جامعه نو
4.93K subscribers
989 photos
33 videos
17 files
770 links
رسانه روزنامه‌نگاران مستقل

تماس با ما: @jameeno_pr
Download Telegram
جامعه نو pinned an audio file
#یادداشت_منتخب

🔺تله بازار مسکن در انتظار طمع کاران

▫️هفته آينده، گزارش مرداد ۹۷ تحولات بازار مسکن منتشر خواهد شد که پیش بینی می شود قیمت یک مترمربع مسکن تهران در میانۀ ۷ تا ۸ میلیون تومان (حول و حوش ۷.۵ میلیون تومان) قرار گیرد. در اینصورت، رشد قیمت مسکن در این ماه (مرداد) نسبت به ماه مشابه سال ۹۶ از ۶۰ درصد فراتر می رود.
متوسط قیمت یک مترمربع مسکن تهران طی 3 ماه اخیر (خرداد، تیر و مرداد)، هر ماه نیم میلیون تومان (مجموعِ 3 ماه، یک و نیم میلیون تومان) افزایش یافته است که رشد بسیار بالا و شگفت انگیزی محسوب می شود؛ بطوریکه خریدران مسکن فقط طی بازه زمانی 3 ماه اخیر ۲۵ درصد سود کردند.
این اعداد، بسیار اغواکننده است اما سوال اساسی این است که آیا این روند، تداوم خواهد یافت؟ متاسفانه یا خوشبختانه، پاسخ منفی است. تحلیل مدلهای موجود، حاکی از آن است که تحرک بازار مسکن رو به پایان است و فعالین این بازار باید منتظر ایستگاه پایانی رونق باشند.
نیمه دوم سال جاری، دوره گذار از رونق به رکود مسکن است. از ویژگیهای دوره گذار از رونق به رکود، خروج تدریجی سوداگران باهوش از بازار است. درعوض طی این دوره، برخی از افراد که بینشی پیرامون دوره های رونق و رکود این بازار ندارند، برای عقب نماندن از قافله، طمع می کنند و به تله می افتند.
موضوعی که از آن غفلت می شود این است که روند قیمتی بازار مسکن تهران در یکسال گذشته، قابل تداوم طی نیمه دوم سال جاری نیست و انتظار می رود به طور محسوسی از سرعتِ افزایشِ قیمت در بازار مسکن کاسته شود.
تجربه بازار مسکن در دوره های پیشین رونق نیز حاکی از آن است که فعالین این بازار نمی توانند یا نمی خواهند اواخر رونق را باور کنند و این همانجایی است که عده ای را گرفتار می کند؛ اما واقعیت این است که قیمت مسکن با الگوی حرکت پله ای نمی تواند پیوسته افزایش یابد و شواهد بازار مسکن حاکی از آن است که هر چه به پایان سال جاری نزدیکتر شویم، احتمال ورود به دوره رکود بیشتر می شود بطوریکه محتملترین سناریو برای بازار مسکن سال آينده (۱۳۹۸) رکود است. البته بدیهی است که عوامل برون بخشی می تواند ورود به دوره رکود را تسریع یا تاخیر نماید.
فعالین بازار مسکن تهران اعم از خریدار، فروشنده، سازنده و... می بایست در محاسبات اقتصادی خود، به رکود و ثبات نسبی قیمت این بازار طی چند سال آتی توجهِ جدی داشته باشد.
می توان پیش‌بینی کرد فعالین بازار مسکن در زمستان سال جاری (برخلاف زمستان سال گذشته) از این بیت مهدی اخوان ثالت یاد نمایند:
هوا بس ناجوانمردانه سرد است
منبع: کانال بازار مسکن

🆔 @jameeno
جامعه نو
🔹نامه باربد گلشیری به احسان رسول‌اف 🔺نام مرا در فهرست همکاران‌تان نیاورید ▫️جامعه نو: باربد گلشیری در نامه‌ای به احسان رسول‌اف از او و عملکردش در گالری محسن و نهادهای غیرپاسخگو و غیرشفاف فعال در هنرهای تجسمی انتقاد کرد. احسان رسول‌اف فرزند مدیر بانک آینده…
در پاسخ نامۀ باربد گلشیری به احسان رسول‌اف

🔸ردای گشاد

▫️مجتبی امینی: دلایلی که مرا بر آن داشت تا به نامه‌ی سرگشاده‌ات به احسان رسول‌اف، پاسخی بنویسم از این قرار است:

البته پیش‌تر بگویم که سیاهی این کلمات و سطور قرار است به سان چراغی بر نوشته‌ی آکنده از نقاط مبهم و تاریکت، نوری بتاباند

نخست آن که در نامه‌ات غیر مستقیم و با کنایه به من، مجتبی امینی، همان کسی که «در یکی از کتابچه‌هاتان نیز با یکی از هنرمندانتان گفت‌وگو کرده‌ام.» اشاره کرده‌ای. اگر خودت از برشمردن تمام سوابقِ رابطه و مراوده و مکاتبه و معاشرت با گالری محسن و احسان رسول‌اف و هنرمندان و کارمندانش، به هر دلیلی معذوریتی داری، پس لااقل من یادآوری‌ات می‌کنم که اگر کتابچه‌ای باشد که حاوی گفت‌وگویی میان تو و یکی از هنرمندان گالری محسن باشد، همان یکی بیشتر نیست. پس اگر نامی از من نبرده‌ای دلیلی بر پذیرش این حق‌السکوت نخواهد بود. من سر در برف فرو نمی‌کنم. خوب می‌دانم و تو هم اگر نمی‌دانی بدان که استعمال کنایه به بهانه‌ی ابهام است نه در این خصوص که آشکار است نوشته‌ات به چه کسی اشارت دارد.

دوم آن که هنرمند آن گالری هستم و بر این باورم که ماهیت هر گالری به هنرمندان آن وابسته بوده و این هنرمندان‌اند که به آن نهاد به زعم تو «غیر مدنی» اعتبار می‌بخشند و حال که خودت هم به این باور رسیده و آن را به هنرمندان گالری محسن تعمیم داده‌ای که ملک طلق آن به شمار می‌روند، پس به اعتبار همین گفته پاسخ‌گوی نامه ات هستم.

و سوم این که اگر تو مختار و مجاز به اشاره به دیگر هنرمندانی، من نیز مختارم که همان‌ها را که باز با کنایه و بی‌اشاره به نامشان، پایشان را به نامه‌ی سرگشاده‌ات گره زده‌ای، دعوت به خواندن این نامه کنم.

🔻متن کامل نامه را در لینک زیر بخوانید

🆔 @jameeno

https://telegra.ph/gown-08-23-2
جامعه نو
در پاسخ نامۀ باربد گلشیری به احسان رسول‌اف 🔸ردای گشاد ▫️مجتبی امینی: دلایلی که مرا بر آن داشت تا به نامه‌ی سرگشاده‌ات به احسان رسول‌اف، پاسخی بنویسم از این قرار است: البته پیش‌تر بگویم که سیاهی این کلمات و سطور قرار است به سان چراغی بر نوشته‌ی آکنده از…
▫️جامعه نو متذکر می‌شود، پاسخ مجتبی امینی به نامه باربد گلشیری، منعکس‌‌کننده دیدگاه این رسانه نیست و چنانکه پیش‌تر هم عنوان گردیده، جامعه نو حق انتشار پاسخ یا پاسخ‌ها به نامه مزبور را محفوظ می‌داند. لازم به ذکر است جوابیه مجتبی امینی حاوی برخی اشارات خاص بوده که بنا به ملاحظاتی از متن نامه حذف شده است.

🆔 @jameeno
صدای نو | ۱ شهریور ۹۷
گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۱ شهریور ۹۷

آیا روحانی وزیرش را قربانی می‌کند؟

گفت‌وگوهایی با:
محمد درویش
مهدی مطهرنیا
اسماعیل آذری‌نژاد

صدای نو، در کانال جامعه‌نو و در حساب صدای‌نو در ساندکلاود

🆔 @jameeno
جامعه نو pinned an audio file
🔸تغییر ذهنیت قدم به قدم ؛ "به درخت فکر کنید!"

🖌برگردان: گلبرگ برزین

▫️جامعه نو: وقتی در سال ۲۰۱۶، دو نفر در مومبای زباله‌ها پدری ساحلی را جمع کردند، به فکرشان خطور هم نمی‌کرد که این عمل خودانگیخته‌شان همه‌گیر شود. اقدامات زیست محیطی همیشه به دست دولت‌ها یا سازمان‌های بزرگ صورت نمی‌گیرد. گروه‌های کوچکِ باانگیزه نیز در این زمینه نقش دارند.
در کنیا، در ۱۴۰ کیلومتری جنوب شرق نایروبی، گروه کوچکی داوطلبانه سعی دارند ذهنیت موجود را تغییر دهند و ظاهر نیمه‌خشک محوطه یک دبستان را بازسازی کنند.
سال پیش این گروه منطقه را برای یافتن مدارسی که زمین کافی برای درخت‌کاری داشته باشند بررسی کردند. نظر آنها بر این بود که محوطه مدرسه را زیبا سازند و در عین حال به دانش‌آموزان، والدین‌شان و معلم‌ها آموزش عملی دهند.
دبستان اندمیو در نزدیکی شهر ملیلی در بخش ماکواِنی واجد شرایط بود. ۱۰۸ دانش‌آموز دارد و منبع مناسب آب در آن حوالی و زمین کافی (حدود ۱٫۶ هکتار) برای کاشت درخت، و علاوه بر اینها والدین و معلم‌ها و افراد منطقه هم از آنها حمایت می‌کنند.
سام بارات، کارشناس آموزش در برنامه محیط زیست سازمان ملل می‌گوید: «اگر بخواهیم نسل نوینی از سلحشوران بومی که از عهده چالش‌های سخت زیست محیطی که جهان را تهدید می‌کند بسازیم، آموزش در اولویت است.»
یک نسل قبل، این منطقه مملو از درخت و حیوانات وحشی بود، و هدف این پروژه بازسازی منطقه و گسترش عمل کاشت درخت به دیگر مدارس است: وقتی در این مدرسه ۱۰۰۰ رأس نهال کاشته شود، منبع نهال برای دیگر مدارس خواهد شد.
جک موریونگی، رئیس گروه کوچک این افراد داوطلب (۶ زن و ۴ مرد با حرفه‌های مختلف در نایروبی) می‌گوید: «بالأخره باید از جایی آغاز کرد. در مورد کاشت درخت راه میان‌بر وجود ندارد. باید به درازمدت فکر کرد.»
بذر این درختان از انستیتوی تحقیقات جنگلداری کنیا خریداری شده و انستیتو اطلاعات ارزشمندی هم درباره کاشت درخت‌های مناسب در اختیارشان قرار داده است. در کل، برنامه این است که ۲۰ نوع مختلف درخت، از جمله درختان میوه، کاشته شود. این درخت‌ها سوخت و سایه تولید، از فرسایش خاک جلوگیری و کار بادشکن را خواهد کرد و نقش بزرگی در ایجاد تغییرات مثبت آب و هوایی خواهد داشت.
توصیه‌های فنی و پشتیبانی را مأموری از زیرمجموعه خدمات جنگلبانی کنیا به نام اِمواسی، فراهم و فعالانه در آماده‌سازی زمین برای کاشت در مدرسه شرکت می‌کند. آبیاری نهال‌ها، پیوند آنها و مراقبت از قلمه‌ها بر عهده مدرسه است.
«وظیفه ما در سازمان ملل کمک‌رسانی به آنهاست تا بتوانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند، از یکدیگر بیاموزند و به دولت‌ها کمک کنیم تا فعالیت‌های محلی را تشویق و تقویت کنند. ما باید بارها نمونه‌های اینچنینی را در اندازه‌های بزرگ بسازیم و پرورش دهیم تا بتوانیم تأثیر قابل توجهی بر تغییرات آب و هوایی بگذاریم.»
در آفریقا سالانه حدود ۲٫۸ هکتار جنگل از میان می‌رود و نابودی درختان و فروسایش زمین تأثیرات بسیار جدی بر محیط زیست و مردم آن می‌گذارد.
انجمن جهانی لَندسکِیپز روزهای ۲۸ و ۲۹ اوت ۲۰۱۸ همایشی در نایروبی برگزار می‌کند. هدف از این همایش بنیان‌گذاری و ایجاد هماهنگی میان حمایت‌های بین‌المللی، ملی و بخش خصوصی و در جهت بازسازی زمین‌ها و جنگل‌هااست. این فعالیت‌ها با هدایت مرکز بین‌المللی تحقیقات جنگلداری و با همکاری مالی برنامه محیط زیست سازمان ملل و بانک جهانی و سرمایه‌گذاری دولت آلمان صورت می‌گیرد و فعالیت انجمن لندسکیپز به سوی ایجاد طبیعتی انعطاف‌پذیرتر، سودده‌تر، پررونق‌تر و سالم‌تر و دست‌یابی به اهداف توسعه پایدار و پیمان پاریس می‌باشد.
منبع: برنامه محیط زیست سازمان ملل

🆔 @jameeno
#یادداشت_مهمان

🔸«عراق»: از «سینی طلا» تا «سیلی بلا»

🖌شیرزاد پیک حرفه؛ استاد دانشگاه و مترجم

▫️قطع‏نامه 598 «شورای امنیت» «سازمان ملل متحد»، درباره ترک مخاصمه در جنگ ایران و عراق، در تیرماه ۱۳۶۶ به تصویب رسید و بلافاصله مورد پذیرش عراق قرار گرفت. ایران نیز، پس از حدود یک‏سال تأخیر، در اواخر تیرماه ۱۳۶۷ آن را پذیرفت و بدین‏ترتیب جنگ هشت‏ساله میان دو این کشور پایان یافت. این قطع‏نامه عراق را «آغازگر» جنگ معرفی کرد اما بندهایی از آن، از جمله بند ۷ که مربوط به پرداخت «غرامت جنگی» است، تاکنون اجرا نشده است و ایران نیز هنوز موضوع دریافت غرامت جنگی از عراق را به‏طور رسمی با دولت آن کشور مطرح نکرده است.
حشمت‏الله فلاحت‏پیشه، رییس «کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی»، چندی پیش در گفت‏وگو با خبرگزاری ایسنا، از توانایی عراق برای پرداخت غرامت جنگ تحمیلیِ هشت‏ساله با ایران و «باز» بودنِ پرونده این غرامت سخن گفت. وی، ضمن تأکید بر لزوم پرداخت این غرامت، آن را «تعهدی غیرقابل‏چشم‏پوشی» دانست. محمود صادقی، نماینده مجلس شورای اسلامی، هم چندی پیش خواهان پرداخت غرامت جنگ تحمیلی از سوی عراق به ایران شده بود. این اظهارنظرها، در پیِ سخنان اخیر حیدر العبادی، نخست‌وزیر عراق، درباره پیروی کشورش از تحریم‌های وضع شده از سوی آمریکا علیه ایران شدت یافته‏اند.
عبادی، که سودای نخست‏وزیری دوباره عراق را در سر می‏پروراند، برای جلب رضایت ایالات متحد، چندی پیش از پایبندیِ عراق به تحریم‏ها سخن گفت. این سخنان تا آنجا موجب خشم ایران شد که به لغو سفر عبادی به ایران انجامید. در نتیجه، او مجبور شد در نطقی دیگر سخنانش را درباره التزام عملی عراق به تحریم‏های آمریکا علیه ایران تعدیل کند. عبادی، چند روز بعد، توضیح داد که عراق تنها به خودداری از استفاده از دلار در مبادلات تجاری با ایران پایبند است و از کل تحریم‌های آمریکا علیه ایران تبعیت نمی‌کند. این در حالی است که او بلافاصله به ترکیه سفر کرد و در آنکارا، پایتخت ترکیه، گفت ما در تحریم‏های آمریکا علیه ترکیه، در کنار ترکیه می‏ایستیم و از ترکیه پشتیبانی می‏کنیم. طُرْفه آنکه چندی پیش ترکیه به درون خاک عراق لشکر کشید و بخش‏هایی از خاک این کشور را به اشغال خود در آورد. در سال‏های اخیر، ایران برق چند شهر بزرگ عراق را تأمین کرده است اما عبادی، به بهانه تحریم‏های ایالات متحد علیه ایران، ماه‏هاست از پرداخت بهای برق خریداری‏شده به ایران هم سر باز زده است. این در حالی است که در ماه‏های گذشته، برطبق توافق برجام ایالات متحد تحریم‏های خود علیه ایران را معلق کرده و ترامپ هنوز فرمان خروج از برجام را صادر نکرده بود.
از سوی دیگر، آمریکا و عربستان سعودی در حال تجهیز و تحریک شیعیان عراق، به‏ویژه جریان صدر و عمار الحکیم، برای راه‏اندازی جبهه جدیدی با ایران هستند و کام‏یابی آنها در دور کردن متحدان سنتی ایران از آن باورنکردنی است. ایران جنگ رسانه‏ای را هم باخته و افکار عمومی عراق در اختیار تلویزیون‏های نزدیک به سعودی است. بسیاری از این تلویزیون‏ها مشغول بمب‏باران تبلیغاتی ایران هستند و ایران را مسبب همه رخ‏دادهای منفی عراق می‏دانند. این خصومت تا آنجاست که محموله موادمخدر در مرز اردن را هم به ایران نسبت می‏دهند و آن را سوغاتی ایران برای عراق می‏نامند. البته، پاره‏ای از دوستان ایران کماکان بر سر عهدی که بسته‏اند هستند، اما در سیاست غالباً عهد اخوت بی معناست و این منافع ملی است که دوست و دشمن را تعیین می کند؛ هرچند منافع برخی از کشورها آنچنان با هم درهم‏تنیده‏اند که دوستی پایداری را میانشان رقم می‏زنند.
پس از حمله آمریکا به عراق و روی کار آمدن شیعیان در این کشور، مقام‏های سعودی به کنایه گفتند آمریکا عراق را در «سینی طلا» به ایران داده است. ایران برای حفظ این سینی طلا هزینه هنگفتی پرداخت. بسیاری از عراقیان از سقوط بغداد به دست داعش در صورت عدم‏دخالت ایران سخن گفتند. ایران، افزون بر حمایت امنیتی و نظامی از عراق، در بسیاری از زمینه‏های دیگر، از بازسازی و ایجاد و گسترش صحن‏های عتبات عالیات گرفته تا تأمین آب و برق، نیز به کمک عراق جنگ‏زده شتافت. باوجوداین، اکنون بسیاری از جناح‏های عراق، حتی شیعیان طرف‏دار مقتدی صدر و عمار الحکیم، در رسانه‏های خود و شبکه‏های اجتماعی، از کمک‏های کویت و سعودی به عراق تشکر می‏کنند. این در حالی است که کویت بارها پشت عراق را خالی کرده و تا دینار آخر «غرامت جنگی» حمله صدام را خواهد گرفت. همه این موارد نشان می‏دهند ایران قدر هدیه‌‏ای را که در «سینی طلا» به آن پیش‏کش شده بود، آن‏گونه که باید و شاید، ندانسته و کار به جایی رسیده است که عربستان سعودی، با هم‏کاری متحدان سنتی ایران در عراق، در حال تبدیل آن «سینی طلا» به «سیلی بلا»یی بیخ گوش ایران است.

🆔 @jameeno
🔸یادداشتی درباره‌ی نامه‌ی باربد گلشیری به احسان رسول‌اف

🖌فوآد ترشیزی

▫️در این چند روزی که از انتشار نامه‌ی عذرخواهیِ باربد گلشیری از هم‌صنفانش برای همکاری با گالری محسن می‌گذرد بحث‌های متعددی در فضای رسانه‌ای و مجازیِ فارسی‌زبان طرح شده که بیش و کم در یک خصیصه‌ قرابتی رعب‌انگیز دارند: آن‌ها ترجیح داده‌اند به جای آن‌که به ویرانی بنگرند در کسی که انگشت به سوی ویرانی گرفته دقیق شوند. از این رو می‌گویم رعب‌انگیز که چنین تیر به خطا رها کردنی از همان‌هاست که عاقبت چشم خودمان را کور می‌کند. در این میان، برخی که خود «وقت» را برای رخ‌نمایی مناسب دیده‌اند از دو سه رویارویی «رفاقتی» برساخته‌ و فریاد «احذرك من الشر» سرداده‌اند و از موضع «خیرخواهی» گلشیری را به پرهیز از «ابن الوقتی» دعوت کرده‌اند. برخی اعتراض کرده‌اند که چرا گلشیری در گذشته با گالری محسن همکاری کرده و امروز در موقعیتی که مبارزه با فساد اقتصادی مُد روز شده است صدایش به نکوهش شبهه‌ناکیِ سرمایه‌ی این گالری بلند شده. برخی هم به خود او تاخته‌اند که چرا نامش گلشیری است! برخی هم بی هیچ شرمی از حقیقت نوشته‌اند که چرا به حراج تهران و امثال آن تناخته است (۱)؛ بی‌آنکه که بدانند داوریِ زمان «ردای شوم قاضیان» را به تن ندارد که به گشادی و تنگی‌اش بتازند و ذهن‌ها را به راه ترکستان منحرف کنند

🔻متن کامل یادداشت را در لینک زیر بخوانید.

🆔 @jameeno

https://telegra.ph/Foad-08-24
#الف

🔹خوشگل حرف بزن!

▫️شورای سردبیری: آقای خاتمی دوباره سخن گفته است. خطاب به جمعی از کهنه‌سربازان انقلاب و همان حرف‌های همیشگی؛ نصیحت‌الملوک! چیزی که نزد بسیاری، بویژه جوان‌ترها اسباب انتقاد از اوست: کاری نمی‌کند و فقط حرف‌های کلی می‌زند و راهی نمی‌گشاید یا نشان نمی‌دهد... این‌ها انتظاراتی بر حق، بویژه نزد جوانان است. آنها بزرگترین قربانیان وضع فعلی هستند و حداقل از انتخابات سال ۹۲ بر راهی که خاتمی نشان داده دل بسته‌اند و آن‌چه گفته تکرار کرده اما حاصلی ندیده‌اند. طره‌های ریخته بر شقیقه سفید می‌کنند بی‌اینکه سپیده‌ای در افق ببینند. پیشوایی را می‌خواهند که در صحنه باشد و رزمجو یا هر روز برای هر ستیزی اعلام آمادگی کند. آنها قهرمان می‌خواهند و خاتمی هنوز می‌گوید نباید به قهرمان نیاز داشته باشند. به جای آن، فقط حکومت را نصیحت می‌کند...

یک رهبر سیاسی در شرایط مفروضی مثل شرایط ما، چه می‌تواند بکند که معقول و منطقی و دیرپا باشد؟ با چنین حکومتی که خط‌مشی آن معاندسازی از منتقدان است و مخالف را به منتقد و معاند را به مخالف ترجیح می‌د‌هد چگونه باید سخن گفت که در راستای منافع کلان عمومی باشد؟ جوهره اصلاح‌طلبی صبر و بردباری را توصیه می‌کند یا عصبیت و تعجیل در رسیدن به نقطه گسست را؟ برای حرف زدن درباره شیوه اصلاح‌طلبی سید محمد خاتمی، باید مجرد از خود او، ابتدا به چنین پرسش‌هایی پاسخ داد. آیا پاسخ این پرسش‌ها را داریم؟

قرائن نشان می‌دهند چندان جستجو و مداقه‌ای نکرده‌ایم. تحلیلی نداریم از اینکه چرا خاتمی نرم‌خو، ممنوع‌البیان و ممنوع‌الحضور است اما برای آنها که هر روز سرتاپای حکومت را می‌شویند و قطاری از اتهامات کلان بر دامن قبایش وصله می‌کنند مزاحمتی نیست. نمی‌دانیم چرا دیگر از نظر حکومت اشکال ندارد آن پیر زندان‌کشیده عاصی، آن نامه‌های تند و سرشار از حمله‌های سرنیزه‌ای غیر منطقی را به حکومت داشته باشد اما تا همین چند ماه پیش برای همسن و هم‌سازمانی او، بهزاد نبوی، داشتن فضای بیان پالوده‌ترین حرف در زمینه مسائل مربوط به سیاست و قدرت اشکال داشت. و ازخودمان نپرسیده‌ایم چرا بیشترین خصومت و حمله حکومت و دستگاه تبلیغاتی‌اش به همین کلی گویی‌های آقای خاتمی است.

پاسخ این پرسش‌ها از آن رو اهمیت دارد که اندیشه برای پیدا کردن آنها پرسش اصلی ذهن ما را که چیستی شیوه درست اصلاح‌طلبی در کشوری با کیفیات ماست پاسخ می‌گوید و مجموعه آنها، همان راهی است که در جستجوی آنیم: مسیری که بدون خشونت، با تکیه بر بیشترین توان مدنی مردم، نیروهای مانع جریان‌یابی یک تاریخ رو به آینده را کنار می‌زند. این مسیری است که خاتمی می‌رود و اگر بحث و نقدی هست در سرعت گام‌های او و تاکتیک طلوع و غروبش است و نه در خود مسیر.

در زمینه تاکتیک و طلوع و غروب ملاحظاتی هست. ظهور و غیبت، گفتن و دم در کشیدن و نرمخویی و سخت‌سری آنکه ردای پیشوایی معنوی جنبشی را بر دوش دارد با نقشی که فعال سیاسی همان جنبش در میدان سیاست بازی می‌کند، و با جنبشی که دانشجویان پرشور در زمینه مسائل اجتماعی درمی‌اندازند تعارض ماهوی ندارند، تفاوت شکلی دارند. وظایف مختلفی هستند در مسیر نیل به یک هدف. نکته‌ای که غالباً حتی از سوی روشنفکران مرجع اما ناروشنگر مغفول می‌افتد، در حالیکه نقش واسطه‌گری آنها در توضیح تفکیک وظایف غیرقابل‌ حذف است. آنها گروهی هستند در بخش میانه ایده‌پردازی و هدف‌سازی جنبش اصلاحات، که به دو صورت از انجام وظایف خود در می‌مانند؛ یا به نظریه‌پردازی‌های کلان دچار می‌شوند و کلان‌استراتژی اصلاح‌طلبی را دستمایه تعلق خاطر خود به بازتولید و خلق استراتژی‌های تازه می‌کنند (که از آن هدف و برنامه‌های نامفید و انحرافی برای نسل بعدی اصلاح‌طلبان زاده می‌شود) و یا از رهگذر هم‌آوا شدن با عموم جامعه به دره طلبکاری رادیکال می‌افتند و درباره ناچیز بودن خواست‌های اصلاح‌طلبانه و انتقاد از سرعت تحرک رهبران آن یا رعایت چارچوب‌های حکومت به قطار مطالبات عوام از جنبش اصلاحی سوار می‌شوند. عشقشان بیان حرفی است که خوشگل است نه آنکه لازم است و کار زمانی بدتر می‌شود که برای کسب شایستگی نشستن بر کرسی‌های درجه ‌یک، هرچه را که رادیکال و شیک می‌یابند به زبان می‌آورند. یک روز حکم خروج از حاکمیت می‌دهند، و یک روز دیگر اعلامیه نخ‌نمای درخواست رفراندوم از خورجین بیرون می‌کشند. آنها هستند که وظیفه ناشی از جایگاهشان را انجام نمی‌دهند نه خاتمی.

خاتمی دوباره سخن گفته و به نصیحت حکومت پرداخته است. درباره مسئولیت و لزوم پاسخگویی حکومت حرف زده و اینکه حکومت زور حکومت حق نیست و مطلوب آن است که با رضایت مردم باشد. خطر بی‌اعتمادی مردم به حکومت جدی‌ است و پایه حکومت را سست می‌کند و... به خاطر بیان همین‌دست حرف‌ها از حرف زدن ممنوع شده است!

🆔 @jameeno
🔸ادبیات جهان در آینه (۵)؛ آرتور کستلر

♦️رؤیای بزرگ

▫️برگردان مهشید میرمعزی / جامعه نو: در جزیره‌ای کوچک در رودخانه دلاویر ، پنجاه کیلومتر بالاتر از فیلادلفیا، در شب‌های بلند زمستان، نوری مات از میان درختان ملکی واقع در جزیره دیده می‌شد. تا زمان رسیدن روزهای کوتاه، بیشتر اوقات مردی در اتاق کار خانة اربابی نشسته بود و خاطرات خود را می‌نوشت. او برای خرید «مزرعة جزیره» سریع تصمیم گرفت، زیرا می‌خواست تنها باشد و کار کند. جز «میس نِلی»، سگ نژاد سنت‌برنارد عظیم‌الجثه و ملک اربابی با مزارع و طویله‌هایش، هیچ‌کس و هیچ‌چیز دیگری در جزیره نبود؛ وقتی مرد می‌رفت و پل معلق ۷۵ متری را که جزیره‌اش را با ساحل مرتبط می‌ساخت، قفل می‌کرد.
آرتور کستلر ، در اینجا خاطرات خود را می‌نوشت که جلد نخست این خاطرات در سال 1952 منتشر شده است .
این زندگی رؤیایی که در تنهایی کامل سپری می‌شد، با داستان غیرمتعارف خانوادة کستلر جور درمی¬آمد. پدربزرگ این خاطره‌نویس، در جنگ کریمه از راه کارپاتن به مجارستان مهاجرت کرد. او نام واقعی خود را حتی از خانواده‌اش هم پنهان کرد و خود را کستلر نامید. تنها نوه‌اش که فرزندی هم نداشت، در منطقة اشرافی نایتس‌بریج لندن، چند صد قدم دورتر از دفتر نمایندگی آلمان فدرال، خانه‌ای خرید و زنی کولی پیش‌گویی کرد که او مرگی دل‌خراش خواهد داشت.
آوازه پدربزرگ که ظاهراً از طبقة متوسط و بورژوای یهودی روسیة قدیم بود، از محدودة شهرستان میشکولتس خارج نشد. ولی دربارة آرتور، نوه‌اش – که نویسنده، روزنامه‌نگار، دانشمند و مایه هراس خانواده بود – در نیویورک، لندن، پاریس، برلین و مسکو صحبت می‌شود.
کستلر زمانی خود را «سرباز بدون صلیب جنگ صلیبی» خواند. افراد کمی او را دوست دارند و تعداد زیادی تحسینش می‌کنند. خیلی‌ها هم از او متنفر هستند. پروفسور هارولد لسکی ، نظریه‌پرداز خردمند سوسیالیسم، از درون گور خود با خشم می‌گوید: «نیهلیست!»

🔻متن کامل را در لینک زیر بخوانید

🆔 @jameeno

https://telegra.ph/Koestler-08-25
صدای نو | ۳ شهریور ۹۷
گروه جامعه نو
🔸صدای نو |۳ شهریور ۹۷

آیا روحانی کل نظام را مسئول وضع کنونی می‌داند؟

صدای نو، هر شب در کانال جامعه‌نو و در حساب صدای‌نو در ساندکلاود.

🆔 @jameeno
#الف

🔹دشمن، از نوع دانا!

▫️شورای سردبیری: خبر مرگ جان مک‌کین، سناتور جمهوری‌خواه آمریکایی که دیشب فوت کرد برای ایرانیان خبر بدی است. بین سناتورهای ایالات متحده که در سال‌های اخیر فوت کرده‌اند او دومین نفری است که با مرگش یک افسوس بر زبان ایرانیان جاری می‌کند. نفر نخست، تد کندی آخرین بازمانده سیاسی خانواده کندی بود که در اوج دورانی که اوباما به حمایت دموکرات‌ها در کنگره نیاز داشت از دنیا رفت. هر چند رئیس مجلس ایران اوباما را کاکاسیاه میخواند، اما حالا دیگر روشن شده امثال او و تد کندی در واقع جلودار سگ‌های هاری بوده‌اند که امروزه تشنه به خون ایرانیان، به اسرائیل می‌روند و نقشه درگیری می‌کشند.

مک‌کین هم از همان‌ها بود و مرگ او می‌توانست سبب شادی ایرانیان شود. در دوران مبارزه انتخاباتی با اوباما معتقد بود باید با ایران به تندی رفتار کرد. شعار او بسیار با خباثت طراحی شده بود: bomb iran, bomb iran تقاضا می‌کرد ایران بمباران شود. اما روزگار بازی‌های بسیار دارد. امروز افسوس می‌خوریم که نیست چون یکی از معدود سناتورهای آمریکایی بود که صاف جلوی ترامپ ایستاد و سیاست‌های او و از جمله خروج از برجام و فشار دوباره بر ایران را برنمی‌تابید.

خلبان سابق که سال‌هایی را به خاطر سقوط هواپیمایش در ویتنام اسیر بود و هزینه ریختن بمب بر سر ویتنامی‌های نگون‌بخت را می‌داد، حدود ۳۰ سال سناتور برجسته حزب جمهوری‌خواه بود و از همان ابتدا با ترامپ سرشاخ شد. ترامپ که عمر خود را به تفریح و زن‌بارگی منحط گذرانده او را به خیانت نمردن در ویتنام و زنده اسیر شدن متهم می‌کرد و به تدریج برای دنیا و بویژه ما ایرانیان مشخص شد در ایالات متحده مارهایی هست که از ترس آنها باید به افعی پناه برد. خانواده بوش نیز چنین بودند. جورج بوش پسر که ایران را محور شرارت خوانده بود و او هم مثل مک‌کین به مفید بودن حمله به ایران بی‌باور نبود، این اواخر در قیاس با ترامپ که به سردسته لات‌ها می‌ماند، آدم معقولی به نظر می‌رسید و به دل ناظران چنین می‌آمد که خانواده بوش چه قوم نجیبی بودند!

حالا یکی از متحدین طبیعی سیاسی ایران در قلب دستگاه واشنگتن از میان رفته است. می‌شد به استقلال رأی و نترسیدنش از تهدیدهای ترامپ امیدی هرچند اندک بست و به این باور رسید که اگر زنده بود و ترکیب سنا در چند ماه آینده پنجاه پنجاه می‌شد، مک‌کین می‌توانست جلوی برنامه‌های ترامپ را حداقل درباره ایران بگیرد.

می‌توانیم این درس را بیشتر مرور کنیم که دوست و دشمن ابدی وجود ندارد و می‌شود این را هم که فقط منافعند که ابدی‌اند دستخوش این ارزیابی قرار داد که آیا منافع ایران در این نبود که یکی از مخالفان اصلی‌اش زنده بماند و فاشیسم آمریکایی را به چالش بطلبد؟ ایا الان بد است به این فکر کنیم که چگونه می‌توان از همه سیاسیونی که در ایالات متحده با ترامپ مخالفند برای حمایت از خودمان در مقابل کاخ سفید استفاده کنیم؟ آیا آنها که پیشنهاد داده بودند سندرز و کری و ... را به ایران دعوت کنیم در خطایی بزرگ گیر کرده‌اند؟ صدها پرسش دیگر هم قابل طرحند، از جمله اینکه اگر اتفاقی بیفتد و نه سندرز و کری، که آدمی متفاوت از ترامپ، یک شخص مانند مک‌کین که کمتر از ترامپ زور بگوید به کاخ ریاست جمهوری آمریکا برود، آیا ما حاضریم همه مسائلمان را با او روی میز بگذاریم و به دنبال حل ریشه‌ای اختلاف با ایالات متحده باشیم؟

🆔 @jameeno
صدای نو | ۴ شهریور ۹۷
گروه جامعه نو
🔸صدای نو |۴ شهریور ۹۷

هماهنگی دولت‌های ایران و سوریه به چه نتیجه‌ای می‌رسد؟

صدای نو، هر شب در کانال جامعه‌نو و در حساب صدای‌نو در ساندکلاود.

🆔 @jameeno
#الف

🔻شغال را رنگ کن!

▫️شورای سردبیری: چرا نظام ما عاشق نمایش‌های قضایی مبارزه با فساد اقتصادی است؟ پاسخ رندانه این است که بپرسیم این نمایش‌ها در چه زمانی روی صحنه می‌روند؟ پاسخ این هم ساده است: وقتی نظام به خاطر ناکارایی و فساد درونی سیستم نزد جامعه کم می‌آورد. یا در عرصه اقتصاد، یا در صحنه سیاست. به همین سادگی.

سال ۷۶ هنگامی که مردم در رفتاری متفاوت، فردی غیر از انتخاب حکومت را برای ریاست جمهوری از صندوق‌های رأی بیرون آوردند، نظام کم آورد. تا آن زمان سنت بیرون آمدن فرد موردنظر نظام از صندوق بدون هیچ دردسری رعایت شده بود و این‌بار چنان می‌نمود که عاملی خارجی باعث این اشتباه شده است. البته گمان درستی بود .

اما حکومت به جای نگاه به جامعه و پیداکردن عامل تغییر در دل رأی‌دهندگان، به سراغ تئوری توطئه رفت: خاتمی را پول شهرداری تهران سر کار آورده است. بروید مدارکش را بیاورید! جوانان امروز احتمالا به خاطر نمی‌آورند که چه جنایت‌های عجیب و غریبی برای در آوردن این حقیقت خیالی از زبان اطرافیان شهردار وقت، غلامحسین کرباسچی صورت گرفت. جرأت شکنجه کردن خودش را نیافتند، ولی معاونانش و شهرداران مناطق را کاملا له کردند تا بلکه از عصاره آنها حقیقت خودشان را استخراج کنند. یک شهردار را برهنه کردند و با جنازه در حال پوسیدن نگون‌بخت ناشناسی شب تا صبح بادستبند هم‌آغوش کردند. دیگری را زیر فشار شدید گذاشتند تا بگوید متوجه شده شخص دیگری در سفر خارجی در خیابانها به زنان نگاه می‌کرده است. آخر کار یک نمایش تلویزیونی راه انداختند تا معلوم شود سیدمحمد خاتمی با پول شهرداری رئیس‌جمهور شده است. تنها اتهامی که توانستند مدارک برایش روی میز بگذارند دستور شهردار برای اعطای چند کامپیوتر به یکی از مدارس جنوب شهر بود. کوه، موش زائید و با تلخکامی گفته شد حقیقت داشت، ولی این‌ها (عمله‌جات) نتوانستند ثابت کنند! نمونه خوبی شد از دادگاه نمایشی به خاطر کم آوردن در عرصه سیاسی.

در عرصه اقتصادی، سیستم به عنوان یک کل همیشه کم می‌آورد. البته در ماجراهایی مانند بابک زنجانی و اختلاس بانک ملی و.... که دسته‌گل‌های دوران احمدی‌نژاد بودند، سیستم خود را پاسخگو نیافت. دستگاه تبلیغاتی برای دادن آدرس عوضی کفایت می‌کرد. در حالی که فساد همه‌گیر ، جناحی و فراجناحی و سیستمیک می‌شد، به میان کشیدن پای هر عامل غیرمربوطی می‌توانست حکومت را از پاسخگویی معاف کند. حقوق‌بگیر نجومی، دوتابعیتی، فتنه‌گر، تازه به دوران رسیده، نفوذی با هدف تخریب نظام، اخلالگر اقتصادی و انواع القاب دیگردر ترکیب با هم به کار گرفته می‌شد تا رودخانه کثافت‌کاری‌ها که در دوران رئیس‌جمهور پاکدست از به هم پیوستن نهرهای روان از همه اجزای نظام شکل گرفته بود کسی را در خود غرق نکند. همین دو هفته پیش بالاخره پرونده کلاهبرداری ۱۲ هزار میلیارد تومانی موسوم به ثامن با عجله و یک عنوان اتهامی خیلی عجیب جمع شد. دادستان در عنوان جرم خود از متهم دفاع کرده بود که قصد صدمه زدن به نظام را نداشته است! رویشان نشده بود، وگرنه این حقیقت را هم ذکر می‌کردند که همیشه دعاگوی نظام نیز بوده است.

در این فصل، باز سیستم کم آورده است و بدتر از فصلهای پیشین، در هردو عرصه می‌لنگد. ناکارایی اقتصادی است، اما سر مستقیم در دامان کلان سیاست‌های داخلی و خارجی نظام دارد. ناقص‌الخلقه‌ای شگفت و همچون غول که نمی‌توان از دامان راند و هر لحظه نقطه‌ای از پوسته ناخوشایندش می‌ترکد و چرک و خون متعفن بیرون می‌دهد. هفته قبل،احمد خاتمی امام جمعه تهران که گویا او هم از پرداختن به نقش ایوان دلزده شده، گفت که باید زمینه‌ها و علل تولد این غول کثیف را از بین برد و نه فقط معلولهایش را، و اینکه این فساد سیستمیک نیست و فارغ از هر وابستگی به این آقا و آن آقا باید به زدودن آن اقدام کرد. توصیفی دقیق از آنچه واقع هست و آنچه آرزوی مدیران نظام برای پاک کردن دامن از ننگ این وضعیت است.

اما اجزایی از نظام نواختن ساز دیگری جز آنچه تاکنون آموخته‌اند نمی‌توانند. کشور در آستانه تحریم خارجی و به خاطر آن منتظر مشکلات اقتصادی است؛ هر لحظه آبستن بروز ناآرامی از سوی توده عاصی از گرفتاری‌هاست؛ به صورتی محتوم در آستانه تورم، رکود، و افزایش بیکاری و توسعه فقر است؛ و نظام پاسخ روشنی برای چگونگی برون‌رفت از این بحران ندارد. پاسخی ندارد و آنچه را هم عاقلان توصیه می‌کنند با ذهنیات خود از جهان در تعارض می‌داند و پس می‌زند .

اما بالاخره به توده‌ای که فشار نهایی همه گرفتاری‌ها و بویژه بار افلاس اقتصادی را در غالب گرانی همه نهاده‌های حیاتی خود تحمل می‌کند باید پاسخی داد. آن پاسخ، نمایش تلویزیونی مبارزه با فاسدان است. از دو هفته قبل و اخبار کشف صدها انبار احتکار آشکار بود که دوباره نمایش در پیش است. سیستم نمایش می‌دهد که فقط استفاده‌کنندگان از فرصت مقصرند نه...

🆔 @jameeno
صدای نو | ۵ شهریور ۹۷
گروه جامعه نو
🔸صدای نو |۵ شهریور ۹۷

فردا در مجلس چه اتفاقی می افتد؟
در گفت‌وگو با عباس عبدی

صدای نو، هر شب در کانال جامعه‌نو و در حساب صدای‌نو در ساندکلاود.

🆔 @jameeno