جامعه نو
4.93K subscribers
989 photos
33 videos
17 files
770 links
رسانه روزنامه‌نگاران مستقل

تماس با ما: @jameeno_pr
Download Telegram
#الف

🔺شفافیت، افشاگری نیست!

▫️شورای سردبیری: یکی از مشکلات فرهنگی تاریخی ایرانیان ناتوانی آنها در استفاده درست از موقعیت آزادی‌های نسبی بوده است. این روزها برخورد آنها با موضوع شفافیت نیز حاکی از ناتوانی در برداشتهای درست از شفافیت اقتصادی است. دولت کنونی مدتی است مسیر برخی شفاف‌سازی‌ها را به دلایلی در پیش گرفته است و البته این شفاف‌سازی مخالفانی دارد: گروه وسیعی از وابستگان به قدرت مستقر سیاسی، تازه‌تاجرشده‌هایی که متوجه وجود نقبی به خزانه دولت شده و استفاده کرده‌اند، و حتی برخی از بازرگانان سنتی که عادت باستانی پنهانکاری تجاری را در فرهنگ و خون خود دارند از این تحول خوششان نمی‌آید.

اما خطر اصلی که ممکن است روند شفاف‌سازی و تبدیل آن به شیوه مستقر و مستمر و مفید را تهدید کند، از جانب جامعه مخاطبان است. جامعه‌ای که با موضوع تازه شفاف‌سازی روبرو شده وآن را با افشاگری (رویه مرسوم صحنه سیاست در ایران) یکی میداند و تمایزی بین آنها قائل نیست، معمولا با این پدیده به صورت احساساتی و مخرب برخورد می‌کند. مثلا در فهرست منتشرشده واردکنندگان کالا با ارز ارزان دنبال رد پای اصحاب قدرت می‌گردد، و دنبال بررسی ارتباط نوع کالاهای واردشده با رشته فعالیت شرکتها است.

باید توجه داشت که آنچه اکنون می‌توان از این فهرستهای ناکامل و به دلایل سیاسی سانسور شده دریافت موضوع تازه‌ای نیست . عمر آن تقریبا به اندازه عمر جمهوری اسلامی و از زمانی است که ارز دونرخی شد و تخصیص و فروش آن با قیمت پایین یک امتیاز اقتصادی در بر داشت. به عبارت دیگر، ۴۰ سال است، کسانی از رانت نهفته در ارز ارزان برخوردار شده و تفاوت قیمت ارزها را در نهایت به حاشیه سود معمول در تجارت افزوده و ثروتمند شده‌اند. مچ‌گیری‌های فعلی و "یافتم یافتم" هایی مثل اینکه فلان واردکننده برادرزن بهمان آدم است و فلان واردکننده قطعات خودرو کالای نامرتبط با فعالیت خود وارد کرده حاصل ذوق‌زدگی، دربردارنده نوعی پمپاژ هیجان به صفوف عوام، و درنتیجه ایجاد وحشت در بازار و دنیای تجارت است. در شرایط کنونی کشور، این هیجانات مضر به حال منافع ملی است.

بدنه جامعه‌ای که هنوز کارایی و هنر دولتها را در ارزان نگه داشتن دلار میداند و هنگام خرید هر کالایی نوع خارجی آن را ترجیح میدهد، متاسفانه قدرت درک ریشه این نارسایی‌ها را ندارد و فهرست منتشره را لیست نام دزدان و خویشان حکومت می‌داند و به هیجان می‌آید. وظیفه آگاهان و بویژه روزنامه‌نگاران مقابله با برداشتهای اشتباه در این باره است. مثلا هیچ اشکالی در وارد کردن کالای نامرتبط با یک کامیون‌ساز وجود ندارد، وشاید بهتر هم باشد. کامیون‌ساز دارای مشکلات بنیادی تولید در ایران، به احتمال زیاد سود حاصل از واردات کالای خانگی و فروش پررونق آن را به کارخانه پرمشکل خود تزریق می‌کند و کارگران را سرکار نگه میدارد، در حالیکه احتمال بیشتری دارد تاجران بی نام و نشان که سرمایه‌ای مثل کارخانه روی زمین ندارند، سود سرشار واردات کالاهای مصرفی را از کشور خارج کرده و به خرید ویلا در آنسوی آب‌ها اختصاص دهند.

غیر از نکات ظریفی مثل موارد فوق، فعلا کار اصلی ناظران آگاه تمرکز روی ریشه مشکل و ایجاد فشار در افکار عمومی برای اصلاح عملکرد اقتصادی دولت‌هاست نه یافتن نسبت خانوادگی واردکنندگان با مقامات دولتی. به خاطر داشته باشیم از نظر قوانین موجود، هیچ واردکننده‌ای حتی اگر پسر رئیس‌جمهوری یا همسر یک وزیر باشد با وارد کردن هر کالای مجوزداری به اندازه ارزی که دریافت کرده و با ادعای سود معقول و متناسب یا قیمت ارز دریافتی ‌کار غیر قانونی نکرده است. مشکل این است که چرا قیمت ارز پایین نگه داشته شده و ورود هر کالای غیرحیاتی در شرایط بحرانی کشور آزاد است و ... که اینها جرمی متوجه وارد‌کنندگان فرصت‌جو نمی‌کند. به واقع، دولت پذیرفته است با انتشار این فهرستها، نادرستی تصمیمهای چند ماهه گذشته خود را آشکار کند. راستش را بخواهید، ارائه نوعی سرگرمی هم هست برای جامعه و دولت این لیستهای ناکامل را با هدف حاشیه‌ای رندانه هم عرضه کرده است. ناظر روشنفکر، باید روی این جنبه‌ها تمرکز کند.

باید امید داشت پس از فروکش کردن هیجان اولیه، بتوانیم به این پرسشها پاسخ دهیم که چگونه میتوان اراده مقامات سیاسی حکومت و صاحبان قدرت را از تصمیم‌گیری در باره مسائل اقتصادی دور کرد، بخش اقتصاددان دستگاه تصمیم‌ساز اقتصاد را تقویت کرد، و تجارت کشور را از فعالیتی هیجانی و دارای رفتار سینوسی به روند آرام و معقولی که به توسعه خدمت کند تبدیل کرد. ....هنگامی که اینها رخ دهد، امتیاز پنهان و رانت نادیده‌ای در میانه نخواهد بود که وابستگان قدرت سیاسی بر آن چنگ زنند، جامعه همه تجار و دریافت‌کنندگان ارز را دزد بپندارد، و مردم هنوز تمایزی بین شفافیت اقتصاد و افشاگری سیاسی نبینند.

🆔 @jameeno


🔹رشد نرخ سود بانکی: سیاستی شاید غلط

▫️علی محسنی | جامعه نو: بیش از شش ماه است که بازار ارز ملتهب است و هر گونه توقف رشد قیمت ها در این بازار، تنها رخدادی کوتاه مدت بوده است. برخی از این توقف ها مرتبط با اقدامات ضربتی دولت بوده که البته تا این لحظه، موفقیتی در ثبات بخشی به بازار نداشته است. دولت در زمستان گذشته و در واکنش به رشد نرخ ارز به پیش فروش سکه طلا روی آورد و گواهی سپرده بانکی با نرخ ۲۰ درصد منتشر کرد. این دو سیاست و سیاست تک نرخی کردن دلار در ۴۲۰۰ تومان در فروردین ماه، هیچ یک راه به جایی نبردند. تفاوت میان این سیاست ها اما آن جا بود که برخورد دستوری با بازارهای ارز و سکه طلا مورد تایید کارشناسان اقتصادی نبود اما رشد نرخ بهره بانکی راهکاری شناخته شده برای کاهش سطح نقدینگی جامعه و کنترل بازارهای تورمی است.
سیاست دولت در افزایش نرخ سود بانکی گرچه پیش از این موفقیتی نداشت اما بار دیگر زمزمه هایی مبنی بر رشد این نرخ منتشر شده تا بتواند به عنوان یکی از سیاست های کنونی، رشد نرخ ارز را در اوایل تابستان متوقف کند. به نظر می رسد این راهکار می تواند مورد توجه برخی محافل کارشناسی نیز باشد اما می توان ملاحظاتی را مطرح کرد که اجرای این سیاست را با آثاری منفی همراه می کند:
۱- بازار سهام عقب ماندگی آشکاری در مقایسه با بازارهای ارز، طلا و مسکن در شرایط کنونی دارد و به دو علت «رشد سودآوری صنایع بزرگ نفتی و فلزی» و «رشد ارزش جایگزینی صنایع» از افزایش اخیر قیمت ارز منتفع می شود. هرگونه رشد نرخ سود بانکی که ماهیتی نسبتا بدون ریسک دارد، جذب نقدینگی به بازار پر ریسک بورس را مختل می کند و نقش موثری که این بازار قادر در شرایط کنونی ایفاء کند، را کم رنگ می کند.
۲- کارشناسان اقتصادی بر این نکته اتفاق نظر حداکثری دارند که فنر فشرده نرخ ارز با افزایش سه برابری حجم نقدینگی در ۵ سال اخیر، رها شد. خلق نقدینگی عمدتا حاصل دو رویداد «کسری بودجه دولت» و «وضعیت ناتراز منابع و مصارف در نظام بانکی» بود. این دو رویداد کماکان به قوت خود باقی است و افزایش نرخ سود بانکی دوباره به افزایش سرعت خلق نقدینگی می انجامد. حتی با فرض توقف رشد نرخ ارز، خلق نقدینگی در آینده روند رشد این نرخ را تکرار خواهد کرد به خصوص آن که تصور نمی رود نرخ رشد اقتصادی در سال های پیش رو با جهشی جدی روبرو شود.
۳- نظام بانکی با رشد نرخ بهره، می باید سود بیشتری به سپرده ها بدهد اما قادر نیست در شرایط اقتصادی کنونی و با مضیقه منابع در دسترس خود، بازدهی متناسبی تولید کند. نبود تناسب میان سود سپرده ها و سود واقعی تسهیلات بانکی، استقراض بیشتر از بانک مرکزی و مسابقه جذب بیشتر سپرده ها را ایجاد می کند و باز هم بانک ها را در زیان دهی بیشتر فرو خواهد برد.
۴- مجموعه تحولات نظام بانکی در سال های اخیر که اوج آن در ورشکستگی موسسات اعتباری غیرمجاز تبلور یافت، بی اعتمادی جامعه به بازار به ظاهر بدون ریسک بانکی را موجب شد. جامعه هم اکنون نیز با این بی اعتمادی همراه است و چندان مایل نیست دارایی های امنی چون ارز و سکه را به ریال تبدیل کند و در بانک‌ها سپرده گذاری کند. رشد نرخ بهره بانکی تنها شاید به سود آن ها باشد که در نیم سال ملتهب اخیر نیز نقدینگی خود را از بانک ها خارج نکرده اند.
مجموعه این ملاحظات می تواند مورد توجه شورای پول و اعتبار قرار گیرد و راهکارهای دیگری جز افزایش نرخ سود بانکی را برای آرامش بخشی به بازارهای ارز و طلا مورد توجه قرار دهد. ضمن آن که باید امیدوار بود شرایط، اجازه اصلاح نظام بانکی را بدهد تا مشکلات آن کماکان به زیان ثبات اقتصاد کلان تمام نشود.

🆔 @jameeno
#الف

🔺ایران به فلسطینی‌ها کمک می‌کند؟

▫️شورای سردبیری: سخنگوی فتح، جنبش قدیمی و فلسطینی که اکنون حکومت نصفه‌نیمه فلسطینی‌ها را در کرانه غربی مدیریت می‌کند، در گفتگو با الدستور این را که ایران به آنها هیچ کمکی نمی‌کند مورد تأکید قرار داده است. او این سخنان را به این دلیل اظهار کرده که به قول خودش "برخی گمان میکنند دلیل بحران اقتصادی ایران حمایت از ملت فلسطین است."

آشکار است شعارهای نه غزه، نه لبنان خیابان‌های ایران بازتاب‌هایی بین‌المللی هم داشته که چنین مصاحبه‌هایی انجام می‌شود. پافشاری جامعه بر استفاده و تکرار چنین شعاری در هر تظاهراتی که برگزار می‌شود (و وزیر کشور هم اذعان می‌کند هیچکدام سازماندهی شده نبوده است) به تدریج لزوم بحثی جدی در این زمینه‌ها را پدید می‌آورد. حکومت اصرار دارد مردم ایران به دلیل ظلم‌ستیزی و عدالت‌خواهی مجبور هستند در مناطقی مثل غزه و لبنان هزینه بدهند و می‌بینیم که جامعه با آن مخالفت می‌کند. واقعیت چیست؟

واقعیت آن است که سخنگوی فلسطینی درست گفته است. ایران به فلسطینی‌ها کمک نمی‌کند و فقط به اهداف خودش کمک می‌کند. دلیل ساده‌ای دارد. کمک‌کننده واقعی به فلسطینی‌ها کسی است که ضمن محکوم کردن اعمال اسرائیل، با به عهده گرفتن اموری مانند کمک غذایی، دارویی، تحصیلی و تامین مالی پروژه‌های رفاهی در هر جایی که فلسطینی‌ها به سر می‌برند، حق تعیین حکومت و اداره و سیاست خارجی و چگونگی مبارزه با اسرائیل را به اختیار خودشان بگذارد و از تعیین تکلیف برای فلسطینیها خودداری کند. ما‌ این کار را نمی‌کنیم و درگیری بین گروه‌های فلسطینی را هم با کمک به یک طرف تعمیق می‌کنیم. از آن بدتر، یک جناح از فلسطینی‌ها را خائن و دیگری را مبارز و قهرمان می‌نامیم. فلسطینی‌ها ملاحظه به خرج می‌دهند که سر ما فریاد نمی‌کشند به شما چه ربطی دارد که ما چگونه می‌خواهیم حقوق ملی خودمان را استیفا کنیم. فتح به خاطر احترام به مردم ایران ملاحظه می‌کند، و حماس به خاطر مواجبی که می‌گیرد حیا!

این داستان موضوع را برای شما روشن می‌کند: سال‌ها پیش، در همسایگی عموی محرر این ستون، خانواده نانجیبی زندگی می‌کرد که از غفلت همسایهچ استفاده کرده و با دیوارکشی ناگهانی، بخشی از باغ عمو را به ملک خود الحاق وخانواده عمو را معترض کرده بود. یکی از پسران عمو اهل جنگ بود و می‌خواست با چماق و قمه به در خانه آنها برود. برادر بزرگترش معتقد به شکایت و استیفای قانونی حق بود. در جریان مشورت‌ها، مرحوم پدر که روحیه جنگجویی داشت و از برخورد تند حمایت می‌کرد بحث و تعرض شدیدی نسبت به برادر نرمخو داشت و یکبار او را ترسو خطاب کرد. عموی باتجربه گفت می‌بینم که قصد کمک نداری و فقط نقار بین برادران را که اختلافی دارند زیاد میکنی. مشکل ما همسایه متجاوز است و نه نیاز به دسته‌کشی در خانه خودمان. با داغ کردن اختلاف بین ما، به همسایه کمک می‌کنی. حمایت نمی‌خواهیم. به خانه خودت برو و دیگر دخالت نکن!

داستان ما و فلسطینی‌ها همان داستان عمو و پدر است. نخستین کسی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی از ایران حمایت کرد و فردای انقلاب به ایران آمد، مرحوم یاسر عرفات موسس فتح و رهبر کل فلسطینی‌ها بود.حق بود که نمایندگی تخلیه‌شده اسرائیلی‌ها را به عنوان دفتر جنبش آزادی‌بخش فلسطین با او هدیه کردیم... اما رفت و دیگر هرگز به ایران نیامد، چون از فردای حضورش با این فکر که رهبری فلسطینی‌ها را ما به عهده داریم مشغول مداخله در کار آنها شدیم. دشمنی کنونی ما با حکومت خودگردان و عرفات و عباس و به راحتی قورت دادن آب دهان، آنها را خائن خواندن، از همان موقع شروع شد. ما به فلسطینی‌ها کمک نمی‌کنیم، چون بخشی از آنها خواسته‌اند با اسرائیل به توافق برسند آنها را تنبیه می‌کنیم و بخشی را که ادعای رزمجویی دارد جایزه می‌دهیم. این روش، هر چه باشد "دفاع از حقوق ملت‌ها و کمک به آنها" نیست.

بزودی ما در مواضع بدتری قرار خواهیم گرفت و حتی حمایت از شیعیان نیز به عنوان حمایت از دارودسته‌های سیاسی برچسب خواهد خورد و غیر قابل دفاع خواهد شد. مردم ما نیز هر روز نشان می‌دهند با چنین رفتار و روابطی که درونمایه آنها اعطای پول به سران گروه‌های سیاسی است مخالفند و به هر حال نیز ماهیت اینگونه حمایت سیاسی مردود است. زمان آن رسیده که سیاست خود را در این زمینه اصلاح کنیم. رضایت مردم کشور را به دست آوریم و برای حفظ اشخاص که علیه‌السلام هم نیستند، موقعیت داخلی و خارجی حکومت را متزلزل نسازیم.

🆔 @jameeno


🔸خاموشی‌ها و نیاز به همراهیِ شهروندمدارانه برای گذر از پیک مصرف

▫️پژمان موسوی - روزنامه‌نگار: خاموشی‌های ۹۷ بیشتر به چشم می‌آید؛ این گزاره را همه ما می‌توانیم تایید کنیم. هنوز بیشتر از چند روز از آغاز فصل تابستان نگذشته است که خاموشی، گریبانگیر بسیاری از شهرها و روستاهای کشور شده است. حتی تهران هم که به عنوان پایتخت کمتر دچار نوسان و قطعی برق می‌شد، چند روزی است که با قطعی‌های پی در پی در بسیاری از محلات آن رو به رو شده است. موضوع روشن است: به علت کمبود منابع آبی، در پشت سدهای بزرگ کشور که در پایین دستِ آن نیروگاه‌های برق‌آبی مستقر است، عمق آب بسیار پایین آمده است و نیروگاه‌های برق آبی دیگر نمی‌توانند مشابه سال‌های گذشته برق تولید کنند و این برای کشوری که بخش زیادی از برق تولیدی آن از نیروگاه‌های برق‌آبی تولید می‌شود، زنگ خطر بزرگی است. از سوی دیگر، نیروگاه های آبی در صنعت برق در زمان های بحرانی وارد مدار می شوند اما وقتی که خود این نیروگاه ها در بحران باشند، به آنها اجازه داده نمی شود که در هر زمانی آب را رها کنند و این یعنی بحران در بحران! موضوع ساده است: زمانی که موضوعی در کانون بحران باشد، نمی تواند برای کمک به حل بحرانی دیگر وارد عمل شود! این موضوع دلایل بسیار دارد که بی شک مهم ترینِ آن، کاهش بارندگی در سرشاخهِ‌های رودهای اصلی کشور در طول سال‌های گدشته است.

موضوع مهم دیگر بدهی سنگین دولت به نیروگاه های خصوصی صنعت برق است؛ مهمترین پیامد انباشت بدهی های دولت به تولیدکنندگان خصوصی برق، تضعیف آنها و عدم توانمندی‌شان برای بهینه سازی و اورهال نیروگاه هایشان است. مساله ساده به نظر می رسد اما همین امر در میان مدت به افزایش هزینه ها و کاهش میزان تولید منجر می شود و این یعنی کاهش قدرت تولید برق، کاهش قدرت تولید برق یعنی خاموشی و خاموشی یعنی اعتراض و افزایش نارضایتی عمومی.

دولت می گوید پول کافی برای پرداخت بدهی شرکت های تولید کننده برق را ندارد و این شرکت ها با وجود مشکلات بسیار، بنا به وظیفه ملی و میهنی خویش، با تمام قدرت تا جایی که بتوانند کار می کنند تا خاموشی سراغ شهر و دیار ما نیاید. پرسش مهم در این میان این است که در یک چنین وضعیتی مسئولیت ما به عنوان شهروندانِ این کشور خشک چیست؟ آیا با وجودی که می دانیم در اقلیمی خشک قرار گرفته‌ایم و برق کالایی است اساسی و استراتژیک، همچنان بر طبل مصرف آن هم پر مصرفی می کوبیم؟ آیا با وجود اینکه می دانیم تمام کارشناسان بر این باورند که با کاهش ۱۰ درصدی مصرف برق، به راحتی می‌توانیم از پیک مصرف بگذریم، باز هم از خودمان مایه نمی‌گذاریم و الگوی مصرفمان را اصلاح نمی‌کنیم؟ به واقع چرا اینگونه ایم؟ یک چراغِ روشنِ کمتر، ساعتی خاموشیِ کولرهای پر مصرف در ساعات اوج مصرف، استفاده از لامپ‌های کم مصرف و اقداماتی مشابه، به راحتی می‌تواند کمک حال ما برای عبور از روزهای سخت باشد. پر مصرفی دیگر دهن کجی به دولت نیست چرا که متضرر اصلی از خاموشی، ما مردمان هستیم. حتما شما هم می دانید که برق در ایران بسیار ارزان به دست ما می‌رسد و یکی از دلایلِ پر مصرفی ما هم دقیقا همین ارزانی برق است و در حالی که همه بخش های این صنعت از واقعی شدن قیمت برق و اصلاح تعرفه های فروش این کالا به عنوان اصلی ترین راهکار موجود سخن به میان می آورند، اما به دلایلی که چندان هم روشن نیست هنوز وزارت نیرو برای اصلاح تعرفه های برق راهی بسیار دشوار و شاید طولانی در پیش دارد و در این شرایط ارزانی برق، حداقل کاری که از ما بر می‌آید، درست مصرف کردن است؛ در این شرایط، رفتارهای خارج از عرفِ مصرف، بزرگترین ناسپاسی است.

پیک مصرفی برق برای تابستان ۹۷ در حالی ۵۶۹۳۲ مگاوات پیش بینی شده است که همین الان هم با وجود گذشت کمتر از دو هفته از تابستان، به این عدد نزدیک شده ایم و گرم‌ترین روزهای سال که معمولا بین پانزدهم تیر تا دهم مرداد ماه است، فرا نرسیده است. شاید تحمل گرما کمی سخت باشد ولی وقتی شهروندان شهرهایی چون تهران، خود را جای شهروندانِ شهرهایی بگذارند که شرجیِ بالا را نیز در کنار دمایی معادل ۵۰ درجه (در سایه) باید تحمل کنند، کمی به خود بیایند و برای اینکه شبکه سراسری برق توان پاسخگویی به نیازهای عاجل آنها را داشته باشد، اندکی، تنها اندکی از خود بگذرند. این همدلی مانع از مطالبه‌گری از دولت به عنوان نهادی که موظف است شبکه برق را پایدار نگاه دارد نیست، تنها یک همراهیِ شهروند‌مدارانه است از کسانی که آینده ای بهتر از امروز را انتظار می‌کشند و «مسئولیت» را هم‌عرضِ «حق» می بینند…

از پژمان موسوی در جامعه‌نو بیشتر بخوانید:
http://www.jameeno.com/?p=2907

🆔 @jameeno
؛

🔹هجدهِ طلایی


▫️مرتضی پرورش: مرتضی پرورش معلم است. سال‌هاست در روستایی نزدیک همدان ادبیات درس می‌دهد. جایی که درس می‌دهد معمولی نیست و شاگردانش هم معمولی نیستند. روایت مرتضی پرورش را بخوانید تا ببینید هنوز رسومی هست که از بین نرفته؛ رسمِ عیاری.
رسماً «مهاجران» است، اما محلی‌ها «ماران» می‌گویند. معمولاً جزوِ آخرین روستاهایی است که معلّمان در سازمان‌دهیِ سالانه انتخاب می‌کنند. تعدادی معلّم پایِ‌ثابت هم دارد. معلمی در ماران اخصّ است از معلمی به‌معنای عامِ کلمه.

ادامه مطلب را در اینجا بخوانید.

🆔 @jameeno
#یادداشت_مهمان

🔹نقش بنياني تشكل‌هاي مردم‌نهاد در مواجهه با تحريم‌هاي پیش‌رو

🖌محمد وافری / مدرس دانشگاه دریایی هلند

▫️جامعه نو: تحریم‌های اقتصادی امروز زاییده نوعي تفکر جنگ سرد است و تحریم‌های اقتصادی را وسیله مدرن‌تر و قابل‌پذیرش‌تری براي تحميل خواستگاه‌ها برمي‌شمرند.
اعمال تحريم‌هاي جديد را بايد موقعيتي ميان جنگ و گفتگو دانست كه وراي فضاي گفتگو بدون ورود به شرايط فيزيكي جنگ، ايجاد پيامدهاي سوء رواني و اقتصادي را براي طراحان تحريم‌ها هدف قرار داده است.
اما شاید بتوانیم اين دوره را يك الزام به بازگشت مجدد به مردم و باور كردن نقش تشكل‌هاي مردم‌نهاد و اتحاديه‌هاي داخلي بدانيم.

🔻در Instant View بیشتر بخوانید.

🆔 @jameeno

telegra.ph/Sanctions-07-04
#الف

🔺توان مقاومت

▫️شورای سردبیری: به سال ۱۹۹۵ پس از حمله عراق به کویت و متعاقب آن شکست صدام از آمریکایی‌ها و واپس‌نشینی عراقی‌ها، غرب برای تضمین سقوط صدام قطعنامه‌ای در شورای امنیت سازمان ملل تصویب کرد که عنوانی جالب یافت: نفت در برابر غذا و دارو. مطابق این قطعنامه که عراق آن را نپذیرفت ولی سال بعد کار برایش چنان سخت شد که زیر بار آن رفت، عراق می‌توانست در حدی نفت صادر کند که حداقلی از دارو و غذا برای مردمش تأمین شود.

سخت‌ترین شرایط بود، اختیار نفت عراق به دست سازمان ملل افتاد، پسر کوفی‌عنان دبیر کل سازمان ملل هم که مدیر اجرای قطعنامه بود پولهای عراق را دزدید، و بالاخره شاخ صدام شکست. اجازه داد همه جای عراق را بگردند، سلاح‌هایش را نابود کنند، و در آخر هم وقتی بوش و بلر تصمیم نهایی را برای اشغال عراق گرفتند، آن را مانند پوست تخم مرغ خالی شده‌ای در هم شکستند و طی پانزده روز حکومت عراق را عوض کردند.

البته واضح است این داستان طولانی را نقل نکردیم که بگوییم چنین سرنوشتی منتظر ماست.کسی نمی‌تواند علیه ما قطعنامه نفت در برابر غذا از شورای امنیت بگیرد (البته در زمان احمدی‌نژاد تا آستانه بدتر از آن هم رفتیم)، یک علتش هم این است که خودمان به استقبال "نفت به اندازه غذا" رفته‌ایم. اخباری که از ورای نوشتار تبلیغاتچی‌های شرکت‌کننده در جلسات بالای حکومت و اقدامات دولت قابل دریافت است، از این حکایت می‌کند که خوشبختانه تصمیم نظام تسلیم نشدن در برابر فشار دارودسته ترامپ است و داریم خودمان را برای دوره‌ای بسیار سخت از معیشت حداقلی در یک محاصره همه‌جانبه اقتصادی آماده می‌کنیم.

چند نکته را پیشاپیش می‌دانیم و پیشگویانه حرفش را می‌زنیم؛ اول اینکه هیأت حاکمه فعلی آمریکا نشان داده است در اجرای آنچه برای آرایش تصویر ترامپ مفید می‌داند بدون فکر درازمدت عمل می‌کند و در این ماجرا یا ایران را وادار به تسلیم خواهد کرد و یا درنهایت با آن وارد جنگ می‌شود. دوم اینکه هر چند یکی از شقوق تصمیمی که روحانی و سایر مقامات امنیتی در کمیته جدید موسوم به سیاست‌ورزی بگیرند چیزی شبیه سازش قهرمانانه و قبول مذاکره با تیم ترامپ است، اما بعید و بسیار بعید است در شرایط فعلی کشور چنین برون‌دادی از آن کمیته رخ دهد.

بنابراین ، باید بپذیریم آنچه رخ می‌دهد یک دوران بسیار سخت از محدودیت اقتصادی و احتمالا به دنبال آن جنگ (روحانی تهدید ضمنی به بستن هرمز کرد) است و باید آماده باشیم، همچنانکه حکومت خود را آماده می‌کند. واقعا آماده می‌کند؟

بله. از همان زمان که مشخص شد ترامپ درباره خروج از برجام شوخی نمی‌کند شروع شد و البته مثل همه کارهای دیگر حکومت و دولت، بلاهت‌بار و بسیار زیان‌بخش. این را به همین صراحت می‌توان گفت، چون هم‌اکنون اقداماتی بسیار مغایر با اقدامات دو ماه پیش، انجام می‌شود و بسیاری از اقتصاددانان کوس اشتباه بودن تصمیم‌های دولت را زده‌اند. احتمالاً روزی کسانی به خاطر تصمیم‌های پولی سه ماه پیش به محکمه خواهند رفت اگر چیزی از ما باقی بماند.

اما این غلط‌های قابل اصلاح با پرداخت هزینه نیست که مقاومت ما را کم می‌کند، بلکه کاهش اعتبار حکومت نزد مردم به حد صفر به خاطر فساد فراگیر در رفتار و اعمال عمال حکومت است. هرچند حکومت قبول ندارد که سراپای حکومت را فساد گرفته، اما این مهم نیست، مهم تصور مردم است که فارغ از کم و کیف میزان فساد در کشور، دستگاه دولت و بویژه سینه‌زنان زیر علم حکومت را صالح نمی‌داند و مردم را سنگ زیرین آسیایی می‌داند که جانش را پلشتی سوء‌استفاده مادی در جامعه‌ای پر از شهروند محروم، نفرت‌زایی تظاهرها و تبلیغات تهوع‌آور، و استدلال‌های کودکانه و بی‌پایه برای توجیه همه ناکارایی‌ها و خطاهای حکومت آزرده است . چنین جامعه‌ای نه باور و نه طاقت حمایت از حکومت در مقابل فشار خارجی را دارد. به او، زور هم نمی‌شود گفت در این دنیایی که با چند دهه پیش زمین تا آسمان تفاوت کرده است. دوران این حکومت، دوران جنگ تحمیلی و آن مردم نیست. نه به خاطر اینکه مردم اهل کوفه شده‌اند، به دلیل آنکه این حکومت آن حکومت نیست.

هیچکس نمی‌تواند به ما توصیه تسلیم در برابر ترامپ کند، اما به حکومت باید گفت مقاومت در برابر ایالات متحده فقط با کمتر خرج کردن دلار حاصل نمی‌آید. حکومت باید خط مشی و رویکرد خود را نه فقط در حوزه اقتصاد، که در عرصه کنترل وابستگان مبسوط‌الید خود، رفتار با شهروندان، و تعامل با سایر نقاط جهان عوض کند. می‌تواند؟

🆔 @jameeno
▫️طرح جلد تازه‌ترین شماره #اکونومیست با عنوان: گسست

🔺اکونومیست: اتحاد غربی دستخوش تلاطم شده.

🆔 @jameeno
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▫️جامعه نو: این فیلم، نیمی از برگشتی‌های مجلات همشهری در طول ۶ ماه را نشان می‌دهد.
🆔 @jameeno
#رادیوجامعه‌نو

📻قسمت هشتم

▫️ پادکست این جمعه رادیو جامعه نو با همه قسمت های قبلی، متفاوت است. این برنامه را با صدای فریاد زنی از آبادان شروع کرده ایم، زنی که درد بی آبی این سرزمین را برای مان روایت کرده است.
دو گزارش درباره شرایط ناگوار اقتصادی کشور و افشاسازی های اخیر ارزی داریم و در نهایت خبر احتمال فیلترینگ اینستاگرام را بررسی کرده ایم و از جایزه ادبی نوبل و معرفی کتاب برای تان گفته ایم.
جمعه ها فرصت خوب گوش دادن به رادیو است و جامعه نو سعی کرده رادیویی متفاوت برای این روزها باشد.
هشتمین پادکست جامعه نو که کار مشترکی از روزنامه‌نگاران جامعه نو و #شنونو است را بشنوید و به دیگران معرفی کنید.

https://shenoto.com/podcast/24855
🔺بدهی آمریکا به GDP از گذشته تا کنون
▫️بدهی فعلی آمریکا نزدیک بدهی رکود بزرگ 1930 است
منبع: کانال بورس 365
🆔 @jameeno
⁣⁣⁣#یادداشت_مهمان

🔸داغی کره زمین ادامه دارد


▫️عبدالرضا اعتمادیان – کارشناس ارشد آب: واشنگتن‌پست نیمکره شمالی را در طی هفته گذشته از گرم‌ترین روزها نسبت به گذشته اعلام کرد. این خبر نشان می‌دهد توطئه و پدیده هارپ یک بلوف سیاسی و غیرطبيعى است.
آنچه ابر و باران را از بالای سرزمین‌هاى نیمکره شمالی (از کانادا تا سیبری) دور می‌کند افزایش دمایى است که به آن پدیده گرمایش زمین گفته می‌شود. پدیده‌های گرمایش زمین نتیجهٔ سوختن مواد فسیلی و نیروهای حرکتی، انفجارات مخرب انسانی و تخریب منابع طبیعی به خصوص جنگل‌ها و قطع درختان مناطق کوه‌پایه‌ای، استخراج معادن که از آن به نام گازهای گلخانه‌ای یاد می‌كنند، است. از میان آن گازها، حجم دی کسید کربن است که در هر ثانیه افزایش می‌یابد و با سوداگری‌های متناوب، از نواحی گوناگون (ملت هاى قوی و ضعیف، هر قوم و مذهبی) به کره خاکی تحمیل می‌شود.

بدین سبب، پیش کشیدن پدیده‌هايى مانند هارپ و کشورهای منطقه نشان از عدم آگاهی علمی از وضعیت کلی پدیده‌های نوظهور دارد. متأسفانه، کل بشر و طبیعت دست‌به‌دست هم داده‌اند تا داده‌های متوسط گرمای زمین را، هرسال جابه جا کنند و رکودی جدید را به ثبت رسانند. بدین‌جهت، در طی چند سال پی‌درپی، رکودهای جدیدی از گرمایش زمین اعلام می‌شود و هرسال دریغ از پارسال را نشان می‌دهد.
متأسفانه آنچه مشکلات را نسبت به پارسال بغرنج‌تر می‌کند دامنه تغییرات دمايى است که هر سال به مدارهای بالای کره زمین (کانادا و سیبری) صعود می‌کند و ظاهراً نقطه تمرکز آن، در مدار ۳۰ درجه جمع شده و خود را نمایان ساخته است. به گزارش واشنگتن‌پست اثرات آن در سال ۹۶ در شهرهای اهواز و توربات ایران و پاکستان به اوج رسید (به ترتیب ۵۳/۷ و ۵۳/۵ درجه سانتی‌گراد).
این بدان معنی است هوا از آنچه هست گرم‌تر خواهد شد، خشک شدن آب سدها و تالاب‌ها بیشتر از حد معمول خواهد شد، حتی تخلیه مخازن زیر زمینی همچنان به‌صور گوناگون، با سوءمدیریت ادامه خواهد داشت؟!

ایران جزو ۱۰کشور تولیدکننده گازهای گلخانه اى است اما هشدارها و راهکارهاى دردمندان جدی گرفته نمی‌شود. متأسفانه دو وزارتخانه پرمصرف آب (وزارت خانه محترم نیرو و جهاد کشاورزی) و وزارت نفت و صنایع و معادن و شهرداری‌ها گوش‌شان به این حرف‌ها بدهکار نیست و آنچه البته به‌جایی نرسد فریاد است. این گوش‌ها زمانی (در تقسیم بودجه) برای دزدیدن لحاف ملانصرالدين تیز می‌شود تا منابع مالی را به همان مدیرانی که در طول ۴۰ سال بر کرسی هدایت منابع تکیه زدند و نتوانستند از منابع کشور حفاظت کنند، برسانند. ولی تنها توانستند ناله سر کنند، شام ملت را تاریک سازند، پولی را که با هزاران درد و رنج در شرایط تحریم ۴۰ ساله به دست آمده از منابع ملی و ارزی و استقراضی، به اسم فن آورى نوین به چنگ زنند تا تمام هست و نیست آب را با داده‌هایى مانند تولید بیش از ۱۲۰ میلیون تن محصولات کشاورزی، رفع بیکاری و پر كردن كنار خیابان‌ها با محصولات آب به تاراج دهند. در سوی دیگر نیز فرسودگی ماشین‌آلات دمار از روزگار طبیعت درآورده است.
در جهانی به سر می‌بریم که فریاد کنشگران محیط‌زیست و آب و منابع طبیعی با اتهام روبروست و در سوی دیگر پدیده نوظهورى مانند ترامپ کنفرانس پاریس را به چالش می‌کشد، هشدارها را نمى پذيرند فریادها را در گلو خفه مى‌كنند و تاراج منابع کره زمین برای گرم کردن آن، روز بروز ادامه خواهد داشت؛ همچنین نابودی همگانی با دگرگونى تازه زمین هم‌داستان خواهد شد.

در سایت جامعه نو بیشتر بخوانید

🆔 @jameeno
#الف

🔺روحانی روی لبه تیغ نیست!

▫️شورای سردبیری: روحانی از چه راهی می‌رود و مواظب چه باید باشد؟ این پرسشی است که اگر به درستی به آن پاسخ داده نشود، بزودی برخی فعالان سیاسی مدعی اصلاح‌طلبی و پیروان آنها او را سکه یک پول خواهند کرد و به آغوش اقتدارگرایانی خواهند انداخت که اهمیت نمی‌دهند برای اثبات درستی توهمات ایدئولوژیک خود دمار از گرده مردم درآید. چه کرده که مدعیان تازه‌اش او را افتاده به دام تندروها می‌دانند و تندروها برایش کف می‌زنند؟

از ایستادگی در مقابل ایالات متحده حرف زده و به خاطر آن خواستار وحدت شده و ... دیگر چه کرده؟ گفته‌اند ممکن است کسی مثل قالیباف را به دولتش راه دهد. سرداری که آینده‌ای در سوریه برای خودش نمیبیند به خاطر اشاره به بستن هرمز برایش کف زده....

در مقابل اینها خیلی دستاوردها را هم می‌توان در هفته‌های اخیر برای روحانی برشمرد و بعد کفه‌های ترازوی این رئیس‌جمهوری اعتدالی را سنجید. مواردی مثل جاانداختن یک گام بیشتر در زمینه شفاف‌سازی فعالیتهای اقتصادی، قبولاندن لزوم پذیرش معاهدات بین المللی، و پس زدن توصیه بگیر و ببند در حوزه اقتصاد از کارهای مثبتی است که طی همین مدت داشته، ولی به اینها اهمیت ندهیم. مهم کارهایی است که کرده و تندروهای آن طرف را به شوق آورده است و تندروهای حذف شده این‌طرف را به موضع حقانیت انداخته تا او را سرهنگ، دنباله احمدی نژاد ، واداده در مقابل فشار نمایندگان فرصت‌طلب مجلس، در سایهٔ ننگ برادر و.... معرفی کنند .

آنها خیلی مشعوفند، ولی موضع تهاجمی روحانی در واقع نسبت به تندروها و سرورانی است که حیات سیاسی‌شان گنده‌گویی‌های بدون پذیرش مسئولیت است. لازم بوده در زمانی که همه ناظران بی‌طرف سیاسی و مشاوران همسو با او توصیه به عدم کوتاه آمدن در مقابل ایالات متحده میکنند، او محکم و سازش‌ناپذیر حرف بزند. عقل هم حکم می‌کند حتی برای زمینه‌چینی مذاکره احتمالی مخفی یا علنی آینده باید محکم صحبت کرد و در مقابل پیمان‌شکن ضعف نشان نداد. و باز همین عقل حکم می‌کند برای عبور از بحران سیاسی که ترامپ مسببش بوده و بحران اقتصادی که از حکومت ناشی شده، رئیس‌جمهور منادی وحدت و یکپارچگی سیستم باشد.

در واقع روحانی تا این لحظه کاری خلاف مشی یا ناخوان با مواضع قبلی‌اش نداشته که شایسته این هجمه غیرعقلانی از سوی مدعیان همراهی‌اش باشد. استقبالی که تندروهای آن طرف از او کرده‌اند بسیار مشروط است. برداشت کیهان به عنوان دستگاه مانیتورینگ و اعلام موضع تندروها این است که "چند سخنرانی اخیر رئیس جمهوری از تغییراتی در ادبیات او حکم می‌کند" چرا که او از "لزوم ایستادگی و عدم تسلیم مقابل آمریکا و حفظ عزت ملی" حرف زده است، اما این پیکان تبلیغاتی تندروها معتقد است باید روحانی را راستی‌آزمایی کرد، زیرا از این حرفها قبلا هم گفته و بعداً طور دیگری عمل کرده است .

🔻در Instant View بیشتر بخوانید.

🆔 @jameeno

http://telegra.ph/Alef-07-06
🔻تعیین گزارشگر جدید سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران

جاوید رحمان حقوقدان پاکستانی- بریتانیایی گزارشگر جدید سازمان ملل برای حقوق بشر ایران شد
جاوید رحمان، ۵۱ ساله، متولد شهر فیصل‌آباد پاکستان است و دارای مدرک دکترای حقوق بین‌الملل است.
او که تابعیت بریتانیا را نیز دارد، در زمینه آزادی ادیان، قوانین جهانی حقوق بشر و قوانین اسلامی تحصیل و پژوهش کرده و پیش از این استاد دانشگاه برونل لندن بود.
رحمان جانشین «اسماء جهانگیر» می‌شود که به طور ناگهانی بهمن ماه گذشته، بر اثر عارضه قلبی درگذشت.
خانم جهانگیر خود در تابستان ۹۵ جانشین احمد شهید سیاستمدار و فعال حقوق بشر اهل مالدیو شد که از سال ۲۰۱۰ به عنوان گزارشگر ویژه حقوق بشر در ایران انتخاب شد.
🆔 @jameeno
جامعه نو
▫️جامعه نو: این فیلم، نیمی از برگشتی‌های مجلات همشهری در طول ۶ ماه را نشان می‌دهد. 🆔 @jameeno
🔻روزنامه، قدرت و مسلخ روزنامه‌نگاری

▫️جامعه نو/ سعید برآبادی: فیلمی در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شود با تصویری تلخ از برگشتی‌های مجلات همشهری. تلقی اول، نوعی گل به خودی است؛ احتمال می‌رود که این تصاویر برای تسویه‌حساب‌های شخصی و درونی در مجموعه بزرگ همشهری تهیه و منتشر شده و حالا مدعی و متهم پیدا کرده است. تصور دوم، رجعت به دوره‌ای ست که «به شوشتر زدن گردن مسگری»؛ همشهری در حال تلاطم تازه‌ای ست. بر اساس اخباری که در میان روزنامه‌نگاران گوش به گوش می‌گردد، با رفتن نجفی و آمدن شهردار جدید، بزرگترین کمپانی خصولتی مطبوعات در ایران (که از بودجه شهرداری ارتزاق می‌کند) برای بار دوم بعد از رفتن قالیباف، دچار زلزله شده و بعید نیست که مدیران برای انداختن بار گناه اخراج و تعدیل و تغییر تحریریه گروه مجلات وابسته به شهرداری تهران، این فیلم را تهیه و توزیع کرده باشند. گزینه سوم نیز مجددا به دنبال یافتن مقصر است و به نظر می‌رسد در این فقره، برای هر فردِ مرتبط با حوزه مطبوعات، مقصر دقیقا کسی ست که این فیلم را تهیه و به رودخانه بی‌صاحب فضای مجازی سپرده است.
پرده بر افتاده. آنچه خانواده‌ای در پستوخانه مخفی کرده بود، حالا - درست یا غلط- پیش روی مردمی ست که نه تنها دیگر در سبد کالایشان، برای مطبوعات جایی ندارند بلکه اصولا به ما و شغل ما نیازی ندارند. کشور در حال عبور از تنگ‌ترین تنگه‌ای است که نتوانسته با تهدید و تحدید، آن را پیشاپیش نادیده بیانگارد یا لااقل ببندد. در این عبور خراش‌انگیز و نفرت‌پراکن نیز، بین مردم و مطبوعات فاصله‌ای فراخ است و از این فراخی، دود در چشم مردم و مطبوعات و البته آن رکنِ چندم دمکراسی می‌رود.
اما حال که تقدیر بالاخره شرایطی را فراهم کرده و پستوخانه همشهری بارعام داده، بد نیست پرسش هایی درباره روزنامه‌نگاری و به طور اکید، رابطه روزنامه‌داری و قدرت مطرح شود؛ پرسش‌هایی که اگر این بار هم از طرحِ پاسخی برای آن، طفره برویم، شاید دیگر فردا آنقدر دیر و دور باشد که سیل حوادث، بنیان این خانه را از بیخ بکند و به همان رودخانه پرتاب کند.
اصلی‌ترین پرسش، درباره روزنامه‌داریِ دولت‌ها، شهرداری‌ها و ارکان قدرت است؛ اینکه تا چه زمانی قرار است گلِ سرسبدِ تیراژ مطبوعاتی کشور در گروی روزنامه‌ها و رسانه‌هایی باشد که از بیت‌المال دوپینگ می‌کنند و ناچارند در پیچ‌های تند، فرمان را به همان سمتی بچرخانند که از «بالا» گفته شده و نه خواسته مخاطب و اقتصاد بازار نشریه. در سالی که گذشت، جام‌جم، ایران و همشهری (و البته شهروند) که به کمپانی‌های درشت اندام مطبوعات ایران بدل شده‌اند، با تصمیمات اشتباه در تحریریه‌های خود، نشان دادند که این اندام پرورده، بیش از هر چیز حاصل هورمون‌هایی است که به بدنه آن تزریق می‌شود تا انجام ورزش‌های سخت و نفسگیر فیزیکی. مسئولان وقت هم راضی از این عرض اندام در دکه‌ها و «گیشه»ها، سرگرم معادلات خود در بدنه قدرت شده‌اند، کاغذ دست به دست می‌کنند یا برای رفتنِ این و آن ژن خوب از/به لایه‌های قدرت، سرمقاله به نامشان چاپ می‌زنند.
در این میان طبیعی‌ترین تصویر، همان انباشت مجله‌ها، نشریه‌ها، بولتن‌ها، ویژه‌نامه‌ها، فصلنامه‌ها، گاهنامه‌ها و چه نامه‌ها در پستوخانه مطبوعات ایران است چرا که اولین درس در باشگاه‌های پرورش اندام این است که «وقتی روی قرص افتادی، چشم از آینه برندار».
مقصر برگشتی‌های یک نشریه، بیش از آن که اعضای تحریریه‌اش باشند، مدیرانی هستند که بودجه‌های دولتی و وسوسه نفوذ در قدرت و سری در سرها درآوردن، راه‌شان را به سوی مطبوعات کشور، «کج» کرده است. فرمول کار هم ساده است؛ بحمدالله همه مدیران کشوری، نمایندگان مجلس، شهرداران و ... در خاطرات خود دوره‌ای «خبرنگار» بوده‌اند، می‌دانند که مردم آنچه را منتشر می‌شود نمی‌خوانند و برایشان مهم نیست و از همه مهمتر، آگاه به کوتاه‌دیوارِ خبرنگاران هستند. بنابراین هر روز از تعداد نشریات و روزنامه‌هایی که قرار است برای زنده ماندن روی دکه‌ها بجنگند کاسته می‌شود و بر تعداد حجره‌های کاغذ بازیافتی دور میدان امام حسین افزوده.
در این چرخه بیمار، مدیری که از یک روزنامه دولتی یا وابسته به دولت بیرون می‌آید، حالا رزومه‌ای قابل اعتناتر دارد، روزنامه‌نگارانی که توانسته‌اند نان خود را دربیاورند، حالا راه نجاتی در بیرون از مطبوعات جسته‌اند و نیروهای مازاد تا قرارداد بعدی در مخفیگاه‌های خود می‌مانند و آفتابی نمی‌شوند. اما روزنامه‌نگار و روزنامه‌نگاری و روزنامه، دقیقا آن چیزی ست که در این میان به مسلخ رفته و هنوز به طور کامل سر بریده نشده است. تا فرصت هست باید برای این زخمِ باز فکری کرد؛ قطع تمام وابستگی‌ها و روبه‌رو شدن با واقعیت روزنامه‌نگاری و روزنامه‌داری، شاید اولین و اصلی‌ترین اقدام باشد.

🆔 @jameeno
#یادداشت_مهمان

🔸چرا در شرایط فعلی اقتصادی، سهام شرکت‌های بورسی ارزنده‌اند؟

▫️سینا سلیمانی: امروز فشار عرضه و فروش هيجاني رو در بسياري از سهم‌هاي بازار شاهد بوديم كه حتي بر سهم‌هايي مثبت بودند يا در آستانه بالاي قيمتي بودند هم تاثير گذاشت.
بدون در نظر گرفتن سهم یا صنعت خاصي ، معتقد هستم در چرخه اقتصادي "سركوب" هرگز جواب نخواهد داد.
نزديك ترين مثال‌، روند رشد نرخ ارز و تورم از ابتداي دوره رياست جمهوري جناب روحاني بود. نرخ ارز و تورم مدتها دستكاري و سركوب شد اما در نهايت تمام آن چيزي كه مدتها در دل اقتصاد بود رها شد و نتيجه رشد ٢-٢.٥ برابري نرخ ارز و احتمالا تورم بيش از ١٥٪؜ سال ٩٧ خواهد بود كه به ظاهر و بر اساس امار و اطلاعات دولتي حدود ٢ برابر تورم ٨-٩٪؜ سال قبل خواهد بود.

اتفاقي كه در حال حاضر با آن روبه‌رو هستيم اين است كه تقريبا تمام محصولات، كالا‌ها، خدمات و دارايي‌ها ارزش خود را با دلار آزاد (٦-٧ هزار تومان ) تطبيق دادند بنابراين از نظر ريالي همه چيز افزايش داشته است. اما ارزش کل مارکت، قبل از رشد اخیر دلار حدود ۱۰۳ میلیارد دلار بود که بر مبنای دلار ۴۲۰۰ تومانی در سطح ۴۳۲۲۸۳۶ میلیارد ریال قرار داشت و امروز هم با اندکی افزایش روبه‌رو شده اما تغییر قابل توجهی نداشته است.
به عبارتی ارزش کل مارکت ما با فرض دلار آزاد ۷۰۰۰ تومانی و عدم افزایش ارزش واقعی شرکت‌ها، باید در سطح ۷۲۱۰۰۰۰ میلیارد ریال قرار داشته باشد در حالی که ارزش کل مارکت ما امروز ۴۹۴۴۱۷۵ میلیارد ریال بود !‌
حتی با دلار ۵۰۰۰ تومانی هم ارزش مارکت امروز، اختلاف ۲۰۵۸۲۵ میلیارد ریالی با ارزش واقعی خود دارد که اختلاف قابل‌توجهی است. در حالی که حتی با دلار ۴۲۰۰ تومانی هم بسیاری از شرکت‌ها روند رشد سودآوری خود در سال ۱۳۹۷ را حفظ خواهند کرد لذا ارزش واقعی مارکت نیز رو به رشد خواهد بود. بنابراین بازار سرمایه هنوز فاصله قابل توجهی نسبت به ارزش واقعی خود دارد.

به همین دلیل نسبت Market Cap به GDP نه تنها افزایش قابل توجهی نداشته بلکه بطور محسوسی کاهش یافته و از سطح ۰.۶۵ به رقم ۰.۵۳ رسیده که نشان‌دهنده عقب‌ماندگی بازار سرمایه به دلیل سیاست‌های غلط دولت و تیم اقتصادی دولت است.

اگر منطقی به موضوع نگاه کنیم ، این امکان وجود ندارد که وضعیت ارزی شرکت‌ها در حالت فعلی باقی بماند چون یا منجر به کاهش GDP میشود و یا با گذر زمان و عدم مطابقت درآمد شرکت‌ها با رشد سایر کالاها شرایطی ایجاد خواهد شد که شرکت‌های بزرگ بورسی با مشکلات عدیده تولید و فروش و افت سودآوری جدی مواجه خواهند شد که در نهایت دولت را مجبور به بالا بردن نرخ ارز دستوری ۴۲۰۰ تومانی خواهد کرد.

بنابراین صف فروش و حراج سهامی که عملا با لحاظ رشد اخیر با نرخ ارز ۴۶۰۰-۴۷۰۰ تومان ارزش‌گذاری شده اند پشتوانه علمی و منطقی ندارد و این وضعیت بطور قطع پایدار نخواهد بود.
با افزایش ثبات بازار ارز و شفاف‌تر شدن نرخ ارز آزاد ، خواسته یا ناخواسته دولت نیز تن به نزدیک شدن به واقعیت اقتصاد خواهد داد.
منبع: کانال شخصی نگارنده
🆔 @jameeno
❇️ پیگیری شکایت جمعی از روزنامه‌نگاران در جلسه هیات مدیره انجمن صنفی روزنامه‌نگاران استان تهران


در جلسه امروز هیات مدیره انجمن صنفی روزنامه‌نگاران استان تهران، موضوع پیگیری حقوقی انتشار عکسی بدون منبع در یکی از روزنامه‌های سراسری، پیگیری حقوق معوقه جمعی از روزنامه‌نگارانِ مستعفی دو روزنامه و پیگیری شکایت یکی از خبرنگاران درخصوص برخورد فیزیکی و تحقیر‌آمیز مدیر مسوول با او مورد بحث و بررسی قرار گرفت. هیات مدیره مقرر کرد در هر سه موردِ یاد شده، پیگیری‌های لازم به عمل آید تا این روزنامه‌نگاران بتوانند به حقوق خود دست یابند.
برگزاری مراسم روز خبرنگار از سوی انجمن نیز یکی دیگر از دستوراتی بود که مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
#الف

♦️کار شما نیست!

◽️شورای سردبیری: آیا برای اینکه عبور نفت از تنگه هرمز را همه یا هیچ کنیم به نظامیان خود نیاز داریم؟ آیا بستن همه تنگه‌ها در همه جا سرباز و ناو می‌خواهد؟ چرا از اشاره رئیس‌جمهور به ناتوانی دیگران در صدور نفت در صورت صفر کردن صادرات ایران بلافاصله برداشت عملیات نظامی کردیم و نظامیان به شوق آمده اند؟ تلاش می‌کنیم به این پرسشهاپاسخ دهیم.

حتی اگر مذاکرات با خانم اشتون و نشست‌های استانبول و آلماتی را به حساب نیاوریم، ایران پنج سال است در حال پیگیری یک دیپلماسی فشرده بر سر حادترین مسأله خارجی خود پس از دوران جنگ هشت ساله است. این مذاکرات برخلاف تبلیغات داخلی مبتنی بر رقابت‌های حقیر سیاسی، دستاورد بزرگ و نجات‌بخشی داشته است: برجام! هرچند تحولی کاملاً نامرتبط با ما آن را به ناکامی دچار ساخت: روی کار آمدن ترامپ. سنگی آسمانی که اتفاقاً زمان و مکان ورودش بر سر بزرگترین دستاورد سیاسی ایران در چهل سال گذشته صرفاً از روی اقبال ناهمراه بود نه اشتباه ایرانی‌ها.

در جریان رویارویی تازه ما با این دارودسته لات سیاسی در ایالات متحده، امیدی به موفقیت دیپلماسی نرم یعنی مذاکره منطقی و مبتنی بر معامله مسالمت‌جویانه نیست. طرف مقابل، دیپلماسی آمریکا را برای خودش زور بازو تعریف کرده و نه ما و نه حتی متحدین اروپایی‌اش (که زبان هم را بهتر می‌فهمند) نمی‌توانیم از او رفتار مبتنی بر مذاکره برابر و احترام به حقوق بین‌الملل داشته باشیم. علنا از محاصره تا سقوط حرف می‌زند و به صفر رساندن صادرات نفت ایران.

در مقابل چنین کسی، زبان دیپلماسی را نباید کنار گذاشت، بلکه باید آن را ارتقا بخشید و اشاره روحانی درباره تنگه هرمز، هنوز در حوزه دیپلماسی است، هرچند دیپلماسی سخت: اگر من نتوانم، تو هم نمیتوانی.

به فرض آنکه کسی حریف این اوباش سیاست و همراهانشان نشود، به فرض آنکه این لاتها از مرحله فشار اقتصادی به شرکای تجاری ایران طرف چندانی نبندند، و به محاصره دریایی دست بزنند، حتی در آن هنگام که لازم می‌شود ما تنگه هرمز را به جبران ببندیم و سیاست همه یا هیچ را بکار بگیریم، به دخالت نظامیان نیازی نداریم؛ به مهندسانی نیاز داریم که خیلی معصومانه یکی دو کشتی بزرگ کهنه را در دهانه خلیج غرق کنند. از همین الان باید تصمیم بگیریم که به اقدام احتمالی در هرمز، اصلا رنگ و بوی نظامی ندهیم. درک آن کار سختی نیست و نظامیان ما نباید این تلقی را دامن بزنند که مترصد فرصتی برای بالا زدن آستین هستند.

باید هوشیار باشیم و به خودمان اجازه پرگویی ندهیم. باید بدانیم روحانی در اروپا رجز نخواند که ما ادامه‌اش بدهیم. او به خوبی تشخیص داده است ما تا حدودی می‌توانیم از شکاف واقعی بین اروپا با نادولت آمریکا استفاده کنیم و به همین دلیل در مقابل اروپا باید در موضع دیپلماتیک خود استوار بمانیم، هر چند باید جواب ترامپ گنده‌گو را هم بدهیم. روحانی «هل من مبارز» نگفته است. حرف او نه مجوز استارت قایق تندروست و نه حتی علامت برای رجزخوانی یا بازونمایی. برای ما، دوران شعارنویسی روی موشک گذشته و به تاریخ پیوسته است، و اگر عاقل باشیم، هیچگاه فرمان سیاست خارجی را به دستی غیر وزارت خارجه نمی‌دهیم در این دوران میدان‌داری فاشیست‌مسلکان تشنه سلطه بر دنیا در بزرگترین قدرت نظامی جهان. زنگیان مست تیغ به دست .

🆔 @jameeno
شرکت توزیع نیروی برق تهران برنامه زمان‌بندی احتمالی قطع برق در مناطق محتلف تهران را اعلام کرده:

http://tbtb.ir/uploads/barname17.pdf

🆔 @jameeno
#الف

🔸انکار اقتصاد آزاد و سرکشی بازارها: چه باید کرد؟

▫️علی محسنی: اسحاق جهانگیری در گفتگو با شماره 9 تیرماه روزنامه سازندگی در یک جمله استراتژی فعلی اقتصادی کشور را تشریح کرده است: «هیچ‌کس نیست که بگوید کشوری که در شرایط جنگ است،اقتصادش باید اقتصاد آزاد باشد.»
داوری ارزشی در باب این گفته نفر دوم دولت، شاید کمی دشوار به نظر برسد. با تحریم های شدیدی که رییس جمهور آمریکا برای کشورمان در نظر گرفته، اوضاع عادی نیست و در اوضاع غیرعادی نیز نمی توان به شیوه های معمول در اداره کشور تن داد. در این شرایط، افزایش محدودیت ها و کنترل ها قابل قبول به نظر می رسد و شاید نتوان تنظیم بازارها را به نیروهای عرضه و تقاضای درونی شان سپرد.
اما آیا می توان از زاویه ای دیگر نیز به موضوع نگریست و سخن معاون اول رییس جمهور را به نقد کشید؟ از دید نگارنده، می توان در قالب سه پرسش، حکم به «لغو آزادی اقتصادی در شرایط جنگی ترسیم شده» را نپذیرفت:
پرسش نخست: آیا اقتصاد ایران در شرایط غیرجنگی، آزاد بوده است؟
عموم اقتصاددانان دخالت دولت و نهادهای حکومتی در اقتصاد ایران را بسیار بالا می دانند. فعال بخش خصوصی زیر تیغ قیمت گذاری کالا و خدمات تولیدی خود است و نحوه تخصیص منابع و حضور دولت در بازارها به نحوی است که آزادی تصمیم گیری را تا حد بسیاری از او می ستاند. سازمان حمایت از مصرف کنندگان و تولیدکنندگان، تعزیرات حکومتی و حتی واحدهایی در داخل تشکل های صنفی به طور مرتب بر بازارها نظارت دارند و نقطه تمرکز خود را بر تثبیت قیمت نهایی کالاها قرار داده اند. بنابراین اقتصاد ایران در شرایط عادی نیز به اصول پذیرفته شده اقتصاد بازار چندان پایبند نیست و نتیجه این رویه را در نرخ پایین سرمایه گذاری، نرخ بیکاری بالا و حتی مواجهه مصرف کننده با کالاها و و خدمات گران می بیند. در یک کلام، اقتصاد ایران در دهه های اخیر با احتیاط فراوان و با کندی به سوی پذیرش و اجرای اصول اقتصاد آزاد حرکت کرده است.
پرسش دوم: در صورت پذیرش وضعیت جنگی برای روزگار کنونی، دایره دخالت دولت تا کجا تعریف می شود؟
دولت با نرخ گذاری رسمی برای ارز به شرایط فعلی پا گذاشته که تصور شرایط غیرعادی و جنگی از آن را دارد. این دخالت آشکار حتی در بازار کالاهای غیرضروری نیز ورود کرده است. به گفته دولت، ارز ارزان در دسترس همگان است و پس رشد قیمت کالا و خدمات توجیهی ندارد. دولت در برابر درخواست تشکل های اقتصادی و اصناف برای افزایش قیمت کالاها در واکنش به تورم موجود، مقاومت می کند و در نهایت تنها چند درصد رشد قیمت را مجاز می داند. دولت عنان حداکثری تمامی بخش های اقتصادی را در دست گرفته تا به زعم خود، اقتصاد کشور را در برابر طوفان سیاسی و اقتصادی بیرون مرزها و تحمیل انزوای بیرونی مصون نگاه دارد. دایره دخالت گسترده است و بسیاری چنین گستردگی را زیر سوال می برند.
پرسش سوم: دخالت دولت چقدر فایده داشته است؟
در عالم واقع و در مراجعه مصرف کننده به بازارها اما نرخ کالاهای غیرضروری با قیمت بازار غیررسمی ارز همسان شده و نرخ ها در بسیاری از کالاها و خدمات ضروری نیز با رشد قابل توجه همراه است. بنابراین نتیجه آن شده: دولت دخالتی گسترده برای ثبات بخشی به بازارها داشته، جامعه چنین رویه ای را درست می داند اما بازارها به این دخالت ها تمکین نکرده اند. دولت و مردم اما ضعف نظارت و کارآیی پایین دخالت دولت را مقصر می دانند و کمتر کسی اصل «دخالت» را زیر سوال می برد.
و اما چه می توان پیشنهاد داد؟
فارغ از این که به واقع شرایط جنگی است یا خیر، دولت نیاز به تصحیح نگاه خود دارد. بهتر است دولت صرفا بر نیازهای ضروری مردم تمرکز کند. تامین معیشت حداقلی، حفظ سطح یا گسترش آموزش، درمان و امنیت عمومی وظیفه دولت است. خارج از این دایره، دخالت ضرورتی ندارد. خرید خودرو شخصی، سفر رفتن، خرید کالاهای لوکس و نیازهای دیگری که از نظر شهرنشینان ضروری است – همانند گوشی همراه – و دولت نباید آن ها را ضروری بداند، بهتر است حتی در شرایط جنگی بر عهده بازارها باشد.
دولت بهتر است اصل را بر اقتصاد بازار بگذارد و مطمئن باشد عدم تکمین به اصول اقتصاد آزاد است که آسیب پذیری ما را در شرایط کنونی افزایش داده است. در این صورت، مدیریت بخش هایی که جزء وظایف انکارناپذیر دولت است نیز آسان تر خواهد بود.

🆔 @jameeno