جامعه نو
4.93K subscribers
989 photos
33 videos
17 files
770 links
رسانه روزنامه‌نگاران مستقل

تماس با ما: @jameeno_pr
Download Telegram
🔸عربستان از "دشمن" خواندن ایران، تغذیه می‌کند.

▫️جامعه نو: مقامات ارشد عربستان سعودی و خصوصاً ولیعهد این کشور، محمد بن سلمان، دائماً از خنثی کردن تهدیدهای ایران سخن می‌گویند. نیویورک تایمز ضمن یادداشتی تحلیلی نوشته حقیقت آن است که به رغم این دعاوی، سیاست خارجۀ برآمده از ریاض، حاصل مسائل سیاست داخلی عربستان است. بن سلمان می‌داند، بزرگنمایی یک "دشمن خطرناک" راهگشایی برای تحکیم قدرت اوست.
گویا بن سلمان قصد دارد با هرچه خطرناک‌تر نشان دادن ایران، توجهات را از مسایل داخلی کشورش منحرف کند.
بعد از وقوع انقلاب ۵۷، ایران خواستار توسعه انگارهٔ "جمهوری اسلامی" بود. قوت گرفتن ایران ذیل عنوان جمهوری اسلامی، نه تنها رشک سران سنی از پیشروی تشیع را برانگیخت، که حتی آنان را واداشت تا به توسعه دولت اسلامی به سیاق خود بپردازند. بنابراین حکومت سعودی به ترویج وهابیت در افریقا، آسیا و اروپا مشغول شد. از همان زمان نبرد لفظی میان مخالفین تشیع از یک سو، و مبلغین آن - که همزمان مروج دیدگاههای ضد امپریالیستی و ضدغربی بودند- درگرفت.
اما در لحظه کنونی همه چیز تحول یافته؛ شاهزاده محمد ایران را در کانون مخالفتهای خود قرار داده تا از شدت برجستگی اختلافات داخلی بکاهد و قدرت خود را ضمن برکناری سایر شاهزاده‌ها و اتخاذ تصمیمات مهم سیاسی، تثبیت کند.
کاستی‌های سیاسی، نابرابری و بیکاری میان جوانان این کشور و دولت‌های حوزه خلیج‌فارس بیداد می‌کند. حتی باراک اوباما در زمان ریاست جمهوری خود هشدار داده بود سران عرب چشم خود را به روی واقعیات باز کنند. اما عربستان هرگز زیر بار نمیرود و کماکان بر حمله آمریکا به ایران پافشاری می‌کند. سخنان ضدایرانی و پوپولیستی بن سلمان، و وعده‌های او برای کوتاه کردن دست ایران در منطقه، تلاشی است جهت برپاکردن قیل‌وقال؛ طوری که صدای اختلافات داخلی به گوش نرسد.
حالا عربستان، رشد نفوذ ایران در منطقه را معادل "احیای ملی‌گرایی کهن ایرانیان" قلمداد می‌کند.
بن‌سلمان در پی آن است با برجسته نشان دادن تهدید از سوی ایران، خود را در نقش ناجی عربستان و قلمرو عربی در برابر سلطه ایران و تشیع جا بزند. تشدید تظاهر به رقابت با تهران منفعت ایدیولوژیکی دیگری هم دارد؛ مقامات عربستان ذیل فرمان شاه سلمان، نوعی ملی‌گرایی پوپولیستی با گرایش‌های نظامی را جایگزین وهابیت کردند تا مقابل تهدید ایرانِ نفوذگرا و ملی‌گرایی شیعی آن درآیند.
مخاصمه با ایران موجب ارتقای همبستگی در عربستان می‌شود. از همین رو این کشور جنگ در یمن را پاسخی ضروری برای بقای ملت سعودی و تفوق عرب بر پارس تلقی می‌کند.
بعلاوه درآمد اصلی عربستان همچنان بر نفت استوار است برای همین ایران، یعنی همسایه تولیدکنندهٔ نفت را رقیب خود می‌بیند ولذا چشم امیدش به تحریم‌های آمریکا علیه ایران دوخته است، چه بسا برجام را عامل تضعیف موقعیت خود در منطقه می‌داند. عربستان مهمترین همپیمان آمریکا در منطقه است و از این رو وحشت دارد دولت دیگری این نقش را از او بستاند.
به نوشتۀ نیویورک تایمز تنها در صورتی می‌توان شاهد ترمیم روابط میان این کشور و ایران بود که عربستان از حیث سیاست داخلی به ثبات و نقطۀ امن برسد.
🆔 @jameeno
#الف

🔹ارتش پاک

▫️شورای سردبیری: این فرضیه که ممکن است قابلیت فساد مالی افراد نه به موقعیت شغلی، که به دستگاه خدمتی آنها بستگی داشته باشد، از مدتها پیش ثابت شده است. کسی که در گمرک یا اداره مالیات مشغول است دارای احتمال بالاتری از دچار شدن به فساد مالی است، و رسته آموزش یا درمان یا نیروی مسلح فرصت و روحیه کمتری برای فساد مالی فراهم می‌کند. اما اینکه در یک شاخه فرعی از یک پیکره دستگاه حکومتی و در حالی که حکومت و پیکره‌هایش مدیران فاسد زیاد دارند، سلامت مالی زبانزد شود، لابد باید دلیلی داشته باشد. وجود این وضعیت را اخیرا رئیس‌جمهور مورد اشاره قرار داد، جایی که گفت امروز در هیچ فسادی نامی از بزرگان و امیران ارتش وجود ندارد.

این نکته‌ای سنجیده و قابل بررسی به نظر می‌رسد. چرا چنین است؟
پاسخ‌های سر راستی وجود دارد: در ارتش ما سنت دوری از دو چیز وجود داشته است. اول دوری از سیاست، و دوم دوری از فعالیت اقتصادی. همه حضور ارتش در سیاست از کودتای ۱۲۹۹ به این سو، در کودتای ۲۸ مرداد خلاصه می‌شود و حتی بخش اعظم بگیروببند در آن ماجرا به عهده فرمانداری نظامی نبود و لعن و نفرین به سپهبد زاهدی واطرافیانش، جایی برای آنکه ارتش در عرصه سیاست بماند نمی‌گذاشت. در دوران بعد از انقلاب موضوع قابل توجهی جز کمدی ماجراجویانه کودتای نوژه (که مدیران آن غیرنظامیان بودند) اثری از ارتش در حوزه سیاست نبود.

در حوزه اقتصادی نیز با وجود شایعات بسیار درباره ارتشبد حسن طوفانیان مسئول خریدهای خارجی ارتش در رژیم پیشین، مدرک معتبری از فساد او ارائه نشد. رژیم فاسد شاه البته مزایایی غیرمعمول (مانند زمین‌های مرغوب شمال برای کشت و کار صنعتی) به نظامیان ارشد اعطا می‌کرد، اما اعضای ارتش آن دوران فساد ساختاری نداشتند و به همین دلیل بدنه و افسران و بخش اعظم امرای ارتش با انقلاب همکاری و در جنگ هشت‌ساله جانفشانی کردند. سنت دوری ارتش از فعالیت اقتصادی به یک سیستم جاافتاده در آن تبدیل شده بود که در دوران جمهوری اسلامی هم پایدار ماند هرچند جز اندکی از ارتشیان قدیم، در طول ۳۹ سال گذشته همه نظامیان بازنشسته شده و رفته‌اند.

اما علت دیگری هم در میان است: به علل واضح، نظامیان استخدام شده در دوران سلطنت امین کامل جمهوری اسلامی نبودند و در دوران جمهوری اسلامی دستشان برای ورود به همه حیطه‌ها باز نبود. نه به تدریج به بازیگر عمده سیاسی تبدیل شدند و نه به فعال اقتصادی. نه کسی این را که جز حفاظت از مرزها وظایف دیگری دارند تئوریزه کرد، و با اینکه صاحب اکثریت سهام یک بانک (بانک بی‌مساله حکمت ایرانیان) هستند نه ماموریت و مجوز شرکت در انواع فعالیت‌های اقتصادی به آنها داده شد.

آنها متمرکز بر دفاع از مرزها ماندند وحالا روحانی می‌تواند ارتشی پاک را تمجید کند. البته بخشی از تحسینی را که رئیس جمهوری نثار ارتشیان کرد باید به محضر نظام داد، زیرا ارتش را در حوزه ماموریت ذاتی‌اش نگه داشت.

🆔 @jameeno
#الف

🔹چه کسی ۳۰ میلیارد دلار خارج کرده است؟

▫️شورای سردبیری: این را که پس از حوادث دی ماه ۳۰ میلیارد دلار سرمایه از کشور خارج شده است مدتی پیش رسانه‌های معتبر خارج کشور اعلام کردند. با وجود اینکه تلاطم خارج از اندازه بازار ارز می‌توانست علامت درستی خبر باشد، اما باورکردنی نبود و طبق معمول با این فرض که به هیچ شبکه خارجی اطمینانی نیست آن را فقط به حافظه سپردیم. دیشب، آقای نوبخت هم همین را اعلام کرد البته با موضعی اعتراضی، که نباید ۳۰ میلیارد دلار از ایران خارج شود.

این رقم که حالا باید آن را جدی گرفت از کجا آمده و چه کسانی این سرمایه را خارج کرده‌اند؟

مبنای رقم را به دلایل واضح نمی‌توان مشخص کرد و چگونگی انتقال عدد به دست بیگانگان نیز روشن نیست، اما درباره علت خروج و خارج‌کنندگان می‌توان گمانه‌زنی مقرون به حقیقت داشت. علل و فاعلان خروج را به وضوح می‌توان توصیف کرد:

۱- حوادث دی ماه نشان داد سیستم آنقدرها هم که ما اهل نظر گمان می‌کنیم ثبات ندارد. ادعای وزارت کشور این است که حداکثر ۱۱۰ هزار نفر ثبات و امنیت سیستم را در ده‌ها شهر کشور با شورش و تظاهرات خود به چالش کشیده‌اند و پتانسیل شورش‌های بنیانکن را به نمایش در آورده‌اند. این شورش‌ها با وجود سرکوب و جمع شدن، امنیت روانی دو گروه را خیلی به هم زد. نخست صاحبان ثروت و سرمایه که امکان وقوع ناآرامی و بی‌ثباتی را نزدیک دیدند و به بستن چمدان فکر کردند، و دوم، احتمالا اهل مشارکت در امور سیاسی کشوری، که گوش‌های تیز در مورد لرزش پایه صندلی خود دارند و حتی با پیش‌لرزه‌ها هم به فکر تامین آتیه فرامرزی و پساخدمتی خود می‌افتند. این البته پدیده‌ای جهانشمول است و دو چیز واقعا ترسو وجود دارند: سرمایه و سیاستمدار نامحبوب.

۲- موقعیت جهانی کشور، علت دوم است. رئیس جمهوری ایالات متحده به تهدیدهای خود ادامه داده و گروهی از تندروها را گرد خویش آورده و نشان داده برجامی که اهل اقتصاد به تاثیر مثبت آن بر روبراه شدن کاسبی‌ها دل بسته بودند بزودی از محتوی تهی خواهد شد و در مقابل حدس می‌زنند سوریه و یمن به باتلاق دردسرسازی برای کشور تبدیل و احیانا به یک جنگ با اعراب ثروتمند منتهی خواهند شد. اهل اقتصاد چنین چشم‌اندازی را فارغ از نتیجه نهایی آن خوش نمی‌دارند و بعید نیست بخش قابل توجهی از ترس اشخاص سرمایه‌ببر از این منشاء باشد.

حالا می‌توان به علت تصمیم‌های عجولانه، فکر ناشده و سختگیرانه‌ای پی برد که با محتوای آشکار جلوگیری از خروج ارز اتخاذ شده و دیشب جهانگیری اطمینان در حد قسم خوردن می‌داد هرگز لغو نخواهند شد. نظام خود را با‌ جماعتی از صاحبان سرمایه و دست اندر کاسه‌هایی روبرو می‌بیند که دارند می‌روند تا آینده خود را با حراج آینده نظام بنا کنند. چنانکه قبلا گفته‌ایم، این تصمیم‌های دولت عجولانه و نامتناسب با رفتار رودخانه عظیم اقتصاد اتخاذ شده و سرنایی از سر گشاد است و لاجرم محکوم به ناتوانی در تداوم و نیل به نتیجه مطلوب است. روحانی، جهانگیری، و سیف و دیگران به جای پافشاری بر آنها باید به نظام تفهیم کنند کار ترمیم را باید از محل مناسب احداث سیل‌بند آغاز کرد، نه از جلوی در خانه: با ملاتی ساخته از سیاست‌های اجتماعی مبتنی بر رضایت عامه، با سیاست خارجی مبتنی بر تنش‌زدایی (هر چند دیگران دندان نشان می‌دهند) و در انتها، سیاست‌های اقتصادی سنجیده که به جای سیاستمداران، اقتصاددانان درباره نتایج آنها فکر کرده باشند.

🆔 @jameeno
#خبر_فوری
عباس عطار، عکاس سرشناس ایرانی آژانس عکس مگنوم در ۷۴ سالگی درگذشت.
@jameeno
جامعه نو
#خبر_فوری عباس عطار، عکاس سرشناس ایرانی آژانس عکس مگنوم در ۷۴ سالگی درگذشت. @jameeno
تیتر صفحه اصلی آژانس عکس مگنوم: «عکاسی که با نور می‌نوشت، در 74 سالگی در پاریس درگذشت.
@jameeno
#الف

🔹تعامل با استبداد

▫️شورای سردبیری: حالا دیگر مشخص شده است آمیزه‌ای از اشتباهات فردی و جمعی نخستین شهردار برگزیده این دوره از شورای شهر را به پایان زندگی سیاسی و اجتماعی‌اش رسانده است. شورای شهر و شهردارش در برابر کسانی به زانو درآمدند که در بیرون از شورا گفته بودند موافقتی با این شهردار ندارند و دوره او شش ماه بیشتر نخواهد بود.

حالا و در تدارک انتخاب نامزدهای مناسب برای گزینش شهردار جدید، رئیس شورای شهر گفته است شورا کسانی را در فهرست نامزدها گنجانده است که می‌داند اگر مقامات موافقتی با آنها ندارند، مخالفتی هم نداشته باشند. معنای این اعلام چیست؟
حتی خوشبینانه هم نگاه کنیم، رگه‌هایی قوی از نفوذ نظام استصوابی را در این خط‌مشی می‌ابیم: شورای شهر تهرانی‌ها، در موضع یک دستگاه پنهان استصوابگر نشسته و از نگاه آن قدرت ناپیدا خودش را در مقام عمله سیستم استصواب‌محور برای تصفیه فهرست اشخاص مناسب برای شهرداری قرار داده است. دارند با گردن افراشته به رای شهروندان تف می‌کنند.

آشکار است شورا نمی‌تواند این رفتار خود را در حیطه عملکرد تعاملی قرار دهد. رفتار تعاملی را برای رسیدن به یک تعادل منطقی و دربردارنده حفظ اصول در پیش می‌گیرند. احترام و اصول در آن حفظ می‌شود و اصل حاکمیت مردم و ارزش رای آنها در تشکیل نهاد مدنی شورا خدشه‌دار نمی‌شود. شورای شهر با این کار خود، اصول را زیر پا گذاشته و تسلیم خفت‌بار گرفته است.

این کار ،تعامل که نیست، تسلیم هم نیست. به غارت رفتن و پایمال شدن است. شورا پذیرفته است به جای ذهن یک دستگاه بی‌چهره بنشیند و از زاویه دید آن دستگاه اشخاص در دسترس را سرند کند! شورای اصلاح‌طلبان، صافی محافظه‌کاران! در این صورت، موقعیت این نهاد چیزی فراتر از خواری است: کارگزاری دستگاه‌هایی پنهان برای اعمال نوعی از استصواب که حتی قانون نیست، شورا را به حضیضی فروتر از مجلسی می‌کشاند که استصواب در جریان انعقاد آن، حداقل براساس یک قانون است.

هر چند رسانه‌ها در غفلتی آشکار خبر سخنان رئیس شورای شهر را به نفع پوشش یک رقابت بلاهت‌بار کنار گذاشتند، جای آن است که فعالان و سخنگویان اصلاح‌طلب به جای پیگیری اینکه بالاخره کارگزارانی‌ها برنده می‌شوند یا آن حزب دیگر " آدم" خودش را به شهرداری می‌رساند، یقه شورایی را بگیرند که موقع نوشتن رای، چشمانش را به پرده دوخته است. پرده‌ای که پشت آن، دستگاهی فاقد پایگاه اجتماعی، تمامیت‌خواه و نابودکننده آینده کشور نشسته است. واقعا باید یقه‌شان را گرفت.

🆔 @jameeno
🔸تصادف یکی از عاملین روسی تولید گاز اعصاب در دوران جنگ سرد

▫️جامعه نو: ولادیمیر اگلف، دانشمند روسی که در مسموم کردن سرگئی اسکرایپال، جاسوس روسی در لندن، نقش داشت براثر تصادف با یک خودرو مصدوم و به بیمارستان منتقل شد. اگلف معتقد است این تنها یک تصادف بوده. وی چندی پیش در گفتگو با بی بی سی اذعان کرده بود از عاملین تولید گاز اعصاب نوویچوک در دوران جنگ سرد بوده است. وی همچنین اقرار کرده اسکرایپال، اولین قربانی این سم کشنده نیست.
انگلستان هم در پی مرگ اسکرایپال، روسیه را به برخورداری از آزمایشگاه تسلیحات شیمیایی متهم کرده بود. این در حالی است که کرملین ادعای وجود چنین تسلیحاتی را انکار، و نقش داشتن در مرگ اسکرایپال را تکذیب میکند.
🆔 @jameeno

http://uupload.ir/files/b1q_ug.jpg
🔺دستگیری عباس عدالت، استاد دانشگاه امپریال کالج لندن، در تهران

▫️جامعه نو: به گزارش گاردین، مقامات بریتانیایی مدعی شده‌اند عباس عدالت، استاد علوم کامپیوتری و ریاضی دانشگاه امپریال کالج لندن که برای شرکت در یک کارگاه آموزشی به ایران آمده بود، یازده روز پیش در تهران بازداشت شده. روز گذشته وزارت خارجه بریتانیا اعلام کرد در پی کسب اطلاعات از مقامات ایرانی درباره وضعیت عباس عدالت هستیم، اما هنوز جزییاتی به دست داده نشده است. به گفته کمپین حقوق بشر در ایران وی ابتدا به قید وثیقه آزاد شده اما به دلیل امتناع از همکاری با دستگاههای قانونی و همچنین نقص مدرک، کماکان در بازداشت بسر می‌برد. به گفتۀ همین کمپین، برخی منابع مطلع از بازداشت وی در محل اقامتش در تهران و ضبط برخی متعلقات او ازجمله رایانه و سی دی ها و دفترچه های یادداشت او خبر می دهند. این در حالیست که هنوز اتهام و دلیل دستگیری او اعلام نشده.
گفته میشود عدالت، بانی کمپین مخالفت با تحریم‌های آمریکا و دخالت نظامی در ایران بود. همچنین عباس عدالت در ژانویه گذشته به موسسه آموزش عالی تایمز اعلام کرد، در پی قوانین ضد مهاجرتی ترامپ علیه برخی کشورهای مسلمان، در کنفرانس های علمی آمریکا که طی سال گذشته برگزار شده، شرکت نکرده است.
🆔 @jameeno

http://uupload.ir/files/3lqz_ed.jpg
🔹مرگ عباس عطار در غربت؛ آینه‌ای از جایگاه هنر معاصر در ایران

▫️سعید برآبادی/ جامعه نو: ایران، بخش دیگری از تاریخ معاصر خود را در غربت از دست داد. مرگ عباس عطار، عکاس و هنرمندی که سی و هفت سال مداوم نام ایران را با یکی از مهمترین و حرفه‌ای‌ترین آژانس‌های عکس بین‌المللی گره زده بود، آن هم در پاریس، یادآور مرگ‌های بسیاری ست که تاریخ معاصر کشور ما به خود دیده و بخشی از مردم را به سوگ نشانده اما عجیب اینجاست که چرا مدیران امرِ هنر و فرهنگ کشور جز سکوت و کتمان در برابر این فقدان‌ها، ماموریت دیگری برای خود متصور نمی‌شوند.
در بیست و چهار ساعتی که از اعلام خبر عطار گذشته، تا به حال بیش از دهها مصاحبه منتشر نشده، چندین فیلم و چندین رزومه حرفه‌ای از او منتشر شده و لابد خواننده این سطور یا به واسطه همین نوشته‌ها، آشنایی با او یافته یا خاطره او را با عکس‌هایی که عطار از روزهای انقلاب اسلامی و حوادث آن روزهای متلاطم گرفته زنده کرده است. هنرمندی تا این پایه آشنا و مردمی که عکس‌ها و نگاتیوهایش بخشی از تاریخ تصویری ایرانی‌ها از مهمترین وقایع معاصر کشور بوده اکنون در پاریس آرامیده است در حالی که سالها آرزو داشت به کشورش بازگردد و بتواند همچون شهروندی هنردوست و هنرمند از ساده‌ترین حقوق خود بهرمند باشد.

تکاپوی تهران در روزهای همجوار با بهمن 57، تسخیر و به آتش کشیدن شهرنو، پایین کشیدن مجسمه شاه در نقاط مختلف شهر و ... تنها بخشی از میراث تصویری عطار برای مردمی است که پابه‌پایشان خیابان‌های منتهی به میدان‌های شلوغ شهر را طی می‌کرد تا ناظر و راوی یکی از مهمترین انقلاب‌های قرن باشد اما چرا همان انقلاب، به او و هنرش احترامی نگذاشت و نگذاشت حتی سال‌های سرطانی آخر عمرش را در کشور خود بگذارند؟
سویه ضدامپریالیستی عطار نه برای مسئولان نیاز به اثبات داشت و نه خود سعی به نمایش آن داشت. او حتی در سال‌هایی که ایران نبود به لطف حضور در آژانس عکس مگنوم، توانست یکی از معدود عکاسان جهان باشد که درون خانه خدا در مکه را عکاسی کرده، از سوی دیگر در تمام پروژه‌های عکاسی‌اش، از ویتنام گرفته تا اروپا، او همچنان هنرمندی متعهد بود و بعید است که در رزومه‌اش بتوان سرنخی از عناد علیه مردم و میهنش سراغ گرفت اما در نهایت او نیز چون بسیاری از هنرمندان هم عصرش، مجال این را نیافت که آسوده بر خاک کشورش، آخرین نفس‌ها را بیرون بدهد.

مرگ تراژیک هنرمندان، نویسندگان و روشنفکران ایرانی در غربت اما لااقل برای مردم ایران چندان دور از ذهن و پیچیده نیست؛ سرنوشت چهره‌های وطنی که در چند دهه اخیر به زادگاه خود بازگشته اما در نهایت عطای آن را به لقایش بخشیده‌اند، از یک سو و زندگی نباتی و هراسناک هنرمندانی که در طول این سالها در کشور مانده‌اند اما هر روز به فراخور اندیشه‌ها و هنرشان، یا وابسته خوانده شده‌اند و یا جاسوس، هر هنرمندی را روبه‌روی همان سه‌راهی قرار می‌دهد که مهدی اخوان ثالث در شعرش آفریده و در نهایت طبیعی است که آنها با خود زمزمه کنند: «بیا ره توشه برداریم/قدم در راه بی‌برگشت بگذاریم».

🆔 @jameeno
#الف

🔹در ستایش شفافیت

▫️شورای سردبیری: هر چند گفته میشود علتهای ارائه شده در توضیح خروج آخرین مقام کنار گذاشته شده در قالب استعفا متعدد است و ردگم کن، اما شفاف سازی عملکرد شهرداری میتواند مهمترین علت رفتن نجفی باشد. حکومت به دلایلی واضح از شفافیت خوشش نمی آید، هرچند از افشاگری بسیار استقبال میکند!

شفاف سازی که دولت روحانی اخیرا گامهایی در مسیر آن برداشته است با افشاگری تفاوت بنیادین دارد. افشاگری یک چاقوی ضامن دار در دست دارودسته های سیاسی، باندهای قدرت و نیروهای امنیتی است علیه گروه مقابل در تنازع بر سر قدرت، یا خاموش کردن مخالف سیاسی، اما شفاف سازی، کندن خندق و نصب دوربین مداربسته است در برابر سیاستمداران فاسد و تبهکاران دولتی و خصوصی.

دیروز، کسی با استفاده از یک فهرست اخیرا منتشر شده درباره بودجه تخصیصی ماهانه نهادها (که دولت روحانی رسما منتشر کرده است) بودجه یکساله یک شهر آذربایجان را معادل بودجه یک نهاد مذهبی در ماه نیمه تعطیل فروردین یافته بود. بر خلاف رسم افشاگریها، کسی را متهم نمیکرد اما بدون آنکه پرسشی مطرح کند، حکومت را در برابر استیضاحی جدی و سوالهایی سخت و ناگزیر قرار میداد. شفافیت، بدون آنکه هیچ گام پسینی لازم باشد، جامعه را در مقام یک پرسشگر دقیق ، متین و پیگیر قرار میدهد. آنقدر دقیق و پیگیر که حجم غارت اقتصادی باندهای سوءاستفاده گر عمدتا دولتی را به شدت کاهش میدهد.

اما حکومتهای توتالیتر و استبدادی که پاداش وفاداری و نصرت دهی به دستگاه حکومت را با اعطای رانت، چشم بستن بر سوءاستفاده و بسط ید فی البیت المال میدهند، چنین کاری را فوتبال بازی کردن با شیشه عمر خود میدانند. علت خصومت آشتی ناپذیر و کینه چنین حکومتهایی با اصول آزادی بیان، آزادی رسانه ها و آزادی گردش اطلاعات همین است.

چالش بعدی دولت روحانی، زنده نگه داشتن و پروردن نهالی است که در زمین شفافیت کاشته است. نهال او را خواهند شکست، چون باوری قوی دارند میوه اش تلخ و سمی است.

🆔 @jameeno
#الف

🔹 قربانی صلح

شورای سردبیری: در تیر ماه سال ۹۴ که هنوز دولت اوباما روی کار بود، توماس کانتریمن معاون وزارت خارجه آمریکا یک" باید" صادر کرد: کشورها باید تلاش کنند ایران روابط خود را با کره شمالی قطع کند.

حالا بازی طرفه روزگار آغاز شده است: دیگر لازم نیست کشورهای دیگر برای قطع روابط ایران با کره شمالی تلاش کنند. احتمالا کره شمالی بزودی خودش این کار را می‌کند.

روابط ایران و کره شمالی که تقریبا دو دهه است خیلی گرم شده بر دو پایه است. فروش نفت ایران به کره و واردات فناوری نظامی از آن. حسنش هم این بوده که این وسط پای دلار ملعون در میان نبوده است. البته راستش را بخواهید خبر هست که به علت تراز نبودن معامله، کره شمالی این وسط مقدار زیادی هم ارز ارزشمند به دست می‌آورده است.

روند رخدادهای کنونی در سرزمین کره به گونه‌ای است که می‌توان انتظار داشت حداقل بخشی از این معامله روی هوا برود و علت آن این است که کره شمالی به هر دلیلی، تغییر رویه می‌دهد. امتیازاتی می‌دهد و امتیازاتی می‌گیرد. مشکل می‌توان تصور کرد چیزی ارزانتر از روابط با ایران داشته باشد که بتواند آن‌ را به بهای خوبی بفروشد. منتظر بمانیم اندکی.

سوخت و سوز ندارد. نه در کره شمالی و نه در سوریه و نه در یمن. سرشت روابطی که ما با برخی کشورهای برقرار می‌کنیم قابلیت فروخته شدن در بازار سیاست جهانی است. اگر کسی بگوید همین روزها و پیش از بیشتر حساس شدن اسرائیل، بشار اسد عذر ما را خواهد خواست، البته ممکن است توی دهنش بزنند، یا اگر گفته شود اولین قربانی تجدید مذاکره در یمن سیاست ایران خواهد بود شاید گوینده به دردسر بیفتد، ولی اینها واقعیت خواهند یافت، درست مانند صلح بین دوکره یا آشتی پسر کیم با ترامپ که بهایش عنقریب مشخص خواهد شد.
🆔 @jameeno
#یادداشت_مهمان

🔸"گفتمان تحول و توتالیتاریسم پوشش"

▫️شهرام‌ جمالی (فعال صنفی معلمان): فوئر باخ فیلسوف آلمانی در جایی گفته : « کفر امروز، ایمان فرداست.» جمله فوئرباخ بیش از هر چیز ناظر بر گفتمان و تغییر نگرش است؛ تغییری که فرد و جامعه به ناچار هر دو متاثر از یکدیگر آن را شکل می‌دهند.
فوکو قدرت را در گفتمان می‌داند و به باور او قدرت در دست صاحبان قدرت متمرکز نیست، بلکه در سطوح گسترده اجتماع پخش شده است و هر کس بتواند آن را خوب جمع‌وجور نماید، قدرت در دست اوست. بر همین اساس هر سرکوب منتهی به ایستایی و ماندگاری در جامعه و فرد مبدل به نیروی مخالف پویایی می‌شود که گفتمان جدیدی را شکل می‌دهد. گفتمان جدید جامعه یا گفتمان عمومی در ابتدا مشروعیت گفتمان رسمی را که مقبولیت یافته است به چالش و سقوط می‌کشاند و پس از آن «سقوط فیزیکی» را - به زعم آنتونیو گرامشی - در پی می‌آورد. ایستادگی و استقامت در برابر این گفتمان و انرژی اجتماعی نیز تنها شاید بتواند آن را به تاخیر بیاندازد اما در اصل، آن را حجیم‌تر، متورم تر و انرژیک‌تر می‌سازد و از حالت مدنی و مسالمت‌آمیز امروز به روش و رفتار رادیکال و انقلابی فردا تبدیل می‌نماید زیرا دیگر مقاومت در برابر تغییر شکست‌خورده و نتیجه نمی‌دهد و بنابراین باید پذیرای این قدرت و حرکت تازه و عظیم اجتماعی شد. در این صورت هنجارها و ارزشها تغییر یافته‌اند و جامعه تصمیم خود را گرفته است و این رویکرد نشان‌دهنده این است که آنچه در مرحله‌ای هنجار است در مرحله دیگر اسباب بروز بیماری است.
برای بررسی بیشتر این موضوع می‌توان نمونه های بسیاری را ذکر کرد که موضوع «پوشش زنان» یکی از آنهاست. جلوگیری و برخورد با گفتمانی که در مراحل اولیه، به صورت مُد و تنوع پوشش بر اساس سلیقه‌های شخصی و حتا با رعایت حداقل‌هایی از پوشش مورد نظر گفتمان رسمی، خود را نشان می‌داد، فقط زمان ماندگاری آن را طولانی‌تر کرد و این گفتمان را به مبارزه‌ای مسالمت‌آمیز در قالب نافرمانی مدنی و کشف حجاب مبدل ساخت. از این رو آنچه تعرض به زنان جامعه به نام مبارزه با بدحجابی خوانده می‌شود نه تنها حتی در شکل خشونت‌آمیز و مجازات‌کننده خود، نقش بازدارندگی پیدا نکرد، بلکه در شکلی عریان‌تر به پدیده جدیدی موسوم به «دختران خیابان انقلاب» نیز منجر شد.
اریک فروم در این خصوص نظریه‌ای با عنوان «ناهشیاری اجتماعی» دارد که بر اساس آن می‌گوید « این جامعه است که تصمیم می‌گیرد کدام افکار و احساسات به سطح آگاهی اجتماعی برسند و کدام یک به صورت ناهشیار اجتماعی باقی بمانند »
«دختران خیابان انقلاب» همان ناخودآگاه اجتماعی است که به سطح می‌آید و باید بتوان آن را پذیرفت و هضم کرد چرا که به زعم فوکو « قدرت‌های متکثر و تکه تکه به هم می‌پیوندند و گفتمان پرقدرتی را ایجاد می‌کنند» گفتمانی که شاید برخوردهای خشونت‌آمیز و مجازات‌کننده برای مقابله و سرکوب آن دیگر اثربخش نباشد.
🆔 @jameeno
🔸حمله اینترنتی به حساب‌های اعضای جمعیت امام‌علی در شبکه‌های اجتماعی

▫️جامعه نو: حساب توییتری جمعیت امام‌علی طی اطلاعیه‌ای خبر از حمله اینترنتی به حساب‌های گروهی از اعضای این موسسه خیریه داد.
آنها در پیامی توییتری خطاب به وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات اظهار داشتند که، ۶ اردیبهشت ۹۷، ایمیل‌ها، تلگرام، فیسبوک و لیندکین اعضای جمعیت امام‌علی و سازنده کانال تلگرام این موسسه به صورت گسترده مورد حمله سایبری قرار گرفتند.
به گفته این موسسه، هک حساب‌های اعضا تنها از طریق شنود پیامک‌ها در میانه راه، امکان پذیر بوده است. زیرا اعضا در زمان هک به اینترنت متصل نبوده در نتیجه احتمال حمله از طریق بدافزار اینترنتی وجود نداشته. همچنین از طرف تلگرام و گوگل برای سیم‌کارت‌های‌شان، کد احراز هویت پیامک شده است. یکی از حساب‌های هک شده نیز مربوط به تلفنی خاموش بوده که تنها راه هک آن شنود پیامک در میانه راه بوده است.
این موضوع واکنش کاربران شبکه‌های اجتماعی را در پی داشت. آنها ضمن اشاره به این موضوع، امنیت پیام‌رسان‌های داخلی را به چالش کشیدند و قول و قرارها برای حفظ حریم شخصی در سرویس‌های داخلی را امری ناممکن خواندند.
جمعیت امام‌علی با اشاره به سخنان رهبری درخصوص حفظ حریم شخصی شهروندان در سرویس‌های داخلی و حرام شمردن نقض آن و با اشاره به قانون اساسی کشور و منشور حقوق شهروندی از وزیر ارتباطات خواستار پی‌گیری و توضیح در این باره شدند.
محمدجواد آذری‌جهرمی، وزیر ارتباطات، شب گذشته در پاسخ به درخواست این موسسه در توییتر اعلام کرد: برای پیگیری و بررسی این موضوع، عصر امروز خواستم کمیته‌ای با مسئولیت حراست وزارتخانه تشکیل و نتیجه بررسی‌ها را منتشر نماید. وی همچنین به اعضای این موسسه پیشنهاد کرد که در این خصوص شکایتی نزد مراجع قضایی ثبت و پیگیری حقوقی نیز انجام دهند.
پیشتر نیز آذری‌جهرمی در پاسخ به این سوال که چگونه می‌توان اعتماد مردم را در استفاده از پیام‌رسان‌های داخلی جلب کرده، گفته بود که [مسوولان] کاری نکنند که اعتماد مردم خدشه دار شود. وزیر ارتباطات، ناگفته وجود حملات هکرهایی که به اس‌ام‌اس‌های مخابرات دسترسی دارند را تایید می‎کند، اما آنها را افرادی خارج از دولت می‎داند. شاید دلیل مخالفت دولت با فیلترینگ سرویس‌های خارجی همین دسترسیی‌های فراقانونی باشد. حال باید دید که دولت چگونه از عهد‎ه‌ی احقاق حقوق شهروندان خود برمی‌آید.
🆔 @jameeno
جامعه نو
🔹مرگ عباس عطار در غربت؛ آینه‌ای از جایگاه هنر معاصر در ایران ▫️سعید برآبادی/ جامعه نو: ایران، بخش دیگری از تاریخ معاصر خود را در غربت از دست داد. مرگ عباس عطار، عکاس و هنرمندی که سی و هفت سال مداوم نام ایران را با یکی از مهمترین و حرفه‌ای‌ترین آژانس‌های عکس…
🔹بهروز مهری: عطار در شهری مُرد که عاشقش بود/ نقدی بر گزارش جامعه نو درباره مرگِ عباس عطار


▫️جامعه نو: گزارش دو روز پیش #جامعه_نو درباره وضعیت تراژیک مرگ #عباس_عطار در پاریس با واکنش های متعددی رو به رو شد. فارغ از آن که برخی از اهالی فن و عکاسان به نام معاصر، این نوشته را مورد پسند خود دانسته و در نشر آن کوشیده بودند، برخی از عکاسان نیز نسبت به آن واکنش دیگری نشان داده تا جایی که #بهروز_مهری، آن را متنی دانسته که عامدانه از یک مرگ سواستفاده سیاسی کرده است. در ادامه نقدِ بهروز مهری به گزارش جامعه نو را که از توئیتر این عکاس معاصر ایرانی برداشته شده می خوانید:
امروز متنی از سعید برآبادی در کانال تلگرام جامعه نو خواندم درباره عکاس فقید، عباس. متن را بیش تر یک استفاده (یا سو استفاده) سیاسی از یک مرگ دیدم. عباس در کودکی و سال ها پیش از انقلاب از ایران مهاجرت کرد، او آدم جهان وطنی بود و قائل به مرز نبود.
او هیچ گاه نمی خواست در ایران زندگی کند، چون پاریس را دوست داشت، برای گالری گردی هایش و دیدن کار های جدید هنرمندان (به همین سادگی و از قول خودش). قطعا عباس دوست داشت بتواند دوباره به ایران بیاید و عکاسی کند که روزنامه کیهان سال ها پیش زیرآبش را زد.
اما نوشته مذکور، مرگ او را در پاریس (به قول نویسنده، غربت!) بهانه ای برای دادن یک بیانیه ی سیاسی کرد که از نظر من اشتباه و بی ربط است. عباس در شهری مرد که عاشقش بود و این هیچ ربطی به ایرانی بودن یا نبودن او ندارد.
🆔 @jameeno
#الف

🔹مردم را چه کسی به خیابان می‌آورد؟

▫️شورای سردبیری: چه کسی مردم را به خیابان می‌کشد؟ پاسخی مطایبه‌آمیز برای این پرسش وجود دارد: کسی که نمی‌خواهد مردم به خیابان بیایند! به زبان ساده، حکومت‌ها میل به داشتن شهروندانی آرام و سر به زیر دارند اما مرتکب اعمالی می‌شوند که نارضایتی تولید می‌کند و مردم را برای اعتراض به خیابان می‌کشاند.

شاید این حرف در خیلی از نقاط جهان مصداق چندانی نداشته باشد ولی در کشور ما، مردم به خیابان نمی‌آیند مگر حکومت آنها را وادار کرده باشد. مردم ما معمولا برای همراهی با کمپین‌های جهانی به خیابان نمی‌آیند و حضورهایی نیز که با تبلیغات دولتی و با بسیج نیروهای تحت امر حکومت رخ می‌دهند، هدف تبلیغاتی دولتی را دارند. بنابراین در کشور ما، به خیابان آمدن شهروندان بر اساس اراده خودشان، فقط برای اعتراض به نتایج رفتار حکومت صورت می‌گیرد.

فهرست این رفتار بالا بلند است: مردم به کلاهبرداری موسسات مالی موسوم به بدون مجوز اعتراض دارند. علت ان این است که حکومت مجوز این اقدام بدون مجوز را به نزدیکانی داده بود که این موسسات را تاسیس کنند. اینها نزدیکان روسای جمهوری نادلخواهی مثل هاشمی و خاتمی و روحانی نیستند وگرنه تابه حال این افراد هزار بار به خاطرش توبیخ و رسوا شده بودند. بنابراین در ته ذهن مردم، این حکومت است که مسئول این کلاهبرداری است.

مردم به تصمیمات کشوری مانند تقسیمات استانی اعتراض دارند و به خیابان می‌آیند زیرا تصمیم را کسانی در مراکزی با درهای بسته می‌گیرند، بدون زمینه‌چینی و مشورت با شهروندان مناطق.

کشاورزان به خیابان می‌آیند، چون حکومت نمی‌تواند در برابر یک دوره خشکسالی در یک کشور نیمه صحرایی سیاست درستی اتخاذ کند و تقسیم آب را به شکل منطقی و با اقناع شهروندان ذینفع انجام دهد.

شهروندان در اعتراض به بسته شدن یک مرز به خیابان می‌آیند، زیرا حکومت در تصمیمات سیاسی خود وقعی به اوضاع اقتصادی و ویرانی معیشت شهروندان وابسته به مراوده مرزی نمی‌گذارد. علت ان این است که تصمیم‌ها دفعتا و بدون مشورت و بحث ناشده در رسانه‌ها اعلام می‌شوند و توجیهی برای آنها مشاهده نمی‌شود.

کارگران واحدهای صنعتی به خیابان‌ها می‌ریزند، چون حکومت و دولت عاجزند از مدیریت یک خصوصی‌سازی سنجیده که به حل مشکل صنایع بینجامد و نه به تعمیق بحران آن. نکته جالب این است که کارگران علیرغم قرار داشتن در آستانه بیرون آمدن از کارخانه‌ها، در رویارویی با شورش‌های کور شهری تحریک نمی‌شوند و به این گونه تحرکات (مانند شورش دی ماه گذشته) نمی‌پیوندند: همه ایرانی‌ها به شکایت از حکومت به خیابان می‌آیند، اما شورشگرانه رفتار نمی‌کنند. قاعدتا حکومت هم باید در برابر این امتناع هوشمندانه، ظرفیت‌های خود را افزایش دهد.

نمونه‌های ذکر شده، فقط مواردی را در بر می‌گیرد که طی سال جدید روی داده‌اند. و هر کدام ممکن بوده به زنجیره‌ای از حوادث ناخوشایند منتهی شود. حوادثی که مدتهاست همه در ایران از آنها هراس دارند. حکومت رقیب سیاسی خود یعنی اصلاح‌طلبان را بهره‌بردار خرابکاری‌های خود می‌داند و در رویارویی با این حضورهای خیابانی دنبال ردپایی جز عملکرد خودش می‌گردد. اما هیچکس از نفت ریختن به آتش‌هایی که رفتار حکومت پدید می‌آورد سود نمی‌برد. اصلاح‌طلبان همواره بر لزوم عقلانیت حکومت در تصمیم‌گیری و واکنش در برابر مسائل و رخدادها تاکید دارند. این سیاستی تغییرناپذیر است.
🆔 @jameeno