تاجزاده: #بیایید_بیرون!
تحلیل سیدمصطفی تاجزاده از موقعیت منطقهای کشور در گفتگو با صدای نو
نسخه کامل گفتوگو را از لینک زیر بشنوید.
https://soundcloud.com/sedayenow/hqishydrf6fk
🆔 @jameeno
تحلیل سیدمصطفی تاجزاده از موقعیت منطقهای کشور در گفتگو با صدای نو
نسخه کامل گفتوگو را از لینک زیر بشنوید.
https://soundcloud.com/sedayenow/hqishydrf6fk
🆔 @jameeno
صدای نو | ۲۳ دی ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۲۳ دی ۹۷
با وجود تکذیبهای قبلی چه شده که تهران تماسهایش با طالبان را علنی کردهاست؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
با وجود تکذیبهای قبلی چه شده که تهران تماسهایش با طالبان را علنی کردهاست؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
گفتوگو با مصطفی تاجزاده.mp3
19.9 MB
🔻تاجزاده: #بیایید_بیرون!
▫️تحلیل سیدمصطفی تاجزاده از موقعیت منطقهای کشور در گفتگو با صدای نو
🆔 @jameeno
▫️تحلیل سیدمصطفی تاجزاده از موقعیت منطقهای کشور در گفتگو با صدای نو
🆔 @jameeno
🔹بیمه، چتر آرامش؟!
🖌رضا داودی "فعال صنفی معلمان"
▫️ارائه خدمات بیمهای که قرار بود چتر آرامش را برای اقشار مختلف اجتماعی فراهم کند، سالهاست که استرس و فشارهای عصبی بسیاری را به جامعه فرهنگیان کشور تحمیل کرده و همچنان نیز ادامه دارد. در ادامه روند سالهای گذشته امسال هم، تشریح جزییاتی پیرامون قرارداد جدید آموزش و پرورش در ارتباط با بیمه تکمیلی درمان، معلمان را در بهت و نگرانی فرو برد.
بیمهریهایی که فرهنگیان در طول سالیان گذشته از وزارت آموزش و پرورش دیدهاند بسیار است. وزارتخانهای که ظاهرا باید به دفاع از حقوق فرهنگیان به عنوان تاثیرگذارترین و بزرگترین نهاد اجتماعی بپردازد، متاسفانه جفای جدیدی را در حق فرهنگیان اعمال کرده که زمینهساز دامن زدن به تبعیض هر چه بیشتر علیه آنها شده است. قرارداد جدید بیمه تکمیلی درمان که شامل دو طرح "الف" و "ب" است در ابتدا بیانگر عدم توجه به مشکلات معیشتی و سطح دستمزدهای موجود در آموزش و پرورش و سپس تشدید فاصله طبقاتی بین جامعه فرهنگیان است.
عدم توجه به سطح دستمزدها و تشدید فاصله طبقاتی بین معلمان رسمی، شرکتی، پیمانی و .... سلامت معلمان با دستمزدهای پایینتر و دارای مشکلات اقتصادی مضاعف را نشانه گرفته و زمینه را برای گریبانگیر شدن هر چه بیشتر این قبیل معلمان با مشکلات درمانی مهیا ساخته است. بیشک سلامتی به عنوان رکن اول و پایهایترین نیاز انسان از ضروریترین نیازهای معلمان برای ادامه فعالیت در فضای آموزشی کشور و پرورش نسلی پویا و ماهر است. معلم بیمار و ناتوان از پرداخت هزینههای درمان نمیتواند در جهت تحقق اهداف بلند و عالی آموزش و پرورش تلاش کند، چراکه پایهایترین نیاز وی مورد تهدید قرار گرفته است.
مشاهده جامعه آماری فرهنگیان نشاندهنده این امر است که آموزش و پرورش بزرگترین نهاد اجتماعی به لحاظ تعداد کارکنان است. با یک حساب سرانگشتی میتوان دریافت که آموزش و پرورش با این تعداد جمعیت میتواند سالانه صدها میلیارد ریال پرتفوی (کل مبلغی که شرکت بیمهگر از بیمهگذار دریافت میکند) برای شرکتهای بیمهای فراهم کند.
به جرات میتوان ادعا کرد حجم پرتفوی آموزش و پرورش برای شرکتهای بیمه در زمینه بیمه تکمیل درمان، بزرگترین حجمی است که تاکنون یک نهاد توانسته برای شرکتهای بیمه فراهم آورد. حال با توجه به این پرتفوی عظیم سوال اساسی که باقی میماند اینست که چرا با این حجم پرتفوی، قراردادهای آموزش و پرورش در زمینه تکمیل درمان در قیاس با سایر نهادها بسیار غیر منصفانه است و حاوی خدمات بسیار ضعیفی است؟!
دلیل پرداختها طولانیمدت چند ماهه در طرح "ب" قرارداد جدید بیمه تکمیلی با توجه به این پرتفوی زیاد چیست؟! چرا برخی خدمات در طول چند سال گذشته یا حذف شدهاند و یا هزینه پرداختی تقبل شده توسط شرکت "آتیهسازان حافظ" با لحاظ تورم موجود ثابت مانده است؟! و سوال مهمتر؛ چرا سهم دولت از پرداخت درصدی از حق بیمه در قرارداد جدید حذف شده است؟! آیا حذف سهم دولت نشانه نگاه مصرفی به آموزش و پرورش نیست؟! آیا نگاه مصرفی به آموزش و پرورش متاثر از سیاستهای نئولیبرال مبتذل نیست؟!
تمدید قرارداد بیمه تکمیلی طی سالیان گذشته با یک شرکت؛ اعتراضات جامعه فرهنگیان به شرایط قرارداد بیمهای و عدم برگزاری مناقصه شفاف از سوی وزرات آموزش و پرورش؛ تقویتکننده این شک است که در پشت این قرارداد چه کسی یا کسانی قرار دارند و چه منافعی از عقد این نوع قرارداد با توجه به پرتفوی بزرگ این قرارداد میبرند؟!
🆔 @jameeno
🖌رضا داودی "فعال صنفی معلمان"
▫️ارائه خدمات بیمهای که قرار بود چتر آرامش را برای اقشار مختلف اجتماعی فراهم کند، سالهاست که استرس و فشارهای عصبی بسیاری را به جامعه فرهنگیان کشور تحمیل کرده و همچنان نیز ادامه دارد. در ادامه روند سالهای گذشته امسال هم، تشریح جزییاتی پیرامون قرارداد جدید آموزش و پرورش در ارتباط با بیمه تکمیلی درمان، معلمان را در بهت و نگرانی فرو برد.
بیمهریهایی که فرهنگیان در طول سالیان گذشته از وزارت آموزش و پرورش دیدهاند بسیار است. وزارتخانهای که ظاهرا باید به دفاع از حقوق فرهنگیان به عنوان تاثیرگذارترین و بزرگترین نهاد اجتماعی بپردازد، متاسفانه جفای جدیدی را در حق فرهنگیان اعمال کرده که زمینهساز دامن زدن به تبعیض هر چه بیشتر علیه آنها شده است. قرارداد جدید بیمه تکمیلی درمان که شامل دو طرح "الف" و "ب" است در ابتدا بیانگر عدم توجه به مشکلات معیشتی و سطح دستمزدهای موجود در آموزش و پرورش و سپس تشدید فاصله طبقاتی بین جامعه فرهنگیان است.
عدم توجه به سطح دستمزدها و تشدید فاصله طبقاتی بین معلمان رسمی، شرکتی، پیمانی و .... سلامت معلمان با دستمزدهای پایینتر و دارای مشکلات اقتصادی مضاعف را نشانه گرفته و زمینه را برای گریبانگیر شدن هر چه بیشتر این قبیل معلمان با مشکلات درمانی مهیا ساخته است. بیشک سلامتی به عنوان رکن اول و پایهایترین نیاز انسان از ضروریترین نیازهای معلمان برای ادامه فعالیت در فضای آموزشی کشور و پرورش نسلی پویا و ماهر است. معلم بیمار و ناتوان از پرداخت هزینههای درمان نمیتواند در جهت تحقق اهداف بلند و عالی آموزش و پرورش تلاش کند، چراکه پایهایترین نیاز وی مورد تهدید قرار گرفته است.
مشاهده جامعه آماری فرهنگیان نشاندهنده این امر است که آموزش و پرورش بزرگترین نهاد اجتماعی به لحاظ تعداد کارکنان است. با یک حساب سرانگشتی میتوان دریافت که آموزش و پرورش با این تعداد جمعیت میتواند سالانه صدها میلیارد ریال پرتفوی (کل مبلغی که شرکت بیمهگر از بیمهگذار دریافت میکند) برای شرکتهای بیمهای فراهم کند.
به جرات میتوان ادعا کرد حجم پرتفوی آموزش و پرورش برای شرکتهای بیمه در زمینه بیمه تکمیل درمان، بزرگترین حجمی است که تاکنون یک نهاد توانسته برای شرکتهای بیمه فراهم آورد. حال با توجه به این پرتفوی عظیم سوال اساسی که باقی میماند اینست که چرا با این حجم پرتفوی، قراردادهای آموزش و پرورش در زمینه تکمیل درمان در قیاس با سایر نهادها بسیار غیر منصفانه است و حاوی خدمات بسیار ضعیفی است؟!
دلیل پرداختها طولانیمدت چند ماهه در طرح "ب" قرارداد جدید بیمه تکمیلی با توجه به این پرتفوی زیاد چیست؟! چرا برخی خدمات در طول چند سال گذشته یا حذف شدهاند و یا هزینه پرداختی تقبل شده توسط شرکت "آتیهسازان حافظ" با لحاظ تورم موجود ثابت مانده است؟! و سوال مهمتر؛ چرا سهم دولت از پرداخت درصدی از حق بیمه در قرارداد جدید حذف شده است؟! آیا حذف سهم دولت نشانه نگاه مصرفی به آموزش و پرورش نیست؟! آیا نگاه مصرفی به آموزش و پرورش متاثر از سیاستهای نئولیبرال مبتذل نیست؟!
تمدید قرارداد بیمه تکمیلی طی سالیان گذشته با یک شرکت؛ اعتراضات جامعه فرهنگیان به شرایط قرارداد بیمهای و عدم برگزاری مناقصه شفاف از سوی وزرات آموزش و پرورش؛ تقویتکننده این شک است که در پشت این قرارداد چه کسی یا کسانی قرار دارند و چه منافعی از عقد این نوع قرارداد با توجه به پرتفوی بزرگ این قرارداد میبرند؟!
🆔 @jameeno
🔺اعتراض معلمان به "بیمه ناکارآمد" همچنان ادامه دارد؛
🔹"دولت سهمش را بپردازد"
▫️لیلارزاقی / جامعه نو: با گذشت چند روز از پایان مهلت ثبت نام طرح جدید بیمه تکمیلی فرهنگیان، اعتراضها به سیاستگذاریهای پرحاشیه آموزش و پرورش در خصوص ارائه طرحهای بیمهای ادامه دارد. بیش از 30 هزار معلم به کمپین "نه به بیمه ناکارآمد" پیوستند و با این ایده که "چالش بیمه تکمیلی" میتواند به مرگ خاموش فرهنگیان منجر شود، تلاش کردند سیستم درمان کشور را از فاجعهای آگاه کنند که عواقب آن دیر یا زود گریبان نظام آموزش و پرورش کشور و سیاستگذاران آن را خواهد گرفت.. « حجم مطالبات انباشته شده در بین طیفهای مختلف معلمان در حال گسترش است و جامعه فرهنگی در حال انفجار.. اما بحث بیمه مستقیما با سلامت افراد مرتبط است. طبیعی است که هیچ بیمهگری با 40 هزار تومان یا 70 هزار تومان، همین خدمات حداقلی را هم به ما نمیدهد. اعتراض ما این است که چرا دولت، سهم خودش را نمیپردازد که خدمات بیمهای با کیفیت بهتری به فرهنگیان ارائه شود. اگر همانگونه که برای نهاد ریاست جمهوری ردیف بودجه میگذارند، برای هر معلم 100 هزار تومان سهم بیمه کنار بگذارند، آنوقت معلمان هم سهم خود را از بیمه درمان تکمیلی پرداخت میکنند و تجمیع این دو با هم موجب ارائه خدمات بهتر درمانی به معلمان میشود.»
🔸نقشه آموزش و پرورش برای بیمه تکمیلی
اوایل دی ماه 97 بود که گودرز کریمی فر، مدیرکل تعاون و پشتیبانی آموزش و پرورش در گفتگو با خبرگزاریها، شرایط جدید بیمه تکمیلی فرهنگیان را اعلام کرد. طرحی که به نظر میرسید در سیاستگذاری و اجرا تفاوتی با سالهای گذشته ندارد و به همین دلیل منجر به واکنشهایی از سوی معلمان شد. قراداد جدید بیمه تکمیلی فرهنگیان که با شرکت آتیهسازان حافظ منعقد شده، دو روش بیمهای به روش بیمهگری و صندوقی (طرح الف و ب) را در دستور کار خود قرار داده که فرهنگیان میتوانند یکی از این دو روش را برای بیمه درمان تکمیلی خود انتخاب کنند.
آموزش و پرورش برای طرح "الف" بیمه تکمیلی مزایایی چون "بازپرداخت هزینهکرد بیمهشدگان در کوتاهترین زمان، پرداخت فرانشیز خدمات به میزان 20 درصد توسط بیمه شده، ارائه خدمات به همراه تضمین در پرداخت اسناد هزینهشده به صورت آنلاین توسط شرکت طرف قرارداد" را در نظر گرفته است. در طرح "ب" نیز که بیمه تکمیلی به روش صندوق درمان ارائه خواهد شد، پرداخت سقف بیمه با جدول تعهدات سال گذشته مشابه خواهد بود. در طرح «الف» برای هر نفر از کارکنان رسمی، پیمانی، قراردادی و افراد تحت تکفل آنان که توسط متقاضی پرداخت میشود، مبلغ ۶۸۵ هزار و ۹۰۲ ریال است. حق بیمه ماهیانه در طرح «ب» برای هر نفر از کارکنان رسمی، پیمانی و افراد تحت تکفل آنان که توسط متقاضی پرداخت میشود مبلغ ۳۹۰هزار ریال است و حق بیمه ماهیانه در طرح «ب» برای هر نفر از کارکنان قراردادی و افراد تحت تکفل آنان که توسط متقاضی پرداخت میشود، مبلغ ۴۹۰هزار ریال است.
در یک نگاه کلی هزینههای اختصاص داده شده به این طرحها، ناچیز برآورد شود اما کیفیت ارائه خدماتی از این دست چگونه است؟! معلمان دقیقا به همین مساله اعتراض دارند. "خرید ارزان خدمات درمانی از جیب معلمان توسط آموزش و پرورش، منجر به دریافت خدمات محدود و بیکیفیت میشود. آنهم در شرایطی که معلمان با چالشهای متعددی در زمینه حقوق و دستمزد مواجهاند"... فعالان صنفی معلمان میگویند دولت میتواند با پرداخت سهم خود به این روند پایان دهد و خدمات درمانی بهتری را به فرهنگیان ارائه دهد.
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/As-01-13
🔹"دولت سهمش را بپردازد"
▫️لیلارزاقی / جامعه نو: با گذشت چند روز از پایان مهلت ثبت نام طرح جدید بیمه تکمیلی فرهنگیان، اعتراضها به سیاستگذاریهای پرحاشیه آموزش و پرورش در خصوص ارائه طرحهای بیمهای ادامه دارد. بیش از 30 هزار معلم به کمپین "نه به بیمه ناکارآمد" پیوستند و با این ایده که "چالش بیمه تکمیلی" میتواند به مرگ خاموش فرهنگیان منجر شود، تلاش کردند سیستم درمان کشور را از فاجعهای آگاه کنند که عواقب آن دیر یا زود گریبان نظام آموزش و پرورش کشور و سیاستگذاران آن را خواهد گرفت.. « حجم مطالبات انباشته شده در بین طیفهای مختلف معلمان در حال گسترش است و جامعه فرهنگی در حال انفجار.. اما بحث بیمه مستقیما با سلامت افراد مرتبط است. طبیعی است که هیچ بیمهگری با 40 هزار تومان یا 70 هزار تومان، همین خدمات حداقلی را هم به ما نمیدهد. اعتراض ما این است که چرا دولت، سهم خودش را نمیپردازد که خدمات بیمهای با کیفیت بهتری به فرهنگیان ارائه شود. اگر همانگونه که برای نهاد ریاست جمهوری ردیف بودجه میگذارند، برای هر معلم 100 هزار تومان سهم بیمه کنار بگذارند، آنوقت معلمان هم سهم خود را از بیمه درمان تکمیلی پرداخت میکنند و تجمیع این دو با هم موجب ارائه خدمات بهتر درمانی به معلمان میشود.»
🔸نقشه آموزش و پرورش برای بیمه تکمیلی
اوایل دی ماه 97 بود که گودرز کریمی فر، مدیرکل تعاون و پشتیبانی آموزش و پرورش در گفتگو با خبرگزاریها، شرایط جدید بیمه تکمیلی فرهنگیان را اعلام کرد. طرحی که به نظر میرسید در سیاستگذاری و اجرا تفاوتی با سالهای گذشته ندارد و به همین دلیل منجر به واکنشهایی از سوی معلمان شد. قراداد جدید بیمه تکمیلی فرهنگیان که با شرکت آتیهسازان حافظ منعقد شده، دو روش بیمهای به روش بیمهگری و صندوقی (طرح الف و ب) را در دستور کار خود قرار داده که فرهنگیان میتوانند یکی از این دو روش را برای بیمه درمان تکمیلی خود انتخاب کنند.
آموزش و پرورش برای طرح "الف" بیمه تکمیلی مزایایی چون "بازپرداخت هزینهکرد بیمهشدگان در کوتاهترین زمان، پرداخت فرانشیز خدمات به میزان 20 درصد توسط بیمه شده، ارائه خدمات به همراه تضمین در پرداخت اسناد هزینهشده به صورت آنلاین توسط شرکت طرف قرارداد" را در نظر گرفته است. در طرح "ب" نیز که بیمه تکمیلی به روش صندوق درمان ارائه خواهد شد، پرداخت سقف بیمه با جدول تعهدات سال گذشته مشابه خواهد بود. در طرح «الف» برای هر نفر از کارکنان رسمی، پیمانی، قراردادی و افراد تحت تکفل آنان که توسط متقاضی پرداخت میشود، مبلغ ۶۸۵ هزار و ۹۰۲ ریال است. حق بیمه ماهیانه در طرح «ب» برای هر نفر از کارکنان رسمی، پیمانی و افراد تحت تکفل آنان که توسط متقاضی پرداخت میشود مبلغ ۳۹۰هزار ریال است و حق بیمه ماهیانه در طرح «ب» برای هر نفر از کارکنان قراردادی و افراد تحت تکفل آنان که توسط متقاضی پرداخت میشود، مبلغ ۴۹۰هزار ریال است.
در یک نگاه کلی هزینههای اختصاص داده شده به این طرحها، ناچیز برآورد شود اما کیفیت ارائه خدماتی از این دست چگونه است؟! معلمان دقیقا به همین مساله اعتراض دارند. "خرید ارزان خدمات درمانی از جیب معلمان توسط آموزش و پرورش، منجر به دریافت خدمات محدود و بیکیفیت میشود. آنهم در شرایطی که معلمان با چالشهای متعددی در زمینه حقوق و دستمزد مواجهاند"... فعالان صنفی معلمان میگویند دولت میتواند با پرداخت سهم خود به این روند پایان دهد و خدمات درمانی بهتری را به فرهنگیان ارائه دهد.
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/As-01-13
Telegraph
اعتراض معلمان به "بیمه ناکارآمد" همچنان ادامه دارد؛
"دولت سهمش را بپردازد" جامعه نو: با گذشت چند روز از پایان مهلت ثبت نام طرح جدید بیمه تکمیلی فرهنگیان، اعتراضها به سیاستگذاریهای پرحاشیه آموزش و پرورش در خصوص ارائه طرحهای بیمهای ادامه دارد. بیش از 30هزار معلم به کمپین"نه به بیمه ناکارآمد"پیوستند و با این…
#الف
♦️راه پیش، راه پس!
◽️شورای سردبیری: "...حال این سوال پیش می آید که آیا در شرایط کنونی ما باید با رویکرد انفعالی با برنامههای جدید آمریکا در عراق تعامل کنیم، یا اینکه با حکمت و درایت، تهدیدهای موجود را از محیط منطقهای خود دور کنیم و تا حد ممکن آنها را به فرصتی برای خود در جهت اضمحلال هر جه بیشتر این گروه تروریستی تبدیل کنیم."
این پرسش آکنده از گنگی را خبرگزاری متمایل به رویکرد میلیتاریستی در گزارشی مطرح کرده که خودش سرشار از اطلاعات گنگ است : امریکا میخواهد در مرحله خروج از سوریه گروهک تروریستی منافقین (رجوی) را مورد استفاده قرار دهد ، یک نماینده عراقی گفته آمریکا اعضای این گروه را به عراق باز گردانده ، امریکا میخواهد نیروهای ۱۴ پایگاه عراقی را علیه ایران به کار گیرد، امریکا میخواهدعناصرباقیمانده داعش و نقشبندی را در مرزهای ایران به کار گیرد، امریکا تلاش دارد "حیاط خلوت ایران که همان عراق است"را به هر نحوممکن از ایران بگیرد، ..و دعاوی دیگر .
در لزوم پیش بینی وقوع بسیاری از این رخدادهای محتمل شکی نیست . به عبارت دیگر ، آمریکاییها در بکار گیری هیچیک ازاهرمهای ضد ایران درنگ نخواهند کرد. فقط آنها هم نبستند که چنین میکنند: اسرائیل ،بسیاری از دولتهای عرب ، و نیروهایی در ایران هم علاقمند به پدیدار شدن یک نیروی قابل توجه شبه نظامی در مرزها و درگیر کردن کشور در یک جنگ نا منظم با نیروهایی شبح وار و بدون هویت مشخص هستند. شعبه ای از داعش، دارودسته ای از کردهای فاقد دوربینی سیاسی، بازماندگان واخورده و بیمار گروه رجوی، و بدون شک مزدوران فاقد شناسهای از سراسرمنطقه که جیب سعودی ها آنها را سازمان میدهد. خاک عراق هم که به عنوان تنها مسیر زمینی دسترسی شبه نظامیان به غرب ایران، در اختیار سرهنگان آمریکایی است.
اما این فقط نیمی از مساله است. نیمه دیگرش چگونگی واکنش ایران است. حالا میتوانید جمله نقل شده در ابتدای این مطلب را بخوانید که واکنش پیشنهادی محافل شبه نظامی است وشاید حالا از گنگی درآمده باشد. البته کماکان گنگ است. نه مثل سالهای قبل میگوید باید برویم در خاک عراق،سوریه، و احتمالاً اردن، عربستان و امارات(ستادهای عملیات مشترک علیه ایران ) تا مجبور نباشیم در کنار مرزها با مزدوران روبروشویم، و نه در این بررسی تحلیلی طولانی شیوه دیگری برای "دورکردن تهدیدهای موجوداز محیط منطقه ای خود" ارائه میکند. خالی از شعاری که داده، فاقد توانایی در ارائه استراتژی است. درست مثل این جمله که" باران خواهد آمد و باید کاری کنیم که خرمن راخیس نکند".
علت روشنی دارد: نظامیان فقط میتوانند استراتژی مقابله با یک تهدید نظامی عینی که طول و عرض و پتانسیل آن را تعیین کرده باشند طراحی کنند و به عمل در آورند، اما پیش از ان سیاستورزان، رهبران سیاسی، و دیپلماتها هستند که کارشان سنجش موقعیت جهانی کشور است ودر باره چگونگی مقابله با تهدید ها فکر و طراحی میکنند. جنگ و عملیات نظامی اساسا ادامه سیاست ودیپلماسی و بخشی از آن است و البته در مرحله ای دیپلماسی هم ادامه عملیات جنگی . طراحی چگونگی برآمدن از پس تهدیدهای ملی که غبار پیشرویشان در افق دیده میشود، کار سیاسیون است نه نظامیان. وقتی ترکیه حدود بیست سال پیش در زمان اربکان به یک روستای ایران حمله و آن را با خاک یکسان کرد، یا زمانی که طالبان در مزار شریف ماموران دولت ایران را قتل عام کردند، این نظامیان نبودند که بر اساس تحلیلهایی تصمیم به صبوری و نشان ندادن واکنش نظامی گرفتند. رهبران سیاسی بودند. متأسفانه شرایط نامنطقی سیاست داخلی در ایران سبب شده، محافل نظامی جلو بیفتند و در زمینه سیاست خارجی دیپلماتها و مقامات ارشد سیاسی را پشت سرشان ببینند.
اکنون پومپئو و بولتون ، دو جنگطلب وحشی کابینه ترامپ دارند به همه جای خاورمیانه سرک میکشند و با این و آن میبندند، خطری که گزارش تسنیم به آن اشاره داده در حال پدیدار شدن است. اما فعلا (واین مهم است؛ فعلا و تا اطلاع ثانوی) درباره نقشه ای که آمریکا ممکن است از طریق کشورهای عربی علیه ایران پیاده کند، عنان تحلیل، تصمیم و مذاکره را باید به بخش سیاسی سپرد. فقط در این صورت است که مفسران و استراتژیستهای دارای رگ و ریشه نظامی (و نه متوهمانی که عراق را حیاط خلوت ایران میپندارند) میتوانند پس از روشن شدن ماهیت آنچه در پیش است درباره فرمول رویارویی با آن بدون گنگی حرف بزنند. البته... اگر سیاست خارجی کشور کماکان در فاز فعلی خوددارانه، صبوری، سازشطلبانه و همچون #خارپشت گریزان از درگیری نماند، و لزوم رویارویی نظامی پدیدآمد، آنوقت، و فقط آن وقت است که نوبت بیرون آوردن شمای محوی از محاسبات و طرحها از پشت میزهای ستادهای حفاظتشده نظامی به نزد جامعه است . تا ان هنگام، باید کمتر مکنونات را بیرون بریزیم. این یک اصل ابتدایی نظامی است.
🆔 @jameeno
♦️راه پیش، راه پس!
◽️شورای سردبیری: "...حال این سوال پیش می آید که آیا در شرایط کنونی ما باید با رویکرد انفعالی با برنامههای جدید آمریکا در عراق تعامل کنیم، یا اینکه با حکمت و درایت، تهدیدهای موجود را از محیط منطقهای خود دور کنیم و تا حد ممکن آنها را به فرصتی برای خود در جهت اضمحلال هر جه بیشتر این گروه تروریستی تبدیل کنیم."
این پرسش آکنده از گنگی را خبرگزاری متمایل به رویکرد میلیتاریستی در گزارشی مطرح کرده که خودش سرشار از اطلاعات گنگ است : امریکا میخواهد در مرحله خروج از سوریه گروهک تروریستی منافقین (رجوی) را مورد استفاده قرار دهد ، یک نماینده عراقی گفته آمریکا اعضای این گروه را به عراق باز گردانده ، امریکا میخواهد نیروهای ۱۴ پایگاه عراقی را علیه ایران به کار گیرد، امریکا میخواهدعناصرباقیمانده داعش و نقشبندی را در مرزهای ایران به کار گیرد، امریکا تلاش دارد "حیاط خلوت ایران که همان عراق است"را به هر نحوممکن از ایران بگیرد، ..و دعاوی دیگر .
در لزوم پیش بینی وقوع بسیاری از این رخدادهای محتمل شکی نیست . به عبارت دیگر ، آمریکاییها در بکار گیری هیچیک ازاهرمهای ضد ایران درنگ نخواهند کرد. فقط آنها هم نبستند که چنین میکنند: اسرائیل ،بسیاری از دولتهای عرب ، و نیروهایی در ایران هم علاقمند به پدیدار شدن یک نیروی قابل توجه شبه نظامی در مرزها و درگیر کردن کشور در یک جنگ نا منظم با نیروهایی شبح وار و بدون هویت مشخص هستند. شعبه ای از داعش، دارودسته ای از کردهای فاقد دوربینی سیاسی، بازماندگان واخورده و بیمار گروه رجوی، و بدون شک مزدوران فاقد شناسهای از سراسرمنطقه که جیب سعودی ها آنها را سازمان میدهد. خاک عراق هم که به عنوان تنها مسیر زمینی دسترسی شبه نظامیان به غرب ایران، در اختیار سرهنگان آمریکایی است.
اما این فقط نیمی از مساله است. نیمه دیگرش چگونگی واکنش ایران است. حالا میتوانید جمله نقل شده در ابتدای این مطلب را بخوانید که واکنش پیشنهادی محافل شبه نظامی است وشاید حالا از گنگی درآمده باشد. البته کماکان گنگ است. نه مثل سالهای قبل میگوید باید برویم در خاک عراق،سوریه، و احتمالاً اردن، عربستان و امارات(ستادهای عملیات مشترک علیه ایران ) تا مجبور نباشیم در کنار مرزها با مزدوران روبروشویم، و نه در این بررسی تحلیلی طولانی شیوه دیگری برای "دورکردن تهدیدهای موجوداز محیط منطقه ای خود" ارائه میکند. خالی از شعاری که داده، فاقد توانایی در ارائه استراتژی است. درست مثل این جمله که" باران خواهد آمد و باید کاری کنیم که خرمن راخیس نکند".
علت روشنی دارد: نظامیان فقط میتوانند استراتژی مقابله با یک تهدید نظامی عینی که طول و عرض و پتانسیل آن را تعیین کرده باشند طراحی کنند و به عمل در آورند، اما پیش از ان سیاستورزان، رهبران سیاسی، و دیپلماتها هستند که کارشان سنجش موقعیت جهانی کشور است ودر باره چگونگی مقابله با تهدید ها فکر و طراحی میکنند. جنگ و عملیات نظامی اساسا ادامه سیاست ودیپلماسی و بخشی از آن است و البته در مرحله ای دیپلماسی هم ادامه عملیات جنگی . طراحی چگونگی برآمدن از پس تهدیدهای ملی که غبار پیشرویشان در افق دیده میشود، کار سیاسیون است نه نظامیان. وقتی ترکیه حدود بیست سال پیش در زمان اربکان به یک روستای ایران حمله و آن را با خاک یکسان کرد، یا زمانی که طالبان در مزار شریف ماموران دولت ایران را قتل عام کردند، این نظامیان نبودند که بر اساس تحلیلهایی تصمیم به صبوری و نشان ندادن واکنش نظامی گرفتند. رهبران سیاسی بودند. متأسفانه شرایط نامنطقی سیاست داخلی در ایران سبب شده، محافل نظامی جلو بیفتند و در زمینه سیاست خارجی دیپلماتها و مقامات ارشد سیاسی را پشت سرشان ببینند.
اکنون پومپئو و بولتون ، دو جنگطلب وحشی کابینه ترامپ دارند به همه جای خاورمیانه سرک میکشند و با این و آن میبندند، خطری که گزارش تسنیم به آن اشاره داده در حال پدیدار شدن است. اما فعلا (واین مهم است؛ فعلا و تا اطلاع ثانوی) درباره نقشه ای که آمریکا ممکن است از طریق کشورهای عربی علیه ایران پیاده کند، عنان تحلیل، تصمیم و مذاکره را باید به بخش سیاسی سپرد. فقط در این صورت است که مفسران و استراتژیستهای دارای رگ و ریشه نظامی (و نه متوهمانی که عراق را حیاط خلوت ایران میپندارند) میتوانند پس از روشن شدن ماهیت آنچه در پیش است درباره فرمول رویارویی با آن بدون گنگی حرف بزنند. البته... اگر سیاست خارجی کشور کماکان در فاز فعلی خوددارانه، صبوری، سازشطلبانه و همچون #خارپشت گریزان از درگیری نماند، و لزوم رویارویی نظامی پدیدآمد، آنوقت، و فقط آن وقت است که نوبت بیرون آوردن شمای محوی از محاسبات و طرحها از پشت میزهای ستادهای حفاظتشده نظامی به نزد جامعه است . تا ان هنگام، باید کمتر مکنونات را بیرون بریزیم. این یک اصل ابتدایی نظامی است.
🆔 @jameeno
صدای نو | ۲۴ دی ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
راه پیش، راه پس
فرمان را به دست چه کسی باید داد؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
فرمان را به دست چه کسی باید داد؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
🔺یادداشتی از #اوین
🔸اسماعیل بخشی و مناظره ای برای تمام فصول!
🖌#محمد_حبیبی ؛ فعال صنفی معلمان
▫️اسماعیل بخشی کارگری است که در این سال ها بارها، همراه با هم صنفانش برای مطالبه حقوق انسانی خود به خیابان آمده و بعضا پاسخ مطالبه گری اش ،فشار و تهدید و زندان بوده است.
اسماعیل بخشی مدعی است شکنجه شده و برای اثبات ادعای خود وزیر اطلاعات را به مناظره طلبیده است . مناظره ای که به فرض انجام، پاسخش همانی است که استاندار خوزستان داده است .انجا که منکر هر گونه شکنجه ای شده و می گوید:
"رویه ما با مسئله آقای بخشی بصورت اجتماعی و کارگری است و اگرچنین نبود که برخوردهای دیگری با وی صورت می گرفت." (1)
این نتیجه مناظره با "دیگری" است. دیگری پاسخش همواره چنین است. موضعی توام با تکبر و طلبکارانه. به عبارت دیگر ، اسماعیل بخشی باید سپاسگزار باشد که برخوردهای "دیگری" با وی صورت نگرفته است.
حاصل جمع مناظره "ما" با "آنها" همواره منفی است. ما یعنی اکثریت جامعه ایرانی که این روزها ریز فشارهای فزاینده اقتصادی و مشکلات اجتماعی و سیاسی دیگر رمقی برایش نمانده و آنها یا دیگری ، یعنی اقلیت صاحبان سرمایه های هزاران میلیاردی و قدرت لایزالی. نتیجه چنین مذاکره ای بدهکاری مطلق برای ماست. بیش از آن ، چنین مناظره ای بازی در زمینی است که برون دادش اختگی و انفعال امروز جامعه مدنی است.
اما مناظره واقعی ، اثربخش و کارآمد رویارویی صریح با جامعه ایرانی است مواجهه ای چالشی و طرح پرسش های بنیادی .
اسماعیل بخشی بایدروشنفکران،نخبگان و دانشگاهیان، هنرمندان و چهره های فرهنگی را به مناظره دعوت کند و در این مناظره ، سکوت آنها در شرایط کنونی جامعه را به پرسش بگیرد . وظیفه انهاست که واقعیت درونی زندگی در فضای کنونی جامعه را اشکار کنند . یعنی عریان سازی کیفیت درونی زندگی زیر بار ستمی که دیگر تحملش نا ممکن است .
از سوی دیگر اسماعیل بخشی باید تشکل ها و فعالان کارگری را مخاطب قرار دهد که بر مبنای کدام مشی و استراتژی سال هاست به جای همنوایی با "ما" و پیگیری مطالبات ، ساز تفرقه و جدایی را کوک میکنند؟!
او باید حتی پا را فراتر بگذارد و همکارانش را نیز به پاسخگویی دعوت کند .پاسخی درخور به این سوال که چرا در شرایطی که بخشی ار کارگران هفت تپه زیر فشار اخراج ، تهدید و زندان هستند گزینه بازگشت به کار را بر می گزینند؟!
با طرح چنین پرسش هایی است که مناظره حقیقی شکل می گیرد و در شرایطی که "دیگری" مشغول خلق دوگانه سازی های کاذب بعنوان امر سیاسی ماجرایی تازه است، جامعه با جامعه رودرو می شود و به دیگری و آن چیزی که تئودور ادرنو فرهنگ سازمان یافته می نامد پشت می کند . فرهنگی که به زعم ادورنو آخرین احتمال را برای اینکه مردم بتوانند با خودشان رودرو شوند را از بین می برد.(2)
در این مواجهه حقیقی است که جامعه از پذیرش و تسلیم در برابر تناقض ها سرباز زده و به مقایسه اجتناب ناپذیر دیروز و امروزش دست می زند . و این ستیزی حقیقی است . چنانکه کوندرا می گوید ، ستیز با قدرت ستیز حافظه با فراموشی است .(3)
زندان #اوین، دی ماه ۹۷
1- روزنامه ایران 1397/10/16
2- اخلاق صغیر - تئودور آدورنو
3- خنده و فراموشی - میلان کوندرا
🆔 @jameeno
🔸اسماعیل بخشی و مناظره ای برای تمام فصول!
🖌#محمد_حبیبی ؛ فعال صنفی معلمان
▫️اسماعیل بخشی کارگری است که در این سال ها بارها، همراه با هم صنفانش برای مطالبه حقوق انسانی خود به خیابان آمده و بعضا پاسخ مطالبه گری اش ،فشار و تهدید و زندان بوده است.
اسماعیل بخشی مدعی است شکنجه شده و برای اثبات ادعای خود وزیر اطلاعات را به مناظره طلبیده است . مناظره ای که به فرض انجام، پاسخش همانی است که استاندار خوزستان داده است .انجا که منکر هر گونه شکنجه ای شده و می گوید:
"رویه ما با مسئله آقای بخشی بصورت اجتماعی و کارگری است و اگرچنین نبود که برخوردهای دیگری با وی صورت می گرفت." (1)
این نتیجه مناظره با "دیگری" است. دیگری پاسخش همواره چنین است. موضعی توام با تکبر و طلبکارانه. به عبارت دیگر ، اسماعیل بخشی باید سپاسگزار باشد که برخوردهای "دیگری" با وی صورت نگرفته است.
حاصل جمع مناظره "ما" با "آنها" همواره منفی است. ما یعنی اکثریت جامعه ایرانی که این روزها ریز فشارهای فزاینده اقتصادی و مشکلات اجتماعی و سیاسی دیگر رمقی برایش نمانده و آنها یا دیگری ، یعنی اقلیت صاحبان سرمایه های هزاران میلیاردی و قدرت لایزالی. نتیجه چنین مذاکره ای بدهکاری مطلق برای ماست. بیش از آن ، چنین مناظره ای بازی در زمینی است که برون دادش اختگی و انفعال امروز جامعه مدنی است.
اما مناظره واقعی ، اثربخش و کارآمد رویارویی صریح با جامعه ایرانی است مواجهه ای چالشی و طرح پرسش های بنیادی .
اسماعیل بخشی بایدروشنفکران،نخبگان و دانشگاهیان، هنرمندان و چهره های فرهنگی را به مناظره دعوت کند و در این مناظره ، سکوت آنها در شرایط کنونی جامعه را به پرسش بگیرد . وظیفه انهاست که واقعیت درونی زندگی در فضای کنونی جامعه را اشکار کنند . یعنی عریان سازی کیفیت درونی زندگی زیر بار ستمی که دیگر تحملش نا ممکن است .
از سوی دیگر اسماعیل بخشی باید تشکل ها و فعالان کارگری را مخاطب قرار دهد که بر مبنای کدام مشی و استراتژی سال هاست به جای همنوایی با "ما" و پیگیری مطالبات ، ساز تفرقه و جدایی را کوک میکنند؟!
او باید حتی پا را فراتر بگذارد و همکارانش را نیز به پاسخگویی دعوت کند .پاسخی درخور به این سوال که چرا در شرایطی که بخشی ار کارگران هفت تپه زیر فشار اخراج ، تهدید و زندان هستند گزینه بازگشت به کار را بر می گزینند؟!
با طرح چنین پرسش هایی است که مناظره حقیقی شکل می گیرد و در شرایطی که "دیگری" مشغول خلق دوگانه سازی های کاذب بعنوان امر سیاسی ماجرایی تازه است، جامعه با جامعه رودرو می شود و به دیگری و آن چیزی که تئودور ادرنو فرهنگ سازمان یافته می نامد پشت می کند . فرهنگی که به زعم ادورنو آخرین احتمال را برای اینکه مردم بتوانند با خودشان رودرو شوند را از بین می برد.(2)
در این مواجهه حقیقی است که جامعه از پذیرش و تسلیم در برابر تناقض ها سرباز زده و به مقایسه اجتناب ناپذیر دیروز و امروزش دست می زند . و این ستیزی حقیقی است . چنانکه کوندرا می گوید ، ستیز با قدرت ستیز حافظه با فراموشی است .(3)
زندان #اوین، دی ماه ۹۷
1- روزنامه ایران 1397/10/16
2- اخلاق صغیر - تئودور آدورنو
3- خنده و فراموشی - میلان کوندرا
🆔 @jameeno
صدای نو | ۲۵ دی ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۲۵ دی ۹۷
چرا پنتاگون طرح حمله به ایران را لو داد؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
چرا پنتاگون طرح حمله به ایران را لو داد؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
#یادداشت_منتخب
🔸در دفاع از دريافت عوارض از تونلهاي شهری
1️⃣بی گمان مهمترین و واقعی ترین پرونده روی میز شهردار جدید تهران تجدید ساختار مالی شهر است. به هر حال و با هر تعریف شهردار فعلی تهران وارث بدهی هایی است که پیش از او توسط شهردارانی از طیف های مختلف سیاسی ایجاد شده و یا تعیین تکلیف نشده است. شکل اصلی این بدهی اکنون بصورت بدهی بانکی ( با تمرکز نسبی در بانک شهر) و بدهی به پیمانکاران است. ابعاد این بدهی و نسبت سه برابری آن در قیاس با بودجه شهرداری تهران نشان می دهد که شهر با یک ناترازی بسیار شدید در بودجه از پنجره هزینه های مالی و تعهد پرداخت اصل بدهی مواجه است که کم ترین اثر آن رکود جدی در فعالیت های توسعه ای شهرداری تهران است و حتی تامین هزینه های جاری را هم با مشکلات جدی مواجه کرده است. با این مشکل بزرگ و روزافزون چه باید کرد؟
2️⃣راه حلهای سمت هزینه همیشه روی میز بوده است اعم از کاهش تعداد کارکنان، برون سپاری خدمات و کنترل هزینه های مالی. این جنس راه حلها همیشه قابل دفاع است اما چسبندگی های هزینه ای طبیعی، موانع متعدد حقوقی و از همه مهمتر اندازه بسیار بزرگ بدهی شهرداری نسبت به بودجه جاری باعث می شود تصور امکان حل مشکل با راه حلهای کاهش هزینه ای صرف نامحتمل نماید.
3️⃣یک پاسخ نزدیک فروش دارایی های شهرداری است. شکل اصلی دارایی های باقی مانده برای شهرداری املاک و مستغلات است. نکته اول آن است که بخش اصلی مستغلات کوچک و متوسط و نقدپذیر شهرداری در طی چند سال گذشته از جمله مدیریت اخیر شهرداری فروخته شده است. دوم آن که، بعد از یک دوره افزایش تعداد معاملات ماهانه مجددا بازار مستغلات وارد یک دوره رکودی جدید شده است که نقدپذیری دارایی های ملکی باقیمانده را باز هم غیر محتمل تر خواهد کرد. نکته سوم ان که حتی در دوران رونق نسبی اخیر هم عملا بازار شاهد جدایش نسبی در سه بازار املاک متوسط و کوچک، املاک تجاری و املاک لوکس بود. بیشترین سهم در رونق اخیر از آن املاک کوچک و متوسط بود که سهم باقیمانده آن در سبد مستغلات شهرداری ابدا بالا نبوده است. در عمل تصور آن که فروش دارایی های خرد کمک موثری به اصلاح ناترازی بودجه تهران می کند واقع بینانه نیست.
4️⃣یک راه قابل توجه دیگر که قانون بودجه سال 97 برای شهرداری تهران فراهم می کرد، استفاده صحیح از بند "و "تبصره پنج بودجه موسوم به بند تهاتر بدهی بود. مکانیسم این تهاتر به شهرداری امکان می داد با توافق روی عدد بدهی خود با دولت و تهاتر آن با بستانکاران بانکی خود و تهاتر بعدی بدهی بانک های بستانکار( بخصوص بانک شهر) با بانک مرکزی هم وضعیت اعتباری شهرداری و هم زمان در اختیار برای حل مشکل و هم هزینه های مالی را بهبود بخشد که عملا به هر دلیل امکان استفاده صحیح و موثر از این فرصت یکتا توسط شهرداری تهران رخ نداد. فرصتی که با توجه به همسویی سیاسی نسبی بین دولت و شهرداری تحقق ان از هر سناریوی دیگری محتمل تر بود.
5️⃣در غیاب سایر راه حل ها اکنون جدی ترین منبع در اختیار که اثر اهرمی جدی در کاهش هزینه های مالی و مرتب کردن جریان نقدی در اختیار شهرداری دارد استفاده از مستحدثات شهری به عنوان دارایی پایه یک صندوق سرمایه گذاری املاک و مستغلات(REIT) است. در این الگو ضمن حفظ مدیریت شهرداری بر مستحدثات شهری( اعم از تونلهای شهری و پل صدر)، مالکیت آن در اختیار خریداران واحدهای سرمایه گذاری صندوق فوق در می آید و امکان بهره بردن از جریان نقدی حاصل از این مستحدثات برای دارندگان واحدهای سرمایه گذاری فراهم می شود بدون آن که لزوما در نحوه مدیریت فنی این تونل ها تغییر ایجاد شود. به این تریب یک دارایی کاملا نقد ناپذیر به یک دارایی نزدیک به نقد با قابلیت توثیق پذیری بسیار بالا تبدیل می شود که اثر فوری و اهرمی در بهبود وضعیت مالی شهرداری تهران خواهد داشت. جدای از این درآمدهای ناشی از تاسیس صندوق( در صورت نگهداشت بخشی از واحدهای سرمایه گذاری توسط شهرداری یا درامد حاصل از فروش واحدها می تواند مستقیما صرف پروژه های حوزه حمل و نقل عمومی شود و وضعیت رکودی رخ داده در توسعه شهر را به صورت موثر چاره کند. ناگفته پیداست که شرط لازم برای ایجاد چنین صندوقی ایجاد جریان نقدی روی این قبیل مستحدثات است و الویت هم با تونلها و پلهایی است که شهروندان امکان انتخاب مسیر رایگان را در کنار آن داشته باشند. تجربه ستاندن عوارض از مستحدثات شهری ادبیات وسیعی در حوزه اقتصاد شهری دارد. اگر چه نگاه صرفا مالی به این راهبرد طبعا صحیح نیست اما قبل از بررسی وجوه سیاسی، اجتماعی یا فرهنگی این رویکرد باید به یاد داشت که از زاویه درآمدی این گزینه از معدود گزینه های باقی مانده برای اصلاح نسبتا سریع و موثر بودجه ای شهر تهران و تغییر ریل ادبیات توسعه در این شهر است / اقتصاد سیاسی
🆔 @jameeno
🔸در دفاع از دريافت عوارض از تونلهاي شهری
1️⃣بی گمان مهمترین و واقعی ترین پرونده روی میز شهردار جدید تهران تجدید ساختار مالی شهر است. به هر حال و با هر تعریف شهردار فعلی تهران وارث بدهی هایی است که پیش از او توسط شهردارانی از طیف های مختلف سیاسی ایجاد شده و یا تعیین تکلیف نشده است. شکل اصلی این بدهی اکنون بصورت بدهی بانکی ( با تمرکز نسبی در بانک شهر) و بدهی به پیمانکاران است. ابعاد این بدهی و نسبت سه برابری آن در قیاس با بودجه شهرداری تهران نشان می دهد که شهر با یک ناترازی بسیار شدید در بودجه از پنجره هزینه های مالی و تعهد پرداخت اصل بدهی مواجه است که کم ترین اثر آن رکود جدی در فعالیت های توسعه ای شهرداری تهران است و حتی تامین هزینه های جاری را هم با مشکلات جدی مواجه کرده است. با این مشکل بزرگ و روزافزون چه باید کرد؟
2️⃣راه حلهای سمت هزینه همیشه روی میز بوده است اعم از کاهش تعداد کارکنان، برون سپاری خدمات و کنترل هزینه های مالی. این جنس راه حلها همیشه قابل دفاع است اما چسبندگی های هزینه ای طبیعی، موانع متعدد حقوقی و از همه مهمتر اندازه بسیار بزرگ بدهی شهرداری نسبت به بودجه جاری باعث می شود تصور امکان حل مشکل با راه حلهای کاهش هزینه ای صرف نامحتمل نماید.
3️⃣یک پاسخ نزدیک فروش دارایی های شهرداری است. شکل اصلی دارایی های باقی مانده برای شهرداری املاک و مستغلات است. نکته اول آن است که بخش اصلی مستغلات کوچک و متوسط و نقدپذیر شهرداری در طی چند سال گذشته از جمله مدیریت اخیر شهرداری فروخته شده است. دوم آن که، بعد از یک دوره افزایش تعداد معاملات ماهانه مجددا بازار مستغلات وارد یک دوره رکودی جدید شده است که نقدپذیری دارایی های ملکی باقیمانده را باز هم غیر محتمل تر خواهد کرد. نکته سوم ان که حتی در دوران رونق نسبی اخیر هم عملا بازار شاهد جدایش نسبی در سه بازار املاک متوسط و کوچک، املاک تجاری و املاک لوکس بود. بیشترین سهم در رونق اخیر از آن املاک کوچک و متوسط بود که سهم باقیمانده آن در سبد مستغلات شهرداری ابدا بالا نبوده است. در عمل تصور آن که فروش دارایی های خرد کمک موثری به اصلاح ناترازی بودجه تهران می کند واقع بینانه نیست.
4️⃣یک راه قابل توجه دیگر که قانون بودجه سال 97 برای شهرداری تهران فراهم می کرد، استفاده صحیح از بند "و "تبصره پنج بودجه موسوم به بند تهاتر بدهی بود. مکانیسم این تهاتر به شهرداری امکان می داد با توافق روی عدد بدهی خود با دولت و تهاتر آن با بستانکاران بانکی خود و تهاتر بعدی بدهی بانک های بستانکار( بخصوص بانک شهر) با بانک مرکزی هم وضعیت اعتباری شهرداری و هم زمان در اختیار برای حل مشکل و هم هزینه های مالی را بهبود بخشد که عملا به هر دلیل امکان استفاده صحیح و موثر از این فرصت یکتا توسط شهرداری تهران رخ نداد. فرصتی که با توجه به همسویی سیاسی نسبی بین دولت و شهرداری تحقق ان از هر سناریوی دیگری محتمل تر بود.
5️⃣در غیاب سایر راه حل ها اکنون جدی ترین منبع در اختیار که اثر اهرمی جدی در کاهش هزینه های مالی و مرتب کردن جریان نقدی در اختیار شهرداری دارد استفاده از مستحدثات شهری به عنوان دارایی پایه یک صندوق سرمایه گذاری املاک و مستغلات(REIT) است. در این الگو ضمن حفظ مدیریت شهرداری بر مستحدثات شهری( اعم از تونلهای شهری و پل صدر)، مالکیت آن در اختیار خریداران واحدهای سرمایه گذاری صندوق فوق در می آید و امکان بهره بردن از جریان نقدی حاصل از این مستحدثات برای دارندگان واحدهای سرمایه گذاری فراهم می شود بدون آن که لزوما در نحوه مدیریت فنی این تونل ها تغییر ایجاد شود. به این تریب یک دارایی کاملا نقد ناپذیر به یک دارایی نزدیک به نقد با قابلیت توثیق پذیری بسیار بالا تبدیل می شود که اثر فوری و اهرمی در بهبود وضعیت مالی شهرداری تهران خواهد داشت. جدای از این درآمدهای ناشی از تاسیس صندوق( در صورت نگهداشت بخشی از واحدهای سرمایه گذاری توسط شهرداری یا درامد حاصل از فروش واحدها می تواند مستقیما صرف پروژه های حوزه حمل و نقل عمومی شود و وضعیت رکودی رخ داده در توسعه شهر را به صورت موثر چاره کند. ناگفته پیداست که شرط لازم برای ایجاد چنین صندوقی ایجاد جریان نقدی روی این قبیل مستحدثات است و الویت هم با تونلها و پلهایی است که شهروندان امکان انتخاب مسیر رایگان را در کنار آن داشته باشند. تجربه ستاندن عوارض از مستحدثات شهری ادبیات وسیعی در حوزه اقتصاد شهری دارد. اگر چه نگاه صرفا مالی به این راهبرد طبعا صحیح نیست اما قبل از بررسی وجوه سیاسی، اجتماعی یا فرهنگی این رویکرد باید به یاد داشت که از زاویه درآمدی این گزینه از معدود گزینه های باقی مانده برای اصلاح نسبتا سریع و موثر بودجه ای شهر تهران و تغییر ریل ادبیات توسعه در این شهر است / اقتصاد سیاسی
🆔 @jameeno
#الف
♦️اتحادیه دروغ !
▫️شورای سردبیری: ترامپ که بر اساس آمار واشنگتن پست روزی شش بار دروغ میگوید، فرموده صادقانه بگویم ایرانیها در سوریه هر کاری بخواهند میتوانند انجام دهند و این حرف او تیتر رسانه نظامیان ایران شده است. چرا این حرفها ما را مشعوف میکند؟
ایران در یک اتحادیه بینالمللی عضو است که دروغهای خاص میسازد. این اتحادیه اعضای معروفی دارد: جان بولتون، مریم رجوی، ترامپ، فیصل عباس، نتانیاهو و...اجازه بدهید اعضای ایرانی این اتحادیه را نام نبریم. کار آنها ساختن دروغ برای فریب دادن مردم ایران است که نادان پنداشته میشوند. سالها پیش، رادیوی تبلیغاتی گروه رجوی قالب تکرارشوندهای داشت: رژیم پوسیده آخوندی که به پایان عمر خود رسیده و بزودی از بین میرود بر کل خاورمیانه چنگ انداخته و در حال بلعیدن عراق است و آمریکاییها هم نمیخواهند جلویش را بگیرند. این جمله پرتناقض هر روز به عبارات مختلف تکرار و سبب خنده میشد، اما گویا عقل ادارهکنندگان گروه رجوی را باد برده بود و تناقض حرفشان را درک نمیکردند. در کمال تعجب، معلوم شد جان بولتون معاون اخراجی وزارت خارجه آمریکا (در آن دوره) هم عین همین حرف را میزند و ایضا رودی جولیانی شهردار سابق نیویورک که همیشه سخنران جلسات مریم رجوی است. حیرتآورتر اینکه در ایران هم کسانی پیدا شدند که همین مضمون را با ادبیات داخلی میزدند: ایران ابر قدرت منطقه است که بیاذن آن برگ از درخت نمیافتد، همه حضور امریکا در منطقه برای مقابله با ماست، همه جنبشهای ضدپادشاهان و امیران عرب به کارگردانی ماست، زیر هر شهری یک شهر موشکی داریم، لیست انتخابات فلان جا را ما مینویسیم، عراق حیات خلوت ایران است و... در تمام سالهای بین اخراج بولتون از وزارت خارجه آمریکا تا شروع همکاریاش با ترامپ، این کیهان بود که با نقل حرفهایش نام او را زنده نگه میداشت.
این همرایی بین تندروهای ایران و تندروهای اسرائیل و آمریکا چگونه پدید آمده و به چه هدفی کمک میکند؟
یافتن پاسخ در مورد دشمنان آشکار ایران آسان است: نتانیاهو و بولتون و رجوی میخواهند، ایران را کشور توطئهگر زورمند و دردسرسازی که برای جهان زیان دارد معرفی و اصرار کنند باید به طریق خشنی فلجش کرد و فیوزش را کشید. آنها بسیار رندانه عمل میکنند و بر دیدن اطلاعاتی که نشان میدهد گروهی در ایران رجزخوانی بیپایه میکنند، چشم میبندند. تعجبی ندارد؛ بخشی از مصالح مورد نیازشان برای پروندهسازی علیه ایران را از همین رجزها کسب میکنند و اگر میتوانستند آنها را چربتر هم میکردند.
شاخه داخلی این اتحادیه دروغسازی و هدفش را به راحتی میتوان شناسایی کرد. بخشی از نظام که اهرمهای واقعی قدرت را سالهایی طولانی در دست و گندهگوییهایی فراوان بر زبان داشته و سالهایی است همه داعیهها را بربادرفته میبیند، تنها در زمینههایی که مردم از داشتن اطلاعات و حرف زدن درباره آنها منع هستند به باد کردن شعارها ادامه میدهد و اعتقاد دارد اگر تنشی هم با جهان خارج پدید آید مقوم تداوم حکومت آن خواهد بود. قدرت نظامی و نفوذ منطقهای از جمله این حوزههاست که ماهیت آنها پوشیدگیشان را توجیه میکند و میتوان دعاوی غلو شده در باره قوت و قدرت آنها داشت. حرفهای ترامپ و نتانیاهو و مانند آنها بخشی از ملات این تبلیغات را فراهم میکند. مانند رابطه معاضدت دو طرفهای که بین پرندگان کنهخوار نشسته بر دوش گاوها شکل میگیرد، دو طرف به هم کمک میکنند، تندروهای ایران کارهایی میکنند تا مخالفان خارجی ملات فضاسازی به دست آورند و آنها هم حرفهایی میزنند تا تندروها در داخل مواد تبلیغی به دست آورند. به یکدیگر پاس کوبیدن آبشار به سر کشور میدهند. دو روی یک سکهاند: همبسته یکدیگر و در نهایت سکهای در جیب یک طرف. بعید است آن طرف ایران باشد. علت را توضیح خواهیم داد.
مرز باریکی بین سیاستمداران ارشد ایرانی که با ایالات متحده عناد پایانناپذیر نشان میدهند و ماجراجویانی که پیرامون شعارهای آنها گرد آمدهاند وجود دارد: مرز بین عناد کنترل شده و دشمنی ناآگاهانه. میتوان آن را با الهام از یک فیلم تاریخی "سندروم استرنجلاو" نامید: جنگ سرد بین دو کشور رقیب که به خاطر باور کردن افسانه اهریمن بودن یک طرف توسط جنگجویان طرف دیگر به فاجعه اتمی ختم میشود. در ایران، نیروهایی مرموز در قالب تحلیلگر، فرض گریزناپذیر بودن رویارویی نهایی با ایالات متحده را با جستجوی استدلال و چراغ راهنما در سخنان مقامات ارشد دائما تقویت میکنند. همان کاری که نئوکانها از دوران بوش به اینسو کرده و در دوران ترامپ تحقق آنرا ممکن و نزدیک یافتهاند. خطری که کشور را تهدید میکند، اعتقاد به راست بودن دروغ و انطباق ذهن و عمل سهلدانان رویارویی در میان نظامیان دو طرف است. آتش بیار هم که کم نداریم: اسرائیل، دولتهای عرب و حتی روسیه. فاجعه خواهد بود.
🆔 @jameeno
♦️اتحادیه دروغ !
▫️شورای سردبیری: ترامپ که بر اساس آمار واشنگتن پست روزی شش بار دروغ میگوید، فرموده صادقانه بگویم ایرانیها در سوریه هر کاری بخواهند میتوانند انجام دهند و این حرف او تیتر رسانه نظامیان ایران شده است. چرا این حرفها ما را مشعوف میکند؟
ایران در یک اتحادیه بینالمللی عضو است که دروغهای خاص میسازد. این اتحادیه اعضای معروفی دارد: جان بولتون، مریم رجوی، ترامپ، فیصل عباس، نتانیاهو و...اجازه بدهید اعضای ایرانی این اتحادیه را نام نبریم. کار آنها ساختن دروغ برای فریب دادن مردم ایران است که نادان پنداشته میشوند. سالها پیش، رادیوی تبلیغاتی گروه رجوی قالب تکرارشوندهای داشت: رژیم پوسیده آخوندی که به پایان عمر خود رسیده و بزودی از بین میرود بر کل خاورمیانه چنگ انداخته و در حال بلعیدن عراق است و آمریکاییها هم نمیخواهند جلویش را بگیرند. این جمله پرتناقض هر روز به عبارات مختلف تکرار و سبب خنده میشد، اما گویا عقل ادارهکنندگان گروه رجوی را باد برده بود و تناقض حرفشان را درک نمیکردند. در کمال تعجب، معلوم شد جان بولتون معاون اخراجی وزارت خارجه آمریکا (در آن دوره) هم عین همین حرف را میزند و ایضا رودی جولیانی شهردار سابق نیویورک که همیشه سخنران جلسات مریم رجوی است. حیرتآورتر اینکه در ایران هم کسانی پیدا شدند که همین مضمون را با ادبیات داخلی میزدند: ایران ابر قدرت منطقه است که بیاذن آن برگ از درخت نمیافتد، همه حضور امریکا در منطقه برای مقابله با ماست، همه جنبشهای ضدپادشاهان و امیران عرب به کارگردانی ماست، زیر هر شهری یک شهر موشکی داریم، لیست انتخابات فلان جا را ما مینویسیم، عراق حیات خلوت ایران است و... در تمام سالهای بین اخراج بولتون از وزارت خارجه آمریکا تا شروع همکاریاش با ترامپ، این کیهان بود که با نقل حرفهایش نام او را زنده نگه میداشت.
این همرایی بین تندروهای ایران و تندروهای اسرائیل و آمریکا چگونه پدید آمده و به چه هدفی کمک میکند؟
یافتن پاسخ در مورد دشمنان آشکار ایران آسان است: نتانیاهو و بولتون و رجوی میخواهند، ایران را کشور توطئهگر زورمند و دردسرسازی که برای جهان زیان دارد معرفی و اصرار کنند باید به طریق خشنی فلجش کرد و فیوزش را کشید. آنها بسیار رندانه عمل میکنند و بر دیدن اطلاعاتی که نشان میدهد گروهی در ایران رجزخوانی بیپایه میکنند، چشم میبندند. تعجبی ندارد؛ بخشی از مصالح مورد نیازشان برای پروندهسازی علیه ایران را از همین رجزها کسب میکنند و اگر میتوانستند آنها را چربتر هم میکردند.
شاخه داخلی این اتحادیه دروغسازی و هدفش را به راحتی میتوان شناسایی کرد. بخشی از نظام که اهرمهای واقعی قدرت را سالهایی طولانی در دست و گندهگوییهایی فراوان بر زبان داشته و سالهایی است همه داعیهها را بربادرفته میبیند، تنها در زمینههایی که مردم از داشتن اطلاعات و حرف زدن درباره آنها منع هستند به باد کردن شعارها ادامه میدهد و اعتقاد دارد اگر تنشی هم با جهان خارج پدید آید مقوم تداوم حکومت آن خواهد بود. قدرت نظامی و نفوذ منطقهای از جمله این حوزههاست که ماهیت آنها پوشیدگیشان را توجیه میکند و میتوان دعاوی غلو شده در باره قوت و قدرت آنها داشت. حرفهای ترامپ و نتانیاهو و مانند آنها بخشی از ملات این تبلیغات را فراهم میکند. مانند رابطه معاضدت دو طرفهای که بین پرندگان کنهخوار نشسته بر دوش گاوها شکل میگیرد، دو طرف به هم کمک میکنند، تندروهای ایران کارهایی میکنند تا مخالفان خارجی ملات فضاسازی به دست آورند و آنها هم حرفهایی میزنند تا تندروها در داخل مواد تبلیغی به دست آورند. به یکدیگر پاس کوبیدن آبشار به سر کشور میدهند. دو روی یک سکهاند: همبسته یکدیگر و در نهایت سکهای در جیب یک طرف. بعید است آن طرف ایران باشد. علت را توضیح خواهیم داد.
مرز باریکی بین سیاستمداران ارشد ایرانی که با ایالات متحده عناد پایانناپذیر نشان میدهند و ماجراجویانی که پیرامون شعارهای آنها گرد آمدهاند وجود دارد: مرز بین عناد کنترل شده و دشمنی ناآگاهانه. میتوان آن را با الهام از یک فیلم تاریخی "سندروم استرنجلاو" نامید: جنگ سرد بین دو کشور رقیب که به خاطر باور کردن افسانه اهریمن بودن یک طرف توسط جنگجویان طرف دیگر به فاجعه اتمی ختم میشود. در ایران، نیروهایی مرموز در قالب تحلیلگر، فرض گریزناپذیر بودن رویارویی نهایی با ایالات متحده را با جستجوی استدلال و چراغ راهنما در سخنان مقامات ارشد دائما تقویت میکنند. همان کاری که نئوکانها از دوران بوش به اینسو کرده و در دوران ترامپ تحقق آنرا ممکن و نزدیک یافتهاند. خطری که کشور را تهدید میکند، اعتقاد به راست بودن دروغ و انطباق ذهن و عمل سهلدانان رویارویی در میان نظامیان دو طرف است. آتش بیار هم که کم نداریم: اسرائیل، دولتهای عرب و حتی روسیه. فاجعه خواهد بود.
🆔 @jameeno
صدای نو | ۲۶ دی ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۲۶ دی ۹۷
اتحادیه دروغ
همرایی میان تندروهای ایران و تندروهای اسرائیل و آمریکا چگونه پدید آمدهاست؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
اتحادیه دروغ
همرایی میان تندروهای ایران و تندروهای اسرائیل و آمریکا چگونه پدید آمدهاست؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
#دیدگاه_خوانندگان_جامعه_نو
🔸جنگ یا گفتمان رودر روی واقعی شاید بهترین راهحل؟!!
🖌سیدمجید آیت
▫️امروز بازی ایران و عراق را میدیدم. همین چند وقت پیش یادبود عملیات کربلای ۴ بود. در سالهای جنگ تحمیلی چه کسی فکر میکرد که روزی بازی ایران و عراق دیگر رویارویی دو رقیب منطقهای نباشد. البته فراموش نکنیم که چه بر سر کشور و مردم عراق و البته کشور و مردم خودمان در طی سالهای جنگ تحمیلی آمد و چه هزینههایی که هر دو کشور پرداختند.
ولی امروز دیگر آن رویاروییها و آن جدالهای مکرر که حتی در دوران قبل از انقلاب بود وجود ندارد. آنچه که میخواهم بگویم دلیل این رفع مشکلات بیشتر بخاطر آن است که سنگهایمان را تا میشده با عراقیها وا کردهایم و دیگر مشکلات و مسائل اندکی باقیماندهاست.
پیشنهاد من در این یادداشت کوتاه این است آیا دیگر زمان آن نیست که برای کلکلهای روزمرهمان با آمریکا، اسرائیل و شاید کشورهای حاشیه خلیج فارس که هر روز گستردهتر میشود دست از این رویاروییهای مجازی و توییتری برداریم و واقعا یا گفتگوی رودررو یا درگیری رودررو داشتهباشیم تا مسائلمان را به دور از حاشیهسازیهای بیجا حل کنیم؟!!
🆔 @jameeno
🔸جنگ یا گفتمان رودر روی واقعی شاید بهترین راهحل؟!!
🖌سیدمجید آیت
▫️امروز بازی ایران و عراق را میدیدم. همین چند وقت پیش یادبود عملیات کربلای ۴ بود. در سالهای جنگ تحمیلی چه کسی فکر میکرد که روزی بازی ایران و عراق دیگر رویارویی دو رقیب منطقهای نباشد. البته فراموش نکنیم که چه بر سر کشور و مردم عراق و البته کشور و مردم خودمان در طی سالهای جنگ تحمیلی آمد و چه هزینههایی که هر دو کشور پرداختند.
ولی امروز دیگر آن رویاروییها و آن جدالهای مکرر که حتی در دوران قبل از انقلاب بود وجود ندارد. آنچه که میخواهم بگویم دلیل این رفع مشکلات بیشتر بخاطر آن است که سنگهایمان را تا میشده با عراقیها وا کردهایم و دیگر مشکلات و مسائل اندکی باقیماندهاست.
پیشنهاد من در این یادداشت کوتاه این است آیا دیگر زمان آن نیست که برای کلکلهای روزمرهمان با آمریکا، اسرائیل و شاید کشورهای حاشیه خلیج فارس که هر روز گستردهتر میشود دست از این رویاروییهای مجازی و توییتری برداریم و واقعا یا گفتگوی رودررو یا درگیری رودررو داشتهباشیم تا مسائلمان را به دور از حاشیهسازیهای بیجا حل کنیم؟!!
🆔 @jameeno
Forwarded from جستجوهای یک عکاس - سعید صادقی
سعید صادقی، عکاس جنگ در مجموعه عکس جدیدش به سراغ رزمندگانی رفته که سالها پیش از آنها عکاسی کرده بوده است.
او در کانال تلگرامی که راهاندازی کرده، عکس رزمندگان را منتشر کرده و از مردم درخواست کرده تا اگر این افراد حاضر در عکسها را میشناسند با او تماس بگیرند.
کانال تلگرام: https://t.me/searchsadeghi
او در کانال تلگرامی که راهاندازی کرده، عکس رزمندگان را منتشر کرده و از مردم درخواست کرده تا اگر این افراد حاضر در عکسها را میشناسند با او تماس بگیرند.
کانال تلگرام: https://t.me/searchsadeghi