#در_کرانه_روز
احتمال انجام عملیات تازهای از سوی ایران علیه اسرائیل به صفر میلکردهاست؛ زیرا اخذ تصمیم نهایی دربارهی رأی متمایل شورای ضامن امنیتملی برای انجام عملیات جدید در برابر اسرائیل، به نظر و رأی آقایپزشکیان واگذارشده و باتوجه به تحلیل او از وضعیت حاضر عملیات جدیدی علیه اسرائیل از سوی ایران انجامنخواهدشد... میتوانید فعلا آسوده بخوابید!
🆔@jameeno
احتمال انجام عملیات تازهای از سوی ایران علیه اسرائیل به صفر میلکردهاست؛ زیرا اخذ تصمیم نهایی دربارهی رأی متمایل شورای ضامن امنیتملی برای انجام عملیات جدید در برابر اسرائیل، به نظر و رأی آقایپزشکیان واگذارشده و باتوجه به تحلیل او از وضعیت حاضر عملیات جدیدی علیه اسرائیل از سوی ایران انجامنخواهدشد... میتوانید فعلا آسوده بخوابید!
🆔@jameeno
👍24❤2
#الف
🏷 گردنهی سختگذر رهبری
🖊 شورای سردبیری:
بهنظرمیرسد بهزودی کشمکشی بر سر رهبری در کشور درخواهدگرفت. اینکشمکش برای هیچکس خیر بهبارنخواهدآورد؛ حتی برای آنانی که فکرمیکنند جنگ درونی معادل پایان جمهوریاسلامی خواهدبود. بهعبارتدیگر راهافتادن جنگ قدرت عمر ایننظام را پایان نخواهدداد؛ بلکه شرارتی را که در ذات ساختار قدرت یک«non-state government» یعنی یک«سیستمِ هنوز-دولت-نشده» نهفتهاست آزادخواهدکرد.
برای عبور از اینوضعیت سرشار از مصیبت چندماهپیش و پیشاز آنکه دود آتش آغاز ایننبرد دربیاید مطلب مشروحی دربارهی مسئلهی رهبری بعد از آقایخامنهای و چرایی وجود بحران رهبری در بطن نظام و راه عبور از این بحران عرضهکردیم. اکنون که موضوع کمکم درحال داغشدن است بازخوانی آن مطلب و خواندن آن برای دوستانی که مطلب را ندیدهاند ضرورتمییابد.
بههرحال مسئلهی حساسی است و ممکناست همهی ما را، واقعا همهی ما و زندگیمان را، در خود درگیرکند. بنابراین همه میباید برای عبور ایمن از این گردنه موضعی داشتهباشند و وضعیت کشور را بهروشنی ببینند. این مقاله برای همین نگاشتهشدهاست. آنرا سرفرصت بخوانید.
متن کامل مطلب «عبور از معضل جانشینی» و راهحل پیشنهادی جامعهنو را در instant view و با کلیک روی اینجا بخوانید.
🆔@jameeno
🏷 گردنهی سختگذر رهبری
🖊 شورای سردبیری:
بهنظرمیرسد بهزودی کشمکشی بر سر رهبری در کشور درخواهدگرفت. اینکشمکش برای هیچکس خیر بهبارنخواهدآورد؛ حتی برای آنانی که فکرمیکنند جنگ درونی معادل پایان جمهوریاسلامی خواهدبود. بهعبارتدیگر راهافتادن جنگ قدرت عمر ایننظام را پایان نخواهدداد؛ بلکه شرارتی را که در ذات ساختار قدرت یک«non-state government» یعنی یک«سیستمِ هنوز-دولت-نشده» نهفتهاست آزادخواهدکرد.
برای عبور از اینوضعیت سرشار از مصیبت چندماهپیش و پیشاز آنکه دود آتش آغاز ایننبرد دربیاید مطلب مشروحی دربارهی مسئلهی رهبری بعد از آقایخامنهای و چرایی وجود بحران رهبری در بطن نظام و راه عبور از این بحران عرضهکردیم. اکنون که موضوع کمکم درحال داغشدن است بازخوانی آن مطلب و خواندن آن برای دوستانی که مطلب را ندیدهاند ضرورتمییابد.
بههرحال مسئلهی حساسی است و ممکناست همهی ما را، واقعا همهی ما و زندگیمان را، در خود درگیرکند. بنابراین همه میباید برای عبور ایمن از این گردنه موضعی داشتهباشند و وضعیت کشور را بهروشنی ببینند. این مقاله برای همین نگاشتهشدهاست. آنرا سرفرصت بخوانید.
متن کامل مطلب «عبور از معضل جانشینی» و راهحل پیشنهادی جامعهنو را در instant view و با کلیک روی اینجا بخوانید.
🆔@jameeno
Telegraph
عبور از معضل جانشینی!
#الف دربارهی آیندهی کشور پس از نبود آقایخامنهای دیدگاههای بسیار متعارض وجود دارد و حتی برای برخی از افرادی هم که هیچ علقهای به داشتن سهم از قدرت ندارند، یک دغدغه و نگرانی بزرگ درحد مسائل بحرانخیزی چون جنگ داخلی و تهاجم خارجی است. علت این مسئله و دغدغه…
👍15
#الف
🏷 پولِ کی را کجا میبرند؟
🖊 تحریریه جامعهنو:
«ردّ پول را دنبالکن» عبارتی بود برجامانده از دیالوگهای فیلم معروف «همهی مردان رئیسجمهوری» در نزدیک به نیمقرنپیش. بعداً براساس آن ادبیات سیاسی، گروههای تحقیقی روزنامهنگاری، سریالهای معروف و روشی برای تحقیق دربارهی فساد دولتی در دنیا پدیدآمد. همانطور که شامهی تیز یکسگ برای رسیدن به نقطهی مخفیشدن یکجنایتکار اشتباهنمیکند، گرفتن رد پول هم همیشه ما را به جایی که دولتها (یعنی مالکان خزانهی پولهای یککشور) پول ملت را میبرند هدایتمیکند.. روشی عالی است.
البته امروز میخواهیم از اینروش برای درک رابطهی ایرانیها با حکومت استفادهکنیم. برای اینکار میباید به جنبهی پوشیده اینرابطه توجهکرد: خود حکومت، اعم از مقامات ارشد و مدیران و نمایندگانی که به مجلس میبرد، زایندهی یکشاهی از آنچه خرجمیکند نیست و هرنوع درآمدی که حاصلمیکند از جیب جامعه است: جیب و خزانهی پر از پول دولت (بهعنوان تکهای از حکومت) یا حاصل از دریافت مالیات مستقیم است و یا غیرمستقیم. جز درمورد عملیات قاچاق و پنهان امکانندارد خریدوفروشی ریز یا درشت بین مردم صورتگیرد و بخشی از مبلغ مبادلهشده درنهایت بهعنوان نوعیاز مالیات به خزانه سرازیرنشود. همهی آنچه حکومت بهعنوان هزینهی خدمات میگیرد نوعی مالیات است؛ زیرا مالکیت نهایی دستگاهی که خدمات میدهد (نیروگاه یا سازمانها، یا پلیس، یا فرودگاه، یا ارتش، یا جاده و امثالهم) ملی است و از درآمد ملی شکلگرفتهاست. درآمد نفت هم از منبعی ملی است که متعلق به عام است و دولت صددرصد سهم هرایرانی را بهعنوان مالیات بر درآمد برمیدارد!
از جنبهی نظری حتی اگر یکدولت ازطریق عملیات قاچاق درآمد کسبکند آندرآمد ملی است؛ زیرا توسط دستگاه ملیِ اداری کشور تولیدشدهاست. آخرینمنبع درآمد دولت چاپ پول و خلق اعتبار است که آن هم صددرصد متعلق به ملت است: دولتی که برای بودجه (که تمامش را از منابع یادشده میگیرد) دچار کسری میشود و پول اضافی هم چاپمیکند دارد از درآمد آیندهی همان مردم پول برمیدارد تا بهخیالخودش خرج امروز جامعه را بدهد. برای نمونه اگر میخواهید بدانید اوضاع کشور چقدر از نظر اقتصادی و ازبینرفتن امکان برعکسکردن روند تخریب خراب است و حکومت چقدر از آیندهی اینکشور خرج خود میکند میباید به این توجهکنید که هماکنون باتوجه به کسری بودجهی کنونی و عدمامکانرفع آن در بودجهی سالآینده سیستم ادارهی کشور هرروز برای هرایرانی حداقل25هزارتومان بدهی ایجادمیکند؛ زیرا حداقل یککسری 700هزارمیلیاردی بودجه دارد. مردم اینبدهی را حسنمیکنند؛ زیرا آن را ازطریق تورم و درقالب افزایش قیمتها (اجناس و خدمات خصوصی و دولتی) جبران و بازپرداختمیکنند.
نکتهی ظریف ایناستکه حکومتها هیچمنتی بر سر مردم ندارند و حتی به اندازهای که از تکتک مردم میگیرند به آنها خدمتنمیکنند؛ زیرا علاوهبر تأمین هزینهی خدمات عمومی به جامعه، دادن حقوق کارکنان و یارانه، هزینهی نظامی و حفظ امنیت، معمولاً لقمههای چربی به اعضای خود و بچهها و اقوامشان میدهند، طرحهای هوسبازانه پر از ریختوپاش اجرامیکنند، پول فراوان برای چهرهسازی از خودشان میدهند، هوسبازیهای سیاسی احمقانه یا ایدئولوژیک خارجی دارند (نفت مفت برای سوریه، خرجی مفت برای حزبالله، پیدا و چاقکردن مسلمان در بولیوی و تایلند، میهمانی پر خرج در خارج، بازسازی و توسعهی قبور در خارج کشور، دههاهزار طلبهی خارجی و هزار کار زائد و بیمجوز ملی دیگر).
بنابراین درنهایت خزانهی دولتها یکورودی دارد و یکخروجی که در درازمدت باهم برابر است. نکتهی غیرعادلانهاش ایناستکه کلورودی به خزانه از جیب مردم امروز و فرزندان آنها در آینده است، اما خروجیاش را حکومت تعیینمیکند که معمولاً از اختیاراتی که ملت به آن میدهد پافراترمیگذارد و علناً سوءاستفادهمیکند. درمورد ایران حکومت ما نهتنها پافراترمیگذارد بلکه با ازبینبردن دستگاههای ناظر، برکشیدن اشخاص نادان (به بهانهی متعهدبودن) درحال ویرانکردن خزانه و بدهکارکردن ملت برای آینده است. آن را معمولا بهگروگانبردن و فروختن آیندهی کودکان کشورها می نامند.
وظیفهی کسانی که میتوانند رد پول مبادلهشده بین حکومت و مردم را دنبالکنند بردن اینواقعیات به سادهترین زبان برای عامهمردم است که چشمبندیهای حسابداری حکومتها معمولا ذهن آنها را منحرفمیکند تا بهجای طلبکاری از حکومتها نسبت به آنها احساس دین کنند و مقامات را در جایگاه کرامت، سخاوت و آقابالاسرهای مهربان ببینند.
🆔@jameeno
🏷 پولِ کی را کجا میبرند؟
🖊 تحریریه جامعهنو:
«ردّ پول را دنبالکن» عبارتی بود برجامانده از دیالوگهای فیلم معروف «همهی مردان رئیسجمهوری» در نزدیک به نیمقرنپیش. بعداً براساس آن ادبیات سیاسی، گروههای تحقیقی روزنامهنگاری، سریالهای معروف و روشی برای تحقیق دربارهی فساد دولتی در دنیا پدیدآمد. همانطور که شامهی تیز یکسگ برای رسیدن به نقطهی مخفیشدن یکجنایتکار اشتباهنمیکند، گرفتن رد پول هم همیشه ما را به جایی که دولتها (یعنی مالکان خزانهی پولهای یککشور) پول ملت را میبرند هدایتمیکند.. روشی عالی است.
البته امروز میخواهیم از اینروش برای درک رابطهی ایرانیها با حکومت استفادهکنیم. برای اینکار میباید به جنبهی پوشیده اینرابطه توجهکرد: خود حکومت، اعم از مقامات ارشد و مدیران و نمایندگانی که به مجلس میبرد، زایندهی یکشاهی از آنچه خرجمیکند نیست و هرنوع درآمدی که حاصلمیکند از جیب جامعه است: جیب و خزانهی پر از پول دولت (بهعنوان تکهای از حکومت) یا حاصل از دریافت مالیات مستقیم است و یا غیرمستقیم. جز درمورد عملیات قاچاق و پنهان امکانندارد خریدوفروشی ریز یا درشت بین مردم صورتگیرد و بخشی از مبلغ مبادلهشده درنهایت بهعنوان نوعیاز مالیات به خزانه سرازیرنشود. همهی آنچه حکومت بهعنوان هزینهی خدمات میگیرد نوعی مالیات است؛ زیرا مالکیت نهایی دستگاهی که خدمات میدهد (نیروگاه یا سازمانها، یا پلیس، یا فرودگاه، یا ارتش، یا جاده و امثالهم) ملی است و از درآمد ملی شکلگرفتهاست. درآمد نفت هم از منبعی ملی است که متعلق به عام است و دولت صددرصد سهم هرایرانی را بهعنوان مالیات بر درآمد برمیدارد!
از جنبهی نظری حتی اگر یکدولت ازطریق عملیات قاچاق درآمد کسبکند آندرآمد ملی است؛ زیرا توسط دستگاه ملیِ اداری کشور تولیدشدهاست. آخرینمنبع درآمد دولت چاپ پول و خلق اعتبار است که آن هم صددرصد متعلق به ملت است: دولتی که برای بودجه (که تمامش را از منابع یادشده میگیرد) دچار کسری میشود و پول اضافی هم چاپمیکند دارد از درآمد آیندهی همان مردم پول برمیدارد تا بهخیالخودش خرج امروز جامعه را بدهد. برای نمونه اگر میخواهید بدانید اوضاع کشور چقدر از نظر اقتصادی و ازبینرفتن امکان برعکسکردن روند تخریب خراب است و حکومت چقدر از آیندهی اینکشور خرج خود میکند میباید به این توجهکنید که هماکنون باتوجه به کسری بودجهی کنونی و عدمامکانرفع آن در بودجهی سالآینده سیستم ادارهی کشور هرروز برای هرایرانی حداقل25هزارتومان بدهی ایجادمیکند؛ زیرا حداقل یککسری 700هزارمیلیاردی بودجه دارد. مردم اینبدهی را حسنمیکنند؛ زیرا آن را ازطریق تورم و درقالب افزایش قیمتها (اجناس و خدمات خصوصی و دولتی) جبران و بازپرداختمیکنند.
نکتهی ظریف ایناستکه حکومتها هیچمنتی بر سر مردم ندارند و حتی به اندازهای که از تکتک مردم میگیرند به آنها خدمتنمیکنند؛ زیرا علاوهبر تأمین هزینهی خدمات عمومی به جامعه، دادن حقوق کارکنان و یارانه، هزینهی نظامی و حفظ امنیت، معمولاً لقمههای چربی به اعضای خود و بچهها و اقوامشان میدهند، طرحهای هوسبازانه پر از ریختوپاش اجرامیکنند، پول فراوان برای چهرهسازی از خودشان میدهند، هوسبازیهای سیاسی احمقانه یا ایدئولوژیک خارجی دارند (نفت مفت برای سوریه، خرجی مفت برای حزبالله، پیدا و چاقکردن مسلمان در بولیوی و تایلند، میهمانی پر خرج در خارج، بازسازی و توسعهی قبور در خارج کشور، دههاهزار طلبهی خارجی و هزار کار زائد و بیمجوز ملی دیگر).
بنابراین درنهایت خزانهی دولتها یکورودی دارد و یکخروجی که در درازمدت باهم برابر است. نکتهی غیرعادلانهاش ایناستکه کلورودی به خزانه از جیب مردم امروز و فرزندان آنها در آینده است، اما خروجیاش را حکومت تعیینمیکند که معمولاً از اختیاراتی که ملت به آن میدهد پافراترمیگذارد و علناً سوءاستفادهمیکند. درمورد ایران حکومت ما نهتنها پافراترمیگذارد بلکه با ازبینبردن دستگاههای ناظر، برکشیدن اشخاص نادان (به بهانهی متعهدبودن) درحال ویرانکردن خزانه و بدهکارکردن ملت برای آینده است. آن را معمولا بهگروگانبردن و فروختن آیندهی کودکان کشورها می نامند.
وظیفهی کسانی که میتوانند رد پول مبادلهشده بین حکومت و مردم را دنبالکنند بردن اینواقعیات به سادهترین زبان برای عامهمردم است که چشمبندیهای حسابداری حکومتها معمولا ذهن آنها را منحرفمیکند تا بهجای طلبکاری از حکومتها نسبت به آنها احساس دین کنند و مقامات را در جایگاه کرامت، سخاوت و آقابالاسرهای مهربان ببینند.
🆔@jameeno
👍27❤1
#در_کرانه_روز
🏷 شیرجه در استخری که هنوز پرنشده!
شروع گفتگو با سهکشور اروپایی که اخیراً از شورایحکام آژانس بینالمللی هستهای علیه ایران قطعنامه گرفتند کار خیلیخوبی است ولی آقایوزیر امورخارجه پزشکیان باید بتواند توضیحبدهد:
- معنای ایناقدام پساز آنقطعنامه و آناعلامیهی تهدیدات متقابل ایران چیست؟ آیا اروپاییها جازدند و یا مصلحت این شد که ما برای شروع اینگفتگوها شیرجهبزنیم؟
- منطق اینگفتگو چیست؟ اینکه ایالاتمتحد حاضر به گفتگو نیست؟ میخواهیم اروپا را از ایالاتمتحد جداکنیم؟ چون اروپاییها روی دولت جدید آمریکا نفوذدارند و میتوانند جلویش را بگیرند؟ چون معلومشده تداوم موضع محکم سابق میتواند سال آینده ایران را دربرابر شورایامنیت بنشاند؟ همهی اینها با هم؟
+ سوال اساسی: به نمایندهی ترامپ (که ملاقات با او را مانند بهسرقترفتن اسناد هستهای تکذیبکردهاید) چه پیشنهادی دادهبودید؟
* سوال مهم: چهچیزی را بهعنوان ثمن روی میز گذاشتهاید؟
ارزیابی جامعهنو این است که:
وزارتخارجه اجازهیافتهاست بههرطریقممکن باب یکمعاملهی مناسب با ایالاتمتحد را بازکند و اروپا دروازهی آمریکا فرضشدهاست. اولین پسنشینی برای اینمعامله پذیرش مذاکره بر سر همهی مسائل، یعنی هستهای، موشک، تعطیل فعالیت نیابتیها (همچنان که سخنگوی وزارت امورخارجه گفته: «طیفی از مباحث و موضوعات منطقهای و بینالمللی از جمله موضوع فلسطین و لبنان و نیز موضوع هستهای موردبحث و تبادلنظر قرارخواهدگرفت») و کنترل تراکنش مالی است.
حکومت این را عقبنشینی از اشتباه گذشتهی خود میداند ولی درواقع برد ایران است. دفعهی قبل که دنبال معامله جامع بر سر همهی مسائل نبود اشتباه استراتژیک مهیبی کرد. باز اینکار را نکند، حزب الله را هرچند دوسالپیش صدتومان میخریدند، دیگر به دوپول سیاه هم نخواهند خرید.
ولی باتوجه به روند رخدادهای فعلی عرضهی اینآمادگیها به اروپائیان در شرایطِ موجود آمریکای ترامپ را وادارمیکند شرایط سختتری را روی میز بگذارد. اروپاییها هرچه بخواهند و بگیرند او دوبرابرش را خواهدخواست: درست مثل برجام که میگفت یکچیزی بیشاز آن که به اوباما دادید به من هم بدهید تا خارجنشوم. مذاکرات فعلی عملی از روی ترس و امتیازدادن به ترامپ از-راه-نرسیده محسوبمیشود و اشتباه بسیاربزرگی است؛ هرچند قابلدرک است: هزینهی اشتباهات بزرگ بیشاز هزینهی ظاهری آنهاست! ترامپ آنآدم سابق نیست و با عکسانداختن با پزشکیان ارضاءنمیشود؛ چون مشاوران او هم دیگر اشخاص سابق نیستند.
شاید، فقط شاید، اعلام اینکه ایران فقط زمانی در مذاکرات محدودکننده شرکتمیکند که دولت جدید ایالاتمتحد هم حضور داشتهباشد هزینههای یکباخت پرطولوعرض و لهشدن استراتژی حکومت در دورهی پساز برجام دربرابر دنیای غرب را کاهشدهد. این همانداستان لزوم «مذاکرهی مستقیم» است که روزنامهی اطلاعات بیشاز سهدههپیش مطرحکرد، تودهنیخورد و حالا برای آن لهلهمیزنند. سرطان کهنه متاستاز دادهاست و کمترین هزینهی علاجش تراشیدن سر است.
ما اگر جای عقلایحکومت بودیم هزینهی آبروریزی تراشیدن سر را خیلیخیلیکمتر از منافع آن ارزیابیمیکردیم!
🆔@jameeno
🏷 شیرجه در استخری که هنوز پرنشده!
شروع گفتگو با سهکشور اروپایی که اخیراً از شورایحکام آژانس بینالمللی هستهای علیه ایران قطعنامه گرفتند کار خیلیخوبی است ولی آقایوزیر امورخارجه پزشکیان باید بتواند توضیحبدهد:
- معنای ایناقدام پساز آنقطعنامه و آناعلامیهی تهدیدات متقابل ایران چیست؟ آیا اروپاییها جازدند و یا مصلحت این شد که ما برای شروع اینگفتگوها شیرجهبزنیم؟
- منطق اینگفتگو چیست؟ اینکه ایالاتمتحد حاضر به گفتگو نیست؟ میخواهیم اروپا را از ایالاتمتحد جداکنیم؟ چون اروپاییها روی دولت جدید آمریکا نفوذدارند و میتوانند جلویش را بگیرند؟ چون معلومشده تداوم موضع محکم سابق میتواند سال آینده ایران را دربرابر شورایامنیت بنشاند؟ همهی اینها با هم؟
+ سوال اساسی: به نمایندهی ترامپ (که ملاقات با او را مانند بهسرقترفتن اسناد هستهای تکذیبکردهاید) چه پیشنهادی دادهبودید؟
* سوال مهم: چهچیزی را بهعنوان ثمن روی میز گذاشتهاید؟
ارزیابی جامعهنو این است که:
وزارتخارجه اجازهیافتهاست بههرطریقممکن باب یکمعاملهی مناسب با ایالاتمتحد را بازکند و اروپا دروازهی آمریکا فرضشدهاست. اولین پسنشینی برای اینمعامله پذیرش مذاکره بر سر همهی مسائل، یعنی هستهای، موشک، تعطیل فعالیت نیابتیها (همچنان که سخنگوی وزارت امورخارجه گفته: «طیفی از مباحث و موضوعات منطقهای و بینالمللی از جمله موضوع فلسطین و لبنان و نیز موضوع هستهای موردبحث و تبادلنظر قرارخواهدگرفت») و کنترل تراکنش مالی است.
حکومت این را عقبنشینی از اشتباه گذشتهی خود میداند ولی درواقع برد ایران است. دفعهی قبل که دنبال معامله جامع بر سر همهی مسائل نبود اشتباه استراتژیک مهیبی کرد. باز اینکار را نکند، حزب الله را هرچند دوسالپیش صدتومان میخریدند، دیگر به دوپول سیاه هم نخواهند خرید.
ولی باتوجه به روند رخدادهای فعلی عرضهی اینآمادگیها به اروپائیان در شرایطِ موجود آمریکای ترامپ را وادارمیکند شرایط سختتری را روی میز بگذارد. اروپاییها هرچه بخواهند و بگیرند او دوبرابرش را خواهدخواست: درست مثل برجام که میگفت یکچیزی بیشاز آن که به اوباما دادید به من هم بدهید تا خارجنشوم. مذاکرات فعلی عملی از روی ترس و امتیازدادن به ترامپ از-راه-نرسیده محسوبمیشود و اشتباه بسیاربزرگی است؛ هرچند قابلدرک است: هزینهی اشتباهات بزرگ بیشاز هزینهی ظاهری آنهاست! ترامپ آنآدم سابق نیست و با عکسانداختن با پزشکیان ارضاءنمیشود؛ چون مشاوران او هم دیگر اشخاص سابق نیستند.
شاید، فقط شاید، اعلام اینکه ایران فقط زمانی در مذاکرات محدودکننده شرکتمیکند که دولت جدید ایالاتمتحد هم حضور داشتهباشد هزینههای یکباخت پرطولوعرض و لهشدن استراتژی حکومت در دورهی پساز برجام دربرابر دنیای غرب را کاهشدهد. این همانداستان لزوم «مذاکرهی مستقیم» است که روزنامهی اطلاعات بیشاز سهدههپیش مطرحکرد، تودهنیخورد و حالا برای آن لهلهمیزنند. سرطان کهنه متاستاز دادهاست و کمترین هزینهی علاجش تراشیدن سر است.
ما اگر جای عقلایحکومت بودیم هزینهی آبروریزی تراشیدن سر را خیلیخیلیکمتر از منافع آن ارزیابیمیکردیم!
🆔@jameeno
👍31🤔2❤1
#الف
🏷 پزشکیان، شما و ما!
🖊 شورای سردبیری:
همراه عزیزی پیامخصوصی فرستادهاست که چرا یکدرمیان ریپمیزنید و دربارهی پزشکیان مواضع دوگانه و متزلزل دارید و... سعیمیکنیم توضیحی برای همه بدهیم و دهانشان را هم با یکی-دو خبر موثق شیرینکنیم.
پزشکیان آمد تا مطالبات مشخصی را برآوردهکند. قول مشخصی نداد ولی هم او میدانست مردم چه میخواهند و هم مردم میدانستند او از چه جنسی است و احتمال وجود ارادهی پیگیری مطالبات ملت را از حکمران و سیستم در او میدیدند. راستش درحالیکه هیچ، مطلقا هیچیک از اعمال حکومت را قابلقبول نمیدانیم از او حمایتمیکنیم؛ درحالیکه او را هم بهدقت رصد میکنیم تا هنگام خطای جدی خودش یا منتصبان منتسببهخودش واکنش مناسب داشتهباشیم و درعینحال حامی او در پیشبرد اهدافی باشیم که برایشان گردن گروگذاشتهاست.
طبیعیاست برای او تبلیغ نمیکنیم هرچند میخواهیمش و نقدش میکنیم؛ چون خیلیبیشتر میخواهیمش! وقتی آقایرئیسجمهوری را زیر فشار مطالباتاجتماعی میگذاریم و باصراحت ایرادمیگیریم داریم وظیفهی رأیدهندگانش، یعنی فشار مداوم اجتماعی از پائین را بهانجاممیآوریم: فشار معقول مطالبات به رئیسجمهوری لازم است؛ چون اینفشار عینا به سیستم منتقل و به تصمیمگیری بهینه منجرمیشود. مسلما اگر اینفشار نبود تصمیمات مثبت بزرگی که بهعلت رودربایستی سیستم با عناصر پایین هرمش اعلامنمیشود گرفتهنمیشد.
البته جامعهنو برخلاف تمجیدکنندگان حرفهای فهرست بلندبالایی از دستاوردهای آقای رئیسجمهوری و کارنامهی فلانوبهمانش ندارد؛ ولی برای آنکه خوانندگان بدانند فشاری که تاکنون آنها و بقیهی ملت آوردهاند هدرنرفتهاست گاهی خلاصه و پوشیده داستان موفقیت او در انتقال اینفشار اجتماعی را برایتان میگوییم تا هم بدانید بیحکمت از ایشان حمایتنمیشود و هم گلایهنکنید که جامعهنو خبرها را به ما نمیگوید!
مثلا اگر یکروز بگوییم پزشکیان ممکناست بهصراحت از اجرای آنقانون مربوط به پوشش موی سر زنان استنکافکند و گرایش او ایناست که اگر خیلی اصرار به اجرا کنند بگوید اختیارات اجرایی خودش در اینمورد را به فرد منتخبی از بزرگان حزب قدیمی بهاصطلاح سنتی کشور میسپارد که با پذیرفتن علنی مسئولیت آنحزب مدیریت اجرای اینقانون را بهعهدهبگیرد، خواننده میباید فکرکند احتمال کدام بیشتر است: خبرداشتن جامعهنو از دل رئیسجمهوری یا زدهشدن اینحرف دربرابر اصرار به اینکه او را با این بهاصطلاح قانون دربرابر مردم قراردهند؟
ما البته تلاشمان را میکنیم که فضای ذهن خوانندگان را مشوش و گیج نکنیم و تاحدممکن صراحتداشتهباشیم. مثلا اگر مطالبهکنیم توقف روند شروع اجرای یکقانون خراب (مثلا ازطریق ابلاغنشدنش توسط رئیسمجلس) کافی نیست و میباید تعهد امتناع از نقض حقوق فردی ایرانیان ازجانب حکومت علنا اعلامشود و اقدامات لازم برای لغو قانون خراب شروعشود، خوانندگان میباید از دل اینحرف خبر دربیاورند و اگر هم رد تحلیل در آن هست از عنصر خبریاش غفلتنکنند.
دربرابر آنچه به همراهان میدهیم البته چیزهایی میخواهیم. مثلا در مورد آخری که گفتیم فشار اجتماعی بیشتر لازم است تا حکومت برای جلوگیری از بروز فجایعی که در اثر بیخبری برخی آتشبهاختیاران، سادهدلان و یا بدطینتی شرارتطلبان پدیدمیآید و بلوا بهپامیشود تصمیمش برای رفع مزاحمت از بانوان را بهزبانی اعلامکند تا ایناشخاص بفهمند چه میبایدشان کرد.
همچنین خواستار کنترل خشم طبیعی از حکومت و بیاعتنایی به تقاضاهای یاجوجوماجوج برای انتقال پیگیری مطالبات به کانال اعمالخشونتایم. علت این هم روشن است: برای آنها که خواستار با کله زمینخوردن اینملت و رئیسجمهوریاشاند، هیچراه، مطلقا هیچراهی جز آوردن دوبارهی خشونت به سطح خیابانها و خونریزی وجودندارد. مطالبهی خستگیناپذیر و دائم بدون هرگونه خشونت و تحریکنشدن به پزشکیان کمکمیکند آنچیزهایی را محققکند که ما میطلبیم. اگر نه همه را حداقل تا آنجا را که تیغشمیبرد میتوان با فشار اجتماعی بهدستآورد!
🆔@jameeno
🏷 پزشکیان، شما و ما!
🖊 شورای سردبیری:
همراه عزیزی پیامخصوصی فرستادهاست که چرا یکدرمیان ریپمیزنید و دربارهی پزشکیان مواضع دوگانه و متزلزل دارید و... سعیمیکنیم توضیحی برای همه بدهیم و دهانشان را هم با یکی-دو خبر موثق شیرینکنیم.
پزشکیان آمد تا مطالبات مشخصی را برآوردهکند. قول مشخصی نداد ولی هم او میدانست مردم چه میخواهند و هم مردم میدانستند او از چه جنسی است و احتمال وجود ارادهی پیگیری مطالبات ملت را از حکمران و سیستم در او میدیدند. راستش درحالیکه هیچ، مطلقا هیچیک از اعمال حکومت را قابلقبول نمیدانیم از او حمایتمیکنیم؛ درحالیکه او را هم بهدقت رصد میکنیم تا هنگام خطای جدی خودش یا منتصبان منتسببهخودش واکنش مناسب داشتهباشیم و درعینحال حامی او در پیشبرد اهدافی باشیم که برایشان گردن گروگذاشتهاست.
طبیعیاست برای او تبلیغ نمیکنیم هرچند میخواهیمش و نقدش میکنیم؛ چون خیلیبیشتر میخواهیمش! وقتی آقایرئیسجمهوری را زیر فشار مطالباتاجتماعی میگذاریم و باصراحت ایرادمیگیریم داریم وظیفهی رأیدهندگانش، یعنی فشار مداوم اجتماعی از پائین را بهانجاممیآوریم: فشار معقول مطالبات به رئیسجمهوری لازم است؛ چون اینفشار عینا به سیستم منتقل و به تصمیمگیری بهینه منجرمیشود. مسلما اگر اینفشار نبود تصمیمات مثبت بزرگی که بهعلت رودربایستی سیستم با عناصر پایین هرمش اعلامنمیشود گرفتهنمیشد.
البته جامعهنو برخلاف تمجیدکنندگان حرفهای فهرست بلندبالایی از دستاوردهای آقای رئیسجمهوری و کارنامهی فلانوبهمانش ندارد؛ ولی برای آنکه خوانندگان بدانند فشاری که تاکنون آنها و بقیهی ملت آوردهاند هدرنرفتهاست گاهی خلاصه و پوشیده داستان موفقیت او در انتقال اینفشار اجتماعی را برایتان میگوییم تا هم بدانید بیحکمت از ایشان حمایتنمیشود و هم گلایهنکنید که جامعهنو خبرها را به ما نمیگوید!
مثلا اگر یکروز بگوییم پزشکیان ممکناست بهصراحت از اجرای آنقانون مربوط به پوشش موی سر زنان استنکافکند و گرایش او ایناست که اگر خیلی اصرار به اجرا کنند بگوید اختیارات اجرایی خودش در اینمورد را به فرد منتخبی از بزرگان حزب قدیمی بهاصطلاح سنتی کشور میسپارد که با پذیرفتن علنی مسئولیت آنحزب مدیریت اجرای اینقانون را بهعهدهبگیرد، خواننده میباید فکرکند احتمال کدام بیشتر است: خبرداشتن جامعهنو از دل رئیسجمهوری یا زدهشدن اینحرف دربرابر اصرار به اینکه او را با این بهاصطلاح قانون دربرابر مردم قراردهند؟
ما البته تلاشمان را میکنیم که فضای ذهن خوانندگان را مشوش و گیج نکنیم و تاحدممکن صراحتداشتهباشیم. مثلا اگر مطالبهکنیم توقف روند شروع اجرای یکقانون خراب (مثلا ازطریق ابلاغنشدنش توسط رئیسمجلس) کافی نیست و میباید تعهد امتناع از نقض حقوق فردی ایرانیان ازجانب حکومت علنا اعلامشود و اقدامات لازم برای لغو قانون خراب شروعشود، خوانندگان میباید از دل اینحرف خبر دربیاورند و اگر هم رد تحلیل در آن هست از عنصر خبریاش غفلتنکنند.
دربرابر آنچه به همراهان میدهیم البته چیزهایی میخواهیم. مثلا در مورد آخری که گفتیم فشار اجتماعی بیشتر لازم است تا حکومت برای جلوگیری از بروز فجایعی که در اثر بیخبری برخی آتشبهاختیاران، سادهدلان و یا بدطینتی شرارتطلبان پدیدمیآید و بلوا بهپامیشود تصمیمش برای رفع مزاحمت از بانوان را بهزبانی اعلامکند تا ایناشخاص بفهمند چه میبایدشان کرد.
همچنین خواستار کنترل خشم طبیعی از حکومت و بیاعتنایی به تقاضاهای یاجوجوماجوج برای انتقال پیگیری مطالبات به کانال اعمالخشونتایم. علت این هم روشن است: برای آنها که خواستار با کله زمینخوردن اینملت و رئیسجمهوریاشاند، هیچراه، مطلقا هیچراهی جز آوردن دوبارهی خشونت به سطح خیابانها و خونریزی وجودندارد. مطالبهی خستگیناپذیر و دائم بدون هرگونه خشونت و تحریکنشدن به پزشکیان کمکمیکند آنچیزهایی را محققکند که ما میطلبیم. اگر نه همه را حداقل تا آنجا را که تیغشمیبرد میتوان با فشار اجتماعی بهدستآورد!
🆔@jameeno
👍21🤔2
#در_کرانه_روز
🏷 امن نیست!
حضرتپزشکیان،
اگر انتصاب فرزند شما به پستی در ریاستجمهوری کار خود رئیسدفتر شماست، وقت آن است که از دست او و خطاهایش خلاص شوید!
ولی اگر دستور خودتان بوده، خطای بزرگی مرتکب شدهاید ولی بازهم بخشیاز خطا متوجه رئیسدفترتان است. ایشان باید جلوی شما را میگرفت. رئیسدفتر یعنی شخص خیلیامین و خیلیمواظب رفتار رئیس. این آدم مواظب شما نیست و مصالح شما را نمیداند؛ یا که میداند و...
همانوقت که فهمیدید اینرئیسدفتر میلی به دیدار شما با برخی احزاب ندارد و تقاصای آنها را پشتگوشانداختهاست وقت کشیدن گوشش بود. او مصلحت شما را بهتر از خودتان نمیداند؛ حتی اگر خود پیغمبر باشد. ما هم اینها را اواخر شهریور که برای دامادتان حکمی مشابه داد میبایست میگفتیم؛ نخواستیم در قضاوت عجله بکنیم. ولی حالا با اینحکم تازه نمیباید نتیجهبگیریم که گویا شغل رئیسدفترتان همینکارهاست؟ ضمن اینکه دستیاری رسانهای یکشغل کاملاتخصصی است. انتصاب آقایوسف به اینپست خطادرخطا است.
سیدعلی خاتمی رئیسدفتر برادرش بود: شغل مهمش را رهاکرد تا به برادرش خدمتکند و درطول خدمت حتی یکخطای کوچک نداشت.
عرفا رئیسجمهوری حق دارد یکحکم محدود بازرسی ویژه به امینترین فرد نزدیک به خودش بدهد. علت آن هم این است که مبادا گرایش سیاسی بازرس ویژه بر گزارشی که به رئیسجمهوری میدهد تاثیربگذارد. قاعدتا هم اینحکم محدود، غیراستخدامی و بدون دستمزد است. غیر از اینش موجه نیست.
حواستان باشد شامورتیبازی، هرکهبههرکهبودن، باندبازی، فامیلسالاری و سایر بلایایی که اینسیستم را به گند کشیدهاست نام شما را لکهدار نکند.
دفترتان امن نیست!
🆔@jameeno
🏷 امن نیست!
حضرتپزشکیان،
اگر انتصاب فرزند شما به پستی در ریاستجمهوری کار خود رئیسدفتر شماست، وقت آن است که از دست او و خطاهایش خلاص شوید!
ولی اگر دستور خودتان بوده، خطای بزرگی مرتکب شدهاید ولی بازهم بخشیاز خطا متوجه رئیسدفترتان است. ایشان باید جلوی شما را میگرفت. رئیسدفتر یعنی شخص خیلیامین و خیلیمواظب رفتار رئیس. این آدم مواظب شما نیست و مصالح شما را نمیداند؛ یا که میداند و...
همانوقت که فهمیدید اینرئیسدفتر میلی به دیدار شما با برخی احزاب ندارد و تقاصای آنها را پشتگوشانداختهاست وقت کشیدن گوشش بود. او مصلحت شما را بهتر از خودتان نمیداند؛ حتی اگر خود پیغمبر باشد. ما هم اینها را اواخر شهریور که برای دامادتان حکمی مشابه داد میبایست میگفتیم؛ نخواستیم در قضاوت عجله بکنیم. ولی حالا با اینحکم تازه نمیباید نتیجهبگیریم که گویا شغل رئیسدفترتان همینکارهاست؟ ضمن اینکه دستیاری رسانهای یکشغل کاملاتخصصی است. انتصاب آقایوسف به اینپست خطادرخطا است.
سیدعلی خاتمی رئیسدفتر برادرش بود: شغل مهمش را رهاکرد تا به برادرش خدمتکند و درطول خدمت حتی یکخطای کوچک نداشت.
عرفا رئیسجمهوری حق دارد یکحکم محدود بازرسی ویژه به امینترین فرد نزدیک به خودش بدهد. علت آن هم این است که مبادا گرایش سیاسی بازرس ویژه بر گزارشی که به رئیسجمهوری میدهد تاثیربگذارد. قاعدتا هم اینحکم محدود، غیراستخدامی و بدون دستمزد است. غیر از اینش موجه نیست.
حواستان باشد شامورتیبازی، هرکهبههرکهبودن، باندبازی، فامیلسالاری و سایر بلایایی که اینسیستم را به گند کشیدهاست نام شما را لکهدار نکند.
دفترتان امن نیست!
🆔@jameeno
👏20👍12👎2
#الف
🏷 پزشکیان کافی نبود!
🖊 شورای سردبیری:
زمان آن رسیده که به رویکارآمدن مسعود پزشکیان بهعنوان رئیسجمهوری از منظری متفاوت و در چارچوب رابطهی حکومت-مردم نگاهکنیم. پیشاپیش تذکرمیدهیم که برخلاف زحمتی که فهرستکنندگانِ دستاوردهای حضور صدروزهی پزشکیان میکشند ما امروز یک «نادستاوردِ» ایندوره را پیش چشم میگذاریم و امید که سرسری خواندنِ متن منجر به تلقی مخالفت با رئیسجمهوری محبوب نشود.
نادستاوردی که موردنظر ماست تغییری است که انتظار میرفت با رضایتِ حکومت به پاستورنشینیِ یک اصلاحطلب در رابطهی حکومت و مردم پدیدآید. میتوان آن را در یکپرسش خلاصهکرد: آیا تغییر رفتار حکومت در انتخابات اخیر توانست تغییری هم در رابطهی حکومت با مردم ایجادکند؟ اگر بله، چقدر؟ اگر نه، چرا؟
این مسئلهی مهمی در همهی نظامهای «حاکممحورِ» اقتدارگراست. محتوای رابطهی هرحاکمِ مقتدر و ارادهگرا با مردمش را میتوان در سهنوع خلاصهکرد: رابطهی نفی (مردم خواستار برانداختن نظام حاکمیتاند)، رابطهی اصلاح (خواستار اصلاح رفتار حاکماند) و رابطهی تغییر (جامعه خواستار تغییر کلیِ الگوی حکمرانی است). مسئلهی مهم این است که وقتی تحولی رویمیدهد (مثلاً حاکم رضایت میدهد رئیسجمهوری اصلاحطلب بهجای یک عامل اجراییِ اقتدارگرا رویکاربیاید) سنجیدهشود آنتحول تاچهحد بر جابهجاییِ آن سهنوع رابطه تأثیرمیگذارد. مثلاً در مورد ایران میباید دید حضور مسعود پزشکیان تاچهحد تعداد براندازیطلبان را کاهشداده یا حامل چه میزان اصلاحات بوده و چقدر به انتظارِ تغییرِ مدل حکمرانی و گذار به حکومتی بهتر پاسخدادهاست.
یافتن پاسخ اینپرسشها تا حد زیادی نیازمند آمار است که متأسفانه فراهم نیست. درعینحال قرائنی وجوددارد که میتوان به کمک آنها موقعیت را تاحدودی روشنکرد. آنقرائن در سادهترین شکل عبارتاند از:
- بهجز پزشکیان و چند چهرهی مشخصِ دارای منش ثابتِ شناختهشدهی همراهش تغییری در بافتار مدیریتی دیدهنشدهاست. درواقع سیمای نظام تغییر چشمگیری نکردهاست.
- بنیانهای سیاستخارجی کشور که بسیار تعیینکنندهاند بدون تغییرند (روندِ تغییرات کنونی ناشی از شکست استراتژیکِ حکومت در تلقیاش از امنیت خارجی است و نه حضور پزشکیان).
- علیرغم برخی عقبنشینیهای قطعاً تاکتیکی، رفتار اجتماعیِ دستگاه حکومت متحولنشدهاست.
- هیچ تغییر محسوسی در رویکرد نابودگرِ حکومت در زمینهی اقتصادی دیدهنمیشود.
توجهکنیم که جامعه دستاورد صدروزهی آقای پزشکیان را (هرقدر که هست) حاصل تغییر شیوهی حکمرانی نمیداند و آن را تاکتیکی میبیند. بهعبارتدیگر چون دستاوردهای محتمل پزشکیان همگی مشروط و گروکشانهاند: آزادی پوشش سر بانوان رسماً اعلامنمیشود و یکقانون فعلاً اعمالنشده مانند شمشیر داموکلس بالای سر زنان است. دربارهی فیلترینگ معلقبازی میکنند، عربدهکشانِ جنگطلب به طرفداران تغییر سیاست خارجی فحش میدهند، محکومان سیاسی کمنمیشوند و...)
بدیهیاست که بهاینترتیب نمیتوان انتظار داشت رابطهی حکومت-جامعه تغییر محسوس و چشمگیری کردهباشد. شواهد ناشی از برخوردهای روزانه با جامعه نیز همین را تأییدمیکند: مردم به آنچه درست است ولی انجامنمیشود و آنچه غلط است ولی بر وجودش اصرار میشود بیشتر توجهدارند تا دستاوردهای رئیسجمهوری! امیدی که میبایست به جامعه بازمیگشت هنوز هم در سایهی غولِ فسادِ آشکار و سیستماتیک، سختتر شدنِ زندگی، تبعیضهای محسوس، جنگهای منتهی به شکست و بیگانهپرستیِ حکومت پنهان است و انگار هرگز بازنخواهدگشت.
به ارزیابی ما حکومت نتوانست از طریق اتکا به چهرهی مقبولی چون پزشکیان رابطهی خود را با جامعه اصلاحکند و علت آن ناتوانی و فقدان اراده و دستِ بستهی حکومت در پذیرش شکست در تشخیص و داوریِ کار جهان و سپس رفتن از مسیرهای غلط است. نظام حکومتیِ کنونی شکستِ بنیادینی خوردهاست، در حال رفعورجوع گرفتاریهای خودساخته است و به موقعیت رابطهی خود با جامعه اعتنای جدی ندارد.
اینموقعیت شکننده و خطرساز است. میتوان فرضکرد حکومت خواهان این رابطهی نااستوار با جامعه نیست و میخواهد که اینوضع تغییرکند. اینامر مستلزم آن است که درمورد همهی پارامترهای حکمرانی تجدیدنظرِ اساسی شود، چهرههایی که به کهولت رسیدهاند و داغ بیکفایتی و نادانی خوردهاند میباید کنار بروند، رویههای غیرمعقول حکمرانی و ادارهی جامعه که مستعمل هم شدهاند میباید کنارگذاشتهشوند و حکومت بهخاطر «اوجب واجبات» به گذاری کنترلشده و الگویی تازه از حکمرانی رضایتدهد.
دستبهنقد آنبالا بهخاطر آنچه استراتژی امنیتملی پنداشته میشد و اینروزها همچون آبِ ریخته بر شن درحال محوشدن است سری بهسنگخورده دارد. باشد که در عرصهی داخل نیز بر باورهای باطل و بیثمرِ لهشده زیر پای جامعه اصرارنکند.
🆔@jameeno
🏷 پزشکیان کافی نبود!
🖊 شورای سردبیری:
زمان آن رسیده که به رویکارآمدن مسعود پزشکیان بهعنوان رئیسجمهوری از منظری متفاوت و در چارچوب رابطهی حکومت-مردم نگاهکنیم. پیشاپیش تذکرمیدهیم که برخلاف زحمتی که فهرستکنندگانِ دستاوردهای حضور صدروزهی پزشکیان میکشند ما امروز یک «نادستاوردِ» ایندوره را پیش چشم میگذاریم و امید که سرسری خواندنِ متن منجر به تلقی مخالفت با رئیسجمهوری محبوب نشود.
نادستاوردی که موردنظر ماست تغییری است که انتظار میرفت با رضایتِ حکومت به پاستورنشینیِ یک اصلاحطلب در رابطهی حکومت و مردم پدیدآید. میتوان آن را در یکپرسش خلاصهکرد: آیا تغییر رفتار حکومت در انتخابات اخیر توانست تغییری هم در رابطهی حکومت با مردم ایجادکند؟ اگر بله، چقدر؟ اگر نه، چرا؟
این مسئلهی مهمی در همهی نظامهای «حاکممحورِ» اقتدارگراست. محتوای رابطهی هرحاکمِ مقتدر و ارادهگرا با مردمش را میتوان در سهنوع خلاصهکرد: رابطهی نفی (مردم خواستار برانداختن نظام حاکمیتاند)، رابطهی اصلاح (خواستار اصلاح رفتار حاکماند) و رابطهی تغییر (جامعه خواستار تغییر کلیِ الگوی حکمرانی است). مسئلهی مهم این است که وقتی تحولی رویمیدهد (مثلاً حاکم رضایت میدهد رئیسجمهوری اصلاحطلب بهجای یک عامل اجراییِ اقتدارگرا رویکاربیاید) سنجیدهشود آنتحول تاچهحد بر جابهجاییِ آن سهنوع رابطه تأثیرمیگذارد. مثلاً در مورد ایران میباید دید حضور مسعود پزشکیان تاچهحد تعداد براندازیطلبان را کاهشداده یا حامل چه میزان اصلاحات بوده و چقدر به انتظارِ تغییرِ مدل حکمرانی و گذار به حکومتی بهتر پاسخدادهاست.
یافتن پاسخ اینپرسشها تا حد زیادی نیازمند آمار است که متأسفانه فراهم نیست. درعینحال قرائنی وجوددارد که میتوان به کمک آنها موقعیت را تاحدودی روشنکرد. آنقرائن در سادهترین شکل عبارتاند از:
- بهجز پزشکیان و چند چهرهی مشخصِ دارای منش ثابتِ شناختهشدهی همراهش تغییری در بافتار مدیریتی دیدهنشدهاست. درواقع سیمای نظام تغییر چشمگیری نکردهاست.
- بنیانهای سیاستخارجی کشور که بسیار تعیینکنندهاند بدون تغییرند (روندِ تغییرات کنونی ناشی از شکست استراتژیکِ حکومت در تلقیاش از امنیت خارجی است و نه حضور پزشکیان).
- علیرغم برخی عقبنشینیهای قطعاً تاکتیکی، رفتار اجتماعیِ دستگاه حکومت متحولنشدهاست.
- هیچ تغییر محسوسی در رویکرد نابودگرِ حکومت در زمینهی اقتصادی دیدهنمیشود.
توجهکنیم که جامعه دستاورد صدروزهی آقای پزشکیان را (هرقدر که هست) حاصل تغییر شیوهی حکمرانی نمیداند و آن را تاکتیکی میبیند. بهعبارتدیگر چون دستاوردهای محتمل پزشکیان همگی مشروط و گروکشانهاند: آزادی پوشش سر بانوان رسماً اعلامنمیشود و یکقانون فعلاً اعمالنشده مانند شمشیر داموکلس بالای سر زنان است. دربارهی فیلترینگ معلقبازی میکنند، عربدهکشانِ جنگطلب به طرفداران تغییر سیاست خارجی فحش میدهند، محکومان سیاسی کمنمیشوند و...)
بدیهیاست که بهاینترتیب نمیتوان انتظار داشت رابطهی حکومت-جامعه تغییر محسوس و چشمگیری کردهباشد. شواهد ناشی از برخوردهای روزانه با جامعه نیز همین را تأییدمیکند: مردم به آنچه درست است ولی انجامنمیشود و آنچه غلط است ولی بر وجودش اصرار میشود بیشتر توجهدارند تا دستاوردهای رئیسجمهوری! امیدی که میبایست به جامعه بازمیگشت هنوز هم در سایهی غولِ فسادِ آشکار و سیستماتیک، سختتر شدنِ زندگی، تبعیضهای محسوس، جنگهای منتهی به شکست و بیگانهپرستیِ حکومت پنهان است و انگار هرگز بازنخواهدگشت.
به ارزیابی ما حکومت نتوانست از طریق اتکا به چهرهی مقبولی چون پزشکیان رابطهی خود را با جامعه اصلاحکند و علت آن ناتوانی و فقدان اراده و دستِ بستهی حکومت در پذیرش شکست در تشخیص و داوریِ کار جهان و سپس رفتن از مسیرهای غلط است. نظام حکومتیِ کنونی شکستِ بنیادینی خوردهاست، در حال رفعورجوع گرفتاریهای خودساخته است و به موقعیت رابطهی خود با جامعه اعتنای جدی ندارد.
اینموقعیت شکننده و خطرساز است. میتوان فرضکرد حکومت خواهان این رابطهی نااستوار با جامعه نیست و میخواهد که اینوضع تغییرکند. اینامر مستلزم آن است که درمورد همهی پارامترهای حکمرانی تجدیدنظرِ اساسی شود، چهرههایی که به کهولت رسیدهاند و داغ بیکفایتی و نادانی خوردهاند میباید کنار بروند، رویههای غیرمعقول حکمرانی و ادارهی جامعه که مستعمل هم شدهاند میباید کنارگذاشتهشوند و حکومت بهخاطر «اوجب واجبات» به گذاری کنترلشده و الگویی تازه از حکمرانی رضایتدهد.
دستبهنقد آنبالا بهخاطر آنچه استراتژی امنیتملی پنداشته میشد و اینروزها همچون آبِ ریخته بر شن درحال محوشدن است سری بهسنگخورده دارد. باشد که در عرصهی داخل نیز بر باورهای باطل و بیثمرِ لهشده زیر پای جامعه اصرارنکند.
🆔@jameeno
👍29😐1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#در_کرانه_روز
🏷 ...منتظر باشید!
ما از آنچه در سوریه میگذرد بهدرستی سردرنمیآوریم. همینقدر دستگیرمانشده که این تحریرالشام همان النصره است که نیای آن القاعده بود و اکنون با دوتغییر بهیکباره ظاهرشدهاست. سلاحهای تعیینکننده دارد، رهبرش مسلسل حمل نمیکند و کتوشلوارپوش آراستهای است (یعنی افزونبر جنگجو شاخهی سیاسی هم دارد)، با اسرائیل و ایالاتمتحده هماهنگ و غیرمتخاصم بوده و است و پایگاه تدارکاتیاش هم در ترکیه است.
احتمالدارد که محتوای ماجرای اخیر فراتر از زورآزمایی و آزمندی ترکیه باشد و به نتایجی استراتژیک ختمشود: صرفاً یک زخم بر منطقه نباشد و منجر به قطععضو شود!
دراینصورت جای نگرانی هست؛ چون ممکناست جبههای هم در دل ایران بازشود؛ درست از تهران یا مشهد. توسط یک گروه تروریستیِ دیگر با سرپلِ افغانستان و به «مکان»داریِ طالبان: اینجا نیشگونی بگیرند، ایران دستش را درازکند... و آنها قطعشکنند! میگفتیم ورود افغانها را کنترلکنید و بهخاطر حکومتشان بازشانگردانید، برای امروز بود.
این را سربسته گفتیم فقط برای حکومت نادانمان که وقتی اشتباهاتش معلوممیشود سرش را میکند زیر برف.
🆔@jameeno
🏷 ...منتظر باشید!
ما از آنچه در سوریه میگذرد بهدرستی سردرنمیآوریم. همینقدر دستگیرمانشده که این تحریرالشام همان النصره است که نیای آن القاعده بود و اکنون با دوتغییر بهیکباره ظاهرشدهاست. سلاحهای تعیینکننده دارد، رهبرش مسلسل حمل نمیکند و کتوشلوارپوش آراستهای است (یعنی افزونبر جنگجو شاخهی سیاسی هم دارد)، با اسرائیل و ایالاتمتحده هماهنگ و غیرمتخاصم بوده و است و پایگاه تدارکاتیاش هم در ترکیه است.
احتمالدارد که محتوای ماجرای اخیر فراتر از زورآزمایی و آزمندی ترکیه باشد و به نتایجی استراتژیک ختمشود: صرفاً یک زخم بر منطقه نباشد و منجر به قطععضو شود!
دراینصورت جای نگرانی هست؛ چون ممکناست جبههای هم در دل ایران بازشود؛ درست از تهران یا مشهد. توسط یک گروه تروریستیِ دیگر با سرپلِ افغانستان و به «مکان»داریِ طالبان: اینجا نیشگونی بگیرند، ایران دستش را درازکند... و آنها قطعشکنند! میگفتیم ورود افغانها را کنترلکنید و بهخاطر حکومتشان بازشانگردانید، برای امروز بود.
این را سربسته گفتیم فقط برای حکومت نادانمان که وقتی اشتباهاتش معلوممیشود سرش را میکند زیر برف.
🆔@jameeno
👍29
#در_کرانه_روز
🏷 حواست را جمعکن!
در بلاهت اطرافیان رئیسجمهوری همین بس که متأسفانه توجیهآوردهاند چون برخلاف همهٔ رؤسایجمهوریِ پیشین که غیررسمی بچههای خودشان را میبردهاند داخل، اینها پسر آقای پزشکیان را با حکم رسمی بردهاند داخل، پس کارشان هیچ هم خطا نبوده است!
آقایان محترم، این کار به لحاظ ماهیت غلط است و نه در شکل و ظاهر؛ یعنی حتی اگر لامپِ اتاق رئیسجمهوری هم سوخت و در کل ایران کسی جز پسرِ رئیسجمهوری نبود که بلد باشد تعویضش کند، باز هم اصلح و اولی و ارجح و افضل و اقدم و سنگینتر آن است که رئیسجمهوری اتاقش را عوضکند! اگر غیر از این کردند خودِ خانوادهٔ آقای پزشکیان میباید از پذیرفتنِ چنین حکمهایی بپرهیزند و شأن پدرشان را حفظکنند.
پسبگیرید این حکم و این توجیه را و با آبروی پزشکیان بازینکنید. دارید پایش را لنگ میکنید و دستش را در پوستگردو میگذارید؛ چراکه دارد نشانههایی پیدا میشود از اینکه رقیبان و حریفانِ دولت در اینمقطع بهدلیلی نامعلوم ولی قابلحدس، حمایت بالا را از دولت کمتر از پیش میدانند و گرفتن یقهٔ دولت و لگد زدن به آن را ممکن و بلااشکال و بیهزینه.
همین حکمِ انتصاب پسر رئیسجمهوری را نخست رسانهٔ شهرداری تهران منتشر کرد (و مثلاً ندادند دست توئیترنشینهایشان). از آن طرف هم، رئیس مجلس باز دارد خارج میزند و سر قضیهٔ حکمِ ظریف و قانون مربوط به موی سر زنان بازی درمیآورد.
اینها همچنان از درک اجبارِ حکومت در رویآوردن به پزشکیان و ضرورتِ توفیق او تنمیزنند و دنبال پختن نان خودشان در این تنورند؛ با ذرهبین دنبال گزکی از دولتند که بر صورتش چنگ بکشند و رویش را خونآلود کنند تا بهوقتش بهش بیاید و بشود تقصیرِ بقیهٔ بیکفایتیهای حکومت را هم گردن او بیاندازند و همهٔ کاسهکوزهها را بر سر او بشکنند. میکوشند پزشکیان را رادیکال کنند و بکشند توی گود خودشان. اگر بتوانند، پزشکیان اندکاندک ارتباط مستقیمش را با رأسقدرت و امکانِ چانهزنی را با او خواهدباخت و محتاج واسطهها و صدور نامههای سرگشاده از پشت تریبون خواهدشد. تازه پای معامله با رأسقدرت هم برسد ناچار خواهد شد بر سر متوقفکردن خونریزیِ خودش معامله کند.
در چنین میدانی سوتیهایی همچون صدور حکم برای پسر و داماد رئیسجمهوری، زخمهاییاند که بوی خونی که ازشان میچکد شغالها و کفتارها را جمع میکند؛ نجاستش هم از جامه با آب کرِ «قبلیها هم خطا کردند، پس ما هم حق داریم خطا کنیم» هیچ شسته نمیشود: هم آبروی پزشکیان را پیش کسانی که به او رأی دادند میبرند هم ناچارش میکنند بهجای چانهزنی برای رفع مزاحمت از اینترنت و زنان، برای شستنِ این لکهها و خواباندنِ این قیلوقالها چانه بزند و وادار به معامله شود.
پزشکیان حتی برای لحظهای نمیباید فراموش کند که برای واسطهگری در معاملهٔ میان اجتماع و حکومت آنجا فرستاده شده است: برای اینکه با بالا چانه بزند تا در ازای هر قدم راه آمدنِ حکومت با مطالباتِ اجتماع، از قهرِ پایین با بالا کاسته شود. رئیسجمهوری میباید حواسجمع باشد تا نتوانند او را وارد معاملههای کوچک و ارزان کنند.
🆔@jameeno
🏷 حواست را جمعکن!
در بلاهت اطرافیان رئیسجمهوری همین بس که متأسفانه توجیهآوردهاند چون برخلاف همهٔ رؤسایجمهوریِ پیشین که غیررسمی بچههای خودشان را میبردهاند داخل، اینها پسر آقای پزشکیان را با حکم رسمی بردهاند داخل، پس کارشان هیچ هم خطا نبوده است!
آقایان محترم، این کار به لحاظ ماهیت غلط است و نه در شکل و ظاهر؛ یعنی حتی اگر لامپِ اتاق رئیسجمهوری هم سوخت و در کل ایران کسی جز پسرِ رئیسجمهوری نبود که بلد باشد تعویضش کند، باز هم اصلح و اولی و ارجح و افضل و اقدم و سنگینتر آن است که رئیسجمهوری اتاقش را عوضکند! اگر غیر از این کردند خودِ خانوادهٔ آقای پزشکیان میباید از پذیرفتنِ چنین حکمهایی بپرهیزند و شأن پدرشان را حفظکنند.
پسبگیرید این حکم و این توجیه را و با آبروی پزشکیان بازینکنید. دارید پایش را لنگ میکنید و دستش را در پوستگردو میگذارید؛ چراکه دارد نشانههایی پیدا میشود از اینکه رقیبان و حریفانِ دولت در اینمقطع بهدلیلی نامعلوم ولی قابلحدس، حمایت بالا را از دولت کمتر از پیش میدانند و گرفتن یقهٔ دولت و لگد زدن به آن را ممکن و بلااشکال و بیهزینه.
همین حکمِ انتصاب پسر رئیسجمهوری را نخست رسانهٔ شهرداری تهران منتشر کرد (و مثلاً ندادند دست توئیترنشینهایشان). از آن طرف هم، رئیس مجلس باز دارد خارج میزند و سر قضیهٔ حکمِ ظریف و قانون مربوط به موی سر زنان بازی درمیآورد.
اینها همچنان از درک اجبارِ حکومت در رویآوردن به پزشکیان و ضرورتِ توفیق او تنمیزنند و دنبال پختن نان خودشان در این تنورند؛ با ذرهبین دنبال گزکی از دولتند که بر صورتش چنگ بکشند و رویش را خونآلود کنند تا بهوقتش بهش بیاید و بشود تقصیرِ بقیهٔ بیکفایتیهای حکومت را هم گردن او بیاندازند و همهٔ کاسهکوزهها را بر سر او بشکنند. میکوشند پزشکیان را رادیکال کنند و بکشند توی گود خودشان. اگر بتوانند، پزشکیان اندکاندک ارتباط مستقیمش را با رأسقدرت و امکانِ چانهزنی را با او خواهدباخت و محتاج واسطهها و صدور نامههای سرگشاده از پشت تریبون خواهدشد. تازه پای معامله با رأسقدرت هم برسد ناچار خواهد شد بر سر متوقفکردن خونریزیِ خودش معامله کند.
در چنین میدانی سوتیهایی همچون صدور حکم برای پسر و داماد رئیسجمهوری، زخمهاییاند که بوی خونی که ازشان میچکد شغالها و کفتارها را جمع میکند؛ نجاستش هم از جامه با آب کرِ «قبلیها هم خطا کردند، پس ما هم حق داریم خطا کنیم» هیچ شسته نمیشود: هم آبروی پزشکیان را پیش کسانی که به او رأی دادند میبرند هم ناچارش میکنند بهجای چانهزنی برای رفع مزاحمت از اینترنت و زنان، برای شستنِ این لکهها و خواباندنِ این قیلوقالها چانه بزند و وادار به معامله شود.
پزشکیان حتی برای لحظهای نمیباید فراموش کند که برای واسطهگری در معاملهٔ میان اجتماع و حکومت آنجا فرستاده شده است: برای اینکه با بالا چانه بزند تا در ازای هر قدم راه آمدنِ حکومت با مطالباتِ اجتماع، از قهرِ پایین با بالا کاسته شود. رئیسجمهوری میباید حواسجمع باشد تا نتوانند او را وارد معاملههای کوچک و ارزان کنند.
🆔@jameeno
Telegram
جامعه نو
#الف
🏷 بیا پایین لطفا!
🖊 شورای سردبیری:
حرفهای رئیس مجلس از موضع صندلی مرتفعش در این باب که پزشکیان میباید در انتصاب مقامات درجهسه هم وفاقملی را رعایت کند و مجلس مراقب است که او غیر از این نکند، نشان میدهد نزد کسانی که قرار است با رئیسجمهوری همراهی…
🏷 بیا پایین لطفا!
🖊 شورای سردبیری:
حرفهای رئیس مجلس از موضع صندلی مرتفعش در این باب که پزشکیان میباید در انتصاب مقامات درجهسه هم وفاقملی را رعایت کند و مجلس مراقب است که او غیر از این نکند، نشان میدهد نزد کسانی که قرار است با رئیسجمهوری همراهی…
👍28👎3👏2❤1
#در_کرانه_روز
🏷 شجاع باش، این پل آخر است!
حالا دیگر مثل روز روشن شده است که صورتِ جدیدِ قانونِ حکومت با مضمون سرکوب جامعهٔ زنان و بالا بردن شمشیر آن، صرفاً برای کوبیدن بر سر پزشکیان و یک تاکتیکِ محیلانهٔ اجزای معتمد حکومت برای راندن او به کوچهٔ بنبست است. در مورد این به اصطلاح قانون، روشن است که عمداً خواستهاند پیازداغ و نعناداغش را زیاد کنند، یک وجب روغن هم رویش بریزند تا بوی آن کاملاً به هر سو برسد و رنگِ بلاهت و بدطینتیِ آن به اصطلاح قانون آنقدر تند باشد که همه ببینند و حالا زمان را مناسب دیدهاند تا آن را به دامن پزشکیان بیندازند!
خلاصه بگوییم، دو راه بیشتر نخواهد داشت: سرش را پایین بیندازد و برای توجیه اطاعتی که کرده است جفنگ ببافد و یا سرش را افراشته کند و بگوید اجرا نمیکنم و مشاورانش بگردند دنبالِ مَفرِّ حقوقیِ عدم اجرا.
در هر دو حال این جراحِ بیچاره گوشهٔ رینگ و ته کوچهٔ بنبست است؛ لذا درست است که بگویند در ایرانِ فعلی، سیاست پدرومادر ندارد و یک حرامزادهٔ واقعی است!
اولِ مطلب این را محکم بگوییم که این به اصطلاح قانون، هرگز اجرا نخواهد شد. خیالتان تخت! هنوز هم در گوشهوکنارِ کشور شاهدِ رخدادِ ناخوشایندِ مربوط به حجابِ زنان خواهیم بود، اما این قانونی برای اجرا نکردن است و البته فشارِ سیاسی آوردن به یک رئیسجمهورِ غیرمعتمد.
«جامعه نو» از اولِ کارِ پزشکیان، چنین معرکهگیریها و رسیدنِ چنين روزی را دیده بود. از روز اول، دربارهٔ این سنگ به پا بستنها فکر کرده بود و با توجه به اینکه هیچکس از این یأجوج و مأجوجها در بدنهٔ دستگاه حکومت چنان اعتباری ندارد که برای یک رئیسجمهورِ غریبه در این دستگاه، قابل مذاکره و صاحب شأنِ توافق در امور سیاسی باشد، به او توصیه کردهایم که وقتی بوی این آش را شنید فقط به سراغ کسی برود که این ماجرای ورود به کارزارِ رئیسجمهور شدن را با او بست و بگوید خودت جلوی این توطئهٔ آنها را بگیر و اگر جواب منفی گرفت آمادهٔ استعفا و دستگیری شود و البته پیشاپیش به مردم بگوید چرا و هنوز هم، بر همین حرف هستیم.
اما از آنجا که ایدههای خارج از حلقهٔ مشاورانِ پزشکیان برای خیلِ مشاوران او مسموع نیست و پزشکیان بالاخره به طریقی به چالههای بدنهٔ حکومت خواهد افتاد، پیشنهاد میکنیم از درِ همان طنز پیشین درآید: اجرای این قانون را نه به جمعیت مؤتلفه، که به قوهٔ قضائیه بسپارد و این را صریحاً اعلام کند که این به اصطلاح قانون را درست نمیداند و مسئولِ هر چه شود، قوهٔ قضائیه و رئیس مجلس خواهند بود. بالاخره قانونی که همهاش بگیروببند و بکارگیریِ افاغنه بهعنوان ضابط و داغ و درفش و زندان و جریمه است، بیشتر مناسبِ بستن به ریش قوهٔ قضائیه است تا دولت!
امشب، اگر دوباره با یک گفتوگوی از پیش ضبط شده* روبرو نشویم، وقت آن است که پزشکیان به صراحت روشن کند:
کاملاً با این معجونِ به اصطلاح قانونی مخالفِ عقیدتی است و پدید آمدنِ آن را یک تله برای بستنِ دست و پای دولت میداند و اجرای آن را به دلیل غیرمنطقی و بحرانآفرین بودنش شروع نخواهد کرد.
برای آنکه فرمان ریاستجمهوری برای رفع فیلترینگ را صادر کند، مهلتی مشخص تعیین کند (به اندازهٔ قالیباف که با جنمِ دروغین و اعتباری، برای ۲۳ آذر اولتیماتوم میدهد، اراده نشان دهد).
دربارهٔ موقعیت وخیمِ اقتصادیِ کشور که برای همهٔ باربرهای بازار و شاگردانِ قهوهخانهها نیز مثل روز روشن و آشکار است، امید واهی و شعار ندهد. حقیقت اوضاع را بگوید و خواستار رفتار عاقلانه از سوی همهٔ مقامهای کشوری و لشگری شود.
* در گفتگوی مستقیمِ دفعهٔ قبل، برای آنکه او را خراب کنند (خودِ صداوسیما که آبرویی ندارد) در وقفههای ضبط گفتوگو، جای بعضی وسایل را عوض کرده بودند. عدهٔ زیادی متوجه این رذالت نشدند.
🆔@jameeno
🏷 شجاع باش، این پل آخر است!
حالا دیگر مثل روز روشن شده است که صورتِ جدیدِ قانونِ حکومت با مضمون سرکوب جامعهٔ زنان و بالا بردن شمشیر آن، صرفاً برای کوبیدن بر سر پزشکیان و یک تاکتیکِ محیلانهٔ اجزای معتمد حکومت برای راندن او به کوچهٔ بنبست است. در مورد این به اصطلاح قانون، روشن است که عمداً خواستهاند پیازداغ و نعناداغش را زیاد کنند، یک وجب روغن هم رویش بریزند تا بوی آن کاملاً به هر سو برسد و رنگِ بلاهت و بدطینتیِ آن به اصطلاح قانون آنقدر تند باشد که همه ببینند و حالا زمان را مناسب دیدهاند تا آن را به دامن پزشکیان بیندازند!
خلاصه بگوییم، دو راه بیشتر نخواهد داشت: سرش را پایین بیندازد و برای توجیه اطاعتی که کرده است جفنگ ببافد و یا سرش را افراشته کند و بگوید اجرا نمیکنم و مشاورانش بگردند دنبالِ مَفرِّ حقوقیِ عدم اجرا.
در هر دو حال این جراحِ بیچاره گوشهٔ رینگ و ته کوچهٔ بنبست است؛ لذا درست است که بگویند در ایرانِ فعلی، سیاست پدرومادر ندارد و یک حرامزادهٔ واقعی است!
اولِ مطلب این را محکم بگوییم که این به اصطلاح قانون، هرگز اجرا نخواهد شد. خیالتان تخت! هنوز هم در گوشهوکنارِ کشور شاهدِ رخدادِ ناخوشایندِ مربوط به حجابِ زنان خواهیم بود، اما این قانونی برای اجرا نکردن است و البته فشارِ سیاسی آوردن به یک رئیسجمهورِ غیرمعتمد.
«جامعه نو» از اولِ کارِ پزشکیان، چنین معرکهگیریها و رسیدنِ چنين روزی را دیده بود. از روز اول، دربارهٔ این سنگ به پا بستنها فکر کرده بود و با توجه به اینکه هیچکس از این یأجوج و مأجوجها در بدنهٔ دستگاه حکومت چنان اعتباری ندارد که برای یک رئیسجمهورِ غریبه در این دستگاه، قابل مذاکره و صاحب شأنِ توافق در امور سیاسی باشد، به او توصیه کردهایم که وقتی بوی این آش را شنید فقط به سراغ کسی برود که این ماجرای ورود به کارزارِ رئیسجمهور شدن را با او بست و بگوید خودت جلوی این توطئهٔ آنها را بگیر و اگر جواب منفی گرفت آمادهٔ استعفا و دستگیری شود و البته پیشاپیش به مردم بگوید چرا و هنوز هم، بر همین حرف هستیم.
اما از آنجا که ایدههای خارج از حلقهٔ مشاورانِ پزشکیان برای خیلِ مشاوران او مسموع نیست و پزشکیان بالاخره به طریقی به چالههای بدنهٔ حکومت خواهد افتاد، پیشنهاد میکنیم از درِ همان طنز پیشین درآید: اجرای این قانون را نه به جمعیت مؤتلفه، که به قوهٔ قضائیه بسپارد و این را صریحاً اعلام کند که این به اصطلاح قانون را درست نمیداند و مسئولِ هر چه شود، قوهٔ قضائیه و رئیس مجلس خواهند بود. بالاخره قانونی که همهاش بگیروببند و بکارگیریِ افاغنه بهعنوان ضابط و داغ و درفش و زندان و جریمه است، بیشتر مناسبِ بستن به ریش قوهٔ قضائیه است تا دولت!
امشب، اگر دوباره با یک گفتوگوی از پیش ضبط شده* روبرو نشویم، وقت آن است که پزشکیان به صراحت روشن کند:
کاملاً با این معجونِ به اصطلاح قانونی مخالفِ عقیدتی است و پدید آمدنِ آن را یک تله برای بستنِ دست و پای دولت میداند و اجرای آن را به دلیل غیرمنطقی و بحرانآفرین بودنش شروع نخواهد کرد.
برای آنکه فرمان ریاستجمهوری برای رفع فیلترینگ را صادر کند، مهلتی مشخص تعیین کند (به اندازهٔ قالیباف که با جنمِ دروغین و اعتباری، برای ۲۳ آذر اولتیماتوم میدهد، اراده نشان دهد).
دربارهٔ موقعیت وخیمِ اقتصادیِ کشور که برای همهٔ باربرهای بازار و شاگردانِ قهوهخانهها نیز مثل روز روشن و آشکار است، امید واهی و شعار ندهد. حقیقت اوضاع را بگوید و خواستار رفتار عاقلانه از سوی همهٔ مقامهای کشوری و لشگری شود.
* در گفتگوی مستقیمِ دفعهٔ قبل، برای آنکه او را خراب کنند (خودِ صداوسیما که آبرویی ندارد) در وقفههای ضبط گفتوگو، جای بعضی وسایل را عوض کرده بودند. عدهٔ زیادی متوجه این رذالت نشدند.
🆔@jameeno
👍27❤1👎1
#در_کرانه_روز
🏷 در سوریه چه خبر است؟
ایران چه میباید بکند؟
فارغ از موقعیت نیروهای نظامی و وضعیت فعلی آنها (که اطلاع دقیق از آن نداریم) از نظر سیاسی چنین به نظر میرسد که رژیمِ متزلزل و غیرملی سوریه دستخوش برخورد دو نیروست که در نهایت یکی از آنها در خاک سوریه به برتری میرسد و رژیم سوریه را کنترل میکند و به آن ثبات میبخشد. این دو نیرو فعلاً عبارتاند از ترکیب سه تاییِ اسراییل، ترکیه و ایالاتمتحده در یکسو و روسیه و ایران در سوی دیگر. اهداف گروه کوچکتر صرفاً حفظ رژیم فعلی است، اما گروه بزرگتر در پی تضعیف شدید رژیم سوریه و کنترل خاک سوریه است. آن نیروهای نامنظم که دائماً تغییر شکل میدهند و یکشبه پدید میآیند، نقش ابزار دارند و مثل بیل و بولدوزر صرفاً برای زیر و رو کردن خاک سوریه از آنها استفاده میشود. عراق هم بهعنوان یک همسایهٔ مهمِ سوریه موضع متزلزلی دارد. عراق مایل است که امنیت داخلیاش را حفظ و نیروهای شبهنظامیاش را کنترل کند و از معرکهٔ سوریه دور بماند و البته ناتوانیِ عراق در برابر همان نیروها (که مایلاند بخشی از پیادهنظامی باشند که اهداف ایران را پیش میبرد) نقطهضعف و محلِ آسیب این کشور است.
در وضعیت کنونی میتوان فرض کرد آنچه در سوریه رخ میدهد بخشی از یک بازی بزرگتر است که خاورمیانه را دربرمیگیرد (و میتوان بعداً دربارهٔ آن حرف زد). موازنهٔ نیروها در سوریه اکنون چنان است که حتی اگر وضعیت فعلی دوباره مثل چند سال قبل منجمد شود، پس از مدتی باز هم به جنبش درمیآید تا در نهایت وضعیتِ ارضیِ سوریه به نفع ترکیه و وضعیتِ امنیتی و سیاسیِ آن به سود اسرائیل تغییر کند. تنها نکتهٔ قابل توجه، بستهترِ شدنِ دستِ دو بازیگر مهم یعنی روسیه و ایران است که اولی گرفتارِ یک جنگ فرساینده است در اوکراین و دومی دیگر تا حد زیادی فاقد امکان تحرک در سوریه (از پی آسیب اساسی حزبالله از اسرائیل) است.
تنها فرجامِ قابل پیشبینی برای این موقعیت، تغییر فاز و تسلیمِ اسد به برنامهریزیِ ایالاتمتحده و اسرائیل با این مضمون است که در مقابل امتیازِ ثبات و تداوم، روسیه و ایران را از سوریه بیرون کند. اگر اسد به خواست امریکا و اسرائیل تن دهد، آنها در مقابل به تحرک شبهچریکیِ گروههای دستآموز پایان میدهند و توسعهطلبیِ اردوغان را کنترل میکنند.
احتمالش زیاد است که اسد این معامله را بپذیرد تا به موقعیتِ متزلزلِ سوریه و خودش پایان بدهد.
چنان وضعیتی برای روسیه شکست و برای ایران یک موقعیت تازه برای نگاه به موقعیت امنیتی و روابط بینالمللی است. به علت وضعیت خاص، این برای ایران شکستِ استراتژیِ سیساله (پس از جنگ با عراق) است، ولی شکستِ استراتژیک نیست. قرار گرفتن در یک زاویهٔ تازه برای بازخوانی و تجدیدنظرِ گریزناپذیر در استراتژی امنیت ملی و سیاست خارجی است. نشانههای آن حتی قبل از تهاجم اخیر به شهرهای سوریه نیز دیده شده بود و سبب خیر است.
ما حداقل از پنج سال پیش دربارهٔ اینکه بازیسازی در سوریه بیعاقبت است و بر مبانی اشتباه استوار شده، حرف زده بودیم و خواهان خروج از سوریه و بنا کردن استراتژی دفاعی بر رویکردهای درونگرای دفاعی و سیاست خارجی منافعمحور بودهایم. اکنون روشن است آن تقاضاها از ذهنیات حکومت واقعبینانهتر بوده است. زمان آن رسیده است که با سرعتی سنجیده از راههای رفته برگردیم.
🆔@jameeno
🏷 در سوریه چه خبر است؟
ایران چه میباید بکند؟
فارغ از موقعیت نیروهای نظامی و وضعیت فعلی آنها (که اطلاع دقیق از آن نداریم) از نظر سیاسی چنین به نظر میرسد که رژیمِ متزلزل و غیرملی سوریه دستخوش برخورد دو نیروست که در نهایت یکی از آنها در خاک سوریه به برتری میرسد و رژیم سوریه را کنترل میکند و به آن ثبات میبخشد. این دو نیرو فعلاً عبارتاند از ترکیب سه تاییِ اسراییل، ترکیه و ایالاتمتحده در یکسو و روسیه و ایران در سوی دیگر. اهداف گروه کوچکتر صرفاً حفظ رژیم فعلی است، اما گروه بزرگتر در پی تضعیف شدید رژیم سوریه و کنترل خاک سوریه است. آن نیروهای نامنظم که دائماً تغییر شکل میدهند و یکشبه پدید میآیند، نقش ابزار دارند و مثل بیل و بولدوزر صرفاً برای زیر و رو کردن خاک سوریه از آنها استفاده میشود. عراق هم بهعنوان یک همسایهٔ مهمِ سوریه موضع متزلزلی دارد. عراق مایل است که امنیت داخلیاش را حفظ و نیروهای شبهنظامیاش را کنترل کند و از معرکهٔ سوریه دور بماند و البته ناتوانیِ عراق در برابر همان نیروها (که مایلاند بخشی از پیادهنظامی باشند که اهداف ایران را پیش میبرد) نقطهضعف و محلِ آسیب این کشور است.
در وضعیت کنونی میتوان فرض کرد آنچه در سوریه رخ میدهد بخشی از یک بازی بزرگتر است که خاورمیانه را دربرمیگیرد (و میتوان بعداً دربارهٔ آن حرف زد). موازنهٔ نیروها در سوریه اکنون چنان است که حتی اگر وضعیت فعلی دوباره مثل چند سال قبل منجمد شود، پس از مدتی باز هم به جنبش درمیآید تا در نهایت وضعیتِ ارضیِ سوریه به نفع ترکیه و وضعیتِ امنیتی و سیاسیِ آن به سود اسرائیل تغییر کند. تنها نکتهٔ قابل توجه، بستهترِ شدنِ دستِ دو بازیگر مهم یعنی روسیه و ایران است که اولی گرفتارِ یک جنگ فرساینده است در اوکراین و دومی دیگر تا حد زیادی فاقد امکان تحرک در سوریه (از پی آسیب اساسی حزبالله از اسرائیل) است.
تنها فرجامِ قابل پیشبینی برای این موقعیت، تغییر فاز و تسلیمِ اسد به برنامهریزیِ ایالاتمتحده و اسرائیل با این مضمون است که در مقابل امتیازِ ثبات و تداوم، روسیه و ایران را از سوریه بیرون کند. اگر اسد به خواست امریکا و اسرائیل تن دهد، آنها در مقابل به تحرک شبهچریکیِ گروههای دستآموز پایان میدهند و توسعهطلبیِ اردوغان را کنترل میکنند.
احتمالش زیاد است که اسد این معامله را بپذیرد تا به موقعیتِ متزلزلِ سوریه و خودش پایان بدهد.
چنان وضعیتی برای روسیه شکست و برای ایران یک موقعیت تازه برای نگاه به موقعیت امنیتی و روابط بینالمللی است. به علت وضعیت خاص، این برای ایران شکستِ استراتژیِ سیساله (پس از جنگ با عراق) است، ولی شکستِ استراتژیک نیست. قرار گرفتن در یک زاویهٔ تازه برای بازخوانی و تجدیدنظرِ گریزناپذیر در استراتژی امنیت ملی و سیاست خارجی است. نشانههای آن حتی قبل از تهاجم اخیر به شهرهای سوریه نیز دیده شده بود و سبب خیر است.
ما حداقل از پنج سال پیش دربارهٔ اینکه بازیسازی در سوریه بیعاقبت است و بر مبانی اشتباه استوار شده، حرف زده بودیم و خواهان خروج از سوریه و بنا کردن استراتژی دفاعی بر رویکردهای درونگرای دفاعی و سیاست خارجی منافعمحور بودهایم. اکنون روشن است آن تقاضاها از ذهنیات حکومت واقعبینانهتر بوده است. زمان آن رسیده است که با سرعتی سنجیده از راههای رفته برگردیم.
🆔@jameeno
👍30❤1🤔1
آبانماه که میرسد، برای ما ماهِ سالگردِ اوجِ کارِ روزنامه گروه (جامعه فردا) در هفت سال پیش است، پیش از آنکه در آن دیماهِ شورشخیز به توقف برود و کانال جامعه نو از پسِ غروبِ آن درآید. در این هفت سال یکسره در حال نوشتنِ تقریباً هر روزه با مضمونی یکنواخت بودهایم. با یادآوری سالگرد، خلاصهٔ همهٔ آنچه را گفتهایم در پیالهٔ تلخیص زیر میریزیم. باشد که نوش شود و ادامه دهیم:
🆔@jameeno
🆔@jameeno
👍16❤6
#الف الفها
🏷 جامعهنو چه گفته است در این هفت سال؟
ما در ایران دو مسئلهٔ کلی و کهنه داریم. مسئلهٔ اول ناشی از مبنای اشتباهِ ترکیبِ قدرت در قانون اساسی است که امروز، عواقب جدیِ آن عبارتاند از تضعیف انسجام ملی، تخریب ساختار دولت و کارکرد آن و تبخیر امید و اعتماد عمومی.
مسئلهٔ دوم ناشی از اشتباه دیدنِ مبانیِ وضعیت جهان و انعکاس آن در همان قانون است که نتیجهٔ وخیم آن قرار گرفتن در یک موقعیت آچمز بینالمللی، از دست دادن سهم جهانی و تصعید امنیت ملی است.
هیاهو و کشمکشهای فردی و جناحیِ کممحتوا، این واقعیتها و نتایجِ سترگ آنها را از چشمها پنهان میکند (به همین دلیل هیچگاه به آنها نپرداختیم و با عبور از روی آدمها و دارودستهها، تمرکزمان روی مسائل اساسی ماند).
عقل حکم میکند کماکان در موضعی بایستیم و موقعیت کشور را به سمتی ببریم که اگر بتوانیم، بدون از سر گذراندن یک فروپاشی عمومی و متلاشی کردن چاردیواری ایران، آن مبانی را مسالمتآمیز تغییر بدهیم.
🆔@jameeno
🏷 جامعهنو چه گفته است در این هفت سال؟
ما در ایران دو مسئلهٔ کلی و کهنه داریم. مسئلهٔ اول ناشی از مبنای اشتباهِ ترکیبِ قدرت در قانون اساسی است که امروز، عواقب جدیِ آن عبارتاند از تضعیف انسجام ملی، تخریب ساختار دولت و کارکرد آن و تبخیر امید و اعتماد عمومی.
مسئلهٔ دوم ناشی از اشتباه دیدنِ مبانیِ وضعیت جهان و انعکاس آن در همان قانون است که نتیجهٔ وخیم آن قرار گرفتن در یک موقعیت آچمز بینالمللی، از دست دادن سهم جهانی و تصعید امنیت ملی است.
هیاهو و کشمکشهای فردی و جناحیِ کممحتوا، این واقعیتها و نتایجِ سترگ آنها را از چشمها پنهان میکند (به همین دلیل هیچگاه به آنها نپرداختیم و با عبور از روی آدمها و دارودستهها، تمرکزمان روی مسائل اساسی ماند).
عقل حکم میکند کماکان در موضعی بایستیم و موقعیت کشور را به سمتی ببریم که اگر بتوانیم، بدون از سر گذراندن یک فروپاشی عمومی و متلاشی کردن چاردیواری ایران، آن مبانی را مسالمتآمیز تغییر بدهیم.
🆔@jameeno
👍21❤4
بیانیه بیش از ۱۴۰ روزنامهنگار در اعتراض به قانون حجاب و عفاف
🏷 هشدار میدهیم: «قانون حجاب» نقض گسترده حقوق بنیادین شهروندان است
- ما، روزنامهنگاران امضاکننده این بیانیه، با استناد به اصول حقوقی و موازین قانونی، هشدار میدهیم که اجرای مصوبه مجلس موسوم به «قانون حجاب» منجر به نقض گسترده حقوق بنیادین شهروندان، از جمله حقوق اجتماعی، حریم خصوصی و آزادیهای اساسی خواهد شد.
- از این رو ما روزنامهنگاران، با تاکید بر انجام وظیفه خود در اطلاعرسانی، ضمن تأکید بر غیرانسانی بودن این قانون، مخالفت قاطع خود را با اجرای آن اعلام میکنیم. جامعه تحمل فشار بیشتری را ندارد!
- بسیاری از زنان ایرانی نشان دادهاند بر مطالبه بر حق انتخاب پوشش خود مصر هستند؛ اجرای چنین قوانینی نهتنها به حل مسائل اجتماعی منجر نخواهد شد، بلکه وضع قانون نامتناسب صورت مساله پاک کردن است و هیچ نتیجهای جز بیشتر شدن بحرانهای اجتماعی ندارد.
- متن کامل و فهرست امضاکنندگان را در instant view و با کلیک روی اینجا هم میتوانید بخوانید.
🆔@jameeno
🏷 هشدار میدهیم: «قانون حجاب» نقض گسترده حقوق بنیادین شهروندان است
- ما، روزنامهنگاران امضاکننده این بیانیه، با استناد به اصول حقوقی و موازین قانونی، هشدار میدهیم که اجرای مصوبه مجلس موسوم به «قانون حجاب» منجر به نقض گسترده حقوق بنیادین شهروندان، از جمله حقوق اجتماعی، حریم خصوصی و آزادیهای اساسی خواهد شد.
- از این رو ما روزنامهنگاران، با تاکید بر انجام وظیفه خود در اطلاعرسانی، ضمن تأکید بر غیرانسانی بودن این قانون، مخالفت قاطع خود را با اجرای آن اعلام میکنیم. جامعه تحمل فشار بیشتری را ندارد!
- بسیاری از زنان ایرانی نشان دادهاند بر مطالبه بر حق انتخاب پوشش خود مصر هستند؛ اجرای چنین قوانینی نهتنها به حل مسائل اجتماعی منجر نخواهد شد، بلکه وضع قانون نامتناسب صورت مساله پاک کردن است و هیچ نتیجهای جز بیشتر شدن بحرانهای اجتماعی ندارد.
- متن کامل و فهرست امضاکنندگان را در instant view و با کلیک روی اینجا هم میتوانید بخوانید.
🆔@jameeno
👍22❤3👎2
#الف
🏷 تعبیر خوردن کیک در رویا!
🖊 شورای سردبیری:
اخیراً یک معاون نیروهای نظامی ایران در توجیه داغانشدن ماشین سیاستخارجی ایران (موسوم به محور مقاومت) در برخورد با صخره در سوریه، گفته که ترکیه دو ماه پیش ایران را فریبدادهاست. دیگران هم مضامینی مشابه گفتهاند. اما این حرف یک خودفریبی بزرگ است: حکومت ایران فریب خودش را خوردهاست؛ نه ترکیه! این را البته دیگر همه حسی و شهودی درککردهاند اما افزون بر این مدارکی هم از تحلیلهای منتهی به خودفریبی وجود دارد.
آنچه میخوانید بخش کوچکی از یک سند است که دیروز از محرمانگی درآمدهاست: یک «گزارش راهبردی» باعنوان «چکش موازنه؛ دربرسازی نظم سیاسیجدید در سوریه». این گزارش در سال 1397 در میز عراق اندیشکدهی مرصاد تهیهشده و بهقول نویسنده «بهدلیل برخی حساسیتها پیش از این محرمانه بوده و تنها در اختیار سیاستگذاران و تصمیمگیران پروندهی سوریه» بودهاست.
بخش پیشنهاد این گزارش را برای شما میآوریم:
تداعیگر ایدههای دو طرف مذاکرات سنپطرزبورگ میان روسیه و انگلستان برای تقسیم ایران در سال 1907 و البته کاریکاتور آن است!
واضح است که ریشهی میل به نابودکردن منابع مادی و انسانی ایران در بیابانهای سوریه و عراق و شکست استراتژیک سیاسی فاحش کنونی را میباید در همین نوع طرحهای امتگرایانه و تخیلی جستجو کرد. که نه رقابت ایران و ترکیه بر سر نوع اسلامشان است و نه منافع اقتصادیشان وابسته و مشترک؛ اگر چنان بود در موضوع گذرگاه زنگزور ترکیه بر سر منافع اقتصادیاش علیه ایران با جمهوری آذِربایجان هممذهب با ایران متحد نمیشد! رقابت بر سر منافع اقتصادی است و سیاستهای امنیتی تابعی از آنند؛ البته برای آنهایی که برخلاف ما سورنا را از سر گشادش نمیدمند!
خدا میداند چنین طرحهای مخفیانهای تاکنون چه چالههایی بر سر راه کشور کندهاند. در مورد ریشهی این انحراف تاریخی و زیانهای آن مطالب بیشماری داشتهایم و تکرار نمیکنیم - با جستجوی عبارت «استراتژی خارپشت» یا کلیک روی هشتگ #خارپشت میتوانید پیدایشان کنید.
🆔@jameeno
🏷 تعبیر خوردن کیک در رویا!
🖊 شورای سردبیری:
اخیراً یک معاون نیروهای نظامی ایران در توجیه داغانشدن ماشین سیاستخارجی ایران (موسوم به محور مقاومت) در برخورد با صخره در سوریه، گفته که ترکیه دو ماه پیش ایران را فریبدادهاست. دیگران هم مضامینی مشابه گفتهاند. اما این حرف یک خودفریبی بزرگ است: حکومت ایران فریب خودش را خوردهاست؛ نه ترکیه! این را البته دیگر همه حسی و شهودی درککردهاند اما افزون بر این مدارکی هم از تحلیلهای منتهی به خودفریبی وجود دارد.
آنچه میخوانید بخش کوچکی از یک سند است که دیروز از محرمانگی درآمدهاست: یک «گزارش راهبردی» باعنوان «چکش موازنه؛ دربرسازی نظم سیاسیجدید در سوریه». این گزارش در سال 1397 در میز عراق اندیشکدهی مرصاد تهیهشده و بهقول نویسنده «بهدلیل برخی حساسیتها پیش از این محرمانه بوده و تنها در اختیار سیاستگذاران و تصمیمگیران پروندهی سوریه» بودهاست.
بخش پیشنهاد این گزارش را برای شما میآوریم:
...بهنظرمیرسد فرصتی طلایی برای ایران فراهم است تا مانع از جذب ترکیه به محور غربیها یا حتی روسها شده و با تکیه بر منافع مشترک میان دو کشور، نوعی ائتلاف راهبردی موازنهساز دوسویه ایجاد کند. این اقدام میتواند مشوقی برای طرف ترکی جلوهکرده و بهنوعی نقش متناسب و سازنده این کشور در آینده سوریه را مقبولیت بخشد.
شاید این پرسش به وجود آید که ظرفیتها و تهدیدهای مشترک فراروی ایران و ترکیه برای برساختن یک ائتلاف راهبردی بلندمدت در سوریه چه خواهد بود؟ موارد ذیل را بهاختصار میتوان فهرست نمود.
- رویکرد اسلامگرایی (اگرچه با دو رویکرد متفاوت و حتی رقابتی اما غیرتکفیری و تمدنی)
- تشدید تنشهای میان اسلامگرایان ترکیه و غرب و اسرائیل (به ویژه پس از کودتای سال 2016م)
- تهدید مشترک محور سعودی و امارات
- پرونده کردها و شرق فرات
- وابستگیهای متقابل اقتصادی و پروندههای مشترک اقتصادی
- و...
بهجرات میتوان مدعی بود که جز ایران، هیچ بازیگر دیگری در بحران سوریه از این حجم از اشتراکات منافع و مصالح با اسلامگرایان ترکیه برخوردار نیست. لذا تلاش جدی برای ممانعت از پیوستن اسلامگرایان منفعتجوی ترک به محور مقابل یک اولویت فوری و حتمی است.
تداعیگر ایدههای دو طرف مذاکرات سنپطرزبورگ میان روسیه و انگلستان برای تقسیم ایران در سال 1907 و البته کاریکاتور آن است!
واضح است که ریشهی میل به نابودکردن منابع مادی و انسانی ایران در بیابانهای سوریه و عراق و شکست استراتژیک سیاسی فاحش کنونی را میباید در همین نوع طرحهای امتگرایانه و تخیلی جستجو کرد. که نه رقابت ایران و ترکیه بر سر نوع اسلامشان است و نه منافع اقتصادیشان وابسته و مشترک؛ اگر چنان بود در موضوع گذرگاه زنگزور ترکیه بر سر منافع اقتصادیاش علیه ایران با جمهوری آذِربایجان هممذهب با ایران متحد نمیشد! رقابت بر سر منافع اقتصادی است و سیاستهای امنیتی تابعی از آنند؛ البته برای آنهایی که برخلاف ما سورنا را از سر گشادش نمیدمند!
خدا میداند چنین طرحهای مخفیانهای تاکنون چه چالههایی بر سر راه کشور کندهاند. در مورد ریشهی این انحراف تاریخی و زیانهای آن مطالب بیشماری داشتهایم و تکرار نمیکنیم - با جستجوی عبارت «استراتژی خارپشت» یا کلیک روی هشتگ #خارپشت میتوانید پیدایشان کنید.
🆔@jameeno
👍28🤣2❤1
#در_کرانه_روز
🏷 دیر بیرون آمدید!
رژیم سوریه سقوط کرد و اکنون بیشتر ناظران ارزیابیشان را از وضعیت ایران در منطقه و نقطهی آغاز تحلیلشان را از موقعیت بینالمللی کشور ما تغییر دادهاند.
ما در جامعهنو فقط انتظار تضعیف اسد را تا حد تسلیمشدنش برای همراهی با خواستهها و منافع اسرائیل، ترکیه و ایالاتمتحده داشتیم؛ یعنی صرفا تغییر در سیاست رژیم سوریه و نه بالاگرفتن کار تا حد سقوط و محوشدن خود آن رژیم.
با تحول تازه صرفا میتوانیم این نکات را به تحلیل اوایل هفتهی پیشمان (اینجا) و گزارش روز چهارشنبه (اینجا) اضافه کنیم:
آنچه امروز رخداد در صورت مسئله برای ایران تفاوت چندانی نمیسازد. در روندی که آغاز شدهبود در-قدرت-ماندن اسد هم چون به بهای تنزدن از همراهی با ایران و دستکشیدن از آسیبزدن به منافع اسرائیل میبود، دیگر به کار سیاست منطقهای جاری حکومت ما نمیآمد. هرچند حالا تا شکلگیری رژیم جدید در سوریه و مشخصشدن سهمی از کیک که نصیب ترکیه میشود، با سوریهای پرآشوب و خطرخیز، همچون لیبیِ بعد از قذافی، روبرو خواهیم بود.
از حالا هرگونه تلاش واقعی یا حتی نمایشی حکومت ما برای مداخله و نقشآفرینی در آشوب سوریهی پسااسد، بعد از این ورشکستگی عظیم سیاستخارجی و نابودی استراتژی امنیت ملی، تداوم حماقت و هزینه و زحمت خواهد بود.
درست ششسال پیش در چارچوب استراتژی #خارپشت گفتیم «#بیایید_بیرون» و به جایی نرسید؛ حکومت به راه غرورش رفت و نتیجهاش شد اینی که اکنون باهاش مواجهیم.
بالاغیرتا حالا که آنجا دیگر جایی برای خوابیدن ندارید، بیخیالش شوید!
🆔@jameeno
🏷 دیر بیرون آمدید!
رژیم سوریه سقوط کرد و اکنون بیشتر ناظران ارزیابیشان را از وضعیت ایران در منطقه و نقطهی آغاز تحلیلشان را از موقعیت بینالمللی کشور ما تغییر دادهاند.
ما در جامعهنو فقط انتظار تضعیف اسد را تا حد تسلیمشدنش برای همراهی با خواستهها و منافع اسرائیل، ترکیه و ایالاتمتحده داشتیم؛ یعنی صرفا تغییر در سیاست رژیم سوریه و نه بالاگرفتن کار تا حد سقوط و محوشدن خود آن رژیم.
با تحول تازه صرفا میتوانیم این نکات را به تحلیل اوایل هفتهی پیشمان (اینجا) و گزارش روز چهارشنبه (اینجا) اضافه کنیم:
آنچه امروز رخداد در صورت مسئله برای ایران تفاوت چندانی نمیسازد. در روندی که آغاز شدهبود در-قدرت-ماندن اسد هم چون به بهای تنزدن از همراهی با ایران و دستکشیدن از آسیبزدن به منافع اسرائیل میبود، دیگر به کار سیاست منطقهای جاری حکومت ما نمیآمد. هرچند حالا تا شکلگیری رژیم جدید در سوریه و مشخصشدن سهمی از کیک که نصیب ترکیه میشود، با سوریهای پرآشوب و خطرخیز، همچون لیبیِ بعد از قذافی، روبرو خواهیم بود.
از حالا هرگونه تلاش واقعی یا حتی نمایشی حکومت ما برای مداخله و نقشآفرینی در آشوب سوریهی پسااسد، بعد از این ورشکستگی عظیم سیاستخارجی و نابودی استراتژی امنیت ملی، تداوم حماقت و هزینه و زحمت خواهد بود.
درست ششسال پیش در چارچوب استراتژی #خارپشت گفتیم «#بیایید_بیرون» و به جایی نرسید؛ حکومت به راه غرورش رفت و نتیجهاش شد اینی که اکنون باهاش مواجهیم.
بالاغیرتا حالا که آنجا دیگر جایی برای خوابیدن ندارید، بیخیالش شوید!
🆔@jameeno
Telegram
جامعه نو
#الف
🔸بیایید بیرون!
▫️شورای سردبیری: دیرزمانی است که خطا بودن راهبردهای منطقهای ایران بر اهل نظر آشکار شده و میتوان درباره آن بحث کرد. این خطا، بر مردمان هم پوشیده نبوده است که یک دهه پیش فریاد ترجیح منافع ایرانیان بر ساکنان غزه و لبنان سر دادند. اما…
🔸بیایید بیرون!
▫️شورای سردبیری: دیرزمانی است که خطا بودن راهبردهای منطقهای ایران بر اهل نظر آشکار شده و میتوان درباره آن بحث کرد. این خطا، بر مردمان هم پوشیده نبوده است که یک دهه پیش فریاد ترجیح منافع ایرانیان بر ساکنان غزه و لبنان سر دادند. اما…
👍23❤2👏2