جامعه نو
4.93K subscribers
989 photos
33 videos
17 files
770 links
رسانه روزنامه‌نگاران مستقل

تماس با ما: @jameeno_pr
Download Telegram
#الف

🔸پابند و شیشه عمر!

▫️شورای سردبیری: نظام‌های سیاسی، معمولاً بی‌آنکه خود بخواهند شیشه عمر به دست دیگری می‌دهند تا روزی آن را به زمین بزند و نابودشان کند. محمدرضا در سال ۴۲ با زندان و سپس تبعید مرحوم آقای خمینی شیشه عمر خود را به دست روحانی منتقد سپرد و او را راهی تبعید کرد تا ۱۵ سال بعد شیشه را بر زمین بکوبد. صدام حسین در سال ۶۹ شیشه عمر خود را به دست سخنگوی وزارت خارجه و سفیر آمریکا در در بغداد داد که اولی همان روزها اعلام کرده بود ایالات متحده پیمان امنیتی و دفاعی مشترکی با کویت ندارد، و دومی هم گفت آمریکا هیچ موضع‌گیری نسبت به مناقشات مرزی اعراب و بویژه اختلافات ارضی عراق و کویت ندارد و از عراق در درخواست قیمت بالاتر نفت حمایت می‌کند. با گفتن این حرف‌ها او را به حمله به کویت تشویق کردند و شیشه عمرش را به آمریکا بردند تا چند سال بعد بر زمین بکوبند. بدون حمله به کویت، صدام می‌توانست اکنون زنده و بت جهان عرب باشد. هر کس، شیشه عمر خود را به دست کسی می‌دهد.

جمهوری ما شیشه عمر به دست چه کسی می‌دهد؟ روزی که حکومت میرحسین موسوی و کروبی را همراه با همسرانشان به زندان خانگی برد، شیشه عمر خود را به دست آنان نداد. اگر هم می‌داد آن را به زمین نمی‌زدند. هنوز خود را عناصر درون نظام و خواهان حفظ آن می‌دانند. حکومت شیشه عمر خود را به دست خودی‌ها و کسانی در دستگاه حفظ امنیت و قوه قضائیه داده است تا به دقت مواظب آن باشند. هرچند که آن شیشه این روزها در حال غلتیدن روی زمین است تا کی، که با پای عده‌ای به سنگ بخورد. براساس تدارکی که اجزای وابسته به حکومت کرده‌اند، ممکن است آن عده نه گروهی مسلح و یا پابرهنگانی گرسنه، که اشخاص متین و معتقد به قانون ومتعهد به آرامش باشند: وکلای دادگستری.

در روزهای اخیر تعداد بازداشتی‌های دارای اتهام امنیتی سیاسی که حقوقدان و از وکلای دادگستری هستند افزایش یافته است. برخی از این بازداشت‌ها به وضوح بدون پیش‌زمینه سیاسی است و فقط ممکن است بعدا تعداد بیشتری از حقوقدانان را متوجه امور سیاسی بکند. به همین دلیل گشاده‌دستی در رها کردن تور برای گرفتن وکلا و حقوقدانان اشتباه بزرگی است.

درحالی که مدیریت ارشد کشور در حال اصلاح برخی سیاست‌های اشتباه گذشته است، بخش‌هایی از سیستم در حال پیمودن مسیرهای اشتباه گذشته‌اند و بر آن پای هم می‌فشرند. یکی از آنها رو آوردن به زندانی کردن وکلاست. مهم‌ترین زیان به زندان انداختن وکلا این است که هیچ حکومتی نمی‌تواند از آن دفاع کند. این گروه اجتماعی، غیر از احترام و مقبولیت عمومی، به این صفت شناخته می‌شوند که زبان پاکیزه قانون‌محور دارند و اهل خشونت نیستند. سالها پیش، دوختن این وصله به دامان یکی از وکلای بنام ایرانی با این مضمون که در خانه اسلحه داشته اسباب خنده به دستگاه اتهام‌زننده شد.

ماجرای این روزها از دستگیری قاسم شعله‌سعدی شروع شد. استاد حقوق و نماینده دو دوره مجلس و البته یک عنصر تکرو و غیر تشکیلاتی. او با یک وکیل جوان و یکی دو فعال جنجالی سیاسی به در مجلس رفته بود تا به نظارت استصوابی اعتراض کند. عملی تکروانه، در چارچوب پروژه‌ای فردی، بی‌مناسبت و موقع، و بدون پوشش رسانه‌ای کافی. جامعه نو به خاطر همین کیفیات حتی دستگیری او را پوشش نداد چه برسد به حضور خیابانی‌اش (با این استدلال که ما رفتارهایی را که در چارچوب پروژه‌های شخصی است درست نمی‌دانیم). به هر حال آقای شعله‌سعدی و وکیل دیگر را دستگیر کردند و با محمد نوری‌زاد که او هم به منظور "عسس مرا بگیر" آمده بود کاری نداشتند. دستگیری حقوقدان اشتباه بزرگ دستگاه حفظ امنیت بود. انگیزه‌خوانی معمولاً مشکل و نادرست است ولی اجازه بدهید این بار این کار را بکنیم. آقای شعله‌سعدی بوی حلوا شنیده و در انتظار تحول سیاسی است و بزرگترین هدیه‌ای که در سال‌های اخیر گرفته عکس خودش در پابند و غل و زنجیر زندان فشافویه به عنوان تضمین آینده سیاسی اوست. روزی این زنجیر را بر گرده مقامات بلندپایه این حکومت خواهد زد. انگیزه این طرف هم همیشه ساده بوده است: اگر جلوی این یکی را نگیریم، فردا ده نفر دیگر می‌آیند بیرون ...

اما ماجرا به همین جا ختم نشد. بردن خانم ستوده و فشار نامعقول به وکلای دراویش زندانی و داستان طراحی‌شده شعله سعدی کم بود، دیروز مشخص شد دستگیری وکلا یک برنامه پردامنه است. چند وکیل دیگر دستگیر شده‌اند. اتهام آنها اصلا مهم نیست و قابل درک است چرا دستگیر می‌شوند، ولی این پوست خربزه لیزتری زیر پای نظام است.
حکومت باید در این دوران سخت رویه‌های خود را عوض کند. وزارت کشور براساس ترس و تجربه، رویکرد نیروهای حافظ نظم را در مقابل گردهمایی‌های خیابانی مردمی ملایم و سهل‌گیرانه کرد. رسانه‌های حکومت به همین سان اهل تسامح و حفظ ادب شدند. چرا نوابغ دستگاه امنیت و خردمندان دستگاه قضا جز دستگیری کاری بلد نیستند؟

🆔 @jameeno
👍1
#یادداشت_منتخب

🔺چرا تهران دیگر برای کار و زندگی مناسب نیست؟

▫️ابراهیم علیزاده: هزینه بالای زندگی در تهران، توان پایین پس‌انداز برای تهرانی‌ها، داشتن پرشتاب‌ترین تورم ماهانه کشور، میل به کوچ نیمی از ساکنان تهران و افزایش حاشیه‌نشینی در این استان تنها بخشی از مصائب پایتخت‌نشینی است. آمارهای رسمی منتشرشده نشان می‌دهد هزینه زندگی در تهران 40 تا 45 درصد بیشتر از سایر استان‌هاست، تهرانی‌ها کمترین امکان پس‌انداز نسبت به مردمان دیگر استان‌ها را دارند و علاوه بر این حدود 58 درصد از مردم تهران به ترک پایتخت و زندگی در شهر دیگری فکر می‌کنند.
خانوارهای تهرانی به طور میانگین ماهانه 5 /3 میلیون تومان درآمد دارند. رقمی که 5 /1 میلیون تومان بیشتر از متوسط درآمد در کل کشور است. اما آیا با وجود چنین درآمدی، آنها خوشبخت‌ترین مردمان ایران هستند؟
پاسخ رئیس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی استان تهران این است که تهرانی‌ها نه‌تنها وضعیت مالی بهتری نسبت به دیگر مردم ایران ندارند بلکه وضعیت به مراتب بدتری از بقیه دارند. نعمت‌الله ترکی در این مورد گفته است: «هر چند درآمد خانوار در تهران بالاست اما باید توجه کرد که هزینه‌های خانوار شهری در تهران بین 40 تا 45 درصد بالاتر از متوسط کشوری است. چه‌بسا در برخی شهرها بین 30 تا 35 درصد دو میلیون تومان در ماه (درآمد) امکان پس‌انداز دارد اما در تهران حتی با درآمد ماهانه 5 /3 میلیون‌تومانی خانوار امکان پس‌انداز نداشته باشد، چراکه هزینه‌ها بالاست.»

اما آیا نامناسب بودن شاخص‌های اقتصادی تهران نسبت به دیگر استان‌ها تنها مربوط به شاخص هزینه و درآمد خانوار است؟ آخرین آمار اعلامی از وضعیت بازار کار کشور نشان می‌دهد شاخص‌های نرخ مشارکت، نسبت اشتغال و نرخ بیکاری تهرانی‌ها هم چندان نسبت به دیگر استان‌ها مطلوب گزارش نمی‌شود. هرچند تا بهار سال گذشته نرخ مشارکت اقتصادی تهرانی‌ها نسبت به متوسط این رقم در کشور بیشتر بود اما در بهار امسال این وضعیت برعکس شد. در بهار سال گذشته نرخ مشارکت در کل کشور 6 /40 درصد و در تهران 1 /41 درصد بود. در بهار امسال هرچند نرخ مشارکت کل کشور به 1 /41 درصد بهبود یافت اما نرخ مشارکت در تهران به 1 /40 تنزل پیدا کرد.
ناگوارتر از وضعیت این شاخص‌ها نرخ تورم استان تهران است. آخرین آمار اعلامی از سوی مرکز آمار ایران درباره شاخص تورم، حاکی از این است که بیشترین نرخ تورم ماهانه خانوارهای شهری مربوط به استان تهران با 6 /7 درصد است. بیشترین نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه تیرماه هم به تهران تعلق داشته است. در حالی که درصد تغییر شاخص کل تورم نقطه‌به‌نقطه یعنی تیرماه امسال نسبت به تیرماه سال گذشته برای خانوارهای کل کشور 8 /13 درصد بوده، برای خانوارهای تهران این میزان 4 /17 درصد محاسبه شده است. معنای ساده این آمار را مرکز آمار ایران این‌طور تعریف کرده است: «یعنی خانوارهای ساکن استان تهران به طور متوسط 5 /3 درصد بیشتر از میانگین کل کشور برای خرید یک مجموعه کالا و خدمات یکسان هزینه کرده‌اند.»
منبع یادداشت: کانال معیار

🆔 @jameeno
🔸مردی که برای زنده نگه داشتن زبان فارسی زیست، درگذشت

جامعه نو: احسان یارشاطر بنیان‌گذار مرکز مطالعات ایران‌شناسی، دانشنامه ایرانیکا و استاد بازنشسته مطالعات ایرانی دانشگاه کلمبیا، دیروز ۱۰ شهریور ۹۷ در کالیفرنیای آمریکا درگذشت.
یادش گرامی و راهش پر رهرو

احسان یارشاطر (۱۴ فروردین ۱۲۹۹ در همدان - ۱۰ شهریور ۱۳۹۷ در کالیفرنیا)
صدای نو | ۱۱ شهریور ۹۷
گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۱۱ شهریور ۹۷

شیخ مهدی کروبی به خبرگان چه نوشت؟

صدای نو، هر شب در کانال جامعه‌نو و در حساب صدای‌نو در ساندکلاود.

🆔 @jameeno
🔸آیا می توانیم با تبدیل دی اکسید کربن به سنگ با تغییرات آب و هوایی مبارزه کنیم؟

🖌برگردان گلبرگ برزین

▫️جامعه نو: در حالی که دی اکسید کربن به گرمای اتمسفر و میزان خسارات آب و هوایی می‌افزاید، دانشمندان مذبوحانه به دنبال راه حلی برای این معضل هستند. برخی از آنها در پی راه‌هایی برای محدود کردن گازهای گلخانه‌ای که ما از دودکش‌ و اگزوز و امثالهم به هوا می‌فرستیم هستند؛ برخی دیگر که تلاش‌هایشان کاملا تحت نظر است، قصد دارند لایه گازی که اطراف کره زمین را پوشانده نازک کنند.

به نظر می‌رسد گروهی از پژوهشگران در کانادا با این رویکرد اخیر به یک فکر جدیدِ در عین حال قدیمی رسیده باشند: مهار و تسریع نیروی جذب کربن در سنگ‌ها.

راجر اِینز، دانشمند ارشد در برنامه انرژی آزمایشگاه ملی لارنس لیورمور که در این پژوهش نبوده است، می‌گوید: «باید بفهمیم چگونه دی اکسید کربن را از اتمسفر خارج کنیم، چون تا همین حالا هم زیاده از حد به آن وارد کرده‌ایم. همه چیز را باید برقی کنیم. همه چیز را قابل جایگزینی کنیم. باید این کار را بکنیم، اما فقط این کار کافی نیست.»

اقیانوس‌ و خاک و درخت تنها ابزار طبیعت برای جذب و نگهداری دی اکسید کربن نیستند. مواد کانی نیز گاز را به خود می‌کشند. تنها یک کیلومتر مکعب سنگ مملو از مگنزیت و دیگر مواد کانی کربن‌دار - تقریبا به اندازه یک کوه متوسط - می‌تواند یک میلیارد تن دی اکسید کربن را در خود نگه دارد.

ولی این فرآیندی بسیار طولانی و بسیار کندتر از میزان دی اکسید کربنی است که جهان در اتمسفر منتشر می‌کند، یعنی چیزی حدود ۴۰ میلیارد تن در سال.

🔻در لینک زیر بیشتر بخوانید

🆔 @jameeno

https://telegra.ph/climate-09-03
🔻حسرت شهر؛ نقد و بررسی «طنز و طنزینه هدایت» باحضور همایون کاتوزیان
سخنرانان:فریدون مجلسی، سوسن شریعتی،معصومه اسماعیلی، ناصرالدین حسن‌زاده
سه‌شنبه۱۳شهریور ساعت۱۸
خانه گفتمان شهر (وارطان)

🆔 @jameeno
#الف

🔸استراتژی خارپشت

▫️شورای سردبیری: در اخبار امروز هست که آویگدور لیبرمن وزیر دفاع اسرائیل شعاع دایره دفاعی اسرائیل در برابر تهدید ایران را افزایش داده و کشورهایی را نیز که با آنها همسایه نیست مشمول خط دفاعی خود کرده است. تازه‌ترین تحول در این مورد، باز کردن سر صحبت درباره حضور ایران در عراق است. به این ترتیب، منطقه متداخل دو دایره‌ای که حوزه نفوذ و منافع امنیتی دو طرف را مشخص می‌کنند بسیار بزرگ شده است. این امر خطر برخورد دوطرف را افزایش می‌دهد؟

خطر برخورد مستقیم را افزایش نخواهد داد، ولی احتمال تأثیرگذاری را حتماً بیشتر می‌کند. این اثرگذاری تاکنون از هر دو سو وجود داشته و هر چند سهم اسرائیل از این تأثیر پذیری چندان زیاد نبوده، سهم ایران به صورت چشمگیری زیاد است. ایران به صورتی غیر داوطلبانه در برابر فشار اسرائیلی‌ها و روس‌های هماهنگ با آنها دایره تحرکات خود در سوریه را کوچکتر و محدود کرده است.

اما بیش از آنکه به شعاع دایره‌ها اهمیت بدهیم، باید به استحکام و منطقی بودن کانون شکل‌گیری آنها بپردازیم تا از استحکامشان و از پتانسیل افزایش طول شعاعشان اطمینان یابیم و حوزه استقرار این مناطق نفوذ و حوزه‌های منافع را قابل دفاع بدانیم. فقط در این صورت است که می‌توانیم از حضور در آن مناطق دفاع کنیم . "استراتژی پیرامونی"(prepheral strategy ) هم برای خودش قواعدی دارد. بدون رعایت آنها، ایران ممکن است در حالی که در قلب آفریقا به دنبال زکزاکی و نخود سیاه می‌رود، از بیخ گوش خود و پاره‌های تن غفلت کند.
استراتژی پیرامونی که ایران در حال حاضر دنبال می‌کند، اتفاقا اختراع اسرائیلی‌هاست. دیوید بن گوریون نخست‌وزیر اول کشور یهودیان، در دوران تولد اسرائیل معتقد بود این زاده تحمیلی کوچک، توسط اقوام و کشورهای عرب که خصم ذاتی آن هستند احاطه شده و باید در ماورای اعراب کشورها و اقوامی را برای اتحاد جستجو کند که تخاصم و ناهمگونی طبیعی بااعراب دارند. او سه نقطه کانونی در تصویر کلان خود از منطقه می‌یافت: اتیوپی، کردهای عراق و سوریه و ترکیه، و ایرانی‌ها. بر همین اساس روابط بنیادینی با ساکنان این سه نقطه پدید آورد و به نفوذ در میان آنها پرداخت. تعداد جاسوسان و عواملش را به حدی افزایش داد که هنوز در حال بهره‌برداری از آنهاست و در مورد ایران چنان حدی از اتحاد را قائل بود که چهل سال پس از نابودی رژیم متحد خود در ایران هنوز به آن به چشم متحد طبیعی (در مقابل اعراب) نگاه می‌کند. واقع‌بین باشیم، می‌پذیریم ایده هوشمندانه‌ای بوده و هنوز کار می‌کند. برای ایران هم کار خواهد کرد؟

بعید است، هر چند استراتژیست‌های ایرانی به کشفی متفاوت از آن نرسیده‌اند. ایران دو دشمن عمده برای خود می‌شناسد که عبارتند از ایالات متحده و اسرائیل. نتیجه در پیش گرفتن استراتژی پیرامونی برای ایران در مورد این دو کشور به تشکیل یک محور در همسایگی ایالات متحده با شرکت ونزوئلا، بولیوی و تاحدودی کوبا انجامیده که هیچکس در کاریکاتوروارگی و درعین‌حال هزینه‌بردار بودنش شکی ندارد. در باره اسرائیل، تنها کشورهایی که در چارچوب استراتژی پیرامونی ایران گنجیده‌اند، دو کشور سوریه و لبنان فرقه‌زده و ضعیف بوده همراه با گروه حزب الله و بخش غزه‌نشین فلسطینی‌ها به نام گروه حماس که به صورتی طبیعی وحدتی با ایران حس نمی‌کند.

ناکامی این استراتژی را باید در ناخوانی‌اش با واقعیت جستجو کرد. ایران علی‌رغم میل بسیار، تاکنون نتوانسته با سرمایه‌گذاری روی متحدان خود دایره دفاعی اسرائیل را تحت فشار بگذارد و آن را به عقب‌نشینی وادارد. اندکی عقب‌نشینی در سوریه به حرفهای امروز لیبرمن منجر شده و در همین لحظه‌ای که این سطور تحریر می‌شود شنیدن خبر حرفهای العبادی ( "سرنوشت و منافع ملت عراق را برای خشنودی ایران و دیگر کشورها را به خطر نمی‌اندازیم") نادرستی در پیش گرفتن استراتژی پیرامونی برای ایران آشکارتر می‌شود. ایران نمی‌تواند با متحدینی در آمریکای لاتین و همسایگانی در مرز اسرائیل با ایالات متحده و صهیونیستها بجنگد.

فقط برای شروع بحث در این باره، و برای پیروز شدن در عرصه سیاست بین‌الملل، اتکا به یک اقتصاد مقاوم، مردمانی راضی و متمرکز بر کار و سخت‌کوش ، می‌توان استراتژی تازه‌ای را پیشنهاد کرد. می‌توانیم آن را استراتژی #خارپشت (porcupine strategy) بنامیم: متمایل به حفظ خود و گریزان از درگیری، نفوذناپذیر، خوددار در مقابل تحریک، و خطرناک در صورت ورود به درگیری. احتمالاً این رویکرد از دادن منابع مالی به هواداران زکزاکی و شریک شدن با دولت مادورو یا خریدن شیوخ بیابان‌نشین صحاری عرب مفیدتر است.

وقتی دست از اصطلاح شهوتناک عمق استراتژیک برداریم و به تعریفی مانند حوزه منافع اقتصادی و امنیت مرزی و منطقه‌ای اکتفا کنیم، آنوقت است که درمیابیم همه آنچه می‌خواهیم همین نزدیکی، در شمال نزدیک ودر شرق همسایه خفته است.

🆔 @jameeno
👍1👎1
صدای نو | ۱۲ شهریور ۹۷
گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۱۲ شهریور ۹۷

چقدر احتمال دارد تورم بالاتر رود؟

صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صدای‌نو در ساندکلاود.

🆔 @jameeno
صدای نو | ۱۳ شهریور ۹۷
گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۱۳ شهریور ۹۷

افزایش تورم با طبقات فرودست چه خواهد کرد؟

صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صدای‌نو در ساندکلاود.

🆔 @jameeno
#الف

♦️سکوت!

▫️شورای سردبیری: سه روز از انتشار نامه مهدی کروبی خطاب به مجلس خبرگان می‌گذرد. اما خبری از واکنش نیست: موجی بسیار اندک در جامعه اهل شبکه، واکنشی کم‌ارتفاع در رسانه‌های حکومت، و پاسخی پر از سکوت در حاکمیت و مخاطب نامه، به شرط آنکه تعارف‌ها و ثناگویی‌ها را پاسخ فرض نکنیم. برای برخی در دستگاه حکومتی این خبر خوبی است و البته برای اهل نظر مایه دغدغه. خطر نیست که جامعه و حکومت آن به هیچ محرکی واکنش نشان نمی‌دهند؟ حاصل بی‌تأثیری و بی‌اهمیت دانستن آن از سوی جامعه است، و رندی مخاطب مستقیم در دم فروبستن به وقت خاموشی؟

فارغ از آنچه شیخ مهدی گفته ، خطاب او به مجلس خبرگان است. یک روحانی دارای نقش مهم در طول حیات چهل ساله این جمهوری به گروه وسیعی از دیگر روحانیون موثر که همچون سنگهای زیر ستون اصلی این بنا هستند نامه می‌نویسد و درباره وجوه مهم سیاست کشور مدعی می‌شود. اما پاسخی نمی‌گیرد. معنای آن چه می‌تواند باشد؟ الزاماً دم‌فروبستن رندانه و بی‌اهمیت خواندن نباید باشد و شاید نداشتن پاسخ برای پرسش‌هایی که نمی‌توان آنها را پاک کرد نیز در شمار معانی این سکوت به شمار آید.

به نظر نمی‌آید برنامه‌ای برای بی‌اعتنایی عمدی به نویسنده و مضامین نامه‌اش وجود داشته باشد که اگر چنین بود کاری سیاسی می‌نمود و جای دفاع از زاویه تاکتیکی داشت. اما چنین نیست. غیر از دفاع غیرمستقیمی که آقای جنتی در برابر برخی مضامین نامه کروبی به عمل آورد، در روزهای اخیر نویسندگان رسانه‌های حکومت تلاش مضاعفی داشته‌اند که در بخش‌های تاریخی نامه کروبی تشکیک کنند و اعتبار آن را از نظر ذکر وقایع تاریخی زیر علامت سوال ببرند. اما در شرایط امروز کشور این مسائل کمترین اهمیت را دارند. پرداختن به آنها، برای گریز از دیدن مضامین دیگر است. به هر حال، بی اعتنا نگذشتند و این هم که از فحاشی و کاربرد الفاظی مانند فتنه‌گر خودداری شد نشان از تغییر اجباری فضا می‌دهد. تنها حرف تندی که علیه کروبی منتشر شد این اتهام بود که نامه را پسر او نوشته و خودش نقشی ندارد. اتهامی بود شبیه آنکه می‌گفتند حاج احمد آقا نویسنده نامه‌های اواخر عمر مرحوم امام خمینی بوده است. این بار، کسی فحش علیه شیخ مهدی کروبی منتشر نکرد.

اما واکنش دستگاه تبلیغاتی اهمیتی ندارد. اینکه مخاطب اصلی اهمیتی به نامه و محتوای آن نمی‌دهد نگرانی‌زاست. نگرانی‌آور است زیرا به نظر می‌رسد برای مخاطب اصلی دیگر اهمیتی ندارد شخصیت‌های رانده از قلب نظام که هنوز هم مهم هستند (و اگر نه در حبس و حصر نبودند) درباره آن چه بگویند؟

می‌توان پذیرفت مردمانی که این روزها جز فروافتادن سطح زندگی در برابر فرا رفتن قیمتها و نرخ ارز چیزی نمی‌بینند، نامه کروبی را ندیده باشند، می‌توان درک کرد در گوشه و کنار و میانه صف‌های انتظار و فضای تاکسی‌ها از مشکلات اقتصادی و بیکاری فرزندانشان با یکدیگر بگویند و نه از اعلامیه‌ها و نامه‌های اهل سیاست، اما اعضای مجلس خبرگان که عوام نیستند. بی‌توجه هم نیستند که کروبی به مثابه کسی مثل خودشان و از لایه اول حکومت (هر چند رانده شده) نامه نوشته و اعتبار سخنش در میان آنها که می‌شنوند نازل و در حد اشخاص و رسانه‌های معاند خارج از کشور نیست. بی‌واکنش گذشتن خبرگان شایسته نبود و اثری جز تثبیت اتهامات آقای کروبی ندارد.

حکومت.ها و اجزای آنها در چنین مواقعی یا موضع پاسخگویی خود را قوی می‌یابند و پاسخی در خور و روشنگر ارائه می‌کنند و یا واکنشی از سر خشم و عتاب دارند که نشانه استواریشان بر زین اسب قدرت و در دست داشتن مهار است. امروز و در این زمانه کسی روش دوم را توصیه نمی‌کند. دوران نرمش است در برابر منتقدانی که اگر به خیابان نیایند و نارضایتی و حتی نفرت خود را در شبکه‌های اجتماعی به دیگران برسانند، به حکومتها لطف کرده‌اند. درعین حال دوران گریز از رویارویی با پرسش‌ها هم نیست.

اجلاسیه خبرگان به پایان نرسیده و شاید در پایان این اجلاس پاسخ روشنگر و در خور و قانع کننده‌ای به نامه مهدی کروبی داده شود. اما اگر چنین نشود، کروبی توانسته است اعتبار این مجلس را دچار صدمه کند. آن نامه پاسخ مستقیمی می‌خواهد. مجلس خبرگان نمی‌تواند سخنرانی آیت‌الله جنتی در هنگام گشایش این اجلاس را پاسخ غیرمستقیم به مهدی کروبی بداند. آن، به دعوای دیگری مرتبط بود. دعوابر سر تقسیم مسئولیت نارسایی‌ها بین دوقطب سوار بر اسب قدرت. پرسغشهای بیرونی از اعضای مجلس خبرگان، بسیار فراتر از آن است که خط قرمز هسته‌ای چه بود یا مقصر نوسان بازارها کیست. پرسش‌های محتوم را با راندن به مناطق کم نور، بزرگتر می‌کنیم و برای اجلاس دیگر مصرتر به طلب پاسخ. گریزی نیست.

🆔 @jameeno
صدای نو | ۱۴ شهریور ۹۷
گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۱۴ شهریور ۹۷

دولت برنامه‌ای برای حمایت از فرودستان دارد؟

صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صدای‌نو در ساندکلاود.

🆔 @jameeno
#یادداشت_منتخب

🔸 اختصاصی صرافخانه: تقابل دو دیدگاه تحلیلی روی سطح مقاومت ۱۴ هزار تومانی دلار | تحلیل کدام گروه راهگشاست؟

1️⃣ گروه اول: همان‌طور که در روزهای قبل منتشر شد، سیروس کریمی -اقتصاددان- و برخی تحلیلگران تکنیکال زبردست که پیش‌بینی‌هایشان غالباً در مورد قیمت‌ دلار در باز‌ه‌های زمانی بلندمدت درست از آب درآمده است، با بررسی و آنالیز عددی داده‌های پنجاه ساله نرخ ارز اذعان می‌کنند که عددی نزدیک ۱۴ هزار تومان سقف قیمتی دلار در بلندمدت است و احتمال بسیار اندکی برای"تثبیت" قیمت بالای این عدد متصور می‌باشد که اگر چنین شود فاجعه افزایش قیمت دلار در پیش است.

2️⃣ اما گروه دوم -از سوی دیگر- مانند محمد متین و برخی تحلیلگران فاندمنتال صاحب سبک نیز که پیش‌بینی‌هایشان -بر حسب اتفاق و غالبا- همانند گروه بالا توانسته‌ به واقعیت نزدیک باشد، بر این باورند که عوامل بنیادین قدرتمندی برای شکستن مقاومت ۱۴ هزار تومان وجود دارد.

☝️این گروه معتقد است که گروه اول تصور کاملا اشتباهی در درک رفتار بازارگردان [بازارساز] دارد و واکنش به اهداف تکنیکی که منجر به اصلاح های مقطعی می‌شود را به عنوان پایان حرکت تصور کرده‌اند.

💬 متین در کانال تشخیص روند نوشته است:
" بنده در همین جا هدف ۱۳.۴۵۰ رو برای دلار عرض کردم ولی واکنش به این عدد می تونه یه اصلاح مثلا یکی دو هفته ای رو داشته باشه با مقداری اصلاح قیمت و یا اینکه بالعکس یه واکنش محدود ببینیم و مجددا بره سمت هدف بالاتر و اطراف ۱۴.۸۰۰ تومان و...."

👁‍🗨 وی بر رفتار بازارساز تاکید ویژه‌ای دارد و می‌گوید:
"⚠️اینکه بازارها چه دلار و سکه و چه در بورس و... به اهداف تکنیکی واکنش نشون بدن و اصلاح کوتاه ببینیم کاملا طبیعیه ولی به معنای پایان حرکت نیست. به نظر بنده و با توجه به دلایل متعدد،
💸 دلار تا دو ماه آینده به محدوده ۲۰ هزار تا ۲۵ هزار تومان خواهد رسید البته اگر بازارگردان به این سطح قانع باشه وگرنه میتونن بالاتر هم ببرند؛
💢 و اینکه در این مدت واکنش های مقطعی کوتاه به اهداف تکنیکی خواهیم دید و شاهد افت قیمت در مقاطعی خواهیم بود که خیلی هم کوتاه هستند و مجددا بعد از چند روز سقف های قبلی شکسته خواهند شد؛ آقایون خودشون به بازار جهت میدن و بازارگردان هم بر اساس این جهت دهی، عمل می کند.
🚨من هم طبق رفتار بازارگردان و شرایط تکنیکی به این نتایج رسیدم که البته الان باورش سخته تا زمانش برسه.
💸 تغییر جهت نقدینگی به طرف دلار کاملا مشخصه و با این شرایط و رشد شارپ دلار در کنار رشد کند سکه ، بزودی بخش عمده ای از حباب سکه کم میشه.
🔢 با توجه این شرایط اهداف مجددا تغییراتی دارن که به این صورت خواهد بود:
💵 دلار با شکستن سطح ۱۴.۸۰۰ تا ۱۵.۰۰۰ تومان به هدف ۱۶.۲۰۰ تومان خواهد رسید.
🔆 و سکه بستگی به مدل حرکتش داره می تونه محدوه ۵.۲۰۰ رو فعلا هدف قرار بده. "

⬅️ نتیجه‌گیری صرافخانه:

🧐از بررسی و مقایسه دو دیدگاه فوق و تطابق آن‌ها با مدل مفهومی "روزنبرگ" [که از کتاب این تحلیلگر بزرگ به‌عنوان مرجع پیش‌بینی نرخ ارز یاد می‌شود] می‌توان این‌گونه نتیجه گرفت که:

1️⃣ عوامل بنیادین بر عوامل تکنیکال ارجحیت ساختاری دارند پس هرگاه نشانه‌های قدرتمند فاندمنتال ظاهر شوند ریزش سطوح مقاومت بلندمدت تکنیکال دور از ذهن نیست؛

2️⃣ یکی از ابزارهای اساسی و پیشنهادی روزنبرگ، "دخالت بانک مرکزی" یا همان CB Intervention است که روزنبرگ آن را دقیقا در بخش تکنیکال قرار داده و می‌گوید رگولاتور [بازارساز] با توجه به عقبه بنیادین باید در بازار دخالت نماید؛ چیزی که حداقل در این برهه ما از بازارساز نمی‌بینیم و آنچه مشاهده می‌شود "بی‌عملی و انفعال" است.

3️⃣ بازارساز به‌خوبی می‌داند که تقاضاهای احتیاطی و سرمایه‌گذاری را نادیده می‌گیرد چون عرضه آن توسط اسکناس تامین می‌گردد.

⚓️ عدم وجود اسکناس کافی، به عنوان لنگر کاهش کشتی قیمت نرخ به سمت قیمت سامانه نیما عمل می‌نماید.

💡اگر بازارساز "می‌خواهد" کاری موثر کند، می‌تواند با کارگروهی متشکل از نمایندگان معاونت ارزی بانک مرکزی، نماینده کانون صرافان و نماینده قوه قضاییه، عملیات ورود اسکناس را هر چه سریع‌تر تسهیل و تسریع نماید؛

⬅️ چون هر کانال هزار تومانی قیمت دلار که در نوردیده می‌شود سیاست‌گذار یک گام بیشتر از هدفش دور می‌گردد؛ و آن‌قدر دیر می‌شود و قیمت بالا می‌رود که حتی از واردات اسکناس هم کاری بر نخواهد آمد.
منبع: صرافخانه

🆔 @jameeno
صدای نو | ۱۵ شهریور
گروه جامعه نو
صدای نو | ۱۵ شهریور ۹۷

آیا نظامیان ایران دولت می‌شوند؟

صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صدای‌نو در ساندکلاود.

🆔 @jameeno
#الف

🔻کشتی را به باد نده!

▫️شورای سردبیری: بدترین خبری که هنگام از دست رفتن کنترل اوضاع می‌توان شنید، داده شدن فرمان به دست مدعیانی است که می‌گویند راه‌ حل بحران‌ها آسان و در آستین آنها پنهان است. اینها معمولا چند دسته‌اند؛ خرده روشنفکران با راه‌ حل‌های تخیلی‌شان، کهنه سیاستمداران کاملاً آگاه به فقدان راه‌ حل آسان که دروغ می‌گویند تا برای مدتی دیگر به قدرت برگردند، و نظامیان که فکر می‌کنند امکان اعمال نظم و نسق دوست‌داشتنی پادگان و ایجاد فرماندهی واحد در سرتاسر جامعه هم وجود دارد.

برخلاف خیلی افراد ، خوب است حرفهای فرمانده سپاه پاسداران و فرمانده بسیج را که به تلویح خواستار مشارکت در مدیریت اجرایی کشور شده‌اند به اشتهای سیری‌ناپذیر برای افزایش دستیابی به قدرت اجرایی کشور و کامل کردن سلطه نظامیان بر همه شئون تفسیر نکنیم، هرچند اگر کسی چنین تفسیر کرد نمی‌توان بر او خرده گرفت. این نظامیان نیز که از این همه نارسایی و اوضاع بحران‌آمیز در کشور به تنگ آمده‌اند می‌گویند برای همه چیز راه حل دارند و میخواهند به حوزه‌های مدیریتی وارد شوند. فرمانده بسیج دیروز میگوید"وقتی بسیج می‌گوید برای برون‌رفت از مشکلات کشور طرح دارد ادعا نیست. بسیج در بخشهای صنعت، کشاورزی و بسیاری از موضوع‌ها اعم از آموزش‌وپرورش ادعا دارد. بیایند بشنوند و اگر نخواستند رد کنند. ما اصلاً قبول نداریم که دخالت می‌کنیم. باید به راه‌های انقلابی و جهادی و میانبر اعتماد کنیم. "فقط خدا می‌داند راههای میان‌بر نظامیان به کجا ختم می‌شود و این اصرار برای به عهده گرفتن مدیریت کشور را به چه کسی می‌کنند: به مقام رهبری؟ به روحانی؟ به چه کسی؟

فرمانده سپاه پاسداران هم همین دیروز از همین مسیر رفته است: "سپاه حفاظت از انقلاب اسلامی را در تمام حوزه‌ها و بویژه حوزه مدیریتی مورد توجه قرار داده است... وظیفه حفاظت و پاسداری از انقلاب حتی به شهرها، بازار و جامعه و حتی خانه‌ها باز می‌گردد... فعالیت برخی مدیران کشور با تحصیلات غربی و مبانی غیراسلامی بر مشکلات کشور افزوده است. مدیریت کشور باید اسلامی باشد نه غربی..."

بخش عمده‌ای از این حرفها تازه نیست، ولی یک فصل مشترک دیگر هم دارند: این جمله مشترک که"برخی میگویند مشکلات کشور راه حل سیاسی دارد و این بوی مذاکره می‌دهد." جالب است که دو نظامی در یک روز در دو جای مختلف چنین جمله واحدی را بگویند. روز پیش از ان جنتی گفته باشد، و روز بعد سر مقاله کیهان به اتهام تبدیلش کند که میخواهند دلار بیست هزار تومان شود تا ما راضی به مذاکره شویم و.... پشت این حرفها چه قصدی پنهان است؟

آنهایی که با مسیر تطور امور سیاسی در این جمهوری آشنایی تاریخی دارند، هرچند شاهد برکناری رئیس‌جمهور بایک تظاهرات هم بوده‌اند اما احتمالاً بر مبنای همان شناخت تکاملی چهل‌ساله باور ندارند نظام در بدترین بن‌بست تاریخ خود، که همانا رسیدن به نقطه گسست اقتصاد و یک آچمز پیچیده خارجی است، دست به حرکات ناسنجیده با نتیجه از پیش معلوم بزند. نه رهبر کشور محمدرضاشاه است ، نه حسن روحانی جعفر شریف امامی، و نه سردار جعفری ژنرال ازهاری. درست است که کشتی‌بانان ما مسیر را به درستی نپیموده و به جای ساحل نجات به میانه مجاری پرخیزاب و صخره‌های ناپیدا در مه کشانده‌اند، اما بعید است سکان را به مزایده شعارها بسپارند. حزم، هنوز وجود دارد.

کسی نترسد، هر چند شریف امامی بدبخت از آخرین کسانی بود که خبر شد برکنار شده است!

🆔 @jameeno


🔸زنده باد راستگویی!

▫️تحریریه جامعه نو: باید برای رسانه‌های کشور خود آرزویی بکنیم؛ آرزوی رسیدن به چنان حدی از اعتبار و سندیت، که حتی دشمنان رسانه‌های آزاد و مستقل نیز نتوانند اطلاعات عرضه شده آنها را نادرست بخوانند. مناسبت این آرزو، داستانیست که هم‌اکنون در نیویورک‌تایمز، روزنامه معتبر آمریکایی جریان دارد. چهار روز پیش نامه ای از فردی ناشناس چاپ کرد که خود را از کارکنان ارشد کاخ سفید اعلام می‌کرد و می‌گفت عضوی از یک گروه غیررسمی است که تلاش می‌کنند صدمات دیوانگی‌های ترامپ به سیاست‌های ایالات‌متحده را کم کنند. این نامه طوفانی از خشم در ترامپ پدید آورد و کاخ‌سفید را به هم ریخت.

نکته‌ای که مد نظر ماست، شیوه برخورد با سندیت و صحت این نامه و اعتبار نیویورک‌تایمز است‌ تاکنون هیچ‌کس حتی به احتمال از این‌که نیویورک‌تایمز این نامه را جعل کرده باشد سخن نگفته است. هیچ‌کس به احتمال اینکه نویسنده به روزنامه دروغ گفته و آن را فریب داده باشد اشاره‌ای نکرده است. حتی ترامپ که روزنامه‌های معتبر را دروغ‌گو و فیک‌نیوز می‌خواند نتوانسته بگوید چنین فردی وجود ندارد. او در توییتر خود ننوشت: «روزنامه دروغگو»، یک کلمه نوشت: «خائن»، که نشان می‌داد به صحت مطالب نیویورک‌تایمز شک هم نمی‌کند. علت ساده‌ای دارد. به خاطر سابقه‌ای طولانی از درستی عمل‌کرد، تقریبا همه باور دارند رسانه مستقل و معتبر دروغ نمی‌گوید و فریب هم نمی‌خورد و امن هم هست زیرا هویت منابع خود را به هر قیمتی حفط می‌کند. می‌توان نیورک‌تایمز را با رسانه‌های ما و برخورد حکومت آمریکا (حتی فاشیستی مثل ترامپ) را با حکومت ما در مواردی چنین مقایسه کرد و حسرت خورد، ولی فعلا از آن می‌گذریم...
با آرزوی داشتن رسانه‌های مستقل، معتبر، و قدرتمند.

🆔 @jameeno