جامعه نو
4.93K subscribers
989 photos
33 videos
17 files
770 links
رسانه روزنامه‌نگاران مستقل

تماس با ما: @jameeno_pr
Download Telegram
#الف

🔻پایان اقناع!

▫️شورای‌سردبیری: ایران بزودی با تحولاتی روبرو خواهد شد که به مثابه قاضی، بین میل‌ حکومت و گرایش‌جامعه قرار میگیرند و تکلیف حکومت و مردم را مشخص می‌کنند: یا اکثریت جامعه را به تداوم هزینه دادن در راه امیال حکومت مجبور میکند، و یا حکومت را دچار موقعیتی می‌سازد که به خاطر عدم مقبولیت سیاست‌هایش، رویه خود را به ناچار تغییر دهد. تفاوت عمیق هریک از این دو احتمال را بودونبود یک عنصر پدید می‌آورد: قدرت اقناع!

حتی نگاهی غیرمحاسبه‌ای به ‌مواضع و سخنرانی‌های مقامات درجه‌ اول حکومت نشان می‌دهد مضمون آشکار و ماهیت پنهان آنها اقناع جامعه درباره رویه حکمرانی و سیاست خارجی و آثار داخلی آن است. حکومت یا تلاش دارد اثبات کند که هیچ راه شرافتمندانه و بی‌ضرری جز آنچه بدان میرود وجود ندارد، و یا زور می‌زند مردم را قانع کند فشار اقتصادی وارده بر گرده آنها حاصل عواملی غیر از سیاستهای حکومت است. عده‌ای نیزحقوق‌های کلان می‌گیرند تا این خواست حکومت را به افکار عمومی تبدیل کنند. بیشترین منع در زمینه نقد سیاستهای حکومت نیز در همین زمینه است: بحث در موضوع متوقف نیست، اما نقد رای حکومت موقوف است. موقوف است، زیرا تلاش آن برای اقناع جامعه را بی‌تاثیر می‌کند.

اما کار حکومت روزبه‌روز سخت‌تر و اقناع جامعه ناممکن‌تر میشود. علت آن به سادگی کم‌قوتی دلایل ریز و درشت حکومت است: لزوم دفاع از مظلومان جهان، حمایت از مسلمانان، مقابله با ستمگران و نظایر آنها، که در عمل به اقداماتی غیرقابل توجیه ترجمه می‌شوند. درگیر شدن در کشمکشهای نقاطی دور از ایران، هزینه کردن درآمدهای ملی در مسیرهایی مغایر منافع ملی، و البته انبار کردن انواع خطرها و ریسکهایی پرهزینه که آینده را مبهم و هراس‌آور میسازند.

این هزینه‌ها را معمولا به آشکاری و روشنی نمی‌توان در دامان جامعه گذاشت. جامعه باید قانع شود خطراتی را در خارج از مرزها تهدیدش می‌کند که خوفناک هستند و کشور را بر باد می‌دهند، ناموسش در خطر است، باورهای دینی‌اش در معرض نابودی قرار گرفته، و حکومت از یکسو درحال جنگ با این خطرها و از سوی دیگر مشغول تقویت قوای‌ علمی‌ کشور، تمدن‌سازی، توسعه اقتصادی و رسیدن به مقام اول در انواع زمینه‌هاست. به این ترتیب، زبان حکومت از رئوس تصمیم‌ساز آن تا پایین‌دستی‌های تبلیغاتچی، زبان اقناع است: باوراندن وعده‌های بی‌پایه به جامعه برای بستن آن به ارابه‌ای که اگر هم صادقانه عازم بهشت است، سرانجام از برهوت فروپاشی سر در میاورد.

سالها پیش قدرت‌ اقناع حکومت کم نبود اما اکنون به انتها رسیده است و تلاشهای اقناعی به ضد خود بدل شده‌اند. امروز باوراندن اینکه حتی اگر صد مقام حکومتی فاسد دیدید اعتماد خود را به حکو مت از دست ندهید ممکن نیست. اینکه رقابتها و دعوای داخل حکومتی بر سر به‌اصطلاح اسلام ناب محمدی است کسی را قانع نمی‌کند و اینکه دنیا فقط مشغول نقشه‌کشی برای‌ تخریب فرهنگ مورد ادعای حکومت ایران است حرف بی‌ربطی به شمار می‌آید. این نقطه‌ای است که حکومت در سرازیری دروغ‌های آشکار مثل داشتن سلاحهای سری و ناشناخته می‌افتد و دست آخر در پشت تریبون به تهدید مردم به از خارج وارد کردن لاتها و همخوهای داعش برای دفاع از انقلاب در صورت قانع نشدن مردم به ادامه دفاع از انقلاب اسلامی می‌افتد. این، پایان دوران کسب همراهی از طریق اقناع است.

در چنین موقعیتی، تنها راه محتمل حکومت برای بازگشت به یک رابطه اقناعی تغییر بنیادین رفتار آن است. غالب حکومتهایی که چارچوب رفتاری معقول و محافظه‌کارانه ندارند، در چنین مرحله‌ای به فاز تحمیل پا میگذارند. تهدید آوردن سرکوبگر از عراق و افغانستان و پاکستان نشانه‌ای از آشکاری ورود به این مرحله است.

اما بدیل یک رابطه اقناعی از کارافتاده و مبتنی بر تحمیق، تهدید و تحمیل نیست. تغییر رفتار است. حکومت ایران می‌داند گفتارش از مرحله ارائه استدلال‌های قانع‌کننده به لفاظی‌هایی کاملا ایدئولوژیک با هدف تحمیق و ایجاد امیدهای واهی انجامیده و تداوم حفظ موقعیت فعلی در عرصه داخلی و خارجی صرفا مبتنی بر تعلیق زمان و از این ستون به آن ستون شدن است، زیرا پاسخ اندیشیده و در چارچوب یک استراتژی واقع‌بینانه در کف خود ندارد. اصرار بر اینکه آنچه میگویم حق و درست و نظر همه شماست، سپردن‌ بنیان حکومت به سیل قدرتمند شک و حداقلی از تفکر نزد مخاطبان است. حکومت باید رفتار خود را عوض کند تا حرفهایش قابل پذیرش شود. این را باید وصیت و نصیحت خیرخواهانه به حکومت تلقی کرد.

بنیان تغییری که به حکومت پیشنهاد می‌کنیم، بازگشت رویه حکومت به طرق حکومتگری خردمندانه‌ بر مردمان، و قواعد تعامل با اجانب است. حکومت حتی‌اگر علاقمند است پوسته ایدئولوژی ذهنی خود را حفظ کند (هرچند قرائن میگوید این پوسته ترکهای اساسی برداشته) باید محتوای درونی را با واقعیات بیرونی تنظیم کند. این تنها راه صواب است!

🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔹آیا گواه بودن بر هلال ماه نو ( زایش ماه ) نیازی به رؤیت هلال دارد؟

🖌علی نادربابایی

▫️در آغاز ظهور اسلام در جزیره العرب برای گواهی کردن (شهد) زایش ماه نو و تعیین مواقیت هیچگونه ابزاری وجود نداشت و لذا برای اینکه بفهمند وارد ماه نو شده اند ، مجبور به « رؤیت » هلال ماه با چشم غیرمسلح بودند و آغاز هرماه بمنزله پایان ماه قبل منظور می‌شد . و مسلمین نیز از همین روش برای آغاز ماه رمضان و اتمام ماه شعبان و یا آغاز ماه شوال و اتمام ماه رمضان استفاده می کردند .

لکن امروره باتوجه به امکانات موجود نیازی به رؤیت هلال ماه نیست و محاسبه زایش ماه نو به دقیقه و ثانیه و به مختصات جغرافیایی امکان پذیر است و این دستاورد علمی بشری مورد ناسپاسی فقهی قرار گرفته است.

تا کجا باید گرفتار فقه سنتی باشیم؟
دلایل روشن زیادی برای بطلان فقه سنتی وجود دارد!

کمترین انتظار از انسان خردورز امروزی اینست که مسائل دینی را با علم و فناوری و عقلانیت منطبق نماید و نه صرفاً یک مقلد چشم و گوش بسته ، دنباله رو روشهای کهنه ای باشد که نمی‌تواند جایگاه علم را در دین تعریف کند!

منشأ علم بشری ، خداوند است و خداوند این علم را در جهت رشد و تعالی بشریت عطا فرموده تا یافته های علمی را بکار ببندیم و شکرگزار باشیم!

نفی علم ، مورد سرزنش قرآن قرار گرفته و منع شده است!

بسیاری مسائل هست که قابل رؤیت کردن نیستند اما با علم و دانش، مورد گواهی هستند!

🆔 @jameeno
🔻آمریکا خود را در حمله به ایران محق می‌داند

▫️تحریریه جامعه‌ نو: بررسی‌ها نشان می‌دهد برنامه‌های شکل‌دهی افکار عمومی ایالات متحده بر مبنای محق ساختن دولت ایالات متحده برای تهاجم احتمالی به ایران طراحی شده است.
بررسی برنامه‌های رادیوی فارسی دولت ایالات متحده (وی او ای) حاکی از زمینه‌چینی درافکار عمومی برای حقانیت بخشیدن به هرگونه اقدام تهاجمی این کشور علیه ایران طراحی شده است. در طراحی تجدید ساختار این رادیو، سهم برنامه‌های سرگرم‌کننده و علمی افزایش یافته بود که فاصله بین اخبار را با حداقل سهم برای برنامه‌های سیاسی پر میکرد اما اخیرا تمرکز بر برنامه‌های سیاسی ضد ایران افزایش یافته است. در یکی از این برنامه‌ها با اشاره به حرفهای یکی از مقامات ایرانی که گفته بود هنگامی که نخستین گلوله در خلیج فارس شلیک شود جنگی اجتناب‌ناپذیر شکل می‌گیرد، تلاش میشود با اظهار اینکه نخستین گلوله خیلی وقت است توسط ایران شلیک شده، رفتار ایران در تاریخ روابط با ایالات متحده همچون رفتاری تهاجمی توصیف و اعلام شود که اکنون زمان پاسخگویی به آن فرارسیده است.
برخی از این برنامه‌ها تازه تولید نشده‌اند و صرفا مقدمات و موصولهای آنها بروز و متناسب شده‌اند تا مضمون آنها فضاساز و توجیه‌کننده تهاجمی احتمالی در آینده باشد.

🆔 @jameeno
#الف

🔹قضیه ناموس!

▫️شورای سردبیری: چندسال پیش، فکر رفتن به سوریه برای جنگ با داعش، کارگر افغانی مزرعه یکی از آشنایان را به خود مشغول کرده بود. در برابر این نصیحت که زندگی پدر ومادری ناتوان و برادر و خواهرانی خردسال در افغانستان وابسته به اوست و نباید خود را به خطر بیندازد مقاومت می‌کرد. البته استدلال و پیشرانه‌ای کمابیش منطقی داشت. می‌گفت به جای دستمزد ماهانه یک میلیون تومانی سه میلیون خواهم گرفت و چون خرج خوراک نخواهم داشت تمام آن را برای خانواده می‌فرستم و دو ماه هم که خدمت کردم بیماری خودم را اعلام می‌کنم (گویا مبتلا به بیماری موسوم به باد فتق بود) تا مرا رایگان درمان کنند. در مقابل اصرار دیگران که می‌گفتند ارزش دادن جانش را ندارد آخرالامر این منت را هم گذاشت که دارم می‌روم از ناموس شما هم دفاع کنم. در بین ناصحان البته کسی به این دلیل آخرش باور نداشت. یک نفر که چنته‌ پری داشت به او گفت ناموس ما یا در دوبی است و یا همین‌جا زیر دست سعید طوسی (دوران افشا شدن پرونده دختران ایرانی دوبی و اعمال سعید طوسی بود) و منت به ما نگذار و....

بالاخره آن جوان افغان کارش را ترک کرد و از سرنوشتش هم با خبر نشدیم، اما یادگاری که برای ما گذاشت همان منت دفاع از ناموس بود. گاهی این بحث پیش می‌آید که بالاخره ناموس چیست و چه چیزهایی ناموسی است. برای ما آدمهای معمولی، البته تعریف ناموس همان مفهوم عرفی را دارد: زنان خانواده، دختران و پسران نوجوان، زنان و دختران هم‌محل و گاهی هم یک شئ یا ایده که درباره‌اش تلقین شده‌ایم. مثلا به ارتشیان دوران پهلوی تلقین می‌شد اسلحه شما ناموستان است و نباید از خود دورش کنید.

برخلاف موارد خانوادگی ناموس که درک آنها ساده است، این مورد آخری البته خیلی قابل تفسیر است. واقعاً چه چیزهایی ناموس عمومی محسوب می‌شوند؟ دختران هم‌وطنی که گزارشهای شومی درباره سرنوشت سیاه‌بختانه آنها میشنویم؟ پسربچه‌هایی که مورد تعرض معلمانی چون سعید طوسی قرار می‌گیرند؟ مردان و زنان بیکار و بی‌پناهی که هر غروب برای کودکان منتظر خود فقط شرمساری به آشیان می‌برند؟ خاک وطن؟ غنی‌سازی اورانیوم؟ شهر موشکی؟ دارودسته‌های فلسطینی و امثال آنها در کشورهای مجاور؟....

این فهرست را می‌توان ادامه داد. اما تا همین‌جا بس است و کافی است روی اهم همین‌ها توافقی داشته باشیم. اخیراً مقام رهبری در یکی از سخنرانی‌های خود درباره اینکه راجع به امور ناموسی انقلاب با آمریکا مذاکره نمی‌کنیم سخن گفته‌اند. بنا به قرائن، میتوان فهمید که منظور ایشان از امور ناموسی یکی برد و نوع موشکهای کشور است و دیگری احتمالا موضوع ظرفیتهای هسته‌ای. بواقع نیز هنگامی که مردان سیاسی از ناموس می‌گویند قاعدتاً اشاره به سعید طوسی ندارند و درباره امور مهم و بین‌المللی حرف می‌زنند. ممکن است ناظرانی بپرسند آیا مساله موشکها از امور ناموسی کشور ماست و باید روی آن تعصب و ایستادگی داشته باشیم؟ آشکار است که هر ناظر آگاهی که نگاهی به سرنوشت حداقل یکصد ساله اخیر کشور انداخته باشد به این پرسش پاسخ مثبت می‌دهد. اموری در کشور هست که به نوع حکومت و رفتارش در مسائل دیگر (مثلاً انحصارطلبی در قدرت یا استبداد) بستگی ندارد. امور دفاعی از زمره این امور است. درباره آنها نباید کوتاه آمد.

اما حکومتها غیر از امور دفاعی و خاک وطن و مرز پرگوهر و عمق استراتژیک و امثال اینها ناموس دیگری هم دارند: کشوری امن که بیگانه‌ای جرأت نمی‌کند به آن نظر سوء داشته باشد و ناموس آن را لکه‌دار کند اما ناموس امنیت روانی مردمانش زیر پای بی‌قانونی، تبعیض و ترکتازی خواص دریده شده، ناموس روح جوانانش ذلیل بیکاری‌ و مستعد انواع انحراف گشته، عفت اقتصادش را هر روز یک دزد موید حکومت به یغما می‌برد، و او را تهدید می‌کنند اگر از انقلاب دفاع نکند گروههای سازمان‌یافته بیگانه برای دفاع خواهند آمد، ناموس عمومی و شرافت‌ ملی و عزت انسانی‌ خود را پیشاپیش از دست داده است. موشک و حتی سلاح هسته‌ای نمی‌تواند آن را برگرداند. نمونه دقیقاً کامل آن کره شمالی است. غیرت دفاع از ناموس، نتیجه تعصب نیست، حاصل شعور است!

با حکایتی از شیخ اجل تمام کنیم:
منجمی به خانه درآمد. يکی مرد بيگانه را ديد با زن او بهم نشسته. دشنام و سقط گفت و فتنه و آشوب برخاست. صاحبدلی که برين واقف بود گفت:
تو بر اوج فلک چه دانی چيست
که ندانی که در سرايت کيست

🆔 @jameeno
📰 انجمن حمایت از حقوق کودکان به مناسبت روز جهانی منع کار کودک برگزار می‌کند:

رونمایی از پژوهش در قالب پنل تخصصی
یغمای کودکی

پژوهشی در باب شناخت، پیشگیری و کنترل زباله‌گردی کودکان در تهران

با سخنرانی :
▫️احمد میدری
معاون رفاه اجتماعی وزارت کار، تعاون و رفاه اجتماعی
▫️بهاره آورین
عضو شورای شهر تهران
▫️کامیل احمدی
مردم‌شناس و سرپرست پژوهش زباله‌گردی کودکان
▫️مروئه وامقی
عضو هیات علمی دانشکده علوم بهزیستی و توانبخشی
▫️مراد ثقفی
فعال مدنی
▫️فرشید یزدانی
مدیر عامل انجمن حمایت از حقوق کودکان

سه شنبه : ۲۱ خردادماه
ساعت ۱۸:۰۰ الی ۲۰:۰۰
تالار ایوان شمس


🗾@irsprcorg
#یادداشت_منتخب

🔹فهرست بايدها

▫️با بر هم نهى مجموع وقايع دو هفته اخير میتوان تاييد كرد كه ايران و آمريكا وارد دوره‌ای از "فهرست متوازن نبايدها" شده‌اند. به نحوي كه هر يك از طرفين خطوط قرمز خود و خط قرمزی از طرف مقابل را كه به ازاى رعايت هر آيتم از خطوط قرمز خود رعايت خواهد كرد، مشخص كرده‌اند. نكته جالب آنجاست كه خطوط اصلی اين فهرست متقابل، نه در مذاكره، بلكه پشت بلندگوها اعلام می‌شود. امري كه بازار ارز هم به‌خوبي آن را متوجه شده و فراتر از نوسانات زودگذر سياسي (مثل حرفهاي متناقض پمپئو) به آن واكنش روندی نشان می‌دهد.

نمی‌توان گفت چنين فهرستى پيش از اين وجود نداشته اما قطعا اكنون اين فهرست تعميق شده و برای اولين به طرز معناداری متغيرهای مهم برونزای اقتصادی را هم در بر می‌گيرد. اينكه چه "برهان قاطعی" آمريكا را از فشار حداكثری به يكباره به يك فهرست متوازن تنازل داده، اكنون رسانه‌ای و آشكار نيست (و موضوع اين نوشتار هم نيست)، اما به شرط تدبير، دوره جديد كنترل رفتارهای اقتصادی سلبی طرف آمريكايی می‌تواند براي اقتصاد ايران بسيار خوب و حتی بهتر از هر نوع اقدام ايجابی طرف آمريكايی برای كمك به اقتصاد ايران باشد. طول و عمق اين دوره گذار مشخص نيست و اساسا متغير است، اما قطعا بيشتر به رفتار طرف ايرانی بستگي دارد تا طرف آمريكايی.
فهرست بايدهايی كه احتمالا طرف ايرانی براي طولانی و عميق كردن دوران ثبات ممكن است اتخاذ كند می‌تواند چنين باشد:

۱. كانال مذاكره با آمريكايي‌ها را نبنديد اما هرگز مذاكره‌ای برای به نتيجه ايجابی رسيدن انجام ندهيد. اصطلاحا پای خود را لای در مذاكره نگه داريد.

۲. ضمن رعايت خطوط قرمز طرف مقابل، در همه موارد با نقض آن، يك موی باريك فاصله داشته باشيد.

۳. در همه مواردی كه در فهرست نبايدها تعيين تكليف نشده به‌صورت فعال به طرف مقابل فشار آوريد (موارد يك تا سه مواردي است كه طرف آمريكايی دقيقا در حال انجام آن است).

۴. از فرصت كاهش تنش با آمريكا برای تقويت روابط با قطب‌های مخالف آن بخصوص چين استفاده كنيد. اشتباهی كه پس از برجام رخ داد نبايد تكرار شود. ايران بايد بياموزد كه در جنگ تجاری موجود ناچار از انتخاب چين يا آمريكا نيست، بلكه می‌تواند با چين "و" آمريكا تنظيم مسير كند بدون آنكه وجوه روابط ايران با يكی از اين دو، برگه‌ای برای معامله با طرف غايب باشد. به ياد بياوريم كه بخش مهمي از توفيق برنامه عمرانی چهارم به‌خصوص در حوزه فناوری ناشي از تنظيم صحيح روابط اقتصادی با شوروی "و" آمريكا بود. كشورهای كمی به لحاظ جغرافيايی، تاريخی و اقتصادی شانس بهره‌گيری صحيح از اين "و" را دارند و ايران يكی از آن كشورهای معدود است.

۵. برنامه اصلاح ماليه دولت بخصوص بودجه جاری فارغ از آنكه عدد فروش نفت در چارچوب فهرست نبايدها چقدر خواهد بود (حتي اگر مثلا عدد بالای يك ميليون بشكه در روز بود) حتما بايد ادامه يابد. شرح اين گزاره نياز به يادداشتی جدا دارد، اما رها كردن اصلاح بودجه جاری باعث كاهش كيفيت و طول دوره ثبات جديد خواهد شد. به همين اهميت يا شايد مهم‌تر تغيير منطق بودجه عمرانی و اتخاذ برنامه‌های هدايت اعتبار است. تاكيد می‌كنم عدم افزايش نرخ تشكيل سرمايه ثابت، ايران را به لحاظ اقتصادی در وضعيتی قرار خواهد داد كه امكان حفظ روايی عمل طرف مقابل در فهرست نبايدها را اساسا نخواهد داشت. وضع جديد نه حل مشكل بلكه صرفا فرصتی برای حل مشكل است.

۶. تمركز سياستگذار پولی در دوران جديد عقلا از ارز به سمت سياست‌های مديريت اجزاي نقدينگی خواهد رفت. تكرار اشتباهات گذشته از جمله رها كردن بازار پول يا تصور آن كه تعميق بازارهای مالي از شدت و حجم نياز به ذخاير خواهد كاست نه تنها از حجم مشكلات نخواهد كاست، بلكه بر شدت آن خواهد افزود.

مجددا تاكيد می‌كنم كه دوره تازه نه حلال مشكل بلكه فرصتی برای حل مشكل است كه ميزان توفيق ايران در حل مشكلاتش به صورت درونزا بر دوره زمانی و كيفيت دوره جديد خواهد افزود. / به نقل از کانال اقتصاد سیاسی

🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔸اگر جای دکتر روحانی بودم

🖌علی عادلی

اگر جای روحانی بودم حتما از میان نمایندگان مدعی افزایش حقوق فرهنگیان، و یا از مدعیان فرهنگی منتقد دولت ، وزیر اموزش و پرورش را انتخاب میکردم تا معلم بیچاره متوجه شود صدای منتقدین نظام اموزشی یا از سر فرصت طلبیست و یا از سر جاهلی است


تا زمانی که آموزش و پرورش در هر کوی و برزنی لانه‌ای برای بازیهای سیاسی عده‌ای نماینده دارد و این نمایندگان برای هدایت و سازماندهی انتخابات خود در انتصاب مدیر و معاون مدرسه تا مدیریت آموزش و پرورش در شهرستانها و استانها دخالت میکنند حتما در بر همین پاشنه‌ای می‌چرخد که بطحایی وزیرش بود و حاج‌بابایی و احمدی مدافع سرسخت فرهنگیان بوده‌اند

وزیر که حاضر است برای چند صباحی مدیریت در آغوش نمایندگان کاسب غش کند آن وزیر به درد لای جرز هم نمیخورد چه رسد به اینکه نظام آموزش و پرورش را به دستش بدهی

بدترین ایراد که بر کابینه روحانی وارد بود همین است که اگر وزرایش نمی‌توانستند معیشت مردم را حل نمایند چرا جوانمردی نداشتند تا بجای چسبیدن به میز مدیریت روزگار نابسامان نظام مدیریت ما را با لابی نمایندگان مجلس نابسامان‌تر نسازند

نمایندگان می‌توانستند بجای دخالت در عزل و نصب مدیریت آموزش و پرورش، با تصویب قوانین چاره‌ساز نظیر سامان دادن مسکن فرهنگیان از طریق واگذاری زمینهای بلااستفاده‌ی ا-پ، امتیاز ویژه در استخدام فرزندان فرهنگی، توسعه‌ی دبیرستانهای غیرانتفاعی با واگذاری مدارس دولتی به فرهنگیان، اعطای مجوزهای قانونی جهت تأسیس موسسات آموزشی که حاصلش هم بهبود شرایط زندگی فرهنگیان بود و هم کاهش بار مالی بر دولت راهگشایی نمایند و دغدغه‌ی فرهنگیان را کمتر نمایند
چرا نکردند برای آنکه فرهنگیان عزیز سالهاست در جستجوی نخود سیاهی به نام «رتبه‌بندی فرهنگیان» هستند و راه را گم کرده‌اند.


مهرافزون

🆔 @jameeno
#الف

🔻امتناع و انقراض!

▫️شورای‌سردبیری: چه بر سر کشور خواهد آمد؟ این روزها، این پرسش را معمولاً بر اساس فرضیات مرتبط با احتمال بروز درگیری بین ایران و ایالات متحده پاسخ می‌دهند. اما از منظر دیگری نیز می‌توان افق‌آینده کشور را جستجو کرد، هرچند ممکن است آن مسیر و منظر نیز به نتیجه همان احتمال برسد. آن منظر، موقعیت داخلی حکومت و رابطه‌اش با جامعه است که حکومت عادت کرده اهمیتی به آن ندهد. اما بی‌اعتنایی حکومت به موضوع، اهمیت و تأثیرش را کم نمی‌کند. در واقع بی‌اعتنایی حکومت به چگونگی رابطه‌اش با جامعه تاثیر مخرب‌تری بر کشور دارد تا درگیری خارجی از نوع محدودی که ممکن است بین ایران و آمریکا رخ دهد.

خمیره رفتارحکومت با جامعه و مردم در بخش اعظم دوران جمهوری و بویژه دو دهه اخیر، نفی هویتهای فردی و جمعی بوده است. تلاش برای ذوب هویت‌های فردی و اجتماعی در قالبهای مورد قبول ‌حکومت، هرچند هم با مقاومت و امتناع جامعه روبرو بوده و هم موفقیتی نداشته، اما آثار تخریبی فاجعه‌باری داشته: جامعه‌ای بی‌آرمان، بی‌باور و بی‌افق که در آن همبستگی، همسویی، و وحدت گم شده و جستجوی اشتراک منافع، امیدواری سیاسی، و اهداف‌جمعی از آن رخت بربسته است. چنین جمع بی‌چهره‌ای، جز شورش خشمگینانه روش دیگری برای اعتراض نمی‌یابد و اگر عامل دیگری پیدا نشود، شورش چنین جامعه‌ای حکومت را حتما برکنار می‌کند، هر چند شورشگران برای آنچه کنار می‌زنند بدیلی در جیب ندارند... و مشکل عمده‌ ما، همین است.

تحولات سیاسی در جامعه معمولا به دو صورت رخ می‌دهند: یا شورش حکومتها را برکنار می‌کند و یا جنبشها آنها را با اصلاحات تغییر می‌دهند. تفاوت آنها در این است که اولی برای حکومتی که برکنار می‌کند جانشینی در دست ندارد، و دومی می‌تواند بدون تخریب ساختارهای اجتماعی و دستگاههای اداری، عملکرد حکومت و دولت را عوض کند زیرا بدیلی را عرضه میکند که برای استقرار، نیاز به تخریب شورشگرانه همه ساختارهای موجود ندارد. مدتهاست حکومت ایران جامعه ما را به سمت الگوی نخست سوق داده است. آبستن بروز فاجعه.

احتمالا بدترین اتفاقی که ممکن است برای کشور رخ دهد، چنین شورش فراگیری ‌است که برای حکومت با تهاجم همه‌جانبه کل دشمنان خارجی کشور هم‌وزن است. حکومت البته به روی خودش نمی‌آورد و توان اصلاح خودش را هم برای اجتناب از آن ندارد. اخیرا احمد توکلی، از کهنه‌فعالان سیاسی نزدیک به حکومت که سهمی در رسیدن کشور به این موقعیت دارد، جمله قصار و ساده‌ای گفته با این مضمون که اگر عموم مردم به این نتیجه برسند که مجموعه دولت و حکومت کلا فاسد است آنوقت توطئه دشمن به نتیجه می‌رسد. تفسیری آزاد از این عبارت میتواند این باشد که نارضایتی و اعتراض به فساد و ناکارایی، زودتر از هر تهاجم احتمالی خارجی پرونده این جمهوری را خواهد بست.

شورش‌ها غالبا کورند و از جنبه ریخت‌شناسی نمی‌توان هدفی واحد در آنها جستجو کرد‌. ماهیت آنها نفی وضع موجود است، مانند سیل بی‌شکلند و بدیلی برای وضع موجود در آنها عرضه نمی‌شود. ناآرامی‌های سال ۹۶ ایران که از نظر ماهیت و محتوی یک شورش محسوب می‌شد توان عرضه بدیل نداشت. مخرب و سترون بود، زیرا به خاطر همان فقدان، ظرفیت پایان دادن به #نازایی‌_سیاسی و کشش همراه کردن همه ناراضیان را نداشت و بخش وسیعی از جامعه نیز هنوز به صورتی عاقلانه با هزینه - فایده کردن تحرک به اصلاح حکومت باور داشت. اما این نسبت‌ها نمی‌تواند همیشه ادامه داشته باشد.

وضعیت در کشور ما قابل توجه و حساس و افسوس‌زاست زیرا جنبش‌ عمیق‌‌ اما به اغمارفته اصلاحی آن ظرفیت هضم پتانسیل‌های شورشگرانه و هدایت مطالبات اجتماعی به کانال سازنده را دارد. ریشه این جنبش اصلاحی هنوز خشک نیست و آرمان آن زنده است. بدیلی که ارائه می‌کند نیز از منطق درونی برخوردار است: ادامه همین نظام، اما کنار نهادن وجوه ناروا و شکست خورده آن؛ پایان سلطه فردی، حذف نظارت استصوابی روحانیون، کنار نهادن فرقه‌سالاری، تبعیض بین شهروندان و ...

حکومت تاکنون روبرو شدن با شورشهای کور را بر اصلاح ترجیح داده اما حالا به پیچ خطرناک رویه خود رسیده است: جبهه‌ وسیع بیگانگان مصمم است برای تغییر نظام، حکومت را با شورش‌هایی وسیع‌تر از انتظار روبرو و تحولاتی برون‌زا را تحمیل کند. مقامات آمریکایی به کرات و بدون رودربایستی هدف خود از فشار اقتصادی را ناراضی کردن جامعه و رودررو ساختن آن با حکومت اعلام ‌کرده و حتی برخی از آنها به خاطر اطمینان به کارایی فشارها، تهاجم نظامی را منتفی دانسته‌اند. برای آنها، شورش‌های داخلی مرکبی راهوارتر از ناو هواپیمابر است...
شورشها حاصل عملکرد حکومت‌ها هستند: اگر شورشهای تازه‌ای در بگیرد، کارکردی در مسیر اهداف بیگانه خواهد داشت، اما پدیدآورنده و مسئول آن حکومت است!

🆔 @jameeno
🔻🔻🔻اطلاع داشته باشید!

▫️براساس یافته‌های همراهان جامعه‌نو شخصی درباره یادداشتهای #الف جامعه نو ابتکار تازه‌ای می‌زند و برخی عبارات و بویژه نتیجه‌گیری‌ها را تغییر ماهوی داده و به نام خودش منتشر می‌کند (نمونه‌اش را در پایین آورده‌ایم). نقل بدون منبع در ایران مرسوم است و ما هم تا کنون اعتراضی به آن نداشته‌ایم ولی روش تازه‌ی نقل همراه با تحریف، این روش غیر اخلاقی را تکامل داده و به تهدید امنیتی بدل کرده است. اعتراضی محترمانه به ناقل تحریفگر کردیم، ولی نتیجه‌ای نگرفتیم . با برخوردی حق‌‌‌به‌جانب تکذیب کرد و نوشت :

عزیزم من روزنامه نگار
فعال سیاسی
درنشریات وسایت های مهم پژوهش،مقاله،مصاحبه داشته ودارم
...شاید توادر(تبادر) اذهان باشد!
منبعد اگر مطلبی پهلوبه مطالب شمازد اشاره به نوشته شما هم خواهم کرد!
وشما هم همین کار راکنید!

در مقابل ایشان کار بیشتری نمی‌توانیم کرد جز اینکه ناظران امنیت را توجه بدهیم مطالب جامعه نو ممکن است دستخوش چنین ابتکارهایی شود که مسئولیت آن با ما نیست و همراهان را آگاه کنیم زیرابه هشیاری آنان برای مقابله با نتایج این نوع فعالیتها نیاز است.

🔻 نمونه‌ای از یادداشتهای ایشان را اینجا بخوانید

https://telegra.ph/Ch-06-11

🆔 @jameeno
#الف

🔹میانجی چه ببرد؟

▫️شورای سردبیری: وارد کشمکش نظری تازه‌ای شده‌ایم : "ترامپ می‌خواهد جنگ نشود، حکومت ایران هم جنگ نمی‌خواهد، میانجی ژاپنی هم دارد می‌آید. پس مشکل حل است و نگرانی موردی ندارد... "معتقدان به این یافته تازه، مصلحت‌اندیشانه خواهان آن هستند فعلاً حرفی درباره فرجام وضعیت تنش‌آلود اخیر گفته نشود. تا جایی‌که به تأثیرات روانی روی قیمت ارز و قیمت خودرو مربوط می‌شود حق دارند، اما داستان به این سادگی نیست. بحران حاصل از معضل کنونی در بهترین فرجام خود تزریق یک داروی قوی بیهوشی به اقتصاد کشور را نتیجه خواهد داد که سرانجام آن را به کما می‌برد. اگر فروپاشی اقتصاد جامعه را به هم نریزد، یک درگیری نظامی محتمل رسیدن تقدیر و امر محتوم را تسریع می‌کند و ابعاد مصیبت کنونی را افزایش می‌دهد و ماندگار می‌سازد. آرزوی عدم تحقق چنین وضعیتی عمومی است، ولی همان‌قدر که بخشی از ما در برآورد احتمال خطر افراط می‌کنیم، کسانی هم به مصداق انشاءالله گربه است شرایط را خوشبینانه‌تر از واقع ارزیابی می‌کنند

سردسته گروه اخیر، حکومت ایران است که فضا را فراتر از رجز خوانی‌های خود نمی‌بیند و بیش از دیگران به تحلیلهای مبتنی بر گرایش بیشتر ترامپ به معامله به جای جنگ، ناتوانی ارتش ایالات متحده در اداره یک جنگ با ایران، افزایش شدید و بازدارنده قیمت نفت در صورت بروز درگیری، و مانند اینها باور دارد. اما این باورها فریب دهنده‌اند. سفر بن علوی و نخست‌وزیر ژاپن به تهران در واقع نشانه مثبت بودن موقعیت نیست، هر چند شاید بعداً موقعیت مثبتی ایجاد کند. نخست‌وزیر ژاپن برای پایان دادن به جنگ لفظی و رجزخوانی طرفین به تهران نمی‌آید (اگر موضوع را جدی نمی‌یافت، نمی‌آمد!). برای جلوگیری از وقوع درگیری‌هایی با ماهیت و شدت و زمان نامشخص اما قطعا مهیب به تهران سفر می‌کند. زمزمه انشاءا...گربه است، بویژه از سوی اهل نظر خطرناک است.

مشکل همه ما مثل حکومتمان این است که می‌خواهیم مخاطبان را با خبر دادن از آینده راضی کنیم و بنابراین حکم به قطعی بودن احتمال‌های مورد باورخود میدهیم. ما زودتر از دیگران در همین کانال پیشنهاد دادیم تماس با ترامپ باید مستقیم و بی‌واسطه نزدیکان تندرو و ماجراجویش باشد و بسیار پیش از سفر ظریف به ژاپن پیشنهاد دادیم ایران به دنبال واسطه پر وزنی چون نخست‌وزیر ژاپن باشد، اما حالا این جسارت را نداریم که نتیجه این واسطگی را پیش بینی کنیم. در مقابل، هستند کسانی که کار را تمام‌شده می‌پندارند و روندی مطمئن از تنش‌زدایی و حتی صلح در مقابل می‌بینند. این تصویری مخدوش و با حذف اجزای مهم است.

پذیرش واسطگی ژاپن توسط ترامپ، آزاد شدن یک عرب آمریکایی از زندان ایران، و برخی نرمش‌ها در دعاوی پراز تناقض ترامپ، حداکثر ممکن است فضایی خوشبینانه و روندی از تنش زدایی در همان حدی که با کره شمالی صورت گرفت پدید آورد، اما مساله و تهدیداصلی هدفی است که پشت تحریمها، و زیر امیال میلیتاریستی مشترک پیکره صنعتی-نظامی آمریکا، تصورات سران دولتهای عرب، و عطش اسرائیلی‌ها برای راه انداختن ماشین جنگ طولانی بین کشورهای منطقه و با هدف نابودی ایران نهفته است. این ماشین را فقط ایران می‌تواند خاموش کند و برای آنکه این ماشین خاموش شود، مهمان امروز باید حرف‌های تازه‌ای از مقامات ایران بشنود و احساس متفاوتی را با خود ببرد. حالا دیگر مهم نیست حاضریم چند آمریکایی را تا فرودگاه بدرقه کنیم، مهم نیست درباره سقف برد موشکها در کدام نقطه به توافق برسیم، و مهم نیست انبار اورانیوم متورم شده باشد یا خالی شود. مسیر بیرون بردن این مسائل فرعی از روی میز و حل کردن مساله اصلی، دادن این اطمینان به بخش آمریکایی-عربی آن پیکره است که منافعش از طریق تحریم‌های منجر به جنگ تأمین نخواهد شد و اگر تهدیدها پایان یابد ایران تازه‌ای در مقابل آنها وجود خواهد داشت.... ما می‌توانیم اسم آن را #ایران_نامتخاصم بگذاریم.

بعد، وقتی آقای نخست‌وزیر را همراه با این پیام بدرقه کردیم، قدم دیگری باید برداشت. باید بلافاصله با اعراب پشت میز نشست.
امتحان کنیم ببینیم اصلا می‌توان نشست!

🆔 @jameeno
🔻تصاوير ديده نشده آذربايجان پس از نيم قرن

🔸«از کرانه‌های ارس» روی ديوار دنا

نمایشگاه عکس‌های «حبیب فرشباف» با عنوان «از کرانه‌های ارس» از 24 خرداد در گالری دنا در تهران افتتاح می‌شود.

روشن نوروزي كيوريتور «از كرانه‌هاي ارس» گفت: «در این نمایشگاه که توسط آژانس عکس ایران‌ایمیجز برگزار می‌شود، 40 فریم منتخب از مجموعه عکس‌های حبیب فرشباف از روستاهای دورافتاده آذربایجان در دهه 40 شمسی به نمایش گذاشته می‌شود.»
نوروزي در معرفي عكاس اين مجموعه گفت: «حبیب فرشباف در تیرماه سال ۱۳۴۲ پس از گرفتن دیپلم طبیعی به عنوان معلم سپاه دانش به روستاهای دورافتاده قره‌داغ آذربایجان رفت و تا سال 1353 در آنجا ماندگار شد. در آن زمان بیش از نیمی از روستاهای این منطقه معلم نداشت، جاده‌ها ماشین‌رو نبودند و برای رسیدن به این روستاهای دورافتاده باید مسیر 10-12 ساعته‌ای را پیاده یا با قاطر طی می‌کردند. حبیب فرشباف در مدت زمان حضورش در این روستاها با یک دوربین لوبیتل از زندگی روستائیان و رویدادهای آن زمان عکاسی کرده است.»

افتتاحیه: جمعه ۲۴ خرداد
گالری دنا: خیابان سپهبد قرنی، بالاتر از چهارراه طالقانی، کوچه سوسن، پلاک ۴

🆔 @jameeno
🔸ادعای تازه آمریکا درباره نفتکشها

▫️جامعه نو: پنتاگون فیلمی منتشر کرده است که ادعا می‌کند ساعتی پس از انفجار نفتکش‌ها و تخلیه پرسنل آنها توسط نیروی امدادی ایران، یک وسیله انفجاری منفجرنشده از بدنه کشتی توسط نیروهای ایرانی که با قایق به کنار کشتی رفته‌اند خارج شده است. فرماندهی مرکزی ایالات متحده مدعی شده‌اند این قایق متعلق به سپاه است و این را مهمترین مدرک متهم کردن ایران در نظر گرفته‌اند. با این حال نیویورک‌تایمز در تیتر و متن خبر خود از متهم کردن ایران در این مورد خودداری کرده است.
این همان مدرکی است که پمپئو دیروز به آن اشاره و ایران را متهم کرده بود.

🆔 @jameeno
#تصویر_وقایع_روز

🔻در پس پرده!

▫️جامعه‌نو: بسیار بعید است پاسخ جمهوری اسلامی و بویژه پاسخ دولت ایران به نخست وزیر ژاپن و دولت آمریکا آن باشد که علنی شده است، هرچند این را نمی‌توان با قاطعیت گفت که پاسخ دولت به عنوان نماینده رسمی جمهوری اسلامی در عرصه بین‌المللی صرفاً این باشد که نمیخواهم بشنوم و حرفی هم ندارم. امر قطعی این است که پاسخ علنی ایران به درخواست ارائه شده اولا متضاد با اقدام دو روز پیش آزاد کردن زندانی لبنانی آمریکایی است و ثانیا همسو با رخدادهای صبح دیروز در دریای عمان. از میان این سه رخداد، مشخص و قطعی است که اقدام آزاد کردن زندانی تصمیم نظام بوده، پاسخ واقعی و محرمانه دولت ایران به نخست‌وزیر ژاپن افشا نشده است، و انفجار نفتکش‌ها هم با وجود قرائنی که ایالات متحده ارائه کرده است نمی‌تواند تصمیم جمهوری اسلامی باشد.

گمانه‌هایی که می‌توان زد به قرار زیر است:
ایران نزار زکا را رها کرده تا حسن نیت و آمادگی خود را نشان دهد و سطح تنش را کاهش دهد
علیرغم پاسخ علنی منفی، ایران بدون دادن قول اقدامی اضافی به میانجی، به او تفهیم کرده باشد سطح مخاصمه خود را با ایالات متحده (فقط ایالات متحده) کاهش می‌دهد و انتظار متقابل دارد.
نیروهایی با آگاهی پیشاپیش از پاسخهای غیرعلنی ایران به درخواست میانجی، تدارک عملیاتی را دیده باشند که کل پروژه و ماموریت نخست وزیر ژاپن برای کاهش تنش را هدف قرار داده و انفجارهای دیروز را صورت داده باشند.
منطقی است نیروهایی که می‌خواهند ایالات متحده را وارد جنگ کنند، با حوصله و به صورتی عمل کنند که در عرصه بین‌المللی، ورود این کشور به انجام عملیات علیه ایران کاملا موجه و به عنوان پاسخگویی به عملیات خصمانه شناخته شود.
دولت ایران باید برای خنثی کردن پروژه پنتاگون فورا وارد عمل شود.

🆔 @jameeno
🔹کار سخت کودکان و کار سخت‌تر نهادهای مدنی

▫️لیلا رزاقی / جامعه‌ نو: همزمان با 12June روز جهانی لغوکارکودک ، انجمن حمایت از حقوق ‌کودکان که از قدیمی‌‌ترین انجمن‌های حوزه کودک است، ضمن برگزاری یک نشست تخصصی از پژوهشی در ارتباط با "زباله‌گردی کودکان" رونمایی کرد. پدیده‌ای که در سالهای اخیر به دلایل ساختاری ، رو به گسترش است. تداوم سیاستهای غلط اقتصادی تاثیرگذار بر افزایش فقر در دهک‌های پایین جامعه و در نتیجه ورود کودک به چرخه کار سخت و افزایش مهاجرت‌های اجباری از کشورهای همسایه در نتیجه جنگ و نابسامانی‌های اقتصادی و اجتماعی، از دلایلی است که پیش از این صاحب نظران حوزه‌کودک به عنوان دلایل افزایش حضور کودکان در کارهای سخت ( از جمله زباله‌گردی) برشمرده بودند. پژوهش اخیر به نوعی با تکیه بر همین پیش زمینه‌ها و این بار به صورت تحقیق میدانی به بررسی موضوع زباله‌گردی کودکان پرداخته است. بر اساس این پژوهش ۱۴۰۰۰ زباله‌گرد در تهران وجود دارند که ۴۷۰۰ نفر از این افراد یعنی معادل یک سوم آنها را کودکان تشکیل می‌دهند. فاجعه‌ای که زیر سایه دستگاه مدیریت شهری به بقای خود ادامه می‌دهد.

نشست رونمایی از پروژه زباله‌گردی کودکان در تهران با عنوان "یغمای‌کودکی" روز سه شنبه 21 خرداد، در تالار ایوان شمس و با حضور فعالین اجتماعی و سیاستگذاران برگزار شد. نشستی که با توجه به کنجکاوی فعالان حوزه کودک برای آگاهی از جزییات پروژه انجام شده ، با استقبال زیادی مواجه شد. به گفته دست اندرکاران طرح، این پروژه که با حمایت مالی چند اسپانسر به انجام رسیده، از طرح ایده تا رونمایی حدود ده ماه طول کشید و 11 پژوهشگر با آن همکاری کردند. این پروژه تلاش کرد به پرسش‌هایی چون؛ "عوامل تاثیرگذار بر شکل‌گیری پدیده زباله‌گردی کودکان، پیامدهای زیستی، روانی، اجتماعی و فیزیکی زباله‌گردی برای کودکان و ساماندهی، تفکیک زباله و کاهش آسیب‌های زباله‌گردی کودکان" پاسخ دهد. به ادعای پژوهش ، مناطق 22 گانه تهران،7محل بازیافت و 26 گود و گاراژ، در این پروژه مورد مطالعه قرار گرفتند.

🆔 @jameeno

🔻 بیشتر بخوانید

https://telegra.ph/La-06-14
🔸در نشست رونمایی از پروژه زباله‌گردی کودکان مطرح شد؛

🔺میدری: "خانه کارگر" مخالف به رسمیت شناختن کارگران افغانستانی است

▫️ جامعه‌ نو: احمد میدری معاون رفاه وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در نشست انجمن حمایت از حقوق کودکان که با موضوع بررسی عوامل زباله‎گردی کودکان روز سه شنبه 21خردادماه و در آستانه روزجهانی لغو کار کودک برگزار شد، گفت: یکی از بزرگترین معضلات ما در کشور، به رسمیت شناخته نشدن حضور مهاجران افغانستانی است و در این راه "خانه کارگر" مانع جدی است.

میدری که در بخشی از پنل تخصصی این نشست صحبت می‌کرد با بیان این جمله که " ما به ارزش‌هایی پایبند هستیم که امکان رسیدن به راه‌ حل را میسر نمی‌کنند و نمی‌توانیم مسئله را حل کنیم"، به معضل به رسمیت شناخته نشدن حضور مهاجران افغانستانی در ایران اشاره کرد و گفت: ما نمی‌خواهیم حضور افغانستانی‌ها در ایران را به رسمیت بشناسیم و درحالی که ۲ تا ۳ میلیون کارگر افغانستانی در کشور مشغول به کار هستند، ما تنها ۷۰۰ هزار نفر را به رسمیت می‌شناسیم.

او با اشاره به نقش تشکل حاکمیتیِ خانه کارگر در به رسمیت شناخته نشدن کارگران مهاجر افغانستانی گفت: " در وزارت کار تلاش کردیم این افراد را به رسمیت بشناسیم اما بزرگترین مانع ما "خانه کارگر" بود که به جد ایستاده و می‌گوید این کار نادرست است؛ چراکه قانون کار ایران معتقد است که نیروی کار ماهر باید وارد ایران شود و ما اجازه ورود نیروی کار غیرماهر به ایران را نمی‌دهیم. خانه کارگر تشکلی است با ارتباطات گسترده و حاضر نیست در مورد این مسئله وارد مذاکره شود."

در ارتباط با رویکرد تشکیلات شبه مافیایی "خانه کارگر" نسبت به کارگران مهاجر افغانستانی و آنچه میدری به آن اشاره کرده ،تردیدی نیست و سوابق سالهای گذشته این تشکل حاکمیتی در راستای تلاش برای ایجاد تنش بین کارگران مهاجر افغانستانی و کارگران ایرانی به خصوص در بخش های خدماتی و ساختمانی شاهدی بر این ادعاست. با این‌حال میدری به این نکته اشاره نکرد که چرا با وجود اعتراضات گسترده سازمانهای غیردولتی حوزه کودک، وزارت کار،تعاون و رفاه اجتماعی به عنوان یکی از متولیان وضعیت کودکان کار ، نسبت به توقف طرح "جمع آوری کودکان کار از خیابان"، که جمع زیادی از آنها کودکان کارگر افغانستانی هستند، اقدامات لازم را انجام نمی دهد؟!

متولیان طرح «جمع‌آوری» کودکان کار مدعی‌اند با اجرای این طرح، چهره‌ی شهر از وجود کودکان کار پاک خواهد شد و آنان نیز شرایط بهتری پیدا خواهند کرد. نهادهایی مانند بهزیستی، فرمانداری و شهرداری تهران در سالهای گذشته با اجرای آنچه به گفته فعالان مدنی «دستگیری کودکان کار در خیابان» گفته می‌شود، زمینه بروز اعتراضاتی را در بدنه جامعه مدنی ایجاد کردند که ناشی از برخورد غلط و نمایشی با موضوع کار کودک است. دستگیری کودک در خیابان به نام «جمع‌آوری»، انتقال او به مراکز شبانه‌روزی بهزیستی با امکانات و شرایط رفاهی نامناسب برای نگهداری کودک و جدایی چند روزه کودک از والدین، اعمال فشار بیشتر بر کودکان کار مهاجر افغانستانی، حضور آنها در اردوگاه‌های موقت برای رد کردن از مرز (که در اغلب مواقع بدون حضور خانواده اتفاق می‌افتد) و بی‌توجهی به گزارش‌ها و مستندات فعالان حقوق کودک در زمینه وضعیت کودکان دستگیرشده و نگرانی خانواده‌هایشان ، منجر به نقض مکرر حقوق کودک بر اساس موازین مختلف ملی و بین‌المللی شده است.

🆔 @jameeno
🔸آیا ممکن است شارلاتان‌ها هم به بهشت بروند؟

🔺مکاشفه‌ای در باب تفاوت‌های حاکمان نالایق و منتقدان ثابت‌قدمشان

▫️ جامعه نو: موضوع این نوشته، آن به قول شورای سردبیری جامعه‌نو، «سنت حسنه اهل فکر هموطن در نقل بدون منبع مطالب» و دستبرد به نوشته‌های دیگران است، ولی انگيزه از نوشتنش افشا و رسوا کردن و ريختن آبروي کسي نيست. چون به ظن این حقیر، روی هم رفته اصلا ذکر منبع نکردن و دستبرد به نوشته دیگران مسائل مهمی نیستند. ذکر منبع به هنگام نقل، لطفی است که ناقل در حق خودش و به نوبه خودش، در حق تاریخ می‌کند. این را کتابدارها و دانش‌شناس‌ها احتمالا بهتر توضیح بدهند. جوهر معنای هر سخن را آن زمان درمی‌یابیم که بدانیم چه کسی، به چه سبب و در چه اوضاع و احوالی آن را گفته است. دم دستی‌ترین مثالش: فرق است میان مخالفت یک اصلاح‌طب با سیاست‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی در سال 95 با مخالفت یک اصولگرا با همان سیاست‌ها در سال 98؛ حتی اگر هر دو عینا یک جمله را بگویند. یا مثلا مهم است وقتی سال‌ها بعد یک پژوهشگر مطبوعات این سال‌ها را می‌جورد، بداند چه حرفی را نخستین بار چه کسی گفته و... نقل اينجا، ديگر است. در سه بندی که در ادامه می‌آید، خواهم کوشيد کمي در اطراف موضوع بچرخم و پاسخ چند پرسش را بيابم.

1- پرسش نخست اين باشد: چه تفاوتي هست ميان کار يک جيب‌بر خياباني دون‌پايه‌ي سابقه‌دار که همه از کسب و کارش باخبرند و خودش هم می‌داند که همه می‌دانند چه کاره است، با مديري ظاهرالصلاح و شهره به پاکدستي که دارد يواشکي توبره‌اش را پر مي‌کند؟ چه تفاوتي هست ميان کانال‌هاي تلگرامي و وبسايت‌هاي رنگ به رنگ بي شناسنامه‌ي بي‌باک که به قصد جلب نظر جماعت، پرشتاب و بي‌توقف، آشکارا مطالب رسانه‌هاي رسمي را بي‌ذکر منبع و مأخذ کپي مي‌کنند با ستون‌نويس شیردل و به ظاهر فرهیخته‌ای که منتقد وضع موجود است و ولی به هنگام نوشتن يواشکي ناخونک مي‌زند به نوشته‌هاي ديگران؟ خلاصه‌اش: چه تفاوتي است ميان دزد نقاب‌داري که شبانه مي‌دزدد و دزد بي‌نقابي که در روشنايي روز غارت مي‌کند؟ حتي مي‌شود مسئله را پيچيده‌تر هم کرد: چه تفاوتي هست ميان آن که براي کمک به حرکتي اصلاح‌گر مي دزدد، با آن که تنها جيب خودش را پر مي‌کند؟ میان رابین‌هود و پرنس جان و یک دله‌دزد اهل ناتینگهام؟ اگر من بخواهم پاسخ دهم، مي‌گويم «هيچ»؛ تا پاسخ شما چه باشد! بيشتر توضيح خواهم داد.

2- فيلم سينمايي «خالتور» را ديده‌ايد؟ اگر نه، نبينيدش. هماني است که اسمش مي‌گويد. کار سازندگانش علي‌الظاهر شبيه کاري است که جناب مستطاب ما مرتکبش شده‌اند. «خالتور» کپي «گنج قارون» معروف است که راستش خودش هم آنچنان مالي نيست. هرچقدر «گنج قارون» خودآگاه است و باهوش، «خالتور» گول است و گيج. حتي از اين هم بدتر، در جاهايي خودش را به حماقت و نفهمي مي‌زند: کاري که همه‌ي شارلاتان‌ها مي‌کنند. آنان خودشان را فريفته‌اند که يک چنين دستبرد و سرقتي «اشکالي ندارد»؛ چون تاواني ندارد. لابد به ظن آن‌ها اشکالي ندارد معروف‌ترين سکانس يک فيلم محبوب قديمي را که چون «قبل از انقلاب» ساخته شده، بي‌صاحب است و قوانيني چون کپي‌رايت هم براي حمايت از حقوق مولفانش در کار نيست، بدزدند. آن‌ها البته، مطلقا بي‌شرافت هم نيستند؛ چون به ترتيبي پيشاپيش به دزدي‌شان اعتراف کرده‌اند. دستبردي زده‌اند که مي‌دانسته‌اند محال است مخفي بماند. ولی همه‌ي دزدهاي شارلاتان به قدر سازندگان فيلم «خالتور» جسور نيستند که در سايه‌ي فقدان قوانينِ حامي مولف، خودشان پيشاپيش آفتابه را به گردن خودشان بياويزند و بي‌نقاب، در روز روشن بدزدند. مثلا يک فيلمساز ديگري هم هست که هرچه ساخته به ظن خودش در حمايت از زنان بوده و نقل مظلوميت آنان. عَلَم روشنفکري افراشته، حامي سياسي اصلاح‌طلبان هم هست. از سانسور شکايت و از وضع موجود مملکت هم انتقاده کرده و در نکوهش اختلاس‌کن‌ها و آناني که سرشان در آخور بيت‌المال است، حرف‌ها زده. گذشته از کيفيت انجامِ اين‌هایی که شمرديم، به نظر مي‌آيد بايد رفت و پشتش ايستاد. تازه چند وقت پيش نمايشگاه نقاشي هم به پا کرد و دانستيم نقاش هم هست و اين هنر هم از يکي از انگشتانش مي‌چکد. منتها تقش درآمد نقاشي‌هایش، کپي است. از روي چه؟ از طرحِ کارت پستال‌هاي خارجي! خانم از آن شارلاتان‌هايي از کار درآمد که مي‌دزدند؛ چون گمان مي‌کنند مچشان گرفته نمي‌شود؛ از همان طرارهايي که مطلقا بي‌شرافتند. اگر مثلا ما در اين مملکت کپي رايت داشتيم باز چنين مي‌شد؟ اين را شما بگوييد که داناتريد. اگر خيال کنيم هرگز گير نخواهيم افتاد، مجازيم هر آنچه را که در طلبش هستيم بدزديم؟ اين را استادان درس اخلاق پاسخ بگويند. حتما بايد زور بالاي سرمان باشد؟ اين را هابز پاسخ داده: بله!

🆔 @jameeno

🔻بیشتر بخوانید

https://telegra.ph/Ch-06-16
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔹آلرژی شریعتی

🖌علی عادلی

▫️همه وابستگان به جریانات سیاسی، فکری، اجتماعی و فرهنگی:
چه آنهایی که روزگاری در بودن شریعتی به او عشق می ورزیدند

چه آنهایی که بعدها با هیجان فکر و کلامش موتور محرک انقلاب بوده اند

چه آنهایی که بعد از انقلاب با نام شریعتی دست بر اسلحه برده اند و با اندیشه های او کشتندو کشته شدند

چه آنهایی که درچند دهه انقلاب غذای جانشان اندیشه های شریعتی بود

چه آنهایی که از ان طرف بام افتاده اند همان هایی که روزگاری با شریعتی عشقبازی میکردند و اکنون تاریخ مصرفش را تمام شده میپندارند و او را آخوند کراواتی خطاب میکنند و از در عتاب طرفدارانش را میرانند

چه آنهایی که به اندیشه‌ی شریعتی هیچ واکنشی تا اکنون نداشته اند و به نقد اثارش بدون حب و بغض نپرداخته اند

اکنون مقصر اصلی رویکرد ایدئولوژیک شدن جامعه و نظام فکری جامعه هستند

دکتر بانی نظریه ایدئولوژیک شدن دین نبود
شوربختانه شریعتی این نظریه را از بطن جامعه برداشت و کاشت و آبیاری کرد جامعه ای که خود همواره در گیرش بود

حتی انسان ایرانی عصر سنت رویکردش ، هم در مناسبات اجتماعی و هم در سایر مناسبات، در چارچوب باید ها و نباید ترسیم میشد
همواره اهل افراط بوده و هست هیجانات هیچوقت رهایش نمیکند

شریعتی این رویکرد را تبین و بسط نمود همزمان انقلاب که شد فکر و نظر ایدئولوژیکی شریعتی برای انقلاب نوشدارو شد

اینکه امروز دکتر را می رانیم و سرزنش میکنیم در واقع ژست افاده ای طبقه نسبتا باشعور است که میخواهد خود را مبرا از مصیبتهای بوجود آمده در نظام فکری موجود در فضای جامعه بداند
اینکه چرا شریعتی و اثارش فراموش نمیشود همین است هنوز با همان رویکرد گذشته به داوری شریعتی می نشنیم

مهرافزون

🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔹زنهاری به حاکمان

🖌 ع. الف. / کنشگر فرهنگی

▫️شب گذشته فیلم سینمایی «شبی که ماه کامل شد»، آخرین ساخته‌ی بانو نرگس آبیار، را دیدم؛ فیلمی جسورانه و ظریف که یکی از رویدادهای خاص تاریخِ اکنونِ کشور (عبدالمالک ریگی و عملیات‌های تروریستی‌اش) را از زاویه‌ای نزدیک (داستان عشقِ برادرش به دختری تهرانی) روایت می‌کند که به خاطر توجه به این نکات باید به کارگردانش «دست مریزاد» گفت. اما هدفم از نوشتنِ این یادداشت پرداختن به موضوعی دیگر است که مدت‌هاست فکرم را مشغول کرده، و البته در پیوند با موضوعِ این فیلم هم هست که سفارش می‌کنم آن را ببینید.

بیایید پرنده‌ی خیال را پرواز دهیم و برخی دشواری‌های وضعیت کنونی ایران و نیز ویژگی‌هایی از نظام را برجسته و اغراق‌گونه، مثلاً در بیست سال آینده، تصویر کنیم:
ـ‌ بسیاری از تحصیل‌کردگان و متخصصان و برجستگان فکری کشور، دست‌کم بخش مهمی از آنانی که می‌توانند، کشور را ترک کرده‌اند و آنانی مانده‌اند که یا در دستگاه حکومت هستند یا نظام اداری و آموزشی کشور یا امکان رفتن‌اش را ندارند، و در این میان آنانی که معترض مشکلات کشور (از هر نوعی و جنسی) و خواهان تغییر هستند یا در زندان‌اند یا در شرایط بد امنیتی به سر می‌برند و فاقد توان‌مندی در پیشبرد خواست‌های‌شان هستند؛

ـ خویشاوندسالاری و ویژه‌خواری در اوج است و شرایط اقتصادی مملکت و عمومِ مردم بسیار بد. کسانی از وابستگان مقامات و نظام به یاری سازوکارهایی چون نظارت استصوابی در مجالس حضور دارند یا برخی با گرفتن مدارکی شبه‌علمی از دانشگاه‌هایی همسو جایگاه‌های تخصصی و علمی را در اختیار دارند و فرزندان و وابستگان‌شان هم به‌وسیله‌ی شرکت‌های رنگارنگی که تأسیس کرده‌اند شریان خُرد اقتصاد را در دست دارند و به جای تولید واقعی (منظور تولیدی است که در شرایط تحریم هم پابرجا بماند، نه مانند آنچه امروز شاهد هستیم از «کارت‌های ملی یا کارت هدیه‌ی بانکی» تا «قوطی‌های کنسرو» همه یا نایاب شده‌اند یا شدیداً بر قیمت‌شان افزوده شده) اجناسِ بی‌کیفیتی را در فضای انحصاری و غیررقابتی به مردم تحمیل می‌کنند. خصوصی‌سازی نهادهای اقتصادی بزرگ دولت به بدترین شیوه به پایان رسیده و افرادی وابسته و ناشایسته آن نهادها را به زمین زده و از حَیّز انتفاع خارج کرده‌اند. شریان‌های اصلی اقتصاد البته هم‌چنان در دستِ «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» و بزرگترین نهادهای کشور و بلکه منطقه هم نهادهایی دینی ـ حکومتی، که البته به آنچه دارند هم دلخوش نیستند و برای نمونه‌ای، ستاد فرمان اجرایی امام حتی از خانه‌ای که چهل سال پیش پدرم ساخته نیز نمی‌گذرد و به بهانه‌ی آن‌که سال‌ها بعد صاحب آن زمین ممنوع‌المعامله شده (چون گویا از مدیران وزارت آموزش و پرورش در پیش از انقلاب بوده) حق‌ریشه‌ای را که ما از کشاورزانِ محل خریدیم بی‌اعتبار تلقی می‌کند تا آن زمین را تصاحب کند؛

ـ و نهاد دین و طلاب دینی در همه‌ی ارکان جامعه حضور دارند. نه تنها بودجه‌ی بزرگی از کشور صرف بنیاد و گسترش حوزه‌ها می‌شود که حتا با وجود وضعیت بد اقتصادی این روند ادامه پیدا می‌کند (نگاهی به بودجه‌ی امسال بیندازید)، بلکه انبوه طلاب در همه‌ی زمینه‌ها، چه در کارهایی تخصصی چون شرکت نفت و چه در جایگاه‌هایی عمومی چون صداوسیما، پرقدرت حضور دارند و دیگر محدود به جایگاهِ سنتیِ مساجد نیستند بلکه هر نمایشگاهی که راه می‌افتد جایگاهی خاص به آنها داده می‌شود و چه حتی با بودجه‌های کلانی که دارند روند پژوهش و تهیه‌ی بایگانی‌های علمی (چون نورمگز) را نیز به انجام می‌رسانند. در جایگاهِ ریاست سه قوه و دو نهاد بالاسری آنان (شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام) و اکثرِ شوراهای عالی نیز آنان را می‌بینیم.

🆔 @jameeno

🔻 اینجا بیشتر بخوانید

https://telegra.ph/Fr-06-22-2
#الف

🔸صخره و مه!

▫️شورای سردبیری: به گمان برخی، گویا زمان انتخاب برای ایرانیان فرا رسیده است. اما انتخاب مسیر، وقتی در سلطه مه غلیظ صورت میگیرد، می‌تواند به پرتگاهی هولناک ختم شود. در شرایطی مثل شرایط امروز ایران که فضای آن آلوده به تبلیغات و زیر سلطه جنگ روابط عمومی‌ها است، انتخاب مسیر حتی برای غیرعوام آسان مینماید، اما رفتن به طریق "ختم‌ به‌ خیر" بسی مشکل است. غلتیدن به سویی که هلهله غیرت و قدرت رگه‌های وطن‌پرستی را فعال می‌کند و یا تسلیم شدن به وسوسه تحول سیاسی برون‌زایی که القا میشود مشکلات داخلی را پایان خواهد بخشید، هر دو میتواند زاده شرایطی چون موقعیت امروز ما باشد و به آسانی صورت پذیرد. در مقابل، دیدن آنچه در افق و ماورای تصویر پرآشوب سیاست بین‌الملل خفته است دشوار و تشخیص آن به عنوان تعیین‌کننده مختصات آینده کشور و سرنوشت مردمان سخت است: تحلیل‌های موجود درباره بحران روابط خارجی، معمولا یا غریوی سرشار از مستی پیروزی تاکتیکی‌اند و یا ردیف کردن استدلالهایی در منقبت مذاکره. این تحلیل‌ها از فرجام‌های نامنتظر و محتمل ، و از مصایب نادیده متعاقب سخن نمیگویند.

اما وظیفه ما، نه ورود به مباحث فنی و تاکتیکی حقوقی و نظامی است، نه دمیدن در پرچم ناسیونالیسم منحطی که سر از آستان فاشیسم بی در و پیکر در می‌آورد و نه تبدیل شدن به روابط عمومی دولت ایالات متحده و مقوم توهم تحولات مفید برونزا. وظیفه ما این است که بگوییم استمرار موقعیت فعلی به چه فرجامی برای چند ده میلیون شهروند منتهی میشود.

در سالهای نیمه دوم دهه ۱۹۳۰، تعداد زیادی از آلمانی‌های برجسته با دیدن سایه جنگ و شوق حکومت به شروع آن، این کشور را ترک کردند؛ عده‌ای از نخبگان به زیر پرچم دولت توتالیتر وقت رفتند و حتی به توجیه فلسفی نازیسم پرداختند؛ و البته عده زیادی هم خردمندانه سکوت پیشه کردند بلکه بتوانند چیزهایی را نجات دهند. گروه اول خودشان را نجات دادند، گروه بعدی خسران دنیا و آخرت یافتند، و گروه سوم اگر نتوانستند آلمان را از ورود به جنگ مانع شوند، اما توانستند با دادن هزینه از جان خود از رفتن چشم و گوش بسته بخشی از مردم آلمان به طریق اهریمنی جلوگیری کنند. نه کاملا، اما ما اینک در آن موقعیتیم.

اما نپیوستن به اردوگاه‌های هلهله‌کشی که توییت‌های باسمه‌ای میهن‌پرستانه و یا توصیه‌های بی‌پایه رفتن به میز مذاکره صادر میکنند، به معنی ایستادن در جا نیست. قرار گرفتن در موقعیت پاسخ به پرسشهایی دشوار و تنبیه‌هایی سخت از سوی دو جبهه فاشیسم پیچیده در پرچم‌های مقدس و بیگانه‌باوری لفاف شده با صلح‌طلبی‌تنش‌گریز است. سوای اینکه آن تنبیه‌ها چه باشد، بسیاری از ما در موقعیت طرح و پاسخ آن پرسشهای سخت نایستاده‌ایم و پاسخی برنمی‌آوریم: آمریکا و دولت کنونی آن از ایران واقعا چه میخواهند؟ سبب واقعی آشتی‌ناپذیری حکومت ما با این کشور چیست؟ کدام ماشین منافع در این یا آن طرف منازعه پیشرانه دو جبهه است؟ آیا شکست خوردن در جنگها به دموکراسی ختم میشود؟ چرا جبهه‌بندی کنونی در خاورمیانه به شکل کنونی است و نه صورتی دیگر؟ منتفعان غیر مستقیم منازعه محتمل کیانند؟ نتایج محتوم تحریمهای اقتصادی تشدیدشونده چه خواهد بود؟ و مهمتر از همه، اگر احتمالا آشوب طراحی شده برای منطقه خلیج‌فارس در بگیرد، آن چند ده میلیون نفر آسیب‌پذیر با چه مقدراتی رویارو خواهند بود؟

متاسفیم که برخی همراهان پرسشگر را ناامید میکنیم؛ نمیتوانیم با قطعیت بگوییم مذاکره نخواهیم کرد و جنگ هم خواهد شد، هرچند باور داریم آنها که رئیس‌جمهور ایالات متحده از زبانشان حرف میزند، ایران را پای میز مذاکره (چه نوع مذاکره‌ای؟!) نمیخواهند، بلکه ایستاده در میدان جنگ میخواهند. به این هم باور داریم که ساده اما کاراترین جنگ روابط عمومی، امروز در راهروهای کاخ سفید با کمک رئیس‌جمهورشان در حال اجرا است. پس صبر، و اهل نظر را دعوت میکنیم فعلا مردم را در یافتن پاسخ پرسشهایی که فهرست کردیم یاری کنند.

🆔 @jameeno