جامعه نو
4.93K subscribers
989 photos
33 videos
17 files
770 links
رسانه روزنامه‌نگاران مستقل

تماس با ما: @jameeno_pr
Download Telegram
🍀جامعه نو: در آستانه دمیدن‌ نوروز سال تازه برای همراهان جامعه‌نو هوایی آرزو می‌کنیم با رایحه‌ای کمتر گزندۀ مشام؛ این آرزو را می‌آراییم به امید بر تغییر فصل دل‌های حزین، پا در رکاب بهاری که جان‌های کمتری را بدرقه می‌کند.

🍀باشد که نوروزی بیاید با روزهای نو، که در آن دلشورۀ آینده فروکش کند، غم نان بر گردۀ کمتر هموطنانی سنگینی کند و تنهایی و قرنطینۀ ناخواسته‌، فرصتی خواستنی شود زمینه‌ساز اندیشه و تعمق در همۀ ما پیرامون سرنوشت ما و کشورمان

🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔺روز بی‌پایان

🖌هاجر داهیم

▫️امروز در آغاز سال ١٣٩٩كه نفس سبز بهار با شيوع يك ويروس تنگ شده است...
◦ ده سال تمام در تمام دوره اي كه كارشناس آزمايشگاه بودم تمام لحظات سال تحويل و نو شدن زمين به لباس سبز و زيباي بهار را در بيمارستان گذراندم، روزهايي كه كرونا نبود، كسي به كادر درمان نگاه درمانگري نداشت و شايد خيلي ها ندانستند ما بسياري سال ها در شلوغي اورژانس و دادن جواب آزمايشات اورژانسي بيماران حتي متوجه حلول سال نو نشديم، ميان تمام اشك ها و لبخندهاي مراجعين و همراهان عزيز بيماران سالمان تحويل شد و چقدر لذت برديم آن عصر ٢٩اسفندي كه از صبح درگير انجام آزمايش به جهت خانمي بوديم كه مسافر غريبي بود از كشور سوئيس و به ديدار خانواده همسر آمده بود و در راه به علت تصادف و بيهوشي به بيمارستان منتقل شده بود و پس از آزمايش هاي اوليه متوجه شديم باردار هستند اما دل نگراني اين بود كه هجده سال از ازدواجشان گذشته بود و ظاهرا فرزندي نداشتند و درمان نتيجه بخش نبود...بايد آزمايشات تكرار مي شدند و تست هاي تكميلي كه مبادا مشكل تومور نباشد...دو نفر بوديم كارها تقسيم شد، يك نفر بانك خون و پذيرش و بيوشيمي و ديگري انجام تست ها و تكرار و پيگيري سونوگرافي و ...نهارهم نخورده بوديم و نفهميديم عصر شد و نفهميديم سال تحويل شد اما ابتداي غروب و ميان تعويض شيفت و پس از شروع سال نو كه آن را نيز متوجه نشديم ...خبر خوش رسيد كه هيچ مشكل و بيماري ثانويه نيست و جوانه شكل گيري كودكي نازنين در حال رستن است...
◦ و امروز سال ها گذشته است...ديگر در بيمارستان نيستم ولي تمام آن روزها و خاطرات اين روزها براي مردم كشورم ملموس تر شده اند ...پزشكان و پرستاران و راديولوژيست ها و آزمايشگاه و نيروهاي زحمت كش خدمات و بخش هاي اداري و ...هرسال و هميشه سعي كردند در تمام اين لحظات بدون تعطيلي كنار شما بمانند و امروز تنها خواسته اشان، از شما ماندن در منزل و كمك رساني به آن هاست.
◦ من پزشكي را ديدم در آن سال ها كه تب مالت و درگيري شديد او را از كار باز نداشته بود و گاهي فقط از شدت ضعف و درد و تب با همين لباس روي صندلي و نشسته به خواب مي رفت.
◦ فوق تخصص اطفالي ديدم كه نيمه شب و به جهت كهولت سن نيروي خدمات و خرابي آسانسور، خودش نمونه ها را مي آورد آزمايشگاه و پشت در منتظر مي ماند تا جواب را نيز ببرد و سوپروايزري ديدم كه تنها دخترش درست چندماه بعد از ازدواج با سرطان دست و پنجه نرم مي كرد و او در ماه دوازده شب سر كار مي آمد و روزها به فرزندش رسيدگي مي كرد...
◦ هيچ ندارم براي امروز جز سر تعظيم مقابل سپيدپوشان مهربان كه هميشه درد را شكستند با وجود زخم هاي سنگين جسم و روح خودشان
◦ فقط مي خواهم بگويم بيشتر به يادشان باشيم و يك صدا از تمام اين عزيزان در هرنقش و شغل كه مشغولند با تمام وجود تشكر و تقدير نماييم و كمكشان كنيم تا اينبار همه با هم پيروز شويم و سالمان و حالمان نو شود به مهرورزي و خرد و علم

🆔 @jameeno
🔻 حضور فعالان مدنی و حقوق بشری در بیمارستان توحید سنندج

▫️جمعی از فعالان مدنی و حقوق بشری سنندج‌ با حضور در برابر بیمارستان توحید این شهر سال نو را به جامعه پزشکی، پرستاری و دیگر کسانی که در این روزهای سخت از جان خود مایه گذاشته اند تا جان های دیگر بمانند، شادباش گفتند.آنان با اهدای شاخه های گل و نصب پلاکارد تبریک سال نو برای تمامی پرسنل پزشکی و پرستاری آرزوی سلامت کردند. / اجلال قوامی، همکار جامعه نو در کردستان

🆔 @jameeno
#کیلومتر_۹۹

🔻پنج #الف تحلیلی جامعه‌نو درباره مسائل بنیادی سال پیش رو

▫️این روزها، هیچکس نمی‌تواند در اندازه‌ای که جامعه پزشکی و بهداشتی و درمان، تامین و توزیع کنندگان غذا و آب و برق در نورو‌ز قرنطینه‌شده امسال بر گردن جامعه‌ حق دارند به جامعه خدمت گذارد و حضور مفید داشته باشد. بسیاری به تعطیل ناگزیر رفته‌اند اما جامعه‌نو تلاش خواهد کرد به محاق تعطیلات نرود و در پاسخ به پرسشهای مطرح این روزها که آینده ما و کشورمان چه خواهد شد و چه باید کرد مطالبی در زمینه های مسیر حکومت، تحرک جامعه، جایگاه روشنفکران ، موقعیت جهان و چشم انداز اقتصاد کشور در سال نو به همراهان خود عرضه کند . اینها پرسشهایی بنیادین‌اند که فعلا به خاطر رویارویی با بیماری کرونا کمرنگ‌تر شده‌اند، اما در دوره پساکرونا که امیدواریم بزودی برسد دوباره رخنمون خواهند بود. نخستین مورد از این واکاوی‌ها را امروز و در پست بعدی ملاحظه می‌کنید.

🆔 @jameeno
#کیلومتر_۹۹

🔸افق جهانی ایران!

▫️شورای سردبیری: اندکی پس از انکه بحران اقتصادی سال ۲۰۰۸ رخ داد و موسسات مالی وبانکهای بزرگ جهان به مسیرورشکستگی افتادند ،امواج سونامی آن به نقاط دورافتاده جهان رسید ؛ از صندوق بازنشستگی ایسلند که اوراق بهادار وال‌استریت را برای حفظ‌ارزش دارایی‌های خود خریده بود و به افلاس نشست، تا ماهیگیران فقیر ویتنامی که حاصل صید آنان رستورانهای نیویورک را برای پذیرایی از بانکداران تدارک میکرد، ضربه این موج را حس کردند و از ان زیان دیدند. دولت اوباما که درست در لحظه انفجار بمب بحران سرکار آمده بود، با خلق منابع اعتباری به نجات وال‌استریت متعهد شد و بحران را کنترل‌کرد و در دوره اول خود به تدریج اقتصاد ایالات متحده را روی ریل برگرداند. التیام زخم آن بحران سرمایه‌داری بر پیکر اقتصاد جهان مدتها طول کشید .

آن بحران بر اقتصاد ایران کم‌گستره‌ترین تاثیر را داشت. ارتباط ایران با پیکرعظیم اژدهای مالی جهان تقریبا قطع بود و این ناپیوندی وتحریمها ما را از آن امواج مصون داشت. گستره کوچک تاثیربحران جهانی اقتصاد بر ایران فقط در حوزه سقوط قیمت مواد اولیه و از جمله نفت بود. با کاهش قیمت نفت، ایران میلیاردها دلار درامد را ازدست داد که البته فشار وارده ناشی از آن درمقیاس تاریخی مفید بود : اگر راهبردی بیندیشیم، افت درامد فروش منابع طبیعی و کاهش سهم آنها در بودجه دولت و خزانه حکومتهای فاقد خرد توسعه‌گرا و ماجراجو مفید است.

حالا پس از دوازده سال ، اقتصاد جهان به چاله‌ای بزرگتر از دستانداز ۲۰۰۸ رسیده است که هنوز نرسیده اما سال پیش رو را به شدت بحرانی میکند. شروع بحران را البته به شیوع بیماری کرونا و پایین کشیده شدن کرکره بخشهایی متنوع از اقتصاد (مانندگردشگری و حمل‌ونقل)منتسب میکنند که میتواند درست باشد، ولی کارشناسانی که درلایه‌های زیرین اقتصاد تعمق بیشتری دارند شیوع بحران‌دراین بخشها را صرفا به مثابه کشیده شدن ماشه ارزیابی میکنند. اقتصاد جهان سرمایه‌داری با یک بحران بدهی‌انباشته‌ دیگر روبروست که از بحران ۲۰۰۸بزرگتر است و امواج آن کل اقتصاد را زیرورو خواهد کرد . سقوط‌های اخیر در بورسهای سهام آسیا ، اروپا و ایالات متحده فقط ناشی از کاهش تقاضا به خاطر شیوع بیماری و چشم‌انداز آینده آن نیست. اعلام اختصاص مقادیر هنگفت از سوی دولتها برای مقابله با تاثیرات اقتصادی بحران کرونا تاثیرات اندک و موقت‌بر روند کاهش ارزش داراییهای کلان داشته و قیمت سهام و قیمت نفت روند پرقدرت کاهش دارد که همچون پیش‌لرزه‌های یک زلزله نشان از بزرگی بحران پیش روی اقتصاد جهان میدهد.

کماکان، تاثیر ریزشهای پیش رو بر‌‌‌اقتصاد ایران زیاد نیست. اقتصاد ایران بسته است و هرچند خودبسنده و درونگرا نیست، اما به شبکه‌های مالی جهان کمترین‌ پیوند را دارد و نفت چندانی هم به بازار نمیفرستد. آسیب عمده‌تر اقتصاد ایران از بحران اقتصادی پیش رو در عرصه سیاست است. اگر اقتصادایران نسبت به اثر تغییر و بحران دراقتصاد جهان بسته است، سیاست آن‌بر روی تاثیرات تحولات سیاسی جهان باز و بی‌در و دروازه است. حکومت ایران در عرصه سیاست بین الملل و بویژه منطقه بسیار فعال است و از آنجا که سیاست آن ایدئولوژیک وغیر واقعبینانه و بقول خودش انقلابی و با روندهای جهانی متعارض است ، هزینه‌زا و متاثر از فشار دنیای بیرون است که یاد گرفته فشار سیاسی خود را در قالب تحریم و محاصره اقتصادی وارد کند. جالب است که حتی دولتهای پوپولیستی با ماهیت فوق‌راست در امریکا و اروپا علیرغم شهره بودن به رفتارهای "خرکی" آموخته‌اند که بیشترین تاثیر سیاسی بر ایران را میتوان از طریق تهدید منافع اقتصادی آن داشت. بنابراین ممکن است علیرغم انزوای ظاهری ایران، عمق برونزایی تحولات سیاسی آن از مسیر فشارهای اقتصادی ، درواقع زیاد باشد. میتوان نشان داد افزایش شکاف جامعه - حکومت در دوسال اخیر ، به طرق مختلف از وجوه قدرتمندی از برونزایی برخوردار بوده است: از اعلام صریح دولت ایالات متحده در باره هدف تحریمها (افزایش نارضایتی اجتماعی) گرفته تا حساسیت شدید حکومت به ابعاد حضورش در گوشه و کنار منطقه (علیرغم نارضایتی‌ملی از آن) وجوهی از شدت برونزایی تحولات آتی کشورند: کسی در ایران مداخله نظامی نمیکند، اپوزیسیون وابسته قدرتمندی پشت مرزها کمین نکرده است، اما حکومت و نظام سیاسی ایران زیر تهدید شدید عوامل مختلف‌خارجی است و به صورتی انفعالی از جهان خارج‌تاثیر میپذیرد. "جامعه‌نو" در گذشته بارها در باره این خطر و لزوم در پیش گرفتن سیاست خارجی محافظه‌کار و حسابگرانه‌‌تری تحت استراتژی #خارپشت سخن گفته است. این افق راهبردی مغفول، کماکان در سال ۹۹نیز تنها مسیر روبه فلاح حکومت و مردم ایران در تعامل با جهان خواهد بود.

🆔 @jameeno
🔹کرونا و کلت!

🔻نترسید، ولی اوضاع آینده ،این است !

▫️تحریریه جامعه‌نو: اگر در روزهای آینده با خبر شوید کسی برای بستری کردن پدر یا برادرش به روی کارکنان بیمارستان کلت کشیده است تعجب میکنید؟اگر برایتان فیلمی از بستری شدن آن اخوندی در آی سی یو بفرستند که دور دهان و بینی بیماران کرونا خاک میمالید و برای پزشکان کری خوانی میکرد فقط به فرجام اومیخندید و شما هم کری خوانی میکنید؟ راستش را بخواهید همه اینها رخ خواهد داد، اما فرصت چندانی برای اظهار نظر و خنده نخواهید داشت. داریم به قسمت شوم شیوع طاعون کرونا وارد میشویم .فقط دیوانه ها در تونل وحشت قهقهه میزنند...بزودی ، کسی حوصله و توان رقصیدن در راهروی بیمارستان نخواهد داشت.

تصویری که داده ایم اصلا بعید نیست. لابد یادتان هست که چند سال پیش ، در یکی از شهرستانها ملازمان یک مقام حکومتی به بیمارستان شهر رفتند تا پزشک مستقر را به بالین ان مقام ببرند . امتناع کرد و گفت بیمار را به اینجابیاورید چون نمیتوانم بیمارستان و مراجعان آن را رها کنم. به رویش کلت کشیدند، اورا به زور سوار اتومبیل کردند ، و به بالین ان مقام بردند . کشمکش حقوقی و سیاسی ماجرا البته طبق معمول به جایی نرسید و قاعدتا باید در نهایت آن پزشک بدهکار هم شده باشد (خبر دیگری نرسید) ، چون رسانه های طرفدار ارزش کلت شروع کرده بودند برای پزشک موصوف پرونده ضدیت با انقلاب بسازند.

این ماجرا در دوره آرامش، وفور امکانات ، و زمانی اتفاق افتاد که کلت کشیدن خاص خواص ، مانند آن مداح درجه یک محفل مقامات بود که به خود حق میدادند در دعوای نوبت در پمپ بنزین کلت به روی مردم بکشند. کار کرونا دارد به جایی میکشد که عمله جات کلت به کمر حکومت هم چنین حقی را به راحتی به خود بدهند.

خارج از بدبینی و عیبجویی از حکومتی‌ها ، چنین رخدادهایی در آینده فراوان خواهد بود . علت روشنی دارد: کمبود امکانات و تخت و فرسودگی و از پا افتادن کادر درمانی، در مقابل سیل فزاینده بیماران بدحال. نباید فکر کنید رخ نخواهد داد. در اروپا رخ داده ، در ایران هم رخ میدهد: اخیرا شبکه اسکای نیوز گزارشی از احتمال فروپاشی سیستم درمانی بیمارستانهای شهر برگامو در ایتالیا با عنوان "اینجا آخرالزمان است "تهیه کرده که وضعیت امکانات و پرسنل آن را در مقابل فشار ورود بیماران نشان میدهد. همه راهروهای این بیمارستان که یک بیمارستان پیشرفته توصیف شده پر از تختهای اشغال شده است، وپرستاران و پزشکان به حالت دو به اینطرف و آنطرف میروند و باز هم نمیتوانند به همه برسند . کادر باز نشسته به کمک انها آمده اند و هنوز فرصت استراحت نیست. رقص و نشان دادن علامت پیروزی بماند....

این وضع در بسیاری کشورها و از جمله ایران امکان وقوع دارد . متخصصان نشان داده اند اگر چند هزار نفر دیگر به بیماران کرونایی نیازمند بستری شدن در کشور ما اضافه شود کسانی پشت در خواهند ماند . نباید کار به اینجا بکشد و باید به هر قیمتی از آن اجتناب کنیم. اگر کار به اینجا بکشد فکر میکنید اولویت با سالخوردگان خانواده شماست یا سالخوردگانی که کلت به کمرها انها را همراهی میکنند؟زور آن متخصص وقیح طب اسلامی برای خوابیدن روی تخت آی سی یو بیشتر است یا پدر شما؟

ما در جامعه‌نو قصد تحریک نداریم، اما ترساندن شاید. باید بترسید از بروز این وضع و بدانید مردم ایران باید احتمالا در آینده خودشان خود را مدیریت کنند و چون در مقابل کلت هیچ کاری نمیتوان کرد، بهتر است از امروز خودمان را مدیریت کنیم. فرمولش را میدانید: خودتان راقرنطینه کنید ودیگران راهم با مهربانی و استدلال به انجام آن هدایت کنیدتا کارشان به بیمارستان نکشد. فرض کنید روحانی و نمکی و ... اصلا وجود ندارند(در واقع هم تقریبا وجود ندارند). خودتان هستید و نزدیکان و دوستان دور و همسایگان نزدیک. فقط همین .فرض کنید فاقد دولت شده و به حال خود واگذاشته شده‌اید . چه میکنید ؟ اتوبوس تصادف کند، راننده بمیرد، وکسی نباشد که از او بپرسید در کجای جاده هستید و کجا باید بروید. چه میکنید؟ به قول معروف، خدانکند، ولی احتمال دارد با کرونا به همین نقطه سرگردانی برسیم . عاقلانه از رسیدن به آن اجتناب کنید . فکر و تدارک کنید تا بتوانید چراغ امید را در دل روشن نگه دارید.

🆔 @jameeno
#الف

🔻حکمرانی ۹۹

🔹بازگشت به دوگانگی‌محدود!

▫️شورای‌سردبیری: حتی اگرطوفان کرونا در دوماه آخر سال بر سر ایران فرود نمیآمد و دنباله ضخیمش به‌سال۹۹ نمی‌کشید، حکمرانی درسال۹۹ آسانتر از ۹۸ نبود؛ خیال خام‌قبلا آزمایش شده‌ای است که یکدست کردن اجزای حکومت و متناسب کردن بیشتر آنها با اراده راس، حکمرانی را آسانتر میکند. یک مجلس همراه‌تر با حکومت، جرات سیلی زدن به حکومت به اندازه رئیس‌جمهور همراه‌تری مثل احمدی نژاد را ندارد اما این مجلس همراه‌تر که نظام برای شکل دادن به آن هزینه زیادی پرداخت درواقع مشکلی حل نمیکند که هیچ، باری هم بر دوش حکومت باقی میگذارد؛ از نیمه سال دیگرهم،هیچ نیرو و قدرت غیرخودی وجود نخواهد داشت که بتوان آن را مانند آن حکیمباشی‌معروف دراز کرد و مسئولیت نارساییها، نادانیها وقمارهای باخته را به گردنش انداخت. آنوقت،حکومت باید بالاخره مسئولیت داوریها وتصمیمهای خود رابپذیرد که البته کار سختی است.

حتی بدون بار اضافی کرونا که هنوز ابعاد آن روشن نیست، اداره کردن کشورکار سختی خواهد بود و کار هر کس نیست. این چهاردهه اگر یک چیز را به خوبی ثابت کرده باشد همان داستان فقدان توانایی اداره کردن حتی یک نانوایی توسط بزرگان لشگرجماعت اصولگرا است. تجربه دولت احمدی نژاد، اوج توانایی برگزیدگان دولتمرد اصولگرایان بود. اگر نه برای بسامان کردن همه چیز، حداقل برای آنچه به خارج کشور ختم میشود، مثلا نفت یا سیاست خارجی، به آدمهایی نیاز است که اگر زنگنه و ظریف آقای‌روحانی نباشند، رستم و منوچهر آقای‌احمدی نژاد هم نمیتوانند باشند. آن رویشهای جوان معهود هم که اخیرابا افول اصلاح طلبان از گلخانه اصولگرایان خارج شده‌اندو از عدالت زیاد حرف میزنند میتوانندعناصر خطرناکی از کار در آیند زیرا مکلاهای جوانی که از بوته آخوندهابیرون میآیند معمولا آفت‌جان انها بوده‌اند: از مجاهدین آخوندزاده دهه پنجاه بگیر تا مخملباف و احمدی‌نژاد معمولا دستشان را گاز گرفته‌اند...سیاستی دگرباید و اختلاط دیگری لازم!

فعلا، با وجود کرونا که باعث میشود آدمها وحکومتها از فردای خود بیخبر باشند، تصور اینکه در نیمه دوم سال چه تمهیدها وتعاملاتی برای انتخابات ۱۴۰۰رخ دهد مشکل است، اما به هرحال احتمالات و ابتکاراتی برای معنی بخشیدن به آن انتخابات هست. یکی از آنها روکردن محدود حکومت به میراث تکنو - بروکراتیک جمهوری اسلامی و بازماندگان آن عرصه سیاست دهه هفتاداست. سبدی تقریبا تهی است ولی به هرحال وجود دارد. یک تکه آن بازماندگان کارگزاران هستند که مشتاق بازگشت به حاشیه قدرتند: طی دهه ۸۸ تا ۹۸ حسابگرانه از وقایع سال ۸۸ فاصله گرفته‌اند ؛ در دوگانه حضور و عدم حضور انتخابات اخیر به روشنی نشان دادند علاقمند به تغییر جبهه هستند؛ اساسا و آگاهانه حاشیه‌نشین و ساکت بوده‌اند؛ از ماجرای مرگ مقتدای خود عبورسریعی به دوره تازه داشته و پرچمی نساخته‌اند ؛ خانواده هاشمی را معقولانه اداره و کنترل کرده‌اند و‌ البته داستان بینظیربوتو سازی از فائزه هاشمی هم بیشتر یک پروژه شخصی از کاردرآمده که کسی آن را جدی نمیگیرد. لااقل، هیچ شخص معقول منتسب به آنها وجود ندارد که فکر ظاهر کردن بازمانده هاشمی درقامت دخت ذولفقارعلی‌بوتو را بپسندد؛ فائزه‌ ، بینظیر نخواهد شد !
به هرحال ، اینکه نظام شاهین بخت ریاست جمهوری را تا پاییز امسال بر دوش کدام خودی بنشاند به کنار، سبدی از کارگزاران، هم استخوان‌خردکرده و هم نورسیده ، در دسترس نظام خواهد بود که امکان یک جبهه بندی متفاوت برای ۱۴۰۰ را دارای احتمال بسیار بالا و جذاب میکند؛ فرمول خوبی نیست؟همه،‌ منهای پیروان‌خاتمی؟

چنین رویکردی، اتفاقا نه یک لطف‌سیاسی، که یک ضرورت ذاتی و نه چندان ماکیاولی حکمرانی در نظام ماست. شر خردمندانه‌ای است متناسب با مشی‌حکومت . بعد از نیل به یکدست کردن سیستم،بالاخره یکی خواهد پرسید که "خب، یکدست شد و حالا چه؟! " برای گریز از این پرسش محتوم، پاسخ این است که اتفاقا باز هم نوعی کنترل شده از دوآلیتی‌سیاسی و حکومت دوگانه برای عرصه سیاسی‌کشور مفیدتر است ؛ هم در انتخابات ۱۴۰۰ آنرا زنده و پویا و مفتخر به وجود رقابت و دوری از حکومت‌فردی مینماید وهم خوب است رقابتی در عرصه قوه مجریه باشد که تمایزات و تعارضها درپیکره‌اش محسوس هستند. راستش، نفعی همگانی هم در آن مستتر است و علیرغم ظاهرش، ثبات آور است...

بعید است حکومت قبلا پالس‌های"منتفعان"را نگرفته باشد، اما بازهم به عنوان یک ایده مناسب، از سوی جامعه‌نو قابل عرضه به نظام هست: جدی، و بی‌طعنه میگوییم که بهتر است اگر کرونا کل‌بازی را به هم نزد،جای دولت روحانی را یک کابینه مرکب راهوار حکومت بگیرد نه یک دولت همراه ؛ مخلوط فالوده بستنی، از بستنی‌ مطلوب‌تر است!

🆔 @jameeni
🔸تخت هست ، وسیله درمان کو !؟

▫️تحریریه جامعه‌نو : رئیس جمهوری امروز گفت که ۲۰۰۰۰ تخت خالی وجود دارد و ایران برای درمان مبتلایان کرونا کمبودی ندارد. درست میگوید و انچه تصویرها نشان میدهند سالنهای بزرگی است که در انها تنگ هم تخت چیده اند و تشک و ملحفه و بالش هم دارند‌‌‌‌‌. در این میان نکته ای وجود دارد : ابزار پزشکی و مثلا دستگاه تنفس مصنوعی هم به اندازه کافی در کنار این تختها هست یا نه.

اخیرا فرماندار نیویورک که کرونا در ان زیاد است گفت ما در بیمارستانهای این شهر ۷۰۰۰دستگاه تنفس مصنوعی داریم ولی براوردمان این است که برای تامین پیک بیماری به ۳۰۰۰۰دستگاه دیگر نیاز باشد . اما در بازار نیست و روند ساخت این دستگاههای گرانقیمت هم کند است ...باید پرسید وقتی نیویورک با این مشکل روبرست ، موقعیت کشور ما چیست؟ آیا چیدن تخت در سالنها برای بستری کردن و درمان مراجعان کافی است ؟

دولت که پاسخگو نیست، خوب بود کادر پزشکی و مدیران بخش بهداشت و درمان به این پرسش پاسخ بگویند.

🆔 @jameeno
#ارسالی_همراهان_جامعه_نو

🔹تغییر کاربری موقت نمایشگاه ifema مادرید به بیمارستانی با 5500 تخت و یک واحد icu مختص بیماران کرونایی

🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔹سئوالات مهم در مقابله با شیوع کوئید-19

🖌عیسی پیله‌ور

▫️سئوالاتی مهم برای تامل و اظهارنظر فعالان و صاحب‌نظران:

سئوال 1- آیا مقابله با شیوع کرونا، امری طولانی و چندبعدی است یا امری "ضربتی-پزشکی"؟

سئوال 2- چگونه می‌توان "فعالیتهای اساسی جامعه" را طی "تعطیلی‌های مورد نیاز" حفظ کرد؟

سئوال 3- آیا با چند مسئله کلان در کل کشور مواجهیم یا با انبوهی از مسائل نسبتا متفاوت در شهرها و مناطق مختلف؟

سئوال 4- آیا پروسه تصمیم‌گیری فعلی و ساختار فعلی هماهنگی و اداره اقدامات مقابله با شیوع کرونا، بقدر کافی خوب و موثر هستند؟

سئوال 5- آیا منابع انسانی و فنی (کادر تشخیص، کادر درمان، داروها، و تجهیزات، مدیران ... ، ) بقدر کافی داریم؟

سئوال 6- حالت متعارف کی و چگونه برقرار می‌شود؟ (محدودیتهای وضع شده طی مقابله با کرونا کی رفع می‌شوند؟)

سئوال 7- ذی‌نفعان (افراد مختلف حقیقی و حقوقی در شهرهای مختلف و روستاهای مختلف) چقدر در تصمیم‌گیری‌ها دخیل‌اند و چقدر باید دخیل باشند؟

سئوال 8- تبعات خارجی قرنطینه، بدون نقش مرکزی شوراها و مجلس در تصمیم‌گیریها چیست؟ (آیا ج.ا.ا. بعد از یکی دو ماه توسط کشورهای مخالف و رقیب براحتی به "حکومت کودتایی" متهم نمی‌شود؟)

🆔 @jameeno
#الف

🔻عقل و قهر!

▫️تحریریه جامعه‌نو: این روزهابیش از دلشوره در مورد دچار شدن به بیماری کرونا، نگرانی دیگری ذهن شهروندان هشیار کشور را درگیر میکند: آسیب ناعادلانه ای که ممکن است ناتوانی قوای‌عاقله درمقابل قوای‌قاهره‌ وهمیه(آنرا برایتان به زبان امروزی "زورگویی ایدئولوژیک" ترجمه میکنیم) در کاسه آنها بگذارد ! چنین به نظر میرسد که شعور کافی برای آنکه جامعه ما بهترین راه عبور کم هزینه از مقابل بلای کرونا را در اختیار داشته باشد وجود دارد، ولی مجموع توانایی این شعور و قوه‌عاقله در مقابل کسانی که توهمات ومنویات سیاسی و ایدئولوژیک خود را به صورت قهر آمیز بر جامعه تحمیل میکنند ناچیز است. حضور مبتنی بر زور آخوندهای طب اسلامی در بیمارستانها نمونه بسیارکوچک این زورگویی ایدئولوژیک است . طیف وسیعی از این ناتوانی ملی در برابر قوای اهریمنی قاهر را میتوان برای دوماه گذشته فهرست کرد، اما صرفا به نخستین و آخرین مورد اشاره میکنیم تا به حرف امروز برسیم.

نخستین : طبق اظهارات مقامات رسمی حکومت درروز سیزدهم بهمن، یک کارمند فرودگاه اصفهان که با چینی ها در تماس بودبا علائم کرونا در بیمارستان بستری شد . در همان روز، مراسمی که به خاطرسال نوی چینی‌ها در یزد برگزار میشد لغو شد و در بیرجند چند تاجر چینی برای آزمایش ابتلا به کرونا به بیمارستان رفتند . آشکار بود حکومت کاملا آگاه است که چینی‌ها و ایرانیهای تردد کننده بین دوکشور این بیماری را به ایران آورده‌اند. لازم بود جامعه از شیوع این بیماری مطلع شود ، اما قوه قاهر مصلحت ندانست. فکر میکرد سبب کاهش حضور مردم در دو نمایش حکومتی میشود: جشن انقلاب، و انتخابات مجلس . هنوز ۹ روز به ۲۲ بهمن و ۱۹ روز به انتخابات مجلس مانده بود اما هیچ قوه عاقله‌ای نمیتوانست با تصمیم شیطانی بیخبر گذاشتن جامعه مخالفت کند. بخش وسیعی از این ۲۰۰۰ نفری که امروز حکومت قبول دارد از کرونا مرده‌اند قربانی این تصمیم حکومتی شدند.

آخرین : دوروز پیش، قوه قاهر یک گروه پزشکان بدون مرز را که سازمان کمکهای داوطلبانه است و با هماهنگی دولت ایران برای کمک به مبارزه با کرونا به ایران آمده بودند ، هنوز نرسیده و به صورتی پرسر وصدا در راستای اهداف سیاسی پیچیده‌ای اخراج کرد. بهانه‌ها ابلهانه بود و فریاد ناظران را به آسمان برد که چرا آبروی ایرانی ها را بردید و به بیماران ستم کردید، مهمان را رد کردید و ضدفشار برای لغو تحریمها عمل کردید و...اما اینها فریادهایی بی‌ثمر از کار در میآیند. گویی دیگر هیچ گوش شنوایی نیست.

این مورد آخر، نمایش کاملی بود از اینکه قوه قاهره سیاسی چگونه بر همه ابزار سیاست وتبلیغات سلطه دارد و اراده ایدئولوژیک خود را به عنوان قاعده استاندارد بر رفتارسابقا کمابیش عاقل بخشی از دولت حاکم کرده است. تسلیم کامل روحانی در مقابل این اراده که از ماجرای شلیک موشک به هواپیمای مسافری آغاز شد، اکنون به رفتار استاندارد دولتی هاتبدیل شده است . قوه‌عاقله دیگر پایی در تشکیلات دولت ندارد. رد عقلانیت متعارف را فقط میتوان در خارج از این تشکیلات جستجو کرد : در نامه های سرشار از نقد تصمیمات دولت که جامعه پزشکی منتشر کرده است، در موضعگیریهای‌ناظران خارج از حکومت که ابراز مداوم خونسردی دولت را نه از سلطه آن بر امور بلکه از بلاتکلیفی و مقهور شدن ان در برابر اراده سیاسی مییابند، دررسانه های مستقل که نشان میدهند روشهای دولت در برابر اپیدمی چقدر با راههای امتحان شده جهان خارج تعارض دارد ، و البته در اظهارات معدود اشخاص وابسته به حکومت که انتهای این مسیر را قبرستان میدانند.

خروج عقل از دایره عمل حکومت در مورد آنچه به سرنوشت و معاش جامعه مربوط میشود تنش حکومت - ملت را به منتهی درجه میرساند. جامعه میبیند که حکومت آنجایی که خطری برای بقای خود میبیند عاقلانه قدم بر میدارد. جامعه به یاد میآورد تصمیم عاقلانه سازش منتهی به برجام را و نقشه تنش‌زدای نهفته در حمله انتقام سخت را که بسی عاقلانه بودند و البته آسان است تشخیص آن که مواردی از این نوع کاربرد عقل ، فقط به خاطر بقای نظام صورت پذیرفته است، و صرفا و فقط درجایی که مردم هزینه و صورتحساب را میپردازند بیرق رفتار ایدئولوژیک و سازش ناپذیری و انقلابی‌نمایی بلند است. مردم این را در ذهن جمعی خودفقط میتوانند با رذل بودن حکومت توصیح دهند . این نتیجه گیری خطرناکی است که فرصت زیادی برای صلح اجتماعی باقی نمیگذارد.

🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔹قوه قهریه و رفتار دوگانه

🖌احسان آزاد

▫️بالاخره بعد از فشار افکار عمومی و توصیه های متخصصین و البته به برکت تجربه اخیر سایر کشورها بخصوص کشورهای اروپایی، در وضع مقررات ویژه برای اعمال محدودیت در تردد و تجمع، دولت، هر چند با تاخیر، پذیرفت تا در کنترل سفرهای بین شهری جهت پیشگیری از شیوع گسترده تر ویروس کرونا، از قوه قهریه استفاده کرده و برای خاطیان جریمه در نظر بگیرد.
فارغ از این سوال همیشگی که چرا با اینهمه تاخیر حکومت تن به این تصمیم داد و اینکه آیا مثلا نمیشد همین تصمیمات از پیش از نوروز اتخاذ شود؟ عدم استفاده از قوه قهریه برای برخورد با کسانیکه که با بی مبالاتی در این شرایط علاوه بر به خطر انداختن جان خود، سلامتی سایر شهروندان را نیز به مخاطره می اندازند، برای بسیاری سوال برانگیز بود. فرای چندگانگی و وجود کانونهای متعدد تصمیم گیری که دیگر باید گفت بخشی از ویژگیهای ساختاری سیستم شده است، اما امتناع از اعمال زور از سوی حکومت در این وضعیت حساس آنهم در حالیکه به نظر می رسد افکار عمومی مخالفتی با آن ندارد، پرسش بر انگیز است.
البته تجربه نشان داده که حکومت، در این مقوله نیز مانند بسیاری موارد دیگر رفتاری دو گانه دارد.
در دنیای مدرن بر مبنای " قرارداد اجتماعی" میان حکومت و ملت و بر اساس اصل " نمایندگی" اعضای جامعه یا شهروندان اختیاراتی را از خود سلب کرده و آنرا به حکومت واگذار می کنند
مثال آشکار آن حفظ امنیت شهروندان و نظم عمومی در جهت حفاظت از آنان ست. البته ناظر به این قرارداد قانون ست که حدود و چهارچوب ها را مشخص کرده و نقش ها و مسئولیت ها را تشریح می کند. بر این اساس حکومت ها مجازند در موارد نقض قانون و تجاوز به آزادیها و حریم سهروندان در جهت حفاظت از منافع آنها از قوه قهریه استفاده کرده با خاطیان برخورد خشونت آمیز کنند. هر چند حدود و چهارچوب این خشونت هم در قانون مشخص می گردد. این توضیح را با رفتار حکومت ما در استفاده از قوه قهریه مقایسه کنید. مثلا در همین مورد حاضر در خصوص اعمال محدودیت سفر برای شهروندان، اگر همین جماعتی که از ابتدای سال روانه سفر شدند، تصمیم می گرفتند که همگی سری هم به پاسارگاد بزنند و در ایام نوروز یادی هم از کوروش کبیر خفته! کنند، آیا باز هم حکومت همینطور به نصیحت و موعظه بسنده می کرد؟ و یا مثلا اگر گروهی از شهروندان قصد تجمع و اعتراض داشته باشند آیا باز هم حکومت همینقدر با تاخیر تصمیم گیری خواهد کرد؟ چگونه است که اعمال زور اینجا وظیفه حکومت و آنجا مورد تقبیح است؟
مثال مضحک تر که شاید بی ارتباط نباشد. برخورد دولت در خصوص استفاده از اطلاعات بانکی افراد برای اخذ مالیات است. دولتهای گوناگون تا کنون به بهانه ی حفظ حریم خصوصی افراد و عدم تجاوز به این حریم از این موضوع سر باز زده اند. جالب این ست که این در حالیست که حکومت شاید به طور روزمره در حال مداخله در تقریبا تمام شئونات زندگی فردی و حریم خصوصی افراد از نحوه لباس پوشیدن تا غذا خوردن و روابط اجتماعی آنهاست اما اینجا که پای منفعت عمومی در میان ست ناگهان مدافع حریم خصوصی افراد می شود! بر این اساس بر خلاف برخی از تحلیل گران که عدم اعمال قرنطینه شهرها و کنترل تردد بین شهری را بر ضعف مدیریتی و توان اعمال اقتدار دولت مربوط می دانستند به نظر می رسد مسئله اصلی بیشتر منفعت صاحبان قدرت باشد.

🆔 @jameeno
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▫️خاخام های یهودی بدون توجه به هشدارهای مقامات اقدام به برگزاری مراسم دعای دسته جمعی کرده بودند که...

🆔 @jameeno
جامعه نو
▫️خاخام های یهودی بدون توجه به هشدارهای مقامات اقدام به برگزاری مراسم دعای دسته جمعی کرده بودند که... 🆔 @jameeno
#الف

🔻"ای شارلاتان!!"

▫️تحریریه جامعه‌نو: داستانی قدیمی وجود دارد که به خیلی از شخصیتهاو از جمله حسن صباح رهبر فرقه اسماعیلیه نسبت داده شده است: در کشتی سفر میکرد که دریا طوفانی شد و تلاطم آن کشتی را به خطر غرق انداخت . سرنشینان هراسان و گریان به اینسو و آن سو میرفتند و فریاد میکشیدند اما حسن با آرامش در گوشه ای نشسته بود . گفتند چرا نشسته‌ای ، مگرنمیبینی کشتی در حال غرق شدن است؟ با طمانینه گفت"این کشتی غرق نمیشود!" نقل است دریا که روبه آرامش رفت و کشتی ثبات یافت همه سرنشینان به او ایمان آوردند و مریدش شدند...

اگر نه شیاد، حداقل سیاس خوبی بوده است .بازهم نقل است که به ملازمان محرمش گفت حقه مشکلی نبود ؛ اگر کشتی غرق میشد،کسی زنده نمیماند که بگوید حسن خطا کرد، ولی حالا هر یک از اینها مرید و مبلغ مومنی برای مایند.

داستان دومی را نقل میکنیم که میتوانید به جای نقل، فیلم آن را در پست قبلی ببینید. گروهی از خاخامهای جوان که به زبان خودمان میتوان آنها را طلبه نامید نشسته اند تا دعا کنند و نشان دهند کرونا بر هرکس که یهودی مومنی باشد اثری ندارد. از پلیس رژیم یهودی و باورمند به افسانه صهیون کتک هم میخورند. حالا بماند چطور پلیسهابه خودشان اجازه میدهند به طلاب مایع ضد عفونی بپاشندو انها را کشان کشان ببرند(اگر در ایران چنین جسارتی رخ دهد حتی فرمانده نیروی انتظامی هم به نوکری اجانب متهم میشود و مرتکبان اعدام) نکته این است که خاخامهای جوان چه مرضی دارند که آنجانشسته اند؟ قصد واقعی آنها چیست؟ نمیتوانستند در خلوت کنیسه بهتر دعا کنند؟...

پاسخ استانداردی دارد که در همه جاهای دیگر دنیا هم صدق میکند . این شارلاتانها مامورند نشان دهند ایمان به کنیسه بهتر از دارو و اعتقاد به تقدس خاخام بهتر از اعتماد به پزشک با امراض مبارزه میکند. اگر بعدا کسی مرد(مثل آن جوان اهل انزلی که متخصص طب اسلامی به دهانش دست مالید)توضیحش این است که عمرش به دنیا نبود و حکمت خدا بود... اگر زنده ماند اثر دعای خاخامهای جوان جمع شده در میدان است . نیرنگهای اهل جذب مرید و مومنان باثبات، از دوره حسن صباح خیلی تغییر نکرده است. !

البته خیلی چیزها تغییر کرده است .اجازه بدهید یک گام دیگر جلو برویم: آنها که در قم و مشهد لشگر جمع کردند ودر شکستند را به یاد می اورید؟ درست زمانی این کار را کردند که روحانیون مسئول از اصرار بر اینکه در شفاخانه مقدس را نمیشود بست دست شستند و رفتند تا مدتی کناره بگیرند. راستش آن لشگر درشکن متعصب آمده بودند نشان دهند حق با آقایان بوده است و خیل مومنان زیارت را به سلامت ترجیح میدهند ...نگرفت ، و این یکی از چیزهایی است که‌تغییر کرده است.

حسن صباح آن بالا در خلوت الموت وپشت پرده مینشست و خاخام اعظم اسرائیل در کنیسه اعظم مینشیند و قرار است مومنان آنها اعجازشان را به گوش عوام‌ برسانند و مرید بپرورند تا یکی اعلان شفا کند، (لابد)یکی دیوار ندبه لیس بزند، یکی تحریک به شکستن قفل در کند و... ایرانیها از قدیم یکی از بهترین جملات قصار پر حکمت را گفته اند که "یک مرید خر، بهتر از یک ده شش دانگ!" این ضرب المثل هنوز به درد میخورد ، ولی دیگر "خیل" در کار نیست و اکثرهم لایعقلون نیستند ...این است آن تغییر!

🆔 @jameeno
#الف

🔻‌۲۵۰۰۰ مرگ در یک روز!

▫️تحریریه جامعه‌نو: چهار ماه پس از شروع همهگیری کرونا‌تعداد کشته های آن هنوز زیر ۲۰۰۰۰نفر است اما روزانه بیش از ۲۵۰۰۰ نفر میمیرند که ۲۳۰۰۰ نفر انها کودک هستنند و کسی خبر نمیشود. این آمار موثق و متعلق به نهادهای سازمان ملل(سازمان غذا و کشاورزی، و یونیسف )است و علت مرگ این ۲۵۰۰۰نفر همهگیری گرسنگی در کشورهای فراموش شده جهان است. جهانی که دیده نمیشود: اکثر کشورهای آفریقا، و جنوب آسیا. ما عادت داریم از کنار آن بگذریم. صدر اعظم آلمان که شخص شریفی به نظر میرسد گفت از کنار آمار کرونا نمیتوانیم بگذریم ، چون اینها عدد نیستند، انسانند. اما هم او، هم سایر رهبران موثر دنیا و هم ما از کنار این آمار نامربوط به کرونا به راحتی میگذریم. برای همه ما ، آن ۲۳۰۰۰ کودک فقط عدد است .

این نامردمی مزمن و بی‌اعتنایی غیر انسانی از کجا پدید آمده ؟ چرا به ان عادت کرده ایم؟ چه چیزی سبب فراموش شدن آن شده است؟ ساده ترین پاسخ ان این است: چون جهان پیشرفته متمدن باور پنهانی به دوگانگی حقوق انسانها دارد. برخی، ضایعات انسانی محسوب میشوند و مهم نیست نرخ "امیدبه زندگی" در جامعه‌شان چقدراست و چقدر عمر میکنند. درست مثل جوجه کشی سرمایه‌دارانه که درصدبالایی از جوجه های بیرون آمده از تخم را ساعتی پس از بازکردن چشم به دنیا در آسیاب میریزد، چون زنده ماندن‌شان‌فایده ندارد: غذا میخورند و هزینه دارند، اما به عللی، درنهایت پول از آنها در نمی آید. کسی نگران ناله کودگ گرسنه در دامان مادران مستاصل نیست، همانطور که جیک جیک جوجه هاروی نوار نقاله به سمت حفره‌مرگ را کسی نمیشنود.

اما این ماجرا بعد اخلاقی مهمتری هم دارد که شرم‌آورتر است: ویروس کرونا از ان رو مورد توجه است و دنبال واکسن آن افتاده‌ایم که برخلاف ویروس گرسنگی فقط فقرا را نمیکشد؛ ثروتمندان و نیروی کار آنها را هم میکشد و اقتصادشان را به دست انداز انداخته سودشان را میکاهد . این ادعای آخر در باره اقتصاد، مبالغه نیست. دعوای امروز سیاسی در ایالات متحده این است که ترامپ و دوستانش در سرمایه‌داری وحشی ایالات متحده معتقدند مردم باید بعد از عید پاک به سر کار برگردند چون اقتصاد درحال آسیب دیدن است، و متخصصان اپیدمی میگویند این کار ابعاد اکنون گسترده کرونا رابه صورت فوق بحران در خواهد آورد. (این عید پاک ترامپ، در واقع همان "از روز شنبه اوضاع عادی میشود "حسن روحانی در دو هفته مانده به عید است !) در حالیکه مشکل نیویورک فقدان دستگاه کمک به تنفس در بیمارستانهاست و به قول یک پرستار نیویورکی انها منتظرند یکی بمیرد تا دستگاه را برای نفر دیگر ببرند، مشکل ترامپ این است که سهام شرکتها در بورس نیویورک درحال سقوط است و باید با عادی کردن اوضاع و فرستادن مردم به سر کار فضای جلوگیری از سقوط قیمت سهام را تقویت کنند.(سقوط سهام فقط به علت کرونا نیست و این را شاید بعدا توضیح دادیم) این‌است جهانی که ما در آن زندگی میکنیم! ناعادلانه، و سرشار از سنگدلی.

سنگدلانه تر، نهادن تخصص و علم و محاسبه و آمار در خدمت قربانی کردن جامعه به پای وال استریت است: توماس فریدمن روزنامه نگار معروف آمریکایی اخیرا پیشنهاد کشتن عمدی مردم را از زبان چند متخصص تئوریزه کرده است. او در پایان مقاله اش مینویسد: "من متخصص پزشکی نیستم. فقط یک روزنامه‌نویس‌ام که نگران عزیزان‌اش، همسایگان‌اش و همه‌ی مردم در هر کجا است. من این ایده‌ها را به سبب این که چاره‌یی جادویی‌اند یا این که هر عاملی را حسابی حلاجی کرده‌ام، به‌ اشتراک‌ نگذاشتم . آنها را به اشتراک می‌گذارم چون اطمینان دارم باید این بحث را هرچه‌بیشتر گسترش دهیم، من مطمئن‌ام که به ذهنیت گله‌ییِ کمتر و به مصونیت گله‌ییِ بیشتر نیاز داریم؛ چون باید با انتخاب شیطانی و نفرت‌انگیزمان کنار بیاییم:
یا باید بگذاریم بسیاری‌مان کرونا بگیریم، سلامت‌مان را بازیابیم و به سرِ کارمان برگردیم، در عین‌حال که تمام تلاش‌مان را می‌کنیم آن‌ها را که بیش از همه از این ویروس می‌میرند، محافظت کنیم؛ یا همه‌چیز را ماه‌ها تعطیل کنیم تا همه‌ی افراد را در همه‌جا از این ویروس نجات دهیم (صرف‌نظر از ریسک نفوذ آن‌ها)‌ـــــ و افراد بسیاری را با ابزاری دیگر بکُشیم و اقتصادمان و چه بسا آینده‌مان را نابود کنیم."(توماس فریدمن . نیویورک تایمز، ترجمه نیما فاتح و دامون افضلی).

انتخاب شیطانی و نفرت انگیزی که فریدمن میگویدهمان است که ترامپ میخواهد و تا دو روز پیش ، حسن روحانی نیز به آن اصرار میکرد: ول کنیم همه زودتر بگیرند ، پیرها ومستمری بگیرها و ضعفا بمیرند، تا اقتصاد آسیب نبینه و جون بگیره...

جهان ناعادلانه ای بودبه ضرر گرسنگان آفریقا، حالابخشی از مصیبت همه گیر عالم شده است . شاید این خودش نوعی عدالت بین انسانهایی باشد که از هم بسیار دورند و یکدیگر را نمیشناسند، اما اقبال جغرافیایی آنها را بر یکدیگر برتری داده است !

🆔 @jameeno
جامعه نو
#الف 🔻‌۲۵۰۰۰ مرگ در یک روز! ▫️تحریریه جامعه‌نو: چهار ماه پس از شروع همهگیری کرونا‌تعداد کشته های آن هنوز زیر ۲۰۰۰۰نفر است اما روزانه بیش از ۲۵۰۰۰ نفر میمیرند که ۲۳۰۰۰ نفر انها کودک هستنند و کسی خبر نمیشود. این آمار موثق و متعلق به نهادهای سازمان ملل(سازمان…
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🖌غلامعلی آزادی

▫️این نوشته دقیق و عمیق ، دردناک و البته بسیار قابل تامل است. که البته دو نکته را درآن قابل باز بینی میبینم

نخست آنکه کلمه" پنهانی "را باید از داخل جمله "باور پنهانی جهان پیشرفته متمدن به دوگانگی حقوق انسانها " حذف کرد (در فراز دوم نوشتار)چرا که حالا دیگر در این مرحله از مناسبات جهان تک ساحتی ، قصه، قصهُ دم خروس است و قسم حضرت عباس....کار از پنهانی بودن نیات فرا تر رفته و دبل استاندارد بودن نگاه جهان متمدن و پیشرفته در موارد و مصادیق بسیار عدیده در رفتار با حقوق مردمان جهان باصطلاح پیرامونی، آظهر من الشمس است.

دوم ، اما من برای این عادلانه بودن ویروس کرونا هم که اینروزها اینسو و آنسو به آن زیاد اشاره میشود ، کمی جای تامل می گذارم، چرا که ما هم اکنون در اوایل ویا میانه معرکه هستیم ، و قدر مسلم اینکه اولا آمار ها چه داخلی و چه درسطح جهانی بنا به دلایل عدیده (حالا صرفنظر از موجه بودن یا نبودن) قطعا ناکامل و احتمالا تا حد قابل اعتنایی نا درستند ..ثانیا برای نتیجه گیری های اجتماعی آتی ، آمارها نیازمند آنالیز و کار تحلیلی کارشناسی اند، آنهم بعد از فروکش کردن فاجعه.

اما در یک نگاه غیر آماری و از سر عادت میتوانیم چند نکته را مورد مداقه قرار دهیم:

اول : در نظر نخست ویروس ظاهرا برای انتخاب میزبان،
حاکم و غیر حاکم ، فرا دست و فرو دست نمی شناسد .

دوم: با پاندمیک شدن ویروس، یاس و نگرانی از کف خیابان تا درونی ترین لایه خانه های حاکمان و صاحبان مکنت و قدرت جهانی و داخلی ، یکسان همه گیر شده، اما شدت این ترس و نگرانی با حرکت از لایه های پایین به بالا تر بیشتر و بیشتر میشود. این تاثیر نه بدلیل عادلانه بودن توزیع ویروس که به دلیل بی ثبات کردن زندگی اقشار مرفه رو به بالا که از درجه ثبات نسبی تا مطلق در زندگی استفاده میکنند می باشد . این ترس قطعا در اقشار کاملا فرو دست جهان، که دائما در بی ثباتی و جدال با انواع ویروسهای مرگِ آب و نان و سلامت و...به سر میبرند کمتر دیده میشود‌..آنان در انتخاب ناگزیر برای نان و زنده ماندن، ابایی از مردن ندارند ، آنان به خیابان می آیند ،کورونا میگیرند و کورونا می‌گسترانند....

سوم: آموزش میدهیم و آنان به فرض که بیاموزند ،از اولیه ترین امکانات عملی کردن آموزشها بی بهره اند........میگوییم "درخانه بمانید" . به چه کسانی ، به بی خانمانها ، به آن میلیونها و میلیاردها انسانی که خانه ندارند،ویا لشگر های عظیم بیکاران و فرو دستان ،، که مفهوم در خانه ماندن برایشان مرگ بی نانی است و به خیابان آمدن " مرگ کورونا" .مرگ مرگ است چه فرقی میکند .در یک کلام آنان در صف مقدم قربانی شدن ایستاده اند.‌
چهارم: اما آنچه اکنون زنگ خطر را تا نزدیکی گوش حاکمان و صاحبان قدرت و ثروت در جهان نا عادلانه امروز به صدا در آورده، عبور ویروس پس از گذر از این قربانیانِ فراگیر به مثابه سربازان ردیف اول صفحه شطرنج، و خطر پاساژ آن در بهشت آرام قدرتمداران و ثروت مداران جهانیست .

پنجم: بدیهی است که حتی در شرایط مساوی تهاجم ویروس، بازهم عدم تغذیه و عدم برخورداری مساوی از سیستم اتو ایمیون جسمی ونیز نسبت برخورداری از تجهیزات وامکانات درمان بین فرا دستان و فرودستان هرگز یگانه و برابر نیست و نخواهد بود، در اینصورت طبیعی است که اپیدمی ، قربانیان خود را همچنان از طبقات ضعیفتر بر می‌گزیند

و ششم: با این توصیفات عادلانه بودن داستان کمی تا قسمتی زیر سئوال است ، اما تصور می کنم جدی بودن پاندمی کورونا، و گذر آن از مرزهای حفاظت شده و جدی بودن حضور پر مخاطره آن در جهان پیشرفته و متمدن، امضای خود را بر تمام رفتارهای جهان ، در دوران پسا کورونا باقی خواهد گذاشت.. جهان پیشرفته و تکنولوژیک به خاطر خود و حفظ نیروهای کارخود هم که شده یا ناگزیر از مفاهمه جدیدی در مفهومهای انسان، فقر و ثروت، زمین و طبیعت و نیز کشورهای پیرامونی،، با خود خواهد بود و یا ناگزیر از پذیرش نوعی انهدام یا حرکت در جهت انهدام ......

در پایان امید که با تلاش های عقلانی و علمی، سایه غمبار و سنگینِ اپیدمی ویروس، از جامعه بشری و آحاد آن از تمامی طبقات رخت بر بندد ، و انسان با خروج از این قرنطینه ، فکورانه تر در جستجوی مناسبات عادلانه تری بر آید..‌‌‌

🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔺 یک خانه تکانی بزرگ بعد از کرونا

🖌مژگان باقری

▫️در خبرها آمده بود که رونالدو و مسی هر کدام یک میلیون یورو برای برای مهار بحران کرونا اختصاص داده اند. دو خواننده ی زن آمریکایی هم قرار است به حساب طرفدارانشان پول واریز کنند با این استدلال منطقی که شما تا حالا کنارمان بوده اید، حالا نوبت ماست که کنارتان باشیم.

در این چهل روز که از اعلام رسمی ورود کرونا به ایران می گذرد خبری از سلبریتی های ایرانی ندیدم. واقعا سلبریتی های ما کجا هستند؟ نه آن بی هنران بی سوادی که اگر در یک کشور آزاد بودند در خوشبینانه ترین حالت به تبلیغ سس فلفل و روغن خوراکی می پرداختند! نه آن شومن عوامفریبی که با ماشین آنچنانی و بادیگاردهای گردن کلفت به این ملت بی نوا فخر می فروشد، نه آن هنرمند حکومتی که از دولت فرانسه مدال شوالیه دریافت می کند. او که به خاطر تحریم جشنواره فجر یقه خود را پاره می کرد چرا از محل درآمد موسسه فیلم سازی خود در آمریکا چند میلیون تومان ناقابل به ملتی که او را به مقام شوالیه رسانده است نمی بخشد؟

از خواننده ها هم هیچ خبری نیست. آنها که از صبح تا شب در صدا و سیما آواز (وطنم! ای شکوه پابرجا) سر می دهند آیا نمی دانند که این وطن، امروز، در دل التهاب دوران ها تنها مانده است؟ آیا وقت آن نیست که برای مرهم گذاشتن بر تن زخمی این سربلند بحران ها، کمی سر کیسه را شل کنند؟

خواننده های آن سوی آب هم گم و گور شده اند. کسانی که در طول دهه ها زندگی خارج از ایران فقط شامه خود را برای استشمام بوی پول تیز کرده اند و فرقی ندارد که این پول در دیسکوهای ارمنستان منتظرشان باشد یا در جیب های سخاوتمند بن سلمان در عربستان! من نمی دانم چرا اینها که سالها در غرب زندگی کرده و ارتباط سلبریتی های آنجا را با صندوق های خیریه دیده اند باز هم تاثیر نگرفته اند. یعنی ژن ایرانی تا این حد تربیت ناپذیر است؟!

ورزشکارانی که فقط بلدند در زمان سیل و زلزله شماره حساب بدهند کجا هستند؟ چرا به پاس فداکاری پزشکان و پرستاران یک هدیه چند میلیون تومانی به آنها نمی بخشند؟ چرا به طرفداران خود که کرونا کاسبی آنها را کساد کرده هدیه نمی دهند؟ همان طرفدارانی که همه می دانیم از قشر فرودست جامعه هستند و و امروزه کرونا و بیکاری، آنها را به اوج استیصال و ناامیدی رسانده است.

آیا سلبریتی ها و ورزشکاران غربی ریا می کنند و می خواهند از زیر بار مالیات فرار کنند؟ چه ایرادی دارد؟ شما هم ریا کنید. اگر نتیجه ی این ریاکاری، دمیدن روح امید باشد در کالبد خسته و ناتوان این ملت ناامید، پس چه کار صوابی بالاتر از ریاکاری است؟!

از سلبریتی ها بگذریم. در این هنگامه ی کرونا، خانواده مرحوم رفسنجانی کجا هستند؟ آنها که پدرشان یکی از ستون های این انقلاب بود و احتمالا بیشتر از همه از این خوان نعمت بهره گرفته اند. چرا آنها نه برای وطن بلکه برای خوشنام شدن انقلاب در چشم مردم، گامی هر چند کوچک برنمی دارند و روح پدر خود را شاد نمی کنند؟

ناگفته نماند تعدادی از طلبه ها واکنش نشان داده اند. آنها با نوشتن نامه به وزارت خارجه درخواست کرده اند که برای رسیدگی به امور سالمندان ایتالیا، به این کشور کرونا زده بروند. ظاهرا در چشم این فرانچسکوهای قدیس، مرغ همسایه غاز است و احتمالا کمک به مادر ماریا و پدر روبرتو بیشتر از کمک به ننه عصمت و آقا احمد، آنها را به خدا نزدیک می کند!

چرا نمایندگان مجلس حقوق دو ماه اسفند و فروردینشان را که تعطیل بوده اند به تجهیز بیمارستانهای کشور اختصاص نمی دهند؟ تا دیگر لازم نباشد کاسه گدایی به سمت صندوق بین المللی پول دراز کنیم. البته در این مورد می توانند از ترامپ الگو بگیرند. او سه سال است که از دریافت سالانه چهارصد هزار دلار حقوق ریاست جمهوری صرفنظر کرده است. کدام حاتم طایی در بین سیاستمداران ما پیدا می شود که با ترامپ رقابت کند؟!

اما در میانه این بی کسی ها و تنهایی عجیب ملت ایران یادمان باشد که ایران بعد از کرونا به یک خانه تکانی بزرگ نیازمند است. به نهادهای مدنی قدرتمندی که بتوانند خود را برای مواجهه با چنین بحران های فراگیری آماده کنند. به هنرمندی دیگر، ورزشکاری دیگر و سیاستمداری دیگر که یادشان باشد مقام و پول و شهرت خود را چگونه به دست آورده اند.
ایران بعد از کرونا به یک دیگری اصیل و ارزشمند نیازمند است.

🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔹 بلاهت حد و مرز ندارد

🖌میلاد خوش تراش لنگرودی

پاپ در یکی از سخنان خود خطاب به کشیش ها گفته بود:
باشد که شجاعت داشته باشید که به سراغ مریضان بروید تا قدرت کلام خدا و ایوچاریست( آیین شکر گذاری) را نزد آن‌ها به جا آورید.

اغلب این کشیشان با توجه به توصیه های مرجع دینیشان می خواستند برای دلگرمی و کمک در کنار افراد مبتلا باشند اما این بیماری به خودشان نیز سرایت کرد و جان باختند و سبب انتقال ویروس به افراد بسیاری شدند.

بلاهت، حد و مرز ندارد، جغرافیا نمی شناسد، بلاهت محصول عدم کارایی خرد و منطق است، یکی ضریح لیس می زند، یکی آیین دسته جمعی عبادت را بجا می آورد، یکی راست راست در بیمارستان‌ها راه می رود، طب سنتی ترویج می کند و با پرستارها عکس می گیرد. اما خروجیِ همه ی این‌ها یکی است، آسیب برای جامعه....

مولانا بیتی دارد بدین مضمون که نادان همچون میشی کور را می ماند که با بی خردی، گرگ را که مصداق شر و بلا است بیدار می کند.

گرگ را بیدار کرد آن کور میش/ رفت نادان سوی عزرائیل خویش

اژدهای بلا و مصیبت، گیجی حاصل از نادانی را یک لقمه ی چرب می داند که دامنه ی وسیعی را همچون یک ویروس مبتلا می نماید، عدم برخورد نهاد قدرت با چنین مواردی، فرصت سوء استفاده را برای چنین آفت هایی فراهم می نماید، باید گریخت، از این حماقت های بی پایه و اساس، از این تقلیدهای کورکورانه، از این بازی های کثیفی که به نام پروردگار در حال انجام است، باید گریخت...

ز احمقان بگریز چون عیسی گریخت/ صحبت احمق بسی خون‌ها که ریخت

🆔 @jameeno
#جامعه_۹۹

🔻پاتیل پلاسما!

▫️شورای سردبیری: در علم فیزیک، ماده چند حالت دارد: جامد، مایع، و گاز . حالت چهارمی نیز وجود دارد که معروف نیست: حالت پلاسما.در این حالت، اتمها به خاطر دریافت فشار و انرژی بالا به صورت ذرات بنیادین از هم پاشیده‌اند و در التهاب رسیدن حالت با ثبات هستند . خورشید نمونه ای از این حالت است. دریایی از ذرات که به هیدروژن تبدیل شده اند وباز از هم میپاشند تا در ترکیبی تازه هلیوم تولید کنند.

جامعه‌شناسان یکی از دیگر یافته های فیزیک ذرات را برای توضیح حالتی از جامعه به عاریت گرفته اند: جامعه اتمیزه .مراد از آن توضیح فروپاشی پیوندهای اجتماعی و سلطه فردیت افراطی بر سازوکار روابط آدمها در جامعه و هدم منافع جمعی به عنوان پیشرانه تحرک اجتماعی است. درست همانگونه که شکسته شدن ملکولها اتمهای تشکیل دهنده آنها را از قید یکدیگر رها و آزاد میکند تابراساس شرایط محیطی به هرسو بروند ، در جامعه اتمیزه نیز سلطه فردیت‌به عنوان یک خصلت جامعه مدرن اما به خطا رفته در اثر ناکارکردی سایر اجزای جامعه سرمایه‌داری، و اهمیت یافتن حفظ منفعت فردی بر اساس‌تشخیص لحظه‌ای خود و نه در چارچوب خیرجمعی، به تفرق و تکثری منجر میشود که نهایت آن یگانگی داوطلبانه و وحدت منافع و عمل جمعی نیست . یکی از محصولات جامعه استبداد زده میتواند این اتمیزه شدن جامعه هم باشد .

در جامعه ایران ، به جای جامعه اتمیزه که بسیاری اساتید از آن برای توصیف اجتماع ما از آن استفاده کرده‌اند، میتوان‌از جامعه پلاسمایی سخن گفت که آن را در اول مقال توصیف کردیم؛ اتم از هم پاشیده ، ساختمانی ویران شده تا حد آجر به آجر. خاصیت آن این است که اجزایش میتوانند هر عنصری یا ترکیب یااجماع و وحدت محتملی را نتیجه بدهد و حاصل کند و ساختارهای متضاد و متعارض پدید آورد: درابعادمیلیونی برای تشییع جنازه یک شهید نظامی به خیابان بریزد و بعد، میلیونی برای‌اعتراض به حکومتی که آن شهید را پرچم خود میکند به خیابان نیاید و انتخاباتش را تحریم کند. جامعه ایران در موقعیتی قراردارد که هر کاری از ان بر میآید: با "تکرارمیکنم" خاتمی به کسانی رای دهد که محال بود بدون محاسبه پیچیده و رندانه به آنها سلام بدهد ، و یا در تقابل‌ با آن، بدون محاسبه‌ و محافظه‌کاری به مسیر یک شورش وانقلاب کلنگی دیوانه وار و بدفرجام قدم بگذارد؛ همان کاری که آبان گذشته تا آستانه آن پیش رفت. پاتیل پلاسمایی شگفت‌آوری است!

نتایج و پیش‌بینی‌های متفاوتی از این سیالیت‌پلاسمایی‌اجتماعی میتوان گرفت؛ یک جامعه ژله‌ای نیست که در اثر عاملی شکل ظرفی را بگیرد و خلاص. پلاسمای فعالی است که محیط خودش را شکل میدهد و انگار که هوشمند باشد، دوباره و به اقتضا، ترکیب تازه ای با محتوای هدفمند میسازد. بسته به رفتار حکومت، این جامعه میتواند در فرجه‌ای میان‌مدت هم سازش و هم ناهمراهی نشان دهد. به عبارت دیگر حکومت هنوز فرصت دارد رفتاری را که اعتماد جامعه را از آن سلب کرد و به قهر سیاسی مردم با آن منجر شد خاتمه دهد ، انسداد سیاسی موجود را برطرف کند، و به صلحی اجتماعی دست یابد که ضامن بقای ان است. البته اگر تاثیرات نامشخص شیوع بیماری کرونا در حدی نباشد که نظام را به پرتگاههای هنوز ناشناخته بکشد و یا اثرات اجتماعی آن در ابعاد روانی و رفتاری انچنان پیچیده نباشد که توده را دچار گیجی، گنگی، و فلجی کند که در تشخیص جایی که ایستاده است مات و سرگشته بماند. به هرحال شاید تحول‌کرونایی همه دانسته های ما را در باره خودمان تغییر دهد.

اگر تاثیرات این متغیر هنوز ناشناخته را کنار بگذاریم، در دراز مدت ، ملات‌پلاسمایی جامعه ایران در قالب های با ثبات‌ترمنطقی و از نظر هدفمندی مطابق‌زمانه‌تری رفتار خواهد کرد. در ان هنگام، ساختارهای فرافردی جنینی کنونی، همان جمع‌های مدنی کوچک ، پیکره تعیین کننده ای پیدا میکنند و حکومت (هرحکومتی که باشد)دربرابر ان دست به عصا و محتاط و به ضرورت تابع و به عبارت بهتر"منتج"خواهد بود . در باره این زمان دور و فاقد سایه ایدئولوژی، بعدا باید حرف زد ، اما برای سال پیش رو ، فقط میتوان تداوم کمابیش انچه را در یکی دوسال اخیر الگو بوده پیش‌بینی کرد : اطاعت و خشم ،نافرمانی و محاسبه گری،...واندکی تغییردرسرچشمه‌های معرفتی!

🆔 @jameeno
#الف

🔹قورباغه و کرونا!

▫️عاطفه یعقوبی / جامعه نو: تجربه ای درباره قورباغه پخته وجود دارد. اگر يک قورباغه را در ظرفی از آب جوش بياندازيد، بلافاصله تلاش می‌کند تا از داخل آن به بيرون بجهد؛ اما اگر آنرا در ظرف آبی با حرارت معمولی بياندازيد در آن باقی می‌ماند. حال اگر ظرف آب را بر روی شعله بگذاريد و به تدريج دمای آب را افزايش دهيد، تا زمانی که درجه حرارت آب تا حدود ۳۰ درجه سانتيگراد بالا می‌رود قورباغه هيچ عملی انجام نمی‌دهد و تمامی نشانه‌ها مبنی بر اين است که او از وضعيت خود بسيار هم راضی است. با افزايش تدريجی درجه حرارت، قورباغه سست‌تر و سست‌تر می‌شود تا آنجا که ديگر قادر به به بيرون آمدن از ظرف نیست و به‌ رغم اينکه هيچ مانعی برای خروج از ظرف وجود ندارد، همانجا می‌ماند تا در نهايت بپزد و بميرد.
چرا چنين اتفاقی می افتد؟ پیتر سنگه در کتاب خود "پنجمین فرمان" می‌گوید به خاطر اينکه ساختار درونی قورباغه به نحوی است که خطر را تنها در مواردی که اتفاقی ناگهانی در محيط اطرافش رخ می‌دهد، تشخيص می‌دهد و نه در مواردی که خطر به صورتی آرام و تدريجی گسترش می‌يابد.
بخشی از زندگی فردی و جمعی ما از الگوی داستان قورباغه پخته پیروی می‌کند، افراد با عادت کردن به شرایط به یک قورباغه پخته تبدیل می‌شوند. برای مثال به شنیدن اخبار مرگ سالانه 17 هزار ایرانی بر اثر تصادفات جاده‌ای یا مرگ و میر ناشی از سرطان که یکی از دلایل آن آلودگی هوا است عادت کرده‌ایم؛ از این دست مثالها زیاد است. در واقع ما اثر آلودگی هوا در سلامت‌مان را به ناگهان حس نمی‌کنیم بلکه به طور تدریجی اثر آن گسترش می‌یابد و چون آنرا حس نمی‌کنیم مثل همان قورباغه از شرایط خود راضی هستیم‏، در نتیجه واکنش هیجانی هم به آمار کشته‌ها و فوتی‌های اینچنینی نمی‌دهیم. پس چه چیز باعث شده است که اکنون نحوه و شرایط مردن انسانهایی که از کووید -19 می‌میرند انقدر مهم جلوه می‌کند؛ جان همان جان است و همان قدر شیرین! یکی از دلایلش همان احساس خطر در هنگام اتفاقات ناگهانی است. کووید- 19 هم یک تغییر و پیشامد ناگهانی است. اما به نظر می‌رسد در دنیای مدرن کنونی افراد و ملتها می‌توانند خود را برای چنین تغییرات ناگهانی آماده کنند و مثل بیرون پریدن قورباغه از ظرف آب جوش تلاش کنند تا از دل بحران جان سالم به در ببرند. نیکلاس برنز، معاون اسبق وزارت خارجه آمریکا و استاد دانشگاه هاروارد می‌گوید با وجود اینکه همه‌گیری کووید-19 بزرگترین بحران جهانی قرن حاضر است اما این امیدواری هست که زنان و مردان در سراسر جهان می‌توانند به این چالش خارق‌العاده غلبه کنند. اما از سوی دیگر برای همه یقین است که شرایط برای مقابله با این بحران به سادگی بیرون پریدن قورباغه از ظرف آب جوش برای همه ملتها یکسان نیست. باید منتظر ماند و دید فاتحان نبرد کووید-19 کدام کشورها و با کدام سیستم‌های سیاسی و اقتصادی خواهند بود.

🆔 @jameeno