#الف
🔸کفایت اصلاحات!
▫️شورای سردبیری: کاراییوکفایت کیفیات مهم همه سیستمهاو نظامها هستند. کامپیوترباید توانانجام کارهایی را داشته باشد، امابرای انجام وظیفه خاصی که برای آنتعریف میشود، مثلا حسابداری، باید توان ویژهای داشته باشد که به آن کفایت میگوییم. نظامهای سیاسی نیز به همین سان باید هم کارایی داشته باشند و هم کفایت لازم برای انجام کاری که به عهده میگیرند. کارایی امری نسبی است. مثلا حکومت ایران در زمینه سازماندهی راهپیماییهای میلیونی طرفداران خود کارایی خوبی دارد، در مورد کنترل تظاهرات مخالف خود کارایی نسبی دارد و در زمینه ایجاد وضعیتی که براساس آن مجبور نباشد گروهی از مردم را برای مخالفت با گروهی دیگر به خیابان بکشد کارایی ندارد. نتیجه آنکه کارایی نظامها نسبی است.
کفایت موضوع متفاوتی است اما آن هم میتواند نسبی باشد. مثلا رویارویی با بحرانها کفایت میخواهد. وقتیخطر حمله تروریسم وجود دارد، حکومت باید کفایتی برای مقابله داشته باشد (که حکومت ما دارد) و وقتی خطرعواملطبیعی مانند زلزله و سیل وجود داردباز هم حکومت باید کفایت مقابله با آثار آن را داشته باشد (که این حکومت غالبا ندارد) اما کفایت حکمرانی امر متفاوتی از کارایی است. نقص کفایت در حکمرانی، یک کمبود نیست، فقدان است: سادهترین ماشینحساب هم نمیتواند فاقد مکانیسم یکی از جهار عمل اصلی باشد. برای آنکه بتوانیم دستگاهی را ماشینحساب بنامیم، حداقل باید کفایت اعمال جمع، تفریق، ضرب و تقسیم را داشته باشد. کفایت حکومت هم همین حکایت را دارد. حکومتی که نتواند نظم را برقرار کند، جامعه را امن نگه دارد، اقتصاد را به سامان برساند، با جهان خارج رابطه معقول برقرار کند، امنیت سیاسی، اجتماعی و روانی را ارتقا دهد و جامعه را امیدوار نگه دارد، کفایت ندارد. برقراری نظم پلیسی، جمعآوری جیببرها و معتادان، اعمال فشار بر گرانفروشان یا حضور در جنگهای بینالمللی، یا دائما از نشاط اجتماعی و جوانان امیدوار حرف زدن البته ممکن است، اما نشانه کفایت حکومتها نیست. حکومت ما از نوعی است که کفایت آن مدتهاست زیر سوال است.
حکومتی کاملا بیکفایت برایاداره بهینهامورمهم کشور (اقتصاد، منافع ملی، سیاست خارجی)حتیدرحداقل است. اینکه بیکفایتیمتعلق به کدامیک از دو جناح است موضوعیفرعیست. کلحکومت بیکفایت است: حکمران و دولت مستقر، یعنی مجموعه دولت پنهان و دولت رسمی در اداره امور کشور درمانده وبیکفایتاست، وگروه مقابلآن به عنوان جناح اپوزیسیون درون نظام نیز درجایگاه اپوزیسیونی خود بیکفایت است. هریک به طریقی. نمونه سادهای بیاوریم: همانقدرکه حکومت در مورد تبیین،تعریف و ترسیم و اجرای سیاست خارجی بهخطا میرود و کشور را به مهلکه میکشد و منابع آنرا هدر میدهد، اپوزیسیون آن در زمینه سیاست خارجی بیچشمانداز، کجنظر و الکناست؛ همانقدرکه حکومت فقدان محاسبات استراتژیک و بیکفایتی در گره زدن سرنوشت کشور به دعوی دشمنی با امریکا نشان میدهد، عناصر پیشگام جبهه اصلاحات وارفتگی و خطایبصر در اصرار بر مذاکره به نمایش میگذارند. گویی مرز فعالاناصلاحطلب، مواضع علیمطهری است که گامی فراتر از مواضع او نمیگذارند. درحالیکه دقیقا دهسال پیش مردم ایران عقیده خود را بهصراحت درباره پیوندهای منطقهای حکومت با شعار نهغزه و نهلبنان بیان کردند، اصلاحطلبانترسیده از خشم حکومت ابتدا از مردم انتقاد و سپس زبان در کام کردند و ده سال است هنوز در کام دارند. برای اهل سیاست بیکفایتی بزرگی است اگر تشخیص ندهند آنچه در منطقه به ما آسیب میرساند و زمینه آسیبهای بزرگتر را فراهم میکند کم از کشمکش با آمریکا نیست و صلاح مردم ما آنست که فارغ از آنکه نظر ایالات متحده چیست، روابط خود را با کشورهای منطقه فارغ از ایدئولوژی، فرقهگرایی، رقابت برسر حوزه نفوذ نظامی و کشمکشهای کلان جهانی تنظیم کنیم. این را دهسال پیش مردم در جنبشسبز در قالب سیاسی "نه غزه، نه لبنان" گفتند و چند سال است در قالب اقتصادی هم میگویند. این را در تحرکات خیابانی اعتراض به پرداخت نشدن حقوق و مشکلات اقتصادی با شعار "سوریه را رها کن، فکری بهحال ما کن" میگویند. به قاعده، اصلاحطلبان باید مطالبات خود را از چنین درخواستهایی استخراج میکردند. اما... فاقد "کفایت اصلاحطلبی" شدهاند.
به همینسان است سایر مطالبات آنها درحوزه اقتصاد و در عرصه سیاست: کفایتنظری نداشتهاند تا از ترکیب مطالبات مردم، تقاضاهای دستمزدبگیران، و نیازهای توسعهای ملی با راهنماییهای اقتصاددانان مطالبات سیاسی بسازند و در مقابل حکومت بگذارند. در حیطه سیاسی، حتی کفایت تشخیص تاثیر صدور اعلانات سوزناک برای محصوران و ستایش از نسرینستوده را با فراموششدگی سرنوشت صدها زندانی سیاسی کمنام و نشان نداشتهاند...تغییر رفتار آنها، بویژه امسال برایشان لازم است!
🆔 @jameeno
🔸کفایت اصلاحات!
▫️شورای سردبیری: کاراییوکفایت کیفیات مهم همه سیستمهاو نظامها هستند. کامپیوترباید توانانجام کارهایی را داشته باشد، امابرای انجام وظیفه خاصی که برای آنتعریف میشود، مثلا حسابداری، باید توان ویژهای داشته باشد که به آن کفایت میگوییم. نظامهای سیاسی نیز به همین سان باید هم کارایی داشته باشند و هم کفایت لازم برای انجام کاری که به عهده میگیرند. کارایی امری نسبی است. مثلا حکومت ایران در زمینه سازماندهی راهپیماییهای میلیونی طرفداران خود کارایی خوبی دارد، در مورد کنترل تظاهرات مخالف خود کارایی نسبی دارد و در زمینه ایجاد وضعیتی که براساس آن مجبور نباشد گروهی از مردم را برای مخالفت با گروهی دیگر به خیابان بکشد کارایی ندارد. نتیجه آنکه کارایی نظامها نسبی است.
کفایت موضوع متفاوتی است اما آن هم میتواند نسبی باشد. مثلا رویارویی با بحرانها کفایت میخواهد. وقتیخطر حمله تروریسم وجود دارد، حکومت باید کفایتی برای مقابله داشته باشد (که حکومت ما دارد) و وقتی خطرعواملطبیعی مانند زلزله و سیل وجود داردباز هم حکومت باید کفایت مقابله با آثار آن را داشته باشد (که این حکومت غالبا ندارد) اما کفایت حکمرانی امر متفاوتی از کارایی است. نقص کفایت در حکمرانی، یک کمبود نیست، فقدان است: سادهترین ماشینحساب هم نمیتواند فاقد مکانیسم یکی از جهار عمل اصلی باشد. برای آنکه بتوانیم دستگاهی را ماشینحساب بنامیم، حداقل باید کفایت اعمال جمع، تفریق، ضرب و تقسیم را داشته باشد. کفایت حکومت هم همین حکایت را دارد. حکومتی که نتواند نظم را برقرار کند، جامعه را امن نگه دارد، اقتصاد را به سامان برساند، با جهان خارج رابطه معقول برقرار کند، امنیت سیاسی، اجتماعی و روانی را ارتقا دهد و جامعه را امیدوار نگه دارد، کفایت ندارد. برقراری نظم پلیسی، جمعآوری جیببرها و معتادان، اعمال فشار بر گرانفروشان یا حضور در جنگهای بینالمللی، یا دائما از نشاط اجتماعی و جوانان امیدوار حرف زدن البته ممکن است، اما نشانه کفایت حکومتها نیست. حکومت ما از نوعی است که کفایت آن مدتهاست زیر سوال است.
حکومتی کاملا بیکفایت برایاداره بهینهامورمهم کشور (اقتصاد، منافع ملی، سیاست خارجی)حتیدرحداقل است. اینکه بیکفایتیمتعلق به کدامیک از دو جناح است موضوعیفرعیست. کلحکومت بیکفایت است: حکمران و دولت مستقر، یعنی مجموعه دولت پنهان و دولت رسمی در اداره امور کشور درمانده وبیکفایتاست، وگروه مقابلآن به عنوان جناح اپوزیسیون درون نظام نیز درجایگاه اپوزیسیونی خود بیکفایت است. هریک به طریقی. نمونه سادهای بیاوریم: همانقدرکه حکومت در مورد تبیین،تعریف و ترسیم و اجرای سیاست خارجی بهخطا میرود و کشور را به مهلکه میکشد و منابع آنرا هدر میدهد، اپوزیسیون آن در زمینه سیاست خارجی بیچشمانداز، کجنظر و الکناست؛ همانقدرکه حکومت فقدان محاسبات استراتژیک و بیکفایتی در گره زدن سرنوشت کشور به دعوی دشمنی با امریکا نشان میدهد، عناصر پیشگام جبهه اصلاحات وارفتگی و خطایبصر در اصرار بر مذاکره به نمایش میگذارند. گویی مرز فعالاناصلاحطلب، مواضع علیمطهری است که گامی فراتر از مواضع او نمیگذارند. درحالیکه دقیقا دهسال پیش مردم ایران عقیده خود را بهصراحت درباره پیوندهای منطقهای حکومت با شعار نهغزه و نهلبنان بیان کردند، اصلاحطلبانترسیده از خشم حکومت ابتدا از مردم انتقاد و سپس زبان در کام کردند و ده سال است هنوز در کام دارند. برای اهل سیاست بیکفایتی بزرگی است اگر تشخیص ندهند آنچه در منطقه به ما آسیب میرساند و زمینه آسیبهای بزرگتر را فراهم میکند کم از کشمکش با آمریکا نیست و صلاح مردم ما آنست که فارغ از آنکه نظر ایالات متحده چیست، روابط خود را با کشورهای منطقه فارغ از ایدئولوژی، فرقهگرایی، رقابت برسر حوزه نفوذ نظامی و کشمکشهای کلان جهانی تنظیم کنیم. این را دهسال پیش مردم در جنبشسبز در قالب سیاسی "نه غزه، نه لبنان" گفتند و چند سال است در قالب اقتصادی هم میگویند. این را در تحرکات خیابانی اعتراض به پرداخت نشدن حقوق و مشکلات اقتصادی با شعار "سوریه را رها کن، فکری بهحال ما کن" میگویند. به قاعده، اصلاحطلبان باید مطالبات خود را از چنین درخواستهایی استخراج میکردند. اما... فاقد "کفایت اصلاحطلبی" شدهاند.
به همینسان است سایر مطالبات آنها درحوزه اقتصاد و در عرصه سیاست: کفایتنظری نداشتهاند تا از ترکیب مطالبات مردم، تقاضاهای دستمزدبگیران، و نیازهای توسعهای ملی با راهنماییهای اقتصاددانان مطالبات سیاسی بسازند و در مقابل حکومت بگذارند. در حیطه سیاسی، حتی کفایت تشخیص تاثیر صدور اعلانات سوزناک برای محصوران و ستایش از نسرینستوده را با فراموششدگی سرنوشت صدها زندانی سیاسی کمنام و نشان نداشتهاند...تغییر رفتار آنها، بویژه امسال برایشان لازم است!
🆔 @jameeno
#یادداشت_منتخب
🔸 نقش مشارکتهای مردمی و جامعه مدنی در بحران سیل گلستان
🖌 محدثه جلیلی؛ پژوهشگر مرکز بررسیهای استراتژیک
سالانه میلیونها نفر متأثر از خطر سیلاند. آمارها نشان میدهد که سیلاب در ۵ دهه اخیر نیمی از کل خسارات ناشی از بلایاي طبیعی در دنیا را به خود اختصاص داده است. تحقیقات نشاندهنده افزایش دفعات وقوع و بزرگی سیل در دهههای اخیر است.
مقابله با فجایع نیازمند تدابیر استراتژیک است و یکی از این استراتژیها، «کاهش خطر فاجعه» است که در سال ۲۰۱۵ توسط ۱۸۷ کشور عضو سازمان ملل تأیید شد و دفتری با همین نام در سازمان ملل مشغول فعالیت است. دفتر کاهش خطر فاجعه سازمان ملل، در سالهای اخیر بر نقش جامعه مدنی در کاهش خطر تأکید دارد. بررسی اهمیت نقش جامعه مدنی در فاجعه از ملزومات توسعه اجتماعی است. بنابراین این گزارش به نقش مشارکتهای مردمی و #جامعه_مدنی در #بحران_سیل گلستان توجه دارد.
مرور تجربه سیل گلستان در جلب همکاری اجتماع محلی در زمان حادثه نشان میدهد «علقه مکانی»، افراد را به سمت #خدمت_داوطلبانه در جلوگیری از پیشروی سیلاب سوق داده است. بدون حمایت و تعهد نیروهای داوطلب امکان مهار بحران وجود نداشت. نیروهای داوطلب به سرعت ساماندهی شدند و بهطور گستردهای برای برقراری ارتباط و انتقال اطلاعات حادثه، هماهنگی آنها در جمعآوریهای مالی از طریق رسانههای اجتماعی، مشاوره و پشتیبانی استفاده شد.
مجموع واکنشهایی که همیاران محلی نسبت به سانحه انجام دادند عبارتند از:
1️⃣ جلوگیری از خسارت جانی و مالی بیشتر
2️⃣ احیای نظم در دوران سانحه
3️⃣ برقراری وضعیت عادی
همیاران محلی توانستند خلأهایی را ساماندهی کنند. این خلاءها عبارتند از:
خلأ شناختی
خلأ اطلاعرسانی
خلأ مشارکتی
خلأ حضور تسهیلگران
خلأ آموزشی
اما همزمان به دلیل #مدیریت_دوگانه بحران، نوعی مکانیسمهای ناسازگار بروز یافت.
مکانیسم ناسازگار #اول، نمایش مدیران دلسوز برای کسب عنوان مسئول موفق بود. متأسفانه بخش دیگری از نمایش، حضور افراد ناآگاه و آموزش ندیده در زمان بحران است. تجمعهای نامنظم و ساماندهی نشده افراد در زمان حادثه که بخشی از آن ناشی از همدلی، اضطراب و بخشی ناشی از کنجکاوی و یا حتی رفتارهای ضداجتماعی مانند غارت از منازل تخلیهشده، که چه در صورت اجتماعی و چه ضداجتماعی، خروجی آن ایجاد مزاحمت و چالش برای مدیریت در زمان بحران بود.
مکانیسم ناسازگار #دوم، خطای نیروهای امدادی داوطلب و آموزش ندیده است که در کنار کمبود امکانات و تجهیزات، منجر به غرق شدن شهروندان گمیشان شد.
مکانیسم ناسازگار #سوم در سطح اجرایی، برخوردهای فیزیکی بین شهروندان محلات و روستاهای مختلف متشکل از گروههای خودیاری کوچک، برای نجات محله و شهر خود از خطر سیلاب بود.
تسهیلات دولت برای فعالیتهای مدنی در زمان بحران:
از حادثه پلاسکو تا کنون بارها درخصوص نقش شهروندان مدنی در مدیریت بحران گفته شد. متأسفانه، آمارها در خصوص فعالیت داوطلبانه در ایران چندان دلگرم کننده نیست. برحسب آخرین آماری که از زمستان ۹۴ مرکز آمار ایران در دست است افراد ۱۵ سال و بیشتر ایرانی ساکن در مناطق شهری در ۲۴ ساعت به طور متوسط، فقط دو دقیقه برای فعالیتهای داوطلبانه اختصاص میدهند. این آمار با این واقعیت مشارکت مدنی فاصله بسیاری دارد. در ادامه به مهمترین اقداماتی که برای تقویت چنین نمایشهایی ضروری است اشاره میشود:
همبستگی ناشی از بحران، تعامل برای نجات را افزایش داد. اما از نقششان تعریف رسمی نشد. داوطلبان باید مطمئن باشند که خدمات ارائه شده توسط آنها تحت حمایت کامل قرار دارد. افراد غرق شده در گمیشان ضروری است که تحت حمایت بیمه حوادث قرار گیرند. از خانوادههای آنها تقدیر شود و حتی ضروری است به عنوان نمادی از شهروندان مدنی در حادثه سیل شناخته شوند.
قطعا خلق چنین نمایش باشکوهی رهبران آگاه، توانمند و مؤثر در شبکهسازی محلی داشت. دولت میتواند پتانسیل و تجربه موفق موجود را به عنوان بخشی از دستورالعمل مواجهه با سیل تدوین کند. تجربه زیست بومی افراد درگیر حادثه در مدیریت بحران مؤثر بود. خوب است پیشوایان حرکت مدنی شناسایی و معرفی شوند.
شهروندان مدنی بدون هیچگونه آموزشی خدمات امدادی ارائه کردند. بخش مهمی از افراد داوطلب آموزش دیده نبودند و به امکانات اولیه برای امداد دسترسی نداشتند. دولت میتواند با ایجاد ارتباط مؤثر میان متولیان آموزش در زمینه امداد، ایمنی و بحران با داوطلبان، تسهیلگر مؤثری در این خصوص باشد. / کانال تحلیل اجتماعی
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://t.me/tahlyleejtemaaey/11546
🔸 نقش مشارکتهای مردمی و جامعه مدنی در بحران سیل گلستان
🖌 محدثه جلیلی؛ پژوهشگر مرکز بررسیهای استراتژیک
سالانه میلیونها نفر متأثر از خطر سیلاند. آمارها نشان میدهد که سیلاب در ۵ دهه اخیر نیمی از کل خسارات ناشی از بلایاي طبیعی در دنیا را به خود اختصاص داده است. تحقیقات نشاندهنده افزایش دفعات وقوع و بزرگی سیل در دهههای اخیر است.
مقابله با فجایع نیازمند تدابیر استراتژیک است و یکی از این استراتژیها، «کاهش خطر فاجعه» است که در سال ۲۰۱۵ توسط ۱۸۷ کشور عضو سازمان ملل تأیید شد و دفتری با همین نام در سازمان ملل مشغول فعالیت است. دفتر کاهش خطر فاجعه سازمان ملل، در سالهای اخیر بر نقش جامعه مدنی در کاهش خطر تأکید دارد. بررسی اهمیت نقش جامعه مدنی در فاجعه از ملزومات توسعه اجتماعی است. بنابراین این گزارش به نقش مشارکتهای مردمی و #جامعه_مدنی در #بحران_سیل گلستان توجه دارد.
مرور تجربه سیل گلستان در جلب همکاری اجتماع محلی در زمان حادثه نشان میدهد «علقه مکانی»، افراد را به سمت #خدمت_داوطلبانه در جلوگیری از پیشروی سیلاب سوق داده است. بدون حمایت و تعهد نیروهای داوطلب امکان مهار بحران وجود نداشت. نیروهای داوطلب به سرعت ساماندهی شدند و بهطور گستردهای برای برقراری ارتباط و انتقال اطلاعات حادثه، هماهنگی آنها در جمعآوریهای مالی از طریق رسانههای اجتماعی، مشاوره و پشتیبانی استفاده شد.
مجموع واکنشهایی که همیاران محلی نسبت به سانحه انجام دادند عبارتند از:
1️⃣ جلوگیری از خسارت جانی و مالی بیشتر
2️⃣ احیای نظم در دوران سانحه
3️⃣ برقراری وضعیت عادی
همیاران محلی توانستند خلأهایی را ساماندهی کنند. این خلاءها عبارتند از:
خلأ شناختی
خلأ اطلاعرسانی
خلأ مشارکتی
خلأ حضور تسهیلگران
خلأ آموزشی
اما همزمان به دلیل #مدیریت_دوگانه بحران، نوعی مکانیسمهای ناسازگار بروز یافت.
مکانیسم ناسازگار #اول، نمایش مدیران دلسوز برای کسب عنوان مسئول موفق بود. متأسفانه بخش دیگری از نمایش، حضور افراد ناآگاه و آموزش ندیده در زمان بحران است. تجمعهای نامنظم و ساماندهی نشده افراد در زمان حادثه که بخشی از آن ناشی از همدلی، اضطراب و بخشی ناشی از کنجکاوی و یا حتی رفتارهای ضداجتماعی مانند غارت از منازل تخلیهشده، که چه در صورت اجتماعی و چه ضداجتماعی، خروجی آن ایجاد مزاحمت و چالش برای مدیریت در زمان بحران بود.
مکانیسم ناسازگار #دوم، خطای نیروهای امدادی داوطلب و آموزش ندیده است که در کنار کمبود امکانات و تجهیزات، منجر به غرق شدن شهروندان گمیشان شد.
مکانیسم ناسازگار #سوم در سطح اجرایی، برخوردهای فیزیکی بین شهروندان محلات و روستاهای مختلف متشکل از گروههای خودیاری کوچک، برای نجات محله و شهر خود از خطر سیلاب بود.
تسهیلات دولت برای فعالیتهای مدنی در زمان بحران:
از حادثه پلاسکو تا کنون بارها درخصوص نقش شهروندان مدنی در مدیریت بحران گفته شد. متأسفانه، آمارها در خصوص فعالیت داوطلبانه در ایران چندان دلگرم کننده نیست. برحسب آخرین آماری که از زمستان ۹۴ مرکز آمار ایران در دست است افراد ۱۵ سال و بیشتر ایرانی ساکن در مناطق شهری در ۲۴ ساعت به طور متوسط، فقط دو دقیقه برای فعالیتهای داوطلبانه اختصاص میدهند. این آمار با این واقعیت مشارکت مدنی فاصله بسیاری دارد. در ادامه به مهمترین اقداماتی که برای تقویت چنین نمایشهایی ضروری است اشاره میشود:
همبستگی ناشی از بحران، تعامل برای نجات را افزایش داد. اما از نقششان تعریف رسمی نشد. داوطلبان باید مطمئن باشند که خدمات ارائه شده توسط آنها تحت حمایت کامل قرار دارد. افراد غرق شده در گمیشان ضروری است که تحت حمایت بیمه حوادث قرار گیرند. از خانوادههای آنها تقدیر شود و حتی ضروری است به عنوان نمادی از شهروندان مدنی در حادثه سیل شناخته شوند.
قطعا خلق چنین نمایش باشکوهی رهبران آگاه، توانمند و مؤثر در شبکهسازی محلی داشت. دولت میتواند پتانسیل و تجربه موفق موجود را به عنوان بخشی از دستورالعمل مواجهه با سیل تدوین کند. تجربه زیست بومی افراد درگیر حادثه در مدیریت بحران مؤثر بود. خوب است پیشوایان حرکت مدنی شناسایی و معرفی شوند.
شهروندان مدنی بدون هیچگونه آموزشی خدمات امدادی ارائه کردند. بخش مهمی از افراد داوطلب آموزش دیده نبودند و به امکانات اولیه برای امداد دسترسی نداشتند. دولت میتواند با ایجاد ارتباط مؤثر میان متولیان آموزش در زمینه امداد، ایمنی و بحران با داوطلبان، تسهیلگر مؤثری در این خصوص باشد. / کانال تحلیل اجتماعی
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://t.me/tahlyleejtemaaey/11546
Telegram
تحلیل اجتماعی
🤝 نقش مشارکتهای مردمی و #جامعه_مدنی در بحران سیل گلستان
✍ محدثه جلیلی؛ پژوهشگر مرکز بررسیهای استراتژیک
⭕️ سالانه میلیونها نفر متأثر از خطر سیلاند. آمارها نشان میدهد که سیلاب در ۵ دهه اخیر نیمی از کل خسارات ناشی از بلایاي طبیعی در دنیا را به خود اختصاص…
✍ محدثه جلیلی؛ پژوهشگر مرکز بررسیهای استراتژیک
⭕️ سالانه میلیونها نفر متأثر از خطر سیلاند. آمارها نشان میدهد که سیلاب در ۵ دهه اخیر نیمی از کل خسارات ناشی از بلایاي طبیعی در دنیا را به خود اختصاص…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
▫️ جامعه نو: ویدئوی ارسالی نیروهای امدادی مستقر در پلدختر، وضعیت این شهر را دو هفته پس از سیل ویرانگر نشان میدهد. فاجعهای که صدها خانه را به ویرانی کشانده و خانوادههایی که همچنان در انتظار "مدیریت پس از بحران" به سر میبرند.
🆔 @jameeno
🆔 @jameeno
🔹مروری بر تجربه "ستاد همیاری فرهنگیان" در شهرهای سیل زده لرستان
▫️لیلا رزاقی/ جامعه نو: فاجعه سیل اخیر در برخی شهرهای کشور از جمله گلستان، لرستان و خوزستان همچون فجایع مشابه ، برخی از نهادهای مدنی و صنفی را برای تسهیل در امدادرسانی به منطقه کشاند. گرچه شنیده ها از محدودیتها و ناهماهنگی های ساختاری و همچنین برخوردهای امنیتی به عنوان مانعی بزرگ برای حضور پررنگ فعالان و نهادهای مدنی مستقل در مناطق بحران زده حکایت دارد، اما برخی از گروههای همیارِ مستقل توانستند با استفاده از ظرفیت نیروهای محلی به کمک مردم سیل زده بشتابند. یکی از گروههایی که در بحران سیل اخیر استانهای کشور در مدیریت بحران مداخله کرد و در حد ظرفیتهای یک نهاد صنفی مستقل، اقداماتی را در راستای کمک رسانی به مردم آسیب دیده به انجام رساند، "ستاد همیاری فرهنگیان" بود. معلمانی که بسیاری از آنها ، عواقب سیل ویرانگر را با از دست دادن خانه و زندگیشان لمس کرده بودند، در قالب نیروهای امدادرسان به کمک سایر گروههای اجتماعی شتافتند.
🆔 @jameeno
🔻 بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/Lo-04-19
▫️لیلا رزاقی/ جامعه نو: فاجعه سیل اخیر در برخی شهرهای کشور از جمله گلستان، لرستان و خوزستان همچون فجایع مشابه ، برخی از نهادهای مدنی و صنفی را برای تسهیل در امدادرسانی به منطقه کشاند. گرچه شنیده ها از محدودیتها و ناهماهنگی های ساختاری و همچنین برخوردهای امنیتی به عنوان مانعی بزرگ برای حضور پررنگ فعالان و نهادهای مدنی مستقل در مناطق بحران زده حکایت دارد، اما برخی از گروههای همیارِ مستقل توانستند با استفاده از ظرفیت نیروهای محلی به کمک مردم سیل زده بشتابند. یکی از گروههایی که در بحران سیل اخیر استانهای کشور در مدیریت بحران مداخله کرد و در حد ظرفیتهای یک نهاد صنفی مستقل، اقداماتی را در راستای کمک رسانی به مردم آسیب دیده به انجام رساند، "ستاد همیاری فرهنگیان" بود. معلمانی که بسیاری از آنها ، عواقب سیل ویرانگر را با از دست دادن خانه و زندگیشان لمس کرده بودند، در قالب نیروهای امدادرسان به کمک سایر گروههای اجتماعی شتافتند.
🆔 @jameeno
🔻 بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/Lo-04-19
Telegraph
مروری بر تجربه "ستاد همیاری فرهنگیان" در شهرهای سیل زده لرستان
معلمان فاجعه دیده، امدادرسان شدند جامعه نو: فاجعه سیل اخیر در برخی شهرهای کشور از جمله گلستان، لرستان و خوزستان همچون فجایع مشابه ، برخی از نهادهای مدنی و صنفی را برای تسهیل در امدادرسانی به منطقه کشاند. گرچه شنیده ها از محدودیتها و ناهماهنگی های ساختاری…
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔸جنبش خیابانی و اصلاح طلبان-فرصت یا تهدید
▫️احسان آزاد: چندی پیش در دو نوشتار که هر دو در کانال فردای بهتر منعکس شد، یونسیان و علیجانی در رد و قبول جنبش خیابانی به بعنوان راهکاری برای تغییر، به بحث در خصوص چگونگی برخورد اصلاح طلبان با این راهکار پرداختند. سعید حجاریان نیز در مطلب اخیر خود به نحوه برخورد اصلاح طلبان با اعتراضات خیابانی اشاره کرده است و موضعی مشابه به یونسیان داشته است. به قول او در صورت بروز اعتراضات خیابانی " اصلاح طلبان باید سر خود را پایین بگیرند تا طوفان رد شود" به نظر می رسد هر دو رویکرد مطرح شده مواردی را در تحلیل ندیده گرفته است.
علیجانی و طرفداران آشتی با خیابان، با اشاره به مورد هایی شبیه جنبش خیابانی در الجزایر و ونزوئلا با اشاره به شرایط در این کشورها و موفقیت های بدست آمده ، پیشنهاد آشتی اصلاح طلبان با خیابان یا حداقل اتخاذ موضع بیطرف از سوی آنها در قبال جنبش های خیابانی را می دهند. با این فرض که اینگونه اعتراضات منجر به فشار به هسته سخت قدرت شده و راه را برای تحولات بنیادین هموار می کند.
یونسیان ، حجاریان و مخالفان حرکتهای اعتراضی خیابانی اما با تاکید بر تفاوتهای ساختاری و اجتماعی شرایط ایران با موردهای مورد اشاره، با اشاره به اشتراک نظر تندرو های جناح اصولگرا، براندازان و تحول خواهان به استفاده از عرصه خیابان ،هر چند با نیات مختلف، استفاده از آن برای اصلاح طلبان را خطای استراتژیک می شمارند
به نظر می رسد طرفداران آشتی اصلاح طلبان با خیابان دو نکته را در تحلیل خود لحاظ نمی کنند. اول اینکه آیا مقطع کنونی با توجه به تغییر آرایش نیروها و جایگاه فعلی اصلاح طلبان، زمان مناسبی برای طرح این پیشنهاد هست؟ آیا اگر حتی اصلاح طلبان تن به این آشتی بدهند، می توانند نقشی در اینگونه جنبش ها یا حتی استفاده از آن داشته باشند؟ به نظر می رسد حتی با قبول چنین پیشنهادی، چنین چرخش موضعی، بسیار دیر و بی اثر باشد. واقعیت اینست که اصلاح طلبان مرجعیت کنش گری سیاسی را در افکار عمومی بدلایل زیاد از دست داده اند. نکته دومی که مغفول مانده است اینست که با در نظر گرفتن وضعیت پایگاه اجتماعی اصلاح طلبان، آیا آنها می توانند دیگر رهبری چنین حرکتهایی را دست بگیرند؟ چنین حرکت هایی چه هدفی را باید در الویت قرار داده و دنبال کنند تا با رویکرد اصلاح تدریجی و غیر ساختارشکنانه اصلاح طلبان، همسویی داشته باشد؟ چه تضمینی هست که در صورت حمایت و یا حتی سکوت اصلاح طلبان از اینگونه حرکتها، اهداف اصلاح طلبانه آنها در این غالب تامین شود؟
اما نقد مخالفان خیابان هم نکاتی را نادیده می گیرد. مخالفان خیابان اشاره میدارند که حرکت های اعتراضی در سایر کشورها نظیر الجزایر و ونزوئلا بخصوص در مورد اولی، اهداف مشخص داشته و در چارچوب این اهداف حرکت کرده است، اما موارد مشابه در ایران چون هدف مشخصی ، بغیر از اهداف سلبی ندارند ، لذا مشارکت در آنها خطای استراتژیک است.
این نکته در واقع بازگویی نقدی ست که همه ی این سالها بر جنبش اصلاح طلبی وارد بوده است. لذا شرایط کنونی و رادیکالیزه شدن هر حرکت اعتراضی در واقع نتیجه انباشت تمام مطالباتی ست که فرصت طرح جدی آنها در قالب اعتراض مدنی مسالمت آمیز ، بعنوان حقی به رسمیت شناخته شده در قانون اساسی ، هم از طرف دولتهای اصولگرا و هم اصلاح طلب از مردم گرفته شده است.
🆔 @jameeno
🔻 بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/Ref-04-19
🔸جنبش خیابانی و اصلاح طلبان-فرصت یا تهدید
▫️احسان آزاد: چندی پیش در دو نوشتار که هر دو در کانال فردای بهتر منعکس شد، یونسیان و علیجانی در رد و قبول جنبش خیابانی به بعنوان راهکاری برای تغییر، به بحث در خصوص چگونگی برخورد اصلاح طلبان با این راهکار پرداختند. سعید حجاریان نیز در مطلب اخیر خود به نحوه برخورد اصلاح طلبان با اعتراضات خیابانی اشاره کرده است و موضعی مشابه به یونسیان داشته است. به قول او در صورت بروز اعتراضات خیابانی " اصلاح طلبان باید سر خود را پایین بگیرند تا طوفان رد شود" به نظر می رسد هر دو رویکرد مطرح شده مواردی را در تحلیل ندیده گرفته است.
علیجانی و طرفداران آشتی با خیابان، با اشاره به مورد هایی شبیه جنبش خیابانی در الجزایر و ونزوئلا با اشاره به شرایط در این کشورها و موفقیت های بدست آمده ، پیشنهاد آشتی اصلاح طلبان با خیابان یا حداقل اتخاذ موضع بیطرف از سوی آنها در قبال جنبش های خیابانی را می دهند. با این فرض که اینگونه اعتراضات منجر به فشار به هسته سخت قدرت شده و راه را برای تحولات بنیادین هموار می کند.
یونسیان ، حجاریان و مخالفان حرکتهای اعتراضی خیابانی اما با تاکید بر تفاوتهای ساختاری و اجتماعی شرایط ایران با موردهای مورد اشاره، با اشاره به اشتراک نظر تندرو های جناح اصولگرا، براندازان و تحول خواهان به استفاده از عرصه خیابان ،هر چند با نیات مختلف، استفاده از آن برای اصلاح طلبان را خطای استراتژیک می شمارند
به نظر می رسد طرفداران آشتی اصلاح طلبان با خیابان دو نکته را در تحلیل خود لحاظ نمی کنند. اول اینکه آیا مقطع کنونی با توجه به تغییر آرایش نیروها و جایگاه فعلی اصلاح طلبان، زمان مناسبی برای طرح این پیشنهاد هست؟ آیا اگر حتی اصلاح طلبان تن به این آشتی بدهند، می توانند نقشی در اینگونه جنبش ها یا حتی استفاده از آن داشته باشند؟ به نظر می رسد حتی با قبول چنین پیشنهادی، چنین چرخش موضعی، بسیار دیر و بی اثر باشد. واقعیت اینست که اصلاح طلبان مرجعیت کنش گری سیاسی را در افکار عمومی بدلایل زیاد از دست داده اند. نکته دومی که مغفول مانده است اینست که با در نظر گرفتن وضعیت پایگاه اجتماعی اصلاح طلبان، آیا آنها می توانند دیگر رهبری چنین حرکتهایی را دست بگیرند؟ چنین حرکت هایی چه هدفی را باید در الویت قرار داده و دنبال کنند تا با رویکرد اصلاح تدریجی و غیر ساختارشکنانه اصلاح طلبان، همسویی داشته باشد؟ چه تضمینی هست که در صورت حمایت و یا حتی سکوت اصلاح طلبان از اینگونه حرکتها، اهداف اصلاح طلبانه آنها در این غالب تامین شود؟
اما نقد مخالفان خیابان هم نکاتی را نادیده می گیرد. مخالفان خیابان اشاره میدارند که حرکت های اعتراضی در سایر کشورها نظیر الجزایر و ونزوئلا بخصوص در مورد اولی، اهداف مشخص داشته و در چارچوب این اهداف حرکت کرده است، اما موارد مشابه در ایران چون هدف مشخصی ، بغیر از اهداف سلبی ندارند ، لذا مشارکت در آنها خطای استراتژیک است.
این نکته در واقع بازگویی نقدی ست که همه ی این سالها بر جنبش اصلاح طلبی وارد بوده است. لذا شرایط کنونی و رادیکالیزه شدن هر حرکت اعتراضی در واقع نتیجه انباشت تمام مطالباتی ست که فرصت طرح جدی آنها در قالب اعتراض مدنی مسالمت آمیز ، بعنوان حقی به رسمیت شناخته شده در قانون اساسی ، هم از طرف دولتهای اصولگرا و هم اصلاح طلب از مردم گرفته شده است.
🆔 @jameeno
🔻 بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/Ref-04-19
Telegraph
جنبش خیابانی و اصلاح طلبان-فرصت یا تهدید
چندی پیش در دو نوشتار که هر دو در کانال فردای بهتر منعکس شد، یونسیان و علیجانی در رد و قبول جنبش خیابانی به بعنوان راهکاری برای تغییر، به بحث در خصوص چگونگی برخورد اصلاح طلبان با این راهکار پرداختند. سعید حجاریان نیز در مطلب اخیر خود به نحوه برخورد اصلاح…
# یادداشت_منتخب
🔸حشدالشعبی و امدادرسانی
🖌مصطفی تاجزاده
▫️چکیده: هنگام بروز حوادث طبیعی در یک کشور، دیگر کشورها به یاری آن میآیند و کمکهای انساندوستانه و نمادین خود را (معمولا با نظارت یا از طریق سازمانهای جهانی هلال احمر و صلیب سرخ) به کشور خسارتدیده ارسال میکنند. دولتهای دوست نیز بهطور ویژه کمکرسانی را از طریق موسسات دولتی و مدنی خود در دستور کار قرار میدهند. دور از انتظار نبود دولت و ملت عراق نیز در چنین چارچوبی عمل کنند.
ورود نیروهای حشدالشعبی (بخشی از نظامیان رسمی عراق که بهدلایل بسیار از جمله کمک ایران به عراق در مبارزه با داعش، به جمهوری اسلامی تعلق خاطر دارند) به کشورمان بهمنظور کمکرسانی به سیلزدگان نه تنها در بخشهایی از افکار عمومی اقدامی قانونی و طبیعی تلقی نشده، بلکه موجب نگرانی بسیاری از ایرانیان شده است.
من ضمن تایید اصل حساسیت عمومی و لزوم پاسخگویی حاکمیت به ابهامها و انتقادها، معتقدم مسئولیت فضای ایجاد شده کنونی در درجه نخست متوجه کسانی است که قبلا از این سخن گفتهاند که اگر ایرانیان از جمهوری اسلامی دفاع نکنند، حشدالشعبی عراق و فاطمیون افغانستان و... به یاری آن خواهند آمد، یا نادرست رفتار کردهاند و با دور زدن دولت قانونی و تحقیر آن به قدرتنمایی (مثلا در ماجرای سفر بشار اسد) پرداختهاند.
همین روش خطا بهانه به ملیگرایان عربستیزی داده است که توجه ندارند بخش مهمی از جمعیت خوزستان را عربهای ایرانی تشکیل میدهند و ایران با برخی کشورهای عرب همسایه است. بنابراین امنیت ملی، توسعه اقتصادی میهن و زیست مدنی ملت ما در گرو رعایت حقوق و حرمت اعراب توسط همه ایرانیان است. / مشق نو
🆔 @jameeno
🔻 بیشتر بخوانید
http://tinyurl.com/y2g7dxte
🔸حشدالشعبی و امدادرسانی
🖌مصطفی تاجزاده
▫️چکیده: هنگام بروز حوادث طبیعی در یک کشور، دیگر کشورها به یاری آن میآیند و کمکهای انساندوستانه و نمادین خود را (معمولا با نظارت یا از طریق سازمانهای جهانی هلال احمر و صلیب سرخ) به کشور خسارتدیده ارسال میکنند. دولتهای دوست نیز بهطور ویژه کمکرسانی را از طریق موسسات دولتی و مدنی خود در دستور کار قرار میدهند. دور از انتظار نبود دولت و ملت عراق نیز در چنین چارچوبی عمل کنند.
ورود نیروهای حشدالشعبی (بخشی از نظامیان رسمی عراق که بهدلایل بسیار از جمله کمک ایران به عراق در مبارزه با داعش، به جمهوری اسلامی تعلق خاطر دارند) به کشورمان بهمنظور کمکرسانی به سیلزدگان نه تنها در بخشهایی از افکار عمومی اقدامی قانونی و طبیعی تلقی نشده، بلکه موجب نگرانی بسیاری از ایرانیان شده است.
من ضمن تایید اصل حساسیت عمومی و لزوم پاسخگویی حاکمیت به ابهامها و انتقادها، معتقدم مسئولیت فضای ایجاد شده کنونی در درجه نخست متوجه کسانی است که قبلا از این سخن گفتهاند که اگر ایرانیان از جمهوری اسلامی دفاع نکنند، حشدالشعبی عراق و فاطمیون افغانستان و... به یاری آن خواهند آمد، یا نادرست رفتار کردهاند و با دور زدن دولت قانونی و تحقیر آن به قدرتنمایی (مثلا در ماجرای سفر بشار اسد) پرداختهاند.
همین روش خطا بهانه به ملیگرایان عربستیزی داده است که توجه ندارند بخش مهمی از جمعیت خوزستان را عربهای ایرانی تشکیل میدهند و ایران با برخی کشورهای عرب همسایه است. بنابراین امنیت ملی، توسعه اقتصادی میهن و زیست مدنی ملت ما در گرو رعایت حقوق و حرمت اعراب توسط همه ایرانیان است. / مشق نو
🆔 @jameeno
🔻 بیشتر بخوانید
http://tinyurl.com/y2g7dxte
Telegraph
حشدالشعبی و امدادرسانی؟
یکم) هنگام بروز حوادث طبیعی در یک کشور، دیگر کشورها به یاری آن میآیند و کمکهای انساندوستانه و نمادین خود را (معمولا با نظارت یا از طریق سازمانهای جهانی هلال احمر و صلیب سرخ) به کشور خسارتدیده ارسال میکنند. دولتهای دوست نیز بهطور ویژه کمکرسانی را…
🔸بازنگاهی به قصه پرآبِ چشم قانون سن ازدواج در ایران
⁉️ازدواج با دختران 12 ساله؛ اکسیر جوانی رئیس تجددخواه نخستین مجلس مشروطه
▫️جامعه نو: احمد متیندفتری در سلطنت رضاشاه تا پیش از نخستوزیری در سال ۱۳۱۸ به مدت ۸ سال کفیل و وزیر دادگستری بود. در این دوره ازدواج دختران زیر ۱۵ سال ممنوع و البته دادستان میتوانست در مواردی اجازه ازدواج دختران زیر ۱۵ سال را صادر کند. چون چنین امکانی بهویژه در شهرستانها موجب سوءاستفاده از صدور چنین اجازهای میشد او در مقام وزیر طی بخشنامهای حق اجازه ازدواج دختران زیر ۱۵ سال را منحصراً در اختیار خود میگیرد. احمد متیندفتری در خاطرات خود که به کوشش باقر عاقلی در سال ۱۳۷۰ با اهتمام انتشارات علمی و با عنوان خاطرات یک نخستوزیر منتشر شد، مینویسد: روزی «محمودخان احتشامالسلطنه به دیدنم آمد و بهمحض ورود ... پرخاشکنان گفت این قوانین ضدبشری چیست که شما به تصویب میرسانید آیا شرم نمیکنید و موجبات اذیت و آزار مردم را فراهم میسازید. در جواب این پیرمرد ۷۵ ساله که در صدر مشروطیت از ارکان دولت و زمانی رئیس مجلس شورای ملی بود مؤدبانه پرسیدم کدام قانون برخلاف انسانیت و موازین بشری است. او با تندی به من گفت همین قانون مدنی که سن دختر را برای ازدواج ۱۵ سال تعیین نمودهاید. دختر پانزدهساله دیگر ترشیده است و به درد نمیخورد. درحالیکه از تعجب متحیر شده بودم پرسیدم مگر شما قصد ازدواج با دختر ده، دوازدهسالهای را داشتید که چنین متأثر و برآشفته شدهاید. گفت بلی من قصد داشتم با دختر دوازدهسالهای ازدواج کنم که این قانون جدید لعنتی شما مرا از این فیض محروم ساخت. من در سال قبل چنین کاری کردم و از آن دختر اکنون یک پسر یکساله دارم و امسال نیز چنین قصدی داشتم که شما کاسه و کوزه مرا بر سرم شکستید. احتشامالسلطنه پسازاین توضیح افزود که سلامت جسمی و نیروی عقلانی من در حال حاضر مدیون این دختری است که در سال قبل گرفتهام و حالا میل داشتم برای اینکه نیروی جسمانی و عقلانی خود را مضاعف کنم دختر دیگری به حباله نکاح خود درآورم... احتشامالسلطنه چند ماه پسازاین ملاقات فوت کرد و آرزوی ازدواج با دختران معصوم و کمسن را با خود به گور برد.»
محمودخان احتشامالسلطنه بااینهمه دبدبه و کبکبه: تحصیلکرده دارالفنون، سفیر ایران در برلین و لندن و عثمانی و روسیه، تجددخواه مشروطهطلب و دومین رئیس نخستین مجلس شورای ملی پس از امضای فرمان مشروطیت، عضو و رئیس انجمن معارف که بنیانگذار آموزشوپرورش نوین در ایران بود، مترجم آثاری از زبان فرانسه به فارسی و متأثر از انقلاب کبیر فرانسه و همچنین وزیر داخله دولتی که تلاش کرد کشف حجاب را برای زنان ایرانی به ارمغان آورد؛ با میل به یافتن اکسیر جوانی در ازدواج با دختران ۱۲ ساله حجت را بر ما تمام کرد که چه حرجی است بر سنتگرایان ایرانی از مشروطه تا انقلاب اسلامی که با تمام توان مقابل وضع قانونی برای افزایش سن ازدواج صفآرایی میکنند؟
🆔 @jameeno
🔻 بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/As-04-20
⁉️ازدواج با دختران 12 ساله؛ اکسیر جوانی رئیس تجددخواه نخستین مجلس مشروطه
▫️جامعه نو: احمد متیندفتری در سلطنت رضاشاه تا پیش از نخستوزیری در سال ۱۳۱۸ به مدت ۸ سال کفیل و وزیر دادگستری بود. در این دوره ازدواج دختران زیر ۱۵ سال ممنوع و البته دادستان میتوانست در مواردی اجازه ازدواج دختران زیر ۱۵ سال را صادر کند. چون چنین امکانی بهویژه در شهرستانها موجب سوءاستفاده از صدور چنین اجازهای میشد او در مقام وزیر طی بخشنامهای حق اجازه ازدواج دختران زیر ۱۵ سال را منحصراً در اختیار خود میگیرد. احمد متیندفتری در خاطرات خود که به کوشش باقر عاقلی در سال ۱۳۷۰ با اهتمام انتشارات علمی و با عنوان خاطرات یک نخستوزیر منتشر شد، مینویسد: روزی «محمودخان احتشامالسلطنه به دیدنم آمد و بهمحض ورود ... پرخاشکنان گفت این قوانین ضدبشری چیست که شما به تصویب میرسانید آیا شرم نمیکنید و موجبات اذیت و آزار مردم را فراهم میسازید. در جواب این پیرمرد ۷۵ ساله که در صدر مشروطیت از ارکان دولت و زمانی رئیس مجلس شورای ملی بود مؤدبانه پرسیدم کدام قانون برخلاف انسانیت و موازین بشری است. او با تندی به من گفت همین قانون مدنی که سن دختر را برای ازدواج ۱۵ سال تعیین نمودهاید. دختر پانزدهساله دیگر ترشیده است و به درد نمیخورد. درحالیکه از تعجب متحیر شده بودم پرسیدم مگر شما قصد ازدواج با دختر ده، دوازدهسالهای را داشتید که چنین متأثر و برآشفته شدهاید. گفت بلی من قصد داشتم با دختر دوازدهسالهای ازدواج کنم که این قانون جدید لعنتی شما مرا از این فیض محروم ساخت. من در سال قبل چنین کاری کردم و از آن دختر اکنون یک پسر یکساله دارم و امسال نیز چنین قصدی داشتم که شما کاسه و کوزه مرا بر سرم شکستید. احتشامالسلطنه پسازاین توضیح افزود که سلامت جسمی و نیروی عقلانی من در حال حاضر مدیون این دختری است که در سال قبل گرفتهام و حالا میل داشتم برای اینکه نیروی جسمانی و عقلانی خود را مضاعف کنم دختر دیگری به حباله نکاح خود درآورم... احتشامالسلطنه چند ماه پسازاین ملاقات فوت کرد و آرزوی ازدواج با دختران معصوم و کمسن را با خود به گور برد.»
محمودخان احتشامالسلطنه بااینهمه دبدبه و کبکبه: تحصیلکرده دارالفنون، سفیر ایران در برلین و لندن و عثمانی و روسیه، تجددخواه مشروطهطلب و دومین رئیس نخستین مجلس شورای ملی پس از امضای فرمان مشروطیت، عضو و رئیس انجمن معارف که بنیانگذار آموزشوپرورش نوین در ایران بود، مترجم آثاری از زبان فرانسه به فارسی و متأثر از انقلاب کبیر فرانسه و همچنین وزیر داخله دولتی که تلاش کرد کشف حجاب را برای زنان ایرانی به ارمغان آورد؛ با میل به یافتن اکسیر جوانی در ازدواج با دختران ۱۲ ساله حجت را بر ما تمام کرد که چه حرجی است بر سنتگرایان ایرانی از مشروطه تا انقلاب اسلامی که با تمام توان مقابل وضع قانونی برای افزایش سن ازدواج صفآرایی میکنند؟
🆔 @jameeno
🔻 بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/As-04-20
Telegraph
بازنگاهی به قصه پرآبِ چشم قانون سن ازدواج در ایران
ازدواج با دختران 12 ساله؛ اکسیر جوانی رئیس تجددخواه نخستین مجلس مشروطه احمد متیندفتری در سلطنت رضاشاه تا پیش از نخستوزیری در سال ۱۳۱۸ به مدت ۸ سال کفیل و وزیر دادگستری بود. در این دوره ازدواج دختران زیر ۱۵ سال ممنوع و البته دادستان میتوانست در مواردی اجازه…
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔻اصلاح طلبی بر مدار قدرت طلبی
🔹نقدی بر نگر حجاریان
▫️علی عادلی: اصلاح طلبی روند رو به رشد ملتی است که سالهاست تلاش دارند تا به اهل سیاستش بیاموزد اگر نمیخواهید از قدرت کنار بروید لااقل تغییر رفتار دهید
تأویل ساده ی نوشتار اخیر سعید حجاریان تئورسین این جریان ، جزء این نیست که نقشه راهی ترسیم نمایند تا دوباره مورد توجه مردم قرار گیرند
همین!
صرفا مورد توجه و اقبال مردم ،چرا که مردم سالهاست فرسنگها از جریانهای سیاسی جلوترند و داشته های جریانات سیاسی بضاعتی ندارد تا به درد مردم بخورد
حجاریان نظر میدهد برای اینکه راهکارش چاره جوی شرایطی باشد تا اصلاح طلبان بخواهند دوباره در فضای سیاسی کشور بمانند و به خیالشان مردم را به صراطی راه نما باشند که مدیریتش را خود عهده ار هستند
نسل حجاریان در تعریف اصلاح طلبی به دلایل گونه گون دچار اشتباه است ، نسلی که هنوز گمان دارد رعایا نیازمند راهنمای راه هستند
هنوز یادم هست بعد از سالهای انقلاب که جوانان پر شور انقلابی مانند حجاریان قرارشان پیاده کردن اسلام ناب محمدی ، نجات مستضعفین بود بزرگترهای قوم که از قضا بی سواد هم بودند در اندرونی شان «یک خدا بیامرز جانانه» به روح اعلی حضرتین «پدر و پسر» میفرستادند و جرأت نداشتند پیرانه سر این جوانان را نصیحت نمایند ترجیح دادند سکوت کنند و هزینه دهند تا سالهای بعد از جنگ ، انقلابیون در مکاتب دموکراسی خواهی و جامعه مدنی تغییر رفتار دهند
این تغییر رفتار هیچ فایده ای نداشته است
در سالهای بعد از دوم خرداد خاتمی عزیر بارها نالیده بود که :«سطح شعور مردم از سطح شعور نخبگان ما بیشتر است»
جان کلام انکه اگر بخواهیم مروری گذرا بر اندیشه ها و نظریات جناب حجاریان داشته باشیم تمام تلاش بر این بود با نظریات راهگشای خود نظیر تئوری «فشار از پایین ، چانه زنی از بالا» تا «مشروطه خواهی» ، مردم برای رسیدن به قدرت همراهشان باشند
اگر هم مردم همراه بوده اند تنها راه همین بود که تغییر رفتار در اهل سیاست ایجاد نمایند
پر واضح است اگر به حال و روز اصلاح طلبی در روزگار دوم خرداد تماشایی داشته باشیم جزء این نیست که اصلاح طلبان ماندن در قدرت را بر حقیقت اصلاح طلبی ترجیح داده اند بدون هیچ استراتژی ، خمارگونه به رقیبان نگاه کردند و هربار با سازوکارهای هیجانی نظیر چهره ی دلربای خاتمی ، ترانه های میهنی «یار دبستانی من» و «ایران ای مرز پرگهر» مردم امیدوار به اصلاح را بر سر صندوق اورده اند
روحانی هم که امد با یک چمدان و عده ای قلیل ، داماد سرخانه ی اصلاح طلبان شد
اصلاحات نمیتواند انکار نمایند که نظام مدیریت دولت تدبیر و امید ، از وزرا و استانداران تا فرمانداران و مدیران پایین دست همگی اصلاح طلب نیستند و ایمان قبلی و قلبی شان بر کسی پوشیده نیست
عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی
مهر افزون
🆔 @jameeno
🔻اصلاح طلبی بر مدار قدرت طلبی
🔹نقدی بر نگر حجاریان
▫️علی عادلی: اصلاح طلبی روند رو به رشد ملتی است که سالهاست تلاش دارند تا به اهل سیاستش بیاموزد اگر نمیخواهید از قدرت کنار بروید لااقل تغییر رفتار دهید
تأویل ساده ی نوشتار اخیر سعید حجاریان تئورسین این جریان ، جزء این نیست که نقشه راهی ترسیم نمایند تا دوباره مورد توجه مردم قرار گیرند
همین!
صرفا مورد توجه و اقبال مردم ،چرا که مردم سالهاست فرسنگها از جریانهای سیاسی جلوترند و داشته های جریانات سیاسی بضاعتی ندارد تا به درد مردم بخورد
حجاریان نظر میدهد برای اینکه راهکارش چاره جوی شرایطی باشد تا اصلاح طلبان بخواهند دوباره در فضای سیاسی کشور بمانند و به خیالشان مردم را به صراطی راه نما باشند که مدیریتش را خود عهده ار هستند
نسل حجاریان در تعریف اصلاح طلبی به دلایل گونه گون دچار اشتباه است ، نسلی که هنوز گمان دارد رعایا نیازمند راهنمای راه هستند
هنوز یادم هست بعد از سالهای انقلاب که جوانان پر شور انقلابی مانند حجاریان قرارشان پیاده کردن اسلام ناب محمدی ، نجات مستضعفین بود بزرگترهای قوم که از قضا بی سواد هم بودند در اندرونی شان «یک خدا بیامرز جانانه» به روح اعلی حضرتین «پدر و پسر» میفرستادند و جرأت نداشتند پیرانه سر این جوانان را نصیحت نمایند ترجیح دادند سکوت کنند و هزینه دهند تا سالهای بعد از جنگ ، انقلابیون در مکاتب دموکراسی خواهی و جامعه مدنی تغییر رفتار دهند
این تغییر رفتار هیچ فایده ای نداشته است
در سالهای بعد از دوم خرداد خاتمی عزیر بارها نالیده بود که :«سطح شعور مردم از سطح شعور نخبگان ما بیشتر است»
جان کلام انکه اگر بخواهیم مروری گذرا بر اندیشه ها و نظریات جناب حجاریان داشته باشیم تمام تلاش بر این بود با نظریات راهگشای خود نظیر تئوری «فشار از پایین ، چانه زنی از بالا» تا «مشروطه خواهی» ، مردم برای رسیدن به قدرت همراهشان باشند
اگر هم مردم همراه بوده اند تنها راه همین بود که تغییر رفتار در اهل سیاست ایجاد نمایند
پر واضح است اگر به حال و روز اصلاح طلبی در روزگار دوم خرداد تماشایی داشته باشیم جزء این نیست که اصلاح طلبان ماندن در قدرت را بر حقیقت اصلاح طلبی ترجیح داده اند بدون هیچ استراتژی ، خمارگونه به رقیبان نگاه کردند و هربار با سازوکارهای هیجانی نظیر چهره ی دلربای خاتمی ، ترانه های میهنی «یار دبستانی من» و «ایران ای مرز پرگهر» مردم امیدوار به اصلاح را بر سر صندوق اورده اند
روحانی هم که امد با یک چمدان و عده ای قلیل ، داماد سرخانه ی اصلاح طلبان شد
اصلاحات نمیتواند انکار نمایند که نظام مدیریت دولت تدبیر و امید ، از وزرا و استانداران تا فرمانداران و مدیران پایین دست همگی اصلاح طلب نیستند و ایمان قبلی و قلبی شان بر کسی پوشیده نیست
عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی
مهر افزون
🆔 @jameeno
🔺روایتی از تجربه موفق و خلاقانه کارگران هپکو در کمک رسانی به مناطق سیل زده لرستان
🔹باید هپکویی باشی..
▫️لیلارزاقی/ جامعه نو: "وقتی وارد شهر شدیم، بعضی ها گفتند، نکند "هپکو"ییها ، اینجا هم آمده اند برای اعتراض...! ولی ما آمدیم شاید لابه لای لودر و بیل مکانیکی چینی! در پلدختر و روستاهای اطرافش، گره ای به دستِ کارگران کارخانه ای که زمانی یکی از بزرگترین تولید کنندگان تجهیزات سنگین در خاورمیانه بود، باز شود. "
حالا همان بعضی ها فهمیدند که "هپکویی"، یک روز برای احقاق حق صنفی خود و احیای صنعت کشور " فریاد میزند" و یک روز برای کنترل بحرانی که جان مردمانش را تهدید می کند، "به فریاد آنها می رسد".. باید "هپکویی" باشی تا با دستانی که زمانی پیچ و مهره ماشین آلات سنگین راهسازی درجه یک تولید ایران را بازوبسته می کرد، یخچال و بخاری خانه های مردم سیل زده را تعمیر کنی .. تا نم و رطوبت خانه ها ، کودکی را بیمار نکند.. تا کمی، کم شود از رنج های این مردم ... باید هپکویی باشی تا بدون تجهیزات و تنها به اتکای تخصص و اراده ات، "خط شکن" باشی.. تا ثابت کنی اگر امروز تحت سیطره رانت و واردات بی رویه ماشین آلات چینی، چرخ تولید هپکو از حرکت ایستاده و از برند هپکو تنها یک نام باقی مانده ، صدای قدم های محکم کارگرانش، در مدیریت بحران شنیده می شود. صدایی که همچنان مطالبه می کند و از جای خالی تجهیزات کارآمد هپکو در مناطق سیل زده می گوید..
امکانات نداشتیم، خلاقیت داشتیم
همین چند روز پیش بود که یک خبر کوتاه روی کانالهای تلگرامی پخش شد. "کارگران هپکو در چند روز گذشته مشغول امدادرسانی در مناطق سیل زده هستند. همان کارگرانی که سال گذشته، در اعتراض به خصوص سازی بی ضابطه در هپکو و همچنین عدم دریافت ۸ ماه حقوق معوقه دست به اعتصاب زدند و چندین بار راه آهن شمال به جنوب را بستند و در نهایت تعدادی از آنها، با احکام سنگین قضایی مواجه شدند." هر جوری بود خودشان را به لرستان و خوزستان رساندند. نه از ماموریت اداری خبری بود و نه از تجهیزات و ابزار کار. مرخصی کاری گرفتند و بیش از 8 روز در مناطق بحران زده لرستان بودند، بدون کمترین سروصدای رسانه ای.. " ما در قالب سه تیم عازم پلدختر شدیم. یک تیم 15نفره و دو تیم دونفره. هرکاری کردیم ماموریت برایمان رد نکردند. به همین دلیل مرخصی اداری گرفتیم و گفتیم حتی اگر این هم نشود، با مرخصی شخصی می رویم. تیم های دو نفره، با ماشینهای پیک آپ و تجهیزات، برای تعمیر ماشین آلات به مناطق سیل زده رفتند. یکی از تیم های دو نفره در پل دختر مستقر شد و تیم دیگر برای کمک رسانی به شوش در خوزستان رفت. 8 روز در یک مدرسه اسکان داشتیم که دستشویی هایش آب نداشت و شرایط استحمام هم به سختی فراهم می شد و از نظر تغذیه ای هم شرایط مطلوبی نداشتیم. اما کارگران هپکو بدون چشمداشت و با کمترین امکانات، امدادرسانی کردند."
🆔 @jameeno
🔻 بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/Qa-04-22
🔹باید هپکویی باشی..
▫️لیلارزاقی/ جامعه نو: "وقتی وارد شهر شدیم، بعضی ها گفتند، نکند "هپکو"ییها ، اینجا هم آمده اند برای اعتراض...! ولی ما آمدیم شاید لابه لای لودر و بیل مکانیکی چینی! در پلدختر و روستاهای اطرافش، گره ای به دستِ کارگران کارخانه ای که زمانی یکی از بزرگترین تولید کنندگان تجهیزات سنگین در خاورمیانه بود، باز شود. "
حالا همان بعضی ها فهمیدند که "هپکویی"، یک روز برای احقاق حق صنفی خود و احیای صنعت کشور " فریاد میزند" و یک روز برای کنترل بحرانی که جان مردمانش را تهدید می کند، "به فریاد آنها می رسد".. باید "هپکویی" باشی تا با دستانی که زمانی پیچ و مهره ماشین آلات سنگین راهسازی درجه یک تولید ایران را بازوبسته می کرد، یخچال و بخاری خانه های مردم سیل زده را تعمیر کنی .. تا نم و رطوبت خانه ها ، کودکی را بیمار نکند.. تا کمی، کم شود از رنج های این مردم ... باید هپکویی باشی تا بدون تجهیزات و تنها به اتکای تخصص و اراده ات، "خط شکن" باشی.. تا ثابت کنی اگر امروز تحت سیطره رانت و واردات بی رویه ماشین آلات چینی، چرخ تولید هپکو از حرکت ایستاده و از برند هپکو تنها یک نام باقی مانده ، صدای قدم های محکم کارگرانش، در مدیریت بحران شنیده می شود. صدایی که همچنان مطالبه می کند و از جای خالی تجهیزات کارآمد هپکو در مناطق سیل زده می گوید..
امکانات نداشتیم، خلاقیت داشتیم
همین چند روز پیش بود که یک خبر کوتاه روی کانالهای تلگرامی پخش شد. "کارگران هپکو در چند روز گذشته مشغول امدادرسانی در مناطق سیل زده هستند. همان کارگرانی که سال گذشته، در اعتراض به خصوص سازی بی ضابطه در هپکو و همچنین عدم دریافت ۸ ماه حقوق معوقه دست به اعتصاب زدند و چندین بار راه آهن شمال به جنوب را بستند و در نهایت تعدادی از آنها، با احکام سنگین قضایی مواجه شدند." هر جوری بود خودشان را به لرستان و خوزستان رساندند. نه از ماموریت اداری خبری بود و نه از تجهیزات و ابزار کار. مرخصی کاری گرفتند و بیش از 8 روز در مناطق بحران زده لرستان بودند، بدون کمترین سروصدای رسانه ای.. " ما در قالب سه تیم عازم پلدختر شدیم. یک تیم 15نفره و دو تیم دونفره. هرکاری کردیم ماموریت برایمان رد نکردند. به همین دلیل مرخصی اداری گرفتیم و گفتیم حتی اگر این هم نشود، با مرخصی شخصی می رویم. تیم های دو نفره، با ماشینهای پیک آپ و تجهیزات، برای تعمیر ماشین آلات به مناطق سیل زده رفتند. یکی از تیم های دو نفره در پل دختر مستقر شد و تیم دیگر برای کمک رسانی به شوش در خوزستان رفت. 8 روز در یک مدرسه اسکان داشتیم که دستشویی هایش آب نداشت و شرایط استحمام هم به سختی فراهم می شد و از نظر تغذیه ای هم شرایط مطلوبی نداشتیم. اما کارگران هپکو بدون چشمداشت و با کمترین امکانات، امدادرسانی کردند."
🆔 @jameeno
🔻 بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/Qa-04-22
Telegraph
روایتی از تجربه موفق و خلاقانه کارگران هپکو در کمک رسانی به مناطق سیل زده لرستان
باید هپکویی باشی جامعه نو: "وقتی وارد شهر شدیم، بعضی ها گفتند، نکند "هپکو"ییها ، اینجا هم آمده اند برای اعتراض...! ولی ما آمدیم شاید لابه لای لودر و بیل مکانیکی چینی! در پلدختر و روستاهای اطرافش، گره ای به دستِ کارگران کارخانه ای که زمانی یکی از بزرگترین…