جامعه نو
4.93K subscribers
989 photos
33 videos
17 files
770 links
رسانه روزنامه‌نگاران مستقل

تماس با ما: @jameeno_pr
Download Telegram


📌دادسرا شکنجه‌گاه مخفی نیست!

▫️جامعه نو: زدن چشم‌بند به آدمها با چه دلیلی صورت می‌گیرد؟ پاسخ ساده‌ای دارد: برای اینکه نفهمند کجا هستند و بازجو یا شکنجه‌گرشان کیست؟ پابند را برای چه به آدمها می‌زنند؟ پاسخ ساده‌ای دارد: برای اینکه نتوانند بدوند و فرار کنند و یا، اگر رفتار غیرعادی دارند، به دیگران صدمه نزنند.

اما در کشور ما کارکردهای دیگری هم برای این دو وسیله وجود دارد: تحقیر اشخاص، و تهدید ناظران. دیشب اخبار سراسری جمهوری اسلامی این کاربردهای دوگانه را نمایش داد؛ اشخاصی از تبار لمپن‌ها به علت حمله به یک مأمور نیروی انتظامی و کتک زدن او، به ۷/۵ سال زندان محکوم شده‌اند و دارند از محل محاکمه می‌روند. هر یک را دوپلیس همراهی می‌کند و دستبند و پابند و چشم بند دارند. می‌توان حداقل در مورد این آخری پرسش کرد چرا؟ این چشم‌بند لعنتی متعلق به پوشیده و مخفی‌ترین دخمه های بازجویی که حافظ هویت بازجویان علاقمند به حفظ هویت و آبرو و امنیت خودشان است، در راهروی دادگستری و در مقابل دوربین تلویزیون چه می‌کند و کدام نقش را دارد؟

این هم پاسخ ساده‌ای دارد: پابند و چشم‌بند را برای تحقیر لاتی زده‌اند که جرأت کرده با نیروی انتظامی دربیفتد و باید تحقیر شود و آن را برای مردم نمایش می‌دهند تا به مثابه مایه عبرت این تهدید را به چشم مردم بکشد که هیچگاه نسبت به نیروی انتظامی حرکت تندی نکنند. آیا نیروی انتظامی ما می‌تواند به این طریق محبوبیت کسب کند و ابهت داشته باشد؟ آیا واقعاً به اینگونه حمایت و محافظت نیاز دارد؟ آیا روابط عمومی قوه قضائیه ما آگاهانه به ترتیب دادن چنین نمایش‌هایی اقدام می‌کند؟

اگر چنین است، این نمایش چیزی نیست جز آشکارسازی ضعفی بنیادین. ضعفی که برای پوشاندن آن، حاکم و قاضی و داروغه باید جماعت را بترسانند.

🆔 @jameeno
#الف

🔸یک مافیا، یک ملت!

شورای سردبیری: جنایتکاران را به سه دسته می‌توان تقسیم کرد: جنایتکاران بخش خصوصی که عمدتاً تک‌رو هستند، جنایتکاران خصولتی یعنی جایی که مقامات دولتی هم در جنایت مشارکت دارند و جنایتکاران دولتی که متشکل هستند. گروه اول دزدان بانک و طلافروشی‌ها، پخش‌کنندگان مواد مخدر، باج‌گیرها، گردن‌کلفت‌ها و قاتلان، و در نهایت دزدان خانه‌ها و مجرمان اخلاقی‌اند. گروه دوم همان گروه اول است که به خاطر شریک گرفتن از میان مقامات دولتی توانایی و امنیت بیشتری برای اقدام به جنایت می‌یابد و ثروتمندتر است. مافیای ایتالیا نمونه‌ای از این گروه دوم است: قدرتمند و پرنفوذ، دارای کارکرد شبکه‌ای و موثر و مسلط بر قوه قضائیه.

نوع سوم جنایتکاران، به طور خالص دولتی‌اند و بخش خصوصی جنایتکار را پادوی خود می‌کنند. خصلت شکلی این مافیا همانندی آن به کوه یخ است: فقط ده درصد آن آشکار است، ۹۰ درصد آن در حکومت پنهان است، ظاهرالصلاح است و فریادش از دست فساد دائماً بلند. برخی ناظران دولت روسیه را چنین نوعی از سازمان جنایت توصیف می‌کنند. نمونه آن را می‌توان اقدامی دانست که دولت پوتین علیه سلطان نفت روسیه، خودورفسکی، انجام داد. هر چند خودورفسکی هم در جریان غارت مافیایی دارایی‌های اتحاد شوروی در سالهای پس از فروپاشی آن به ثروت رسیده بود، اما وقتی سوداهایی بیشتر از غارت پیدا کرد و به دنیای سیاست علاقه یافت، پوتین مانند یک پدرخوانده مافیا فرمان له کردن او را صادر کرد. نمونه‌های ایرانی این نوع جنایت سازمان‌یافته نیز بسیار فراوانند. بابک زنجانی نمونه آشنا و همان ده درصد آشکار است و نمونه کمترشناخته‌اش صندوق تعاون یک نهاد است که نفت گرفت برای فروش بی‌پس‌دادن حسابی... و هنوز بخش اصلی ماجرایشان در لایه ضخیمی از ابهام و پرده‌پوشی، در اقیانوس پنهانکاری و رودربایستی حکومت پنهان است. این نوع مافیا که عنوان رسمی آن "دولت مافیایی" (mafia state) است، در دل دستگاه حکومت‌ها و دولت‌ها جا گرفته و از ارگان‌های آنها برای عملیات مافیایی استفاده می‌کند. جنایت سازمان‌یافته را به کمک سلسله اعصاب یعنی دستگاه امنیتی‌اش، سیستم گردش خون آن یعنی نظام بانکی‌اش و دست‌وپای حکومت یعنی وزارتخانه‌هایش انجام می‌دهد. در واقع خود دولت است. ما در ایران کدام یک از سه نوع جنایت را داریم؟

مثل هر کشور دیگری، لابد هر سه نوع را، ولی مسأله این است که از کدامیک بیشتر داریم؟ چاقوکش بیشتر داریم یا قاضی مرتضوی؟ آفتابه‌دزد بیشتر داریم یا خاوری؟ دربان رشوه‌بگیر بیشتر داریم یا عمله استات‌اویل؟

آمار جهانی موسسه نومبو که معتبر‌ترین شاخص جرم و جنایت اجتماعی را عرضه می‌کند، در سال ۲۰۱۷ ایران را با شاخص ۴۹/۸۵ (بین صفر و ۱۰۰) در کنار سوئد با شاخص ۴۹/۳۵ قرار می‌دهد. عجیب است، ولی پایین‌تر اما در همسایگی یک جامعه امن اروپایی ایستاده‌ایم. به عبارت ساده، علیرغم همه نارسایی‌ها، فقر و خشم نهفته، مردم ایران هنوز صاحب نجابت و شرافت نسبی هستند و جرم و جنایت در جامعه بیداد نمی‌کند.

اما کشور ما از نظر شاخصی که احساس وجود فساد را نشان می‌دهد (فسادهای دولتی پنهان است و در احساس و تلقی جامعه از وجود فساد نمود می‌یابد)، در سال ۲۰۱۶ با روسیه، اوکراین و قزاقستان، به طور مشترک رده ۲۸ جدول ۱۰۰ردیفی را اشغال کرده‌اند. همسایگانی سراپا استبدادی، معروف به داشتن زندانی سیاسی فراوان و وفور قتلهای سیاسی، دولت‌های فاسد فاقد گردش قدرت یا گردش قدرت ناقص، و زنجیره بی‌پایانی از فسادهای اقتصادی. شرم‌آور است که با اینها هم‌رتبه هستیم.

اما شرم هنگامی بیشتر می‌شود که ببینیم سوئد، همان همسایه در رتبه‌بندی جرم و جنایت، در این رده‌بندی که نشان‌دهنده فساد دولتی است، از ما بسیار فاصله گرفته و در رده ۸۸ است. معنایش این است که جامعه ایران در زمینه جرم و جنایت (امری عمدتاً اجتماعی) مانند سوئد است و در زمینه فساد اقتصادی (که پای حکومت در آن هست) مانند روسیه و قزاقستان: ملتی شریف و کم‌خشونت، حکومتی پر از اشخاص کژدست و فاسد.

به این طریق است که می‌توان قضاوتی نسبی درباره سلطه نوع خاصی از مافیا در ایران به عمل آورد. سلطه، با حکومت مافیایی است. بقیه و بیشتر جنایتکاران، عمله آن هستند.

رأس حکومت که میل به اصلاح امور و ایجاد یک حکومت پاکیزه نمونه دارد، باید براین موضوع تمرکز کند که با جدا کردن بخش‌های فاسد و از بین بردن زمینه‌های فساد، فضای سالمی برای تحقق آرزوها و برنامه‌های نیک‌خواهانه فراهم سازد.

🆔 @jameeno
#الف

🔹هزینه دفاعی یک #خارپشت!

▫️شورای سردبیری: اخیراً یک پایگاه خبری وابسته به نهادهای نظامی طی گزارش مشروح و مبتنی بر ارقام بودجه‌ای و گزارش‌های موسسات بین‌المللی معتبر مرتبط، تصویری از سهم بودجه دفاعی و امنیتی کشورهای منطقه و ایران ارائه داده و بویژه تلاش کرده نشان دهد تأثیر بودجه‌های دفاعی و امنیتی کشورها بر اقتصاد آنها چگونه است و بار دفاع تاچه حد بر دوش اقتصاد است. همان‌گونه که در گزارش نیز آمده است "موضوع هزینه‌هایی که ایران برای مصارف دفاعی در داخل و منطقه می‌کند به مسئله‌ای پرمناقشه طی سال‌های اخیر تبدیل شده است. داشتن تصویری شفاف از این موضوع از دو جهت حائز اهمیت است، نخست آنکه ایران غالباً از سوی آمریکا و برخی کشورهای اروپایی و نیز بعضی از کشورهای حاشیه خلیج فارس متهم می‌شود که با اختصاص بودجه‌ها و هزینه‌های کلان در منطقه، رقابت و درگیری‌های نظامی به راه انداخته است، و دیگر اینکه در داخل نیز بعضاً این تفکر وجود دارد که سهم عمده درآمدها و بودجه کشور مصروف هزینه‌های نظامی است و همین مسئله بار سنگینی را بر دوش اقتصاد ایران گذاشته است. گزارش یاد شده تلاش کرده در این زمینه شفاف سازی کند.

این امری پسندیده است، زیرا آگاهی از واقعیت، همراهی جامعه را در زمینه تقویت بنیه دفاعی کشور افزایش می‌دهد. اما هرچند تلاش شده سنجش‌های گزارش با رعایت نسبیت در مقایسه‌ها تصویری هر چه دقیق‌تر از تاثیر بودجه‌ها و هزینه‌های دفاعی و امنیتی بر اقتصادها ارائه دهد، به دلایل بدیهی امکان اندازه‌گیری دقیق این تأثیر وجود ندارد. نمونه ساده‌اش این است که هزینه دفاعی به مثابه درصدی از تولید ناخالص داخلی مبنای مناسبی برای مقایسه کشورها نیست. برای جایی مثل عربستان یا امارات و عمان، تولید ناخالص مبتنی بر سهم عظیم نفت به صورتی طبیعی و براساس ماهیت کشورهای عربی، از همان زمان که نفت به دلار تبدیل می‌شود، شکل محموله‌های سلاح به خود می‌گیرد. اعراب، بخشی غیر قابل باور از درآمد خارجی خود را سلاح می‌خرند و عددی را که باید بین ۲ تا ۴ در صد از تولید ناخالص داخلی باشد، به بالای ۱۰ می‌رسانند. لذا این رقم بخودی خود چندان اهمیتی ندارد. پس چه چیز اهمیت دارد؟

🆔 @jameeno

🔻اینجا بیشتر بخوانید

https://telegra.ph/hedgehog-10-19
🔸صدای نو | ۲۷ مهر ۹۷

صدای جمعه: به مبارک‌باد میلاد ابراهیم گلستان

صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صدای‌نو در ساندکلاود.

🆔 @jameeno
صدای نو | ۲۷ مهر ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۲۷ مهر ۹۷

صدای جمعه: به مبارک‌باد میلاد ابراهیم گلستان

صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صدای‌نو در ساندکلاود.

🆔 @jameeno
#الف

📎همراهان ارجمند این سرمقاله باعنوان استراتژیِ #خارپشت به تاریخ ۱۳ شهریور تعلق دارد و هدف از انتشار مجدد آن آشنایی همراهان تازه‌پیوستهٔ جامعه نو با این استراتژی است.

▫️شورای سردبیری: در اخبار امروز هست که آویگدور لیبرمن وزیردفاع اسرائیل شعاع دایره دفاعی اسرائیل در برابر تهدید ایران را افزایش داده و کشورهایی را هم که با آنها همسایه نیست مشمول خط دفاعی خود کرده است. تازه‌ترین تحول در این مورد، بازکردن سر صحبت درباره حضور ایران در عراق است. بدین ترتیب منطقه متداخل دو دایره‌ای که حوزه نفوذ و منافع امنیتی دو طرف را مشخص می‌کنند بسیار بزرگ شده است. این امر خطر برخورد دو طرف را افزایش می‌دهد؟

خطر برخورد مستقیم را افزایش نخواهد داد ولی احتمال اثرگذاری را حتماً بیشتر می‌کند. این اثرگذاری تاکنون از هر دوسو وجود داشته و هرچند سهم اسرائیل از این اثرپذیری چندان نبوده، سهم ایران بطر بارزی زیاد است. ایران بصورت غیرداوطلبانه در برابر فشار اسرائیلی‌ها و روس‌های هماهنگ با آنها دایره تحرکات خود در سوریه را کوچک‌تر و محدود کرده است.

اما بیش از آنکه به شعاع دایره‌ها اهمیت دهیم باید به منطقی‌بودن کانون شکل‌گیری آنها بپردازیم تا از استحکامشان و از پتانسیل افزایش طول شعاعشان اطمینان یابیم و حوزه استقرار این مناطق نفوذ و حوزه‌های منافع را قابل دفاع بدانیم. فقط در این‌صورت می‌توانیم از حضور در آن مناطق دفاع کنیم. "استراتژی پیرامونی"(pripheral strategy ) هم برای خودش قواعدی دارد. بدون رعایت آن، ایران ممکن است درحالیکه در قلب آفریقا به دنبال زکزاکی و نخودسیاه می‌رود، از بیخ گوش خود و پاره‌های تن خویش غفلت کند.
استراتژی پیرامونی که ایران در حال حاضر دنبال می‌کند، ازقضا اختراع اسرائیلی‌هاست. دیوید بن‌گوریون نخست‌وزیر اول کشور یهودیان، در دوران تولد اسرائیل معتقد بود این زاده تحمیلی کوچک، توسط اقوام و کشورهای عرب که خصم ذاتی آن هستند احاطه شده و باید در ماورای اعراب کشورها و اقوامی را برای اتحاد جستجو کند که تخاصم و ناهمگونی طبیعی با اعراب دارند. او سه نقطه کانونی در تصویر کلان خود از منطقه می‌یافت: اتیوپی، کردهای عراق و سوریه و ترکیه، و ایرانی‌ها. بر همین اساس روابط بنیادینی با ساکنان این سه نقطه پدید آورد و به نفوذ در میان آنها پرداخت. تعداد جاسوسان و عواملش را به حدی افزایش داد که هنوز در حال بهره‌برداری از آنهاست و در مورد ایران چنان حدی از اتحاد را قائل بود که چهل‌سال پس از نابودی رژیم متحد خود در ایران هنوز آن‌را به چشم متحدطبیعی (درمقابل اعراب) می‌بیند. واقع‌بین باشیم، می‌پذیریم ایده هوشمندانه‌ای بوده و هنوز کار می‌کند. برای ایران هم کار خواهد کرد؟

بعید است، گرچه استراتژیست‌های ایرانی به کشفی متفاوت از آن نرسیده‌اند. ایران دو دشمن عمده برای خود می‌شناسد که عبارتند از ایالات متحده و اسرائیل. نتیجه درپیش‌گرفتن استراتژی پیرامونی برای ایران در مورد این دو کشور به تشکیل یک محور در همسایگی ایالات متحده با شرکت ونزوئلا، بولیوی و تا حدودی کوبا انجامیده که هیچکس در کاریکاتور اما پرهزینه‌بودنش شکی ندارد. درباره اسرائیل، تنها کشورهایی که در چارچوب استراتژی پیرامونی ایران گنجیده‌اند، دو کشور سوریه و لبنان فرقه‌زده و ضعیف بوده همراه با گروه حزب‌الله و بخش غزه‌نشین فلسطینی‌ها به نام گروه حماس که به صورت طبیعی وحدتی با ایران حس نمی‌کند.

ناکامی این استراتژی را باید در ناخوانی‌اش با واقعیت جست. ایران علی‌رغم میل بسیار، تاکنون نتوانسته با سرمایه‌گذاری روی متحدان خود دایره دفاعی اسرائیل را تحت فشار بگذارد و آن را به عقب‌نشینی وادارد. اندکی عقب‌نشینی در سوریه به حرفهای امروز لیبرمن منجر شده و در همین لحظه که این سطور تحریر می‌شود شنیدن خبر حرفهای العبادی ("سرنوشت و منافع ملت عراق را برای خشنودی ایران و دیگر کشورها به خطر نمی‌اندازیم") نادرستی در پیش گرفتن استراتژی پیرامونی برای ایران آشکارتر می‌شود. ایران نمی‌تواند با متحدینی در آمریکای لاتین و همسایگانی در مرز اسرائیل با ایالات متحده و صهیونیستها بجنگد.

فقط برای شروع بحث در این‌باره و برای پیروز شدن در عرصه سیاست بین‌الملل، اتکا به یک اقتصاد مقاوم، مردمانی راضی و متمرکز بر کار و سخت‌کوشی، می‌توان استراتژی تازه‌ای را پیشنهاد کرد. می‌توانیم آن را استراتژی #خارپشت بنامیم: متمایل به حفظ خود و گریزان از درگیری، نفوذناپذیر، خوددار در مقابل تحریک، و خطرناک در صورت ورود به درگیری. احتمالاً این رویکرد از دادن منابع مالی به هواداران زکزاکی و شریک‌شدن با دولت مادورو یا خریدن شیوخ بیابان‌نشین صحاری عرب مفیدتر است.
اگر دست از اصطلاح شهوتناک عمق استراتژیک برداریم و به تعریفی چون حوزه منافع اقتصادی و امنیت مرزی و منطقه‌ای اکتفا کنیم، آن‌وقت است که درمی‌یابیم کل آنچه می‌خواهیم در همین نزدیکی خفته است

🆔 @jameeno
🔹 ‏تاثیر قطعی معدل؛ آری یا نه؟

▫️سعید برآبادی: چند ماهی مانده به کنکور، دوباره بحث تاثیر معدل در قبولی دانش آموزان به یکی از چالش‌های روز آموزشی بدل شده است. اما قصه واقعی چیست؟ آیا خلافی از سوی شورای سنجش و پذیرش دانشجو صورت گرفته؟ آیا تازگی‌ها قانونی به تصویب رسیده که می‌تواند باعث بروز جنجال‌های تازه شود؟ به زبان ساده، تاثیر قطعی معدل چه معنایی دارد و چرا بسیاری از دانش آموزان را هراسناک از آینده خود، روانه شبکه‌های مجازی کرده تا از رسانه‌ها برای بازتاب دغدغه‌های خود کمک بخواهند؟
شورای مورد نظر که در دل سازمان سنجش است، دوازده سال پیش بر اساس قانون موظف شد که برای همیشه کنکور را از صحنه آموزشی کشور حذف کند. روش کار به این شکل بود که در یک پروسه دوازده ساله، هر سال اندکی از ضریب تاثیرگذاری کنکور کاسته و به سوابق تحصیلی دانش آموز در مقطع متوسطه اختصاص پیدا کند. بر این اساس، بعد از تمام شدن یک دوره تحصیلی دوازده ساله و عبور دانش آموزان، نسلی از ابتدای سال 98 پا به کلاس اول مدرسه می‌گذاشت که می‌دانست قرار نیست کنکور بدهد و پذیرش اش در دانشگاه‌ها، صرفا بر اساس سابقه آموزشی و معدلِ دوره متوسطه‌اش بود.
این شورا اما در طول این سالها به این موظفه قانونی خود عمل نکرد. یک بار هم که در سال تحصیلی 93-94 مصمم به اجرای تاثیر 25 درصدی معدل در کنکور سراسری شد، با شکایت برخی از دانش آموزان به دیوان عدالت اداری مجبور به عقب نشینی شد و ماجرا را مسکوت گذاشت. آن موقع این عقب نشینی با انتقادهای فراوان همراه بود. کارشناسان آموزشی معتقد بودند که شورا در دو مورد اشتباه کرده است؛ اول این که با تاخیر در اجرای این طرح، حذف پلکانی کنکور را به تاخیر انداخته و دوم این که به آموزش و پرورش برای فراهم کردن ملزومات اولیه اجرای این طرح، فشاری نیاورده است.
اکنون دوباره در شیپور اجرای این طرح نواخته شده است؛ طرحی که اگر واقع بینانه به آن نگاه کنیم، اساسا اجازه نمی‌دهد دانش آموزی با معدلِ کمتر از 19 و 16 صدم در اولویت رشته‌های دندانپزشکی و داروسازی به عنوان دو رشته مهم و پرمخاطب علوم تجربی قرار بگیرد.
نکته عجیب اما اینجاست که در طول همین سالها، مافیای کنکور، برخی از آموزشگاه‌ها و برخی از سودجویان آموزشی، برنامه‌های خود را برای برداشت از این طرح جفت و جور کرده‌اند و اکنون از هر دو طرف بازی، سود خواهند کرد. برای آنها تاثیر صفر درصدی یا 100 درصدی معدل در کنکور سراسری دیگر فرقی ندارد؛ برنده بودن آنها قطعی ست و البته که بازنده بودن دانش آموزان از آن هم قطعی‌تر!
این تنها بخشی از ایرادات و ابهاماتی ست که بر این طرح می‌شود گرفت؛ ایراداتی که پشت کنکوری‌ها با خبرنگار ما در میان گذاشته‌اند:
-دانش آموزان از این طرح مطلع نبوده‌اند و مدارس در این زمینه اطلاع رسانی کافی نکرده‌اند.
-آموزش و پرورش طرحی به نام‌ترمیم معدل طراحی کرده که بر اساس آن، یک دانش آموز می‌تواند با پرداخت 200 هزار تومان (به ازای هر درس، 20 هزار تومان) بار دیگر امتحان داده و معدلش را افزایش دهد، طرحی که دانش آموزان در مناطق محروم، توان اقتصادی آن را ندارند.
-از بین کل دانش آموزان پشت کنکوری کشور، حدود 100 هزار نفر معدل 19 به بالا و حدود 5 هزار نفر معدل 20 دارند. بر این اساس، گفته می‌شود اگر دانش آموزی معدلی کمتر از 16/19 داشته باشد هیچگاه نمی‌تواند در رشته‌های دندانپزشکی، داروسازی و ... قبول شود.
-هر ساله اخباری درباره لو رفتن سوالات امتحانات متوسطه مطرح می‌شود که می‌تواند امنیت روانی کنکوری‌ها را از بین ببرد.
-اجرای این طرح قرار است به مافیای کنکور خاتمه دهد اما آنقدر دیر و غیرکارشناسی به اجرا درآمده که بنگاه‌های چاپ کتاب‌های کنکور، دست به کار تولید کتاب‌های آموزش متوسطه و ترمیم معدل شده‌اند و مافیای خود را در این بخش راه انداخته‌اند.
-با اجرای این طرح، دیپلمه‌های قبل از سال 84 با درصد یکسان نسبت به یک دانش آموز معدلِ 20 از او در کنکور جلو خواهند افتاد؟ آیا این فرصتی مدرک دادن به برخی از ژن‌های خوب نیست؟

🆔 @jameeno
🔸گفتگوی سید مصطفی تاجزاده با سایت جماران

🔍روحانی می‌بایست با تمهیدات قبلی می‌کوشید مانع خروج ترامپ از برجام شود. همچنین باید تمهیدات لازم را برای خروج او پیش‌بینی می‌کرد، تا وضعیت اقتصادی به‌جایی نرسد که بسیاری احساس کنند کار از دست دولت در رفته و نمی‌تواند از پس تحریم‌ها برآید.

🔍ارزش پیروزی حقوقی، دیپلماتیک و بین‌المللی ایران در دادگاه لاهه کمتر از پیروزی دکتر مصدق در لاهه نبود.

🔍شاید بعد از جنگ جهانی دوم و تشکیل سازمان ملل در ۷۰ سال گذشته اروپا هیچگاه اینگونه برابر آمریکا نایستاده بود تا به‌رغم عصبانیت آمریکا با کشوری مثل ایران قرارداد ببندد.

🔍ابتدای انقلاب به اشتباه در پی حذف مهندس بازرگان برآمدیم، با اتکا به آن تجربه در دوره هاشمی حاضر نشدیم پرچمدار عبور از وی شویم. در دوره خاتمی نیز چنین راهبردی را تایید نکردیم. امروز هم پرچمدار عبور از روحانی نخواهیم شد.

🔍اگر عبور از روحانی به دموکراسی و رونق اقتصادی می‌انجامید، قابل قبول بود، ولی اگر نتیجه عبور از دولت روحانی، حاکمیت دولت پنهان باشد، گامی به عقب است و هیچ فرد یا جریان دموکراسی‌خواهی آن را نمی‌پذیرد.

🔍 به سکوت اصلاح‌طلبان در برابر عملکرد روحانی و به عبور آنها از او اعتقاد ندارم. به حمایت انتقادی از آقای روحانی باور دارم.

🔍در مقطع فعلی هیچ جناحی به‌تنهایی نمی‌تواند کشور را موفق اداره کند. پس باید به سمت ائتلاف برویم. به‌علاوه پایگاه اجتماعی هیچ فرد و جناحی ۵۰ درصد به‌اضافه ۱ مردم نیست با آنکه ممکن است در انتخابات پنجاه به علاوه یک درصد آرای رای‌دهندگان را جلب کند.

🔍 انتخابات آزاد یعنی حتی مخالفین جمهوری اسلامی که حاضرند در چارچوب قانون کار کنند و با روش‌های خشونت‌آمیز مخالف بوده و معتقد به استقلال و یکپارچگی کشورند، حق دارند نامزد معرفی کنند.

🔍اصلاح‌طلبان به عنوان یک جریان سیاسی دارای برنامه‌ و پلتفرمی هستند که بر اساس آن نمی‌توانند با هر حزب و گروهی و گرایشی ائتلاف کنند.

🔍"زنده باد مخالف من" یعنی حقِ داشتن حزب، روزنامه و معرفی نامزد انتخاباتی را برای همه قائل شویم. اصلاح‌طلبان مادام که از این حق دفاع کنند طرفدار شعار زنده باد مخالف من هستند.

🔍به اعتقاد من در دولت قبل برای آلوده نشدن به فساد باید کاری می‌کردند که ایران تحریم نشود نه اینکه بگذارند تحریم شویم و بعد برای دور زدنش به امثال بابک زنجانی متوسل شوند.

🔍ما در سالهای اخیر به‌صورت نیابتی سیاست‌ورزی کرده‌ایم، یعنی با وجودی‌که آقای روحانی نامزد اصلاح‌طلبان نبوده، اما از وی حمایت کرده‌ایم، چرا که حداقل فرق آقای روحانی با سایر نامزدها در این است که نمی‌گذارد کشور درگیر جنگ جدیدی شود.

🔍در حال حاضر اندیشه و گرایش اصلاحی مستقل از ضعف و قوت اصلاح‌طلبان حرف اول را می‌زند و جامعه مجموعا اصلاح‌طلب است، اگرچه ممکن است که اکثریت ایرانیان از عملکرد اصلاح‌طلبان رضایت نداشته باشند.

🔍اصلاح‌طلبان باید در راهبردهای خود تجدیدنظر کنند چون اوضاع جامعه و جهان به‌ویژه پس از دی ماه ۹۶ عوض شده و ما شاهد آرایش تازه‌ای در نیروهای سیاسی هستیم که بی‌سابقه است.

🔍جمهوری اسلامی با چند تظاهرات سرنگون نمی‌شود زیرا هنوز از حمایت قشرهای قابل توجهی از مردم برخوردار است که حتی اگر در اقلیت نیز باشند اما با انگیزه، سازمان یافته و مسلح هستند، رسانه و قدرت اطلاعاتی و مالی دارند. آماده فداکاری برای حفظ نظام و مقابله با معارضان هستند.

🔍درست است که نتوانستیم شعار اصلی خود را تحقق بخشیم و ایران را برای همه ایرانیان کنیم و به احزاب آزاد، انتخابات آزاد، مطبوعات آزاد، و سبک زندگی آزاد و... به طور کامل نرسیده‌ایم و از این جهت شرمنده مردم هستیم و تلاش بیشتری باید بکنیم، اما فراموش نکنیم که به‌طور نسبی به این‌ها رسیده‌ایم. مهمتر آنکه اصلاحات منتفی و ناممکن نیست.

🔍ابتدای انقلاب به اشتباه در پی حذف مهندس بازرگان برآمدیم و حکومت تاحدود زیادی یکدست شد. با اتکا به آن تجربه در دوره هاشمی حاضر نشدیم پرچمدار عبور از وی شویم. در دوره خاتمی نیز چنین راهبردی را تایید نکردیم. امروز هم پرچم عبور از روحانی را بلند نخواهیم کرد.

🔍اگر عبور از روحانی به دموکراسی و رونق اقتصادی می‌انجامید، قابل قبول بود، ولی اگر نتیجه عبور از دولت روحانی، حاکمیت دولت پنهان باشد، گامی به عقب است و هیچ فرد یا جریان دموکراسی‌خواهی آن را نمی‌پذیرد.

🔍 به سکوت اصلاح‌طلبان در برابر عملکرد روحانی و به عبور آنها از او اعتقاد ندارم. به حمایت انتقادی از آقای روحانی باور دارم.

🔍ارزش پیروزی حقوقی، دیپلماتیک و بین‌المللی ایران در دادگاه لاهه کمتر از پیروزی دکتر مصدق در لاهه نبود./ فردای بهتر

🆔 @jameeno

🔻متن کامل گفتگو را اینجا بخوانید

https://telegra.ph/تاج-زاده-ارزش-پیروزی-در-دادگاه-لاهه-کمتر-از-پیروزی-دکتر-مصدق-نبود-پرچمدار-عبور-از-روحانی-نخواهیم-شد-10-21
#الف

♦️نسخه برای قربانی!

▫️شورای سردبیری: نقل است از یکی از اقتصاددانان مجرب و موثر کشور، که تا دولت نتواند مسائل خود با "خارج" را حل کند نمی‌توان از چرخه گردباد فروپیچنده‌ای که اقتصاد ایران را دستخوش خود ساخته بیرون رفت و بسامان شد. معمولاً احکامی چنین قاطع و فیصله‌بخش از زبان اقتصاددانان باتجربه شنیده نمی‌شود و باید دید چه چیزی سبب شده یک استاد سرد و گرم چشیده و غلت‌زده در گل و لای مشکلات مختلف نظام حل مشکلات اقتصاد کشور را منوط به رفع مشکلات خارجی آن بداند.

اساتید اقتصاد معمولا طیفی وسیع از علتها را برای توضیح علل زیربنایی مشکلات اقتصادی بر می‌شمارند: ناروشنی استراتژی توسعه اقتصاد، فقدان مدیریت دانا، یکپارچه و با ثبات، بزرگی دستگاه دولت، اتکای دولت به درآمد حاصل از منابع طبیعی، استنکاف بخش خصوصی از سرمایه‌گذاری و البته ناروشنی و بی‌ثباتی و پر هزینه بودن سیاست خارجی. اما دلایل تکنیکی و انعکاسی فراوانی هم هست که غالباً ناشی از همان علل زیربنایی و انعکاسی و عارضی هستند.

می‌توان با نگاهی به دلایل زیربنایی، به درکی از قضاوت آن استاد نایل شد. واقعیت آن است که حکومت جمهوری اسلامی در زمینه همه دلایل زیربنایی دیگر غیر از سیاست خارجی، تلاش‌هایی برای بازکردن گره‌های زیربنایی اقتصادی به خرج داده است. مثلاً میل به کاهش اتکا به درآمد نفت همیشه وجود داشته و موفقیتهایی هم داشته‌ایم. درباره اندازه دولت، میل کارشناسی حکومت همیشه کاستن حجم دولت، بیرون بردن آن از باتلاق بنگاهداری و به میان آوردن بخش خصوصی بوده است. مشکل تخصصی بودن مدیریت اقتصاد هم مدتهاست بر مقامات ارشد آشکار است و در همه موارد نیز حرکت لاک‌پشتی مثبت هم در کنار سیل ناکارایی تصمیم‌سازی‌ها دیده می‌شود. اما در مورد تاثیرات منفی روابط خارجی بر اقتصاد هیچ پیشرفتی دیده نمی‌شود. برجام که به عنوان یک سند مهم سیاست خارجی کشور، با ۱۵ سال تاخیر (از زمانی که خاتمی رئیس‌جمهور و روحانی طرف مذاکره سه کشور اروپایی بود) حاصل شد دیرهنگام بود و تنها علت آن هم درک این واقعیت توسط مقامات ارشد بود که تاثیرات اقتصادی وضعیت سیاسی آنقدر خطرناک شده که ممکن است اصل نظام را به باد دهد. بنابراین، آن سازش و اصلاح فرمان هم بیش از آنکه نشانه تغییر خط‌مشی به نفع اقتصاد باشد، به مصداق از این ستون به آن ستون فرج است، نشان از جستجوی راه دررو در کوچه بن‌بست می‌داد و نه تغییر استراتژی و بازتعریف جایگاه ایران در روابط بین‌الملل.

بدین ترتیب، مسائل خارجی کشور هنوز حل نشده باقی مانده و بازخوردهای منفی فراوانی بر کل پیکره کشور و اقتصاد تحمیل می‌کند. هرچند این که تا "آن" حل نشود "این" بسامان نمی‌شود حکمی تند‌ و مطلق است، اما می‌پذیریم در اساس درست است. علت درستی این ادعای "کلی" مویدات آن در "جزئیات" است. همان نتایج تکنیکی و انعکاسی حاصل از علل زیربنایی: به خاطر فقدان یک سیاست خارجی منفعت‌گرا که ملزومات آن سازگاری با بیرون، پذیرش نرم‌های مسلط بین‌المللی، تنش‌زدایی و تعامل است، ایران خود را از بسیاری امکانات محروم کرده است. از دسترسی به بازارهای سرمایه‌گذاری و فناوری، همکاری‌های سازنده بین‌الدولی، بازارهای بالقوه صادرات ایران، ... و بدتر از این عدم دسترسی‌ها، رویاروشدن با فشارهای اقتصادی بالا و شکننده فقرات اقتصاد ملی و به دنبال آن اجبار ورود به مسابقه تسلیحاتی و درگیری‌های ناخواسته و زیان‌بار. این مجموعه برای فلج کردن یک اقتصاد کافی است و شعارهای ملی‌گرایانه، تهییج‌کننده، نظریه‌های غیراقتصادی مثل رفتار مقاومت‌محور و اکتفا به نان خشک و لنگ نجات‌دهنده نیست.

مشکل اقتصاددانی مثل دکتر مسعود نیلی این است که بر اساس روحیه و حیای آکادمیک، به خود اجازه نمی‌دهد از حوزه اقتصاد اندکی بیشتر فاصله بگیرد و تاثیر رفتار حکومت در حوزه سیاست خارجی بر اقتصاد را موشکافی کند و به عبارت کلی مسائل خارجی بسنده می‌کند والبته این محدودیت اقتصاددانان را باید اهل سیاست و روزنامه‌نگاران رفع کنند و نشان دهند ادامه سیاست خارجی موجود علی‌رغم تلطیف و اصلاح سالهای اخیر، هنوز دچار مشکل بنیادین نامنفعت‌محوری است. حکومت ایران اقتصاد را در دو جبهه به قربانگاه برده است. در عرصه داخلی، از روزی که کارگزار مطلوبی چون احمدی‌نژاد به ریاست جمهوری رسید و اجازه پول‌پاشی برای تضمین ماندگاری‌اش برای دور دوم را توسط حکومت و مجلس همراهش گرفت، اقتصاد در پیشگاه سیاست داخلی قربانی شد. در عرصه خارجی نیز اقتصاد ایران به مدتی طولانی قربانی جستجوی حوزه نفوذ منطقه‌ای حکومت شده است که مشکلات حاصل از آن را در سلسله مطالب مرتبط با موضوع #خارپشت به تفصیل شرح داده‌ایم. راه‌حل "مساله خارج" نیز اکنون به روایت اهل اقتصاد به وضوح در دسترس است: تنظیم سیاست خارجی بر اساس منافع اقتصادی و نه خیالات ایدئولوژیک و آمال سیاسی.

🆔 @jameeno
🔸ادبیات جهان در آینه (7)؛ ویلیام فاکنر

🖌برگردان مهشید میرمعزی

▫️جامعه نو: نیو آلبانی در ایالت می‌سی‌سی‌پی آمریکا، شهر کوچک دورافتاده‌ای است که مهاجران در آن ساکن شده‌بودند. سال 1903 در یک شب تابستانی و نمناک، مردی حدوداً سی ساله وارد داروخانۀ واکر شد. از کارآموز، پودر سردرد خرید. بعد چرخید تا واکر را پیدا کند. داروخانه‌چی با تپانچه‌ای بالا گرفته پشت قفسه ایستاده بود.
صدای شلیک آمد. گلوله از میان دهان باز مشتری رد شد و چند دندان او را شکست. مرد بر زمین افتاد و واکر تمام گلوله‌ها را به پشت مرد شلیک کرد. کمی بعد سواری به آن منطقه آمد. پدر قربانی بود. شش لول خود را درآورد و مقابل واکر در مغازۀ لوازم آهنی گرفت.
شلیک کرد، ولی چخماق اسلحه‌اش شش مرتبه روی گلوله‌ها خورد و عمل نکرد. اسلحۀ واکر کار کرد و پدر قربانی هم مجروح شدو ناتوان از مبارزه در هم شکست. البته او هم مانند پسرش زنده ماند.
اینها لحظاتی حساس از فیلم «انتقام زورو» نبود، بلکه یکی از متعدد وقایع داستان خانواده‌ای بود که برندۀ جایزۀ نوبل ادبی در آن رشد کرد. کسی که هنوز زنده است.

دو مردی که در مقابل داروخانه‌چی بدشانسی آوردند، پدربزرگ و پدر ویلیام فاکنر بودند که آن زمان تازه به سن مدرسه رفتن رسیده بود. دلیل تیراندازی هم حرف نابجایی بود که واکر در خیابان به خالۀ فاکنر، آنته زده بود. موری ، پدر ویلیام هم داروخانه‌چی را تهدید کرد که به زودی کتکش می‌زند.
ویلیام فاکنر برعکس اجداد خود، به هیچ انسانی شلیک نکرد. او جای گلوله و خشونت از کلمات استفاده می‌کرد، اما با همان حرارت و انگیزۀ نیای خود؛ یعنی برای اینکه به تمام موجودات و نیروهایی دستور دهد که به عقیدۀ ویلیام فاکنر همواره تهدیدش می‌کردند و قصد داشتند او را نابود و دنیا را محل زاد و ولد روسپیان و رذیلان کنند.

فاکنر تقریباً سی سال تمام، خود و داستان شخصی زندگی‌اش را پنهان کرد. تازه حالا بیشتر در انظار عمومی ظاهر می‌شود، اجازه می‌دهد از او عکس بگیرند و دوستان و آشنایانش به قدری در بارۀ او و خانواده‌اش حرف می‌زنند که یافتن دلایل و زمینه‌های داستان‌های پرهیجان و پرسرعت او امکان‌پذیر می‌شود.
شاید ویلیام فاکنر در مقام یک انسان و نویسنده – ملایم بگویم – استثنایی‌ترین فرد در ادبیات معاصر جهان باشد. بسیار زیاد می‌نوشد. گاهی آنقدر الکل در خون خود دارد که روزهای متمادی بیهوش می‌افتد و فقط با آمپول به زندگی بازمی‌گردد. در 1950 نزدیک بود شرکت او در ضیافت نوبل لغو شود، چون باز شروع به نوشیدن کرده بود.

عزیزان او روزها و شب‌ها کنار تختش نشستند. او هذیان گفت و آنها دعا کردند که آثار ویسکی قبل از سفر از وجودش پاک شود. بعد مردی از خواب بیدار شد که - براساس استدلال‌های دریافت جایزه - «نقشی پراهمیت در رمان‌نویسی آمریکایی داشته است». به اندازۀ کافی هوشیار بود که تاریخ تقویم را تشخیص دهد. بعد آرام در تخت دراز کشید و اعلام کرد: «من دو روز دیگر خواهم نوشید.»

🆔 @jameeno

🔻اینجا بیشتر بخوانید

https://telegra.ph/Faulkner-10-23
🔺میکروپلاستیک‌ها در بدن انسان

🖌برگردان: گلبرگ برزین

▫️جامعه نو: بنابر تحقیقات به عمل آمده جدید، برای نخستین بار در مدفوع انسان میکروپلاستیک یافت شده که نشان دهنده وجود این ذرات ریز در زنجیره غذایی انسان است. در این پژوهش کوچک، چند داوطلب از اروپا، ژاپن و روسیه شرکت کرده‌اند و ذرات میکروپلاستیک در مدفوع همه آنان یافت شده است.

در این یافته‌ها، ۹ نوع مختلف از ۱۰ نوع پلاستیکی که در جستجوی آن بوده‌اند، در اندازه‌های ۵۰ تا ۵۰۰ میکرومتر دیده شده است. انواعی که بیش از بقیه دیده شده پلی‌پروپیلن و پلی‌اتیلن ترفنالات بوده است. به طور متوسط ۲۰ ذره میکروپلاستیک در هر ۱۰ گرم یافت شده است. میکروپلاستیک به ذرات کوچک‌تر از ۵ میلی‌متر گفته می‌شود که در تولیداتی مانند مواد آرایشی به کار می‌رود، اما از تجزیه قطعات بزرگ‌تر پلاستیک نیز، به خصوص در دریا، به وجود می‌آید.

بنا بر این تحقیق، پژوهشگران تخمین می‌زنند که «میکروپلاستیک‌ها احتمالا در مدفوع ۵۰ درصد از جمعیت وجود دارد.» و البته تأکید دارند که باید تحقیقات بیشتری در این زمینه انجام شود. این آزمایشات را آژانس محیط زیستی اتریش با استفاده از شیوه جدیدی انجام داده که به گفته پژوهشگران بر مقدار زیاد میکروپلاستیک موجود در زنجیره غذایی صحه گذارده است. نمونه‌های گرفته شده از داوطلبان به آزمایشگاهی در وین فرستاده شده و با میکروطیف‌سنج مادون قرمز مورد آزمایش قرار گرفته است.

🆔 @jameeno

🔻اینجا بیشتر بخوانید

https://telegra.ph/micro-10-24
🔸صدای نو | ۴ آبان ۹۷

صدای جمعه: به یاد رضا امیر یاراحمدی

صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صدای‌نو در ساندکلاود.

🆔 @jameeno
صدای نو | ۴ آبان ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۴ آبان ۹۷

صدای جمعه: به یاد رضا امیر یاراحمدی

صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صدای‌نو در ساندکلاود.

🆔 @jameeno
#الف

🔸مغز این گردو را چه کسی می‌برد؟

▫️شورای سردبیری: حدود بیست سال پیش، در سالهای شکفتگی سیاسی که به تشکیل احزاب سیاسی منجر شده و انتخابات نسبتاً ازاد مجلس کشور را با اعضای آنها پر کرده بود، حزب کمونیست چین طبق رسم احزاب کمونیست از احزاب برادر برای شرکت در کنگره خود دعوت می‌کرد. در کمال تعجب مهمان همیشگی این حزب از ایران حزب موتلفه بود و امثال بادامچیان و ترقی با سرافراشته راهی پکن و کنگره حزب کمونیست می‌شدند. اینکه چرا فقط حزب موتلفه به این مهمانی می‌رفت البته اهمیتی نداشت ولی این اهمیت داشت که چینی‌ها می‌دانستند در ایران قدرت دست کیست و موتلفه‌ای‌های برپاکننده مراسم مباهله با احزاب داخلی تشکیل شده توسط ایت‌الله‌زاده‌ها نیز با این حزب خدانشناس احساس همذات‌پنداری بیشتری می‌کردند. علت روشن بود: ایران در آستانه انکشاف کامل به روی تاجران چینی بود که از هر ماستی کره اعلا استخراج می‌کنند و محافظه‌کاران ایرانی هم در حال کشف این راز بودند که چین چگونه توانسته هم ایدئولوژی کمونیستی خود را حفظ کند و هم با سرمایه‌داری بین‌المللی پیوند بخورد و با امپریالیسم کنار بیاید؛ هم جامعه را بسته و تک‌حزبی نگه دارد و فعالان سیاسی و دانشجویان را سرکوب کند و لابد آئین کمونیستی را از صبح تا شام در مدارسش تدریس کند اما بدون مشکل آزادی اجتماعی و حریم خصوصی و شعبه مک دونالد و شلوار جین و ... بدهد. یک روز یکی از اعاظم حزب طاقت نیاورد و میل به سازماندهی جامعه براساس مدل چینی را با حسرت مطرح کرد: حکومت مثل حکومت چین مقتدر باشد و آزادی‌ها به آزادی در مسائل شخصی محدود شود. اینکه چین چطور این کار را می‌کند خیلی مدنظر آقایان بود و هرچند چینی‌ها امکان صدور هر چیزی را که مشتری داشته باشد دارند ولی معلوم نشد چرا این فناوری اجتماعی خود را به حکومت ما یاد ندادند! حسرت اداره اقتدارگرایانه یک جامعه بسته و برخوردار از آزادی‌های محدود فردی و حریم خصوصی کنترل‌شده به دل حکومت ماند.

اما موضوع مهمتری هم هست که دوران حسرت خوردن به آن هنوز نرسیده و یا عقل حکمای ما هنوز به اهمیت آن قد نمی‌دهد: توانایی بدوش کشیدن یک پرچم بزرگ سرخ همراه با توانایی کار کردن با همه کشورهای جهان. چین کمونیست با عده زیادی از کشورها اختلاف و کشمکش بر سر خاک و آب و حقوق تجاری دارد اما دشمن ندارد. سران حزب کمونیست چین می‌توانند با سرمایه‌دارانی که پدر بزرگشان غارتگر امپریالیستی و جد بزرگشان برده‌دار بوده بنشینند، جام به هم بزنند و معاملات حجیم صورت دهند.

چرا آنها این‌طورند اما ایرانی‌ها نمی‌توانند با حفظ قبای ایدئولوژیک و عصای مبارزه‌جویی خود کاسب‌های خوبی هم باشند و این اوضاع فلاکت‌بار مبادلات بین‌المللی را پایان دهند؟ چرا حکومت ایران نمی‌تواند آمال ایدئولوژیک خود را پی بگیرد، اما به اقتصاد خود آسیب وارد نسازد و پیگیری آن آمال را در مغایرت با منافع ملی نیابد؟ اینها پرسش‌هایی جدی‌اند، زیرا ریشه همه فشارهای بین‌المللی سیاسی که منافع ما را پایمال می‌کنند و محدودیت‌های اقتصادی که در نهایت از قدرت ملی ما در همه زمینه‌ها می‌کاهند، ناتوانی حکومت در تنظیم عقلانی ظهور و حضور بین‌المللی آن است. چینی‌ها بر عکس ما که نماز خود را سیاسی و حتی‌الامکان در خارج خانه و محل کار می‌خوانیم و دعاوی عقیدتی خودمان را در بازار جهانی به بیع و شری می‌گذاریم باجهان، فقط تجارت می‌کنند و سیاست‌ورزی بین‌المللی‌شان هم به شدت کاسبکارانه و به دور از هر گرایش عقیدتی است. زمانی چین در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین دنبال معتقدان به مائوئیسم و کمونیسم چینی بود. آنها را حمایت می‌کرد تا جنگ به اصطلاح آزادی‌بخش راه بیندازند. اما آن دوران اکنون به تاریخ پیوسته و چین تاجر بی‌اعتقادی است که دنبال بازار و مشتری است نه جنگ آزادی‌بخش و چریک روستایی. حکومت کشور ما اما چهل سال است منافع ملی را به پای تصور خود از نقشی که می‌تواند در ماورای مرزها بازی کند به باد داده است. تجارتی با وهم تعیین‌کنندگی نقش ‌بیشتر برای کسانی بسیار دور از این تصور که ایران می‌تواند قطب و کانون آنها باشد. از مسلمانان مورو در جزایر دور‌افتاده فیلیپین گرفته تا شیعیان بحرین، و از بخشی از نیروهای فلسطینی گرفته تا شیعیان نیجریه در دوردست آفریقا از این التفات پر‌هزینه و بی‌بهره نصیب برده می‌برند.

این وضعیت سرانجام به پایان خواهد رسید. این امری تاریخی است و به اراده کسی وابسته نیست. چین روزی دست کشید، ما هم خواهیم کشید. مساله این است که دیرپایی این پیشرانه اکنون شک‌برانگیز شده است. واقعاً دنبال آن هستیم که اقلیت‌های شیعه در این‌سو و آنسو مجال نفسی بیابند یا محرومانی در نقاط دورافتاده دنیا زنده بمانند به مغز گردویی رسیده از ایران؟....باورش سخت است!

🆔 @jameeno
#الف

🔸نقش ایوان!

▫️شورای سردبیری: دیروز یک نهاد مهم سیاسی، مجمع تشخیص مصلحت، جلسه خود را به دو موضوع اختصاص داد: اول، کسی که بر جلسه ریاست می‌کرد، به دفاع از مداخله این مجمع در امور قانون‌گذاری در حد بالاتر از وظایف قانونی‌اش پرداخت. کاری که مضمون آن انطباق مصوبات مجلس با سیاست‌های کلی نظام است و بسیاری از سیاستمداران و ناظران آن را به تشکیل یک شورای نگهبان دوم در این مجمع تفسیر کرده‌اند. البته ما امروز به این موضوع نمی‌پردازیم، هرچند مضمون کارشان بسیار بدعاقبت و جا انداختن سیاستهای کلی نظام به عنوان قانون اساسی دوم است و البته هنوز کسی از این برنامه پرده‌برداری نکرده است.

کار دومی که دیروز در این جلسه صورت گرفت دریافت گزارش رئیس مرکز تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، و سپس بحث در مورد محتوای این سند بود که قرار است مسیر کشور را برای رسیدن به سال۱۴۴۴مشخص کند. (به خوانندگان جامعه نو توصیه می‌کنیم این سند را مرور کنند) به این موضوع هم نمی‌پردازیم، هرچند مضمون و آماج آن هم می‌تواند موضوع بحث شیرینی باشد که فعلاً مصلحت نیست به آن بپردازیم!

پس به چه می‌پردازیم؟ به اینکه مجامع اداره‌کننده این کشور که تأثیرات حیاتی بر سرنوشت ما دارند و نگران این هستند که در سال ۱۴۴۴ مقام چندم جهان را داریم، آیا بر اوضاع کنونی این کشور، بر ایران ۱۳۹۷، وقوف دارند یا نه؟

آیا این پرسش مهمی است؟ بله ، و ما باید به آن پاسخ بگوئیم، چرا که اساساً آن نهادهای مهم مسئول حتی به این پرسش نرسیده‌اند که در مقام پاسخش باشند. از همین موضوع جلسات و جستجویشان در اوج فلک مشخص است که به قول شیخ مصلح‌الدین ندانند در سرایشان چه می‌گذرد.

واقعاً چه می‌گذرد؟ به خاطر احساس خطر بی‌‌ثباتی در جامعه، کشور در ماههای اخیر با یکی از بزرگترین موجهای خروج غیرقانونی سرمایه روبرو بوده است؛ به دنبال آن بی‌کفایتی حکومت در تصمیم‌سازی به یک سونامی تورمی منجر شده که در هفت ماه اول سال برای تولید کننده متجاوز از ۶۰ درصد بوده است؛ کارگران و کارآفرینان در حیرتند که کاهش قدرت خرید طبقه کارگر از چه محلی جبران شود؛ دولت در آستانه رفتن به سراغ چاپ پول است (دیروز معلوم شد دولت بزودی ۱۰ میلیارد دلار از محل صندوق ذخیره به ریال تبدیل خواهد کرد تا به کارکنانش کمک‌هزینه جبران تورم بدهد و از پس هزینه افزایش‌یافته طرح‌هایش برآید). همه اینها بعلاوه صدها مشکل ریز و درشت اقتصادی و اجتماعی دیگر و دهها درگیری پرهزینه خارجی تلاطم‌هایی خطرساز را در چشم‌انداز نزدیک ما قرار می‌دهند. اینها چیزهایی است که در این کشور می‌گذرد و به نظر می‌رسد مقامات نظام بر آنها وقوف ندارند.

راستش را بخواهید، نمی‌توان به قطعیت گفت وقوف ندارند. شاید بشود گفت می‌دانند چه خطرهایی کشور را تهدید میکند، به همین دلیل است که مقام ارشد نظام در تقریبا همه صحبتها تمرکز ذهنی بسیاری بر مشکلات اقتصادی را هم نشان می‌دهد، ولی عاملی سبب می‌شود سرمشقی که دیگران می‌گیرند، نوشتن مشق درباره آرزوها و رویاهایی دوردست باشد. کسی نمی‌داند چرا!

🆔 @jameeno
#الف

🔹وحشی... و اهلی!

▫️شورای سردبیری: درهفته‌های اخیر ، به خاطر نزدیک شدن زمان شروع آخرین مرحله تحریم‌های آمریکا، یکبار دیگر موضوع ارتباط ایران با همسایگانش و بویژه همسایگان عرب برجسته شده است. به صورتی خاص و به عنوان نمونه قابل بررسی، ارتباطات با عراق در مدت اخیر می‌تواند الگویی برای تنظیم ارتباطات با سایر کشورهای عرب باشد. این ارتباطات در چند زمینه قابل مداقه و درس‌آموزی هستند و هرچند جنبه فرهنگی آن در راهپیمایی اربعین بسیار برجسته نمایان شد، اما مهمترین جنبه روابط دو کشور در حوزه سیاست است. علت روشنی دارد: اگر توافق و حسن نیت سیاسی بین دو دولت برقرار نباشد، ارتباطهای فرهنگی ملتها به محاق می‌رود و پشت ابرتیره سیاست تا زمان پاره شدن دیوارهای ضخیم سیاست حبس می‌شود. روابط دولت‌ها در دوران سلطه دو رژیم ناهمخو و ناهمسازی و خونریزی متقابل ملتهای ایران و عراق در دوران صدام نمونه‌های موید این ادعایند. اما حالا روابط سیاسی ایران و عراق به عنوان ضامن توسعه روابط فرهنگی و اقتصادی خوشبختانه خوب است و شاید بتواند الگوی توسعه روابط با دیگر کشورهای عرب باشد .

در روابط با عراق، ما چیزهایی را پذیرفته‌ایم که پذیرش آنها در مورد سایر کشورهای عرب می‌تواند کمک‌کننده باشد. همه این متغیرها، البته در حوزه سیاست هستند. اولین آنها این است که حکومت ما پذیرفته است با یک نظام و دولت دست‌ساز ایالات متحده در عراق کار کند. هر چند فرقه‌گرایان ایرانی در رجزخوانی‌های معمول خود، این را پنهان می‌کنند و لاف دستیابی به نفوذ تعیین‌کننده در عراق می‌زنند، ولی تاریخ به ما می‌گوید، ایالات متحده در دوران بوش، اراده‌گرایانه و فقط با مشارکت بریتانیا رژیم صدام را برداشت و یک سیستم فرقه‌ای آمریکاپسند در عراق کار گذاشت. البته جامعه نو نمی‌خواهد در این مورد که دولت عراق دست‌نشانده و یک رژیم آمریکایی است داد سخن بدهد، و فقط می‌خواهیم بگوییم همانطور که می‌شود با رژیم تحت‌الحمایه آمریکا در عراق دوست بود و همین دو روز پیش در تماس تبریک جهانگیری با عادل المهدی اعلام کرد عراق یک دموکراسی نمونه در خاور میانه است، رژیمهای دیگر دست‌ساز آمریکا و انگلیس را هم می‌توان پذیرفت و در چارچوب استراتژی #خارپشت با آنها جز بر سر منافع ارضی و اقتصادی بحث و کشمکشی نداشت. هر چند رژیم عراق یک دموکراسی مبتنی بر جدایی فرقه‌هاست و آمریکایی‌ها در طراحی خود یک بمب ساعتی فرقه‌ای قدرتمند در آن کار گذاشته‌اند، اما می‌توان پذیرفت فعلاً دارد کار می‌کند، با منافع معمول اقتصادی ما تعارضی ندارد، و زمزمه همراهی‌اش با ترامپ در تحریم‌ها یا ناهمراهی‌های اخیرش در امور مذهبی قابل توجیه و توضیح است. اگر سایر اعراب در حد فعلی عراق بی‌آزار بودند، عالی هم می‌شد.
رسم حکومت ما در سالهای اخیر چشم‌پوشی بر غمزه‌های دولت عراق بوده است . فرقی نمی‌کند العبادی باشد یا المهدی؛ آنها باید مراتب فرمانبرداری به ایالات متحده را گهگاه به عمل بیاورند و همراهی‌شان را نشان دهند، ایران هم عاقلانه نادیده بگیرد. منافع ما چنین ایجاب می‌کند وحکومت هم هشیار است . چرا این هشیاری را در مورد سایر کشورهای عرب به خرج ندهیم؟

بدیهی است می‌پذیریم که سایر اعراب تفاوت‌هایی با عراق دارند و عمده‌ترین آن تفاوت مذهب است که دو گروه با انگشت نهادن و عمده کردن آن زمین نفاق و دشمنی را هرچه بیشتر بارور می‌کنند. در جانب کشورهای عرب، اندیشه وهابی -داعشی به کمتر از کافر خواندن شیعیان رضایت نمیدهد ودر ایران نیز گروهی از آخوندهای سنتی ناآشنا با جهان امروز و برخی رنود بهره‌بردار از تعارض فرقه‌ای بر این آتش می‌دمند (کیهان پریروز در سرمقاله‌اش نوشته بود "کربلا قبله و قبله‌نماست") و داعش را تغذیه و توجیه می‌دهند. تنها راه جلوگیری از این دوجماعت، این است که در هردو سو، سیاست رسمی دولتها بنیان نهادن روابط بر مبنای سیاستهای کاملا تهی‌‌شده از سم فرقه‌گرایی باشد. هم از این رو، هرقدر دولت عراق گرایش غیرفرقه‌ای به نمایش بگذارد و مسئولان ارشد نظام در ایران جلوی رنود یادشده را بگیرند، از خطرات ممکن برای کشور ما کاسته می‌شود .
باید از خودمان بپرسیم چه کسی می‌تواند درستی این ادعا را رد کند که؛ خطر متحد آمریکا بودن رژیم‌های همسایه ایران، از خطر مبتلا بودن آنها به گرایش‌های فرقه‌ای ضد ما بسیار کمتر است. افغانستان طالبان برای ما بهتر بود یا افغانستان کنونی؟سلمان پادشاه عربستان باشد برای ما بهتر است یا عبدالعزیز بن عبدالله تمیمی؟
ما، ادعا می‌کنیم سلمان!

🆔 @jameeno
#یادداشت_منتخب

🔺"حق مخالفت" و "پول کثیف"

🖌سید مصطفی تاجزاده

۱. انتخاب نظام سیاسی حق مسلم مردم است. هر ایرانی حق دارد موافق یا مخالف جمهوری اسلامی باشد و برای تداوم یا تغییر آن بکوشد اما حق نقض استقلال ملی و یکپارچگی سرزمینی را به منظور تحقق علائق و سلائق خود ندارد و در همه احوال باید پاسدار منافع و مصالح ملی باشد. رعایت ضوابط سیاست‌ورزی مستقل و ملی برای حاکم و محکوم و نیز پوزیسیون و اپوزیسیون به یکسان لازم است و هیچ یک حق دریوزگی از بیگانه یا آلت دست شدن آنها را ندارد.

۲. روزنامه معتبر گاردین در گزارش دیروز خود فاش کرد پدرخوانده‌ی شبکه‌ی تلویزیونی ایران اینترنشنال ‌"سعود القحطانی" یکی از بدنام‌ترین و عالی‌رتبه‌ترین مشاوران امنیتی بن‌سلمان است. همین فرد طبق گزارش رویترز در بازجویی اسکایپی جمال خاشقجی پیش از قتلش گفت «سر سگ را برایم بیاورید»

۳. سرمایه گذاری ۲۵۰ میلیون دلاری بن‌سلمان در شبکه‌ی ایران‌اینترنشنال به واسطگی سعودالقحطانی مصداق روشن پول کثیف است که با توجه به میزان غیرمتعارف آن اهداف ایران‌ستیزانه‌ی دیگری را دنبال می‌کند. تردید نیست که شاهزاده میلیارد و قاتلی که روزنامه‌نگار منتقد خود را در کنسولگری خارج از کشورش تکه‌تکه می‌کند، دلش برای آزادی بیان و رسانه‌ها در ایران نسوخته است که چنین دست و دل بازانه شبکه‌های فارسی زبان راه می‌اندازد.

۴. اکنون روشن می‌شود که چرا تلویزیون اینترنشنال نشست امسال فرقه تروریستی رجوی را مستقیم پخش کرد و بلافاصه بعد از حمله‌ی تروریستی اهواز با نماینده الاحوازیه به گفتگو نشست.

۵. بعضی از روزنامه‌نگاران خوش‌سابقه که در این شبکه مشغول به کار شده‌اند و نیز دسته‌ای از کارشناسان که با این شبکه مصاحبه کرده‌اند به احتمال زیاد پیش از این از منبع مالی آن اطلاع دقیقی نداشته‌اند. با انتشار گزارش گاردین و آشکار شدن نقش آمر قتل خاشقجی در تاسیس و حمایت از این شبکه،‌ به نظرم وقت آن رسیده است که روزنامه‌نگاران حرفه‌ای و مستقل و نیز مخالفان ایران‌دوست جمهوری اسلامی که دغدغه‌ی سلامت منابع مالی دارند، از همکاری با این رسانه پرهیز کنند.

۶. بن‌سلمان از طرق مختلف از جمله با کمک این شبکه در حال جذب، خرید، وابسته و آلوده کردن مخالفان جمهوری اسلامی است. این گروه نباید در ضدیت و نفی نظام در دام ولیعهد جلاد سعودی بیافتند.

۷. ما به عملکرد یک سویه‌ و غیرحرفه‌ای صدا و سیما و امپراطوری رسانه‌ای سپاه از یک‌طرف و نیز توقیف فله‌ای مطبوعات و بازداشت فعالان عرصه اطلاع رسانی اعتراض داریم و همواره خواستار آزادی اصحاب قلم و بالیدن رسانه‌های مستقل، حرفه‌ای و سالم بوده و هستیم، اما راه مقابله با تک صدایی را قلم به مزد یا پناهنده شدن به رسانه‌ی پشت‌گرم به پول کثیف امثال بن‌سلمان نمی‌دانیم / فردای بهتر

🔻گزارش گاردین را اینجا بخوانید

https://www.theguardian.com/world/2018/oct/31/concern-over-uk-based-iranian-tv-channels-links-to-saudi-arabia
📌همراهان گرامی جامعه‌نو

▫️رادیوی شبانگاهی صدای نو، از فردا شنبه ۱۲ آبان با تغییراتی مختصر، دوباره مهمان شما خواهد بود. بی‌تردید این کار تازه که گروه روزنامه‌نگاران مستقل جامعه نو در تهیه و تدوین آن تلاش کرده‌اند، بی‌کاستی و نقصان نبوده است و در این مسیر سخت و تازه‌ای که پیش رو داریم، جز به یاری و همراهی شما امید نبسته‌ایم.
در بیش از ۵۰ شماره رادیوی صدای نو، با وجود تمام کمبود‌ها، تلاش کردیم نگاه و رویه مستقل خویش را حفظ کنیم و این جز به کمک اعضای گروه که بی‌چشمداشت تلاش کردند، ممکن نبود. آن چه ما را بر آن داشت تا فصل تازه‌ای را آغاز کنیم، نظرات مهرآمیز و توجه شما بوده و زین پس نیز نیازمند آرا و نظرات شما برای رفع کاستی‌ها و افزایش کیفی این صدای نو هستیم.

صدای نو با تدارک روشی برای شنیدن صدای شما درباره موضوعات روز و همچنین گشودن باب گفت‌وگو با مخاطب، در فصل‌های پیش‌رو، می‌خواهد خود را با مخاطبانش رودررو کند و فضای مشارکت و همدلی که نیاز این روزهای بحرانی سرزمین ماست، را بگشاید. از شما می‌خواهیم از طریق @AloSeda صدای خود را به گوش ما و دیگر هموطنان خود برسانید.

شاید سخن گفتن از چنین چیزی خیالی دور و شعاری فریبنده بنماید ولی برای روزنامه‌نگاری مستقل ایران که باید وظیفه‌اش نقد قدرت و نگاه دقیق به منافع ملی باشد، راهی جز این نیست.

امید که در این مسیر طوفانی تنها نمانیم.

🆔 @jameeno
#الف

🔸 اقتصاددانان و مافیا!

▫️شورای سردبیری: سال ۱۳۶۹. جنگ هشت ساله تازه تمام شده وانباشت هایی به چشم می آید: خرابی و ویرانی گسترده؛ زیربناهای از بین رفته؛ تقاضاهای پاسخ داده نشده؛ والبته ثروتهای انباشته سوءاستفاده کنندگان از دوران تورمی جنگ که نرخ آن در سه سال آخر به ۳۰ در صد نزدیک شده بود.
هاشمی رفسنجانی حالا از فرماندهی انتصابی جنگ به فرماندهی انتخابی اقتصاد رسیده بود و در مقام ریاست جمهوری باید کشور را در مسیر باز سازی هدایت میکرد. برنامه اش تعدیل آرام اقتصادی مورد پشتیبانی صندوق بین المللی پول بود و تامین منابع داخلی مورد نیاز برایش یک مساله. مرحوم محسن نوربخش که اقتصاد خوانده بود و وزارت امور اقتصادی را اداره میکرد دنبال منابع مالی این برنامه تعدیل بود. یکی از این منابع داخلی، مالیات موسوم به تعاون ملی بود که وزارت اقتصاد مبدع آن بود: در دوران جنگ عده ای ثروتهای افسانه ای(به مقیاس آن زمان)اندوخته بودند و شرایط تورمی هم ثروت آنها را چند برابر کرده بود.قرار شد از افزایش قیمت املاک آنها مالیاتی گرفته شود: گردش ریال های سرگردان تورم ساز را میکاست و منبع سالمی برای دولت بود. مناسب به نظر میرسید و در باره ان اطلاع رسانی شد. سپس یک روز بدون سرو صدا، بدون اعلام خبر، دفتر و دستک فراهم شده برای اجرایی کردن آن در معاونت مالیاتی جمع شد. بدون هیچ توضیحی و معاون مالیاتی وقت زیر گوش برخی خبرنگاران گفت " گفته اند با دم شیر بازی میکنید؟...."

اقتصاددانها از مافیای درحال شکل گیری حکومتی ترسیده وبرنامه را لغوکرده بودند. و داستان شکل گیری این مافیا راباید اینجا، در میانه داستان اقتصاد دانان تعریف کنیم. یک بخش از این مافیا در دوران جنگ و براساس رانتهای ناشی از شرایط جنگی پدید آمده بود . هاشمی رفسنجانی مخترع مافیای دوران پسا جنگ بود. اوکه گفته میشد نگران است پاکباختگان برگشته از جبهه ها یقه حکومت را به خاطر فساد و تبعیض بگیرند، جنگجویان سابق را به سمت فعالیت اقتصادی هل داد. کمی پس از آتش بس در نماز جمعه گفت بچه مسلمانها که جنگ را پیش برده اند حالا باید در جبهه اقتصاد بجنگند و باید به عرصه فعالیت اقتصادی بیایند. ده سال بعد ، در سال ۱۳۷۹ هنگامی که مقام رهبری به یونسی وزیر اطلاعات اذن داد فعالیت های اقتصادی وابستگان وزارت اطلاعات را تعطیل کند و ۱۰۰ شرکت آشکار جمع شد ، نشانه هایی از مافیای شکل گرفته در دل حکومت آشکار شد. افرادی باحس طلبکار ، مختار، بری از نظارت و دارای احساس کامل ناپاسخگویی ، اقتصاد را به شکل غارتگرانه ای مسخر کرده بودند. البته امر پنهانی نبود. اولین اختلاس(نام محترمانه دزدی منابع عمومی توسط معتمدحکومت) بزرگ بانکی در مقیاس آن دوران، حدود ۱۲۳میلیارد تومان ، چند سال قبل از آن و توسط اعضای خانواده ای صورت گرفته بود که مامور خریدهای دوران جنگ بودند. مافیا گنده تر از ان و فعالیتهایش بیشتر از ان بودند که دیده نشود. آنقدر بزرگ شد که به تدریج اطلاق عنوان دولت مافیایی برایش مناسب بود . اصرار های اخیر مقامات درجه اول در این مورد که فساد در ایران سیستماتیک(اصطلاح خودشان) نیست ، برای نفی وجود این سرطان است.

برگردیم به قصه اقتصاد دانها. با تعطیل شدن اجباری طرح مالیات تعاون ملی، انها طرح دیگری دادند: اختصاص کد اقتصادی به بازرگانان برای پیگیری معاملات تجاری ، که در آن هنگام بخش عمده فعالیت اقتصادی و جی دی پی بود ولی فعالیت و معاملات آنها و مافیای حکومتی که کلا در بخش تجارت بود بکلی از نگاه دستگاه مالیاتی مکتوم بود . ابتدا از طرح استقبال شد . نفهمیده بودند معنایش چیست ، ولی باز هم یکباره زیرابش را زدند. این بار با استفاده از نقطه ضعف کوچکی در طرح. شایع کردند یک بازرگان به نام آبدارچی خود کد اقتصادی گرفته و سوء استفاده کرده است. مافیای حکومتی هیچگونه نظارتی را بر نمی تابید و استفاده از کد اقتصادی برای سالها تعطیل شد.

اما جنگ بین اقتصاددانان و مافیا پایان نیافته و ادامه داشته است: اقتصاددانان میگویند بنگاهداری دولتی منابع کشور را هدر میدهد، ولی مافیای خیمه‌زده بر واحدهای اقتصادی نگران به غارت رفتن حق مردم از طریق خصوصی سازی است؛ اقتصاددانان میگویند ارز چندنرخی اقتصاد را از کارایی می اندازد، اما مافیای دولتی بهره بردار از ارز ارزان نگران سخت شدن معیشت مردم به خاطر گرانی ارز است؛ اقتصاددانان معتقدند اقتصاد کشور نیازمند فضای بی‌تنش خارجی برای رشد است، اما مافیای حکومتی اراده محرومان جهان به مبارزه با استکبار را فریاد میکشد؛ و اقتصاددانان از نیاز به ثبات اجتماعی، حاکمیت قانون، شفافیت و بهبود فضای کسب و کار سخن میگویند و پوشش حکومتی - امنیتی مافیا ردپای دشمن در این خواستها جستجو میکند. نبردی بی پایان، که یک طرف در ان نگران سکته قلبی اقتصاد است، طرف دیگر ترسان از قطع دستانی که قانقاریای حکومتی آنها را فاسد کرده است.

🆔 @jameeno
صدای نو | ۱۱ آبان ۹۷
گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۱۱ آبان ۹۷

صدای جمعه: به یاد ناصر نظیف‌پور ایرانی

صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صدای‌نو در ساندکلاود.

🆔 @jameeno