جامعه نو
4.93K subscribers
989 photos
33 videos
17 files
770 links
رسانه روزنامه‌نگاران مستقل

تماس با ما: @jameeno_pr
Download Telegram
#گفتگو

🏷️ برای نفرات بعدی !

  🔸 نویسنده رمان "سقوط" در برابر پرسش‌های جامعه‌نو

* - اول از نکاتی در  ساختار داستان شروع کنیم. داستانی که درباره دزدیده شدن قلب یک مجروح جنبش زن زندگی آزادی برای فروش و پیوندقلب  گفته‌اید چقدر مبنای واقعی دارد؟ اساسا امکانش هست؟

-‌ امکانش که کاملا هست ، یک کاسبی پر رونق از دزدیدن اجزای بدن اشخاص برای پیوند به بیمارانی که پول خوب میدهند همیشه وجود داشته ، اما آنچه در این رمان هست طرح  موقعیت رخ دادن این چنین فاجعه‌ای  در بستر آن جنبش و پشت پرده  سرکوب هست. دزدیدن صدها  زخمی  از بیمارستان و تحویل کشته شدگان پس از چند روز و هفته و اجازه ندادن به بستگان اشخاص کشته شده برای گشودن کفن و دیدن پیکر کشته شدگان اجازه این تصور را به ما و انعکاس آن را در رمان میدهد.

* - بخش دوم داستان که درباره توطئه امنیتی هامیگوئید بسیار پیچیده است آنقدر که میتواند آن را باورناپذیر کند؟ بالاخره در داستان هم رخدادها باید باورپذیر باشند.

-‌ شما اگر  داستانهایی را  که سرویس‌های امنیتی تا به حال برای فریب افکار عمومی سرهم کرده‌اند بررسی کنید ، ماجرایی که در این کتاب روایت میشود ساده می یابید. در عین حال تکرار میکنم که این یک رمان است نه وقایع نگاری.

* - در این جنبه هم پرسش دارم. شخصیتهای شما چقدر واقعی هستند؟ گاهی به نظر می آید نفر اول داستان کاملا برمبنای خاطرات و زندگی خودتان هست و گاهی نه. لااقل برای ما که شما را میشناسیم رگه‌هایی قوی از زندگی خودتان در وجود آدمهای داستان می یابیم. انگار خاطرات یک فرد مرده است، اما شما هنوز زنده هستید.

-‌ کاملا درست است. آدم داستان خود من هستم ولی‌ خب هنوز نمرده‌ام. به همین خاطر داستان آمیزه خاطرات و تخیل هست.  درباره‌واقعی بودن آدمهاباید بگویم همه‌شان برمبنای اشخاص واقعی خلق شده‌اند. هویت اخلاقی و نسب سیاسی اشخاص در این داستان، عین واقع هست.

* - از همین‌جا برسیم  به عناصر محتوایی پشت داستان،  که وجودیک نگاه طبقاتی مارکسیستی در بافت آن  ‌آشکار است و توصیف همه شخصیتها به نوعی با نسب شناسی طبقاتی همراه است. چرا؟

* - خب برای اینکه همینطور است .آدمها عموما بر حسب خاستگاه اجتماعی خود که فونداسیون اصلی آن طبقه‌شان است رفتار میکنند. تاکید من روی طبقه متوسط به چند دلیل است . هم زایندگی آن، و هم موقعیتش زیر سیطره رژیم فعلی ... 

متن کامل مصاحبه را می‌توانید اینجا بخوانید.

🆔@jameeno
👍1
#در_کرانه_روز

🏷️ همه تهدیدها و تاخیرهای اسرائیل حساب شده است و هدفش از نابودی حماس فراتر . هدف نهایی را پنهان میکند. این رژیم ترسی از تونل ندارد و بعد از صاف کردن شمال نوار غزه با حمله هوایی و تزریق گاز خفه‌کننده به تونلهای زیرزمینی حماس،  آنجا را برای ابد اشغال خواهد کرد و مردم فلسطین را نیز به تدریج از جنوب غزه کوچ خواهد داد. از این نقشه آمریکا و بریتانیا و فرانسه نیز خبر دارند.
اینها اطلاعات مبتنی بر سند و اطلاع نیست، خواندن دست اسرائیل بر اساس تجربه است.  خودمان هم امیدواریم چنین برنامه‌ای در میان نباشد.

🆔 @jameeno
📌 در پاسخ به خواننده محترمی که چگونگی تهیه کتاب  را  پرسیده بود.

______
سقـوط
معتمد ماه ‌بخشان
چاپ اول:  پاییز ۱۴۰۲، نشر مهری
شابک:
4-36-916635-1-978
مشخصات نشر: نشر مهری : لندن‏ ۲۰۲۳ میلادی/۱۴۰۲شمسی
مشخصات ظاهری: ۲۵۲ ص. ‏: غیرمصور
موضوع: داستانی فارسی قرن ۱۵.‏

برای خرید در داخل ایران آدرس پستی کامل و یک شماره تماس به ایمیل (
sales@mehripublication.com)ارسال کنید.

لینک خرید خارج از ایران:
🔗
https://www.mehripublication.com/product-page/%D8%B3%D9%82%D9%80%D9%88%D8%B7-%D9%85%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%AF-%D9%85%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D8%A7%D9%86


🆔@jameeno
#در_کرانه_روز

🏷️ اظهار عقیده یک خواننده محترم جامعه‌نو: "اگر آتش جنگی فراتر از غزه افروخته شود مرز لبنان خط دفاعی ایران خواهد بود."

متاسفانه این حرف درست نیست و بوی شعار میدهد. مرز لبنان  مرز دفاعی خودش هست  که لابد حزب‌الله و نیروهای دیگر لبنانی باید از آن دفاع کنند.  زمانی آن مرز مرز دفاعی ایران هست که پای ایران به جنگ کشیده شده باشد . در آن صورت ، مرز دفاعی ایران سواحل و آبهای خلیج فارس و دریای عمان و آسمان ایران  و گوشه وکنار کشور و حصار تاسیسات آن  در قلب کشور هم هست (که میدانیم خیلی قابل رخنه و آسیب هستند) وقتی چنین شود، ابلهانه هست که این مرزها را رها کنیم و فکر دفاع از مرز لبنان باشیم یا بخواهیم از طریق عمل در آنجا جلوی تهاجم در اینجا را بگیریم. اگر روزی در "آن" مرز قدرتی داشته باشید باید برای حفظ "این" مرزها برسرش معامله کنیم.... و وقتی  اهل معامله هستیم، چرا از الان دنبال آن نباشیم؟ میخواهیم داستان پایان جنگ عراق تکرار شود؟

خوشبختانه سطوح بالای کشور این شعارها را فقط صادر می‌کند و باور خودش آن است که نوشتیم. مقامات بالا، اکنون حواس‌شان به اوضاع هست !

🆔@jameeno
#الف (در پاسخ به پرسش‌های همراهان)

🏷️ میراث

🔸 یکی از همراهان چند سؤال پرسیده است:
«آیا در روابط بین‌الملل می‌توان حساب حکومت را از مردم جدا دانست؟صورت‌حسابی را که به‌درستی فرمودید چه کسی باید بپردازد؟ و اگر پاسخ، کشور و مردم ایران‌اند آیا برای کاهش مبلغ صورت‌حساب امکان یا وظیفه‌ای هست یا خیر؟»

پاسخ شورای سردبیری: از جنبۀ حقوقی و در زمینۀ تعهدات و وظایف بین‌المللی، حساب مردمان کشورها از حساب حکومت‌هایشان منفک نیست و دولت‌های مستقر به صورت دوفاکتو نمایندۀ ملت‌ها هستند و همۀ تعهدات دولت‌های پیشین نیز بر عهدۀ آنان است و باید ادا کنند. به عبارت دیگر، در عرف و حقوق بین‌الملل کشورها نمی‌توانند از ادای تعهدات شانه خالی کنند و جرایم پدید آمده توسط دولت‌هایی که از بین رفته‌اند را انکار کنند.

مثال عینی آن ناتوانیِ حقوقیِ مردم و حکومت بعد از دوران صدام در عراق است که از زیر بار پرداخت غرامت ۵۲میلیارد دلاریِ تهاجم صدام به کویت در ابتدای دهه ۹۰ قرن پیش خلاص نشدند تا زمانی که حدود دو سال پیش آخرین قسط آن را به کویت پرداخت کردند. بر همین مبناست که ایران نیز هنوز می‌تواند مدعی دریافت غرامت تعیین‌شده از جانب سازمان ملل به خاطر جنگ ایران و عراق از این کشور باشد. البته لازم به ذکر است هر تصمیمی که حکومت کنونی در این زمینه بگیرد (مثلاً آن غرامت را ببخشد) و آن را در قراردادهای رسمی با دولت کنونی عراق ثبت کند بعداً تعهد کشور ایران خواهد بود و نمی‌توان آن را نفی کرد و کأن لم یکن دانست زیرا تعهدات «دولت محور» در عرصۀ بین‌الملل الزام‌آورند.

https://telegra.ph/Jameeno-miras-10-23

🆔@jameeno
شصت‌وچهارمین شماره‌ی ماهنامه‌ی شبکه آفتاب منتشر شد.
♦️پرونده‌ی ویژه‌ی این شماره: دستمزد و فلاکت

🔻همراه با:
▪️گفت‌وگوی اختصاصی با طاهر بن جلون، نویسنده‌ی مراکشی - فرانسوی
▪️مطالبی درباره‌ی «اوپنهایمر» تازه‌ترین ساخته‌ی کریستوفر نولان
▪️ترجمه‌ی داستانی کوتاه از آریل دورفمان
▪️تئاتر در عرصه‌ی سیاست و زندگی
▪️پرونده‌ای با یاد خسرو حسن‌زاده
▪️نوشته و شعری از فؤاد نظیری با یاد احمدرضا احمدی
▪️نوشته‌ای تحلیلی درباره‌ی سینما و ادبیاتِ ابراهیم گلستان به قلم علی مسعودی‌نیا
▪️حکایت زن قهرمانی که از چنگ طالبان گریخت
▪️و ...
♦️تازه‌ترین شماره‌ی ماهنامه‌ی شبکه آفتاب را از کتابفروشی‌های معتبر سراسر کشور بخواهید یا در فیدیبو آنلاین بخوانید.
@aftabnetmagazine
#در_کرانه_روز

🏷️ آیا این غیرمنتظره است که آدمی مثل یوال حراری در جواب این پرسش که چه کسی روی حماس نفوذ دارد از روی قطر و ترکیه می‌پرد و می‌‌گوید ایران؟ نه،  غیرمنتظره نیست:  فیلسوف‌های دست ساز رسانه نمی‌توانند جای برتراند راسل بنشینند وقتی تشخیص می‌دهند مرگ فلسطینی‌ها ریشه سیاسی ندارد و حاصل تعصب مذهبی است و آنها باید درکنار شهرک نشینان در صلح و صفا زندگی کنند!  فیلسوف اسرائیلی،  کاملا با دولت کشورش هماهنگ است!

اگر می‌خواهید ببینید رسانه‌ها چگونه به چنین آدم‌هایی فضا می‌دهند و پرسش‌هایشان فرش قرمز برای لاطائلات فیلسوف‌نماهاست، گفتگوی اخیرش با بی‌بی‌سی فارسی را جستجو کنید.

🆔@jameeno
🏷️ پاسخ به پرسش‌های همراهان «جامعه‌ نو»

کانون خطر کجاست؟

آیا خطر اینکه در مسیر طوفان کنونیِ منطقه، ایران تبدیل به سوریه یا عراق شود وجود دارد؟

این پرسش را نیز همراه نازنین دیگری فرستاده است که سعی می‌کنیم پاسخی برایش بیابیم. اول بگوییم که فعلاً این امکان وجود دارد که حکومت ما سعی کند در بادِ طوفانی که بر منطقه می‌وزد، برخی گرفتاری‌های اجتماعی ـ سیاسیِ داخلیِ خود را حل کند. حتی اگر هیچ اتفاقی که مستقیماً مربوط به ایران باشد نیفتد، به دلیل فضای ملتهب و خشمی که به خاطر جنایت در فضا وجود دارد (که سعی می‌شود تأثیر آن با تأثیرِ القاییِ تلویزیون چندبرابر شود) و نیز آمادگی ذهنیِ برخی عناصر تندرو، زمینۀ برخوردهای چکشیِ حکومت برای بازپس‌گیریِ سنگرهای از دست رفته و تشدید دودستگیِ اجتماعی بسیار فراهم است. ما نشانه‌هایی می‌بینیم مبنی بر اینکه عناصر تندرو به این سو حرکت می‌کنند ولی چون شواهد ناکافی است و اطمینان کامل نداریم فعلاً از آن می‌گذریم. هرچند چنان تحرکی، زمینه‌ساز نوعی از سوریه‌ای شدن نیز هست.
اما دربارۀ آن پرسش!
پاسخ این است که فعلاً خیر، زیرا:
اول ـ علت اصلیِ گرفتار شدن هر دو کشور سوریه و عراق، وجود زمینۀ کافی برای ورود نیروی خارجی و سپس مداخلۀ مستقیم در سیاست داخلی آن‌هاست که چنین امکانی در مورد ایران وجود ندارد. حتی در بلوچستان که فعلاً نقطۀ ملتهبِ ایران است دست خارجی مشاهده نمی‌شود. البته در سوریه، وخیم شدن شرایط حکومتِ مرکزی از یک تحرک اجتماعیِ داخلی و بهار عربی شروع شد ولی نیروهای خارجی بلافاصله در آن درگیر شدند و نقش‌آفرینی کردند. در عراق هم این صرفاً نیروی خارجی بود که روند تغییر و برانداختن بعثی‌ها را شروع کرد. هیچ‌یک از این احتمالات برای ایران وجود ندارد، هرچند که یک جنبشِ قدرتمندِ اجتماعیِ ملی‌گرایانه در رگ و پیِ ایرانیان ریشه دوانده است و زمینۀ تغییرات تند را فراهم می‌کند و در دسترس قرار می‌دهد.

دوم ـ همین تفاوت، موجد علت بعدیِ عدم امکانِ تبدیل شدن به سوریه و به‌ویژه عراق است. در ایران جامعه دارای یک سابقۀ طولانی از پروردنِ جنبش‌های نسبتاً جاافتاده و مردمان نسبتاً پخته است. تجربۀ سیاسیِ واقعی ایرانیان به‌طور عمده از پایان جنگ ایران و عراق در ابتدای دهۀ هفتادِ قرن پیش شروع و گسترده و متراکم می‌شود. اکنون ایرانیان به‌شدت سیاسی و واجد گرایشات مشخص‌اند. این تجربه ماهیت آنچه را در ایران جریان دارد مشخص می‌کند. برخلاف حکومت، مردم نه فرقه‌گرایند و نه زمینۀ تاریخیِ دخیل بستن به بیگانه دارند. فرقه‌گرایی، زمینِ مستعد برای قرار دادن مردم در مقابل یکدیگر است تا با چشمِ بسته به هم شلیک کنند، اما ایرانیان فاقد علائق فرقه‌گرایانه‌اند؛ همچنین به هر نیروی خارجی، بدگمان و مشکوک‌اند و از مداخلۀ خارجی استقبال نمی‌کنند. حکومت هم البته به خاطر ضعفی که دارد، در سال‌های اخیر تمایلات شدیداً روسیِ برجسته‌ای نشان می‌دهد، اما نه در این حد که برای به توپ بستن قزاق بیاورد!

سوم ـ جغرافیای انسانیِ ایران، امکان بروز تعارضات قومی را که زمینه‌ساز عراقی و سوریه‌ای شدن است منتفی کرده است. آمیختگیِ جماعات انسانی که از شروع فاز توسعۀ اقتصاد و اجتماع در اوایل دهۀ چهل شدت گرفت در طول شصت سال گذشته به درجۀ بالایی رسیده است. میزان مهاجرت‌های بینِ استانی دائماً رو به فزونی داشته است و در اثر آن رسم و گرایشِ ازدواج درون‌قومی از ایران رخت بربسته و رفته است. این زمینه‌های اجتماعی، جامعۀ ایران را در مسیر آمیختگیِ قومی و یکدستیِ ملیِ بیشتری قرار داده است.

تنها عاملی که می‌تواند ایران را در هنگام فروریختگیِ حکومتِ فعلی دچار فروپاشیِ ملی کند و از دل آن آشوب، نوعی جنگِ داخلیِ منجر به مداخلۀ بیگانه سربرآورد، شدت تخریبِ سازمان اداری و انتظامیِ کشور در اثر بلاهت‌های حکومت است. تجربه می‌گوید اگر در پسِ سقوط حکومت‌های اقتدارگرای متمرکز، بدیلی شکل نگرفته باشد ظهور باندهای مافیایی از بقایای حکومت، کشور را دچار هرج و مرج و در نهایت حدی از جنگ داخلی می‌کند. حکومت سال‌هاست در کمال بی‌عقلی، کارکردِ همۀ ساختارهای حاکمیتی و امنیتی و انتظامیِ کشور را به تحکیمِ سلطۀ خود پیوند زده است و خطر واقعی برای کشور همین است؛ یعنی خلأ قدرت! این خطر نتیجۀ تمرکز قدرت در یک نقطه و امکان قطع شدن و ناگزیر محوِ یکبارۀ آن در مقطع کوچکی از زمان است. در صورتی که چنین شود، هرج و مرج ناشی از آن ایران را به هر سوی محتملی خواهد کشاند.

🆔@jameeno
👍1
#مقاله_وارده

🏷️ نقدی بر رمان سقوط

🔸 اندوه سِتَروَن بودن!
🖊️ محمد پورعطا

آدمیان، به یک سخن سنجیده که احتمالاً باید منتسب به مارکس باشد، برای همه ی اشیا و پدیده ها، مقیاس ها و اندازه های داوری و ارزیابی پدید می‌آورند. یکی از مقیاس‌های سنجش و اندازه های داوری، قوانین زیبایی و موازین ذوقیات است. آن مقیاس داوری که درباره انسان وجود دارد بررسی این که، نیروهای ماهوی روحی و جسمی انسان در تاثیر متعاکس آن با واقعیت عینی چگونه تجلی می کند. همین بررسی فعل و انفعال و در هم تاثیری نیروهای جسم و روح آدمی با پیرامون طبیعی و اجتماعی، که به موضوع اساسی هنر بدل می‌گردد، شیوه‌ها و راه‌هایی است که به یاری آنها، انسان می‌کوشد روند زندگی و هدف آن و دورنمای آینده و موضع تاریخی و نیروی فعاله خود را به مثابه یک کنشگر اجتماعی که "می‌اندیشد، لذا رنج می‌برد"، به صورت امور واقع و بنا بر ضرورتی در عرصه مجازی نمایان سازد. هنر از جهت عملکرد خاص خود که دامنه ای بسیار گسترده و فراخ دارد، با این محیط نوعی گره می‌خورد، پیوند می‌یابد و به بخشی از شعور اجتماعی بدل می‌گردد. می‌گویند الماس نبوغ را چه سوهان‌های خشنی از حوادث حیاتی و روحی می‌تراشد و صیقل می‌دهد تا آدمی بتواند مضامین واحد و یا متکثری را در ساختاری بدیع عرضه نماید. امری که در ارائه "سقوط" خیلی خوب به چشم می آید و با بهره جستن از تمام ابزار ها و تکنیک های لازم کلامی و فلسفی، برای انتقال مفاهیم و رخدادها، در قالب رئال و سوررئال بهره برده است، که به نظر کار موفقی می آید و هم این حد، نشان از آن دارد که چنته ی نویسنده پُر است و تا به حال در این قِسم از ظرفیت های خود، تواضع و دریغ کرده است.

https://telegra.ph/Jameeno-soghout-10-28


🆔@jameeno
#در_کرانه_روز

🏷️ آتش‌بسی در کار نخواهد بود و ایران را هم در گیر خواهند کرد:  در حد درگیرشدن از فاصله دور، و نه در خاک ، اما آسیب‌زا. ادعای میل به عدم گسترش درگیری از سوی غرب دروغ و از سوی ایران جدی و به ناچار است: این بازی نباید به اینجا می‌کشید و بنابراین  عدم گسترش وخاتمه‌اش تقاضای ماست.

جدا از مواضع کلامی و تبلیغات روابط عمومی، شواهد تحلیلی می‌گویند اهداف موقعیت فعلی بیش از خنثی کردن حماس است. حتی فراتراز تبعید فلسطینی‌ها و حل کردن بخشی از آنان در اسرائیل. نکته قابل توجه این است که برای نیل به این سه هدف، نیازی به تدارک گسترده بین‌المللی تا حد فعلی نبود و نیست!
امید که این ارزیابی اشتباه باشد.

🆔@jameeno
#الف

🏷️ شکستن چوب خشک !

🖊️ شورای سردبیری : ابتکار عمل دست کیست، فرجام کدامست و سرانجام ایرانیان چیست؟  پرسشی که این روزهابه کرات در برابر ما قرار میگیرد و پاسخ به آن هم آسان نیست، بویژه اگر فقط در پرتو وضعیت جنگی فعلی دنبال آن باشیم. پس بهتر که پاسخ را از تشریح اهداف دراز مدت اسرائیل در ایران شروع کنیم.

کانون و بنیان مساله ایران و اسرائیل از یکسو تمایل رهبران ایران برای به زانو در آوردن دولت یهود است و از سوی دیگر تضعیف ایران به عنوان یک کشور در منطقه خاورمیانه. نگفتیم جمهوری اسلامی، چون کشور و جمهوری اسلامی با هم تفاوت دارند. توضیح میدهیم.

اسرائیل زمانی به درستی ایران را متحد طبیعی خود در جغرافیای سیاسی خاورمیانه می‌دانست. طبیعی و منطقی بود، چون اسرائیل توسط اعراب متخاصم‌ محاصره شده بود. اما صحنه در طول چند دهه تغییر کرد که چگونگی آنرا قبلا چند بار شرح داده‌ایم: دولتهای عرب و اسرائیل به سمت صلح پایدار رفتند، خطر فلسطینی‌ها بسیار کاهش یافت ، و اولویتها تغییر کرد. حالا دیگر نیازی به یک دوست قدرتمند به مثابه عقابی برفراز سر اعراب نبود. برعکس، تضعیف ایران و در صورت امکان تجزیه آن اولویت یافت. این گرایش تازه حدود ربع قرن است بر سیاست اسرائیل و قدرتهای غربی حاکم است و در این مسیر چه ابزاری بهتر از خود حکومت جمهوری اسلامی؟ سیاست ناپلئون مناسب‌ترین است: هنگامی که دشمنت در حال کندن گور خود است، بنشین و هیچ کاری نکن!

منطق سیاست استراتزیک حکم کرد اسراییل و متحدان غربی آن به جای حذف حکومت فعلی، تلاش خود را بر تضعیف کشور و از بین بردن توان آن متمرکز کنند. نتیجه چنین سیاستی باید رفتاری بسیار حساب شده باشد: چگونه میتوان حفظ یک حکومت و تضعیف کشور را جمع زد؟ راهش جدا کردن حساب کشورها از رهبران آنهاست!

به مجموعه اقدامات اسرائیل و متحدان غربی‌اش علیه ایران نگاه کنید. مهمترین اقدام تحریم اقتصادی کشور و تقویت دست‌درازی‌های اقتصادی عناصر اصلی حکومت است. در این تحریمها، میزان دسترسی اقتصاد عمومی به بازار و دستاوردهای  تکنولوژی جهان قطع است، اما خروج  ضد ملی سرمایه، پولشویی، و سرمایه انسانی اشکال ندارد. بنیان توانایی نظامی کشور  نباید بیش از سطح کنترل شده‌ای ارتقا یابد، افزایش ظرفیتهای هسته‌ای نباید رخ دهد و دانشمندان مهم(نه رهبران حکومت!) باید ترور شوند، ایران باید توان خود را در مسیر جاه طلبی وهم آمیز و بیحاصل در کشورهای منطقه برباد دهد، در جنگهای نیابتی غیر منطقی درگیر باشد و هزینه بدهد، و باید توان برای توسعه اقتصادی و زیرساختهای توسعه‌ای را نداشته باشد و روز به روز ضعیفتر شود. اسم این سیاست را میتوان "فشار تا حد ترک‌برداشتن، تحمل در حدبقا" گذاشت. در این سیاست، روش یکدستی  از ترکیب دو حد تضعیف کشور حتی با  جنگ محدود و تا مرز فروپاشی، و خصومت با حکومت  تاحد تضعیف و نه براندازی به کار گرفته میشود. زمینه اعمال چنین سیاستی را نیز تعداد زیادی نفوذی اسراییلی فراهم می‌سازند که امر آشکاری است: اسرائیل تا عمق حکومت نفوذ دارد، در هر کاری که توان کشور را افزایش دهد خرابکاری میکند، و برنامه‌های احمقانه منجر به ضعف کشور به اجرا میگذارد. بسیار عبرت آمیز است فکر کنیم چگونه است که عمده خرابکاری‌های آشکار اسرائیل در ایران زیر ساخت توان نظامی ایران را هدف میگیرد، و ترورهایش فقط دانشمندان را؟

این موقعیت را روابط ویژه با روسیه تکمیل و تقویت میکند.  در جغرافیای سیاسی فعلی ودر شرایط بهینه، محور ایران و روسیه می‌توانست به عنوان یک پیکره عظیم، یک دیوار بلند  که از قطب شمال تا آبهای خط استوا ادامه دارد و  نیمکره شرق را از شمال به جنوب دو نیم میکند، محور برتر در آسیا و در مجاورت اروپا باشد. متاسفانه فقدان سه دهه‌ای شعور استراتژیک در رهبران ایران از یک سو و افتادن روسیه به دست مافیای پوتین( که روسیه را به سراشیب ضعف ژئو استراتزیک انداخت) از سوی دیگر، روابط دو کشور را به ابتذالی کشاند که تکمیل کننده  ماهیت روابط با غرب و اسرائیل است: با توجه به خرده کشورهای آسیایی مجاور محور فرضی ایران - روسیه، انتظار می‌رفت روابط ایران بزرگ و روسیه به روابط هند و اتحاد شوروی در قبل از فروپاشی شبیه و سبب توسعه اقتصادی و تعیین کنندگی سیاسی ایران  در غرب آسیا شود اما نفوذی‌های روسیه نیز مانند نفوذی‌های اسرائیل ایران را صرفا به زائده سیاست مرگبار دارودسته پوتین تبدیل کردند. نتیجه این وضعیت نیز همان است: ظرفیتهای ایران در مسیر منافع دیگران و به زیان منافع ملی هدر شود، خصومت‌های پایدار و تحریم‌های ناتوان ساز ادامه یابند،  ایران ضعیف‌ترین کشور منطقه  و توسری خور طالبان  و علی‌اف شود، و در صورت امکان همچون یک تکه چوب خشک قابل شکستن  وتکه تکه شدن شود.
داستان، این است!

🆔@jameeno
#در_کرانه_روز

🏷️ این ارزیابی که دموکرات‌ها درسال انتخابات هرگز درگیر شدن با ایران را به مصلحت نمی‌دانند اگر قابل رد نیست، قابل خدشه هست: ثبت همه گرفتاری‌ها و مشکلات منطقه در پرونده ایران با کمک تبلیغات دیوانه‌وار جمهوری خواهان علیه ایران و سپس زدن یک ضربه کاری به ایران از راه دور با عنوان از بین بردن ظرفیت‌های تهاجمی یک کشور یاغی، می‌تواند یک برگ برنده بایدن در انتخابات باشد. در زدن ضربه کاری و مقطعی و راه دور به ایران، آمریکایی‌ها تجربه و سابقه طولانی دارند، و حکومت در برابر آن جز حرکات تبلیغی (مثل حمله به عین‌الاسد) یا حمله دیوانه‌وار به جنوب خلیج فارس کاری نمی‌تواند کرد. همه اینها به نفع دموکرات‌ها  در برابر جمهوری خواهان خواهد بود. اگر داستان حماس بالا بگیرد، احتمال این گزینه افزایش می‌یابد: اگر نشود توافق دیپلماتیک با ایران را  در انتخابات به عنوان دستاورد عرضه کرد، گوشمالی تهران را می‌توان بهتر به رای دهندگان فروخت و جمهوری خواهان را خنثی کرد.

برای رد امکان وقوع این سناریو، باید به دنبال دلایلی واقعی بود نه تکرار احکام پیشین.

🆔@jameeno
#معرفی_کتاب

🏷️ جامعه‌نو: کتاب نمایشنامه‌های غسان کنفانی، شامل سه نمایشنامه با عنوان‌های:

🔸 نمایشنامه "در"
🔸 نمایشنامه "کلاه و پیام‌آور"
🔸 نمایشنامه رادیویی "پلی به سوی آزادی"

با ترجمه فاروق نجم‌الدین توسط انتشارات "جهان کتاب" در ۲۶۰ صفحه با قیمت ۱۹۰ هزار تومن منتشر شده و در اکثر کتابفروشی‌های معتبر ، از جمله فروشگاه‌های شهر کتاب عرضه می‌شود.

نمایشنامه "در"، نخستین نمایشنامه این مجموعه، با دستمایه قرار دادن اسطوره عربی "بهشت شداد"، رویکردی به غایت فلسفی و مشخصا اومانیستی دارد. در این نمایشنامه، شداد بی‌اعتنا به هشدارهای مکرر کاهنان معابد "هبا"، خدای بزرگتر قوم احقاف، دست‌‌به‌کار ساختن شهری می‌شود و آن را "بهشت روی زمین" نام می‌نهد.

پیشگویی کاهنان هنگامی که شداد با لشکریانش عازم دیدار شهر افسانه‌ای خود می‌شود، تحقق می‌یابد ... بانگی توفان‌زا و سوزان فرود می‌آید و او و لشکریانش را خاک و خاکستر می‌کند. غسان کنفانی اما با خلق صحنه‌ای انتزاعی، زمینه یک تقابل غیر منتظره میان "شداد" و "هبا" را فراهم می‌سازد تا گفتگویی "هستی‌شناسانه" میان آن دو درگیرد.

🆔@jameeno
👍1
🔸 گفتگوی عاطفه یعقوبی با معتمدماه‌بخشان درباره رمان سقوط

🏷️ همه با هم سقوط می‌کنیم !

جامعه‌نو - عاطفه یعقوبی : گفتگوی همکارانم با ماه‌بخشان برخی از پرسش‌هایم را درباره رمان سقوط پاسخ داد، اما به نظرم ابعادی از این اثر روشن نشد. اول اینکه رابطه کتاب را با جنبشی که زیر پوستی در جامعه و بسیار برجسته درخیابان‌ها جریان دارد کاملا روشن نکرد و دوم اینکه برخی زوایای شخصیت‌پردازی را در این داستان نادیده گذاشت درباره این رمان که یکی از دوستان آنرا نخبه‌گرا خوانده و من نمی‌دانم این نخبه‌گرایی را مثبت بدانم یا منفی با نویسنده گفتگو کردم.

* به میان آوردن خاطرات خود از مبارزه مسلحانه ، نقل خودکشی رفقایتان و طرح موضوع لزوم تردید در انتخاب شیوه مبارزاتی و در نهایت گزینش شیوه مبتنی بر اصلاحات ممکن است این تلقی را پیش بیاورد که شما اساسا جنبش های انقلابی را اثر گذار و سازنده نمی‌بینید. با توجه به نظریه چالمرز جانسون متفکر آمریکایی درباره وقوع انقلابها مبنی بر اینکه وقتی رخ میدهند که جامعه احساس کند نظام حاکم به لحاظ ساختاری سودمند نیست و وجود و تداومش جز ضرر برای جامعه ندارد؛ برای جوان امروز که جامعه ایران را در حال سوق به سوی یک انقلاب می بیند، چه پاسخی دارید. آیا با توجه به شرایط کنونی ایران وقوع انقلابی حتی از نوع انقلاب آنارشیستی متصور نیستید؟
  ‌
= بله، وقوع انقلاب آنارشیستی که من اسم آن را میگذارم کلنگی بیش از سایر شقوق ممکن است. انقلابی که سنگ را روی سنگ بند نمی‌گذارد و کشور را هم به مرزهای خطرناک فروپاشی و تضعیف تا حد تجزیه می‌کشاند. امااین هیچ خوب نیست و به درد آن جوان‌ها که می‌گوئید نمی‌خورد. جلویش راهم البته نمی‌شود گرفت، چون انقلابها را حکومت‌ها به وجود می آورند و توده‌ها فقط آنها را مرتکب می‌شوند....

ادامه گفتگو را می‌توانید از طریق لینک زیر بخوانید.

🆔@jameeno

https://telegra.ph/Soghout-11-01
1
#در_کرانه_روز

🏷️ جاخالی!

آنها از روز اول گفتند که ایران و بازوی لبنانی‌اش روز شنبه از داستان مطلع شده‌اند. اینها هم همانروز نشان دادند که دست مستقیم در ماجرا ندارند. پس  اصرار هر روزه بر اینکه ما نقشی نداشته‌ایم برای چیست؟

۱ - این حس شده است که ماجرا با تسویه حساب با حماس تمام نمیشود و آمریکا و اسرائیل  به دنبال تغییر عمیق‌تری در معادله قدرت در منطقه هستند.

۲ - حوصله ایالات متحده از تحرکات و مزاحمت‌های نیابتی در منطقه سرآمده و عملیات حماس کلید خوبی برای اجرای یک پاکسازی مشترک با اسرائیل از کار درآمده است.

احتمال اول  تا آنجا پیش میرود که ایران در موضع ضعف وناچاری قرار گیرد و با ترتیبات تازه امنیتی و تعادل قدرت در منطقه همراهی کند.

هدف احتمال دوم تحت کنترل درآوردن اوضاع به صورتی است بدون احتمال درگیری با ایران، دولتهای ملی منطقه بتوانند جماعات مسلح را در سززمین خود از زیر نفوذخارجی بیرون بیاورند و آنها را  کنترل کنند .

تا اینجا و فقط در مورد حماس، ایران توانسته با کمک سیاست حسابشده ایالات متحده و اسرائیل دربرابر ترکشهای درگیری غزه جاخالی دهد.  مساله و پرسش بنیادین آینده این است که ایا  این جاخالی دادن هوشیارانه  در موقعیتهای آتی هم  ممکن هست یا نه ؟

🆔@jameeno
👍1
#در_کرانه_روز

🏷️ یک روزی ، در یک مقطع خاصی از عبور تاریخ بر این سرزمین، زخم خورده‌ها و تحقیرشدگان این حکومت با عوامل ، کارگزاران و مباشران و رجزخوانهای آن روبرو خواهند شد  در حالیکه شرایط و قدرتشان اینقدرنابرابر نیست و چه بسامعکوس شده است. بسیاری از ما از فکر آن روز و آتشفشان کینه‌ها  قند در دلمان آب میشود. برخی  اما از تصور آن روز وحشت میکنیم. روز شومی برای کشور و نقطه سیاه دیگری بردل تاریخ  ایران خواهد بود!

🆔@jameeno
#در_کرانه_روز

🏷️ در سیزدهم اسفند سال ۹۷ جامعه‌نو الفی منتشر کرد که بخشی پایانی آن چنین بود:

".... چرا زبان جامعه نو چنین تلخ میگردد و پرسشهایی از این دست. پاسخ این است که مشکلات پدیدآورنده هزینه‌های بی‌مورد و فساد در واقع مشکل نیستند که برایشان راه‌حل بدهیم، شرایط حکومت ما هستند. ذاتی موقعیت کنونی‌ و ماهیت حکومتند و باید با آنها کنار بیاییم. مثال ما حکایت خانواده‌ای است که هر کار کند، نمی‌تواند جلوی ولخرجی و "دادن پول میز" این و آن و نشستن بر سر میز قمار یکی از اعضای خانواده را بگیرد و آنچه در نهایت در کف مادر خانواده میماند کسری از درآمد خانواده است. مادر باید آنرا به صورتی خرج کند که بچه ها خوراک داشته باشند، به مدرسه بروند، و اگر بیمار شدند هزینه درمان داشته باشند. لباس نو و تفریح و سفر و ... برای چنین خانواده‌ای لازم نیست. باید از آن بگذرند.
مردم باید... فقط مواظب باشند کالری حداقل، تحصیل و بهداشت داشته باشند....."

ما می‌دانستیم در حال سقوط از این حداقل‌ها هستیم که در حد نیازهایی هستند که یک دولت فقیر درحال جنگ باید تامین کند. از حکومت هم خواستیم هر غلطی میکند، این سه حداقل را تضمین کند. طبیعی است که گوشش از این تقاضاها پر بود و مسئولیت ناپذیرتر شد. حالا وضع به جایی رسیده که تلاش رقت بار شخصی بخش بزرگی از افراد جامعه هم برای تامین این سه حداقل دیگر ممکن نیست: میانه کالری دریافتی به زیر ۲۰۰۰ سقوط کرده که به معنی کمبود کالری برای ۵۰ درصد کشور و وجود گرسنگی در دهک‌های پایین است،  سال گذشته ۹۱۱ هزار نفر از کودکان از ثبت نام در مدرسه باز ماندند و امسال هم ۲۰۰هزار کلاس فاقد معلم شده‌اند، و تنها در سال گذشته ۶۰ درصد هزینه های درمان و دارو  توسط مردم پرداخت شده که به معنی عدم دسترسی حاشیه نشینان اقتصاد به درمان است.

امروز میخواهیم بگوئیم از مرحله توصیفی فوق گذشته‌ایم و بسیاری ازخانوارها به علت تسری تورم حکومت ساخته به اجزای اقلام مصرفی حیاتی، عاجز از تامین حداقلی خود هستند. به مرحله حکومت شکست خورده و جامعه عاجز رسیده‌ایم... جمع این دو پایدار نمی‌ماند دیر یا زود!

🆔@jameeno
#در_کرانه_روز

🏷️ پیش بینی‌های جامعه نو در ۲۱ و۲۹ اکتبر دایر براینکه اهداف درگیری موجود در خاورمیانه فراتر از نابود کردن حماس است و طرح مشترکی با دولت‌های غربی است و آتش بسی هم در کار نخواهد بود و اسرائیل غزه را اشغال خواهد کرد و فلسطینی‌ها را تاحد امکان بیرون خواهد کرد و ایران را نیز درگیر خواهند کرد امروز توسط نتانیاهو تائید شد که می‌گوید" به مدت نامعلوم غزه را کنترل امنیتی"(اسم رمز اشغال دائمی) خواهد کرد. تحلیلگران غربی هم به این نتیجه رسیده‌اند. جان جوزف مرشایمر استراتژیست آمریکایی و واضع نظریه رئالیسم تهاجمی گفته است ایالات متحده به دلایل بسیاری ناگزیر از درگیر شدن هست(سخنرانی اخیر او را با این نشانی جستجو کنیدJohn Mearsheimer: Brisbane Lecture on US Grand Strategy..)

باز هم به عنوان پیش‌بینی می‌گوئیم که ایران به عنوان کل(نه فقط حکومت فعلی) نقطه اصلی تغییر برای تجدید و باز آرایی تعادل قدرت در منطقه( موضوع مطلب۱۷ اکتبر  )خواهد بود.  در این مورد نیز بایدن دیروز پرده را پس زد و گفت هر چند دهه ساختار  دنیا به یک تغییر بنیادی عمیق دچار می‌شود که در مدت کوتاه (یعنی وقوع یک جنگ چندجانبه) رخ خواهد داد. (احتمالا به سهو ارزیابی‌های استراتژیک واشنگتن را به زبان آورده است).  پس از تسخیر غزه، جنگ  به صورتی دیگر چهره خواهد کرد!

باز هم امیدواریم حرفمان اشتباه باشد.

🆔@jameeno
#الف

🏷️ دقایق یک موقعیت !

🖊️ شورای سردبیری: دوستانی پیام می‌دهند که بعدش چه؟ چه خواهد شد و چه باید کرد؟ دائما هم می‌پرسند.

ما نمی‌دانیم. هیچکس نمی‌داند، و حکومت که  ما را به پشت ارابه‌اش بسته و به آینده می‌برد نیز نمی‌داند. ما در جامعه نو بر اساس قرائن پیش‌بینی‌های معمولا کوتاه مدتی می‌کنیم. آخرین بار در باره این پرسش‌ها،  از "شکستن چوب خشک" حرف زدیم. بله، ممکن است همچون چوبی خشک خرد شویم اگر روندهایی که در کشور و جهان پیرامون می‌بینیم با همین محتوا ادامه یابند.

تنها چیزی که در باره کشورمان با قطعیت می‌گوئیم اینهاست:
کشورها برای آنکه روبه زوال و حل شدن در دیگران نروند باید قوی باشند:

۱ - باید قدرت اقتصادی داشته باشند و همراه آن سهم نسبی بالا در اقتصاد جهانی که خیلی مهم است. ما از نظر اقتصادی به خاک سیاه نشسته‌ایم. حتی برای یک کشور متوسط بودن باید بیشتر از یک درصد تولید ناخالص جهان را می‌داشتیم و مهمتر از آن اقتصاد ما باید اقتصاد جهانی و منطقه را درگیر عملکرد خود میکرد. مهمترین اهرم ایران برای داشتن نقش تعیین کننده اهرمی، نفت بوده است که اکنون حضور موثر در محاسبات جهانی ندارد. در اقتصاد بیشتر تاثیر پذیر و بازیچه امیال جهانی هستیم تا تعیین کننده اجبارهایی برای کشورهایی دیگر. اقتصاد ایران توانایی تهاجمی( گروگان گیری منافع دیگران در عملکرد خود) ندارد، قدرت  دفاع از خود را ندارد، و بیشتر یک مولفه شکست در جنگ همه‌گیر قدرت است تا نقطه قوت. تکمیلی و مثالی عرض می‌کنیم که یک بخش از گیرافتادن روسیه در تله اوکراین علیرغم قدرت نظامی و سیاسی آن، ناچیز بودن اقتصادش هست. تنها اهرم اقتصادی بزرگترین کشور جهان در جنگ اوکراین خطوط نفت و گاز بود که برای گروکشی و دادن قدرت بازیگری به آن کافی نبود. سهم ۱/۳ درصدی روسیه از اقتصاد جهان آنرا در معرض فشار قرار می‌دهد و توان گروکشی و مقاومتش را هم کم می‌کند. 

۲- کشورها باید بتوانند از خود دفاع کنند تا غیر قابل حذف باشند. به همین خاطر باید قدرت دفاعی نظامی داشته باشند. این قدرت نظامی نسبی است: با یک تفنگ میتوان از یک خانه دفاع کرد، اما با ده تفنگ نمی‌توان از یک شهر دفاع کرد. با هزاران تفنگ و مسلسل هم نمی‌توان در برابر بمب افکن و کروز دفاع کرد. ما کارشناس نظامی نیستیم، اما این را می‌دانیم که "توان نسبی آتش"  هم نداریم. همین دیروز، آن آقایی که مسئول جنگ موشکی و هوا فضا است گفته که اگر درگیر شویم کشته می‌دهیم و بیست سال عقب می‌افتیم. این یک اعتراف حداقلی اما بنیادین از سوی کسی است که تا دیروز فقط رجز می‌خوانده است.

حکومت نمی‌گوید که نه تنها توان تهاجمی نداریم(که لازم هم نداریم مگر برای عمل  پیشدستانه ) بلکه حتی توان دفاعی هم نداریم. یک علت صراحت کم نظیر در کنار کشیدن از معرکه غزه، آگاهی بر این واقعیت نزد سران حکومت است.

نتیجه بگیریم: ایران در وضعیتی از سیاست بین‌الملل قرار گرفته که فاقد دو مولفه اصلی و بنیادین قدرت ساز است. وضعیتش این است: اقتصاد به زانو در آمده، و دکترین و استراتژی دفاع ملی ناسنجیده و فقط مبتنی بر سخت‌افزار درجه دوی نظامی! چوب خشک قابل شکستن یعنی این!

پیش بینی دوباره: احتمال شروع درگیری‌هایی برای باز آرایی معادله‌های برهم خورده توزیع قدرت در منطقه وجود دارد. بیرون آمدن کم آسیب از این باز آرایی متعادل کننده قدرت کشورها (می‌توانید اسمش را جنگ برای تعیین کشورهای قدرتمند و تعیین کننده منطقه و باز تقسیم قلمروها بگذارید)  قدرت واقعی در دو مولفه توصیف شده می‌خواهد. به عقیده ما کشور فاقد آن‌ها شده است!

توضیح ضروری:  در این مطلب عامل اتکای حکومت‌ها به مردم برای داشتن توان ایستادگی، و قدرت ملی ناشی از وضعیت سیاسی دموکراتیک در افزایش توان دفاع ملی، آگاهانه در نظر گرفته نشده‌اند. فرض براین است که یک دولت برای حفط تمامیت ارضی و جایگاه جهانی یک کشور، فارغ از روابط حکومت - ملت،  در مرحله نخست به دو عناصر بنیادین در یک جنگ بیرونی  نیاز دارد.

🆔@jameeno
👍1
#در_کرانه_روز

🏷️ در تکمیل الف‌های پیشین!

به دوستانی که برای گرفتن پیش بینی‌های قطعی فشار می اورند اینها را می‌توانیم بگوئیم:

اگر جنگ توسعه یابد، طرف‌های متخاصم رسمی ایران، اسرائیل و ایالات متحده هستند.

تنها حمایت خارجی قابل دریافت ایران از بیرون، رای روسیه و چین در شورای امنیت است.

وقوع جنگ در خاک ایران اصلا ممکن نیست، ولی در  سواحل جنوبی تهاجم موشکی دریا به زمین و هوایی حتما رخ می‌دهد. هدف اولیه‌اش مراکز راداری و ارتباطی، هدف دوم تاسیسات تهاجمی و بعد زیرساخت‌های اقتصادی خواهد بود.
نیروی متجاوز خارجی و ایالات متحده ممکن هست با ایران وارد درگیری شوند ولی در ایران نیرو پیاده نمی‌کنند ( تهاجم زمینی مغول‌وار به ایران فقط از طرف طالبان ممکن است).  علتش این است که جنگ با حکومت یک جنگ دریایی و فناورانه عمدتا دریا به خشکی است که دستگاه رهبری نظامی حکومت در آن شکست خواهد خورد. اما با ورود به سرزمین،  مردم به عنوان طرف سوم وارد خواهند شد که غرب و بویژه ایالات متحده  از برآمدن احساس و اراده دفاعی و میهن پرستانه در آن واهمه دارد.

تنها اقدامات دفاع تهاجمی ایران می‌تواند تهدید خطوط انتقال نفت( غرق کردن کشتی در دهانه خلیج فارس، زدن تاسیسات بندری و خطوط لوله) و در مرحله دوم حمله موشکی و پهبادی به پایگاه‌های نظامی آمریکا در بحرین، کویت، و قطر از خاک کشور باشد. همه اینها متضمن اعلام تخاصم با این کشورهاست.

اگر کسی به قطعیت از درپیش بودن تهاجم  و اندازه آن حرف بزند، یا اطلاعاتی از درون  پنتاگون دارد و یا دروغگوست.

این فرض هم که مشغول کردن اسرائیل از شمال و جنوبش توسط گروه‌های موسوم به نیابتی و متعاقب و همراه با آن انتظار افزایش قیمت نفت به ضریب افزایش امنیت ایران در برابر فشار خارجی می‌افزاید، قابل خدشه است. این تصور خوشبینانه، ورژن ایرانی تئوری "سر مار در تهران " اسرائیلی‌ها و تحلیلگران تند روی آمریکایی است: ورود به یک قمار با تصور اینکه دست بالا را داری، اما قمار همیشه فقط یک برنده دارد و دیگری بازنده است.

برای ما ، چاره‌ای جز انتظار نیست تا سیاست بین‌الملل چه بخواهد.

🆔@jameeno
👍1