🔸ادبیات جهان در آینه (7)؛ ویلیام فاکنر
🖌برگردان مهشید میرمعزی
▫️جامعه نو: نیو آلبانی در ایالت میسیسیپی آمریکا، شهر کوچک دورافتادهای است که مهاجران در آن ساکن شدهبودند. سال 1903 در یک شب تابستانی و نمناک، مردی حدوداً سی ساله وارد داروخانۀ واکر شد. از کارآموز، پودر سردرد خرید. بعد چرخید تا واکر را پیدا کند. داروخانهچی با تپانچهای بالا گرفته پشت قفسه ایستاده بود.
صدای شلیک آمد. گلوله از میان دهان باز مشتری رد شد و چند دندان او را شکست. مرد بر زمین افتاد و واکر تمام گلولهها را به پشت مرد شلیک کرد. کمی بعد سواری به آن منطقه آمد. پدر قربانی بود. شش لول خود را درآورد و مقابل واکر در مغازۀ لوازم آهنی گرفت.
شلیک کرد، ولی چخماق اسلحهاش شش مرتبه روی گلولهها خورد و عمل نکرد. اسلحۀ واکر کار کرد و پدر قربانی هم مجروح شدو ناتوان از مبارزه در هم شکست. البته او هم مانند پسرش زنده ماند.
اینها لحظاتی حساس از فیلم «انتقام زورو» نبود، بلکه یکی از متعدد وقایع داستان خانوادهای بود که برندۀ جایزۀ نوبل ادبی در آن رشد کرد. کسی که هنوز زنده است.
دو مردی که در مقابل داروخانهچی بدشانسی آوردند، پدربزرگ و پدر ویلیام فاکنر بودند که آن زمان تازه به سن مدرسه رفتن رسیده بود. دلیل تیراندازی هم حرف نابجایی بود که واکر در خیابان به خالۀ فاکنر، آنته زده بود. موری ، پدر ویلیام هم داروخانهچی را تهدید کرد که به زودی کتکش میزند.
ویلیام فاکنر برعکس اجداد خود، به هیچ انسانی شلیک نکرد. او جای گلوله و خشونت از کلمات استفاده میکرد، اما با همان حرارت و انگیزۀ نیای خود؛ یعنی برای اینکه به تمام موجودات و نیروهایی دستور دهد که به عقیدۀ ویلیام فاکنر همواره تهدیدش میکردند و قصد داشتند او را نابود و دنیا را محل زاد و ولد روسپیان و رذیلان کنند.
فاکنر تقریباً سی سال تمام، خود و داستان شخصی زندگیاش را پنهان کرد. تازه حالا بیشتر در انظار عمومی ظاهر میشود، اجازه میدهد از او عکس بگیرند و دوستان و آشنایانش به قدری در بارۀ او و خانوادهاش حرف میزنند که یافتن دلایل و زمینههای داستانهای پرهیجان و پرسرعت او امکانپذیر میشود.
شاید ویلیام فاکنر در مقام یک انسان و نویسنده – ملایم بگویم – استثناییترین فرد در ادبیات معاصر جهان باشد. بسیار زیاد مینوشد. گاهی آنقدر الکل در خون خود دارد که روزهای متمادی بیهوش میافتد و فقط با آمپول به زندگی بازمیگردد. در 1950 نزدیک بود شرکت او در ضیافت نوبل لغو شود، چون باز شروع به نوشیدن کرده بود.
عزیزان او روزها و شبها کنار تختش نشستند. او هذیان گفت و آنها دعا کردند که آثار ویسکی قبل از سفر از وجودش پاک شود. بعد مردی از خواب بیدار شد که - براساس استدلالهای دریافت جایزه - «نقشی پراهمیت در رماننویسی آمریکایی داشته است». به اندازۀ کافی هوشیار بود که تاریخ تقویم را تشخیص دهد. بعد آرام در تخت دراز کشید و اعلام کرد: «من دو روز دیگر خواهم نوشید.»
🆔 @jameeno
🔻اینجا بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/Faulkner-10-23
🖌برگردان مهشید میرمعزی
▫️جامعه نو: نیو آلبانی در ایالت میسیسیپی آمریکا، شهر کوچک دورافتادهای است که مهاجران در آن ساکن شدهبودند. سال 1903 در یک شب تابستانی و نمناک، مردی حدوداً سی ساله وارد داروخانۀ واکر شد. از کارآموز، پودر سردرد خرید. بعد چرخید تا واکر را پیدا کند. داروخانهچی با تپانچهای بالا گرفته پشت قفسه ایستاده بود.
صدای شلیک آمد. گلوله از میان دهان باز مشتری رد شد و چند دندان او را شکست. مرد بر زمین افتاد و واکر تمام گلولهها را به پشت مرد شلیک کرد. کمی بعد سواری به آن منطقه آمد. پدر قربانی بود. شش لول خود را درآورد و مقابل واکر در مغازۀ لوازم آهنی گرفت.
شلیک کرد، ولی چخماق اسلحهاش شش مرتبه روی گلولهها خورد و عمل نکرد. اسلحۀ واکر کار کرد و پدر قربانی هم مجروح شدو ناتوان از مبارزه در هم شکست. البته او هم مانند پسرش زنده ماند.
اینها لحظاتی حساس از فیلم «انتقام زورو» نبود، بلکه یکی از متعدد وقایع داستان خانوادهای بود که برندۀ جایزۀ نوبل ادبی در آن رشد کرد. کسی که هنوز زنده است.
دو مردی که در مقابل داروخانهچی بدشانسی آوردند، پدربزرگ و پدر ویلیام فاکنر بودند که آن زمان تازه به سن مدرسه رفتن رسیده بود. دلیل تیراندازی هم حرف نابجایی بود که واکر در خیابان به خالۀ فاکنر، آنته زده بود. موری ، پدر ویلیام هم داروخانهچی را تهدید کرد که به زودی کتکش میزند.
ویلیام فاکنر برعکس اجداد خود، به هیچ انسانی شلیک نکرد. او جای گلوله و خشونت از کلمات استفاده میکرد، اما با همان حرارت و انگیزۀ نیای خود؛ یعنی برای اینکه به تمام موجودات و نیروهایی دستور دهد که به عقیدۀ ویلیام فاکنر همواره تهدیدش میکردند و قصد داشتند او را نابود و دنیا را محل زاد و ولد روسپیان و رذیلان کنند.
فاکنر تقریباً سی سال تمام، خود و داستان شخصی زندگیاش را پنهان کرد. تازه حالا بیشتر در انظار عمومی ظاهر میشود، اجازه میدهد از او عکس بگیرند و دوستان و آشنایانش به قدری در بارۀ او و خانوادهاش حرف میزنند که یافتن دلایل و زمینههای داستانهای پرهیجان و پرسرعت او امکانپذیر میشود.
شاید ویلیام فاکنر در مقام یک انسان و نویسنده – ملایم بگویم – استثناییترین فرد در ادبیات معاصر جهان باشد. بسیار زیاد مینوشد. گاهی آنقدر الکل در خون خود دارد که روزهای متمادی بیهوش میافتد و فقط با آمپول به زندگی بازمیگردد. در 1950 نزدیک بود شرکت او در ضیافت نوبل لغو شود، چون باز شروع به نوشیدن کرده بود.
عزیزان او روزها و شبها کنار تختش نشستند. او هذیان گفت و آنها دعا کردند که آثار ویسکی قبل از سفر از وجودش پاک شود. بعد مردی از خواب بیدار شد که - براساس استدلالهای دریافت جایزه - «نقشی پراهمیت در رماننویسی آمریکایی داشته است». به اندازۀ کافی هوشیار بود که تاریخ تقویم را تشخیص دهد. بعد آرام در تخت دراز کشید و اعلام کرد: «من دو روز دیگر خواهم نوشید.»
🆔 @jameeno
🔻اینجا بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/Faulkner-10-23
Telegraph
ادبیات جهان در آینه (7)؛ ویلیام فاکنر
اشپیگل شمارة 47 / ۱۹۵۳ از برتولت برشت تا توماس مان، زندگی نویسندگان بعد از جنگ مشت بر خاک جامعه نو: نیو آلبانی در ایالت میسیسیپی آمریکا، شهر کوچک دورافتادهای است که مهاجران در آن ساکن شدهبودند. سال 1903 در یک شب تابستانی و نمناک، مردی حدوداً سی ساله…
🔺میکروپلاستیکها در بدن انسان
🖌برگردان: گلبرگ برزین
▫️جامعه نو: بنابر تحقیقات به عمل آمده جدید، برای نخستین بار در مدفوع انسان میکروپلاستیک یافت شده که نشان دهنده وجود این ذرات ریز در زنجیره غذایی انسان است. در این پژوهش کوچک، چند داوطلب از اروپا، ژاپن و روسیه شرکت کردهاند و ذرات میکروپلاستیک در مدفوع همه آنان یافت شده است.
در این یافتهها، ۹ نوع مختلف از ۱۰ نوع پلاستیکی که در جستجوی آن بودهاند، در اندازههای ۵۰ تا ۵۰۰ میکرومتر دیده شده است. انواعی که بیش از بقیه دیده شده پلیپروپیلن و پلیاتیلن ترفنالات بوده است. به طور متوسط ۲۰ ذره میکروپلاستیک در هر ۱۰ گرم یافت شده است. میکروپلاستیک به ذرات کوچکتر از ۵ میلیمتر گفته میشود که در تولیداتی مانند مواد آرایشی به کار میرود، اما از تجزیه قطعات بزرگتر پلاستیک نیز، به خصوص در دریا، به وجود میآید.
بنا بر این تحقیق، پژوهشگران تخمین میزنند که «میکروپلاستیکها احتمالا در مدفوع ۵۰ درصد از جمعیت وجود دارد.» و البته تأکید دارند که باید تحقیقات بیشتری در این زمینه انجام شود. این آزمایشات را آژانس محیط زیستی اتریش با استفاده از شیوه جدیدی انجام داده که به گفته پژوهشگران بر مقدار زیاد میکروپلاستیک موجود در زنجیره غذایی صحه گذارده است. نمونههای گرفته شده از داوطلبان به آزمایشگاهی در وین فرستاده شده و با میکروطیفسنج مادون قرمز مورد آزمایش قرار گرفته است.
🆔 @jameeno
🔻اینجا بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/micro-10-24
🖌برگردان: گلبرگ برزین
▫️جامعه نو: بنابر تحقیقات به عمل آمده جدید، برای نخستین بار در مدفوع انسان میکروپلاستیک یافت شده که نشان دهنده وجود این ذرات ریز در زنجیره غذایی انسان است. در این پژوهش کوچک، چند داوطلب از اروپا، ژاپن و روسیه شرکت کردهاند و ذرات میکروپلاستیک در مدفوع همه آنان یافت شده است.
در این یافتهها، ۹ نوع مختلف از ۱۰ نوع پلاستیکی که در جستجوی آن بودهاند، در اندازههای ۵۰ تا ۵۰۰ میکرومتر دیده شده است. انواعی که بیش از بقیه دیده شده پلیپروپیلن و پلیاتیلن ترفنالات بوده است. به طور متوسط ۲۰ ذره میکروپلاستیک در هر ۱۰ گرم یافت شده است. میکروپلاستیک به ذرات کوچکتر از ۵ میلیمتر گفته میشود که در تولیداتی مانند مواد آرایشی به کار میرود، اما از تجزیه قطعات بزرگتر پلاستیک نیز، به خصوص در دریا، به وجود میآید.
بنا بر این تحقیق، پژوهشگران تخمین میزنند که «میکروپلاستیکها احتمالا در مدفوع ۵۰ درصد از جمعیت وجود دارد.» و البته تأکید دارند که باید تحقیقات بیشتری در این زمینه انجام شود. این آزمایشات را آژانس محیط زیستی اتریش با استفاده از شیوه جدیدی انجام داده که به گفته پژوهشگران بر مقدار زیاد میکروپلاستیک موجود در زنجیره غذایی صحه گذارده است. نمونههای گرفته شده از داوطلبان به آزمایشگاهی در وین فرستاده شده و با میکروطیفسنج مادون قرمز مورد آزمایش قرار گرفته است.
🆔 @jameeno
🔻اینجا بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/micro-10-24
Telegraph
میکروپلاستیکها در بدن انسان
جامعه نو: بنابر تحقیقات به عمل آمده جدید، برای نخستین بار در مدفوع انسان میکروپلاستیک یافت شده که نشان دهنده وجود این ذرات ریز در زنجیره غذایی انسان است. در این پژوهش کوچک، چند داوطلب از اروپا، ژاپن و روسیه شرکت کردهاند و ذرات میکروپلاستیک در مدفوع همه آنان…
صدای نو | ۴ آبان ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۴ آبان ۹۷
صدای جمعه: به یاد رضا امیر یاراحمدی
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
صدای جمعه: به یاد رضا امیر یاراحمدی
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
#الف
🔸مغز این گردو را چه کسی میبرد؟
▫️شورای سردبیری: حدود بیست سال پیش، در سالهای شکفتگی سیاسی که به تشکیل احزاب سیاسی منجر شده و انتخابات نسبتاً ازاد مجلس کشور را با اعضای آنها پر کرده بود، حزب کمونیست چین طبق رسم احزاب کمونیست از احزاب برادر برای شرکت در کنگره خود دعوت میکرد. در کمال تعجب مهمان همیشگی این حزب از ایران حزب موتلفه بود و امثال بادامچیان و ترقی با سرافراشته راهی پکن و کنگره حزب کمونیست میشدند. اینکه چرا فقط حزب موتلفه به این مهمانی میرفت البته اهمیتی نداشت ولی این اهمیت داشت که چینیها میدانستند در ایران قدرت دست کیست و موتلفهایهای برپاکننده مراسم مباهله با احزاب داخلی تشکیل شده توسط ایتاللهزادهها نیز با این حزب خدانشناس احساس همذاتپنداری بیشتری میکردند. علت روشن بود: ایران در آستانه انکشاف کامل به روی تاجران چینی بود که از هر ماستی کره اعلا استخراج میکنند و محافظهکاران ایرانی هم در حال کشف این راز بودند که چین چگونه توانسته هم ایدئولوژی کمونیستی خود را حفظ کند و هم با سرمایهداری بینالمللی پیوند بخورد و با امپریالیسم کنار بیاید؛ هم جامعه را بسته و تکحزبی نگه دارد و فعالان سیاسی و دانشجویان را سرکوب کند و لابد آئین کمونیستی را از صبح تا شام در مدارسش تدریس کند اما بدون مشکل آزادی اجتماعی و حریم خصوصی و شعبه مک دونالد و شلوار جین و ... بدهد. یک روز یکی از اعاظم حزب طاقت نیاورد و میل به سازماندهی جامعه براساس مدل چینی را با حسرت مطرح کرد: حکومت مثل حکومت چین مقتدر باشد و آزادیها به آزادی در مسائل شخصی محدود شود. اینکه چین چطور این کار را میکند خیلی مدنظر آقایان بود و هرچند چینیها امکان صدور هر چیزی را که مشتری داشته باشد دارند ولی معلوم نشد چرا این فناوری اجتماعی خود را به حکومت ما یاد ندادند! حسرت اداره اقتدارگرایانه یک جامعه بسته و برخوردار از آزادیهای محدود فردی و حریم خصوصی کنترلشده به دل حکومت ماند.
اما موضوع مهمتری هم هست که دوران حسرت خوردن به آن هنوز نرسیده و یا عقل حکمای ما هنوز به اهمیت آن قد نمیدهد: توانایی بدوش کشیدن یک پرچم بزرگ سرخ همراه با توانایی کار کردن با همه کشورهای جهان. چین کمونیست با عده زیادی از کشورها اختلاف و کشمکش بر سر خاک و آب و حقوق تجاری دارد اما دشمن ندارد. سران حزب کمونیست چین میتوانند با سرمایهدارانی که پدر بزرگشان غارتگر امپریالیستی و جد بزرگشان بردهدار بوده بنشینند، جام به هم بزنند و معاملات حجیم صورت دهند.
چرا آنها اینطورند اما ایرانیها نمیتوانند با حفظ قبای ایدئولوژیک و عصای مبارزهجویی خود کاسبهای خوبی هم باشند و این اوضاع فلاکتبار مبادلات بینالمللی را پایان دهند؟ چرا حکومت ایران نمیتواند آمال ایدئولوژیک خود را پی بگیرد، اما به اقتصاد خود آسیب وارد نسازد و پیگیری آن آمال را در مغایرت با منافع ملی نیابد؟ اینها پرسشهایی جدیاند، زیرا ریشه همه فشارهای بینالمللی سیاسی که منافع ما را پایمال میکنند و محدودیتهای اقتصادی که در نهایت از قدرت ملی ما در همه زمینهها میکاهند، ناتوانی حکومت در تنظیم عقلانی ظهور و حضور بینالمللی آن است. چینیها بر عکس ما که نماز خود را سیاسی و حتیالامکان در خارج خانه و محل کار میخوانیم و دعاوی عقیدتی خودمان را در بازار جهانی به بیع و شری میگذاریم باجهان، فقط تجارت میکنند و سیاستورزی بینالمللیشان هم به شدت کاسبکارانه و به دور از هر گرایش عقیدتی است. زمانی چین در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین دنبال معتقدان به مائوئیسم و کمونیسم چینی بود. آنها را حمایت میکرد تا جنگ به اصطلاح آزادیبخش راه بیندازند. اما آن دوران اکنون به تاریخ پیوسته و چین تاجر بیاعتقادی است که دنبال بازار و مشتری است نه جنگ آزادیبخش و چریک روستایی. حکومت کشور ما اما چهل سال است منافع ملی را به پای تصور خود از نقشی که میتواند در ماورای مرزها بازی کند به باد داده است. تجارتی با وهم تعیینکنندگی نقش بیشتر برای کسانی بسیار دور از این تصور که ایران میتواند قطب و کانون آنها باشد. از مسلمانان مورو در جزایر دورافتاده فیلیپین گرفته تا شیعیان بحرین، و از بخشی از نیروهای فلسطینی گرفته تا شیعیان نیجریه در دوردست آفریقا از این التفات پرهزینه و بیبهره نصیب برده میبرند.
این وضعیت سرانجام به پایان خواهد رسید. این امری تاریخی است و به اراده کسی وابسته نیست. چین روزی دست کشید، ما هم خواهیم کشید. مساله این است که دیرپایی این پیشرانه اکنون شکبرانگیز شده است. واقعاً دنبال آن هستیم که اقلیتهای شیعه در اینسو و آنسو مجال نفسی بیابند یا محرومانی در نقاط دورافتاده دنیا زنده بمانند به مغز گردویی رسیده از ایران؟....باورش سخت است!
🆔 @jameeno
🔸مغز این گردو را چه کسی میبرد؟
▫️شورای سردبیری: حدود بیست سال پیش، در سالهای شکفتگی سیاسی که به تشکیل احزاب سیاسی منجر شده و انتخابات نسبتاً ازاد مجلس کشور را با اعضای آنها پر کرده بود، حزب کمونیست چین طبق رسم احزاب کمونیست از احزاب برادر برای شرکت در کنگره خود دعوت میکرد. در کمال تعجب مهمان همیشگی این حزب از ایران حزب موتلفه بود و امثال بادامچیان و ترقی با سرافراشته راهی پکن و کنگره حزب کمونیست میشدند. اینکه چرا فقط حزب موتلفه به این مهمانی میرفت البته اهمیتی نداشت ولی این اهمیت داشت که چینیها میدانستند در ایران قدرت دست کیست و موتلفهایهای برپاکننده مراسم مباهله با احزاب داخلی تشکیل شده توسط ایتاللهزادهها نیز با این حزب خدانشناس احساس همذاتپنداری بیشتری میکردند. علت روشن بود: ایران در آستانه انکشاف کامل به روی تاجران چینی بود که از هر ماستی کره اعلا استخراج میکنند و محافظهکاران ایرانی هم در حال کشف این راز بودند که چین چگونه توانسته هم ایدئولوژی کمونیستی خود را حفظ کند و هم با سرمایهداری بینالمللی پیوند بخورد و با امپریالیسم کنار بیاید؛ هم جامعه را بسته و تکحزبی نگه دارد و فعالان سیاسی و دانشجویان را سرکوب کند و لابد آئین کمونیستی را از صبح تا شام در مدارسش تدریس کند اما بدون مشکل آزادی اجتماعی و حریم خصوصی و شعبه مک دونالد و شلوار جین و ... بدهد. یک روز یکی از اعاظم حزب طاقت نیاورد و میل به سازماندهی جامعه براساس مدل چینی را با حسرت مطرح کرد: حکومت مثل حکومت چین مقتدر باشد و آزادیها به آزادی در مسائل شخصی محدود شود. اینکه چین چطور این کار را میکند خیلی مدنظر آقایان بود و هرچند چینیها امکان صدور هر چیزی را که مشتری داشته باشد دارند ولی معلوم نشد چرا این فناوری اجتماعی خود را به حکومت ما یاد ندادند! حسرت اداره اقتدارگرایانه یک جامعه بسته و برخوردار از آزادیهای محدود فردی و حریم خصوصی کنترلشده به دل حکومت ماند.
اما موضوع مهمتری هم هست که دوران حسرت خوردن به آن هنوز نرسیده و یا عقل حکمای ما هنوز به اهمیت آن قد نمیدهد: توانایی بدوش کشیدن یک پرچم بزرگ سرخ همراه با توانایی کار کردن با همه کشورهای جهان. چین کمونیست با عده زیادی از کشورها اختلاف و کشمکش بر سر خاک و آب و حقوق تجاری دارد اما دشمن ندارد. سران حزب کمونیست چین میتوانند با سرمایهدارانی که پدر بزرگشان غارتگر امپریالیستی و جد بزرگشان بردهدار بوده بنشینند، جام به هم بزنند و معاملات حجیم صورت دهند.
چرا آنها اینطورند اما ایرانیها نمیتوانند با حفظ قبای ایدئولوژیک و عصای مبارزهجویی خود کاسبهای خوبی هم باشند و این اوضاع فلاکتبار مبادلات بینالمللی را پایان دهند؟ چرا حکومت ایران نمیتواند آمال ایدئولوژیک خود را پی بگیرد، اما به اقتصاد خود آسیب وارد نسازد و پیگیری آن آمال را در مغایرت با منافع ملی نیابد؟ اینها پرسشهایی جدیاند، زیرا ریشه همه فشارهای بینالمللی سیاسی که منافع ما را پایمال میکنند و محدودیتهای اقتصادی که در نهایت از قدرت ملی ما در همه زمینهها میکاهند، ناتوانی حکومت در تنظیم عقلانی ظهور و حضور بینالمللی آن است. چینیها بر عکس ما که نماز خود را سیاسی و حتیالامکان در خارج خانه و محل کار میخوانیم و دعاوی عقیدتی خودمان را در بازار جهانی به بیع و شری میگذاریم باجهان، فقط تجارت میکنند و سیاستورزی بینالمللیشان هم به شدت کاسبکارانه و به دور از هر گرایش عقیدتی است. زمانی چین در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین دنبال معتقدان به مائوئیسم و کمونیسم چینی بود. آنها را حمایت میکرد تا جنگ به اصطلاح آزادیبخش راه بیندازند. اما آن دوران اکنون به تاریخ پیوسته و چین تاجر بیاعتقادی است که دنبال بازار و مشتری است نه جنگ آزادیبخش و چریک روستایی. حکومت کشور ما اما چهل سال است منافع ملی را به پای تصور خود از نقشی که میتواند در ماورای مرزها بازی کند به باد داده است. تجارتی با وهم تعیینکنندگی نقش بیشتر برای کسانی بسیار دور از این تصور که ایران میتواند قطب و کانون آنها باشد. از مسلمانان مورو در جزایر دورافتاده فیلیپین گرفته تا شیعیان بحرین، و از بخشی از نیروهای فلسطینی گرفته تا شیعیان نیجریه در دوردست آفریقا از این التفات پرهزینه و بیبهره نصیب برده میبرند.
این وضعیت سرانجام به پایان خواهد رسید. این امری تاریخی است و به اراده کسی وابسته نیست. چین روزی دست کشید، ما هم خواهیم کشید. مساله این است که دیرپایی این پیشرانه اکنون شکبرانگیز شده است. واقعاً دنبال آن هستیم که اقلیتهای شیعه در اینسو و آنسو مجال نفسی بیابند یا محرومانی در نقاط دورافتاده دنیا زنده بمانند به مغز گردویی رسیده از ایران؟....باورش سخت است!
🆔 @jameeno
#الف
🔸نقش ایوان!
▫️شورای سردبیری: دیروز یک نهاد مهم سیاسی، مجمع تشخیص مصلحت، جلسه خود را به دو موضوع اختصاص داد: اول، کسی که بر جلسه ریاست میکرد، به دفاع از مداخله این مجمع در امور قانونگذاری در حد بالاتر از وظایف قانونیاش پرداخت. کاری که مضمون آن انطباق مصوبات مجلس با سیاستهای کلی نظام است و بسیاری از سیاستمداران و ناظران آن را به تشکیل یک شورای نگهبان دوم در این مجمع تفسیر کردهاند. البته ما امروز به این موضوع نمیپردازیم، هرچند مضمون کارشان بسیار بدعاقبت و جا انداختن سیاستهای کلی نظام به عنوان قانون اساسی دوم است و البته هنوز کسی از این برنامه پردهبرداری نکرده است.
کار دومی که دیروز در این جلسه صورت گرفت دریافت گزارش رئیس مرکز تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، و سپس بحث در مورد محتوای این سند بود که قرار است مسیر کشور را برای رسیدن به سال۱۴۴۴مشخص کند. (به خوانندگان جامعه نو توصیه میکنیم این سند را مرور کنند) به این موضوع هم نمیپردازیم، هرچند مضمون و آماج آن هم میتواند موضوع بحث شیرینی باشد که فعلاً مصلحت نیست به آن بپردازیم!
پس به چه میپردازیم؟ به اینکه مجامع ادارهکننده این کشور که تأثیرات حیاتی بر سرنوشت ما دارند و نگران این هستند که در سال ۱۴۴۴ مقام چندم جهان را داریم، آیا بر اوضاع کنونی این کشور، بر ایران ۱۳۹۷، وقوف دارند یا نه؟
آیا این پرسش مهمی است؟ بله ، و ما باید به آن پاسخ بگوئیم، چرا که اساساً آن نهادهای مهم مسئول حتی به این پرسش نرسیدهاند که در مقام پاسخش باشند. از همین موضوع جلسات و جستجویشان در اوج فلک مشخص است که به قول شیخ مصلحالدین ندانند در سرایشان چه میگذرد.
واقعاً چه میگذرد؟ به خاطر احساس خطر بیثباتی در جامعه، کشور در ماههای اخیر با یکی از بزرگترین موجهای خروج غیرقانونی سرمایه روبرو بوده است؛ به دنبال آن بیکفایتی حکومت در تصمیمسازی به یک سونامی تورمی منجر شده که در هفت ماه اول سال برای تولید کننده متجاوز از ۶۰ درصد بوده است؛ کارگران و کارآفرینان در حیرتند که کاهش قدرت خرید طبقه کارگر از چه محلی جبران شود؛ دولت در آستانه رفتن به سراغ چاپ پول است (دیروز معلوم شد دولت بزودی ۱۰ میلیارد دلار از محل صندوق ذخیره به ریال تبدیل خواهد کرد تا به کارکنانش کمکهزینه جبران تورم بدهد و از پس هزینه افزایشیافته طرحهایش برآید). همه اینها بعلاوه صدها مشکل ریز و درشت اقتصادی و اجتماعی دیگر و دهها درگیری پرهزینه خارجی تلاطمهایی خطرساز را در چشمانداز نزدیک ما قرار میدهند. اینها چیزهایی است که در این کشور میگذرد و به نظر میرسد مقامات نظام بر آنها وقوف ندارند.
راستش را بخواهید، نمیتوان به قطعیت گفت وقوف ندارند. شاید بشود گفت میدانند چه خطرهایی کشور را تهدید میکند، به همین دلیل است که مقام ارشد نظام در تقریبا همه صحبتها تمرکز ذهنی بسیاری بر مشکلات اقتصادی را هم نشان میدهد، ولی عاملی سبب میشود سرمشقی که دیگران میگیرند، نوشتن مشق درباره آرزوها و رویاهایی دوردست باشد. کسی نمیداند چرا!
🆔 @jameeno
🔸نقش ایوان!
▫️شورای سردبیری: دیروز یک نهاد مهم سیاسی، مجمع تشخیص مصلحت، جلسه خود را به دو موضوع اختصاص داد: اول، کسی که بر جلسه ریاست میکرد، به دفاع از مداخله این مجمع در امور قانونگذاری در حد بالاتر از وظایف قانونیاش پرداخت. کاری که مضمون آن انطباق مصوبات مجلس با سیاستهای کلی نظام است و بسیاری از سیاستمداران و ناظران آن را به تشکیل یک شورای نگهبان دوم در این مجمع تفسیر کردهاند. البته ما امروز به این موضوع نمیپردازیم، هرچند مضمون کارشان بسیار بدعاقبت و جا انداختن سیاستهای کلی نظام به عنوان قانون اساسی دوم است و البته هنوز کسی از این برنامه پردهبرداری نکرده است.
کار دومی که دیروز در این جلسه صورت گرفت دریافت گزارش رئیس مرکز تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، و سپس بحث در مورد محتوای این سند بود که قرار است مسیر کشور را برای رسیدن به سال۱۴۴۴مشخص کند. (به خوانندگان جامعه نو توصیه میکنیم این سند را مرور کنند) به این موضوع هم نمیپردازیم، هرچند مضمون و آماج آن هم میتواند موضوع بحث شیرینی باشد که فعلاً مصلحت نیست به آن بپردازیم!
پس به چه میپردازیم؟ به اینکه مجامع ادارهکننده این کشور که تأثیرات حیاتی بر سرنوشت ما دارند و نگران این هستند که در سال ۱۴۴۴ مقام چندم جهان را داریم، آیا بر اوضاع کنونی این کشور، بر ایران ۱۳۹۷، وقوف دارند یا نه؟
آیا این پرسش مهمی است؟ بله ، و ما باید به آن پاسخ بگوئیم، چرا که اساساً آن نهادهای مهم مسئول حتی به این پرسش نرسیدهاند که در مقام پاسخش باشند. از همین موضوع جلسات و جستجویشان در اوج فلک مشخص است که به قول شیخ مصلحالدین ندانند در سرایشان چه میگذرد.
واقعاً چه میگذرد؟ به خاطر احساس خطر بیثباتی در جامعه، کشور در ماههای اخیر با یکی از بزرگترین موجهای خروج غیرقانونی سرمایه روبرو بوده است؛ به دنبال آن بیکفایتی حکومت در تصمیمسازی به یک سونامی تورمی منجر شده که در هفت ماه اول سال برای تولید کننده متجاوز از ۶۰ درصد بوده است؛ کارگران و کارآفرینان در حیرتند که کاهش قدرت خرید طبقه کارگر از چه محلی جبران شود؛ دولت در آستانه رفتن به سراغ چاپ پول است (دیروز معلوم شد دولت بزودی ۱۰ میلیارد دلار از محل صندوق ذخیره به ریال تبدیل خواهد کرد تا به کارکنانش کمکهزینه جبران تورم بدهد و از پس هزینه افزایشیافته طرحهایش برآید). همه اینها بعلاوه صدها مشکل ریز و درشت اقتصادی و اجتماعی دیگر و دهها درگیری پرهزینه خارجی تلاطمهایی خطرساز را در چشمانداز نزدیک ما قرار میدهند. اینها چیزهایی است که در این کشور میگذرد و به نظر میرسد مقامات نظام بر آنها وقوف ندارند.
راستش را بخواهید، نمیتوان به قطعیت گفت وقوف ندارند. شاید بشود گفت میدانند چه خطرهایی کشور را تهدید میکند، به همین دلیل است که مقام ارشد نظام در تقریبا همه صحبتها تمرکز ذهنی بسیاری بر مشکلات اقتصادی را هم نشان میدهد، ولی عاملی سبب میشود سرمشقی که دیگران میگیرند، نوشتن مشق درباره آرزوها و رویاهایی دوردست باشد. کسی نمیداند چرا!
🆔 @jameeno
#الف
🔹وحشی... و اهلی!
▫️شورای سردبیری: درهفتههای اخیر ، به خاطر نزدیک شدن زمان شروع آخرین مرحله تحریمهای آمریکا، یکبار دیگر موضوع ارتباط ایران با همسایگانش و بویژه همسایگان عرب برجسته شده است. به صورتی خاص و به عنوان نمونه قابل بررسی، ارتباطات با عراق در مدت اخیر میتواند الگویی برای تنظیم ارتباطات با سایر کشورهای عرب باشد. این ارتباطات در چند زمینه قابل مداقه و درسآموزی هستند و هرچند جنبه فرهنگی آن در راهپیمایی اربعین بسیار برجسته نمایان شد، اما مهمترین جنبه روابط دو کشور در حوزه سیاست است. علت روشنی دارد: اگر توافق و حسن نیت سیاسی بین دو دولت برقرار نباشد، ارتباطهای فرهنگی ملتها به محاق میرود و پشت ابرتیره سیاست تا زمان پاره شدن دیوارهای ضخیم سیاست حبس میشود. روابط دولتها در دوران سلطه دو رژیم ناهمخو و ناهمسازی و خونریزی متقابل ملتهای ایران و عراق در دوران صدام نمونههای موید این ادعایند. اما حالا روابط سیاسی ایران و عراق به عنوان ضامن توسعه روابط فرهنگی و اقتصادی خوشبختانه خوب است و شاید بتواند الگوی توسعه روابط با دیگر کشورهای عرب باشد .
در روابط با عراق، ما چیزهایی را پذیرفتهایم که پذیرش آنها در مورد سایر کشورهای عرب میتواند کمککننده باشد. همه این متغیرها، البته در حوزه سیاست هستند. اولین آنها این است که حکومت ما پذیرفته است با یک نظام و دولت دستساز ایالات متحده در عراق کار کند. هر چند فرقهگرایان ایرانی در رجزخوانیهای معمول خود، این را پنهان میکنند و لاف دستیابی به نفوذ تعیینکننده در عراق میزنند، ولی تاریخ به ما میگوید، ایالات متحده در دوران بوش، ارادهگرایانه و فقط با مشارکت بریتانیا رژیم صدام را برداشت و یک سیستم فرقهای آمریکاپسند در عراق کار گذاشت. البته جامعه نو نمیخواهد در این مورد که دولت عراق دستنشانده و یک رژیم آمریکایی است داد سخن بدهد، و فقط میخواهیم بگوییم همانطور که میشود با رژیم تحتالحمایه آمریکا در عراق دوست بود و همین دو روز پیش در تماس تبریک جهانگیری با عادل المهدی اعلام کرد عراق یک دموکراسی نمونه در خاور میانه است، رژیمهای دیگر دستساز آمریکا و انگلیس را هم میتوان پذیرفت و در چارچوب استراتژی #خارپشت با آنها جز بر سر منافع ارضی و اقتصادی بحث و کشمکشی نداشت. هر چند رژیم عراق یک دموکراسی مبتنی بر جدایی فرقههاست و آمریکاییها در طراحی خود یک بمب ساعتی فرقهای قدرتمند در آن کار گذاشتهاند، اما میتوان پذیرفت فعلاً دارد کار میکند، با منافع معمول اقتصادی ما تعارضی ندارد، و زمزمه همراهیاش با ترامپ در تحریمها یا ناهمراهیهای اخیرش در امور مذهبی قابل توجیه و توضیح است. اگر سایر اعراب در حد فعلی عراق بیآزار بودند، عالی هم میشد.
رسم حکومت ما در سالهای اخیر چشمپوشی بر غمزههای دولت عراق بوده است . فرقی نمیکند العبادی باشد یا المهدی؛ آنها باید مراتب فرمانبرداری به ایالات متحده را گهگاه به عمل بیاورند و همراهیشان را نشان دهند، ایران هم عاقلانه نادیده بگیرد. منافع ما چنین ایجاب میکند وحکومت هم هشیار است . چرا این هشیاری را در مورد سایر کشورهای عرب به خرج ندهیم؟
بدیهی است میپذیریم که سایر اعراب تفاوتهایی با عراق دارند و عمدهترین آن تفاوت مذهب است که دو گروه با انگشت نهادن و عمده کردن آن زمین نفاق و دشمنی را هرچه بیشتر بارور میکنند. در جانب کشورهای عرب، اندیشه وهابی -داعشی به کمتر از کافر خواندن شیعیان رضایت نمیدهد ودر ایران نیز گروهی از آخوندهای سنتی ناآشنا با جهان امروز و برخی رنود بهرهبردار از تعارض فرقهای بر این آتش میدمند (کیهان پریروز در سرمقالهاش نوشته بود "کربلا قبله و قبلهنماست") و داعش را تغذیه و توجیه میدهند. تنها راه جلوگیری از این دوجماعت، این است که در هردو سو، سیاست رسمی دولتها بنیان نهادن روابط بر مبنای سیاستهای کاملا تهیشده از سم فرقهگرایی باشد. هم از این رو، هرقدر دولت عراق گرایش غیرفرقهای به نمایش بگذارد و مسئولان ارشد نظام در ایران جلوی رنود یادشده را بگیرند، از خطرات ممکن برای کشور ما کاسته میشود .
باید از خودمان بپرسیم چه کسی میتواند درستی این ادعا را رد کند که؛ خطر متحد آمریکا بودن رژیمهای همسایه ایران، از خطر مبتلا بودن آنها به گرایشهای فرقهای ضد ما بسیار کمتر است. افغانستان طالبان برای ما بهتر بود یا افغانستان کنونی؟سلمان پادشاه عربستان باشد برای ما بهتر است یا عبدالعزیز بن عبدالله تمیمی؟
ما، ادعا میکنیم سلمان!
🆔 @jameeno
🔹وحشی... و اهلی!
▫️شورای سردبیری: درهفتههای اخیر ، به خاطر نزدیک شدن زمان شروع آخرین مرحله تحریمهای آمریکا، یکبار دیگر موضوع ارتباط ایران با همسایگانش و بویژه همسایگان عرب برجسته شده است. به صورتی خاص و به عنوان نمونه قابل بررسی، ارتباطات با عراق در مدت اخیر میتواند الگویی برای تنظیم ارتباطات با سایر کشورهای عرب باشد. این ارتباطات در چند زمینه قابل مداقه و درسآموزی هستند و هرچند جنبه فرهنگی آن در راهپیمایی اربعین بسیار برجسته نمایان شد، اما مهمترین جنبه روابط دو کشور در حوزه سیاست است. علت روشنی دارد: اگر توافق و حسن نیت سیاسی بین دو دولت برقرار نباشد، ارتباطهای فرهنگی ملتها به محاق میرود و پشت ابرتیره سیاست تا زمان پاره شدن دیوارهای ضخیم سیاست حبس میشود. روابط دولتها در دوران سلطه دو رژیم ناهمخو و ناهمسازی و خونریزی متقابل ملتهای ایران و عراق در دوران صدام نمونههای موید این ادعایند. اما حالا روابط سیاسی ایران و عراق به عنوان ضامن توسعه روابط فرهنگی و اقتصادی خوشبختانه خوب است و شاید بتواند الگوی توسعه روابط با دیگر کشورهای عرب باشد .
در روابط با عراق، ما چیزهایی را پذیرفتهایم که پذیرش آنها در مورد سایر کشورهای عرب میتواند کمککننده باشد. همه این متغیرها، البته در حوزه سیاست هستند. اولین آنها این است که حکومت ما پذیرفته است با یک نظام و دولت دستساز ایالات متحده در عراق کار کند. هر چند فرقهگرایان ایرانی در رجزخوانیهای معمول خود، این را پنهان میکنند و لاف دستیابی به نفوذ تعیینکننده در عراق میزنند، ولی تاریخ به ما میگوید، ایالات متحده در دوران بوش، ارادهگرایانه و فقط با مشارکت بریتانیا رژیم صدام را برداشت و یک سیستم فرقهای آمریکاپسند در عراق کار گذاشت. البته جامعه نو نمیخواهد در این مورد که دولت عراق دستنشانده و یک رژیم آمریکایی است داد سخن بدهد، و فقط میخواهیم بگوییم همانطور که میشود با رژیم تحتالحمایه آمریکا در عراق دوست بود و همین دو روز پیش در تماس تبریک جهانگیری با عادل المهدی اعلام کرد عراق یک دموکراسی نمونه در خاور میانه است، رژیمهای دیگر دستساز آمریکا و انگلیس را هم میتوان پذیرفت و در چارچوب استراتژی #خارپشت با آنها جز بر سر منافع ارضی و اقتصادی بحث و کشمکشی نداشت. هر چند رژیم عراق یک دموکراسی مبتنی بر جدایی فرقههاست و آمریکاییها در طراحی خود یک بمب ساعتی فرقهای قدرتمند در آن کار گذاشتهاند، اما میتوان پذیرفت فعلاً دارد کار میکند، با منافع معمول اقتصادی ما تعارضی ندارد، و زمزمه همراهیاش با ترامپ در تحریمها یا ناهمراهیهای اخیرش در امور مذهبی قابل توجیه و توضیح است. اگر سایر اعراب در حد فعلی عراق بیآزار بودند، عالی هم میشد.
رسم حکومت ما در سالهای اخیر چشمپوشی بر غمزههای دولت عراق بوده است . فرقی نمیکند العبادی باشد یا المهدی؛ آنها باید مراتب فرمانبرداری به ایالات متحده را گهگاه به عمل بیاورند و همراهیشان را نشان دهند، ایران هم عاقلانه نادیده بگیرد. منافع ما چنین ایجاب میکند وحکومت هم هشیار است . چرا این هشیاری را در مورد سایر کشورهای عرب به خرج ندهیم؟
بدیهی است میپذیریم که سایر اعراب تفاوتهایی با عراق دارند و عمدهترین آن تفاوت مذهب است که دو گروه با انگشت نهادن و عمده کردن آن زمین نفاق و دشمنی را هرچه بیشتر بارور میکنند. در جانب کشورهای عرب، اندیشه وهابی -داعشی به کمتر از کافر خواندن شیعیان رضایت نمیدهد ودر ایران نیز گروهی از آخوندهای سنتی ناآشنا با جهان امروز و برخی رنود بهرهبردار از تعارض فرقهای بر این آتش میدمند (کیهان پریروز در سرمقالهاش نوشته بود "کربلا قبله و قبلهنماست") و داعش را تغذیه و توجیه میدهند. تنها راه جلوگیری از این دوجماعت، این است که در هردو سو، سیاست رسمی دولتها بنیان نهادن روابط بر مبنای سیاستهای کاملا تهیشده از سم فرقهگرایی باشد. هم از این رو، هرقدر دولت عراق گرایش غیرفرقهای به نمایش بگذارد و مسئولان ارشد نظام در ایران جلوی رنود یادشده را بگیرند، از خطرات ممکن برای کشور ما کاسته میشود .
باید از خودمان بپرسیم چه کسی میتواند درستی این ادعا را رد کند که؛ خطر متحد آمریکا بودن رژیمهای همسایه ایران، از خطر مبتلا بودن آنها به گرایشهای فرقهای ضد ما بسیار کمتر است. افغانستان طالبان برای ما بهتر بود یا افغانستان کنونی؟سلمان پادشاه عربستان باشد برای ما بهتر است یا عبدالعزیز بن عبدالله تمیمی؟
ما، ادعا میکنیم سلمان!
🆔 @jameeno
#یادداشت_منتخب
🔺"حق مخالفت" و "پول کثیف"
🖌سید مصطفی تاجزاده
۱. انتخاب نظام سیاسی حق مسلم مردم است. هر ایرانی حق دارد موافق یا مخالف جمهوری اسلامی باشد و برای تداوم یا تغییر آن بکوشد اما حق نقض استقلال ملی و یکپارچگی سرزمینی را به منظور تحقق علائق و سلائق خود ندارد و در همه احوال باید پاسدار منافع و مصالح ملی باشد. رعایت ضوابط سیاستورزی مستقل و ملی برای حاکم و محکوم و نیز پوزیسیون و اپوزیسیون به یکسان لازم است و هیچ یک حق دریوزگی از بیگانه یا آلت دست شدن آنها را ندارد.
۲. روزنامه معتبر گاردین در گزارش دیروز خود فاش کرد پدرخواندهی شبکهی تلویزیونی ایران اینترنشنال "سعود القحطانی" یکی از بدنامترین و عالیرتبهترین مشاوران امنیتی بنسلمان است. همین فرد طبق گزارش رویترز در بازجویی اسکایپی جمال خاشقجی پیش از قتلش گفت «سر سگ را برایم بیاورید»
۳. سرمایه گذاری ۲۵۰ میلیون دلاری بنسلمان در شبکهی ایراناینترنشنال به واسطگی سعودالقحطانی مصداق روشن پول کثیف است که با توجه به میزان غیرمتعارف آن اهداف ایرانستیزانهی دیگری را دنبال میکند. تردید نیست که شاهزاده میلیارد و قاتلی که روزنامهنگار منتقد خود را در کنسولگری خارج از کشورش تکهتکه میکند، دلش برای آزادی بیان و رسانهها در ایران نسوخته است که چنین دست و دل بازانه شبکههای فارسی زبان راه میاندازد.
۴. اکنون روشن میشود که چرا تلویزیون اینترنشنال نشست امسال فرقه تروریستی رجوی را مستقیم پخش کرد و بلافاصه بعد از حملهی تروریستی اهواز با نماینده الاحوازیه به گفتگو نشست.
۵. بعضی از روزنامهنگاران خوشسابقه که در این شبکه مشغول به کار شدهاند و نیز دستهای از کارشناسان که با این شبکه مصاحبه کردهاند به احتمال زیاد پیش از این از منبع مالی آن اطلاع دقیقی نداشتهاند. با انتشار گزارش گاردین و آشکار شدن نقش آمر قتل خاشقجی در تاسیس و حمایت از این شبکه، به نظرم وقت آن رسیده است که روزنامهنگاران حرفهای و مستقل و نیز مخالفان ایراندوست جمهوری اسلامی که دغدغهی سلامت منابع مالی دارند، از همکاری با این رسانه پرهیز کنند.
۶. بنسلمان از طرق مختلف از جمله با کمک این شبکه در حال جذب، خرید، وابسته و آلوده کردن مخالفان جمهوری اسلامی است. این گروه نباید در ضدیت و نفی نظام در دام ولیعهد جلاد سعودی بیافتند.
۷. ما به عملکرد یک سویه و غیرحرفهای صدا و سیما و امپراطوری رسانهای سپاه از یکطرف و نیز توقیف فلهای مطبوعات و بازداشت فعالان عرصه اطلاع رسانی اعتراض داریم و همواره خواستار آزادی اصحاب قلم و بالیدن رسانههای مستقل، حرفهای و سالم بوده و هستیم، اما راه مقابله با تک صدایی را قلم به مزد یا پناهنده شدن به رسانهی پشتگرم به پول کثیف امثال بنسلمان نمیدانیم / فردای بهتر
🔻گزارش گاردین را اینجا بخوانید
https://www.theguardian.com/world/2018/oct/31/concern-over-uk-based-iranian-tv-channels-links-to-saudi-arabia
🔺"حق مخالفت" و "پول کثیف"
🖌سید مصطفی تاجزاده
۱. انتخاب نظام سیاسی حق مسلم مردم است. هر ایرانی حق دارد موافق یا مخالف جمهوری اسلامی باشد و برای تداوم یا تغییر آن بکوشد اما حق نقض استقلال ملی و یکپارچگی سرزمینی را به منظور تحقق علائق و سلائق خود ندارد و در همه احوال باید پاسدار منافع و مصالح ملی باشد. رعایت ضوابط سیاستورزی مستقل و ملی برای حاکم و محکوم و نیز پوزیسیون و اپوزیسیون به یکسان لازم است و هیچ یک حق دریوزگی از بیگانه یا آلت دست شدن آنها را ندارد.
۲. روزنامه معتبر گاردین در گزارش دیروز خود فاش کرد پدرخواندهی شبکهی تلویزیونی ایران اینترنشنال "سعود القحطانی" یکی از بدنامترین و عالیرتبهترین مشاوران امنیتی بنسلمان است. همین فرد طبق گزارش رویترز در بازجویی اسکایپی جمال خاشقجی پیش از قتلش گفت «سر سگ را برایم بیاورید»
۳. سرمایه گذاری ۲۵۰ میلیون دلاری بنسلمان در شبکهی ایراناینترنشنال به واسطگی سعودالقحطانی مصداق روشن پول کثیف است که با توجه به میزان غیرمتعارف آن اهداف ایرانستیزانهی دیگری را دنبال میکند. تردید نیست که شاهزاده میلیارد و قاتلی که روزنامهنگار منتقد خود را در کنسولگری خارج از کشورش تکهتکه میکند، دلش برای آزادی بیان و رسانهها در ایران نسوخته است که چنین دست و دل بازانه شبکههای فارسی زبان راه میاندازد.
۴. اکنون روشن میشود که چرا تلویزیون اینترنشنال نشست امسال فرقه تروریستی رجوی را مستقیم پخش کرد و بلافاصه بعد از حملهی تروریستی اهواز با نماینده الاحوازیه به گفتگو نشست.
۵. بعضی از روزنامهنگاران خوشسابقه که در این شبکه مشغول به کار شدهاند و نیز دستهای از کارشناسان که با این شبکه مصاحبه کردهاند به احتمال زیاد پیش از این از منبع مالی آن اطلاع دقیقی نداشتهاند. با انتشار گزارش گاردین و آشکار شدن نقش آمر قتل خاشقجی در تاسیس و حمایت از این شبکه، به نظرم وقت آن رسیده است که روزنامهنگاران حرفهای و مستقل و نیز مخالفان ایراندوست جمهوری اسلامی که دغدغهی سلامت منابع مالی دارند، از همکاری با این رسانه پرهیز کنند.
۶. بنسلمان از طرق مختلف از جمله با کمک این شبکه در حال جذب، خرید، وابسته و آلوده کردن مخالفان جمهوری اسلامی است. این گروه نباید در ضدیت و نفی نظام در دام ولیعهد جلاد سعودی بیافتند.
۷. ما به عملکرد یک سویه و غیرحرفهای صدا و سیما و امپراطوری رسانهای سپاه از یکطرف و نیز توقیف فلهای مطبوعات و بازداشت فعالان عرصه اطلاع رسانی اعتراض داریم و همواره خواستار آزادی اصحاب قلم و بالیدن رسانههای مستقل، حرفهای و سالم بوده و هستیم، اما راه مقابله با تک صدایی را قلم به مزد یا پناهنده شدن به رسانهی پشتگرم به پول کثیف امثال بنسلمان نمیدانیم / فردای بهتر
🔻گزارش گاردین را اینجا بخوانید
https://www.theguardian.com/world/2018/oct/31/concern-over-uk-based-iranian-tv-channels-links-to-saudi-arabia
the Guardian
Concern over UK-based Iranian TV channel's links to Saudi Arabia
Exclusive: Iran International funded by firm with ties to Prince Mohammed bin Salman
📌همراهان گرامی جامعهنو
▫️رادیوی شبانگاهی صدای نو، از فردا شنبه ۱۲ آبان با تغییراتی مختصر، دوباره مهمان شما خواهد بود. بیتردید این کار تازه که گروه روزنامهنگاران مستقل جامعه نو در تهیه و تدوین آن تلاش کردهاند، بیکاستی و نقصان نبوده است و در این مسیر سخت و تازهای که پیش رو داریم، جز به یاری و همراهی شما امید نبستهایم.
در بیش از ۵۰ شماره رادیوی صدای نو، با وجود تمام کمبودها، تلاش کردیم نگاه و رویه مستقل خویش را حفظ کنیم و این جز به کمک اعضای گروه که بیچشمداشت تلاش کردند، ممکن نبود. آن چه ما را بر آن داشت تا فصل تازهای را آغاز کنیم، نظرات مهرآمیز و توجه شما بوده و زین پس نیز نیازمند آرا و نظرات شما برای رفع کاستیها و افزایش کیفی این صدای نو هستیم.
صدای نو با تدارک روشی برای شنیدن صدای شما درباره موضوعات روز و همچنین گشودن باب گفتوگو با مخاطب، در فصلهای پیشرو، میخواهد خود را با مخاطبانش رودررو کند و فضای مشارکت و همدلی که نیاز این روزهای بحرانی سرزمین ماست، را بگشاید. از شما میخواهیم از طریق @AloSeda صدای خود را به گوش ما و دیگر هموطنان خود برسانید.
شاید سخن گفتن از چنین چیزی خیالی دور و شعاری فریبنده بنماید ولی برای روزنامهنگاری مستقل ایران که باید وظیفهاش نقد قدرت و نگاه دقیق به منافع ملی باشد، راهی جز این نیست.
امید که در این مسیر طوفانی تنها نمانیم.
🆔 @jameeno
▫️رادیوی شبانگاهی صدای نو، از فردا شنبه ۱۲ آبان با تغییراتی مختصر، دوباره مهمان شما خواهد بود. بیتردید این کار تازه که گروه روزنامهنگاران مستقل جامعه نو در تهیه و تدوین آن تلاش کردهاند، بیکاستی و نقصان نبوده است و در این مسیر سخت و تازهای که پیش رو داریم، جز به یاری و همراهی شما امید نبستهایم.
در بیش از ۵۰ شماره رادیوی صدای نو، با وجود تمام کمبودها، تلاش کردیم نگاه و رویه مستقل خویش را حفظ کنیم و این جز به کمک اعضای گروه که بیچشمداشت تلاش کردند، ممکن نبود. آن چه ما را بر آن داشت تا فصل تازهای را آغاز کنیم، نظرات مهرآمیز و توجه شما بوده و زین پس نیز نیازمند آرا و نظرات شما برای رفع کاستیها و افزایش کیفی این صدای نو هستیم.
صدای نو با تدارک روشی برای شنیدن صدای شما درباره موضوعات روز و همچنین گشودن باب گفتوگو با مخاطب، در فصلهای پیشرو، میخواهد خود را با مخاطبانش رودررو کند و فضای مشارکت و همدلی که نیاز این روزهای بحرانی سرزمین ماست، را بگشاید. از شما میخواهیم از طریق @AloSeda صدای خود را به گوش ما و دیگر هموطنان خود برسانید.
شاید سخن گفتن از چنین چیزی خیالی دور و شعاری فریبنده بنماید ولی برای روزنامهنگاری مستقل ایران که باید وظیفهاش نقد قدرت و نگاه دقیق به منافع ملی باشد، راهی جز این نیست.
امید که در این مسیر طوفانی تنها نمانیم.
🆔 @jameeno
#الف
🔸 اقتصاددانان و مافیا!
▫️شورای سردبیری: سال ۱۳۶۹. جنگ هشت ساله تازه تمام شده وانباشت هایی به چشم می آید: خرابی و ویرانی گسترده؛ زیربناهای از بین رفته؛ تقاضاهای پاسخ داده نشده؛ والبته ثروتهای انباشته سوءاستفاده کنندگان از دوران تورمی جنگ که نرخ آن در سه سال آخر به ۳۰ در صد نزدیک شده بود.
هاشمی رفسنجانی حالا از فرماندهی انتصابی جنگ به فرماندهی انتخابی اقتصاد رسیده بود و در مقام ریاست جمهوری باید کشور را در مسیر باز سازی هدایت میکرد. برنامه اش تعدیل آرام اقتصادی مورد پشتیبانی صندوق بین المللی پول بود و تامین منابع داخلی مورد نیاز برایش یک مساله. مرحوم محسن نوربخش که اقتصاد خوانده بود و وزارت امور اقتصادی را اداره میکرد دنبال منابع مالی این برنامه تعدیل بود. یکی از این منابع داخلی، مالیات موسوم به تعاون ملی بود که وزارت اقتصاد مبدع آن بود: در دوران جنگ عده ای ثروتهای افسانه ای(به مقیاس آن زمان)اندوخته بودند و شرایط تورمی هم ثروت آنها را چند برابر کرده بود.قرار شد از افزایش قیمت املاک آنها مالیاتی گرفته شود: گردش ریال های سرگردان تورم ساز را میکاست و منبع سالمی برای دولت بود. مناسب به نظر میرسید و در باره ان اطلاع رسانی شد. سپس یک روز بدون سرو صدا، بدون اعلام خبر، دفتر و دستک فراهم شده برای اجرایی کردن آن در معاونت مالیاتی جمع شد. بدون هیچ توضیحی و معاون مالیاتی وقت زیر گوش برخی خبرنگاران گفت " گفته اند با دم شیر بازی میکنید؟...."
اقتصاددانها از مافیای درحال شکل گیری حکومتی ترسیده وبرنامه را لغوکرده بودند. و داستان شکل گیری این مافیا راباید اینجا، در میانه داستان اقتصاد دانان تعریف کنیم. یک بخش از این مافیا در دوران جنگ و براساس رانتهای ناشی از شرایط جنگی پدید آمده بود . هاشمی رفسنجانی مخترع مافیای دوران پسا جنگ بود. اوکه گفته میشد نگران است پاکباختگان برگشته از جبهه ها یقه حکومت را به خاطر فساد و تبعیض بگیرند، جنگجویان سابق را به سمت فعالیت اقتصادی هل داد. کمی پس از آتش بس در نماز جمعه گفت بچه مسلمانها که جنگ را پیش برده اند حالا باید در جبهه اقتصاد بجنگند و باید به عرصه فعالیت اقتصادی بیایند. ده سال بعد ، در سال ۱۳۷۹ هنگامی که مقام رهبری به یونسی وزیر اطلاعات اذن داد فعالیت های اقتصادی وابستگان وزارت اطلاعات را تعطیل کند و ۱۰۰ شرکت آشکار جمع شد ، نشانه هایی از مافیای شکل گرفته در دل حکومت آشکار شد. افرادی باحس طلبکار ، مختار، بری از نظارت و دارای احساس کامل ناپاسخگویی ، اقتصاد را به شکل غارتگرانه ای مسخر کرده بودند. البته امر پنهانی نبود. اولین اختلاس(نام محترمانه دزدی منابع عمومی توسط معتمدحکومت) بزرگ بانکی در مقیاس آن دوران، حدود ۱۲۳میلیارد تومان ، چند سال قبل از آن و توسط اعضای خانواده ای صورت گرفته بود که مامور خریدهای دوران جنگ بودند. مافیا گنده تر از ان و فعالیتهایش بیشتر از ان بودند که دیده نشود. آنقدر بزرگ شد که به تدریج اطلاق عنوان دولت مافیایی برایش مناسب بود . اصرار های اخیر مقامات درجه اول در این مورد که فساد در ایران سیستماتیک(اصطلاح خودشان) نیست ، برای نفی وجود این سرطان است.
برگردیم به قصه اقتصاد دانها. با تعطیل شدن اجباری طرح مالیات تعاون ملی، انها طرح دیگری دادند: اختصاص کد اقتصادی به بازرگانان برای پیگیری معاملات تجاری ، که در آن هنگام بخش عمده فعالیت اقتصادی و جی دی پی بود ولی فعالیت و معاملات آنها و مافیای حکومتی که کلا در بخش تجارت بود بکلی از نگاه دستگاه مالیاتی مکتوم بود . ابتدا از طرح استقبال شد . نفهمیده بودند معنایش چیست ، ولی باز هم یکباره زیرابش را زدند. این بار با استفاده از نقطه ضعف کوچکی در طرح. شایع کردند یک بازرگان به نام آبدارچی خود کد اقتصادی گرفته و سوء استفاده کرده است. مافیای حکومتی هیچگونه نظارتی را بر نمی تابید و استفاده از کد اقتصادی برای سالها تعطیل شد.
اما جنگ بین اقتصاددانان و مافیا پایان نیافته و ادامه داشته است: اقتصاددانان میگویند بنگاهداری دولتی منابع کشور را هدر میدهد، ولی مافیای خیمهزده بر واحدهای اقتصادی نگران به غارت رفتن حق مردم از طریق خصوصی سازی است؛ اقتصاددانان میگویند ارز چندنرخی اقتصاد را از کارایی می اندازد، اما مافیای دولتی بهره بردار از ارز ارزان نگران سخت شدن معیشت مردم به خاطر گرانی ارز است؛ اقتصاددانان معتقدند اقتصاد کشور نیازمند فضای بیتنش خارجی برای رشد است، اما مافیای حکومتی اراده محرومان جهان به مبارزه با استکبار را فریاد میکشد؛ و اقتصاددانان از نیاز به ثبات اجتماعی، حاکمیت قانون، شفافیت و بهبود فضای کسب و کار سخن میگویند و پوشش حکومتی - امنیتی مافیا ردپای دشمن در این خواستها جستجو میکند. نبردی بی پایان، که یک طرف در ان نگران سکته قلبی اقتصاد است، طرف دیگر ترسان از قطع دستانی که قانقاریای حکومتی آنها را فاسد کرده است.
🆔 @jameeno
🔸 اقتصاددانان و مافیا!
▫️شورای سردبیری: سال ۱۳۶۹. جنگ هشت ساله تازه تمام شده وانباشت هایی به چشم می آید: خرابی و ویرانی گسترده؛ زیربناهای از بین رفته؛ تقاضاهای پاسخ داده نشده؛ والبته ثروتهای انباشته سوءاستفاده کنندگان از دوران تورمی جنگ که نرخ آن در سه سال آخر به ۳۰ در صد نزدیک شده بود.
هاشمی رفسنجانی حالا از فرماندهی انتصابی جنگ به فرماندهی انتخابی اقتصاد رسیده بود و در مقام ریاست جمهوری باید کشور را در مسیر باز سازی هدایت میکرد. برنامه اش تعدیل آرام اقتصادی مورد پشتیبانی صندوق بین المللی پول بود و تامین منابع داخلی مورد نیاز برایش یک مساله. مرحوم محسن نوربخش که اقتصاد خوانده بود و وزارت امور اقتصادی را اداره میکرد دنبال منابع مالی این برنامه تعدیل بود. یکی از این منابع داخلی، مالیات موسوم به تعاون ملی بود که وزارت اقتصاد مبدع آن بود: در دوران جنگ عده ای ثروتهای افسانه ای(به مقیاس آن زمان)اندوخته بودند و شرایط تورمی هم ثروت آنها را چند برابر کرده بود.قرار شد از افزایش قیمت املاک آنها مالیاتی گرفته شود: گردش ریال های سرگردان تورم ساز را میکاست و منبع سالمی برای دولت بود. مناسب به نظر میرسید و در باره ان اطلاع رسانی شد. سپس یک روز بدون سرو صدا، بدون اعلام خبر، دفتر و دستک فراهم شده برای اجرایی کردن آن در معاونت مالیاتی جمع شد. بدون هیچ توضیحی و معاون مالیاتی وقت زیر گوش برخی خبرنگاران گفت " گفته اند با دم شیر بازی میکنید؟...."
اقتصاددانها از مافیای درحال شکل گیری حکومتی ترسیده وبرنامه را لغوکرده بودند. و داستان شکل گیری این مافیا راباید اینجا، در میانه داستان اقتصاد دانان تعریف کنیم. یک بخش از این مافیا در دوران جنگ و براساس رانتهای ناشی از شرایط جنگی پدید آمده بود . هاشمی رفسنجانی مخترع مافیای دوران پسا جنگ بود. اوکه گفته میشد نگران است پاکباختگان برگشته از جبهه ها یقه حکومت را به خاطر فساد و تبعیض بگیرند، جنگجویان سابق را به سمت فعالیت اقتصادی هل داد. کمی پس از آتش بس در نماز جمعه گفت بچه مسلمانها که جنگ را پیش برده اند حالا باید در جبهه اقتصاد بجنگند و باید به عرصه فعالیت اقتصادی بیایند. ده سال بعد ، در سال ۱۳۷۹ هنگامی که مقام رهبری به یونسی وزیر اطلاعات اذن داد فعالیت های اقتصادی وابستگان وزارت اطلاعات را تعطیل کند و ۱۰۰ شرکت آشکار جمع شد ، نشانه هایی از مافیای شکل گرفته در دل حکومت آشکار شد. افرادی باحس طلبکار ، مختار، بری از نظارت و دارای احساس کامل ناپاسخگویی ، اقتصاد را به شکل غارتگرانه ای مسخر کرده بودند. البته امر پنهانی نبود. اولین اختلاس(نام محترمانه دزدی منابع عمومی توسط معتمدحکومت) بزرگ بانکی در مقیاس آن دوران، حدود ۱۲۳میلیارد تومان ، چند سال قبل از آن و توسط اعضای خانواده ای صورت گرفته بود که مامور خریدهای دوران جنگ بودند. مافیا گنده تر از ان و فعالیتهایش بیشتر از ان بودند که دیده نشود. آنقدر بزرگ شد که به تدریج اطلاق عنوان دولت مافیایی برایش مناسب بود . اصرار های اخیر مقامات درجه اول در این مورد که فساد در ایران سیستماتیک(اصطلاح خودشان) نیست ، برای نفی وجود این سرطان است.
برگردیم به قصه اقتصاد دانها. با تعطیل شدن اجباری طرح مالیات تعاون ملی، انها طرح دیگری دادند: اختصاص کد اقتصادی به بازرگانان برای پیگیری معاملات تجاری ، که در آن هنگام بخش عمده فعالیت اقتصادی و جی دی پی بود ولی فعالیت و معاملات آنها و مافیای حکومتی که کلا در بخش تجارت بود بکلی از نگاه دستگاه مالیاتی مکتوم بود . ابتدا از طرح استقبال شد . نفهمیده بودند معنایش چیست ، ولی باز هم یکباره زیرابش را زدند. این بار با استفاده از نقطه ضعف کوچکی در طرح. شایع کردند یک بازرگان به نام آبدارچی خود کد اقتصادی گرفته و سوء استفاده کرده است. مافیای حکومتی هیچگونه نظارتی را بر نمی تابید و استفاده از کد اقتصادی برای سالها تعطیل شد.
اما جنگ بین اقتصاددانان و مافیا پایان نیافته و ادامه داشته است: اقتصاددانان میگویند بنگاهداری دولتی منابع کشور را هدر میدهد، ولی مافیای خیمهزده بر واحدهای اقتصادی نگران به غارت رفتن حق مردم از طریق خصوصی سازی است؛ اقتصاددانان میگویند ارز چندنرخی اقتصاد را از کارایی می اندازد، اما مافیای دولتی بهره بردار از ارز ارزان نگران سخت شدن معیشت مردم به خاطر گرانی ارز است؛ اقتصاددانان معتقدند اقتصاد کشور نیازمند فضای بیتنش خارجی برای رشد است، اما مافیای حکومتی اراده محرومان جهان به مبارزه با استکبار را فریاد میکشد؛ و اقتصاددانان از نیاز به ثبات اجتماعی، حاکمیت قانون، شفافیت و بهبود فضای کسب و کار سخن میگویند و پوشش حکومتی - امنیتی مافیا ردپای دشمن در این خواستها جستجو میکند. نبردی بی پایان، که یک طرف در ان نگران سکته قلبی اقتصاد است، طرف دیگر ترسان از قطع دستانی که قانقاریای حکومتی آنها را فاسد کرده است.
🆔 @jameeno
صدای نو | ۱۱ آبان ۹۷
گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۱۱ آبان ۹۷
صدای جمعه: به یاد ناصر نظیفپور ایرانی
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
صدای جمعه: به یاد ناصر نظیفپور ایرانی
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
صدای نو | ۱۲ آبان ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۱۲ آبان ۹۷
دلار چه واکنشی به آغاز دور دوم تحریمها خواهد داشت؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
دلار چه واکنشی به آغاز دور دوم تحریمها خواهد داشت؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
#یادداشت_منتخب
🔹"تامین مالی تجارت" یا "تجارت تامین مالی"؟
🖌 امیرعباس زینتبخش
اجازه بدهید این پست را با یک سوال آغاز کنم: به نظر شما آیا فایننس مقدم است یا تجارت؟ یا به عبارت دیگر؛ این فایننس است که باید جلو حرکت کند و تجارت را به دنبال خود بکشد، یا تولید و تجارت است که باید فایننس را به دنبال خود بکشد؟
در قدیم الایام رسم بر این بوده که از تولید و تجارت به فایننس و بانکداری می رسیده اند و امروزه رسم بر این است که از بانکداری وارد تولید می شوند! در آن زمانها بانکداران؛ ابتدا تجار قدرتمندی بودند که به چرخه تولید از A تا Z آن اشراف داشتند و در راستای نیاز به تامین مالی جهت توسعه کار و کسب شان بانک هم تاسیس می کردند و امروزه جریان بر عکس شده و ابتدا عده ای دور هم جمع شده و مجوز بانک می گیرند و برای کسب سود، وارد هر تولید و تجارتی می شوند! همچنین در قدیم الایام رسم بر این بود که اول کار می کردند و بعد به کَسب می رسیدند و می گفتند کاروکاسبی و امروزه اول کَسب می خواهیم و بعد اگر قسمت شد، کار و می گوییم کسب و کار!
📌یک قرن پیش، جناب جی پی مورگان، شرکت جنرال الکتریک، شرکت فولاد آمریکا، شرکت تلفن و تلگراف آمریکا (AT&T) و شرکت تولید تجهیزات و ماشین آلات کشاورزی (IH) و... را پایه گذاری کرد و برای تامین مالی این گونه فعالیت ها و توسعه کاروکسب خود از بازوی تامین مالی و بانک استفاده می کرد (که اکنون بانک او با دارایی 2.5 تریلیون دلاری؛ بزرگترین بانک در آمریکا و ششمین بانک بزرگ جهان است) و در نقطه مقابل، امروزه عمده بانکدارها بدون علاقه به تولید و تجارت و با مقاصد سفته جویانه وارد تولید و تجارت هر چیزی شده و به هر قیمتی با سود قطعی از آن بیرون می آیند! شعار آنها این است که پول قدرت است و هر کس قدرتمند است؛ حق با اوست!
✅تجربه جهانی اینگونه به ما می آموزد که "تجارت تامین مالی" یعنی جلو افتادن فایننس و هدف شدنِ رشد بازارهای مالی فارغ از اوضاع اقتصاد واقعی و تولید با مالی سازی و Financialization بازارها و تنوع و رشد قارچ گونه موسسات مالی، جایگزین شدن کارخانه های تولیدی با شعب بانکی و سپرده ها و توسعه ابزارهای مالی مبتنی بر ربا؛ حاصلی جز حباب، بحران مالی، ورشکستگی، رکود، بیکاری و سیکل های رونق و رکود شدید و طولانی مدت ندارد!
و بر عکس آن، "تامین مالی تجارت"؛ یعنی جلو بودن تجارت و تولید واقعی و حرکت حمایتی فایننس پشت سر آن، منجر به رشد پایدار شده و سیکل های رونق و رکود ملایم تری رقم خواهد زد.
🔴🎯و بالاخره اینکه؛ رشد دورقمی بازار پولی و مالی و رشد منفیِ اقتصاد واقعی، بالا رفتن بی رویه نرخ ارز و بالابردن نرخ بهره برای کنترل نقدینگیِ دامن زن به رشد نرخ ارز در شرایطی که اقتصاد واقعی و تجارت قفل شده و... همه بازتاب و نتیجه انتخاب و ترجیح "تجارت تامین مالی" بر "تامین مالی تجارت" از سوی متولیان و سیاستگذاران در یک بازار است! / اندیشه و حرکت
🆔 @jameeno
🔹"تامین مالی تجارت" یا "تجارت تامین مالی"؟
🖌 امیرعباس زینتبخش
اجازه بدهید این پست را با یک سوال آغاز کنم: به نظر شما آیا فایننس مقدم است یا تجارت؟ یا به عبارت دیگر؛ این فایننس است که باید جلو حرکت کند و تجارت را به دنبال خود بکشد، یا تولید و تجارت است که باید فایننس را به دنبال خود بکشد؟
در قدیم الایام رسم بر این بوده که از تولید و تجارت به فایننس و بانکداری می رسیده اند و امروزه رسم بر این است که از بانکداری وارد تولید می شوند! در آن زمانها بانکداران؛ ابتدا تجار قدرتمندی بودند که به چرخه تولید از A تا Z آن اشراف داشتند و در راستای نیاز به تامین مالی جهت توسعه کار و کسب شان بانک هم تاسیس می کردند و امروزه جریان بر عکس شده و ابتدا عده ای دور هم جمع شده و مجوز بانک می گیرند و برای کسب سود، وارد هر تولید و تجارتی می شوند! همچنین در قدیم الایام رسم بر این بود که اول کار می کردند و بعد به کَسب می رسیدند و می گفتند کاروکاسبی و امروزه اول کَسب می خواهیم و بعد اگر قسمت شد، کار و می گوییم کسب و کار!
📌یک قرن پیش، جناب جی پی مورگان، شرکت جنرال الکتریک، شرکت فولاد آمریکا، شرکت تلفن و تلگراف آمریکا (AT&T) و شرکت تولید تجهیزات و ماشین آلات کشاورزی (IH) و... را پایه گذاری کرد و برای تامین مالی این گونه فعالیت ها و توسعه کاروکسب خود از بازوی تامین مالی و بانک استفاده می کرد (که اکنون بانک او با دارایی 2.5 تریلیون دلاری؛ بزرگترین بانک در آمریکا و ششمین بانک بزرگ جهان است) و در نقطه مقابل، امروزه عمده بانکدارها بدون علاقه به تولید و تجارت و با مقاصد سفته جویانه وارد تولید و تجارت هر چیزی شده و به هر قیمتی با سود قطعی از آن بیرون می آیند! شعار آنها این است که پول قدرت است و هر کس قدرتمند است؛ حق با اوست!
✅تجربه جهانی اینگونه به ما می آموزد که "تجارت تامین مالی" یعنی جلو افتادن فایننس و هدف شدنِ رشد بازارهای مالی فارغ از اوضاع اقتصاد واقعی و تولید با مالی سازی و Financialization بازارها و تنوع و رشد قارچ گونه موسسات مالی، جایگزین شدن کارخانه های تولیدی با شعب بانکی و سپرده ها و توسعه ابزارهای مالی مبتنی بر ربا؛ حاصلی جز حباب، بحران مالی، ورشکستگی، رکود، بیکاری و سیکل های رونق و رکود شدید و طولانی مدت ندارد!
و بر عکس آن، "تامین مالی تجارت"؛ یعنی جلو بودن تجارت و تولید واقعی و حرکت حمایتی فایننس پشت سر آن، منجر به رشد پایدار شده و سیکل های رونق و رکود ملایم تری رقم خواهد زد.
🔴🎯و بالاخره اینکه؛ رشد دورقمی بازار پولی و مالی و رشد منفیِ اقتصاد واقعی، بالا رفتن بی رویه نرخ ارز و بالابردن نرخ بهره برای کنترل نقدینگیِ دامن زن به رشد نرخ ارز در شرایطی که اقتصاد واقعی و تجارت قفل شده و... همه بازتاب و نتیجه انتخاب و ترجیح "تجارت تامین مالی" بر "تامین مالی تجارت" از سوی متولیان و سیاستگذاران در یک بازار است! / اندیشه و حرکت
🆔 @jameeno
صدای نو | ۱۳ آبان ۹۷
گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۱۳ آبان ۹۷
دولت در سایه چگونه به CFT خنجر میزند؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
دولت در سایه چگونه به CFT خنجر میزند؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
🔸یادبود نازنین دیهیمی در اولین سال نبودنش
در این مراسم دوستان و همکاران «نازنین دیهیمی» مترجم جوان ادبیات و ادبیات نمایشی گردهم میآیند و به مرور کارنامهی پربار او میپردازند. «آرمان امید» نمایشنامهنویس پیشکسوت و دکتر «نغمه ثمینی» دربارهی آثاری که این مترجم جوان در حوزهی ادبیات نمایشی از خود به یادگار گذاشته صحبت میکنند. همچنین در این برنامه بخشهایی از نمایشنامه «آقای نویسنده و همکارش» نمایشنامهخوانی میشود.
پیتر حسینلو، بهرنگ شاهینپر، پرویز نوروزی و هادی ثابت نیز به یاد او قطعهای موسیقایی خواهند نواخت.
این برنامه از ساعت شش تا هشت عصر یکشنبه بیستم آبان ماه در موسسه آپارتمان واقع در خیابان ایرانشهر، کوچهی کلانتری،پلاک ۴۸ برگزار میشود.
نازنین دیهیمی دوازده کتاب در حوزهی ادبیات نمایشی، ادبیات کودک و جستارنویسی در زندگی کوتاه و پربارش از خود به جا گذاشت. از او ترجمههای منتشر نشدهای نیز باقی مانده است.
🆔 @jameeno
مراسم یادبود و گرامیداشت «نازنین دیهیمی» مترجم و ویراستار ادبی در اولین سال نبودنش، روز یکشنبه بیستم آبان ماه در مرکز فرهنگی «آپارتمان» برگزار میشود.در این مراسم دوستان و همکاران «نازنین دیهیمی» مترجم جوان ادبیات و ادبیات نمایشی گردهم میآیند و به مرور کارنامهی پربار او میپردازند. «آرمان امید» نمایشنامهنویس پیشکسوت و دکتر «نغمه ثمینی» دربارهی آثاری که این مترجم جوان در حوزهی ادبیات نمایشی از خود به یادگار گذاشته صحبت میکنند. همچنین در این برنامه بخشهایی از نمایشنامه «آقای نویسنده و همکارش» نمایشنامهخوانی میشود.
پیتر حسینلو، بهرنگ شاهینپر، پرویز نوروزی و هادی ثابت نیز به یاد او قطعهای موسیقایی خواهند نواخت.
این برنامه از ساعت شش تا هشت عصر یکشنبه بیستم آبان ماه در موسسه آپارتمان واقع در خیابان ایرانشهر، کوچهی کلانتری،پلاک ۴۸ برگزار میشود.
نازنین دیهیمی دوازده کتاب در حوزهی ادبیات نمایشی، ادبیات کودک و جستارنویسی در زندگی کوتاه و پربارش از خود به جا گذاشت. از او ترجمههای منتشر نشدهای نیز باقی مانده است.
🆔 @jameeno
#یادداشت_منتخب
🔴 تله آمریکا برای جهان اسلام
🖌 دکتر سارا فلاحی؛ استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه آزاد ایلام
🔻در پازل سیاسی_امنیتی آمریکا، ایران و عربستان به عنوان دشمن تعریف شده اند و هر دو باید تضعیف شوند. اما استراتژی دستیابی به این هدف متفاوت است. در نگاه راهبردی آمریکا، هر دو کشور،مسلمان،منبع عظیم انرژی وحامل یک نوع از اسلام رادیکال هستند که اصالتا ضد غرب قلمداد می شوند؛ هر چند به شکل مقطعی و تاکتیکی گاهی واجد روابط نزدیک با غرب هم باشند.
🔸در رویکرد تضعیفی آمریکا علیه ایران و عربستان،بخشی از اهداف آمریکا،توسط دو کشور و بر بستر اختلافات ایدئولوژیکی و منطقه ای آن ها پیاده می شود تا این دو کشور بزرگ اسلامی، از دو رقیب منطقه ای به دو دشمن منطقه ای تبدیل شوند؛استراتژی که اسرائیل را در حاشیه امنیت قرار می دهد.
🔸در استراتژی مذکور،عربستان در قالب متحد آمریکا بخش اعظم پول نفت خود را برای خرید تسلیحات به آمریکا می دهد تا توان مقابله با ایران را داشته باشد.از طرف دیگر آمریکا در سایه پروژه ایران هراسی و با جنگ روانی و ذهنی ایران را به عنوان یک خطر امنیتی منطقه ای و جهانی مطرح می کند تا بتواند برای رفع آن، استراتژی تحریم را در شکل وسیعی پیاده کند و این بازیگر بزرگ خاورمیانه را در چنبره پیامدهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، امنیتی و فرهنگی تحریم گرفتار نماید به طوری که ایران فرصت پرداختن به توسعه زیرساخت های فرهنگی،سیاسی و اقتصادی خود را نداشته باشد .
🔸 در سایه استراتژی مذکور، عربستان به جای هزینه درآمدهای خود در زمینه توسعه متوازن، صرفا بر خرید تسلیحات و تشدید خصومت با ایران متمرکز می شود و ایران نیز تمام تمرکز خود را بر مدیریت کمبود منابع خود و مقابله با تحریم ها می گذارد و در بلند مدت هر دو کشور از نفس افتاده و به جای توسعه زیرساخت های خود،اسیر خودزنی های منطقه ای می شوند.به عبارت دیگر آمریکا سرمایه عربستان را در سایه تئوری وحشت از ایران، به آمریکا می برد و ایران نیز برای دور زدن تحریم ها مجبور است از راه های غیر معمول، چند برابر مسیرهای معمول از سرمایه خود را هزینه کند تا تحریم ها را تحت الشعاع قرار دهد.نتیجه استراتژی دو ستونی آمریکا تضعیف سرمایه و پتانسیل جهان اسلام و تشدید منازعات خاورمیانه ای است.
🔸استراتژی مذکور در طول جنگ ایران و عراق نیز توسط آمریکا و شوروی سابق اتخاذ شد و با تشدید منازعه بین دو کشور و فروش اسلحه به هر دو طرف مخاصمه، این دو واحد سیاسی مسلمان را با فرسایش قدرت و نیرو مواجه ساختند.هم اکنون نیز بازی سابق را به شیوه ای دیگر علیه ایران و عربستان به کار گرفته اند.طبعا کاتالیزور استراتژی فوق، اسرائیل و تحرکات تفرقه افکنانه ای است که این رژیم در پیش گرفته است / اسدآبادنیوز
🆔 @jameeno
🔴 تله آمریکا برای جهان اسلام
🖌 دکتر سارا فلاحی؛ استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه آزاد ایلام
🔻در پازل سیاسی_امنیتی آمریکا، ایران و عربستان به عنوان دشمن تعریف شده اند و هر دو باید تضعیف شوند. اما استراتژی دستیابی به این هدف متفاوت است. در نگاه راهبردی آمریکا، هر دو کشور،مسلمان،منبع عظیم انرژی وحامل یک نوع از اسلام رادیکال هستند که اصالتا ضد غرب قلمداد می شوند؛ هر چند به شکل مقطعی و تاکتیکی گاهی واجد روابط نزدیک با غرب هم باشند.
🔸در رویکرد تضعیفی آمریکا علیه ایران و عربستان،بخشی از اهداف آمریکا،توسط دو کشور و بر بستر اختلافات ایدئولوژیکی و منطقه ای آن ها پیاده می شود تا این دو کشور بزرگ اسلامی، از دو رقیب منطقه ای به دو دشمن منطقه ای تبدیل شوند؛استراتژی که اسرائیل را در حاشیه امنیت قرار می دهد.
🔸در استراتژی مذکور،عربستان در قالب متحد آمریکا بخش اعظم پول نفت خود را برای خرید تسلیحات به آمریکا می دهد تا توان مقابله با ایران را داشته باشد.از طرف دیگر آمریکا در سایه پروژه ایران هراسی و با جنگ روانی و ذهنی ایران را به عنوان یک خطر امنیتی منطقه ای و جهانی مطرح می کند تا بتواند برای رفع آن، استراتژی تحریم را در شکل وسیعی پیاده کند و این بازیگر بزرگ خاورمیانه را در چنبره پیامدهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، امنیتی و فرهنگی تحریم گرفتار نماید به طوری که ایران فرصت پرداختن به توسعه زیرساخت های فرهنگی،سیاسی و اقتصادی خود را نداشته باشد .
🔸 در سایه استراتژی مذکور، عربستان به جای هزینه درآمدهای خود در زمینه توسعه متوازن، صرفا بر خرید تسلیحات و تشدید خصومت با ایران متمرکز می شود و ایران نیز تمام تمرکز خود را بر مدیریت کمبود منابع خود و مقابله با تحریم ها می گذارد و در بلند مدت هر دو کشور از نفس افتاده و به جای توسعه زیرساخت های خود،اسیر خودزنی های منطقه ای می شوند.به عبارت دیگر آمریکا سرمایه عربستان را در سایه تئوری وحشت از ایران، به آمریکا می برد و ایران نیز برای دور زدن تحریم ها مجبور است از راه های غیر معمول، چند برابر مسیرهای معمول از سرمایه خود را هزینه کند تا تحریم ها را تحت الشعاع قرار دهد.نتیجه استراتژی دو ستونی آمریکا تضعیف سرمایه و پتانسیل جهان اسلام و تشدید منازعات خاورمیانه ای است.
🔸استراتژی مذکور در طول جنگ ایران و عراق نیز توسط آمریکا و شوروی سابق اتخاذ شد و با تشدید منازعه بین دو کشور و فروش اسلحه به هر دو طرف مخاصمه، این دو واحد سیاسی مسلمان را با فرسایش قدرت و نیرو مواجه ساختند.هم اکنون نیز بازی سابق را به شیوه ای دیگر علیه ایران و عربستان به کار گرفته اند.طبعا کاتالیزور استراتژی فوق، اسرائیل و تحرکات تفرقه افکنانه ای است که این رژیم در پیش گرفته است / اسدآبادنیوز
🆔 @jameeno
#الف
🔹تشکر برای یک "نه!"
▫️شورای سردبیری: سیاست خارجی ایران سالهاست به گروگان یک گرایش فرقهای مخرب رفته است که مسبب بسیاری از گرفتاری های منطقهای ماست؛ اما این گرایش که در غالب موارد ما را به زیر پا گذاشتن منافع ملی وادار کرده است، در برخی موارد با یک دره غیر قابل عبور روبرو شده و به ناچار تغییر مسیر داده و گرایش فرقه ای موقتا به محاق رفته است. یکی از این موارد خاص، موقعیت مثلث محبت و ملاحظه بین ایران و آذربایجان و ارمنستان است. آذربایجان، دومین کشور شیعه دارای درجه بالای خلوص، به صورت غیر قابل درمانی به ایالات متحده، ناتو و اسرائیل آلوده است؛ ارمنستان، تقریبا خالص مسیحی و از نظر قومی ارمنی، با آذربایجان تعارض لاینحل ارضی دارد، با روسیه پیوند امنیتی دارد و با ایران همسایه رفیق و بی تنش است. از سالهایی بسیار پیش، در جریان درگیری دو کشور بر سر منطقه قره باغ، ایران با ترجیح منافع سیاسی بر علائق عقیدتی، آشکارا از موضع ارمنستان حمایت کرده است.
حالا خبری هست که وزیر امور خارجه پیامی برای دولت ارمنستان فرستاده و سفیر ایران تحویل وزارت خارجه ارمنی ها داده است. ما ایرانی ها که معمولا چیزی درباره این تحرکات نمیگوییم، طرف ارمنی هم به این اکتفا کرده که پیام حاوی تشکر ظریف از رفتار دوستانه و همراه با حسن نیت ارمنستان نسبت به ایران بوده است، اما از همین تشکر هم میتوان پی برد چه خبر بوده است. وقتی ان را با درز دادن خبر تقاضاهای بولتون از ارمنستان ترکیب کنیم، اصل ماجرا از پشت شیشه مات آشکار میشود. بولتون در سفر اخیرش به منطقه قفقاز که هدف کسب حمایت برای فشار علیه ایران را پی میگرفت، ارامنه را تهدید کرده طرفداری آمریکا از آذر بایجان را دردعوای ارضی بین ارمنستان و آذربایجان در منطقه ناگورنو قره باغ افزایش خواهد داد، اگرارمنستان در افزایش فشار بر ایران با دولت ترامپ همراهی نکند. دولت نیکول پاشینیان که اخیرا توسط یک انقلاب نرم به جای یک دولت آشکارا همسوی روسیه بر سر کار آمده تقاضای بولتون و سفیر آمریکا را رد کرده و خبر ماجرا را علنی کرده است آمریکا، زمانی که دولت ارمنستان گرایش آشکار به جبهه روسیه داشت به آذربایجان گرایش داشت، ولی از ارمنستان نمیخواست در ماجرای اختلاف ارضی کوتاه بیاید. حالا که ارامنه دارای تمایلات غربی تر در ارمنستان در عرصه سیاست بر آمدهاند، آنها را تهدید میکند. باید این رفتار را ناشی از درماندگی برای محاصره اقتصادی ایران دانست. قدرتهای بزرگتر و طرفهای تجاری عمده ایران تیم ترامپ را ناامید کرده اند و ظاهرا چاره کار در رفتن به سراغ امثال ارمنستان همراه با تهدیدهای بولتونمآب است.
طبیعی است که پاداش مقاومت ارمنستان چیزی فراتر از تشکر خشک و خالی ظریف باشد، اما نکته ظریف این ماجرا، جایزه ای است که ایران باید به خاطر ترجیح منافع ملی به گرایش عقیدتی در همین یک مورد خاص به خودش بدهد. سیاست خارجی ما در برابر آذربایجان نه بر همسویی شیعی، که بر محاسباتی عقلانی، محافظه کارانه استوار است که حاصل آن رفاقت نیست، اما مسالمت سازنده و امنیت و همکاری اقتصادی در حد مقدور هست.
این سیاستی است که باید درباره همه همسایگان خود اعمال کنیم، با این هدف که فرصت رسیدگی به مشکلات بزرگ داخلی خود را بیابیم.
🆔 @jameeno
🔹تشکر برای یک "نه!"
▫️شورای سردبیری: سیاست خارجی ایران سالهاست به گروگان یک گرایش فرقهای مخرب رفته است که مسبب بسیاری از گرفتاری های منطقهای ماست؛ اما این گرایش که در غالب موارد ما را به زیر پا گذاشتن منافع ملی وادار کرده است، در برخی موارد با یک دره غیر قابل عبور روبرو شده و به ناچار تغییر مسیر داده و گرایش فرقه ای موقتا به محاق رفته است. یکی از این موارد خاص، موقعیت مثلث محبت و ملاحظه بین ایران و آذربایجان و ارمنستان است. آذربایجان، دومین کشور شیعه دارای درجه بالای خلوص، به صورت غیر قابل درمانی به ایالات متحده، ناتو و اسرائیل آلوده است؛ ارمنستان، تقریبا خالص مسیحی و از نظر قومی ارمنی، با آذربایجان تعارض لاینحل ارضی دارد، با روسیه پیوند امنیتی دارد و با ایران همسایه رفیق و بی تنش است. از سالهایی بسیار پیش، در جریان درگیری دو کشور بر سر منطقه قره باغ، ایران با ترجیح منافع سیاسی بر علائق عقیدتی، آشکارا از موضع ارمنستان حمایت کرده است.
حالا خبری هست که وزیر امور خارجه پیامی برای دولت ارمنستان فرستاده و سفیر ایران تحویل وزارت خارجه ارمنی ها داده است. ما ایرانی ها که معمولا چیزی درباره این تحرکات نمیگوییم، طرف ارمنی هم به این اکتفا کرده که پیام حاوی تشکر ظریف از رفتار دوستانه و همراه با حسن نیت ارمنستان نسبت به ایران بوده است، اما از همین تشکر هم میتوان پی برد چه خبر بوده است. وقتی ان را با درز دادن خبر تقاضاهای بولتون از ارمنستان ترکیب کنیم، اصل ماجرا از پشت شیشه مات آشکار میشود. بولتون در سفر اخیرش به منطقه قفقاز که هدف کسب حمایت برای فشار علیه ایران را پی میگرفت، ارامنه را تهدید کرده طرفداری آمریکا از آذر بایجان را دردعوای ارضی بین ارمنستان و آذربایجان در منطقه ناگورنو قره باغ افزایش خواهد داد، اگرارمنستان در افزایش فشار بر ایران با دولت ترامپ همراهی نکند. دولت نیکول پاشینیان که اخیرا توسط یک انقلاب نرم به جای یک دولت آشکارا همسوی روسیه بر سر کار آمده تقاضای بولتون و سفیر آمریکا را رد کرده و خبر ماجرا را علنی کرده است آمریکا، زمانی که دولت ارمنستان گرایش آشکار به جبهه روسیه داشت به آذربایجان گرایش داشت، ولی از ارمنستان نمیخواست در ماجرای اختلاف ارضی کوتاه بیاید. حالا که ارامنه دارای تمایلات غربی تر در ارمنستان در عرصه سیاست بر آمدهاند، آنها را تهدید میکند. باید این رفتار را ناشی از درماندگی برای محاصره اقتصادی ایران دانست. قدرتهای بزرگتر و طرفهای تجاری عمده ایران تیم ترامپ را ناامید کرده اند و ظاهرا چاره کار در رفتن به سراغ امثال ارمنستان همراه با تهدیدهای بولتونمآب است.
طبیعی است که پاداش مقاومت ارمنستان چیزی فراتر از تشکر خشک و خالی ظریف باشد، اما نکته ظریف این ماجرا، جایزه ای است که ایران باید به خاطر ترجیح منافع ملی به گرایش عقیدتی در همین یک مورد خاص به خودش بدهد. سیاست خارجی ما در برابر آذربایجان نه بر همسویی شیعی، که بر محاسباتی عقلانی، محافظه کارانه استوار است که حاصل آن رفاقت نیست، اما مسالمت سازنده و امنیت و همکاری اقتصادی در حد مقدور هست.
این سیاستی است که باید درباره همه همسایگان خود اعمال کنیم، با این هدف که فرصت رسیدگی به مشکلات بزرگ داخلی خود را بیابیم.
🆔 @jameeno