جامعه نو
4.93K subscribers
989 photos
33 videos
17 files
770 links
رسانه روزنامه‌نگاران مستقل

تماس با ما: @jameeno_pr
Download Telegram
#الف

🔺 آلزایمر سیاسی

▫️شورای سردبیری: در اوایل دهه ۶۰ قرن پیش، هوشی‌مینه، رهبر کشور تقسیم‌شده ویتنام نیاز فراوانی به حمایت خارجی یافت. با خروج فرانسه از ویتنام و دوپاره شدن این کشور، ایالات متحده بیشترین فشار ممکن یک دولت پیشرفته قدرتمند به ملتی ضعیف و توسعه‌نیافته را به کار می‌برد تا ویتنام شمالی را در هم بشکند و کل این کشور را در سپهر نفوذ امپریالیستی خود درآورد. جنگ ویتنام که از دهه ۵۰ با فرانسه شروع شده و با ایالات متحده ادامه یافته بود ویتنام فقیر و ضعیف را به دشواری به زانو در آورده بود، کمک لازم داشت و آنرا عمدتاً از اتحاد شوروی بدست آورد، بدون آنکه این حمایت به وابستگی سیاست و اقتصاد ویتنام به اتحاد شوروی و یا ورود ویتنام به بلوک‌بندی مرسوم بینجامد. در آن هنگام، اتحاد شوروی در رأس یکی از دو بلوک اصلی سیاست بین‌الملل به نام پیمان ورشو بود. بسیاری کشورهای تازه مستقل هم که در جستجوی قدرت ملی و عدالت اجتماعی بودند به دلیل حمایت شوروی از آنها در زمره بلوک شوروی موسوم به بلوک شرق بودند. در مقابل، بلوک غرب نیز ایالات متحده، اروپای غربی و کشورهای زیر نفوذ آنها را در بر می‌گرفت. در آن زمان، تشخص سیاسی کشورها می‌توانست این باشد که در بلوک "حل" نشده‌اند. هند به بلوک شرق نزدیک بود، اما تکه‌ای از آن به شمار نمی‌رفت و ژاپن به بلوک غرب نزدیک بود‌، اما در ماجراجویی‌های نظامی آن مشارکتی نداشت. ویتنام زخمی و محتاج نیز به بلوکی تعلق نیافت. حدود دو دهه پیش از آن نیز اساس و جوهره سیاست خارجی مرحوم دکتر مصدق با عنوان موازنه منفی همین بود. خارج بودن از بلوک‌بندی‌ها، در آن زمان یک ارزش بود. شعار انقلاب اسلامی در ایران با عنوان نه شرقی و نه غربی، زاده این فضا بود و برداشتی معوج، نازا و بدعاقبت از استقلال ناشی از بیرون ماندن از بلوک‌بندی‌ها به دست می‌داد.

حالا ممکن است دوستانی نگران شوند که قضاوتی چنین تند درباره شعاری که از اصول متعلق به دوران انقلاب و آیت‌الله خمینی است سبب بروز واکنش و بیرون زدن رگ‌های گردن کسانی شود. ولی جای نگرانی نیست، چون همانها که قرار است چنین کنند، شعار خود را زیر پا گذاشته و این روزها دارند وارد یک بلوک تازه می‌شوند: اتحاد استراتژیک با روسیه، تکه بازمانده بلوک شرق که درگیری‌هایی با ایالات متحده دارد و با همین دلیل حکومت ما در حال بستن دخیل به انگشت اوست. در یکی از نقاط آشکارشده این بلوک‌بندی، این لطیفه برجسته شد که قرار است روسیه شکلی از کنسرسیوم نفت را که گفته می‌شد در نیمه قرن پیش مستکبران آمریکایی و انگلیسی به گردن نفت ایران انداخته بودند به گریبان جمهوری اسلامی ایران ببندد.

به دلایلی که کارشناسان اقتصادی در روزهای اخیر عرضه کرده‌اند، بستن قراردادهایی با روسیه از نوعی که حکومت رویای آن را در سر دارد ممکن نیست و می‌توان نگران نبود، ولی ورود به بلوک‌بندی در سیاست بین‌الملل، ظاهرشدن به عنوان شریک فرودست بلوک (ولایتی مدعی گرفتن امتیازاتی از روسیه شده که یک سخنگوی روس آنها را رد کرده است) و پیوند زدن سرنوشت کشور به بازی‌هایی که ایران در طراحی آنها دست ندارد امری خطرناک است. از جنبه نظری، حتی فکر ورود به بلوک‌بندی‌های بین‌المللی مستلزم نقطه شروع دیگری غیر از رویارویی با فشارهای مقطعی و نیازهای تاکتیکی است. ایده تشکیل بلوک سیاسی، از جاافتادگی و قوام ملاحظات استراتژیک و در چارچوب راهبردهای درازمدت منطبق بر سرشت تاریخی کشورها پدید می‌آید و نه کشمکش با این همسایه یا درگیری با یکی دیگر. به عنوان مثال، نزدیکی سنجیده هند به اتحاد شوروی در دهه‌های پایانی قرن پیش، حاصل افق‌سنجی بسیار موشکافانه کشوری بود که ماندگاری‌اش بین دو خصم تندرو و پرجمعیت (چین سلطه‌جو و پاکستان مسلم) آن را به سنجشگر محاسباتی پیچیده برای وضعیتی تاریخی و ماندگار تبدیل می‌کرد. بلوک‌بندی، یک معامله تجاری با آغاز و پایان مشخص نیست.

فارغ از کشمکش کنونی در محافل سیاسی که روسیه به ما وفا می‌کند یا نه، کمکی در دور زدن تحریم هست یا نه، به ماندن ما در سوریه رأی می‌دهد یا نه و.... با پرسش‌هایی اساسی در مقابل این نظام صاحب عقاید صلب روبروییم. آیا بلوک‌گرایی سرهم‌بندی‌شده توسط چند حاشیه‌نشین امنیتی یا چند متعصب یونیفرم‌پوش با منافع و نیازهای درازمدت کشور هم‌خوانی دارد؟ روزنامه خجالتی جمهوری اسلامی دیروز تلاش کرده بود به این پرسش پاسخ بدهد و با تیتر "شرق یا غرب" با حیا و ملاحظه بسیار می‌پرسید بر سر شعار نه شرقی و نه غربی چه آمده است. اما موضوع از زیر پا گذاشته شدن یک شعار مهمتر است. حکومت، مبتلا به آلزایمر سیاسی، با کوله‌باری از خطای راهبردی و کج‌فهمی استراتژیک و غرقه در مشکلات کمرشکن به آستانه تشبث به هر حشیش و خاشاکی رسیده است. پذیرش نقش فرودست و نوچه و کارت بازی در دستان این و آن. قرارمان این نبود.

🆔 @jameeno
#الف

🔸بعد از سهراب

▫️شورای سردبیری: اکنون دیگر بر همگان، و از جمله برحکومت دیرباور و کذب‌خوان همه نارسایی‌ها آشکار شده است؛ در قعر یک بحران اقتصادی و اجتماعی قرار داریم و فاصله‌مان با فروپاشی زیاد نیست. فارغ از فشار خارجی که علت اصلی این موقعیت نیست، نالایقی، ناکارآمدی و اتکای حکومت به شارلاتان‌های سیاسی برای مدیریت کشور و تحکیم سلطه، به عنوان دلایل سقوط به این گودال بلاخیز شناخته شده.اند. مجموعه این عوامل نقشی چنان بنیادین در پدید آمدن موقعیت کنونی داشته‌اند که اگر کسی اعلام نمی‌کند عدم کفایت و نالایقی نظام جمهوری اسلامی علت اصلی و بنیادین گرفتاری کشور است و این سیستم است که باید تغییر کند، صرفاً احترام نگه می‌دارد یا اینکه از عواقب بیان یک نتیجه‌گیری منطقی می‌ترسد. اما دور نیست که این را نه فقط در گوشی، که بر سر هر بازاری فریاد هم بزنند.

تا آن روز و آن فروپاشی دهشت‌انگیز خفته در افق، البته که امید هنوز هست. هم به نیم‌جویی عقل و اراده امید داریم و هم به اقبال و بختی که اگر در مواردی همراهی نکرده (مثل ظهور ترامپ) شاید در آینده بابی هم به نفع بقای این ملت بگشاید.

در میانه این بیم و امید، البته که مدیران کشور از سخن گفتن و امید دادن باز نخواهند ماند. آنها سعی می‌کنند مردم احساس آرامش و ثبات کنند، راهجویی کرده و راه برون‌رفتی از این مرداب بیابند، توصیه به در میان گذاشتن مشکلات با مردم برای جلب همراهی و درک موقعیت توسط آنان می‌کنند، وتصمیم می‌گیرند اقداماتی مثل «مبارزه با فساد خودی‌ها» بکنند. نمی‌توان دل را از همراهی با این امیال تازه حکومت بازداشت، ولی عقل اصرار به بی‌باوری دارد و اعتقاد به سترون‌بودگی. گویی که حساب طریق بعید و پای لنگ و شب تار می‌کند برای آن پیک که نوید نوشدارو می‌دهد بر پیکری که هردم پریده‌فام‌تر، رو به سردی گذاشته است. زمان، همراه نیست. دقایق از پی دقایق می‌گذرند بی‌بازگشت، نه به دعای این و آن و نه به غیظ و نهیب و اراده آن پدر وقعی می‌نهند، پنداری سر ایستادن ندارند؛ با طپشی یکنواخت و ملال‌آور، و تنها اشتیاقی گنگ به رفتن و بازنگشتن، و اینک... سهرابی با کاکل فروافتاده بر جبین، پیش پای به خطارفتهٔ پدر.

کشورها نیز چنین به پای حکومتهای خود می‌سوزند و از پا میافتند و فرو می‌پاشند. نوشداروهای حکومتی دیر می‌رسند، بی‌مایه‌اند، پرورده عزمی قدرتمند نیستند و در پایان به یغما هم می‌روند. حکومت‌ها، وقتی به فکر عاقبت و به دنبال عافیت می‌افتند، نمیتوانند با فساد و تباهی "در هر سطحی" برخورد کنند، نمی‌توانند کوتاهی‌ها را جبران کنند و نمی‌توانند مردم را به احساس آرامش و ثبات برسانند.

آنچه می‌ماند غبطه است بر ایام ازدست‌رفته در سرخی غروبی که به شبی تیره و عمیق راه می‌برد.

🆔 @jameeno
؛

🔸نظام حقوقی حرفه‌ای؛ راه‌حل بحران «معیشت» روزنامه‌نگاران

▫️پژمان موسوی: روزنامه‌نگاران ایران از مشکلات و مسائل مختلف و گوناگونی رنج می‌برند؛ مشکلات ریزودرشتی که به‌طور مستقیم هم حرفه‌ی روزنامه‌نگاری را هدف قرار داده است و هم زندگی شخصی و حیاتِ روزنامه‌نگاران ایران را. در رأس این مسائل هم در یک سو استقلال حرفه‌ای و «تهدید» و «تحدید» آن قرار دارد و در سوی دیگر چالش‌ها و آسیب‌های «معیشتی». روزی هم نیست که روزنامه‌نگاران ایران از رهگذرِ ابزارهای رسمی و غیررسمی، نسبت به این مسائل واکنش نشان ندهند و در سطوح مختلف، آن‌ها را واکاوی و کنکاش نکنند. یکی در صفحات روزنامه‌ها به دنبال طرح این چالش‌هاست و دیگری در پیجِ شخصی‌اش در رسانه‌های اجتماعی، یکی برای یافتن راهکارهای «واقعاً موجود» در تدارکِ همایش و گردهمایی است و دیگری «لابی» و واسطه‌گری با نهادهای دولتی و خصوصی را راهی برای برون‌رفت از «بحران» می‌داند، هر چه هست اما هدف یکی است: راه‌حل تامین حقوق حرفه‌ای روزنامه‌نگاران و در رأس آنها حقوق مادی آنها چیست؟
این پرسش در کنار پاسخ‌هایی که می‌توان به آن داد، واجد یک نکته‌ی مهم و مغفول است: روزنامه‌نگاران ایرانی «معیشت» را تا چه میزان یک موضوعِ مستقل و جزیی می‌دانند و تا چه حد آن را یکی از شاخه‌های حقوق حرفه‌ای روزنامه‌نگاری دیده و به آن با عینک «کلان نگری» نگاه می‌کنند؟ به نظر می‌رسد پاسخ به این پرسش به اندازه‌ خودِ بحران، واجد اهمیت است چرا که تقریباً با قاطعیت می‌توان گفت تاکنون «مسئله معیشت» از طریق تک‌صداهای پراکنده و اعتراض و انتقادهای تک علتی مطرح‌ شده است و شاید هیچ‌گاه به این موضوع از دریچه‌ کلان دیده نشده است درحالی‌که معیشت روزنامه‌نگاران یکی از حقوق حرفه‌ای آنهاست و در صورتِ تا مین حقوقِ کلانِ حرفه‌ای روزنامه‌نگاران، می‌توان امیدوار بود که «مسئله معیشت» هم راهی برای عبور از بحران بیابد.

ادامه‌ی این مطلب را از اینجا بخوانید.

🆔 @jameeno
#الف

♦️قانقاریای حکومت

◽️شورای سردبیری: اخبار ساعت هفت و ربع، سه قطعه کوتاه است: یک مقام قضایی توضیح داده که دختر منتشر‌کننده ویدیوهای رقص چند روز پیش، پس از احضار بازداشت نشده و بعد از بازپرسی آزاد شده است؛ یک مقام قضایی گفته طی چند روز اخیر چند گروه از کارکنان یک وزارتخانه را برای موضوع ۶۰۰۰ خودرو احضار کرده‌اند و رئیس‌جمهور گفته با آنها به شدت برخورد شود؛ و خبر سوم هم توضیح شهردار قزوین است درباره اینکه ممنوعیت آستین کوتاه مختص کارکنان شهرداری است و نه رانندگان تاکسی.

غیر از رئیس جمهور دیروز هم یک مقام ارشد خواستار برخورد با فساد "در هر سطحی" شده بود. دیگران هم دائماً از برخورد با فساد و شدت و گستردگی آن می‌گویند که خودش نشانه شدت و گستردگی فساد اقتصادی است. چرا کسی نمی‌تواند این مشکل را حل کند؟

داستان فساد اقتصادی در ایران ویژگی‌هایی دارد که آن را متفاوت از فسادهای قابل پیشگیری با قانون و قاضی می‌کند. در ایران دستگاه حکومت خیلی بزرگ است و طبیعی است که این امر تعداد افراد فاسد وابسته به حکومت را افزایش می‌دهد. نقش حکومت و مداخله‌اش در بازار هم زیاد است که این نیز عاملی فزاینده در حجم فساد است. از طرف دیگر، تنها نهادهایی که می‌توانند به موضوع فساد ورود کنند، دستگاه‌های حکومتی هستند که خودش امکان چرخه فساد را افزایش می‌دهد. در شرایط متفاوت از ایران، نهادهای غیردولتی مانند مطبوعات آزاد در کنترل شیوع فساد نقشی بیش از دولت دارند و افشای بی‌مهار فساد مقامات دولتی در آنها بازداشت و زندان روزنامه‌نگار افشاگر را درپی ندارد.

به این ترتیب در کشور ما، گسترده و پیچیده کردن قوانین ضد فساد کمکی به کنترل فساد نمی‌کند و کوچک کردن سیستم و دستگاه حکومتی همراه با اصلاحات سیاسی روش بهتری برای این کار است. اصلاحات سیاسی بیش از تشدید قوانین به مبارزه با فساد یاری می‌رساند. اصلاح سیاسی پاسخگویی را به صورتی همه‌جانبه افزایش می‌دهد و پاسخگویی یک مانع قوی ضد رفتارهای مجرمانه در دستگاه دولتی است، زیرا پدید آمدن رقابت سالم و قانونمند و بدون هراس و مسالمت‌آمیز بین گروه‌ها و احزاب طالب قدرت، آنها را به دوری نسبی از فساد و شفافیت مجبور می‌کند. اما خود اصلاحات سیاسی اقتضائاتی دارد مانند آزادی بیان و تضمین برخورد قانونمند با مطبوعات آزاد و از بین رفتن رسانه‌های مضر و ضددمکراتیک وابسته به دستگاه دولت که در شرایط جابجایی دائمی قدرت، زیر پا می‌مانند، له و تضعیف می‌شوند و ازبین می‌روند، اما در شرایط بسته سیاسی پوشاننده فساد اشخاص قدرتمند دستگاه‌های دولتی هستند.

نمی‌توان ادعا کرد مسئولان ارشد در تقاضای خود برای کنترل فساد و مبارزه با فساد اقتصادی صادق نیستند‌، نمی‌توان نپذیرفت آرزوی یک جامعه سالم و باتقوا در دل آنها وجود ندارد، اما می‌توان ادعا کرد تمایل مقامات سیاسی به ایجاد تکانه‌های شدید ضدفساد در دستگاه حکومتی و پاکسازی‌های گسترده مدیران درگیر در سوءاستفاده با دو مانع عمده برخورد می‌کند: ترس سیاستمداران ارشد از کاسته شدن قدرت سیاسی به خاطر تضعیف دستگاه حکومت و مقاومت کارکنان فاسدِ پرورده در سایه چشم‌پوشی‌های همان مقامات. در ایران ضرب‌المثل "بریده نشدن دسته چاقو توسط خودش" یکی از محصولات ادب عامه بر مبنای این وضعیت است.

اما بالاخره باید برید؛ بیرحمانه و برای جلوگیری از مرگ. انگشت پا یا دست، از بالاتر، از مچ و بالاتر، بازو یا ران. پیش از آنکه قانقاریا همه سلول‌ها را فاسد کند و جریان خون جز سیالی چرکین و مرگبار به سوی قلب نباشد.

سلول‌های معتمد فاسد، در حالی که بخش عمده‌ای از دستگاه حکومت را به نگرانی از رقص دخترکان نوجوان و آستین رانندگان تاکسی مشغول می‌کنند، بالاخره کل حکومت را از پا درخواهند آورد. مرگ قانقاریایی، فقط دیر و زود دارد.

🆔 @jameeno
؛

🔸ما را قضاوت می‌کنند

فاروق نجم‌الدین | جامعه نو: نسل من و شما بسیار خوانده‌ایم که توده‌ای‌ها، سینه‌چاک روسیه بودند و فلان سیاست‌مدار، ژرمنوفیل و آن یکی انکلوفیل و سومی روسوفیل بود و هر کدام می‌خواستند امتیازاتی به قدرت مورد علاقه‌ی خود بدهند. جالب آن‌که آنان علاقه خود را با صدای بلند می‌گفتند و از بیان موضع‌گیری خود خجالتی به خود راه نمی‌دادند. چنین رویه‌ای همواره مورد تعجب من و هم‌نسلان من بوده و هست. از آن جمله اظهارات سیاست‌مداران در مورد قرارداد وثوق‌الدوله و دیگری واگذاری نفت شمال به روس‌ها و...
گاه تصور می‌کردیم که سیاست‌مداران آن دوره‌ها کمی تا قسمتی سفیه تشریف داشتند و یا این‌که پشت پرده، جیره خوار اجنبی بودند و یک‌سره مزدور. الان هم نمی‌دانم شاید هم واقعا مزدور بودند و چیزی از این قبیل اما الان که به اظهارات و تحلیل‌های رسانه‌ها و کارشناسان نگاه می‌کنم می‌بینم که چنین اظهاراتی انگار در شرایط خاصی دست‌کم در میان هم‌فکران نوعی مقبولیت پیدا می‌کند. به همین جهت قبح قضیه می‌شکند. در چنین شرایطی منافع ملی با بازی رقابت قدرت‌ها گره می‌خورد و دفاع از پیوند منافع ملی با این قدرت یا آن یکی امری معقول جلوه می‌کند. برای مثال در شرایط فعلی طرفداری از برجام برای بخشی از جامعه دفاع از منافع ملی و در نگاه بخش دیگری از جامعه عین خیانت است.
درست همین دوگانگی بر سر ایجاد روابط استراتژیک با روسیه قابل لمس است.
آنچه می‌خواهم در اینجا بگویم آن است که حرف‌ها و موضع‌گیری‌های امروز ما در معرض قضاوت آیندگان قرار خواهد گرفت. همان‌طور که ما در مورد رجال عهد قاجار قضاوت می‌کنیم و گاه آنها را به جهالت و نشناختن دنیای زمان خودشان متهم می‌کنیم، آیندگان هم ممکن است قضاوتی مشابه نسبت به ما پیدا کنند. مشکل اینجا است که ما درک عمیقی از موقعیت و شرایطی که به عقد قرارداد وثوق‌الدوله انجامیده نداریم و به خود حق می‌دهیم رجال آن دوره را از روی اتهاماتی که با همدیگر رد و بدل می‌کردند داوری کنیم. طبیعی است که این نوع از داوری به سادگی دچار شعارزدگی شود. از این‌گونه شعارزدگی‌ها و ساده نگاه کردن‌ها، فراوان داریم و فراوان خواهیم داشت. مصدق را این گونه داوری کردیم و انقلاب ۵۷ و صدها مورد دیگر را هم به همین‌سان داوری می‌کنیم.
موضع‌گیری‌های سیاست‌مردان امروز هم در پرتو شرایط تمامیت خواهی داخلی در یک‌سو و فشار تحریم خارجی در سوی مقابل قابل فهم است. نسل بعدی ممکن است شرایط ما را به درستی درک ‌نکند. آنچه امروز می‌گوییم برای نسل بعدی ممکن است نوعی یک‌سونگری ساده‌انگارانه جلوه کند.
پس نگاه‌مان را کمی فراتر از شرایطی که آن را تجربه می‌کنیم و یا درگیرش هستیم ببریم.

🆔 @jameeno
🔸«تخمین قیمت دلار، بر مبنای طلا و سایر ارزها» / عصر سه‌شنبه ۲۶ تیر

👈 بر مبنای یورو و درهم، دلار حدود ۸۱۱۰ تومان
۹۴۶۰ / ۱/۱۶۶ = ۸۱۱۳
۲۲۰۸ * ۳/۶۷۲۵ = ۸۱۰۸

👈 بر مبنای طلای ۱۸ عیار، دلار حدود ۸۰۰۰ تومان
۲۳۶۵۵۰ / ۱۲۲۷ * ۴۱/۴۳ = ۷۹۸۷

👈 بر مبنای سکه بهار آزادی، دلار حدود ۸۹۰۰ تومان
۲۶۶۰۰۰۰ / ۱۲۲۷ *‌ ۴/۱ = ۸۸۸۸

👈 بر مبنای نیم سکه بهار آزادی، دلار حدود ۹۰۵۰ تومان
۱۳۵۵۰۰۰ / ۱۲۲۷ *‌ ۴/۱ * ۲ = ۹۰۵۵

👈 بر مبنای ربع سکه بهار آزادی، دلار حدود ۹۳۵۰ تومان
۷۰۰۰۰۰ / ۱۲۲۷ *‌ ۴/۱ * ۴ = ۹۳۶۵

👈 بر مبنای آتی سکه تحویل دی ماه، دلار حدود ۱۱۰۰۰ تومان خواهد بود
۳۱۷۱۲۰۰ / ۱۲۳۷ * ۴/۱ = ۱۱۰۳۵


فایده تخمین قیمت دلار چیست؟

یکم، یادآوری اینکه قاچاق دانستن یک چیز، و ابلاغ قیمت دولتی برای آن، باعث نمی‌شود قیمت تعادلی نداشته باشد.

دوم، مشاهده آشفتگی حاصل از مداخله دولت در یک بازار.

سوم، اگر خواستید مقداری دلار معامله کنید، حدود قیمت دست‌تان باشد.



چرا دلار بر مبنای سکه گرانتر از دلار بر مبنای یورو، درهم و طلای ۱۸ست؟

اگر سکه بهار آزادی متناسب با طلا قیمت‌گذاری می‌شد، حدود «۲ میلیون و ۴۰۰ هزار تومن» قیمت می‌خورد. اما الان گرانتر معامله می‌شود چون مردمی که پس‌اندازهای خرد دارند، ولی دسترسی به ارز ندارند، از ترس تورم، ریال را از سر باز می‌کنند و طلا می‌خرند. منتها بجای خریدن طلای خام، ترجیح میدهند سکه بخرند چون هم تهیه‌اش راحتتر است، هم خیال‌شان راحتتر که سرشان کلاه نمی‌رود. لذا ده دوازده درصد بیشتر میدهند ولی سکه می‌خرند. بنظرشان مطمئن‌تر است.

اما عده بیشتری هستند که ۲/۷ میلیون تومان هم ندارند که سکه بخرند. آنها همچنان که یک میلیون و ۴۰۰ جور می‌شود، یه نیم سکه می‌خرند. اینقدر نگران آینده هستند که ترجیح میدهند نیم‌سکه را گرانتر بخرند ولی صبر نکنند تا پولشان به ۲/۷ میلیون برسد. برای همین، نیم سکه بیشتر از نصف یک سکه تمام قیمت می‌خورد.

به همین دلیل هم، ربع سکه حتی بیشتر از نصف یک نیم‌سکه قیمت می‌خورد.

اما سرمایه‌‌گذارهای بزرگ، بجای سکه، شمش طلا می‌خرند چرا که در میان‌مدت، این سرمایه‌گذاری دستکم ۱۱٪ بیشتر از سکه برگشت دارد. می‌بینید که تخمین از قیمت دلار، بر مبنای طلای ۱۸، نسبت به سکه ۱۱٪ پایینتر است.



دانستن همه اینها به چه درد می‌خورد؟

علم اقتصاد می‌گوید قیمت یورو و درهم و طلا و سکه و نیم‌سکه و ربع‌سکه همه باید با هم متناسب باشد. یعنی اگه فرایند‌های بازار سالم کار کنند، قیمت‌های آنها متناسب می‌شود. وقتی قیمت‌ها از تناسب می‌افتند، یعنی بازار مریض شده. نگاه کردن به این اختلاف‌ها، مثل دماسنج گذاشتن داخل دهن بیمار می‌ماند. اگر اختلاف قیمت سکه با طلا زیاد باشد، مثل این است که بازار تب کرده باشد.

چند هفته پیش، اختلاف سکه و طلا رسیده بود به ۱۸٪. یعنی دلار از نظر سکه ۱۸٪ بیشتر از دلار از نظر طلا بود. الان این فاصله رسیده به حدود ۱۱٪. یعنی بازار هنوز تب دارد، اما شدت تبش قدری کم شده.



آتی سکه چیست و چرا دلارش ۱۱۰۰۰ تومانی است؟

در بورس چیزی داریم به اسم قرارداد آتی. یعنی دو نفر توافق می‌کنند در آینده چیزی را به قیمتی معامله کنند. یک راه بیمه کردن در برابر نوسانات است. وقتی قیمت آتی بالا می‌رود، حکایت از افزایش ریسک دارد.

بازار آتی سکه، ارزیابی بازار از ریسک‌های ارزی، و ریسک‌های تورمی آینده را تعیین می کنند. مطالعه بازار آتی مثل گرفتن نبض مریض می‌ماند. امروز، بازار آتی حکایت از استرس بالا دارد. اختلاف ۲۴٪ قیمت بین دی‌ ماه و الان، نشان از سطح بالای ریسک دارد.



ارز خریدن چه اثری روی آینده اقتصاد دارد؟

در کوتاه مدت، حرکت پس‌انداز از تولید صنعتی و کشاورزی به سمت ارز و طلا تولید اقتصادی را کاهش می‌دهد چون ارز و طلا مولد نیستند.

اما از طرف دیگر، این روزها، رفتار سیاست‌گذار اقتصادی کشور عاقلانه و عالمانه نیست. در این ماه‌ها کلی از ارز کشور را نصف قیمت به یک عده داده اند. برخی با آن آیفون وارد کردند. برخی هم خدا می‌داند با پول چه کردند.

با کمال تاسف باید گفت الان کشوهای خانه ایرانی‌ها امن‌تر از دست سیاستگذاران کشور است. بهتر است ارز کشور دست مردم باشد تا دست کسانی که ارز را به نصف قیمت می‌دهند به رانت‌خوارها.

شاید اگر ارز در خانه مردم حبس شود، دربلندمدت، با تغییر سیاست‌گذار اقتصادی و بهبود شرایط، آزادشود تا در خدمت اقتصاد کشور قرار بگیرد.

ارز و طلا ذخایر این کشور هستند. در این وضعیت، داخل کشور نگهش دارید.

▫️برگرفته از کانال وقایع اقتصادیه / پویا ناظران

🆔 @jameeno
#الف

در خیابان کسی نیست

◽️شورای سردبیری: آخرین خبری که درباره "آن دختر" خواندیم صبح همین امروز بود. مقام قضایی اعلام می‌کرد قاضی دستور پخش فیلم اعتراف‌گیری از "آن دختر" را نداده است. حساب از دستمان در رفته که تاکنون چند مقام عالیرتبه که هیچکس را داخل آدم حساب نمی‌کنند و از استاد دانشگاه و روزنامه‌نگار گرفته تا کارخانه‌داران بزرگ و نامزدهای ریاست جمهوری را به طرفه‌العینی می‌برند و سالها در حبس و حصر نگه میدارند درباره کاری که با آن دختر شده توضیح و توجیه عرضه کرده‌اند. همه می‌خواهند بگویند ما نبودیم، کار غلطی بوده، تکرار نمی‌شود، و... علت قدرت آن نوجوان برای تبدیل مقامات قدرتمند، غیرپاسخگو و طبعاً بیرحم به آدمهای به دست و پا افتادهٔ پوزش‌خواهی که حالا مضحکه مردم شده‌اند چیست؟

ابزار دفاعی آن نوجوان و هر جوان دیگری که حکومت او را گوشه قفس گیر می‌اندازد، افکار عمومی بود که حتی خودش آن را به کار نگرفت. خود به خود، مانند یک بولدوزر قدرتمند به راه افتاد و با له کردن چیزهایی، مقامات غیر پاسخگو را پاسخگو کرد. حکومت ما البته از قدرت توده به خیابان آمده (چه با سازماندهی حکومت و چه بدون آن) کاملاً آگاه است و اساساً کارش را در دهه‌های اخیر با آن پیش برده و اتفاقاً هر گاه دستگاه عریض و طویل و چند شاخه حفظ امنیت حکومت از کنترل اوضاع در مانده، با آوردن توده به کف خیابان بر هر به قول خودش فتنه و غائله و بلوا و شورش و مهلکه‌ای فایق آمده است.

اما حکومت ما هنوز چنان که باید، به قدرت مردمی که به کف خیابان نمی‌آیند و ظاهراً در خانه می‌مانند و توانایی‌شان از خیابان پرکن‌ها بیشتر است پی نبرده است. آنها کسانی هستند که رسانه‌های حکومت نمی‌توانند از قول آنها شعار و قطعنامه و بیانیه پخش کنند. آنها هستند که افکار عمومی را شکل می‌دهند و البته شبکه اینترنت نیز لازم ندارند، چنانکه در سال‌های ۵۶ و ۵۷ و یا در ۷۶ شبکه اینترنت‌شان صف شیر بود و به اینترنت نیاز نداشتند. البته که رسانه‌های عرضه‌شده روی شبکه با تسهیل ارتباطات در شکل‌گیری سریع و عمیق افکار عمومی موثر هستند، اما حتی اگر بتوان هرنوع ارتباط اینترنتی را قطع کرد، جریان شکل‌گیری افکار عمومی متوقف نمی‌شود و فقط سرعت و تا حدودی عمق آن کاهش می‌یابد. در سال ۵۷، بسیاری از روستاهای ایران تا حدود زیادی با جریان انقلاب فاصله داشتند، اما امروز افکار عمومی شهر و روستاهای ایران در حوزه اطلاعات جهان سیاست فاصله عمیقی ندارند.

ظاهر اوضاع حاکی از آن است که حکومت هنوز این را نمی‌داند. از یک سو درک نمی‌کند آنها که ظاهراً در خیابان نیستند در واقع بی‌طرف و ساکت و بی‌تاثیر نیستند و در شکل‌گیری هر چه در خیابان رخ دهد نقش بازی می‌کنند و از سوی دیگر به رویش تعداد کسانی که در صورت لزوم به باور و تهییج به خیابان می‌آیند بیشتر باور دارد تا امکان ریزش آن. این نادیدن عمدی، شامل ندیدن رویش مردمان بیرون‌رفته از خیابان‌ها نیز می‌شود که همه ناکارآیی‌ها و ناراستی‌های حکومت و نتایج آنها را در قالب بیکاری، فقر، تبعیض، سوءاستفاده و زورگویی دیده و لمس کرده‌اند. ‌خلوت خانه‌ها همانجایی است که همه دانسته‌ها درباره حکومت، همه نادانسته‌ها درباره آن، همه آگاهی‌ها و تمامی ناآگاهی‌ها و همه مستندها و همه تصورات در هم می‌آمیزند و افکار عمومی را شکل میدهند. این روحی است که حکومت نمی‌تواند از دمیده شدن آن در کالبد جامعه به عنوان یک کل جلو بگیرد و به همین دلیل است که یک روز وقتی حکومت از خواب بیدار می‌شود جامعه ناشناسی را با افکاری که غریبه می‌نماید در مقابل خود می‌یابد....

به اینجا که می‌رسیم، چیزی را نمی‌توانیم تغییر دهیم، مگر آنکه همراهش شویم.

گفتنش خوشایند هیچکس نیست، ولی قرائن نشان می‌دهد آن روح عمومی که مدتهاست افکارش را درباره متحدان خارجی حکومت با صدای بلند به خیابان‌ها آورده و حکومت قدرتمند را در ماجرای "مائده" همراهی نمی‌کند و حتی به عقب‌نشینی و گریز وادار می‌سازد، بعید است در پیچ‌های مهلک تاریخ به نگه داشتن حکومت روی ریل کمک چندانی بکند.

باید فکری بکنند.

🆔 @jameeno
▫️مدرسه مطالعات فرهنگی بهاران برگزار می‌کند:
🔸نمایش و تحلیل فیلم مستند «این پیکان» با حضور نوید پورمحمدرضا و محسن شهرنازدار
زمان: شنبه ۳۰ تیرماه
مکان: مدرسه مطالعات فرهنگی بهاران
🆔 @jameeno
#یادداشت_مهمان

🔺آینده ایران چه خواهد شد؟
فرار از تله با 10 ظرفیت استراتژیک

🖌صادق الحسینی

▫️نگرانی های عمیقی از آینده کشور در جامعه در حال سربرآوردن است. در یک نظرسنجی معتبر در تهران 79 درصد پرسش شوندگان گفته اند که وضعیت کشور از این بدتر خواهد شد. اصل وجود نگرانی ها درست است. کشور شرایط خوبی ندارد. خصوصا که منابع کشور نسبت به چند دهه گذشته کاهش بسیاری داشته است. در دهه های گذشته، با وجود منابع سرشار عملا هیچ مساله ای را حل نکرده ایم و با انباشتگی و درهم تنیدگی بحران ها روبرو هستیم. از دیگر سو، دیوانگان در دنیا و منطقه دست بالا را دارند و بی مهار می تازند. بنابراین با بحران های داخلی و خارجی متفاوتی مواجهیم که بکلی با آنچه تابحال تجربه کرده ایم متفاوت است.

اما آنچه در این یادداشت می خواهم به آن بپردازم نیمه پر لیوان است. نگاه کردن به ظرفیت هایی است که بر بستر آنها می توان راه حل ساخت و از پتانسیل هایی می خواهم بگویم که ایران هنوز می تواند با کمک آنها به زمین نیفتد. در این فضای بدبینی و بدحالی می خواهم امید بدهم اما نه امید واهی. و البته ایران نشان داده است که در مواقع بحرانی از پتانسیل هایش بخوبی استفاده می کند (و البته فقط در مواقع بحرانی این کار را می کند!)

1️⃣ نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی در ایران بسیار پایین تر از استاندارد جهانی است. طبق آمار IMF نسبت بدهی خالص دولت به تولید ناخالص داخلی 29 درصد است. نکته مهم این است که بدهی خارجی نداریم و این حجم پایین از بدهی هم داخلی است که عملا سقفی به لحاظ ثبات مالی برای آن وجود ندارد. این ویژگی منحصربفرد می تواند به مهمترین ابزار برای ساختن یک راه حل برای برون رفت تبدیل شود. راه حلی که با انتشار اوراق دولتی هم به رونق اقتصاد کمک خواهد کرد، هم با عملیات بازار باز به مدیریت نرخ بهره کمک کرده و هم مشکل نظام بانکی را می تواند تخفیف می دهد.

2️⃣پنجره جمعیتی ایران تا سال 1420 باز است. این امکان کم نظیر می تواند به پتانسیلی عظیم برای رشد کشور بدل شود.

3️⃣مرزهای طبیعی و امتزاج قومی بالا از ویژگی های استراتژیک ایران است. همانطور که کاپلان در کتاب انتقام جغرافیا می گوید، ایران تنها کشور خاورمیانه است که مرزهای طبیعی و امتزاج بالای قومی دارد. این دو عامل سبب می شود در شرایط پرآشوب فعلی، خطر بزرگی تمامیت ارضی کشور را تهدید نکند.

4️⃣ایران برای چین بمنظور دسترسی به مدیترانه و اروپا اهمیت استراتژیک دارد. هرچند در طرح جاده ابریشم جدید راه های جدیدی هم پیش بینی شده که از بالای خزر می گذرد اما تنها راه اقتصادی راه ایران است. لذا بازنده بزرگ در ایجاد بحران داخلی در ایران، کشور چین است. چین در صورت ایجاد یا امکان ایجاد بحران یا ناآرامی در ایران همکاری های بسیار بیشتری خواهد کرد. به عبارت دیگر، کمک به ایران در صورت تشدید تحریم ها یک اجبار استراتژیک برای چین است. ایران باید به خوبی و به موقع با این کارت بازی کند.

5️⃣ترامپ می توانست بسیار هوشمندانه تر عمل کند. او می توانست با اعمال تحریم های کاتسا و بدون نقض برجام عملا ایران را فلج کند. اما او راهی را انتخاب کرد که پرستیژ بین المللی اروپا و شرق را نادیده می گرفت. لذا این شکاف فرصتی است که می تواند قدرت چانه زنی خوبی به ما برای گرفتن امتیازات مشخص اقتصادی بدهد.

6️⃣ایران تنها کشور منطقه است که امتیازاتی مشخص در سوریه، یمن، لبنان، عراق و افغانستان دارد.

7️⃣نظام سیاسی ایران آلترناتیو ندارد. لذا تصور درهم پیچیدگی ساختارها و از بین رفتن قدرت مرکزی تصوری خام اندیشانه است. این شرایط دست سیاستگذار را بازتر می کند و امکان سیاستگذاری های اصلاحی را در بحران کنونی به نظام تدبیر می دهد.

8️⃣وجود ساختارهای حمایتی نسبتا کارآمد که به سرعت قابل بهره برداری هستند از دیگر بسترهای مهم برای ساختن راه حل است. یارانه نقدی و وجود ساختار سبد کالا بصورت مدرن می تواند به عنوان یک چتر امنیت غذایی با کمترین فساد سیستمی در کل کشور پهن شود.

9️⃣دارایی های عظیم دولت ایران که حدود 18 هزار هزار میلیارد تومان تخمین زده می شود اهرمی است که برخی راه حل ها می تواند با اتکا به آن تعبیه و اجرا شود. دولت ها در همه کشورها این امکان را ندارند.

🔟ارتباط مویرگی با کشورهای همجوار همچون عراق و افغانستان و وجود مهاجران فراوان امکان خوبی برای کم اثر کردن برخی از انواع تحریم ها خواهد داد که خود مبنای برخی دیگر از سیاست ها می تواند باشد.

🔴ایران در بدترین شرایط هم امکان ها و ظرفیت های بزرگی دارد. قدر این کشور را بدانیم و در این گرگ و میش بین المللی و ضعف های داخلی به فکر ایران باشیم. اتحاد همه گروه های سیاسی، قومی و اقتصادی برای استفاده از این ظرفیت ها ضروری است.

🆔 @jameeno


🔸حاشيه اى بر متنِ هنر پولشويى

🔺عليه كاسبان فرهنگ و هنر

▫️رضا صديق / جامعه نو: گزارش اخير روزنامه شرق و عيان‌سازى ردپاى حضور برخى سلبريتى‌ها در فساد مالى، فارغ از اين پرونده و یا شاهدمثال قرار دادن آن، حائز نكته بسيار مهمى است كه تا پيش ازين جز در محافل خاص سخنى از آن به ميان نمى‌آمد: ربط و همدستى فسادهاى مالى و اختلاس‌ها با ساحت فرهنگ و هنر.
مثال بارز اين واقعه اسفبار نيز در مورد بابك زنجانى و ورودش به سرمايه‌گذارى در حيطه سينما مطرح شده بود كه جنبه عمومى اما پيدا نكرد.

پيوستگى فسادهاى مالى و اختلاس‌ها با ساحت فرهنگ و هنر همان پولشويى است.
استفاده از شهرت سلبريتى‌ها براى فاكتور‌دار كردن و قانونى كردن پول‌هاى كثيف، همان وجه پنهانى است كه متهمانش در ابتدا اصحاب هنر و فرهنگ و بعد از آن رسانه‌هاى مكتوب و مجازى‌اند.

🔻در Instant View بیشتر بخوانید

🆔 @jameeno

http://telegra.ph/culture-07-19
طرح جلد تازه‌ترین شماره #اکونومیست با عنوان: تدبیر برای نجات سازمان تجارت جهانی

🔻اکونومیست: نظام تجاریِ تحت امر آمریکا در معرض خطر است، اما شاید هنوز چاره‌ای باشد.

🆔 @jameeno
🔸اطلاعات عمومی
میزان مصرف برق در ایران

▫️آخرین جدول قیمت برق مصرف‌کنندگان اروپا نشان می‌دهد متوسط قیمت 28 کشور عضو اتحادیه اروپا 18.24 سنت یورو و متوسط کل اروپا رقم 17.19 سنت یورو/کیلووات ساعت است

اما نکته جالب هزینه‌های مازاد بر قیمت برق است؛ به عنوان نمونه، قیمت برق در کپنهاگ دانمارک 30.79 سنت یورو/کیلووات ساعت میباشد که از این رقم، تنها 14% هزینه انرژی بوده و الباقی 20% توزیع، 46% مالیات و 20% مالیات بر ارزش‌افزوده است

ارزانترین برق اروپا فعلا در شهر کیف اوکراین با 3.69 سنت یورو میباشد! ترکیب هزینه‌های مازاد برق در کشورهای مختلف تفاوت چشمگیر دارد.

🔻ایران: قیمت برق خانگی در کشور به تناسب مصرف بین 1 تا 7.15 سنت یورو/کیلوات ساعت متفاوت بوده و مشترکان مشمول 9%+ مالیات بر ارزش افزوده و 8%+ عوارض برق میشوند؛ به عنوان نمونه، اگر یک واحد 200 متری در ناحیه میرداماد تهران، رقم 568 کیلووات ساعت را طی 55 روز از قرائت کنتور مصرف کرده باشد، متوسط هزینه برق 2.14 سنت یورو خواهد بود که 41%- ارزانتر از اوکراین است!

فراموش نکنیم که تعرفه نیروگاهی گازطبیعی ایران 1.2 سنت یورو/متر مکعب بوده که 53% ارزانتر از اوکراین است... لذا ادعای پرداخت یارانه سنگین برق از سمت وزارت نیرو، عمدتا به بهره‌وری پایین تولید و توزیع برق برمی‌گردد تا مفهوم یارانه!

▫️برگرفته از کانال کامودیتی

🆔 @jameeno

http://telegra.ph/Power-07-20-2
#رادیوجامعه‌نو

📻قسمت دهم

▫️دهمین قسمت پادکست رادیو جامعه نو را بهانه‌ای برای ارزیابی فعالیت خودمان در حوزه پادکست قرار داده‌ایم.
در این قسمت، سعی کرده‌ایم با اندک تغییراتی به سمت یک رادیوی متفاوت حرکت کنیم؛ رادیویی که در عین تحلیل اخبار هر هفته، می‌کوشد مخاطب را با رادیو آشتی دهد. دهمین قسمت رادیو جامعه نو را بشنوید و نظرات تان را برای بهبود این پادکست، با ما در میان بگذارید.
برای شنیدن این قسمت از رادیو روی لینک زیر کلیک فرمایید

https://shenoto.com/album/22991
▫️جامعه نو؛ هفته‌نامه #تایم در جلد تازه‌ترین شماره خود، طرحی را به تصویر کشیده که یادآور یکی از شماره‌های این نشریه در می ۲۰۱۷ است؛ تبانی کرملین-واشنگتن 👇
#الف

🔸برای نقشه راه اشتباه، راننده عوض می‌کنند؟

▫️شورای سردبیری: تحولات در دولتها و رفتن و آمدن آدمها در دستگاه حکومت بر سه قسم هستند: یا اصلا اهمیتی ندارند و صرفا تعویض دو کارگزار صاحب منصب و چیزی شبیه تغییر راننده اتوبوس‌های شرکت واحد هستند، یا فقط اهمیت فنی و تاکتیکی دارند و قرار است جنبه‌های غیر استراتژیکی را تغییر دهند و مثلا برنامه رفاهی یا مالی خاصی را تقویت یا تضعیف کنند، مثل عوض کردن راننده‌ای که باسرعت بیشتری حرکت می‌کند و حالت سومی هم وجود دارد: راننده‌ای که مسیر اتوبوس را عوض می‌کند!

طی روزهای آینده، احتمال برخی تحولات در دولت روحانی وجود دارد و حرف و حدیث هم درباره آن زیاد است. تحولاتی که در آستانه آن هستیم از کدام نوع است؟ بعید است کسی که به جای مثلاً سیف یا ربیعی یا کرباسیان می‌آید تفاوت چندانی در دانش، قدرت مدیریت، شناخت، برنامه تکلیفی یا اختیارات با این افراد داشته باشد. مایه جمهوری اسلامی در عرصه نیروی انسانی در همین حدود است که این کرباسیان را با آن کرباسیان جابجا کند! می‌توان نشان داد که در کشور ما، محدودیتهای سیاسی مدیریتی (ناشی از سلطه بلامنازع اراده مدیریت کلان و حلقه اول قدرت) در چنان حدی است که حتی از توانایی همین تکنوکراتهای میان‌مایه‌ای که دولتهای جمهوری اسلامی را شکل می‌دهند نمی‌توان با آزادی کارشناسی بالا استفاده کرد؛ وقتی نمی‌توان در خطوط راه‌آهن ایران باسرعت بالا حرکت کرد، چه لزومی دارد نسل نوین دیزل‌های پرسرعت وارد کنیم؟

همین موقعیت را در نوع دوم تغییرات دولتی داریم. فرض می‌کنیم تحولات اخیر بین‌المللی و گیر افتادن در کوچه بن‌بست یا گوشه رینگ مدیران ارشد کشور ما را از خواب بیدار کرده باشد. شاید احساس کرده‌اند ناکارایی و فساد و رفیق‌بازی و چاق کردن خودی‌ها نتوانسته و نمی‌تواند کشور را در مقابل موج بلاخیز حفظ کند و باید رویه‌های سی‌ساله را تغییر دهیم. آیا امکانش وجود دارد؟ گیریم که کابینه را کلاً ترمیم کنیم و لودویگ ارهارد آلمانی را وزیر اقتصاد و جان مینارد کینز انگلیسی را هم مشاور اقتصادی‌اش کنیم و بن برنانکی را هم از آمریکا بیاوریم برای بانک مرکزی. چه کسی فکر می‌کند می‌توان کامیونی را که ناراننده‌ها به کوه کوبیده و همه محورهایش را از کارایی انداخته اند می‌توان با یک راننده ماهر به موقع به مقصد رساند؟

آیا تغییراتی که بزودی در دولت روحانی خواهیم دید از نوع سوم است و کارگزاران تازه مسیر را تغییر خواهند داد؟ ظاهراً قرار است چنین باشد. طلیعهٔ آن را هم دیدیم که راهی کردن ولایتی به روسیه و چین و مشغول کردن ظریف به پذیرایی از سفرا در اتاق بازرگانی بود. نشانه‌های دیگری هم از تغییرات در مسیر و آدمهای مناسب مسیر تازه دیده شده است که هرچند درون‌مایه وحدت‌آمیز و برای دولت کاهش چوبهای لای چرخ دارد، اما این راه و مسیر سوم هم به آنجا که در ذهن مدیریت ارشد کشور است نمی‌رسد. علت ساده‌ای دارد: نقشه راه را اشتباه برداشته‌ایم. آن مقصد در این نقشه نیست.

در مسیر حیات کشورها نقاطی وجود دارد که بازگشت درجا به مسیر عاقلانه در آنها اشتباهی اضافی و پرهزینه به حساب می‌آید. بعد از برجام، ما نباید از مسیر اصرار بر منازعه‌طلبی و نمایش بازو همراه با درآوردن زبان و شکلک می‌رفتیم، و حالا که به دردسر افتاده‌ایم به دلایل تاکتیکی نمی‌توانیم درجا دور ۱۸۰ درجه‌ای را که برخی توصیه می‌کنند بزنیم، اما می‌توانیم مقصد تازه‌ای برای خودمان تعریف کنیم. جز رهبران اسرائیل و برخی سلاطین عرب و احتمالا پوتین کسی در این سوی جهان ما را هو نخواهد کرد اگرمعلوم شود ایران سیاست کاهش حضور غیراقتصادی درمنطقه، سیاست غیر منازعه‌جویانه و آرامش ‌بخش نسبت به آسیا و اروپا، ومقاومت عاقلانه در مقابل دارودسته ترامپ (و نه آمریکا) در پیش گرفته است... برای نمایش نیل به این عقلانیت، دکتر شاخت را با هرمان گورینگ عوض نمی‌کنند!

🆔 @jameeno


🔺سکه با سه خطا سه میلیونی شد

▫️علی محسنی / جامعه نو: سکه طلا در حالی به قیمت سه میلیون تومان رسیده و نزدیک به سه برابر رشد قیمت را در یک سال اخیر تجربه کرده که سوال بزرگ «چرایی این رشد» در ذهن شهروندان پرسشگر وجود دارد. نگارنده بر این باور است سه خطا در سیاست گذاری های بلندمدت و کوتاه مدت چنین رشد قیمت شتابانی را به سکه طلا بخشید:
خطای نخست مربوط به نارسایی های بلندمدت اقتصادی کشور است که دهه هاست تداوم دارد و دولت یازدهم نیز به اصلاح جدی آن ها نپرداخته است. پیوند ناموزون رشد پرشتاب نقدینگی و رشد ضعیف اقتصادی، چرخه های رونق و رکود بازار دارایی های فیزیکی را به وجود آورده که پرده آخر آن را در یک سال اخیر مشاهده کرده ایم. دولت تدبیر و امید با وجود اذعان به این نارسایی ها اما فرصت اصلاح روند را از دست داد و نقدینگی سه برابر شده در 5 سال اخیر، باز هم به بازارها هجوم آورد و رشد شتابان قیمت ها را رقم زد.
خطای دوم در برخورد با بازار ملتهب سکه طلا در نیمه دوم سال گذشته، رخ داد. دولت بنا بر ملاحظاتی که به آن ها باور داشت، روند بازار را به رسمیت نشناخت و به گمان اصل بودن فرعیاتی چون حضور سفته بازان، سعی بر مقابله با این روند کرد. «پیش فروش سکه» به شکلی نامحدود در سررسیدهای مختلف و در «قیمت هایی پایین تر از نرخ بازار» راهکار دولت بود که در جوی ملتهب شکست خورد و ذخایر طلای بانک مرکزی در حالی حراج شد که قیمت های سرکش بازار آرام نگرفتند و صعود را ادامه دادند.
خطای سوم اما در فروردین ماه رخ داد. تحلیل دولت از روند ملتهب بازار ارز، واکنشی شدیدتر را به دنبال داشت و نه تنها بازار به رسمیت شناخته نشد و نرخ دستوری برای ارز تعیین شد که بازار آزاد ارز نیز غیررسمی و قاچاق اعلام شد. خریداران محتاط و وحشت زده به منظور اجتناب از برخوردهای امنیتی راهی بازار آزاد سکه طلا شدند و هزینه قاچاق اعلام شدن بازار ارز، بر ارتفاع رشد قیمت سکه طلا افزود.
فارغ از سه خطای مذکور که نقش پررنگ سیاست گذاران اقتصادی کشور در آن هویداست، التهاب های اجتماعی و بحران سیاست خارجی نیز در سکه شدن بازار کالاهای امنی چون ارز و طلا موثر واقع شد که این عامل از اراده تیم اقتصادی دولت بیرون بود.
تحلیل نقش خطاهای سیاست گذاری فوق نشان می دهد نباید وزن چندانی برای حواشی چون دست های پنهان و حضور اخلال گران، در نظر گرفت. بهترین راهکار برخورد با شرایط فعلی بازار سکه طلا نیز «به رسمیت شناختن قیمت های جاری» در درجه نخست و «انجام اصلاحات اقتصادی عمیق» در درجه بعد است ضمن آن که «کیفیت سیاست گذاری ها» در مواقع بحران می باید بهبودی قابل توجه بیابد.

🆔 @jameeno
#الف

♦️اصلاحات حکومتی فایده دارد؟

◽️شورای سردبیری: ۹۷ را می‌توانیم سال شروع اصلاحات حکومتی بنامیم. از همان روزهای نوروز آغاز شد. با اعلام تصمیمی که چند بار اعلام کرده‌ایم استخوان خرد‌کرده‌هایی مثل جهانگیری ( که خودش تصمیم نرخ واحد ۴۲۰۰را اعلام کرد) از پیش میدانستند امریه ارزی اشتباه است و وضع را بدتر خواهد کرد. هر چند اشتباه، اما به هر حال این شروع اصلاحات حکومتی در عرصه اقتصاد و فی‌نفسه امری مبارک بود. اصلاحاتی که به علت احساس خطر خارجی شروع شد و نقطه تصمیم‌گیری درباره آن تکامل خرد تحلیلی براساس افقهای وسیع پیش رو نبود؛ ترس از سبک‌مغزی ترامپ در افق نزدیک پس خروج از برجام بود، که آگاهی از سرعت خروج سرمایه ناشی از مهاجرت و خوف تکرار دی هم چاشنی تعجیل آن شدند.

اصلاحات حکومتی را نمی‌توان با پارامترهایی که اصلاحات سیاسی معمولاً با آنها تعریف می‌شود توصیف کرد. اصلاحاتی که به درجات مختلف از اوایل دهه هفتاد (اواسط دوره اول هاشمی) شروع شد و در دوره خاتمی ویژگی‌هایی برجسته یافت خصلت همراهی با روندهای مسلط و مثبت زمانه و انطباقی داشتند و انتخابی داوطلبانه بودند، اما اصلاحات حکومتی از وحشت گیر افتادن در بن‌بست و افتادن به مهلکه است. دست‌وپازدن هرچند پرخطا در موضوع ارز، افزایش قید و بندهای ضد فساد برای عناصر نزدیک به حکومت، رفع برخی موانع آزادی‌های اجتماعی که به دلایلی بیش از ارزش ذاتی خود راه آمدن حکومت با طبقات متوسط و جوانان را نشان می‌دهد وحتی کوتاه آمدن در اموری که سخت‌سری بنیادگرایانه حکومت در آنها ویژگی هویت‌بخش برای این حکومت بی‌دستاورد (تازه‌ترین آنها عقب‌نشینی اصلاح‌طلبانه دیروز درباره سپنتا نیکنام است) است.

در ایرانی که ربع قرن است تشنه اصلاحات سیاسی واجتماعی است، حتی از اصلاحات حکومتی هم استقبال می‌شود و به شرط آنکه در انتخاب حوزه‌ها و نوع تصمیم‌گیری‌ها عقلانیت حاکم باشد و حکومت بتواند خود را از زیر ملاحظات درون حکومتی که همواره اعتبار خود را فدای آنها کرده است بیرون بکشد، می‌توان امید داشت شیب تخریب پایه‌های نظام را که فعلاً سرعت آن بالا است کاهش دهد.

اما کاهش سرعت تضعیف مقبولیت و مشروعیت نظام، خود نیازمند افزایش سرعت این اصلاحات است: موضوع سپنتا را باید زودتر حل می‌کردند نه امروز؛ این حروف الفبایی را که به خاطر پروژه ثامن به دادگاه برده‌اند باید زودتر می‌بردند نه هفته قبل؛ و رفتار تائیدی از شفاف‌سازی را باید زودتر نشان می‌دادند نه ماه قبل.

شاید خصلت عمومی اصلاحات حکومتی، کندی و کم‌عمقی آن باشد، ولی وقتی بوفالو پشت سر است، سرعت گامها را محافظه‌کاری سنتی تعیین نمی‌کند، مصالح نظام باید حرف بزند.... بگذار کسانی قهر کنند و دست خود را بالا نبرند ؛ فردا کسی برای قهر کردن نخواهد ماند.

🆔 @jameeno
🔸دلار و دولت ها در ۴۰ سال گذشته

🆔 @jameeno