#در_کرانه_روز
🏷 تبعیض غیرعادلانه را بردار!
جنابآقای پزشکیان،
در مورد وزارت علوم دستت درد نکند! اما کنار تقاضای ما که اجابت کردید و دستورش را دادید، یک تقاضای دیگر هم مربوط به وزارت علوم بود که یادتان رفت بفرمایید: حذف سهمیههای میراثی و رانتی در کنکور دانشگاهها! البته یادآوری میکنیم که دادن سهمیه به مناطق محروم را استثنا کردهبودیم.
جوانمردیکن یک دستور دیگر به وزیر علوم بده: هرنوع سهمیهبندی موثر در نتیجهی رقابت کنکور نوجوانان کشور برای ورود به دانشگاهها، جز سهمیهی مناطق محروم حذف شود.
خدا پدرت را بیامرزد و فرزندانت ستم تبعیض نبینند.
🆔@jameeno
🏷 تبعیض غیرعادلانه را بردار!
جنابآقای پزشکیان،
در مورد وزارت علوم دستت درد نکند! اما کنار تقاضای ما که اجابت کردید و دستورش را دادید، یک تقاضای دیگر هم مربوط به وزارت علوم بود که یادتان رفت بفرمایید: حذف سهمیههای میراثی و رانتی در کنکور دانشگاهها! البته یادآوری میکنیم که دادن سهمیه به مناطق محروم را استثنا کردهبودیم.
جوانمردیکن یک دستور دیگر به وزیر علوم بده: هرنوع سهمیهبندی موثر در نتیجهی رقابت کنکور نوجوانان کشور برای ورود به دانشگاهها، جز سهمیهی مناطق محروم حذف شود.
خدا پدرت را بیامرزد و فرزندانت ستم تبعیض نبینند.
🆔@jameeno
👍28😁4❤1
#در_کرانه_روز
🏷 چرا حوثی مختار است؟
ما معمولا دربارهی مسائل بینالمللی که مستقیم به کشورمان مربوط نیست، حرفی نمیزنیم. ولی اجازه بدهید یک واقعیت تاریخی را به یادتان بیاوریم:
وقتی عبدالناصر کانال سوئز را ملی کرد و بست، کمر تجارت اروپا شکست. علتش اینبود که مثل داستان بستهشدن بابالمندب بهدست حوثیها، کشتیهای تجاری باید با هزینه و زحمت و تاخیر زیاد آفریقا را دور میزدند تا به اروپا برسند. بریتانیا و فرانسه سرانجام سعی کردند بحران را با لشگرکشی حل کنند. ولی عجیب آن بود که آمریکا از بستهشدن کانال ککش نمیگزید و مخالف فشار بر مصر بود و بر کنارآمدن با ناصر تاکید داشت. به شکلی از مصر حمایت میکرد تا بستن کانال را ادامه دهد.
علت ساده بود: تجارت ایالتمتحد هیچ ربطی به عبور از کانال سوئز نداشت و بستهماندن کانال رقبای تجاریاش را ضعیف هم میکرد. بریتانیا سرانجام مجبور شد از آمریکا وام بگیرد.
امروز علت آن حوادث و امتناع آمریکا از فشار بر مصر برای توافق با بریتانیا و بازکردن کانال برای ما کاملا روشن است و معما حل شدهاست. یک پدرسوختگی سیاسی برای افزایش سلطهی ابرقدرت غرب بود!
حالا فقط یک پرسش طرح میکنیم: حوثیها آبراهه را نبستهاند، ولی هرکاری بخواهند میکنند. آخرین شاهکارشان سوراخکردن یک نفتکش بزرگ و آتشزدن آن بودهاست. چرا قدرتهای غربی جلوی آنها را نمیگیرند؟ ایالاتمتحد یا بریتانیا به تنهایی میتوانند کل سیستم دولت آنها را پودر کنند، بدون آنکه جنگ همهجانبهای در بگیرد، یا چنان ضربهای بزنند که حوثیها دست بردارند. چرا نمیکنند؟
🆔@jameeno
🏷 چرا حوثی مختار است؟
ما معمولا دربارهی مسائل بینالمللی که مستقیم به کشورمان مربوط نیست، حرفی نمیزنیم. ولی اجازه بدهید یک واقعیت تاریخی را به یادتان بیاوریم:
وقتی عبدالناصر کانال سوئز را ملی کرد و بست، کمر تجارت اروپا شکست. علتش اینبود که مثل داستان بستهشدن بابالمندب بهدست حوثیها، کشتیهای تجاری باید با هزینه و زحمت و تاخیر زیاد آفریقا را دور میزدند تا به اروپا برسند. بریتانیا و فرانسه سرانجام سعی کردند بحران را با لشگرکشی حل کنند. ولی عجیب آن بود که آمریکا از بستهشدن کانال ککش نمیگزید و مخالف فشار بر مصر بود و بر کنارآمدن با ناصر تاکید داشت. به شکلی از مصر حمایت میکرد تا بستن کانال را ادامه دهد.
علت ساده بود: تجارت ایالتمتحد هیچ ربطی به عبور از کانال سوئز نداشت و بستهماندن کانال رقبای تجاریاش را ضعیف هم میکرد. بریتانیا سرانجام مجبور شد از آمریکا وام بگیرد.
امروز علت آن حوادث و امتناع آمریکا از فشار بر مصر برای توافق با بریتانیا و بازکردن کانال برای ما کاملا روشن است و معما حل شدهاست. یک پدرسوختگی سیاسی برای افزایش سلطهی ابرقدرت غرب بود!
حالا فقط یک پرسش طرح میکنیم: حوثیها آبراهه را نبستهاند، ولی هرکاری بخواهند میکنند. آخرین شاهکارشان سوراخکردن یک نفتکش بزرگ و آتشزدن آن بودهاست. چرا قدرتهای غربی جلوی آنها را نمیگیرند؟ ایالاتمتحد یا بریتانیا به تنهایی میتوانند کل سیستم دولت آنها را پودر کنند، بدون آنکه جنگ همهجانبهای در بگیرد، یا چنان ضربهای بزنند که حوثیها دست بردارند. چرا نمیکنند؟
🆔@jameeno
👍14👎1
#در_کرانه_روز
🏷 دیوار!
ترامپ احمق هشتسال پیش گفت مرز مکزیک را دیوار میکشم. گفتند فایده ندارد. گفت دیوار دهمتری میسازم. آدم عاقلی گفت بازار درست میکنی برای نردبام یازدهمتری. ولی گفت به وعدهام عمل میکنم. مقداری هم ساخت...
شبهه عقلای ایران هم دارند از راه او میروند. نمایش هم میدهند. راهحل مسئله افغانها در ایران دیوار نیست؛ عقل حکومتداری است.
ما در مقاله «و بالاخره... افغانها» در همین کانال علل بروز مشکل و چارهی عاقلانه کار را گفتهایم. خلاصه راهحل این است:
افغانیان، بهویژه اقوامی مثل هزارهها، از نظر جعرافیای-فرهنگی نقطهی اتصال ما به عمق استراتژیک فرهنگیمان، امپراتوری زبان فارسی، در آسیای مرکزیاند. پیوند با آنها طبیعی است؛ ولی به دلایل سیاسی و امنیتی باید قاعدهمند باشد.
🆔@jameeno
🏷 دیوار!
ترامپ احمق هشتسال پیش گفت مرز مکزیک را دیوار میکشم. گفتند فایده ندارد. گفت دیوار دهمتری میسازم. آدم عاقلی گفت بازار درست میکنی برای نردبام یازدهمتری. ولی گفت به وعدهام عمل میکنم. مقداری هم ساخت...
شبهه عقلای ایران هم دارند از راه او میروند. نمایش هم میدهند. راهحل مسئله افغانها در ایران دیوار نیست؛ عقل حکومتداری است.
ما در مقاله «و بالاخره... افغانها» در همین کانال علل بروز مشکل و چارهی عاقلانه کار را گفتهایم. خلاصه راهحل این است:
۱- حکومت تحرکات نیابتی خود را به سازمانهای مستقر در کشورهای هدف متمرکز کند و به تشکیل لشگر نیابتی در داخل پایان دهد. نیروهای موجود را که توان دلکندن را ازشان ندارد، موقتا در پادگانهای خاص اردو بدهد.
۲- افزایش زاد و ولد بهواسطهی افاغنه طوری باشد که آنها در جامعه جذب شوند و گتو و محله و شهر خاص نداشته باشند.
۳- کارفرمای ایرانی و کارگر افغان باید حق بیمه بدهند و در مقابل، شأن انسانی افاغنه حفظ شود: خانوادهها درمان و آموزش معمول بیمهشدگان ایرانی را بگیرند و امکان استفاده از خدمات عمومی را بیابند. کارفرمای ایرانی باید داشتن کارگر افغان را به اجزای وزارت کشور (نیروی انتطامی در شهرها و دهیاران در روستاها) اعلام کند، وگرنه خودش مجرم امنیتی است.
۴- به طریق نامحسوس مجوز ورود و کار و جذب به ساکنان مناطقی دادهشود که دری سخن میگویند و درواقع در حوزهی جغرافیای ایرانی قرار دارند. این امر تعارض مذهبی را نیز کاهش میدهد.
۵- راهاندازی فعالیت اقتصادی توسط افغانها باید با مجوز خاص باشد.
افغانیان، بهویژه اقوامی مثل هزارهها، از نظر جعرافیای-فرهنگی نقطهی اتصال ما به عمق استراتژیک فرهنگیمان، امپراتوری زبان فارسی، در آسیای مرکزیاند. پیوند با آنها طبیعی است؛ ولی به دلایل سیاسی و امنیتی باید قاعدهمند باشد.
🆔@jameeno
Telegraph
دیوار!
#در_کرانه_روز ترامپ احمق هشتسال پیش گفت مرز مکزیک را دیوار میکشم. گفتند فایده تدارد. گفت دیوار دهمتری میسازم. آدم عاقلی گفت بازار درست میکنی برای نردبام یازدهمتری. ولی گفت به وعدهام عمل میکنم. مقداری هم ساخت... شبهه عقلای ایران هم دارند از راه او…
👍16👎1
#در_کرانه_روز
🏷 آن «چیز» را تعطیل کن!
در سالهای دههیشصت منتقد سینمایی روزنامهی اطلاعات جرات کرد و علیه محسن مخملباف علیهالسلام جسارت کوچکی کرد. نوشتهبود این فیلم جنابعالی با عنوان «دو چشم بیسو» نگاه معوجی به جنگ، به مرحوم صمد بهرنگی و به جامعهی روستایی دارد و هدردادن سینما و بودجهی آن است. روزنامهی جمهوریاسلامی که در آنزمان شورای نگهبان مطبوعات بود و اتفاقا مدیر روشنبین و شجاع کنونی هم ادارهاش میکرد، در مقالهای خطاب به مرحوم دعایی، مدیر روزنامهی اطلاعات، نوشت این خائنان جشنهنر-پرست را از روزنامه بیرون کن که نمیدانند فرهنگ چیست و رسوبات فرحاند و...
البته مرحوم دعایی کاری نکرد، ولی جناب محسن مخملباف گاز بسیار دردناکی از پستان حوزهی هنری و کل آقایان گرفت و رفت به آغوش هنر جشنوارهای. کاسب خوبی بود و زمانشناس!
بیش از چهلسال از آن دوران گذشته است، هزاران میلیارد تومان از دارایی این مردم بدبخت را هنر و فرهنگ اسلامی برده و به ماشینکورسی جیگری و ویلای اسپانیا و خانمبازی زده (اینها البته برای آقای مخملباف نیست)، یا به عنوان تقویت فرهنگ اسلامی هدررفته و حالا... حالا ببینید روزنامهی جمهوریاسلامی خطاب به پزشکیان چه نوشتهاست:
واقعا دست این روزنامه درد نکند. زودتر از دیگران متوجه شد.
آقای پزشکیان ببیند که کار به کجا کشیده و به تقاضای روزنامهی جمهوریاسلامی لطفا عمل کند.
🆔@jameeno
🏷 آن «چیز» را تعطیل کن!
در سالهای دههیشصت منتقد سینمایی روزنامهی اطلاعات جرات کرد و علیه محسن مخملباف علیهالسلام جسارت کوچکی کرد. نوشتهبود این فیلم جنابعالی با عنوان «دو چشم بیسو» نگاه معوجی به جنگ، به مرحوم صمد بهرنگی و به جامعهی روستایی دارد و هدردادن سینما و بودجهی آن است. روزنامهی جمهوریاسلامی که در آنزمان شورای نگهبان مطبوعات بود و اتفاقا مدیر روشنبین و شجاع کنونی هم ادارهاش میکرد، در مقالهای خطاب به مرحوم دعایی، مدیر روزنامهی اطلاعات، نوشت این خائنان جشنهنر-پرست را از روزنامه بیرون کن که نمیدانند فرهنگ چیست و رسوبات فرحاند و...
البته مرحوم دعایی کاری نکرد، ولی جناب محسن مخملباف گاز بسیار دردناکی از پستان حوزهی هنری و کل آقایان گرفت و رفت به آغوش هنر جشنوارهای. کاسب خوبی بود و زمانشناس!
بیش از چهلسال از آن دوران گذشته است، هزاران میلیارد تومان از دارایی این مردم بدبخت را هنر و فرهنگ اسلامی برده و به ماشینکورسی جیگری و ویلای اسپانیا و خانمبازی زده (اینها البته برای آقای مخملباف نیست)، یا به عنوان تقویت فرهنگ اسلامی هدررفته و حالا... حالا ببینید روزنامهی جمهوریاسلامی خطاب به پزشکیان چه نوشتهاست:
جلوی بودجههای بیمرز برای دستگاههای فرهنگی را بگیرید
کاری که با لایحه بودجه میتوان انجام داد، حذف اهرمهای فشار است که نقششان، تأمین همان هزینههای زائد، بیثمر و سربار از طریق خارجکردن آن از جیب مردم و ریختنش به جیب گشاد دستگاههای آویزان و بیخاصیت است.
دستگاههای آویزان از دولتهای نهم و دهم اختراع شدند و متأسفانه دولتهای یازدهم تا سیزدهم نیز آن را ادامه دادند. این دستگاهها به نام کار فرهنگی بودجههای کلانی دریافت کردند ولی با اینکه حدود 20 سال از آن تغذیه کردند، نهتنها خدمتی به فرهنگ نشد بلکه مشکلات فرهنگی افزایش یافت و فاصله مردم از مبانی اخلاقی، دینی و فرهنگی بیشتر شد.
واقعا دست این روزنامه درد نکند. زودتر از دیگران متوجه شد.
آقای پزشکیان ببیند که کار به کجا کشیده و به تقاضای روزنامهی جمهوریاسلامی لطفا عمل کند.
🆔@jameeno
👍19😁1🤔1
#در_کرانه_روز
🏷 گوش به حرف این «معارضان» ندهد؟
فعال رسانهای نزدیک به رئیسجمهوری گفته:
احتمالا ما هم جزو این جماعت «معارض» آخریایم که گفته؛ چون از مخالفان تمرکز پزشکیان روی رفع حصریم و این را اعلام هم کردهایم. نادرست نمیدانیم مسئلهی رفع حصر برای زدن سنگمحک به برنامهی وفاقملی پیشکشیدهشود و خود سیستم حصر را در چارچوب یک گفتگوی غیرمستقیم با بخشی از جامعه که اصلاحطلبان نمایندگیاش میکنند، رفع کند و پیام آشتی برایشان بفرستد.
ولی وقتی کوهی از مطالبات ضروری که مسئلهی بخش بسیار بزرگتری از اجتماع است، رویهم تلنبار شده و مانده، رفع حصر نباید اولویت پزشکیان و مسئلهای باشد که روی آن متمرکز میشود. اگر چنین باشد، بله، معارضایم؛ چون فکر میکنیم مانوردادن روی آن نعلوارونهزدن است: میخواهند پیگیری رفع مزاحمت خیابانی نیروهای حکومتی را برای زنان و رفع فیلترینگ را به حاشیه ببرند و از زیر آن دربروند. رفع حصر (اگر بشود) برای حکومت کمترین هزینه را دارد. ولی چون فکر میکند هزینهی آن دومورد زیاد است، نمیخواهد زیر بارشان برود. اگر دوست آقای پزشکیان و جناب میرحسیناید، به رئیسجمهوری بگوئید تلاشش را اول روی حل این دومورد بگذارد و بعد به سراغ مشکل حصر برود. آقای موسوی تحمل یکماه حصر بیشتر را دارد؛ ولی اگر فشار خواستهای عمومی از روی پزشکیان و حکومت برداشتهشود، یک ماه دیگر میگویند «چه کشکی؟ چه پشمی؟ همینه که هست! هرکی نمیخواد جمع کنه بره»...
این را قبلا هم گفتهبودیم. ولی خودتان را به نشنیدن زدید و رفتید سراغ جستجوی لباس دوست بر تن معارض.... نگذارید بنویسیم ای ناکسها!
🆔@jameeno
🏷 گوش به حرف این «معارضان» ندهد؟
فعال رسانهای نزدیک به رئیسجمهوری گفته:
پایان حصر به ایجاد یک بازی برد-برد نیاز دارد. رئیسجمهور پزشکیان با همراهی رئیس قوهقضاییه و بزرگانی دیگر در پی یافتن مسیری برای حل این مسئله بوده و هستند. حرکت در این مسیر معارضانی هم دارد که گاه لباس دوست بر تن دارند!
احتمالا ما هم جزو این جماعت «معارض» آخریایم که گفته؛ چون از مخالفان تمرکز پزشکیان روی رفع حصریم و این را اعلام هم کردهایم. نادرست نمیدانیم مسئلهی رفع حصر برای زدن سنگمحک به برنامهی وفاقملی پیشکشیدهشود و خود سیستم حصر را در چارچوب یک گفتگوی غیرمستقیم با بخشی از جامعه که اصلاحطلبان نمایندگیاش میکنند، رفع کند و پیام آشتی برایشان بفرستد.
ولی وقتی کوهی از مطالبات ضروری که مسئلهی بخش بسیار بزرگتری از اجتماع است، رویهم تلنبار شده و مانده، رفع حصر نباید اولویت پزشکیان و مسئلهای باشد که روی آن متمرکز میشود. اگر چنین باشد، بله، معارضایم؛ چون فکر میکنیم مانوردادن روی آن نعلوارونهزدن است: میخواهند پیگیری رفع مزاحمت خیابانی نیروهای حکومتی را برای زنان و رفع فیلترینگ را به حاشیه ببرند و از زیر آن دربروند. رفع حصر (اگر بشود) برای حکومت کمترین هزینه را دارد. ولی چون فکر میکند هزینهی آن دومورد زیاد است، نمیخواهد زیر بارشان برود. اگر دوست آقای پزشکیان و جناب میرحسیناید، به رئیسجمهوری بگوئید تلاشش را اول روی حل این دومورد بگذارد و بعد به سراغ مشکل حصر برود. آقای موسوی تحمل یکماه حصر بیشتر را دارد؛ ولی اگر فشار خواستهای عمومی از روی پزشکیان و حکومت برداشتهشود، یک ماه دیگر میگویند «چه کشکی؟ چه پشمی؟ همینه که هست! هرکی نمیخواد جمع کنه بره»...
این را قبلا هم گفتهبودیم. ولی خودتان را به نشنیدن زدید و رفتید سراغ جستجوی لباس دوست بر تن معارض.... نگذارید بنویسیم ای ناکسها!
🆔@jameeno
👍15
#معرفی_کتاب
«سقوط» و «گروگان»... تصویری شفاف، صریح و بیسانسور از اجتماع امروز ایران؛ داستان آدمهای واقعی؛ قصههای «ما»!
حوادث سال 1401، «زنبودن» و «ایرانیبودن» در ایرانِ جمهوریاسلامی، زندگی تراجنسیتیها در اجتماع، نفوذ اسرائیل و... بمباتم!
در پاسخ به یکی از همراهان عزیز جامعهنو که پرسیدهبودند چگونه میتوان کتاب «گروگان» را سفارش داد و البته، همراهان دیگری که احتمالا به موضوع آن علاقمند شدهاند،
برای خرید در داخل ایران با ناشر تماس بگیرید:
یا آدرس پستی کامل و یک شماره تماس را به آدرس ایمیل زیر بفرستید،
sales@mehripublication.com
یا در واتساپ/تلگرام به شمارهی زیر پیام بدهید.
+447475462064
«سقوط» و «گروگان»... تصویری شفاف، صریح و بیسانسور از اجتماع امروز ایران؛ داستان آدمهای واقعی؛ قصههای «ما»!
حوادث سال 1401، «زنبودن» و «ایرانیبودن» در ایرانِ جمهوریاسلامی، زندگی تراجنسیتیها در اجتماع، نفوذ اسرائیل و... بمباتم!
در پاسخ به یکی از همراهان عزیز جامعهنو که پرسیدهبودند چگونه میتوان کتاب «گروگان» را سفارش داد و البته، همراهان دیگری که احتمالا به موضوع آن علاقمند شدهاند،
برای خرید در داخل ایران با ناشر تماس بگیرید:
یا آدرس پستی کامل و یک شماره تماس را به آدرس ایمیل زیر بفرستید،
sales@mehripublication.com
یا در واتساپ/تلگرام به شمارهی زیر پیام بدهید.
+447475462064
👍7
#الف
🏷 هشدار!
🖊 شورای سردبیری:
امروز میخواهیم هشداری جدی به حکومت و درواقع، به همه بدهیم:
حواستان به امکان انجام اعمال خطرناک خودسرانه و اجرای طرحهای موذیانه دشمنان خارجی علیه امنیت کشور، از طریق تقویت نفرت در وجود جوانان ساده و خام باشد!
میزان نفرتی که به جوانان سادهدل و محروم این کشور تزریق شد تا احمدینژاد را در دورهی اولش، در سنجش با خاتمی، رئیسجمهوری تراز انقلاب و آدمی پاکدست نشاندهند زیاد نبود؛ نمیتوانستند و نمیشد بگویند خاتمی خراب کرده و احمدینژاد دارد میسازد. علت اصلی عملنیامدن میوهی سمی از آن نفرتِ تزریقی، البته چیز دیگری بود: حکومت آنچه را که فکر میکرد از-دست-داده پسگرفتهبود و انتقام هم پیشاپیش از نویسندگان و حجاریان ستانده شدهبود؛ پس حکومت احساس نمیکرد باید بقایش را هم به حجم نفرت از اصلاحطلبان گره بزند.
اما در سهسالی گذشت اوضاع خیلی فرق میکرد: افلاس اقتصادی کشور خیلی بیشتر از همیشه در طبقات پایین اجتماع حس میشد، مسائل اجتماعی مشروعیت حکومت را بیش از همیشه زدوده بود، ریزش بسیار بیشتر از همیشه و هراسآور بود و ناکارایی و ناتوانی دولت مرحومرئیسی هم حکومت را به کنج راند. مسیر حلمسئله شد فقط تزریق نفرت از روحانی و اصلاحطلبان، تحت عناوینی چون «مسببان وضعموجود». ماشین تولید نفرت در سهسال اخیر تماموقت و پرگاز کار کرد و حجم نفرتِ بیمنطق و آزاردهنده در نیروهای موسوم به ارزشی بسیار بالا رفت. نفرتی غنیسازیشده فراهم شد.
این نفرت انباشته و تخلیه نشده، اجازهی درک تغییرات سیاسی ماههای اخیر را به بسیاری از آن افراد نمیدهد. ترس از-دست-دادن امکانات و پرداختهای غیرمستقیم در دل این افراد هم به آن نفرت دامن میزند و هر روز کینهجوتر میشوند. صداوسیمای نادان که با نیروهای فاقد قدرت تحلیلی پرشده که خودشان از همین انباشتگانِ از نفرت و هراسان از باختن مقامند، هرروز در پوشش تجلیل از خدمات آقای رئیسی به شعلهی زیر این نفرتِ انباشته سوخت میرساند. یک آدم عاقل از آن بالا میباید برود و صدا وسیما و فرمان را بچرخاند؛ چون با اینکه همهی این نفرت انباشته، بازتابی اجتماعی نخواهد یافت و با سوزاندن روح سادهدلان بهتدریج تخلیه خواهد شد، اما آتش بخشی از آن حتما به بیرون شلیک خواهد شد.
فحاشی و ایرادگرفتن از دولت فعلی سالمترین راه تخلیه این نفرت است؛ اما دو امکان دیگر هم هست: یکی تبدیلشدن نفرت به جنون و دستزدن به اعمال خودسرانه، یا تحریکشدن از سوی آنهایی که عمرسیاسیشان سرآمده و یا جاسوس و نفوذی کشورهای منطقه و بهویژه اسرائیلاند. اینها ترور خواهند کرد! سعید-عسگر-وار و یا بسیج-مسجد-میدان-ارگ-کرمان-وار؛ شخصیتی سیاسی، یا بختبرگشتگانی را که با نامزد خود در خیابان راه میروند، خواهند کشت. هرچه رخدهد برای حکومت دردسری بزرگ خواهد بود. امیدواریم آن فجایع دوران اصلاحات تکرار نشود.
ولی امیدواری کافی نیست. لازم است محرکان شناخته شوند (از درون مجلس گرفته تا اعماق «دخمه»ها)، خنثی شوند و روندی جدی و فوری از توجیه جوانان آغاز شود. سیاسیون با نفوذکلام و نیروهای امنیتی با تجربه باید وارد این دایره نفرت شوند و آن را هرچه زودتر بشکنند.
یک نکته دیگر و بعدش تمام کنیم: مسببان هر کار جنایتکارانهای را به گونهای انجام خواهند داد که بتوان آن را در اجتماع به گردن هستهی اصلی قدرت انداخت. برای آنکه روشن باشد از چه حرف میزنیم، مثالی بزنیم: آنکه ترور سعید حجاریان را در سال 78 طراحی کردهبود و دستورش را دادهبود، سعید عسگر را برحسب اتفاق برای شلیک انتخاب نکرد: این جوان کمسن خام، مدیر نشریهای بود به نام «خواص» که از طریق همین اسم خود را به شخصاول منتسب میکرد. حرامزادهها با یک تیر دونشان میزدند!
این بار هم دنبال همین روشهای کثیف خواهند بود. باید همه هشیار باشیم. متأسفانه فقط دشمنان این خاک پشت توطئهها نیستند. رقابت سیاسی مخرب ما با یکدیگر هم میتواند زمینهساز تحرکات شوم باشد. باید پرسید چه لزومی دارد آقای سیدمحمود نبویان، عضو ارشد جبههی پایداری، نخ بدهد که زمینه آشوب ساختن هست و این را هم به گردن اعضای دولت پزشکیان بیاندازد؟
🆔@jameeno
🏷 هشدار!
🖊 شورای سردبیری:
امروز میخواهیم هشداری جدی به حکومت و درواقع، به همه بدهیم:
حواستان به امکان انجام اعمال خطرناک خودسرانه و اجرای طرحهای موذیانه دشمنان خارجی علیه امنیت کشور، از طریق تقویت نفرت در وجود جوانان ساده و خام باشد!
میزان نفرتی که به جوانان سادهدل و محروم این کشور تزریق شد تا احمدینژاد را در دورهی اولش، در سنجش با خاتمی، رئیسجمهوری تراز انقلاب و آدمی پاکدست نشاندهند زیاد نبود؛ نمیتوانستند و نمیشد بگویند خاتمی خراب کرده و احمدینژاد دارد میسازد. علت اصلی عملنیامدن میوهی سمی از آن نفرتِ تزریقی، البته چیز دیگری بود: حکومت آنچه را که فکر میکرد از-دست-داده پسگرفتهبود و انتقام هم پیشاپیش از نویسندگان و حجاریان ستانده شدهبود؛ پس حکومت احساس نمیکرد باید بقایش را هم به حجم نفرت از اصلاحطلبان گره بزند.
اما در سهسالی گذشت اوضاع خیلی فرق میکرد: افلاس اقتصادی کشور خیلی بیشتر از همیشه در طبقات پایین اجتماع حس میشد، مسائل اجتماعی مشروعیت حکومت را بیش از همیشه زدوده بود، ریزش بسیار بیشتر از همیشه و هراسآور بود و ناکارایی و ناتوانی دولت مرحومرئیسی هم حکومت را به کنج راند. مسیر حلمسئله شد فقط تزریق نفرت از روحانی و اصلاحطلبان، تحت عناوینی چون «مسببان وضعموجود». ماشین تولید نفرت در سهسال اخیر تماموقت و پرگاز کار کرد و حجم نفرتِ بیمنطق و آزاردهنده در نیروهای موسوم به ارزشی بسیار بالا رفت. نفرتی غنیسازیشده فراهم شد.
این نفرت انباشته و تخلیه نشده، اجازهی درک تغییرات سیاسی ماههای اخیر را به بسیاری از آن افراد نمیدهد. ترس از-دست-دادن امکانات و پرداختهای غیرمستقیم در دل این افراد هم به آن نفرت دامن میزند و هر روز کینهجوتر میشوند. صداوسیمای نادان که با نیروهای فاقد قدرت تحلیلی پرشده که خودشان از همین انباشتگانِ از نفرت و هراسان از باختن مقامند، هرروز در پوشش تجلیل از خدمات آقای رئیسی به شعلهی زیر این نفرتِ انباشته سوخت میرساند. یک آدم عاقل از آن بالا میباید برود و صدا وسیما و فرمان را بچرخاند؛ چون با اینکه همهی این نفرت انباشته، بازتابی اجتماعی نخواهد یافت و با سوزاندن روح سادهدلان بهتدریج تخلیه خواهد شد، اما آتش بخشی از آن حتما به بیرون شلیک خواهد شد.
فحاشی و ایرادگرفتن از دولت فعلی سالمترین راه تخلیه این نفرت است؛ اما دو امکان دیگر هم هست: یکی تبدیلشدن نفرت به جنون و دستزدن به اعمال خودسرانه، یا تحریکشدن از سوی آنهایی که عمرسیاسیشان سرآمده و یا جاسوس و نفوذی کشورهای منطقه و بهویژه اسرائیلاند. اینها ترور خواهند کرد! سعید-عسگر-وار و یا بسیج-مسجد-میدان-ارگ-کرمان-وار؛ شخصیتی سیاسی، یا بختبرگشتگانی را که با نامزد خود در خیابان راه میروند، خواهند کشت. هرچه رخدهد برای حکومت دردسری بزرگ خواهد بود. امیدواریم آن فجایع دوران اصلاحات تکرار نشود.
ولی امیدواری کافی نیست. لازم است محرکان شناخته شوند (از درون مجلس گرفته تا اعماق «دخمه»ها)، خنثی شوند و روندی جدی و فوری از توجیه جوانان آغاز شود. سیاسیون با نفوذکلام و نیروهای امنیتی با تجربه باید وارد این دایره نفرت شوند و آن را هرچه زودتر بشکنند.
یک نکته دیگر و بعدش تمام کنیم: مسببان هر کار جنایتکارانهای را به گونهای انجام خواهند داد که بتوان آن را در اجتماع به گردن هستهی اصلی قدرت انداخت. برای آنکه روشن باشد از چه حرف میزنیم، مثالی بزنیم: آنکه ترور سعید حجاریان را در سال 78 طراحی کردهبود و دستورش را دادهبود، سعید عسگر را برحسب اتفاق برای شلیک انتخاب نکرد: این جوان کمسن خام، مدیر نشریهای بود به نام «خواص» که از طریق همین اسم خود را به شخصاول منتسب میکرد. حرامزادهها با یک تیر دونشان میزدند!
این بار هم دنبال همین روشهای کثیف خواهند بود. باید همه هشیار باشیم. متأسفانه فقط دشمنان این خاک پشت توطئهها نیستند. رقابت سیاسی مخرب ما با یکدیگر هم میتواند زمینهساز تحرکات شوم باشد. باید پرسید چه لزومی دارد آقای سیدمحمود نبویان، عضو ارشد جبههی پایداری، نخ بدهد که زمینه آشوب ساختن هست و این را هم به گردن اعضای دولت پزشکیان بیاندازد؟
🆔@jameeno
Telegraph
هشدار!
#الف امروز میخواهیم هشداری جدی به حکومت و درواقع، به همه بدهیم: حواستان به امکان انجام اعمال خطرناک خودسرانه و اجرای طرحهای موذیانه دشمنان خارجی علیه امنیت کشور، از طریق تقویت نفرت در وجود جوانان ساده و خام باشد! میزان نفرتی که به جوانان سادهدل و محروم…
👍28👏3🤔3❤2
#در_کرانه_روز[های پیش]
🏷 شکنجهدادنت عالی بود!
گذاشتیم هم کشمکش بر سر پست و مقام و اصلاحطلب یا اصولگرا بودن خانوادگیاش تمامشود و هم مطمئنشویم تصویر ساختگی نیست و بعد این را بنویسیم:
کسی تلویحا که میگوید «سردار، بیا دلم برای روش شکنجهکردنت تنگشده» یک روانی محتاج به درمان و بستری طولانیمدت و کامل است. یک شکنجهگر بالفطره با فانتزیهای اتاق تمشیت که گویا بازیگر تلویزیون جمهوریاسلامی هم است؛ درحالیکه باید تحتنظر پزشک باشد.
فقط خود خدا میتواند جوانان این کشور را در برابر اینگونه ولدچموشهای شیطانصفت در پناه خودش بگیرد و نسل این حیوانات خطرناک را بکند؛ وگرنه از نظر حکومت که گویا اینگونه مجانین عوامل عزیز دولتساز وسرکوباند.
🆔@jameeno
🏷 شکنجهدادنت عالی بود!
گذاشتیم هم کشمکش بر سر پست و مقام و اصلاحطلب یا اصولگرا بودن خانوادگیاش تمامشود و هم مطمئنشویم تصویر ساختگی نیست و بعد این را بنویسیم:
کسی تلویحا که میگوید «سردار، بیا دلم برای روش شکنجهکردنت تنگشده» یک روانی محتاج به درمان و بستری طولانیمدت و کامل است. یک شکنجهگر بالفطره با فانتزیهای اتاق تمشیت که گویا بازیگر تلویزیون جمهوریاسلامی هم است؛ درحالیکه باید تحتنظر پزشک باشد.
فقط خود خدا میتواند جوانان این کشور را در برابر اینگونه ولدچموشهای شیطانصفت در پناه خودش بگیرد و نسل این حیوانات خطرناک را بکند؛ وگرنه از نظر حکومت که گویا اینگونه مجانین عوامل عزیز دولتساز وسرکوباند.
🆔@jameeno
👍30❤1
#در_کرانه_روز
🏷 سَهوَت زیاد است؛ کَمَش کن!
هنگامی که محمود احمدینژاد در دوران آتشبهاختیاریاش بهعمد و با مقاصد خاص سیاسی سازمان برنامهوبودجه را منحل کرد و اختیارات آن را به استانداران داد، دل همه هررری ریخت پایین! صدای هرکس که صاحب دومثقال شعور بوروکراتیک بود و حتی ذرهای نگرانی از عاقبت هرجومرج داشت، از این تصمیمش درآمد. اما کسی حریفش نشد؛ چون هم حمایت کل حکومت را پشتش داد و هم بخشهای فلکزدهی بیسواد و ناآگاه جامعه را. آن ناتو و تیمش میدانستند برای آنکه کشور خرتوخر شود، لازم است فلج شود و پس اول باید مغزش را از کار بیندازند و نان خود را در تنور بیحسابوکتابی بپزند... با آسیب بسیار، بالاخره بهخیر(!)گذشت.
حالا آقای پزشکیان هم شروعکرده به زدن حرفهایی که بوی خوبی از آنها به مشام نمیرسد؛ هرچند گویا سهوش خیلی بیشتر از عمدش است و خودش باید بیفتد دنبال خودش و خودش را اصلاح کند. همچون سهروزپیش که گاف داد و گفت برای لغو فیلترینگ لایحه به مجلس خواهد برد، و همینکه آماده شدیم از ایشان بپرسیم «مگر فیلترینگ قانون است که برای لغوش میباید لایحه به مجلس ببری؟»، خودش اصلاحکرد و محکم هم اصلاحکرد تا کاری را که تعهدکرده بکند؛ که حل مسئلهی فیلترینگ فقط یک دستور اداری میخواهد، نه بالاکشیدن از سد مجلس - اصلا مگر دستور مثلا فیلتر تلگرام را یک قاضی فاسد که خودش هم گیر عدالت افتاد، نداده بود؟
«سهو/گاف» امروزش هم دربارهی اختیارات استانداران است:
چه لزومی دارد این همه از حضرت علی خرج کنی، گاف هم بدهی جناب رئیسجمهوری؟ اسم این دیگر حتی سهو نیست، لقلقهی زبان و فصاحت بیبلاغت است. اینطوری، مشکل خواهیساخت. لطفا کمی آرامتر!
ارادت البته باقی!
🆔@jameeno
🏷 سَهوَت زیاد است؛ کَمَش کن!
هنگامی که محمود احمدینژاد در دوران آتشبهاختیاریاش بهعمد و با مقاصد خاص سیاسی سازمان برنامهوبودجه را منحل کرد و اختیارات آن را به استانداران داد، دل همه هررری ریخت پایین! صدای هرکس که صاحب دومثقال شعور بوروکراتیک بود و حتی ذرهای نگرانی از عاقبت هرجومرج داشت، از این تصمیمش درآمد. اما کسی حریفش نشد؛ چون هم حمایت کل حکومت را پشتش داد و هم بخشهای فلکزدهی بیسواد و ناآگاه جامعه را. آن ناتو و تیمش میدانستند برای آنکه کشور خرتوخر شود، لازم است فلج شود و پس اول باید مغزش را از کار بیندازند و نان خود را در تنور بیحسابوکتابی بپزند... با آسیب بسیار، بالاخره بهخیر(!)گذشت.
حالا آقای پزشکیان هم شروعکرده به زدن حرفهایی که بوی خوبی از آنها به مشام نمیرسد؛ هرچند گویا سهوش خیلی بیشتر از عمدش است و خودش باید بیفتد دنبال خودش و خودش را اصلاح کند. همچون سهروزپیش که گاف داد و گفت برای لغو فیلترینگ لایحه به مجلس خواهد برد، و همینکه آماده شدیم از ایشان بپرسیم «مگر فیلترینگ قانون است که برای لغوش میباید لایحه به مجلس ببری؟»، خودش اصلاحکرد و محکم هم اصلاحکرد تا کاری را که تعهدکرده بکند؛ که حل مسئلهی فیلترینگ فقط یک دستور اداری میخواهد، نه بالاکشیدن از سد مجلس - اصلا مگر دستور مثلا فیلتر تلگرام را یک قاضی فاسد که خودش هم گیر عدالت افتاد، نداده بود؟
«سهو/گاف» امروزش هم دربارهی اختیارات استانداران است:
...روحانیون به من گفتند نظرت دربارهی حکومت پارلمانی چیست؟ گفتم اگر راست میگویید بیایید حکومت اسلامی درستکنید و طبق نامهی حضرت علی(ع) به مالک اشتر عمل کنید. استانداری که حضرت علی انتخاب میکرد اختیار داشت؛ قاضی تعیین میکرد، فرمانده لشکر تعیین میکرد و... اختیار داشت.اگر کفرآمیز نیست بگوییم زمان حضرت علی چیزی به نام تفکیک قوا وجود نداشت و این مقاماتی که فرمودید در جمهوریها وصل به دو قوهی مجزا و در این کشور، مال سه قوهاند و نمیتوانند یکدیگر را تعیین کنند.
چه لزومی دارد این همه از حضرت علی خرج کنی، گاف هم بدهی جناب رئیسجمهوری؟ اسم این دیگر حتی سهو نیست، لقلقهی زبان و فصاحت بیبلاغت است. اینطوری، مشکل خواهیساخت. لطفا کمی آرامتر!
ارادت البته باقی!
🆔@jameeno
👍35👎2
#الف
🏷 حرکت بعدی؟
🖊 شورای سردبیری:
حکومتها معمولا به یکی از این دو وضعیت دچارند: یا میخواهند وضع موجود را حفظ کنند ولی نشاندهند دارند تعییراتی میدهند یا میخواهند وضع موجود را تغییر دهند ولی بهدلایلی تلاش دارند نشاندهند وضع موجود حفظ شده و در بر همان پاشنهی سابق میچرخد!
در ماههای اخیر رفتار متعارض حکومت در ایران این پرسش را پدید آورده که با کدامیک از دو موقعیت روبروییم و بنابراین موضع ما نسبت به آنچه پیش چشم است، چه میباید باشد؟ این سردرگمی حتی در بین اهلدقت و تحلیل سیاسی هم مشاهده میشود. یادداشت اخیر آقای آخوندی که پس از کناررفتن از امور اجرا در سالهای اخیر روی درک اوضاع و راهجویی تمرکز کرده، نمونهای از این سردرگمی است.
واقعش را بخواهیم، همهی حکومتها معمولا مایل به ساماندادن وضعیتشان در جهت مثبتاند و بخشی از این سامانیابی را هم بهبود نظر جامعهشان دربارهی آنها و افزایش سطح رضایت آن میدانند. پرسش بنیادی در اینجا این است که رفتار جمهوریاسلامی در نزدیک به سه ماهه اخیر کدام است؟ میخواهد همین را که هست حفظ کند و روکار بنای خود را خوشگل کند و یا متوجه به فرونشست زمینی که بر آن زعامت بهپاکرده و ترکهای اساسیاش است و میخواهد با تعمیرات اساسی استحکام و پایداری بنا را تضمین کند؟
متن کامل را در instant view بخوانید.
🆔@jameeno
🏷 حرکت بعدی؟
🖊 شورای سردبیری:
حکومتها معمولا به یکی از این دو وضعیت دچارند: یا میخواهند وضع موجود را حفظ کنند ولی نشاندهند دارند تعییراتی میدهند یا میخواهند وضع موجود را تغییر دهند ولی بهدلایلی تلاش دارند نشاندهند وضع موجود حفظ شده و در بر همان پاشنهی سابق میچرخد!
در ماههای اخیر رفتار متعارض حکومت در ایران این پرسش را پدید آورده که با کدامیک از دو موقعیت روبروییم و بنابراین موضع ما نسبت به آنچه پیش چشم است، چه میباید باشد؟ این سردرگمی حتی در بین اهلدقت و تحلیل سیاسی هم مشاهده میشود. یادداشت اخیر آقای آخوندی که پس از کناررفتن از امور اجرا در سالهای اخیر روی درک اوضاع و راهجویی تمرکز کرده، نمونهای از این سردرگمی است.
واقعش را بخواهیم، همهی حکومتها معمولا مایل به ساماندادن وضعیتشان در جهت مثبتاند و بخشی از این سامانیابی را هم بهبود نظر جامعهشان دربارهی آنها و افزایش سطح رضایت آن میدانند. پرسش بنیادی در اینجا این است که رفتار جمهوریاسلامی در نزدیک به سه ماهه اخیر کدام است؟ میخواهد همین را که هست حفظ کند و روکار بنای خود را خوشگل کند و یا متوجه به فرونشست زمینی که بر آن زعامت بهپاکرده و ترکهای اساسیاش است و میخواهد با تعمیرات اساسی استحکام و پایداری بنا را تضمین کند؟
متن کامل را در instant view بخوانید.
🆔@jameeno
Telegraph
حرکت بعدی؟
#الف حکومتها معمولا به یکی از این دو وضعیت دچارند: یا میخواهند وضع موجود را حفظ کنند ولی نشاندهند دارند تعییراتی میدهند یا میخواهند وضع موجود را تغییر دهند ولی بهدلایلی تلاش دارند نشاندهند وضع موجود حفظ شده و در بر همان پاشنهی سابق میچرخد! در ماههای…
👍17
#آخر_هفته
🏷 هکتور هم حسین است، هم عبدالعظیم!
🖊 تحریریه جامعهنو:
تجارتنیوز بهنقلاز سایت اقتصادی معتبر بلومبرگ گزارشی منتشر کردهاست دربارهی حسین شمخانی، پسر بزرگ علی شمخانی، و شرکت کشتیرانی او و برادرش که تاکنون چندینبار به بهانههای مختلف در خبرها مطرح شده، اما گویا ابعاد تجارتش بسیار گستردهتر است. بلومبرگ در گزارشی که در نتیجهی گفتگو با بیش از سینفر از آشنایان به فعالیتهای حسین شمخانی و بررسی چندین سند اختصاصی تنظیم شدهاست، از تبدیلشدن حسین شمخانی به «سلطان معاملات نفت ایران و روسیه» گفته و مینویسد:
🆔@jameeno
🏷 هکتور هم حسین است، هم عبدالعظیم!
🖊 تحریریه جامعهنو:
تجارتنیوز بهنقلاز سایت اقتصادی معتبر بلومبرگ گزارشی منتشر کردهاست دربارهی حسین شمخانی، پسر بزرگ علی شمخانی، و شرکت کشتیرانی او و برادرش که تاکنون چندینبار به بهانههای مختلف در خبرها مطرح شده، اما گویا ابعاد تجارتش بسیار گستردهتر است. بلومبرگ در گزارشی که در نتیجهی گفتگو با بیش از سینفر از آشنایان به فعالیتهای حسین شمخانی و بررسی چندین سند اختصاصی تنظیم شدهاست، از تبدیلشدن حسین شمخانی به «سلطان معاملات نفت ایران و روسیه» گفته و مینویسد:
دوسال پیش که شرکت میلاووس (Milavous Group Ltd) دفتری را در یکی از گرانترین و شیکترین برجهای دوبی اجارهکرد، نامش را کمتر کسی شنیدهبود. اما در عرض چندماه این شرکت به نفوذ گستردهای در بازارهای جهانی انرژی دستیافت. گفته میشود که این شرکت توسط حسین شمخانی، سلطان توزیع نفت جمهوری اسلامی ایران، هدایت میشود.جالباست که مفاد این گزارش بلومبرگ انطباق عجیبی دارد با آنچه در رمان «گروگان» آمده که اتفاقا اخیرا معرفیاش کردهایم. برای سرگرمی آخر هفتهی خوانندگان جامعهنو آن بخش از رمان را که انطباق عجیبی دارد با این ماجرا و نامخانوادگی شریک ایرانی حسین شمخانی هم در آن هست، در instant view میآوریم.
به نقل از بیش از دوازده منبع آگاه حسین شمخانی در سطوح بالای مدیریتی میلاووس قرار دارد و به لطف حضور او این شرکت توانستهاست از فروش نفت و فرآوردههای نفتی ایران و روسیه میلیاردها دلار پول به جیب بزند.
کمتر کسی در دبی و محافل تجارتجهانی از هویت واقعی حسین شمخانی آگاه است و اکثرا او را به نام «هکتور» میشناسند و تعداد کمتری حتی نسبت به نفوذ گسترده او آگاهی دارند. بااینحال چند منبع آگاه از فعالیتهای هکتور به بلومرگ گفتند که او معاملات بخشهای قابلتوجی از نفت ایران و روسیه را در دست دارد.
به گفته منابع مطلع حسین شمخانی حتی اگر بهطور رسمی مالک شرکتها و یا نهادهای شبکه تجاری خود نباشد، در راهاندازی دهها شرکت و یا هدایت فعالیتهای آنها دخیل بوده که برجستهترین آنها میلاووس است. او همچنین کنترل دهها نفتکش را نیز در دست دارد.
🆔@jameeno
Telegraph
بریدهای از رمان «گروگان»
[در این بخش دانیل، شخصیت اصلی قصه، پس از مدتها به ایران بازگشته تا با خانوادهی عمه خود آشنا شود] ...میهمان داشتند، اما نه از خانواده. یک میهمان غریبه، بنابراین خلوت کردهبودند. به نظر میرسید کسی که منتظرش هستند از طایفه آقای مدنی است و فامیل دانیل به حساب…
👍18
#در_کرانه_روز
🏷 «برو توی اتاقت؛ به کاری که میخواهی بکنی فکرکن!»
آقای پزشکیان، جناب حکومت!
حرف را یکبار میزنند؛ ولی برای بازیگوشها باید تکرارش کرد. ما یکماهپیش حرفمان را بههشدار زدیم. یکبار هم پیشترش گفته بودیم. باز تکرارش کنیم؟ بفرمائید:
امروز همه تقریبا همین حرف را میزنند. پژواکش را از دو #دیدگاه_همراهان_جامعه_نو هم بشنوید:
و
رقیب ایدئولوژیک حکومت هم که چراغسبز را برای آشوب روشن کردهاست. شما کوتاهبیا، آقای پزشکیان، جناب حکومت! همه دارند میگویند جراحی را از خودت شروع کن. درست میگویند. چرا نمیروی توی اتاقت کمی فکرکنی؟
🆔@jameeno
🏷 «برو توی اتاقت؛ به کاری که میخواهی بکنی فکرکن!»
آقای پزشکیان، جناب حکومت!
حرف را یکبار میزنند؛ ولی برای بازیگوشها باید تکرارش کرد. ما یکماهپیش حرفمان را بههشدار زدیم. یکبار هم پیشترش گفته بودیم. باز تکرارش کنیم؟ بفرمائید:
...پیشنهاد میکنیم ایندفعه را بیا با ملت معامله کن! وقت بودجهنویسی به همان درصد که بودجهی حوزههای علمیه و تلویزیون ضدملی و مراکز بیخاصیت را کم میکنی، نرخ بنزین را افزایش بده! ما کاری میکنیم صدا از کسی در نیاید و برایت کف هم بزنند.حرف حساب ما که قبلا هم به زبان خوش عرضکردهایم این است که کمکردن کسریها را از دولت شروع کنید. ناتوانی در جلوگیری از تورم دولت و بودجهاش، مادرِ زایندهی همه گرفتاریهای دیگر است. بودجهی دولت را کنترل کنید و بروید به سمت کوچککردن واقعی دولت، روند بهبود اوضاع شروع میشود...
امروز همه تقریبا همین حرف را میزنند. پژواکش را از دو #دیدگاه_همراهان_جامعه_نو هم بشنوید:
امان از دوغ لیلی!
جناب پرزیدنت!
کمکم دارید خیلیخیلی از میز و قلمرو وظایف شخصدوم-مملکت-بودن فاصله میگیرید. حق مردم است که به شما تذکر بدهند مواظب باشید. اطرافتان را بپایید! رفتار احساسی شما، حتا همان احساسات بهظاهر مشروع و مقبول شما، هزینههایی سنگین و کمرشکن به شهروندان تحمیل میکند.
شما سخنگو و مشاور امدادرسان طیفی خاص از ملت ما نیستید! مثلن حزباللهیها و مومنین مسجدندیده و ژندُرُست! حضرتِ شما همچنین انترنِ زبلِ پابهکار جهادی یکواحد اورژانس نیمبند در خانههای بهداشت آبادیهای توسریخورده بینراهی نیستید! شما منتخبِ-از-سرِ-درماندگیِ خاموشان این کشورید!
شما را به چهاردهمعصومِ مظلوم سوگند، از این منشِ تبلیغاتی و هیجانی و ناامیدکنندهی مردم کنار بکشید.
شما را به حضرتعباس سوگند، به کار خود، به وظایف تصریحشده در همین قانوناساسی پیش روی مبارکتان بپردازید.
همینقدر بدانید که برخی منتخبین شما، یکماه نشده، دارند خارج میزنند! با جدیت و بیغیظ، بخواهید اشتباهات انتخاب منسوبینشان را، همینحالا و فیالفور، اصلاحکنند! شُل نیایید!
حالا سرنخ یکنمونه از هیجانِ جمهور تقدیمتان:
بفرمایید مستحضر هستید یکقاچ هندوانه، پای ملت، چقدر آب میخوره؟!
بپرسید: متولی یکقاچ هندونه، یککاسه آش، پلوخورشتخوریهای کیلومتری و ایندست پولپاشی در معابر کیست؟ سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران!
بدنیست از دکتر عباس صالحی بپرسید، از ناصر امانی عضو شورایشهر بپرسید، از وجدان بیدار اطرافیان و مشاوریناعظم بپرسید: یهقاچ هندوانه، یهکاسه آش و یهدهن آواز کوچهباغی و... پای شهروندان مالیاتدهنده، چقدر آب میخورد؟!
و
ناترازی، بیعدالتی، ناآرامی
🖊حسن اسدنیا:
شاید اینروزها لازم باشد، بهسبک مرحوم هاشمیرفسنجانی که کتابهایی دربارهی سالهای سخت کاری خود با عناوین «عبور از بحران» و «پس از بحران» نوشت، یکی از مسئولان حکومت نیز مدتی وقت بگذارد و بهفوریت مشغول نگارش «پیش از بحران» بشود! بههرصورت و با واژهی «ناترازی» که این روزها در سپهر سیاسی کشور بسیار دیده و شنیده میشود، تا اطلاعثانوی کشور محمل بحرانهاست. اما همانطور که همه معترفند و دانا به این امر، این ناترازیها یکشبه و با طلوع آفتاب دولت پزشکیان در مملکت ظاهر نشدهاست. ناترازی در تولید و مصرف برق، بنزین، آب، گاز، واحدهای مسکونی، گوشت، دارو و... نشان از یک وضعیت ناپایدار، نامطمئن و شکننده دارد. ناترازیها علامتی از کجومعوجبودن بودجهبندی دولت نیز هست. مخارج هنگفتی بالغ بر هزارانمیلیاردتومان (همان «همت» معروف!) سالهاست سهم بخشهایی از دولت میشوند که تنها خاصیت آنها داشتن بلندگو و بدون خروجی واقعی و مفید برای کشورند. بهوضوح این مساله یک بی عدالتی بزرگ است که سالهاست در ناترازی بودجه و بدترشدن وضع مخارج و درآمد، نقشی ویژه و عمده دارد و باز هم روشن است که اکثریت مردم از چنین بودجههایی محروم و نابرخوردارند. بنابراین معضل ناترازی و معضل بیعدالتی در بودجهبندی و سهمدادن به نورچشمیها با هم نسبت مستقیم دارند. مسالهی اصلی اینجاست، که دولت در موقعیتی آچمزگونه قرارگرفته، از طرفی بالابردن قیمت بنزین و نزدیککردن آن را به قیمت منطقهای و جهانی زمزمه میکند و از سویی صدای افراد، بهحق بلند شده که اگر اینطور است پس این همه ویژهخواریها از سفرهی ملت چه تکلیفی خواهد داشت؟ این مسالهای است که دولت باید با خود کنار بیاید که بالاخره چه راهحلی برای ضربهنخوردن از هر دو سوی افکار عمومی و هم از گروههای ذینفع و بعضا فاسد، درپیش خواهد گرفت.
رقیب ایدئولوژیک حکومت هم که چراغسبز را برای آشوب روشن کردهاست. شما کوتاهبیا، آقای پزشکیان، جناب حکومت! همه دارند میگویند جراحی را از خودت شروع کن. درست میگویند. چرا نمیروی توی اتاقت کمی فکرکنی؟
🆔@jameeno
Telegram
جامعه نو
#در_کرانه_روز
🏷 آب را صاف کن!
آقای پزشکیان عزیز،
این زمینهچینی برای تداوم کار اشتباه را بگذار یکسال بعد از استقرار؛ دربارهی قیمت بنزین حرف نزن! دربارهی بودجه حرف بزن! دربارهی بودجهی مراکزی حرف بزن که دستمزدِ لعنت فرستادن به آدمهای مثل خودشان را…
🏷 آب را صاف کن!
آقای پزشکیان عزیز،
این زمینهچینی برای تداوم کار اشتباه را بگذار یکسال بعد از استقرار؛ دربارهی قیمت بنزین حرف نزن! دربارهی بودجه حرف بزن! دربارهی بودجهی مراکزی حرف بزن که دستمزدِ لعنت فرستادن به آدمهای مثل خودشان را…
👍16❤1
نشر نی برگزار میکند:
جلسهی نقد و بررسی کتاب
در خدمت و خیانت مترجمان
نوشتهی نیکو سرخوش
با حضور:
اشکان صالحی
پویا رفوئی
نیکو سرخوش
محسن آزموده
زمان: دوشنبه ۱۹ شهریورماه، ساعت ۱۸
مکان: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، پلاک ۲۰، ساختمان نشر نی، طبقهی پنجم
اطلاعات بیشتر در: @neypub
جلسهی نقد و بررسی کتاب
در خدمت و خیانت مترجمان
نوشتهی نیکو سرخوش
با حضور:
اشکان صالحی
پویا رفوئی
نیکو سرخوش
محسن آزموده
زمان: دوشنبه ۱۹ شهریورماه، ساعت ۱۸
مکان: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، پلاک ۲۰، ساختمان نشر نی، طبقهی پنجم
اطلاعات بیشتر در: @neypub
👍5❤1
#در_کرانه_روز
🏷 پرسش جدی از نظام!
یک پرسش سادهی جدی داریم:
مقاماتی که دستهجمعی چندمیلیارد از منبع عمومی به خودشان وام میدهند، فقط استعفایشان کفایت میکند و یا مرتکب جرم هم شدهاند و به دادگاه هم میروند یا فقط جلوی وامشان را میگیرند و میگویند پس بدهند؟
اگر اینطور باشد که پس هرکس هرچه را دستش رسید برمیدارد و اگر فهمیدند پس میدهد، و اگر هم نفهمیدند، به قول قدیمیها «دزد نگرفته پادشاه است»!
واقعا قانون در این مورد چه میگوید؟ نوشتن یکنامه و گرفتن یکامضا غارت را قانونی میکند؟ این فارغالتحصیل دانشگاهِ «وزرا و دیپلماتها» و رفقایش، بهعنوان دزدان سر گردنه البته اینقدر قدر ندارند که به آنها بپردازیم، اما جایی که ایستادهاند برای ایجادکننده پرسشهایی جدی قابلتوجه است.
داستان سیستماتیکنبودن فساد نظام با پاسخندادن به این پرسشهاست که زیر سوال رفتهاست.
🆔@jameeno
🏷 پرسش جدی از نظام!
یک پرسش سادهی جدی داریم:
مقاماتی که دستهجمعی چندمیلیارد از منبع عمومی به خودشان وام میدهند، فقط استعفایشان کفایت میکند و یا مرتکب جرم هم شدهاند و به دادگاه هم میروند یا فقط جلوی وامشان را میگیرند و میگویند پس بدهند؟
اگر اینطور باشد که پس هرکس هرچه را دستش رسید برمیدارد و اگر فهمیدند پس میدهد، و اگر هم نفهمیدند، به قول قدیمیها «دزد نگرفته پادشاه است»!
واقعا قانون در این مورد چه میگوید؟ نوشتن یکنامه و گرفتن یکامضا غارت را قانونی میکند؟ این فارغالتحصیل دانشگاهِ «وزرا و دیپلماتها» و رفقایش، بهعنوان دزدان سر گردنه البته اینقدر قدر ندارند که به آنها بپردازیم، اما جایی که ایستادهاند برای ایجادکننده پرسشهایی جدی قابلتوجه است.
داستان سیستماتیکنبودن فساد نظام با پاسخندادن به این پرسشهاست که زیر سوال رفتهاست.
🆔@jameeno
👍37❤1
#الف
🏷 برگرد؟
🖊 شورای سردبیری:
در اواخر دههیچهل قرن میلادی پیش، نیروهای چینی تحت فرماندهی چیانگکایچک، رئیسجمهوری چین، از کمونیستهای چین شکستخوردند و زیر حمایت نیروهای آمریکا به جزیرهی کوچک فرمز عقب نشستند؛ جایی که امروز به آن تایوان میگویند. حکومت موقتی تشکیلدادند و اوضاع طوریشد که چین بزرگ نتوانست آن جزیرهی کوچک را پس بگیرد. درواقع چین مسلح به سلاح اتمی طی هفتادسال گذشته نتوانست خاک خود را پس بگیرد و ایجاد یک کشور را در آن مانع شود.
برای آنکه درک کنید نه چیانگکایچک، بلکه چین مائویی در آن جنگ شکست سخت خوردهاست، میتوانید فرض کنید یکروز یک گروهان نظامی ایرانی شورشکنان به جزیرهی ابوموسی برود و آن را یک کشور اعلام کند، اما حکومتی که در تهران بر ایران حکمرانی میکند، حتی با بدستآوردن بمب اتمی نتواند آنها را بیرون کند و ابوموسی را پس بگیرد. داستان شکست چین به همین نسبت است.
چرا چنین شد؟ خیلی ساده: بهخاطر شرایط بیرون از چین و جایگاه آن در جهان خارج! میخواست این کار را بکند و تفنگ و نفر کافی هم داشت، اما توان غلبه بر نیروهای بیرون از دعوای داخلی خودش، اما موثر بر آن دعوا، را نداشت. هنوز هم ندارد. ابرقدرت اقتصادی دوم جهان که در حال گرفتن جای ایالاتمتحد است نتوانست ارادهی خود را برای پسگرفتن جزیرهاش اعمال کند. قدرت موجود در کف کشورها مهم نیست؛ مهم قدرت نیروهایی است که آنها را احاطه کردهاند!
داستان کریدور زنگزو برای ایران، نه شکل، اما همان ماهیت داستان چین را دارد و اثباتکننده آن اصلی است که گفتیم: پشت داستان گرفتن بخشی از خاک ارمنستان برای بازکردن راه ترکیهی توسعهطلب که به از بین رفتن مرز استراتژیک ایران با ارمنستان میانجامد، مسئلهی بههمخوردن موازنه قدرت است. تعادل قدرت بهضرر ایران بههمخورده و آنکه قدرت (مجموعهی توان نظامی و اقتصادی و نفوذ و ارتباطات بینالمللی) بیشتری دارد، تعیینکننده است. روسیه به عنوان رئیس و سرکردهی منطقه بهطرف آذربایجان چرخیده، ترکیه هم با چشمان حریص و دست گشاده داخل منازعه است و ارمنستان شکستخورده و ضعیف مجبور است خاک خود را واگذارکند. ایران؟ حکومت فقط به نالیدن اکتفا خواهد کرد؛ هر چند قبلا دربارهی مقابله با تغییری که در پیش است مانور نظامی هم برگزار کردهاست. قبلا رجزخوانان در دو کشور همسایه، پادویی توسعهطلبی آمریکا را کردهایم، اینبار نوبت روسیه است که ارادهی خود را بر ما تحمیل کند. علت همهی اینها نشناختن جای خود در جهان، دادن قول تغییر جهان و سپس شکستخوردن است. داستان ارمنستان همچونان داستانهای پیشین به پایان خواهد رسید.
حکومت و دولت ایران بهجای تلاش برای عوضکردن جهان باید خودش را عوض کند و عوضکردن خودش، یعنی برگرداندن همهچیز به داخل و نگاه به مشکلات خودش بهعنوان یک حکومت مسئول در برابر ملت. ما هرقدر قوی و محبوب و موشکساز باشیم، نه میتوانیم مسئله فلسطین را حل کنیم، نه دربارهی یکمتر آنطرف خطمرزی خودمان با ارمنستان تصمیم بگیریم یا عمل کنیم، نه رژیم بحرین را عوض کنیم، نه مردم عربستان و تایلند و بولیوی را هدایت کنیم، نه طالبان آمریکایی را از افغانستان برانیم، نه اندکی بر سرنوشت سیاست در ونزوئلا تاثیر گذاریم، نه نظامی را که آمریکا برای عراق طراحی کرده بهنفع خودمان دستکاری کنیم. شعارهای حسینیهکردن فلانجا و نمازخواندن در بهمانجا بماند؛ چون الان هم دستمایه لطیفه شدهاست. حکومت ایران هرکس باشد و هردینی داشته باشد یا اصلا بیدین باشد، پادشاهی، ولایتی، یا جمهوری لیبرالدموکراتیک باشد، فرقی نمیکند. «میباید» سرش را بیندازد پایین و برگردد داخل، تا بتواند از خود و منافعش دفاع کند، دیپلماسی بورزد، با دنیا تجارت کند و بر این متمرکز باشد که روی ریل توسعه برگردد. جامعهای که طبقهی متوسط آن درحال از بین رفتن است، هرچه هست، درحال توسعه نیست! به طریق اولی اعتبار بینالمللیاش هم نابود میشود.
نظام تظاهر میکند که هرچه ندارد، لااقل یک استراتژی دفاع از امنیتملی دارد. اما این هم دروغ است. ایران نه متحد استراتژیک دارد، نه متحد تاکتیکی، نه دوست واقعی و نه حتی طرف معاملهای که احتیاج متقابلْ او را تاحدی به ایران متعهد کند: گوسفندی با پوست شیر در میان گرگها و شغالها! خیال میکند از او میترسند، اما دارند میکشندش به کوچهی خلوت!
استرتژی امنیتملی ما (که قبلا دربارهاش بسیار گفتهایم) بهدلیل بنیانهای پوسیدهی ایدئولوژیکش، غلط است. بااینحال حکومت پایههای زیست ملی ایران را هم کلا بر دوش همین استراتژی گذاشتهاست. همهی گرفتاریهای دیگر ناشی از آن است. باید رهایش کنیم. برای نظام هزینه دارد؛ ولی باید رهایش کنیم. ناتوانی درمورد دالان زنگزور در خاک ارمنستان که هیچ، ما حتی نتوانستیم دالان ترانزیت از کشور را هم حفظ کنیم و آن را به دیگران واگذاشتیم!
🆔@jameeno
🏷 برگرد؟
🖊 شورای سردبیری:
در اواخر دههیچهل قرن میلادی پیش، نیروهای چینی تحت فرماندهی چیانگکایچک، رئیسجمهوری چین، از کمونیستهای چین شکستخوردند و زیر حمایت نیروهای آمریکا به جزیرهی کوچک فرمز عقب نشستند؛ جایی که امروز به آن تایوان میگویند. حکومت موقتی تشکیلدادند و اوضاع طوریشد که چین بزرگ نتوانست آن جزیرهی کوچک را پس بگیرد. درواقع چین مسلح به سلاح اتمی طی هفتادسال گذشته نتوانست خاک خود را پس بگیرد و ایجاد یک کشور را در آن مانع شود.
برای آنکه درک کنید نه چیانگکایچک، بلکه چین مائویی در آن جنگ شکست سخت خوردهاست، میتوانید فرض کنید یکروز یک گروهان نظامی ایرانی شورشکنان به جزیرهی ابوموسی برود و آن را یک کشور اعلام کند، اما حکومتی که در تهران بر ایران حکمرانی میکند، حتی با بدستآوردن بمب اتمی نتواند آنها را بیرون کند و ابوموسی را پس بگیرد. داستان شکست چین به همین نسبت است.
چرا چنین شد؟ خیلی ساده: بهخاطر شرایط بیرون از چین و جایگاه آن در جهان خارج! میخواست این کار را بکند و تفنگ و نفر کافی هم داشت، اما توان غلبه بر نیروهای بیرون از دعوای داخلی خودش، اما موثر بر آن دعوا، را نداشت. هنوز هم ندارد. ابرقدرت اقتصادی دوم جهان که در حال گرفتن جای ایالاتمتحد است نتوانست ارادهی خود را برای پسگرفتن جزیرهاش اعمال کند. قدرت موجود در کف کشورها مهم نیست؛ مهم قدرت نیروهایی است که آنها را احاطه کردهاند!
داستان کریدور زنگزو برای ایران، نه شکل، اما همان ماهیت داستان چین را دارد و اثباتکننده آن اصلی است که گفتیم: پشت داستان گرفتن بخشی از خاک ارمنستان برای بازکردن راه ترکیهی توسعهطلب که به از بین رفتن مرز استراتژیک ایران با ارمنستان میانجامد، مسئلهی بههمخوردن موازنه قدرت است. تعادل قدرت بهضرر ایران بههمخورده و آنکه قدرت (مجموعهی توان نظامی و اقتصادی و نفوذ و ارتباطات بینالمللی) بیشتری دارد، تعیینکننده است. روسیه به عنوان رئیس و سرکردهی منطقه بهطرف آذربایجان چرخیده، ترکیه هم با چشمان حریص و دست گشاده داخل منازعه است و ارمنستان شکستخورده و ضعیف مجبور است خاک خود را واگذارکند. ایران؟ حکومت فقط به نالیدن اکتفا خواهد کرد؛ هر چند قبلا دربارهی مقابله با تغییری که در پیش است مانور نظامی هم برگزار کردهاست. قبلا رجزخوانان در دو کشور همسایه، پادویی توسعهطلبی آمریکا را کردهایم، اینبار نوبت روسیه است که ارادهی خود را بر ما تحمیل کند. علت همهی اینها نشناختن جای خود در جهان، دادن قول تغییر جهان و سپس شکستخوردن است. داستان ارمنستان همچونان داستانهای پیشین به پایان خواهد رسید.
حکومت و دولت ایران بهجای تلاش برای عوضکردن جهان باید خودش را عوض کند و عوضکردن خودش، یعنی برگرداندن همهچیز به داخل و نگاه به مشکلات خودش بهعنوان یک حکومت مسئول در برابر ملت. ما هرقدر قوی و محبوب و موشکساز باشیم، نه میتوانیم مسئله فلسطین را حل کنیم، نه دربارهی یکمتر آنطرف خطمرزی خودمان با ارمنستان تصمیم بگیریم یا عمل کنیم، نه رژیم بحرین را عوض کنیم، نه مردم عربستان و تایلند و بولیوی را هدایت کنیم، نه طالبان آمریکایی را از افغانستان برانیم، نه اندکی بر سرنوشت سیاست در ونزوئلا تاثیر گذاریم، نه نظامی را که آمریکا برای عراق طراحی کرده بهنفع خودمان دستکاری کنیم. شعارهای حسینیهکردن فلانجا و نمازخواندن در بهمانجا بماند؛ چون الان هم دستمایه لطیفه شدهاست. حکومت ایران هرکس باشد و هردینی داشته باشد یا اصلا بیدین باشد، پادشاهی، ولایتی، یا جمهوری لیبرالدموکراتیک باشد، فرقی نمیکند. «میباید» سرش را بیندازد پایین و برگردد داخل، تا بتواند از خود و منافعش دفاع کند، دیپلماسی بورزد، با دنیا تجارت کند و بر این متمرکز باشد که روی ریل توسعه برگردد. جامعهای که طبقهی متوسط آن درحال از بین رفتن است، هرچه هست، درحال توسعه نیست! به طریق اولی اعتبار بینالمللیاش هم نابود میشود.
نظام تظاهر میکند که هرچه ندارد، لااقل یک استراتژی دفاع از امنیتملی دارد. اما این هم دروغ است. ایران نه متحد استراتژیک دارد، نه متحد تاکتیکی، نه دوست واقعی و نه حتی طرف معاملهای که احتیاج متقابلْ او را تاحدی به ایران متعهد کند: گوسفندی با پوست شیر در میان گرگها و شغالها! خیال میکند از او میترسند، اما دارند میکشندش به کوچهی خلوت!
استرتژی امنیتملی ما (که قبلا دربارهاش بسیار گفتهایم) بهدلیل بنیانهای پوسیدهی ایدئولوژیکش، غلط است. بااینحال حکومت پایههای زیست ملی ایران را هم کلا بر دوش همین استراتژی گذاشتهاست. همهی گرفتاریهای دیگر ناشی از آن است. باید رهایش کنیم. برای نظام هزینه دارد؛ ولی باید رهایش کنیم. ناتوانی درمورد دالان زنگزور در خاک ارمنستان که هیچ، ما حتی نتوانستیم دالان ترانزیت از کشور را هم حفظ کنیم و آن را به دیگران واگذاشتیم!
🆔@jameeno
👍46❤3😭3👎2🤯1
#در_کرانه_روز
🏷 با افغانها بیمروت نباشید!
مردم ایران نمیباید افراطی را که در زمان دولت پیش درمورد حضور افغانها در ایران صورت گرفت با تفریط جبران کنند. تبلیغات امروز علیه آنها همراه با بیمسئولیتی و ناجوانمردانه است.
افغانهایی که ما در طول سالیان دیدهایم از روز رسیدن به ایران مشغول کار بودهاند و تا روز پیش از رفتن هم کار میکردهاند. آنها معمولا نگهبانی شبانه را هم بهعلت اسکان در محلکار بهعهدهدارند و از کارفرما هم مهری نمیبینند. افرادی غالبا تودار و گریزان از محلهای شلوغاند.
اگر کسی را میبینید که بیکار و درحال گردش در خیابان و پارک است، لابد از جایی حقوق میگیرد؛ یا از سازمانهایی در دل حکومت ایران و یا از طالبان. اینگونه افراد را میشود بهصورت فلهای دستگیر و رد مرز کرد؛ اما میباید مواظب بود از افغانان کارگر که همراه با خانواده در ایران به سر میبرند در میان آنها نباشد. نمیباید خانوادهی آنها دچار گرفتاری و بیسرپرستی شود. حکم انسانیت جز این است؟
ما قرار است کشور خود را امن کنیم. کار خوبی است و میباید بهدقت و پیگیرانه ادامه یابد. ولی نمیباید همراه با ستم به انسانهایی از هر ملیتی باشد. این تبلیغات وسیع و نعرههای برخی افراد ناآگاه دربارهی افغانها نمیباید ادامه پیدا کند. اگر قرار است به دلایل امنیتی (عمدتا خوف از جنایتپیشگی طالبان و داعش) به کشور خود برگردند، میباید با آرامش، رفتار متین و حفظ شان آنان باشد.
🆔@jameeno
🏷 با افغانها بیمروت نباشید!
مردم ایران نمیباید افراطی را که در زمان دولت پیش درمورد حضور افغانها در ایران صورت گرفت با تفریط جبران کنند. تبلیغات امروز علیه آنها همراه با بیمسئولیتی و ناجوانمردانه است.
افغانهایی که ما در طول سالیان دیدهایم از روز رسیدن به ایران مشغول کار بودهاند و تا روز پیش از رفتن هم کار میکردهاند. آنها معمولا نگهبانی شبانه را هم بهعلت اسکان در محلکار بهعهدهدارند و از کارفرما هم مهری نمیبینند. افرادی غالبا تودار و گریزان از محلهای شلوغاند.
اگر کسی را میبینید که بیکار و درحال گردش در خیابان و پارک است، لابد از جایی حقوق میگیرد؛ یا از سازمانهایی در دل حکومت ایران و یا از طالبان. اینگونه افراد را میشود بهصورت فلهای دستگیر و رد مرز کرد؛ اما میباید مواظب بود از افغانان کارگر که همراه با خانواده در ایران به سر میبرند در میان آنها نباشد. نمیباید خانوادهی آنها دچار گرفتاری و بیسرپرستی شود. حکم انسانیت جز این است؟
ما قرار است کشور خود را امن کنیم. کار خوبی است و میباید بهدقت و پیگیرانه ادامه یابد. ولی نمیباید همراه با ستم به انسانهایی از هر ملیتی باشد. این تبلیغات وسیع و نعرههای برخی افراد ناآگاه دربارهی افغانها نمیباید ادامه پیدا کند. اگر قرار است به دلایل امنیتی (عمدتا خوف از جنایتپیشگی طالبان و داعش) به کشور خود برگردند، میباید با آرامش، رفتار متین و حفظ شان آنان باشد.
🆔@jameeno
👍41👎12❤2👏2
#الف
🏷 آیا پزشکیان متوهم است؟
🖊 تحریریه جامعهنو:
اخیرا آقایرئیسجمهوری حرفی تازه دربارهی ساخت مدارس در مناطق فاقد مدرسه داشتهاند که باید اندکی در آن تامل کرد. ایشان گفتهاست:
ساعاتی پساز این فرمایش آن را در یک توئیت تکرار کردند که نشانداد سهوی در بیان وجود نداشتهاست و باورشان این است که امروز هم میتوانیم مثل سی-چهلسالپیش آدمها را بیاوریم و -با نام بسیج یا هرنام دیگر- بگوییم «بسمالله؛ مدرسه میخواهی پاچه بالابزن و گل لگدکن!». در مورد این تصور میتوان اندکی مداقهکرد:
سهم دستمزد نیرویکار شهری در هزینهی ساختوساز (بدون محاسبه قیمت زمین) 23 درصد است. این رقم با دورشدن از شهرهای بزرگ کمتر میشود؛ زیرا در مناطق محروم فاقد مدرسه دستمزدها بهشدت کم است و از سوی دیگر هزینهی حمل مصالح افزایش مییابد. رقمی در اینمورد وجود ندارد؛ ولی اجمالا میتوان گفت هزینهی نیروی انسانی برای ساخت مدارس موردنظر آقایرئیسجمهوری احتمالا حدود دهدرصد کل هزینه است. نتیجه آنکه مشکل ساخت آن مدارس چیزی نیست که با بسیج و نیرویکار رایگان حلشود. اینکه ما در این مناطق مدرسه نداریم بیشتر بهخاطر نداشتن پول خرید مصالح است و اگر مردم خشمگیناند و عکس مدارس کپری و زیردرختی را میگیرند و به صورت حکومت میکوبند، بهخاطر آن است که میدانند فقط تا اول سال 1387 ایران 157 مدرسه برای لبنان (غیراز مراکز درمانی، جاده و...)راهانداختهاست (آمار بعد از آن سال پنهان است!).
مشکل حکومت در اینمورد نداشتن کارگر ساختمانی نیست. از این گذشته، دولتهایی که با مشکل بیکاری روبرویند بودجهی ساختوساز را زیاد میکنند؛ چون پربازدهترین بخش برای ایجاد شغل است و بخش ساختمان را موتور محرک تولیدات کارخانهای هم میخوانند. البته که نمیخواهیم بگوییم مردم را در کمک به ساخت مدرسه برای کودکانشان به کار داوطلبانه نگیر. کار خوبی است؛ ولی نبود کارگر داوطلب و رایگان مشکل ساخت مدرسه در مناطق محروم نیست.
نکتهی دیگر، گفتن این حرف در جایی بسیار طعنهبرانگیز است: قرارگاه خاتمالانبیاء. بزرگترین پیمانکار ایران. یک هولدینگ غولآسا که سال 90 اعلامکرد خودش را در پروژههای کمتر از 100 میلیارد تومان درگیر نمیکند (سال 90 این مبلغ خیلی هم قلنبه بود). اگر در روستایی در عمق بیابانها به مردم آنجا میگفتند «برایتان مصالح میفرستم خودتان ساختمان مدرسهتان را بسازید»، شاید اینقدر بعید و غریب از کار در نمیآمد.
نکته دیگر آنکه رئیسجمهوری از فرط نیکویی اخلاق و شفافی دل، خاطرهی ایثارگریهای دوران جنگ و دولت مهندس موسوی را به فراموشی نسپرده و فکر میکند بهخاطر گلجمال او که معصوم و بیشیلهپیله است، بسیجیها حاضر میشوند به آندوران برگردند و در راه خدمت به کشور کار کنند. متاسفانه چنین نیست. همانقدر که مداحان امروز با صادق آهنگرانِ آن دوران تفاوت دارند، همانقدر هم بسیجیهای امروز با مسعود پزشکیان بسیجی تفاوت دارند. دوران کنونی دوران حاجمحمود کریمی است، نه حاجداوود کریمی! بسیجی قرنپانزدهمی پیرمردی است برای تدارک مراسمات(!) متعدد حکومت و جوانی که کار برجستهاش حمله به دانشگاه و رفتن زیارت مجانی و گرفتن امتیاز قبولی دانشگاه است و حکومت را تهدید میکند که چون پزشکیان را ترجیحداده، دفعهی بعدی برای کتکزدن مردم به خیابان نمیآید.
عجیب است که رئیسجمهوری کشور متوجه تفاوت زمانه و عوضشدن آدمها نشود. زمان مهندسموسوی کارمند وزرت بازرگانی 35هزاردلار از منابع در اختیارش را کش رفت، ما یکماه دربارهی اینکه چه شده که چنین شده مطلب تحلیلی مینوشتیم. آن تولهکفتار 35هزاردلاری، حالا گرگْساداتینژاد 3/5میلیارددلاری شده: هزارانبرابر تکثیر شدهاند و بخشی از «فساد سیستمیک»اند. آنوقت آقایپزشکیان دنبال کسانی از آنان برای ساخت مدرسه در بیابانهای بلوچستان است؟ اصلا فرضکنیم چنین بسیجیان پاکدلی باشند که بروند برای ساخت مدرسه. آنها از شما نمیپرسند چرا من باید رایگان عملگیکنم و کارمندان دولت به خودشان وام چندمیلیاردتومانی بدهند؟
اگر حرف را تکرار نکردهبود به حساب هیجانی سخن گفتن میگذاشتیم. ولی حالا دیگر نمیشود. سال دیگر در مهرماه با انتشار صدها عکس از مدارس کپری میپرسند چه وعدهای دادهبودی آقایرئیسجمهوری؟ آنوقت چه خواهد گفت آقایپزشکیان؟
آرزوی صمیمانه داریم که بدبینی ما غلط و وعدهی رئیسجمهوری محبوبمان صادق از کار درآید.
🆔@jameeno
🏷 آیا پزشکیان متوهم است؟
🖊 تحریریه جامعهنو:
اخیرا آقایرئیسجمهوری حرفی تازه دربارهی ساخت مدارس در مناطق فاقد مدرسه داشتهاند که باید اندکی در آن تامل کرد. ایشان گفتهاست:
با بچههای بسیج برای ساخت مدارس باید جلسه بگذاریم. در تبریز در عرض شش ماه 600 خانهی بهداشت با مشارکت مردم ساختهشد و ما فقط مصالح میدادیم. اگر جلسه بگذاریم، مشکل کمبود مدرسه در مناطق محروم را یکساله تمام میکنیم. لازم نیست پیمانکار باشد، با کمک مردم همان مناطقی که مدرسه نیاز دارند کل مشکلات کمبود مدرسه را یکساله مرتفع میکنیم.
ساعاتی پساز این فرمایش آن را در یک توئیت تکرار کردند که نشانداد سهوی در بیان وجود نداشتهاست و باورشان این است که امروز هم میتوانیم مثل سی-چهلسالپیش آدمها را بیاوریم و -با نام بسیج یا هرنام دیگر- بگوییم «بسمالله؛ مدرسه میخواهی پاچه بالابزن و گل لگدکن!». در مورد این تصور میتوان اندکی مداقهکرد:
سهم دستمزد نیرویکار شهری در هزینهی ساختوساز (بدون محاسبه قیمت زمین) 23 درصد است. این رقم با دورشدن از شهرهای بزرگ کمتر میشود؛ زیرا در مناطق محروم فاقد مدرسه دستمزدها بهشدت کم است و از سوی دیگر هزینهی حمل مصالح افزایش مییابد. رقمی در اینمورد وجود ندارد؛ ولی اجمالا میتوان گفت هزینهی نیروی انسانی برای ساخت مدارس موردنظر آقایرئیسجمهوری احتمالا حدود دهدرصد کل هزینه است. نتیجه آنکه مشکل ساخت آن مدارس چیزی نیست که با بسیج و نیرویکار رایگان حلشود. اینکه ما در این مناطق مدرسه نداریم بیشتر بهخاطر نداشتن پول خرید مصالح است و اگر مردم خشمگیناند و عکس مدارس کپری و زیردرختی را میگیرند و به صورت حکومت میکوبند، بهخاطر آن است که میدانند فقط تا اول سال 1387 ایران 157 مدرسه برای لبنان (غیراز مراکز درمانی، جاده و...)راهانداختهاست (آمار بعد از آن سال پنهان است!).
مشکل حکومت در اینمورد نداشتن کارگر ساختمانی نیست. از این گذشته، دولتهایی که با مشکل بیکاری روبرویند بودجهی ساختوساز را زیاد میکنند؛ چون پربازدهترین بخش برای ایجاد شغل است و بخش ساختمان را موتور محرک تولیدات کارخانهای هم میخوانند. البته که نمیخواهیم بگوییم مردم را در کمک به ساخت مدرسه برای کودکانشان به کار داوطلبانه نگیر. کار خوبی است؛ ولی نبود کارگر داوطلب و رایگان مشکل ساخت مدرسه در مناطق محروم نیست.
نکتهی دیگر، گفتن این حرف در جایی بسیار طعنهبرانگیز است: قرارگاه خاتمالانبیاء. بزرگترین پیمانکار ایران. یک هولدینگ غولآسا که سال 90 اعلامکرد خودش را در پروژههای کمتر از 100 میلیارد تومان درگیر نمیکند (سال 90 این مبلغ خیلی هم قلنبه بود). اگر در روستایی در عمق بیابانها به مردم آنجا میگفتند «برایتان مصالح میفرستم خودتان ساختمان مدرسهتان را بسازید»، شاید اینقدر بعید و غریب از کار در نمیآمد.
نکته دیگر آنکه رئیسجمهوری از فرط نیکویی اخلاق و شفافی دل، خاطرهی ایثارگریهای دوران جنگ و دولت مهندس موسوی را به فراموشی نسپرده و فکر میکند بهخاطر گلجمال او که معصوم و بیشیلهپیله است، بسیجیها حاضر میشوند به آندوران برگردند و در راه خدمت به کشور کار کنند. متاسفانه چنین نیست. همانقدر که مداحان امروز با صادق آهنگرانِ آن دوران تفاوت دارند، همانقدر هم بسیجیهای امروز با مسعود پزشکیان بسیجی تفاوت دارند. دوران کنونی دوران حاجمحمود کریمی است، نه حاجداوود کریمی! بسیجی قرنپانزدهمی پیرمردی است برای تدارک مراسمات(!) متعدد حکومت و جوانی که کار برجستهاش حمله به دانشگاه و رفتن زیارت مجانی و گرفتن امتیاز قبولی دانشگاه است و حکومت را تهدید میکند که چون پزشکیان را ترجیحداده، دفعهی بعدی برای کتکزدن مردم به خیابان نمیآید.
عجیب است که رئیسجمهوری کشور متوجه تفاوت زمانه و عوضشدن آدمها نشود. زمان مهندسموسوی کارمند وزرت بازرگانی 35هزاردلار از منابع در اختیارش را کش رفت، ما یکماه دربارهی اینکه چه شده که چنین شده مطلب تحلیلی مینوشتیم. آن تولهکفتار 35هزاردلاری، حالا گرگْساداتینژاد 3/5میلیارددلاری شده: هزارانبرابر تکثیر شدهاند و بخشی از «فساد سیستمیک»اند. آنوقت آقایپزشکیان دنبال کسانی از آنان برای ساخت مدرسه در بیابانهای بلوچستان است؟ اصلا فرضکنیم چنین بسیجیان پاکدلی باشند که بروند برای ساخت مدرسه. آنها از شما نمیپرسند چرا من باید رایگان عملگیکنم و کارمندان دولت به خودشان وام چندمیلیاردتومانی بدهند؟
اگر حرف را تکرار نکردهبود به حساب هیجانی سخن گفتن میگذاشتیم. ولی حالا دیگر نمیشود. سال دیگر در مهرماه با انتشار صدها عکس از مدارس کپری میپرسند چه وعدهای دادهبودی آقایرئیسجمهوری؟ آنوقت چه خواهد گفت آقایپزشکیان؟
آرزوی صمیمانه داریم که بدبینی ما غلط و وعدهی رئیسجمهوری محبوبمان صادق از کار درآید.
🆔@jameeno
👍31❤5👏1
#معرفی_مجله 🗞
شمس لنگرودی، لیلی گلستان و پنجاه سالگی انجمن حکمت و فلسفه در «تجربه» شهریور
شمارهی سی و سوم دورهی جدید مجلهی «تجربه» با گفتوگویی تفصیلی با محمد شمس لنگرودی، نگاهی به کارنامهی دولت ابراهیم رییسی در حوزه سینما با عنوان اصلی «آمدند، ویران کردند، رفتند»، گفتوگو با لیلی گلستان دربارهی 35 سال گالریداری و صفحاتی دربارهی پنجاه سالگی انجمن حکمت و فلسفه ایران منتشر شد.
مدیرمسئول تجربه کتایون بناساز است و پژمان موسوی سردبیری آن را بر عهده دارد. سما بابایی هم دبیرتحریریهی «تجربه» است. عکس جلد از بابک جوادزاده است.
فهرست آنچه را که در این شماره خواهید خواند، در instant view ببینید
شمس لنگرودی، لیلی گلستان و پنجاه سالگی انجمن حکمت و فلسفه در «تجربه» شهریور
شمارهی سی و سوم دورهی جدید مجلهی «تجربه» با گفتوگویی تفصیلی با محمد شمس لنگرودی، نگاهی به کارنامهی دولت ابراهیم رییسی در حوزه سینما با عنوان اصلی «آمدند، ویران کردند، رفتند»، گفتوگو با لیلی گلستان دربارهی 35 سال گالریداری و صفحاتی دربارهی پنجاه سالگی انجمن حکمت و فلسفه ایران منتشر شد.
مدیرمسئول تجربه کتایون بناساز است و پژمان موسوی سردبیری آن را بر عهده دارد. سما بابایی هم دبیرتحریریهی «تجربه» است. عکس جلد از بابک جوادزاده است.
فهرست آنچه را که در این شماره خواهید خواند، در instant view ببینید
👍6❤1👏1
#در_کرانه_روز
🏷 دستور خوب رسیده، ما لغوش نکنیم!
جامعهنو دنبال نشانهی تائید این خبر بود که مسئلهی رفع مزاحمت حکومتی بهخاطر پوشش زنان در خیابان به جای خوبی رسیده است. یک خبر علنی باید خبر موثق ما را از جنبه اخبار پشتپرده خارج و به خبر صدور دستور قطعی تبدیل میکرد. حالا حرف دادستان کل کشور برایمان کافی است که «برخورد فیزیکی با بدحجابان در خیابان توجیه قانونی ندارد».
حجتالاسلاموالمسلمین محمد موحدیآزاد گفتهاست:
در دستور دوقید هست:
- فعلا تشکیلاتی برای این موضوع با یک نام مناسبی مطرح باشد
- با «برهنگی» برخورد منطقی معمول صورتگیرد.
چند نکته هم در کنار خبری که دادیم هست:
- این دستور حکومت برای مسئلهی پوشش سر هست.
- خطاست اگر کسی بخواهد با شیطنت و میزانی از برهنگی ناهمخوان با پوشش عرفی معمول جامعهی ما آن را به چالش بکشد و یا میزان ارادهی حکومت را آزمایش کند. آن نیروی شیطانی هم که با آتشزدن پمپبنزین تحرکات اعتراضی مسالمتآميز را برهممیزند، بعید نیست اینبار هم با هنجارشکنی و برهنهنمایی به واسطهی یک ناعاقل اقشاری را علیه این تصمیم عاقلانه تحریک کند.
- احتمال مشاهدهی عملیات نمایشی برای منتفیکردن تصمیم و اراده عاقلانهی حکومت هست. بهویژه افرادی مثل زاکانی و یا تشکیلات پایداری ممکن است نمایش برخورد فیزیکی با دختران پدید بیاورند و تصمیم حکومت را لکهدار و لق کنند. آنها میخواهند همهی بازیهای عاقلانه را با خباثت به هم بزنند.
- فراهمنکردن زمینهی خباثت مخالفان حلمسئله، بهعهدهی هوشیاری جوانان ما است. هرکس میتواند بهطریقی با جوانان و نوجوانان صحبت کند که راه حفظ این دستاورد رفتار هوشمندانه و بهقاعده است. باید به همه بگوییم داستان حجاب فردی به یک موضوع سیاسی تبدیل شدهبود ، پس عبور از آن به کیاست و رفتار سیاسی هوشمندانه نیاز دارد. حالا توپ در زمین جامعه هست که اجزایش تاچهحد خردمندانه و با کیاست رفتار کند.
🆔@jameeno
🏷 دستور خوب رسیده، ما لغوش نکنیم!
جامعهنو دنبال نشانهی تائید این خبر بود که مسئلهی رفع مزاحمت حکومتی بهخاطر پوشش زنان در خیابان به جای خوبی رسیده است. یک خبر علنی باید خبر موثق ما را از جنبه اخبار پشتپرده خارج و به خبر صدور دستور قطعی تبدیل میکرد. حالا حرف دادستان کل کشور برایمان کافی است که «برخورد فیزیکی با بدحجابان در خیابان توجیه قانونی ندارد».
حجتالاسلاموالمسلمین محمد موحدیآزاد گفتهاست:
اقدامات زیادی در خصوص بیحجابی یا بدحجابی انجام شده اما باز هم هست و تعطیل نشده است...مکررا گفتیم بحث اقدام قضایی، پایان خط است و ابتدا باید از طریق ارشاد و نهی از منکر اقدام شود...کسی حق ندارد در خیابان با کسی برخورد فیزیکی داشته باشد...کسی حق ندارد ولو فردی مرتکب جرم میشود در خیابان برخورد ناشایست داشته باشد.حالا میتوانیم به شما خبردهیم پزشکیان توانستهاست مشکل را در تعامل هوشمندانهاش با حکومت حلکند و به صدور این دستور برسد که کسی در خیابان با دختران کاری نداشتهباشد و بازداشت به خاطر عدم پوشش موی سر منتفی است.
در دستور دوقید هست:
- فعلا تشکیلاتی برای این موضوع با یک نام مناسبی مطرح باشد
- با «برهنگی» برخورد منطقی معمول صورتگیرد.
چند نکته هم در کنار خبری که دادیم هست:
- این دستور حکومت برای مسئلهی پوشش سر هست.
- خطاست اگر کسی بخواهد با شیطنت و میزانی از برهنگی ناهمخوان با پوشش عرفی معمول جامعهی ما آن را به چالش بکشد و یا میزان ارادهی حکومت را آزمایش کند. آن نیروی شیطانی هم که با آتشزدن پمپبنزین تحرکات اعتراضی مسالمتآميز را برهممیزند، بعید نیست اینبار هم با هنجارشکنی و برهنهنمایی به واسطهی یک ناعاقل اقشاری را علیه این تصمیم عاقلانه تحریک کند.
- احتمال مشاهدهی عملیات نمایشی برای منتفیکردن تصمیم و اراده عاقلانهی حکومت هست. بهویژه افرادی مثل زاکانی و یا تشکیلات پایداری ممکن است نمایش برخورد فیزیکی با دختران پدید بیاورند و تصمیم حکومت را لکهدار و لق کنند. آنها میخواهند همهی بازیهای عاقلانه را با خباثت به هم بزنند.
- فراهمنکردن زمینهی خباثت مخالفان حلمسئله، بهعهدهی هوشیاری جوانان ما است. هرکس میتواند بهطریقی با جوانان و نوجوانان صحبت کند که راه حفظ این دستاورد رفتار هوشمندانه و بهقاعده است. باید به همه بگوییم داستان حجاب فردی به یک موضوع سیاسی تبدیل شدهبود ، پس عبور از آن به کیاست و رفتار سیاسی هوشمندانه نیاز دارد. حالا توپ در زمین جامعه هست که اجزایش تاچهحد خردمندانه و با کیاست رفتار کند.
🆔@jameeno
👍43
#الف
🏷 عبور از معضل جانشینی!
🖋 شورای سردبیری:
- دربارهی آیندهی کشور پس از نبود آقایخامنهای دیدگاههای بسیار متعارض وجود دارد و حتی برای برخی از افرادی هم که هیچ علقهای به داشتن سهم از قدرت ندارند، یک دغدغه و نگرانی بزرگ درحد مسائل بحرانخیزی چون جنگ داخلی و تهاجم خارجی است. علت این مسئله و دغدغه فقدان یک سازو کار انتقال قدرت در ایران است که بهصورت تاریخی در مقطع انتقال قدرت امتحان خود را در تداوم ثبات کشور دادهباشد. هیچ اطمینانی از اینکه در مقطع انتقال قدرت کشور از چندجانب ترکنخورد وجود ندارد و نشانهی آشکار آن هم وجود گرایشها و فرقههایی دارای نامزد مشخص برای این موقعیت است.
- فقط خدا میداند درصورتیکه نااندیشیده به آن نقطه برسیم چه خواهد شد. اسمش البته هرجومرج دربالادست و رهاشدگی در پاییندست جامعه است و نتیجهاش بر کشور این حرف اماممحمد غزالی میشود که «جور سلطان فیالمثل صدسال، چندان زیان ندارد که یکسال جور رعیت بر یکدیگر». واضح است که ما این را نمیخواهیم. خوشبینانهترین پیشبینی از رسیدن به آن نقطه بدون تعیین تکلیف، وقوع روندهای «که-بر-که»ی متوالی بهصورت کودتا خواهد بود؛ آشوبی که باید امیدوار بود در همان بالا بماند و به داخل جامعه کشیدهنشود.
- این مقاله علت اصلی فقدان نظام گذار را در ایران «فقدان دولت (state)» و ناکامی نظاماسلامی در پدیدساختن آن در نزدیک به نیمقرن اخیر میداند و در پایان تلاش میکند مسیر کمآسیبی برای کاهش خطر بالقوهی «مسیر جانشینی» پیشنهاد کند.
- ما البته واضح است از وضعیت کنونی کشور و شکل حکومت و بروندادهای آن (که قابلیت تبدیل آن را به «دولت» هر روز کمتر میشود) راضی نیستیم، ولی در منتهای محافظهکاری و خوف از بلاتکلیفی بدخیم در آینده، این پیشنهاد را عرضه و از آن پشتیبانی میکنیم. مشکلی هم نداریم که این مقاله برچسب «مانیفست استمرارطلبی» بخورد. ترس ما این است که یکروز این کشور توپ فوتبالی بین حوزه و پادگان شود و در پایان کار چیزی از آن باقی نماند. «امروز» دنبال راهحل «آنروز» میگردیم! درضمن تلقی ما این است که تا زمانی که نظام ولایت مستقر است، بدنهی غیراحساسی اصلاحطلبان به تداوم ولایت فعلی راضیترند تا اشخاص محتمل دیگر.
متن کامل مقاله و راهحل پیشنهادی جامعهنو را در instant view و با کلیک روی اینجا بخوانید.
🆔@jameeno
🏷 عبور از معضل جانشینی!
🖋 شورای سردبیری:
- دربارهی آیندهی کشور پس از نبود آقایخامنهای دیدگاههای بسیار متعارض وجود دارد و حتی برای برخی از افرادی هم که هیچ علقهای به داشتن سهم از قدرت ندارند، یک دغدغه و نگرانی بزرگ درحد مسائل بحرانخیزی چون جنگ داخلی و تهاجم خارجی است. علت این مسئله و دغدغه فقدان یک سازو کار انتقال قدرت در ایران است که بهصورت تاریخی در مقطع انتقال قدرت امتحان خود را در تداوم ثبات کشور دادهباشد. هیچ اطمینانی از اینکه در مقطع انتقال قدرت کشور از چندجانب ترکنخورد وجود ندارد و نشانهی آشکار آن هم وجود گرایشها و فرقههایی دارای نامزد مشخص برای این موقعیت است.
- فقط خدا میداند درصورتیکه نااندیشیده به آن نقطه برسیم چه خواهد شد. اسمش البته هرجومرج دربالادست و رهاشدگی در پاییندست جامعه است و نتیجهاش بر کشور این حرف اماممحمد غزالی میشود که «جور سلطان فیالمثل صدسال، چندان زیان ندارد که یکسال جور رعیت بر یکدیگر». واضح است که ما این را نمیخواهیم. خوشبینانهترین پیشبینی از رسیدن به آن نقطه بدون تعیین تکلیف، وقوع روندهای «که-بر-که»ی متوالی بهصورت کودتا خواهد بود؛ آشوبی که باید امیدوار بود در همان بالا بماند و به داخل جامعه کشیدهنشود.
- این مقاله علت اصلی فقدان نظام گذار را در ایران «فقدان دولت (state)» و ناکامی نظاماسلامی در پدیدساختن آن در نزدیک به نیمقرن اخیر میداند و در پایان تلاش میکند مسیر کمآسیبی برای کاهش خطر بالقوهی «مسیر جانشینی» پیشنهاد کند.
- ما البته واضح است از وضعیت کنونی کشور و شکل حکومت و بروندادهای آن (که قابلیت تبدیل آن را به «دولت» هر روز کمتر میشود) راضی نیستیم، ولی در منتهای محافظهکاری و خوف از بلاتکلیفی بدخیم در آینده، این پیشنهاد را عرضه و از آن پشتیبانی میکنیم. مشکلی هم نداریم که این مقاله برچسب «مانیفست استمرارطلبی» بخورد. ترس ما این است که یکروز این کشور توپ فوتبالی بین حوزه و پادگان شود و در پایان کار چیزی از آن باقی نماند. «امروز» دنبال راهحل «آنروز» میگردیم! درضمن تلقی ما این است که تا زمانی که نظام ولایت مستقر است، بدنهی غیراحساسی اصلاحطلبان به تداوم ولایت فعلی راضیترند تا اشخاص محتمل دیگر.
متن کامل مقاله و راهحل پیشنهادی جامعهنو را در instant view و با کلیک روی اینجا بخوانید.
🆔@jameeno
👍20👎2