
➖ لا اكراه فی الدين (بقره256)
ترجمه: اكراه و اجباری در (پذيرش) دين نيست.
🔸همچنين در قرآن راه درست دعوت مردم به ايمان، استفاده از حكمت (دليل معقول) و پند نيكو و بحث نيكو دانسته شده است:
➖ ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ ﴿۱۲۵ نحل﴾
ترجمه: با حكمت و اندرز نيكو به راه پروردگارت دعوت كن و با آنان به [شيوهاى] كه نيكوتر است بحث كن در حقيقت پروردگار تو به [حال] كسى كه از راه او منحرف شده داناتر و او به [حال] راهيافتگان [نيز] داناتر است(125)
🎯👈🏾اينگونه آيات مربوط به مكه اند و اگر آيات مدنی در بين آنان باشد قطعا قبل از نزول سورهی توبه نازل شده اند.
🔷روش محمد در مدينه 👇
❎محمد، با بدست آوردن قدرت نظامي در مدينه، روشش را 180 درجه تغيير داد و به زور بعنوان اصلی ترين راه گسترش اسلام متمسك شد. بحثهای قرآنی اين موضوع دربخش "#ظلم_به_غیر_مسلمانان" مورد بررسی قرار گرفته است. در اينجا فقط به چند آيه و يك حديث اشاره می كنيم
➖وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ﴿۳۹ انفال﴾
ترجمه:و با آنان بجنگيد تا فتنه اى بر جاى نماند و دين يكسره از آن خدا گردد پس اگر [از كفر] بازايستند قطعا خدا به آنچه انجام میدهند بيناست(39)
🔹👆🏼در اين آيه جنگيدن بعنوان راه گسترش اسلام مطرح شده تا اسلام بر همه ی اديان غلبه پيدا كند.
➖فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ فَإِنْ تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ ﴿۵ توبه﴾
ترجمه: پس چون ماههاى حرام سپرى شد مشركان را هر كجا يافتيد بكشيد و آنان را بگيريد و به محاصره درآوريد و در هر كمينگاهى به كمين آنان بنشينيد پس اگر توبه كردند و نماز برپا داشتند و زكات دادند راه برايشان گشاده گردانيد زيرا خدا آمرزنده مهربان است (5)
🔹👆🏼در اين آيه حكم كشتار مشركين به هر نحوی صادر شده است. گفته شده هركجا آنان را يافتيد بكشيد و در هر كمين گاهی به كمين آنان بنشينيد تا آنان را بكشيد. اين دستور صريح ترور مشركين است.
📜👈🏿🔅همچنين محمد در حديثی صحیح در منابع شیعه و سنی - قال رسول الله أمرت أن أقاتل الناس حتى يقولوا لا إله إلا الله فمن قالها فقد عصم مني ماله ونفسه
📚صحيح بخاري ج 2حديث 1335➖و صحيح مسلم 1/53 ➖بحار الأنوار 68/242➖مصباح الفقاهة السيد أبوالقاسم الخوئي 3/236
ترجمه: رسول الله گفت من مامور شده ام كه با مردم بجنگم تا بگويند لا اله الا الله پس كسيكه آنرا گفت مال و جانش را از دست من نجات داده است.
🎯همانطور كه بين روش محمد در مكه و مدينه تضاد وجود دارد بين آياتی كه اجبار را در ايمان كارآ نمی داند و آياتی كه دستور به بكارگيری زور براي اجبار مردم به ايمان می دهند تناقض آشكار وجود دارد. كه نشانگر اينست كه قرآن كار محمد است نه خدا، چون خدا كه تناقض گویی نمی كند.
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
🖊بخش 【➎➊】
🔜 @ISLIE
⚔شمشير روش عملی قرآن برای دعوت به ايمان☠
🔰روش دعوت محمد در مكه و مدينه كامل متفاوت بود و روش اصلی گسترش اسلام در زمان محمد در مدينه و پس از آن، استفاده از زور و تهديد و شمشير بود. اين روش مورد تأييد قطعی قرآن است.
🔶روش محمد در مكه در دورهی مكه، محمد فاقد قدرت نظامی بود و طبعا چاره ای نداشت جز اينكه با صلح و مدارا به تبليغ دين خود بپردازد. هيچكدام از آيات مكی استفاده از زور را مجاز نكرده اند. در اين دوره به بحث نيكو و اعراض از كفار و مشركين دستور داده شده است.
🔸حتی در تعدادی از آياتی كه قبل از سورهی توبه نازل شده اند، پذيرفته شده است كه استفاده از اجبار و زور برای وادار كردن مردم به قبول اسلام كاری نابخردانه و نادرست است. مثل:
➖ لا اكراه فی الدين (بقره256)
ترجمه: اكراه و اجباری در (پذيرش) دين نيست.
🔸همچنين در قرآن راه درست دعوت مردم به ايمان، استفاده از حكمت (دليل معقول) و پند نيكو و بحث نيكو دانسته شده است:
➖ ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ ﴿۱۲۵ نحل﴾
ترجمه: با حكمت و اندرز نيكو به راه پروردگارت دعوت كن و با آنان به [شيوهاى] كه نيكوتر است بحث كن در حقيقت پروردگار تو به [حال] كسى كه از راه او منحرف شده داناتر و او به [حال] راهيافتگان [نيز] داناتر است(125)
🎯👈🏾اينگونه آيات مربوط به مكه اند و اگر آيات مدنی در بين آنان باشد قطعا قبل از نزول سورهی توبه نازل شده اند.
🔷روش محمد در مدينه 👇
❎محمد، با بدست آوردن قدرت نظامي در مدينه، روشش را 180 درجه تغيير داد و به زور بعنوان اصلی ترين راه گسترش اسلام متمسك شد. بحثهای قرآنی اين موضوع دربخش "#ظلم_به_غیر_مسلمانان" مورد بررسی قرار گرفته است. در اينجا فقط به چند آيه و يك حديث اشاره می كنيم
➖وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ﴿۳۹ انفال﴾
ترجمه:و با آنان بجنگيد تا فتنه اى بر جاى نماند و دين يكسره از آن خدا گردد پس اگر [از كفر] بازايستند قطعا خدا به آنچه انجام میدهند بيناست(39)
🔹👆🏼در اين آيه جنگيدن بعنوان راه گسترش اسلام مطرح شده تا اسلام بر همه ی اديان غلبه پيدا كند.
➖فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ فَإِنْ تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ ﴿۵ توبه﴾
ترجمه: پس چون ماههاى حرام سپرى شد مشركان را هر كجا يافتيد بكشيد و آنان را بگيريد و به محاصره درآوريد و در هر كمينگاهى به كمين آنان بنشينيد پس اگر توبه كردند و نماز برپا داشتند و زكات دادند راه برايشان گشاده گردانيد زيرا خدا آمرزنده مهربان است (5)
🔹👆🏼در اين آيه حكم كشتار مشركين به هر نحوی صادر شده است. گفته شده هركجا آنان را يافتيد بكشيد و در هر كمين گاهی به كمين آنان بنشينيد تا آنان را بكشيد. اين دستور صريح ترور مشركين است.
📜👈🏿🔅همچنين محمد در حديثی صحیح در منابع شیعه و سنی - قال رسول الله أمرت أن أقاتل الناس حتى يقولوا لا إله إلا الله فمن قالها فقد عصم مني ماله ونفسه
📚صحيح بخاري ج 2حديث 1335➖و صحيح مسلم 1/53 ➖بحار الأنوار 68/242➖مصباح الفقاهة السيد أبوالقاسم الخوئي 3/236
ترجمه: رسول الله گفت من مامور شده ام كه با مردم بجنگم تا بگويند لا اله الا الله پس كسيكه آنرا گفت مال و جانش را از دست من نجات داده است.
🎯همانطور كه بين روش محمد در مكه و مدينه تضاد وجود دارد بين آياتی كه اجبار را در ايمان كارآ نمی داند و آياتی كه دستور به بكارگيری زور براي اجبار مردم به ايمان می دهند تناقض آشكار وجود دارد. كه نشانگر اينست كه قرآن كار محمد است نه خدا، چون خدا كه تناقض گویی نمی كند.
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
₍ #روش_های_هدایت_در_قران ₎
🖊بخش 【➏➊】
🔜 @ISLIE
⛔️تخطئه و اتهام بجای استدلال👇🏿
🔰در سراسر قرآن بجای استدلال و ارائهی معجزه برای هدايت، از اتهام به طرف مقابل استفاده می شود و منكران و منتقدان قرآن را پست و فاسق و ظالم و كافر ودروغگو و...می خواند. برای مثال به نمونه ای از اينگونه آيات توجه كنيد:
➖ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلَّا الْكَافِرُونَ ﴿۴۷ عنکبوت﴾
ترجمه: فقط كافران آيات ما را انكار می كنند
➖وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلَّا الظَّالِمُونَ ﴿۴۹ عنکبوت﴾
ترجمه: فقط ظالمان آيات ما را انكار مي كنند
➖وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلَّا كُلُّ خَتَّارٍ كَفُورٍ ﴿۳۲ لقمان﴾
ترجمه: فقط هر فرد پست دغلكار ناسپاس آيات ما را انكار مي كند.
➖ٍ وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلَّا الْفَاسِقُونَ ﴿۹۹ بقره﴾
ترجمه: فقط افراد فاسق (زشتكار) به آيات ما كفر می ورزند.
➖وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ ﴿۱۰﴾الَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ ﴿۱۱﴾وَمَا يُكَذِّبُ بِهِ إِلَّا كُلُّ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ﴿۱۲ مطففین﴾
ترجمه: واي بر تكذيب كنندگان در روز قيامت (10)آنان كه روز جزا را دروغ میپندارند (11) و جز هر تجاوزپيشه گناهكارى آن را به دروغ نمیگیرد(12)
➖وَمَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِمَا لَا يَسْمَعُ إِلَّا دُعَاءً وَنِدَاءً صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لَا يَعْقِلُونَ ﴿۱۷۱ بقره﴾
ترجمه: و مثل كافران چون مثل كسى است كه حيوانى را كه جز صدا و ندايى نمیشنود بانگ میزند (كافران) كرند لالند كورند [و] تعقل نمی كنند.
➖إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الَّذِينَ كَفَرُوا فَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿۵۵ انفال﴾
ترجمه: بیترديد بدترين حيوانات پيش خدا كسانی اند كه كفر ورزيدند و ايمان نمیآورند.
❎👆🏼اينها نمونه ای بود از اين توهينها. آيا واقعا همهی 6ميليارد جمعيت غير مسلمان كرهی زمين، فاسق و پست و پستتر از همه ی حيوانات و دروغگو و دغلكار و بی عقل هستند؟! ❓آيا اين روش مي تواند روش خدا براي دعوت به خداپرستي باشد؟ يا روش انسان ضعيفی است كه ضعف خود را با تحقير طرف مقابل می پوشاند؟
🎯اين يك روش مشهور مغالطه است كه وقتي فردی نمی تواند بوسيلهی استدلال نظرش را اثبات كند به تحقير و سركوب طرف مقابل می پردازد تا ذهن شنونده را از ضعف خويش منحرف كند و به شنونده بقبولند كه طرف مقابل، فرد با ارزشی نيست تا سخن با ارزشی داشته باشد. اين مغالطه در بين افراد كم سواد و سياسيون دغلكار بسيار رايج است و محمد هم چون خود سراينده ی قرآن است ناتوانی خود را با اين روش جبران می كند. اگر خدا گوينده قرآن بود كه نيازی به اينگونه توهين وتحقير ها نداشت بلكه دلایلی مي آورد كه هر انسان عاقلی می پذيرفت
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
🖊بخش 【➏➊】
🔜 @ISLIE
⛔️تخطئه و اتهام بجای استدلال👇🏿
🔰در سراسر قرآن بجای استدلال و ارائهی معجزه برای هدايت، از اتهام به طرف مقابل استفاده می شود و منكران و منتقدان قرآن را پست و فاسق و ظالم و كافر ودروغگو و...می خواند. برای مثال به نمونه ای از اينگونه آيات توجه كنيد:
➖ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلَّا الْكَافِرُونَ ﴿۴۷ عنکبوت﴾
ترجمه: فقط كافران آيات ما را انكار می كنند
➖وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلَّا الظَّالِمُونَ ﴿۴۹ عنکبوت﴾
ترجمه: فقط ظالمان آيات ما را انكار مي كنند
➖وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلَّا كُلُّ خَتَّارٍ كَفُورٍ ﴿۳۲ لقمان﴾
ترجمه: فقط هر فرد پست دغلكار ناسپاس آيات ما را انكار مي كند.
➖ٍ وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلَّا الْفَاسِقُونَ ﴿۹۹ بقره﴾
ترجمه: فقط افراد فاسق (زشتكار) به آيات ما كفر می ورزند.
➖وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ ﴿۱۰﴾الَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ ﴿۱۱﴾وَمَا يُكَذِّبُ بِهِ إِلَّا كُلُّ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ﴿۱۲ مطففین﴾
ترجمه: واي بر تكذيب كنندگان در روز قيامت (10)آنان كه روز جزا را دروغ میپندارند (11) و جز هر تجاوزپيشه گناهكارى آن را به دروغ نمیگیرد(12)
➖وَمَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِمَا لَا يَسْمَعُ إِلَّا دُعَاءً وَنِدَاءً صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لَا يَعْقِلُونَ ﴿۱۷۱ بقره﴾
ترجمه: و مثل كافران چون مثل كسى است كه حيوانى را كه جز صدا و ندايى نمیشنود بانگ میزند (كافران) كرند لالند كورند [و] تعقل نمی كنند.
➖إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الَّذِينَ كَفَرُوا فَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿۵۵ انفال﴾
ترجمه: بیترديد بدترين حيوانات پيش خدا كسانی اند كه كفر ورزيدند و ايمان نمیآورند.
❎👆🏼اينها نمونه ای بود از اين توهينها. آيا واقعا همهی 6ميليارد جمعيت غير مسلمان كرهی زمين، فاسق و پست و پستتر از همه ی حيوانات و دروغگو و دغلكار و بی عقل هستند؟! ❓آيا اين روش مي تواند روش خدا براي دعوت به خداپرستي باشد؟ يا روش انسان ضعيفی است كه ضعف خود را با تحقير طرف مقابل می پوشاند؟
🎯اين يك روش مشهور مغالطه است كه وقتي فردی نمی تواند بوسيلهی استدلال نظرش را اثبات كند به تحقير و سركوب طرف مقابل می پردازد تا ذهن شنونده را از ضعف خويش منحرف كند و به شنونده بقبولند كه طرف مقابل، فرد با ارزشی نيست تا سخن با ارزشی داشته باشد. اين مغالطه در بين افراد كم سواد و سياسيون دغلكار بسيار رايج است و محمد هم چون خود سراينده ی قرآن است ناتوانی خود را با اين روش جبران می كند. اگر خدا گوينده قرآن بود كه نيازی به اينگونه توهين وتحقير ها نداشت بلكه دلایلی مي آورد كه هر انسان عاقلی می پذيرفت
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
₍ #روش_های_هدایت_در_قران ₎
🖊بخش 【➐➊】
🔜 @ISLIE
⛔️قسم
🔰قسم يک روش ابتدایی برای تأييد نظر خويش است. اين روش در زمان گذشته ی عربستان جاری بوده است. استفاده از قسم در بين ما هم وجود دارد. در قسم فرض بر اين است كه شیئ مورد قسم مورد قبول طرف مقابل است و شأن آن از ادعا بالاتر باشد. مثل فردی به جانش قسم می خورد تا جمله ای (ادعا) را تأييد كند. اما يك لحظه از خود بپرسيد كه قسم چه ارزشی دارد؟❓ آيا قسم جزو مبادی علم است؟ استدلال است؟
قسم مشاهده است، تجربه است، جزو بديهيات است، برهان است، استقراء است؟ 👈قسم هيچ نيست جز يك مغالطه، روشی برای اقناع بدون دليل افراد نادان.
❎👈متاسفانه قسم در قرآن برای اثبات پیامبر بودن محمو و وجود خدا بكار گرفته شده است. در دنيای پيشرفته امروز، بدرستی، قسم فاقد اعتبار است، هم در حقوق و هم در كشف واقعيت. در قرآن، مخصوصا در سوره های مكی، به وفور از قسم برای تأييد ادعاهای محمد، مخصوصا پيامبر بودن خودش، استفاده شده است. تازه قسم به چيزهایی است كه از نظر ارزش و اعتبار بسيار، بی ارزشتر از ادعای مورد نظر محمد است. مثلا به انجير قسم می خورد برای اثبات توحيد يا نبوت. مثل اين است كه من برای اثبات اينكه «زمين كروی است» به بادمجان قسم بخورم. از اين بيهوده تر ميشود؟؟
➖ والسماء و الطارق (اعلی 1)ترجمه: سوگند به آسمان و كوبنده
➖والفجر وليال عشر (الفجر 1و2) ترجمه: قسم به فجر و شبهاي دهگانه.....
➖والشمس و ضحيحا (شمس1)ترجمه: سوگند به خورشيد و روشنی اش....
➖والليل اذا يغشی (الليل1) ترجمه: قسم به شب هنگاميكه تاريكی فرا گيرد....
➖والتين و الزيتون (تين1) ترجمه: سوگند به انجير و زيتون......
➖والعاديات ضبحا (عاديات1) والموريات قدحا (عاديات2) فالمغيرات صبحا (عاديات3) ترجمه: سوگند به اسبان دونده، سوگند به جرقه هایی كه از برخورد سمهايشان با سنگ برميخيزد، سوگند به غارتگران در صبحگاه.
📜لازم به ذكر است كه قسم خوردن به اشياء مثل ستاره و خورشيدو ماه و ميوه ها در دوره ی قبل از محمد در اشعار عرب بوفور يافت می شود مثلا از يكي از شعرای زن دوره ی جاهلی بنام زبراء كاهنه نقل شده است:
📚بلوغ الرب 3/288
🎯👈محمد همين سبك و همين كلمات را از محيطش قرض گرفته و در بسياری از سوره های مکی بكار گرفته است بدون اينكه بينديشد كه با قسم به انجير و ستاره و شب نمی شود خدای واحد را اثبات كرد. می بينيد كه محمد به بی ارزشترين و غير علمی ترين و عاميانه ترين روشها برای قبولاندن پيامبری خود به مردم استفاده كرده است.
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
🖊بخش 【➐➊】
🔜 @ISLIE
⛔️قسم
🔰قسم يک روش ابتدایی برای تأييد نظر خويش است. اين روش در زمان گذشته ی عربستان جاری بوده است. استفاده از قسم در بين ما هم وجود دارد. در قسم فرض بر اين است كه شیئ مورد قسم مورد قبول طرف مقابل است و شأن آن از ادعا بالاتر باشد. مثل فردی به جانش قسم می خورد تا جمله ای (ادعا) را تأييد كند. اما يك لحظه از خود بپرسيد كه قسم چه ارزشی دارد؟❓ آيا قسم جزو مبادی علم است؟ استدلال است؟
قسم مشاهده است، تجربه است، جزو بديهيات است، برهان است، استقراء است؟ 👈قسم هيچ نيست جز يك مغالطه، روشی برای اقناع بدون دليل افراد نادان.
❎👈متاسفانه قسم در قرآن برای اثبات پیامبر بودن محمو و وجود خدا بكار گرفته شده است. در دنيای پيشرفته امروز، بدرستی، قسم فاقد اعتبار است، هم در حقوق و هم در كشف واقعيت. در قرآن، مخصوصا در سوره های مكی، به وفور از قسم برای تأييد ادعاهای محمد، مخصوصا پيامبر بودن خودش، استفاده شده است. تازه قسم به چيزهایی است كه از نظر ارزش و اعتبار بسيار، بی ارزشتر از ادعای مورد نظر محمد است. مثلا به انجير قسم می خورد برای اثبات توحيد يا نبوت. مثل اين است كه من برای اثبات اينكه «زمين كروی است» به بادمجان قسم بخورم. از اين بيهوده تر ميشود؟؟
➖ والسماء و الطارق (اعلی 1)ترجمه: سوگند به آسمان و كوبنده
➖والفجر وليال عشر (الفجر 1و2) ترجمه: قسم به فجر و شبهاي دهگانه.....
➖والشمس و ضحيحا (شمس1)ترجمه: سوگند به خورشيد و روشنی اش....
➖والليل اذا يغشی (الليل1) ترجمه: قسم به شب هنگاميكه تاريكی فرا گيرد....
➖والتين و الزيتون (تين1) ترجمه: سوگند به انجير و زيتون......
➖والعاديات ضبحا (عاديات1) والموريات قدحا (عاديات2) فالمغيرات صبحا (عاديات3) ترجمه: سوگند به اسبان دونده، سوگند به جرقه هایی كه از برخورد سمهايشان با سنگ برميخيزد، سوگند به غارتگران در صبحگاه.
📜لازم به ذكر است كه قسم خوردن به اشياء مثل ستاره و خورشيدو ماه و ميوه ها در دوره ی قبل از محمد در اشعار عرب بوفور يافت می شود مثلا از يكي از شعرای زن دوره ی جاهلی بنام زبراء كاهنه نقل شده است:
📚بلوغ الرب 3/288
🎯👈محمد همين سبك و همين كلمات را از محيطش قرض گرفته و در بسياری از سوره های مکی بكار گرفته است بدون اينكه بينديشد كه با قسم به انجير و ستاره و شب نمی شود خدای واحد را اثبات كرد. می بينيد كه محمد به بی ارزشترين و غير علمی ترين و عاميانه ترين روشها برای قبولاندن پيامبری خود به مردم استفاده كرده است.
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
₍ #روش_های_هدایت_در_قران ₎
🖊بخش 【➑➊】
🔜 @ISLIE
💠 خدا مردم را گمراه ميكند
🔰چنانچه در قبل گفتيم در آيات متعددی از قرآن آمده است كه خدا هر كس را بخواهد گمراه می كند و هركس را بخواهد هدايت می كند. مثلا:
➖ْ إِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ أَنَابَ﴿۲۷ رعد﴾
ترجمه: در حقيقت خداست كه هر كس را بخواهد گمراه مي كند و هر كس را كه [به سوى او] بازگردد به سوى خود راه مینمايد (27)
➖وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِنْ يُضِلُّ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي مَنْ يَشَاءُ وَلَتُسْأَلُنَّ عَمَّا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ﴿۹۳نحل﴾
ترجمه: و اگر خدا میخواست قطعا شما را امتى واحد قرار میداد ولى خدا هر كه را بخواهد گمراه می كند و هر كه را بخواهد هدايت میكند و از آنچه انجام میداديد حتما سؤال خواهيد شد (93)
➖مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ ﴿۳۳ غافر﴾
👈🏿ترجمه: كسی را كه خدا گمراه كند هدايتگری نخواهد داشت (33)
➖مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَا هَادِيَ لَهُ وَيَذَرُهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ﴿۱۸۶ اعراف﴾
ترجمه: كسي را كه خدا گمراه كند هدايتگری نخواهد داشت و آنان را در طغيانشان سرگردان وا میگذارد (186)
➖وَلَا يَنْفَعُكُمْ نُصْحِي إِنْ أَرَدْتُ أَنْ أَنْصَحَ لَكُمْ إِنْ كَانَ اللَّهُ يُرِيدُ أَنْ يُغْوِيَكُمْ هُوَ رَبُّكُمْ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ﴿۳۴ هود﴾
👈🏿ترجمه: و (نوح به مردم گفت) اگر بخواهم شما را اندرز دهم در صورتى كه خدا بخواهد شما را گمراه كند اندرز من شما را سودى نمیبخشد او پروردگار شماست و به سوى او باز گردانيده میشويد (34)
🎯چنانچه مشاهده کردید این ایات به صراحت خدا را گمراه کننده میدانند در قران همين كار عينا به شيطان نسبت داده شده بود، براين اساس خدای محمد هم، شيطان است و اعمال شيطانی انجام می دهد. ولی خدا محال است مردم را گمراه كند و آنانرا بطور ظالمانه عذاب كند اين محمد است كه چنين خدای حقير ظالمی را معرفی می كند
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
🖊بخش 【➑➊】
🔜 @ISLIE
💠 خدا مردم را گمراه ميكند
🔰چنانچه در قبل گفتيم در آيات متعددی از قرآن آمده است كه خدا هر كس را بخواهد گمراه می كند و هركس را بخواهد هدايت می كند. مثلا:
➖ْ إِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ أَنَابَ﴿۲۷ رعد﴾
ترجمه: در حقيقت خداست كه هر كس را بخواهد گمراه مي كند و هر كس را كه [به سوى او] بازگردد به سوى خود راه مینمايد (27)
➖وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِنْ يُضِلُّ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي مَنْ يَشَاءُ وَلَتُسْأَلُنَّ عَمَّا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ﴿۹۳نحل﴾
ترجمه: و اگر خدا میخواست قطعا شما را امتى واحد قرار میداد ولى خدا هر كه را بخواهد گمراه می كند و هر كه را بخواهد هدايت میكند و از آنچه انجام میداديد حتما سؤال خواهيد شد (93)
➖مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ ﴿۳۳ غافر﴾
👈🏿ترجمه: كسی را كه خدا گمراه كند هدايتگری نخواهد داشت (33)
➖مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَا هَادِيَ لَهُ وَيَذَرُهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ﴿۱۸۶ اعراف﴾
ترجمه: كسي را كه خدا گمراه كند هدايتگری نخواهد داشت و آنان را در طغيانشان سرگردان وا میگذارد (186)
➖وَلَا يَنْفَعُكُمْ نُصْحِي إِنْ أَرَدْتُ أَنْ أَنْصَحَ لَكُمْ إِنْ كَانَ اللَّهُ يُرِيدُ أَنْ يُغْوِيَكُمْ هُوَ رَبُّكُمْ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ﴿۳۴ هود﴾
👈🏿ترجمه: و (نوح به مردم گفت) اگر بخواهم شما را اندرز دهم در صورتى كه خدا بخواهد شما را گمراه كند اندرز من شما را سودى نمیبخشد او پروردگار شماست و به سوى او باز گردانيده میشويد (34)
🎯چنانچه مشاهده کردید این ایات به صراحت خدا را گمراه کننده میدانند در قران همين كار عينا به شيطان نسبت داده شده بود، براين اساس خدای محمد هم، شيطان است و اعمال شيطانی انجام می دهد. ولی خدا محال است مردم را گمراه كند و آنانرا بطور ظالمانه عذاب كند اين محمد است كه چنين خدای حقير ظالمی را معرفی می كند
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
₍ #روش_های_هدایت_در_قران ₎
🖊بخش 【➒➊】
🔜 @ISLIE
خدا هدایتگر یا گمراه کننده❓
🔻جلوگیری از فهم انسانها تا گمراه شوند🔻
➖وَجَعَلْنَا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْنَاهُمْ فَهُمْ لَا يُبْصِرُونَ ﴿۹﴾وَسَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَأَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿۱۰ یس﴾
ترجمه: و [ما]جلوی آنها سدى و پشت سرشان سدى نهاده و پرده اى بر [چشمان] آنان فرو گسترده ايم در نتيجه نمى توانند ببينند (9) و آنان را چه بيم دهى [و] چه بيم ندهى به حالشان تفاوت نمى كند ايمان نمي آورند (10)
➖أُولَئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَأَعْمَى أَبْصَارَهُمْ ﴿۲۳ محمد﴾
ترجمه: اينان همان كسانند كه خدا آنان را لعنت نموده و ايشان را ناشنوا و چشمهايشان را نابينا كرده است (23)
➖خَتَمَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ ﴿۷ بقره﴾
ترجمه: خداوند بر دلهاى آنان (كفار) و بر شنوايى ايشان مهر نهاده و بر ديدگانشان پردهاى است و آنان را عذابى دردناك است (7)
💠👆🏼مشاهده می كنيد كه خدای محمد، راههای مختلف درک و حس را عقيم و ناتوان می كند. چشمان افراد را ناتوان از ديدن و گوشهای آنان را ناتوان از شنيدن و عقل آنان ناتوان از درک راه درست می گرداند تا آنان گمراه شوند و در قيامت نيز اين بدبختهای ناتوان شده را عذابی دردناک می كند. ايا اين اوج ظلم نيست كه محمد به خدا نسبت داده است؟
🔻خدا مرض قلبی كفار را می افزايد تا بيشتر گمراه شوند🔻
➖فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَهُمُ اللَّهُ مَرَضًا وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ ﴿۱۰ بقره﴾
ترجمه: در دلهايشان مرضى است و خدا بر مرضشان افزود و به [سزاى] آنچه به دروغ مى گفتند عذابى دردناك [در پيش] خواهند داشت (10)
💠👆🏼اينهم تلاش ديگر خدا برای گمراه كردن انسانها. گفته شده كه در دستگاه انديشه بعضی انسانها عيبی وجود دارد كه راه ايمان را نمی فهمند خدای مهربان!!! هم بجای شفا دادن، بيماری آنان را تشديد میكند كه مبادا ايمان بياورند.
🔻خدا طغيان كفار را تمديد می كند تا بيشتر گمراه شوند🔻
➖ اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَيَمُدُّهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ ﴿۱۵بقره﴾
ترجمه: خدا [كفار] را مسخره مىكند و آنان را در طغيانشان تمديد مي كند تا سرگردان شوند(15)
💠👆🏼اينهم لطف!!! ديگري از خدای محمد. عده ای طغيانگرند و در مقابل حقيقت سر تعظيم فرود نمی آورند خدا هم اين طغيانگری آنان را طولانی تر می كند تا مبادا ايمان بياورند.
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
🖊بخش 【➒➊】
🔜 @ISLIE
خدا هدایتگر یا گمراه کننده❓
🔻جلوگیری از فهم انسانها تا گمراه شوند🔻
➖وَجَعَلْنَا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْنَاهُمْ فَهُمْ لَا يُبْصِرُونَ ﴿۹﴾وَسَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَأَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿۱۰ یس﴾
ترجمه: و [ما]جلوی آنها سدى و پشت سرشان سدى نهاده و پرده اى بر [چشمان] آنان فرو گسترده ايم در نتيجه نمى توانند ببينند (9) و آنان را چه بيم دهى [و] چه بيم ندهى به حالشان تفاوت نمى كند ايمان نمي آورند (10)
➖أُولَئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَأَعْمَى أَبْصَارَهُمْ ﴿۲۳ محمد﴾
ترجمه: اينان همان كسانند كه خدا آنان را لعنت نموده و ايشان را ناشنوا و چشمهايشان را نابينا كرده است (23)
➖خَتَمَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ ﴿۷ بقره﴾
ترجمه: خداوند بر دلهاى آنان (كفار) و بر شنوايى ايشان مهر نهاده و بر ديدگانشان پردهاى است و آنان را عذابى دردناك است (7)
💠👆🏼مشاهده می كنيد كه خدای محمد، راههای مختلف درک و حس را عقيم و ناتوان می كند. چشمان افراد را ناتوان از ديدن و گوشهای آنان را ناتوان از شنيدن و عقل آنان ناتوان از درک راه درست می گرداند تا آنان گمراه شوند و در قيامت نيز اين بدبختهای ناتوان شده را عذابی دردناک می كند. ايا اين اوج ظلم نيست كه محمد به خدا نسبت داده است؟
🔻خدا مرض قلبی كفار را می افزايد تا بيشتر گمراه شوند🔻
➖فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَهُمُ اللَّهُ مَرَضًا وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ ﴿۱۰ بقره﴾
ترجمه: در دلهايشان مرضى است و خدا بر مرضشان افزود و به [سزاى] آنچه به دروغ مى گفتند عذابى دردناك [در پيش] خواهند داشت (10)
💠👆🏼اينهم تلاش ديگر خدا برای گمراه كردن انسانها. گفته شده كه در دستگاه انديشه بعضی انسانها عيبی وجود دارد كه راه ايمان را نمی فهمند خدای مهربان!!! هم بجای شفا دادن، بيماری آنان را تشديد میكند كه مبادا ايمان بياورند.
🔻خدا طغيان كفار را تمديد می كند تا بيشتر گمراه شوند🔻
➖ اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَيَمُدُّهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ ﴿۱۵بقره﴾
ترجمه: خدا [كفار] را مسخره مىكند و آنان را در طغيانشان تمديد مي كند تا سرگردان شوند(15)
💠👆🏼اينهم لطف!!! ديگري از خدای محمد. عده ای طغيانگرند و در مقابل حقيقت سر تعظيم فرود نمی آورند خدا هم اين طغيانگری آنان را طولانی تر می كند تا مبادا ايمان بياورند.
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
₍ #روش_های_هدایت_در_قران ₎
🖊بخش 【⑳】
🔜 @ISLIE
⚠️مكر، كيد، خدعه وفريب خدا
🔰مكر, كيد , خدعه وفريب همگيی به اين معنی اند" واقعيت را بنحو نادرست به ديگري جلوه دادن بنحويكه موجب خطا در تصميم گيری و عمل فرد شود تا منجر به پيدايش شری برای او شود".
بدخواهی و دروغ و سوق دادن بسوی خطا و شر جوهره ی اين رفتارهاست. در قرآن تمام اين رفتارها به خدا نسبت داده شده است. در آيات متعددی به خداوند مكر نسبت داده شده و خدا را بهترين مكاران دانسته است. مثل:
➖و مكروا و مكر الله و الله خير الماكرين (آل عمران 54) ..... ترجمه: و مكر كردند و خدا مكر كرد و خدا بهترين مكر كنندگان است.
➖وَقَدْ مَكَرَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلِلَّهِ الْمَكْرُ جَمِيعًا ﴿۴۲ رعد﴾ .... ترجمه: و به يقين كسانى كه پيش از آنان بودند نيرنگ كردند ولى همه نيرنگها مال خداست (42)
➖إِنَّ الْمُنَافِقِينَ يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ ﴿۱۴۲نسا﴾ ..... ترجمه: منافقين به خدا نيرنگ مي زنند و خدا هم به آنان نيرنگ ميزند.
🔻خدا مجرمان را به مكر مردم می انگيزد و سپس آنانرا و مردم را عذاب میكند🔻
➖وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ أَكَابِرَ مُجْرِمِيهَا لِيَمْكُرُوا فِيهَا وَمَا يَمْكُرُونَ إِلَّا بِأَنْفُسِهِمْ وَمَا يَشْعُرُونَ ﴿۱۲۳﴾وَإِذَا جَاءَتْهُمْ آيَةٌ قَالُوا لَنْ نُؤْمِنَ حَتَّى نُؤْتَى مِثْلَ مَا أُوتِيَ رُسُلُ اللَّهِ اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ سَيُصِيبُ الَّذِينَ أَجْرَمُوا صَغَارٌ عِنْدَ اللَّهِ وَعَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا كَانُوا يَمْكُرُونَ ﴿۱۲۴ انعام﴾
ترجمه: و بدين گونه در هر شهرى گناهكاران بزرگش را مىگماريم تا در آن به نيرنگ پردازند و[لى] آنان جز به خودشان نيرنگ نمیزنند و درک نمیكنند (123) و چون آيتى برايشان بيايد میگويند هرگز ايمان نمیآوريم تا اينكه نظير آنچه به فرستادگان خدا داده شده است به ما [نيز] داده شود خدا بهتر میداند رسالتش را كجا قرار دهد به زودى كسانى را كه مرتكب گناه شدند به [سزاى] آنكه نيرنگ میكردند در پيشگاه خدا خوارى و شكنجهاى سخت خواهد رسيد (124)
💠👆🏼در دو آيهی فوق چند اشكال بزرگ وجود دارد. 🔹اول: اينكه خدا مجرمان را به نيرنگ بر می انگيزد يعنی خدا مكرانگيز و گمراه كنندهی مردم است. 🔹دوم: و خدا سپس مجرمان (و مردم فريب خورده از آنان را) كه خود خدا عامل گمراهی شان بوده عذاب می كند كه اين قطعا خلاف عدالت است 🔹سوم: گفته شده که مکر و فساد ماکران به خودشان برمیگردد . اینكه مكر و فريب مكركنندگان فقط به خودشان برمی گردد، غلط است. زيرا فرد مكار سعی ميكند ديگران را فريب دهد نه خودش را. و بديهی است كه مكر و فساد ماكران و فاسدان، قطعا موجب فساد و تباهی در جامعه می شود⭕️اين خطا در اين آيات با آيه ي زير در تناقض است: دقت كنيد،
➖وَإِذَا أَرَدْنَا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِيهَا فَفَسَقُوا فِيهَا فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِيرًا ﴿۱۶ اسرا﴾
ترجمه: و چون بخواهيم شهرى را هلاک كنيم ثروتمندانش را وا میداريم تا در آن به فساد بپردازند و در نتيجه عذاب بر آن [شهر] لازم گردد پس آن شهر را زير و رو می كنيم (16)
👆🏼🔸 يعنی فسق و فساد و فريبكاری عده ای، موجب فساد در كل جامعه می شود كه در تضاد با نكته ی سوم در آيات فوق است. از طرف ديگر هر دو اشكال اول و دوم آيات فوق به اين آيه هم وارد است. خدا خود فسادكاری را برمی انگيزد و آنگاه مردم بيچاره ای كه در اين گمراهی و فساد گير افتاده اند را عذاب ميكند كه ظلمی واضح است.
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
🖊بخش 【⑳】
🔜 @ISLIE
⚠️مكر، كيد، خدعه وفريب خدا
🔰مكر, كيد , خدعه وفريب همگيی به اين معنی اند" واقعيت را بنحو نادرست به ديگري جلوه دادن بنحويكه موجب خطا در تصميم گيری و عمل فرد شود تا منجر به پيدايش شری برای او شود".
بدخواهی و دروغ و سوق دادن بسوی خطا و شر جوهره ی اين رفتارهاست. در قرآن تمام اين رفتارها به خدا نسبت داده شده است. در آيات متعددی به خداوند مكر نسبت داده شده و خدا را بهترين مكاران دانسته است. مثل:
➖و مكروا و مكر الله و الله خير الماكرين (آل عمران 54) ..... ترجمه: و مكر كردند و خدا مكر كرد و خدا بهترين مكر كنندگان است.
➖وَقَدْ مَكَرَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلِلَّهِ الْمَكْرُ جَمِيعًا ﴿۴۲ رعد﴾ .... ترجمه: و به يقين كسانى كه پيش از آنان بودند نيرنگ كردند ولى همه نيرنگها مال خداست (42)
➖إِنَّ الْمُنَافِقِينَ يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ ﴿۱۴۲نسا﴾ ..... ترجمه: منافقين به خدا نيرنگ مي زنند و خدا هم به آنان نيرنگ ميزند.
🔻خدا مجرمان را به مكر مردم می انگيزد و سپس آنانرا و مردم را عذاب میكند🔻
➖وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ أَكَابِرَ مُجْرِمِيهَا لِيَمْكُرُوا فِيهَا وَمَا يَمْكُرُونَ إِلَّا بِأَنْفُسِهِمْ وَمَا يَشْعُرُونَ ﴿۱۲۳﴾وَإِذَا جَاءَتْهُمْ آيَةٌ قَالُوا لَنْ نُؤْمِنَ حَتَّى نُؤْتَى مِثْلَ مَا أُوتِيَ رُسُلُ اللَّهِ اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ سَيُصِيبُ الَّذِينَ أَجْرَمُوا صَغَارٌ عِنْدَ اللَّهِ وَعَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا كَانُوا يَمْكُرُونَ ﴿۱۲۴ انعام﴾
ترجمه: و بدين گونه در هر شهرى گناهكاران بزرگش را مىگماريم تا در آن به نيرنگ پردازند و[لى] آنان جز به خودشان نيرنگ نمیزنند و درک نمیكنند (123) و چون آيتى برايشان بيايد میگويند هرگز ايمان نمیآوريم تا اينكه نظير آنچه به فرستادگان خدا داده شده است به ما [نيز] داده شود خدا بهتر میداند رسالتش را كجا قرار دهد به زودى كسانى را كه مرتكب گناه شدند به [سزاى] آنكه نيرنگ میكردند در پيشگاه خدا خوارى و شكنجهاى سخت خواهد رسيد (124)
💠👆🏼در دو آيهی فوق چند اشكال بزرگ وجود دارد. 🔹اول: اينكه خدا مجرمان را به نيرنگ بر می انگيزد يعنی خدا مكرانگيز و گمراه كنندهی مردم است. 🔹دوم: و خدا سپس مجرمان (و مردم فريب خورده از آنان را) كه خود خدا عامل گمراهی شان بوده عذاب می كند كه اين قطعا خلاف عدالت است 🔹سوم: گفته شده که مکر و فساد ماکران به خودشان برمیگردد . اینكه مكر و فريب مكركنندگان فقط به خودشان برمی گردد، غلط است. زيرا فرد مكار سعی ميكند ديگران را فريب دهد نه خودش را. و بديهی است كه مكر و فساد ماكران و فاسدان، قطعا موجب فساد و تباهی در جامعه می شود⭕️اين خطا در اين آيات با آيه ي زير در تناقض است: دقت كنيد،
➖وَإِذَا أَرَدْنَا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِيهَا فَفَسَقُوا فِيهَا فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِيرًا ﴿۱۶ اسرا﴾
ترجمه: و چون بخواهيم شهرى را هلاک كنيم ثروتمندانش را وا میداريم تا در آن به فساد بپردازند و در نتيجه عذاب بر آن [شهر] لازم گردد پس آن شهر را زير و رو می كنيم (16)
👆🏼🔸 يعنی فسق و فساد و فريبكاری عده ای، موجب فساد در كل جامعه می شود كه در تضاد با نكته ی سوم در آيات فوق است. از طرف ديگر هر دو اشكال اول و دوم آيات فوق به اين آيه هم وارد است. خدا خود فسادكاری را برمی انگيزد و آنگاه مردم بيچاره ای كه در اين گمراهی و فساد گير افتاده اند را عذاب ميكند كه ظلمی واضح است.
🔜 @ISLIE 🔘
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜