جامعه نو
4.93K subscribers
989 photos
33 videos
17 files
770 links
رسانه روزنامه‌نگاران مستقل

تماس با ما: @jameeno_pr
Download Telegram
آبان‌ماه که می‌رسد، برای ما ماهِ سالگردِ اوجِ کارِ روزنامه گروه (جامعه فردا) در هفت سال پیش است، پیش از آنکه در آن دی‌ماهِ شورش‌خیز به توقف برود و کانال جامعه نو از پسِ غروبِ آن درآید. در این هفت سال یک‌سره در حال نوشتنِ تقریباً هر روزه با مضمونی یکنواخت بوده‌ایم. با یادآوری سالگرد، خلاصهٔ همهٔ آنچه را گفته‌ایم در پیالهٔ تلخیص زیر می‌ریزیم. باشد که نوش شود و ادامه دهیم:

🆔@jameeno
👍166
#الف الف‌ها

🏷 جامعه‌نو چه گفته است در این هفت سال؟

ما در ایران دو مسئلهٔ کلی و کهنه داریم. مسئلهٔ اول ناشی از مبنای اشتباهِ ترکیبِ قدرت در قانون اساسی است که امروز، عواقب جدیِ آن عبارت‌اند از تضعیف انسجام ملی، تخریب ساختار دولت و کارکرد آن و تبخیر امید و اعتماد عمومی.
مسئلهٔ دوم ناشی از اشتباه دیدنِ مبانیِ وضعیت جهان و انعکاس آن در همان قانون است  که نتیجهٔ وخیم آن قرار گرفتن در یک موقعیت آچمز بین‌المللی، از دست دادن سهم جهانی و تصعید امنیت ملی است.

هیاهو و کشمکش‌های فردی و جناحیِ کم‌محتوا، این واقعیت‌ها و نتایجِ سترگ آن‌ها را از چشم‌ها پنهان می‌کند (به همین دلیل هیچ‌گاه به آن‌ها نپرداختیم و با عبور از روی آدم‌ها و دارودسته‌ها، تمرکزمان روی مسائل اساسی ماند).
عقل حکم می‌کند کماکان در موضعی بایستیم و  موقعیت کشور را به سمتی ببریم که اگر بتوانیم، بدون از سر گذراندن یک فروپاشی عمومی و متلاشی کردن چاردیواری ایران، آن مبانی را مسالمت‌آمیز تغییر بدهیم.

🆔@jameeno
👍214
بیانیه‌ بیش از ۱۴۰ روزنامه‌نگار در اعتراض به قانون حجاب و عفاف
🏷 هشدار می‌دهیم: «قانون حجاب» نقض گسترده حقوق بنیادین شهروندان است

- ما، روزنامه‌نگاران امضاکننده این بیانیه، با استناد به اصول حقوقی و موازین قانونی، هشدار می‌دهیم که اجرای مصوبه مجلس موسوم به «قانون حجاب» منجر به نقض گسترده حقوق بنیادین شهروندان، از جمله حقوق اجتماعی، حریم خصوصی و آزادی‌های اساسی خواهد شد.

- از این رو ما روزنامه‌نگاران، با تاکید بر انجام وظیفه خود در اطلاع‌رسانی، ضمن تأکید بر غیرانسانی بودن این قانون، مخالفت قاطع خود را با اجرای آن اعلام می‌کنیم. جامعه تحمل فشار بیشتری را ندارد!

- بسیاری از زنان ایرانی نشان داده‌اند بر مطالبه بر حق انتخاب پوشش خود مصر هستند؛ اجرای چنین قوانینی نه‌تنها به حل مسائل اجتماعی منجر نخواهد شد، بلکه وضع قانون نامتناسب صورت مساله پاک کردن است و هیچ نتیجه‌ای جز بیشتر شدن بحران‌های اجتماعی ندارد.

- متن کامل و فهرست امضاکنندگان را در instant view و با کلیک روی اینجا هم می‌توانید بخوانید.

🆔@jameeno
👍223👎2
#الف

🏷 تعبیر خوردن کیک در رویا!

🖊 شورای سردبیری:
اخیراً یک معاون نیروهای نظامی ایران در توجیه داغان‌شدن ماشین سیاست‌خارجی ایران (موسوم به محور مقاومت) در برخورد با صخره در سوریه، گفته که ترکیه دو ماه پیش ایران را فریب‌داده‌است. دیگران هم مضامینی مشابه گفته‌اند. اما این حرف یک خودفریبی بزرگ است: حکومت ایران فریب خودش را خورده‌است؛ نه ترکیه! این را البته دیگر همه حسی و شهودی درک‌کرده‌اند اما افزون بر این مدارکی هم از تحلیل‌های منتهی به خودفریبی وجود دارد.

آن‌چه می‌خوانید بخش کوچکی از یک سند است که دیروز از محرمانگی درآمده‌است: یک «گزارش راهبردی» باعنوان «چکش موازنه؛ دربرسازی نظم سیاسی‌جدید در سوریه». این گزارش در سال 1397 در میز عراق اندیشکده‌ی مرصاد تهیه‌شده و به‌قول نویسنده «به‌دلیل برخی حساسیت‌ها پیش از این محرمانه بوده و تنها در اختیار سیاست‌گذاران و تصمیم‌گیران پرونده‌ی سوریه» بوده‌است.
بخش پیشنهاد این گزارش را برای شما می‌آوریم:

...به‌نظرمی‌رسد فرصتی طلایی برای ایران فراهم است تا مانع از جذب ترکیه به محور غربی‌ها یا حتی روس‌ها شده و با تکیه بر منافع مشترک میان دو کشور، نوعی ائتلاف راهبردی موازنه‌ساز دوسویه ایجاد کند. این اقدام می‌تواند مشوقی برای طرف ترکی جلوه‌کرده و به‌نوعی نقش متناسب و سازنده این کشور در آینده سوریه را مقبولیت بخشد.
شاید این پرسش به وجود آید که ظرفیت‌ها و تهدیدهای مشترک فراروی ایران و ترکیه برای برساختن یک ائتلاف راهبردی بلندمدت در سوریه چه خواهد بود؟ موارد ذیل را به‌اختصار می‌توان فهرست نمود.
- رویکرد اسلام‌گرایی (اگرچه با دو رویکرد متفاوت و حتی رقابتی اما غیرتکفیری و تمدنی)
- تشدید تنش‌های میان اسلام‌گرایان ترکیه و غرب و اسرائیل (به ویژه پس از کودتای سال 2016م)
- تهدید مشترک محور سعودی و امارات
- پرونده کردها و شرق فرات
- وابستگی‌های متقابل اقتصادی و پرونده‌های مشترک اقتصادی
- و...
به‌جرات می‌توان مدعی بود که جز ایران، هیچ بازیگر دیگری در بحران سوریه از این حجم از اشتراکات منافع و مصالح با اسلام‌گرایان ترکیه برخوردار نیست. لذا تلاش جدی برای ممانعت از پیوستن اسلام‌گرایان منفعت‌جوی ترک به محور مقابل یک اولویت فوری و حتمی است.


تداعی‌گر ایده‌های دو طرف مذاکرات سن‌پطرزبورگ میان روسیه و انگلستان برای تقسیم ایران در سال 1907 و البته کاریکاتور آن است!
واضح است که ریشه‌ی میل به نابودکردن منابع مادی و انسانی ایران در بیابان‌های سوریه و عراق و شکست استراتژیک سیاسی فاحش کنونی را می‌باید در همین نوع طرح‌های امت‌گرایانه و تخیلی جستجو کرد. که نه رقابت ایران و ترکیه بر سر نوع اسلامشان است و نه منافع اقتصادی‌شان وابسته و مشترک؛ اگر چنان بود در موضوع گذرگاه زنگزور ترکیه بر سر منافع اقتصادی‌اش علیه ایران با جمهوری آذِربایجان هم‌مذهب با ایران متحد نمی‌شد! رقابت بر سر منافع اقتصادی است و سیاست‌های امنیتی تابعی از آنند؛ البته برای آن‌هایی که برخلاف ما سورنا را از سر گشادش نمی‌دمند!
خدا می‌داند چنین طرح‌های مخفیانه‌ای تاکنون چه چاله‌هایی بر سر راه کشور کنده‌اند. در مورد ریشه‌ی این انحراف تاریخی و زیان‌های آن مطالب بی‌شماری داشته‌ایم و تکرار نمی‌کنیم - با جستجوی عبارت «استراتژی خارپشت» یا کلیک روی هشتگ #خارپشت می‌توانید پیدایشان کنید.

🆔@jameeno
👍28🤣21
#در_کرانه_روز

🏷 دیر بیرون آمدید!

رژیم سوریه سقوط کرد و اکنون بیشتر ناظران ارزیابی‌شان را از وضعیت ایران در منطقه و نقطه‌ی آغاز تحلیلشان را از موقعیت بین‌المللی کشور ما تغییر داده‌اند.
ما در جامعه‌نو فقط انتظار تضعیف اسد را تا حد تسلیم‌شدنش برای همراهی با خواسته‌ها و منافع اسرائیل، ترکیه و ایالات‌متحده داشتیم؛ یعنی صرفا تغییر در سیاست رژیم سوریه و نه بالاگرفتن کار تا حد سقوط و محوشدن خود آن رژیم.

با تحول تازه صرفا می‌توانیم این نکات را به تحلیل اوایل هفته‌ی پیش‌مان (اینجا) و گزارش روز چهارشنبه (اینجا) اضافه کنیم:
آنچه امروز رخ‌داد در صورت مسئله برای ایران تفاوت چندانی نمی‌سازد. در روندی که آغاز شده‌بود در-قدرت-ماندن اسد هم چون به بهای تن‌زدن از همراهی با ایران و دست‌کشیدن از آسیب‌زدن به منافع اسرائیل می‌بود، دیگر به کار سیاست منطقه‌ای جاری حکومت ما نمی‌آمد. هرچند حالا تا شکل‌گیری رژیم جدید در سوریه و مشخص‌شدن سهمی از کیک که نصیب ترکیه می‌شود، با سوریه‌ای پرآشوب و خطرخیز، همچون لیبیِ بعد از قذافی، روبرو خواهیم بود.

از حالا هرگونه تلاش واقعی یا حتی نمایشی حکومت ما برای مداخله و نقش‌آفرینی در آشوب سوریه‌ی پسااسد، بعد از این ورشکستگی عظیم سیاست‌خارجی و نابودی استراتژی امنیت ملی، تداوم حماقت و هزینه و زحمت خواهد بود.
درست شش‌سال پیش در چارچوب استراتژی #خارپشت گفتیم «#بیایید_بیرون» و به جایی نرسید؛ حکومت به راه غرورش رفت و نتیجه‌اش شد اینی که اکنون باهاش مواجهیم.
بالاغیرتا حالا که آنجا دیگر جایی برای خوابیدن ندارید، بیخیالش شوید!

🆔@jameeno
👍232👏2
از پسِ سقوط رژیم اسد در نتیجه‌ی تحولاتی که ناگهانی و پرشتاب به نظر می‌رسیدند، خاطر همراهان «جامعه‌نو»، احتمالا مقدم بر دلایل داخلیِ اجتماعی و سیاسی سقوط یک رژیم مستبد، مشغول به پرسش از دلایل شکست استراتژی منطقه‌ای حکومت‌مان، به‌ویژه در یک دهه‌ی اخیر، است. اشتباه ما در مورد سوریه چه بود که آن میزان هزینه‌های مادی و معنوی را در نهایت دود کرد و به هوا فرستاد؟ برای یافتن پاسخ، افزون‌بر یادداشت همراه فاضل «جامعه‌نو» جناب‌آقای امیرحسین علینقی که در ادامه می‌آید، نشانیِ سه‌تا از مطالبی را که پیش‌تر و طی شش‌سال اخیر منتشر کرده‌بودیم، برایتان آورده‌ایم. امید که بازخواندن‌شان به کار درک بهتر آنچه در یک‌سال اخیر رخ داد بیاید. با لمس عنوان هر یادداشت به متن کاملش خواهید رسید - شورای سردبیری



#یادداشت_مهمان

🏷 تاقچه‌های ایرانی: به سوی بازسازی سیاست خارجی ایران

🖊 امیرحسین علینقی | تحلیل‌گر مسائل سیاست و امنیت خارجی
1. حدود یک دهه پیش (کم یا زیاد)، به اقتضای همسایگی، میهمانی در خانه داشتیم که به علت برخی علقه‌هایش، باشادی، خبر از نفوذ و پیش‌روی‌های ایران در سوریه و غرب آسیا می‌داد و در این زمینه، به کرات از واژه «بچه‌ها» («بچه‌ها» دارند جلو می‌رند)، استفاده می‌کرد. بسیاری از آن «بچه‌ها»، اگر امروز زنده باشند، با زخم‌ها و عوارضی که در غربت دچار شده‌اند، دست و پنجه نرم می‌کنند. این میهمان ما، البته، سیاست و استراتژی نخوانده بود. مشخص بود که هیچ پیش‌روی‌ای در خلاء روی نخواهد داد و با پس‌روی دیگران همراه است. این پیش‌روی‌ها خصوصاً که اگر از مجرای سلاح‌های آتشین باشد، و در سایه بیرق منازعات مذهبی همراه باشد، زخم‌هایی دیرپا بر جای خواهد گذاشت و دشمنی‌ها می‌آفریند. تمرکز بر نظامی‌گری، مواجهه با اکثر کشورها و خصوصاً قدرتمندترین نیروهای سیاسی، اقتصادی و نظامی جهان و منطقه، و نادیده گرفتن مزیت نسبی ایران، که برای تعقیب آن، نیاز به دشمن‌تراشی و شلیک موشک و شعارنویسی بر آن نبود، سال‌هاست که مورد توجه و نقد بسیاری از اصحاب خرد قرار گرفته است.

2. امروز اما، با هزینه‌های مالی نامشخص و بی‌پایان، و همچنین زخم‌های انسانی فراوانی که مردمان خاورمیانه پرداخته‌اند، مشخص شده است که مسیر رفته، مسیر بی‌فرجام و پرهزینه‌ای بوده است که برای مدت‌ها، ایران و ایرانی را به عقب رانده است. تا همین اواخر، مهم‌ترین مسائل اصلی ژئوپولیتکی ایران، محدود به رژیم حقوقی دریای خزر، مساله حقابه هیرمند و همچنین جزایر سه‌گانه ایرانی در خلیج فارس بود. این مسائل، امروزه، نه تنها حل نشده‌اند، بلکه بر سیاهه آنها نیز، به نحو دلهره‌آوری افزوده شده است. از برداشت‌های بی‌پایان بیگانگان از منابع خداداد کشور در مخازن مشترک گرفته، تا خط و نشان برخی دیگر در تعلق مخازن خلیج فارس به آنها، بازگشت بنیادگرانی که خود را کاسه‌ای داغ‌تر از آش می‌دانند و گویا با کدخدا ساخت و پاخت کرده‌اند، و همچنین شاخ و شانه‌های دو همسایه در شمال غربی کشور که سودای محاصره کردن ایران را در سر می‌پرورانند، همگی مسائلی است که تا چندی پیش خبری از آنها در اخبار جاری نبود، و اکنون دغدغه ماست.

3. چین کشوری است که مناسبات قابل توجهی با ایرانیان دارد و گویا نحوه حکمرانی آنها مورد توجه حاکمان ایرانی است. این کشور مسائل و مشکلات متنوعی در سطح بین‌المللی با بزرگترین قدرت‌های جهانی دارد و با مشکلات عدیده‌ای نیز در سطح منطقه و حوزه ژئوپولیتکی خود درگیر است. نگاهی به نحوه عملکرد حاکمان چین می‌توانست و می‌تواند درسی آشکار برای سیاست خارجی ایران باشد تا به اولویت‌های اصلی سیاست خارجی خود بپردازد. این کشور...

- ادامه مطلب و متن کامل را در instant view و با لمس اینجا بخوانید.



- در همین ارتباط بخوانید:

🏷 خارپشت کجاست؟
...علت اصلی مداخله مستقیم ایران برای حفظ اسد نیز از دست‌نرفتن مسیر سوریه برای دسترسی به شیعیان لبنان بود. ما نمی‌توانیم میزان افتخارآمیزبودن آن عملیات را اندازه‌بگیریم چون در چارچوب حفظ خط ارتباطی و تدارکاتی حزب‌الله لبنان بود و در ارزیابی ما، اصل مسلح‌کردن شیعیان لبنان به‌هردلیلی که باشد کار اشتباهی بود و هست...

🏷 تغییر
...نشان‌داده‌شده که بنیان این استراتژی [سیاست‌خارجی حکومت ما] صورتی مغلوط از استراتژی امنیت پیرامونی‌اسرائیل (peripheral) است که برای کشور ما کارایی ندارد...

🏷 توصیه بهزاد نبوی برای اتکا به عمق استراتژیک نرم
...باور به اینکه ایران یک ابرقدرت نیست به معنای سر فرود آوردن در مقابل قدرت های بزرگ است؟...

🆔@jameeno
👍182👎2😁1
#الف

🏷 ابربمب خوشه‌ای را اخراج کنید!

🖊 شورای سردبیری:
تغییر رژیم دمشق به عنوان مبصر حیاط‌خلوت و سرپل دوم نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در منطقه، چشم‌اندازها و شرایط تازه‌ای برای کشور ما پدید آورده است. نخستین نتیجهٔ وضعیت جدید این است که جمهوری اسلامی دیگر به نیرویی نیابتی که بخواهد مستقیم و از داخل کشور آن را تجهیز و تدارک کند نیاز ندارد (پس از این تأمین این نیروها، غیر از آن نیرویی که در عراق است، جز از طریق دادن صورتحساب هزینه‌هایشان امکان ندارد).
نتیجهٔ مستقیم بعدی، منتفی بودن ضرورت نگه‌داشتن نیروهای غیرایرانی در داخل کشور است که زمانی برای گرفتن آموزش نظامی در ایران بودند و ایران سرپل اول آن‌ها برای حضور در منطقه‌ بوده است.
این یعنی بعد از هزیمت اخیر سوریه انتقال بقایای کسانی که با نام فاطمیون و زینبیون شناخته می‌شوند و هویت افغان و پاکستانی دارند، به داخل ایران و اینجا نگه‌داشتنشان عاقلانه هم نیست. به مصلحت مردم ایران نیست و برای حکومت هم فقط دردسر دارد. کار درست، انحلال آن‌هاست. توضیح خواهیم داد چرا:

- این نیروها که مستقل از نیت و انگیزه‌شان برای مبارزه به تعریف حقوقی و نظامی از قدیم‌الایام مزدور نظامی (military mercenary) شمرده می‌شوند یکی از دلایل گیرافتادن کشورها در دادگاه‌های بین‌المللی و مداخلات قدرت‌های بزرگند. کشورها به خاطر فرستادن سرباز به کشور دیگر مجرم محسوب نمی‌شوند به‌ویژه اگر به دعوت دولت رسمی باشد؛ اما در مورد مزدوران نظامی چنین نیست. اصلاً بعید نیست یک حکومت احتمالی موافق با معیارهای بین‌المللی در سوریه از ایران به خاطر تشکیل و بردن علنی مزدور به خاک سوریه در دادگاه‌های بین‌المللی شکایت کند و محکومیت و غرامت بخواهد و موفق هم بشود. علل پیچیده‌ای دارد.
اولین علتش این است که طبق کنوانسیون ۱۹۴۹ ژنو دربارهٔ حفاظت از قربانیان عملیات جنگی، هر کس که پول بگیرد و به مناطق جنگی برود و بجنگد و از نظر ملیت ربطی به طرفین درگیری نداشته باشد، مزدور محسوب می‌شود. کنوانسیون ۱۹۸۹ سازمان ملل دربارهٔ به‌کارگیری مزدور نیز این اقدام را خطای قابل تعقیب بین‌المللی اعلام کرده است.

با این حساب، الان ترکیه با سازماندهی مزدوران اویغور، چچن، تاجیک، افغان و هر ملیت دیگر و اعزام آن‌ها برای عملیات جنگی در سوریه، مرتکب جرم بین‌المللی شده است اما با این تفاوت که هیچ‌گاه این اقدامات را گردن نمی‌گیرد و اسناد عینی در دسترس را نیز بی‌اعتبار اعلام می‌کند. ولی حکومت ما مثل تمام موارد دیگر دچار خوش‌خیالی و نا‌آگاهی از قوانین بین‌المللی است و رسماً سازماندهی و استخدام مزدور را اعلام کرده است و به خاطر این اقدام به خود بالیده است و فکر کرده است پوشاندن لباس مذهب و جهاد و مراقبت از مکان‌های مقدس و توجیهات ایدئولوژیک، ماهیت حقوقی استخدام و آموزش و گسیل و به‌کارگیری مزدور را زایل خواهدکرد. از سوی دیگر تا آنجا که می‌دانیم گروه‌های ناظر و حقوق بشری سوریه در این مورد مدارک زیادی جمع کرده‌اند. بهتر است این وبال را زودتر از گردن کشور باز کنیم و برای نفی و پاک کردن سابقه کاری کنیم.

- نکتهٔ دیگری هم دربارهٔ نگه داشتن نیروهای مسلح متشکل بیگانه در خاک کشورها وجود دارد. این نیروها بسیار خطرناک و همانند یک بمب خوشه‌ای عظیم‌اند. آن‌ها که حکومت ما سازماندهی‌شان کرده است، اگر روزی بفهمند طالبان یا سایر گروه‌های تروریست اسلامی دوبرابر دستمزد می‌دهند، در عوض کردن کارفرما درنگ نمی‌کنند. خطر هنگامی بیشتر می‌شود که این اشخاص با داشتن برگه‌های جعلی هویت ایرانی یا مجوزهای رسمی، می‌توانند در کشور تردد کنند و جابجا شوند. پیش‌تر گفته‌ایم که کارگران افغان مشغول در بخش خصوصی ایران، وقت و آزادی ولگردی ندارند و آن‌ها که با سر افراشته در خیابان‌ها ول می‌گردند و پول خرج می‌کنند، از همین گروه‌های زیر بلیت نهادهای حکومتی‌اند. اصرار ما برای رد کردن همهٔ افاغنه به کشورشان (به خاطر وجود یک دولت ذاتاً تروریست و دشمنِ ایران در کابل) بابت همین ملاحظات است.

- اصرار ملی بر خروج همهٔ افاغنه از ایران، دلیل سومی هم دارد: یک ترس فراگیر از دخالت دادن آن‌ها در درگیری‌های مردم ایران با حکومتشان؛ این مورد خیلی محتمل است. وقتی سابقهٔ این افتخار هست که می‌گوید از لات‌ها و چاقوکش‌ها لشگر مؤمن درست کرده است و در سرکوب اعتراضات داخلی به کار گرفته‌ است، رفتن به سراغ مسلحان افغان که برای کشتن پول گرفته‌اند، مثل رفتن به سراغ چلوکباب است به جای نان و پنیر برای سیر کردن شکم: ارجح خواهد بود. نافرمانی از زدن و کور کردن از سوی یک ایرانی (که در ایران خانواده و همشهری دارد) بسیار محتمل‌تر از یک مزدور خارجی است.

هنگامی که جامعهٔ ما این ترس‌ها را حس کند، تقاضای اخراج افغان‌ها جدی‌تر خواهد شد. حکومت باید کلاً آن‌ها را اخراج کند!

🆔@jameeno
👍45👎32🤔1
#الف

🏷 ...

🖊 شورای سردبیری:
کشورهای بیدارِ جهان، معمولاً پیکره‌ای جدا از سیستم نظامی و سیاسی دارند که کارش تفکر و نوشتنِ طرح (همان سناریو) است. این پیکره‌ها که سَری در رأس قدرت سیاسی و بدنه‌ای در دانشگاه‌ها دارند مصرف‌کنندۀ عصارۀ یافته‌های سازمان‌های اطلاعاتی‌اند. گاه نیز به آن‌ها اتاق فکر میگویند و کارشان برآوردنِ نیازهای طراحیِ توسعۀ جهانِ سرمایه‌داری است. رؤیاهایی که در باشگاه بیلدربرگ یا باشگاه بوهمیایی، گروه هوم‌استد و مانند آن‌ها متولد می‌شوند، در این اتاق‌های فکر نظم می‌گیرند و از درون آن‌ها سناریوی آیندۀ جهان درمی‌آید: رژیم کدام کشور چگونه عوض شود، کدام خط لوله باید یا نباید ایجاد شود، کدام کشور باید تقویت شود، کدام گروه چریکی حتماً از بین برود و کدام تقویت شود، جنگ برای کدام کشور خوب است و...! به‌این‌ترتیب اتاق‌های فکر که به نظر می‌رسد تعیین‌کنندۀ روند تغییرات مهمِ جهان‌اند، خودشان گماشتۀ آن باشگاه‌ها و گروه‌هایند.
این باشگاه‌ها که اعضایشان معمولاً به 150 نفر هم نمی‌رسد جلسات پر خبر ندارند. به‌آرامی گرد هم می‌آیند و به تقسیم و تنظیم جهان می‌پردازند. لیتون مک‌کارتنی در کتاب «دوستان بلندپایه» توصیفات جالبی از آن‌ها دارد: «بیشۀ کولی‌ها ملکی ۲۷۰۰ جریبی است به‌مثابه کمپی تابستانی و خلوتگاه. از ۱۸۷۲ هرسال سرمایه‌داران و نخبگان سیاسی و نظامی، تعطیلاتی سه‌روزه را در آنجا می‌گذرانند. آنجا فقط یک خط تلفن دارد آن‌هم برای موارد ضروری. سیاستمداران در پناه گشت دائمی نیروهای امنیتی، بین درختان قدم و با هم حرف می‌زنند، در رودخانه شنا می‌کنند و با مصرف کمی مواد مخدر در خلسۀ ملایمی فرو می‌روند؛ اما کار اصلی آن‌ها تصمیم‌گیری‌های سیاسی است. در این سه روز عقد قرارداد بین اعضا ممنوع است و فقط برای ایالات‌متحده و بقیه، تصمیم‌های کلانِ عمومی می‌گیرند.
مک‌کارتنی دربارۀ گردهمایی هوم‌استد در کوه‌های بلوریچ ویرجینیا و تصمیمات آن نیز می‌نویسد که تصمیمات دربارۀ اقتصاد و جهان، «تا مخوف بودن فاصلۀ بسیار کمی دارد: مهمانان دربارۀ مسائل سیاسی و روندها و فرصت‌ها گفت‌وگو می‌کنند. وقتی گفتگو به آخر شب می‌کشد، بشقاب‌ها می‌شوند کشور، دستمال‌سفره‌ها می‌شوند رشته‌کوه و نمکدان‌ها و فلفل‌پاش‌ها می‌شوند ارتش‌های متخاصم.»
باشگاه بیلدربرگ نیز چنین سرشتی دارد: گردهمایی سه‌روزۀ کمتر از ۱۵۰ نفرۀ اشخاصی که برای جهان تصمیم می‌گیرند و اداره‌اش می‌کنند. از جلسۀ آن‌ها خبر و بیانیه‌ای نمی‌آید. همفکری می‌کنند که جهان چگونه توسط کشورهای آن‌ها تغییر کند و اداره شود.
سفارش‌های این گروه‌ها و باشگاه‌ها به اتاق‌های فکر مذکور می‌رسد و آن‌ها برای تحقق سفارش‌ها نقشه می‌کشند. یک مرحله پایین‌تر از نقشۀ کلان آن‌ها، سناریوهای واکنش در برابر تغییرات ناگهانی (چه تهدید و چه فرصت) است؛ مثلاً ماجرای هفت اکتبر یک تهدید بود که به فرصت تبدیل می‌شد. به‌عبارت‌دیگر فرقی نمی‌کرد نخست‌وزیر اسرائیل چه کسی باشد، واکنش همان می‌بود که در مدت اخیر دیدیم. ورودِ بی‌درنگِ نیروهای اسرائیل به بخش‌های خاصی از سوریه و یا درهم‌کوبیدنِ تقریباً کل ادوات نظامی‌اش، تصمیمی فوری و ناگهانی نبود؛ اجزای عملیاتیِ یکی از همان سناریوهای پیش‌گفته بود. منشأ گفتۀ کیسینجر که ترکیه به‌عنوان بالِ شرقیِ ناتو و فاقد منبع طبیعی، باید توسعه یابد و ایران و اعراب باید نفت خود را بفروشند و بخورند، همان تصمیم‌ها و سناریوها بود. البته گاهی اشتباه قابل اصلاح می‌شود و کاندولیزا رایس در متنی اسم کره شمالی را خط میزند و نام ایران را به‌عنوان محور شرارت اضافه می‌کند، اما اینکه ژنرال وِسلی کلارک می‌گوید نقشۀ تغییرات خاورمیانه و شمال آفریقا از سال ۱۹۹۱ روی میز طراحان نظامی بوده است نیز خبری موثق است: سرمایه‌داریِ متشکل و متحد غرب، بدون نقشه و استراتژیِ درازمدت به‌سوی آینده نمی‌رود.
البته حالا ما که از مدت‌ها پیش گفته‌ایم ایران در حال محاصره توسط تروریست‌های سنی است و نقشۀ یک درگیریِ چندجانبه را برای کشور کشیده‌اند و بخشی از نقشه پایین آوردنِ توانِ اقتصادی و ایجاد بحرانِ زیرساختی است، خب لابد باید از خوردنِ برچسبِ سیاه‌نما و خالی‌کنندۀ دل ملت معاف باشیم.
آقایان، کشور ما «به عللی» به کوچۀ بن‌بست و گوشۀ رینگ کشانده شده است و ما هم میگوییم فعلاً به آنچه گذشته نمی‌پردازیم، اما اگر خواهان تداوم حکومت هستید و کشور فاقد تواناییِ بین‌المللی برای تغییر نقشۀ دیگران و یا بی‌اثر کردن آن نقشه‌هاست، آن را از داخل تعمیر کنید! خودتان میدانید چگونه و راه‌حل تقویت قوای درونیِ کشور برای امکان ایستادگی در برابر موج خارجی بر شما آشکار است. به خالی کردنِ زیر پای ایران پایان دهید!

🆔@jameeno
👍406👏2🔥1
#در_کرانه_روز

🏷 در تیتر زدن غفلت کردیم!

اگر اندکی دغدغه‌ی جلوگیری از بروز وقایع ناخواسته و حتی کاهش مزاحمت‌های افراد بی‌خبر و خودمختار برای دختران و زنان این کشور در روزنامه‌های مدعی دفاع از حقوق عامه وجود داشت، تیتر اول همه‌ی آن‌ها امروز می‌باید این می‌بود: «حکومت قانون حجاب اجباری را اجرا نمی‌کند». در کنارش باید توضیح‌داده‌می‌شد این تصمیم حکومت را کدام نهاد صاحب چه درجه از اهمیت اعلام‌کرده‌است. تیترهایی چون «سازش زیرسایه‌ی شعام» یا «مکث اورژانسی» اگر از سر اجبار وارده سازمان‌های بی‌چهره به مدیرمسئول نباشد، غفلت از وظیفه است. این نقد عللی دارد:

۱- این مهم‌ترین خبر کشور در روز گذشته بود؛ چون به بخش وسیعی از جامعه مربوط می‌شد و باید از آن مطلع می‌شدند.

۲- بخشی از اقدامات سوء علیه دختران و زنان در محل‌های عمومی که گاهی هم به فاجعه هم ختم می‌شود از سوی افراد نادان و به‌خاطر این است که فکر می‌کنند دارند به اجرای سیاست حکومت کمک می‌کنند. هرچه این خبر بیشتر به چشم بیاید، از احتمال وقوع حوادث ناخوشایند کاسته می‌شود. این مانند تلاش آگاهانه و متعهدانه‌ی رسانه برای جلوگیری از خودکشی افراد و یا وقوع حوادث تروریستی است. می‌شود گفت غفلت بزرگی کردیم.

۳- در این موقعیت خطرناک کشور در زمینه‌ی رویارویی با تهدیدات بیرونی، اگر بنای حکومت این باشد که در داخل کشور احتمال رویارویی های ناخواسته بین اقشار مختلف جامعه را از بین ببرد و وحدت ملی بیش از این تهدید نشود، وظیفه رسانه‌های خبری حکم می‌کرد این خبر را که حاکی از پایان توقع نظام از افراد آتش‌به‌اختیار، متعصب و خودسر است بسیار وسیع پوشش دهند تا آن گروه هم بفهمند چه نمی‌باید بکنند. رسانه‌ها غفلت کردند.

۳- این قانون به هرصورتی و در هیچ زمان دیگری به دستور حکومت برنخواهد گشت (مگر آن‌که این حکومت علیه خودش کودتا کند) بنابراین وظیفه ماست استرس دختران کشور را از اینکه با خشونت حکومتی روبرو شوند از ذهن آنان پاک کنیم. پس باید از این تغییر مهم خبر می‌شدند. غفلت کردیم.

۵- حالا هم از نظر حرفه‌ای دیر شده، ولی تعهد ما قابل دورانداختن و بی توجهی نیست. باید این تیتر را استفاده کنیم.

🆔@jameeno
👍21
#معرفی_مجله 🗞

🏷 از «سانسوری که ابدی نیست» تا «تاب‌آوری با هنر» در تجربه آذر

شماره‌ی سی‌و‌ششم دوره‌ی جدید مجله‌ی «تجربه» با گفت‌وگویی تفصیلی با بهرام دبیری، نقاش، صفحاتی درباره‌ی «تاب‌آوری با هنر» و گفت‌وگوهایی با مهدی مصیبی سینماگر پیشکسوت، فریدون علا بنیان‌گذار سازمان اتقال خون و حسن کیائیان بنیان‌گذار نشر چشمه ‌منتشر شد.

مدیر مسئول تجربه کتایون بناساز است و پژمان موسوی سردبیری آن را بر عهده دارد. سما بابایی هم دبیر تحریریه‌ی «تجربه» است. عکس جلد از مهدی حسنی است.

فهرست آنچه را که در این شماره خواهید خواند، در instant view ببینید.
👍5
#الف

🏷 پیش به سوی جنگ با سنی‌ها!

🖊 تحریریه جامعه‌نو:
یک ابلهی که نوشته اقتصادخوانده و «دارای مرزبندی با لیبرال‌ها، چپ‌ها، اصلاح‌طلب‌ها، اصولگراها، ضدانقلاب‌ها و مروج دولت توسعه‌گرا» است رهنمود صادر کرده که «وقت آن است که به‌عنوان شیعهٔ ایرانی به تبار خود برگردیم. به جای رسالتِ ناشدنیِ ضدیت باغرب و اسرائیل، همانند نیاکانمان غیریتِ خود را با سلفی‌ها و نوعثمانی‌گراها بازتعریف کنیم».

این شخص را از زبان خودش برایتان تعریف کردیم تا بدانید تبارِ واقعی‌اش چیست: سفره‌نشین حکومت بوده است و حالا مصلحت دیده بلند شود بنشیند آن‌طرف سفره و جور دیگر حرف بزند. علت معرفی مبسوط هم برای این است که بدانید مثل این شخص کم نیست و علاوه بر سفره‌نشینی، اگرنه دستی که لااقل انگشتی در سیاست‌سازی برای این کشور بدبخت دارند.

دربارهٔ آنچه صادر کرده است البته ما بر اساس نهی اخیر نمی‌گوییم که فرمایشش  بازتاب شکست سنگین غیرقابل جبران و تعیین‌کنندهٔ اخیر است ولی مضمون حرفش این‌ها را داد می‌زند:

۱- اصلاً برای رویارویی با اسرائیل امکانی نداریم، بیایید بی‌خیال شویم!
۲- غرب‌ستیزی هم دیگر تقش درآمده و از آن برای ما نان درنمی‌آید، آن را هم کنار بگذارید!
۳- چون نیاز به دشمنی داریم که وجودش برای بقای حکومت و آویزان شدن ما به پستانش لازم است، بیایید جنگ شیعه و سنی راه بیندازید. احتمالاً چند سالی بقا را تضمین می‌کند!

از اشارات متن البته پیداست این ذهن بیمار اندکی تاریخ می‌داند: شیعه‌گری  و تضاد با سنی‌ها (به قول این دانشمند: «غیریت») از آن نوع که صفویه و به‌ویژه شاه اسماعیل بر توسعهٔ آن اهتمام کرد، در رویارویی بسیار طولانیِ ایران و امپراطوری عثمانی، نقشی تاریخی بازی کرده است. در واقع، یک انگیزهٔ بزرگ ایرانیان برای مقابله با بیش‌خواهیِ خلفای عثمانی، سنی بودن آن‌ها و شیعه بودن ایرانیان بود: باید هم مانع یورش سنی‌ها به ایران شیعی می‌شدند و هم مانع سلطهٔ آن‌ها بر خود.به گمان شاه اسماعیل، هماوردی صفوی با آن امپراطوری قدرتمند، احتمالاً بدون برجسته کردن وجه مذهبیِ آن زدوخوردها امکان تداوم و کامیابی نداشت.
در ارزیابی‌های بعدی و امروزی، با توجه به اینکه عثمانیان قلمرو خود را از غرب توسعه دادند و در اروپا پیش رفتند، شیعه‌گری افراطیِ دولت صفویان (که مدتی پیش در یکی از مطالب استدلال کردیم تنها دولت state دورهٔ هزاروسیصدسالهٔ اخیر ایران بوده است) یک عامل حفظ ایران از مستحیل شدن در امپراطوری عثمانی بوده است. به‌عبارت‌دیگر اگر آن جنگ مذهبی نبود، ایران در دل امپراطوری عثمانی فرومی‌پاشید و تکه‌ای از دولتی می‌شد که به هنگام ضعف آن امپراطوری در اوایل قرن بیستم، بر ایران همان می‌رفت که بر شبه‌جزیره عربستان رفت: سایکس و پیکوی انگلیسی و فرانسوی می‌نشستند کنار نقشه‌اش و با خط‌کش، چیزهایی شبیه سوریه و اردن و عراق و عربستان و یمن از آن درمی‌آورند.

خب، پس عقلاً می‌پذیریم «آن» جنگ مذهبی به نفع ایران بود. نکتهٔ امروز این است که جانورهای لولیده در دل این حکومت، که اکنون خود را مار کبری و افعی و خدایگان نظریه‌پردازی می‌یابند، برای آنچه در ذهن دارند کدویی همراه نیاورده‌اند. یک چیزی خوانده‌اند و هنگام در گل ماندگی به خاطر آورده‌اند. این‌ها خیلی خطرناکند!

سنی‌هایی که امروزه ما را از چند جهت احاطه کرده‌اند، مانند شیعه بودنِ خودِ همین افراد و همراهانشان، فقط سنی‌زاده‌اند و دارای یک‌سری باورهای ابتدایی آن مذهب. آن‌ها البته بی‌مهابا شلیک می‌کنند و سر می‌برند، اما امروزه  مسلسل و چاقو و نشانیِ قربانی را همان اسرائیل و آمریکا به دستشان می‌دهند!  یعنی، ای ابله، تو همین گروه اخیر را (که حرف زدن دربارهٔ نتایج عملشان ممنوع است) در نظر بگیر که هم صدرش و هم تفنگ به دوشش، مزدور ایالات‌متحده و اذناب او هستند. اگر مأموریت آمریکاییِ طالبان را نمی‌توانستی باور کنی، این یکی که کاملاً آشکار است! طرف شما کماکان پنتاگون و اسرائیل هستند. کارفرما آن‌هایند. شما قافیه را باخته‌اید و برای گریز از برنامهٔ جهانی ایالات‌متحده ناتوانید.

حکومت هم باید به این زمزمه‌ها هشیار شود: باید این دانشمند طرفدار غیریت‌سازی با سنی‌ها و آن آقازادهٔ واجد عزمِ نابود کردنِ قطر را خاموش کند و سیمشان را هم از پریز بکشد!  برههٔ حساسی که چهل و پنج سال است ورد زبان شماست امروز است. این اشخاص مخبط را در آخور نگه دارید ولی اجازهٔ افاضهٔ فضل به آن‌ها ندهید. اکنون در آن بالا، تجربه و عقل و مشاوران خودتان کافی است برای آنکه بدانید چه باید کرد!

🆔@jameeno
👍36👎1
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🏷 جناب عارف؛ فساد ستیزید؟ بفرمایید: این شما و این میدان

🖊 [ امضاء‌محفوظ]
نکته: از جمله بدی تعطیلات ممتد ایرانی یکی‌اش همین درگیر شدن با مسائل و موضوعاتی است که تو، قادر نیستی سرسوزن تاثیری در عبور از آن داشته‌باشی. سوت‌زنی نیز تبدیل به عادت شده و تاثیر که ندارد هیچ، مثل بختک می‌افتد روی خودت! حالا بیا و درستش‌کن؛ آمده‌ای صواب کنی کباب شده‌ای و کبابت را، در ضیافت رو-کم-کنی، به نیش می‌کشند. به همین راحتی.
دیدم جاری درمانده‌ام، هی می‌رود و می‌آید و هی با خودش حرف می‌زند:
- باز چی شده؟
- از کجا بگم؟!
- چی شده که این جور، ریختی بهم!
- بیا بخوون، خودت بخوون... ببین اینا چی از جون این مملکت می‌خوان؟!
باری، آنچه که می‌خوانید قصه و داستان نیست. راهرویی از مجموعه کریدورهای تودرتوی حاکمیت و حکمرانی درپرداختن به امور جاری است.
پرسیدم:
- خوب! چیکار باید کرد؟
- هیچی! اگه جایی می‌شه این رو به گوش آقایون رسوند...
- جامعه‌نو...
اینجوری شد که این مطلب تقدیم شما شد. بقیه‌اش به همت شما باز می‌گردد.

عاقلی کو که کند فهم زبان همگان؟
با توجه به صحبت‌های اخیر آقای عارف در خصوص مبارزه با فساد و البته بخشنامه‌ی سازمان اداری و استخدامی کشور به شماره 90989 مورخ 18 آذر 1403 مبنی بر نحوه لغو/تمدید مستخدمین با قراردادهای کاری مدت معین (به‌ویژه مدیران سیاسی) دستگاه‌های اجرایی که به‌نوعی هر دو موضوع موجب تعدیل و کاهش نیروی انسانی وابسته به دولت بوده و به تحقق اهداف برنامه‌های توسعه و سالم‌سازی سیستم کمک خواهدکرد، پیشنهاد می‌شود دولت محترم فکری نیز به حال جشنواره‌ی شهید رجایی کند. این جشنواره به‌دلایلی از جمله موارد ذیل، خود به یکی از بسترهای فسادزای دولت تبدیل شده:
1- جشنواره مذکور خود از مصادیق بارز تعارض منافع است. کجای دنیا دولت، خود به ارزیابی عملکرد زیرمجموعه‌ی خود پرداخته و از خود تقدیر می نماید؟!
2- دستگاه‌ها کمتر عملکرد و مستندات واقعی به جشنواره ارائه می‌دهند؛ صرفا با هدف کسب امتیاز به‌ویژه در مورد شاخص‌های عمومی.
3- ارزیابان شناختی از فرایندهای کاری دستگاه‌های اجرایی ندارند. به‌طور مثال، چگونه ارزیابی که در صنایع نفت و گاز و پتروشیمی هیج دانش و تخصص و تجربه کاری ندارد می‌تواند تشخیص دهد نسبت به رفع گلوگاه‌های فساد اقدام واقعی به‌عمل‌آمده؟! متأسفانه عمدتا ارزیابان مقهور تعاملات رابطان دستگاه‌های اجرایی می‌شوند.
4- حسب اطلاع موثق و پیشینه‌ی جشنواره، بعضا ارزیابان نهاد ریاست‌جمهوری در مرکز ارتباطات از فرصت جشنواره سوءاستفاده کرده و به اخذ رشوه، تحت‌فشار قرار دادن مسئولان جهت انتقال و اشتغال خود یا نزدیکان‌شان در دستگاه ذیربط اقدام کرده‌اند. در صورت عدم‌موفقیت، حذف مدیر مربوطه را رقم زده‌اند.
5- حذف این جشنواره به حذف یکی از پاداش‌های مالی کارکنان دولت (برای فرایندی با مفسده‌های فوق) و درنتیجه صرفه‌جویی اقتصادی در بودجه کشور و دولت می‌انجامد.
این‌ها موارد حداقلی است که نشان می‌دهد تلاش واقعی برای سالم‌سازی، مبارزه با فساد و ارتقای سلامت نظام اداری، کمتر به‌عمل‌آمده و جشنواره به جای آن‌که فرصتی برای بهبود عملکرد دولت باشد موجبات خودزنی و فساد بیشتر در سیستم اداری را فراهم‌آورده‌است.

مراتب جهت استحضار دست‌اندکاران و در صورت صلاحدید و امکان، تیم مشاوران رئیس جمهور محترم جناب دکتر پزشکیان تقدیم شد.

🆔@jameeno
👍17
#الف

🏷 عقل اگر باشد

🖊 علی هاشمی | تحریریه جامعه‌نو

- حکومتِ ما معنای حکومت بودن را اغلب در اِعمال زور و فشار و اجبار می‌داند و می‌بیند... برای مشاهدۀ نمایی نزدیک از وجه اجبار در اِعمال قدرت، می‌توان به همین یکی دو ماه پیش رجوع کرد. وقتی در اولین ساعات بامداد، صداهای مهیبی آمد و همه متوجه شدند که اسرائیل به مواضعی در تهران و ایران حمله کرده است، درست در فردای همان حملۀ شبانه، ماشین‌های گشت ارشاد در میادین و خیابان‌ها دیده شدند. بعد از مدتی که به هر دلیلی کمتر دیده می‌شدند.
حکومتی که در آن بحبوحه برخلاف انتظارِ حامیان داخلی و اظهارات همیشگی‌اش عمل کرد، برای اثبات قدرتمندیِ خود (در مقولۀ پوشش) به انظار و افکار عمومی، به همان ریسمان همیشگی چنگ زد و سراغ جامعه آمد تا یادآور شود که قدرت دارد؛ قدرت دارد و می‌تواند جامعه را به کاری که نمی‌خواهد مجبور کند و با زور و فشار نگذارد چنان باشد که می‌خواهد و اجبار کند که جامعه چنان باشد که حکومت می‌خواهد.
این قصۀ حکومتِ ماست که می‌خواهد لُختیِ بی‌قدرتی در بعضی زمینه‌ها را پشتِ زور و فشار و اجبار پنهان کند (البته پر واضح است که این، یگانه دلیلِ غائلۀ حجاب نیست) و عرصۀ درگیری با جامعه را جولانگاه ابراز قدرت می‌بیند و آنجا برای جامعه شاخ‌وشانه می‌کشد.
اما...

- ادامه مطلب و متن کامل را در instant view و با لمس اینجا بخوانید.

🆔@jameeno
👍16👎2
#الف

🏷 هیچ‌کجا ایران نیست!

🖊 شورای سردبیری:
بعد از رخداد سقوط سوریه چیزی درباره‌ی مسائل داخلی‌اش نگفتیم. عمد بود؛ چون اعتقاد داریم پس از این دست و پا و البته پول ایرانیان دیگر آنجا نخواهدبود تا بخواهیم درباره‌اش فکر هم کنیم؛ آن را از حکومت ما بریدند و کندند. پس سوریه در زندگی ما دیگر چه اهمیتی می‌تواند داشته باشد بیش از هر کشور کوچک دیگری که پاره‌ای است از عرصه‌ی ژئوپلتیک؟ هیچ!

با این همه ضرورت دارد یک حرفی در موردش بزنیم: وقتی درباره‌ی سوریه فکر می‌کنیم می‌باید آن را یک پدیده‌ی مستقل از انگاره‌های اینجایی و مجرد از قضاوت‌هایمان درباره‌ی حکومت ایران در نظر داشته‌باشیم.
ما اگر پیش‌فرض‌هایمان را (یعنی تصورات شخصی، حسرت‌ها، آروزها، تجربه‌ها و... را) بر امور و وقایع بار بکنیم نتیجه‌ای نخواهدداشت جز تقلیل درک‌مان از واقعیت آن‌ها به حد همان پیش‌فرض‌ها. مثل شادمانی از شنیدن آوازی غمناک است که خاطراتی خوش را به خاطرمان می‌آورد یا برعکس، غمگین‌شدن از شنیدن نوایی شاد که خاطره‌ای تلخ را زنده می‌کند: در هر دو حالت آنچه در ذهن ما شکل می‌گیرد ربطی به واقعیت آن نوا ندارد! یا یک مثال دم‌دستی‌تر: حکایت «فیل در تاریکی» را که دیگر حتما شنیده‌اید؟ باز بیشتر توضیح می‌دهیم.

بگذارید چند پرسش را پیش بکشیم: در سوریه چه می‌بینید؟ یک گروه تروریستی مشکوک که تا چند وقت پیش سر می‌بُرید و حالا یک ویرانه را از چنگ یک مستبد دیگر درآورده‌است؟ یا گروهی مبارز لبخند-به-لب که آزادی و صلح و مسامحه و توسعه خواهند آورد؟ یا چیزی غیر از این دو حالت؟ اگر شهروند کشوری توسعه‌یافته بودید که مسائلش را از راه‌های دموکراتیک حل می‌کند و قدرت در آن با انتخابات دست‌به‌دست می‌شود و کلان‌ترین سیاست‌ها هم با خواست رأی‌دهنده‌ها تغییر می‌کند، قضاوتتان باز همینی می‌بود که حالا است؟

حاکم کنونی بر سوریه فردی با سابقه‌ی منفیِ افراطی‌گری و تندروی دینی است که قاعدتا می‌باید چهره‌ای منفور برای ایرانیان محسوب شود. ولی او اکنون طور دیگری می‌نماید: غیرافراطی و ملایم، مسامحه‌گر و مهربان، عاقل و انعطاف‌پذیر و مشخصا روادار در موضوع ظاهر زنان و منفعت‌گرا در سیاست‌خارجی (الان در واقع دوست اسراییل و دشمن فلسطینیان است!) و طرفدار صلح و توسعه‌ی کشور. برعکس کیفیات قدیمی‌اش این کیفیات جدیدی که نشان می‌دهد همانی است که ایرانیانیِ بسیار...

- ادامه‌ی مطلب و متن کامل را در instant view و با لمس اینجا بخوانید.

🆔@jameeno
👍16👎51🤔1
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🏷 حکایت ما و دلِ دزد و دله‌دزدان

🖊[امضاءمحفوظ]
دیدن کلیپ جناب دکتر مسعود پزشکیان در مقام بالاترین رکن تصمیم‌ساز کشور در قوه مجریه و اظهار صریح ایشان در گم شدن روزانه بیست میلیون لیتر از فرآورده‌های نفتی، این شهروند غیرسیاسی له‌شده در لابه‌لای چرخ‌دنده‌های مدیریت شلخته را متأثر و شرم‌زده کرد. ایشان تصریح فرموده‌اند:
تولیدکننده منم، عرضه‌کننده هم منم!آن بیست میلیون لیتر چطور گم می‌شود؟!
چه کسی باید پاسخ این پرسش را بدهد: دم و دستگاه عریض و طویل دولت یا مردم؟
ادامه می‌دهند:
حتماً من بلد نیستم که این را نظارت کنم.
حسن‌ختام گفتار پرزیدنت، به‌گونه‌ای بازگرداندن مسئله، به زمین مردم است. آنجا که با قرائت مصرعی از فردوسی زنگ فیصله را می‌نوازند:
هنر نزد ایرانیان است و بس!
یعنی دزدی، روز روشن، زیر سقف قانون و چشمان هشیار نظارت پایدار، هنر مردم است؟!
سه گزارهٔ مفهومی کلیپ جنابعالی، دزدی روز روشن، عجز نظارت و قدر قضاوت در میانه حیرانی است.
آیا دارید به مردم گزارش می‌دهید یا به در می‌گویید تا دیوار، کدام دیوار بشنود؟
گفتنش چه فایده‌ای دارد وقتی:
دو صد گفته چون نیم کردار نمی‌ارزد؟

عارفی کو که کند فهم زبان مردم؟
مردمِ مجبور و صدالبته هوشیار در حفظ حرمت خود، از شرف و نان سفره‌هایشان گذاشته‌اند. امید دارند مدیریت و حکمرانی، به عقل و ادب و مدارا، از این حال و روز بیرون ببایند. امید کلمه نیست، شرح شرف و وجدان است. مدیریت عارفانه و ضیافتی چاره کار نیست. همانطور که مدیریت باج‌گیر و باج‌خواه نبوده و نخواهد بود. پوشه پیشنهاد مدیران را خود، سرند بفرمایید. چاره ای نیست. آشپز  آش وفاق، نه دو تا که چندین و چند مدعی دارد. آنچه که در کلیپ، از آن فرمودید از جمله این دست توافقات در پخت‌وپز است. خصوصی‌سازی یادتان می‌آید؟
مردم فرزندان خود را برای امیدآفرینی تربیت کرده‌اند اما وقتی، نه در ضیافت، که در طول مسیر نیز، جا و  جایگاه ندارند چه باید بکنند؟! یعنی باید صریح بگویند: بدبخت ما که گاری را در سرازیری هُل دادیم؟!
یک بخش از مسایل بایستی ببن شما و دیگر قوا حل شود. مردم در نه قاطع گفتن به شبکه‌های درهم‌تنیده تولید و بازتولید فساد و ویرانی و بی‌اعتمادی نوع حکمرانی، برادری خود را ثابت کرده‌اند.
این مجلس دلربا و زیبا
الحق که سر وفاق دارد
یک میخ وفاق در کف صحن
یک میخ دگر به تاق دارد
جایی که قرار بر گذار است
صد پنجدری اتاق دارد
در جوف چلوکباب و فیله
نان و نمک و سماق دارد
از هر جریان سه چار شاعر
در شهر هنر سراق (غ) دارد
اسباب ترقی و تعالی
هم موشک و هم چماق دارد
معمار و مهندسِ فراوان
هم ماله‌کش چلاق دارد
در جمع مشاوران و مرشد
فرمانبر قلچماق دارد
چون فصل وصول بودجه باشد
هم منقل و هم اجاق دارد
در سالن انتظار مردم
صد گوشه استراق دارد
حالا تو بگو جناب مرشد
بهر تو وفاق، فاق دارد؟...

- ادامه‌ی مطلب و متن کامل را در instant view و با لمس اینجا بخوانید.

🆔@jameeno
👍114👎1
#در_کرانه_روز

پاسخ به پرسش رئیس‌جمهوری:
🏷 «در آن زمین فرو می‌رود!»

🖊 تحریریه جامعه‌نو:
آقای پزشکیان پرسیده است «چگونه روزانه ۲۰ میلیون لیتر سوخت گم می‌شود درحالی‌که تولیدکننده و عرضه‌کننده خودمان هستیم.» و بعد هم چند وزیر را مأمور کرده است تا به این پرسش جواب بدهند.
ما پاسخی داریم. برای پاسخ درست، اول باید پرسید «چرا» و بعد پرسید «چگونه». ما از چراییِ این قاچاق شروع می‌کنیم و بعد به چگونگی آن می‌پردازیم. امیدواریم آقای پزشکیان از سردرگمی بیرون بیایند.

علت انجام این کار، نیاز کشور به دریافت‌هایی به‌صورت دلار، اسکناس و یا رمز ارز و بیت کوینِ سهل‌الانتقال است. برخی از هزینه‌های کشور را نمی‌توان از حساب‌های جاریِ رسمی حواله کرد. ما پولِ دارو و علوفه و ماشین‌آلات و برنج را از شبکۀ بانکی تسویه می‌کنیم که تنها راه مبادلات خارجی است. بانک‌های خارجی زیرنظرند و مبدأ و مقصدِ هر پولی که جابجا می‌کنند باید ثبت شود و مجاز باشد. رساندن پول به گروه‌های نیابتی ازجمله انتقالات غیرمجاز است.

به خاطر این کنترل‌های بین‌المللی، تنها راهی که برای حکومت ما جهت تأمین حزب‌الله و دیگر نان‌خورهای پرخرجِ خارج کشور مانده، رساندن پول نقد به آن‌هاست و این پول را فقط نقد و با چمدان و یا با بیت کوین می‌توان به آن‌ها رساند. به خاطر کنترل‌های بین‌المللی، منبع تأمین این پول هم جز از اعمال غیرقانونی و قاچاق نیست. آن را می‌توان از تولید بیت کوین، صدور گازوئیل و بنزین قاچاق (که پول آن را با اسکناس می‌دهند) و انتقالاتی از طریق بیش‌برآوردِ هزینۀ واردات (مواردی مثل چای دبش) و برخی فعالیت‌های ناخوشایند دیگر به دست آورد که با چمدان جابجا می‌شوند. کش رفتن به روش چای دبش نیز چون در شبکۀ بانکی بین‌المللی است با چرخاندن متوالی در شرکت‌های متعدد و متصل به تجارِ وابسته به نیابتی‌ها، درنهایت در اختیارشان قرار می‌گیرد.

این‌ها علت قاچاق سوخت به کشورهای مجاور است، اما همین محل مصرف، چگونگی آن را نیز توضیح می‌دهد: از خروجی‌های تحت کنترل دستگاهی که درآمد حاصله را هزینه می‌کند! اصلاً هم غیرمنتظره و عجیب نیست. ما ربع قرن پیش اسکلۀ نامرئی داشتیم که از آنجا، هم صادرات می‌کردیم و هم واردات. درآمدش لابد صرف همان کار خیر می‌شد که گفتیم. مدت‌ها جریان داشت و کسی سراغ آن نرفت. بعداً وقتی احمدی‌نژاد از آن دنده بلند شد و مخالف‌خوانی کرد، از «برادران قاچاقچی» حرف زد. بعداً روحانی هم با آن لبخند محیلانه‌اش به طنز از اینکه وقتی به آنکه اسلحه دارد، اختیار پول هم بدهی چه‌ها که شود، حرف زد. این روندی ادامه‌دار بوده است و کسی که اسکلۀ مخفی دارد، داشتن مرز مخفی برایش سهل‌تر است.

حالا فهمیدید چگونه؟ به دلایل معلوم، جلویش را هم نمی‌توانید بگیرید. در عوض مجازید از همان درآمدهای قانونیِ ملت از فروش نفت خام، کسری سوخت کشور را به قول خودتان به لیتری حدود یک دلار یا همان پنجاه هزار تومان که فرمودید تأمین کنید. پس جا دارد بگوییم بالاغیرتاً فعلاً سراغ قیمت بنزین مردم نروید. می‌توانید بعداً به سبک دولت خاتمی که عضوش بودید و تا روزی که قیمت سوخت در سبد هزینۀ کل متعادل شود، در بودجه‌ریزی‌ها بیاورید (و یا همین‌طور هیئت دولتی تصمیم اعلام کنید) که سالی دَه یا 20درصد و یا به‌اندازۀ نرخ تورم سال قبل، به نرخ بنزین اضافه شود؛ ولی فعلاً در شرایط وخیمِ اقتصادی و رابطۀ حکومت ـ مردم، سراغ قیمت بنزین نروید. برای خود حکومت زیان دارد!

این را اضافه کنیم که آن مقدارِ حمل‌شده توسط وانت‌بارها که‌ در مطبوعات زیاد دربارۀ آن حرف زده می‌شود، یک کاسبی کوچک و نمایش پوششیِ این جریان توسط خرده‌پاهاست. می‌توانید سراغشان بروید و جلوی آن‌ها را بگیرید ولی آن را هم به‌عنوان پوشش عملیات اصلی نگه خواهند داشت.

کسب دلارِ قاچاقِ قابل‌انتقال به نیابتی‌ها آن‌هم به بهای کمبود بنزین داخلی و تولید بیت کوین به بهای کمبود برق و تقلب در اعلام هزینۀ واردات به بهای منابع ارزیِ کمیابِ کشور، یک برنامۀ دقیق و تحت کنترل است. اعتراض و نقد اشخاصِ بیرون از دایرۀ حکمرانی، هیچ تأثیری در پایان دادن به آن ندارد و راستش... راستش شما نیز به همه جای دایرۀ حکمرانی دسترسی و اشراف و دربارۀ همه جای آن اختیار ندارید؛ اما به خاطر همین توجهتان به آن چند ده میلیون لیتر سوختِ فرورَونده در زمینِ آن دایرۀ حکمرانی، دستتان درد نکند. شما لااقل حرفش را زدید!

🆔@jameeno
👍293😭3