جامعه نو
4.93K subscribers
989 photos
33 videos
17 files
770 links
رسانه روزنامه‌نگاران مستقل

تماس با ما: @jameeno_pr
Download Telegram
🔸صدای نو | ۱۹ مهر ۹۷

صدای جمعه: به مبارک‌باد میلاد شفیعی کدکنی

صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صدای‌نو در ساندکلاود.

🆔 @jameeno
صدای نو | ۱۹ مهر ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۱۹ مهر ۹۷

صدای جمعه: به مبارک‌باد میلاد شفیعی کدکنی

صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صدای‌نو در ساندکلاود.

🆔 @jameeno
#الف

🔸ابله و آب‌زیرکاه!

▫️شورای سردبیری : آیا رفتار ترامپ برای ایران مفید بوده و با بلاهت در چارچوب منافع ایران بازی کرده است؟ از منظری بله، به شرط آنکه ایران بتواند در آنچه ترامپ برای ایران شر می‌پندارد، خیر جستجو کند. رفتار تیم ترامپ یک درگیری همه‌جانبه با اروپا و سایر کشورهای مهم پدید آورده ، که بخشهایی قدرتمند از جهان را به تحرک در جهت منافع درازمدت ایران واداشته است. باید از این فرصت استفاده هشیارانه کرد نه کوته‌نگرانه. ایران درست مانند #خارپشت که درمیانه درگیری و پنجه‌درپنجه شدن عقابها فرصت گریز پیدا می‌کند، باید از صحنه در برود.

ببینیم موقعیت چیست، ترامپ کجا خیمه زده و ایران باید کجا سنگر بگیرد؟

۱ - پس از نقطه‌عطف برجام، آشکار بود چند نقطه داغ درگیری در رابطه ایران با دولتهای غربی باقی مانده که بزودی کشمکش بر سر آنها شروع می‌شود. ترامپ با خروج از برجام اتحاد قدرتمند دوسوی اطلس بر سر این مناطق درگیری را به هم زد و ایران با فشار جهانی برای کاهش توان موشکی و تغییر رفتار در خاور میانه روبرو نشد. ترامپ با خروج از برجام و سایر ناسازگاری‌هایش با اروپایی‌ها و سایر قدرتهای جهان، احتمال هرگونه وحدت عمل برای فشار به ایران را از بین برد. حالا ایران باید از تجدید پدید آمدن فضایی که فشار اجماعی را بازتولید کند بپرهیزد.

۲ - تحریم‌های ترامپ نیز آثار ناخواسته‌ای پدید آورده‌اند که می‌تواند اهرم‌های مثبت فرض شود. به تحرک افتادن جهان برای کنار زدن سلطه دلار بر مبادلات تجاری جهان و پدید آوردن کانالهای انتقال مالی خارج از کنترل خزانه‌داری ایالات متحده٬ تأثیراتی بین‌المللی، بویژه برای ایران دارد که قدرت ایالات متحده را در جهان تضعیف می‌کند. سیاستمداران عوام‌فریب ایران از اوایل دهه ۶۰ شعار حذف دلار از مبادلات خارجی ایران دادند و البته نه اراده واقعی و نه توانش را داشتند و در آخر هم مشخص شد یکی از درخواستهای ایران این است که اجازه مبادلات دلاری داشته باشد و این ایالات متحده است که اجازه نمی‌دهد! حالا اروپایی‌ها دارند از فرصت بلاهت ترامپ در خروج از برجام استفاده می‌برند تا سایه دلار را از سر اقتصادهای خود کوتاه کنند. اخرین خبرها حاکی است مقاماتی در آمریکا درخواست کرده‌اند استفاده از کانال مبادلاتی سوئیفت برای ایران تحریم نشود، زیرا حس کرده‌اند اروپا با ایجاد کانال جدید مبادلات مالی، دارد دلار را واقعاً حذف می‌کند. ایران بدون تلاش و درگیری به آرزوی قدیمی‌اش می‌رسد و حالا اگر اراده واقعی بدست آوردن قدرت تأثیرگذاری حقیقی بر معادلات قدرت در جهان و منطقه را دارد باید به بهانه قصد شوم ترامپ درباره تحریم نفت ایران، بورس جهانی معاملات نفتی به یورو و یک ارز معتبر آسیایی را به هر قیمتی در کیش راه بیندازد. به هر قیمتی، و با هر سرعتی.

۳ - ایالات متحده احتمالاً بزودی درگیر بحرانی داخلی خواهد شد، زیرا تیم ترامپ این کشور را به منزوی‌ترین موقعیتی که برای تنها ابرقدرت جهان از ۱۹۹۰ به این سو میتغوان تصور کرد رانده است، نظامات داخلی ایالات متحده را نیز به اغتشاش کشانده و آینده مبهم جنگ تجاری‌اش با کل جهان نیز بعید است آقتصاد ایالات متحده را روی ریل نگه دارد. معقول آن است که رقبای اقتصادی و مخالفان سیاسی ایالات متحده آمریکا به جای تصور اینکه زمان لگد زدن به غول ضعیف رسیده خود را از دسترسش دور کنند و اجازه دهند ترامپ به خرابکاری‌های خود ادامه دهد. به قول شخصیتی تاریخی، وقتی می‌بینی دشمنت دارد قبر خودش را می‌کند، هیچ کاری نکن!

۴ - بسیاری از ناظران در پیش‌بینی آینده ترامپ به این نقطه رسیده‌اند که اگر به نقطه بحرانی حفظ کاخ سفید برسد، به تحرک خطرزایی مانند ایجاد درگیری خارجی رو خواهد آورد . هر چند برخی ژنرال‌های موثر ارتش ایالات متحده به وضوح گفته‌اند اجازه چنین کاری به این شخص مخبط نخواهند داد، ولی احتمال کم را هم نباید دست کم گرفت، بویژه برای ایران که در ذهن نزدیکان ترامپ هدف مناسبی است و هزینه در گیری با آن را هم می‌توان از عربها گرفت. ایران همانطور که در واکنش به خروج ایالات متحده از برجام رفتار قربانی و مظلوم از خود نشان داد، منطقی است ضمن تشدید بی‌سرو صدای تسلیح خود، کمترین میل به در گیری و میلیتاریزه کردن روابط خارجی خود نشان دهد. عربها با ما دوست نخواهند بود و میل خود به نابودی ما را در مقابل هیچ کنشی کنار نمیگذارند، ولی همراهی بقیه جهان با ایران در احوالی که ایران موضع دفاعی را در خاک خود تحکیم کند احتمالا تضمین شده است. به عبارت دیگر، ایران باید دندانهای تیز را پشت لبخند ظریف پنهان سازد، سنگربندی خود را پشت قدرت اقناع او سازمان دهد و موشکهایش را پشت نفوذ کلام روحانی ردیف کند.

🆔 @jameeno
▫️جامعه نو: شنونده‌های عزیز «صدای نو»، فصل نخست «صدای نو»، پس از 52 قسمت، نوزدهم مهرماه 1397، به پایان رسید. اکنون برای ارتقای فنی برنامه نیاز به اندکی زمان داریم.

به زودی با فصل دوم «صدای نو» باز خواهیم گشت و باز خواهیم کوشید بدانیم که «خبرها چه می‌گویند؟»
پخش «صدای جمعه» در این مدت همچنان ادامه خواهد داشت.

همراه ما بمانید و خبرهای بعدی را از «کانال جامعه نو» پی بگیرید.

🆔 @jameeno
🔻بازگشت نژاده

▫️تحریریه جامعه نو: ده روز از اعلام انتصاب پسر آقای عارف به شغلی در کمیته ملی المپیک می‌گذرد. علیرغم آنکه توده مردم عطف به ماجرای گذشته موسوم به ژن خوب واکنش‌های فراوانی داشته‌اند، شخصیت‌های اصلاح‌طلب و رسانه‌های آنها این تحول تازه درباره این نجیب‌زاده نیک‌اختر را درخور واکنش ندانسته‌اند و شاید هم ترجیح داده‌اند به اصطلاح معروف، زیرسبیلی رد کنند. اما سبک گرفتن موضوع احتمالاً به سود اصلاح‌طلبان و روند اصلاحات نخواهد بود. به نظر می‌رسد این انتصاب هدفمند بوده و نوعی سونداسیون برای سنجش میزان فراموش‌شدگی ماجرای ژن خوب و موقعیت کنونی آقای عارف در افکار عمومی بوده است. علت این گمانه‌زنی در وهله اول این است که قاعدتاً با توجه به ابعاد و عوارض آن ماجرای ملی کشف ژن خوب در پسر آقای عارف، این بزرگ‌زاده برای کاهش تأثیر آن اشتهار بر سرنوشت سیاسی پدر باید رخت از هر سازمانی که به دستگاه دولت و نظام متصل بود می‌کشید و به بخش خصوصی می‌رفت و حاصل ژن خوب را در آنجا برداشت می‌کرد.
علت دوم این گمانه، کوچک بودن پست اعطایی نسبت به اعتبار و ارزش پسر آقای عارف (که متأسفانه حتی نامش نیز به ذهن کسی نیست و به پسر عارف اشتهار دارد) است. درست است که جناح آقای عارف اکنون در امور اجرایی سهمی که برای وابستگان مناصب مناسب عرضه کند در دست ندارد، اما بالاخره عارف ذخیره‌ای برای نظام هم هست و مناسب است بازخورد در خور بگیرد.

به این ترتیب، چنانچه هدفمند بودن این انتصاب را بپذیریم، قاعدتاً خاندان و دوستان رئیس فراکسیون اصلاح‌طلبان در مجلس بازخورد خوبی گرفته است. شخصیت‌های اهل زدوبند اصلاح‌طلب که هیچ، رسانه‌های اصلاح‌طلبان هم مشکلی با حفظ آقای عارف در پیکره خود نشان نداده‌اند و ایشان می‌تواند برای انتخابات آینده کفش و کلاه کند. به قاعده، این بهترین نتیجه‌ای است که می‌توان از سکوت گسترده بر این جبهه گرفت.

اما آیا اگر تفسیر این سکوت و بی‌واکنشی را وجود شانس دوباره برای تداوم حیات سیاسی عارف فرض کنند نتیجه درستی گرفته‌اند؟ این یک را باید پذیرفت بعید است، حتی اگر آقای خاتمی تکرار کند و دوبار هم تکرار کند. ولی نباید این را انجام دهد و حیات اجتماعی یک گرایش سیاسی را به بقای عزت خاندان اصیلی که عزیزش می‌دارد بفروشد. بهتر است همه و از جمله آقای خاتمی نگاهی به بازخوردهای اخیر توده مردم در شبکه‌ها بیندازند. حتی یک لشگر توجیه‌گر هم نمی‌تواند حریف حرف حق توده مردم در‌باره این ماجرا باشد.

این سبو شکسته و پیمانه آقای عارف نزد جامعه ریخته است. متأسفانه بوی ناخوشایند گرایش نژادپرستانه نازی‌مآب، هنوز از این پیمانه واژگون نجیب‌زادگی می‌آید و مشام توده، بویژه جوانان را آکنده از نفرت ساخته است. اصلاح‌طلبان قاعدتاً باید برای نگه داشتن توده رأی‌دهنده روی ریل اصلاحات، با این گوهری نژاده فاصله‌گذاری می‌کردند، اما نکردند و ظاهرا به غفلت دوباره هم دچار آمده‌اند، اگر در این سونداسیون خانوادگی شریک نباشند.

🆔 @jameeno
🔹نسخه و ادعیه!

▫️جامعه نو: اختلاف بین اقتصاددانان ایرانی و برجسته شدن وجود دو نحله نظریه‌پردازی در میان آنان، در سالهای اخیر بسیار موردتوجه قرارگرفته است. این اختلاف که باید در حوزه نظر می‌ماند و حاصلی می‌داد، متأسفانه به نقار و اتهام و کشمکش‌های شخصی نیز انجامید. کمتر مطلبی است که به بررسی ریشه‌های نظری و یا نتایج عملی این دو روش تحلیلی از اقتصاد بپردازد اما خالی از کشمکش غیرعلمی و شخصی و غیرآکادمیک باشد. دیروز، دکتر مسعود نیلی به بهانه پاسخگویی به یکی از همکاران خودش در جناح نظری مقابل، مقاله مشروحی عرضه کرد که به عنوان سرمقاله روزنامه بازتاب یافت. هر چند دکتر نیلی هم نتوانسته است در نوشته بلندش درمقابل وسوسه کوبیدن بر سر حریف مقاومت کند و مثلاً نوشته «شما در هزاره سوم حاشیه‌هایی به بدیهیات علم اقتصاد زده‌اید که در مجامع علمی دنیا حتی امکان مطرح کردن آنها وجود ندارد»، اما در مجموع دیدگاه‌های خودش را به خوبی مرور و تجدید عرضه کرده و همراه آن مخالفان را نواخته است. در جایی خطاب به مخالفان نظری‌اش می‌نویسد: «سیاستمداران ما از صمیم قلب، شیفته نظرات سلبی شما هستند. شما آرزوهای آنها را بیان می‌کنید. شما دنیایی را ترسیم می‌کنید که هر سیاستمداری به دنبال آن می‌گردد. شما می‌گویید اکسیری به‌نام اقتصاد نهادگرا وجود دارد که می‌توان با آن، بدون انجام اصلاحات قیمتی در بازارهای مختلف، فساد را کنترل کرد. می‌توان با آن بدون انجام اصلاح قیمت انرژی، مصرف انرژی را کنترل کرد. شما می‌گویید می‌توان دنیایی داشت که در آن، آب مجانی عرضه می‌شود اما بحران آب نداشته باشیم. اکسیر دیگری هست که می‌گوید می‌توان با پایین نگاه داشتن نرخ ارز، واردات را کنترل کرد بدون آنکه مشکلاتی از قبیل قاچاق، فساد و رانت وجود داشته باشد. شما همه تناقضات را در یک دنیای خیالی که سیاستمداران در آرزوی آن هستند حل کرده‌اید...»

قاعدتاً باید انتظار داشته باشیم نحله مقابل ضدحمله‌ای داشته باشد، ولی تا آن وقت، شما را به مرور دیدگاه‌های دکتر نیلی دعوت می‌کنیم.

🆔 @jameeno

🔻برای دسترسی به متن کامل سرمقاله، به لینک زیر مراجعه کنید

https://www.donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3451297
🔺تحصّن معلمان برای نجات «نظام آموزشی»

▫️لیلا رزاقی / جامعه نو: "ما مجبوریم... ما مجبوریم برای یک مدرسه عاری از خشونت تلاش کنیم. برای یک مدرسه استاندارد... برای کیفیت آموزشی، برای آزادی معلمانی که به خاطر فعالیت صنفی در بازداشت به سرمی‌برند، برای محو کالایی‌سازی آموزش و از طرفی برای بحرانی شدن وضعیت اقتصادی معلمان که بخشی از همین جامعه هستند.."

بحرانی‌تر شدن نرخ تورم و کاهش قدرت خرید معلمان از یک سو و پایین آمدن کیفیت ارائه خدمات آموزشی از سوی دیگر، موجب شد که شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان سراسرکشور، از معلمان بخواهد در اعتراض به ادامه‌دار شدن روند موجود، برای دو روز متوالی در روزهای 22 و 23 مهرماه با تحصن در مدارس از رفتن به کلاس‌های درس خودداری کنند. این اعتصاب صنفی در روز نخست یعنی یکشنبه 22 مهرماه با استقبال جمع زیادی از معلمان در شهرهای مختلف کشور همراه شد. عکسها و تصاویر ارسالی به شبکه‌های اجتماعی فرهنگیان نشان می‌داد که معلمان، با نشستن در دفاتر مدارس از رفتن به کلاسهای درس خودداری کردند و با در دست داشتن پلاکاردهایی ضمن حمایت از این حرکت صنفی، اعتراض خود را نسبت به شرایط به گفته آنها نامطلوب آموزشی اعلام کردند. آنچنان که برخی فعالان صنفی می‌گویند، گرچه کارشکنی‌ها و اعمال محدودیت‌هایی هم در برخی مدارس برای جلوگیری از برگزاری اعتراض صنفی انجام شده اما در پاره‌ای از موارد مدیران مدارس هم با اعتراض صنفی معلمان همراه شده‌اند.

🔻یادداشت کامل را در لینک زیر بخوانید

🆔 @jameeno

https://telegra.ph/Ref-10-14-2
🔻دیوان محاسبات حق آگاهی از ارقام سری بانک مرکزی را ندارد

▫️جامعه نو: امروز خبری هست خیلی مهم که اغلب رسانه‌ها آن را قابل توجه ندیده‌اند: ارقام پرداختهای بانک مرکزی به مثابه مقر اطلاعات پولی و مالی کشور و همچنین حیات خلوت مالی حکومت آنقدر سری است که دیوان محاسبات حق ندارد به آنها دسترسی داشته باشد. این را ولی‌الله سیف، رئیس کل سابق بانک مرکزی اعلام و افشا می‌کند که چند ماه پیش برکنار شده، او را ممنوع‌الخروج کرده‌اند و طبق رویه، ممکن است به عنوان کسی که تلاطم ارزی در کشور پدید آورده به محاکمه دچار شود. حالا او که خود را در معرض محاکمه به خاطر مسائل ارزی می‌داند افشا کرد که حکم انفصالش مربوط به قبل از تلاطم ارزی و به علت اجازه ندادن به کارکنان دیوان محاسبات برای دسترسی به ارقام سری بانک مرکزی بوده است .

سیف در نامه خود ادعا کرده اینکه آیا دیوان محاسبات حق دارد به ارقام حیات خلوت مالی حکومت دسترسی داشته باشد یا نه هم در شورای پول و اعتبار دوبار مطرح شده و هم طبق تفسیر شورای نگهبان است و چنین حقی از این نهاد سلب شده است .

سیف نوشته است: طی ۱۰ سال اخیر اختلاف ‌نظرهایی درخصوص حدود و ثغور صلاحیت دیوان برای ورود و دسترسی به اطلاعات بعضاً سری و محرمانه در بانک مرکزی یا تعاملات پولی بانک‌های کشور با توجه به مبانی قانونی مربوط وجود داشته است.

سیف در بخشی دیگر از نامه خود می‌نویسد: معاون محترم رئیس‌جمهور در پاسخ بانک مرکزی ضمن استناد به نظریات تفسیری شورای نگهبان، ارائه اطلاعات فراتر از آنچه در نظریه تفسیری شورای نگهبان آمده را منطبق بر قانون اساسی ندانسته و عملا مدیران بانک مرکزی را از برقراری رابطه‌ای فراتر از مرزهای قانونی منع کرد. بنابراین شوربختانه این اعلام نظر قانونی و حقوقی نیز مورد قبول دیوان محاسبات قرار نگرفت و شرایط و فضای حاکم کماکان ادامه یافت.

سیف در بخش دیگری می‌نویسد: دقت نظر اینجانب و همکارانم در بانک مرکزی برای پرهیز از ارائه بی‌ضابطه و حد و حصر اطلاعات به کارشناسان دیوان، نه به‌دلیل تخطی و تخلف از قوانین و مقررات و خوف افشای آنها در صورت ارائه اطلاعات بوده است؛ بلکه با توجه به اهمیت و حجم بی‌نظیر اطلاعات موجود در سامانه‌های جامع بین بانکی و حاکمیتی کشور که عملیات مالی مراودات بانکی تمام اشخاص حقیقی، حقوقی و حاکمیتی کشور از طریق آن صورت می‌پذیرد، تفکیک دقیق وظایف و دسترسی‌ها در سطح کلیه کارکنان انجام شده است، به‌گونه‌ای که نه‌تنها مدیران ارشد بانک مرکزی بلکه حتی کارکنان یک واحد به تمام اطلاعات دسترسی ندارند. این به آن مفهوم است که بانک مرکزی امانتدار خصوصی‌ترین اطلاعات مالی و تبادلات پولی در کشور است و باید با جدیت و تلاش در حفظ و حراست از این امانت کوشش کند.

عادل‌آذر رئیس دیوان حدود دو هفته پیش در یک مصاحبه تلویزیونی درباره تلاطم ارزی ادعا کرد سیف در جریان تلاطم از کار برکنار شده، ولی حکم او برای جلوگیری ازالتهاب اعلام نشده است. به نظر می‌رسد سیف این افشاگری را برای آن صورت داده تا نشان دهد در جریان تلاطم ارزی جرمی را متوجه او نکرده‌اند و به خاطر مساله ارزی بر کنار نشده است

🆔 @jameeno


🔸۱۲ دقیقه تا نابودی یک کشور!

▫️جامعه نو: اخیراً دونالد ترامپ که آمار دروغگویی‌های روزانه‌اش منتشر شده است، اعلام کرد ایران می‌تواند در عرض ۱۲ دقیقه خاورمیانه را زیر کنترل خود بگیرد. این ادعای او مانند ادعای تونی بلر نخست‌وزیر بریتانیا است که در سپتامبر ۲۰۰۳ گفت صدام می‌تواند سلاح کشتارجمعی خود را در عرض ۴۵ دقیقه شلیک کند، هرچند عراق ادعای بلر را رد کرد، اما ادعای ترامپ در ایران رد نشد. یک سردار مشعوف از اینکه ترامپ هم به ابواب‌جمعی دستگاه تبلیغاتی میلیتاریسم ادعایی ایران تبدیل شده است گفت این زمان الان از ۱۲ دقیقه هم کمتر شده است و ایران میتواند در زمانی کمتر آمریکا را از منطقه بیرون کند. به خاطر عواقب چنین رجزهای غیرعاقلانه‌ای، خدا باید به مردم ایران رحم کند.

در ۲۰۰۳، هنگامی که بوش و بلر برای حمله و تسخیر عراق به تصمیم و توافق رسیدند، موجی از ادعاهای گزاف بی‌پایه درباره توان نظامی عراق به راه انداختند. برای توجیه مردم کشور خود و نمایندگان مجلس به انتشار گزارش‌های دروغ ایجادکننده وحشت از سلاح‌های کشتار جمعی شیمیایی و بویژه میکروبی عراق رو آوردند. بلر به مجلس بریتانیا گفت خبر دارد که عراق می‌تواند در عرض ۴۵ دقیقه سلاح‌های کشتار جمعی خود را به سوی اروپا روانه کند. دعاوی مانند این زمینه حمله به عراق را برای آمریکا و انگلیس فراهم کرد. بعد از ظهر این دروغ افشا شد و دستیار بلر با این جمله به دروغ بلر اشاره و اعتراف کرد که "موضوع ۴۵ دقیقه را برای سکسی‌تر کردن گزارش تسلیحات عراق در آن گنجاندیم."

حالا تاریخ دارد تکرار می‌شود. واضح است موضوع ۱۲ دقیقه از شگردهای تبلیغاتی پیش‌پاافتاده است که امثال بولتون خلق کرده‌اند و آنقدر ابلهانه و آشکارا جعل است که کسی در رسانه‌های غربی آن را حتی قابل اعتنا ندانسته است. اما در ایران برخی به این دروغ همچون میوه شیرین فروافتاده از آسمان نگاه کردند. واضح است که باز هم مثل همیشه، استقبال و استفاده از دروغ ترامپ با هدف مصرف داخلی انجام شده است و منظور این است که مردم بدبخت تورم‌زده حداقل شاد شوند که کشورشان چه قدرت بالا و عظیمی از نظر نظامی دارد. اما این استفاده بی‌توجه به آن صورت می‌گیرد که اگر روزی لات‌های سیاست بین‌الملل نیاز پیدا کنند، استفاده از این رجزهای سرداران ایرانی را فراموش نخواهند کرد.

🆔 @jameeno
🔸آیا سیاست‌‌ فیلترینگ در ایران تغییر می‌کند؟

▫️صادق زنگنه | جامعه نو: در ابتدای هفته یکی از مسوولان دستگاه قضا که در طی فعالیتش همواره با فضای مجازی و دسترسی آزاد به گردش اطلاعات در تضاد بود جای خود را به دیگری داد و نام خود را در تاریخ اینترنت ایران به فیلترینگ و انسداد اینترنت آمیخت و رفت.
فیلتر تلگرام آخرین دستاورد جنجالی او و همکارانش در دوره‌ی صدارتش بر معاونت امور فضای مجازی قوه قضاییه بود. مسدود شدن اینستاگرام نیز مطلوب دیگر‌ی بود که به سرانجام نرسید. از دیگر خدمات او تلاش برای جلوگیری از رفع‌فیلتر سرویس‌های فیلترشده بود. مقاومت در برابر رفع‌فیلتر یوتوب و توییتر نمونه‌ای از این خدمات است. وی واتس‌اپ و مسیریاب ویز را نیز نواخت و جیمیل نیز از تهدید او به فیلترینگ بی‌نصیب نماند.

اما این جابه‌جایی و آمدن نیرویی تازه‌نفس به چه معناست؟ نشانه‌ی تساهل است یا مصداق تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف؟
جواد جاویدنیا، قاضی دادگستری و معاون سابق دادستان مشهد در امور فضای مجازی بوده است. او که اکنون بر صندلی عبدالصمد خرم‌آبادی تکیه زده، پیش‌تر منتقد شورای عالی فضای مجازی بوده و در مصاحبه‌ای در سال ۹۵ با سایت "ایران هشدار" در این باره گفته: «در حال حاضر شورای عالی فضای مجازی نتوانسته است منویات مقام معظم رهبری و انتظارات دلسوزان فضای مجازی کشور را برآورده سازد که امید است با تشکیل زیر مجموعه های کارشناسی و بهره گیری از نیروهای جوان و کارآمد موجود در کشور هر چه سریعتر خلأهای موجود فنی و قانونی شناسایی و مرتفع شود.»
منتظری، دادستان کل کشور نیز در مراسم معارفه‌ی او گفته: «برای این‌که روی‌کرد حوزه معاونت فضای مجازی تغییر نکند، با همکاری آقای خرم‌آبادی، یک فرد متخصص در این زمینه را به عنوان معاونت امور فضای مجازی انتخاب کردیم.»

این سخنان مخاطب را نهیب می‌زند که دل به امید به تساهل و مدارا نبندد و منتظر چهره‌ی تازه‌ای از فیلترینگ باشد. جاویدنیا در مصاحبه‌ با سایت "ایران هشدار"، از شبکه‌های اجتماعی به عنوان مهم‌ترین تهدید کم‌رنگ کردن ارزش‌های اخلاقی و پای‌بندی به خانواده یاد می‌کند. او معضل دیگر را قراردادن عکس‌های شخصی در پروفایل شبکه‌های اجتماعی می‌داند و می‌گوید: حتی عکس کاملا پوشیده را می‌توان با فتوشاپ روی عکس‌های غیر اخلاقی قرار داد.

اما جواد جاویدنیا پیش از مصاحبه‌ی سخت‌گیرانه‌اش علیه فضای مجازی، عقاید عملی متفاوت خود درباره‌ی فیلترینگ را طی مقاله‌ای در دوفصل‌نامه علمی پژوهشی دین و ارتباطات (پاییز و زمستان ۹۴) بیان کرده که به نظر موضعی معقول‌تر و قانون‌گراتر از آن‌چه از آن گفته شد دارد یا دست کم پیش از آن داشته. او در مقاله‌اش تحت عنوان «واکاوی سیاست‌های پالایش محتوای مجرمانه (فیلترینگ) از منظر فقهی» سعی می‌کند از با استناد به مبانی فقهی این سطح از فیلترینگ را غیر شرعی و ناکارآمد جلوه دهد. او در این مقاله سیاست پالایش (فیلترینگ) محتوای مجرمانه در کشور با اصول سیاست‌های کلی دفاعی فضای مجازی مستخرج از مبانی شرعی در این زمینه مطابق نمی‌داند و دلیل آن را «عدم وجود ادله شرعی بر این حد از اعمال پالایش (فیلترینگ) یکسان نسبت به تمامی اقشار جامعه»، می‌داند و می‌گوید: این حجم از فیلترینگ ثمر‌ه‌ای جز هزینه فراوان و کندی سرعت دسترسی به اطلاعات در کشور، تشویق هر چه بیشتر افراد به عبور از پالایش (فیلترینگ) ندارد. او هشدار می‌دهد: نباید از قدر متیقن مواردی که ادله شرعی بر جواز آن داریم، تجاوز نمود. در غیر این صورت دولت در قبال مردم به لحاظ ضرر‌های وارده از این حیث و محدود کردن محدوده آزادی‌های فردی بدون دلیل شرعی مسئول شناخته خواهد شد.
او در ادامه اظهار می‌کند: «برای حل معضلات فرهنگی کشور در زمینه پالایش باید فاکتورهایی چون شخصی کردن اینترنت و برنامه‌ریزی برای دسترسی سطح‌بندی شده به اینترنت بر مبنای سن، توانایی فکری، نیازمندی برای تحقیق و امثال آن را در نظر گرفت.» این ایده‌ی او بی‌شباهت به راه‌حل وزارت ارتباطات برای کم‌رنگ کردن فیلترینگ برای افراد بالغ و تحصیل‌کرده نیست.
جاویدنیا فیلترینگ را امری نسبی می‌داند و معتقد است می‌توان دسترسی به وب‌گاهای به اصطلاح او مخرب و ارتقا از یک سطح دسترسی به سطح دسترسی آزادتر را به‌صورت مشروط، باز گذاشت.

نسخه‌ی او هرچند علاجی بر همه‌ی کاربران فیلتر زده در ایران نیست، اما دست‌کم رو‌ش سلبی‌ آن، به‌جای نگاهی صرفا‌ دستوری و خودمحورانه، برپایه‌ی منطقی است که شاید اندک نشانه‌ای از مدارا باشد و پذیرش نیاز به تغییر..!
اکنون باید منتظر ماند و دید که آیا جواد جاویدنیا بخاطر آن عقاید فقهی‌اش بر این کرسی تکیه زده یا همنشینی با مخالفان گردش آزاد اطلاعات، موجب سرکوب آن منطق می‌شود و به راه سلف‌ خو‌یش هدایت.


🆔 @jameeno
🔹سهم هزینه دفاعی و امنیتی کشور در اقتصاد ایران

▫️جامعه نو: خبرگزاری تسنیم وابسته به نهادهای نظامی ایران امروز در گزارشی مشروح هزینه‌های دفاعی و نظامی کشور را عرضه کرد. به گزارش خبرنگار جامعه نو در خلاصه این گزارش آمده است:
ایران در بالاترین تخمین‌های موسسات وابسته به آمریکا، سالانه 16 میلیارد دلار در مجموع برای امنیت و مصارف دفاعی خود هزینه می‌کند. این رقم 40 برابر کمتر از هزینه‌های نظامی اعلام شده آمریکاست. همچنین در مقایسه با کشورهای منطقه نیز کل هزینه‌های ایران در این حوزه حدوداً یک پنجم عربستان سعودی است.اگر بخواهیم تمام فاکتورهای موثر اعم از درآمد سرانه یک کشور و صادرات و واردات آن را در نظر گرفته و نهایتاً میزان باری که هزینه‌های امنیتی و نظامی بر روی دوش اقتصاد یک کشور می‌گذارد را مقایسه کنیم، بررسی‌های موسسات وابسته به پنتاگون نشان می‌دهد هزینه‌های دفاعی و امنیتی ایران کمترین بار را در بین کشورهای منطقه بر دوش اقتصاد کشور گذاشته است. از این نظر، عمان و عربستان با هزینه‌های کلان نظامی در مقایسه با حجم و قدرت اقتصادی کشورشان، بیشترین بار را به دوش اقتصاد می‌گذارند و پس از آنها عراق و رژیم صهیونیستی و کویت و بحرین قرار دارند. ایران و قطر از این منظر که مهمترین فاکتور در این تحقیق است، در قعر جدول قرار دارند و به عبارت بهتر کمترین فشار را به اقتصادشان وارد می‌‌کنند. با در نظر گرفتن میزان موفقیت و شکست‌های کشورهای مورد بررسی در پیگیری‌ سیاست‌هایشان، له یا علیه مقاومت، می‌توان این ارقام را به صورت معنادارتری فهمید. در حالی که ایران یک پنجم عربستان سعودی در منطقه هزینه‌ کرده، اما تقریباً تمام سیاست‌های عربستان علیه مقاومت ناکام مانده است.این هزینه‌ها با احتساب جملۀ مشهور ترامپ بهتر فهمیده می‌شود. رئیس‌جمهور آمریکا طی یکی دو سال اخیر مدام تکرار کرده است که آمریکا 7 تریلیون دلار در منطقه خاورمیانه هزینه کرده و هیچ‌چیز به دست نیاورده است.

🔻مشروح گزارش را در لینک زیر بخوانید

🆔 @jameeno

http://tn.ai/1836129


📌دادسرا شکنجه‌گاه مخفی نیست!

▫️جامعه نو: زدن چشم‌بند به آدمها با چه دلیلی صورت می‌گیرد؟ پاسخ ساده‌ای دارد: برای اینکه نفهمند کجا هستند و بازجو یا شکنجه‌گرشان کیست؟ پابند را برای چه به آدمها می‌زنند؟ پاسخ ساده‌ای دارد: برای اینکه نتوانند بدوند و فرار کنند و یا، اگر رفتار غیرعادی دارند، به دیگران صدمه نزنند.

اما در کشور ما کارکردهای دیگری هم برای این دو وسیله وجود دارد: تحقیر اشخاص، و تهدید ناظران. دیشب اخبار سراسری جمهوری اسلامی این کاربردهای دوگانه را نمایش داد؛ اشخاصی از تبار لمپن‌ها به علت حمله به یک مأمور نیروی انتظامی و کتک زدن او، به ۷/۵ سال زندان محکوم شده‌اند و دارند از محل محاکمه می‌روند. هر یک را دوپلیس همراهی می‌کند و دستبند و پابند و چشم بند دارند. می‌توان حداقل در مورد این آخری پرسش کرد چرا؟ این چشم‌بند لعنتی متعلق به پوشیده و مخفی‌ترین دخمه های بازجویی که حافظ هویت بازجویان علاقمند به حفظ هویت و آبرو و امنیت خودشان است، در راهروی دادگستری و در مقابل دوربین تلویزیون چه می‌کند و کدام نقش را دارد؟

این هم پاسخ ساده‌ای دارد: پابند و چشم‌بند را برای تحقیر لاتی زده‌اند که جرأت کرده با نیروی انتظامی دربیفتد و باید تحقیر شود و آن را برای مردم نمایش می‌دهند تا به مثابه مایه عبرت این تهدید را به چشم مردم بکشد که هیچگاه نسبت به نیروی انتظامی حرکت تندی نکنند. آیا نیروی انتظامی ما می‌تواند به این طریق محبوبیت کسب کند و ابهت داشته باشد؟ آیا واقعاً به اینگونه حمایت و محافظت نیاز دارد؟ آیا روابط عمومی قوه قضائیه ما آگاهانه به ترتیب دادن چنین نمایش‌هایی اقدام می‌کند؟

اگر چنین است، این نمایش چیزی نیست جز آشکارسازی ضعفی بنیادین. ضعفی که برای پوشاندن آن، حاکم و قاضی و داروغه باید جماعت را بترسانند.

🆔 @jameeno
#الف

🔸یک مافیا، یک ملت!

شورای سردبیری: جنایتکاران را به سه دسته می‌توان تقسیم کرد: جنایتکاران بخش خصوصی که عمدتاً تک‌رو هستند، جنایتکاران خصولتی یعنی جایی که مقامات دولتی هم در جنایت مشارکت دارند و جنایتکاران دولتی که متشکل هستند. گروه اول دزدان بانک و طلافروشی‌ها، پخش‌کنندگان مواد مخدر، باج‌گیرها، گردن‌کلفت‌ها و قاتلان، و در نهایت دزدان خانه‌ها و مجرمان اخلاقی‌اند. گروه دوم همان گروه اول است که به خاطر شریک گرفتن از میان مقامات دولتی توانایی و امنیت بیشتری برای اقدام به جنایت می‌یابد و ثروتمندتر است. مافیای ایتالیا نمونه‌ای از این گروه دوم است: قدرتمند و پرنفوذ، دارای کارکرد شبکه‌ای و موثر و مسلط بر قوه قضائیه.

نوع سوم جنایتکاران، به طور خالص دولتی‌اند و بخش خصوصی جنایتکار را پادوی خود می‌کنند. خصلت شکلی این مافیا همانندی آن به کوه یخ است: فقط ده درصد آن آشکار است، ۹۰ درصد آن در حکومت پنهان است، ظاهرالصلاح است و فریادش از دست فساد دائماً بلند. برخی ناظران دولت روسیه را چنین نوعی از سازمان جنایت توصیف می‌کنند. نمونه آن را می‌توان اقدامی دانست که دولت پوتین علیه سلطان نفت روسیه، خودورفسکی، انجام داد. هر چند خودورفسکی هم در جریان غارت مافیایی دارایی‌های اتحاد شوروی در سالهای پس از فروپاشی آن به ثروت رسیده بود، اما وقتی سوداهایی بیشتر از غارت پیدا کرد و به دنیای سیاست علاقه یافت، پوتین مانند یک پدرخوانده مافیا فرمان له کردن او را صادر کرد. نمونه‌های ایرانی این نوع جنایت سازمان‌یافته نیز بسیار فراوانند. بابک زنجانی نمونه آشنا و همان ده درصد آشکار است و نمونه کمترشناخته‌اش صندوق تعاون یک نهاد است که نفت گرفت برای فروش بی‌پس‌دادن حسابی... و هنوز بخش اصلی ماجرایشان در لایه ضخیمی از ابهام و پرده‌پوشی، در اقیانوس پنهانکاری و رودربایستی حکومت پنهان است. این نوع مافیا که عنوان رسمی آن "دولت مافیایی" (mafia state) است، در دل دستگاه حکومت‌ها و دولت‌ها جا گرفته و از ارگان‌های آنها برای عملیات مافیایی استفاده می‌کند. جنایت سازمان‌یافته را به کمک سلسله اعصاب یعنی دستگاه امنیتی‌اش، سیستم گردش خون آن یعنی نظام بانکی‌اش و دست‌وپای حکومت یعنی وزارتخانه‌هایش انجام می‌دهد. در واقع خود دولت است. ما در ایران کدام یک از سه نوع جنایت را داریم؟

مثل هر کشور دیگری، لابد هر سه نوع را، ولی مسأله این است که از کدامیک بیشتر داریم؟ چاقوکش بیشتر داریم یا قاضی مرتضوی؟ آفتابه‌دزد بیشتر داریم یا خاوری؟ دربان رشوه‌بگیر بیشتر داریم یا عمله استات‌اویل؟

آمار جهانی موسسه نومبو که معتبر‌ترین شاخص جرم و جنایت اجتماعی را عرضه می‌کند، در سال ۲۰۱۷ ایران را با شاخص ۴۹/۸۵ (بین صفر و ۱۰۰) در کنار سوئد با شاخص ۴۹/۳۵ قرار می‌دهد. عجیب است، ولی پایین‌تر اما در همسایگی یک جامعه امن اروپایی ایستاده‌ایم. به عبارت ساده، علیرغم همه نارسایی‌ها، فقر و خشم نهفته، مردم ایران هنوز صاحب نجابت و شرافت نسبی هستند و جرم و جنایت در جامعه بیداد نمی‌کند.

اما کشور ما از نظر شاخصی که احساس وجود فساد را نشان می‌دهد (فسادهای دولتی پنهان است و در احساس و تلقی جامعه از وجود فساد نمود می‌یابد)، در سال ۲۰۱۶ با روسیه، اوکراین و قزاقستان، به طور مشترک رده ۲۸ جدول ۱۰۰ردیفی را اشغال کرده‌اند. همسایگانی سراپا استبدادی، معروف به داشتن زندانی سیاسی فراوان و وفور قتلهای سیاسی، دولت‌های فاسد فاقد گردش قدرت یا گردش قدرت ناقص، و زنجیره بی‌پایانی از فسادهای اقتصادی. شرم‌آور است که با اینها هم‌رتبه هستیم.

اما شرم هنگامی بیشتر می‌شود که ببینیم سوئد، همان همسایه در رتبه‌بندی جرم و جنایت، در این رده‌بندی که نشان‌دهنده فساد دولتی است، از ما بسیار فاصله گرفته و در رده ۸۸ است. معنایش این است که جامعه ایران در زمینه جرم و جنایت (امری عمدتاً اجتماعی) مانند سوئد است و در زمینه فساد اقتصادی (که پای حکومت در آن هست) مانند روسیه و قزاقستان: ملتی شریف و کم‌خشونت، حکومتی پر از اشخاص کژدست و فاسد.

به این طریق است که می‌توان قضاوتی نسبی درباره سلطه نوع خاصی از مافیا در ایران به عمل آورد. سلطه، با حکومت مافیایی است. بقیه و بیشتر جنایتکاران، عمله آن هستند.

رأس حکومت که میل به اصلاح امور و ایجاد یک حکومت پاکیزه نمونه دارد، باید براین موضوع تمرکز کند که با جدا کردن بخش‌های فاسد و از بین بردن زمینه‌های فساد، فضای سالمی برای تحقق آرزوها و برنامه‌های نیک‌خواهانه فراهم سازد.

🆔 @jameeno
#الف

🔹هزینه دفاعی یک #خارپشت!

▫️شورای سردبیری: اخیراً یک پایگاه خبری وابسته به نهادهای نظامی طی گزارش مشروح و مبتنی بر ارقام بودجه‌ای و گزارش‌های موسسات بین‌المللی معتبر مرتبط، تصویری از سهم بودجه دفاعی و امنیتی کشورهای منطقه و ایران ارائه داده و بویژه تلاش کرده نشان دهد تأثیر بودجه‌های دفاعی و امنیتی کشورها بر اقتصاد آنها چگونه است و بار دفاع تاچه حد بر دوش اقتصاد است. همان‌گونه که در گزارش نیز آمده است "موضوع هزینه‌هایی که ایران برای مصارف دفاعی در داخل و منطقه می‌کند به مسئله‌ای پرمناقشه طی سال‌های اخیر تبدیل شده است. داشتن تصویری شفاف از این موضوع از دو جهت حائز اهمیت است، نخست آنکه ایران غالباً از سوی آمریکا و برخی کشورهای اروپایی و نیز بعضی از کشورهای حاشیه خلیج فارس متهم می‌شود که با اختصاص بودجه‌ها و هزینه‌های کلان در منطقه، رقابت و درگیری‌های نظامی به راه انداخته است، و دیگر اینکه در داخل نیز بعضاً این تفکر وجود دارد که سهم عمده درآمدها و بودجه کشور مصروف هزینه‌های نظامی است و همین مسئله بار سنگینی را بر دوش اقتصاد ایران گذاشته است. گزارش یاد شده تلاش کرده در این زمینه شفاف سازی کند.

این امری پسندیده است، زیرا آگاهی از واقعیت، همراهی جامعه را در زمینه تقویت بنیه دفاعی کشور افزایش می‌دهد. اما هرچند تلاش شده سنجش‌های گزارش با رعایت نسبیت در مقایسه‌ها تصویری هر چه دقیق‌تر از تاثیر بودجه‌ها و هزینه‌های دفاعی و امنیتی بر اقتصادها ارائه دهد، به دلایل بدیهی امکان اندازه‌گیری دقیق این تأثیر وجود ندارد. نمونه ساده‌اش این است که هزینه دفاعی به مثابه درصدی از تولید ناخالص داخلی مبنای مناسبی برای مقایسه کشورها نیست. برای جایی مثل عربستان یا امارات و عمان، تولید ناخالص مبتنی بر سهم عظیم نفت به صورتی طبیعی و براساس ماهیت کشورهای عربی، از همان زمان که نفت به دلار تبدیل می‌شود، شکل محموله‌های سلاح به خود می‌گیرد. اعراب، بخشی غیر قابل باور از درآمد خارجی خود را سلاح می‌خرند و عددی را که باید بین ۲ تا ۴ در صد از تولید ناخالص داخلی باشد، به بالای ۱۰ می‌رسانند. لذا این رقم بخودی خود چندان اهمیتی ندارد. پس چه چیز اهمیت دارد؟

🆔 @jameeno

🔻اینجا بیشتر بخوانید

https://telegra.ph/hedgehog-10-19
🔸صدای نو | ۲۷ مهر ۹۷

صدای جمعه: به مبارک‌باد میلاد ابراهیم گلستان

صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صدای‌نو در ساندکلاود.

🆔 @jameeno
صدای نو | ۲۷ مهر ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۲۷ مهر ۹۷

صدای جمعه: به مبارک‌باد میلاد ابراهیم گلستان

صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صدای‌نو در ساندکلاود.

🆔 @jameeno
#الف

📎همراهان ارجمند این سرمقاله باعنوان استراتژیِ #خارپشت به تاریخ ۱۳ شهریور تعلق دارد و هدف از انتشار مجدد آن آشنایی همراهان تازه‌پیوستهٔ جامعه نو با این استراتژی است.

▫️شورای سردبیری: در اخبار امروز هست که آویگدور لیبرمن وزیردفاع اسرائیل شعاع دایره دفاعی اسرائیل در برابر تهدید ایران را افزایش داده و کشورهایی را هم که با آنها همسایه نیست مشمول خط دفاعی خود کرده است. تازه‌ترین تحول در این مورد، بازکردن سر صحبت درباره حضور ایران در عراق است. بدین ترتیب منطقه متداخل دو دایره‌ای که حوزه نفوذ و منافع امنیتی دو طرف را مشخص می‌کنند بسیار بزرگ شده است. این امر خطر برخورد دو طرف را افزایش می‌دهد؟

خطر برخورد مستقیم را افزایش نخواهد داد ولی احتمال اثرگذاری را حتماً بیشتر می‌کند. این اثرگذاری تاکنون از هر دوسو وجود داشته و هرچند سهم اسرائیل از این اثرپذیری چندان نبوده، سهم ایران بطر بارزی زیاد است. ایران بصورت غیرداوطلبانه در برابر فشار اسرائیلی‌ها و روس‌های هماهنگ با آنها دایره تحرکات خود در سوریه را کوچک‌تر و محدود کرده است.

اما بیش از آنکه به شعاع دایره‌ها اهمیت دهیم باید به منطقی‌بودن کانون شکل‌گیری آنها بپردازیم تا از استحکامشان و از پتانسیل افزایش طول شعاعشان اطمینان یابیم و حوزه استقرار این مناطق نفوذ و حوزه‌های منافع را قابل دفاع بدانیم. فقط در این‌صورت می‌توانیم از حضور در آن مناطق دفاع کنیم. "استراتژی پیرامونی"(pripheral strategy ) هم برای خودش قواعدی دارد. بدون رعایت آن، ایران ممکن است درحالیکه در قلب آفریقا به دنبال زکزاکی و نخودسیاه می‌رود، از بیخ گوش خود و پاره‌های تن خویش غفلت کند.
استراتژی پیرامونی که ایران در حال حاضر دنبال می‌کند، ازقضا اختراع اسرائیلی‌هاست. دیوید بن‌گوریون نخست‌وزیر اول کشور یهودیان، در دوران تولد اسرائیل معتقد بود این زاده تحمیلی کوچک، توسط اقوام و کشورهای عرب که خصم ذاتی آن هستند احاطه شده و باید در ماورای اعراب کشورها و اقوامی را برای اتحاد جستجو کند که تخاصم و ناهمگونی طبیعی با اعراب دارند. او سه نقطه کانونی در تصویر کلان خود از منطقه می‌یافت: اتیوپی، کردهای عراق و سوریه و ترکیه، و ایرانی‌ها. بر همین اساس روابط بنیادینی با ساکنان این سه نقطه پدید آورد و به نفوذ در میان آنها پرداخت. تعداد جاسوسان و عواملش را به حدی افزایش داد که هنوز در حال بهره‌برداری از آنهاست و در مورد ایران چنان حدی از اتحاد را قائل بود که چهل‌سال پس از نابودی رژیم متحد خود در ایران هنوز آن‌را به چشم متحدطبیعی (درمقابل اعراب) می‌بیند. واقع‌بین باشیم، می‌پذیریم ایده هوشمندانه‌ای بوده و هنوز کار می‌کند. برای ایران هم کار خواهد کرد؟

بعید است، گرچه استراتژیست‌های ایرانی به کشفی متفاوت از آن نرسیده‌اند. ایران دو دشمن عمده برای خود می‌شناسد که عبارتند از ایالات متحده و اسرائیل. نتیجه درپیش‌گرفتن استراتژی پیرامونی برای ایران در مورد این دو کشور به تشکیل یک محور در همسایگی ایالات متحده با شرکت ونزوئلا، بولیوی و تا حدودی کوبا انجامیده که هیچکس در کاریکاتور اما پرهزینه‌بودنش شکی ندارد. درباره اسرائیل، تنها کشورهایی که در چارچوب استراتژی پیرامونی ایران گنجیده‌اند، دو کشور سوریه و لبنان فرقه‌زده و ضعیف بوده همراه با گروه حزب‌الله و بخش غزه‌نشین فلسطینی‌ها به نام گروه حماس که به صورت طبیعی وحدتی با ایران حس نمی‌کند.

ناکامی این استراتژی را باید در ناخوانی‌اش با واقعیت جست. ایران علی‌رغم میل بسیار، تاکنون نتوانسته با سرمایه‌گذاری روی متحدان خود دایره دفاعی اسرائیل را تحت فشار بگذارد و آن را به عقب‌نشینی وادارد. اندکی عقب‌نشینی در سوریه به حرفهای امروز لیبرمن منجر شده و در همین لحظه که این سطور تحریر می‌شود شنیدن خبر حرفهای العبادی ("سرنوشت و منافع ملت عراق را برای خشنودی ایران و دیگر کشورها به خطر نمی‌اندازیم") نادرستی در پیش گرفتن استراتژی پیرامونی برای ایران آشکارتر می‌شود. ایران نمی‌تواند با متحدینی در آمریکای لاتین و همسایگانی در مرز اسرائیل با ایالات متحده و صهیونیستها بجنگد.

فقط برای شروع بحث در این‌باره و برای پیروز شدن در عرصه سیاست بین‌الملل، اتکا به یک اقتصاد مقاوم، مردمانی راضی و متمرکز بر کار و سخت‌کوشی، می‌توان استراتژی تازه‌ای را پیشنهاد کرد. می‌توانیم آن را استراتژی #خارپشت بنامیم: متمایل به حفظ خود و گریزان از درگیری، نفوذناپذیر، خوددار در مقابل تحریک، و خطرناک در صورت ورود به درگیری. احتمالاً این رویکرد از دادن منابع مالی به هواداران زکزاکی و شریک‌شدن با دولت مادورو یا خریدن شیوخ بیابان‌نشین صحاری عرب مفیدتر است.
اگر دست از اصطلاح شهوتناک عمق استراتژیک برداریم و به تعریفی چون حوزه منافع اقتصادی و امنیت مرزی و منطقه‌ای اکتفا کنیم، آن‌وقت است که درمی‌یابیم کل آنچه می‌خواهیم در همین نزدیکی خفته است

🆔 @jameeno
🔹 ‏تاثیر قطعی معدل؛ آری یا نه؟

▫️سعید برآبادی: چند ماهی مانده به کنکور، دوباره بحث تاثیر معدل در قبولی دانش آموزان به یکی از چالش‌های روز آموزشی بدل شده است. اما قصه واقعی چیست؟ آیا خلافی از سوی شورای سنجش و پذیرش دانشجو صورت گرفته؟ آیا تازگی‌ها قانونی به تصویب رسیده که می‌تواند باعث بروز جنجال‌های تازه شود؟ به زبان ساده، تاثیر قطعی معدل چه معنایی دارد و چرا بسیاری از دانش آموزان را هراسناک از آینده خود، روانه شبکه‌های مجازی کرده تا از رسانه‌ها برای بازتاب دغدغه‌های خود کمک بخواهند؟
شورای مورد نظر که در دل سازمان سنجش است، دوازده سال پیش بر اساس قانون موظف شد که برای همیشه کنکور را از صحنه آموزشی کشور حذف کند. روش کار به این شکل بود که در یک پروسه دوازده ساله، هر سال اندکی از ضریب تاثیرگذاری کنکور کاسته و به سوابق تحصیلی دانش آموز در مقطع متوسطه اختصاص پیدا کند. بر این اساس، بعد از تمام شدن یک دوره تحصیلی دوازده ساله و عبور دانش آموزان، نسلی از ابتدای سال 98 پا به کلاس اول مدرسه می‌گذاشت که می‌دانست قرار نیست کنکور بدهد و پذیرش اش در دانشگاه‌ها، صرفا بر اساس سابقه آموزشی و معدلِ دوره متوسطه‌اش بود.
این شورا اما در طول این سالها به این موظفه قانونی خود عمل نکرد. یک بار هم که در سال تحصیلی 93-94 مصمم به اجرای تاثیر 25 درصدی معدل در کنکور سراسری شد، با شکایت برخی از دانش آموزان به دیوان عدالت اداری مجبور به عقب نشینی شد و ماجرا را مسکوت گذاشت. آن موقع این عقب نشینی با انتقادهای فراوان همراه بود. کارشناسان آموزشی معتقد بودند که شورا در دو مورد اشتباه کرده است؛ اول این که با تاخیر در اجرای این طرح، حذف پلکانی کنکور را به تاخیر انداخته و دوم این که به آموزش و پرورش برای فراهم کردن ملزومات اولیه اجرای این طرح، فشاری نیاورده است.
اکنون دوباره در شیپور اجرای این طرح نواخته شده است؛ طرحی که اگر واقع بینانه به آن نگاه کنیم، اساسا اجازه نمی‌دهد دانش آموزی با معدلِ کمتر از 19 و 16 صدم در اولویت رشته‌های دندانپزشکی و داروسازی به عنوان دو رشته مهم و پرمخاطب علوم تجربی قرار بگیرد.
نکته عجیب اما اینجاست که در طول همین سالها، مافیای کنکور، برخی از آموزشگاه‌ها و برخی از سودجویان آموزشی، برنامه‌های خود را برای برداشت از این طرح جفت و جور کرده‌اند و اکنون از هر دو طرف بازی، سود خواهند کرد. برای آنها تاثیر صفر درصدی یا 100 درصدی معدل در کنکور سراسری دیگر فرقی ندارد؛ برنده بودن آنها قطعی ست و البته که بازنده بودن دانش آموزان از آن هم قطعی‌تر!
این تنها بخشی از ایرادات و ابهاماتی ست که بر این طرح می‌شود گرفت؛ ایراداتی که پشت کنکوری‌ها با خبرنگار ما در میان گذاشته‌اند:
-دانش آموزان از این طرح مطلع نبوده‌اند و مدارس در این زمینه اطلاع رسانی کافی نکرده‌اند.
-آموزش و پرورش طرحی به نام‌ترمیم معدل طراحی کرده که بر اساس آن، یک دانش آموز می‌تواند با پرداخت 200 هزار تومان (به ازای هر درس، 20 هزار تومان) بار دیگر امتحان داده و معدلش را افزایش دهد، طرحی که دانش آموزان در مناطق محروم، توان اقتصادی آن را ندارند.
-از بین کل دانش آموزان پشت کنکوری کشور، حدود 100 هزار نفر معدل 19 به بالا و حدود 5 هزار نفر معدل 20 دارند. بر این اساس، گفته می‌شود اگر دانش آموزی معدلی کمتر از 16/19 داشته باشد هیچگاه نمی‌تواند در رشته‌های دندانپزشکی، داروسازی و ... قبول شود.
-هر ساله اخباری درباره لو رفتن سوالات امتحانات متوسطه مطرح می‌شود که می‌تواند امنیت روانی کنکوری‌ها را از بین ببرد.
-اجرای این طرح قرار است به مافیای کنکور خاتمه دهد اما آنقدر دیر و غیرکارشناسی به اجرا درآمده که بنگاه‌های چاپ کتاب‌های کنکور، دست به کار تولید کتاب‌های آموزش متوسطه و ترمیم معدل شده‌اند و مافیای خود را در این بخش راه انداخته‌اند.
-با اجرای این طرح، دیپلمه‌های قبل از سال 84 با درصد یکسان نسبت به یک دانش آموز معدلِ 20 از او در کنکور جلو خواهند افتاد؟ آیا این فرصتی مدرک دادن به برخی از ژن‌های خوب نیست؟

🆔 @jameeno
🔸گفتگوی سید مصطفی تاجزاده با سایت جماران

🔍روحانی می‌بایست با تمهیدات قبلی می‌کوشید مانع خروج ترامپ از برجام شود. همچنین باید تمهیدات لازم را برای خروج او پیش‌بینی می‌کرد، تا وضعیت اقتصادی به‌جایی نرسد که بسیاری احساس کنند کار از دست دولت در رفته و نمی‌تواند از پس تحریم‌ها برآید.

🔍ارزش پیروزی حقوقی، دیپلماتیک و بین‌المللی ایران در دادگاه لاهه کمتر از پیروزی دکتر مصدق در لاهه نبود.

🔍شاید بعد از جنگ جهانی دوم و تشکیل سازمان ملل در ۷۰ سال گذشته اروپا هیچگاه اینگونه برابر آمریکا نایستاده بود تا به‌رغم عصبانیت آمریکا با کشوری مثل ایران قرارداد ببندد.

🔍ابتدای انقلاب به اشتباه در پی حذف مهندس بازرگان برآمدیم، با اتکا به آن تجربه در دوره هاشمی حاضر نشدیم پرچمدار عبور از وی شویم. در دوره خاتمی نیز چنین راهبردی را تایید نکردیم. امروز هم پرچمدار عبور از روحانی نخواهیم شد.

🔍اگر عبور از روحانی به دموکراسی و رونق اقتصادی می‌انجامید، قابل قبول بود، ولی اگر نتیجه عبور از دولت روحانی، حاکمیت دولت پنهان باشد، گامی به عقب است و هیچ فرد یا جریان دموکراسی‌خواهی آن را نمی‌پذیرد.

🔍 به سکوت اصلاح‌طلبان در برابر عملکرد روحانی و به عبور آنها از او اعتقاد ندارم. به حمایت انتقادی از آقای روحانی باور دارم.

🔍در مقطع فعلی هیچ جناحی به‌تنهایی نمی‌تواند کشور را موفق اداره کند. پس باید به سمت ائتلاف برویم. به‌علاوه پایگاه اجتماعی هیچ فرد و جناحی ۵۰ درصد به‌اضافه ۱ مردم نیست با آنکه ممکن است در انتخابات پنجاه به علاوه یک درصد آرای رای‌دهندگان را جلب کند.

🔍 انتخابات آزاد یعنی حتی مخالفین جمهوری اسلامی که حاضرند در چارچوب قانون کار کنند و با روش‌های خشونت‌آمیز مخالف بوده و معتقد به استقلال و یکپارچگی کشورند، حق دارند نامزد معرفی کنند.

🔍اصلاح‌طلبان به عنوان یک جریان سیاسی دارای برنامه‌ و پلتفرمی هستند که بر اساس آن نمی‌توانند با هر حزب و گروهی و گرایشی ائتلاف کنند.

🔍"زنده باد مخالف من" یعنی حقِ داشتن حزب، روزنامه و معرفی نامزد انتخاباتی را برای همه قائل شویم. اصلاح‌طلبان مادام که از این حق دفاع کنند طرفدار شعار زنده باد مخالف من هستند.

🔍به اعتقاد من در دولت قبل برای آلوده نشدن به فساد باید کاری می‌کردند که ایران تحریم نشود نه اینکه بگذارند تحریم شویم و بعد برای دور زدنش به امثال بابک زنجانی متوسل شوند.

🔍ما در سالهای اخیر به‌صورت نیابتی سیاست‌ورزی کرده‌ایم، یعنی با وجودی‌که آقای روحانی نامزد اصلاح‌طلبان نبوده، اما از وی حمایت کرده‌ایم، چرا که حداقل فرق آقای روحانی با سایر نامزدها در این است که نمی‌گذارد کشور درگیر جنگ جدیدی شود.

🔍در حال حاضر اندیشه و گرایش اصلاحی مستقل از ضعف و قوت اصلاح‌طلبان حرف اول را می‌زند و جامعه مجموعا اصلاح‌طلب است، اگرچه ممکن است که اکثریت ایرانیان از عملکرد اصلاح‌طلبان رضایت نداشته باشند.

🔍اصلاح‌طلبان باید در راهبردهای خود تجدیدنظر کنند چون اوضاع جامعه و جهان به‌ویژه پس از دی ماه ۹۶ عوض شده و ما شاهد آرایش تازه‌ای در نیروهای سیاسی هستیم که بی‌سابقه است.

🔍جمهوری اسلامی با چند تظاهرات سرنگون نمی‌شود زیرا هنوز از حمایت قشرهای قابل توجهی از مردم برخوردار است که حتی اگر در اقلیت نیز باشند اما با انگیزه، سازمان یافته و مسلح هستند، رسانه و قدرت اطلاعاتی و مالی دارند. آماده فداکاری برای حفظ نظام و مقابله با معارضان هستند.

🔍درست است که نتوانستیم شعار اصلی خود را تحقق بخشیم و ایران را برای همه ایرانیان کنیم و به احزاب آزاد، انتخابات آزاد، مطبوعات آزاد، و سبک زندگی آزاد و... به طور کامل نرسیده‌ایم و از این جهت شرمنده مردم هستیم و تلاش بیشتری باید بکنیم، اما فراموش نکنیم که به‌طور نسبی به این‌ها رسیده‌ایم. مهمتر آنکه اصلاحات منتفی و ناممکن نیست.

🔍ابتدای انقلاب به اشتباه در پی حذف مهندس بازرگان برآمدیم و حکومت تاحدود زیادی یکدست شد. با اتکا به آن تجربه در دوره هاشمی حاضر نشدیم پرچمدار عبور از وی شویم. در دوره خاتمی نیز چنین راهبردی را تایید نکردیم. امروز هم پرچم عبور از روحانی را بلند نخواهیم کرد.

🔍اگر عبور از روحانی به دموکراسی و رونق اقتصادی می‌انجامید، قابل قبول بود، ولی اگر نتیجه عبور از دولت روحانی، حاکمیت دولت پنهان باشد، گامی به عقب است و هیچ فرد یا جریان دموکراسی‌خواهی آن را نمی‌پذیرد.

🔍 به سکوت اصلاح‌طلبان در برابر عملکرد روحانی و به عبور آنها از او اعتقاد ندارم. به حمایت انتقادی از آقای روحانی باور دارم.

🔍ارزش پیروزی حقوقی، دیپلماتیک و بین‌المللی ایران در دادگاه لاهه کمتر از پیروزی دکتر مصدق در لاهه نبود./ فردای بهتر

🆔 @jameeno

🔻متن کامل گفتگو را اینجا بخوانید

https://telegra.ph/تاج-زاده-ارزش-پیروزی-در-دادگاه-لاهه-کمتر-از-پیروزی-دکتر-مصدق-نبود-پرچمدار-عبور-از-روحانی-نخواهیم-شد-10-21
#الف

♦️نسخه برای قربانی!

▫️شورای سردبیری: نقل است از یکی از اقتصاددانان مجرب و موثر کشور، که تا دولت نتواند مسائل خود با "خارج" را حل کند نمی‌توان از چرخه گردباد فروپیچنده‌ای که اقتصاد ایران را دستخوش خود ساخته بیرون رفت و بسامان شد. معمولاً احکامی چنین قاطع و فیصله‌بخش از زبان اقتصاددانان باتجربه شنیده نمی‌شود و باید دید چه چیزی سبب شده یک استاد سرد و گرم چشیده و غلت‌زده در گل و لای مشکلات مختلف نظام حل مشکلات اقتصاد کشور را منوط به رفع مشکلات خارجی آن بداند.

اساتید اقتصاد معمولا طیفی وسیع از علتها را برای توضیح علل زیربنایی مشکلات اقتصادی بر می‌شمارند: ناروشنی استراتژی توسعه اقتصاد، فقدان مدیریت دانا، یکپارچه و با ثبات، بزرگی دستگاه دولت، اتکای دولت به درآمد حاصل از منابع طبیعی، استنکاف بخش خصوصی از سرمایه‌گذاری و البته ناروشنی و بی‌ثباتی و پر هزینه بودن سیاست خارجی. اما دلایل تکنیکی و انعکاسی فراوانی هم هست که غالباً ناشی از همان علل زیربنایی و انعکاسی و عارضی هستند.

می‌توان با نگاهی به دلایل زیربنایی، به درکی از قضاوت آن استاد نایل شد. واقعیت آن است که حکومت جمهوری اسلامی در زمینه همه دلایل زیربنایی دیگر غیر از سیاست خارجی، تلاش‌هایی برای بازکردن گره‌های زیربنایی اقتصادی به خرج داده است. مثلاً میل به کاهش اتکا به درآمد نفت همیشه وجود داشته و موفقیتهایی هم داشته‌ایم. درباره اندازه دولت، میل کارشناسی حکومت همیشه کاستن حجم دولت، بیرون بردن آن از باتلاق بنگاهداری و به میان آوردن بخش خصوصی بوده است. مشکل تخصصی بودن مدیریت اقتصاد هم مدتهاست بر مقامات ارشد آشکار است و در همه موارد نیز حرکت لاک‌پشتی مثبت هم در کنار سیل ناکارایی تصمیم‌سازی‌ها دیده می‌شود. اما در مورد تاثیرات منفی روابط خارجی بر اقتصاد هیچ پیشرفتی دیده نمی‌شود. برجام که به عنوان یک سند مهم سیاست خارجی کشور، با ۱۵ سال تاخیر (از زمانی که خاتمی رئیس‌جمهور و روحانی طرف مذاکره سه کشور اروپایی بود) حاصل شد دیرهنگام بود و تنها علت آن هم درک این واقعیت توسط مقامات ارشد بود که تاثیرات اقتصادی وضعیت سیاسی آنقدر خطرناک شده که ممکن است اصل نظام را به باد دهد. بنابراین، آن سازش و اصلاح فرمان هم بیش از آنکه نشانه تغییر خط‌مشی به نفع اقتصاد باشد، به مصداق از این ستون به آن ستون فرج است، نشان از جستجوی راه دررو در کوچه بن‌بست می‌داد و نه تغییر استراتژی و بازتعریف جایگاه ایران در روابط بین‌الملل.

بدین ترتیب، مسائل خارجی کشور هنوز حل نشده باقی مانده و بازخوردهای منفی فراوانی بر کل پیکره کشور و اقتصاد تحمیل می‌کند. هرچند این که تا "آن" حل نشود "این" بسامان نمی‌شود حکمی تند‌ و مطلق است، اما می‌پذیریم در اساس درست است. علت درستی این ادعای "کلی" مویدات آن در "جزئیات" است. همان نتایج تکنیکی و انعکاسی حاصل از علل زیربنایی: به خاطر فقدان یک سیاست خارجی منفعت‌گرا که ملزومات آن سازگاری با بیرون، پذیرش نرم‌های مسلط بین‌المللی، تنش‌زدایی و تعامل است، ایران خود را از بسیاری امکانات محروم کرده است. از دسترسی به بازارهای سرمایه‌گذاری و فناوری، همکاری‌های سازنده بین‌الدولی، بازارهای بالقوه صادرات ایران، ... و بدتر از این عدم دسترسی‌ها، رویاروشدن با فشارهای اقتصادی بالا و شکننده فقرات اقتصاد ملی و به دنبال آن اجبار ورود به مسابقه تسلیحاتی و درگیری‌های ناخواسته و زیان‌بار. این مجموعه برای فلج کردن یک اقتصاد کافی است و شعارهای ملی‌گرایانه، تهییج‌کننده، نظریه‌های غیراقتصادی مثل رفتار مقاومت‌محور و اکتفا به نان خشک و لنگ نجات‌دهنده نیست.

مشکل اقتصاددانی مثل دکتر مسعود نیلی این است که بر اساس روحیه و حیای آکادمیک، به خود اجازه نمی‌دهد از حوزه اقتصاد اندکی بیشتر فاصله بگیرد و تاثیر رفتار حکومت در حوزه سیاست خارجی بر اقتصاد را موشکافی کند و به عبارت کلی مسائل خارجی بسنده می‌کند والبته این محدودیت اقتصاددانان را باید اهل سیاست و روزنامه‌نگاران رفع کنند و نشان دهند ادامه سیاست خارجی موجود علی‌رغم تلطیف و اصلاح سالهای اخیر، هنوز دچار مشکل بنیادین نامنفعت‌محوری است. حکومت ایران اقتصاد را در دو جبهه به قربانگاه برده است. در عرصه داخلی، از روزی که کارگزار مطلوبی چون احمدی‌نژاد به ریاست جمهوری رسید و اجازه پول‌پاشی برای تضمین ماندگاری‌اش برای دور دوم را توسط حکومت و مجلس همراهش گرفت، اقتصاد در پیشگاه سیاست داخلی قربانی شد. در عرصه خارجی نیز اقتصاد ایران به مدتی طولانی قربانی جستجوی حوزه نفوذ منطقه‌ای حکومت شده است که مشکلات حاصل از آن را در سلسله مطالب مرتبط با موضوع #خارپشت به تفصیل شرح داده‌ایم. راه‌حل "مساله خارج" نیز اکنون به روایت اهل اقتصاد به وضوح در دسترس است: تنظیم سیاست خارجی بر اساس منافع اقتصادی و نه خیالات ایدئولوژیک و آمال سیاسی.

🆔 @jameeno