🍀درگذشت محمد بستهنگار در ۷۷ سالگی
▫️جامعه نو: محمد بستهنگار، فعال سیاسی، عضو شورای فعالان ملی-مذهبی و داماد آیتالله طالقانی درگذشت.
وی که بیش از نیم قرن فعالیت سیاسی را در کارنامه دارد، در مقطعی عضو جبهه ملی، در مقطعی عضو نهضت آزادی ایران و تا پایان زندگی عضو شورای نیروهای ملی-مذهبی بود.
گفتنی است او در هنگام مرگ، ۷۷ سال سن داشت.
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/Ba-07-09
▫️جامعه نو: محمد بستهنگار، فعال سیاسی، عضو شورای فعالان ملی-مذهبی و داماد آیتالله طالقانی درگذشت.
وی که بیش از نیم قرن فعالیت سیاسی را در کارنامه دارد، در مقطعی عضو جبهه ملی، در مقطعی عضو نهضت آزادی ایران و تا پایان زندگی عضو شورای نیروهای ملی-مذهبی بود.
گفتنی است او در هنگام مرگ، ۷۷ سال سن داشت.
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/Ba-07-09
Telegraph
محمد بستهنگار درگذشت
#الف
🔺زمینهچینی یک اقدام نامقدر
▫️شورای سردبیری: حدود دو دهه بعد از به حکومت رسیدن کمونیستها در چین، مائو تسه تونگ مقام ارشد حزب بساطی راه انداخت که به انقلاب فرهنگی معروف شد: کودتایی خزنده علیه هم حزبیهایی که مائو احساس میکرد قافیه را در برابر آنها باخته است. به تحریک او و تندروهایی همچون همسرش جوانان دانشجو و محصل را بسیج کردند و در قالب دهانپرکن گارد سرخ به میدان آمدند تا عرصه اجتماع را در کنترل بگیرند. سپس در حالیکه قدرت کور این جوانان خام جامعه را منکوب اعمال آنها ساخته بود، طی یکی دو سال بعد به سرکوب کمونیستهای اصلاحجوی درون حزب پرداختند.
ذکر داستان مائو البته این دفعه بدون رودربایستی برای هشدار است، چون الگوبرداری کامل و بدون پرده پوشی آن کودتای داخل نظام قابل مشاهده است. از درون نظام، خواب کودتای بدون درد و خونریزی علیه جامعه میبینند.
اینکه جوانان باید به صحنه بیایند و جوانان نیروی سازندهاند و از تواناییهای آنها استفاده خواهد شد و از این قبیل شعارها البته از مدتها پیش در کشور ما رواج داشته است. همه از این شعارها میدهند و کسی هم اهمیت نمیدهد بپرسد مگر دولتها در کشورهای پیشرفته و به شدت مشارکتپذیر و کاملاً دموکرات و دارای بهرهوری بسیار بالا از نیروی انسانی اختیار و سرنوشت خود را به دست دانشجویان و تازهفارغالتحصیلان میدهند تا ما هم از این راه برویم؟ در ایران اکثر سیاستمدارها این شگرد عوامفریبانه را هنگام انتخابات به کرات به کار میگیرند و نوعی کرنش و دلربایی از نسل جوان و بویژه دانشجویان برای جمعآوری رأی است. گاهی هم در مقابل کابینهها و مقامات دارای سن بالا به عنوان وسیله تخریب به کار میرود. آخرین کاربرد هم همان سودجویی کودتایی مائویی و تسویهحساب حکومتی است. نمونه جدیاش را دو روز است دستگاه تبلیغاتی حکومت در بوق کرده است.
یک نامه خواندنی از سوی تعدادی مقام موقعیتازدستداده که اکنون در دانشگاههای تصفیه شده پناه گرفتهاند و عدهای از افراد سادهلوح منتشر شده و دو روز است در رادیو و تلویزیون وسیله زمینهسازی آشوب در نظام اداری به اندازه کافی مشکلدار کشور است. توصیه میکنیم آن را بخوانید، بویژه نام امضاکنندگان را که احتمالاً تعدادی از آنها که از ماهیت روند پیش رو آگاه نبودهاند امضای خود را پس خواهند گرفت. در ابتدا بخشی تحریککننده خطاب به مردم دارد و سپس لحن تهدیدآمیز خود را متوجه روحانی میکند. بعد تعارفاتی با رئیس قوه قضائی دارد، و سپس به هشدارهای تهدیدکننده به علی لاریجانی رئیس مجلس میرسد که برای همراهی با "جریان" آدم مطمئنی به نظر نمیرسد. نقل عباراتی از آن به درازا میکشد و به این اکتفا میکنیم که نویسندگان به مردم تأکید کردهاند که جوان هستند و از چپ و راست نیستند (پوشاندن هویت سیاسی که شگرد فاشیستها و عملهجات آنهاست)، از همه رسانهها، تریبونها و جلسات استفاده خواهند کرد (بدیهی است از تریبونهای مجوزدار راست. به این میگویند پیدا بودن دم!) و خواهند خواست جوانان به جای چهرهها و نگاههای فسیل و بی انگیزه به صحنه بیایند. از روحانی خواستهاند رئیس بانک مرکزی و معاونش را فوراً برکنار و کابینه را با مدیران جوان، باانگیزه، یکدست، شجاع و متخصص ترمیم کند. از خریداران سکه مالیات بگیرد، از خریدوفروشکنندگان کلان مسکن مالیات بگیرد، برای اجارهنشینها در عرض یک ماه برنامه حمایتی عرضه کند و از کاسبهای خرد مالیات نگیرد (با فرض کردن عوام کماطلاع به عنوان مخاطب خود، درخواستهای مردمرنگکنی ردیف کردهاند). از رئیس قوه قضائیه هم خواستار تشکیل دادگاه جنگی اقتصادی و اعدام در ملاءعام شدهاند. چگونگی تهدید ظریف علی لاریجانی در اختصار نمیگنجد باید خودتان مشروحش را بخوانید.
حتی اگر بدبینی پیشه نکنیم، مجموعه رخدادها و بویژه تعارفات و "بفرما"های اخیری که به نظامیان زده میشود، حاکی از پیداشدن نام نوشدارو برای صاحبان احساس مالکیت خداداده این کشور است. البته کار صعبی است که یکشبه نمیتوان آنرا به انجام رساند بویژه که با کنار زدن روحانی و چند نفر دیگر به انجام نمیرسد. برخلاف تصور، این زمینهچینی برای عمل علیه روحانی نیست. علیه مردم و دیدگاهها و مطالبات آنهاست. ضد گذشته نظام است با این فرض که نفی گذشته، هم پدید آوردن امکان فرار از مسئولیت است و هم شانس تازهای برای بقا بر دوش یک ساختار تازه. بساط این زمینهچینی را باید به هم زد.
🆔 @jameeno
🔺زمینهچینی یک اقدام نامقدر
▫️شورای سردبیری: حدود دو دهه بعد از به حکومت رسیدن کمونیستها در چین، مائو تسه تونگ مقام ارشد حزب بساطی راه انداخت که به انقلاب فرهنگی معروف شد: کودتایی خزنده علیه هم حزبیهایی که مائو احساس میکرد قافیه را در برابر آنها باخته است. به تحریک او و تندروهایی همچون همسرش جوانان دانشجو و محصل را بسیج کردند و در قالب دهانپرکن گارد سرخ به میدان آمدند تا عرصه اجتماع را در کنترل بگیرند. سپس در حالیکه قدرت کور این جوانان خام جامعه را منکوب اعمال آنها ساخته بود، طی یکی دو سال بعد به سرکوب کمونیستهای اصلاحجوی درون حزب پرداختند.
ذکر داستان مائو البته این دفعه بدون رودربایستی برای هشدار است، چون الگوبرداری کامل و بدون پرده پوشی آن کودتای داخل نظام قابل مشاهده است. از درون نظام، خواب کودتای بدون درد و خونریزی علیه جامعه میبینند.
اینکه جوانان باید به صحنه بیایند و جوانان نیروی سازندهاند و از تواناییهای آنها استفاده خواهد شد و از این قبیل شعارها البته از مدتها پیش در کشور ما رواج داشته است. همه از این شعارها میدهند و کسی هم اهمیت نمیدهد بپرسد مگر دولتها در کشورهای پیشرفته و به شدت مشارکتپذیر و کاملاً دموکرات و دارای بهرهوری بسیار بالا از نیروی انسانی اختیار و سرنوشت خود را به دست دانشجویان و تازهفارغالتحصیلان میدهند تا ما هم از این راه برویم؟ در ایران اکثر سیاستمدارها این شگرد عوامفریبانه را هنگام انتخابات به کرات به کار میگیرند و نوعی کرنش و دلربایی از نسل جوان و بویژه دانشجویان برای جمعآوری رأی است. گاهی هم در مقابل کابینهها و مقامات دارای سن بالا به عنوان وسیله تخریب به کار میرود. آخرین کاربرد هم همان سودجویی کودتایی مائویی و تسویهحساب حکومتی است. نمونه جدیاش را دو روز است دستگاه تبلیغاتی حکومت در بوق کرده است.
یک نامه خواندنی از سوی تعدادی مقام موقعیتازدستداده که اکنون در دانشگاههای تصفیه شده پناه گرفتهاند و عدهای از افراد سادهلوح منتشر شده و دو روز است در رادیو و تلویزیون وسیله زمینهسازی آشوب در نظام اداری به اندازه کافی مشکلدار کشور است. توصیه میکنیم آن را بخوانید، بویژه نام امضاکنندگان را که احتمالاً تعدادی از آنها که از ماهیت روند پیش رو آگاه نبودهاند امضای خود را پس خواهند گرفت. در ابتدا بخشی تحریککننده خطاب به مردم دارد و سپس لحن تهدیدآمیز خود را متوجه روحانی میکند. بعد تعارفاتی با رئیس قوه قضائی دارد، و سپس به هشدارهای تهدیدکننده به علی لاریجانی رئیس مجلس میرسد که برای همراهی با "جریان" آدم مطمئنی به نظر نمیرسد. نقل عباراتی از آن به درازا میکشد و به این اکتفا میکنیم که نویسندگان به مردم تأکید کردهاند که جوان هستند و از چپ و راست نیستند (پوشاندن هویت سیاسی که شگرد فاشیستها و عملهجات آنهاست)، از همه رسانهها، تریبونها و جلسات استفاده خواهند کرد (بدیهی است از تریبونهای مجوزدار راست. به این میگویند پیدا بودن دم!) و خواهند خواست جوانان به جای چهرهها و نگاههای فسیل و بی انگیزه به صحنه بیایند. از روحانی خواستهاند رئیس بانک مرکزی و معاونش را فوراً برکنار و کابینه را با مدیران جوان، باانگیزه، یکدست، شجاع و متخصص ترمیم کند. از خریداران سکه مالیات بگیرد، از خریدوفروشکنندگان کلان مسکن مالیات بگیرد، برای اجارهنشینها در عرض یک ماه برنامه حمایتی عرضه کند و از کاسبهای خرد مالیات نگیرد (با فرض کردن عوام کماطلاع به عنوان مخاطب خود، درخواستهای مردمرنگکنی ردیف کردهاند). از رئیس قوه قضائیه هم خواستار تشکیل دادگاه جنگی اقتصادی و اعدام در ملاءعام شدهاند. چگونگی تهدید ظریف علی لاریجانی در اختصار نمیگنجد باید خودتان مشروحش را بخوانید.
حتی اگر بدبینی پیشه نکنیم، مجموعه رخدادها و بویژه تعارفات و "بفرما"های اخیری که به نظامیان زده میشود، حاکی از پیداشدن نام نوشدارو برای صاحبان احساس مالکیت خداداده این کشور است. البته کار صعبی است که یکشبه نمیتوان آنرا به انجام رساند بویژه که با کنار زدن روحانی و چند نفر دیگر به انجام نمیرسد. برخلاف تصور، این زمینهچینی برای عمل علیه روحانی نیست. علیه مردم و دیدگاهها و مطالبات آنهاست. ضد گذشته نظام است با این فرض که نفی گذشته، هم پدید آوردن امکان فرار از مسئولیت است و هم شانس تازهای برای بقا بر دوش یک ساختار تازه. بساط این زمینهچینی را باید به هم زد.
🆔 @jameeno
#ب ؛
🔹محمد بستهنگار؛ از تبار اصالت و فروتنی
▫پژمان موسوی - روزنامهنگار: چهرهی درد کشیدهاش خیلی بیشتر از ۷۷سال را نشان میداد؛ پیرمرد، ۶۰سال از ۷۷سال زندگیاش را صرف فعالیتهای سیاسی کرده بود و طبیعی هم بود که از سایر ۷۷سالههای دیگر، تکیدهتر و سالخوردهتر باشد. ۶۰سالگی که بارها در آن طعم زندان و تبعید و سختی را چشید، اما خم به ابرو نیاورد و تا روزهای پایانی زندگی خود، همواره در اندیشهی فردای بهتر برای ایران بود. در جوانی، حتی پیش از آنکه با پیرِ مرادش سید محمود طالقانی آشنا شود، با محافل سیاسی و عقیدتی در رفت و آمد بود. با طالقانی که محشور شد، فعالیتهای پراکندهاش جهت گرفت، ابتدا به عضویت انجمن اسلامی دانشجویان و جبهه ملی درآمد و سپس، مرامِ نهضت آزادی را برگزید و به عضویت در این تشکل سیاسی درآمد. در آن سالها و در خلال فعالیت های سیاسی، آنقدر به طالقانی نزدیک شد که در سال ۵۰ با دختر او ازدواج کرد. این، ۴ سال بعد از بازگشت او به تهران، از پسِ چند سال زندان و تبعیدش به برازجان و تحمل شرایط سختِ آن سالها بود. پیش از تبعید هم چند باری به زندان افتاده بود و خاک زندان خورده بود، اما تبعید، آن هم به برازجان، چیزِ دیگری بود.
او که پس از زندانِ آخرش، از ادامه تحصیل در دانشکده حقوق دانشگاه تهران هم منع شده بود، به فعالیتهای سیاسی و مبارزاتی خود بین سالهای ۵۰ تا ۵۷ ادامه داد. انقلاب که پیروز شد، با آنکه او از فعالین و همراهانِ همیشگی نهضت آزادی ایران بود، از قبول هر پست دولتی حتی در کابینه مهندس بازرگان هم اجتناب کرد و فعالیتهای خود را در جامعه مدنی پی گرفت. او همواره در سالهای پس از انقلاب هم چهرهای بود که دغدغه توسعه و پیشرفت ایران را داشت، برای دغدغهاش هزینه داد و از راهی که برگزیده بود، ذرهای عقب ننشست.
او در کنار فعالیتهای سیاسی، یک فعال فرهنگی و نویسنده و محققی تمام عیار هم بود؛ هم کتب بسیار نوشت و هم دغدغههایش را در روزنامهها و مجلات با مردم در میان میگذاشت؛ به کارِ فرهنگی و مطبوعاتی اعتقاد ویژهای داشت و در انتشار و تداوم حیات برخی مجلات چون «ایران فردا» هم نقشی بیبدیل داشت.«حقوق بشر از منظر اندیشمندان»، «سیری در اندیشه حاکمیت در اسلام و ایران»، «برخورد سنت و تجدد در ایران»، «حاکمیت مردم از دیدگاه اسلامی و قرآنی» و مهمتر از همه «گردآوری و تدوین مجموعه مقالات آیتالله طالقانی» که با نام منارهای در کویر منتشر شد، تنها برخی از آثارِ این مردِ نیکِ روزگارِ ما بود.
با رفتنِ محمد بستهنگار، تنها یک فرد از میانِ ما نرفته است، بخشی از راه و رسمی دارد جهان را ترک میکند و ایران را تنها میگذارد که هم «شریف» است و هم «مستحکم»؛ هم «اصیل» است و هم «فروتن»...
🆔 @jameeno
🔹محمد بستهنگار؛ از تبار اصالت و فروتنی
▫پژمان موسوی - روزنامهنگار: چهرهی درد کشیدهاش خیلی بیشتر از ۷۷سال را نشان میداد؛ پیرمرد، ۶۰سال از ۷۷سال زندگیاش را صرف فعالیتهای سیاسی کرده بود و طبیعی هم بود که از سایر ۷۷سالههای دیگر، تکیدهتر و سالخوردهتر باشد. ۶۰سالگی که بارها در آن طعم زندان و تبعید و سختی را چشید، اما خم به ابرو نیاورد و تا روزهای پایانی زندگی خود، همواره در اندیشهی فردای بهتر برای ایران بود. در جوانی، حتی پیش از آنکه با پیرِ مرادش سید محمود طالقانی آشنا شود، با محافل سیاسی و عقیدتی در رفت و آمد بود. با طالقانی که محشور شد، فعالیتهای پراکندهاش جهت گرفت، ابتدا به عضویت انجمن اسلامی دانشجویان و جبهه ملی درآمد و سپس، مرامِ نهضت آزادی را برگزید و به عضویت در این تشکل سیاسی درآمد. در آن سالها و در خلال فعالیت های سیاسی، آنقدر به طالقانی نزدیک شد که در سال ۵۰ با دختر او ازدواج کرد. این، ۴ سال بعد از بازگشت او به تهران، از پسِ چند سال زندان و تبعیدش به برازجان و تحمل شرایط سختِ آن سالها بود. پیش از تبعید هم چند باری به زندان افتاده بود و خاک زندان خورده بود، اما تبعید، آن هم به برازجان، چیزِ دیگری بود.
او که پس از زندانِ آخرش، از ادامه تحصیل در دانشکده حقوق دانشگاه تهران هم منع شده بود، به فعالیتهای سیاسی و مبارزاتی خود بین سالهای ۵۰ تا ۵۷ ادامه داد. انقلاب که پیروز شد، با آنکه او از فعالین و همراهانِ همیشگی نهضت آزادی ایران بود، از قبول هر پست دولتی حتی در کابینه مهندس بازرگان هم اجتناب کرد و فعالیتهای خود را در جامعه مدنی پی گرفت. او همواره در سالهای پس از انقلاب هم چهرهای بود که دغدغه توسعه و پیشرفت ایران را داشت، برای دغدغهاش هزینه داد و از راهی که برگزیده بود، ذرهای عقب ننشست.
او در کنار فعالیتهای سیاسی، یک فعال فرهنگی و نویسنده و محققی تمام عیار هم بود؛ هم کتب بسیار نوشت و هم دغدغههایش را در روزنامهها و مجلات با مردم در میان میگذاشت؛ به کارِ فرهنگی و مطبوعاتی اعتقاد ویژهای داشت و در انتشار و تداوم حیات برخی مجلات چون «ایران فردا» هم نقشی بیبدیل داشت.«حقوق بشر از منظر اندیشمندان»، «سیری در اندیشه حاکمیت در اسلام و ایران»، «برخورد سنت و تجدد در ایران»، «حاکمیت مردم از دیدگاه اسلامی و قرآنی» و مهمتر از همه «گردآوری و تدوین مجموعه مقالات آیتالله طالقانی» که با نام منارهای در کویر منتشر شد، تنها برخی از آثارِ این مردِ نیکِ روزگارِ ما بود.
با رفتنِ محمد بستهنگار، تنها یک فرد از میانِ ما نرفته است، بخشی از راه و رسمی دارد جهان را ترک میکند و ایران را تنها میگذارد که هم «شریف» است و هم «مستحکم»؛ هم «اصیل» است و هم «فروتن»...
🆔 @jameeno
#الف
🔸فرصتی برای جشن نیست
▫️شورای سردبیری: از اخبار ی که دستگاه تبلیغات حکومت پخش میکند چنین برمیآید که تدارکات وسیعی برای برگزاری چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی در جریان است. جلسات عریض و طویل و پرشمار تدارکاتی برگزار میکنند و اینطور که میگویند، قرار است جشن بزرگی همراه با نمایش و بیان دستاوردهای انقلاب برای مردم برپا شود و از سالهای پیش بسیار چشمگیرتر باشد.
بدیهی است در کشوری که از نگاه حکومت آن شاد بودن مردم در اکثر موارد جرم است کسی نمیتواند با تدارک جشن و شادی از سوی حکومت مخالف باشد اما واقعیتش این است که شادی سالگرد انقلاب اسلامی سالهاست به شادی بخش کوچکی از ما تبدیل شده است که در آن انقلاب حضور داشتیم. درست مانند انقلاب مشروطیت که هر چه از وقوع آن گذشت توجه کمتری را در اذهان نسل بعد به خود اختصاص داد و اکنون سالگردش که در گذشته از معدود تعطیلات سالانه ایران بود نه تنها تعطیل نیست، بلکه صرفاً در حد انتشار مقالهای در برخی مطبوعات پاس داشته میشود. درباره انقلاب ۲۲بهمن نیز نسلهای بعد از آن انقلاب فقط میراث آن را دیدهاند و واقعیت ملموس این است که رضایتی هم از ماترک پدران خود ندارند. آنقدر ناراضی هستند که با پرسشهایی درباره انبوه ناکارایی، بیخردی و فساد حکومت مدعی میراثداری آن انقلاب از پدران و مادران خود، هر روز آنها را شرمندهتر از روز پیش میسازند.
به این ترتیب، تدارک وسیع برای تبدیل دهه فجر به چند ماه، کار عبثی است و زحمتی پر هزینه که دستاورد مناسبی ندارد. آشکار است که هدف دستگاه حکومت از این زحمت آنهم در دورهای که کشور دچار مشکلات فراوان است تبلیغات بیشتر و ثباتنمایی است که میتواند در شرایط مختلفی به ضد خود بدل شود. به یاد بیاوریم که سال گذشته دهه فجر در شرایطی برگزار شد که تنها چند هفته از شورشهای دی ماه میگذشت و همه هنوز در شوک آن بودند. عدهای عزادار، عدهای زندانی، گروهی دلزده، سلطنتطلبان مشغول پایکوبی و حکومتیان مشغول بافتن ریسمان به آسمان برای توضیح چرایی برپایی تظاهرات علیه خود بودند. تنها چیزی که به کشور نمیآمد شادی برای ۳۹ سالگی انقلاب بود. آیا مطمئن هستیم تا فرا رسیدن بهمن و یا حتی در ماه بهمن دوباره دهها شهر کشور شاهد تظاهرات، آشوب، بلوا، و درگیری حکومت و مردم نخواهیم بود؟ آیا به مصلحت نزدیکتر نیست به جای تدارک جشن گسترده، به تدارک مقابله با تحریم گسترده برویم؟ تحریمی که از الان تا ماهی پیش از جشن معهود گرههای تنگکننده آن هر روز محکمتر خواهد شد.
زمان جشن برای حکومت ما روزیست که توانسته باشد گریبان خود را از دست سیاستمداران لات ایالات متحده در آورد، پای کشور را از میان درگیریهایی که به مردم ما مربوط نیست بیرون بکشد، شر فساد و وابستگان فاسد حکومت را از سر مردم کم کند و به چنان حدی از بلوغ حکمرانی رسیده باشد که مردم دامان حکومت را حریم امن برای آزادی و رفاه خود ببینند و نه سایهای که باید از آن گریخت.
🆔 @jameeno
🔸فرصتی برای جشن نیست
▫️شورای سردبیری: از اخبار ی که دستگاه تبلیغات حکومت پخش میکند چنین برمیآید که تدارکات وسیعی برای برگزاری چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی در جریان است. جلسات عریض و طویل و پرشمار تدارکاتی برگزار میکنند و اینطور که میگویند، قرار است جشن بزرگی همراه با نمایش و بیان دستاوردهای انقلاب برای مردم برپا شود و از سالهای پیش بسیار چشمگیرتر باشد.
بدیهی است در کشوری که از نگاه حکومت آن شاد بودن مردم در اکثر موارد جرم است کسی نمیتواند با تدارک جشن و شادی از سوی حکومت مخالف باشد اما واقعیتش این است که شادی سالگرد انقلاب اسلامی سالهاست به شادی بخش کوچکی از ما تبدیل شده است که در آن انقلاب حضور داشتیم. درست مانند انقلاب مشروطیت که هر چه از وقوع آن گذشت توجه کمتری را در اذهان نسل بعد به خود اختصاص داد و اکنون سالگردش که در گذشته از معدود تعطیلات سالانه ایران بود نه تنها تعطیل نیست، بلکه صرفاً در حد انتشار مقالهای در برخی مطبوعات پاس داشته میشود. درباره انقلاب ۲۲بهمن نیز نسلهای بعد از آن انقلاب فقط میراث آن را دیدهاند و واقعیت ملموس این است که رضایتی هم از ماترک پدران خود ندارند. آنقدر ناراضی هستند که با پرسشهایی درباره انبوه ناکارایی، بیخردی و فساد حکومت مدعی میراثداری آن انقلاب از پدران و مادران خود، هر روز آنها را شرمندهتر از روز پیش میسازند.
به این ترتیب، تدارک وسیع برای تبدیل دهه فجر به چند ماه، کار عبثی است و زحمتی پر هزینه که دستاورد مناسبی ندارد. آشکار است که هدف دستگاه حکومت از این زحمت آنهم در دورهای که کشور دچار مشکلات فراوان است تبلیغات بیشتر و ثباتنمایی است که میتواند در شرایط مختلفی به ضد خود بدل شود. به یاد بیاوریم که سال گذشته دهه فجر در شرایطی برگزار شد که تنها چند هفته از شورشهای دی ماه میگذشت و همه هنوز در شوک آن بودند. عدهای عزادار، عدهای زندانی، گروهی دلزده، سلطنتطلبان مشغول پایکوبی و حکومتیان مشغول بافتن ریسمان به آسمان برای توضیح چرایی برپایی تظاهرات علیه خود بودند. تنها چیزی که به کشور نمیآمد شادی برای ۳۹ سالگی انقلاب بود. آیا مطمئن هستیم تا فرا رسیدن بهمن و یا حتی در ماه بهمن دوباره دهها شهر کشور شاهد تظاهرات، آشوب، بلوا، و درگیری حکومت و مردم نخواهیم بود؟ آیا به مصلحت نزدیکتر نیست به جای تدارک جشن گسترده، به تدارک مقابله با تحریم گسترده برویم؟ تحریمی که از الان تا ماهی پیش از جشن معهود گرههای تنگکننده آن هر روز محکمتر خواهد شد.
زمان جشن برای حکومت ما روزیست که توانسته باشد گریبان خود را از دست سیاستمداران لات ایالات متحده در آورد، پای کشور را از میان درگیریهایی که به مردم ما مربوط نیست بیرون بکشد، شر فساد و وابستگان فاسد حکومت را از سر مردم کم کند و به چنان حدی از بلوغ حکمرانی رسیده باشد که مردم دامان حکومت را حریم امن برای آزادی و رفاه خود ببینند و نه سایهای که باید از آن گریخت.
🆔 @jameeno
📌سه جلد کتاب در حوزه روزنامهنگاری اقتصادی منتشر شد
🔹از روایتگری بحران مالی تا پوشش رویدادهای نوآوری
▫️جامعه نو: در شرایطی که انتشار کتابهای آموزشی حوزه روزنامهنگاری بهطور چشمگیری در میان آثار مکتوب و بازار نشر کاهش یافته، به تازگی سه جلد کتاب روزنامهنگاری اقتصادی منتشر شده است.
مجموعه کتابهای «روزنامهنگاری اقتصادی» با رویکرد توسعه دانش میانرشتهای و به منظور ایجاد پلی میان دانش اقتصاد و روزنامهنگاری از سوی انتشارات «عملکرد برتر» با ترجمه «محسن ایلچی و سینا رویایی» منتشر شد.
🔻در Instant View بیشتر بخوانید
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/Journalism-07-11
🔹از روایتگری بحران مالی تا پوشش رویدادهای نوآوری
▫️جامعه نو: در شرایطی که انتشار کتابهای آموزشی حوزه روزنامهنگاری بهطور چشمگیری در میان آثار مکتوب و بازار نشر کاهش یافته، به تازگی سه جلد کتاب روزنامهنگاری اقتصادی منتشر شده است.
مجموعه کتابهای «روزنامهنگاری اقتصادی» با رویکرد توسعه دانش میانرشتهای و به منظور ایجاد پلی میان دانش اقتصاد و روزنامهنگاری از سوی انتشارات «عملکرد برتر» با ترجمه «محسن ایلچی و سینا رویایی» منتشر شد.
🔻در Instant View بیشتر بخوانید
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/Journalism-07-11
Telegraph
سه جلد کتاب در حوزه روزنامهنگاری اقتصادی منتشر شد
از روایتگری بحران مالی تا پوشش رویدادهای نوآوری در شرایطی که انتشار کتابهای آموزشی حوزه روزنامهنگاری بهطور چشمگیری در میان آثار مکتوب و بازار نشر کاهش یافته، به تازگی سه جلد کتاب روزنامهنگاری اقتصادی منتشر شده است. مجموعه کتابهای «روزنامهنگاری اقتصادی»…
#یادداشت_مهمان
🔹جام جهانی فوتبال در جستجوی بازارهای جدید اقتصادی
🖌زهرا طوفانی
▫️جامعه نو: رویدادهای بزرگ منطقهای و جهانی، آنچنان برای ما دوستداشتنی و نداشتنیاند که گاه حالتی از عشق و نفرت را برایمان رقم می زنند؛ البته شاید استفاده از این عبارت کمی زیاده روی باشد. لحظاتی آمیخته از شادی و غم، پیروزی و شکست و البته اقتصاد و پولی که در میانه زمین فوتبال و سودهایی که شرکت های بزرگ به جیب می زنند و گاه شاید جیب تماشاچیان، بینندگان تلویزیونی و یا هر مخاطبی که با رسانه های جدید و یا اصلی این رویدادها را دنبال می کنند، را نیز می زنند. قطعا هیچ شخصی نیست که از عواید و سودهایی که در این بازی های بین المللی حاصل می شود، بیاطلاع باشد. اما این بازی ها و به ویژه فعالیت های رسانه ای آن به حدی جذاب است که شاید حواس همگان را از تأثیرات مثبت و منفی آن پرت کند و ما را به ورطه بازی فوتبال صرف بیاندازد؛ به عنوان شخصی که فوتبال برای او یک تفریح همیشه جذاب بوده است، باید بگویم که برگزاری رویدادهایی از این قبیل آن هم در کشورهایی که از لحاظ اقتصادی اوضاع مطلوبی ندارند، انتخابی است از نوع بندبازی و راهرفتن روی لب تیغ. اگر تصمیمات فیفا را سیاستهای توسعهای بدانیم، باید با وجود تمام علایقمان به این رویدادها کمی با دیده تردید بنگریم؛ یا آنگونه که نلسون رودریگرز، نویسنده و نمایشنامهنویس برزیلی میگوید «در فوتبال بدترین نابینایی این است که فقط توپ را ببینیم»، این جمله شاید موجزترین و در یک کلام سرراستترین توصیف از جام جهانی یا فوتبال باشد؛ حال آنکه رویدادهای بزرگ چیزی بیش از یک رویداد هستند آنگونه که رسانهها آن را برایمان به تصویر می کشند.
🔻در Instant View بیشتر بخوانید.
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/jameeno-07-11
🔹جام جهانی فوتبال در جستجوی بازارهای جدید اقتصادی
🖌زهرا طوفانی
▫️جامعه نو: رویدادهای بزرگ منطقهای و جهانی، آنچنان برای ما دوستداشتنی و نداشتنیاند که گاه حالتی از عشق و نفرت را برایمان رقم می زنند؛ البته شاید استفاده از این عبارت کمی زیاده روی باشد. لحظاتی آمیخته از شادی و غم، پیروزی و شکست و البته اقتصاد و پولی که در میانه زمین فوتبال و سودهایی که شرکت های بزرگ به جیب می زنند و گاه شاید جیب تماشاچیان، بینندگان تلویزیونی و یا هر مخاطبی که با رسانه های جدید و یا اصلی این رویدادها را دنبال می کنند، را نیز می زنند. قطعا هیچ شخصی نیست که از عواید و سودهایی که در این بازی های بین المللی حاصل می شود، بیاطلاع باشد. اما این بازی ها و به ویژه فعالیت های رسانه ای آن به حدی جذاب است که شاید حواس همگان را از تأثیرات مثبت و منفی آن پرت کند و ما را به ورطه بازی فوتبال صرف بیاندازد؛ به عنوان شخصی که فوتبال برای او یک تفریح همیشه جذاب بوده است، باید بگویم که برگزاری رویدادهایی از این قبیل آن هم در کشورهایی که از لحاظ اقتصادی اوضاع مطلوبی ندارند، انتخابی است از نوع بندبازی و راهرفتن روی لب تیغ. اگر تصمیمات فیفا را سیاستهای توسعهای بدانیم، باید با وجود تمام علایقمان به این رویدادها کمی با دیده تردید بنگریم؛ یا آنگونه که نلسون رودریگرز، نویسنده و نمایشنامهنویس برزیلی میگوید «در فوتبال بدترین نابینایی این است که فقط توپ را ببینیم»، این جمله شاید موجزترین و در یک کلام سرراستترین توصیف از جام جهانی یا فوتبال باشد؛ حال آنکه رویدادهای بزرگ چیزی بیش از یک رویداد هستند آنگونه که رسانهها آن را برایمان به تصویر می کشند.
🔻در Instant View بیشتر بخوانید.
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/jameeno-07-11
Telegraph
جام جهانی فوتبال در جستجوی بازارهای جدید اقتصادی
رویدادهای بزرگ منطقهای و جهانی، آنچنان برای ما دوستداشتنی و نداشتنیاند که گاه حالتی از عشق و نفرت را برایمان رقم میزنند؛ البته شاید استفاده از این عبارت کمی زیاده روی باشد. لحظاتی آمیخته از شادی و غم، پیروزی و شکست و البته اقتصاد و پولی که در میانه زمین…
#الف
♦️قاپ زدن کاسه خالی، ربودن اسلحه بیخشاب!
◽️شورای سردبیری: در دوران دولت دوم خاتمی، یک گمانهزنی در برخی محافل سیاسی شنیده میشد: کودتا علیه خاتمی به خاطر ذخایر انباشته ارزی. در آن دوران، باوجود آنکه قیمت نفت هیچگاه از ۲۴ دلار بالاتر نرفت، به علت سیاست اقتصادی سنجیدهای که به تشکیل صندوق ذخیره ارزی انجامید، میراث خوبی برای دولت جانشین باقی میماند. در مقابل، احمدینژاد با اقتصاد چنان رفتار کرد که احمد توکلی یکی از متحدان سابقش او را به در پیش گرفتن سیاست باقی گذاشتن زمین سوخته متهم کرد. در ایران، همیشه اینکه دولت جانشین و قاپزننده قدرت اجرایی به چه ذخایری دست مییابد موضوع مطرحی بوده است. اما داستان ایران یک مشخصه دیگر هم دارد: در دوران افزایش قیمت نفت، عطش در اختیار گرفتن قدرت اجرایی و کنترل درآمد ارزی معمولاً افزایش مییابد.
از دوران روحانی، در صورتی که به هر علتی از عرصه سیاست کنار رود، جز کاسهای خالی برجا نمیماند، آخرین پرده غارت را در چند ماه اخیر که به علت ردیابی جابجایی پولهای قابل غارت توسط سیستم بین المللی، انتقال پول بینشان به خارج از کشور ناممکن بود در توزیع مقدار هنوز نامشخص اما کلانی از منابع بانک مرکزی در قالب و پوشش تخصیص ۴۲۰۰ تومانی شاهد بودهایم. به نسبت جمعیت و نیازهایش، اوضاع ناهمراه خارجی و ظهور ابرهای تیره در در افق اقتصاد، چشمانداز منابع مالی موجود و درآمدهای قابل استحصال آتی مناسب نیست و کاسه فردا خالی و مشکلات حاصل از مطالبات انباشته و غیر قابل نفی بسیار ترسناک است. بعید است عقل سلیم به کنار، حتی عقل متوسطی نیز بخواهد این کاسه را از دست روحانی بقاپد.
در عرصه سیاسی وضع بدتر است. هرچند عطش سیاسی بویژه در دل تندروهایی که برای اثبات درستی توهمات خود حاضرند هرچیزی را قربانی کنند، عقل را تعطیل میکند اما فرجام قاپیدن اختیارات سیاسی دولت بویژه در عرصه خارجی مانند قاپ زدن نارنجک از ضامن خارج شده است. ایران از نظر بینالمللی در وضعیتی است که دیر یازود باید یا وارد جنگ همهجانبه (اقتصادی فرساینده و نظامی بدون افق) شود و یا به نوعی مصالحه نادلخواه و بسیار غیرقهرمانانه تن در دهد. حداکثر عقلی که تندروها در این روزهای قیمتی قبل از روز سخت به خرج دادهاند نمایشِ کنار نیامدن با آمریکا زیر فشار، حتی به قیمت ابراز آمادگی برای برگشتن به دوران کنسرسیوم زیر بیرق روسیه و چین و هند است. با این سطح ازقدرت تحلیلی و توانایی تاکتیکی، چشمانداز فاجعهباری در حوزه تنظیم روابط با جهان در انتظار ماست. ربودن اسلحه بیخشاب از دست روحانی و ظریف اوج بیخردی کسانی است که به تصویر رفتار خود در چشم تحلیلگران میانمایه دولت ترامپ نیندیشیدهاند.
نمایشها که تمام شد، باید به عمل عاقلانه واقعی و بحرانزدا فکر کرد. واضح است که باید کسب آمادگی همهجانبه رابرای شرایط سخت اقتصادی پیشه کرد، و نباید در مقابل لاتبازی بینالمللی تیم ترامپ تسلیم شد، اما باید به درون خزید و گارد دفاعی گرفت. درست است که بهترین دفاع حمله است، اما گاهی هم بهترین حمله دفاع است. دژ دفاعی ما در مقابل قلدرآمریکایی، سیاست خارجی عملی ماست و نه کلامی که پشت تریبونها یا در دیدارها عرضه میکنیم. باید از خودمان بپرسیم آیا مواضعی که اکنون در دست داریم آنقدر ارزش دارند که کسی برای خرید آنها پشت میز بنشیند و مذاکره کند، یا اینکه رها کردن آنها بار ما را روی دوشمان کم و توان ما را در عرصه بینالمللی زیاد میکند. یادمان باشد برخی از این مواضع قابلیت معامله ندارند زیرا طرف مقابل از میزان هزینهای که برای حفظ آنها میپردازیم آگاه است.
🆔 @jameeno
♦️قاپ زدن کاسه خالی، ربودن اسلحه بیخشاب!
◽️شورای سردبیری: در دوران دولت دوم خاتمی، یک گمانهزنی در برخی محافل سیاسی شنیده میشد: کودتا علیه خاتمی به خاطر ذخایر انباشته ارزی. در آن دوران، باوجود آنکه قیمت نفت هیچگاه از ۲۴ دلار بالاتر نرفت، به علت سیاست اقتصادی سنجیدهای که به تشکیل صندوق ذخیره ارزی انجامید، میراث خوبی برای دولت جانشین باقی میماند. در مقابل، احمدینژاد با اقتصاد چنان رفتار کرد که احمد توکلی یکی از متحدان سابقش او را به در پیش گرفتن سیاست باقی گذاشتن زمین سوخته متهم کرد. در ایران، همیشه اینکه دولت جانشین و قاپزننده قدرت اجرایی به چه ذخایری دست مییابد موضوع مطرحی بوده است. اما داستان ایران یک مشخصه دیگر هم دارد: در دوران افزایش قیمت نفت، عطش در اختیار گرفتن قدرت اجرایی و کنترل درآمد ارزی معمولاً افزایش مییابد.
از دوران روحانی، در صورتی که به هر علتی از عرصه سیاست کنار رود، جز کاسهای خالی برجا نمیماند، آخرین پرده غارت را در چند ماه اخیر که به علت ردیابی جابجایی پولهای قابل غارت توسط سیستم بین المللی، انتقال پول بینشان به خارج از کشور ناممکن بود در توزیع مقدار هنوز نامشخص اما کلانی از منابع بانک مرکزی در قالب و پوشش تخصیص ۴۲۰۰ تومانی شاهد بودهایم. به نسبت جمعیت و نیازهایش، اوضاع ناهمراه خارجی و ظهور ابرهای تیره در در افق اقتصاد، چشمانداز منابع مالی موجود و درآمدهای قابل استحصال آتی مناسب نیست و کاسه فردا خالی و مشکلات حاصل از مطالبات انباشته و غیر قابل نفی بسیار ترسناک است. بعید است عقل سلیم به کنار، حتی عقل متوسطی نیز بخواهد این کاسه را از دست روحانی بقاپد.
در عرصه سیاسی وضع بدتر است. هرچند عطش سیاسی بویژه در دل تندروهایی که برای اثبات درستی توهمات خود حاضرند هرچیزی را قربانی کنند، عقل را تعطیل میکند اما فرجام قاپیدن اختیارات سیاسی دولت بویژه در عرصه خارجی مانند قاپ زدن نارنجک از ضامن خارج شده است. ایران از نظر بینالمللی در وضعیتی است که دیر یازود باید یا وارد جنگ همهجانبه (اقتصادی فرساینده و نظامی بدون افق) شود و یا به نوعی مصالحه نادلخواه و بسیار غیرقهرمانانه تن در دهد. حداکثر عقلی که تندروها در این روزهای قیمتی قبل از روز سخت به خرج دادهاند نمایشِ کنار نیامدن با آمریکا زیر فشار، حتی به قیمت ابراز آمادگی برای برگشتن به دوران کنسرسیوم زیر بیرق روسیه و چین و هند است. با این سطح ازقدرت تحلیلی و توانایی تاکتیکی، چشمانداز فاجعهباری در حوزه تنظیم روابط با جهان در انتظار ماست. ربودن اسلحه بیخشاب از دست روحانی و ظریف اوج بیخردی کسانی است که به تصویر رفتار خود در چشم تحلیلگران میانمایه دولت ترامپ نیندیشیدهاند.
نمایشها که تمام شد، باید به عمل عاقلانه واقعی و بحرانزدا فکر کرد. واضح است که باید کسب آمادگی همهجانبه رابرای شرایط سخت اقتصادی پیشه کرد، و نباید در مقابل لاتبازی بینالمللی تیم ترامپ تسلیم شد، اما باید به درون خزید و گارد دفاعی گرفت. درست است که بهترین دفاع حمله است، اما گاهی هم بهترین حمله دفاع است. دژ دفاعی ما در مقابل قلدرآمریکایی، سیاست خارجی عملی ماست و نه کلامی که پشت تریبونها یا در دیدارها عرضه میکنیم. باید از خودمان بپرسیم آیا مواضعی که اکنون در دست داریم آنقدر ارزش دارند که کسی برای خرید آنها پشت میز بنشیند و مذاکره کند، یا اینکه رها کردن آنها بار ما را روی دوشمان کم و توان ما را در عرصه بینالمللی زیاد میکند. یادمان باشد برخی از این مواضع قابلیت معامله ندارند زیرا طرف مقابل از میزان هزینهای که برای حفظ آنها میپردازیم آگاه است.
🆔 @jameeno
جامعه نو
▫️عباس امیر انتظام، سخنگوی دولت مهدی بازرگان و از اعضای جبهه ملی که از قدیمیترین زندانیان سیاسی در دوران بعد از انقلاب به شمار میرود امروز از دنیا رفت. 🆔 @jameeno
🔺 اعلام زمان و مکان تشییع پیکر امیر انتظام
▫جامعه نو: مراسم تشییع پیکر عباس امیرانتظام روز جمعه ۲۲ تیر ماه ساعت ۹ صبح از منزل آن شادروان واقع در تقاطع بزرگراه مدرس و آفریقا به طرف الهیه، کوچه گلنار، کوچه ماهرو، مجتمع لاله به سوی بهشت زهرا برگزار خواهد شد.
▫جامعه نو: مراسم تشییع پیکر عباس امیرانتظام روز جمعه ۲۲ تیر ماه ساعت ۹ صبح از منزل آن شادروان واقع در تقاطع بزرگراه مدرس و آفریقا به طرف الهیه، کوچه گلنار، کوچه ماهرو، مجتمع لاله به سوی بهشت زهرا برگزار خواهد شد.
#رادیوجامعهنو
📻قسمت نهم
▫️نهمین پادکست رادیو جامعه نو منتشر شد. روزنامهنگاران جامعه نو تلاش کردهاند در این پادکست به مرور مهمترین اخبار هفته گذشته بپردازند و چند توصیه اقتصادی، فرهنگی و کتابخوانی برای مخاطبان داشته باشند. پادکست این هفته از سوگ کشتهشدگان حادثه #سنندج و قصه #مائده_هژبری آغاز میشود و با ادای احترام به خاطره ۱۸ تیر ۱۳۷۸ پایان میگیرد.
عصر جمعه این هفته خود را هم جامعهنویی کنید و با ما همراه باشید. برای شنیدن این قسمت از رادیو روی لینک زیر کلیک فرمایید
https://shenoto.com/podcast/24973
📻قسمت نهم
▫️نهمین پادکست رادیو جامعه نو منتشر شد. روزنامهنگاران جامعه نو تلاش کردهاند در این پادکست به مرور مهمترین اخبار هفته گذشته بپردازند و چند توصیه اقتصادی، فرهنگی و کتابخوانی برای مخاطبان داشته باشند. پادکست این هفته از سوگ کشتهشدگان حادثه #سنندج و قصه #مائده_هژبری آغاز میشود و با ادای احترام به خاطره ۱۸ تیر ۱۳۷۸ پایان میگیرد.
عصر جمعه این هفته خود را هم جامعهنویی کنید و با ما همراه باشید. برای شنیدن این قسمت از رادیو روی لینک زیر کلیک فرمایید
https://shenoto.com/podcast/24973
شنوتو
رادیو جامعه نو 09 - 22 تیر 97 / رادیو جامعه نو 09 - 22 تیر 97
بشنوید: در بیست و دومین روز از تیرماه سال 97 با نهمین قسمت از رادیو جامعه نو در خدمتتون هستیم که صدای روزنامه نگاران مستقل هست
آنچه در این قسمت می شنوید :
- ادای احترام به درگذشتگان حادثه سنندج
- ماجرای ا...
آنچه در این قسمت می شنوید :
- ادای احترام به درگذشتگان حادثه سنندج
- ماجرای ا...
#الف
🔺رفتن به لانه خرس، از ترس حمله گرگ!
▫️شورای سردبیری: مجاهدین تا نزدیک قزوین آمده بودند و سردار اسعد هم به قم رسیده بود. نقل است که سعدالدوله پیش از همراهی شاه برای خزیدن به لانه روسها، پیامی برای شیخ فضلالله فرستاد: "ماداریم به سفارت روسیه میرویم و جان شما هم در خطر است. بیا". ساعتی بعد نماینده سفارت روسیه به سراغ شیخ فضلالله رفت: "مجاهدین در راه تهران هستند و جان شما در خطر است. به سفارت بیایید." فارغ از تبلیغات بیپایهای که حکومت ۴۰ سال است درباره شیخ اعدام.شده توسط مشروطهخواهان میکند شیخ فضلالله، مخالف سرسخت و دشمن خونی مشروطهخواهان زیر بیرق روسیه نرفت. اما ظاهراً شیخ اشتباه کرد که نرفت، چرا که براساس کشفیات جدید استبدادطلبان در روزهای قبل از سفر آقای ولایتی به روسیه، روسیه حتی در دوران تزارها ستمی به ایرانیان نکرده است و با رفتن به زیر بیرق آن، میتوان کلاه را بالاتر هم گذاشت.
برای آنها که گزارش آقای ولایتی از ملاقاتش با پوتین را ندیدهاند، نمیتوان حس و حال او را توصیف کرد. چنین به نظر میرسید که پوتین هر کاری داشته زمین گذاشته و نه تنها به جای یک ساعت، دوساعت با آقای ولایتی حرف زده ، بلکه پیش از آن دهها ساعت صرف بررسی نیازهای ایران کرده تا درباره همه آنها مشروح صحبت کند، به ولایتی قول مثبت بدهد واجازه ندهد فشارهای اقتصادی ایالات متحده چشم زخمی به حکومتی که ولایتی پیامبر آن است برساند.
برخی از اهل فن پیشبینی و تحلیل کرده بودند مغازله با پوتین و حسن تلقی از چین و به یکباره کشف کردن ظرفیتهای هند بخشی از تاکتیک حکومت ایران برای باوراندن ناتوانی تحریم همهجانبه ایران به مشاوران ترامپ است. حتی هنوز هم میتواند چنین باشد، اما نمایش ایران رویکرد تبلیغاتی فراسرزمینی چندانی ندارد وبه نظر میرسد بیشتر برای اطمینانبخشی به داخل و تشجیع دستگاه حکومت برای نگه داشتن سنگر در برابر "دشمن" است.
نمیتوان با اطمینان درباره ماهیت این موضع حرفی زد، ولی عجیب اینجاست که این ماجرا یا بازی، دقیقاً بر سیاست نگاه به شرق و قرار ندادن همه تخم مرغها در سبد اروپاییها، و تعریف نقش بازیگر درجهدو و پیاده نظام در سوریه انطباق دارد. در ماههای اخیر علائم زیادی از اینکه عجز در مقابل دندان گرگ به پناه بردن به لانه خرس منجر شده است دیدهایم. حکومت عاقبت این تصمیم استراتژیک را سنجیده است؟
ورود ایران به گرداب مرگبار تحریمهای اقتصادی شورای امنیت سازمان ملل را کسی از یاد نمیبرد که روسیه در آن چگونه چشم بر نتایج تصویب این تحریمها بر سرنوشت ایران بست و در حالی که میدید طرف مقابلش چگونه کماثرترین قطعنامههای ضد اسرائیل را وتو میکند، از حق وتوی خود به نفع ایران استفاده نکرد. بیهوده و زاید است درباره مسلک معاملهگر دولت روسیه بگوییم، که داستان سر هر بازاری است.
واضح است اگر مواجهه ما با ایالات متحده تا این حد حاد نبود، روابطمان با روسیه که در شرایطی عادی میتوانست مفید و متعادلکننده حضور جهانی ما باشد تا این حد و با این دستپاچگی غیرمعقول توسعه نمییافت. در نتیجه، حالا پرسش بزرگی در مقابل ما و هسته مرکزی حکومت قرار دارد: آن کدام نقطه ضعف است در ما ، که وادارمان میکند در مقابل فشار نادولت ایالات متحده به زیر بیرق حمایت پوتین، قمارباز و معامله گر بزرگ روس برویم؟ به زعم ما، این نقطه ضعف، ضعف ملات پیوند حکومت با بدنه موثر جامعه، و شدت پیوستگی ما با پدیده هایی است که همچون مواد مخدر، منافعی برای درگیر شدن در آنها وجود ندارد، ولی هزینه هنگفت را حتما دارند.
🆔 @jameeno
🔺رفتن به لانه خرس، از ترس حمله گرگ!
▫️شورای سردبیری: مجاهدین تا نزدیک قزوین آمده بودند و سردار اسعد هم به قم رسیده بود. نقل است که سعدالدوله پیش از همراهی شاه برای خزیدن به لانه روسها، پیامی برای شیخ فضلالله فرستاد: "ماداریم به سفارت روسیه میرویم و جان شما هم در خطر است. بیا". ساعتی بعد نماینده سفارت روسیه به سراغ شیخ فضلالله رفت: "مجاهدین در راه تهران هستند و جان شما در خطر است. به سفارت بیایید." فارغ از تبلیغات بیپایهای که حکومت ۴۰ سال است درباره شیخ اعدام.شده توسط مشروطهخواهان میکند شیخ فضلالله، مخالف سرسخت و دشمن خونی مشروطهخواهان زیر بیرق روسیه نرفت. اما ظاهراً شیخ اشتباه کرد که نرفت، چرا که براساس کشفیات جدید استبدادطلبان در روزهای قبل از سفر آقای ولایتی به روسیه، روسیه حتی در دوران تزارها ستمی به ایرانیان نکرده است و با رفتن به زیر بیرق آن، میتوان کلاه را بالاتر هم گذاشت.
برای آنها که گزارش آقای ولایتی از ملاقاتش با پوتین را ندیدهاند، نمیتوان حس و حال او را توصیف کرد. چنین به نظر میرسید که پوتین هر کاری داشته زمین گذاشته و نه تنها به جای یک ساعت، دوساعت با آقای ولایتی حرف زده ، بلکه پیش از آن دهها ساعت صرف بررسی نیازهای ایران کرده تا درباره همه آنها مشروح صحبت کند، به ولایتی قول مثبت بدهد واجازه ندهد فشارهای اقتصادی ایالات متحده چشم زخمی به حکومتی که ولایتی پیامبر آن است برساند.
برخی از اهل فن پیشبینی و تحلیل کرده بودند مغازله با پوتین و حسن تلقی از چین و به یکباره کشف کردن ظرفیتهای هند بخشی از تاکتیک حکومت ایران برای باوراندن ناتوانی تحریم همهجانبه ایران به مشاوران ترامپ است. حتی هنوز هم میتواند چنین باشد، اما نمایش ایران رویکرد تبلیغاتی فراسرزمینی چندانی ندارد وبه نظر میرسد بیشتر برای اطمینانبخشی به داخل و تشجیع دستگاه حکومت برای نگه داشتن سنگر در برابر "دشمن" است.
نمیتوان با اطمینان درباره ماهیت این موضع حرفی زد، ولی عجیب اینجاست که این ماجرا یا بازی، دقیقاً بر سیاست نگاه به شرق و قرار ندادن همه تخم مرغها در سبد اروپاییها، و تعریف نقش بازیگر درجهدو و پیاده نظام در سوریه انطباق دارد. در ماههای اخیر علائم زیادی از اینکه عجز در مقابل دندان گرگ به پناه بردن به لانه خرس منجر شده است دیدهایم. حکومت عاقبت این تصمیم استراتژیک را سنجیده است؟
ورود ایران به گرداب مرگبار تحریمهای اقتصادی شورای امنیت سازمان ملل را کسی از یاد نمیبرد که روسیه در آن چگونه چشم بر نتایج تصویب این تحریمها بر سرنوشت ایران بست و در حالی که میدید طرف مقابلش چگونه کماثرترین قطعنامههای ضد اسرائیل را وتو میکند، از حق وتوی خود به نفع ایران استفاده نکرد. بیهوده و زاید است درباره مسلک معاملهگر دولت روسیه بگوییم، که داستان سر هر بازاری است.
واضح است اگر مواجهه ما با ایالات متحده تا این حد حاد نبود، روابطمان با روسیه که در شرایطی عادی میتوانست مفید و متعادلکننده حضور جهانی ما باشد تا این حد و با این دستپاچگی غیرمعقول توسعه نمییافت. در نتیجه، حالا پرسش بزرگی در مقابل ما و هسته مرکزی حکومت قرار دارد: آن کدام نقطه ضعف است در ما ، که وادارمان میکند در مقابل فشار نادولت ایالات متحده به زیر بیرق حمایت پوتین، قمارباز و معامله گر بزرگ روس برویم؟ به زعم ما، این نقطه ضعف، ضعف ملات پیوند حکومت با بدنه موثر جامعه، و شدت پیوستگی ما با پدیده هایی است که همچون مواد مخدر، منافعی برای درگیر شدن در آنها وجود ندارد، ولی هزینه هنگفت را حتما دارند.
🆔 @jameeno
🔸شورای نگهبان FATF را رد کرد
▫️جامعه نو: کدخدایی، سخنگوی شورای نگهبان: اعضای شورای نگهبان صرفنظر از ایرادات ماهیتی مصوبه اصلاح قانون مبارزه با پولشویی که جز مصوبات چهارگانه موسوم به FATF است، اعلام کردند با توجه به اینکه لایحه قضایی است و باید از سوی رییس قوه قضاییه اعلام و ارجاع شود آن را مغایر قانون اساسی تشخیص داده اند / میزان
🆔 @jameeno
▫️جامعه نو: کدخدایی، سخنگوی شورای نگهبان: اعضای شورای نگهبان صرفنظر از ایرادات ماهیتی مصوبه اصلاح قانون مبارزه با پولشویی که جز مصوبات چهارگانه موسوم به FATF است، اعلام کردند با توجه به اینکه لایحه قضایی است و باید از سوی رییس قوه قضاییه اعلام و ارجاع شود آن را مغایر قانون اساسی تشخیص داده اند / میزان
🆔 @jameeno
🔸هند مکانیسم ریال- روپیه را در واردات نفت بررسی میکند
▫️جامعه نو: روزنامه هندی ایندین اکسپرس در گزارش امروز خود نوشت: با نزدیکی به ضربالعجل تحریمهای آمریکا در ماههای آگوست و نوامبر، هند امکان واردات نفت از ایران بر اساس مکانیسم ریال- روپیه را که در گذشته نیز استفاده میشد، بررسی میکند.
به گفته منابع آگاه، قبلا دو بانک پاسارگاد و پارسیان برای افتتاح شعبهای در بمبئی پیشنهاد داده بودند. این در حالی است که بانک سامان نیز به تازگی چنین درخواستی را داده است. اما دولت هند تاکنون تنها با پیشنهاد بانک پاسارگاد برای افتتاح شعبه در بمبئی موافقت کرده است.
پیشتر فدراسیون سازمانهای صادراتی هند، پیشنهاد بانک مرکزی این کشور مبنی بر ورود بانکهای ایرانی به هند را برای تسهیل در روابط دوجانبه پذیرفته بود.
🆔 @jameeno
▫️جامعه نو: روزنامه هندی ایندین اکسپرس در گزارش امروز خود نوشت: با نزدیکی به ضربالعجل تحریمهای آمریکا در ماههای آگوست و نوامبر، هند امکان واردات نفت از ایران بر اساس مکانیسم ریال- روپیه را که در گذشته نیز استفاده میشد، بررسی میکند.
به گفته منابع آگاه، قبلا دو بانک پاسارگاد و پارسیان برای افتتاح شعبهای در بمبئی پیشنهاد داده بودند. این در حالی است که بانک سامان نیز به تازگی چنین درخواستی را داده است. اما دولت هند تاکنون تنها با پیشنهاد بانک پاسارگاد برای افتتاح شعبه در بمبئی موافقت کرده است.
پیشتر فدراسیون سازمانهای صادراتی هند، پیشنهاد بانک مرکزی این کشور مبنی بر ورود بانکهای ایرانی به هند را برای تسهیل در روابط دوجانبه پذیرفته بود.
🆔 @jameeno
#الف
🔸اصل و فرع یک آئین بربادرفته
▫️شورای سردبیری: حکومت ما، سیستمی که آن را نظام اسلامی مینامیم، در ۴۰ سال گذشته دو سختسری و کجاندیشی بنیادین را رها نکرد و همچون پیروان متعصب آیینهای تازه حاضر شد هر بهایی بدهد اما این دو کژراهه را رها نکند. هرچند این سیستم عقاید متعصبانه فراوانی دارد، اما ویژگی این دو اعتقاد این است که خود سیستم میداند آنها در شمار خرافههای آئین سیاسیاش هستند، نمیتوانند اصول اعتقادی باشند و پذیرش تعصبآمیز آنها همراه با مقدار زیادی شیشهخرده و رندی است. اولین این دو اعتقاد سختسرانه، عدم پذیرش امکان صلح با ایالات متحده، و دومین آنها، باور متعصبانه به مفید بودن ارزانی دلار است. سوای استدلالهای خودش برای دفاع از این دو موضع آشکارا غلط (لزوم دفاع از محرومان جهان در مقابل مستکبران، و حفظ ارزش پول ملی به عنوان یک ارزش ملی) بین کارشناسان صاحب دانش نیز دو تلقی از اصرار و ابرام حکومت بر این دو موضع وجود دارد: گروهی معتقدند ایالات متحده هیچگاه با ایران به عنوان یک طرف سیاسی برابر و متساویالحقوق برخورد نکرده تا اطمینان حکومت ما را جلب کند، و دیگرانی میاندیشند حکومت ایران به خاطر خصایلی ماهوی همواره به یک دشمن برای تداوم حیات خود نیاز دارد. درباره اعتقاد دوم نیز گروهی میپذیرند که اصرار همیشگی حکومت به ارزان نگه داشتن ارز و بویژه دلار به خاطر حفظ ثبات قیمتی در بازار کالاهایی است که نهادهها و مواد واسطهای تولید آنها از خارج میآید و باید ارزان تمام شوند، اما گروهی بدبین نیز معتقدند چون ماهیت دستگاه مدیریتی حکومت اسلامی بر رانتخواری تجاری استوار است، سران حکومت در مقابل اصول مسلم اقتصاد و استدلالهای صدها اقتصاددان نصیحتگر و مصلح مقاومت میکند تا این رانتخواری ارزی پایان نیابد. استدلال این گروه را دفاع غالباً بلاهتبار اجزای حکومت از نرخ پایین مبادله دلار به عنوان لزوم حفظ ارزش پول ملی (ارزش را نه به عنوان نرخ برابری، بلکه به عنوان یک اعتبار و شخصیت بکار میگیرند) تقویت میکند. محمود احمدینژاد در تلویزیون اقتصاددانی را که از کاهش ارزش ریال برای رفع برخی مشکلات اقتصادی حرف زده بود خائن میخواند و آشکار بود این نافهمی او عمدی است و نه از سر ناآگاهی.
حالا بالاخره پس از ۴۰ سال به علت فشار از بیرون و پس از دادن هزینههایی که خیلی بیشتر از صدها میلیارد دلار به اقتصاد وارد شده، حکومت به شکل محدود از آن اعتقاد متعصبانه دست کشیده است و پذیرفته در بخشی از اقتصاد نیروهای بازار تعیینکننده نرخ برابری ریال و دلار باشند. این تحول مهمی است در این حکومت که دارای تعصبات آمیخته با رندی منفعت طلبانه است. درست به این میماند که کسی هنوز نگفته باشد اسلام آورده اما از پرستش لات و عزی دست کشیده و دو رکعت نماز بخواند. میتوان امیدوار بود فواید فراوان این ارتداد اقتصادی که ازهمین امروز آشکارند، بتپرستی آقایان رأس حکومت را پایان دهد و بت "ارزش پول ملی" را سرنگون کند.
نکته بسیار مهم در میانه این تغییر، این است که فشار خارجی سبب کنار گذاشتن این اصل (تقدس ارزش بالای ریال) از اصول اعتقادی حکومت شد و نه عقل سلیم که ۴۰ سال است در پستو سرکوب میشود و فقط وقتی کارد به استخوان میرسد زیر فشار خارجی از پستو بیرون میآید. این خصلت شناختهشده سیستم (در پذیرش ۵۹۸، سازش منجر به برجام، نیروی بازار و ...) البته از سویی هم خیلی خطرناک است و میتواند مورد استفاده اجانب نیز قرار گیرد. چه بسا اعتقاد فعلی دولتیان ایالات متحده که میگویند درباره ایران فقط فشار مداوم تا حد شکستن کمر جواب میدهد با دیدن همین دست شستن از اصول سختسرانه تحت فشار به باورهای کنونی خود رسیده باشند. این حرف البته به معنی توصیه به اعلام آمادگی علنی فوری برای مذاکره با ترامپ نیست، ولی برای برگشتن به صراط مستقیم حکمرانی خردمندانه، لازم است حکومت فکری هم به حال دومین اصلی بکندکه ذکر آن در اول مقال آمد. دفاع از محرومان و مستضعفان عالم در مقابل مستکبران و آمریکا، اگر هم روزی از اصول اعتقادی این جمهوری بوده، حالا دیگر جز بهانهای غیر قابل باور برای مردم ما نیست. مانیفست و اصل آیین قدیم را که میگفت نه شرقی، نه غربی در پای اشتباهات خود و برای سلامتی سر حکومت ذبح غیر شرعی کردیم، حالا چسبیدهایم به افسانهای که حتی درشمار فروع هم نیست!
اگر... اگر هم این اعتقادات انحرافی زمانی باورهایی صادقانه بودهاند، زمان پایان آنها فرارسیده است.
🆔 @jameeno
🔸اصل و فرع یک آئین بربادرفته
▫️شورای سردبیری: حکومت ما، سیستمی که آن را نظام اسلامی مینامیم، در ۴۰ سال گذشته دو سختسری و کجاندیشی بنیادین را رها نکرد و همچون پیروان متعصب آیینهای تازه حاضر شد هر بهایی بدهد اما این دو کژراهه را رها نکند. هرچند این سیستم عقاید متعصبانه فراوانی دارد، اما ویژگی این دو اعتقاد این است که خود سیستم میداند آنها در شمار خرافههای آئین سیاسیاش هستند، نمیتوانند اصول اعتقادی باشند و پذیرش تعصبآمیز آنها همراه با مقدار زیادی شیشهخرده و رندی است. اولین این دو اعتقاد سختسرانه، عدم پذیرش امکان صلح با ایالات متحده، و دومین آنها، باور متعصبانه به مفید بودن ارزانی دلار است. سوای استدلالهای خودش برای دفاع از این دو موضع آشکارا غلط (لزوم دفاع از محرومان جهان در مقابل مستکبران، و حفظ ارزش پول ملی به عنوان یک ارزش ملی) بین کارشناسان صاحب دانش نیز دو تلقی از اصرار و ابرام حکومت بر این دو موضع وجود دارد: گروهی معتقدند ایالات متحده هیچگاه با ایران به عنوان یک طرف سیاسی برابر و متساویالحقوق برخورد نکرده تا اطمینان حکومت ما را جلب کند، و دیگرانی میاندیشند حکومت ایران به خاطر خصایلی ماهوی همواره به یک دشمن برای تداوم حیات خود نیاز دارد. درباره اعتقاد دوم نیز گروهی میپذیرند که اصرار همیشگی حکومت به ارزان نگه داشتن ارز و بویژه دلار به خاطر حفظ ثبات قیمتی در بازار کالاهایی است که نهادهها و مواد واسطهای تولید آنها از خارج میآید و باید ارزان تمام شوند، اما گروهی بدبین نیز معتقدند چون ماهیت دستگاه مدیریتی حکومت اسلامی بر رانتخواری تجاری استوار است، سران حکومت در مقابل اصول مسلم اقتصاد و استدلالهای صدها اقتصاددان نصیحتگر و مصلح مقاومت میکند تا این رانتخواری ارزی پایان نیابد. استدلال این گروه را دفاع غالباً بلاهتبار اجزای حکومت از نرخ پایین مبادله دلار به عنوان لزوم حفظ ارزش پول ملی (ارزش را نه به عنوان نرخ برابری، بلکه به عنوان یک اعتبار و شخصیت بکار میگیرند) تقویت میکند. محمود احمدینژاد در تلویزیون اقتصاددانی را که از کاهش ارزش ریال برای رفع برخی مشکلات اقتصادی حرف زده بود خائن میخواند و آشکار بود این نافهمی او عمدی است و نه از سر ناآگاهی.
حالا بالاخره پس از ۴۰ سال به علت فشار از بیرون و پس از دادن هزینههایی که خیلی بیشتر از صدها میلیارد دلار به اقتصاد وارد شده، حکومت به شکل محدود از آن اعتقاد متعصبانه دست کشیده است و پذیرفته در بخشی از اقتصاد نیروهای بازار تعیینکننده نرخ برابری ریال و دلار باشند. این تحول مهمی است در این حکومت که دارای تعصبات آمیخته با رندی منفعت طلبانه است. درست به این میماند که کسی هنوز نگفته باشد اسلام آورده اما از پرستش لات و عزی دست کشیده و دو رکعت نماز بخواند. میتوان امیدوار بود فواید فراوان این ارتداد اقتصادی که ازهمین امروز آشکارند، بتپرستی آقایان رأس حکومت را پایان دهد و بت "ارزش پول ملی" را سرنگون کند.
نکته بسیار مهم در میانه این تغییر، این است که فشار خارجی سبب کنار گذاشتن این اصل (تقدس ارزش بالای ریال) از اصول اعتقادی حکومت شد و نه عقل سلیم که ۴۰ سال است در پستو سرکوب میشود و فقط وقتی کارد به استخوان میرسد زیر فشار خارجی از پستو بیرون میآید. این خصلت شناختهشده سیستم (در پذیرش ۵۹۸، سازش منجر به برجام، نیروی بازار و ...) البته از سویی هم خیلی خطرناک است و میتواند مورد استفاده اجانب نیز قرار گیرد. چه بسا اعتقاد فعلی دولتیان ایالات متحده که میگویند درباره ایران فقط فشار مداوم تا حد شکستن کمر جواب میدهد با دیدن همین دست شستن از اصول سختسرانه تحت فشار به باورهای کنونی خود رسیده باشند. این حرف البته به معنی توصیه به اعلام آمادگی علنی فوری برای مذاکره با ترامپ نیست، ولی برای برگشتن به صراط مستقیم حکمرانی خردمندانه، لازم است حکومت فکری هم به حال دومین اصلی بکندکه ذکر آن در اول مقال آمد. دفاع از محرومان و مستضعفان عالم در مقابل مستکبران و آمریکا، اگر هم روزی از اصول اعتقادی این جمهوری بوده، حالا دیگر جز بهانهای غیر قابل باور برای مردم ما نیست. مانیفست و اصل آیین قدیم را که میگفت نه شرقی، نه غربی در پای اشتباهات خود و برای سلامتی سر حکومت ذبح غیر شرعی کردیم، حالا چسبیدهایم به افسانهای که حتی درشمار فروع هم نیست!
اگر... اگر هم این اعتقادات انحرافی زمانی باورهایی صادقانه بودهاند، زمان پایان آنها فرارسیده است.
🆔 @jameeno
#ب
🔸پیشبینی مذاکرات خصوصی دو رئیسجمهور
▫️جامعه نو: به اعتقاد کارشناسان، پوتین و ترامپ در ملاقات آتی یک گفتگوی کاملاً خصوصی دو نفره و بدون حضور مترجم نیز خواهند داشت که تنظیمکننده روابط آتی این دو کشور بزرگ و نقش بینالمللی آنهاست. سناتور مارک وارنر دموکرات ارشد در کمیته اطلاعاتی سنا گفته است ملاقات میان ترامپ و پوتین نباید تکبهتک باشد. این حاصل نگرانی آمریکاییها از نفوذی است که پوتین به دلایلی ازجمله در اختیار داشتن فیلمی نامناسب از ترامپ در هتلی در روسیه میتواند بر ترامپ داشته باشد.
به عقیده برخی ظرایف سیاسی، پوتین و ترامپ وقتی مترجم را هم بیرون میفرستند به شکل زیر با هم حرف میزنند: ترامپ نگرانی خودش را از تندروی در سرعت جدا کردن اروپا از آمریکا و فروپاشی ناتو با پوتین در میان میگذارد و پوتین میگوید: نگران نباش کسی نمیفهمد هدف نهایی تو چیست. فقط جنگ تجاری را عمده کن و از کنار وجه سیاسی و نظامی بگذر. بقیهاش خودبهخود اتفاق میافتد. ترامپ میگوید این کاری که بازرس مولر در آستانه دیدار ما با متهم کردن ۱۲ مقام روسیه به دستکاری در انتخابات و دزدیدن ایمیلهای کلینتون کرد خودش علامت است به من و تو که بدانیم دارند ما را میپایند و میدانند چه میکنیم و پوتین میگوید: تقصیر خودت است که پشت میکروفون احساساتی شدی و گفتی: «آهای روسیه، اگر صدای مرا میشنوی ایمیلهای کلینتون را افشا کن.» ولی عیبی ندارد. آنها نمیدانند با تو چه کنند و بعد از ملاقات ما دوباره ساکت میشوند. ترامپ میگوید حالا این به کنار، من دیگر نمیدانم چه فشاری به ایران وارد کنم که تابهحال نکرده باشم. خیلی از من انتقاد میکنند که آبروی آمریکا را با بدعهدی بردهام و به منافع آمریکا آسیب زدهام. کارهایم توجیه ندارد. به چه درد تو میخورد این همه سختگیری به ایران؟ تا کجا باید جلو بروم؟ پوتین جواب میدهد تا جایی که ایران را کاملاً در آغوش من جا بدهی احمق جون. ترامپ در پایان مذاکره محرمانه دوباره میپرسد پس کی دستور میدهی فیلمی که توی هتل از من گرفتهاند بسوزانند. پوتین میگوید سه شرط دارد: اول داغان کردن ناتو و چین با جنگ تجاری، دوم، شروع جنگ خلیجفارس بین ایران و اعراب با شرکت خودت، و سوم هم انتخاب دوبارهات. ما هوای تو را داریم ولی کار اصلی را باید خودت بکنی. برو جلو ببینم چه میکنی...
🆔 @jameeno
🔸پیشبینی مذاکرات خصوصی دو رئیسجمهور
▫️جامعه نو: به اعتقاد کارشناسان، پوتین و ترامپ در ملاقات آتی یک گفتگوی کاملاً خصوصی دو نفره و بدون حضور مترجم نیز خواهند داشت که تنظیمکننده روابط آتی این دو کشور بزرگ و نقش بینالمللی آنهاست. سناتور مارک وارنر دموکرات ارشد در کمیته اطلاعاتی سنا گفته است ملاقات میان ترامپ و پوتین نباید تکبهتک باشد. این حاصل نگرانی آمریکاییها از نفوذی است که پوتین به دلایلی ازجمله در اختیار داشتن فیلمی نامناسب از ترامپ در هتلی در روسیه میتواند بر ترامپ داشته باشد.
به عقیده برخی ظرایف سیاسی، پوتین و ترامپ وقتی مترجم را هم بیرون میفرستند به شکل زیر با هم حرف میزنند: ترامپ نگرانی خودش را از تندروی در سرعت جدا کردن اروپا از آمریکا و فروپاشی ناتو با پوتین در میان میگذارد و پوتین میگوید: نگران نباش کسی نمیفهمد هدف نهایی تو چیست. فقط جنگ تجاری را عمده کن و از کنار وجه سیاسی و نظامی بگذر. بقیهاش خودبهخود اتفاق میافتد. ترامپ میگوید این کاری که بازرس مولر در آستانه دیدار ما با متهم کردن ۱۲ مقام روسیه به دستکاری در انتخابات و دزدیدن ایمیلهای کلینتون کرد خودش علامت است به من و تو که بدانیم دارند ما را میپایند و میدانند چه میکنیم و پوتین میگوید: تقصیر خودت است که پشت میکروفون احساساتی شدی و گفتی: «آهای روسیه، اگر صدای مرا میشنوی ایمیلهای کلینتون را افشا کن.» ولی عیبی ندارد. آنها نمیدانند با تو چه کنند و بعد از ملاقات ما دوباره ساکت میشوند. ترامپ میگوید حالا این به کنار، من دیگر نمیدانم چه فشاری به ایران وارد کنم که تابهحال نکرده باشم. خیلی از من انتقاد میکنند که آبروی آمریکا را با بدعهدی بردهام و به منافع آمریکا آسیب زدهام. کارهایم توجیه ندارد. به چه درد تو میخورد این همه سختگیری به ایران؟ تا کجا باید جلو بروم؟ پوتین جواب میدهد تا جایی که ایران را کاملاً در آغوش من جا بدهی احمق جون. ترامپ در پایان مذاکره محرمانه دوباره میپرسد پس کی دستور میدهی فیلمی که توی هتل از من گرفتهاند بسوزانند. پوتین میگوید سه شرط دارد: اول داغان کردن ناتو و چین با جنگ تجاری، دوم، شروع جنگ خلیجفارس بین ایران و اعراب با شرکت خودت، و سوم هم انتخاب دوبارهات. ما هوای تو را داریم ولی کار اصلی را باید خودت بکنی. برو جلو ببینم چه میکنی...
🆔 @jameeno
جامعه نو
#ب 🔸پیشبینی مذاکرات خصوصی دو رئیسجمهور ▫️جامعه نو: به اعتقاد کارشناسان، پوتین و ترامپ در ملاقات آتی یک گفتگوی کاملاً خصوصی دو نفره و بدون حضور مترجم نیز خواهند داشت که تنظیمکننده روابط آتی این دو کشور بزرگ و نقش بینالمللی آنهاست. سناتور مارک وارنر دموکرات…
🔺اتحاد شوم ترامپ و پوتین میتواند منجر به جنگ با ایران شود.
▫️متن کامل را در گاردین بخوانید👇
https://www.theguardian.com/commentisfree/2018/jul/15/trump-and-putin-unholy-alliance-could-lead-to-war-with-iran
▫️متن کامل را در گاردین بخوانید👇
https://www.theguardian.com/commentisfree/2018/jul/15/trump-and-putin-unholy-alliance-could-lead-to-war-with-iran
the Guardian
Trump and Putin’s unholy alliance could lead to war with Iran
When will Europe realise the American president is an antagonist, not an ally?
#الف
🔺 آلزایمر سیاسی
▫️شورای سردبیری: در اوایل دهه ۶۰ قرن پیش، هوشیمینه، رهبر کشور تقسیمشده ویتنام نیاز فراوانی به حمایت خارجی یافت. با خروج فرانسه از ویتنام و دوپاره شدن این کشور، ایالات متحده بیشترین فشار ممکن یک دولت پیشرفته قدرتمند به ملتی ضعیف و توسعهنیافته را به کار میبرد تا ویتنام شمالی را در هم بشکند و کل این کشور را در سپهر نفوذ امپریالیستی خود درآورد. جنگ ویتنام که از دهه ۵۰ با فرانسه شروع شده و با ایالات متحده ادامه یافته بود ویتنام فقیر و ضعیف را به دشواری به زانو در آورده بود، کمک لازم داشت و آنرا عمدتاً از اتحاد شوروی بدست آورد، بدون آنکه این حمایت به وابستگی سیاست و اقتصاد ویتنام به اتحاد شوروی و یا ورود ویتنام به بلوکبندی مرسوم بینجامد. در آن هنگام، اتحاد شوروی در رأس یکی از دو بلوک اصلی سیاست بینالملل به نام پیمان ورشو بود. بسیاری کشورهای تازه مستقل هم که در جستجوی قدرت ملی و عدالت اجتماعی بودند به دلیل حمایت شوروی از آنها در زمره بلوک شوروی موسوم به بلوک شرق بودند. در مقابل، بلوک غرب نیز ایالات متحده، اروپای غربی و کشورهای زیر نفوذ آنها را در بر میگرفت. در آن زمان، تشخص سیاسی کشورها میتوانست این باشد که در بلوک "حل" نشدهاند. هند به بلوک شرق نزدیک بود، اما تکهای از آن به شمار نمیرفت و ژاپن به بلوک غرب نزدیک بود، اما در ماجراجوییهای نظامی آن مشارکتی نداشت. ویتنام زخمی و محتاج نیز به بلوکی تعلق نیافت. حدود دو دهه پیش از آن نیز اساس و جوهره سیاست خارجی مرحوم دکتر مصدق با عنوان موازنه منفی همین بود. خارج بودن از بلوکبندیها، در آن زمان یک ارزش بود. شعار انقلاب اسلامی در ایران با عنوان نه شرقی و نه غربی، زاده این فضا بود و برداشتی معوج، نازا و بدعاقبت از استقلال ناشی از بیرون ماندن از بلوکبندیها به دست میداد.
حالا ممکن است دوستانی نگران شوند که قضاوتی چنین تند درباره شعاری که از اصول متعلق به دوران انقلاب و آیتالله خمینی است سبب بروز واکنش و بیرون زدن رگهای گردن کسانی شود. ولی جای نگرانی نیست، چون همانها که قرار است چنین کنند، شعار خود را زیر پا گذاشته و این روزها دارند وارد یک بلوک تازه میشوند: اتحاد استراتژیک با روسیه، تکه بازمانده بلوک شرق که درگیریهایی با ایالات متحده دارد و با همین دلیل حکومت ما در حال بستن دخیل به انگشت اوست. در یکی از نقاط آشکارشده این بلوکبندی، این لطیفه برجسته شد که قرار است روسیه شکلی از کنسرسیوم نفت را که گفته میشد در نیمه قرن پیش مستکبران آمریکایی و انگلیسی به گردن نفت ایران انداخته بودند به گریبان جمهوری اسلامی ایران ببندد.
به دلایلی که کارشناسان اقتصادی در روزهای اخیر عرضه کردهاند، بستن قراردادهایی با روسیه از نوعی که حکومت رویای آن را در سر دارد ممکن نیست و میتوان نگران نبود، ولی ورود به بلوکبندی در سیاست بینالملل، ظاهرشدن به عنوان شریک فرودست بلوک (ولایتی مدعی گرفتن امتیازاتی از روسیه شده که یک سخنگوی روس آنها را رد کرده است) و پیوند زدن سرنوشت کشور به بازیهایی که ایران در طراحی آنها دست ندارد امری خطرناک است. از جنبه نظری، حتی فکر ورود به بلوکبندیهای بینالمللی مستلزم نقطه شروع دیگری غیر از رویارویی با فشارهای مقطعی و نیازهای تاکتیکی است. ایده تشکیل بلوک سیاسی، از جاافتادگی و قوام ملاحظات استراتژیک و در چارچوب راهبردهای درازمدت منطبق بر سرشت تاریخی کشورها پدید میآید و نه کشمکش با این همسایه یا درگیری با یکی دیگر. به عنوان مثال، نزدیکی سنجیده هند به اتحاد شوروی در دهههای پایانی قرن پیش، حاصل افقسنجی بسیار موشکافانه کشوری بود که ماندگاریاش بین دو خصم تندرو و پرجمعیت (چین سلطهجو و پاکستان مسلم) آن را به سنجشگر محاسباتی پیچیده برای وضعیتی تاریخی و ماندگار تبدیل میکرد. بلوکبندی، یک معامله تجاری با آغاز و پایان مشخص نیست.
فارغ از کشمکش کنونی در محافل سیاسی که روسیه به ما وفا میکند یا نه، کمکی در دور زدن تحریم هست یا نه، به ماندن ما در سوریه رأی میدهد یا نه و.... با پرسشهایی اساسی در مقابل این نظام صاحب عقاید صلب روبروییم. آیا بلوکگرایی سرهمبندیشده توسط چند حاشیهنشین امنیتی یا چند متعصب یونیفرمپوش با منافع و نیازهای درازمدت کشور همخوانی دارد؟ روزنامه خجالتی جمهوری اسلامی دیروز تلاش کرده بود به این پرسش پاسخ بدهد و با تیتر "شرق یا غرب" با حیا و ملاحظه بسیار میپرسید بر سر شعار نه شرقی و نه غربی چه آمده است. اما موضوع از زیر پا گذاشته شدن یک شعار مهمتر است. حکومت، مبتلا به آلزایمر سیاسی، با کولهباری از خطای راهبردی و کجفهمی استراتژیک و غرقه در مشکلات کمرشکن به آستانه تشبث به هر حشیش و خاشاکی رسیده است. پذیرش نقش فرودست و نوچه و کارت بازی در دستان این و آن. قرارمان این نبود.
🆔 @jameeno
🔺 آلزایمر سیاسی
▫️شورای سردبیری: در اوایل دهه ۶۰ قرن پیش، هوشیمینه، رهبر کشور تقسیمشده ویتنام نیاز فراوانی به حمایت خارجی یافت. با خروج فرانسه از ویتنام و دوپاره شدن این کشور، ایالات متحده بیشترین فشار ممکن یک دولت پیشرفته قدرتمند به ملتی ضعیف و توسعهنیافته را به کار میبرد تا ویتنام شمالی را در هم بشکند و کل این کشور را در سپهر نفوذ امپریالیستی خود درآورد. جنگ ویتنام که از دهه ۵۰ با فرانسه شروع شده و با ایالات متحده ادامه یافته بود ویتنام فقیر و ضعیف را به دشواری به زانو در آورده بود، کمک لازم داشت و آنرا عمدتاً از اتحاد شوروی بدست آورد، بدون آنکه این حمایت به وابستگی سیاست و اقتصاد ویتنام به اتحاد شوروی و یا ورود ویتنام به بلوکبندی مرسوم بینجامد. در آن هنگام، اتحاد شوروی در رأس یکی از دو بلوک اصلی سیاست بینالملل به نام پیمان ورشو بود. بسیاری کشورهای تازه مستقل هم که در جستجوی قدرت ملی و عدالت اجتماعی بودند به دلیل حمایت شوروی از آنها در زمره بلوک شوروی موسوم به بلوک شرق بودند. در مقابل، بلوک غرب نیز ایالات متحده، اروپای غربی و کشورهای زیر نفوذ آنها را در بر میگرفت. در آن زمان، تشخص سیاسی کشورها میتوانست این باشد که در بلوک "حل" نشدهاند. هند به بلوک شرق نزدیک بود، اما تکهای از آن به شمار نمیرفت و ژاپن به بلوک غرب نزدیک بود، اما در ماجراجوییهای نظامی آن مشارکتی نداشت. ویتنام زخمی و محتاج نیز به بلوکی تعلق نیافت. حدود دو دهه پیش از آن نیز اساس و جوهره سیاست خارجی مرحوم دکتر مصدق با عنوان موازنه منفی همین بود. خارج بودن از بلوکبندیها، در آن زمان یک ارزش بود. شعار انقلاب اسلامی در ایران با عنوان نه شرقی و نه غربی، زاده این فضا بود و برداشتی معوج، نازا و بدعاقبت از استقلال ناشی از بیرون ماندن از بلوکبندیها به دست میداد.
حالا ممکن است دوستانی نگران شوند که قضاوتی چنین تند درباره شعاری که از اصول متعلق به دوران انقلاب و آیتالله خمینی است سبب بروز واکنش و بیرون زدن رگهای گردن کسانی شود. ولی جای نگرانی نیست، چون همانها که قرار است چنین کنند، شعار خود را زیر پا گذاشته و این روزها دارند وارد یک بلوک تازه میشوند: اتحاد استراتژیک با روسیه، تکه بازمانده بلوک شرق که درگیریهایی با ایالات متحده دارد و با همین دلیل حکومت ما در حال بستن دخیل به انگشت اوست. در یکی از نقاط آشکارشده این بلوکبندی، این لطیفه برجسته شد که قرار است روسیه شکلی از کنسرسیوم نفت را که گفته میشد در نیمه قرن پیش مستکبران آمریکایی و انگلیسی به گردن نفت ایران انداخته بودند به گریبان جمهوری اسلامی ایران ببندد.
به دلایلی که کارشناسان اقتصادی در روزهای اخیر عرضه کردهاند، بستن قراردادهایی با روسیه از نوعی که حکومت رویای آن را در سر دارد ممکن نیست و میتوان نگران نبود، ولی ورود به بلوکبندی در سیاست بینالملل، ظاهرشدن به عنوان شریک فرودست بلوک (ولایتی مدعی گرفتن امتیازاتی از روسیه شده که یک سخنگوی روس آنها را رد کرده است) و پیوند زدن سرنوشت کشور به بازیهایی که ایران در طراحی آنها دست ندارد امری خطرناک است. از جنبه نظری، حتی فکر ورود به بلوکبندیهای بینالمللی مستلزم نقطه شروع دیگری غیر از رویارویی با فشارهای مقطعی و نیازهای تاکتیکی است. ایده تشکیل بلوک سیاسی، از جاافتادگی و قوام ملاحظات استراتژیک و در چارچوب راهبردهای درازمدت منطبق بر سرشت تاریخی کشورها پدید میآید و نه کشمکش با این همسایه یا درگیری با یکی دیگر. به عنوان مثال، نزدیکی سنجیده هند به اتحاد شوروی در دهههای پایانی قرن پیش، حاصل افقسنجی بسیار موشکافانه کشوری بود که ماندگاریاش بین دو خصم تندرو و پرجمعیت (چین سلطهجو و پاکستان مسلم) آن را به سنجشگر محاسباتی پیچیده برای وضعیتی تاریخی و ماندگار تبدیل میکرد. بلوکبندی، یک معامله تجاری با آغاز و پایان مشخص نیست.
فارغ از کشمکش کنونی در محافل سیاسی که روسیه به ما وفا میکند یا نه، کمکی در دور زدن تحریم هست یا نه، به ماندن ما در سوریه رأی میدهد یا نه و.... با پرسشهایی اساسی در مقابل این نظام صاحب عقاید صلب روبروییم. آیا بلوکگرایی سرهمبندیشده توسط چند حاشیهنشین امنیتی یا چند متعصب یونیفرمپوش با منافع و نیازهای درازمدت کشور همخوانی دارد؟ روزنامه خجالتی جمهوری اسلامی دیروز تلاش کرده بود به این پرسش پاسخ بدهد و با تیتر "شرق یا غرب" با حیا و ملاحظه بسیار میپرسید بر سر شعار نه شرقی و نه غربی چه آمده است. اما موضوع از زیر پا گذاشته شدن یک شعار مهمتر است. حکومت، مبتلا به آلزایمر سیاسی، با کولهباری از خطای راهبردی و کجفهمی استراتژیک و غرقه در مشکلات کمرشکن به آستانه تشبث به هر حشیش و خاشاکی رسیده است. پذیرش نقش فرودست و نوچه و کارت بازی در دستان این و آن. قرارمان این نبود.
🆔 @jameeno