جامعه نو
4.93K subscribers
989 photos
33 videos
17 files
770 links
رسانه روزنامه‌نگاران مستقل

تماس با ما: @jameeno_pr
Download Telegram
#ارسالی_همراهان_جامعه_نو

🔹تغییر کاربری موقت نمایشگاه ifema مادرید به بیمارستانی با 5500 تخت و یک واحد icu مختص بیماران کرونایی

🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔹سئوالات مهم در مقابله با شیوع کوئید-19

🖌عیسی پیله‌ور

▫️سئوالاتی مهم برای تامل و اظهارنظر فعالان و صاحب‌نظران:

سئوال 1- آیا مقابله با شیوع کرونا، امری طولانی و چندبعدی است یا امری "ضربتی-پزشکی"؟

سئوال 2- چگونه می‌توان "فعالیتهای اساسی جامعه" را طی "تعطیلی‌های مورد نیاز" حفظ کرد؟

سئوال 3- آیا با چند مسئله کلان در کل کشور مواجهیم یا با انبوهی از مسائل نسبتا متفاوت در شهرها و مناطق مختلف؟

سئوال 4- آیا پروسه تصمیم‌گیری فعلی و ساختار فعلی هماهنگی و اداره اقدامات مقابله با شیوع کرونا، بقدر کافی خوب و موثر هستند؟

سئوال 5- آیا منابع انسانی و فنی (کادر تشخیص، کادر درمان، داروها، و تجهیزات، مدیران ... ، ) بقدر کافی داریم؟

سئوال 6- حالت متعارف کی و چگونه برقرار می‌شود؟ (محدودیتهای وضع شده طی مقابله با کرونا کی رفع می‌شوند؟)

سئوال 7- ذی‌نفعان (افراد مختلف حقیقی و حقوقی در شهرهای مختلف و روستاهای مختلف) چقدر در تصمیم‌گیری‌ها دخیل‌اند و چقدر باید دخیل باشند؟

سئوال 8- تبعات خارجی قرنطینه، بدون نقش مرکزی شوراها و مجلس در تصمیم‌گیریها چیست؟ (آیا ج.ا.ا. بعد از یکی دو ماه توسط کشورهای مخالف و رقیب براحتی به "حکومت کودتایی" متهم نمی‌شود؟)

🆔 @jameeno
#الف

🔻عقل و قهر!

▫️تحریریه جامعه‌نو: این روزهابیش از دلشوره در مورد دچار شدن به بیماری کرونا، نگرانی دیگری ذهن شهروندان هشیار کشور را درگیر میکند: آسیب ناعادلانه ای که ممکن است ناتوانی قوای‌عاقله درمقابل قوای‌قاهره‌ وهمیه(آنرا برایتان به زبان امروزی "زورگویی ایدئولوژیک" ترجمه میکنیم) در کاسه آنها بگذارد ! چنین به نظر میرسد که شعور کافی برای آنکه جامعه ما بهترین راه عبور کم هزینه از مقابل بلای کرونا را در اختیار داشته باشد وجود دارد، ولی مجموع توانایی این شعور و قوه‌عاقله در مقابل کسانی که توهمات ومنویات سیاسی و ایدئولوژیک خود را به صورت قهر آمیز بر جامعه تحمیل میکنند ناچیز است. حضور مبتنی بر زور آخوندهای طب اسلامی در بیمارستانها نمونه بسیارکوچک این زورگویی ایدئولوژیک است . طیف وسیعی از این ناتوانی ملی در برابر قوای اهریمنی قاهر را میتوان برای دوماه گذشته فهرست کرد، اما صرفا به نخستین و آخرین مورد اشاره میکنیم تا به حرف امروز برسیم.

نخستین : طبق اظهارات مقامات رسمی حکومت درروز سیزدهم بهمن، یک کارمند فرودگاه اصفهان که با چینی ها در تماس بودبا علائم کرونا در بیمارستان بستری شد . در همان روز، مراسمی که به خاطرسال نوی چینی‌ها در یزد برگزار میشد لغو شد و در بیرجند چند تاجر چینی برای آزمایش ابتلا به کرونا به بیمارستان رفتند . آشکار بود حکومت کاملا آگاه است که چینی‌ها و ایرانیهای تردد کننده بین دوکشور این بیماری را به ایران آورده‌اند. لازم بود جامعه از شیوع این بیماری مطلع شود ، اما قوه قاهر مصلحت ندانست. فکر میکرد سبب کاهش حضور مردم در دو نمایش حکومتی میشود: جشن انقلاب، و انتخابات مجلس . هنوز ۹ روز به ۲۲ بهمن و ۱۹ روز به انتخابات مجلس مانده بود اما هیچ قوه عاقله‌ای نمیتوانست با تصمیم شیطانی بیخبر گذاشتن جامعه مخالفت کند. بخش وسیعی از این ۲۰۰۰ نفری که امروز حکومت قبول دارد از کرونا مرده‌اند قربانی این تصمیم حکومتی شدند.

آخرین : دوروز پیش، قوه قاهر یک گروه پزشکان بدون مرز را که سازمان کمکهای داوطلبانه است و با هماهنگی دولت ایران برای کمک به مبارزه با کرونا به ایران آمده بودند ، هنوز نرسیده و به صورتی پرسر وصدا در راستای اهداف سیاسی پیچیده‌ای اخراج کرد. بهانه‌ها ابلهانه بود و فریاد ناظران را به آسمان برد که چرا آبروی ایرانی ها را بردید و به بیماران ستم کردید، مهمان را رد کردید و ضدفشار برای لغو تحریمها عمل کردید و...اما اینها فریادهایی بی‌ثمر از کار در میآیند. گویی دیگر هیچ گوش شنوایی نیست.

این مورد آخر، نمایش کاملی بود از اینکه قوه قاهره سیاسی چگونه بر همه ابزار سیاست وتبلیغات سلطه دارد و اراده ایدئولوژیک خود را به عنوان قاعده استاندارد بر رفتارسابقا کمابیش عاقل بخشی از دولت حاکم کرده است. تسلیم کامل روحانی در مقابل این اراده که از ماجرای شلیک موشک به هواپیمای مسافری آغاز شد، اکنون به رفتار استاندارد دولتی هاتبدیل شده است . قوه‌عاقله دیگر پایی در تشکیلات دولت ندارد. رد عقلانیت متعارف را فقط میتوان در خارج از این تشکیلات جستجو کرد : در نامه های سرشار از نقد تصمیمات دولت که جامعه پزشکی منتشر کرده است، در موضعگیریهای‌ناظران خارج از حکومت که ابراز مداوم خونسردی دولت را نه از سلطه آن بر امور بلکه از بلاتکلیفی و مقهور شدن ان در برابر اراده سیاسی مییابند، دررسانه های مستقل که نشان میدهند روشهای دولت در برابر اپیدمی چقدر با راههای امتحان شده جهان خارج تعارض دارد ، و البته در اظهارات معدود اشخاص وابسته به حکومت که انتهای این مسیر را قبرستان میدانند.

خروج عقل از دایره عمل حکومت در مورد آنچه به سرنوشت و معاش جامعه مربوط میشود تنش حکومت - ملت را به منتهی درجه میرساند. جامعه میبیند که حکومت آنجایی که خطری برای بقای خود میبیند عاقلانه قدم بر میدارد. جامعه به یاد میآورد تصمیم عاقلانه سازش منتهی به برجام را و نقشه تنش‌زدای نهفته در حمله انتقام سخت را که بسی عاقلانه بودند و البته آسان است تشخیص آن که مواردی از این نوع کاربرد عقل ، فقط به خاطر بقای نظام صورت پذیرفته است، و صرفا و فقط درجایی که مردم هزینه و صورتحساب را میپردازند بیرق رفتار ایدئولوژیک و سازش ناپذیری و انقلابی‌نمایی بلند است. مردم این را در ذهن جمعی خودفقط میتوانند با رذل بودن حکومت توصیح دهند . این نتیجه گیری خطرناکی است که فرصت زیادی برای صلح اجتماعی باقی نمیگذارد.

🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔹قوه قهریه و رفتار دوگانه

🖌احسان آزاد

▫️بالاخره بعد از فشار افکار عمومی و توصیه های متخصصین و البته به برکت تجربه اخیر سایر کشورها بخصوص کشورهای اروپایی، در وضع مقررات ویژه برای اعمال محدودیت در تردد و تجمع، دولت، هر چند با تاخیر، پذیرفت تا در کنترل سفرهای بین شهری جهت پیشگیری از شیوع گسترده تر ویروس کرونا، از قوه قهریه استفاده کرده و برای خاطیان جریمه در نظر بگیرد.
فارغ از این سوال همیشگی که چرا با اینهمه تاخیر حکومت تن به این تصمیم داد و اینکه آیا مثلا نمیشد همین تصمیمات از پیش از نوروز اتخاذ شود؟ عدم استفاده از قوه قهریه برای برخورد با کسانیکه که با بی مبالاتی در این شرایط علاوه بر به خطر انداختن جان خود، سلامتی سایر شهروندان را نیز به مخاطره می اندازند، برای بسیاری سوال برانگیز بود. فرای چندگانگی و وجود کانونهای متعدد تصمیم گیری که دیگر باید گفت بخشی از ویژگیهای ساختاری سیستم شده است، اما امتناع از اعمال زور از سوی حکومت در این وضعیت حساس آنهم در حالیکه به نظر می رسد افکار عمومی مخالفتی با آن ندارد، پرسش بر انگیز است.
البته تجربه نشان داده که حکومت، در این مقوله نیز مانند بسیاری موارد دیگر رفتاری دو گانه دارد.
در دنیای مدرن بر مبنای " قرارداد اجتماعی" میان حکومت و ملت و بر اساس اصل " نمایندگی" اعضای جامعه یا شهروندان اختیاراتی را از خود سلب کرده و آنرا به حکومت واگذار می کنند
مثال آشکار آن حفظ امنیت شهروندان و نظم عمومی در جهت حفاظت از آنان ست. البته ناظر به این قرارداد قانون ست که حدود و چهارچوب ها را مشخص کرده و نقش ها و مسئولیت ها را تشریح می کند. بر این اساس حکومت ها مجازند در موارد نقض قانون و تجاوز به آزادیها و حریم سهروندان در جهت حفاظت از منافع آنها از قوه قهریه استفاده کرده با خاطیان برخورد خشونت آمیز کنند. هر چند حدود و چهارچوب این خشونت هم در قانون مشخص می گردد. این توضیح را با رفتار حکومت ما در استفاده از قوه قهریه مقایسه کنید. مثلا در همین مورد حاضر در خصوص اعمال محدودیت سفر برای شهروندان، اگر همین جماعتی که از ابتدای سال روانه سفر شدند، تصمیم می گرفتند که همگی سری هم به پاسارگاد بزنند و در ایام نوروز یادی هم از کوروش کبیر خفته! کنند، آیا باز هم حکومت همینطور به نصیحت و موعظه بسنده می کرد؟ و یا مثلا اگر گروهی از شهروندان قصد تجمع و اعتراض داشته باشند آیا باز هم حکومت همینقدر با تاخیر تصمیم گیری خواهد کرد؟ چگونه است که اعمال زور اینجا وظیفه حکومت و آنجا مورد تقبیح است؟
مثال مضحک تر که شاید بی ارتباط نباشد. برخورد دولت در خصوص استفاده از اطلاعات بانکی افراد برای اخذ مالیات است. دولتهای گوناگون تا کنون به بهانه ی حفظ حریم خصوصی افراد و عدم تجاوز به این حریم از این موضوع سر باز زده اند. جالب این ست که این در حالیست که حکومت شاید به طور روزمره در حال مداخله در تقریبا تمام شئونات زندگی فردی و حریم خصوصی افراد از نحوه لباس پوشیدن تا غذا خوردن و روابط اجتماعی آنهاست اما اینجا که پای منفعت عمومی در میان ست ناگهان مدافع حریم خصوصی افراد می شود! بر این اساس بر خلاف برخی از تحلیل گران که عدم اعمال قرنطینه شهرها و کنترل تردد بین شهری را بر ضعف مدیریتی و توان اعمال اقتدار دولت مربوط می دانستند به نظر می رسد مسئله اصلی بیشتر منفعت صاحبان قدرت باشد.

🆔 @jameeno
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▫️خاخام های یهودی بدون توجه به هشدارهای مقامات اقدام به برگزاری مراسم دعای دسته جمعی کرده بودند که...

🆔 @jameeno
جامعه نو
▫️خاخام های یهودی بدون توجه به هشدارهای مقامات اقدام به برگزاری مراسم دعای دسته جمعی کرده بودند که... 🆔 @jameeno
#الف

🔻"ای شارلاتان!!"

▫️تحریریه جامعه‌نو: داستانی قدیمی وجود دارد که به خیلی از شخصیتهاو از جمله حسن صباح رهبر فرقه اسماعیلیه نسبت داده شده است: در کشتی سفر میکرد که دریا طوفانی شد و تلاطم آن کشتی را به خطر غرق انداخت . سرنشینان هراسان و گریان به اینسو و آن سو میرفتند و فریاد میکشیدند اما حسن با آرامش در گوشه ای نشسته بود . گفتند چرا نشسته‌ای ، مگرنمیبینی کشتی در حال غرق شدن است؟ با طمانینه گفت"این کشتی غرق نمیشود!" نقل است دریا که روبه آرامش رفت و کشتی ثبات یافت همه سرنشینان به او ایمان آوردند و مریدش شدند...

اگر نه شیاد، حداقل سیاس خوبی بوده است .بازهم نقل است که به ملازمان محرمش گفت حقه مشکلی نبود ؛ اگر کشتی غرق میشد،کسی زنده نمیماند که بگوید حسن خطا کرد، ولی حالا هر یک از اینها مرید و مبلغ مومنی برای مایند.

داستان دومی را نقل میکنیم که میتوانید به جای نقل، فیلم آن را در پست قبلی ببینید. گروهی از خاخامهای جوان که به زبان خودمان میتوان آنها را طلبه نامید نشسته اند تا دعا کنند و نشان دهند کرونا بر هرکس که یهودی مومنی باشد اثری ندارد. از پلیس رژیم یهودی و باورمند به افسانه صهیون کتک هم میخورند. حالا بماند چطور پلیسهابه خودشان اجازه میدهند به طلاب مایع ضد عفونی بپاشندو انها را کشان کشان ببرند(اگر در ایران چنین جسارتی رخ دهد حتی فرمانده نیروی انتظامی هم به نوکری اجانب متهم میشود و مرتکبان اعدام) نکته این است که خاخامهای جوان چه مرضی دارند که آنجانشسته اند؟ قصد واقعی آنها چیست؟ نمیتوانستند در خلوت کنیسه بهتر دعا کنند؟...

پاسخ استانداردی دارد که در همه جاهای دیگر دنیا هم صدق میکند . این شارلاتانها مامورند نشان دهند ایمان به کنیسه بهتر از دارو و اعتقاد به تقدس خاخام بهتر از اعتماد به پزشک با امراض مبارزه میکند. اگر بعدا کسی مرد(مثل آن جوان اهل انزلی که متخصص طب اسلامی به دهانش دست مالید)توضیحش این است که عمرش به دنیا نبود و حکمت خدا بود... اگر زنده ماند اثر دعای خاخامهای جوان جمع شده در میدان است . نیرنگهای اهل جذب مرید و مومنان باثبات، از دوره حسن صباح خیلی تغییر نکرده است. !

البته خیلی چیزها تغییر کرده است .اجازه بدهید یک گام دیگر جلو برویم: آنها که در قم و مشهد لشگر جمع کردند ودر شکستند را به یاد می اورید؟ درست زمانی این کار را کردند که روحانیون مسئول از اصرار بر اینکه در شفاخانه مقدس را نمیشود بست دست شستند و رفتند تا مدتی کناره بگیرند. راستش آن لشگر درشکن متعصب آمده بودند نشان دهند حق با آقایان بوده است و خیل مومنان زیارت را به سلامت ترجیح میدهند ...نگرفت ، و این یکی از چیزهایی است که‌تغییر کرده است.

حسن صباح آن بالا در خلوت الموت وپشت پرده مینشست و خاخام اعظم اسرائیل در کنیسه اعظم مینشیند و قرار است مومنان آنها اعجازشان را به گوش عوام‌ برسانند و مرید بپرورند تا یکی اعلان شفا کند، (لابد)یکی دیوار ندبه لیس بزند، یکی تحریک به شکستن قفل در کند و... ایرانیها از قدیم یکی از بهترین جملات قصار پر حکمت را گفته اند که "یک مرید خر، بهتر از یک ده شش دانگ!" این ضرب المثل هنوز به درد میخورد ، ولی دیگر "خیل" در کار نیست و اکثرهم لایعقلون نیستند ...این است آن تغییر!

🆔 @jameeno
#الف

🔻‌۲۵۰۰۰ مرگ در یک روز!

▫️تحریریه جامعه‌نو: چهار ماه پس از شروع همهگیری کرونا‌تعداد کشته های آن هنوز زیر ۲۰۰۰۰نفر است اما روزانه بیش از ۲۵۰۰۰ نفر میمیرند که ۲۳۰۰۰ نفر انها کودک هستنند و کسی خبر نمیشود. این آمار موثق و متعلق به نهادهای سازمان ملل(سازمان غذا و کشاورزی، و یونیسف )است و علت مرگ این ۲۵۰۰۰نفر همهگیری گرسنگی در کشورهای فراموش شده جهان است. جهانی که دیده نمیشود: اکثر کشورهای آفریقا، و جنوب آسیا. ما عادت داریم از کنار آن بگذریم. صدر اعظم آلمان که شخص شریفی به نظر میرسد گفت از کنار آمار کرونا نمیتوانیم بگذریم ، چون اینها عدد نیستند، انسانند. اما هم او، هم سایر رهبران موثر دنیا و هم ما از کنار این آمار نامربوط به کرونا به راحتی میگذریم. برای همه ما ، آن ۲۳۰۰۰ کودک فقط عدد است .

این نامردمی مزمن و بی‌اعتنایی غیر انسانی از کجا پدید آمده ؟ چرا به ان عادت کرده ایم؟ چه چیزی سبب فراموش شدن آن شده است؟ ساده ترین پاسخ ان این است: چون جهان پیشرفته متمدن باور پنهانی به دوگانگی حقوق انسانها دارد. برخی، ضایعات انسانی محسوب میشوند و مهم نیست نرخ "امیدبه زندگی" در جامعه‌شان چقدراست و چقدر عمر میکنند. درست مثل جوجه کشی سرمایه‌دارانه که درصدبالایی از جوجه های بیرون آمده از تخم را ساعتی پس از بازکردن چشم به دنیا در آسیاب میریزد، چون زنده ماندن‌شان‌فایده ندارد: غذا میخورند و هزینه دارند، اما به عللی، درنهایت پول از آنها در نمی آید. کسی نگران ناله کودگ گرسنه در دامان مادران مستاصل نیست، همانطور که جیک جیک جوجه هاروی نوار نقاله به سمت حفره‌مرگ را کسی نمیشنود.

اما این ماجرا بعد اخلاقی مهمتری هم دارد که شرم‌آورتر است: ویروس کرونا از ان رو مورد توجه است و دنبال واکسن آن افتاده‌ایم که برخلاف ویروس گرسنگی فقط فقرا را نمیکشد؛ ثروتمندان و نیروی کار آنها را هم میکشد و اقتصادشان را به دست انداز انداخته سودشان را میکاهد . این ادعای آخر در باره اقتصاد، مبالغه نیست. دعوای امروز سیاسی در ایالات متحده این است که ترامپ و دوستانش در سرمایه‌داری وحشی ایالات متحده معتقدند مردم باید بعد از عید پاک به سر کار برگردند چون اقتصاد درحال آسیب دیدن است، و متخصصان اپیدمی میگویند این کار ابعاد اکنون گسترده کرونا رابه صورت فوق بحران در خواهد آورد. (این عید پاک ترامپ، در واقع همان "از روز شنبه اوضاع عادی میشود "حسن روحانی در دو هفته مانده به عید است !) در حالیکه مشکل نیویورک فقدان دستگاه کمک به تنفس در بیمارستانهاست و به قول یک پرستار نیویورکی انها منتظرند یکی بمیرد تا دستگاه را برای نفر دیگر ببرند، مشکل ترامپ این است که سهام شرکتها در بورس نیویورک درحال سقوط است و باید با عادی کردن اوضاع و فرستادن مردم به سر کار فضای جلوگیری از سقوط قیمت سهام را تقویت کنند.(سقوط سهام فقط به علت کرونا نیست و این را شاید بعدا توضیح دادیم) این‌است جهانی که ما در آن زندگی میکنیم! ناعادلانه، و سرشار از سنگدلی.

سنگدلانه تر، نهادن تخصص و علم و محاسبه و آمار در خدمت قربانی کردن جامعه به پای وال استریت است: توماس فریدمن روزنامه نگار معروف آمریکایی اخیرا پیشنهاد کشتن عمدی مردم را از زبان چند متخصص تئوریزه کرده است. او در پایان مقاله اش مینویسد: "من متخصص پزشکی نیستم. فقط یک روزنامه‌نویس‌ام که نگران عزیزان‌اش، همسایگان‌اش و همه‌ی مردم در هر کجا است. من این ایده‌ها را به سبب این که چاره‌یی جادویی‌اند یا این که هر عاملی را حسابی حلاجی کرده‌ام، به‌ اشتراک‌ نگذاشتم . آنها را به اشتراک می‌گذارم چون اطمینان دارم باید این بحث را هرچه‌بیشتر گسترش دهیم، من مطمئن‌ام که به ذهنیت گله‌ییِ کمتر و به مصونیت گله‌ییِ بیشتر نیاز داریم؛ چون باید با انتخاب شیطانی و نفرت‌انگیزمان کنار بیاییم:
یا باید بگذاریم بسیاری‌مان کرونا بگیریم، سلامت‌مان را بازیابیم و به سرِ کارمان برگردیم، در عین‌حال که تمام تلاش‌مان را می‌کنیم آن‌ها را که بیش از همه از این ویروس می‌میرند، محافظت کنیم؛ یا همه‌چیز را ماه‌ها تعطیل کنیم تا همه‌ی افراد را در همه‌جا از این ویروس نجات دهیم (صرف‌نظر از ریسک نفوذ آن‌ها)‌ـــــ و افراد بسیاری را با ابزاری دیگر بکُشیم و اقتصادمان و چه بسا آینده‌مان را نابود کنیم."(توماس فریدمن . نیویورک تایمز، ترجمه نیما فاتح و دامون افضلی).

انتخاب شیطانی و نفرت انگیزی که فریدمن میگویدهمان است که ترامپ میخواهد و تا دو روز پیش ، حسن روحانی نیز به آن اصرار میکرد: ول کنیم همه زودتر بگیرند ، پیرها ومستمری بگیرها و ضعفا بمیرند، تا اقتصاد آسیب نبینه و جون بگیره...

جهان ناعادلانه ای بودبه ضرر گرسنگان آفریقا، حالابخشی از مصیبت همه گیر عالم شده است . شاید این خودش نوعی عدالت بین انسانهایی باشد که از هم بسیار دورند و یکدیگر را نمیشناسند، اما اقبال جغرافیایی آنها را بر یکدیگر برتری داده است !

🆔 @jameeno
جامعه نو
#الف 🔻‌۲۵۰۰۰ مرگ در یک روز! ▫️تحریریه جامعه‌نو: چهار ماه پس از شروع همهگیری کرونا‌تعداد کشته های آن هنوز زیر ۲۰۰۰۰نفر است اما روزانه بیش از ۲۵۰۰۰ نفر میمیرند که ۲۳۰۰۰ نفر انها کودک هستنند و کسی خبر نمیشود. این آمار موثق و متعلق به نهادهای سازمان ملل(سازمان…
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🖌غلامعلی آزادی

▫️این نوشته دقیق و عمیق ، دردناک و البته بسیار قابل تامل است. که البته دو نکته را درآن قابل باز بینی میبینم

نخست آنکه کلمه" پنهانی "را باید از داخل جمله "باور پنهانی جهان پیشرفته متمدن به دوگانگی حقوق انسانها " حذف کرد (در فراز دوم نوشتار)چرا که حالا دیگر در این مرحله از مناسبات جهان تک ساحتی ، قصه، قصهُ دم خروس است و قسم حضرت عباس....کار از پنهانی بودن نیات فرا تر رفته و دبل استاندارد بودن نگاه جهان متمدن و پیشرفته در موارد و مصادیق بسیار عدیده در رفتار با حقوق مردمان جهان باصطلاح پیرامونی، آظهر من الشمس است.

دوم ، اما من برای این عادلانه بودن ویروس کرونا هم که اینروزها اینسو و آنسو به آن زیاد اشاره میشود ، کمی جای تامل می گذارم، چرا که ما هم اکنون در اوایل ویا میانه معرکه هستیم ، و قدر مسلم اینکه اولا آمار ها چه داخلی و چه درسطح جهانی بنا به دلایل عدیده (حالا صرفنظر از موجه بودن یا نبودن) قطعا ناکامل و احتمالا تا حد قابل اعتنایی نا درستند ..ثانیا برای نتیجه گیری های اجتماعی آتی ، آمارها نیازمند آنالیز و کار تحلیلی کارشناسی اند، آنهم بعد از فروکش کردن فاجعه.

اما در یک نگاه غیر آماری و از سر عادت میتوانیم چند نکته را مورد مداقه قرار دهیم:

اول : در نظر نخست ویروس ظاهرا برای انتخاب میزبان،
حاکم و غیر حاکم ، فرا دست و فرو دست نمی شناسد .

دوم: با پاندمیک شدن ویروس، یاس و نگرانی از کف خیابان تا درونی ترین لایه خانه های حاکمان و صاحبان مکنت و قدرت جهانی و داخلی ، یکسان همه گیر شده، اما شدت این ترس و نگرانی با حرکت از لایه های پایین به بالا تر بیشتر و بیشتر میشود. این تاثیر نه بدلیل عادلانه بودن توزیع ویروس که به دلیل بی ثبات کردن زندگی اقشار مرفه رو به بالا که از درجه ثبات نسبی تا مطلق در زندگی استفاده میکنند می باشد . این ترس قطعا در اقشار کاملا فرو دست جهان، که دائما در بی ثباتی و جدال با انواع ویروسهای مرگِ آب و نان و سلامت و...به سر میبرند کمتر دیده میشود‌..آنان در انتخاب ناگزیر برای نان و زنده ماندن، ابایی از مردن ندارند ، آنان به خیابان می آیند ،کورونا میگیرند و کورونا می‌گسترانند....

سوم: آموزش میدهیم و آنان به فرض که بیاموزند ،از اولیه ترین امکانات عملی کردن آموزشها بی بهره اند........میگوییم "درخانه بمانید" . به چه کسانی ، به بی خانمانها ، به آن میلیونها و میلیاردها انسانی که خانه ندارند،ویا لشگر های عظیم بیکاران و فرو دستان ،، که مفهوم در خانه ماندن برایشان مرگ بی نانی است و به خیابان آمدن " مرگ کورونا" .مرگ مرگ است چه فرقی میکند .در یک کلام آنان در صف مقدم قربانی شدن ایستاده اند.‌
چهارم: اما آنچه اکنون زنگ خطر را تا نزدیکی گوش حاکمان و صاحبان قدرت و ثروت در جهان نا عادلانه امروز به صدا در آورده، عبور ویروس پس از گذر از این قربانیانِ فراگیر به مثابه سربازان ردیف اول صفحه شطرنج، و خطر پاساژ آن در بهشت آرام قدرتمداران و ثروت مداران جهانیست .

پنجم: بدیهی است که حتی در شرایط مساوی تهاجم ویروس، بازهم عدم تغذیه و عدم برخورداری مساوی از سیستم اتو ایمیون جسمی ونیز نسبت برخورداری از تجهیزات وامکانات درمان بین فرا دستان و فرودستان هرگز یگانه و برابر نیست و نخواهد بود، در اینصورت طبیعی است که اپیدمی ، قربانیان خود را همچنان از طبقات ضعیفتر بر می‌گزیند

و ششم: با این توصیفات عادلانه بودن داستان کمی تا قسمتی زیر سئوال است ، اما تصور می کنم جدی بودن پاندمی کورونا، و گذر آن از مرزهای حفاظت شده و جدی بودن حضور پر مخاطره آن در جهان پیشرفته و متمدن، امضای خود را بر تمام رفتارهای جهان ، در دوران پسا کورونا باقی خواهد گذاشت.. جهان پیشرفته و تکنولوژیک به خاطر خود و حفظ نیروهای کارخود هم که شده یا ناگزیر از مفاهمه جدیدی در مفهومهای انسان، فقر و ثروت، زمین و طبیعت و نیز کشورهای پیرامونی،، با خود خواهد بود و یا ناگزیر از پذیرش نوعی انهدام یا حرکت در جهت انهدام ......

در پایان امید که با تلاش های عقلانی و علمی، سایه غمبار و سنگینِ اپیدمی ویروس، از جامعه بشری و آحاد آن از تمامی طبقات رخت بر بندد ، و انسان با خروج از این قرنطینه ، فکورانه تر در جستجوی مناسبات عادلانه تری بر آید..‌‌‌

🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔺 یک خانه تکانی بزرگ بعد از کرونا

🖌مژگان باقری

▫️در خبرها آمده بود که رونالدو و مسی هر کدام یک میلیون یورو برای برای مهار بحران کرونا اختصاص داده اند. دو خواننده ی زن آمریکایی هم قرار است به حساب طرفدارانشان پول واریز کنند با این استدلال منطقی که شما تا حالا کنارمان بوده اید، حالا نوبت ماست که کنارتان باشیم.

در این چهل روز که از اعلام رسمی ورود کرونا به ایران می گذرد خبری از سلبریتی های ایرانی ندیدم. واقعا سلبریتی های ما کجا هستند؟ نه آن بی هنران بی سوادی که اگر در یک کشور آزاد بودند در خوشبینانه ترین حالت به تبلیغ سس فلفل و روغن خوراکی می پرداختند! نه آن شومن عوامفریبی که با ماشین آنچنانی و بادیگاردهای گردن کلفت به این ملت بی نوا فخر می فروشد، نه آن هنرمند حکومتی که از دولت فرانسه مدال شوالیه دریافت می کند. او که به خاطر تحریم جشنواره فجر یقه خود را پاره می کرد چرا از محل درآمد موسسه فیلم سازی خود در آمریکا چند میلیون تومان ناقابل به ملتی که او را به مقام شوالیه رسانده است نمی بخشد؟

از خواننده ها هم هیچ خبری نیست. آنها که از صبح تا شب در صدا و سیما آواز (وطنم! ای شکوه پابرجا) سر می دهند آیا نمی دانند که این وطن، امروز، در دل التهاب دوران ها تنها مانده است؟ آیا وقت آن نیست که برای مرهم گذاشتن بر تن زخمی این سربلند بحران ها، کمی سر کیسه را شل کنند؟

خواننده های آن سوی آب هم گم و گور شده اند. کسانی که در طول دهه ها زندگی خارج از ایران فقط شامه خود را برای استشمام بوی پول تیز کرده اند و فرقی ندارد که این پول در دیسکوهای ارمنستان منتظرشان باشد یا در جیب های سخاوتمند بن سلمان در عربستان! من نمی دانم چرا اینها که سالها در غرب زندگی کرده و ارتباط سلبریتی های آنجا را با صندوق های خیریه دیده اند باز هم تاثیر نگرفته اند. یعنی ژن ایرانی تا این حد تربیت ناپذیر است؟!

ورزشکارانی که فقط بلدند در زمان سیل و زلزله شماره حساب بدهند کجا هستند؟ چرا به پاس فداکاری پزشکان و پرستاران یک هدیه چند میلیون تومانی به آنها نمی بخشند؟ چرا به طرفداران خود که کرونا کاسبی آنها را کساد کرده هدیه نمی دهند؟ همان طرفدارانی که همه می دانیم از قشر فرودست جامعه هستند و و امروزه کرونا و بیکاری، آنها را به اوج استیصال و ناامیدی رسانده است.

آیا سلبریتی ها و ورزشکاران غربی ریا می کنند و می خواهند از زیر بار مالیات فرار کنند؟ چه ایرادی دارد؟ شما هم ریا کنید. اگر نتیجه ی این ریاکاری، دمیدن روح امید باشد در کالبد خسته و ناتوان این ملت ناامید، پس چه کار صوابی بالاتر از ریاکاری است؟!

از سلبریتی ها بگذریم. در این هنگامه ی کرونا، خانواده مرحوم رفسنجانی کجا هستند؟ آنها که پدرشان یکی از ستون های این انقلاب بود و احتمالا بیشتر از همه از این خوان نعمت بهره گرفته اند. چرا آنها نه برای وطن بلکه برای خوشنام شدن انقلاب در چشم مردم، گامی هر چند کوچک برنمی دارند و روح پدر خود را شاد نمی کنند؟

ناگفته نماند تعدادی از طلبه ها واکنش نشان داده اند. آنها با نوشتن نامه به وزارت خارجه درخواست کرده اند که برای رسیدگی به امور سالمندان ایتالیا، به این کشور کرونا زده بروند. ظاهرا در چشم این فرانچسکوهای قدیس، مرغ همسایه غاز است و احتمالا کمک به مادر ماریا و پدر روبرتو بیشتر از کمک به ننه عصمت و آقا احمد، آنها را به خدا نزدیک می کند!

چرا نمایندگان مجلس حقوق دو ماه اسفند و فروردینشان را که تعطیل بوده اند به تجهیز بیمارستانهای کشور اختصاص نمی دهند؟ تا دیگر لازم نباشد کاسه گدایی به سمت صندوق بین المللی پول دراز کنیم. البته در این مورد می توانند از ترامپ الگو بگیرند. او سه سال است که از دریافت سالانه چهارصد هزار دلار حقوق ریاست جمهوری صرفنظر کرده است. کدام حاتم طایی در بین سیاستمداران ما پیدا می شود که با ترامپ رقابت کند؟!

اما در میانه این بی کسی ها و تنهایی عجیب ملت ایران یادمان باشد که ایران بعد از کرونا به یک خانه تکانی بزرگ نیازمند است. به نهادهای مدنی قدرتمندی که بتوانند خود را برای مواجهه با چنین بحران های فراگیری آماده کنند. به هنرمندی دیگر، ورزشکاری دیگر و سیاستمداری دیگر که یادشان باشد مقام و پول و شهرت خود را چگونه به دست آورده اند.
ایران بعد از کرونا به یک دیگری اصیل و ارزشمند نیازمند است.

🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔹 بلاهت حد و مرز ندارد

🖌میلاد خوش تراش لنگرودی

پاپ در یکی از سخنان خود خطاب به کشیش ها گفته بود:
باشد که شجاعت داشته باشید که به سراغ مریضان بروید تا قدرت کلام خدا و ایوچاریست( آیین شکر گذاری) را نزد آن‌ها به جا آورید.

اغلب این کشیشان با توجه به توصیه های مرجع دینیشان می خواستند برای دلگرمی و کمک در کنار افراد مبتلا باشند اما این بیماری به خودشان نیز سرایت کرد و جان باختند و سبب انتقال ویروس به افراد بسیاری شدند.

بلاهت، حد و مرز ندارد، جغرافیا نمی شناسد، بلاهت محصول عدم کارایی خرد و منطق است، یکی ضریح لیس می زند، یکی آیین دسته جمعی عبادت را بجا می آورد، یکی راست راست در بیمارستان‌ها راه می رود، طب سنتی ترویج می کند و با پرستارها عکس می گیرد. اما خروجیِ همه ی این‌ها یکی است، آسیب برای جامعه....

مولانا بیتی دارد بدین مضمون که نادان همچون میشی کور را می ماند که با بی خردی، گرگ را که مصداق شر و بلا است بیدار می کند.

گرگ را بیدار کرد آن کور میش/ رفت نادان سوی عزرائیل خویش

اژدهای بلا و مصیبت، گیجی حاصل از نادانی را یک لقمه ی چرب می داند که دامنه ی وسیعی را همچون یک ویروس مبتلا می نماید، عدم برخورد نهاد قدرت با چنین مواردی، فرصت سوء استفاده را برای چنین آفت هایی فراهم می نماید، باید گریخت، از این حماقت های بی پایه و اساس، از این تقلیدهای کورکورانه، از این بازی های کثیفی که به نام پروردگار در حال انجام است، باید گریخت...

ز احمقان بگریز چون عیسی گریخت/ صحبت احمق بسی خون‌ها که ریخت

🆔 @jameeno
#جامعه_۹۹

🔻پاتیل پلاسما!

▫️شورای سردبیری: در علم فیزیک، ماده چند حالت دارد: جامد، مایع، و گاز . حالت چهارمی نیز وجود دارد که معروف نیست: حالت پلاسما.در این حالت، اتمها به خاطر دریافت فشار و انرژی بالا به صورت ذرات بنیادین از هم پاشیده‌اند و در التهاب رسیدن حالت با ثبات هستند . خورشید نمونه ای از این حالت است. دریایی از ذرات که به هیدروژن تبدیل شده اند وباز از هم میپاشند تا در ترکیبی تازه هلیوم تولید کنند.

جامعه‌شناسان یکی از دیگر یافته های فیزیک ذرات را برای توضیح حالتی از جامعه به عاریت گرفته اند: جامعه اتمیزه .مراد از آن توضیح فروپاشی پیوندهای اجتماعی و سلطه فردیت افراطی بر سازوکار روابط آدمها در جامعه و هدم منافع جمعی به عنوان پیشرانه تحرک اجتماعی است. درست همانگونه که شکسته شدن ملکولها اتمهای تشکیل دهنده آنها را از قید یکدیگر رها و آزاد میکند تابراساس شرایط محیطی به هرسو بروند ، در جامعه اتمیزه نیز سلطه فردیت‌به عنوان یک خصلت جامعه مدرن اما به خطا رفته در اثر ناکارکردی سایر اجزای جامعه سرمایه‌داری، و اهمیت یافتن حفظ منفعت فردی بر اساس‌تشخیص لحظه‌ای خود و نه در چارچوب خیرجمعی، به تفرق و تکثری منجر میشود که نهایت آن یگانگی داوطلبانه و وحدت منافع و عمل جمعی نیست . یکی از محصولات جامعه استبداد زده میتواند این اتمیزه شدن جامعه هم باشد .

در جامعه ایران ، به جای جامعه اتمیزه که بسیاری اساتید از آن برای توصیف اجتماع ما از آن استفاده کرده‌اند، میتوان‌از جامعه پلاسمایی سخن گفت که آن را در اول مقال توصیف کردیم؛ اتم از هم پاشیده ، ساختمانی ویران شده تا حد آجر به آجر. خاصیت آن این است که اجزایش میتوانند هر عنصری یا ترکیب یااجماع و وحدت محتملی را نتیجه بدهد و حاصل کند و ساختارهای متضاد و متعارض پدید آورد: درابعادمیلیونی برای تشییع جنازه یک شهید نظامی به خیابان بریزد و بعد، میلیونی برای‌اعتراض به حکومتی که آن شهید را پرچم خود میکند به خیابان نیاید و انتخاباتش را تحریم کند. جامعه ایران در موقعیتی قراردارد که هر کاری از ان بر میآید: با "تکرارمیکنم" خاتمی به کسانی رای دهد که محال بود بدون محاسبه پیچیده و رندانه به آنها سلام بدهد ، و یا در تقابل‌ با آن، بدون محاسبه‌ و محافظه‌کاری به مسیر یک شورش وانقلاب کلنگی دیوانه وار و بدفرجام قدم بگذارد؛ همان کاری که آبان گذشته تا آستانه آن پیش رفت. پاتیل پلاسمایی شگفت‌آوری است!

نتایج و پیش‌بینی‌های متفاوتی از این سیالیت‌پلاسمایی‌اجتماعی میتوان گرفت؛ یک جامعه ژله‌ای نیست که در اثر عاملی شکل ظرفی را بگیرد و خلاص. پلاسمای فعالی است که محیط خودش را شکل میدهد و انگار که هوشمند باشد، دوباره و به اقتضا، ترکیب تازه ای با محتوای هدفمند میسازد. بسته به رفتار حکومت، این جامعه میتواند در فرجه‌ای میان‌مدت هم سازش و هم ناهمراهی نشان دهد. به عبارت دیگر حکومت هنوز فرصت دارد رفتاری را که اعتماد جامعه را از آن سلب کرد و به قهر سیاسی مردم با آن منجر شد خاتمه دهد ، انسداد سیاسی موجود را برطرف کند، و به صلحی اجتماعی دست یابد که ضامن بقای ان است. البته اگر تاثیرات نامشخص شیوع بیماری کرونا در حدی نباشد که نظام را به پرتگاههای هنوز ناشناخته بکشد و یا اثرات اجتماعی آن در ابعاد روانی و رفتاری انچنان پیچیده نباشد که توده را دچار گیجی، گنگی، و فلجی کند که در تشخیص جایی که ایستاده است مات و سرگشته بماند. به هرحال شاید تحول‌کرونایی همه دانسته های ما را در باره خودمان تغییر دهد.

اگر تاثیرات این متغیر هنوز ناشناخته را کنار بگذاریم، در دراز مدت ، ملات‌پلاسمایی جامعه ایران در قالب های با ثبات‌ترمنطقی و از نظر هدفمندی مطابق‌زمانه‌تری رفتار خواهد کرد. در ان هنگام، ساختارهای فرافردی جنینی کنونی، همان جمع‌های مدنی کوچک ، پیکره تعیین کننده ای پیدا میکنند و حکومت (هرحکومتی که باشد)دربرابر ان دست به عصا و محتاط و به ضرورت تابع و به عبارت بهتر"منتج"خواهد بود . در باره این زمان دور و فاقد سایه ایدئولوژی، بعدا باید حرف زد ، اما برای سال پیش رو ، فقط میتوان تداوم کمابیش انچه را در یکی دوسال اخیر الگو بوده پیش‌بینی کرد : اطاعت و خشم ،نافرمانی و محاسبه گری،...واندکی تغییردرسرچشمه‌های معرفتی!

🆔 @jameeno
#الف

🔹قورباغه و کرونا!

▫️عاطفه یعقوبی / جامعه نو: تجربه ای درباره قورباغه پخته وجود دارد. اگر يک قورباغه را در ظرفی از آب جوش بياندازيد، بلافاصله تلاش می‌کند تا از داخل آن به بيرون بجهد؛ اما اگر آنرا در ظرف آبی با حرارت معمولی بياندازيد در آن باقی می‌ماند. حال اگر ظرف آب را بر روی شعله بگذاريد و به تدريج دمای آب را افزايش دهيد، تا زمانی که درجه حرارت آب تا حدود ۳۰ درجه سانتيگراد بالا می‌رود قورباغه هيچ عملی انجام نمی‌دهد و تمامی نشانه‌ها مبنی بر اين است که او از وضعيت خود بسيار هم راضی است. با افزايش تدريجی درجه حرارت، قورباغه سست‌تر و سست‌تر می‌شود تا آنجا که ديگر قادر به به بيرون آمدن از ظرف نیست و به‌ رغم اينکه هيچ مانعی برای خروج از ظرف وجود ندارد، همانجا می‌ماند تا در نهايت بپزد و بميرد.
چرا چنين اتفاقی می افتد؟ پیتر سنگه در کتاب خود "پنجمین فرمان" می‌گوید به خاطر اينکه ساختار درونی قورباغه به نحوی است که خطر را تنها در مواردی که اتفاقی ناگهانی در محيط اطرافش رخ می‌دهد، تشخيص می‌دهد و نه در مواردی که خطر به صورتی آرام و تدريجی گسترش می‌يابد.
بخشی از زندگی فردی و جمعی ما از الگوی داستان قورباغه پخته پیروی می‌کند، افراد با عادت کردن به شرایط به یک قورباغه پخته تبدیل می‌شوند. برای مثال به شنیدن اخبار مرگ سالانه 17 هزار ایرانی بر اثر تصادفات جاده‌ای یا مرگ و میر ناشی از سرطان که یکی از دلایل آن آلودگی هوا است عادت کرده‌ایم؛ از این دست مثالها زیاد است. در واقع ما اثر آلودگی هوا در سلامت‌مان را به ناگهان حس نمی‌کنیم بلکه به طور تدریجی اثر آن گسترش می‌یابد و چون آنرا حس نمی‌کنیم مثل همان قورباغه از شرایط خود راضی هستیم‏، در نتیجه واکنش هیجانی هم به آمار کشته‌ها و فوتی‌های اینچنینی نمی‌دهیم. پس چه چیز باعث شده است که اکنون نحوه و شرایط مردن انسانهایی که از کووید -19 می‌میرند انقدر مهم جلوه می‌کند؛ جان همان جان است و همان قدر شیرین! یکی از دلایلش همان احساس خطر در هنگام اتفاقات ناگهانی است. کووید- 19 هم یک تغییر و پیشامد ناگهانی است. اما به نظر می‌رسد در دنیای مدرن کنونی افراد و ملتها می‌توانند خود را برای چنین تغییرات ناگهانی آماده کنند و مثل بیرون پریدن قورباغه از ظرف آب جوش تلاش کنند تا از دل بحران جان سالم به در ببرند. نیکلاس برنز، معاون اسبق وزارت خارجه آمریکا و استاد دانشگاه هاروارد می‌گوید با وجود اینکه همه‌گیری کووید-19 بزرگترین بحران جهانی قرن حاضر است اما این امیدواری هست که زنان و مردان در سراسر جهان می‌توانند به این چالش خارق‌العاده غلبه کنند. اما از سوی دیگر برای همه یقین است که شرایط برای مقابله با این بحران به سادگی بیرون پریدن قورباغه از ظرف آب جوش برای همه ملتها یکسان نیست. باید منتظر ماند و دید فاتحان نبرد کووید-19 کدام کشورها و با کدام سیستم‌های سیاسی و اقتصادی خواهند بود.

🆔 @jameeno
#الف

🔻یک آئین با کلیه لوازم به فروش میرسد!

▫️شورای سردبیری: ضمیمه این الف، چند عکس و تصویرهست که برای زحمت ندادن به خواننده، خلاصه آنها رابرایتان شرح میدهیم. یکی فیلمی است از یک طلبه دختر که گویا عشق فیلم و تحصیلکرده این رشته هم هست و از کمک خودش به غسالان تهیه کرده و یک کار مستند دانشجویی و در عین حال تبلیغی درباره معرفت طلاب است. دومی هم به غسالخانه مربوط میشود و در ان طلبه‌ای ازفداکاری طلاب در امور تطهیر و کفن میگوید، سومی هم مقاله ایست از سایت مباحثات در ۱۵ روزپیش که ضمن انکه معتقد است روحانیت خیلی زود عقب نشینی و میدان را برای آنهایی خالی کرد که به بهانه خطر شیوع کرونا قائل به حذف رسومات کفن و دفن اسلامی بودند، از پس گرفتن این سنگر و شروع دوباره اجرای آداب مذهبی برای درگذشتگان کرونا سخن گفته است. دیگری شرح کفن و دفن و هزینه های یک مرحومه کرونایی در خرم‌آباداست... جز اینها ، یک مطلب دیگر از طلاب در شبکه هست که فعلا حرفی درباره آن نمیزنیم تا بعد!

اما #الف امروز . ناظران رفتار روحانیت و اشخاص مذهبی در ایران دو دسته‌اند . گروهی منتظرند یک طلبه یا آخوند خطایی کند و گافی بدهدتا آنرا دستمایه ریشخند روحانیت و تخطئه کل حکومت کنند .گروه دیگری هم که الزاما اشخاصی مذهبی نیستند رفتار روحانیون و طلاب را زیرنظر دارند و از خطاهم نمیگذرند، اما از خطا شادمان نمیشوند و اسباب تمسخر و ریشه‌زنی فراهم نمیکنند. در واقع به صورت توامان دلسوز کشور و شان روحانیت هستند. تذکرات آنها هم در همین راستا است.

اخیرا دوستی که از گروه دوم است این نقد را مطرح میکرد که فرو کاستن نقش مذهب در این شرایط مصیبت عمومی به مساله غسل و کفن و دفن ناشی از کج سلیقگی و فقد توجه به جایگاه واقعی روحانیت است. نقش باورهای مذهبی و روحانیون در چنین شرایطی ارامش بخشی به ذهن شهروندان مصیبت‌زده است و تبدیل انها به سوژه فیلمهای تبلیغاتی با مضمون کفن و دفن نقض غرض است.

راستش را بخواهید، چیزی فراتر از نقض غرض است. دادن پاسخ انحرافی به جامعه ای است که پرسشهای جدی‌تری در باره نقش روحانیون دراداره کشور دارد. آیاحتی اشخاص بسیار مومن‌ بیشتر نگران غسل مردگان خود هستند یا وضع اقتصاد کشور؟ سهمی که روحانیت در زندگی انها دارد مهمتر است یا نمازی که بر پیکر میتشان میخواند؟ مسئولیت این همه نقص در حیات اجتماعی ما آیا باروحانیت است که در همه شئونات حرف آخر را زده یا مردمانی که مقلد ومنفعل و تابع بوده‌اند؟ از این قبیل پرسشها بسیار است...

پاسخ به این پرسشها آسان است و آن را وامینهیم. اصل موضوع این است که پیشوایان معنوی جامعه جایگاه خود را که افزایش مکارم اخلاقی خلایق است ترک گفته و یکسره تن به سیاست سپرده و جایگاه خود را بر اساس نسبتی که اکنون با سیاست و قدرت دارند تعریف کرده اند. نفوذ معنوی و روحانی جای خود را به قدرت سیاسی داده است. اتفاقا چسبیدن به جزئیات فقهی، مناسک و رسوم و آئینهای بخیه زده شده به ‌دامن معنوی و اخلاقی مذهب و دادن میدانی فراخ به اهل آواز، برای لاپوشانی همین واقعیت است. باز گذاشتن دست هر کس که به دلایل منفعت شخصی به عمده کردن این جزئیات، ظواهر و حتی توسعه خرافات مشغول شود، به همین منظور است. نقل است روزی یک آمریکایی نزد سامرست موام فخر فروشی کرد که بزرگترین نماد عمده ترین شهر ما مجسمه بزرگ آزادی است . موام جواب داد در کشور ما هم وقتی بزرگی از بین میرود مجسمه اش را درست میکنند! ...ما هم پوسته‌باور شده‌ایم، این را رهبران دینی ما میدانند، و حیرت آنکه کاری نمیکنند! حتی حرفی نمیزنند!

علت اصلی این وانهادن هسته و اصل، و چسبیدن به پوسته و شکل ، تبدیل ایمان و باور به ابزار سیاسی و تبدیل امور وجدانی، روحی و معنوی، به سوژه و ملات ساخت کاخ سیاست و منظومه قدرت است. به واقع ، این نیم جمله مشهور که"دیانت ما همان سیاست ماست" نیمه دیگر را فروداده و در معده خود هضم کرده است: فقط سیاست است که وجود دارد و چون فقط آن هست، به اخلاق و وجدان، انصاف و آگاهی، و عقل و منطق نیازی نیست. به همین دلیل است که این روزها دینداران مستقل زیادی میبنیم که بین خود و خدا نیازی به واسطه تعریف نمیکنند و "هیچ آدابی نمیجویند"، و در مقابل حکومت به مناسک و آداب، چیزهایی مثل همان کفن و دفن، اهمیت میدهد و تسلط اجتماعی را در تاکید بر انها مییابد.دین و مکارم اخلاقی آن به سیاست فروخته و در پیشگاه قدرت قربانی شده است. از همین رو کسی پیدا نشد جلوی آن را که اخیرا گفت نواب صفوی هنوز زنده است بگیرد! عجیب و پرسش برانگیز است که او را نهی نکردند! فرض کنید یکی از شیاطینی که در پس‌پرده‌های این کشور زیادند ، آن بازیگررا در خیابان چاقوبزند یابه تیربکشد. چگونه میتوان از طلاب مشعول به غسل و کفن رفع اتهام کرد؟

🆔 @jameeno

پی نوشت: برای مشاهدۀ هر یک از مطالب یادشده روی لینک مربوطه در خود متن (به رنگ آبی) کلیک کنید.
#الف

🔹منجی موعود کرونا را دفع میکند!

▫️شورای سردبیری: امروز الف را با اندکی شوخی و تفریح شروع کنیم . فرض کنید روزی که قاضی‌زاده‌هاشمی وزیر سابق بهداشت استعفا داد و رفت، وضعیتی پیش می امد که روحانی مجبور میشد از کارمند حرف گوش‌کنی مثل نمکی برای جانشینی او چشم بپوشد و در منگنه‌ای قرار میگرفت که مثلاآیت الله تبریزی متخصص طب اسلامی را وزیر بهداشت کند. اینگونه اجبارها برای دولتهای تق‌ولق در همه جای دنیا پیش می‌اید و اصلا بعید نیست. لابد آن آیت الله کتاب پزشکی اتش‌زن هم آخوندهایی مثل آخوند وقیح کرکری خوان برای پزشکان را به معاونت خود منصوب میکرد. خب ، وقتی میرسیدیم به دوره کرونا چه میشد؟

نابعید ترین فرض این است که ان وزیر در مقابل اینکه چه باید کرد، رهایی از دست کرونا را به مصرف "آن دارو" و شایدظهور حضرت مهدی(عج) حوالت میداد و از دست کسی هم کاری برنمی امد و....

اما فکر نکنید انچه گفتیم افسانه بود . اگر هنوز در ایران رخ نداده (ورخ‌نخواهد داد) در اسرائیل دقیقا رخ داده است . داستان ان را برایتان میگوییم. واقعا طنز است.

اسرائیل دولت تق ولقی دارد. نتانیاهو که فعلا نخست وزیر است حداقل سه پرونده فساد اقتصادی دارد . زنش هم یک پرونده دارد. اسرائیل از زمره دولتهای اداره شونده به سبک دموکراسی پارلمانی غربی است . یعنی انتخابات آزاد است و اراده صهیونیستی سیطره زده بر آن و کشورهای عرب و ناعرب بدبخت منطقه ، در انتخابات دخالت نمیکند . انها از الگو و کلام طلایی چرچیل پیروی میکنند که زمانی گفته بود ما برای انکه بتوانیم این حکام نادان ومستبد را برسر مستعمره ها نگه داریم، باید بین خودمان دموکراسی را به شدت رعایت کنیم

🆔 @jameeno

🔻اینجا بیشتر بخوانید

https://telegra.ph/sa-04-02-5
#الف

🔹کشتی و شطرنج!

▫️تحریریه جامعه نو: لات‌ها در زمانهای قدیم شوخی های خاصی داشتند . وقتی دوستانه به کری خوانی میافتادند و سرشاخ میشدند تلاش میکردند دست طرف خود را به پشت سرش بپیچانند و یا نقاط حساس او را چنگ بزنند . لابد درد جانکاهی دارد، چون وقتی این سلطه را میافتند بلافاصله میگفتند بگو غلط کردم و یا بگو شکر خوردم تا ول کنم. معمولا این پایان شوخی بود ، چون فردمغلوب حتما به تقاضا عمل میکرد.

حکایت دارودسته ترامپ با ایران هم کمابیش همین است . گاهی به تلویح و گاهی به صراحت میگویند بگو غلط کردم تا تحریم ها را برداریم. از جمله دوباره ترامپ گفته کافی است گوشی را بردارند و به من تلفن کنند . تحریمها را بر میدارم .به همین سادگی .

البته اهل فن سیاست میدانند که چنین نیست. تجربه های پیشین ترامپ این را نمیگوید و در جهان سیاست بین‌الملل هم به سادگی‌ پا از گلوی یکدیگر برنمیدارند. ترامپ میخواهد که شخص موثری در ایران اعلام شکست در اثر فشار تحریمها کند و سپس او و لات‌‌های دوروبرش شرایطشان را به ایران عرضه کنند . حداقل امروزکسی زیر این بار نمیرود و اگر روزی فشار برای سازش با این دارودسته به استخوان برسد، سفارت سوئیس و وزیرخارجه عمان پیام‌برند و نه خطوط تلفن . برای ترامپ ، تلفن نماد تسلیم است.

حالا شاید فکر کنید اینکه دولت ترامپ را دولت لات‌ها ، لات‌های اتوکشیده ، توصیف کرده‌ایم منظور این است که در ایران گروهی اشخاص معقول و خردمند طرف حساب ایالات متحده اند و کارشان در انداختن گلوی کشور به زیر چکمه آمریکایی هااز شدت خصومت انها با بیعدالتی جهانی ، ستمکاری امپریالیستی ، و عشق بی پایان به رنجبران عالم است. اصلا اینطور نیست. راستش رسیدن ما به این نقطه که از ما میخواهند بگوییم غلط کردیم تقصیر خودمان هم هست . البته نه از تقصیرهایی در کلاس‌احمدی نژادمثل پاره شدن قطعنامه‌دان و از این قبیل. اشتباهاتی بسیار بزرگتر در حد شناخت کشور، ظرفیتهای آن، فضای جهان ، موقعیت منطقه ، و درنتیجه طراحی راهبردهای بنیادی اشتباه برای تعریف جایگاه کشور در سیاست و اقتصاد جهان. چند دهه است داریم هزینه این استراتژی رامیدهیم که یک پوشش ایدئولوژیک نیز آن را از ظرفیت نقد تهی کرده است. معمولا نمیتوان به صورت بنیادین آن را مورد وارسی قرارداد و وجه عمده ای از استبدادی که در کشور حس میشود ، حاصل سپر دفاعی اقتدارگرا برای حفظ این توهم ایدئولوژیک از انتقاد است. علت اصلی نا توانی ما در همراه کردن جهان با خودمان و بویژه در برابر زورگویی شخص منفوری مثل ترامپ همین است.

همراهان همیشگی جامعه نو البته میدانند ما برخلاف برخی که تنها حرف موجود در جیبشان درباره این موضوع تو صیه به مذاکره است، هیچگاه خود را در موقعیت تقاضا از حکومت برای سازش در مقابل تحریمها قرار نداده ایم، چرا که تحریمها ، ناتوانی در فروش نفت و کمبود منابع ارزی حاصل آن و وادار شدن جامعه به تحمل سختی و آزمون الگوهای دیگری از اقتصاد (به عنوان زیربنا )را مفید میدانیم، اما از سوی دیگرخواستار تغییر بنیادی سیاست خارجی، کنار گذاشتن استراتژی تخاصم و دفاع پیرامونی ، و رویکردهای درونگرایانه‌تر بوده‌ایم. به کرات درقالب تشریح تقدم استراتژی #خارپشت به جای استراتژی دفاع پیرامونی ابعاد غیرسازنده و آسیب‌زای رویکردهای ایدئولوژیک به سیاست خارجی را شرح داده ایم .تنها توصیه ای که در برابر لات‌بازی ترامپ و هر قدرت تجاوزخوی دیگری میتوان کرد، عملی کردن آخرین سخنان جواد ظریف است که مضمون ظریف ان عدم مداخله ایران در عملیات احتمالی آمریکا در عراق است؛ این تحول، گام اول برای اصلاح راهبرد خواهد بود و ارائه مدل #ایران_نامتخاصم ، به عنوان روش زندگی ملی و نشانه اصلاح سیاست خارجی . گردن کلفتها را ، فقط با عقل محافظه‌کار ومصلحت حسابگرانه میتوان پی کارشان فرستاد.

🆔 @jameeno
درخواست.pdf
136.4 KB
🔸درخواست پایان تحریمها از دبیرکل سازمان ملل

🆔 @jameeno
#روشنایی۹۹

🔸افق گمشده!

▫️شورای سردبیری: در روز اول سال دو مقاله از دوصاحبنظر ایرانی منتشر شده بود که ربطی به هم نداشتند، ولی میتوان‌ پای انها را به عنوان نمونه های ناظر بر چهارمین بخش از "الف"های اول سال ۹۹ به میان کشید. اولی از سعید حجاریان بود با عنوان "محکم و متشابه در قانون اساسی" که میخواست به این نتیجه برسد که قانون اساسی فعلی ایران میتواند مبنای حقوقی تحول مورد نظر تحول خواهان باشد و این به میزان قدرت اجتماعی آنها بستگی دارد. دومی از ابراهیم فیاض استاد دانشگاه بود که کل حرفش در تیترش خلاصه شده بود: "رنسانس اسلامی از قم آغاز خواهد شد. "

مقاله اول را میشد در الگوی تحلیل راهجویانه عرصه گرم و هیجانی سیاست طبقه بندی کرد و دومی ، قاعدتاباید در زمره تحلیل موقعیت در عرصه خونسرد و منطقی نظریه‌پردازی اجتماعی قرار میگرفت. البته اگر کسی زحمت خواندن انها را به خود بدهد،(ارزش خواندن دقیق را دارند) خواهد دید دومی چنان نیست که میخواهد. هردو مقاله جز آنکه نشان میدهند اندیشه اهل فکر در ایران پای در زنجیر منازعات روزمره سیاسی دارد و ماهیت تفکر روشنفکرانه ندارد، نتیجه دیگری به شما نمیدهند . البته مقاله حجاریان ادعایی هم در این باب ندارد و او که هم خوش‌اندیشه و هم اعظم‌اهل‌فکر عرصه سیاست در ایران است خواسته به یک ابهام موجود نزد فعالان سیاست پاسخ دهد و رهنمودی نثار آنان کند. دومی هم که در واقع گزارشی از گمانه‌های نویسنده در باره چشم انداز تحول تمدنی در ایران است از پس‌ کاری که میخواهد بر نمیاید(طبعا کار قالب یادداشت هم این نیست)و از همان تیتر تیر خطا در میکند: حکم غلیظ و وعده نامشروطی مثل اقوال دولتمردان حکومت اسلامی میدهد که فلان "خواهدشد" و البته نخواهد شد؛ دور از احتمال است که آتش رنسانسی با جرقه کشمکش برسر قدرت نفوذ پاگیرد و از بحران فقاهت شیعی‌قمی هم برای جهان ‌اسلام نوزایی‌تاریخی در نمیآید.

اما بحث ما در این باره نیست. مثالها از برای آن آمد که بگوییم از این گونه مقالات، افقی تاریخی برای مسیر آتی این بوم پیش روی ما گشوده نمیشود . اندکی میدانیم چرا و چگونه اینجاییم و با چه مرکبی از تاریخ به این نقطه رسیده ایم، ولی نمیدانیم به کجا میخواهیم برویم و چرا باید برویم. رویه وسطح بحث را که جدل بین کشش و ملزومات مدرنیته و دافعه وجاذبه سنت است بین خودمان دست به‌دست میکنیم، اما این درواقع فقط صورت مساله است ونمیدانیم چرخه‌اش را چگونه و در کجا بشکنیم. بحث اینکه با قانون اساسی و یا بدون آن بشکنیم ویا منتظر شویم بحران فقه شیعی به نوزایی و رنسانس ختم شود ابعاد خرد و تاکتیکی موضوعند، چرا که "تفکر" جریان خود را براساس انتظار وقوع تحول تنظیم نمیکند؛ رودی است که منتظر نمیشود. این که افق این ملت در کدام سوست و چقدر دور است، یک سوژه برای تفکر و نظریه پردازی روشنفکرانه آزاد و بی‌قید سیاست روز، و برمبنای سابقه تاریخی - تمدنی ، و چشمداشت به روند تکاملی است. وظیفه‌ای سترگ برای خردمندان ژرف اندیش است نه بازیگران گود سیاست.

🆔 @jameeno

🔻اینجا بیشتر بخوانید

https://telegra.ph/ho-04-04-2
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔻ترسیم شرایط جنگی

🖌یونس هدایت مقدم

▫️کرونا کم کم می رود تا در صدر اتفاقات قرن و چه بسا کل تاریخ بشریت جا بگیرد. فراتر از اتفاقاتی بس ناگوار و پر مصیبتی چون جنگ های جهانی و گاه پر حیرت و شکوهی چون انقلاب های پیامبران الهی
و یا رد شدن از پل سنت و مدرنیته!
تعابیری که در ذهن ها و زبان های مختلف، تعابیر بس متفاوتی به خود گرفته و می گیرد.
در زبان سیاست و به اتفاق با صفتی چون "جنگ" آمیخته شده است. بیوتروریسم- جنگِ بقا- جنگ جهانی سوم یا جنگ میان گونه ی بشر با ویروس و... که غالب گفتگوی سران کشورها را به خود اختصاص داده است.
حکومت ها به عنوان حامیان ملت هایشان در برابر هرگونه جنگ و تجاوز با توجه به کشف درست ماهیت این جنگ، رو به سوی یک آرایش جنگی متناسب آورده اند تا در برابر این دشمن خاص، بهترین مبارزه را انجام دهند.
این همه ی آن چیزی است که در این ورطه ی هولناک و مخوف باید مد نظر حاکمان باشد! ورطه ای که به گواه تاریخ، هیچ گاه بشر در برابرش پیروز نشده است! همیشه بیماری آمده و تا طبیعت به او اجازه داده در جوامع بشری جولان داده و بی‌نهایت انسان را به کام مرگ کشانده است!
امروز که در برابر تهاجمی خاص، وزارت بهداشت ما به وزارت دفاع تبدیل شده است؛ البته که باید برای وزارت دفاع شخصیت حقوقی تازه ای تعریف کنیم تا در صحنه ی مبارزه، حضور موثر و حداکثری پیدا کند.
بودجه های سازمان های فرهنگی باید به سمت "فرهنگ مبارزه" با این دشمن جدید هزینه شود؛ تا اهالی فرهنگ هم به زعم خود درگیر این جنگ بزرگ باشند.
اینجا نقطه ای است که حاکمیتِ ما باید رویه درست را به همان شکلی که در جنگ تحمیلی تجربه کردیم پیش بگیرد!
روزهایی که با تدبیر و مدیریت نخست وزیر آن دوران، هم چنان که چرخ اقتصاد و آموزش نخوابید و زندگی جاری بود؛ در مصاف با دشمن هم- لحظه ای نلرزیدیم!‌.

🆔 @jameeno
#اقتصاد۹۹

🔹ناخوش!

▫️شورای سردبیری: این آخرین مطلب از پنج مطلبی است که شورای سردبیری برای ارائه تصویری جامع ازاوضاع کشور در سال پیش رو تهیه کرده است. انتشار آن در نیمه اول فروردین ممکن نشد، هرچند موضوع آن بنیادی ترین مساله کشور در سال ۹۹ است: اقتصاد. عاملی تعیین کننده در شیب‌هایی بسیار تند. امسال، سال تعیین کننده ای از کار درخواهد آمد.

حتی بدون شیوع بیماری که عمیق ترین ضربه‌اش را به کمراقتصاد خواهد زد، سال آسانی از کار در نمیامد. کاهش درامدخارجی و اجبارهای تحریمی مهمترین مشخصه ان و علت کسری بودجه به واقع ۵۰ درصدی پیشا کرونایی نبود(کرونا کسری بودجه را به ابعاد بسیار بالایی خواهد رساند)، خصیصه اصلی‌اش فقدان پیشرانه در افزایش نرخ تشکیل سرمایه ثابت ناخالص بود و هست که در واقع سوءتغذیه پنهان اقتصاد ایران در سالهای بی اعتمادی به آینده است. بدون آن، تولید ناخالص داخلی افزایش واقعی نمییابد و کشورکماکان در حوالی زیرخط صفر نرخ رشد سرگردان میماند. این نرخ حدود یک دهه است به زیر ۲۰درصدرسیده و برای سال ۹۸ نیز ۱۷ درصد بوده است. دولتهای ایران به دلیل ناکارایی کلی نظام نمیتوانند این نسبت را عوض کنند.

وضع متغیرها
نرخ بیکاری که دراقتصاد ایران شاخص مهمی است و همیشه بر سر میزان آن اختلاف وجود دارد در یک دهه اخیر همواره دو رقمی بوده که شاخص بدی است. نشانه‌ی از ناتوانی موتور اقتصاد برای کار با دور بالا. انتظار میرود این نرخ براثر رکود اضافی حاصل از تاثیر کرونا از ارقام۱۰ تا ۱۳ درصد مورد اختلاف بسیار بالاتر برود. هرچند اقتصاد ایران و ایالات متحده در ابعاد مختلف قابل قیاس نیستند، اما برای آگاهی از شدت تاثیرات کرونا برافزایش بیکاری کافی است بدانیم نسبت کارگران بیکار شده ایالات متحده در اثر بحران جاری تاکنون ، شش برابر تاثیر بحران اقتصادی ۲۰۰۸ بوده است. این عدد در ایران نیز میتواند به مرزهای خطرناکی برسد.‌ واقعیت این است که هرسال حدود۸۰۰ هزارنفر به اشخاص جویای کار درکشور افزوده میشود که معادل ۳/۲ درصدتعداد مشاغل موجود است و اگررشداقتصاد در این حدنباشد، تعداد بیکاران افزایش خواهد داشت. اقتصاد کنونی، حتی در شرایط غیر کرونایی زایندگی تا همین حد را هم ندارد. به فاجعه میرسیم و جامعه‌نو بعدا در این باره حرف خواهد داشت.

اما رشداقتصادی که باید پاسخگوی همه گرفتاری‌ها‌باشد در بد وضعیتی قرار دارد. ایران حداقل طی دوسال گذشته نرخ منفی رشد و کوچکتر شدن اقتصاد خود را شاهد بوده و اگر پیشبینی‌خوشبینانه مقامات دولت و بدبینانه سازمانهای بین‌المللی را کنار بگذاریم، کارشناسان مستقل داخلی خبر از ورود به دوره رونق نمیدهند. رئیس سابق سازمان بورس و رئیس اتاق بازرگانی نرخ رشد صفر و تداوم رکود تورمی را (درشرایط پیشاکرونایی) برای سال ۹۹ پیش بینی کرده اند. حتی در صورت رفع موانع خارجی در چند ماه پیشرو که امر بعیدی است، درپایان ۹۹ محاسبات تغییر چندانی نخواهد داشت.
سال ۹۹ از نطر تورمی سال تعیین کننده ای خواهد بود. کسری بودجه دولت که تا ۵۰ درصد بودجه تخمین زده شده خبر از نیمه دوم موج‌خیز سال میدهد، اما این محاسبه‌ای ناکامل است .هنر و سیاست دولت این بوده که اجازه موج‌های تورمی بلند را ندهد، هرچند همواره این خطر دورسر کشور چرخیده است. سیاست تامین حداقل و نفی همه سازوکارهای منطقی به نفع کنترل قیمتها و چسبیدن به سیاست تامین، محور عمل دولت در عرصه اقتصاد بوده است. قضاوت ارزشی البته نمیکنیم و فقط تشریح موقعیت است. اما این وضع را حداقل امسال نمیتوان حفظ کرد. احتمالا سیاستهای انبساطی مفرطی مورد نیاز است که قدرت کنترل و نگه داشتن نقطه تعادل تورم را در موقعیت فعلی از بین میبرد: برای عبور از طوفان کرونا و پاک کردن آثار گردباد اقتصادی آن باید پول فراوان تزریق کرد. هم در قالب کمک معیشت، و هم حفاطت از قدرت تاب‌آوری تولیدکنندگان و هم حفظ نرخ اشتغال. این دو، طاعونی هستند که اگر کرونا کنترل مناسب و به موقع نشود انرا همراهی خواهند کرد و عواقب اجتماعی، سیاسی و امنیتی عمده ای هم خواهند داشت. نه در قالب توصیه، که در پوشش پیشبینی میتوان فرض کرد دولت بایدباقرض گرفتن از آینده تک تک ایرانیها، سیاست تامین حداقل وکنترل تورم را با سیاست تامین حداقل و تزریق منابع به بخش تولید و خدمات تعویض کند. البته به خاطر نالایقی حکومت و سلطه نادانی در بالا و مافیا در میان و هرج ومرج در پایین، منابع معمولا هرز میروند، ولی منابعی که از آن حرف میزنیم، قرار است با تزریق به بخشهای واقعی اقتصاد نظام را نجات دهند، و نه توسط سیستم حیف و میل شوند.
درباره درامدهای خارجی حرف زیادی نداریم. منابع ارزی قلیل نفتی بسیار قلیل‌تر خواهند شد. تجارت خارجی هم‌که میتواند موتور کمکی اصلی نجات کشور برای حداقل یک دوره دهساله باشد، کماکان درسال ۹۹گروگان سیاست خارجی پرهزینه کشور میماند. قبلا در باره آن نوشته‌ایم.
🆔 @jameeno
🔸 شور کمپین ها در کردستان

▫️اجلال قوامی / جامعه نو - سنندج :
" درجهان امروز خشونت پرهیزی دیگر ابزاری برای تحلیل های روشنفکری نیست، بلکه یک ضرورت عملی است."(مارتین لوتر کینگ)
یکم: میزان استقلال جامعه مدنی در هر جامعه ای با میزان آزادی های موجود در آن پیوند دارند.در واقع در درون این چارچوب است که می توان از نهادهای مدنی و نقش آفرینی آن ها در شکل بخشیدن به هویت به گفتگو نشست.کارکرد این نهادها ضرورتن سیاسی نیست ولی به هر حال هر اقدام جمعی و اجتماعی آثار سیاسی هم پیدا می کند، هر چند نقش آفرینی این نهادها همواره در سایه قرار گرفته است.

دوم: نقش آفرینی کمپین ها به مثابه ی یک جامعه مدنی در بزنگاه هایی توانسته خلا وجود یک جامعه مدنی نیرومند را تا حدی پر کند.کمپین حمایت از شنگال و کوبانی در کردستان به هنگام تهاجم داعش به این مناطق تجربه ی موفقی از خرد جمعی را به نمایش گذاشت.اکنون که بحران کرونا همه جا سایه گسترانیده کمپین های انسان دوستانه بار دیگر به میدان آمده اند و مشق با هم بودن، تساهل، تسامح و رواداری می کنند.در این میان هر چند برخی ها پای اهانت بر شعور مردم می نهند و با خدعه و نیرنگ می خواهند نام باطلی از این کمپین ها ارایه دهند و با بزک کردن خود باطلی را به جای حق بنشانند.بیت الاحزانی از دروغ و بهتان برپا کرده اند که چون لانه ی عنکبوت سست و بی بنیاد است.
سوم: در این روزها ترافیک کمپین ها و شور آن ها در کردستان هم امید می آفریند و هم نشان از اراده ای آزاداست که می خواهد بگوید: زندگی و سلامت حق ماست." در ترافیک این کمپین ها اما دو کمپین " همدلی کردستان " و " ژیانه وه ی کردستان" خوش می درخشند و توانسته اند گامی در کاهش درد و رنج خانواده های آسیب دیده از بلای کرونا بردارند.این کمپین ها مشق انسانیت می کنند و امید می آفرینند.
باده غمگینان خورند و ما ز می خوش دل تریم

🆔 @jameeno