₍ #خطاهای_نوشتاری_قران ₎ ┈ ④ ┈
↬┆ @ISLIE ┆↫
📌عدم تناسب فعل با فاعل❌
➖هَذَانِ خَصْمَانِ اخْتَصَمُوا فِي رَبِّهِمْ فَالَّذِينَ كَفَرُوا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِيَابٌ مِنْ نَارٍ يُصَبُّ مِنْ فَوْقِ رُءُوسِهِمُ الْحَمِيمُ﴿۱۹ حج﴾
🔹👆🏼در این ایه فاعل (خصمان) تثنیه است ولی برای آن فعل جمع (اختصموا) بكار برده شده است.
➖وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا﴿۹ حجرات﴾
🔹در اينجا هم فاعل (طائفتان) تثنیه است و برا شی فعل جمع (اقتتلوا) بكار برده شده است
📌تغيير از خطاب به غيبت و بالعكس❌
هُوَ الَّذِي يُسَيِّرُكُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ حَتَّى إِذَا كُنْتُمْ فِي الْفُلْكِ وَجَرَيْنَ بِهِمْ بِرِيحٍ طَيِّبَةٍ وَفَرِحُوا بِهَا جَاءَتْهَا رِيحٌ عَاصِفٌ وَجَاءَهُمُ الْمَوْجُ مِنْ كُلِّ مَكَانٍ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ أُحِيطَ بِهِمْ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ لَئِنْ أَنْجَيْتَنَا مِنْ هَذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ ﴿۲۲﴾
ترجمه: او كسى است كه #شما را در خشكى و دريا میگرداند تا وقتى كه در كشتيها باشيد و آنها را بادى خوش ببرد و #ايشان بدان شاد #شوند [بناگاه] بادى سخت بر آنها وزد و موج از هر طرف بر #ايشان تازد و يقين كنند كه در محاصره افتادهاند در آن حال خدا را پاكدلانه میخوانند كه اگر ما را از اين [ورطه] بر هانى قطعا از سپاسگزاران خواهيم شد (22)
🔹👆🏼دقت كنید به کلماتی که با #هشتگ مشخص شده در ابتدای جمله طرف گفتگو مخاطب است و سپس آنرا به غایب تغيير داده است كه كاری گیج كننده و خطاست.
مثال ديگر
➖إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِيرًا﴿۸﴾لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُعَزِّرُوهُ وَتُوَقِّرُوهُ وَتُسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا ﴿۹ فتح﴾
ترجمه: ما تو را گواه و بشارتگر و هشدار دهنده اى فرستاديم(8) تا به خدا و فرستاده اش ايمان آوريد و او را يارى كنيد و ارجش نهيد و او را بامدادان و شامگاهان به پاكى بستاييد.(9)
🔹👆🏼در ایهی 8 طرف خطاب محمد است در ابتدای ایه ، 9 كه دنبالهی قبل است، خطاب را متوجه مردم می كند در حاليكه خواننده انتظار دارد دنبالهی خطاب قبلی باشد. همچنین از محمد با ضمیر غائب ياد می كند و در آخر ایه ضمیر غایب به خدا بر می گردد و در دوكلمهی تعزروه و توقروه معلوم نيست كه ضمیر به محمد بر می گردد یا به خدا. این تغييرات غیر معقول موجب ابهام در معنی می شود و خواننده باید چند بار ایه را بخواند تا بفهمد. و با این حال نمی فهمد كه بالاخره ضمیر در تعزروه و توقروه مربوط به چه كسی است .
نتیجه🎯 عدم بلاغت، مبهم بودن و خطای کلامی قران
↬┆ @ISLIE ┆↫
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
↬┆ @ISLIE ┆↫
📌عدم تناسب فعل با فاعل❌
➖هَذَانِ خَصْمَانِ اخْتَصَمُوا فِي رَبِّهِمْ فَالَّذِينَ كَفَرُوا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِيَابٌ مِنْ نَارٍ يُصَبُّ مِنْ فَوْقِ رُءُوسِهِمُ الْحَمِيمُ﴿۱۹ حج﴾
🔹👆🏼در این ایه فاعل (خصمان) تثنیه است ولی برای آن فعل جمع (اختصموا) بكار برده شده است.
➖وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا﴿۹ حجرات﴾
🔹در اينجا هم فاعل (طائفتان) تثنیه است و برا شی فعل جمع (اقتتلوا) بكار برده شده است
📌تغيير از خطاب به غيبت و بالعكس❌
هُوَ الَّذِي يُسَيِّرُكُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ حَتَّى إِذَا كُنْتُمْ فِي الْفُلْكِ وَجَرَيْنَ بِهِمْ بِرِيحٍ طَيِّبَةٍ وَفَرِحُوا بِهَا جَاءَتْهَا رِيحٌ عَاصِفٌ وَجَاءَهُمُ الْمَوْجُ مِنْ كُلِّ مَكَانٍ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ أُحِيطَ بِهِمْ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ لَئِنْ أَنْجَيْتَنَا مِنْ هَذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ ﴿۲۲﴾
ترجمه: او كسى است كه #شما را در خشكى و دريا میگرداند تا وقتى كه در كشتيها باشيد و آنها را بادى خوش ببرد و #ايشان بدان شاد #شوند [بناگاه] بادى سخت بر آنها وزد و موج از هر طرف بر #ايشان تازد و يقين كنند كه در محاصره افتادهاند در آن حال خدا را پاكدلانه میخوانند كه اگر ما را از اين [ورطه] بر هانى قطعا از سپاسگزاران خواهيم شد (22)
🔹👆🏼دقت كنید به کلماتی که با #هشتگ مشخص شده در ابتدای جمله طرف گفتگو مخاطب است و سپس آنرا به غایب تغيير داده است كه كاری گیج كننده و خطاست.
مثال ديگر
➖إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِيرًا﴿۸﴾لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُعَزِّرُوهُ وَتُوَقِّرُوهُ وَتُسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا ﴿۹ فتح﴾
ترجمه: ما تو را گواه و بشارتگر و هشدار دهنده اى فرستاديم(8) تا به خدا و فرستاده اش ايمان آوريد و او را يارى كنيد و ارجش نهيد و او را بامدادان و شامگاهان به پاكى بستاييد.(9)
🔹👆🏼در ایهی 8 طرف خطاب محمد است در ابتدای ایه ، 9 كه دنبالهی قبل است، خطاب را متوجه مردم می كند در حاليكه خواننده انتظار دارد دنبالهی خطاب قبلی باشد. همچنین از محمد با ضمیر غائب ياد می كند و در آخر ایه ضمیر غایب به خدا بر می گردد و در دوكلمهی تعزروه و توقروه معلوم نيست كه ضمیر به محمد بر می گردد یا به خدا. این تغييرات غیر معقول موجب ابهام در معنی می شود و خواننده باید چند بار ایه را بخواند تا بفهمد. و با این حال نمی فهمد كه بالاخره ضمیر در تعزروه و توقروه مربوط به چه كسی است .
نتیجه🎯 عدم بلاغت، مبهم بودن و خطای کلامی قران
↬┆ @ISLIE ┆↫
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜