جامعه نو
#الف 🔹اعراب را به حال خودشان بگذارید! ▫️شورای سردبیری: کشورها در شرق و غرب ایران تفاوت چشمگیری دارند. در شرق، با وجود درگیریهای قدیمی بین شیعیان و سنیان در پاکستان و تعارضهای قومی در افغانستان، با وجود پایگاههای فراوان طالبان و القاعده و اکنون داعش…
Audio
🔹هفتاد و ششمین پادکست سرمقاله #جامعه_نو
شورای سردبیری
🔻عنوان: اعراب را به حال خودشان بگذارید
🎤 با صدای #مریم_میری
🆔 @jameeno
شورای سردبیری
🔻عنوان: اعراب را به حال خودشان بگذارید
🎤 با صدای #مریم_میری
🆔 @jameeno
🔹رئیس دفتر رئیسجمهور: نمیخواهیم بگوییم کسی حق ندارد از پیامرسان خارجی استفاده کند
▫️محمود واعظی در حاشیه جلسه هیات دولت در پاسخ به این سوال که آیا دولت تصمیمی برای فیلتر تلگرام دارد یا خیر، اظهارکرد: مسئول پاسخگویی به این سوال آقای جهرمی هستند. به مسئولین مربوطه خواهم گفت که به خبرنگاران پاسخ دهند. وی در واکنش به صحبتهای دلیگانی نماینده مجلس شورای اسلامی مبنی بر ایستادگی رئیسجمهور برای جلوگیری از فیلتر تلگرام گفت: ایشان حرفهای مختلفی میزنند که خیلی از آنها پایه و اساسی ندارد؛ این حرف هم یکی از آنهاست.
رئیس دفتر رئیسجمهور افزود: وقتی در مورد پیامرسانها صحبت میکنیم هم پول و هم اطلاعات مردم است که از بین میرود. به جای اینکه این اطلاعات در داخل کشور باشد در خارج از کشور وجود دارد. ما به عنوان دولت نمیخواهیم بگوییم کسی حق ندارد از پیامرسان خارجی استفاده کند. در حال حاضر تعداد زیادی پیامرسان خارجی در دسترس مردم است. ممکن است یک پیامرسانی مشکلی برای مردم ایجاد کند که در جای خود توسط شوراهای مربوطه در مورد آن تصمیمگیری میشود. وی افزود: امروز در دولت بحث شد و دوستانمان پیشنهاد کردند که ما از خودمان شروع کنیم. قرار شد، کسانی که در پیامرسانهای خارجی هستند را به پیامرسانهای داخلی منتقل کنیم.
واعظی گفت: در سال ۹۳دستورالعملی را به همه وزارتخانهها ابلاغ کردیم که هیچ فعالیت دولتی را حق ندارند در پیامرسانهای خارجی انجام دهند. این بار علاوه بر اینکه این موضوع را مجددا ابلاغ کردیم، حتی به خودمان هم توصیه کردیم تا از پیامرسانهای داخلی استفاده کنیم.
ساعاتی پیش اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیسجمهور، فعالیت خود را در تلگرام متوقف کرد. پیش از او نیز، پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب (Khamenei.ir) به کار خود در تلگرام پایان داد.
🆔 @jameeno
▫️محمود واعظی در حاشیه جلسه هیات دولت در پاسخ به این سوال که آیا دولت تصمیمی برای فیلتر تلگرام دارد یا خیر، اظهارکرد: مسئول پاسخگویی به این سوال آقای جهرمی هستند. به مسئولین مربوطه خواهم گفت که به خبرنگاران پاسخ دهند. وی در واکنش به صحبتهای دلیگانی نماینده مجلس شورای اسلامی مبنی بر ایستادگی رئیسجمهور برای جلوگیری از فیلتر تلگرام گفت: ایشان حرفهای مختلفی میزنند که خیلی از آنها پایه و اساسی ندارد؛ این حرف هم یکی از آنهاست.
رئیس دفتر رئیسجمهور افزود: وقتی در مورد پیامرسانها صحبت میکنیم هم پول و هم اطلاعات مردم است که از بین میرود. به جای اینکه این اطلاعات در داخل کشور باشد در خارج از کشور وجود دارد. ما به عنوان دولت نمیخواهیم بگوییم کسی حق ندارد از پیامرسان خارجی استفاده کند. در حال حاضر تعداد زیادی پیامرسان خارجی در دسترس مردم است. ممکن است یک پیامرسانی مشکلی برای مردم ایجاد کند که در جای خود توسط شوراهای مربوطه در مورد آن تصمیمگیری میشود. وی افزود: امروز در دولت بحث شد و دوستانمان پیشنهاد کردند که ما از خودمان شروع کنیم. قرار شد، کسانی که در پیامرسانهای خارجی هستند را به پیامرسانهای داخلی منتقل کنیم.
واعظی گفت: در سال ۹۳دستورالعملی را به همه وزارتخانهها ابلاغ کردیم که هیچ فعالیت دولتی را حق ندارند در پیامرسانهای خارجی انجام دهند. این بار علاوه بر اینکه این موضوع را مجددا ابلاغ کردیم، حتی به خودمان هم توصیه کردیم تا از پیامرسانهای داخلی استفاده کنیم.
ساعاتی پیش اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیسجمهور، فعالیت خود را در تلگرام متوقف کرد. پیش از او نیز، پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب (Khamenei.ir) به کار خود در تلگرام پایان داد.
🆔 @jameeno
#الف
🔹اقتدار و رجز
▫️شورای سردبیری: رجز در فرهنگ ملی ما جای ویژهای دارد. از دل اساطیر و قهرمانان شاهنامه تا همین امروز و انواع یال و کوپال نشان دادنها و موشک رژه بردنها، رجزخوانی و اقتدار نمایی خصلت سیاسی- رزمی ما بوده است. دائما در حال رونمایی از دستاوردها، سیلی زدن به دشمن در پشت تریبون، مشت نشان دادن در خیابان، وبیان این تهدید بودهایم که اگر کسی دست از پا خطا کند عاقبت سختی در انتظار او خواهد بود.
اشکالی نداشت اگر همه چنین میکردند، اما نمیکنند. رندان سیاسی معمولا درباره توانایی و قدرت خود بویژه در زمینه نظامی حرف نمیزنند. آنها حتی داشتن تسلیحات را تکذیب میکنند. رژیم اسرائیل ۴۰ سال است در مقابل این پرسش که بمب هستهای دارد یا نه سکوت میکند. پیروزیهای اطلاعاتی و امنیتی خود را اعلام نمیکند و دائما درپی اعلام مظلومیت و آسیبپذیر بودن خود است. جالب است که یکی از منابع اعلام قدرتمند و شکستناپذیر بودن ایران در روزنامه کیهان، مطبوعات اسرائیلی هستند که دائما هشدار میدهند ایران قوی شده و میخواهد ما را نابود کند.
یک احتمال در بیان علت رجزخوانی فراوان و خودمقتدربینی میتواند احساس ضعف و ناتوانی در مقابل دشمنان بالقوه باشد، مانند کسانیکه در تاریکی شب در کوچهها آواز میخوانند، یا حیواناتی که موهای خود را برای بزرگ نموده شدن سیخ میکنند. در جهان ما، این رفتار بدوی دیگر جایی ندارد. کشورها یکدیگر را چنان دقیق میپایند که نه میتوان سلاح خریداری یا تولید شده را پنهان کرد، نه میتوان تظاهر به داشتن نداشته کرد. نقل است که در جنگ دوم نیروهای متفقین در شمال آفریقا پیتهای حلبی را کنار هم میچیدند و شبها آنرا صد متر جلوتر میبردند تا خلبانان گشتیهای آلمانی را به این باور برسانند که دارند خط لوله احداث میکنند و در یورش به اروپا هزاران تانک لاستیکی بادکنکی در غرب بریتانیا گذاشته بودند تا تصور حمله از جایی غیر از نرماندی را پدید آورند. دوران این حیلهها گذشته و آخرین آنها نعرههایی بوده که هیتلر جلوی ژنرالهای بیباور به لافش درباره سلاحهای خیالیاش میکشیده است.
یک علت دیگر میتوان برای رجزخوانی و هل من مبارز طلبیدنها سراغ کرد: مقتدرنمایی در برابر خودی و با مصرف داخلی. رژیم ها، هنگامی که در برابر ملت خود کم میآورند و در حل معضلات و حتی نیازهای پیشپاافتاده درمیمانند به رجزخوانی و نمایش اقتدار در برابر دشمن فرضی و در واقع جامعه رومیآورند. در واقع روی دیگر به خیابان آوردن هر روزه مردم برای تکان دادن پرچم در ونزوئلا، کره شمالی و کشورهای مشابه، همین قدرتنماییها در برابر مردم است.
در ایران نیز ما از این کارها کم نمیکنیم، هرچند نه به غلظتی که دیگران میکنند. رجزخوانی ما، صدور قصاراتی است چون روی سر فلانی سیمان میریزیم، یا هرکس بیاید جلو با سرب استقبال میکنیم و اخیرا، متاسفانه بزرگنمایی قدرت ارتش روسیه، چنانکه در یک مستعمره. اینها کارهای اشتباهی است حاصل نادانی کارگزاران دستگاه تبلیغاتی و برخی اوقات زبان بیمهار برخی صاحبمنصبان. دیروز، زیدی فرموده بود قصد آمریکا و دو متحدش از تهاجم شبانه به سوریه، رویارویی با نفوذ ایران بوده است. خدا را شکر که مخاطبش داخلی بود، اما به هررو این گندهگوییها، رجزها، تهدیدها و نادانیهای سیاسی در آنسوی مرز دستمایه آوردن عوام ایالات متحده و کشورهای عربی و سایر دشمنان متعدد ما به پشتیبانی سیاستهای حکام کینهجو میشود. حکومت باید نقطه قوتی واقعی داشته باشد تا مردم را مدیون و فریفته آن کند، نه افسانه ابرقدرت بودن در محاصره اعراب ثروتمندی که در حال انبار کردن انواع سلاحهای پیشرفتهاند تا روزی به جای اسرائیل، حساب ما را برسند.
🆔 @jameeno
🔹اقتدار و رجز
▫️شورای سردبیری: رجز در فرهنگ ملی ما جای ویژهای دارد. از دل اساطیر و قهرمانان شاهنامه تا همین امروز و انواع یال و کوپال نشان دادنها و موشک رژه بردنها، رجزخوانی و اقتدار نمایی خصلت سیاسی- رزمی ما بوده است. دائما در حال رونمایی از دستاوردها، سیلی زدن به دشمن در پشت تریبون، مشت نشان دادن در خیابان، وبیان این تهدید بودهایم که اگر کسی دست از پا خطا کند عاقبت سختی در انتظار او خواهد بود.
اشکالی نداشت اگر همه چنین میکردند، اما نمیکنند. رندان سیاسی معمولا درباره توانایی و قدرت خود بویژه در زمینه نظامی حرف نمیزنند. آنها حتی داشتن تسلیحات را تکذیب میکنند. رژیم اسرائیل ۴۰ سال است در مقابل این پرسش که بمب هستهای دارد یا نه سکوت میکند. پیروزیهای اطلاعاتی و امنیتی خود را اعلام نمیکند و دائما درپی اعلام مظلومیت و آسیبپذیر بودن خود است. جالب است که یکی از منابع اعلام قدرتمند و شکستناپذیر بودن ایران در روزنامه کیهان، مطبوعات اسرائیلی هستند که دائما هشدار میدهند ایران قوی شده و میخواهد ما را نابود کند.
یک احتمال در بیان علت رجزخوانی فراوان و خودمقتدربینی میتواند احساس ضعف و ناتوانی در مقابل دشمنان بالقوه باشد، مانند کسانیکه در تاریکی شب در کوچهها آواز میخوانند، یا حیواناتی که موهای خود را برای بزرگ نموده شدن سیخ میکنند. در جهان ما، این رفتار بدوی دیگر جایی ندارد. کشورها یکدیگر را چنان دقیق میپایند که نه میتوان سلاح خریداری یا تولید شده را پنهان کرد، نه میتوان تظاهر به داشتن نداشته کرد. نقل است که در جنگ دوم نیروهای متفقین در شمال آفریقا پیتهای حلبی را کنار هم میچیدند و شبها آنرا صد متر جلوتر میبردند تا خلبانان گشتیهای آلمانی را به این باور برسانند که دارند خط لوله احداث میکنند و در یورش به اروپا هزاران تانک لاستیکی بادکنکی در غرب بریتانیا گذاشته بودند تا تصور حمله از جایی غیر از نرماندی را پدید آورند. دوران این حیلهها گذشته و آخرین آنها نعرههایی بوده که هیتلر جلوی ژنرالهای بیباور به لافش درباره سلاحهای خیالیاش میکشیده است.
یک علت دیگر میتوان برای رجزخوانی و هل من مبارز طلبیدنها سراغ کرد: مقتدرنمایی در برابر خودی و با مصرف داخلی. رژیم ها، هنگامی که در برابر ملت خود کم میآورند و در حل معضلات و حتی نیازهای پیشپاافتاده درمیمانند به رجزخوانی و نمایش اقتدار در برابر دشمن فرضی و در واقع جامعه رومیآورند. در واقع روی دیگر به خیابان آوردن هر روزه مردم برای تکان دادن پرچم در ونزوئلا، کره شمالی و کشورهای مشابه، همین قدرتنماییها در برابر مردم است.
در ایران نیز ما از این کارها کم نمیکنیم، هرچند نه به غلظتی که دیگران میکنند. رجزخوانی ما، صدور قصاراتی است چون روی سر فلانی سیمان میریزیم، یا هرکس بیاید جلو با سرب استقبال میکنیم و اخیرا، متاسفانه بزرگنمایی قدرت ارتش روسیه، چنانکه در یک مستعمره. اینها کارهای اشتباهی است حاصل نادانی کارگزاران دستگاه تبلیغاتی و برخی اوقات زبان بیمهار برخی صاحبمنصبان. دیروز، زیدی فرموده بود قصد آمریکا و دو متحدش از تهاجم شبانه به سوریه، رویارویی با نفوذ ایران بوده است. خدا را شکر که مخاطبش داخلی بود، اما به هررو این گندهگوییها، رجزها، تهدیدها و نادانیهای سیاسی در آنسوی مرز دستمایه آوردن عوام ایالات متحده و کشورهای عربی و سایر دشمنان متعدد ما به پشتیبانی سیاستهای حکام کینهجو میشود. حکومت باید نقطه قوتی واقعی داشته باشد تا مردم را مدیون و فریفته آن کند، نه افسانه ابرقدرت بودن در محاصره اعراب ثروتمندی که در حال انبار کردن انواع سلاحهای پیشرفتهاند تا روزی به جای اسرائیل، حساب ما را برسند.
🆔 @jameeno
#یادداشت_مهمان
🔸هنر سیاسی از همیشه مهمتر است / درباره جایزهی پولیتزر موسیقی کندریک لامار
🖌حسام گرشاسبی
▫️اولین مزیت اهدای جایزهی پولیتزر موسیقی به یک ستارهی پاپ همین بود که بخش عمدهای از موزیکبازها و حتی گروهی از دستاندرکاران موسیقی فهمیدند چنین جایزهای وجود دارد! جایزهای که از سال ۱۹۴۳ تا بهحال به موسیقیهای «جدی» و موسیقیدانهای کلاسیک رسیده و فقط سه بار موسیقیدانهای سبک جَز آن را دریافت کردهاند: وینتون مارسالیس در سال ۱۹۹۷، اورنت کولمن در ۲۰۰۶ و هنری تریدجیل در سال ۲۰۱۶. برای شناخت بهتر فضای کلی حاکم بر انتخاب آثار و برندگان پولیتزر موسیقی باید به این نکته نیز توجه کرد که برندههای پولیتزر موسیقی جملگی سفیدپوست بودهاند تا سال ۱۹۹۶ که یک آفریقایی-آمریکایی با نام جرج واکر برندهی این جایزه اعلام شده است.
امسال اما سیاهپوستِ ۳۰ سالهی عصاقورتندادهای، با موهای بافتهی بلند، زنجیر طلا بر گردن، گوشواره در گوش و لباسهای گلوگشاد بر تن، این جایزهی «بلندمرتبه» را از آن خود کرده است. کندیرک لامار از هر نظر با برندههای قبلی پولیتزر موسیقی فرق میکند: چه از نظر ظاهری، چه سبک موسیقی و چه پایگاه اجتماعی. او شاید تنها برندهی این جایزه باشد که همزمان هم مدتها بر صدر جدولهای پرفروشترین آثار شنیداری جهان ایستاده، هم در بالاترین محبوبیت است و هم در خط مقدم موسیقی سیاسی و اعتراضی سیاهپوستان. در عین اینکه از آلبوم جدیدش تا بهحال سهونیم میلیون نسخه (فیزیکی و اینترنتی) فروش رفته و فقط یکی از آثارش در اسپاتیفای ۷۵۰ میلیون بار شنیده شده، موسیقیاش جدی است و بازتابدهندهی دوران خودش. با محتوایی دربارهی شرایط زندگی سیاهان، اعتراضات آنها، ریاستجمهوری ترامپ، خشونت، فساد و غیره.
انتخاب البوم «لعنت» ساختهی کندریک لامار بهعنوان برندهی پولیتزر موسیقی ۲۰۱۸، قبل از هرچیز نشاندهندهی تغییر اساسی رویکرد هیئت داوران جدی و عصاقورتدادهی این جایزه است و این نکته که آنها موسیقی پاپ را در زمرهی موسیقیهای قابل اعتنای فرهنگ امریکا بهحساب آوردهاند. دیوید هاجو، یکی از اعضای هیئت انتخاب ۲۰۱۸، استاد دانشکدهی روزنامهنگاری دانشگاه کلمبیا و دبیر بخش موسیقی هفتهنامهی نِیشِن، میگوید که هیئت انتخاب امسال ۱۰۰ اثر را مورد بررسی قرار دادهاند. گویا یکی از آثارِ ارکسترال متأثر از موسیقی هیپپاپ بوده که باعث شده فکر کنند چرا نباید سراغ خودِ هیپپاپ بروند و این بررسیها منجر به شکلگیری بحثهای فلسفی میان اعضای هیئت انتخاب شده: «به این واقعیت رسیدیم که آثار این سبک در ذات خود ارزشمند است و نه فقط بهعنوان یک منبع قابل اعتنا برای استفاده در تحقیقات میدانی موسسات مطالعاتی.»
او در گفتوگو با نیویورکتایمز به این نکته نیز اشاره میکند که برخی از اعضای هیئت انتخاب، با ترکیبی از یک ویولننواز کلاسیک، یک مدیر اپرای متروپولیتن، یک استاد ادبیات در دانشگاه کلمبیا و یک آهنگساز مینیمال، آلبوم «لعنت» را نشنیده بودند، ولی «با هم آن را شنیدیم و پس از آن مخالفت در حد صفر بود [...] فقط یک بحث سازنده و زنده درگرفت.»
برخی منتقدین هم هستند که بر این انتخاب مهر تأیید میزنند. برای مثال متیو ترامِل، از پیچفورک، میگوید: «قصهگویی مهمترین مهارت لامار و مأموریت اصلی او است» و ادامه میدهد که او در قالب کلمات به ما میگوید مانند او در یک خانوادهی فقیر سیاهپوست در شهری کوچک در جنوب کالیفرنیا بزرگ شدن چگونه است: «اینکه دائما در برابر محیط اطرافت در حال دفاع از خودت باشی.» منتقد لسآنجلستایمز نیز «لعنت» را یک آلبوم فوقالعاده معرفی میکند که در روایتی مستند زندگی سیاهان جنوب لسآنجلس را همراه با ضربها و ریتمهای متنوع منعکس میکند. آلبومی که در آغاز سال نو میلادی سازندهاش را صاحب ۵ جایزهی گرَمی (اسکار دنیای موسیقی) کرد.
در این یکی دو روزی که از زمان اعلام برندگان پولیتزر گذشته، البته برخی انتخاب لامار را نه فقط هنری، که وابسته به محتوای آلبومش میدانند. برای مثال کلی کین، منتقد وبسایت سیانان، آثار او را با برخی آثار نینا سیمون، که تبدیل به موسیقی متن جنبش حقوق شهروندی سیاهان در دههی ۷۰ میلادی شده بود، مقایسه میکند و ادامه میدهد: «در دوران ترامپ که شهروند بودن معنای واقعی خود را از دست میدهد و زندگی امریکایی خار و خفیف میشود و یک شارلاتان ادای رهبر دنیای آزاد را در میآورد [...] هنر سیاسی از همیشه مهمتر است.» به اعتقاد او این یکی از دلایل بیشماری است که هیئت داوران پولیتزر این انتخاب را کرده است. او سپس به بخشی از متن قطعهی «قلب، بخش ۴» اشاره میکند: «ترامپ کودن است، بدون که ما چه حسی داریم» و ادامه میدهد که این آلبوم ناقوس بیداری برای جامعهی روشنفکریِ خفتهی امریکا است.
🆔 @jameeno
🔸هنر سیاسی از همیشه مهمتر است / درباره جایزهی پولیتزر موسیقی کندریک لامار
🖌حسام گرشاسبی
▫️اولین مزیت اهدای جایزهی پولیتزر موسیقی به یک ستارهی پاپ همین بود که بخش عمدهای از موزیکبازها و حتی گروهی از دستاندرکاران موسیقی فهمیدند چنین جایزهای وجود دارد! جایزهای که از سال ۱۹۴۳ تا بهحال به موسیقیهای «جدی» و موسیقیدانهای کلاسیک رسیده و فقط سه بار موسیقیدانهای سبک جَز آن را دریافت کردهاند: وینتون مارسالیس در سال ۱۹۹۷، اورنت کولمن در ۲۰۰۶ و هنری تریدجیل در سال ۲۰۱۶. برای شناخت بهتر فضای کلی حاکم بر انتخاب آثار و برندگان پولیتزر موسیقی باید به این نکته نیز توجه کرد که برندههای پولیتزر موسیقی جملگی سفیدپوست بودهاند تا سال ۱۹۹۶ که یک آفریقایی-آمریکایی با نام جرج واکر برندهی این جایزه اعلام شده است.
امسال اما سیاهپوستِ ۳۰ سالهی عصاقورتندادهای، با موهای بافتهی بلند، زنجیر طلا بر گردن، گوشواره در گوش و لباسهای گلوگشاد بر تن، این جایزهی «بلندمرتبه» را از آن خود کرده است. کندیرک لامار از هر نظر با برندههای قبلی پولیتزر موسیقی فرق میکند: چه از نظر ظاهری، چه سبک موسیقی و چه پایگاه اجتماعی. او شاید تنها برندهی این جایزه باشد که همزمان هم مدتها بر صدر جدولهای پرفروشترین آثار شنیداری جهان ایستاده، هم در بالاترین محبوبیت است و هم در خط مقدم موسیقی سیاسی و اعتراضی سیاهپوستان. در عین اینکه از آلبوم جدیدش تا بهحال سهونیم میلیون نسخه (فیزیکی و اینترنتی) فروش رفته و فقط یکی از آثارش در اسپاتیفای ۷۵۰ میلیون بار شنیده شده، موسیقیاش جدی است و بازتابدهندهی دوران خودش. با محتوایی دربارهی شرایط زندگی سیاهان، اعتراضات آنها، ریاستجمهوری ترامپ، خشونت، فساد و غیره.
انتخاب البوم «لعنت» ساختهی کندریک لامار بهعنوان برندهی پولیتزر موسیقی ۲۰۱۸، قبل از هرچیز نشاندهندهی تغییر اساسی رویکرد هیئت داوران جدی و عصاقورتدادهی این جایزه است و این نکته که آنها موسیقی پاپ را در زمرهی موسیقیهای قابل اعتنای فرهنگ امریکا بهحساب آوردهاند. دیوید هاجو، یکی از اعضای هیئت انتخاب ۲۰۱۸، استاد دانشکدهی روزنامهنگاری دانشگاه کلمبیا و دبیر بخش موسیقی هفتهنامهی نِیشِن، میگوید که هیئت انتخاب امسال ۱۰۰ اثر را مورد بررسی قرار دادهاند. گویا یکی از آثارِ ارکسترال متأثر از موسیقی هیپپاپ بوده که باعث شده فکر کنند چرا نباید سراغ خودِ هیپپاپ بروند و این بررسیها منجر به شکلگیری بحثهای فلسفی میان اعضای هیئت انتخاب شده: «به این واقعیت رسیدیم که آثار این سبک در ذات خود ارزشمند است و نه فقط بهعنوان یک منبع قابل اعتنا برای استفاده در تحقیقات میدانی موسسات مطالعاتی.»
او در گفتوگو با نیویورکتایمز به این نکته نیز اشاره میکند که برخی از اعضای هیئت انتخاب، با ترکیبی از یک ویولننواز کلاسیک، یک مدیر اپرای متروپولیتن، یک استاد ادبیات در دانشگاه کلمبیا و یک آهنگساز مینیمال، آلبوم «لعنت» را نشنیده بودند، ولی «با هم آن را شنیدیم و پس از آن مخالفت در حد صفر بود [...] فقط یک بحث سازنده و زنده درگرفت.»
برخی منتقدین هم هستند که بر این انتخاب مهر تأیید میزنند. برای مثال متیو ترامِل، از پیچفورک، میگوید: «قصهگویی مهمترین مهارت لامار و مأموریت اصلی او است» و ادامه میدهد که او در قالب کلمات به ما میگوید مانند او در یک خانوادهی فقیر سیاهپوست در شهری کوچک در جنوب کالیفرنیا بزرگ شدن چگونه است: «اینکه دائما در برابر محیط اطرافت در حال دفاع از خودت باشی.» منتقد لسآنجلستایمز نیز «لعنت» را یک آلبوم فوقالعاده معرفی میکند که در روایتی مستند زندگی سیاهان جنوب لسآنجلس را همراه با ضربها و ریتمهای متنوع منعکس میکند. آلبومی که در آغاز سال نو میلادی سازندهاش را صاحب ۵ جایزهی گرَمی (اسکار دنیای موسیقی) کرد.
در این یکی دو روزی که از زمان اعلام برندگان پولیتزر گذشته، البته برخی انتخاب لامار را نه فقط هنری، که وابسته به محتوای آلبومش میدانند. برای مثال کلی کین، منتقد وبسایت سیانان، آثار او را با برخی آثار نینا سیمون، که تبدیل به موسیقی متن جنبش حقوق شهروندی سیاهان در دههی ۷۰ میلادی شده بود، مقایسه میکند و ادامه میدهد: «در دوران ترامپ که شهروند بودن معنای واقعی خود را از دست میدهد و زندگی امریکایی خار و خفیف میشود و یک شارلاتان ادای رهبر دنیای آزاد را در میآورد [...] هنر سیاسی از همیشه مهمتر است.» به اعتقاد او این یکی از دلایل بیشماری است که هیئت داوران پولیتزر این انتخاب را کرده است. او سپس به بخشی از متن قطعهی «قلب، بخش ۴» اشاره میکند: «ترامپ کودن است، بدون که ما چه حسی داریم» و ادامه میدهد که این آلبوم ناقوس بیداری برای جامعهی روشنفکریِ خفتهی امریکا است.
🆔 @jameeno
🔺گزارش مقدماتی زمینلرزه
بزرگی: 5.9 ریشتر
محل وقوع: استان بوشهر - حوالی كاكي
تاریخ و زمان وقوع به وقت محلی: 1397/01/30 11:04:47
عمق زمینلرزه: 18 کیلومتر
نزدیکترین شهرها:
3 کیلومتری كاكي (بوشهر)
20 کیلومتری شنبه (بوشهر)
33 کیلومتری برد خون (بوشهر)
نزدیکترین مراکز استان:
95 کیلومتری بوشهر
168 کیلومتری شيراز
🆔 @jameeno
بزرگی: 5.9 ریشتر
محل وقوع: استان بوشهر - حوالی كاكي
تاریخ و زمان وقوع به وقت محلی: 1397/01/30 11:04:47
عمق زمینلرزه: 18 کیلومتر
نزدیکترین شهرها:
3 کیلومتری كاكي (بوشهر)
20 کیلومتری شنبه (بوشهر)
33 کیلومتری برد خون (بوشهر)
نزدیکترین مراکز استان:
95 کیلومتری بوشهر
168 کیلومتری شيراز
🆔 @jameeno
جامعه نو
#الف 🔹اقتدار و رجز ▫️شورای سردبیری: رجز در فرهنگ ملی ما جای ویژهای دارد. از دل اساطیر و قهرمانان شاهنامه تا همین امروز و انواع یال و کوپال نشان دادنها و موشک رژه بردنها، رجزخوانی و اقتدار نمایی خصلت سیاسی- رزمی ما بوده است. دائما در حال رونمایی از دستاوردها،…
Audio
🔹هفتاد و هفتمین پادکست سرمقاله #جامعه_نو
شورای سردبیری
🔻عنوان: اقتدار و رجز
🎤 با صدای #مریم_میری
🆔 @jameeno
شورای سردبیری
🔻عنوان: اقتدار و رجز
🎤 با صدای #مریم_میری
🆔 @jameeno
🔸پایان حکومت کاستروها
▫️جامعه نو: از امروز پنجشنبه و برای نخستین بار پس از حدود شش دهه، هیچ کاسترویی بر جزیره کوبا حکومت نخواهد کرد. به گزارش روزنامه لوموند رائول کاسترو رسما ریاست جمهوری را به جانشین خود میگل دیازکانِلِ 57 ساله تفویض میکند. دیروز چهارشنبه، مجلس کوبا نفر دوم نظام حکومتی این کشور را برای این پست انتخاب کرد که بدون شک برای تصدی آن رای کافی خواهد آورد.
🆔 @jameeno
▫️جامعه نو: از امروز پنجشنبه و برای نخستین بار پس از حدود شش دهه، هیچ کاسترویی بر جزیره کوبا حکومت نخواهد کرد. به گزارش روزنامه لوموند رائول کاسترو رسما ریاست جمهوری را به جانشین خود میگل دیازکانِلِ 57 ساله تفویض میکند. دیروز چهارشنبه، مجلس کوبا نفر دوم نظام حکومتی این کشور را برای این پست انتخاب کرد که بدون شک برای تصدی آن رای کافی خواهد آورد.
🆔 @jameeno
🔺طرح جلد شماره تازه #اکونومیست (با موضوع استحاله حزب جمهوریخواه در ایالات متحده)
▫️عنوان: چه بر سر حزب جمهوریخواه آمد؟
🆔 @jameeno
▫️عنوان: چه بر سر حزب جمهوریخواه آمد؟
🆔 @jameeno
#پیشخوان_بینالملل
▫️جامعه نو: روزنامه لوموند در گزارشی ذیل عنوان "تحقیقات مالت پیرامون قتل یک روزنامهنگار" به پروژۀ دافنه پرداخته است.
دافنه کاروانا گالیزیا، روزنامهنگار اهل مالت، در اکتبر گذشته بر اثر انفجار بمبی در اتومبیل شخصی خود به قتل رسید. وی پیش از مرگش به افشاگری مفاسد دولتی مالت از خلال وبلاگ شخصیاش مشغول بود.
همچنین به گزارش گاردین اعضای پارلمان اروپا، به همراه تنی چند از نویسندگان که چهره شاخصی چون مارگارت اتوود از جمله آنهاست، خواستار پاسخگویی مقامات دولتی مالت هستند
🆔 @jameeno
http://uupload.ir/files/6p2x_da.jpg
▫️جامعه نو: روزنامه لوموند در گزارشی ذیل عنوان "تحقیقات مالت پیرامون قتل یک روزنامهنگار" به پروژۀ دافنه پرداخته است.
دافنه کاروانا گالیزیا، روزنامهنگار اهل مالت، در اکتبر گذشته بر اثر انفجار بمبی در اتومبیل شخصی خود به قتل رسید. وی پیش از مرگش به افشاگری مفاسد دولتی مالت از خلال وبلاگ شخصیاش مشغول بود.
همچنین به گزارش گاردین اعضای پارلمان اروپا، به همراه تنی چند از نویسندگان که چهره شاخصی چون مارگارت اتوود از جمله آنهاست، خواستار پاسخگویی مقامات دولتی مالت هستند
🆔 @jameeno
http://uupload.ir/files/6p2x_da.jpg
#الف
🔹رام کردن اسب وحشی در لوستر فروشی
▫️شورای سردبیری: مقایسه رویکرد و روشهای به کار گرفته شده در مهار اخیر بازار ارز با آنچه در دفعات پیشین رخ میداد فرضیاتی را مطرح میکند و به نظر میرسد حتی اگر نرخ ارز وحشی نمیشد، تصمیمهایی انقباضی از طرف نظام اتخاذ میشد. ابتدا به علتهای منطقی اتخاذ چنین تصمیمی بپردازیم.
به یاد میآوریم که در سال ۱۳۸۶ و پس از لورفتن سهوی یک برنامه امریکایی برای جلوگیری از رسیدن بنزین به ایران توسط وزیر امور خارجه ایالات متحده، کاندولیزا رایس، اراده نظام بر سهمیهبندی و کنترل مصرف بنزین قرار گرفت. کار مشکلی بود ولی کل کشور برای موفقیت آن بسیج شد و احمدینژاد نیز که به این اقدام بیمیل بود اجبارا آن را همراهی کرد. هرچند آمریکا برنامه خودش را اجرا نکرد، ولی آن تجربه موفق بود و به نظر میرسد دوباره در آستانه افزایش فشار احتمالی ایالات متحده، یک اراده دیگر در حال تحقق است. با این تفاوت که آن یک کار برنامهریزی شده و با مصوبه مجلس بود، و این یکی بدون تدارک، فاقد مبانی نظری اقتصادی، بیقانون و حتی فاقد یک دستورالعمل اندیشیده.
تفاوت دیگر این است که غیر از دچار شدن کشور به وضعی شبیه به سالهای شروع تحریم ۸۶ به بعد، وضع اقتصادی کشور نیز بالاخره مورد توجه نظام قرار گرفته است. اوضاع بد اقتصاد را شورشهای شهری دی ماه سال گذشته مانند هشداری که به پیشانی بچسبانند غیرقابل بیاعتنایی میساخت و باید تصمیمهایی در باره پارامترهای مختلف اقتصاد گرفته میشد. بازار ارز، خودش را جلو انداخت. خود را جلو انداخت، در حالیکه هنوز فکر چندانی برای وضع پیچیده آن نشده بود.
در برخورد با بازار هیجانزده، تاکتیکهای تجربه شده قبلی مانند خطونشان یا دستگیری دلالان (که حتی یک بار پیش از نوروز ۹۷ اجرا شد) اهمیت خود را از دست دادهاند و تصمیمها نیز تغییر کردهاند: بانک مرکزی این بار شلاق را برای بخش خصوصی صادرکننده و مسافران و افراد نیازمند سفر به خارج به کار گرفته؛ دیگر بانک مرکزی دنبال مداخله عملی و تعدیل قیمت از طریق توزیع دلار نیست؛ در میانه بحران بازار اسکناس دلاری، دولت سازوکارهای واردات و صادرات را نیز انقباضی کرده؛ توزیع و مبادله دلاری در بازار و صرافیها را به شکل بحرانزایی منتفی کرده و سپس در مقابل پرسشهای گوناگون در باره چگونگی تامین نیازهای ارزی به چارهجویی مقطعی پرداخته است. اغلاط این مشق دولت خیلی زیادتر از گذشته است: بالای سرش ایستاده و امر کردهاند، اوهم پر اشتباه مینویسد.
در میان مجموع این تصمیمگیریها یک رشته پیونددهنده وجود دارد: بیبازگشتی گذشته، پس از فروکش بحران. سیاست خارجی، اگر بدتر نشود به این زودیها روی ریل کاهش تنش قرار نمیگیرد، و تجربه گذشته به نظام اجبار میکند برای افزایش توان مقاومت، تجارت و مبادلات را منقبض کند. این در حالی است که علیرغم وخامت اوضاع اقتصاد، وضع ذخایر و تراز تجاری از بحران خیلی فاصله دارد. در واقع دست به اقدام انقباضی افراطی بی موقعی زدند که وقتش نبود. اهل سیاست، از این واکنش آمادگی ذهنی نظام برای ورود به جنگ را استخراج میکنند.
اما یک مشکل عمده در همه این اعمال وجود دارد که فقدان برنامه اندیشیده است. سیف و کارشناسانش امریه و پشتیبانی کامل نظام را از این تحول بیبازگشت گرفته، اما روی کاغذ برنامهای نداشتهاند. بعضی تصمیمهای گرفته شده بسیار لازم و برای قطع سایه نرخ دلار از روی اجاره خانه، دستمزد سلمانی، قیمت میوه و هزار چیز دیگر بسیار لازم بوده است، اما به اجرا گذاشتن آنها در دورهای که بحران بازارها را دچار آشوب کرده فقط از مدیران کشور ما سر میزند که به فرموده عمل میکنند، نه به عقل. بازی با نرخ ارز و تکان دادن ضوابط مبادلات ارزی، مانند رام کردن یک اسب سرکش و ناآرام است. آنرا نمیتوان در مغازه لوستر فروشی انجام داد. نتیجه این موقعنشناسی، سکندری و عقبنشینیهای ناگزیر است.
🆔 @jameeno
🔹رام کردن اسب وحشی در لوستر فروشی
▫️شورای سردبیری: مقایسه رویکرد و روشهای به کار گرفته شده در مهار اخیر بازار ارز با آنچه در دفعات پیشین رخ میداد فرضیاتی را مطرح میکند و به نظر میرسد حتی اگر نرخ ارز وحشی نمیشد، تصمیمهایی انقباضی از طرف نظام اتخاذ میشد. ابتدا به علتهای منطقی اتخاذ چنین تصمیمی بپردازیم.
به یاد میآوریم که در سال ۱۳۸۶ و پس از لورفتن سهوی یک برنامه امریکایی برای جلوگیری از رسیدن بنزین به ایران توسط وزیر امور خارجه ایالات متحده، کاندولیزا رایس، اراده نظام بر سهمیهبندی و کنترل مصرف بنزین قرار گرفت. کار مشکلی بود ولی کل کشور برای موفقیت آن بسیج شد و احمدینژاد نیز که به این اقدام بیمیل بود اجبارا آن را همراهی کرد. هرچند آمریکا برنامه خودش را اجرا نکرد، ولی آن تجربه موفق بود و به نظر میرسد دوباره در آستانه افزایش فشار احتمالی ایالات متحده، یک اراده دیگر در حال تحقق است. با این تفاوت که آن یک کار برنامهریزی شده و با مصوبه مجلس بود، و این یکی بدون تدارک، فاقد مبانی نظری اقتصادی، بیقانون و حتی فاقد یک دستورالعمل اندیشیده.
تفاوت دیگر این است که غیر از دچار شدن کشور به وضعی شبیه به سالهای شروع تحریم ۸۶ به بعد، وضع اقتصادی کشور نیز بالاخره مورد توجه نظام قرار گرفته است. اوضاع بد اقتصاد را شورشهای شهری دی ماه سال گذشته مانند هشداری که به پیشانی بچسبانند غیرقابل بیاعتنایی میساخت و باید تصمیمهایی در باره پارامترهای مختلف اقتصاد گرفته میشد. بازار ارز، خودش را جلو انداخت. خود را جلو انداخت، در حالیکه هنوز فکر چندانی برای وضع پیچیده آن نشده بود.
در برخورد با بازار هیجانزده، تاکتیکهای تجربه شده قبلی مانند خطونشان یا دستگیری دلالان (که حتی یک بار پیش از نوروز ۹۷ اجرا شد) اهمیت خود را از دست دادهاند و تصمیمها نیز تغییر کردهاند: بانک مرکزی این بار شلاق را برای بخش خصوصی صادرکننده و مسافران و افراد نیازمند سفر به خارج به کار گرفته؛ دیگر بانک مرکزی دنبال مداخله عملی و تعدیل قیمت از طریق توزیع دلار نیست؛ در میانه بحران بازار اسکناس دلاری، دولت سازوکارهای واردات و صادرات را نیز انقباضی کرده؛ توزیع و مبادله دلاری در بازار و صرافیها را به شکل بحرانزایی منتفی کرده و سپس در مقابل پرسشهای گوناگون در باره چگونگی تامین نیازهای ارزی به چارهجویی مقطعی پرداخته است. اغلاط این مشق دولت خیلی زیادتر از گذشته است: بالای سرش ایستاده و امر کردهاند، اوهم پر اشتباه مینویسد.
در میان مجموع این تصمیمگیریها یک رشته پیونددهنده وجود دارد: بیبازگشتی گذشته، پس از فروکش بحران. سیاست خارجی، اگر بدتر نشود به این زودیها روی ریل کاهش تنش قرار نمیگیرد، و تجربه گذشته به نظام اجبار میکند برای افزایش توان مقاومت، تجارت و مبادلات را منقبض کند. این در حالی است که علیرغم وخامت اوضاع اقتصاد، وضع ذخایر و تراز تجاری از بحران خیلی فاصله دارد. در واقع دست به اقدام انقباضی افراطی بی موقعی زدند که وقتش نبود. اهل سیاست، از این واکنش آمادگی ذهنی نظام برای ورود به جنگ را استخراج میکنند.
اما یک مشکل عمده در همه این اعمال وجود دارد که فقدان برنامه اندیشیده است. سیف و کارشناسانش امریه و پشتیبانی کامل نظام را از این تحول بیبازگشت گرفته، اما روی کاغذ برنامهای نداشتهاند. بعضی تصمیمهای گرفته شده بسیار لازم و برای قطع سایه نرخ دلار از روی اجاره خانه، دستمزد سلمانی، قیمت میوه و هزار چیز دیگر بسیار لازم بوده است، اما به اجرا گذاشتن آنها در دورهای که بحران بازارها را دچار آشوب کرده فقط از مدیران کشور ما سر میزند که به فرموده عمل میکنند، نه به عقل. بازی با نرخ ارز و تکان دادن ضوابط مبادلات ارزی، مانند رام کردن یک اسب سرکش و ناآرام است. آنرا نمیتوان در مغازه لوستر فروشی انجام داد. نتیجه این موقعنشناسی، سکندری و عقبنشینیهای ناگزیر است.
🆔 @jameeno
#یادداشت_مهمان
🔹«حسنک را به پای دار آوردند...!»
🖌 جلال صادقی
🔻حسنک را به پای دار آوردند،نعوذ بالله من قضاءالسوء...مشتی رند را سیم دادند که سنگ زنند...و این داستانی است با بسیار عبرت...!
نخست:
کاوه مدنی کشور را ترک گفت در حالیکه آقای دادستان به صورت ضمنی وی را جاسوسی فراری خطاب می کند ؛ احمد زید ابادی از روزهای تعلیق حیات سخن می گوید ؛روزهای معلق ماندن میان زمین و آسمان در سلول های انفرادی ؛ مقداری پیشتر علیرضا رجایی بخشی از وجود خویش را در نبرد با سرطان زندان از دست میدهد و اکنون جلایی پور را به همان سرانجامی مهمان کرده اند که از آن سخن رفت.
سنت ناخوشایند قدرنادیدن شایستگان در این سرزمین چه زمانی پایان خواهد یافت؟ رجایی ، زید ابادی و اکنون بازداشت جلایی پور حکایت غم انگیز سرزمینی است که هیچگاه با شایستگان خویش سر به مهر نبوده است.گویی، «بوسهل زوزنی»ها در سرتاسر تاریخ این سرزمین تکثیر یافته اند ، جان شایستگان را می ستانند و تغییر حکومت ها اما هیچ تغییری در این سنت ناشایست ایجاد نکرده است.
به گمانم ، شایستگان علوم انسانی مسیر نادرستی را برگزیده اند ؛ شایسته تر آنست که مارگیری ،جن گیری و دعا نویسی آموخت تا آنکه سودای انسان داشت و اندوه ایرانی آباد و آزاد.
دوم:
دادستان تهران صبحگاه کاوه ی مدنی را تلویحا جاسوسی فراری خطاب می کند و شامگاه محمدرضا جلایی پور را بازداشت می نماید. وی در ظرف یک روز دو نابغه ی جوان ایرانی را به داغ و درفش تهدید می نماید ؛ اولی را شفاهأ و دیگری را عملأ.
ایا حضرت ایشان به پیامدهای چنین رفتاری نسبت به نابغه های جوان ایرانی آگاه است؟آیا ایشان بیمناک نتایج ناگوار چنین اقداماتی نمی باشند؟ آیا ایشان در روزهای اخیر هرگز به سرنوشت قاضی مرتضوی اندیشیده اند؟
فاعتبروا یا اولی الابصار...
🆔 @jameeno
🔹«حسنک را به پای دار آوردند...!»
🖌 جلال صادقی
🔻حسنک را به پای دار آوردند،نعوذ بالله من قضاءالسوء...مشتی رند را سیم دادند که سنگ زنند...و این داستانی است با بسیار عبرت...!
نخست:
کاوه مدنی کشور را ترک گفت در حالیکه آقای دادستان به صورت ضمنی وی را جاسوسی فراری خطاب می کند ؛ احمد زید ابادی از روزهای تعلیق حیات سخن می گوید ؛روزهای معلق ماندن میان زمین و آسمان در سلول های انفرادی ؛ مقداری پیشتر علیرضا رجایی بخشی از وجود خویش را در نبرد با سرطان زندان از دست میدهد و اکنون جلایی پور را به همان سرانجامی مهمان کرده اند که از آن سخن رفت.
سنت ناخوشایند قدرنادیدن شایستگان در این سرزمین چه زمانی پایان خواهد یافت؟ رجایی ، زید ابادی و اکنون بازداشت جلایی پور حکایت غم انگیز سرزمینی است که هیچگاه با شایستگان خویش سر به مهر نبوده است.گویی، «بوسهل زوزنی»ها در سرتاسر تاریخ این سرزمین تکثیر یافته اند ، جان شایستگان را می ستانند و تغییر حکومت ها اما هیچ تغییری در این سنت ناشایست ایجاد نکرده است.
به گمانم ، شایستگان علوم انسانی مسیر نادرستی را برگزیده اند ؛ شایسته تر آنست که مارگیری ،جن گیری و دعا نویسی آموخت تا آنکه سودای انسان داشت و اندوه ایرانی آباد و آزاد.
دوم:
دادستان تهران صبحگاه کاوه ی مدنی را تلویحا جاسوسی فراری خطاب می کند و شامگاه محمدرضا جلایی پور را بازداشت می نماید. وی در ظرف یک روز دو نابغه ی جوان ایرانی را به داغ و درفش تهدید می نماید ؛ اولی را شفاهأ و دیگری را عملأ.
ایا حضرت ایشان به پیامدهای چنین رفتاری نسبت به نابغه های جوان ایرانی آگاه است؟آیا ایشان بیمناک نتایج ناگوار چنین اقداماتی نمی باشند؟ آیا ایشان در روزهای اخیر هرگز به سرنوشت قاضی مرتضوی اندیشیده اند؟
فاعتبروا یا اولی الابصار...
🆔 @jameeno
🔸احتمال بروز آلزایمر و خطر خودکشی میان جوانان در شهرهای آلوده
ترجمه: گلبرگ زرین
▫️جامعه نو: شواهد بیشتری نشان از احتمال بروز آلزایمر و خطر خودکشی میان جوانان در شهرهای آلوده دارد
پژوهشگران دانشگاه مونتانا به تازگی نتایج تحقیقات جدیدی را بر افزایش احتمال بروز آلزهایمر و خودکشی میان کودکان و نوجوانانی که در شهرهای آلوده زندگی می کنند منتشر کرده اند
به گفته دکتر لیلیان کالدِرون گارسیدو اِنیاس، گروه او نتایج گزارش های کالبدشکافی ۲۰۳ تن از ساکنان ۱۱ تا ۴۰ ساله مکزیکوسیتی را بررسی کرده است. ابرشهر مکزیکوسیتی ۲۴ میلیون نفر را در خود جای می دهد که روزانه در معرض غلظت بالاتر از استاندارد ذرات معلق در هوا قرار دارند. در طی بررسی این گزارشها، این پژوهشگران با دو پروتئین غیرعادی روبرو شدند که نشانگر بروز آلزهایمر بوده، و حتی به علائمی از مراحل نخست این بیماری در کودکان زیر یک سال برخوردند.
خانم کالدرون گارسیدو انیاس، پزشک و متخصص سم شناسی (در بخش علوم زیست پزشکی و داروسازی دانشگاه مونتانا)، می گوید: «نشانه های بیماری آلزهایمر در شهرهای آلوده در سنین کودکی آغاز می شود و ما باید اقدامات پیشگیرانه موثر را خیلی زود شروع کنیم. فعالیتهای درمانی در واکنش به بیماری در سنین بالاتر بی اثر خواهد بود.»
این گزارش در نشریه پژوهش های زیست محیطی (Journal of Environmental Research) به چاپ رسیده است.
دانشمندان میزان بالایی از دو پروتئین غیرعادی [hyperphosphorylated tau & beta amyloid] در مغز شهرنشینان جوانی یافتند که در تمام مدت عمرشان در معرض آلودگی ذرات ریز معلق در هوا قرار داشته اند و علاوه بر پروتئین آپولیپو E4، عامل وراثتی شناخته شده آلزهایمر، انباشت تدریجی ذرات ریز معلق در هوا در اثر قرار گرفتن در معرض میزان زیانبخش این مواد را نیز مشاهده کردند. این ذرات حدود ۳۰ برابر کوچک تر از قطر یک تار موی انسان است و غبار آسمان مناطق شهری ناشی از آن می باشد.
بررسی های گوناگون نشان داده است که آلزهایمر در سنین پایین کودکی آغاز می شود و پیشرفت این بیماری با بالارفتن سن، وضعیت پروتئین آپولیپو E4 و بودن در معرض ذرات ریز معلق در ارتباط است. پژوهشگران نشانه های این بیماری را در میان ۹۹.۵ درصد موارد مورد بررسی در مکزیکوسیتی یافتند. به علاوه، خطر پیشرفت سریع آلزهایمر در افراد ناقل پروتئین آپولیپو E4 بسیار بالاست و احتمال خودکشی در میان آنان، در مقایسه با افراد ناقل پروتئین آپولیپو E3،. ۴.۹۲ بار بیشتر است.
مؤلفان این مقاله موارد زیادی از آلزهایمر را با روند پرشتاب و زودهنگام در نتیجه بررسی های خود ذکر کرده اند که از ساکنان مناطق بسیار آلوده شهر بوده اند. آنها معتقدند که این اثرات زیانبار ناشی از ورود این ذرات به مغز از راه بینی، شش و دستگاه گوارش می باشد و اینکه این ذرات همه موانع مقابل خود را از میان برده و از طریق جریان خون در تمام بدن حرکت می کنند.
در انتها نویسندگان این مقاله به این نتیجه می رسند که آلودگی فراگیر هوا خطر اصلی بزرگ و قابل تغییری است که میلیون ها نفر را در تمام جهان تهدید می کند. خانم کالدرون گارسیدو انیاس می گوید: «اقدام برای محافظت از سیستم عصبی باید بسیار زود صورت گیرد، یعنی پیش از تولد و در سالهای اولیه زندگی. روشن ساختن و تشریح فعل و انفعالات عوامل خطرناک در محیط زیست، تغذیه، سوخت و ساز و وراثت کلیدهای اصلی پیشگیری از بروز بیماری آلزهایمر می باشند.»
منبع: ساینس دیلی
🆔 @jameeno
ترجمه: گلبرگ زرین
▫️جامعه نو: شواهد بیشتری نشان از احتمال بروز آلزایمر و خطر خودکشی میان جوانان در شهرهای آلوده دارد
پژوهشگران دانشگاه مونتانا به تازگی نتایج تحقیقات جدیدی را بر افزایش احتمال بروز آلزهایمر و خودکشی میان کودکان و نوجوانانی که در شهرهای آلوده زندگی می کنند منتشر کرده اند
به گفته دکتر لیلیان کالدِرون گارسیدو اِنیاس، گروه او نتایج گزارش های کالبدشکافی ۲۰۳ تن از ساکنان ۱۱ تا ۴۰ ساله مکزیکوسیتی را بررسی کرده است. ابرشهر مکزیکوسیتی ۲۴ میلیون نفر را در خود جای می دهد که روزانه در معرض غلظت بالاتر از استاندارد ذرات معلق در هوا قرار دارند. در طی بررسی این گزارشها، این پژوهشگران با دو پروتئین غیرعادی روبرو شدند که نشانگر بروز آلزهایمر بوده، و حتی به علائمی از مراحل نخست این بیماری در کودکان زیر یک سال برخوردند.
خانم کالدرون گارسیدو انیاس، پزشک و متخصص سم شناسی (در بخش علوم زیست پزشکی و داروسازی دانشگاه مونتانا)، می گوید: «نشانه های بیماری آلزهایمر در شهرهای آلوده در سنین کودکی آغاز می شود و ما باید اقدامات پیشگیرانه موثر را خیلی زود شروع کنیم. فعالیتهای درمانی در واکنش به بیماری در سنین بالاتر بی اثر خواهد بود.»
این گزارش در نشریه پژوهش های زیست محیطی (Journal of Environmental Research) به چاپ رسیده است.
دانشمندان میزان بالایی از دو پروتئین غیرعادی [hyperphosphorylated tau & beta amyloid] در مغز شهرنشینان جوانی یافتند که در تمام مدت عمرشان در معرض آلودگی ذرات ریز معلق در هوا قرار داشته اند و علاوه بر پروتئین آپولیپو E4، عامل وراثتی شناخته شده آلزهایمر، انباشت تدریجی ذرات ریز معلق در هوا در اثر قرار گرفتن در معرض میزان زیانبخش این مواد را نیز مشاهده کردند. این ذرات حدود ۳۰ برابر کوچک تر از قطر یک تار موی انسان است و غبار آسمان مناطق شهری ناشی از آن می باشد.
بررسی های گوناگون نشان داده است که آلزهایمر در سنین پایین کودکی آغاز می شود و پیشرفت این بیماری با بالارفتن سن، وضعیت پروتئین آپولیپو E4 و بودن در معرض ذرات ریز معلق در ارتباط است. پژوهشگران نشانه های این بیماری را در میان ۹۹.۵ درصد موارد مورد بررسی در مکزیکوسیتی یافتند. به علاوه، خطر پیشرفت سریع آلزهایمر در افراد ناقل پروتئین آپولیپو E4 بسیار بالاست و احتمال خودکشی در میان آنان، در مقایسه با افراد ناقل پروتئین آپولیپو E3،. ۴.۹۲ بار بیشتر است.
مؤلفان این مقاله موارد زیادی از آلزهایمر را با روند پرشتاب و زودهنگام در نتیجه بررسی های خود ذکر کرده اند که از ساکنان مناطق بسیار آلوده شهر بوده اند. آنها معتقدند که این اثرات زیانبار ناشی از ورود این ذرات به مغز از راه بینی، شش و دستگاه گوارش می باشد و اینکه این ذرات همه موانع مقابل خود را از میان برده و از طریق جریان خون در تمام بدن حرکت می کنند.
در انتها نویسندگان این مقاله به این نتیجه می رسند که آلودگی فراگیر هوا خطر اصلی بزرگ و قابل تغییری است که میلیون ها نفر را در تمام جهان تهدید می کند. خانم کالدرون گارسیدو انیاس می گوید: «اقدام برای محافظت از سیستم عصبی باید بسیار زود صورت گیرد، یعنی پیش از تولد و در سالهای اولیه زندگی. روشن ساختن و تشریح فعل و انفعالات عوامل خطرناک در محیط زیست، تغذیه، سوخت و ساز و وراثت کلیدهای اصلی پیشگیری از بروز بیماری آلزهایمر می باشند.»
منبع: ساینس دیلی
🆔 @jameeno
🔸عظمت بازیافتۀ کارل مارکس در آمریکا
▫️جامعه نو: مصادف با نزدیک شدن به دویستمین سالروز تولد کارل مارکس، روزنامۀ لوموند ضمن گزارشی این سوال را پیش کشیده که آیا مارکسِ پرخاشجو، هنوز هم با گذشت سی سال از فروپاشیِ پردۀ آهنین -که اروپای غربی را از شوروی و دولتهای اقماری اش جدا کرده بود و دیوار برلین نماد فیزیکی آن قلمداد میشد- مریدانی دارد؟ پاسخ لوموند از این قرار است: بله، گرچه حالا این مریدان جوانان بیست سالۀ آمریکایی هستند.
توضیح آنکه، سوسیال-دموکراتهای آمریکایی از انشقاق حزب سوسیالیست این کشور در 1973 ظهور یافتند و طی دو سال اخیر رشد چهاربرابری، تا 32000عضو، داشته اند. اما تا همین دو سال پیش این حزب، نقش جناح چپ حزب دموکرات را داشت، به عبارتی به این حزب وابسته بود و به خودی خود چندان رادیکال به شمار نمی رفت. لیکن اخیرا جوانان مبارزه جوی آمریکایی موج تازه ای راه انداخته اند و با نگرشی تندتر و انتقادی تر از اسلاف خود،خواستار نگارش برگی تازه در دفتر تاریخ چپ گرایان آمریکا هستند. تا جاییکه میانگین سنی این افراد از 68 سالگی در 2013 به 33 سالگی در 2018 تغییر یافته است. به نقل از لوموند لقب "سوسیالیست" نسلهای میانسال آمریکایی را به وحشت می اندازد چون برای آنها یادآور رژیمهای تمامیت خواه سدۀ بیستم است، بااینهمه نسل جوان بی تردید و دودلی این لقب را اتخاذ کرده و چه بسا با سربلندی خود را "مارکسیست" می نامد.
🆔 @jameeno
http://uupload.ir/files/ly2p_marx.jpg
▫️جامعه نو: مصادف با نزدیک شدن به دویستمین سالروز تولد کارل مارکس، روزنامۀ لوموند ضمن گزارشی این سوال را پیش کشیده که آیا مارکسِ پرخاشجو، هنوز هم با گذشت سی سال از فروپاشیِ پردۀ آهنین -که اروپای غربی را از شوروی و دولتهای اقماری اش جدا کرده بود و دیوار برلین نماد فیزیکی آن قلمداد میشد- مریدانی دارد؟ پاسخ لوموند از این قرار است: بله، گرچه حالا این مریدان جوانان بیست سالۀ آمریکایی هستند.
توضیح آنکه، سوسیال-دموکراتهای آمریکایی از انشقاق حزب سوسیالیست این کشور در 1973 ظهور یافتند و طی دو سال اخیر رشد چهاربرابری، تا 32000عضو، داشته اند. اما تا همین دو سال پیش این حزب، نقش جناح چپ حزب دموکرات را داشت، به عبارتی به این حزب وابسته بود و به خودی خود چندان رادیکال به شمار نمی رفت. لیکن اخیرا جوانان مبارزه جوی آمریکایی موج تازه ای راه انداخته اند و با نگرشی تندتر و انتقادی تر از اسلاف خود،خواستار نگارش برگی تازه در دفتر تاریخ چپ گرایان آمریکا هستند. تا جاییکه میانگین سنی این افراد از 68 سالگی در 2013 به 33 سالگی در 2018 تغییر یافته است. به نقل از لوموند لقب "سوسیالیست" نسلهای میانسال آمریکایی را به وحشت می اندازد چون برای آنها یادآور رژیمهای تمامیت خواه سدۀ بیستم است، بااینهمه نسل جوان بی تردید و دودلی این لقب را اتخاذ کرده و چه بسا با سربلندی خود را "مارکسیست" می نامد.
🆔 @jameeno
http://uupload.ir/files/ly2p_marx.jpg
#الف
🔹مردم را عصبی نکن!
▫️شورای سردبیری: مانند خودرویی که در یک جاده سنگلاخ دائما دچار مشکل توقف میشود وسرنشینان را عصبی میکند، حکومت دوباره در حال ارتکاب رفتار منتهی به عصبانیت مردم است. نه فقط نیروهای سیاسی و کسانی که با درک موقعیت و به خاطر شناخت بالا و پایین حکومت اعمال آن را تحلیل میکنند و عصبانی نمیشوند، بلکه اقشار وسیعی از جامعه ، توده ها را . همانها که رابطه شان با حکومت در حدی است که مستقیما به امور فردیشان ربط دارد.حکومت به طرز وقفه ناپذیری در حال عصبی کردن دوباره آنهاست.
نیازی به ذکر مثال های بیشتر نیست اگر به دوموضوع بستن تلگرام و مضایقه های ارزی اشاره کنیم که دو مورد بسیار عمومی هستند، اما مگر مواردی که به گروه های کوچکتری مرتبط هستند امواجی از خشم و نارضایتی پدید نمی آورند؟ تاراندن زارعین اصفهان یا کولبران مرز نشین مگر دربرگیرندگی کمی دارد؟ اصلا موارد کاملا فردی چه؟ فحاشی به یک دختر و کتک زدن او در حد مجبور کردن وزیر و وکیل و پلیس و مامور به توضیح و عذر خواهی ، از نظر تاثیر اجتماعی چه کم از مجموعه همه موارد پیش گفته دارد؟ موج هراسی که همین یک مورد در دل همه پدر ها و مادر هامینشاند چه سونامی پنهانی پدید میآورد و موج آن کی میرسد؟
نشانه ها حاکی از این است که حکومت بی خیال نیست و از نتایج اعمال خود میترسد : ترس از خشم عوام به خاطر بسته شدن تلگرام آن را وادار کرده حدود نیمی از ظرفیت تبلیغاتی عظیم خود رابه توجیه اقدام در شرف وقوعش اختصاص دهد ؛ مقامات بانک مرکزی دائما در حال مصاحبه در باره ارز مسافری و دانشجویی هستند ؛ سعید جلیلی ،مقام بلند پایه شورای عالی امنیت ملی را به خاطر مساله کولبرها به کردستان گسیل کرده اند؛ و.....در اکثر موارد هرکاری میکنند، جز اندیشه ی قبل از مکافات عمل . نتیجه هم همیشه تراکم خشم بوده است.
اما وجود مواردی متفاوت ، نشان میدهد مساله حکومت ما، کمبود قوه عاقله نیست : در ماجرای به خیابان آمدن مردم در طلبکاری از موسسات پولی غیر مجاز، با تامل و در مسیر کاهش تنش عمل شد و عقل در سنگر اول بود. البته علت آن میتوانست گسیل عقل به میدان به خاطر ترس باشد. بالاخره این هم هست که "ترسیدن بهنگام، خودش عقلانیت است". این یا آن،فرقی نمیکند: حالا ،در این موقعیت رویارویی با انواع اعتراضهای خیابانی ، عقل به حکومت حکم میکند از به خشم آوردن عوام بترسد. چراچنین نمیکند؟
🆔 @jameeno
🔹مردم را عصبی نکن!
▫️شورای سردبیری: مانند خودرویی که در یک جاده سنگلاخ دائما دچار مشکل توقف میشود وسرنشینان را عصبی میکند، حکومت دوباره در حال ارتکاب رفتار منتهی به عصبانیت مردم است. نه فقط نیروهای سیاسی و کسانی که با درک موقعیت و به خاطر شناخت بالا و پایین حکومت اعمال آن را تحلیل میکنند و عصبانی نمیشوند، بلکه اقشار وسیعی از جامعه ، توده ها را . همانها که رابطه شان با حکومت در حدی است که مستقیما به امور فردیشان ربط دارد.حکومت به طرز وقفه ناپذیری در حال عصبی کردن دوباره آنهاست.
نیازی به ذکر مثال های بیشتر نیست اگر به دوموضوع بستن تلگرام و مضایقه های ارزی اشاره کنیم که دو مورد بسیار عمومی هستند، اما مگر مواردی که به گروه های کوچکتری مرتبط هستند امواجی از خشم و نارضایتی پدید نمی آورند؟ تاراندن زارعین اصفهان یا کولبران مرز نشین مگر دربرگیرندگی کمی دارد؟ اصلا موارد کاملا فردی چه؟ فحاشی به یک دختر و کتک زدن او در حد مجبور کردن وزیر و وکیل و پلیس و مامور به توضیح و عذر خواهی ، از نظر تاثیر اجتماعی چه کم از مجموعه همه موارد پیش گفته دارد؟ موج هراسی که همین یک مورد در دل همه پدر ها و مادر هامینشاند چه سونامی پنهانی پدید میآورد و موج آن کی میرسد؟
نشانه ها حاکی از این است که حکومت بی خیال نیست و از نتایج اعمال خود میترسد : ترس از خشم عوام به خاطر بسته شدن تلگرام آن را وادار کرده حدود نیمی از ظرفیت تبلیغاتی عظیم خود رابه توجیه اقدام در شرف وقوعش اختصاص دهد ؛ مقامات بانک مرکزی دائما در حال مصاحبه در باره ارز مسافری و دانشجویی هستند ؛ سعید جلیلی ،مقام بلند پایه شورای عالی امنیت ملی را به خاطر مساله کولبرها به کردستان گسیل کرده اند؛ و.....در اکثر موارد هرکاری میکنند، جز اندیشه ی قبل از مکافات عمل . نتیجه هم همیشه تراکم خشم بوده است.
اما وجود مواردی متفاوت ، نشان میدهد مساله حکومت ما، کمبود قوه عاقله نیست : در ماجرای به خیابان آمدن مردم در طلبکاری از موسسات پولی غیر مجاز، با تامل و در مسیر کاهش تنش عمل شد و عقل در سنگر اول بود. البته علت آن میتوانست گسیل عقل به میدان به خاطر ترس باشد. بالاخره این هم هست که "ترسیدن بهنگام، خودش عقلانیت است". این یا آن،فرقی نمیکند: حالا ،در این موقعیت رویارویی با انواع اعتراضهای خیابانی ، عقل به حکومت حکم میکند از به خشم آوردن عوام بترسد. چراچنین نمیکند؟
🆔 @jameeno
جامعه نو
#الف 🔹مردم را عصبی نکن! ▫️شورای سردبیری: مانند خودرویی که در یک جاده سنگلاخ دائما دچار مشکل توقف میشود وسرنشینان را عصبی میکند، حکومت دوباره در حال ارتکاب رفتار منتهی به عصبانیت مردم است. نه فقط نیروهای سیاسی و کسانی که با درک موقعیت و به خاطر شناخت بالا…
Audio
🔹هفتاد و هشتمین پادکست سرمقاله #جامعه_نو
شورای سردبیری
🔻عنوان: مردم را عصبی نکن
🎤 با صدای #مریم_میری
🆔 @jameeno
شورای سردبیری
🔻عنوان: مردم را عصبی نکن
🎤 با صدای #مریم_میری
🆔 @jameeno
🔸بیشتر از 750 استاد پیشکسوت محیطزیست، هنرمند وفعال محیطزیست در نامهای به رییس جمهوری:
🔹جز تلاش برای حفاظت طبیعت فعالیت دیگری از بازداشتیهای محیطزیست ندیدیم
▫️در حالی که نزدیک به 90 روز از زندانی شدن 8 تن از کارشناسان حیات وحش کشور و 60 روز از بازداشت 5 تن دیگر در جنوب کشور میگذرد و بنا براعلام رسمی یکی از بازداشتیها در زندان خودکشی کرده است، گروهی متشکل از 700 نفر از برجسته ترین متخصصان، اساتید دانشگاهی و فعالان و انجمن های محیط زیستی کشور به همراه جمع کثیری از هنرمندان ایرانی در نامه ای به حسن روحانی، رییس جمهوری ایران خواستار تعیین تکلیف بازداشتیها و جلوگیری از نقض صریح قانون و حقوق شهروندی شدند.
از جمله موارد ذکر شده در این نامه میتوان به ابهام در وضعیت و محل نگهداری، همچنین سرنوشت بازداشتشدگان، عدم تماس تلفنی از سوی حداقل یکی از بازداشتیها، عدم امکان ملاقات حضوری و آزادانه، نقض دادرسی عادلانه و نقض اصول 9، 32 و 35 قانون اساسی و مفاد قانون «احترام به آزادیهای مشروع و حفظ حقوق شهروندی» مصوب مجلس شورای اسلامی و حتی قانون آیین دادرسی کیفری اشاره کرد.
در بخشی از این نامه که توسط 34 تشکل محیط زیستی امضا شده، آمده است: «این افراد از حق داشتن وکیل دادگستری نیز محروم هستند، که این موضوع نقض صریح اصل 35 قانون اساسی است. هرچند مفاد تبصره ماده 48 قانون آیین دادرسی کیفری بر مبنای انتخاب وکیل از بین فهرست وکلای مورد تأیید قوه قضاییه است؛ اما حتی مطابق همین ماده نیز تا زمانی که رئیس قوه قضاییه فهرستی از این وکلا تهیه نکرده است، اجرای این تبصره عملاً غیرممکن است. بنابراین تا پیش از اعلام اسامی این وکلا، نمیتوان حق داشتن وکیل برای متهمان را نادیده گرفت».
امضا کنندگان این نامه که بین آنها نام 47 استاد پیشکسوت محیطزیست و حیاتوحش کشور وهمچنین گروهی از برجستهترین وشناخته شدهترین اساتید دانشگاه و فعال محیطزیست دیده میشود، مشکوک تلقی شدن همه فعالیتهای شناخته شده محیطزیستی و مورد تایید نهادهای رسمی و حکومتی را حیرتآور توصیف کرده و خواستار توقف جریانسازیهای خاص رسانهای با طرح اتهامات ثابت نشده انتشار مطالب کذب و شبهه برانگیز جهت تحقق حقوق متهمین زندانی و جلوگیری از خدشهدار شدن حیثیت بازداشتشدگان ودلسردی همه اهالی محیطزیست کشور شدند.
در بین امضا کنندگان این نامه 76 هنرمند نام آشنا همچون هدیه تهرانی، رامبد جوان، پرویز پرستویی، تهمینه میلانی، رخشان بنی اعتماد، علی مصفا، مرضیه برومند و لیلی گلستان نیز دیده می شود. همچنین گروهی از کارشناسان سازمان حفاظت محیط زیست و مدیران اداره کل حفاظت محیط زیست هرمزگان که بخشی از فعالیتهای بازداشتیها در آن مناطق انجام میشده در جمله امضا کنندگان این نامه هستند. در قیمت انتهایی این نامه آمده است:« در پایان به استناد موارد ذکرشده در این نوشتار، امضاکنندگان این نامه بهعنوان متخصصان، کارشناسان، کنشگران و علاقهمندان محیطزیست تقاضای تسریع درروند دادرسی بازداشتشدگان را دارند و شهادت میدهند: تاکنون طی حدود بیست سال فعالیت حرفهای بازداشتشدگان، جز تلاش برای خدمت به میهن و حفاظت از طبیعت این مرزوبوم، شاهد هیچگونه فعالیت شبهه انگیزی از سوی ایشان نبودهایم». این در حالی است که چند روز پیش محمد رضا تابش، نماینده مجلس نیز اعلام کرد برخی دستگاهها تعدادی از این افراد را متهم به جاسوسی کرده اند اما نظرات کارشناسی وزارت اطلاعات بر خلاف آنها است.
🆔 @jameeno
🔹جز تلاش برای حفاظت طبیعت فعالیت دیگری از بازداشتیهای محیطزیست ندیدیم
▫️در حالی که نزدیک به 90 روز از زندانی شدن 8 تن از کارشناسان حیات وحش کشور و 60 روز از بازداشت 5 تن دیگر در جنوب کشور میگذرد و بنا براعلام رسمی یکی از بازداشتیها در زندان خودکشی کرده است، گروهی متشکل از 700 نفر از برجسته ترین متخصصان، اساتید دانشگاهی و فعالان و انجمن های محیط زیستی کشور به همراه جمع کثیری از هنرمندان ایرانی در نامه ای به حسن روحانی، رییس جمهوری ایران خواستار تعیین تکلیف بازداشتیها و جلوگیری از نقض صریح قانون و حقوق شهروندی شدند.
از جمله موارد ذکر شده در این نامه میتوان به ابهام در وضعیت و محل نگهداری، همچنین سرنوشت بازداشتشدگان، عدم تماس تلفنی از سوی حداقل یکی از بازداشتیها، عدم امکان ملاقات حضوری و آزادانه، نقض دادرسی عادلانه و نقض اصول 9، 32 و 35 قانون اساسی و مفاد قانون «احترام به آزادیهای مشروع و حفظ حقوق شهروندی» مصوب مجلس شورای اسلامی و حتی قانون آیین دادرسی کیفری اشاره کرد.
در بخشی از این نامه که توسط 34 تشکل محیط زیستی امضا شده، آمده است: «این افراد از حق داشتن وکیل دادگستری نیز محروم هستند، که این موضوع نقض صریح اصل 35 قانون اساسی است. هرچند مفاد تبصره ماده 48 قانون آیین دادرسی کیفری بر مبنای انتخاب وکیل از بین فهرست وکلای مورد تأیید قوه قضاییه است؛ اما حتی مطابق همین ماده نیز تا زمانی که رئیس قوه قضاییه فهرستی از این وکلا تهیه نکرده است، اجرای این تبصره عملاً غیرممکن است. بنابراین تا پیش از اعلام اسامی این وکلا، نمیتوان حق داشتن وکیل برای متهمان را نادیده گرفت».
امضا کنندگان این نامه که بین آنها نام 47 استاد پیشکسوت محیطزیست و حیاتوحش کشور وهمچنین گروهی از برجستهترین وشناخته شدهترین اساتید دانشگاه و فعال محیطزیست دیده میشود، مشکوک تلقی شدن همه فعالیتهای شناخته شده محیطزیستی و مورد تایید نهادهای رسمی و حکومتی را حیرتآور توصیف کرده و خواستار توقف جریانسازیهای خاص رسانهای با طرح اتهامات ثابت نشده انتشار مطالب کذب و شبهه برانگیز جهت تحقق حقوق متهمین زندانی و جلوگیری از خدشهدار شدن حیثیت بازداشتشدگان ودلسردی همه اهالی محیطزیست کشور شدند.
در بین امضا کنندگان این نامه 76 هنرمند نام آشنا همچون هدیه تهرانی، رامبد جوان، پرویز پرستویی، تهمینه میلانی، رخشان بنی اعتماد، علی مصفا، مرضیه برومند و لیلی گلستان نیز دیده می شود. همچنین گروهی از کارشناسان سازمان حفاظت محیط زیست و مدیران اداره کل حفاظت محیط زیست هرمزگان که بخشی از فعالیتهای بازداشتیها در آن مناطق انجام میشده در جمله امضا کنندگان این نامه هستند. در قیمت انتهایی این نامه آمده است:« در پایان به استناد موارد ذکرشده در این نوشتار، امضاکنندگان این نامه بهعنوان متخصصان، کارشناسان، کنشگران و علاقهمندان محیطزیست تقاضای تسریع درروند دادرسی بازداشتشدگان را دارند و شهادت میدهند: تاکنون طی حدود بیست سال فعالیت حرفهای بازداشتشدگان، جز تلاش برای خدمت به میهن و حفاظت از طبیعت این مرزوبوم، شاهد هیچگونه فعالیت شبهه انگیزی از سوی ایشان نبودهایم». این در حالی است که چند روز پیش محمد رضا تابش، نماینده مجلس نیز اعلام کرد برخی دستگاهها تعدادی از این افراد را متهم به جاسوسی کرده اند اما نظرات کارشناسی وزارت اطلاعات بر خلاف آنها است.
🆔 @jameeno
🔹به بازیِ صندلی در شورای شهر پایان دهید
▫️سعید برآبادی: استعفای اجباری شهردار تهران، فرصت مغتنمی ست که مردم توان و ظرفیت اصلاح طلبانی که از طریق انتخابات به سیستم ورود پیدا کرده و خود را صاحب قدرت می دانند، بسنجند. برای درک بهتر این موقعیت اشاره به بازی کودکانه «صندلی بازی» بد نیست. اگر محسن هاشمی که پیش از نجفی، گزینه اصلی شهرداری تهران بود، به ساختمان بهشت برود و شهردارِ پایتخت شود، یکی از مهمترین صندلی های شورای شهر خالی خواهد شد و به عضو علی البدل که از قضا اصولگرایی درجه یک است خواهد رسید.
همگرایی رسانه های اصولگرا و اصلاح طلب برای مقدمه سازی شهرداری محسن هاشمی نیز دقیقا به همین خاطر است؛ منافع مشترکِ این دو گروه از دو سوی داستان، طنز تلخ سیاست امروز کشور است؛ حمایت غیرمستقیم کیهان از یک سو و حمایت شرق و آفتاب یزد از سوی دیگر نشان از این واقعیت دارد که در این بازی، اصولگراها از روی کار آمدن چمران خوشنوداند و می دانند که این مهم جز با شهردار شدن محسن هاشمی اتفاق نمی افتد و اصلاح طلبان با پذیرش این واقعیت که چاره ای جز باج دادن به اصولگراها ندارند، می خواهند همچنان بر طلب اصلاح طلبی بکوبند و محسن هاشمی را به ساختمان بهشت برسانند. سنجش مردمی ظرفیت اصلاح طلبانی که به قدرت رسیده اند در همین بزنگاه معنا پیدا می کند .
تفاوت محتوایی موجود در پرسش های فعالان سیاسی و مردم بر سر این انتخاب، یادآور این واقعیت است که قدرت مطلقه در هر شکل و شمایلی که باشد می تواند فساد و توهم ایجاد کند. اصلاح طلبانی که این روزها به مدد رای مردم و تکرارِ سید محمد خاتمی، سکان داران قطعی و بی مخالف شورای شهر شده اند چرا از آمدنِ مصطفی چمرانِ اصولگرا به شورا تا این حد نگران اند؟ مگر نه این که اصلِ اصلاح طلبی تضارب اندیشه های راست و چپ بوده و مگر نه این که حضور یک عضو منتقد در شورا می تواند بهانه ای برای شفافیت رفتارِ همین شورا باشد؟
در طول دوره های پیشین شورای شهر تهران، مردم ظرفیت اصولگرایانی که قاطبه شورا را به دست آورده بودند، سنجیدند و اصولگرایان با انتخاب های نادرست و سیاسی خود، تهران را با میلیاردها تومان بدهی و صدها میلیارد تومان فساد اداری تنها گذاشتند و حیاط خلوت خود را رها کردند. آیا این بار نوبت اصلاح طلبان است که صداقت را به خاطر آن چه که «فعل سیاسی» می نامند –اما هیچ شباهتی به کار حزبی یا گروهی ندارد- گردن بزنند؟
تهرانی ها فراموش نمی کنند که یک بار دیگر در سال 81 ماجرایی مشابه با امروز در شورای شهر اتفاق افتاد. مصطفی تاجزاده عضو علی البدلِ شورایی شد که به طور قاطع در تمام کرسی هایش در اختیار اصولگرایان بود و هر گونه تغییری در اعضای شورا می توانست درها را به روی یک اصلاح طلب پشت در مانده، باز کند. آن زمان اصلاح طلبان عدم تمایل شورا به ورود تاجزاده را دالِ بر حیاط خلوت سازی شورا توسط اصولگراها می دانستند و امروز نباید خود از ورود چمران به این ساختمان در هراس باشند. در این میان اما همچنان همراهی رسانه های اصولگرا و اصلاح طلب بر سر شهردار شدن محسن هاشمی مطایبه تلخ تاریخ است. با تهران و تهرانی ها که به امید افق های تازه به لیست امید رای دادند.
ماروزنامه نگاریم و درباره اینکه چه کسی باید شهردار شود نظر و علاقه و ارادت خاصی نداریم. این را هم که مقامهای اجرایی بین اعضای خاندانهای بزرگ دست به دست شود خوش نمیداریم، علاقمند به سلطه نگرش های اصلاح طلبانه بر همه شئونات کشور هم هستیم و آنچه بر نمیتابیم، دورزدن یا گریز از عیارها و مصالح حکومت و مشارکت خردمندانه و ترس از تقسیم قدرت است. شورای شهر باید شائبه بی میلی به حضور یک رقیب و مخالف سیاسی در درون خود را به طریقی عاقلانه برطرف کند.
🆔 @jameeno
▫️سعید برآبادی: استعفای اجباری شهردار تهران، فرصت مغتنمی ست که مردم توان و ظرفیت اصلاح طلبانی که از طریق انتخابات به سیستم ورود پیدا کرده و خود را صاحب قدرت می دانند، بسنجند. برای درک بهتر این موقعیت اشاره به بازی کودکانه «صندلی بازی» بد نیست. اگر محسن هاشمی که پیش از نجفی، گزینه اصلی شهرداری تهران بود، به ساختمان بهشت برود و شهردارِ پایتخت شود، یکی از مهمترین صندلی های شورای شهر خالی خواهد شد و به عضو علی البدل که از قضا اصولگرایی درجه یک است خواهد رسید.
همگرایی رسانه های اصولگرا و اصلاح طلب برای مقدمه سازی شهرداری محسن هاشمی نیز دقیقا به همین خاطر است؛ منافع مشترکِ این دو گروه از دو سوی داستان، طنز تلخ سیاست امروز کشور است؛ حمایت غیرمستقیم کیهان از یک سو و حمایت شرق و آفتاب یزد از سوی دیگر نشان از این واقعیت دارد که در این بازی، اصولگراها از روی کار آمدن چمران خوشنوداند و می دانند که این مهم جز با شهردار شدن محسن هاشمی اتفاق نمی افتد و اصلاح طلبان با پذیرش این واقعیت که چاره ای جز باج دادن به اصولگراها ندارند، می خواهند همچنان بر طلب اصلاح طلبی بکوبند و محسن هاشمی را به ساختمان بهشت برسانند. سنجش مردمی ظرفیت اصلاح طلبانی که به قدرت رسیده اند در همین بزنگاه معنا پیدا می کند .
تفاوت محتوایی موجود در پرسش های فعالان سیاسی و مردم بر سر این انتخاب، یادآور این واقعیت است که قدرت مطلقه در هر شکل و شمایلی که باشد می تواند فساد و توهم ایجاد کند. اصلاح طلبانی که این روزها به مدد رای مردم و تکرارِ سید محمد خاتمی، سکان داران قطعی و بی مخالف شورای شهر شده اند چرا از آمدنِ مصطفی چمرانِ اصولگرا به شورا تا این حد نگران اند؟ مگر نه این که اصلِ اصلاح طلبی تضارب اندیشه های راست و چپ بوده و مگر نه این که حضور یک عضو منتقد در شورا می تواند بهانه ای برای شفافیت رفتارِ همین شورا باشد؟
در طول دوره های پیشین شورای شهر تهران، مردم ظرفیت اصولگرایانی که قاطبه شورا را به دست آورده بودند، سنجیدند و اصولگرایان با انتخاب های نادرست و سیاسی خود، تهران را با میلیاردها تومان بدهی و صدها میلیارد تومان فساد اداری تنها گذاشتند و حیاط خلوت خود را رها کردند. آیا این بار نوبت اصلاح طلبان است که صداقت را به خاطر آن چه که «فعل سیاسی» می نامند –اما هیچ شباهتی به کار حزبی یا گروهی ندارد- گردن بزنند؟
تهرانی ها فراموش نمی کنند که یک بار دیگر در سال 81 ماجرایی مشابه با امروز در شورای شهر اتفاق افتاد. مصطفی تاجزاده عضو علی البدلِ شورایی شد که به طور قاطع در تمام کرسی هایش در اختیار اصولگرایان بود و هر گونه تغییری در اعضای شورا می توانست درها را به روی یک اصلاح طلب پشت در مانده، باز کند. آن زمان اصلاح طلبان عدم تمایل شورا به ورود تاجزاده را دالِ بر حیاط خلوت سازی شورا توسط اصولگراها می دانستند و امروز نباید خود از ورود چمران به این ساختمان در هراس باشند. در این میان اما همچنان همراهی رسانه های اصولگرا و اصلاح طلب بر سر شهردار شدن محسن هاشمی مطایبه تلخ تاریخ است. با تهران و تهرانی ها که به امید افق های تازه به لیست امید رای دادند.
ماروزنامه نگاریم و درباره اینکه چه کسی باید شهردار شود نظر و علاقه و ارادت خاصی نداریم. این را هم که مقامهای اجرایی بین اعضای خاندانهای بزرگ دست به دست شود خوش نمیداریم، علاقمند به سلطه نگرش های اصلاح طلبانه بر همه شئونات کشور هم هستیم و آنچه بر نمیتابیم، دورزدن یا گریز از عیارها و مصالح حکومت و مشارکت خردمندانه و ترس از تقسیم قدرت است. شورای شهر باید شائبه بی میلی به حضور یک رقیب و مخالف سیاسی در درون خود را به طریقی عاقلانه برطرف کند.
🆔 @jameeno
Forwarded from IRAN IMAGES | ایرانایمیجز
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#ویدئو
آبان 1357 - روز آزادی صفر قهرمانیان (صفرخان) از زندان رژیم پهلوی. صفرخان طولانیترین زندان سیاسی را در تاریخ ایران، به مدت ۳۲ سال تحمل کرد.
🇮🇷 @iran_images
آبان 1357 - روز آزادی صفر قهرمانیان (صفرخان) از زندان رژیم پهلوی. صفرخان طولانیترین زندان سیاسی را در تاریخ ایران، به مدت ۳۲ سال تحمل کرد.
🇮🇷 @iran_images
#الف
🔹شکستن تعادل شکننده
▫️شورای سردبیری : دعوای درون سیستمی تازه در کشور، برسر یک دور جدید از تصفیه اشخاص خودی سابق و مقابله با پدیده ای ادعایی است که اسم اختصاصی آنرا " نفوذ در ساختار نظام " گذاشته اند. تصفیه شوندگان کسانی اند که ماموریتشان" ارائه تحلیلهاواطلاعات غلط به مسئولان" و نشانه شان هم" زاویه داشتن با خط اصلی اسلام و انقلاب" است(نشانه ها، دستگاه دولت را نشان میدهند). رسما در ارگان اقتدار طلبان نوشته اند که تصفیه ای در کار است و متر آن هم فقط در ذهن خودشان است. معیارهایی که داده اند اینهاست: " شناسایی ازروی نوع سخنان"، و اینکه میگویند" ما اصلاح کننده ایم."
در فهرست این نفوذی هاغیر از "خزیده در تیم هسته ای"، "در پوشش محیط زیست " و "اغتشاشگر بازار ارز"، گروه جدیدی اضافه شده که "درپوشش خیر خواهی نسخه حذف برنامه موشکی ایران و سرازیر شدن تروریست ها به این کشور را میپیچند". جالب است که همه این نشانی ها هم به اعضای دولت اشاره دارند. وضع دولت خوب است؟
خوب نیست و نشانه اش حرفهای پریروز روحانی بود که حاکی است او برای رویارویی با هجمه ای آماده میشود. البته تعارضی اساسی در حرفهای او و معاون اولش وجود داشت : تاکید بر اینکه همه چیز تحت کنترل است، بابروز دادن روحیه رزمجویی در مقابل آنچه روحانی به آن نام مستعار " دستگاه های نظارتی " داده بود در تعارض است. به نظر میرسد همه چیز تحت کنترل نیست.گویا آن دستگاه حساب کرده تریلی ترامپ تا بیست روز دیگر از روی دولت روحانی رد میشود و فضا را برای برگرداندن موفقیت آمیز ورق فراهم میکند. ترشرویی ها ، سختگیری های اجتماعی، سلطه ایده بدوی جلوگیری از خروج ارز، بستن مجاری اطلاع رسانی ، در مجموع آماده شدن برای هم ورود به تنشهای خارجی، و هم حل مساله قدرت در داخل را نشانه میدهند. این سناریو پاسخ پرسش انتهایی الف دیشب نیز هست: نظام از خشمگین کردن بخشهایی از جامعه باکی ندارد، به شرط آنکه مردم دولت را مسبب بدانند و خواستار رفتنش باشند (سناریوی اولیه مشهد در شروع اعتراضات دی ماه نیز تحریک علیه دولت بود).
نمیتوان به قطعیت گفت، ولی به نظر میرسد تحلیلی وجود دارد در باره مفید بودن ترکیبی ازنتایج تهدیدهای ترامپ و اعتراضهای فزاینده داخلی ، برای حل چند مساله به صورت توامان: خلاصی ازدست دولتی که حالا دیگر موفقیت خود را در شفاف سازی حکومت میداند؛ مردمانی که وقت برگرداندن آنها به خانه و برقراری سکوت گورستانی فرا رسیده؛ و....آماده شدن برای یک در گیری که تصور پیروزی راحت در آن را تیتر دیروز ارگان میلیتاریستها منعکس کرده بود: "کره شمالی با بمب هسته ای به میز مذاکره باز گشت"
یک نفر باید به آقایان بگوید جامعه و ساختار نیروهای سیاسی ایران با کره شمالی فرق دارد .کره شمالی از نظر سیاسی و اجتماعی یکدست و همگون وفاقد آرمانها و مطالبات متنوع است و بمبش را هم در درون شکاف چین و آمریکا پدید آورده است . ایران چنین نیست. در ایران بیش از دو دهه است داریم یک تعادل بسیار شکننده را به روش چینی بند زن ها حفظ میکنیم. اضدادی را در کنار یکدیگر نگه داشته ایم که تنافر آنها را هرروز درقالب معرکه ای اجتماعی در پارکها، پاساژها، سالنها، پشت تریبونها، زندانها،مرزها، روستاها، و...میبینیم. اگر این تعادل شکننده را از میان بردارید با سیل بی مهار ی که راه می افتد، همه را پیش از مرگ به زور به جهنم برده اید.
🆔 @jameeno
🔹شکستن تعادل شکننده
▫️شورای سردبیری : دعوای درون سیستمی تازه در کشور، برسر یک دور جدید از تصفیه اشخاص خودی سابق و مقابله با پدیده ای ادعایی است که اسم اختصاصی آنرا " نفوذ در ساختار نظام " گذاشته اند. تصفیه شوندگان کسانی اند که ماموریتشان" ارائه تحلیلهاواطلاعات غلط به مسئولان" و نشانه شان هم" زاویه داشتن با خط اصلی اسلام و انقلاب" است(نشانه ها، دستگاه دولت را نشان میدهند). رسما در ارگان اقتدار طلبان نوشته اند که تصفیه ای در کار است و متر آن هم فقط در ذهن خودشان است. معیارهایی که داده اند اینهاست: " شناسایی ازروی نوع سخنان"، و اینکه میگویند" ما اصلاح کننده ایم."
در فهرست این نفوذی هاغیر از "خزیده در تیم هسته ای"، "در پوشش محیط زیست " و "اغتشاشگر بازار ارز"، گروه جدیدی اضافه شده که "درپوشش خیر خواهی نسخه حذف برنامه موشکی ایران و سرازیر شدن تروریست ها به این کشور را میپیچند". جالب است که همه این نشانی ها هم به اعضای دولت اشاره دارند. وضع دولت خوب است؟
خوب نیست و نشانه اش حرفهای پریروز روحانی بود که حاکی است او برای رویارویی با هجمه ای آماده میشود. البته تعارضی اساسی در حرفهای او و معاون اولش وجود داشت : تاکید بر اینکه همه چیز تحت کنترل است، بابروز دادن روحیه رزمجویی در مقابل آنچه روحانی به آن نام مستعار " دستگاه های نظارتی " داده بود در تعارض است. به نظر میرسد همه چیز تحت کنترل نیست.گویا آن دستگاه حساب کرده تریلی ترامپ تا بیست روز دیگر از روی دولت روحانی رد میشود و فضا را برای برگرداندن موفقیت آمیز ورق فراهم میکند. ترشرویی ها ، سختگیری های اجتماعی، سلطه ایده بدوی جلوگیری از خروج ارز، بستن مجاری اطلاع رسانی ، در مجموع آماده شدن برای هم ورود به تنشهای خارجی، و هم حل مساله قدرت در داخل را نشانه میدهند. این سناریو پاسخ پرسش انتهایی الف دیشب نیز هست: نظام از خشمگین کردن بخشهایی از جامعه باکی ندارد، به شرط آنکه مردم دولت را مسبب بدانند و خواستار رفتنش باشند (سناریوی اولیه مشهد در شروع اعتراضات دی ماه نیز تحریک علیه دولت بود).
نمیتوان به قطعیت گفت، ولی به نظر میرسد تحلیلی وجود دارد در باره مفید بودن ترکیبی ازنتایج تهدیدهای ترامپ و اعتراضهای فزاینده داخلی ، برای حل چند مساله به صورت توامان: خلاصی ازدست دولتی که حالا دیگر موفقیت خود را در شفاف سازی حکومت میداند؛ مردمانی که وقت برگرداندن آنها به خانه و برقراری سکوت گورستانی فرا رسیده؛ و....آماده شدن برای یک در گیری که تصور پیروزی راحت در آن را تیتر دیروز ارگان میلیتاریستها منعکس کرده بود: "کره شمالی با بمب هسته ای به میز مذاکره باز گشت"
یک نفر باید به آقایان بگوید جامعه و ساختار نیروهای سیاسی ایران با کره شمالی فرق دارد .کره شمالی از نظر سیاسی و اجتماعی یکدست و همگون وفاقد آرمانها و مطالبات متنوع است و بمبش را هم در درون شکاف چین و آمریکا پدید آورده است . ایران چنین نیست. در ایران بیش از دو دهه است داریم یک تعادل بسیار شکننده را به روش چینی بند زن ها حفظ میکنیم. اضدادی را در کنار یکدیگر نگه داشته ایم که تنافر آنها را هرروز درقالب معرکه ای اجتماعی در پارکها، پاساژها، سالنها، پشت تریبونها، زندانها،مرزها، روستاها، و...میبینیم. اگر این تعادل شکننده را از میان بردارید با سیل بی مهار ی که راه می افتد، همه را پیش از مرگ به زور به جهنم برده اید.
🆔 @jameeno