#الف
🔸مسیر دررو!
▫️شورای سردبیری: اقدامات دولتهارا میتوان از جنبه پیشرانههای آنها به دوگروه تقسیم کرد: اقدامات ارادی و ابتکاری به عنوان کنش(مثل تصمیم علیه سپاه پاسداران توسط دولت ترامپ یا تصمیم حضور نظامی ایران در سوریه ) و اقدامات واکنشی و اجباری(مثل تصمیم متقابل ایران در باره ارتش ایالات متحده یا بستن پل مرزی بین ونزوئلا و کلمبیا توسط مادورو). اقدامات ارادی و کنشی معمولا فکر شدهتر و دارای تاثیر تهاجمیاند و در نقطه مقابل آنها، اقدامات انعکاسی و اجباری بیشتر غریزی و دفاعی هستند ؛ ماهیت واکنش دارند و از بین گزینه های محدود انتخاب میشوند.
شاید فرض شود که گونه نخست بر دومی برتری دارد ، اما در واقع آن دسته از اعمالی را میتوان بهتر دانست که بر اساس ملاحظات استراتژیک دارای افق وسیع و بخوبی فکر شده دردستور اجرا قرار میگیرند. بنابراین در واقع کسی ابتکار عمل واقعی را در دست میگیرد که از بهره هوشی بالا تر و قدرت محاسباتی بیشتر برخوردار است. نمونه برجسته و حاضر برای درک موضوع خروج امریکا از برجام و درگیر شدن ایران در یمن است. هردو با این تصور رخ دادهاند که مسیر خوبی برای افزایش نفوذ و قدرت بینالمللیاندو برمبنای محاسبه اشتباه از توانایی در دسترس رخ داده اند.: ایالات متحده علیرغم استفاده از نفوذش روی کشورهانتوانسته انهارا به دنبال بکشاند و ایران امکان استفاده از سرمایهگذاری در ماجرای یمن راندارد.
در ماجرای اخیر ، تقریبا تمامی واکنشها و پاسخها را انفعالی و انعکاسی یافته ایم. علت آن این است که نظام منتظر است ببیند آمریکا چه میکند تا واکنش نشان دهد و ناظران هم به همین سان ،تنها میتوانند پیشنهاداقدامات متقابل و واکنشی بدهند. بدتر آنکه برای ناظران ایرانی تنها اقدام در دسترس ، بازی کردن با برجام است. اخیر یکی از ناظران ۵ پیشنهاد در مقابل حکومت قرار داده است که درهر پنج مورد بند اول پیشنهاد یا بقای در برجام و یا خروج از آن است. گویی ذهن ما قفل شده است .
امابرون رفت از این تنگنا و در رفتن از دست آن تیم جنگ طلب ، ربطی به ماندن و نماندن در برجام ندارد. به مذاکره علنی یا مخفی با ترامپ(که درباره آن هم حرف زده میشود ) ربط ندارد. به ابتکارعمل حکومت ما در بیرون آمدن از هزارتوی شرربار خاور میانه بستگی دارد. به اینکه تیم ترامپ نتواند ما را با دولتهای عرب درگیر کند. استدلال روشنی دارد . در روش ترامپ و اسرائیلی ها، عاقلانهترین راه این است که ایران را در یک جنگ نیابتی با پول و توانایی اعراب از پا درآورند. حتی اگر اعراب بادرک این دام از آن بجهند، با شروع هر گونه درگیری با آمریکا ایران مجبور خواهد بود در خاک و آبهای اعراب به سراغ نیروهای آمریکایی برود (قطر، عراق،...)و احتمال عدم درگیری با اعراب در حین جنگ با آمریکا بسیار پایین است. مشکل بزرگ این است که همین الان هم ایران تا گلو در ماجراهای عربی فرورفته است و توطئه گران آمریکایی مشکل زیادی در غرق کردن ایران در درگیریهای قومی و فرقهای نخواهند داشت. از این دامگههای مرگبار چگونه باید گریخت؟
بهترین مسیر پیش روی ایران که در دوسال اخیر از پا گذاشتن در آن خودداری کرده است ، متوازن کردن دکترین دفاعی بر اساس استراتژی #خارپشت بوده است؛ از بین بردن احتمال درگیری ، احتراز از موقعیتهای خطر زا ، تبدیل روابط و اتحادهای سیاسی به وابستگیهای تجاری و اقتصادی درخاورمیانه. اما ما از مسیر متفاوتی رفتیم. عمیقتر کردن فرورفتگی جای پا درسرزمینهای عربی با توجیهات ایدئولوژیک و عقیدتی ، در واقع یک باتلاق
میلیتاریستی از کار درآمد که عواقب گریز ناپذیر دارد: در ذهن رهبران عرب ، نشانه ای از درستی حرفهای اسرائیلی ها و آمریکایی تلقی شد. بدبختی بزرگتر آن بود که خودمان هم باور کردیم درخاورمیانه برگ از درخت نمیافتد مگر به اراده ما.
برگردیم به جستجوی آن راهحل: هنوز دیر نشده و به جای اقدامات واکنشی و ادعای تلافی و عمل انفعالی ، فارغ از آنکه آمریکایی ها از ما چه میخواهند یا چه چیز باعث رضایت خانواده سعودی یا افزایش جسارتش میشود، آنچه را انجام دهیم که ما را بیش از آنچه به دیگران مشغول میکند به مسائل خودمان متوجه میکند. فرقی نمیکندکدام دیگران . لبنانی، یمنی،فلسطینی، سوری، بحرینی، اسرائیلی یا حتی عراقی. و فرقی نمیکند به چه دلیل به آنها مشغول بوده ایم : دفاع از حقوق ستمدیدگان یا آن داستان عمق استراتژیک یا چیز دیگر. درعمق لانه به مسائل مبرم خود و استراتژی دفاعی متفاوتی اندیشه کنبم. دکترینی دفاعی ، که محاصره شدگان توسط دارودستههای جنایت پیشه ، همسایگان دشمنخو، و اوضاع بد اقتصادی را در میبرد تا در شرایط مطمئن به تیز کردن تیغ خود برای روز احتمالی دفاع بپردازند. ما به آن استراتژی #خارپشت میگوییم.
🆔 @jameeno
🔸مسیر دررو!
▫️شورای سردبیری: اقدامات دولتهارا میتوان از جنبه پیشرانههای آنها به دوگروه تقسیم کرد: اقدامات ارادی و ابتکاری به عنوان کنش(مثل تصمیم علیه سپاه پاسداران توسط دولت ترامپ یا تصمیم حضور نظامی ایران در سوریه ) و اقدامات واکنشی و اجباری(مثل تصمیم متقابل ایران در باره ارتش ایالات متحده یا بستن پل مرزی بین ونزوئلا و کلمبیا توسط مادورو). اقدامات ارادی و کنشی معمولا فکر شدهتر و دارای تاثیر تهاجمیاند و در نقطه مقابل آنها، اقدامات انعکاسی و اجباری بیشتر غریزی و دفاعی هستند ؛ ماهیت واکنش دارند و از بین گزینه های محدود انتخاب میشوند.
شاید فرض شود که گونه نخست بر دومی برتری دارد ، اما در واقع آن دسته از اعمالی را میتوان بهتر دانست که بر اساس ملاحظات استراتژیک دارای افق وسیع و بخوبی فکر شده دردستور اجرا قرار میگیرند. بنابراین در واقع کسی ابتکار عمل واقعی را در دست میگیرد که از بهره هوشی بالا تر و قدرت محاسباتی بیشتر برخوردار است. نمونه برجسته و حاضر برای درک موضوع خروج امریکا از برجام و درگیر شدن ایران در یمن است. هردو با این تصور رخ دادهاند که مسیر خوبی برای افزایش نفوذ و قدرت بینالمللیاندو برمبنای محاسبه اشتباه از توانایی در دسترس رخ داده اند.: ایالات متحده علیرغم استفاده از نفوذش روی کشورهانتوانسته انهارا به دنبال بکشاند و ایران امکان استفاده از سرمایهگذاری در ماجرای یمن راندارد.
در ماجرای اخیر ، تقریبا تمامی واکنشها و پاسخها را انفعالی و انعکاسی یافته ایم. علت آن این است که نظام منتظر است ببیند آمریکا چه میکند تا واکنش نشان دهد و ناظران هم به همین سان ،تنها میتوانند پیشنهاداقدامات متقابل و واکنشی بدهند. بدتر آنکه برای ناظران ایرانی تنها اقدام در دسترس ، بازی کردن با برجام است. اخیر یکی از ناظران ۵ پیشنهاد در مقابل حکومت قرار داده است که درهر پنج مورد بند اول پیشنهاد یا بقای در برجام و یا خروج از آن است. گویی ذهن ما قفل شده است .
امابرون رفت از این تنگنا و در رفتن از دست آن تیم جنگ طلب ، ربطی به ماندن و نماندن در برجام ندارد. به مذاکره علنی یا مخفی با ترامپ(که درباره آن هم حرف زده میشود ) ربط ندارد. به ابتکارعمل حکومت ما در بیرون آمدن از هزارتوی شرربار خاور میانه بستگی دارد. به اینکه تیم ترامپ نتواند ما را با دولتهای عرب درگیر کند. استدلال روشنی دارد . در روش ترامپ و اسرائیلی ها، عاقلانهترین راه این است که ایران را در یک جنگ نیابتی با پول و توانایی اعراب از پا درآورند. حتی اگر اعراب بادرک این دام از آن بجهند، با شروع هر گونه درگیری با آمریکا ایران مجبور خواهد بود در خاک و آبهای اعراب به سراغ نیروهای آمریکایی برود (قطر، عراق،...)و احتمال عدم درگیری با اعراب در حین جنگ با آمریکا بسیار پایین است. مشکل بزرگ این است که همین الان هم ایران تا گلو در ماجراهای عربی فرورفته است و توطئه گران آمریکایی مشکل زیادی در غرق کردن ایران در درگیریهای قومی و فرقهای نخواهند داشت. از این دامگههای مرگبار چگونه باید گریخت؟
بهترین مسیر پیش روی ایران که در دوسال اخیر از پا گذاشتن در آن خودداری کرده است ، متوازن کردن دکترین دفاعی بر اساس استراتژی #خارپشت بوده است؛ از بین بردن احتمال درگیری ، احتراز از موقعیتهای خطر زا ، تبدیل روابط و اتحادهای سیاسی به وابستگیهای تجاری و اقتصادی درخاورمیانه. اما ما از مسیر متفاوتی رفتیم. عمیقتر کردن فرورفتگی جای پا درسرزمینهای عربی با توجیهات ایدئولوژیک و عقیدتی ، در واقع یک باتلاق
میلیتاریستی از کار درآمد که عواقب گریز ناپذیر دارد: در ذهن رهبران عرب ، نشانه ای از درستی حرفهای اسرائیلی ها و آمریکایی تلقی شد. بدبختی بزرگتر آن بود که خودمان هم باور کردیم درخاورمیانه برگ از درخت نمیافتد مگر به اراده ما.
برگردیم به جستجوی آن راهحل: هنوز دیر نشده و به جای اقدامات واکنشی و ادعای تلافی و عمل انفعالی ، فارغ از آنکه آمریکایی ها از ما چه میخواهند یا چه چیز باعث رضایت خانواده سعودی یا افزایش جسارتش میشود، آنچه را انجام دهیم که ما را بیش از آنچه به دیگران مشغول میکند به مسائل خودمان متوجه میکند. فرقی نمیکندکدام دیگران . لبنانی، یمنی،فلسطینی، سوری، بحرینی، اسرائیلی یا حتی عراقی. و فرقی نمیکند به چه دلیل به آنها مشغول بوده ایم : دفاع از حقوق ستمدیدگان یا آن داستان عمق استراتژیک یا چیز دیگر. درعمق لانه به مسائل مبرم خود و استراتژی دفاعی متفاوتی اندیشه کنبم. دکترینی دفاعی ، که محاصره شدگان توسط دارودستههای جنایت پیشه ، همسایگان دشمنخو، و اوضاع بد اقتصادی را در میبرد تا در شرایط مطمئن به تیز کردن تیغ خود برای روز احتمالی دفاع بپردازند. ما به آن استراتژی #خارپشت میگوییم.
🆔 @jameeno
📌جامعه نو: دکتر مرتضی ایمانی راد پژوهشگر اقتصادی در دو یادداشت روزهای اخیر خود چند پیش بینی از روند تورم در سال جاری مطرح کرده و چند راهکار را پیش روی کسب و کارها قرار داده است که در این پست و پست بعدی ملاحظه می فرمایید.
🔹تورم و روندهای محتمل آن در سال 98
▫️تورم به افزایش سطح عمومی قیمت ها در یک دوره مشخص گفته می شود که با یک شاخص که پایه آن یکصد است اندازه گیری می شود. وقتی صحبت از تورم می شود منظور تورمی است که مصرف کنندگان حس می کنند. به همین دلیل به آن تورم خرده فروشی و یا تورم مصرف کننده می گویند. روندهای زیر برای نرخ تورم در سال ۹۸ قابل پیش بینی است.
اول، مهمترین افزایش قیمت در حوزه کالاهای پایه اتفاق خواهد افتاد. این کالاها باید قابلیت انبار داشته باشند و مورد مصرف آنها زیاد باشد. برای نمونه فولاد، ورق، مس و آلومینیوم تعدادی از این کالاها هستند. علیرغم اینکه تقاضا برای این کالاها در سال جاری محدود است، ولی قیمت آنها با افزایش نرخ ارز افزایش می یابد.
دوم، افزایش قیمتها اجتناب ناپذیر است. تفاوت بین اقتصاددانان تنها در میزان افزایش آن است. احتمال افزایش نرخ تورم تا سی درصد برای سال جاری قابل پیش بینی است.
سوم، انقباض تقاضا نمی تواند جلوی افزایش قیمت را بگیرد، ولی میتواند برایش سقف درست کند. این سقف به نظرم همان سی درصد است. اشاره به تورم های بالای سی درصد منطقی نیست. تورم بالاتر از سی درصد نیاز به التهاب شدید در بازار ارز دارد که این هم تابع تحولات سیاسی است.
چهارم، بنابراین سال جاری باز هم سال گرانی است. بنابراین بهتر است همیشه موجودی مثبت داشته باشیم. بعضی از شرکتها از هیجان قیمت های بالا فروشهایی را می کنند که برای آنها موجودی کافی ندارند. این رویه برای شرکتها بسیار خطرناک است. بنابراین استراتژی مناسب برای شرکتها داشتن موجودی کافی مواد است. طبیعی است که فروش اعتباری هم لازم است به پشتوانه مواد اولیه موجود انجام شود.
پنجم، اینکه تورم در کالاهای اساسی اتفاق نمی افتد یک فرض غلط است. نرخ تورم در سال جاری برای بیشتر کالاها فراگیر است.
ششم، بیشترین نرخ تورم در سال جاری را روی کالاهای وارداتی خواهیم داشت. بنابراین تولید کنندگانی که وابسته به واردات هستند لازم است در این زمینه تمهیداتی بیندیشند.
هفتم، کمترین میزان تورم هم در حوزه هایی اتفاق می افتد که خرید آن کالا نیاز به نقدینگی بالا داشته باشد و ضمنا مصرف آن قابل تعویق انداختن باشد و مهمتر اینکه استفاده از آن برای تمام اقشار جامعه ضرورت نداشته باشد.
هشتم، چون این تورم توأم با رکود اقتصادی خواهد بود، پیش بینی می شود که فشار اقتصادی روی مردم به دلیل بالا رفتن قیمتها و پایین آمدن فرصتهای شغلی بالا برود. متاسفانه دولت توان کاهش این فشار را ندارد.
نهم، تحقق تورم پیش بینی شده موجب می شود که بازار اقتصادی در ایران کوچکتر شود و بنابراین سطح رقابت در بسیاری از حوزه ها افزایش یابد، بدیهی است که در این شرایط حاشیه سود کاهش می یابد.
🆔 @jameeno
🔹تورم و روندهای محتمل آن در سال 98
▫️تورم به افزایش سطح عمومی قیمت ها در یک دوره مشخص گفته می شود که با یک شاخص که پایه آن یکصد است اندازه گیری می شود. وقتی صحبت از تورم می شود منظور تورمی است که مصرف کنندگان حس می کنند. به همین دلیل به آن تورم خرده فروشی و یا تورم مصرف کننده می گویند. روندهای زیر برای نرخ تورم در سال ۹۸ قابل پیش بینی است.
اول، مهمترین افزایش قیمت در حوزه کالاهای پایه اتفاق خواهد افتاد. این کالاها باید قابلیت انبار داشته باشند و مورد مصرف آنها زیاد باشد. برای نمونه فولاد، ورق، مس و آلومینیوم تعدادی از این کالاها هستند. علیرغم اینکه تقاضا برای این کالاها در سال جاری محدود است، ولی قیمت آنها با افزایش نرخ ارز افزایش می یابد.
دوم، افزایش قیمتها اجتناب ناپذیر است. تفاوت بین اقتصاددانان تنها در میزان افزایش آن است. احتمال افزایش نرخ تورم تا سی درصد برای سال جاری قابل پیش بینی است.
سوم، انقباض تقاضا نمی تواند جلوی افزایش قیمت را بگیرد، ولی میتواند برایش سقف درست کند. این سقف به نظرم همان سی درصد است. اشاره به تورم های بالای سی درصد منطقی نیست. تورم بالاتر از سی درصد نیاز به التهاب شدید در بازار ارز دارد که این هم تابع تحولات سیاسی است.
چهارم، بنابراین سال جاری باز هم سال گرانی است. بنابراین بهتر است همیشه موجودی مثبت داشته باشیم. بعضی از شرکتها از هیجان قیمت های بالا فروشهایی را می کنند که برای آنها موجودی کافی ندارند. این رویه برای شرکتها بسیار خطرناک است. بنابراین استراتژی مناسب برای شرکتها داشتن موجودی کافی مواد است. طبیعی است که فروش اعتباری هم لازم است به پشتوانه مواد اولیه موجود انجام شود.
پنجم، اینکه تورم در کالاهای اساسی اتفاق نمی افتد یک فرض غلط است. نرخ تورم در سال جاری برای بیشتر کالاها فراگیر است.
ششم، بیشترین نرخ تورم در سال جاری را روی کالاهای وارداتی خواهیم داشت. بنابراین تولید کنندگانی که وابسته به واردات هستند لازم است در این زمینه تمهیداتی بیندیشند.
هفتم، کمترین میزان تورم هم در حوزه هایی اتفاق می افتد که خرید آن کالا نیاز به نقدینگی بالا داشته باشد و ضمنا مصرف آن قابل تعویق انداختن باشد و مهمتر اینکه استفاده از آن برای تمام اقشار جامعه ضرورت نداشته باشد.
هشتم، چون این تورم توأم با رکود اقتصادی خواهد بود، پیش بینی می شود که فشار اقتصادی روی مردم به دلیل بالا رفتن قیمتها و پایین آمدن فرصتهای شغلی بالا برود. متاسفانه دولت توان کاهش این فشار را ندارد.
نهم، تحقق تورم پیش بینی شده موجب می شود که بازار اقتصادی در ایران کوچکتر شود و بنابراین سطح رقابت در بسیاری از حوزه ها افزایش یابد، بدیهی است که در این شرایط حاشیه سود کاهش می یابد.
🆔 @jameeno
🔺استراتژی های پیشنهادی برای سال ۹۸
▫️مرتضی ایمانی راد: با توجه به روندهای اقتصاد ایران که در این خلاصه نمی توان به آنها پرداخت، استراتژی های زیر را به طور کلی برای واحدهای اقتصادی پیشنهاد میکنم:
اول، هر کس درآمد ارزی داشته باشد سال جاری سال فرصت ها است. بنابراین دسترسی به درآمدهای ارزی یکی از استراتژی های محوری سال جاری است. دسترسی به درآمد ارزی هم الزاما از طریق صادرات نیست، بلکه می شود با مشارکت، سرمایه گذاری روی ابزارهای بین المللی، انواع جوینت ونچرها و روشهای دیگر به درآمدهای ارزی دست یافت.
دوم، شرکتهایی که گرفتاری مالی دارند بهتر است استراتژی توسعه و یا افزایش سهم بازار را کنار بگذارند و تنها به بقا فکر کنند.
سوم، با توجه به کمبود نقدینگی، مدیریت نقدینگی یکی از کلیدهای سال جاری است.
چهارم، مانیتور کردن محیط، مخصوصا بازار ارز اهمیتی کمتر از تولید ندارد. مرتب باید اقتصاد را رصد کرد.
پنجم، پیشنهاد میکنم برنامه ریزی را کنار بگذارید. برنامه ریزی در هر زمان و به هر شکلش کاری انجام نمی دهد. بهتر است همانند مغولها تصمیم بگیرید. آنها کشک در دهان و روی اسب استراتژی های خود را می ساختند. در نتیجه باید زمان را از استراتژی گرفت.
ششم، کنترل هزینه ها بسیار مهم است. بدون کنترل هزینه ها نمی توان بقا را تضمین کرد.
هفتم، در همین شرایط ایران، فرصت های بسیار زیادی است، فقط باید متفاوت فکر کرد.
هشتم، بهتر است تا جاییکه می توانید روی وب بروید. این روزها کسب و کار را روی وب بردن اجتناب ناپذیر شده است. ن
نهم، تا مواد اولیه را تهیه نکرده باشید فروش نکنید. به مرور زمان ممکن است سود شما به زیان تبدیل شود.
دهم، تا حد امکان از فروش اعتباری خود داری کنید مگر اینکه هزینه اعتبار را در قیمت خود منظور کرده باشید.
یازدهم، از هر گونه تعهد ارزی که باید ریالی تسویه شود خود داری کنید.
دوازدهم، مدیریت موجودی کالا یکی از مبرم ترین فعالیت های سال جاری است. اینکه در هر مقطع چه میزان موجودی در شرکت باشد، در سود آوری شرکت تاثیر بسیار زیادی دارد.
سیزدهم، با توجه به اینکه بازار ایران در سال ۹۸ کوچکتر می شود، اتخاذ استراتژی های رقابتی از قبیل دست یابی به تکنولوژی های جدید بسیار ضروری است.
چهاردهم، بهتر است تا جاییکه امکان دارد فروش به دولت کمتر و بیشتر به سمت شرکتها و مصرف کنندگان حرکت کنید.
پانزدهم، در صورت امکان بخشی از درآمدهای شرکت ارزی باشد و یا به صورت ارز نگهداری شود که در مواقع واردات ضروری بدون پرداخت بهایی بالا بتوان از آن استفاده کرد.
شانزدهم، استفاده از منابع اعتباری داخلی پیشنهاد می شود و استفاده از منابع اعتباری ارزی بهتر است اجتناب شود، مگر اینکه از اعتبار خارجی برای توسعه صادرات استفاده شود.
هفدهم، استفاده از تولیدات جایگزین واردات به عنوان یک فرصت.
🆔 @jameeno
▫️مرتضی ایمانی راد: با توجه به روندهای اقتصاد ایران که در این خلاصه نمی توان به آنها پرداخت، استراتژی های زیر را به طور کلی برای واحدهای اقتصادی پیشنهاد میکنم:
اول، هر کس درآمد ارزی داشته باشد سال جاری سال فرصت ها است. بنابراین دسترسی به درآمدهای ارزی یکی از استراتژی های محوری سال جاری است. دسترسی به درآمد ارزی هم الزاما از طریق صادرات نیست، بلکه می شود با مشارکت، سرمایه گذاری روی ابزارهای بین المللی، انواع جوینت ونچرها و روشهای دیگر به درآمدهای ارزی دست یافت.
دوم، شرکتهایی که گرفتاری مالی دارند بهتر است استراتژی توسعه و یا افزایش سهم بازار را کنار بگذارند و تنها به بقا فکر کنند.
سوم، با توجه به کمبود نقدینگی، مدیریت نقدینگی یکی از کلیدهای سال جاری است.
چهارم، مانیتور کردن محیط، مخصوصا بازار ارز اهمیتی کمتر از تولید ندارد. مرتب باید اقتصاد را رصد کرد.
پنجم، پیشنهاد میکنم برنامه ریزی را کنار بگذارید. برنامه ریزی در هر زمان و به هر شکلش کاری انجام نمی دهد. بهتر است همانند مغولها تصمیم بگیرید. آنها کشک در دهان و روی اسب استراتژی های خود را می ساختند. در نتیجه باید زمان را از استراتژی گرفت.
ششم، کنترل هزینه ها بسیار مهم است. بدون کنترل هزینه ها نمی توان بقا را تضمین کرد.
هفتم، در همین شرایط ایران، فرصت های بسیار زیادی است، فقط باید متفاوت فکر کرد.
هشتم، بهتر است تا جاییکه می توانید روی وب بروید. این روزها کسب و کار را روی وب بردن اجتناب ناپذیر شده است. ن
نهم، تا مواد اولیه را تهیه نکرده باشید فروش نکنید. به مرور زمان ممکن است سود شما به زیان تبدیل شود.
دهم، تا حد امکان از فروش اعتباری خود داری کنید مگر اینکه هزینه اعتبار را در قیمت خود منظور کرده باشید.
یازدهم، از هر گونه تعهد ارزی که باید ریالی تسویه شود خود داری کنید.
دوازدهم، مدیریت موجودی کالا یکی از مبرم ترین فعالیت های سال جاری است. اینکه در هر مقطع چه میزان موجودی در شرکت باشد، در سود آوری شرکت تاثیر بسیار زیادی دارد.
سیزدهم، با توجه به اینکه بازار ایران در سال ۹۸ کوچکتر می شود، اتخاذ استراتژی های رقابتی از قبیل دست یابی به تکنولوژی های جدید بسیار ضروری است.
چهاردهم، بهتر است تا جاییکه امکان دارد فروش به دولت کمتر و بیشتر به سمت شرکتها و مصرف کنندگان حرکت کنید.
پانزدهم، در صورت امکان بخشی از درآمدهای شرکت ارزی باشد و یا به صورت ارز نگهداری شود که در مواقع واردات ضروری بدون پرداخت بهایی بالا بتوان از آن استفاده کرد.
شانزدهم، استفاده از منابع اعتباری داخلی پیشنهاد می شود و استفاده از منابع اعتباری ارزی بهتر است اجتناب شود، مگر اینکه از اعتبار خارجی برای توسعه صادرات استفاده شود.
هفدهم، استفاده از تولیدات جایگزین واردات به عنوان یک فرصت.
🆔 @jameeno
▫️جامعه نو: باید از همراهانی که یا ساکن مناطق سیلزده هستند و یا دلنگرانی از موقعیت هموطنان گرفتار عواقب سیل ذهن آنها را رها نمیکند عذر بخواهیم که به طرح مسائل سیاسی برگشته ایم. موقت است و به دلیل برخی مسائل از جمله ورود هدفمند امثال بی بی سی به بحثهای نظری اصلاح طلبان (از همین امشب) فوریت دارد. برخی مطالب در نوبت انتشار ماندهاند که از امشب منتشر میشوند. بزودی به پیگیری مسائل سیل باز خواهیم گشت ولی به دلیل فوق مجبوریم دو یادداشت "نوبت خاتمی" و "کفایت اصلاحات" را زودتر منتشر کنیم.
🆔 @jameeno
🆔 @jameeno
#الف
🔹نوبت خاتمی!
▫️شورای سردبیری: آیا سهم سیدمحمدخاتمی در شکلدهی آینده سیاسی ایران تمام شده است و او دیگر نمیتواند در جامعه موج آفرینی کند؟ این الف درپی آن است که در پرتو آخرین اعلام موضع او به این پرسش پاسخ دهد. در پرتو این که در اسفندماه گفت «دیگر خیلی سخت است که به مردم بگوییم بیایید رای بدهید ...در دور آینده انتخابات به حرف من و شما مردم پای صندوقها خواهند آمد؟ بعید میدانم مگر اینکه در یکسال آینده تحولی رخ دهد.»
واقعیت این است که سخنان پیام آور اصلاحات سیاسی برای جامعه بسیار دلسرد کننده از کار در آمد. بوی شدید ناامیدی از آن بلند بود و تهدید مستتر در آن چنان رقیق بود که حکومت مزه تلخش را اصلا حس نکرد. در مقابل، ذهن جامعه را به سمت اینکه خاتمی به پایان دوران تاثیر خود رسیده است معطوف ساخت. واقع این است که خاتمی به پایان نرسیده ، مگر آنکه خود بخواهد. میخواهد؟
بعید است خود چنین بخواهد. شجاعت اخلاقی او معمولا برحزم واحتیاط فوقالعاده اش در مقابل حکومت چربیده و علت نفرت بی پایان حکومت از او این است که هیچگاه حاضر به فدیه خصایای اخلاقیاش به پای قدرت نشد و حفظ جایگاه خود را به بهای فرمانبرداری معمول روحانیون درپیشگاه صاحبان قدرت فائقه نپذیرفت.اما آخرین سخنانش علائمی از ناامیدی به جامعه پمپاژ کرده و از پایان نقشش خبر میدهند .میتوانیم بگوییم چنین نیست.
از او در سالهای پس از ریاست جمهوریاش تنها به عنوان یک امضا استفاده شده است. گاه بلاهت بار و کثیف، و گاه هشیارانه و زیرکانه. یکبار نام او را پای فهرستی از نانخورهای
جنبش اصلاحات گذاشتند تا انها را به شورا بفرستند، وگاهی هم امضا و واژه تاکیدی تکرار را از او برای روبروکردن حگومت با واقعیت از دست رفتگی مشروعیت به کار گرفتند . اما خودش هیچگاه به میدان در نیامد و با نظام با صدای بلند سخن نگفت. وضع کشور میگویدهنوز کارش تمام نشده است.
در چهارده سال گذشته، او غیر از یک امضا برای اصلاحطلبان، برای حکومت هم صرفا در مقام ناصح ظاهر شده است و نه یک مطالبهگر سیاسی. بین اینها تفاوت هست و نقش او قابل تغییر است و میتواند به جایگاه مطالبهگریفعال اصلاحطلبانه از حکومت برگردد. نقش کنونی اوفرودستانه ، گوشه گیر ، و به صورتی گاندیوار همراه با امتناع از رویارویی است. آشکارا نمیخواهد خیس شود و عبای خود را از نهریکه آب ان را به حق نجس میداند دور میکند. اما این رودی است که مردم ، جویندگان اصلاحات ، در حال غرق شدن در آن هستند و حکومت دارد با غلتاندن همه در زهرآبه آن این ملت را میکشد. حالاسهم او بالا گرفتن لباده و کنارهجویی نیست. شاید زمان بازگشت فعال او به عرصه سیاست و بلند کردن صدا فرا رسیده و احتمالا آن زمان امسال است.... با خوئینیها و شیخ عبدالله نوری فرق دارد؛ خاتمی نمیتواند از مسیر آنها برود که خود را برای یک ناآیندهروز نامعلوم ترشی انداختند.
البته که کسی نمیتواند برای خاتمی تعیین تکلیف کند، اما او بیش از دودهه پیش جلودار روندی از سیاستورزی در کشور شد که تجربه نشان داده کسی غیر از خودش نمیتواند آن را تداوم دهد. تا همین تابستان گذشته هم از تداوم خط و تاثیر خودش نا امید نبود. مطالبات پانزده گانهاش در تابستان گذشته هنوز میتواند مانیفست مطالبات همه اصلاح طلبان و تحولخواهان باشد (آنها را جداگانه بدنبال این #الف بازانتشار خواهیم داد) ،اما هرچند نیاز نیست خاتمی در باره برخی از انهاپافشاری کند(مثلا رفع حصر) لازم است باصدایی بلند تر از جانب اواعلام شوند ؛ نه به عنوان "راهکارهایی برای برونرفت از وضعیت کنونی" بلکه به عنوان مطالبات حق و لازم الاجرای اکثریت جامعه از حکومتی که عملکردش سبب افلاس آشکارکشور ، گرفتاری ریشه دار بینالمللی ، فروپاشی عمیق اقتصادی و اخلاقی جامعه ، و نابودی وحدت ملیشده است.
صدایش را برای این بلند نکند که مردم به حرف اوگوش و درانتخابات شرکت کنند. این ایده نقضغرضاست ؛ آن انتخابات مهم هست، ولی در مقابل راه بیفرجامی که حکومت کشوررا به ان رانده اهمیتی ندارد. نبایدازخاتمی جمع کردن رای برای سیاست پیشهها بخواهند؛ کسی خواستار تاثیرات کاریزماتیکهم از جانب او نیست؛ در جایگاه ان مرد پافشاری کننده بر افشای غده سرطانی قتلهای زنجیره ای دهه هفتاد هم نیست که از اوایستادگی در برابر اراده حکومت بخواهند. مساله این است که اکثریت مردم کشور اکنون فاقد یک رهبرسیاسی بیان کننده مطالباتشان از حکومت در قالب" مطالبه" اند ، و خاتمی باید از مرحله ارائه راهکار بگذرد وبه فاز مطالبه پا بگذارد. عبور از این بیابان بی نهایت وشب سیاه که جز وحشت و ناامیدی نمیفزاید کوکب هدایتی میخواهد. خاتمی بخواهد یا نه ، و راضی باشد یا نه، هنوزآن کوکب است. باید فروغی کافی داشته باشد تا از این بیابان بگذریم.
🆔 @jameeno
🔹نوبت خاتمی!
▫️شورای سردبیری: آیا سهم سیدمحمدخاتمی در شکلدهی آینده سیاسی ایران تمام شده است و او دیگر نمیتواند در جامعه موج آفرینی کند؟ این الف درپی آن است که در پرتو آخرین اعلام موضع او به این پرسش پاسخ دهد. در پرتو این که در اسفندماه گفت «دیگر خیلی سخت است که به مردم بگوییم بیایید رای بدهید ...در دور آینده انتخابات به حرف من و شما مردم پای صندوقها خواهند آمد؟ بعید میدانم مگر اینکه در یکسال آینده تحولی رخ دهد.»
واقعیت این است که سخنان پیام آور اصلاحات سیاسی برای جامعه بسیار دلسرد کننده از کار در آمد. بوی شدید ناامیدی از آن بلند بود و تهدید مستتر در آن چنان رقیق بود که حکومت مزه تلخش را اصلا حس نکرد. در مقابل، ذهن جامعه را به سمت اینکه خاتمی به پایان دوران تاثیر خود رسیده است معطوف ساخت. واقع این است که خاتمی به پایان نرسیده ، مگر آنکه خود بخواهد. میخواهد؟
بعید است خود چنین بخواهد. شجاعت اخلاقی او معمولا برحزم واحتیاط فوقالعاده اش در مقابل حکومت چربیده و علت نفرت بی پایان حکومت از او این است که هیچگاه حاضر به فدیه خصایای اخلاقیاش به پای قدرت نشد و حفظ جایگاه خود را به بهای فرمانبرداری معمول روحانیون درپیشگاه صاحبان قدرت فائقه نپذیرفت.اما آخرین سخنانش علائمی از ناامیدی به جامعه پمپاژ کرده و از پایان نقشش خبر میدهند .میتوانیم بگوییم چنین نیست.
از او در سالهای پس از ریاست جمهوریاش تنها به عنوان یک امضا استفاده شده است. گاه بلاهت بار و کثیف، و گاه هشیارانه و زیرکانه. یکبار نام او را پای فهرستی از نانخورهای
جنبش اصلاحات گذاشتند تا انها را به شورا بفرستند، وگاهی هم امضا و واژه تاکیدی تکرار را از او برای روبروکردن حگومت با واقعیت از دست رفتگی مشروعیت به کار گرفتند . اما خودش هیچگاه به میدان در نیامد و با نظام با صدای بلند سخن نگفت. وضع کشور میگویدهنوز کارش تمام نشده است.
در چهارده سال گذشته، او غیر از یک امضا برای اصلاحطلبان، برای حکومت هم صرفا در مقام ناصح ظاهر شده است و نه یک مطالبهگر سیاسی. بین اینها تفاوت هست و نقش او قابل تغییر است و میتواند به جایگاه مطالبهگریفعال اصلاحطلبانه از حکومت برگردد. نقش کنونی اوفرودستانه ، گوشه گیر ، و به صورتی گاندیوار همراه با امتناع از رویارویی است. آشکارا نمیخواهد خیس شود و عبای خود را از نهریکه آب ان را به حق نجس میداند دور میکند. اما این رودی است که مردم ، جویندگان اصلاحات ، در حال غرق شدن در آن هستند و حکومت دارد با غلتاندن همه در زهرآبه آن این ملت را میکشد. حالاسهم او بالا گرفتن لباده و کنارهجویی نیست. شاید زمان بازگشت فعال او به عرصه سیاست و بلند کردن صدا فرا رسیده و احتمالا آن زمان امسال است.... با خوئینیها و شیخ عبدالله نوری فرق دارد؛ خاتمی نمیتواند از مسیر آنها برود که خود را برای یک ناآیندهروز نامعلوم ترشی انداختند.
البته که کسی نمیتواند برای خاتمی تعیین تکلیف کند، اما او بیش از دودهه پیش جلودار روندی از سیاستورزی در کشور شد که تجربه نشان داده کسی غیر از خودش نمیتواند آن را تداوم دهد. تا همین تابستان گذشته هم از تداوم خط و تاثیر خودش نا امید نبود. مطالبات پانزده گانهاش در تابستان گذشته هنوز میتواند مانیفست مطالبات همه اصلاح طلبان و تحولخواهان باشد (آنها را جداگانه بدنبال این #الف بازانتشار خواهیم داد) ،اما هرچند نیاز نیست خاتمی در باره برخی از انهاپافشاری کند(مثلا رفع حصر) لازم است باصدایی بلند تر از جانب اواعلام شوند ؛ نه به عنوان "راهکارهایی برای برونرفت از وضعیت کنونی" بلکه به عنوان مطالبات حق و لازم الاجرای اکثریت جامعه از حکومتی که عملکردش سبب افلاس آشکارکشور ، گرفتاری ریشه دار بینالمللی ، فروپاشی عمیق اقتصادی و اخلاقی جامعه ، و نابودی وحدت ملیشده است.
صدایش را برای این بلند نکند که مردم به حرف اوگوش و درانتخابات شرکت کنند. این ایده نقضغرضاست ؛ آن انتخابات مهم هست، ولی در مقابل راه بیفرجامی که حکومت کشوررا به ان رانده اهمیتی ندارد. نبایدازخاتمی جمع کردن رای برای سیاست پیشهها بخواهند؛ کسی خواستار تاثیرات کاریزماتیکهم از جانب او نیست؛ در جایگاه ان مرد پافشاری کننده بر افشای غده سرطانی قتلهای زنجیره ای دهه هفتاد هم نیست که از اوایستادگی در برابر اراده حکومت بخواهند. مساله این است که اکثریت مردم کشور اکنون فاقد یک رهبرسیاسی بیان کننده مطالباتشان از حکومت در قالب" مطالبه" اند ، و خاتمی باید از مرحله ارائه راهکار بگذرد وبه فاز مطالبه پا بگذارد. عبور از این بیابان بی نهایت وشب سیاه که جز وحشت و ناامیدی نمیفزاید کوکب هدایتی میخواهد. خاتمی بخواهد یا نه ، و راضی باشد یا نه، هنوزآن کوکب است. باید فروغی کافی داشته باشد تا از این بیابان بگذریم.
🆔 @jameeno
🔻راهکارهای سید محمدخاتمی برای برونرفت از وضعیت کنونی کشور
▫️راهکارهای آقای خاتمی که در یادداشت #الف امروز به آنها اشاره شده به قرار زیر است:
۱- ایجاد و تقویت فضای همبستگی ملی
باید به سرعت فضای همبستگی و نزدیکی تمام جریانها به هم ایجاد و فضای حذف و نفی و دفع یکدیگر با بدبینی و تنگنظری که سبب انزوای بخش زیادی از نیروهای کارآمد جامعه خواهد شد، تغییر کند.
۲- وحدت ملی
همه نیروهای متخصص و متعهد که هدفشان سربلندی و پیشرفت ایران و آرامش و امنیت و برخورداری مردم است، باید در کنار هم قرار بگیرند و راه این انسجام ملی، باز شدن راه گفتوگو است.
۳- تغییر نگاه رسانههای ملی
رسانههای ملی ما نباید تنها نماینده و بیانگر یک سلیقه و جهت در جامعه باشند؛ باید گفتوگو کنیم و این گفتوگوها در جامعه ایجاد و به جامعه منتقل شود.
۴- ایجاد فضای باز و امن و آزاد سیاسی
فضای امنیتی حاکم بر جامعه که خود عامل مهم ضدامنیت است باید به فضای باز سیاسی و امن و آزاد تبدیل شود؛ هر ایرانی باید بتواند در چارچوب قانون اساسی از حقوق خود بهره ببرد و ستیزهای کنونی به رقابت سالم تبدیل شده و قدرت انتخاب جامعه نسبت به راهکارها و راهبردها بالا برود.
۵- محدود کردن دایره غیرخودی
نباید هرکس سلیقهای متفاوت داشت، غیرخودی تلقی شود؛ نیروها و متخصصان و دانشمندان و سیاستمداران را نمیشود با برچسب غیرخودی دور کرد. آیا امروز تاکید رهبری بر جذب حداکثری و دفع حداقلی در جامعه تحقق یافته است؟
۶- برداشتن حصر
حصر، استخوانی لای زخم است و بخش زیادی از جامعه را دلخور و ناامید کرده و هیچ فایدهای هم نداشته است. وقتی رهبری، حل مساله را به شورای امنیت ارجاع میدهند، باید به سرعت این معضل حل شده، حصر شکسته و محدودیتها برداشته شود.
۷- آزادی تمام زندانیان سیاسی
باید همه زندانیان سیاسی که دستشان به خون آلوده نیست و همدست عملی براندازان نیستند آزاد شوند. در شرایطی که دشمنان دندانهایشان را نشان میدهند، متاسفانه شاهد افزایش اخطارها و احضارها و محاکمات پرحرف و حدیث هستیم. کنترل و کاهش این احضارها و محاکمات کافی نیست، آزادی تمامی زندانیان سیاسی گرهگشاست.
۸- اعلام عفو عمومی
اکثریت مردم، به ویژه ایرانیان خارج از کشور دلسوز ایران هستند و اینکه چقدر به جمهوری اسلامی اعتقاد دارند مهم نیست، چون اکثریت مردم ایران را سربلند میخواهند و حاضرند برای رسیدن به این سربلندی از جان
مایه بگذارند. مسلما کسانی هم هستند که علنا اعلام براندازی کرده و با دشمنان متجاوز ایران، همکاری و تبانی کردهاند یا به دلیل بیپایگاهی مورد سوءاستفاده قرار گرفتهاند که حساب آنان از ایرانیان دلسوز جداست. باید اطمینان داد که انبوه متخصصان ایرانی داخل و خارج از کشور در فضای بهتر میتوانند بیهیچ نگرانی برای سربلندی و پیشرفت ایران تلاش کنند. البته اولویت، فراهم آمدن امکان بهرهگیری از همه نیروهای داخلی است.
۹- رفع محدودیتهای بیجا
فراهم آوردن زمینه برگزاری انتخابات باز و آزاد با محوریت مردم که تقویتکننده امید در جامعه است عامل مهم برای بازگرداندن اعتماد و امید به جامعه و مردم است.
۱۰- پایان دادن افراط و تندروی
همه جناحها و گروهها باید حقیقتا بکوشند میدان را از افراطگرایان و تندروها، در همه عرصهها و در همه قوا و جناحها بگیرند و البته حاکمیت باید در این مهم پیشتاز باشد.
۱۱- کارآمدی بیشتر قوای سه گانه و نهادهای حاکمیتی
تمام دستگاههای کشور باید کارآمدتر و مسوول در مقابل مردم بوده و با کارآمدی و اصلاح بتوانند به مردم و ایران خدمت کنند. ناهماهنگی میان قوای سهگانه و حضور نهادهای موازی از مشکلات ساختاری است که سبب گسست در جامعه شده است.
۱۲- شنیدن اعتراض مردم
مردم ایران ناراحت و گرفتار هستند و زندگی مردم در معرض خطر جدی است و اعتراضات بحقی دارند؛ همه باید این اعتراض را بشنویم و به جای جلوگیری از اعتراضات بحق، باید همه ارکان حاکمیت درصدد رفع مشکلات منجر به این اعتراضات برآیند. بیشک معترضان دلسوز ایران نیز متوجه فضای پیچیده امروز هستند و اجازه سوءاستفاده از این اعتراضات که بهانه به دست تندروان داخلی و خارجی میدهد را نخواهند داد. خود مردم بهتر از هر کسی میتوانند مراقب این مساله بوده و اجازه ندهند اعتراضات بحقشان زمینه سوءاستفاده افرادی که دلسوز ایران نیستند را فراهم آورد.
۱۳- پاسخگویی دولت
دولت و مجلس مستقیما برآمده از آرای ملتاند. دولت نقش سنگینی دارد و باید تمام دستگاههای کشور به دولت کمک کنند تا به وعدههای خود که خواست ملت است عمل کند. ما از انتخاب خود پشیمان نیستیم، اما دولت هم باید کارآمدی خود را در اولویت قرار داده و به مردم ثابت کند.
🆔 @jameeno
🔺بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/str-04-14
▫️راهکارهای آقای خاتمی که در یادداشت #الف امروز به آنها اشاره شده به قرار زیر است:
۱- ایجاد و تقویت فضای همبستگی ملی
باید به سرعت فضای همبستگی و نزدیکی تمام جریانها به هم ایجاد و فضای حذف و نفی و دفع یکدیگر با بدبینی و تنگنظری که سبب انزوای بخش زیادی از نیروهای کارآمد جامعه خواهد شد، تغییر کند.
۲- وحدت ملی
همه نیروهای متخصص و متعهد که هدفشان سربلندی و پیشرفت ایران و آرامش و امنیت و برخورداری مردم است، باید در کنار هم قرار بگیرند و راه این انسجام ملی، باز شدن راه گفتوگو است.
۳- تغییر نگاه رسانههای ملی
رسانههای ملی ما نباید تنها نماینده و بیانگر یک سلیقه و جهت در جامعه باشند؛ باید گفتوگو کنیم و این گفتوگوها در جامعه ایجاد و به جامعه منتقل شود.
۴- ایجاد فضای باز و امن و آزاد سیاسی
فضای امنیتی حاکم بر جامعه که خود عامل مهم ضدامنیت است باید به فضای باز سیاسی و امن و آزاد تبدیل شود؛ هر ایرانی باید بتواند در چارچوب قانون اساسی از حقوق خود بهره ببرد و ستیزهای کنونی به رقابت سالم تبدیل شده و قدرت انتخاب جامعه نسبت به راهکارها و راهبردها بالا برود.
۵- محدود کردن دایره غیرخودی
نباید هرکس سلیقهای متفاوت داشت، غیرخودی تلقی شود؛ نیروها و متخصصان و دانشمندان و سیاستمداران را نمیشود با برچسب غیرخودی دور کرد. آیا امروز تاکید رهبری بر جذب حداکثری و دفع حداقلی در جامعه تحقق یافته است؟
۶- برداشتن حصر
حصر، استخوانی لای زخم است و بخش زیادی از جامعه را دلخور و ناامید کرده و هیچ فایدهای هم نداشته است. وقتی رهبری، حل مساله را به شورای امنیت ارجاع میدهند، باید به سرعت این معضل حل شده، حصر شکسته و محدودیتها برداشته شود.
۷- آزادی تمام زندانیان سیاسی
باید همه زندانیان سیاسی که دستشان به خون آلوده نیست و همدست عملی براندازان نیستند آزاد شوند. در شرایطی که دشمنان دندانهایشان را نشان میدهند، متاسفانه شاهد افزایش اخطارها و احضارها و محاکمات پرحرف و حدیث هستیم. کنترل و کاهش این احضارها و محاکمات کافی نیست، آزادی تمامی زندانیان سیاسی گرهگشاست.
۸- اعلام عفو عمومی
اکثریت مردم، به ویژه ایرانیان خارج از کشور دلسوز ایران هستند و اینکه چقدر به جمهوری اسلامی اعتقاد دارند مهم نیست، چون اکثریت مردم ایران را سربلند میخواهند و حاضرند برای رسیدن به این سربلندی از جان
مایه بگذارند. مسلما کسانی هم هستند که علنا اعلام براندازی کرده و با دشمنان متجاوز ایران، همکاری و تبانی کردهاند یا به دلیل بیپایگاهی مورد سوءاستفاده قرار گرفتهاند که حساب آنان از ایرانیان دلسوز جداست. باید اطمینان داد که انبوه متخصصان ایرانی داخل و خارج از کشور در فضای بهتر میتوانند بیهیچ نگرانی برای سربلندی و پیشرفت ایران تلاش کنند. البته اولویت، فراهم آمدن امکان بهرهگیری از همه نیروهای داخلی است.
۹- رفع محدودیتهای بیجا
فراهم آوردن زمینه برگزاری انتخابات باز و آزاد با محوریت مردم که تقویتکننده امید در جامعه است عامل مهم برای بازگرداندن اعتماد و امید به جامعه و مردم است.
۱۰- پایان دادن افراط و تندروی
همه جناحها و گروهها باید حقیقتا بکوشند میدان را از افراطگرایان و تندروها، در همه عرصهها و در همه قوا و جناحها بگیرند و البته حاکمیت باید در این مهم پیشتاز باشد.
۱۱- کارآمدی بیشتر قوای سه گانه و نهادهای حاکمیتی
تمام دستگاههای کشور باید کارآمدتر و مسوول در مقابل مردم بوده و با کارآمدی و اصلاح بتوانند به مردم و ایران خدمت کنند. ناهماهنگی میان قوای سهگانه و حضور نهادهای موازی از مشکلات ساختاری است که سبب گسست در جامعه شده است.
۱۲- شنیدن اعتراض مردم
مردم ایران ناراحت و گرفتار هستند و زندگی مردم در معرض خطر جدی است و اعتراضات بحقی دارند؛ همه باید این اعتراض را بشنویم و به جای جلوگیری از اعتراضات بحق، باید همه ارکان حاکمیت درصدد رفع مشکلات منجر به این اعتراضات برآیند. بیشک معترضان دلسوز ایران نیز متوجه فضای پیچیده امروز هستند و اجازه سوءاستفاده از این اعتراضات که بهانه به دست تندروان داخلی و خارجی میدهد را نخواهند داد. خود مردم بهتر از هر کسی میتوانند مراقب این مساله بوده و اجازه ندهند اعتراضات بحقشان زمینه سوءاستفاده افرادی که دلسوز ایران نیستند را فراهم آورد.
۱۳- پاسخگویی دولت
دولت و مجلس مستقیما برآمده از آرای ملتاند. دولت نقش سنگینی دارد و باید تمام دستگاههای کشور به دولت کمک کنند تا به وعدههای خود که خواست ملت است عمل کند. ما از انتخاب خود پشیمان نیستیم، اما دولت هم باید کارآمدی خود را در اولویت قرار داده و به مردم ثابت کند.
🆔 @jameeno
🔺بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/str-04-14
Telegraph
راهکارهای سید محمدخاتمی برای برونرفت از وضعیت کنونی کشور
۱- ایجاد و تقویت فضای همبستگی ملی باید به سرعت فضای همبستگی و نزدیکی تمام جریانها به هم ایجاد و فضای حذف و نفی و دفع یکدیگر با بدبینی و تنگنظری که سبب انزوای بخش زیادی از نیروهای کارآمد جامعه خواهد شد، تغییر کند. ۲- وحدت ملی همه نیروهای متخصص و متعهد که…
▫️جامعه نو: امروز دو یادداشت منتخب مرتبط و تازه را به خوانندگان تقدیم میکنیم که در چارچوب موضوعات معمولا مورد علاقه همراهان و مسائل مورد پوشش جامعهنو است. این روزها،نشانههای بیشتری از نفوذ واقعی مخرب و خطرناک دستان بیگانه در دستگاه غافل حکومت آشکار شده و توسعه آگاهی درباره آن احساس میشود. این دو یادداشت را در دو پست پیاپی بعدی بخوانید.
🆔 @jameeno
🆔 @jameeno
#یادداشت_منتخب
🔸سوریهای شدن، با چراغ خاموش
▫️آرمان امیری: خبر ورود نیروهای حشدالشعبی عراق به خاک ایران را، نه مقامات رسمی، بلکه رسانهها منتشر کردند. هدف آن نیز که در ابتدا جلوگیری از ورود سیل به عراق عنوان شده بود، از جانب روزنامه کیهان تکمیل شد: شبهنظامیان منطقه، از حشدالشعبی عراق گرفته تا فاطمیون افغانستان و زینبیون پاکستان، به درخواست و دعوت سردار قاسم سلیمانی و با هدف کمکرسانی وارد خاک ایران شدهاند.
تا همین جای مساله، سکوت و ای بسا بیخبری کامل مسوولان دولتی از ورود نیروهای شبهنظامی منطقه به خاک کشور به اندازه کافی جای حیرت دارد. درست به مانند تاسیس پایگاه نظامی روسها در فرودگاه همدان، این بار هم نه مجلس و نه دولت هیچ نشانی از اطلاع خود بروز ندادهاند و معلوم نیست چنین تصمیم عجیبی کجا گرفته شده است. در فهرست استقبال کنندگان از نیروهای عراقی نیز هیچ مقام دولتی، نمایندهای از وزارت خارجه و یا حتی مجلس به چشم نمیخورد. رسانهها فهرست استقبال کنندگان را بدین شرح ذکر کردهاند: امام جمعه مهران، فرمانده سپاه امیرالمومنین استان ایلام، فرمانده سپاه ناحیه مهران، فرمانده هنگ مرزی مهران و فرماندار شهرستان مهران.
این اتفاقات، وقتی در کنار مصاحبه نگران کننده دو ماه پیش رییس دادگاههای انقلاب اسلامی تهران قرار گرفت، نگرانیها را دو چندان کرد. حجت الاسلام «موسی غضنفرآبادی» اسفندماه گذشته گفته بود: «اگر ما انقلاب را یاری نکنیم، حشدالشعبی عراقی، فاطمیون افغانی، زینبیون پاکستانی و حوثیهای یمنی خواهند آمد و انقلاب را یاری خواهند کرد»! بجز حوثیهای یمن، این دقیقا همان ترکیب نیروهایی است که امروز به اسم امدادرسانی وارد خاک کشور شدهاند. نگرانی ما اما از یک روند کلانتر جایگزینی «امت» به جای «ملت» است.
از زمان ورود نیروهای نظامی ایران به خاک سوریه، (که آن هم معلوم نشد در کدام نهاد به تصویب رسیده است) شاهبیت تبلیغات حمایتی، بر کلیدواژه «امنیت ملی» بنا شده بود. شعار «اگر آنجا نجنگیم، باید اینجا بجنگیم» مدعی بود که حدود ۲۰۰۰ کیلومتر پیشروی نیروهای نظامی ایران فراتر از مرزهای کشور، صرفا با هدف دور نگه داشتن تهدیدات خارجی از خاک وطن است. استدلالی که فارغ از صحت و استواریاش، احساسات ملیگرایانه بسیاری را تحت تاثیر قرار میداد. ادعای دستگاه نظامی، محوریت یافتن مفهوم وطن و ملیت در سیاست منطقهای کشور بود. ادعایی که هرچند با سابقه ضدملیگرایانه نظام سازگاری نداشت، اما دستکم شواهدی به سود خود جلب کرده بود؛ مساله اخیر اما میتواند مصداق بیرون افتادن دم خروس و رسوایی یک سیاست فریب به حساب آید.
رویای جایگزینی «امت واحده»، به جای «ملت ایران»، رویایی که زیر پوشش شعار «هلال شیعی» مرزهایاش تا مدیترانه نیز گسترش مییافت، سیاستی است که با ذات و گرایش نهادهای پادگانی کشور سازگاری و تطابق کامل دارد. در این سیاست، نه تنها مرزهای هیچ یک از کشورهای منطقه (از جمله خود ایران) هیچ اهمیتی ندارد، بلکه با مصادیق فراوان میتوان دریافت که در دل این سیاست، «ایرانی» بودن ملاک «خودی» بودن به حساب نمیآید، بلکه تنها ملاک محوری، همراهی با هسته ایدئولوژیک تشکیل شده برای این «امت واحده» است.
به یاد داریم که از سالها پیش، نیروهای بسیج با شعار «نواده روحالله، سیدحسن نصرالله» صراحتا نشان میدادند که نصرالله لبنانی را به سیدحسن خمینی ایرانی ترجیح میدهند؛ این مساله اما در ماجرای اخیر گستردگی خیره کنندهای به خود گرفت. انبوه تبلیغات و تصاویر منتشر شده، (معمولا با هشتگ «اول بیل بزن، بعدا حرف بزن») حملات تندی را متوجه منتقدان ایرانی کرده بود و آشکارا بیان میداشت که از نظر گردانندگان این سناریو، حشد عراقی، یا فاطمیون افغان و زینبیون پاکستانی، نه تنها به مراتب خودیتر از ایرانیان منتقد (تا سرحد صادق زیباکلام و پرویز پرستویی) هستند، بلکه حتی برای این گروههای غیرایرانی، حق و حقوق بیشتری برای تصمیمگیری در امور داخلی ایران قايل هستند! حقی که توجیه تبلیغاتی آن فعلا بیل زدن عنوان شده اما هر ناظر خردمندی میداند که این حق صرفا همراستایی با هسته ایدئولوژیک و نظامی حاکم است.
بدین ترتیب، پیش چشم خود میبینیم که مرزهای کشور ما چطور معنای خود را از دست دادهاند و حتی هویت و حقوق شهروندی و ملی ایرانیان چطور آشکارا انکار شده و مورد استهزا قرار میگیرد. فاجعهبارتر از همه و حتی رقتانگیز اینکه، بخشی از نیروهای داخلی که برای سالها تمام اقدامات محافظهکارانه خود را زیر پوشش نگرانی از بابت «سوریهای شدن ایران» توجیه میکردند، امروز به عروسک خیمهشببازی و توجیهگر این صحنه وحشتآور بدل شدهاند و به جای انتقاد از این موج ویرانگر ملیت، خودشان هم زیر بیرق سپاه سینه میزنند. /کانال «مجمع دیوانگان»
🆔 @jameeno
🔸سوریهای شدن، با چراغ خاموش
▫️آرمان امیری: خبر ورود نیروهای حشدالشعبی عراق به خاک ایران را، نه مقامات رسمی، بلکه رسانهها منتشر کردند. هدف آن نیز که در ابتدا جلوگیری از ورود سیل به عراق عنوان شده بود، از جانب روزنامه کیهان تکمیل شد: شبهنظامیان منطقه، از حشدالشعبی عراق گرفته تا فاطمیون افغانستان و زینبیون پاکستان، به درخواست و دعوت سردار قاسم سلیمانی و با هدف کمکرسانی وارد خاک ایران شدهاند.
تا همین جای مساله، سکوت و ای بسا بیخبری کامل مسوولان دولتی از ورود نیروهای شبهنظامی منطقه به خاک کشور به اندازه کافی جای حیرت دارد. درست به مانند تاسیس پایگاه نظامی روسها در فرودگاه همدان، این بار هم نه مجلس و نه دولت هیچ نشانی از اطلاع خود بروز ندادهاند و معلوم نیست چنین تصمیم عجیبی کجا گرفته شده است. در فهرست استقبال کنندگان از نیروهای عراقی نیز هیچ مقام دولتی، نمایندهای از وزارت خارجه و یا حتی مجلس به چشم نمیخورد. رسانهها فهرست استقبال کنندگان را بدین شرح ذکر کردهاند: امام جمعه مهران، فرمانده سپاه امیرالمومنین استان ایلام، فرمانده سپاه ناحیه مهران، فرمانده هنگ مرزی مهران و فرماندار شهرستان مهران.
این اتفاقات، وقتی در کنار مصاحبه نگران کننده دو ماه پیش رییس دادگاههای انقلاب اسلامی تهران قرار گرفت، نگرانیها را دو چندان کرد. حجت الاسلام «موسی غضنفرآبادی» اسفندماه گذشته گفته بود: «اگر ما انقلاب را یاری نکنیم، حشدالشعبی عراقی، فاطمیون افغانی، زینبیون پاکستانی و حوثیهای یمنی خواهند آمد و انقلاب را یاری خواهند کرد»! بجز حوثیهای یمن، این دقیقا همان ترکیب نیروهایی است که امروز به اسم امدادرسانی وارد خاک کشور شدهاند. نگرانی ما اما از یک روند کلانتر جایگزینی «امت» به جای «ملت» است.
از زمان ورود نیروهای نظامی ایران به خاک سوریه، (که آن هم معلوم نشد در کدام نهاد به تصویب رسیده است) شاهبیت تبلیغات حمایتی، بر کلیدواژه «امنیت ملی» بنا شده بود. شعار «اگر آنجا نجنگیم، باید اینجا بجنگیم» مدعی بود که حدود ۲۰۰۰ کیلومتر پیشروی نیروهای نظامی ایران فراتر از مرزهای کشور، صرفا با هدف دور نگه داشتن تهدیدات خارجی از خاک وطن است. استدلالی که فارغ از صحت و استواریاش، احساسات ملیگرایانه بسیاری را تحت تاثیر قرار میداد. ادعای دستگاه نظامی، محوریت یافتن مفهوم وطن و ملیت در سیاست منطقهای کشور بود. ادعایی که هرچند با سابقه ضدملیگرایانه نظام سازگاری نداشت، اما دستکم شواهدی به سود خود جلب کرده بود؛ مساله اخیر اما میتواند مصداق بیرون افتادن دم خروس و رسوایی یک سیاست فریب به حساب آید.
رویای جایگزینی «امت واحده»، به جای «ملت ایران»، رویایی که زیر پوشش شعار «هلال شیعی» مرزهایاش تا مدیترانه نیز گسترش مییافت، سیاستی است که با ذات و گرایش نهادهای پادگانی کشور سازگاری و تطابق کامل دارد. در این سیاست، نه تنها مرزهای هیچ یک از کشورهای منطقه (از جمله خود ایران) هیچ اهمیتی ندارد، بلکه با مصادیق فراوان میتوان دریافت که در دل این سیاست، «ایرانی» بودن ملاک «خودی» بودن به حساب نمیآید، بلکه تنها ملاک محوری، همراهی با هسته ایدئولوژیک تشکیل شده برای این «امت واحده» است.
به یاد داریم که از سالها پیش، نیروهای بسیج با شعار «نواده روحالله، سیدحسن نصرالله» صراحتا نشان میدادند که نصرالله لبنانی را به سیدحسن خمینی ایرانی ترجیح میدهند؛ این مساله اما در ماجرای اخیر گستردگی خیره کنندهای به خود گرفت. انبوه تبلیغات و تصاویر منتشر شده، (معمولا با هشتگ «اول بیل بزن، بعدا حرف بزن») حملات تندی را متوجه منتقدان ایرانی کرده بود و آشکارا بیان میداشت که از نظر گردانندگان این سناریو، حشد عراقی، یا فاطمیون افغان و زینبیون پاکستانی، نه تنها به مراتب خودیتر از ایرانیان منتقد (تا سرحد صادق زیباکلام و پرویز پرستویی) هستند، بلکه حتی برای این گروههای غیرایرانی، حق و حقوق بیشتری برای تصمیمگیری در امور داخلی ایران قايل هستند! حقی که توجیه تبلیغاتی آن فعلا بیل زدن عنوان شده اما هر ناظر خردمندی میداند که این حق صرفا همراستایی با هسته ایدئولوژیک و نظامی حاکم است.
بدین ترتیب، پیش چشم خود میبینیم که مرزهای کشور ما چطور معنای خود را از دست دادهاند و حتی هویت و حقوق شهروندی و ملی ایرانیان چطور آشکارا انکار شده و مورد استهزا قرار میگیرد. فاجعهبارتر از همه و حتی رقتانگیز اینکه، بخشی از نیروهای داخلی که برای سالها تمام اقدامات محافظهکارانه خود را زیر پوشش نگرانی از بابت «سوریهای شدن ایران» توجیه میکردند، امروز به عروسک خیمهشببازی و توجیهگر این صحنه وحشتآور بدل شدهاند و به جای انتقاد از این موج ویرانگر ملیت، خودشان هم زیر بیرق سپاه سینه میزنند. /کانال «مجمع دیوانگان»
🆔 @jameeno
#یادداشت_منتخب
♦️ بازخوانی یک توطئه؛ پرده اول - حمله به سفارت عربستان
🖌محمدرضا طایفه
▫️در ایران حوادث فراوانی رخ داده که تنها دلیل ممکن حادث شدنش، حماقت و بلاهت دهشتناک یک گروه قدرتمند بودهاست. اما حادثه به آتش کشیدن و غارت سفارت عربستان در تهران و کنسولگری آن در مشهد آنچنان آشکار و واضح و در تمامی ابعاد و جوانب شدیدا به ضرر منافع ملی بود و آنقدر به روشنی و گستردگی و مستقیم منافع عربستان سعودی را تامین میکرد که برای هر ناظر بیطرفی توطئه بودن این سلسله رویدادها کاملا مشخص و بدیهی است. بررسی زوایای مختلف آن حادثه، مصدق آن است که اتفاقات و حوادث ایران بخشی از برنامه تنظیم شده سعودیها بود برای قتل نمر باقر النمر پیشوای کاریزماتیک شیعیان عربستان.
اگر عناصری در ایران به این اتفاق کمک کردهاند یا به کل فریب خوردهاند یا به دلیلی با پروژه همکاری داشتهاند، میبایست محاکمه و جایگزین شوند. آتشسوزی و غارت سفارت عربستان قتل نمر را در رسانهها از یاد برد. کمتر از سهسال قبل از آنکه محمد بنسلمان دستور اره کردن جمال خاشقجی را صادر کند، پدرش سلمان در دوم ژانویه ۲۰۱۶ فرمان سربریدن باقر النمر و ۴۶ تن دیگر از سران مخالف شیعه را در یک روز داد. این "کشتار جمعی" مخالفان اما به دلیل حوادث مشهد و تهران به تمامی به فراموشی سپرده شد، و در مقابل نه تنها خون نمر به هدر داده شد، بلکه عربستان با آن ضربهای عظیم به روابط خارجی ایران وارد کرد و روابط ایران با اغلب کشورهای مسلمان را به شدت تضعیف کرد یا برید.
ممنوعیت سفر شهروندان عربستان و بحرین به ایران هم در کنار ضربه اقتصادی سنگینی که با قطع ورود ۲ تا ۳ ملیون زائر و مسافر و ایرانگرد ولخرج به کشور وارد ساخت وسیلهای شد برای قطع کلی رابطه گروههای شیعی و دیگر مخالفان و اقلیتهای عربستان با ایران. شاید به یاد داشته باشید که دختری عربستانی در ایران مشغول به درس خواندن بود و وبلاگ معروفی داشت که از خاطراتش میگفت و به دنبال نزدیکی مردم دو کشور بود. توطئه حمله به سفارت و کنسولگری عربستان بخشی از طرحی بود که بنسلمان و پدرش پیاده کردند و به آسانی و با کمترین هزینه هم مهمترین مخالفان خود را حذف کردند.
بسیاری از اعضای خانواده نمر اکنون در زندانند، علی نمر پسر برادر شیخ به بریدهشدن سر و سپس به صلیب کشیده شدن محکوم شد و منتظر اجرای حکم است. ۲ تن دیگر از آنان هم به تازگی در حمله پلیس سعودی کشته شدهاند. هم رابطه شیعیان و ایران دوستان با ایران را بلکل قطع کردند، هم ایران را از رونق و درآمد سرشار توریستی محروم کردند، که در روزگار تحریم نجات بخش بود، و هم بزرگترین ضربات ممکن را به حیثیت عمومی و دیپلماتیک ایران و روابط ارزشمند ما با کشورهای دیگر زدند -بله شامل خصوصا جزایر قمر و جیبوتی- که هنوز که هنوز است بسیاری از این روابط به شرایط ۳ سال پیش باز نگشته است.
آیا میتوان در اینکه این حادثه بخشی از توطئه کثیف بنسلمان و پدرش بوده است شکی داشت؟ در این صورت آن گروه ها و اشخاصی که عامل این اتفاقات بودهاند یا در جلوگیری از وقوع آن غفلت عمدی کردهاند به شکلی آشکار عامل کشور متخاصم خارجی در کشور بودهاند و باید با آنان در همین سطح برخورد کرد و ریشه این اتفاق را پی گرفت تا شاید بشود از شر بخش بزرگی از سرطانی که در بدنه کاهل حاکمیت ایران در حال نزج و رشد است خلاص شد یا دستکم از وجود آن آگاهی درستی پیدا کرد. نه اینگونه که برخورد شد، با اتهام «اخلال در نظم عمومی از طریق جنجال و تجمع غیرقانونی و مشارکت در تخریب عمدی اموال سفارت عربستان» که البته بعضی یک اتهام و بعضی هر دو اتهامات را داشتهاند و نهایتا هم برای هر کدام به ۳ ماه زندان محکوم شدند، یعنی ۳ ماه یا ۶ ماه حبس -که عمرا بروند- و همین و تمام. در حالیکه این یک خیانت آشکار نه فقط به کشور، بلکه به خون ۴۷ آزادیخواهیست که مظلومانه در این عصر یخبندان سر بریده شدند و برای احدی اهمیتی نداشت.
آن خیانت به محمدبنسلمان هم جرات داد تا نقشههای دیگرش را نیز با همین نیت خصمانه و فشار و خشونت و زور -صرفا ناشی از پول مفت- به پیش براند و منطقهای مصیبتزده و زخمی را هر روز بیشتر غرق جنگ و درگیری و خشونت و التهاب و درگیری کند. وقتی دشمن چنین واضح در کشور عاملانی قدرتمند دارد، نباید کشف و خنثی سازی این ایادی نخستین اولویت سازمانها باشد؟ آیا در این خطوط چیزی به غیر از یک توطئه میتوان یافت؟ / ایران ما
🆔 @jameeno
♦️ بازخوانی یک توطئه؛ پرده اول - حمله به سفارت عربستان
🖌محمدرضا طایفه
▫️در ایران حوادث فراوانی رخ داده که تنها دلیل ممکن حادث شدنش، حماقت و بلاهت دهشتناک یک گروه قدرتمند بودهاست. اما حادثه به آتش کشیدن و غارت سفارت عربستان در تهران و کنسولگری آن در مشهد آنچنان آشکار و واضح و در تمامی ابعاد و جوانب شدیدا به ضرر منافع ملی بود و آنقدر به روشنی و گستردگی و مستقیم منافع عربستان سعودی را تامین میکرد که برای هر ناظر بیطرفی توطئه بودن این سلسله رویدادها کاملا مشخص و بدیهی است. بررسی زوایای مختلف آن حادثه، مصدق آن است که اتفاقات و حوادث ایران بخشی از برنامه تنظیم شده سعودیها بود برای قتل نمر باقر النمر پیشوای کاریزماتیک شیعیان عربستان.
اگر عناصری در ایران به این اتفاق کمک کردهاند یا به کل فریب خوردهاند یا به دلیلی با پروژه همکاری داشتهاند، میبایست محاکمه و جایگزین شوند. آتشسوزی و غارت سفارت عربستان قتل نمر را در رسانهها از یاد برد. کمتر از سهسال قبل از آنکه محمد بنسلمان دستور اره کردن جمال خاشقجی را صادر کند، پدرش سلمان در دوم ژانویه ۲۰۱۶ فرمان سربریدن باقر النمر و ۴۶ تن دیگر از سران مخالف شیعه را در یک روز داد. این "کشتار جمعی" مخالفان اما به دلیل حوادث مشهد و تهران به تمامی به فراموشی سپرده شد، و در مقابل نه تنها خون نمر به هدر داده شد، بلکه عربستان با آن ضربهای عظیم به روابط خارجی ایران وارد کرد و روابط ایران با اغلب کشورهای مسلمان را به شدت تضعیف کرد یا برید.
ممنوعیت سفر شهروندان عربستان و بحرین به ایران هم در کنار ضربه اقتصادی سنگینی که با قطع ورود ۲ تا ۳ ملیون زائر و مسافر و ایرانگرد ولخرج به کشور وارد ساخت وسیلهای شد برای قطع کلی رابطه گروههای شیعی و دیگر مخالفان و اقلیتهای عربستان با ایران. شاید به یاد داشته باشید که دختری عربستانی در ایران مشغول به درس خواندن بود و وبلاگ معروفی داشت که از خاطراتش میگفت و به دنبال نزدیکی مردم دو کشور بود. توطئه حمله به سفارت و کنسولگری عربستان بخشی از طرحی بود که بنسلمان و پدرش پیاده کردند و به آسانی و با کمترین هزینه هم مهمترین مخالفان خود را حذف کردند.
بسیاری از اعضای خانواده نمر اکنون در زندانند، علی نمر پسر برادر شیخ به بریدهشدن سر و سپس به صلیب کشیده شدن محکوم شد و منتظر اجرای حکم است. ۲ تن دیگر از آنان هم به تازگی در حمله پلیس سعودی کشته شدهاند. هم رابطه شیعیان و ایران دوستان با ایران را بلکل قطع کردند، هم ایران را از رونق و درآمد سرشار توریستی محروم کردند، که در روزگار تحریم نجات بخش بود، و هم بزرگترین ضربات ممکن را به حیثیت عمومی و دیپلماتیک ایران و روابط ارزشمند ما با کشورهای دیگر زدند -بله شامل خصوصا جزایر قمر و جیبوتی- که هنوز که هنوز است بسیاری از این روابط به شرایط ۳ سال پیش باز نگشته است.
آیا میتوان در اینکه این حادثه بخشی از توطئه کثیف بنسلمان و پدرش بوده است شکی داشت؟ در این صورت آن گروه ها و اشخاصی که عامل این اتفاقات بودهاند یا در جلوگیری از وقوع آن غفلت عمدی کردهاند به شکلی آشکار عامل کشور متخاصم خارجی در کشور بودهاند و باید با آنان در همین سطح برخورد کرد و ریشه این اتفاق را پی گرفت تا شاید بشود از شر بخش بزرگی از سرطانی که در بدنه کاهل حاکمیت ایران در حال نزج و رشد است خلاص شد یا دستکم از وجود آن آگاهی درستی پیدا کرد. نه اینگونه که برخورد شد، با اتهام «اخلال در نظم عمومی از طریق جنجال و تجمع غیرقانونی و مشارکت در تخریب عمدی اموال سفارت عربستان» که البته بعضی یک اتهام و بعضی هر دو اتهامات را داشتهاند و نهایتا هم برای هر کدام به ۳ ماه زندان محکوم شدند، یعنی ۳ ماه یا ۶ ماه حبس -که عمرا بروند- و همین و تمام. در حالیکه این یک خیانت آشکار نه فقط به کشور، بلکه به خون ۴۷ آزادیخواهیست که مظلومانه در این عصر یخبندان سر بریده شدند و برای احدی اهمیتی نداشت.
آن خیانت به محمدبنسلمان هم جرات داد تا نقشههای دیگرش را نیز با همین نیت خصمانه و فشار و خشونت و زور -صرفا ناشی از پول مفت- به پیش براند و منطقهای مصیبتزده و زخمی را هر روز بیشتر غرق جنگ و درگیری و خشونت و التهاب و درگیری کند. وقتی دشمن چنین واضح در کشور عاملانی قدرتمند دارد، نباید کشف و خنثی سازی این ایادی نخستین اولویت سازمانها باشد؟ آیا در این خطوط چیزی به غیر از یک توطئه میتوان یافت؟ / ایران ما
🆔 @jameeno