#الف
♦️کار شما نیست!
◽️شورای سردبیری: آیا برای اینکه عبور نفت از تنگه هرمز را همه یا هیچ کنیم به نظامیان خود نیاز داریم؟ آیا بستن همه تنگهها در همه جا سرباز و ناو میخواهد؟ چرا از اشاره رئیسجمهور به ناتوانی دیگران در صدور نفت در صورت صفر کردن صادرات ایران بلافاصله برداشت عملیات نظامی کردیم و نظامیان به شوق آمده اند؟ تلاش میکنیم به این پرسشهاپاسخ دهیم.
حتی اگر مذاکرات با خانم اشتون و نشستهای استانبول و آلماتی را به حساب نیاوریم، ایران پنج سال است در حال پیگیری یک دیپلماسی فشرده بر سر حادترین مسأله خارجی خود پس از دوران جنگ هشت ساله است. این مذاکرات برخلاف تبلیغات داخلی مبتنی بر رقابتهای حقیر سیاسی، دستاورد بزرگ و نجاتبخشی داشته است: برجام! هرچند تحولی کاملاً نامرتبط با ما آن را به ناکامی دچار ساخت: روی کار آمدن ترامپ. سنگی آسمانی که اتفاقاً زمان و مکان ورودش بر سر بزرگترین دستاورد سیاسی ایران در چهل سال گذشته صرفاً از روی اقبال ناهمراه بود نه اشتباه ایرانیها.
در جریان رویارویی تازه ما با این دارودسته لات سیاسی در ایالات متحده، امیدی به موفقیت دیپلماسی نرم یعنی مذاکره منطقی و مبتنی بر معامله مسالمتجویانه نیست. طرف مقابل، دیپلماسی آمریکا را برای خودش زور بازو تعریف کرده و نه ما و نه حتی متحدین اروپاییاش (که زبان هم را بهتر میفهمند) نمیتوانیم از او رفتار مبتنی بر مذاکره برابر و احترام به حقوق بینالملل داشته باشیم. علنا از محاصره تا سقوط حرف میزند و به صفر رساندن صادرات نفت ایران.
در مقابل چنین کسی، زبان دیپلماسی را نباید کنار گذاشت، بلکه باید آن را ارتقا بخشید و اشاره روحانی درباره تنگه هرمز، هنوز در حوزه دیپلماسی است، هرچند دیپلماسی سخت: اگر من نتوانم، تو هم نمیتوانی.
به فرض آنکه کسی حریف این اوباش سیاست و همراهانشان نشود، به فرض آنکه این لاتها از مرحله فشار اقتصادی به شرکای تجاری ایران طرف چندانی نبندند، و به محاصره دریایی دست بزنند، حتی در آن هنگام که لازم میشود ما تنگه هرمز را به جبران ببندیم و سیاست همه یا هیچ را بکار بگیریم، به دخالت نظامیان نیازی نداریم؛ به مهندسانی نیاز داریم که خیلی معصومانه یکی دو کشتی بزرگ کهنه را در دهانه خلیج غرق کنند. از همین الان باید تصمیم بگیریم که به اقدام احتمالی در هرمز، اصلا رنگ و بوی نظامی ندهیم. درک آن کار سختی نیست و نظامیان ما نباید این تلقی را دامن بزنند که مترصد فرصتی برای بالا زدن آستین هستند.
باید هوشیار باشیم و به خودمان اجازه پرگویی ندهیم. باید بدانیم روحانی در اروپا رجز نخواند که ما ادامهاش بدهیم. او به خوبی تشخیص داده است ما تا حدودی میتوانیم از شکاف واقعی بین اروپا با نادولت آمریکا استفاده کنیم و به همین دلیل در مقابل اروپا باید در موضع دیپلماتیک خود استوار بمانیم، هر چند باید جواب ترامپ گندهگو را هم بدهیم. روحانی «هل من مبارز» نگفته است. حرف او نه مجوز استارت قایق تندروست و نه حتی علامت برای رجزخوانی یا بازونمایی. برای ما، دوران شعارنویسی روی موشک گذشته و به تاریخ پیوسته است، و اگر عاقل باشیم، هیچگاه فرمان سیاست خارجی را به دستی غیر وزارت خارجه نمیدهیم در این دوران میدانداری فاشیستمسلکان تشنه سلطه بر دنیا در بزرگترین قدرت نظامی جهان. زنگیان مست تیغ به دست .
🆔 @jameeno
♦️کار شما نیست!
◽️شورای سردبیری: آیا برای اینکه عبور نفت از تنگه هرمز را همه یا هیچ کنیم به نظامیان خود نیاز داریم؟ آیا بستن همه تنگهها در همه جا سرباز و ناو میخواهد؟ چرا از اشاره رئیسجمهور به ناتوانی دیگران در صدور نفت در صورت صفر کردن صادرات ایران بلافاصله برداشت عملیات نظامی کردیم و نظامیان به شوق آمده اند؟ تلاش میکنیم به این پرسشهاپاسخ دهیم.
حتی اگر مذاکرات با خانم اشتون و نشستهای استانبول و آلماتی را به حساب نیاوریم، ایران پنج سال است در حال پیگیری یک دیپلماسی فشرده بر سر حادترین مسأله خارجی خود پس از دوران جنگ هشت ساله است. این مذاکرات برخلاف تبلیغات داخلی مبتنی بر رقابتهای حقیر سیاسی، دستاورد بزرگ و نجاتبخشی داشته است: برجام! هرچند تحولی کاملاً نامرتبط با ما آن را به ناکامی دچار ساخت: روی کار آمدن ترامپ. سنگی آسمانی که اتفاقاً زمان و مکان ورودش بر سر بزرگترین دستاورد سیاسی ایران در چهل سال گذشته صرفاً از روی اقبال ناهمراه بود نه اشتباه ایرانیها.
در جریان رویارویی تازه ما با این دارودسته لات سیاسی در ایالات متحده، امیدی به موفقیت دیپلماسی نرم یعنی مذاکره منطقی و مبتنی بر معامله مسالمتجویانه نیست. طرف مقابل، دیپلماسی آمریکا را برای خودش زور بازو تعریف کرده و نه ما و نه حتی متحدین اروپاییاش (که زبان هم را بهتر میفهمند) نمیتوانیم از او رفتار مبتنی بر مذاکره برابر و احترام به حقوق بینالملل داشته باشیم. علنا از محاصره تا سقوط حرف میزند و به صفر رساندن صادرات نفت ایران.
در مقابل چنین کسی، زبان دیپلماسی را نباید کنار گذاشت، بلکه باید آن را ارتقا بخشید و اشاره روحانی درباره تنگه هرمز، هنوز در حوزه دیپلماسی است، هرچند دیپلماسی سخت: اگر من نتوانم، تو هم نمیتوانی.
به فرض آنکه کسی حریف این اوباش سیاست و همراهانشان نشود، به فرض آنکه این لاتها از مرحله فشار اقتصادی به شرکای تجاری ایران طرف چندانی نبندند، و به محاصره دریایی دست بزنند، حتی در آن هنگام که لازم میشود ما تنگه هرمز را به جبران ببندیم و سیاست همه یا هیچ را بکار بگیریم، به دخالت نظامیان نیازی نداریم؛ به مهندسانی نیاز داریم که خیلی معصومانه یکی دو کشتی بزرگ کهنه را در دهانه خلیج غرق کنند. از همین الان باید تصمیم بگیریم که به اقدام احتمالی در هرمز، اصلا رنگ و بوی نظامی ندهیم. درک آن کار سختی نیست و نظامیان ما نباید این تلقی را دامن بزنند که مترصد فرصتی برای بالا زدن آستین هستند.
باید هوشیار باشیم و به خودمان اجازه پرگویی ندهیم. باید بدانیم روحانی در اروپا رجز نخواند که ما ادامهاش بدهیم. او به خوبی تشخیص داده است ما تا حدودی میتوانیم از شکاف واقعی بین اروپا با نادولت آمریکا استفاده کنیم و به همین دلیل در مقابل اروپا باید در موضع دیپلماتیک خود استوار بمانیم، هر چند باید جواب ترامپ گندهگو را هم بدهیم. روحانی «هل من مبارز» نگفته است. حرف او نه مجوز استارت قایق تندروست و نه حتی علامت برای رجزخوانی یا بازونمایی. برای ما، دوران شعارنویسی روی موشک گذشته و به تاریخ پیوسته است، و اگر عاقل باشیم، هیچگاه فرمان سیاست خارجی را به دستی غیر وزارت خارجه نمیدهیم در این دوران میدانداری فاشیستمسلکان تشنه سلطه بر دنیا در بزرگترین قدرت نظامی جهان. زنگیان مست تیغ به دست .
🆔 @jameeno
شرکت توزیع نیروی برق تهران برنامه زمانبندی احتمالی قطع برق در مناطق محتلف تهران را اعلام کرده:
http://tbtb.ir/uploads/barname17.pdf
🆔 @jameeno
http://tbtb.ir/uploads/barname17.pdf
🆔 @jameeno
#الف
🔸انکار اقتصاد آزاد و سرکشی بازارها: چه باید کرد؟
▫️علی محسنی: اسحاق جهانگیری در گفتگو با شماره 9 تیرماه روزنامه سازندگی در یک جمله استراتژی فعلی اقتصادی کشور را تشریح کرده است: «هیچکس نیست که بگوید کشوری که در شرایط جنگ است،اقتصادش باید اقتصاد آزاد باشد.»
داوری ارزشی در باب این گفته نفر دوم دولت، شاید کمی دشوار به نظر برسد. با تحریم های شدیدی که رییس جمهور آمریکا برای کشورمان در نظر گرفته، اوضاع عادی نیست و در اوضاع غیرعادی نیز نمی توان به شیوه های معمول در اداره کشور تن داد. در این شرایط، افزایش محدودیت ها و کنترل ها قابل قبول به نظر می رسد و شاید نتوان تنظیم بازارها را به نیروهای عرضه و تقاضای درونی شان سپرد.
اما آیا می توان از زاویه ای دیگر نیز به موضوع نگریست و سخن معاون اول رییس جمهور را به نقد کشید؟ از دید نگارنده، می توان در قالب سه پرسش، حکم به «لغو آزادی اقتصادی در شرایط جنگی ترسیم شده» را نپذیرفت:
پرسش نخست: آیا اقتصاد ایران در شرایط غیرجنگی، آزاد بوده است؟
عموم اقتصاددانان دخالت دولت و نهادهای حکومتی در اقتصاد ایران را بسیار بالا می دانند. فعال بخش خصوصی زیر تیغ قیمت گذاری کالا و خدمات تولیدی خود است و نحوه تخصیص منابع و حضور دولت در بازارها به نحوی است که آزادی تصمیم گیری را تا حد بسیاری از او می ستاند. سازمان حمایت از مصرف کنندگان و تولیدکنندگان، تعزیرات حکومتی و حتی واحدهایی در داخل تشکل های صنفی به طور مرتب بر بازارها نظارت دارند و نقطه تمرکز خود را بر تثبیت قیمت نهایی کالاها قرار داده اند. بنابراین اقتصاد ایران در شرایط عادی نیز به اصول پذیرفته شده اقتصاد بازار چندان پایبند نیست و نتیجه این رویه را در نرخ پایین سرمایه گذاری، نرخ بیکاری بالا و حتی مواجهه مصرف کننده با کالاها و و خدمات گران می بیند. در یک کلام، اقتصاد ایران در دهه های اخیر با احتیاط فراوان و با کندی به سوی پذیرش و اجرای اصول اقتصاد آزاد حرکت کرده است.
پرسش دوم: در صورت پذیرش وضعیت جنگی برای روزگار کنونی، دایره دخالت دولت تا کجا تعریف می شود؟
دولت با نرخ گذاری رسمی برای ارز به شرایط فعلی پا گذاشته که تصور شرایط غیرعادی و جنگی از آن را دارد. این دخالت آشکار حتی در بازار کالاهای غیرضروری نیز ورود کرده است. به گفته دولت، ارز ارزان در دسترس همگان است و پس رشد قیمت کالا و خدمات توجیهی ندارد. دولت در برابر درخواست تشکل های اقتصادی و اصناف برای افزایش قیمت کالاها در واکنش به تورم موجود، مقاومت می کند و در نهایت تنها چند درصد رشد قیمت را مجاز می داند. دولت عنان حداکثری تمامی بخش های اقتصادی را در دست گرفته تا به زعم خود، اقتصاد کشور را در برابر طوفان سیاسی و اقتصادی بیرون مرزها و تحمیل انزوای بیرونی مصون نگاه دارد. دایره دخالت گسترده است و بسیاری چنین گستردگی را زیر سوال می برند.
پرسش سوم: دخالت دولت چقدر فایده داشته است؟
در عالم واقع و در مراجعه مصرف کننده به بازارها اما نرخ کالاهای غیرضروری با قیمت بازار غیررسمی ارز همسان شده و نرخ ها در بسیاری از کالاها و خدمات ضروری نیز با رشد قابل توجه همراه است. بنابراین نتیجه آن شده: دولت دخالتی گسترده برای ثبات بخشی به بازارها داشته، جامعه چنین رویه ای را درست می داند اما بازارها به این دخالت ها تمکین نکرده اند. دولت و مردم اما ضعف نظارت و کارآیی پایین دخالت دولت را مقصر می دانند و کمتر کسی اصل «دخالت» را زیر سوال می برد.
و اما چه می توان پیشنهاد داد؟
فارغ از این که به واقع شرایط جنگی است یا خیر، دولت نیاز به تصحیح نگاه خود دارد. بهتر است دولت صرفا بر نیازهای ضروری مردم تمرکز کند. تامین معیشت حداقلی، حفظ سطح یا گسترش آموزش، درمان و امنیت عمومی وظیفه دولت است. خارج از این دایره، دخالت ضرورتی ندارد. خرید خودرو شخصی، سفر رفتن، خرید کالاهای لوکس و نیازهای دیگری که از نظر شهرنشینان ضروری است – همانند گوشی همراه – و دولت نباید آن ها را ضروری بداند، بهتر است حتی در شرایط جنگی بر عهده بازارها باشد.
دولت بهتر است اصل را بر اقتصاد بازار بگذارد و مطمئن باشد عدم تکمین به اصول اقتصاد آزاد است که آسیب پذیری ما را در شرایط کنونی افزایش داده است. در این صورت، مدیریت بخش هایی که جزء وظایف انکارناپذیر دولت است نیز آسان تر خواهد بود.
🆔 @jameeno
🔸انکار اقتصاد آزاد و سرکشی بازارها: چه باید کرد؟
▫️علی محسنی: اسحاق جهانگیری در گفتگو با شماره 9 تیرماه روزنامه سازندگی در یک جمله استراتژی فعلی اقتصادی کشور را تشریح کرده است: «هیچکس نیست که بگوید کشوری که در شرایط جنگ است،اقتصادش باید اقتصاد آزاد باشد.»
داوری ارزشی در باب این گفته نفر دوم دولت، شاید کمی دشوار به نظر برسد. با تحریم های شدیدی که رییس جمهور آمریکا برای کشورمان در نظر گرفته، اوضاع عادی نیست و در اوضاع غیرعادی نیز نمی توان به شیوه های معمول در اداره کشور تن داد. در این شرایط، افزایش محدودیت ها و کنترل ها قابل قبول به نظر می رسد و شاید نتوان تنظیم بازارها را به نیروهای عرضه و تقاضای درونی شان سپرد.
اما آیا می توان از زاویه ای دیگر نیز به موضوع نگریست و سخن معاون اول رییس جمهور را به نقد کشید؟ از دید نگارنده، می توان در قالب سه پرسش، حکم به «لغو آزادی اقتصادی در شرایط جنگی ترسیم شده» را نپذیرفت:
پرسش نخست: آیا اقتصاد ایران در شرایط غیرجنگی، آزاد بوده است؟
عموم اقتصاددانان دخالت دولت و نهادهای حکومتی در اقتصاد ایران را بسیار بالا می دانند. فعال بخش خصوصی زیر تیغ قیمت گذاری کالا و خدمات تولیدی خود است و نحوه تخصیص منابع و حضور دولت در بازارها به نحوی است که آزادی تصمیم گیری را تا حد بسیاری از او می ستاند. سازمان حمایت از مصرف کنندگان و تولیدکنندگان، تعزیرات حکومتی و حتی واحدهایی در داخل تشکل های صنفی به طور مرتب بر بازارها نظارت دارند و نقطه تمرکز خود را بر تثبیت قیمت نهایی کالاها قرار داده اند. بنابراین اقتصاد ایران در شرایط عادی نیز به اصول پذیرفته شده اقتصاد بازار چندان پایبند نیست و نتیجه این رویه را در نرخ پایین سرمایه گذاری، نرخ بیکاری بالا و حتی مواجهه مصرف کننده با کالاها و و خدمات گران می بیند. در یک کلام، اقتصاد ایران در دهه های اخیر با احتیاط فراوان و با کندی به سوی پذیرش و اجرای اصول اقتصاد آزاد حرکت کرده است.
پرسش دوم: در صورت پذیرش وضعیت جنگی برای روزگار کنونی، دایره دخالت دولت تا کجا تعریف می شود؟
دولت با نرخ گذاری رسمی برای ارز به شرایط فعلی پا گذاشته که تصور شرایط غیرعادی و جنگی از آن را دارد. این دخالت آشکار حتی در بازار کالاهای غیرضروری نیز ورود کرده است. به گفته دولت، ارز ارزان در دسترس همگان است و پس رشد قیمت کالا و خدمات توجیهی ندارد. دولت در برابر درخواست تشکل های اقتصادی و اصناف برای افزایش قیمت کالاها در واکنش به تورم موجود، مقاومت می کند و در نهایت تنها چند درصد رشد قیمت را مجاز می داند. دولت عنان حداکثری تمامی بخش های اقتصادی را در دست گرفته تا به زعم خود، اقتصاد کشور را در برابر طوفان سیاسی و اقتصادی بیرون مرزها و تحمیل انزوای بیرونی مصون نگاه دارد. دایره دخالت گسترده است و بسیاری چنین گستردگی را زیر سوال می برند.
پرسش سوم: دخالت دولت چقدر فایده داشته است؟
در عالم واقع و در مراجعه مصرف کننده به بازارها اما نرخ کالاهای غیرضروری با قیمت بازار غیررسمی ارز همسان شده و نرخ ها در بسیاری از کالاها و خدمات ضروری نیز با رشد قابل توجه همراه است. بنابراین نتیجه آن شده: دولت دخالتی گسترده برای ثبات بخشی به بازارها داشته، جامعه چنین رویه ای را درست می داند اما بازارها به این دخالت ها تمکین نکرده اند. دولت و مردم اما ضعف نظارت و کارآیی پایین دخالت دولت را مقصر می دانند و کمتر کسی اصل «دخالت» را زیر سوال می برد.
و اما چه می توان پیشنهاد داد؟
فارغ از این که به واقع شرایط جنگی است یا خیر، دولت نیاز به تصحیح نگاه خود دارد. بهتر است دولت صرفا بر نیازهای ضروری مردم تمرکز کند. تامین معیشت حداقلی، حفظ سطح یا گسترش آموزش، درمان و امنیت عمومی وظیفه دولت است. خارج از این دایره، دخالت ضرورتی ندارد. خرید خودرو شخصی، سفر رفتن، خرید کالاهای لوکس و نیازهای دیگری که از نظر شهرنشینان ضروری است – همانند گوشی همراه – و دولت نباید آن ها را ضروری بداند، بهتر است حتی در شرایط جنگی بر عهده بازارها باشد.
دولت بهتر است اصل را بر اقتصاد بازار بگذارد و مطمئن باشد عدم تکمین به اصول اقتصاد آزاد است که آسیب پذیری ما را در شرایط کنونی افزایش داده است. در این صورت، مدیریت بخش هایی که جزء وظایف انکارناپذیر دولت است نیز آسان تر خواهد بود.
🆔 @jameeno
🔸از نظر شرعی لزومی ندارد توریست ها حجاب را رعایت کنند
▫️محسن غرویان در گفتگو با ایلنا: همانطور که ما به کشورهای دیگر میرویم و طبق قوانین خودمان عمل میکنیم، باید به توریستها هم اجازه داده شود در کشور ما طبق قوانین خودشان عمل کنند.
باید به توریستها گفته شود فرهنگ ایران مذهبی است اما اجباری در اجرای آن برای شما نیست. توریستها از نظر شرعی و فقهی جبری در اجرای موازین دینی ما ندارند، آنها میتوانند خودشان حجاب را اختیار کنند و از نظر مذهبی اجباری برای آنها وجود ندارد.
فقه ما با مسیحیان در مواردی همچون معاملات مغایرتهایی با یکدیگر دارند اما احکام فقه و حتی ازدواج آنها برای ما محترم است.
این مباحث جنجالی است که باید به مجلس برود و باید صاحبنظران هم در خصوص آن نظر بدهند، اما به نظر من بهتر است، این مسئله را به اختیار خود توریستها بگذاریم.
منبع: کانال نامههای حوزوی
🆔 @jameeno
▫️محسن غرویان در گفتگو با ایلنا: همانطور که ما به کشورهای دیگر میرویم و طبق قوانین خودمان عمل میکنیم، باید به توریستها هم اجازه داده شود در کشور ما طبق قوانین خودشان عمل کنند.
باید به توریستها گفته شود فرهنگ ایران مذهبی است اما اجباری در اجرای آن برای شما نیست. توریستها از نظر شرعی و فقهی جبری در اجرای موازین دینی ما ندارند، آنها میتوانند خودشان حجاب را اختیار کنند و از نظر مذهبی اجباری برای آنها وجود ندارد.
فقه ما با مسیحیان در مواردی همچون معاملات مغایرتهایی با یکدیگر دارند اما احکام فقه و حتی ازدواج آنها برای ما محترم است.
این مباحث جنجالی است که باید به مجلس برود و باید صاحبنظران هم در خصوص آن نظر بدهند، اما به نظر من بهتر است، این مسئله را به اختیار خود توریستها بگذاریم.
منبع: کانال نامههای حوزوی
🆔 @jameeno
🍀درگذشت محمد بستهنگار در ۷۷ سالگی
▫️جامعه نو: محمد بستهنگار، فعال سیاسی، عضو شورای فعالان ملی-مذهبی و داماد آیتالله طالقانی درگذشت.
وی که بیش از نیم قرن فعالیت سیاسی را در کارنامه دارد، در مقطعی عضو جبهه ملی، در مقطعی عضو نهضت آزادی ایران و تا پایان زندگی عضو شورای نیروهای ملی-مذهبی بود.
گفتنی است او در هنگام مرگ، ۷۷ سال سن داشت.
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/Ba-07-09
▫️جامعه نو: محمد بستهنگار، فعال سیاسی، عضو شورای فعالان ملی-مذهبی و داماد آیتالله طالقانی درگذشت.
وی که بیش از نیم قرن فعالیت سیاسی را در کارنامه دارد، در مقطعی عضو جبهه ملی، در مقطعی عضو نهضت آزادی ایران و تا پایان زندگی عضو شورای نیروهای ملی-مذهبی بود.
گفتنی است او در هنگام مرگ، ۷۷ سال سن داشت.
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/Ba-07-09
Telegraph
محمد بستهنگار درگذشت
#الف
🔺زمینهچینی یک اقدام نامقدر
▫️شورای سردبیری: حدود دو دهه بعد از به حکومت رسیدن کمونیستها در چین، مائو تسه تونگ مقام ارشد حزب بساطی راه انداخت که به انقلاب فرهنگی معروف شد: کودتایی خزنده علیه هم حزبیهایی که مائو احساس میکرد قافیه را در برابر آنها باخته است. به تحریک او و تندروهایی همچون همسرش جوانان دانشجو و محصل را بسیج کردند و در قالب دهانپرکن گارد سرخ به میدان آمدند تا عرصه اجتماع را در کنترل بگیرند. سپس در حالیکه قدرت کور این جوانان خام جامعه را منکوب اعمال آنها ساخته بود، طی یکی دو سال بعد به سرکوب کمونیستهای اصلاحجوی درون حزب پرداختند.
ذکر داستان مائو البته این دفعه بدون رودربایستی برای هشدار است، چون الگوبرداری کامل و بدون پرده پوشی آن کودتای داخل نظام قابل مشاهده است. از درون نظام، خواب کودتای بدون درد و خونریزی علیه جامعه میبینند.
اینکه جوانان باید به صحنه بیایند و جوانان نیروی سازندهاند و از تواناییهای آنها استفاده خواهد شد و از این قبیل شعارها البته از مدتها پیش در کشور ما رواج داشته است. همه از این شعارها میدهند و کسی هم اهمیت نمیدهد بپرسد مگر دولتها در کشورهای پیشرفته و به شدت مشارکتپذیر و کاملاً دموکرات و دارای بهرهوری بسیار بالا از نیروی انسانی اختیار و سرنوشت خود را به دست دانشجویان و تازهفارغالتحصیلان میدهند تا ما هم از این راه برویم؟ در ایران اکثر سیاستمدارها این شگرد عوامفریبانه را هنگام انتخابات به کرات به کار میگیرند و نوعی کرنش و دلربایی از نسل جوان و بویژه دانشجویان برای جمعآوری رأی است. گاهی هم در مقابل کابینهها و مقامات دارای سن بالا به عنوان وسیله تخریب به کار میرود. آخرین کاربرد هم همان سودجویی کودتایی مائویی و تسویهحساب حکومتی است. نمونه جدیاش را دو روز است دستگاه تبلیغاتی حکومت در بوق کرده است.
یک نامه خواندنی از سوی تعدادی مقام موقعیتازدستداده که اکنون در دانشگاههای تصفیه شده پناه گرفتهاند و عدهای از افراد سادهلوح منتشر شده و دو روز است در رادیو و تلویزیون وسیله زمینهسازی آشوب در نظام اداری به اندازه کافی مشکلدار کشور است. توصیه میکنیم آن را بخوانید، بویژه نام امضاکنندگان را که احتمالاً تعدادی از آنها که از ماهیت روند پیش رو آگاه نبودهاند امضای خود را پس خواهند گرفت. در ابتدا بخشی تحریککننده خطاب به مردم دارد و سپس لحن تهدیدآمیز خود را متوجه روحانی میکند. بعد تعارفاتی با رئیس قوه قضائی دارد، و سپس به هشدارهای تهدیدکننده به علی لاریجانی رئیس مجلس میرسد که برای همراهی با "جریان" آدم مطمئنی به نظر نمیرسد. نقل عباراتی از آن به درازا میکشد و به این اکتفا میکنیم که نویسندگان به مردم تأکید کردهاند که جوان هستند و از چپ و راست نیستند (پوشاندن هویت سیاسی که شگرد فاشیستها و عملهجات آنهاست)، از همه رسانهها، تریبونها و جلسات استفاده خواهند کرد (بدیهی است از تریبونهای مجوزدار راست. به این میگویند پیدا بودن دم!) و خواهند خواست جوانان به جای چهرهها و نگاههای فسیل و بی انگیزه به صحنه بیایند. از روحانی خواستهاند رئیس بانک مرکزی و معاونش را فوراً برکنار و کابینه را با مدیران جوان، باانگیزه، یکدست، شجاع و متخصص ترمیم کند. از خریداران سکه مالیات بگیرد، از خریدوفروشکنندگان کلان مسکن مالیات بگیرد، برای اجارهنشینها در عرض یک ماه برنامه حمایتی عرضه کند و از کاسبهای خرد مالیات نگیرد (با فرض کردن عوام کماطلاع به عنوان مخاطب خود، درخواستهای مردمرنگکنی ردیف کردهاند). از رئیس قوه قضائیه هم خواستار تشکیل دادگاه جنگی اقتصادی و اعدام در ملاءعام شدهاند. چگونگی تهدید ظریف علی لاریجانی در اختصار نمیگنجد باید خودتان مشروحش را بخوانید.
حتی اگر بدبینی پیشه نکنیم، مجموعه رخدادها و بویژه تعارفات و "بفرما"های اخیری که به نظامیان زده میشود، حاکی از پیداشدن نام نوشدارو برای صاحبان احساس مالکیت خداداده این کشور است. البته کار صعبی است که یکشبه نمیتوان آنرا به انجام رساند بویژه که با کنار زدن روحانی و چند نفر دیگر به انجام نمیرسد. برخلاف تصور، این زمینهچینی برای عمل علیه روحانی نیست. علیه مردم و دیدگاهها و مطالبات آنهاست. ضد گذشته نظام است با این فرض که نفی گذشته، هم پدید آوردن امکان فرار از مسئولیت است و هم شانس تازهای برای بقا بر دوش یک ساختار تازه. بساط این زمینهچینی را باید به هم زد.
🆔 @jameeno
🔺زمینهچینی یک اقدام نامقدر
▫️شورای سردبیری: حدود دو دهه بعد از به حکومت رسیدن کمونیستها در چین، مائو تسه تونگ مقام ارشد حزب بساطی راه انداخت که به انقلاب فرهنگی معروف شد: کودتایی خزنده علیه هم حزبیهایی که مائو احساس میکرد قافیه را در برابر آنها باخته است. به تحریک او و تندروهایی همچون همسرش جوانان دانشجو و محصل را بسیج کردند و در قالب دهانپرکن گارد سرخ به میدان آمدند تا عرصه اجتماع را در کنترل بگیرند. سپس در حالیکه قدرت کور این جوانان خام جامعه را منکوب اعمال آنها ساخته بود، طی یکی دو سال بعد به سرکوب کمونیستهای اصلاحجوی درون حزب پرداختند.
ذکر داستان مائو البته این دفعه بدون رودربایستی برای هشدار است، چون الگوبرداری کامل و بدون پرده پوشی آن کودتای داخل نظام قابل مشاهده است. از درون نظام، خواب کودتای بدون درد و خونریزی علیه جامعه میبینند.
اینکه جوانان باید به صحنه بیایند و جوانان نیروی سازندهاند و از تواناییهای آنها استفاده خواهد شد و از این قبیل شعارها البته از مدتها پیش در کشور ما رواج داشته است. همه از این شعارها میدهند و کسی هم اهمیت نمیدهد بپرسد مگر دولتها در کشورهای پیشرفته و به شدت مشارکتپذیر و کاملاً دموکرات و دارای بهرهوری بسیار بالا از نیروی انسانی اختیار و سرنوشت خود را به دست دانشجویان و تازهفارغالتحصیلان میدهند تا ما هم از این راه برویم؟ در ایران اکثر سیاستمدارها این شگرد عوامفریبانه را هنگام انتخابات به کرات به کار میگیرند و نوعی کرنش و دلربایی از نسل جوان و بویژه دانشجویان برای جمعآوری رأی است. گاهی هم در مقابل کابینهها و مقامات دارای سن بالا به عنوان وسیله تخریب به کار میرود. آخرین کاربرد هم همان سودجویی کودتایی مائویی و تسویهحساب حکومتی است. نمونه جدیاش را دو روز است دستگاه تبلیغاتی حکومت در بوق کرده است.
یک نامه خواندنی از سوی تعدادی مقام موقعیتازدستداده که اکنون در دانشگاههای تصفیه شده پناه گرفتهاند و عدهای از افراد سادهلوح منتشر شده و دو روز است در رادیو و تلویزیون وسیله زمینهسازی آشوب در نظام اداری به اندازه کافی مشکلدار کشور است. توصیه میکنیم آن را بخوانید، بویژه نام امضاکنندگان را که احتمالاً تعدادی از آنها که از ماهیت روند پیش رو آگاه نبودهاند امضای خود را پس خواهند گرفت. در ابتدا بخشی تحریککننده خطاب به مردم دارد و سپس لحن تهدیدآمیز خود را متوجه روحانی میکند. بعد تعارفاتی با رئیس قوه قضائی دارد، و سپس به هشدارهای تهدیدکننده به علی لاریجانی رئیس مجلس میرسد که برای همراهی با "جریان" آدم مطمئنی به نظر نمیرسد. نقل عباراتی از آن به درازا میکشد و به این اکتفا میکنیم که نویسندگان به مردم تأکید کردهاند که جوان هستند و از چپ و راست نیستند (پوشاندن هویت سیاسی که شگرد فاشیستها و عملهجات آنهاست)، از همه رسانهها، تریبونها و جلسات استفاده خواهند کرد (بدیهی است از تریبونهای مجوزدار راست. به این میگویند پیدا بودن دم!) و خواهند خواست جوانان به جای چهرهها و نگاههای فسیل و بی انگیزه به صحنه بیایند. از روحانی خواستهاند رئیس بانک مرکزی و معاونش را فوراً برکنار و کابینه را با مدیران جوان، باانگیزه، یکدست، شجاع و متخصص ترمیم کند. از خریداران سکه مالیات بگیرد، از خریدوفروشکنندگان کلان مسکن مالیات بگیرد، برای اجارهنشینها در عرض یک ماه برنامه حمایتی عرضه کند و از کاسبهای خرد مالیات نگیرد (با فرض کردن عوام کماطلاع به عنوان مخاطب خود، درخواستهای مردمرنگکنی ردیف کردهاند). از رئیس قوه قضائیه هم خواستار تشکیل دادگاه جنگی اقتصادی و اعدام در ملاءعام شدهاند. چگونگی تهدید ظریف علی لاریجانی در اختصار نمیگنجد باید خودتان مشروحش را بخوانید.
حتی اگر بدبینی پیشه نکنیم، مجموعه رخدادها و بویژه تعارفات و "بفرما"های اخیری که به نظامیان زده میشود، حاکی از پیداشدن نام نوشدارو برای صاحبان احساس مالکیت خداداده این کشور است. البته کار صعبی است که یکشبه نمیتوان آنرا به انجام رساند بویژه که با کنار زدن روحانی و چند نفر دیگر به انجام نمیرسد. برخلاف تصور، این زمینهچینی برای عمل علیه روحانی نیست. علیه مردم و دیدگاهها و مطالبات آنهاست. ضد گذشته نظام است با این فرض که نفی گذشته، هم پدید آوردن امکان فرار از مسئولیت است و هم شانس تازهای برای بقا بر دوش یک ساختار تازه. بساط این زمینهچینی را باید به هم زد.
🆔 @jameeno
#ب ؛
🔹محمد بستهنگار؛ از تبار اصالت و فروتنی
▫پژمان موسوی - روزنامهنگار: چهرهی درد کشیدهاش خیلی بیشتر از ۷۷سال را نشان میداد؛ پیرمرد، ۶۰سال از ۷۷سال زندگیاش را صرف فعالیتهای سیاسی کرده بود و طبیعی هم بود که از سایر ۷۷سالههای دیگر، تکیدهتر و سالخوردهتر باشد. ۶۰سالگی که بارها در آن طعم زندان و تبعید و سختی را چشید، اما خم به ابرو نیاورد و تا روزهای پایانی زندگی خود، همواره در اندیشهی فردای بهتر برای ایران بود. در جوانی، حتی پیش از آنکه با پیرِ مرادش سید محمود طالقانی آشنا شود، با محافل سیاسی و عقیدتی در رفت و آمد بود. با طالقانی که محشور شد، فعالیتهای پراکندهاش جهت گرفت، ابتدا به عضویت انجمن اسلامی دانشجویان و جبهه ملی درآمد و سپس، مرامِ نهضت آزادی را برگزید و به عضویت در این تشکل سیاسی درآمد. در آن سالها و در خلال فعالیت های سیاسی، آنقدر به طالقانی نزدیک شد که در سال ۵۰ با دختر او ازدواج کرد. این، ۴ سال بعد از بازگشت او به تهران، از پسِ چند سال زندان و تبعیدش به برازجان و تحمل شرایط سختِ آن سالها بود. پیش از تبعید هم چند باری به زندان افتاده بود و خاک زندان خورده بود، اما تبعید، آن هم به برازجان، چیزِ دیگری بود.
او که پس از زندانِ آخرش، از ادامه تحصیل در دانشکده حقوق دانشگاه تهران هم منع شده بود، به فعالیتهای سیاسی و مبارزاتی خود بین سالهای ۵۰ تا ۵۷ ادامه داد. انقلاب که پیروز شد، با آنکه او از فعالین و همراهانِ همیشگی نهضت آزادی ایران بود، از قبول هر پست دولتی حتی در کابینه مهندس بازرگان هم اجتناب کرد و فعالیتهای خود را در جامعه مدنی پی گرفت. او همواره در سالهای پس از انقلاب هم چهرهای بود که دغدغه توسعه و پیشرفت ایران را داشت، برای دغدغهاش هزینه داد و از راهی که برگزیده بود، ذرهای عقب ننشست.
او در کنار فعالیتهای سیاسی، یک فعال فرهنگی و نویسنده و محققی تمام عیار هم بود؛ هم کتب بسیار نوشت و هم دغدغههایش را در روزنامهها و مجلات با مردم در میان میگذاشت؛ به کارِ فرهنگی و مطبوعاتی اعتقاد ویژهای داشت و در انتشار و تداوم حیات برخی مجلات چون «ایران فردا» هم نقشی بیبدیل داشت.«حقوق بشر از منظر اندیشمندان»، «سیری در اندیشه حاکمیت در اسلام و ایران»، «برخورد سنت و تجدد در ایران»، «حاکمیت مردم از دیدگاه اسلامی و قرآنی» و مهمتر از همه «گردآوری و تدوین مجموعه مقالات آیتالله طالقانی» که با نام منارهای در کویر منتشر شد، تنها برخی از آثارِ این مردِ نیکِ روزگارِ ما بود.
با رفتنِ محمد بستهنگار، تنها یک فرد از میانِ ما نرفته است، بخشی از راه و رسمی دارد جهان را ترک میکند و ایران را تنها میگذارد که هم «شریف» است و هم «مستحکم»؛ هم «اصیل» است و هم «فروتن»...
🆔 @jameeno
🔹محمد بستهنگار؛ از تبار اصالت و فروتنی
▫پژمان موسوی - روزنامهنگار: چهرهی درد کشیدهاش خیلی بیشتر از ۷۷سال را نشان میداد؛ پیرمرد، ۶۰سال از ۷۷سال زندگیاش را صرف فعالیتهای سیاسی کرده بود و طبیعی هم بود که از سایر ۷۷سالههای دیگر، تکیدهتر و سالخوردهتر باشد. ۶۰سالگی که بارها در آن طعم زندان و تبعید و سختی را چشید، اما خم به ابرو نیاورد و تا روزهای پایانی زندگی خود، همواره در اندیشهی فردای بهتر برای ایران بود. در جوانی، حتی پیش از آنکه با پیرِ مرادش سید محمود طالقانی آشنا شود، با محافل سیاسی و عقیدتی در رفت و آمد بود. با طالقانی که محشور شد، فعالیتهای پراکندهاش جهت گرفت، ابتدا به عضویت انجمن اسلامی دانشجویان و جبهه ملی درآمد و سپس، مرامِ نهضت آزادی را برگزید و به عضویت در این تشکل سیاسی درآمد. در آن سالها و در خلال فعالیت های سیاسی، آنقدر به طالقانی نزدیک شد که در سال ۵۰ با دختر او ازدواج کرد. این، ۴ سال بعد از بازگشت او به تهران، از پسِ چند سال زندان و تبعیدش به برازجان و تحمل شرایط سختِ آن سالها بود. پیش از تبعید هم چند باری به زندان افتاده بود و خاک زندان خورده بود، اما تبعید، آن هم به برازجان، چیزِ دیگری بود.
او که پس از زندانِ آخرش، از ادامه تحصیل در دانشکده حقوق دانشگاه تهران هم منع شده بود، به فعالیتهای سیاسی و مبارزاتی خود بین سالهای ۵۰ تا ۵۷ ادامه داد. انقلاب که پیروز شد، با آنکه او از فعالین و همراهانِ همیشگی نهضت آزادی ایران بود، از قبول هر پست دولتی حتی در کابینه مهندس بازرگان هم اجتناب کرد و فعالیتهای خود را در جامعه مدنی پی گرفت. او همواره در سالهای پس از انقلاب هم چهرهای بود که دغدغه توسعه و پیشرفت ایران را داشت، برای دغدغهاش هزینه داد و از راهی که برگزیده بود، ذرهای عقب ننشست.
او در کنار فعالیتهای سیاسی، یک فعال فرهنگی و نویسنده و محققی تمام عیار هم بود؛ هم کتب بسیار نوشت و هم دغدغههایش را در روزنامهها و مجلات با مردم در میان میگذاشت؛ به کارِ فرهنگی و مطبوعاتی اعتقاد ویژهای داشت و در انتشار و تداوم حیات برخی مجلات چون «ایران فردا» هم نقشی بیبدیل داشت.«حقوق بشر از منظر اندیشمندان»، «سیری در اندیشه حاکمیت در اسلام و ایران»، «برخورد سنت و تجدد در ایران»، «حاکمیت مردم از دیدگاه اسلامی و قرآنی» و مهمتر از همه «گردآوری و تدوین مجموعه مقالات آیتالله طالقانی» که با نام منارهای در کویر منتشر شد، تنها برخی از آثارِ این مردِ نیکِ روزگارِ ما بود.
با رفتنِ محمد بستهنگار، تنها یک فرد از میانِ ما نرفته است، بخشی از راه و رسمی دارد جهان را ترک میکند و ایران را تنها میگذارد که هم «شریف» است و هم «مستحکم»؛ هم «اصیل» است و هم «فروتن»...
🆔 @jameeno
#الف
🔸فرصتی برای جشن نیست
▫️شورای سردبیری: از اخبار ی که دستگاه تبلیغات حکومت پخش میکند چنین برمیآید که تدارکات وسیعی برای برگزاری چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی در جریان است. جلسات عریض و طویل و پرشمار تدارکاتی برگزار میکنند و اینطور که میگویند، قرار است جشن بزرگی همراه با نمایش و بیان دستاوردهای انقلاب برای مردم برپا شود و از سالهای پیش بسیار چشمگیرتر باشد.
بدیهی است در کشوری که از نگاه حکومت آن شاد بودن مردم در اکثر موارد جرم است کسی نمیتواند با تدارک جشن و شادی از سوی حکومت مخالف باشد اما واقعیتش این است که شادی سالگرد انقلاب اسلامی سالهاست به شادی بخش کوچکی از ما تبدیل شده است که در آن انقلاب حضور داشتیم. درست مانند انقلاب مشروطیت که هر چه از وقوع آن گذشت توجه کمتری را در اذهان نسل بعد به خود اختصاص داد و اکنون سالگردش که در گذشته از معدود تعطیلات سالانه ایران بود نه تنها تعطیل نیست، بلکه صرفاً در حد انتشار مقالهای در برخی مطبوعات پاس داشته میشود. درباره انقلاب ۲۲بهمن نیز نسلهای بعد از آن انقلاب فقط میراث آن را دیدهاند و واقعیت ملموس این است که رضایتی هم از ماترک پدران خود ندارند. آنقدر ناراضی هستند که با پرسشهایی درباره انبوه ناکارایی، بیخردی و فساد حکومت مدعی میراثداری آن انقلاب از پدران و مادران خود، هر روز آنها را شرمندهتر از روز پیش میسازند.
به این ترتیب، تدارک وسیع برای تبدیل دهه فجر به چند ماه، کار عبثی است و زحمتی پر هزینه که دستاورد مناسبی ندارد. آشکار است که هدف دستگاه حکومت از این زحمت آنهم در دورهای که کشور دچار مشکلات فراوان است تبلیغات بیشتر و ثباتنمایی است که میتواند در شرایط مختلفی به ضد خود بدل شود. به یاد بیاوریم که سال گذشته دهه فجر در شرایطی برگزار شد که تنها چند هفته از شورشهای دی ماه میگذشت و همه هنوز در شوک آن بودند. عدهای عزادار، عدهای زندانی، گروهی دلزده، سلطنتطلبان مشغول پایکوبی و حکومتیان مشغول بافتن ریسمان به آسمان برای توضیح چرایی برپایی تظاهرات علیه خود بودند. تنها چیزی که به کشور نمیآمد شادی برای ۳۹ سالگی انقلاب بود. آیا مطمئن هستیم تا فرا رسیدن بهمن و یا حتی در ماه بهمن دوباره دهها شهر کشور شاهد تظاهرات، آشوب، بلوا، و درگیری حکومت و مردم نخواهیم بود؟ آیا به مصلحت نزدیکتر نیست به جای تدارک جشن گسترده، به تدارک مقابله با تحریم گسترده برویم؟ تحریمی که از الان تا ماهی پیش از جشن معهود گرههای تنگکننده آن هر روز محکمتر خواهد شد.
زمان جشن برای حکومت ما روزیست که توانسته باشد گریبان خود را از دست سیاستمداران لات ایالات متحده در آورد، پای کشور را از میان درگیریهایی که به مردم ما مربوط نیست بیرون بکشد، شر فساد و وابستگان فاسد حکومت را از سر مردم کم کند و به چنان حدی از بلوغ حکمرانی رسیده باشد که مردم دامان حکومت را حریم امن برای آزادی و رفاه خود ببینند و نه سایهای که باید از آن گریخت.
🆔 @jameeno
🔸فرصتی برای جشن نیست
▫️شورای سردبیری: از اخبار ی که دستگاه تبلیغات حکومت پخش میکند چنین برمیآید که تدارکات وسیعی برای برگزاری چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی در جریان است. جلسات عریض و طویل و پرشمار تدارکاتی برگزار میکنند و اینطور که میگویند، قرار است جشن بزرگی همراه با نمایش و بیان دستاوردهای انقلاب برای مردم برپا شود و از سالهای پیش بسیار چشمگیرتر باشد.
بدیهی است در کشوری که از نگاه حکومت آن شاد بودن مردم در اکثر موارد جرم است کسی نمیتواند با تدارک جشن و شادی از سوی حکومت مخالف باشد اما واقعیتش این است که شادی سالگرد انقلاب اسلامی سالهاست به شادی بخش کوچکی از ما تبدیل شده است که در آن انقلاب حضور داشتیم. درست مانند انقلاب مشروطیت که هر چه از وقوع آن گذشت توجه کمتری را در اذهان نسل بعد به خود اختصاص داد و اکنون سالگردش که در گذشته از معدود تعطیلات سالانه ایران بود نه تنها تعطیل نیست، بلکه صرفاً در حد انتشار مقالهای در برخی مطبوعات پاس داشته میشود. درباره انقلاب ۲۲بهمن نیز نسلهای بعد از آن انقلاب فقط میراث آن را دیدهاند و واقعیت ملموس این است که رضایتی هم از ماترک پدران خود ندارند. آنقدر ناراضی هستند که با پرسشهایی درباره انبوه ناکارایی، بیخردی و فساد حکومت مدعی میراثداری آن انقلاب از پدران و مادران خود، هر روز آنها را شرمندهتر از روز پیش میسازند.
به این ترتیب، تدارک وسیع برای تبدیل دهه فجر به چند ماه، کار عبثی است و زحمتی پر هزینه که دستاورد مناسبی ندارد. آشکار است که هدف دستگاه حکومت از این زحمت آنهم در دورهای که کشور دچار مشکلات فراوان است تبلیغات بیشتر و ثباتنمایی است که میتواند در شرایط مختلفی به ضد خود بدل شود. به یاد بیاوریم که سال گذشته دهه فجر در شرایطی برگزار شد که تنها چند هفته از شورشهای دی ماه میگذشت و همه هنوز در شوک آن بودند. عدهای عزادار، عدهای زندانی، گروهی دلزده، سلطنتطلبان مشغول پایکوبی و حکومتیان مشغول بافتن ریسمان به آسمان برای توضیح چرایی برپایی تظاهرات علیه خود بودند. تنها چیزی که به کشور نمیآمد شادی برای ۳۹ سالگی انقلاب بود. آیا مطمئن هستیم تا فرا رسیدن بهمن و یا حتی در ماه بهمن دوباره دهها شهر کشور شاهد تظاهرات، آشوب، بلوا، و درگیری حکومت و مردم نخواهیم بود؟ آیا به مصلحت نزدیکتر نیست به جای تدارک جشن گسترده، به تدارک مقابله با تحریم گسترده برویم؟ تحریمی که از الان تا ماهی پیش از جشن معهود گرههای تنگکننده آن هر روز محکمتر خواهد شد.
زمان جشن برای حکومت ما روزیست که توانسته باشد گریبان خود را از دست سیاستمداران لات ایالات متحده در آورد، پای کشور را از میان درگیریهایی که به مردم ما مربوط نیست بیرون بکشد، شر فساد و وابستگان فاسد حکومت را از سر مردم کم کند و به چنان حدی از بلوغ حکمرانی رسیده باشد که مردم دامان حکومت را حریم امن برای آزادی و رفاه خود ببینند و نه سایهای که باید از آن گریخت.
🆔 @jameeno
📌سه جلد کتاب در حوزه روزنامهنگاری اقتصادی منتشر شد
🔹از روایتگری بحران مالی تا پوشش رویدادهای نوآوری
▫️جامعه نو: در شرایطی که انتشار کتابهای آموزشی حوزه روزنامهنگاری بهطور چشمگیری در میان آثار مکتوب و بازار نشر کاهش یافته، به تازگی سه جلد کتاب روزنامهنگاری اقتصادی منتشر شده است.
مجموعه کتابهای «روزنامهنگاری اقتصادی» با رویکرد توسعه دانش میانرشتهای و به منظور ایجاد پلی میان دانش اقتصاد و روزنامهنگاری از سوی انتشارات «عملکرد برتر» با ترجمه «محسن ایلچی و سینا رویایی» منتشر شد.
🔻در Instant View بیشتر بخوانید
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/Journalism-07-11
🔹از روایتگری بحران مالی تا پوشش رویدادهای نوآوری
▫️جامعه نو: در شرایطی که انتشار کتابهای آموزشی حوزه روزنامهنگاری بهطور چشمگیری در میان آثار مکتوب و بازار نشر کاهش یافته، به تازگی سه جلد کتاب روزنامهنگاری اقتصادی منتشر شده است.
مجموعه کتابهای «روزنامهنگاری اقتصادی» با رویکرد توسعه دانش میانرشتهای و به منظور ایجاد پلی میان دانش اقتصاد و روزنامهنگاری از سوی انتشارات «عملکرد برتر» با ترجمه «محسن ایلچی و سینا رویایی» منتشر شد.
🔻در Instant View بیشتر بخوانید
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/Journalism-07-11
Telegraph
سه جلد کتاب در حوزه روزنامهنگاری اقتصادی منتشر شد
از روایتگری بحران مالی تا پوشش رویدادهای نوآوری در شرایطی که انتشار کتابهای آموزشی حوزه روزنامهنگاری بهطور چشمگیری در میان آثار مکتوب و بازار نشر کاهش یافته، به تازگی سه جلد کتاب روزنامهنگاری اقتصادی منتشر شده است. مجموعه کتابهای «روزنامهنگاری اقتصادی»…
#یادداشت_مهمان
🔹جام جهانی فوتبال در جستجوی بازارهای جدید اقتصادی
🖌زهرا طوفانی
▫️جامعه نو: رویدادهای بزرگ منطقهای و جهانی، آنچنان برای ما دوستداشتنی و نداشتنیاند که گاه حالتی از عشق و نفرت را برایمان رقم می زنند؛ البته شاید استفاده از این عبارت کمی زیاده روی باشد. لحظاتی آمیخته از شادی و غم، پیروزی و شکست و البته اقتصاد و پولی که در میانه زمین فوتبال و سودهایی که شرکت های بزرگ به جیب می زنند و گاه شاید جیب تماشاچیان، بینندگان تلویزیونی و یا هر مخاطبی که با رسانه های جدید و یا اصلی این رویدادها را دنبال می کنند، را نیز می زنند. قطعا هیچ شخصی نیست که از عواید و سودهایی که در این بازی های بین المللی حاصل می شود، بیاطلاع باشد. اما این بازی ها و به ویژه فعالیت های رسانه ای آن به حدی جذاب است که شاید حواس همگان را از تأثیرات مثبت و منفی آن پرت کند و ما را به ورطه بازی فوتبال صرف بیاندازد؛ به عنوان شخصی که فوتبال برای او یک تفریح همیشه جذاب بوده است، باید بگویم که برگزاری رویدادهایی از این قبیل آن هم در کشورهایی که از لحاظ اقتصادی اوضاع مطلوبی ندارند، انتخابی است از نوع بندبازی و راهرفتن روی لب تیغ. اگر تصمیمات فیفا را سیاستهای توسعهای بدانیم، باید با وجود تمام علایقمان به این رویدادها کمی با دیده تردید بنگریم؛ یا آنگونه که نلسون رودریگرز، نویسنده و نمایشنامهنویس برزیلی میگوید «در فوتبال بدترین نابینایی این است که فقط توپ را ببینیم»، این جمله شاید موجزترین و در یک کلام سرراستترین توصیف از جام جهانی یا فوتبال باشد؛ حال آنکه رویدادهای بزرگ چیزی بیش از یک رویداد هستند آنگونه که رسانهها آن را برایمان به تصویر می کشند.
🔻در Instant View بیشتر بخوانید.
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/jameeno-07-11
🔹جام جهانی فوتبال در جستجوی بازارهای جدید اقتصادی
🖌زهرا طوفانی
▫️جامعه نو: رویدادهای بزرگ منطقهای و جهانی، آنچنان برای ما دوستداشتنی و نداشتنیاند که گاه حالتی از عشق و نفرت را برایمان رقم می زنند؛ البته شاید استفاده از این عبارت کمی زیاده روی باشد. لحظاتی آمیخته از شادی و غم، پیروزی و شکست و البته اقتصاد و پولی که در میانه زمین فوتبال و سودهایی که شرکت های بزرگ به جیب می زنند و گاه شاید جیب تماشاچیان، بینندگان تلویزیونی و یا هر مخاطبی که با رسانه های جدید و یا اصلی این رویدادها را دنبال می کنند، را نیز می زنند. قطعا هیچ شخصی نیست که از عواید و سودهایی که در این بازی های بین المللی حاصل می شود، بیاطلاع باشد. اما این بازی ها و به ویژه فعالیت های رسانه ای آن به حدی جذاب است که شاید حواس همگان را از تأثیرات مثبت و منفی آن پرت کند و ما را به ورطه بازی فوتبال صرف بیاندازد؛ به عنوان شخصی که فوتبال برای او یک تفریح همیشه جذاب بوده است، باید بگویم که برگزاری رویدادهایی از این قبیل آن هم در کشورهایی که از لحاظ اقتصادی اوضاع مطلوبی ندارند، انتخابی است از نوع بندبازی و راهرفتن روی لب تیغ. اگر تصمیمات فیفا را سیاستهای توسعهای بدانیم، باید با وجود تمام علایقمان به این رویدادها کمی با دیده تردید بنگریم؛ یا آنگونه که نلسون رودریگرز، نویسنده و نمایشنامهنویس برزیلی میگوید «در فوتبال بدترین نابینایی این است که فقط توپ را ببینیم»، این جمله شاید موجزترین و در یک کلام سرراستترین توصیف از جام جهانی یا فوتبال باشد؛ حال آنکه رویدادهای بزرگ چیزی بیش از یک رویداد هستند آنگونه که رسانهها آن را برایمان به تصویر می کشند.
🔻در Instant View بیشتر بخوانید.
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/jameeno-07-11
Telegraph
جام جهانی فوتبال در جستجوی بازارهای جدید اقتصادی
رویدادهای بزرگ منطقهای و جهانی، آنچنان برای ما دوستداشتنی و نداشتنیاند که گاه حالتی از عشق و نفرت را برایمان رقم میزنند؛ البته شاید استفاده از این عبارت کمی زیاده روی باشد. لحظاتی آمیخته از شادی و غم، پیروزی و شکست و البته اقتصاد و پولی که در میانه زمین…
#الف
♦️قاپ زدن کاسه خالی، ربودن اسلحه بیخشاب!
◽️شورای سردبیری: در دوران دولت دوم خاتمی، یک گمانهزنی در برخی محافل سیاسی شنیده میشد: کودتا علیه خاتمی به خاطر ذخایر انباشته ارزی. در آن دوران، باوجود آنکه قیمت نفت هیچگاه از ۲۴ دلار بالاتر نرفت، به علت سیاست اقتصادی سنجیدهای که به تشکیل صندوق ذخیره ارزی انجامید، میراث خوبی برای دولت جانشین باقی میماند. در مقابل، احمدینژاد با اقتصاد چنان رفتار کرد که احمد توکلی یکی از متحدان سابقش او را به در پیش گرفتن سیاست باقی گذاشتن زمین سوخته متهم کرد. در ایران، همیشه اینکه دولت جانشین و قاپزننده قدرت اجرایی به چه ذخایری دست مییابد موضوع مطرحی بوده است. اما داستان ایران یک مشخصه دیگر هم دارد: در دوران افزایش قیمت نفت، عطش در اختیار گرفتن قدرت اجرایی و کنترل درآمد ارزی معمولاً افزایش مییابد.
از دوران روحانی، در صورتی که به هر علتی از عرصه سیاست کنار رود، جز کاسهای خالی برجا نمیماند، آخرین پرده غارت را در چند ماه اخیر که به علت ردیابی جابجایی پولهای قابل غارت توسط سیستم بین المللی، انتقال پول بینشان به خارج از کشور ناممکن بود در توزیع مقدار هنوز نامشخص اما کلانی از منابع بانک مرکزی در قالب و پوشش تخصیص ۴۲۰۰ تومانی شاهد بودهایم. به نسبت جمعیت و نیازهایش، اوضاع ناهمراه خارجی و ظهور ابرهای تیره در در افق اقتصاد، چشمانداز منابع مالی موجود و درآمدهای قابل استحصال آتی مناسب نیست و کاسه فردا خالی و مشکلات حاصل از مطالبات انباشته و غیر قابل نفی بسیار ترسناک است. بعید است عقل سلیم به کنار، حتی عقل متوسطی نیز بخواهد این کاسه را از دست روحانی بقاپد.
در عرصه سیاسی وضع بدتر است. هرچند عطش سیاسی بویژه در دل تندروهایی که برای اثبات درستی توهمات خود حاضرند هرچیزی را قربانی کنند، عقل را تعطیل میکند اما فرجام قاپیدن اختیارات سیاسی دولت بویژه در عرصه خارجی مانند قاپ زدن نارنجک از ضامن خارج شده است. ایران از نظر بینالمللی در وضعیتی است که دیر یازود باید یا وارد جنگ همهجانبه (اقتصادی فرساینده و نظامی بدون افق) شود و یا به نوعی مصالحه نادلخواه و بسیار غیرقهرمانانه تن در دهد. حداکثر عقلی که تندروها در این روزهای قیمتی قبل از روز سخت به خرج دادهاند نمایشِ کنار نیامدن با آمریکا زیر فشار، حتی به قیمت ابراز آمادگی برای برگشتن به دوران کنسرسیوم زیر بیرق روسیه و چین و هند است. با این سطح ازقدرت تحلیلی و توانایی تاکتیکی، چشمانداز فاجعهباری در حوزه تنظیم روابط با جهان در انتظار ماست. ربودن اسلحه بیخشاب از دست روحانی و ظریف اوج بیخردی کسانی است که به تصویر رفتار خود در چشم تحلیلگران میانمایه دولت ترامپ نیندیشیدهاند.
نمایشها که تمام شد، باید به عمل عاقلانه واقعی و بحرانزدا فکر کرد. واضح است که باید کسب آمادگی همهجانبه رابرای شرایط سخت اقتصادی پیشه کرد، و نباید در مقابل لاتبازی بینالمللی تیم ترامپ تسلیم شد، اما باید به درون خزید و گارد دفاعی گرفت. درست است که بهترین دفاع حمله است، اما گاهی هم بهترین حمله دفاع است. دژ دفاعی ما در مقابل قلدرآمریکایی، سیاست خارجی عملی ماست و نه کلامی که پشت تریبونها یا در دیدارها عرضه میکنیم. باید از خودمان بپرسیم آیا مواضعی که اکنون در دست داریم آنقدر ارزش دارند که کسی برای خرید آنها پشت میز بنشیند و مذاکره کند، یا اینکه رها کردن آنها بار ما را روی دوشمان کم و توان ما را در عرصه بینالمللی زیاد میکند. یادمان باشد برخی از این مواضع قابلیت معامله ندارند زیرا طرف مقابل از میزان هزینهای که برای حفظ آنها میپردازیم آگاه است.
🆔 @jameeno
♦️قاپ زدن کاسه خالی، ربودن اسلحه بیخشاب!
◽️شورای سردبیری: در دوران دولت دوم خاتمی، یک گمانهزنی در برخی محافل سیاسی شنیده میشد: کودتا علیه خاتمی به خاطر ذخایر انباشته ارزی. در آن دوران، باوجود آنکه قیمت نفت هیچگاه از ۲۴ دلار بالاتر نرفت، به علت سیاست اقتصادی سنجیدهای که به تشکیل صندوق ذخیره ارزی انجامید، میراث خوبی برای دولت جانشین باقی میماند. در مقابل، احمدینژاد با اقتصاد چنان رفتار کرد که احمد توکلی یکی از متحدان سابقش او را به در پیش گرفتن سیاست باقی گذاشتن زمین سوخته متهم کرد. در ایران، همیشه اینکه دولت جانشین و قاپزننده قدرت اجرایی به چه ذخایری دست مییابد موضوع مطرحی بوده است. اما داستان ایران یک مشخصه دیگر هم دارد: در دوران افزایش قیمت نفت، عطش در اختیار گرفتن قدرت اجرایی و کنترل درآمد ارزی معمولاً افزایش مییابد.
از دوران روحانی، در صورتی که به هر علتی از عرصه سیاست کنار رود، جز کاسهای خالی برجا نمیماند، آخرین پرده غارت را در چند ماه اخیر که به علت ردیابی جابجایی پولهای قابل غارت توسط سیستم بین المللی، انتقال پول بینشان به خارج از کشور ناممکن بود در توزیع مقدار هنوز نامشخص اما کلانی از منابع بانک مرکزی در قالب و پوشش تخصیص ۴۲۰۰ تومانی شاهد بودهایم. به نسبت جمعیت و نیازهایش، اوضاع ناهمراه خارجی و ظهور ابرهای تیره در در افق اقتصاد، چشمانداز منابع مالی موجود و درآمدهای قابل استحصال آتی مناسب نیست و کاسه فردا خالی و مشکلات حاصل از مطالبات انباشته و غیر قابل نفی بسیار ترسناک است. بعید است عقل سلیم به کنار، حتی عقل متوسطی نیز بخواهد این کاسه را از دست روحانی بقاپد.
در عرصه سیاسی وضع بدتر است. هرچند عطش سیاسی بویژه در دل تندروهایی که برای اثبات درستی توهمات خود حاضرند هرچیزی را قربانی کنند، عقل را تعطیل میکند اما فرجام قاپیدن اختیارات سیاسی دولت بویژه در عرصه خارجی مانند قاپ زدن نارنجک از ضامن خارج شده است. ایران از نظر بینالمللی در وضعیتی است که دیر یازود باید یا وارد جنگ همهجانبه (اقتصادی فرساینده و نظامی بدون افق) شود و یا به نوعی مصالحه نادلخواه و بسیار غیرقهرمانانه تن در دهد. حداکثر عقلی که تندروها در این روزهای قیمتی قبل از روز سخت به خرج دادهاند نمایشِ کنار نیامدن با آمریکا زیر فشار، حتی به قیمت ابراز آمادگی برای برگشتن به دوران کنسرسیوم زیر بیرق روسیه و چین و هند است. با این سطح ازقدرت تحلیلی و توانایی تاکتیکی، چشمانداز فاجعهباری در حوزه تنظیم روابط با جهان در انتظار ماست. ربودن اسلحه بیخشاب از دست روحانی و ظریف اوج بیخردی کسانی است که به تصویر رفتار خود در چشم تحلیلگران میانمایه دولت ترامپ نیندیشیدهاند.
نمایشها که تمام شد، باید به عمل عاقلانه واقعی و بحرانزدا فکر کرد. واضح است که باید کسب آمادگی همهجانبه رابرای شرایط سخت اقتصادی پیشه کرد، و نباید در مقابل لاتبازی بینالمللی تیم ترامپ تسلیم شد، اما باید به درون خزید و گارد دفاعی گرفت. درست است که بهترین دفاع حمله است، اما گاهی هم بهترین حمله دفاع است. دژ دفاعی ما در مقابل قلدرآمریکایی، سیاست خارجی عملی ماست و نه کلامی که پشت تریبونها یا در دیدارها عرضه میکنیم. باید از خودمان بپرسیم آیا مواضعی که اکنون در دست داریم آنقدر ارزش دارند که کسی برای خرید آنها پشت میز بنشیند و مذاکره کند، یا اینکه رها کردن آنها بار ما را روی دوشمان کم و توان ما را در عرصه بینالمللی زیاد میکند. یادمان باشد برخی از این مواضع قابلیت معامله ندارند زیرا طرف مقابل از میزان هزینهای که برای حفظ آنها میپردازیم آگاه است.
🆔 @jameeno
جامعه نو
▫️عباس امیر انتظام، سخنگوی دولت مهدی بازرگان و از اعضای جبهه ملی که از قدیمیترین زندانیان سیاسی در دوران بعد از انقلاب به شمار میرود امروز از دنیا رفت. 🆔 @jameeno
🔺 اعلام زمان و مکان تشییع پیکر امیر انتظام
▫جامعه نو: مراسم تشییع پیکر عباس امیرانتظام روز جمعه ۲۲ تیر ماه ساعت ۹ صبح از منزل آن شادروان واقع در تقاطع بزرگراه مدرس و آفریقا به طرف الهیه، کوچه گلنار، کوچه ماهرو، مجتمع لاله به سوی بهشت زهرا برگزار خواهد شد.
▫جامعه نو: مراسم تشییع پیکر عباس امیرانتظام روز جمعه ۲۲ تیر ماه ساعت ۹ صبح از منزل آن شادروان واقع در تقاطع بزرگراه مدرس و آفریقا به طرف الهیه، کوچه گلنار، کوچه ماهرو، مجتمع لاله به سوی بهشت زهرا برگزار خواهد شد.
#رادیوجامعهنو
📻قسمت نهم
▫️نهمین پادکست رادیو جامعه نو منتشر شد. روزنامهنگاران جامعه نو تلاش کردهاند در این پادکست به مرور مهمترین اخبار هفته گذشته بپردازند و چند توصیه اقتصادی، فرهنگی و کتابخوانی برای مخاطبان داشته باشند. پادکست این هفته از سوگ کشتهشدگان حادثه #سنندج و قصه #مائده_هژبری آغاز میشود و با ادای احترام به خاطره ۱۸ تیر ۱۳۷۸ پایان میگیرد.
عصر جمعه این هفته خود را هم جامعهنویی کنید و با ما همراه باشید. برای شنیدن این قسمت از رادیو روی لینک زیر کلیک فرمایید
https://shenoto.com/podcast/24973
📻قسمت نهم
▫️نهمین پادکست رادیو جامعه نو منتشر شد. روزنامهنگاران جامعه نو تلاش کردهاند در این پادکست به مرور مهمترین اخبار هفته گذشته بپردازند و چند توصیه اقتصادی، فرهنگی و کتابخوانی برای مخاطبان داشته باشند. پادکست این هفته از سوگ کشتهشدگان حادثه #سنندج و قصه #مائده_هژبری آغاز میشود و با ادای احترام به خاطره ۱۸ تیر ۱۳۷۸ پایان میگیرد.
عصر جمعه این هفته خود را هم جامعهنویی کنید و با ما همراه باشید. برای شنیدن این قسمت از رادیو روی لینک زیر کلیک فرمایید
https://shenoto.com/podcast/24973
شنوتو
رادیو جامعه نو 09 - 22 تیر 97 / رادیو جامعه نو 09 - 22 تیر 97
بشنوید: در بیست و دومین روز از تیرماه سال 97 با نهمین قسمت از رادیو جامعه نو در خدمتتون هستیم که صدای روزنامه نگاران مستقل هست
آنچه در این قسمت می شنوید :
- ادای احترام به درگذشتگان حادثه سنندج
- ماجرای ا...
آنچه در این قسمت می شنوید :
- ادای احترام به درگذشتگان حادثه سنندج
- ماجرای ا...
#الف
🔺رفتن به لانه خرس، از ترس حمله گرگ!
▫️شورای سردبیری: مجاهدین تا نزدیک قزوین آمده بودند و سردار اسعد هم به قم رسیده بود. نقل است که سعدالدوله پیش از همراهی شاه برای خزیدن به لانه روسها، پیامی برای شیخ فضلالله فرستاد: "ماداریم به سفارت روسیه میرویم و جان شما هم در خطر است. بیا". ساعتی بعد نماینده سفارت روسیه به سراغ شیخ فضلالله رفت: "مجاهدین در راه تهران هستند و جان شما در خطر است. به سفارت بیایید." فارغ از تبلیغات بیپایهای که حکومت ۴۰ سال است درباره شیخ اعدام.شده توسط مشروطهخواهان میکند شیخ فضلالله، مخالف سرسخت و دشمن خونی مشروطهخواهان زیر بیرق روسیه نرفت. اما ظاهراً شیخ اشتباه کرد که نرفت، چرا که براساس کشفیات جدید استبدادطلبان در روزهای قبل از سفر آقای ولایتی به روسیه، روسیه حتی در دوران تزارها ستمی به ایرانیان نکرده است و با رفتن به زیر بیرق آن، میتوان کلاه را بالاتر هم گذاشت.
برای آنها که گزارش آقای ولایتی از ملاقاتش با پوتین را ندیدهاند، نمیتوان حس و حال او را توصیف کرد. چنین به نظر میرسید که پوتین هر کاری داشته زمین گذاشته و نه تنها به جای یک ساعت، دوساعت با آقای ولایتی حرف زده ، بلکه پیش از آن دهها ساعت صرف بررسی نیازهای ایران کرده تا درباره همه آنها مشروح صحبت کند، به ولایتی قول مثبت بدهد واجازه ندهد فشارهای اقتصادی ایالات متحده چشم زخمی به حکومتی که ولایتی پیامبر آن است برساند.
برخی از اهل فن پیشبینی و تحلیل کرده بودند مغازله با پوتین و حسن تلقی از چین و به یکباره کشف کردن ظرفیتهای هند بخشی از تاکتیک حکومت ایران برای باوراندن ناتوانی تحریم همهجانبه ایران به مشاوران ترامپ است. حتی هنوز هم میتواند چنین باشد، اما نمایش ایران رویکرد تبلیغاتی فراسرزمینی چندانی ندارد وبه نظر میرسد بیشتر برای اطمینانبخشی به داخل و تشجیع دستگاه حکومت برای نگه داشتن سنگر در برابر "دشمن" است.
نمیتوان با اطمینان درباره ماهیت این موضع حرفی زد، ولی عجیب اینجاست که این ماجرا یا بازی، دقیقاً بر سیاست نگاه به شرق و قرار ندادن همه تخم مرغها در سبد اروپاییها، و تعریف نقش بازیگر درجهدو و پیاده نظام در سوریه انطباق دارد. در ماههای اخیر علائم زیادی از اینکه عجز در مقابل دندان گرگ به پناه بردن به لانه خرس منجر شده است دیدهایم. حکومت عاقبت این تصمیم استراتژیک را سنجیده است؟
ورود ایران به گرداب مرگبار تحریمهای اقتصادی شورای امنیت سازمان ملل را کسی از یاد نمیبرد که روسیه در آن چگونه چشم بر نتایج تصویب این تحریمها بر سرنوشت ایران بست و در حالی که میدید طرف مقابلش چگونه کماثرترین قطعنامههای ضد اسرائیل را وتو میکند، از حق وتوی خود به نفع ایران استفاده نکرد. بیهوده و زاید است درباره مسلک معاملهگر دولت روسیه بگوییم، که داستان سر هر بازاری است.
واضح است اگر مواجهه ما با ایالات متحده تا این حد حاد نبود، روابطمان با روسیه که در شرایطی عادی میتوانست مفید و متعادلکننده حضور جهانی ما باشد تا این حد و با این دستپاچگی غیرمعقول توسعه نمییافت. در نتیجه، حالا پرسش بزرگی در مقابل ما و هسته مرکزی حکومت قرار دارد: آن کدام نقطه ضعف است در ما ، که وادارمان میکند در مقابل فشار نادولت ایالات متحده به زیر بیرق حمایت پوتین، قمارباز و معامله گر بزرگ روس برویم؟ به زعم ما، این نقطه ضعف، ضعف ملات پیوند حکومت با بدنه موثر جامعه، و شدت پیوستگی ما با پدیده هایی است که همچون مواد مخدر، منافعی برای درگیر شدن در آنها وجود ندارد، ولی هزینه هنگفت را حتما دارند.
🆔 @jameeno
🔺رفتن به لانه خرس، از ترس حمله گرگ!
▫️شورای سردبیری: مجاهدین تا نزدیک قزوین آمده بودند و سردار اسعد هم به قم رسیده بود. نقل است که سعدالدوله پیش از همراهی شاه برای خزیدن به لانه روسها، پیامی برای شیخ فضلالله فرستاد: "ماداریم به سفارت روسیه میرویم و جان شما هم در خطر است. بیا". ساعتی بعد نماینده سفارت روسیه به سراغ شیخ فضلالله رفت: "مجاهدین در راه تهران هستند و جان شما در خطر است. به سفارت بیایید." فارغ از تبلیغات بیپایهای که حکومت ۴۰ سال است درباره شیخ اعدام.شده توسط مشروطهخواهان میکند شیخ فضلالله، مخالف سرسخت و دشمن خونی مشروطهخواهان زیر بیرق روسیه نرفت. اما ظاهراً شیخ اشتباه کرد که نرفت، چرا که براساس کشفیات جدید استبدادطلبان در روزهای قبل از سفر آقای ولایتی به روسیه، روسیه حتی در دوران تزارها ستمی به ایرانیان نکرده است و با رفتن به زیر بیرق آن، میتوان کلاه را بالاتر هم گذاشت.
برای آنها که گزارش آقای ولایتی از ملاقاتش با پوتین را ندیدهاند، نمیتوان حس و حال او را توصیف کرد. چنین به نظر میرسید که پوتین هر کاری داشته زمین گذاشته و نه تنها به جای یک ساعت، دوساعت با آقای ولایتی حرف زده ، بلکه پیش از آن دهها ساعت صرف بررسی نیازهای ایران کرده تا درباره همه آنها مشروح صحبت کند، به ولایتی قول مثبت بدهد واجازه ندهد فشارهای اقتصادی ایالات متحده چشم زخمی به حکومتی که ولایتی پیامبر آن است برساند.
برخی از اهل فن پیشبینی و تحلیل کرده بودند مغازله با پوتین و حسن تلقی از چین و به یکباره کشف کردن ظرفیتهای هند بخشی از تاکتیک حکومت ایران برای باوراندن ناتوانی تحریم همهجانبه ایران به مشاوران ترامپ است. حتی هنوز هم میتواند چنین باشد، اما نمایش ایران رویکرد تبلیغاتی فراسرزمینی چندانی ندارد وبه نظر میرسد بیشتر برای اطمینانبخشی به داخل و تشجیع دستگاه حکومت برای نگه داشتن سنگر در برابر "دشمن" است.
نمیتوان با اطمینان درباره ماهیت این موضع حرفی زد، ولی عجیب اینجاست که این ماجرا یا بازی، دقیقاً بر سیاست نگاه به شرق و قرار ندادن همه تخم مرغها در سبد اروپاییها، و تعریف نقش بازیگر درجهدو و پیاده نظام در سوریه انطباق دارد. در ماههای اخیر علائم زیادی از اینکه عجز در مقابل دندان گرگ به پناه بردن به لانه خرس منجر شده است دیدهایم. حکومت عاقبت این تصمیم استراتژیک را سنجیده است؟
ورود ایران به گرداب مرگبار تحریمهای اقتصادی شورای امنیت سازمان ملل را کسی از یاد نمیبرد که روسیه در آن چگونه چشم بر نتایج تصویب این تحریمها بر سرنوشت ایران بست و در حالی که میدید طرف مقابلش چگونه کماثرترین قطعنامههای ضد اسرائیل را وتو میکند، از حق وتوی خود به نفع ایران استفاده نکرد. بیهوده و زاید است درباره مسلک معاملهگر دولت روسیه بگوییم، که داستان سر هر بازاری است.
واضح است اگر مواجهه ما با ایالات متحده تا این حد حاد نبود، روابطمان با روسیه که در شرایطی عادی میتوانست مفید و متعادلکننده حضور جهانی ما باشد تا این حد و با این دستپاچگی غیرمعقول توسعه نمییافت. در نتیجه، حالا پرسش بزرگی در مقابل ما و هسته مرکزی حکومت قرار دارد: آن کدام نقطه ضعف است در ما ، که وادارمان میکند در مقابل فشار نادولت ایالات متحده به زیر بیرق حمایت پوتین، قمارباز و معامله گر بزرگ روس برویم؟ به زعم ما، این نقطه ضعف، ضعف ملات پیوند حکومت با بدنه موثر جامعه، و شدت پیوستگی ما با پدیده هایی است که همچون مواد مخدر، منافعی برای درگیر شدن در آنها وجود ندارد، ولی هزینه هنگفت را حتما دارند.
🆔 @jameeno
🔸شورای نگهبان FATF را رد کرد
▫️جامعه نو: کدخدایی، سخنگوی شورای نگهبان: اعضای شورای نگهبان صرفنظر از ایرادات ماهیتی مصوبه اصلاح قانون مبارزه با پولشویی که جز مصوبات چهارگانه موسوم به FATF است، اعلام کردند با توجه به اینکه لایحه قضایی است و باید از سوی رییس قوه قضاییه اعلام و ارجاع شود آن را مغایر قانون اساسی تشخیص داده اند / میزان
🆔 @jameeno
▫️جامعه نو: کدخدایی، سخنگوی شورای نگهبان: اعضای شورای نگهبان صرفنظر از ایرادات ماهیتی مصوبه اصلاح قانون مبارزه با پولشویی که جز مصوبات چهارگانه موسوم به FATF است، اعلام کردند با توجه به اینکه لایحه قضایی است و باید از سوی رییس قوه قضاییه اعلام و ارجاع شود آن را مغایر قانون اساسی تشخیص داده اند / میزان
🆔 @jameeno
🔸هند مکانیسم ریال- روپیه را در واردات نفت بررسی میکند
▫️جامعه نو: روزنامه هندی ایندین اکسپرس در گزارش امروز خود نوشت: با نزدیکی به ضربالعجل تحریمهای آمریکا در ماههای آگوست و نوامبر، هند امکان واردات نفت از ایران بر اساس مکانیسم ریال- روپیه را که در گذشته نیز استفاده میشد، بررسی میکند.
به گفته منابع آگاه، قبلا دو بانک پاسارگاد و پارسیان برای افتتاح شعبهای در بمبئی پیشنهاد داده بودند. این در حالی است که بانک سامان نیز به تازگی چنین درخواستی را داده است. اما دولت هند تاکنون تنها با پیشنهاد بانک پاسارگاد برای افتتاح شعبه در بمبئی موافقت کرده است.
پیشتر فدراسیون سازمانهای صادراتی هند، پیشنهاد بانک مرکزی این کشور مبنی بر ورود بانکهای ایرانی به هند را برای تسهیل در روابط دوجانبه پذیرفته بود.
🆔 @jameeno
▫️جامعه نو: روزنامه هندی ایندین اکسپرس در گزارش امروز خود نوشت: با نزدیکی به ضربالعجل تحریمهای آمریکا در ماههای آگوست و نوامبر، هند امکان واردات نفت از ایران بر اساس مکانیسم ریال- روپیه را که در گذشته نیز استفاده میشد، بررسی میکند.
به گفته منابع آگاه، قبلا دو بانک پاسارگاد و پارسیان برای افتتاح شعبهای در بمبئی پیشنهاد داده بودند. این در حالی است که بانک سامان نیز به تازگی چنین درخواستی را داده است. اما دولت هند تاکنون تنها با پیشنهاد بانک پاسارگاد برای افتتاح شعبه در بمبئی موافقت کرده است.
پیشتر فدراسیون سازمانهای صادراتی هند، پیشنهاد بانک مرکزی این کشور مبنی بر ورود بانکهای ایرانی به هند را برای تسهیل در روابط دوجانبه پذیرفته بود.
🆔 @jameeno